زنده شدن مردگان در کلام قرآن

زنده شدن مردگان در کلام قرآن

نمونه های زنده شدن مردگان را خداوند در این جهان برای حضرت ابراهیم علیه السلام برای حضرت عزیر برای اصحاب کهف برای حضرت عیسی علیه السلام اینها را خدای قادر به نمایش گذاشته زنده شدن مردگان ممکن است. کسی دلیل علمی بر انکارش ندارد.

دانلود فایل صوتی(زنده شدن مردگان در کلام قرآن)


بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیِم
اِلَهی اَنطِقنِی بِالهُدیَ وَ اَلهمنِی التّقوَی خداوند ان شاء الله طاعات و عبادات و روزه داری اطعام تلاوت قران خدمات شما را به لطف و کرمش قبول بفرماید و دلهای همه ما را برای دریافت رحمتهایش در شبهای قدر مهیا بفرماید تمنا میکنم به روان تابناک خاتم الانبیا پیامبر عزیز اسلام و اهل بیت پاکش صلواتی تقدیم بفرمایید. بعضی برای تضعیف اعتقادات مردم از هنر استفاده میکنند. از نمایش استفاده میکنند از طنز، از کاریکاتور استفاده میکنند از تمسخر استفاده میکنند.
مرد بازرگانی است که از فلسطین به مکه می امد بین راه از روستایی میگذشت به قبرستانی رسید که استخوانهای مرده ها پیداشده بود تعدادی از ان استخوانها را در دستمالی گذاشت و مکه اورد این ادم را شما میشناسید عاص بن وائل پدر عمروعاص ان مرد نیرنگ باز. پیامبر هم درحجر اسماعیل نشسته بود با مسلمانان سخن میگفت امد و ان دستمال را باز کرد یک نمایش اجرا کرد. وَضَرَبَ لَنَا مَثَلاً وَ نَسِیَ خَلقَه برای ما مثل میزند یادش رفته خودش چگونه افریده شده. قال ان مردبازرگان گفت مَن یُحیِ العِظام وَ هِیَ رَمیم چه کسی زنده میکند این استخوانها را با اینکه پوسیده شده پوک شده. اتفاقا با دستش اینطوری کرد استخوانهارا پودرکرد آرد کرد. خداوند به پیغمبر فرمود جواب بده به قول حاج اقای قرائتی از اهنگ این ایات معلوم میشود شبهه هایی که برای اعتقادات مردم مطرح میشود علما باید جواب بدهند. نباید سکوت کنند نباید بی جواب بمانند نباید پسر و دختر ما حیران بمانند بلافاصله تا یک شبهه ای مطرح میشود پیغمبر مامور میشود جواب بدهد. قُل جواب بده قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ همان خدایی که این موجود را از روز اول آفرید او زنده میکند شما چرا راجع به اغاز خلقت شک نمیکنی.
چه کسی این خورشید را افرید چه کسی این ستاره ها را افرید چه کسی دریاها، کوهها را افرید جواب بده سوره یس وَ هُوَ بِکُلِّ خَلقِِ عَلیِم خداوند به همه ی افریده ها داناست. میدانی خدا کیست اَلَّذی جَعَلَ لَکُم مِنَ الشَّجَرَةِ الاَخضَر نَاراً خدایی که از درخت سبز اتش درست میکند. در سبزی معمولا شعله ور نمیشود اما خدا اینکار را میکند فَاِذا اَنتُم مِنهُ توقِدون شما در پرتو ان اتش گرم میشوید. اَوَ لَیسَ الَّذی خَلَقَ السَّمَاواتِ وَالاَرض بِقادِرِِ عَلَی اَن یَخلُقَ مِثلَهُم این خدایی که اسمانها و زمین را افریده نمیتواند دوباره این استخوان پوسیده را حیات ببخشد؟ بَلَی چرا وَ هُوَالخَلَّاق او افریننده ی علیم است. چون این موضوع در قران زیاد مطرح شده ما دو سه جلسه اینجا باید ایست کنیم این ایات را بیان کنیم ایاتی که خواندیم سوره یس بود از ایه ۷۹ تا پایان سوره، سوره اسراء ایات۵۰ و ۵۱.
دوباره یک جمعی امدند و این را گفتند وَقَالوا گفتند اَ اِذا کُنَّا عِظَامَاً وقتی ما استخوان پوسیده شدیم وَ رُفاتاً و این ذرات ماهم پخش شد یک بولدوزر امده این قبرستان را میخواهد به پارک تبدیل بکند این کامیونها هم می ایند یک کامیون میرود ورامین یک کامیون پاکدشت میرود یک کامیون باقرشهر میرود حالا ذرات ماهم در دل همین است ایا وقتی ما استخوان پوسیده شدیم و پراکنده شدیم اَ اِنَّا ایا ما لَمَبعُوثونَ خَلقاً جَدیداً دوباره به یک شکل جدیدی خلق میشویم. دیروز گفتیم هیچ دلیل علمی برای انکار معاد کسی نگفته منتها یک جوری سوال را میپرسد که نمیشود سوال فرق میکند یک کسی میپرسد برای دانستن یک کسی میپرسد برای انکار کردن یک کسی میپرسد برای امتحان کردن.
مثلا معلم برای دانستن نمیپرسد میخواهد ببیند دانش اموز میداند ان برای امتحان است. یک نوع سوال هم هست اسمش هست سوال انکاری در قالب سوال است ولی میخواهد یک چیز را انکار کند میگوید نشدنی است.
ایه بعد میفرماید خیلی خب بر فرض هم اگر شدنی باشد چه کسی میخواهد اینکار را کند فَسَیَقولونَ مَن یُعیِدُنَا چه کسی چنین قدرتی دارد؟ حالا از نظر عقلی قبول کردیم زنده شدن مردگان ممکن است چه کسی قدرت اینکار را دارد جواب بده قُل اَلَّذی فَطَرَکُم اَوَّلَ مَرَّه همان خدایی که روز اول ، روز اول ما کجا بودیم بنده الان مثلا تقریبا ۶۸ ساله هستم یک کسی از من بپرسد اقاسید ۶۹ سال پیش کجا بودی ۶۹ سال پیش نمیدانم جهرم شهرضا کاشمر در یک زمینی بودم یک رعیتی انجا امد گندم پاشید من گندم شدم به قدرت خدا، خدا به ابرها دستور داد باران باریدند ان دانه ها سبز شدند یک دانه صد دانه بعد فصل تابستان فرارسید انها زرد شدند ان کشاورز هم یک داسی برداشت و به کمر ما زد چقدر درد گرفت ما را داخل گونی ریخت ان گونی ها را به شهرها فرستاد چندتا گونی هم کاشان فرستاد کاشانی ها هم رفتند اسیاب ان گندمها را ما بیچاره شدیم زیر دو قطعه سنگ تا اردشدیم بابای ما با اجازه شما رفت از ان اردها خرید من ان وقتها یادم است به من هم میدادند. پدرم خدا رحمت کند اموات شما را میگفت این چونه ها را درخانه ها خمیر میکردند میبردیم نانوایی نانواهم یک پولی میگرفت میپخت خب ان نانها را بابا اورد سر سفره یک لقمه بابا یک لقمه مامان. ان اردها نان شدند ان نانها لقمه شدند ان لقمه ها به اذن خدا چرا اینجا شک نمیکنی ان غذاها خون شدند ان خونها نطفه شدند ان نطفه ها باهم شدند شدم من.
اندازه ام چقدر بود یک میلیون از ان را باید کنار هم میگذاشتند تا میشد به اندازه سر سوزن. او خدا در همان ذره چشم درست کردگوش درست کرد دست قلب کبد کلیه استخوان قیامت خیلی روشن است اصلا جای شک ندارد. فَسَیَقولونَ مَن یُعیِدُنَا میگویند چه کسی میخواهد مارا برگرداند دوباره زنده کند قُل جواب بده اَلَّذی فَطرَکُم همان خدایی که شما را افرید اَوَّلَ مَرَّه از روز اول.
این مثال هم خیلی قشنگ است از حاج اقای قرائتی است. اقای قرائتی میفرماید یک کارگر ساده مهندس نه یک مبتکر نه یک کارگر ساده خشت مال دیدید که حاشیه تهران هنوز است برای اجر و خشت این کارگر را بگوییم که شما یکی از این خشت ها رامیشود بشکنی خوردکنی دوباره بسازی غش غش میخندد میگوید خب کار من همین است یک خشت راساخته حالا میخواهد بشکند یا شکسته است همان اجر میگوید کاری ندارد یک مقدار اب میزنم دوباره نسبتی بین اب و خاک دوباره برایت خشت میزنم.
یعنی خدا نمیتواند انسانی که افریده یعنی خدا از ان خشت مال ضعیف تر است می ایم بالاتر یک کسی هواپیما ساخته هواپیما ساخته ما میگوییم اقای سازنده میتوانی شما این قطعه هایش را باز کنی و دوباره مونتاژ کنی میخندند به ما میگوید ان کار سخت اختراع هواپیما بود نه مونتاژ. من از شما میپرسم مونتاژ سخت تراست یا اختراع؟ این اقا مثلا یک کارخانه موبایل را این را درست کرده شما هم یک پسری داری مهندس است دختری داری مهندس است این موبایل را همه اجزایش را بازکرده مثلا شده دویست تا ذره دویست تا قطعه حالا میرویم به ان سازنده میگوییم اگر مردی بیا اینها را اصلا خنده اش میگیرد میگوید اصلا طراحش خود منم اصلا خودم طراحی کردم خودم قطعه سازی کردم حالا شما قطعه هایش را بازکردی مثل ذرات بدن انسان چشم کجا هست گوش کجا هست خودش بلد است.
اینها یعنی یک موضوع مهمی است که ما باید چون در قران تکرار شده زیاد بیان کنیم. سوره اعراف ایه ۲۹ کَمَا بَدَاَکُم تَعُودون همانطور که در اغاز خلق شدید برخواهید گشت قیامت زنده خواهیدشد سوره روم ایه۲۷ وَالَّذی اوخدایی است که یَبدَاُ الخَلق خلقت را اغاز کرد ثُمَّ یُعیِدُهُ دوباره در قیامت یک خلقتی را برمیگرداند وَ هُوَ اَهوَنُ عَلَیهِ برگرداندن برای او ساده تر است ایشان همان کسی است که هواپیما ساخته حالا شما به او میگویید اگر مردی مونتاژ کن. وَهُوَ اَهوَنُ ،اَهوَن یعنی اسانتر مونتاژ اسانتر است از اختراع. چرا نمیخواهیم این راقبول کنیم یا باید بگوییم این جهان پیچیده و شگفت انگیز خالق ندارد یک ساعت دیگر باید بنشینیم بحث خدا را کنیم که اصلا این جهان خدا دارد یا اگر پذیرفتیم این جهان خدا دارد قیامت باورپذیری اش خیلی اسان است.
میخواهی تعجب کنی از اصل خلقت تعجب کن نگاه میکنی یک تخم پرنده ای امام صادق علیه السلام به دکتر هندی که خدا را قبول نداشت فرمود الان در همین تخم پرنده یک طاووس است این طاووس را داخل تخم پرنده چه کسی طراحی کرده چه کسی اعضا وجوارح برایش درست کرده چه کسی رنگ امیزی کرده یک طاووس هم ممکن است هفتاد طیف رنگی داشته باشد مثلا ده جور زرد زرد پررنگ زرد قناری و زرد… اینها را چه کسی انجام داده این دکتر هم به فکر رفت متحیر مانده بود ابراهیم خلیل الرحمان به پادشاه جبار گفت خدای من کسی است که زنده میکند می میراند. نمرود گفت خب من هم بلد هستم این یک نمایش است.
اقای نمرود شما چطور زنده میکنی گفت یک اعدامی را بیاورید اعدامی را دستور داد ازاد کنند گفت من زنده کردم یک ازاد را بیاورید ازاد را اوردند گفت اعدام کنید گفت من هم بلد هستم هم میمیرانم. ابراهیم خلیل کم نیاورد فرمود خیلی خب یک سوال دیگر خدای من هر روز خورشید را ازمشرق بیرون می اورد تو اگر مردی فردا ازمغرب بیرون بیاور فَبُهِتَ الَّذی کَفَر یعنی مبهوت شدند پادشاه جبار، خدا گرایی در فطرت ماهست باور به قیامت در فطرت ما است در روزهای اینده دلائل را خواهیم گفت امروز میخواهم راجع به امکان صحبت کنیم.
از فردا خواهیم گفت چه دلائلی وجود دارد که به جز این جهان، جهان دیگری باید باشد به دو یا سه دلیل خواهیم پرداخت به اندازه وقت محدود این جلسه و سواد کم گوینده این ایه هم خیلی قشنگ است سوره طارق میفرماید فَالیَنظُرِ الاِنسان مِمَّ خُلِق یعنی انسان باید بنشیند فکر کند ببیند از چه چیزی افریده شده خُلِقَ مِن ماء دافِق از یک اب جهنده درست شده یَخرُجُ مِن بَینِ الصُّلبِ وَ التَّرائِب که ان اب مقداری از ان از پشت یک مرد و مقداری از رحم یک زن خارج شده ترکیب شدند این شده انسان. چه کسی اینکار را کرده خدا همان خدا اِنَّهُ عَلَی رَجعِهِ لَقادِر میتواند دوباره این استخوان را جان ببخشد همان خدایی که از ذره ای اب ناچیز این اندام را این اندیشه را این سیستم مغز را این استخوان بندی را این اعصاب را افریدهمان خدا اِنَّهُ عَلَی رَجعِهِ لَقادِر میتواند دوباره بیافریند. بزرگان ما میفرمایند دلیل استدلال یک جور ادم را قانع میکند ولی دیدن یک جور دیگر، گاهی وقتها ادم به دلیل قانع میشود به دل همچنان نا ارام است.
ابراهیم خلیل سلام خدا بر او باد از کنار دریایی میگذشت دید لاشه ی یک حیوان است مقداری داخل اب است مقداری در خشکی سه جور حیوان سر این لاشه ریختند و میخورند ان تکه که در دریاست حیوانات دریایی میخورند ان تکه اش که در خشکی است حیوانات زمینی و پرنده های هوایی. یعنی مثلا فرض کنید یک خرس دریایی یا هرچی بوده این سه تکه میشود یک تکه اش کرکس ها و عقاب ها معلوم نیست کجا میبرند یک تکه اش هم شیرها و گرگها و یک تکه اش هم چه میشود. ابراهیم سوال کرد پروردگارا ببینید سوال ممکن است انکاری باشد ممکن است استفهامی باشد ابراهیم علیه السلام تقاضا کرد رَبِّ پروردگارمن اَرِنِی دلیل نمیخواهم میخواهم به من نشان دهی اَرِنِی کَیفَ تُحیِیِ المَوتَی به من نشان بده چگونه این مرده ها را زنده میکنی.
قَالَ اَوَلَم تُؤمِن خداوند پیام داد یعنی ایمان نداری گفت چرا پروردگارم ایمان دارم. قَالَ بَلَی وَلکِن لِیَطمَئِنَّ قَلبی این به صورت تجربی به صورت مشاهده یک مزه دیگر دارد این صحنه را میخواهم ببینم ممکن است خدا به ما هم نشان دهد. اگر آن نورانیت ابراهیم را داشته باشیم بله به ماهم نشان میدهد خداوند به ابراهیم فرمود چهار تا پرنده را بگیر انها را ذبح کن گوشت این چهارپرنده را درهم بکوب مثل ابگوشت که میپزیم نخود و لوبیا و پیاز و گوشت همه را یک چیزی میشود. بعد انها را ده قسمت کن سر ده قله کوه بگذار بیا پایین انها را صدا بزن در حدیث میفرماید ان چهار تا حیوان اینها بودند خروس کبوتر طاووس کلاغ.
حضرت ابراهیم هم نمیدانیم چقدر طول کشیده تا ان حیوانات را انطرف اینطرف پیدا کرده خروس که پیدا کردنش اسان است کبوتر هم پیدا کرده یک طاووس و کلاغ انها راذبح کرده و کوبیده سر ده تا کوه گذاشته. قالَ خداوند فرمود فَاخُذ اَربَعةً مِنَ الطَّیرِ چهار تا پرنده را بگیر فَصُرهُنَّ اِلَیکَ پیش خودت انها را جمع کن در هم بکوب ثُمَّ اجعَل عَلَی کُلِّ جَبَلِِ مِنهُنَّ جُزءاً انها را ده قسمت کن البته ده قسمت در ایه نیست در حدیث امده انها را ده قسمت کن بگذار سر ده تا بلندی ثُمَّ ادعُهُنَّ بعد صدا بزن خروس.
حالا خروس کجا هست ذرات خروس سر ده تا قله است یعنی همان مشکلی که شبهه اش را مطرح کردیم ذرات خروس یک تکه اش اینجاست یک تکه اش انجاست همین صدا بزن تازه ابراهیم خدانیست حجت خداست به اذن خدا ذرات خروس جمع میشود در ایه خداوندمیفرماید صدابزن یَأتِیَنَّکَ سَعیاً بی معطلی خروس جلوی چشمت حاضراست صدابزن طاووس حالا طاووس کجا است پرهایش کجاست پاهایش کجاست نوکش کجاست چشمش کجاست. جز خدا کسی نمیداند تو فقط همینکار را بکن صدا بزن طاووس یَاتِینَکَ سَعیاً یعنی بی معطلی باشتاب پیش تو می اید. صدا بزن کلاغ کبوتر وَاعلَم اَنَّ اللهَ عَزیزُُ بدان قدرت خدا خیلی زیاد است حَکیمُُ کارهایش روی حساب است.
یک مثال دیگر از اقای قرائتی حاج اقا قرائتی میفرماید در روستاها در عشایر زیاد اینکار را میکنند وقتی میخواهند کره درست کنند ان مشک را میزنند کره ها کنار درب مشک می اید بعداقای قرائتی این مثال رامیزند کره زمین رافرض کنید مثل ان مشکی که ان عشایرتکان میدهد اِذَا زُلزِلَتِ الاَرضُ زِلزالَهَا خدا این کره را روغنهایش اینطرف می اید. یک کشک می اید اینطرف یا کره می اید اینطرف. یک عشایر میتواند این ذرات چربی را جمع کند یعنی خدا نمیتواند؟ این ذرات چربی پخش بود بیست لیتر شیر بوده این عشایر با یک کار فیزیکی می اید این ذراتی که منتشر بود را جمع میکند. خدا هم اِذا زُلزِلَتِ الاَرضُ زِلزَالَهَا وَ اَخرَجَتِ الاَرض اَثقَالَهَا، اَثقَال یعنی مرده ها خداوند مرده ها را که ذراتشان پخش شده جمع میکند.
میشود یکی مثل جواد بهشتی یکی میشود اقای انصاری یکی میشود حاج اقا غنی پور اینها را دوباره خدا اینکار را میکند یک نمونه دیگر تعریف کنم بحث امروز تمام چون نمونه ها خدا زیاد اورده تا کسی نگوید ما نشنیدیم این حرف را ما ندیدیم این صحنه ها را ان صحنه ای که مقابل چشم ماهست همیشه فصل بهار است که دیروز هم اشاره کردیم امام علیه السلام فرمود در فصل بهار زیاد یاد قیامت بکنید اِذَا رَاَیتُمُ الرَّبیع فَاَکثِروا ذِکرَ النُّشور وقتی چشمتان به فصل بهار افتاد از روز رستاخیز و زنده شدن مرده ها زیاد یاد کنید برای بچه هایتان توضیح دهید.
بچه جان عزیزم مریم خانم اقا مجید این درخت تا ۲۰ روز پیش خشک بود این زمین هم خشک بود الان ۲۰ روز گذشته سبز شده چه کسی سبز کرده چه کسی برگ به این درخت اورده چه کسی شکوفه ایجاد کرده بعد ارام ارام میبینیم برگها باهم فرق دارند شکوفه ها با هم فرق دارند یک ماه و نیم دو ماه دیگر میوه هامیرسند این فعل و انفعالات یک نمونه ای از روز رستاخیز است بهار که میرسد قیامت را زیاد یاد کنید.
ما یک سوره ای در قران داریم به نام سوره کهف عجیبترین قصه های قران که حدود ۲۷۰ قصه در قران است در سوره کهف است. سه تا قصه دارد پر رمز و راز یکی قصه ذوالقرنین است یکی قصه موسی و خضر که سلام خدا بر انها باد یکی هم قصه جوانمردانی است به نام اصحاب کهف. انها در یک کشوری زندگی میکردند دریک جامعه ای زندگی میکردند که مشرک بودند ظالم بودند معصیت زیاد بود هر کاری هم کردند دیدند در یک اقلیتی هستند و نمیتوانند ان محیط را تغییر بدهند. گفتند حالا که نمیتوانیم محیط را تغییر دهیم خودمان محیط را ترک میکنیم از شهر به کوهستان رفتند و به غاری پناه بردند.
مامورها هم فهمیدند به تعقیب انها امدند و خداوند هم یک سنگی را جلوی ان غار قرار داد که تعقیب کنندگان انها را پیدا نکنند بعد هم این را قران میفرماید ۳۰۹ سال خداوند انها را به خواب برد بدون اینکه بدنشان فاسد شود. منتها این افتاب هر روز به بدن انها میتابید خود خدا در قران میفرماید ما کاری کردیم از این پهلو به ان پهلو هم میشدند تا مثلا زخم بستر نگیرند. بعد از ۳۰۹ سال خداوند میفرماید ما زنده کردیم در قیامت نه در همین دنیا انها چشم باز کردند فکر کردند مثلا دیروز یا دیشب خوابشان برده. گفتند گرسنه ایم یکی از ما برود در شهر و نان بخرد منتها مواظب باشد ماموران او را نشناسند.
این قصه در قران امده پس نمونه های زنده شدن مرده ها را خداوند در این جهان برای حضرت ابراهیم علیه السلام برای حضرت عزیر برای اصحاب کهف برای حضرت عیسی علیه السلام اینها را خدای قادر به نمایش گذاشته زنده شدن مردگان ممکن است کسی دلیل علمی بر انکارش ندارد. اما فردا میخواهیم بگوییم چه لزومی دارد اصلا یک جهان دیگری باشد چه دلیلی دارد به جز این دنیا حالا این دنیا ادمها بیایند و زندگی کنند و بمیرند یک دلیل لازم است تا حالاگفتیم امکان دارد فردا میخواهیم بگوییم به چه دلیل. یک دلیل عدل خداست یک دلیل هم حکمت خداست این را در روزهای اینده اگر زنده بودیم خواهیم گفت.(زنده شدن مردگان در کلام قرآن)
خدایا معرفت خودت را و معارفی را که در قران برای سعادت ما قرار دادی ما را اگاه به ان معارف قرار بفرما.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *