گریه بر شهید
/0 دیدگاه /در شرح دعای ندبه/توسط مدیرگریه بر شهید (شرح دعای ندبه)
گریه بر شهید در مکتب ما ریشه دارد. اصلا اسلام را همین گریه ها نگه داشته است. امام صادق علیه السلام فرمود هیچ چشمی محبوبتر از چشمی که برای مظلومیت ما گریه کند نزد خدا نیست. بعد فرمود گریه ای که برای ما می کنید قَد وَصَلَ فَاطِمَة به فاطمه می رسد وَأسعَدَ هَا عَلیه وَ وَصَلَ رَسُولِ الله این گریه به پیغمبر می رسد. هر کس قیامت محشور شود چشمش گریان است إلّا بَاکینَ عَلي جَدي الحُسَین علیه السلام.
جلسه اول:
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ
یَا دائِمَ الفَضلِ عَلَي البَریَّة یَا بَاسِطَ الیَدَینَ بِالعَطیَة یَا صَاحبَ المَواهِبِ الثَّنیَّه صَلِّ عَلَي مُحَمَّدٍ وَ آلِه خَیرِ الوَرَي سَجیَّة وَ اغْفِرْ لَنَا یَا ذَا العُلي فِي هٰذِه العَشِیَّة.
مجلس عزای سالار شهیدان شب جمعه شب رحمت و مغفرت خوشا به حال کسانی که امشب در کربلا هستند انبیاء اولیاء و صلحا از خداوند می خواهیم این توسلات را در هر جای عالم از همه بندگانش قبول بفرماید از خداوند می خواهیم از همه کسانی که ما را حسینی بار آوردند در این مجالس آوردند مهر به امام حسین را در دلهای ما و ذکر یا حسین را بر لبهای ما نشاندند پدران و مادران اجداد و نیاکان و علما و شهدا و بانیان این مجالس همه را مهمان سالار شهیدان بفرماید.
فرزندان ما تا روز محشر از بهترین ارادتمندان ابی عبدالله الحسین علیه السلام قرار بفرماید تمنا میکنم به روان پاک شهیدان به ویژه سید وسالار آنها و شهیدان ایران زمین شهید قاسم سلیمانی و خواهران و برادرانی که در این مجالس سالهای سال بودند والان چشمشان به این مجالس هست و کسانی که از این خانواده به عالم بقاء سفر کردند حدیث داریم عصرهای پنج شنبه و صبح های جمعه اموات به خانه هایشان می آیند و نگاه می کنند که آیا کسی به فکر آنها هست یا کاری برایشان می کند برای همه کسانی که بر ما حقی دارند صلواتی تقدیم بفرمایید. برای شفا همه بیماران مخصوصا بیماران دل شکسته و بی کس و بی چیز و اطفال مریض هم صلواتی تقدیم بفرمایید.
تاریخ بشر خیلی خواندنی است همیشه شنیده اید مولای متقیان امیرالمؤمنین علی علیه السلام در نامه ۳۱ نهج البلاغه به فرزندش امام حسن علیه السلام می فرماید فرزندم تاریخ گذشته را یک جوری بخوان که انگار خودت در آن مردم بودی با دقت بخوانید این همه پیامبر سفارش فرمودما یک کمی از آن را در دعای ندبه خواندیم ما که خیلی هایش را نخواندیم مردم هم فهمیدند پیام را اما وفا نکردند إلّا القَلیل لِرِعَایَةِ الحَّقِ فِیهِم یه عده خیلی کمی برای وفای به حق اهل بیت پیامبر وفا کردند.
ما سالهای قبل هم راجع به وفا صحبت کردیم ابراهیم خلیل به وفا ستایش شده است در قران امام حسین عزیز شب عاشورا یارانش را به وفا تعریف کرد میتوانست بفرماید من یارانی شجاع تر از یارانم داناتر خبره تر نه فرمود با وفا تر وفا خیلی مهم است با وفاترین کس خود خداست. پیغمبر فرمود اخلاقهای خدا را در خودتان پیاده کنید وَمَنْ أوفي بِعَهدِه مِنَ الله با وفاتر از خدا کیست!
معنای وفا
خب زندگی ما اجتماعی است قاعدتا به همدیگر قول میدهیم قرار می گذاریم عهد می بندیم تعهد میبندیم اینها باید پای حرفمان بمانیم چرا بی تعهدی میکنیم یک جامعه مورد پسند خدا یک جامعه با وفاست. وفا یعنی به هرکس به خدا قولی دادیم یا به پیغمبر یا امام زمان به شهدا قول دادیم به همسرمان قول دادیم به فرزندم یا به همسایه قول دادم فرقی نمیکند پریروز در رادیو معارف از مردم این سوال را می پرسیدند و مردم جواب میدادند آیا شده است یک قولی که یقین داشتی نمی توانستی انجام بدی و به کسی داده باشی؟ گاهی وقتها آدم از اول می داند که توان نداره چک میکشد آمده بود پیش آقای قرائتی عقدش را بخواند گفت مهریه چقدر گفت پانصد سکه چقدر است در آمدت و درآمدش را گفت حاج آقای قرائتی هم ضرب کرد در دوازده بعد ضرب کرد در هفتاد سال گفت اگر همه حقوق ها رو بگیری و یک ریال هم خرج نکنی بزاری بانک و سود هم بگیری پانصد سکه نمی شود. چرا آنجا می نویسی چیزی که یقین داری نمی توانی بدهی هنوز عقد را عاقد شروع نکرده آقا به خانم و خانم به آقا همینطور خالی بندی این ازدواج شکل بگیره تو را تا کره ماه می برم نمیدانم چی برات میخرم…
حدیث این را می فرماید لَا دینَ لِمَن لَا عَهدَ لَه اصلا قیامت پنجاه ایستگاه دارد که یک ایستگاهش مال عهد است. یعنی تعهداتی که ما دادیم هزارو چند صد سال است ملتها به مردم کوفه نفرین میکنند شامی ها و مدینه ای و مکه ای هم بد بودند ولی امضا ندادند لامروت تو اسم نوشتی امضا کردی چرا بر عهد خود نماندی می فرماید فرزند پیغمبر ببینید آقایان ما باید هر شب این را بگوییم قصه گذشته نیست قصه همه روزگاران است یعنی حسینی کسی است که متعهد باشد بماند روی قولی که داده است بایستاد پای عهدی که بسته است خب حالا اگر ما برعهدمان پایدار نمانیم چه می شود؟ نتیجه اش این می شود فَقُتِلَ مَنْ قُتِلْ عزیزان خدا را می کشند وَسُبِيَ مَنْ سُبِي زینب مثلش در تاریخ نیست به اسارت ببرند مال بی تعهدی مردم است وَ أُقصِيَ مَن أُقصِي عزیزان خدا را به آن دور دستها و به آن کشورها و روستاها تبعید میکند وَجَرَي القَضَا بِمَا یُرجي لَهُ حُسنُ المَثوبَه امام حسین علیه السلام ثواب خودش را می برد. آنها به تکلیفشان عمل کردند ضمنا آقای یزید آقای ابن زیاد و آقای عمر سعد و شمر شما فکر نکنید که به کامتان باشد این همه جنایت.
از چیزهایی که منبری ها خیلی کم می گویند سرنوشت همین جنایتکاران است. من هم خیلی سالها تصمیم داشتم مثلا یک دهه سرنوشت شمر چی شد ابن زیاد چی شد اینهایی که به طمع کشتن امام حسین علیه السلام آمدند اینها چه شدند. میفرماید اراده خدا بر این است که متقین بیایند سر کار. آقایان خانمها سی و چند هزار مردم عراق کشته دادند بعد از کربلا فقط یازده هزار نفر بصره. فکر کردند که اگر به کمک امام حسین علیه السلام نیایند خفه شوند و در خانه ها بخزند یا در لشکر عمر سعد ثبت نام کنند قصه تمام می شود؟ سنت خداست این جهان بر اساس هدفی آفریده شده است. شما مراقب دارید ناظر دارید هیچی به هیچی هر کس هر کاری میخواهد بکند انسان اختیار دارد ولی رها نیست یک موجود مختار تحت نظر برای همین است بعضی ها از روی فکر غلطشان می گویند حاج آقا انسان آزاد است و به معنای هر کاری که بخواهد بکند نیست. اگر به این معنا بود چرا باید پیغمبر بفرستد معلم و مربی برای چه آزادی به معنای اینکه اختیار دارد و یک کسی باید به او بینش و دانش بدهد هشدار بدهد رها نیست. یکی از سه سوره ای که شب بیست و سوم مستحب است بخوانیم سوره عنکبوت است.
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم حَسِبَ النَّاس أن یُترَکُوا مردم فکر میکنند رها هستند أن یَقُولونَ آمَنَّا وَهُم لَا یُفتَنون امتحان در کار است مراقب دارد. این جلسه یک کسی بعد از واقعه کربلا از امام زین العابدین علیه السلام پرسید کَیفَ أصبَحتَ حضرت فرمودند أصبَحنَا ما شب را به روز آوردیم در حالی که یُذَبِحونَ أبنَائَنَا وَ یَستَحیُونَ نِسَاءَ نَا یعنی همان قصه بنی اسرائیل و فرعون پسرای ما را همه کشتند زنان ما را به اسارت بردند. این طور امام زین العابدین فرمود امام باقر علیه السلام فرمود پیامبر که از دنیا رفت حقیقت ما را بیان کرد پیرویت ما را واجب کرد ولایت ما را لازم دانست اما تا پیامبر رحلت فرمود بر علی شوریدند.
امام باقر علیه السلام از قول امیرالمؤمنین علیه السلام نقل می کردند که مصداق درجه یک این آیه ما هستیم سوره اعراف آیه ۱۲۸ إستَعینُوا بِاللّه از خدا کمک بگیرید وَاصبِروا ایستادگی کنید أنَّ الأرضَ یُورِثَهَا مَن یَشاءَ مِن عِبادِه وَ العَاقِبَةُ لَلمُتَقینَ همین که در دعای ندبه آمده است سنت خدا این است که عاقبت از آن پاکان خواهد بود. ممکن است یک مقداری دیر شود زمانش دست ما نیست آخرای جنگ خیلی ها می آمدند من خودم یادم هست میـگفتند حاج آقا این حرف هایی که شما بالای منبر می زنید راست است؟ چطور مگر شما که گفتید ستمگر نابود می شود صدام که سر جاش هست جوان ها هم که در زندانها هستند خانواده ها هم که داغدارند گفتم والا من که خدا نیستم این را خود خدا گفته است: لَنُهلِکَنَّ الظَالِمینَ من نمی گویم ولی خود خدا گفته است ولی زمانش دست من و شما نیست او حکیم است گاهی مهلت می دهد چه بسا دوست دارد بعضی ها بفهمند اشتباهشان را و برگردند و توبه کند و ببخشد آنها را.
خدا حکیم است و خودش گفته است من ظالم را بیچاره می کنم انتقام میگیرم از ظالم این را ما نمی گوییم حرف آخوندا نیست حرف خود خداست خود خدا فرموده است این زمین به دست پاکان خواهد افتاد به دست پرهیزکاران خواهد افتاد به دست مؤمنان خواهد افتاد به دست صالحان خوهد افتاد اینها کلماتی است که در قران است به دست مستضعفین خواهد افتاد یعنی آنهایی که سمتگران آنها را در ضعف نگه داشتند نگذاشتند از استعدادهایشان استفاده شود.
عجب دعایی است این دعای ندبه وَسُبحَانَ رَبِنَّا إن کَانَ وَعدُ رَبِنَّا مَفعُولاً. سُبحَانَ که ما در رکوع و سجود می گوییم بعد از نماز هم سی وچند بار می گوییم یعنی خدا نقص ندارد نقص ها مال ماست این که فکر کنی خدا زورش نمی رسیده به یزید یا معاویه یا آمریکا چرا خدا زورش می رسد و وعده های خدا حق است و انجام شدنی است ولی زمانش دست ما نیست او منزه است از اینکه وعده ای داده و عملی نشود. وَلَن یُخلِفَ اللهُ وَعدَهُ خلف وعده نمی کند وَهُوَ العَزیز او نیرومند است الحَکیم کارهایش روی حساب و کتاب است فَعَلَي الأطائِبِ مِن أهلِ بَیتِ مُحَمَدٍ وَعَلي یعنی بر پاکان خاندان پیامبر و امیرالمؤمنین فَلیَبکِ البَاکُون یعنی گریه کن ها بنشینند گریه کنند وَ إیّاهُم برای آنها فَلیَندُبِ النَادِبُون ببینید چند تا کلمه است کلمه گریه و کلمه ندبه و کلمه دَمع و کلمه صَرخ و کلمه ضَجِّه و کلمه یَعِجَّ همه در یک جمله آمده است گریه به حالتی گفته می شود که صدا ندارد گاهی وقتها در روضه ها هم هست شما می بینید یک نفر سر وصدا ندارد ولی قطرات اشک دارد ندبه صدا دارد یعنی بغل دستی صدای گریه را می شنود بعد از اون دَمع هم یعنی اشک ریختن چون گاهی وقتها ما حالت گریه کن را داریم ولی اشک نداریم دست خودمان هم نیست این را حضرت علی علیه السلام فرموده است ریشه چشمه های اشک دل است.
وقتی انسان گناه میکند این دل سِجل می شود و اشک نمی آید. امام زین العابدین علیه السلام گریه می کرد که چرا گریه نمی کنم این نشانه صفای باطن و ضمیر روشن انسان است اشک برای شهید هم یک فلسفه دارد. خدا رحمت کند شهید مطهری را که یک مقاله دارد گریه برای شهید یک عده ای عقیدشون بر این است آقا مگر شما نمی گویید امام حسین پیروز شده است چرا گریه می کنید چرا غصه میخورید خب اینها نمی دانند چه منطقی پشتشان است با گریه مان برای این است که چون اینها پاک بودند الأطائب از طیب می آید طیب خیلی پاک بودند دلشان و چشمشان و روحشان و دستشان پاک بودند همه پاکی را خدا خلاصه کرده در اینها یک وقتی حادثه ای پیش می آید و کسی می میرد آدم دلش می سوزد یک موقع می گوید جوان بوده است دل آدم می سوزد دست خودمان نیست.
یا مثلا حضرت قاسم سیزده سالش بوده است یازده سالش بوده عبدالله بن حسن بعد اینها چقدر دلسوز مردم بودند خیر خواه مردم بودند خودشان را برای نجات مردم فدا کردند یک آقایی را این ملت و دنیا تماشا کردند به نام قاسم سلیمانی در کربلا و نجف و خراسان و خوزستان چه خبر شد مردم چرا گریه می کردند مردم می گفتند خیلی پاک بوده است خیلی مردم را دوست داشته است خوشبختی همه رو می خواسته وقتی آدم دلش می سوزد این نشانه انسانیت ماست گریه نکنیم باید شک کنیم مثل این که یک مشکلی دارد شخصیت ما.
یعنی یک فرمول طبیعی است فَعَلي الأطائِب بر پاکانی که مظلومند خدا رحمت کند شیخ عباس قمی یک کتاب دارد به نام نفس المهموم که از یک حدیثی گرفته شده است. حدیثش این است نَفَسُ المَهمُوم لِظُلمِنَا تَسبیح. امام صادق علیه السلام فرمودند یعنی یک غصه داری برای ما اهل بیت یک آه کشیده است این را سبحان الله می نویسند در پرونده اش. امام صادق علیه السلام به یکی از اهالی بصره فرمود به زیارت جدمان میروی او هم گفت نه آقا گفت چرا گفت حکومتی ها تحت نظر میگیرند همه را کسی برود کربلا بعدا اذیتش میکنند. فرمود خیلی خب کربلا نمی روی برای جدمان گریه می کنی گفت بله آقا فرمود لحظه جان دادن ما پیشتان می آییم این قصه اشک است.
امان زمان علیه السلام که فردا روز امام زمان است هزار سال است دارد گریه میکند هر صبح و شام. بعضی ها تحلیل شان این است آقا چرا انقدر سر و صدا مردم را اذیت می کنند نه اینجا می گوید فَلیَبکِ الباکُون یعنی گریه کن ها باید گریه کنند بی صدا بعد فَلیَندُبِ النادِبون صدایشان را باید بلند کنند فَلیَصرُخِ الصَّارِخونَ یعنی داد باید بکشند وَیَضِجَ الضَّاجُونَ باید ناله کنند وَیَعِجَّ باید بخروشند این معلوم است غیر از آن فلسفه درونی ما یک کار بیرونی هم با این حرکت می خواهیم انجام دهیم که مردم دنیا همین فیلم ها را که می بینند در تلویزیون می گویند اینها چه کسی هستند چرا خودشان را می زنند چرا اینطوری گریه می کنند چرا از هوش رفته است بالاخره یک کسی جواب می دهد می گوید اینها یک رهبری داشتند که کشته شده است چه زمانی بوده و چه کسی بوده است هزار سال پیش کشتند و الان دارند گریه می کنند چرا خب بریم بشناسیمش چند تا مقاله بخوانیم یعنی این محافل عزا خودش یکی از دلائل بقاء شیعه است. یک فلسفه محکمی دارد مال صفویه نیست مال قاجاریه نیست مال امام صادق علیه السلام است.
اصلا خود پیغمبر در ساعت جان دادنش می گریست اصحاب جمع شدند یا رسول الله چرا گریه میکنید می فرمودند برای حوادثی که امت من بر سر فرزندان و ذریه من می آورند گفتند یا رسول الله میشود آن حوادث را بفرمایید اولین حادثه دخترم فاطمه است کمک می خواهد هیچکس به کمکش نمی رسد اصلا پیامبر اسلام چی قبل از پیامبر اسلام از یک جریانی است که نوح نبی ابراهیم خلیل یعقوب نبی گریستند بر امام حسین علیه السلام.
خدا رحمت کند حضرت امام بنیانگذار جمهوری اسلامی را من یادم هست اوایل انقلاب بود یک زمزمه ای بلند شد که ما پیروز شدیم برای چی روضه دیگر تمام شود امام جدی به میدان آمد اصلا این حرکت مال امام حسین است این عزاداری ها به شکل سنتی است باید ادامه پیدا کند زود امام متوجه شد که وسوسه گرانی هستند که می خواهند ریشه انقلاب را از بین ببرند ریشه انقلاب امام حسین است. امام حسین علیه السلام هم برای خودشان نمی خواست بلکه برای بیداری ملتها و بندگی خدا را در همین لحظه آخر امام حسین علیه السلام چه فرمود رِضاً بِرِضَاک من راضی هستم رابطه مخلوق با خداست. یک کلیپی همین روزهای گذشته از آقای قرائتی پخش شد. آقای قرائتی می گوید اصلا اولین روضه خوان خود خداست کجا بِسمِ الله الرَّحمن الرَّحیم إذَا الشَّمسُ کوِّرت آنگاه که خورشید تاریک می شود تا می رسد به إذَا المَؤدَّتُ سُئِلَت بِأیِ ذَنبٍ قُتِلَت یک بچه مشرک اصلا خدا سرپرست هم نبوده است چون قصه مال زمان جاهلیت است که پدرها دختر را عار می دانستند و زنده به گور می کردند و خدا روضه آن را می خواند تا بیاییم کربلا این طفل های معصوم را چه جور اینها را قطعه قطعه کردند.
یک سوره ای ما در جزء سی داریم به نام سوره بروج بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ وَالسَّماءِ ذَاتِ البُروج وَالیَومِ المَوعُود وَشَاهِدٍ وَ مَشهود میرسد به آیه چهارم قُتِلَ أصحَابُ الأخدود مرگ بر اصحاب اخدود یهودیانی بودند که مسیحیانی را در یک کانال ریختند و آتش زدند النَّار ذَاتَ الوَقُود آتش داشت شعله می کشید إذ هُم عَلَیهَا قُعُود یهودیها لب کانال آن بالا نشسته بودند تماشا می کردند سوختن مسیحیان را وَ هُم عَلي مَا یَفعَلونَ بِالمؤمِنینَ شُهود داشتند کاری را که انجام داده بودند تماشا می کردند جرم اینهایی که می سوختند چه بود جرمشان این است وَمَا نَقَموا مِنهُم إلاّ أن یُؤمِنوا بِاللّه العَزیزِ الحَمید جرمشان این بود که به خدا ایمان داشتند. امام حسین علیه السلام روز عاشورا فرمود من مال شما را خوردم؟ یک قانونی را به هم زدم؟ جرم من چیست؟ گفتند بُغضاً لِأبیک از روی کینه ای که با پدرت داریم از خودت جرمی ندیدیم فرمود نامه به من نوشتید حالا منصرف و پشیمان شدید. خب بر میگردم.
گریه بر شهید
پیامبر عزیز ما من جایی ندیدم به اندازه ای که در احد گریه کرده در عمرش گریه کرده باشد یکی یکی کنار شهدا می نشست این داماد بود به عشق خدا آمد جبهه این حمزه بود تکه تکه اش کردند آمدند مدینه همه خانواده شهدا گریه میکنند فرمود حمزه گریه کن ندارد همه عزاداری ها را متمرکز کردند برای حمزه جعفر بن ابیطالب دو دستش را در جبهه قطع کردند خبر شهادتش را پیامبر آورد به خانه اش بچه هایش را روی زانو نشاند شروع کرد گریستن. اسماء بنت عمیس گفت یا رسول الله خبری از جبهه آمده است فرمود خداوند به جای آن دو دستی که همسرت در راهش داد دو بال به او می دهد. به مسجد آمد بالای منبر رفت روضه خواند برای این شهید این را منحرفان وهابی سر زبانها انداختند که گریه برای چه برای مرده گریه چرا.
این گریه ریشه دارد در مکتب ما اصلا اسلام را همین گریه ها نگه داشته است. امام صادق علیه السلام فرمود هیچ چشمی محبوتر از چشمی که برای مظلومیت ما گریه کند نزد خدا نیست بعد فرمود گریه ای که برای ما می کنید قَد وَصَلَ فَاطِمَة به فاطمه می رسد وَأسعَدَ هَا عَلیه وَ وَصَلَ رَسُولِ الله این گریه به پیغمبر می رسد وَ أدي حَقَنَا یک حقی ما بر شما داریم وَ مَا مِن عَبدٍ یُحشَرُ إلّا وَعَینَاهُ بَاکین هر کس قیامت محشور شود چشمش گریان است إلّا بَاکینَ عَلي جَدي الحُسَین علیه السلام وَإنَّهُ یُحشَر عَینَهُ قَرینَه با چشمان شاداب وارد محشر میشود با خوشحالی وارد می شود از اینجا به بعد این دعا را شروع کردیم گفتیم پیوندی دارد بین کربلا و آمدن امام زمان علیه السلام.
کسی که برای امام حسین علیه السلام عزاداری می کند یک نگاهی به گذشته می کند و غبطه می خورد و یک نگاهی به آینده می کند امید پیدا می کند حالا از اینجا به بعد ما این را می گوییم و هی تکرار می کنیم دنیا به چه جور آدم هایی احتیاح دارد؟ أینَ الحَسَن أینَ الحُسَین یک چنین کسانی جامعه بشری نیاز دارد أینَ أبنَا الحُسَین علی اکبر و آقا اباالفضل کجا هستند صَالِحٌ بَعدَ صَالِح وَ صَادِقٌ بَعدَ صَادِق أینَ السَبیلُ بَعدَ السَبیلَ أینَ الخیَرَةُ بَعدَ الخِیَرة یعنی اینها آرزوهای یک منتظر است دنیا تمام نشده است ما چشم هایمان تا چند کیلومتری را می بینند.
اسلام می گوید برو تا پایان تاریخ مجموعه را نگاه کن حالا شما حساب بکنید ما اگر کربلا می بودیم غروب عاشورا فرض کنیم زنده می بودیم چه حالی داشتیم خب خیلی ها که ضعیف الایمان باشند یأس در وجودشان می آید اما زینب کبری دنیایی امید زینب کبری وقتی عصر عاشورا همه را کشتند آمد به خیمه امام زین العابدین علیه السلام و این جمله را گفته است وَیَنصِبونَ لِهذا الطف در این سرزمین داغ پرچمی افراشته می شود لِقَبرِ أبیکَ سَیِدِ الشُهَداء بالاسر قبر پدرت سید الشهداء که به امام زین العابدین عرض کردند عَلي کُرورِ اللَیالي والأیامِ کرور به زمان امروزی یعنی میلیون میلیونها ماه و سال بیاد اینجا پایگاه بیداری خواهد شد این را حضرت زینب کبری سلام الله علیها فرموده است اشک می ریزد اما امید دارد اعتقاد دارد این جهان خدا دارد ناظر دارد مگر می شود بندگانش را به حال خودش واگذارد یک آینده درخشان ممکن است هزار سال بعد باشد منتهی من باید برای آن آینده یک قدمی بردارم. چه کسی خواهد آمد فردا شب خواهیم گفت هرکسی میخواهد یک سهمی در آخر الزمان داشته باشد از آن جنس کارها باید بکند. جلسه بعد خواهیم گفت چرا دعای ندبه خواندنش فایده دارد اگر نه مثل قران خواندن من است که الفاظ را بخوانیم.
شبهای جمعه فاطمه با اضطراب و واهمه آید به دشت کربلا گوید حسین من چه شد نور دو عین من چه شد…



دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.