قرآن و امام حسین ع- قسمت پانزدهم

سازشکاری با طاغوت

قسمت پانزدهم

خداشناسی زلال، صاف و درست را امام حسین به ما یاد داد ، بعضی ها خداشناسی شون رحمانی است ، یعنی فقط به رحمت های خدا توجه می کنند. اساس جهنم را میگن نه ، اصلا جهنم چیه؟ این را آخوندها درست کردند. اما خداشناسی که قرآن توصیف می کنه ، خدائی ست که هم مهر دارد هم قهر دارد هم رحمت دارد هم نغمت دارد. هم نوازش می کند هم سیلی می زند. یکی از کلماتی که در قرآن تکرار شده کلمه انتقام است، انتقام به خدا نسبت داده شده، سوره زمر آیه 37: أليس الله بعزیز ذی انتقام. آیا خداوند آن توانایی که صاحب انتقام است، نیست. یعنی خدا انتقام میگیره، سوره مائده آیه ۹۵: وَالله عَزيزٌ ذُو انتقام. خداوند قدرتمندی است که انتقام میگیرد. و همچنین در سوره آل عمران و سوره های دیگر. امام حسین (ع) یکی از دیدارهاش در مکه، با عبدالله بن عمر فرزند خلیفه دوم است. که او پیشنهاد بیعت با یزید را به امام حسین (ع) داده، امام حسین (ع) فرمود یزید یک آدم منحرف، شراب خوار، فاسق، دستش به بیت المال آلوده است. چطور میگید من با او بیعت کنم عبدالله بن عمر منطقش این بود. گفت: پول دست اول است، زور هم دست اول است، پس ما باید بیعت کنیم .امام حسین (ع) مطالبی را به او فرموده: از جمله به آیه ای از قرآن اشاره کرده. ما در این مجموعه بیشتر تا به آیه قرآن می رسیم، میخواهیم ایست بکنیم که هم تفکر امام حسین (ع) را بهش برسیم، هم آیات قرآن را باهاش آشنا بشیم. فرمود: یا ابا عبد الرحمن، کنیه پسر خلیفه دوم است. أم علِمت أَنَّ مِنَ الْهَوَا الدُّنَیا عَلَى الله أنَّ الرأس يحيى بن الذكريا أهدي إِلَى بَقِياً مِنْ بَقَايَا بَنِي إِسْرائيل. اینها از خواری روزگاران گذشته ای که این هست که سر یک پیامبر پاک را یعنی حضرت یحیی، برای زن بدکاره ای در بنی اسرائیل بردند. یکی عاشق یکی دیگه شده بود. اون خانم گفته بود اگر می بخوای از من کام بگیری، باید سر آن پیامبر را، یعنی تاریخ گذشته، نه برای سرگرمی ست، برای عبرت گیری است این تاریخ گذشته ست. أَمَ تَعْلَمُ أَنَّ بَنِي إِسْرَائیل کَانُوا يَقْتَلُونَ مَا بَيْنَ الطلوعِ الْفَجْرَ إِلَى طُلُوعَ الشَّمْسَ سَبْعِينَ نبیا. بین اذان صبح، این تاریخ گذشته ست، یزید هم اگر ما بهش میدان بدیم، یک چنین کارهایی میخواد بکنه ، بین اذان صبح تا طلوع آفتاب هفتاد پیامبر را گشتند. ثم يُجلَسُونَ فى أَسْوَاقِهِمْ. بعد هم رفتند تو بازارها نشستند در مغازه ها. يبيعون وَيَشْتَرُونَ. شروع کردند خرید و فروش کردن. كأَلَمْ يَصنعُوا شَيْئًا. انگار نه انگار که هیچ کاری را انجام داده باشند. خداوند هم اونها را عذاب نکرد مهلت داد. تا روزگاری که خداوند دست انتقامش بیرون آمد. وَأَخَذَهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ أَخَذَ عزيز ذی انتقام. اون دست انتقام الهی بر اساس حکمتش، سروقت خودش بیرون میاد. إِتِّقِ الله حيا كن ، يااباعبد الرحمن. وَ لَا تَدَعَ نصرتی. یاری مرا کنار مگذار. تاریخ عبرتکده خوبی ست.

دانلود فایل صوتی

قرآن و امام حسین ع- قسمت شانزدهم

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *