قرآن و امام حسین ع- قسمت هجدهم
تقدیرات الهی
امام حسین (ع) غیر از مبارزه، اعتقاد به ما یاد داد. حقایق ما را تصحیح کرد. یکی از اعتقادات بسیار پیچیده که همیشه هم اختلاف و دعوا سرش بوده، این هست که انسان آزاد است یا مجبور. یک عده ای طرفدار این شدند که انسان آزادست. خوب اختیار داده هر کار بخواد بکنه. یک عده هم طرفدار این هستند که انسان مجبور است، مجبور محیط، مجبور تاریخ، مجبور شرایط. اونی که امامان شیعه به ما یاد دادند، این که لَا جَبر. جبر نیست، وَلَا تَفییض. آزادی مطلق هم نیست. بَلْ أَمر بَيْن الأمرين. یک چیزی بین این دو مثالی که استاد عزیزم حاج آقای قرائتی میزند. این که، خوب ما تو خونه هامون آب داریم، برق داریم، اینی که شیر آب را باز آب بیاد، یا کلید را بزنیم، برق روشن بشه دست ما هست یا دست اداره برق. میتونیم بگیم که هم دست ما هست هم دست اداره آب، اداره برق، یعنی این جهان یک فرمانروایی دارد، که همه فعل و انفعالات، تحت نظر او انجام میشه. از طرفی ما هم اختیاراتی داریم در یک چهار چوبه ای در یک محدوده ای اگر ما دانستیم خداوند چنین اراده ای دارد اینجا تسلیم میشویم. میگیم تسليم قضا و قدر الهی. امام حسین (ع) بارها و بارها در این سفر می فرمودند قضای الهی تقدیرات الهی این هست که ما در این سفر شرکت بکنیم، و لو میدانیم پایانش به شهادت ختم میشه. حتماً خیراتی دارد، برکاتی دارد، خدا این را برای ما خواسته این وظیفه را برای ما مشخص کرده، ما هم تسلیم هستیم. در راه مکه و عراق، امام حسین (ع) به یک شاعری بر می خورند به نام فرزدق که با مادرش او هم آمده بود حج. با امام حسین (ع) گفتگوهایی می کنند و از امام می پرسند: چرا شما با عجله مکه را ترک کردید؟ حضرت فرمودند که: لُوْ لَمْ أَعْجَلْ لأَخَذْتُ. من اگر عجله نمیکردم تو مکه مرا می گرفتند و می کشتند. نمیخواستم امنیت حرم الهی بهم بخوره. فرزدق خوب یک آدم فرهیخته ایست یک آدم فرزانه ایست. امام از او پرسید: اوضاع از چه قراره؟ او هم گفت: اوضاع کوفه از این قراره که دل های مردم با شماست. شمشیرهایشان علیه شماست. مقدرات هم دست خدا. امام به او فرمود: صَدَقة. ببینید؛ فرزدق داره یک حرفی را میزنه. شرایط اجتماعی را توضیح میده ولی یادش نمیره به لحاظ اعتقادی مقدرات همه دست خداست. در پاسخ فرمود: صَدّقةً. راست گفتی. لى الله الأمر. کاردست خداست. وَكُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأن. كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فی شان. یک آیه قرآن در سوره الرحمن، که من چند تا آیه دیگرش هم برای توضیح بیشتر میخوام برای شما بخوانم. در سوره الرحمن میخوانیم: و كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فان. همه کسانی که در این پهنه خاک زندگی می کنند، نابود می شوند. وَيَبْقَى وَجه ربک. ذات پروردگارت باقی می ماند. ذُو الْجَلال والا کرام. صاحب بزرگی، صاحب، عظمت است. پس همه می میرند. فَبِأَيِّ الآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان. به کدام یک از نعمت های پروردگار شما انکار می کنند. يسئلُهُ مَن فِي السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ. همۀ موجودات آسمانی و زمینی، دست نیازشون به سوی خدا دراز است. همه محتاج اند. مخلوق یعنی محتاج. كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِى شَأْنَ. در هر برهه ای خداوند فرمانروای عالم در یک کاری است. امامان ما تفسیر کردند این را گفتند معناش اینه: یک روز خداوند به یک جمعی قدرت میده. می آیند سرکار یک روز آنها را از الکه ی قدرت میاره پائین. یک روز یک کسانی به دنیا می آیند یک روز یک کسانی از دنیا میروند. یک روز، روزی می دهد و یک روز، روزی می گیرد. خدا ست. بر اساس قواعدی، حکیمانه خداوند این کار را می کند. من اگر دانستم این مسیر، مسیرالهی هست، تسلیم هستم. چرا؟ چون میدونم گفته داره برای من همه اش که نباید آسایش باشه همه اش که نباید شیرینی باشد. تلخی ها هم نقشه خداست. برکاتی درش هست. آیه بسیار مهمی ست. ما در این وقت کم به اندازه سواد مون گفتیم.


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.