اوصیای پیامبر اسلام- زیارت جامعه
/0 دیدگاه /در زیارت جامعه/توسط مدیراهل بیت علیهم السلام اوصیا و ذریه پیامبر

پیامبران که آمدند برای مدتی کار دشواری به دوششان بود و در ادامه خداوند فرمود هر پیغمبری باید اوصیا داشته باشد اوصیا یعنی ادامه دهندگان رسالت. سهم این جلسه این دو جمله است وَ أَوصیاء نَبي الله وَ ذُرِیَةِ رَسولِ الله.
دانلود فایل صوتی
بسم الله الرحمن الرحیم
السلامُ عَلي المَهدي الَّذي وَعَدَ اللهُ بِه الاُمَم أن یَجمَعَ بِه الکَلَم وَیَلُمَّ بِه الشَّعَث وَیَملَأ بِه الأرضَ قِسطَا وَ عَدلا وَعَدَ ما مُلِئَتَ ظُلما وَجَورا تقاضا میکنم به روان تابناک پیامبر عظیم الشأن اسلام و اهل بیت پاکش امام مجتبی علیه السلام و سالار شهیدان و علی بن موسی الرضا علیه السلام صلواتی تقدیم بفرمایید. از خداوندمیخواهیم این توسلات و ارادتها را در هر کجای عالم از همه به لطف و کرمش قبول بفرماید. از خداوند میخواهیم همه کسانی که ما را حسینی بار آوردند شیعه پرورش دادند پدران و مادران و اجداد و نیاکان علما و شهدا بانیان این مجالس این مساجد همه را مهمان پیامبر و اهل بیتش بفرماید. بچه های ما نسل و ذریه ما را الی یوم القیامه از بهترین مسلمانان و شیعیان تقدیر بفرماید. از خداوند میخواهیم رهبر عزیزمان و کشور عزیزمان و مردم عزیزمان را از هر گزندی مصون و محفوظ بدارد. برای شفای بیماران و مجد وعظمت مسلمانان و نابودی کفار و منافقان صلواتی تقدیم بفرمایید.
وَأَوصیاء نَبي الله وَ ذُرِیَةِ رَسولِ الله .سهم امشب این دو جمله است آدمها را خدا اینطوری قرار داده است که دوست دارندهمیشه باشند بقا را وماندگاری را دوست دارند از نابودی از هلاکت بدشان می آید. اسلام عزیز یک تدبیری قرار داده است به نام وصیت کلمه وصیت یعنی وصل. یک کاری کنیم آینده را به اکنون و گذشته وصل کنیم هر کسی در عمرش حتما به یک کاری علاقه دارد که دست می زند ولی آخرای عمرش دلواپس میشود. بعد از من کسی خواهد بود این کار را ادامه دهد. کارخانه ای بنا میکند مرکز پژوهشی تأسیس میکند مسجدی می سازد جاده ای احداث میکند هر کسی در شغل خودش دوست دارد کار او راه او فکر او ادامه پیدا کند.
هر کسی هر کاری را دست میزند حتما با رنج با صبر به موفقیت میرسد دوست دارد پس از او ادامه پیدا کند وصیت یعنی ادامه کار ما. از نظر مالی اسلام به ما فرموده است میتوانید یک سوم دارایی خودتان را در آن راه هایی که خودتان می پسندید خرج کنید آقا من اینکار را می پسندم یک سوم دارایی من را در این مسیر هزینه کنید. میتوانید وصیت کنید وصیتهای فرهنگی بچه های من عزیزان من نوه های من بازماندگان من اینگونه عمل کنید به مستمندان کمک کنید هر چیزی که در ایده اش هست.
بزرگترین انسانهای تاریخ پیامبران هستند. خداوند سوا کرده است إِنَّ اللهَ أصطَفي، اصطَفي مثلا شما میروید میوه بخرید از آن میوه فروش می پرسید آقا میشود سَوا کرد او هم میگوید بله میشود از آن سیبها گلابی ها و هلوهای خوشرنگ تر رسیده تر قشنگ تر به این کار می گویند إصطَفي. خداوند وقتی بندگانش را آفرید آن بهترینها را برای راهنمایی دیگران سوا کرد إنَّ الله أصطَفي آدَمَ وَنوحَا وَآلَ إبراهیمَ وَ آلَ عِمران. پیامبران که آمدند برای مدتی کار دشواری به دوششان بود و در ادامه خداوند فرمود هر پیغمبری باید اوصیا داشته باشد اوصیا یعنی ادامه دهندگان رسالت.
امیرالمومنین علیه السلام که از جنگ نهروان بر می گشت این را که دارم تعریف میکنم قسمت کوچکی از یک حدیث هفت صفحه ای است که مرحوم شیخ صدوق در کتاب خصال که توصیه میکنم بخرید و از کتابهای بسیار معروف شیخ صدوق می باشدکه این کتاب را با عدد تنظیم کرده است. یعنی قسمت اول حدیثهای یک قسمتی قسمت دوم حدیثهای دو قسمتی سه قسمتی و پنج قسمتی و ده قسمتی و چهل قسمتی و چهارصد قسمتی هم دارد که با عدد تنظیم شده است این را که من الان برای شما عرض میکنم در آن قسمت هفت تایی هست اسم کتاب خصال است هفت صفحه است این حدیث که من دو سه سطر آن را برای شما میگویم. سال آخر عمر امیرالمومنین علیه السلام بوده و از جنگ نهروان بر میگشت اندوهگین و غصه دار و آمد در مسجد نشست یارانش از جمله مالک اشتر همه نشسته بودند فتنه ای را پشت سر گذاشتند. هنوز بقایای آن فتنه یعنی خوارج نهروان تا ده ها وصدها سال بعد ادامه دارد.
همانطور که نشسته بودند بزرگ یهودیان وارد مسجد شد آمد نشست رو کرد به مولا امیرالمومنین علیه السلام این سوال را پرسید آقا شما وصی پیغمبر هستید؟ حضرت فرمود بله گفت من میخواهم چند سوال از شما بپرسم اگر واقعا وصی پیغمبر هستید ما در کتابهایمان خوانده ایم حال اکتابهای یهودیان از سه هزار قبل از اسلام است. مسیحیان از ششصد سال قبل، گفت ما در کتابهایمان خوانده ایم هر پیامبری که از دنیا رفته اوصیا داشته یعنی مخصوص پیامبر اسلام نیست سنت خدا این بوده است. همه پیامبران کار را رها نمیکردند یک کسانی پس از آنها کارشان را ادامه میدادند. حالا سوال من این است اوصیا پیامبران در کتابهای ما نوشته امتحاناتی در زمان آن پیامبر میدادند و امتحاناتی پس از آن پیامبر. اولین سوالم این است که تعداد این امتحانات چند تا بوده است امیرالمومنین فرمود ای برادر یهودی تو را قسم میدهم به آن خدایی که رود نیل را برای بنی اسرائیل شکافت و شما به سلامت گذر کردید اگر من درست جواب بدهم مسلمان میشوی یا نه؟
چون بعضی سوال میپرسند برای دانستن نیست برای سرگرمی است برای امتحان کردن است ما طلبه بودیم همان طلبه سال اول خیلی کم سواد الانم کم سواد هستیم یک وقتی قسمت میشد میرفتیم زیارت امام رضا علیه السلام خب در صحن نشسته بودند خانواده ها تا میدیدند یک طلبه ای دارد می آید میگفتند برویم این طلبه را امتحانش کنیم ما میدونستیم این قصه را. حاج آقا سلام بچه های حضرت آدم این خواهر و برادرا چطور با هم ازدواج کردند حالا ماهم یک جوابی میدادیم و میرفت و دوباره نگاه می کرد از آن گوشه صحن یک طلبه عمامه سفید می آید میگفت بریم این طلبه را امتحانش کنیم. سوال کردن بیست تا دلیل دارد یکی از آنها برای فهمیدن است یکیش برای دانستن است ای مرد یهودی من درست جواب بدهم مسلمان میشوی یا نه یک کمی فکر کرد وگفت بله مسلمان میشوم.
بعد حضرت فرمود آن امتحانات هفت تا بوده است هفت امتحان در زمان آن پیامبر موضوع اطاعت. هفت امتحان پس از آن پیامبر با موضوع صبر. خیلی امتحان سختی است امتحان اطاعت یعنی ما الان در این مسجد نشستیم الان از ما میپرسند آقا شما مطیع رهبر هستی به زبان ممکن است بگوییم بله ولی درعمل معلوم میشود. بعد این مرد یهودی گفت شما خودت این چهارده امتحان را دادی حضرت علی علیه السلام فرمود بله میشود توضیح بدهی فرمود بلند شو برویم بیرون مسجد تا برایت تعریف کنم. اصحاب فرمودند چرا بیرون ما هم می خواهیم بشنویم حضرت فرمودند شنیدن امتحانات علی تحمل میخواهد من امتحانات فوق العاده سختی دادم گریه تان میگیرد. آنها قول دادند تحمل میکنیم بعد حضرت آن چهارده امتحان را که الان نمیخواهیم وارد بحثش شویم یک روزگار دیگر برای شما خواهیم گفت. منظورم این بود اُصیاءِ نَبي الله انبیا اوصیا داشتند خداوند حکیم است مگر میشود یک پیغمبری را رها کند پنج سال ده سال بیست سال باشد و یک رسالتی را پیگیری کند بعد منقطع شود. ابدا بارها و بارها پیغمبر به امیرالمومنین میفرمود ياعَلي أنتَ وَصي وَ وارِثي تو وصی من هستی ما به اهل بیت این را میگوییم شما اوصیا نبی خدا هستید یعنی ادامه دهندگان راه او تداوم بخشهای رسالت او.
پیامبر میخواست چکارکند میخاست تعلیم بدهد تربیت کند میخواست عدالت را پیاده کند میخواست اخلاق را جهانی کند امامان ما همین اهداف را همین آرمانها را پیگیری میکنند. ما درباره امام رضا علیه السلام همچین عقیده ای داریم درباره امام جواد و موسی بن جعفر همچین عقیده ای داریم آنها اُصیاء نَبي الله هستند ادامه دهندگان راه پیامبر هستند. آن وقت یک نکته مهم این است کسی که وصیت میکند میخواهد یک وصی انتخاب کند چه جور آدمی را انتخاب میکند یک آدمی که بتواند کار او را پیش ببرد. مثلا الان بعضی از عزیزان ما در ورزش اینجا هستند فرض کنیم یک کسی یک تیم فوتبال تاسیس کرده است الان میخواهد برود بازنشستگی کی را به جای خودش وصی قرار میدهد. یک کسی که ورزش را بشناسد مثلا یک آخوند را حاج آقا بهشتی شما بیا این تیم پرسپولیس را مثلا خب ما از ورزش سر در نمی آوریم از مسابقه چیزی نمیدانیم اصلا اوضاع فوتبال در جهان چطور هست در غرب چطور هست یک کسی باید در آن رشته آشنا باشد.
یک کسی یک پالایشگاه ساخته است خب این میخواهد یک وصی انتخاب کند باید یک کسی باشدکه به اقتصاد آشنایی داشته باشد به صادرات به واردات اوضاع دنیا که چند پالایشگاه دارد اصلا چند جور پالایشگاه ما داریم اوضاع در ایران از چه قرار است. چه کشورهایی نیازمند ما هستند چه مشکلاتی در پالایشگاه است. یک همچین کسی باید بیاید یک کسی استاد دانشگاه است در علوم انسانی تحقیق میکند الان میخواهد وصی انتخاب کند قاعدتا یک هم رشته ای خودش را انتخاب میکند. یکی از شاگردان خودش را انتخاب میکند که در آن رشته مثلا روانشناسی جامعه شناسی مدیریت در آن رشته صاحب نظر باشد. حالا پیامبر ما میخواهد وصی انتخاب کند چه کسی را باید انتخاب کند یک کسی که خدا را بشناسد کتاب خدا را بشناسد بفهمد کتاب خدا را بسوزد برای مردم آنگونه که پیغمبر میسوخت. همچین کسی باید باشد نمی تواند هر کسی را انتخاب کند انتخاب وصی باید یک تناسبی داشته باشد با کار آن کسی که میخواهد وصیت کند.
بازاری یک جور کارخانه داری یک جور ورزشکار یک جور متناسب با آن رشته باید باشد. سوال اهل سنت برای جوان هایشان این را می گویند که پیامبر وصی انتخاب نکرده است این کار را به عهده مردم گذاشته است چنین چیزی قابل قبول است؟ اصلا فرض کنیم یک کسی نه شیعه نه و سنی بشنود پیامبری که ادعایش این است من بزرگترین پیامبر هستم من آخرین پیامبر هستم رسالت من جهانی است رسالت من تا پایان تاریخ خواهد بود می تواند آدم باور کند چنین پیامبری از دنیا برود و رها کند و وصی انتخاب نکند. یعنی چه یعنی به عهده مردم بگذارد خوب ما سوال می کنیم اگر واقعاً چنین چیزی بوده است ساز و کارش چیست؟یعنی انتخابات صورت بگیرد مردم رأی بریزند خب ما می بینم پس از پیامبر یک کسی آمده است که شما میشناسید ایشون تقریباً سه سال پس از پیامبر به عنوان خلیفه پیامبر بوده است همین آقا برای بعد از خودش وصیت کرده است گفته پس از من عمر بن خطاب چرا چون عقل این را می گوید سه سال زحمت کشیدم یک کسی باید راه من را ادامه دهد اسم میبرد مشخصات میگوید.
خلیفه دوم هم به روزهای آخر رسید ۱۲ سال بوده است برای پس از خودش یک تدبیری می کند شش نفر را معرفی می کند که این شش نفر بنشینند در یک فاصله زمانی کوتاه شش ماه و یک سال نه در همین یکی دو سه روز بنشینند و یکی از خودشان را انتخاب کنند ناظر بر آنها هم گفته پسرم باشد. خلیفه دوم گفته است ناظر بر این شش نفر یعنی یک چیزی به ذهن خلیفه اول رسیده به ذهن خلیفه دوم رسیده ولی به ذهن پیامبر نرسیده میتواند آدم چنین چیزی را باور کند. آن وقت یک مکتبی چقدر رنج برده برای آن چقدر خون ریخته شده است چقدر جوان پرپر شدند خودش دندانهایش شکسته و پیشانی اش مجروح شده است چقدر اشک ریخته در این بیست وسه سال میشود همینطور رها کند این رسالت را.
اصلا ما نه کاری به تاریخ داشته باشیم همانطور خودمان فکر کنیم میشود یک کسی یک موسسه بزرگی را تأسیس کند اصلا یک ورقه از خودش به جا نگذارد که بعد از من چکار کنید این کارخانه را پالایشگاه را چکار کنید این موسسه را. مگر روی ذکاوت او شک کنیم مگر در زیرکی او شک کنیم ما شیعیان اسنادی داریم اسناد متعدد داریم گاهی میگوییم خبر واحد یعنی امام یا پیامبر یک بار یا در یک جا خبری را گفتند خبر واحد ممکن است ضعیف باشد یا ناقل دستکاری کرده باشد. اما یک زمانی میگویند خبر مستفیض یعنی متعدد فراوان در طی سالهای متعدد به افراد مختلف به جمعیتهای مختلف پیامبر این کلمه را بکار برده است. جابر بن عبدالله انصاری پس از تولد حسین بن علی سلام الله علیها برای تبریک تولدامام حسین علیه السلام به خانه امیرالمومنین آمد سلام کرد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها چند نفر هستند که به آنها اجازه می داد به خانه اش وارد شوند سلمان فارسی ابوذر غفاری بلال حبشی و یکی دیگر هم جابربن عبدالله انصاری. رفتم برای عرض تبریک از حضرت فاطمه زهرا تقاضا کردم یک مطلبی برای من بفرمایید.
صدیقه طاهره فاطمه زهرا رفتند از اندرونی یک لوح سبز رنگ آوردند که با خط سفید نورانی مطالبی نوشته بود فرمودند جابر این را وقتی فرزندم امام حسین به دنیا آمده است پدرم از طرف آسمان این لوح را آورده است جابر گفت ای دختر پیغمبر میشود من یک نسخه از آن بنویسم حضرت اجازه فرمودند. آن نسخه درباره اوصیا یعنی همین جمله که ما امشب میخوانیم اوصیاء نَبي الله درباره هر وصی هم این حدیث در کتاب اصول کافی یکی از چهار کتاب معتبر شیعه آمده است یکی یکی اوصیا را حتی جابربن عبدالله انصاری مثلا برای بعضی از ائمه دو سه سطر توضیح هم داده است مثلا درباره امام حسین علیه السلام که از همه مظلوم تر است از همه غریب تر است در آن لوح است.
سلمان فارسی وارد مسجد شده است پیغمبر فرمود از من نمیپرسی اوصیا من کی هستند یعنی خود پیامبر تحریک میکرد که بپرسند پیغمبر اول به سلمان این را فرمود سلمان خبر دارید انبیا اوصیا داشتند؟ سلمان گفت بله میدانید که سلمان دانشمند بزرگی بوده است زرتشتی گری و مسیحیت همه را ده ها سال اطلاعات داشت. گفت بله یا رسول الله ای سلمان میدانی من هم اوصیا دارم میدانی اوصیا من چند نفرند؟ سلمان گفت شما بفرمایید فرمود دوازده نفر. اسم آن دوازده نفر را آورده بعد پیغمبر فرمود هر کس به این دوازده نور پاک ایمان داشته باشد از این جهان که میرود آن شب اول قبر از او میپرسند. بعد سلمان گفت همین اندازه که اسم آنها را حفظ باشیم کافی است فرمود نه اسم ناکافی است رسم و نقش آنها موقعیت آنها را در این عالم بدانید. ما درباره امامان خود اینطور فکر میکنیم شما اوصیا نبی الله هستید.
این سوال هم زیاد پرسیده شده است قبل از واقعه غدیر حین واقعه غدیر بعد از واقعه غدیر این سوال را میپرسیدند از پیامبر یا رسول الله این که شما کسانی را اسم میبرید که پس از شما ادامه دهندگان راه شما خواهند بود این کار خود شماست یا کار خداست؟ افراد متعددی پیغمبر فرموده است کار خداست سنت خداست نه درباره پیامبر اسلام پیامبران قبل هم اینگونه بوده است خداوند حکیم است برای پس از پیامبران نقشه داشته است. حتی همان آیه غدیر سوره مائده آیه ۶۷ معلوم میشود پیامبر به طور طبیعی یک دلواپسی داشته است یا أیُّها الرسولَ بَلِغ مااُنزِلَ إلیک مِن رَبِّکَ وَإن لَم تَفعَل فَما بَلَغتَ رِسالَتِه این کار را اگر نکنید کارتان ناقص است کارتان ابتر است گویا هیچ خدمتی نکرده ای وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ خداوند تو را به سلامت میبرد از این فتنه .خود خدا بلد است نه اینکه سختی نخواهی داشت خداونداین مهره ها را این نورهای پاک را برای تبیین درست اسلام در قرن های آینده برای اجرای درست اسلام در آخر الزمان اینها را فرستاده است.
یک فراز دیگری را هم بگوییم وَذُریَتِه رَسولِ الله شما فرزندان رسول خدا هستید ذریه پیغمبر هستید. درباره پیامبر ما و ذریه او به ظاهر یک مشکلی وجود دارد و این مشکل هم این است که پیامبر ما پسر دار بود ولی پسرانش از دنیا رفتند نوه های پیامبر ما از طریق فاطمه زهرا سلام الله علیها به دنیا آمدند. یعنی فرزندان دختری نوه های دختری هم بنی امیه هم بنی مروان هم بنی عباس با یک کینه توزی عمیقی اینها را زیر سوال میبردند. به اهل بیت میگفتند شما حق ندارید بگویید ما بچه های پیغمبریم هارون عباسی مأمون عباسی منصور عباسی حجاج بن یوسف ثقفی اینا کمر بسته بودند که اهل بیت این حرف را کنار بگذارند که ما بچه های پیغمبریم. دلائلی داریم که موسی بن جعفر چطور جواب هارون را داده است امام رضا علیه السلام در حضور جمع چگونه جواب مأمون را داده است که ما نمیرسیم بیان کنیم.
یک خاطره را انتخاب کردم شعبی میگوید روز عید قربان حجاج بن یوسف ثقفی مرا احضار کرد. حجاج یک انسان سنگدل قصی القلب یک محقق مسلمان گفته اگر یک مسابقه ای باشد و فراخوان اعلام کنند جنایتکارترین فرد تاریخ کی بوده است و همه ملتها نفرشان را بیاورند مسلمانها در آن مسابقه برنده میشوند. چون در مسلمانها کسی را دارند به نام حجاج وقت نمیکنیم بگوییم حجاج که بوده است. شعبی میگوید روز عید قربان حجاج مرا احضار کرد و به من گفت آماده شو میخواهیم به مناسبت روز عید یک عراقی را قربانی کنیم من گفتم عید قربان گوسفند قربانی میکنند شتر قربانی میکنند عراقی برای چه؟ گفت نه من تصمیم گرفتم برو یکی از فقهای عراق را پیدا کن این را میخواهم قربانی عید قربان کنم. پرسیدم خب شما دستور دهید اول گفتم مرا معاف بدارید از این کار گفت حتما تو باید این کار را انجام دهی یک فقیهی در عراق است که از محبان اهل بیت است اسمش هست یحی بن یعمر برو ببین کجاست او را بیاور. امروز من گزینش کردم که او را قربانی کنم. به شدت غمگین شدم با خودم گفتم یحیی میخواهی چکار کنی. یک فقیه شیعه را برای چه میخواهی در خونش شریک شوی بالاخره در دستگاه حجاج کار میکردم رفتم آن فقیه را آوردم حجاج به او گفت تو گمان میکنی رهبر اهل عراق هستی؟ او جواب داد من یکی از فقهای عراق هستم. حجاج گفت چگونه فقیهی هستی که گمان میکنی حسن و حسین ذریه رسول الله هستند.
حساب کنید بهانه اعدام او این قصه است چقدر بدشان می آمده که مثلا امام رضا علیه السلام بگوید من بچه پیغمبرم. تو چه فقیهی هستی که گمان میکنی این فقیه شیعه گفت من گمان نمیکنم من یقین دارم گمان نیست بلکه ادعایی بر حق دارم حجاج پرسید یک آیه از کتاب خدا برای این ادعایت بیاور حجاج گفت البته میدانم شما شیعه ها چند آیه می آورید. حتما منظورت این آیه است سوره آل عمران آیه ۶۱. آن فقیه عراقی آماده شد آیه را بخواند حجاج پیش دستی کرد خودش این آیه را خواند حتما آیه ۶۱ سوره آل عمران که درباره مباهله هست فَقُل تَعَالَوا نَدعُ أبناءَناوَ أبناءَکُم ای پیامبر حالا که مسیحی ها لج بازی میکنند که بحث مسلمانها و مسیحی ها راجع به خدا و یکتایی خدا بود که الان نمیرسیم بگویبم خب مسیحی ها زیر بار نرفتند و مباهله را اول پذیرفتند بعد دیدند که پیامبر با دخترش فاطمه زهرا و دامادش امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین آمده است مسیحیان عقب نشینی کردند و گفتند ما نمیخواهیم مسلمان شویم. حاضریم مالیات بدهیم هیچ تاریخی دوست یا دشمن نقل نکرده است که پیامبر برای مباهله جز امام حسن و امام حسین را آورده باشد به عنوان أبناءَنا نکند این آیه را.
و آن فقیه عراقی گفت که بخدا قسم این آیه دلیل خوبی است ولی من آیه دیگر را میخواهم استشهاد کنم رنگ حجاج دگرگون شد رو کرد به یحیی اگر آیه ای غیر از این آیه بیاوری هم ده هزار درهم به تو جایزه میدهم هم از خون تو میگذرم یحیی گفت شما این آیه را شنیده اید وَمِن ذُریَتِه داوودَ وَسُلَيمان این مراد کیست از ذریه او این او کیست از ذریه او داوود وسلیمان است حجاج گفت معلوم است حضرت ابراهیم است. آیات قبلش راجع به حضرت ابراهیم است پس داوود و سلیمان ذریه ابراهیم است گفت بله پس از اینها آمده است وَ أیوب و یُوسُف و َموسي وَ هارون وَکَذلِکَ نَجزِي المُحسِنینَ. اینها هم معلوم است یعنی ذریه حضرت ابراهیم هستند بعد از آن این آیه آمده است وَ زکَریا وَ یَحیي وَ عیسي خب عیسی در اینجا آمده که پدر نداشته است از طریق مادر به حضرت ابراهیم میرسد ولی خدا او را ذریه ابراهیم اعلام میکند. رنگ حجاج سیاه شد اول سرخ شده بود ناراحت عصبانی بعد گفت که او بواسطه مادرش به این افتخار دست یافت مریم به ابراهیم نزدیک تر است یا فاطمه به رسول خدا صَلّي الله عَلَیه وَ آلِه وَسَلم شعبی میگوید حجاج چنان مات و مبهوت شده بود گویا که سنگ بر دهانش زدند. دستور داد یحیی را آزاد کنند و ده هزار درهم به او بدهند و حیوانی را قربانی کنند و سفره ای را پهن کردند که روز عید غذا بخورند و هر لقمه ای را برمیداشت میگفت اعصابم خرد شده است این فقیه شیعه امروز اعصاب ما را خرد کرد.
امشب این را گفتیم خیلی ناقص و کوتاه، شما اهل بیت اوصیا نبی الله هستید. چرا همش روضه کربلا این آدرسی است که خود پیغمبر داده است این آدرسی است که انبیا داده است از آدم و نوح و یعقوب از ابراهیم و موسی و عیسی همه روضه کربلا را میخوانند جبرئیل به آنها یاد داده است. امشب درباره جوان بنی هاشم خدا رحمت کند آقا مجتبی تهرانی را چه محرمهایی چه روضه هایی میخواند میفرمود امام حسین علیه السلام صبح عاشورا خطبه خواند بعد از نماز. اصحاب یک خواهشی کردند که امام حسین قبول کرد خواهش این بود یا اباعبدالله خواهش میکنیم تا ما زنده ایم بنی هاشمی ها میدان نیایند طاقت دیدن نعش بنی هاشمی ها را نداریم اول ما کشته بشویم. امام حسین قبول کرد بعد نوبت پسرش که رسید آیت الله تهرانی میفرمود امام حسین پسرش را برد در خیمه ای خودش او را مسلح کرد لباس رزم به تنش پوشاند شمشیر حمایل کرد از خیمه که بیرون آمد این کار را کرد محاسنش را روی دست گرفت صورتش را به سمت آسمان کرد صدا زد ای خدا جوانی به میدان میرود که شبیه ترین مردم به پیغمبر است خَلقا و خُلقا و منطقا خیلی برایش سخت بود. هر وقت دلتنگ پیغمبر میشدیم به علی اکبر نگاه میکردیم علی جان بلند شو قران بخوان به یاد پیغمبر. خدا رحمت کند شهید مطهری میگوید من تحقیق کردم کسی در روز عاشورا همچون علی اکبر نجنگید حیدری میجنگد پس از ساعتی آمد نزد پدرش گفت پدر جان العَطَش قَد قَتَلَنی وَثِقّلُ الحَدِیدِ أجهَدَني فرمود عزیزم علی جان به زودی از دستهای جدم سیراب میشوی با پدر وداع کرد دقایقی نگذشته یک وقت صدای ناله جوانش را شنید با عجله آمد از اسب پیاده شد نشست روی زمین صورت به صورت جوانش گذاشت صدا زد عزیزم لَقَد إستَرَحتَ مِن هَمِ الدُّنیا وَغَمِهَا وَ بَقَي أبوکَ فَریدا وَحیدا همه صدا بزنید یا حسین. به حق علی اکبر پروردگارا جوانهای ما دختران و پسران جامعه ما را از شرور روزگار حفظ بفرما.



دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.