تفسیر آیات 86 تا 89 سوره طه( داستان سامری)

داستان سامریتفسیر سوره طه استاد سید جواد بهشتی

سالیان دراز موسی بن عمران و بنی اسرائیل با فرعون و فرعونیان مبارزه کردند. سامری یکی از همان کسانی که در مبارزات بوده توانست در یک زمان کوتاه، هنرمندانه دست به یک حرکت اغفالی بزند.

بسم الله الرحمن الرحیم

(تفسیر آیات 86 تا 89 سوره طه)

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی الامام التقی النقی، روز چهارشنبه متعلق به امام رضا علیه السلام است. در آستانه ولادت با سعادت امام رئوف هستیم. در خانه خدا بر سفره قرآن کریم سوره طه. از خداوند می خواهیم این گفتگوها را  با خیر و رشد و نور و به دور از هر آفت و آسیبی تقدیر بفرماید. تقاضا می کنم به روان پاک و تابناک ابالحسن علی بن موسی الرضا صلواتی عنایت بفرمایید.

انقلاب هایی که در جهان رخ می دهد وقتی به پیروزی می رسد این طور نیست که همه مخالفان نابود شوند. مخالفان هستند ولی ساکتند، هستند ولی توطئه می کنند. در بین خود انقلابیون هم کسانی هستند که به مطامع خودشان و آرزوهایشان نمی رسند، دوست داشته وکیل شود وزیر بشود نمیشود. او را حساب نمی کنند به حق یا ناحق. این ها تبدیل می‌شوند به مخالف گاهی هم همدست میشوند. چرا انقدر پیامبر اسلام نسبت به قصه بنی اسرائیل توصیه دارد خودشان دلیلش را فرمودند چون حوادث در امت من تکرار خواهد شد.

سالیان دراز موسی بن عمران با بنی اسرائیل مبارزه کردند با فرعون و فرعونیان. موسی علیه السلام به اتفاق ۷۰ نفر به کوه طور رفت تا قانون اساسی بیاورد. اعلام کرد که من چهل شب در بین شما نیستم. برادرم هارون جانشین من است چهل شب تمام شد و خداوند از روی حکمتش خواست امتحان کند این جمعیت را. یا دلیل دیگری گفتیم که خواست با نبی خود چند شبی دیگر راز و نیاز او را بشنود. یکی از همان کسانی که در مبارزات بوده او با طلاهایی که از فرعونیان گرفته و با طلاهایی که از خود بنی اسرائیل گرفته بود توانست در یک زمان کوتاه، چند سال نه، هنرمندانه دست به یک حرکت اغفالی زد. یک گوساله ای درست کرد به شکلی که بلد بود روی تپه گذاشت در معرض وزش باد قرار گرفت. ملت هم جمع شدند و گفتند این خداست نه خدای ما گفتن خدای موسی همین است.

چقدر پیام نهفته است در این قصه. پیغمبر فرمود آیه های قرآن هر کدام گنجی ست مسلمانان از کنار گنج ها بدون استفاده گذر نکنید. حالا من گاهی این مثال را میزنم مثلاً رئیس کل بانک مرکزی ما را به بازدید کل مخزن ها ببرد به ساختمانی که ما تو عمرمون نرفتیم آنجا و در را باز کند و بگوید هر چقدر می خواهید استفاده کنید و ما هم شروع کنیم به جوک تعریف کردن و بگویند بازدید تمام شد. آیه های قرآن هر کدام گنجی است. بدون استفاده گذر نکنید.

آقایان بانوان یک موضوع بسیار مهم در جامعه کسانی هستند که در چشم اند اینها کیانند؟ ثروتمندان، دانشمندان، چهره هایی هستند که جمعیت به رفتار او به ماشین او به خلق و خوی او به طرز فکر او به زن و بچه او. امروزی ها اسم برایش می گذارند حالا ما دنبال آن اسم نیستیم. می‌خواهیم این را بگوییم که این آدم های شاخص که نگاه های مردم به آنها است هم می‌توانند به پیشرفت و تعالی یک ملت کمک کنند هم می‌توانند در پسرفت و سقوط نقش ایفا کنند. شکی نیست ثروتمندان می توانند جاده درست کنند بیمارستان بسازند مراکز خیریه تاسیس کنند دل مردم را آرام کنند. در طول تاریخ بوده الان آثارشان هست. دانشمندان می توانند علم بیاموزند مایه شرف یک ملت باشند دانشمندان مفاخر هستند. می توانند در مقابل هم چوب لای چرخ بگذارند.

هنرمندان و قدرتمندان همه جمعیت یک کشور یا فراتر از آن کشور به این مهره ها نگاه می کنند. یک هنرمند با هنر خود یک فیلم می سازد یک نقاشی می کشد یک خط می سازد هزاران هزار نفر گاه نمی توانند کار یک هنرمند را بکنند. از آن طرف هم این هنرمند می تواند یک سیلی به صورت اسلام بزند و یک آسیب بزرگ به انقلاب بزند. این فرق میکند با بقیه شاخص های یک جامعه این هایی که از آنها نام بردیم ثروتمندان قدرتمندان هنرمندان به قول شما ورزشکاران که اسم هایشان در حافظه بچه ها هست. این افراد را همه به اسم می شناسند. توقعی که خداوند از اینجور آدمها دارد با توقع از بقیه فرق می کند.

قرآن کریم درباره همسران پیامبر می فرماید: ای همسران پیامبر شما با بقیه خانم ها فرق می کنید. شما همسر پیغمبرید توقعی که از شما هست جور دیگری ست. اگر دنبال اشرافیگری هستید یا اگر حجاب خود را رعایت نکنید یا اگر با همسرت هم آهنگ نباشی دیگه از بقیه چه توقعی هست. لذا این موضوع بسیار مهم است دشمن هم می آید سرمایه‌گذاری می‌کند روی همین هنرمندان. بخواهد با انقلاب در بیفتد با اینها سرمایه گذاری میکند.

امام خمینی بارها فرمود: انقلاب اسلامی اگر قرار باشد سیلی بخورد از داخل ایران است از آمریکا نیست از داخل است. یعنی همان آمریکا همان انگلیس می آید یک هنرمندی به جان ما می اندازد یک فیلم می سازد یا کاریکاتور می کشد یک رمان می نویسد یک نقاشی می کشد یا توسط یک استاد دانشگاه می‌آید اغراض خودش را… توسط دانشمندان و هنرمندان و ثروتمندان اینها که همه نگاه ها به آن هاست. که گاهی در قرآن این کلمه به کار رفته “مترفین” گاهی “ملأ” به کاررفته یعنی کسانی که چشممان را پر می کنند. ما در این قصه رسیدیم به یک هنرمند که هنر موسیقی بلد است الان شما حساب کنید این ارکستر هایی که در تهران الان بلیطش چنده ۶۰۰ هزار تومان ۷۰۰ هزار تومان بعد هم میری میبینی جا نیست.  چه محتوایی آنجا عرضه می شود چه کسانی آن محتوا را آماده می‌کنند و چه دست هایی پشت آن محتوا است.

یا جشنواره فیلم فجر می شود ۳۰ و ۴۰ تا فیلم این فیلم نامه ها را چه کسانی نوشتند و چه فکرهایی پشتش است. لذا الان در مورد سامری صحبت میکنیم خواهش می کنم توجه کنید فقط نگاه منفی نداریم. این هنرمند منفی است اما همه هنرمندان منفی نیستند. من شاید این قصه را تعریف کرده باشم. جوان های کاشان شنیدند که شهید مطهری ۱۰ شب بناست در یکی از مسجد های کاشان صحبت کند. روزی که شهید مطهری وارد شد گفتند خانه یک آقایی میرود به نام آقای شعبانی برویم به ایشان خسته نباشید بگوییم. ۱۲ نفری بودیم که من هم جزء آن ها بودم رفتیم آنجا آقای مطهری هم از مشهد به کاشان آمده بودند. صاحبخانه گفت خواهش می‌کنم تشریف ببرید آقا می خواهند استراحت کنند که منبر خوبی داشته باشند. گفتیم حالا که آمدیم اجازه بدید ایشون یه نکته ای به ما بگن. استاد مطهری فرمودن از مشهد که می آمدم منزل آیت الله العظمی میلانی بودم در آنجا این موضوع بحث شد که هنرمندان سوریه تصمیم گرفته اند یک فیلم سینمایی درباره پیامبر اسلام بسازند با منابع اهل سنت.

مراجع شیعه چه موضعی نشان بدهد آیا حمایت کنند یا مخالفت کنند یا بی طرف باشند؟ من هنوز صدای شهید مطهری در گوشم است فرمودند که من در آن جلسه دو ساعت صحبت کردم تا آن جمع را و آیت الله میلانی را متقاعد کنم که ما باید از آنها حمایت کنیم. اگر این فیلم برای رسول خدا ساخته شود حتی بر اساس منابع اهل سنت تا صد سال آینده این فیلم بیننده خواهد داشت.  آن فیلم ساخته شد و خود ماها شده بارها این فیلم را دیده ایم. تولد پیامبر که می شود آن فیلم را می گذارند باز هم می بینیم. یک مستندی ساختن برای ساخت همان فیلم که چه فرایندی طی شده تا آن فیلم ساخته شود.

آقای شهید مطهری می گوید یک هنرمند می تواند یک کاری بکند که صدتا سخنرانی من نتوانند بکند. یعنی هنرمندان ثروتمندان قدرتمندان و ورزشکاران آنهایی که در چشم هستند از هر دو جنبه هم نقش آفرینی مثبت و هم نقش آفرینی منفی میتوانند موثر باشند.

پیامبر عزیز ما صلی الله علیه و آله شنید یک جوانی صدایش بسیار زیباست و ترانه های زیبایی می خواند. هر ترانه ای که می خواند سر زبان‌ها می‌افتد. پیامبر فرمود جوان را بیاورید چند جلسه با او صحبت کرد و او را مسلمان کرد و فرمود حالا شعرهای ما را بخوان. این دفعه جوان هم که صدایش آشنا بود شعر ها را خواند و مخالف و موافق همان شعر ها را می خواندند. در این جلسات نمی‌خواهیم هنر و هنرمند را بکوبیم می خواهیم بگوییم این یک چاقوی دو لبه است. هنرمند هم می‌تواند در پیشرفت و عزت یک ملت نقش آفرینی کند و هم می‌تواند در پسرفت و سقوط نقش آفرینی کند.

سامری گوساله ای ساخته چقدر تلخ است این قصه. قصه های قرآن گاهی بیش از یک جا نقل شده. گاهی خدا یک قصه رو در چند جای قرآن تکرار می کند. خداوند حکیمانه این کار را می کند. در سوره مبارکه الرحمن وقتی یک آیه رو چند بار تکرار می کند معلوم می شود بندگان به تکرار آن آیه نیازمندند. “فبأی آلاء ربکما تکذبان” وقتی یک چیز زیاد تکرار می شود بر اساس یک حکمت است.

 

چرا قصه سامری که یک هنرمند مجسمه ساز موسیقیدان که خودش هم اهل مبارزه بوده است این همه تکرار می‌شود. اما حالا نرسیده به آن اقراضی که داشته منافعی که داشته و منافعی که فکر میکرده انقلاب اگر شود من چه کاره می شوم. حالا در غیاب رهبر دست به این کار میزند و این فاجعه یعنی شما حساب کنید تاریخ را که می خوانیم هارون جانشین رهبر متحیر است که چه کند. مردم را مجبور شد هارون دو دسته کند طرفداران سامری و طرفداران هارون. طرفداران هارون شدند اقلیت، طرفداران سامری یا امام زمان! یک انقلاب این همه شهید داده این همه خون دل خورده. طرفداران سامری پر تعداد طرفداران هارون تقریبا ۱۲ هزار نفر بودند این طور که در تاریخ آمده هر چه هست در اقلیت بودند. چقدر غصه خورد هارون. خداوند از طریق وحی خود به موسی فرمود حالا حضرت موسی چندین شب ۳۶ تا ۴۰ شب این وقایع هم در این روز های آخر شب سی و ششم تا چهلم اتفاق افتاده با خدای خود راز و نیاز می کند و یک دفعه و الهی نازل می شود که ای موسی امروز نمی دانی در شهر چه خبر شده. سامری مردم را گمراه کرده موسی علیه السلام هم با سرعت و با شتاب با دو حالت عصبانی و غصه دار. غضبان اسفا عصبانی و غصه دار با شتاب آمد به سمت مردم، موسی نمیخواهد   مردم را از دست بدهد.

الم یعدکم ربکم وعدا حسنا: چه بدی شما از خدا دیدید؟ از پراکندگی به وحدت آورد این همه به شما عزت داد اسیر بودید ذلیل بودید. چرا این کار را کردید ببینید آهنگش آهنگ دلسوزانه است که بالاخره یک رهبر نباید مردم را از دست بدهد الان آشوب شده است باید روزنه های امید را نگه دارد راه بازگشت را نگه دارد و اینطور نیست که به مردم بد و بیراه بگه و نفرین کند. نه با یک آهنگ دلسوزانه و مهربانانه بنی اسرائیل این همه خدا به شما احسان کرد این همه دریا را برای شما شکافت دشمن شما را نابود کرد این کار را باید بکنید؟ جوابی که بنی اسرائیل دادند هم در آن عذرخواهی است یعنی تاثیر گذاشت موعظه موسی.

“ام اردتم ان یحل علیکم غضب من ربکم فاخلفتم موعدی”: یا خواستید از تخلفی که از من میکنید غضبی از پروردگارتان بر شما نازل شود؟ گفتند در اختیار ما نبود ای موسی امروزی ها به این می‌گویند فرافکنی. یعنی تقصیر را به گردن کس دیگری انداختند. یعنی نمی توانیم روز قیامت بگوییم سامری ما را منحرف کرد پس از عقل کجا رفته؟ پیامبر خدا جانشین گذاشته چرا از اون پرسید؟ شما را موعظه کرد راهنمایی کرد شما را. حتی بالاترین کسی که انحراف ایجاد می کند شیطان است. قرآن گزارش می کند در جهنم جهنمیان به خداوند می گویند خدایا این شیطان بود که ما را گمراه کرد شیطان میگوید من شما را دعوت کردم خدا هم دعوت کرد چرا خدا را جواب نگفتید؟ شما آزاد بودید. درهرحال آهنگ جواب آنها در آن عذر خواهی هست. که این ما را تحت تاثیر قرار داد. دست خودمون نبود.

ولکنا حملنا اوزارا من زینت القوم فقذفناها … این طلاهارا، این طلاها از کجا بود مال فرعونی ها بود. مفسران میگویند مال حرام در راه حرام خرج می شود مگر میشود با مال حرام کار خیر انجام داد. دزدی کنیم بعد برویم مکه این چه مکه ای است. مال حرام در راه حرام خرج می شود طلایی که فرعون با ظلم و استثمار به دست آورده در راه ساخت گوساله به کار رفت. بعد سامری گوساله ای آورد جسدی که روح هم نداشت اما صدای گوساله از ان می آمد مردم هم نگاه کردند این چیست که هم کار گوساله را می کند و هم متفاوت است. و مردم گفتند این همان خدای شماست و خدای موسی هم است. اما سامری آن هنرمند مجسمه ساز موسیقیدان یادش رفت اینجا فقط یک کلمه دارد “یادش رفت” حالا مفاسران برای ما توضیح دادن چه چیزی را یادش رفت عهدی که با خدا داشت عهدی که با ملت داشت عهدی که با رهبر داشت اینها دیگر در قرآن نیست قرآن فقط گفته “یادش رفت” معلوم است یکی از خطر هایی که ما انسانها را تهدید می کند فراموشی است.

یادمان می رود که بودیم چه شدیم که ما را به اینجا رساند؟ قرآن کریم می فرماید انسان خودش را فراموش می کند خدا را فراموش می کند قیامت را فراموش می کند فراموشی درد بزرگی است. یک هنرمند که خودش سابقه انقلاب را دارد درد مردم را می داند الان خودش آمده جای فرعون نشسته عامل انحراف مردم شده است. خیلی قصه عجیبی است این قصه کم گفته می شود به خدا.

افلا یرون ان لا یرجع الیهم قولا ولا یملک لهم ضرا و لا نفعا: مردم نمی دانند که این گوساله نمی تواند با آنها صحبت کند و نمی تواند ضرری را از آنها دور کند این را آنقدر نمی فهمند که گوساله یک مخلوق است یک جسد است یک ماده است.

خداوند آفریدگار عالم است این ها نشان می دهد که انسان استعداد انحراف پذیری دارد. مخصوصاً به سوی مادیات انبیا آمدند انسان را پروبال بدهند به سوی آسمان ها و ماورای طبیعت ولی چون خودش از طبیعت خلق شده گرایش دارد به مادیت. شهید مطهری می گوید این بت از کجا درست شد این بت پرستی؟ بخش بزرگی از بت پرستی از مکه شروع شد. حاجیان بعد از حضرت ابراهیم می آمدند به زیارت کعبه از بس دوست داشتن کعبه و مکه را وقتی برمی‌گشتند دوست داشتن مایل بودند یک سوغاتی برای خانواده هایشان بیاورند. اوایل یه سری شن بر می‌داشتند و میگفتن این شن مکه است. بعد دیدن این شن ها خیلی خوشایند نیست این دفعه شستشو دادن شن ها را. بعد رفتن سراغ قلوه سنگ های رنگی زرد و نارنجی و آبی دیدید در بستر کوه ها یا دریاها سنگ های زیبا هست. استاد مطهری میگوید یه شغلی در مکه درست شد که این سنگها را تراش می‌دادند و می‌فروختند و این منجر شد به بت. یعنی انسان چون استعدادش را دارد که ماده را بپرستد در مقابل ماده بایستد و تعظیم کند.

این سامری از این زمینه برای انحراف استفاده کرد. من یادم هستی کتابی خواندم چند سال قبل. اسم کتاب را که نگاه کردم با تعجب روبرو شدنم. درباره قصه‌گویانی که در مسجد قصه می گفتند و حضرت علی علیه السلام به آنها تازیانه میزد. هرچه فکر کردم قصه که خوب است بهترین جای آن هم مسجد است. چرا امام علی علیه السلام آنها را زده. همان جا که کتاب را خریدم برای آقای رسول جعفریان است محقق هستند.

دیدم یه کسانی زمان خلافت خلیفه اول دوم و سوم تا زمان حضرت علی علیه السلام مرسوم بوده اینها از ایران به حجاز رفته بودند و توی مسجد قصه های پادشاهان ایران را تعریف میکردند امیرالمومنین علیه السلام جلوی آنها را گرفت و گفتن قصه یک هنر است جذاب است اما چرا قصه های قرآن را نمی گویید؟ بیش از ۲۰۰ قصه که قصه گو خداست قصه های راست قصه های الهام بخش آنها را ول کرده و قصه هایی از دیگران میگویید.

الان ما درگیر این ماجرا هستیم. یه وقتی یادم هست سه تا از مدیران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان من با آنها دیدار داشتم. من به آنها گفتم این قصه هایی که شما می گویید از اروپا آمده چهل و چند سال گذشته خوب در همین جا یک اتاق درست کنیم برای قصه های قرآن. این ها اثر نمی کند آنها روال خودشان را جلو می روند.

پیامهایی که از این قصه میگیریم:

  • با حضور رهبر در جامعه از دشمنان کاری ساخته نیست. این کار را سامری در غیاب رهبر انجام داد.
  • امت ها در غیاب رهبران الهی آزموده می‌شوند “فتنا من بعدک” ای موسی تو که رفتی ما قومت را امتحان کردیم.
  • نقش هنرمند غیرمتعهد در تخریب باورهای دینی و انحرافات مردم از طاغوت کمتر نیست.
  • ارتداد برای تازه ایمان آورده ها خطری است جدی. تازه انقلاب شده اینها لرزان هستند باید کارهایی کنیم که تحکیم شوند وگرنه برمیگردند.
  • اصحاب پیامبر بودن مهم نیست سامری از اصحاب حضرت موسی بوده. عاقبت بخیری مهم است.
  • همین که از انحرافی باخبر شدید فوراً عکس العمل نشان دهید. “فرجع” تا موسی شنید کوه طور را رها کرد و آمد به سمت ملت.
  • غیرت دینی از صفات بارز اولیای خداست. گاهی یه خبر را می شنود از فلان جا بعد میره ساندویچشو میخوره لااقل چهره ات تغییر کند غیرت داشته باش.
  • تخلف از عهد و پیمان با پیامبر الهی از عوامل قهر خداست. شما با موسی عهد بستید اگر تخلف کنید غضب خدا به شما می رسد.
  • آهنگ توبیخ باید به گونه‌ای باشد که راه توبه و بازگشت را برای خلافکار باز بگذارد.

جلسه بعد


 

دانلود فایل متنی

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *