تفسیر آیات 97 و 98 سوره طه

بازگشت حضرت موسی از کوه طور

تفسیر سوره طه استاد سید جواد بهشتی

آیات 97 و 98 سوره مبارکه طه، حوادث تلخ پس از انقلاب بنی اسرائیل و مواجهه حضرت موسی با بنی اسرائیل پس از داستان سامری.

بسم الله الرحمن الرحيم
در خانه خدا در آستانه اقامه نماز جماعت بیان آیاتی از سوره مبارکه طه از خدا می خواهیم این گفت و گو ها را موجب خیر و رشد و نور و به دور از هر آفت و آسیب و اشتباهی قرار بفرماید. تقاضا می کنم برای شفای بیماران و مجد و عظمت مسلمانان و نابودی کفار و منافقان صلواتی تقدیم بفرمایید 《الهم صل علی محمد و آل محمد 》.
در قصه موسی(ع) و بنی اسرائیل رسیدیم به حوادث تلخ پس از انقلاب امروز داشتم می خواندم مقام معظم رهبری در یک جایی فرمودند چه قدر ما محتاج خدا هستیم در مسیر زندگی. سه نفر در بنی اسرائیل هستند هر سه نفرشان در انقلاب بودند نه اینکه فرعونی باشند جزء بنی اسرائیل بودند ولی هر سه نفرشان سرگذشت های تلخ بد با بد عاقبتی این دنیا را ترک کردند. یکی هنرمندی به نام سامری. یکی دانشمندی به نام بلعم بائور. یکی سرمایه داری به نام قارون. آقا می فرمایند این قصه ها زنگ خطری است برای ما که پیوسته دست نیاز به سوی پروردگار دراز کنیم از خدا عاقبت بخیری را بخواهیم سامری سوء استفاده کرد از غیبت موسی(ع) و مردم را سرگرم کرد به یک موضوع خرافی.
یک خطری بار ها در قرآن گوشزد شده است《امنوا ثم کفروا》یک کسانی ایمان آوردند پس از چندی کافر شدند. یعنی ایمان های ما تهدید به خطر می شوند دلواپس باشیم حتی گاهی می فرماید《امنوا ثم کفروا ثم امنوا ثم کفروا》یک عده ای ایمان آوردند پس از مدتی کافر شدند مجددا ایمان آوردند و آخرش با بد عاقبتی.
موسی (ع) غصه دار، اندوهگین، عصبانی 《غضبان اصفا》آمد به سمت امتش وقتی از طریق آسمان مطلع شد که سامری چنین جنایتی انجام داده و مردم را از یکتا پرستی به گوساله پرستی برده. سه برخورد کرد حضرت موسی(ع)اول رفت سراغ مردم، مردم با این خدای خوب چرا اینگونه عمل کردید اینهمه خدا به شما لطف کرد شما را از شر فرعونیان نجات داد این همه نعمت به شما داد شما را از دریا گذراند. چرا؟ مردم هم با آهنگ عذر خواهی با موسی(ع) طرف شدند.
بعد رفت سراغ برادر خودش هارون که جانشینش بود. ریشها و زلفهای هارون را گرفت (هارون چطور شد تو از من تبعیت نکردی؟) هارون هم پاسخی داد که خود را تبرعه کرد. اولا گفت من مردم را جمع کردم قصه را توضیح دادم ولی آنها می خواستند مرا بکشند. یک تفرقه ای ایجاد کردند که من تشخیص دادم پیش از این تندی نکنم تا خود شما تشریف بیارید. حالا موسی (ع)رفته سراغ خود سامری یعنی آن هنرمند بی تعهدی که آقا می فرماید: (هنر یک موهبت الهی است).
ما باید قدرش را بدانیم در مسیر خدابکار ببریم. احادیثی داریم شکر نعمت واقعی این که آن نعمت را در راه منعم به کار ببریم.《الحمدالله》گفتن شکر هست. یک شکر زبانی است اما این نعمت را در مسیری که خدا می پسندد به کار بگیریم این می شود شکر نعمت. موسی (ع)آمد سراغ سامری و فرمود:《قال فما خطبک یسمری》ای سامری! این چه کاری بود که تو کردی؟ انگیزه ان در این کار چه بود؟《قال》سامری جواب داد《بصرت بما لم یبصروا بهِ》من یک اطلاعاتی پیدا کردم که بقیه مردم آن اطلاعات را نداشتند. 《فقبضت قبضه من اثر الرسول》من بر گرفتم آثاری را از آثار فرستاده خدا یعنی مکتبی را که (البته برای این دو آیه سه تا تفسیر شده است من آن تفسیری را که علامه طباطبایی و آیت الله مکارم پسندیدن اینجا بیان می کنم ولی دو تفسیر دیگه هم شده است همون انتخاب آن دو مفسر را عرض می کنم).
آن معنایی که آن دو عالم انتخاب کردند این هست سامری گفت: برگرفتم آثاری از آثار رسول، رسول یعنی حضرت موسی(ع) فرستاده خدا، این آیین را این مکتبی را که موسی آورد از آن گذاره هایی را دریافت کردم بعد پشیمان شدم از اینکه خدا پرست شدم《فنبذتها》دور ریختم 《و کذلک سولت لی نفسی》هوای نفس من هم این کار را (یعنی دست برداشتم از دینداری و رفتم سراغ بت پرستی و گوساله پرستی) هوای نفس من هم این کار را برای من تزیین کرد، آرایش داد، جلوه داد این قصه من اینه.
مفسران اینجا همه قصه ارتداد یعنی برگشت از دین در همه ادیان الهی بوده در اسلام هم بوده در قرآن هم کلمه ارتداد را داریم《من یرتدد منکم عن دینه》هر کس از جمع شما مسلمان ها از دینش برگردد خداوند می فرماید خب برگردد《و سوف یاتی الله بقوم》خدا یک کسانی دیگر را به جای آن آدم یا آدم ها می آورد بقول مقام معظم رهبری :ریزش ها و رویش ها.
حالا این آقا رفته دست از انقلاب برداشته است. یک کسانی که اصلا آدم گمان نمی کند یا گمان نمی کرد آنها بیایند شانه هایشان را زیر بار انقلاب بگیرند می‌آیند خدا میاورد 《فسوف الله یاتی بقوم یحبهم و یحبونه》یک کسانی را خدا می آورد که وقتی این آیه نازل شد پیغمبر دست بر شانه های سلمان زد فرمود: (همشهریان این هستند).
حالا سامری یک کسی که انقلاب را می شناسد، موسی(ع) را می شناسد، خدا را می شناسد. چرا این کار را کرد؟ گفتند مهمترین دلیلش خودپسندی است خودپسندی یک عیبی هست که می آید سراغ ما آدم ها. خودمان را می خواهیم مطرح کنیم انقلاب شده است چرا از من حرفی نیست چرا به من مسئولیت ندادند ؟چرا من مسوئلیتی ندارم؟ حالا که اینطور شد یک پدری از این انقلاب در بیاورم. یک تیشه بر می دارم می زنم به ریشه؛ ریشه یعنی عقاید دیگه. و سامری همین کار را کرد. به خاطر اینکه خودش مطرح بشود آمد انقلاب را این همه شهید و این همه خون دل را همه را کنار زد و الان هم داره اعتراف می کند.

میگه قصه من اینه اول از آثار رسول آقا امیر المؤمنين (ع) مفسرین گفتند احتجاج طبرسی هم مرحوم طبرسی دو جلد کتاب دارد احتجاج یعنی گفت و گو هایی که اهل بیت و پیامبر با مخالفین داشتند در احتجاج طبرسی آمده است که جنگ جمل به پایان رسید امیر المؤمنين(ع) همه را جمع کرددید بینشان یک دانشمندی است به نام حسن بصری. خطاب کرد به حسن بصری (حسن بصری هم تفسیر قرآن بلد بوده است الان تو تفسیر ها نگاه بکنید میگوید حسن این را گفته منظور همین آدم است حسن بصری) خطاب کرد به حسن بصری فرمود هر امتی سامری داشته است سامری این امت هم این آقا است از حسن بصری امیرالمؤمنین پرسید تو چی کار می کنی؟
آن هم قلم و کاغذ دستش بود سخنرانی های امیرالمؤمنین را داشت می‌نوشت. که اگر ما بودیم حسرت می‌خوردیم باریک الله خوشا به حال ما بی قلم و کاغذ آمدیم این چقدر آقا رو دوسش دارد حضرت فرمود که سامری امت ما است. حرف‌هایی که من می‌زنم که اثار فرستاده خداست، پیامبرست می‌گیرد قسمت‌هایی اش را که با سلیقه خودش با هوس خودش با تفسیر به رأی خودش می‌خواد تحویل دیگران می‌دهد. سامری همین کارو کرد از آیین حضرت موسی (ع) آثاری را دریافت کرد بخاطر این‌که خودش را مطرح بکنه مردم رو دور خودش جمع بکند با این سخنان با آن مطالب آمد فرهنگ بت‌پرستی را فرهنگ گوساله‌پرستی را باب کرد .
خب موسی(ع) حالا که ثابت شده سامری این جرم را مرتکب شده دادگاه تشکیل‌شده اون‌هم اعتراف کرد که بله من این کارو کردم سه تا اقدام کرد حضرت موسی(ع) اقدام اول《قال فذهب》 یعنی ای سامری از جامعه دور شو. امروز سازمان‌های حقوق بشر اگر این احکام حضرت موسی(ع) را بشنوند محکوم کنن آقا شما به چه دلیلی این هنرمند را از جامعه طرد می‌کنید؟ هنرمندان مایه افتخار ما هستند .《فذهب》‌یعنی برو از جامعه بیرون برو تو بیابون و اعدامش نکرد ولی یه کاری کرد از اعدام بدتر 《فان لک فل حیوه ان تقول لا مساس》 ازاین‌ به‌ بعد بهره‌ی تو از زندگی اینه هرکی اومد سراغ تو باید بگویی یا خواهی گفت بعضی گفتن معناش اینه که پیش‌گویی است از حضرت موسی (ع) به من مردم خواهی گفت《 لا مساس》 یعنی کسی با من تماس نگیره موبایلش را چکار کند؟ حتی موبایلشو هم گرفتن دیگه قطع ارتباط مردم با این هنرمند منحرف الان دادگاه‌های حقوق بشر این را بشنوند.

نه شما حق ندارید چنین کسی را رابطه‌اش را بگذارید آزادی باشد خدا رحمت کند بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران فرمود آزادی چارچوب دار آزادی فساد آزادی انحراف روزنامه نگاران همون سال اولی انقلاب چقدر حضرت امام نهیب زدند ماگفتیم آزادی تو همون فرانسه چارچوبی دارد آزادی تو همون اروپا چارچوبی دارد ( اینو قبلاً هم گفته‌ام رهبر شیعیان اتریش که همه جمعیتشون اروپایی هستند. پاکستانی و افغانی و ایرانی و عرب نه همه شان من رفتم در جلسه شان آقای محمد لنسه به خود من گفت دوازده ساله است تقاضای روزنامه کردیم مجوز نمی دهند اروپایی اصل هم هستیم میگویند با چارچوب های ما به تشکیلات شما نمی خواند).
چطور یه آقایی به نام سامری بیاید گوساله ای را مطرح بکند بعد هم مردم را فریب بدهد بعد هم بگویم آزادی این را قرآن محکوم می‌کنه. اولین کاری که موسی(ع) کرد رابطه سامری و مردم رو قیچی کرد قطع کرد. هیچکس حق نداره با او ارتباط برقرار کند بعضی از مفسران و محدثان هم گفتند موسی(ع) دست به دعا برداشت نفرین کرد به سامری چون هیچ کس بیش از حضرت موسی غصه نمی خورد پیامبران می سوختند برای هدایت مردم وقتی می بینی دین خدا آسیب دیده شب خوابش نمی بره نفرین کرد پس‌از نفرین حضرت موسی (ع) بعضی این رو گفتن سامری مبتلا شد به بیماری سختی.

حالا آن بیماری‌ام دو جور گفته‌اند یا بیماری جسمی که هرکی بهش نزدیک می‌شد واگیر می‌کرد یا بیماری روحی روانی که هرکی بهش نزدیک می‌شد او داد می‌زد به من نزدیک نشو《 لامساس لا مساس》 به من نزدیک نشو به من نزدیک نشو دور شو دور شو یه حالت دیوانگی پیدا کرده بود در اثر نفرینه حالا هر کدوم از این نظریات ما بپذیریم یا براساس حکم دادگاه این هنرمند بی‌تعهد نباید رابطه با مردم برقرار یا براساس نفرینی که پیغمبر خدا به او کرده بود این حکم اول قطع رابطه با مردم.

حکم دوم《 و ان لک موعدا لن تخلقه 》 اینجا الان ما تو را از شهر بیرون کردیم تو بیابان فرستادیم رابطه ها را قطع کردیم فقط کیفر تو این نیست یک قراری هم خدا با تو دارد که اراده کرده تو را عذاب کند ممکنه حالا اینجا سازمان‌های حقوق بشر نماینده بفرستند و با قوه قضاییه و چه می دانم این‌ها بالاخره بعد یه جوری بشود ‌از زندان این نفر آزاد بشه و یا فرار کند از مرزها با یه ترفندی نمی دانم جوازی اش را تبسره اینا رو تغییر بده اینجا حالا ممکنه فرار بکنه ولی از کیفر خدا نمی‌تونه 《لن تخلفه》 یعنی یه عذابی خدا برات در نظر گرفت که او ردخور نداره یک عذابی را ما تو دادگاه خودمان اعلام کردیم که امکان داره به‌خاطر رابطه‌اش با بیگانگان فراری بدهند این آدم‌ را یا چه می‌دونم در فشار قرار بدهند اون امکان‌پذیر نباشه ولی اون حکم خدا ابدا 《لن تخلفه》 حتماً انجام خواهد شد این دوم.

سوم《وانظر الی الهک》 که او گوساله‌ی طلایی رو آوردم موسی (ع) فرمود حالا نیگا کن به این خدایت سامری می‌گفت گوساله خداست نگاه کن 《الذی ظلت علیه عاکفا》آن گوساله ای را که پیوسته پرستش می کردی ای سامری 《لنحرقنه》ما آتش می زنیم گوساله را 《ثم لننسفنه فی الیم نسفا》بعد ریز ریز شده اش را می ریزیم در رودخانه میریزیم تو دریا. گوساله ای که درست کرده بودند خیلی خوشگل بود هنرمندانه هم صدا و آهنگ قشنگی ازش صادر می شد هم خود گوساله قشنگ بود اینجا سوالاتی مطرح شده سوال اول این است که طلا رو که آتیش بزنن ریز ریز نمی‌شه ذوب می‌شه چطور قرآن می‌فرماید ریز ریز می‌کنیم آتیش می‌زنیم چرا چوب رو می‌شه مثلاً آتش زد ریز ریز کرد.

جواب‌هایی دادن یک جوابش اینه که اون گوساله فقط از طلا نبوده از مواد مختلف با روکش طلا. یکی از جواب هایی که دادند اینه که وقتی آتش می زنند اجزایی داره که ریز ریز میشه قطعه قطعه می شود. یک جواب دیگری که مفسران دادند اینه که نه منظور اینه که اون طلا ریز ریز بشود منظور یک تحقیر است موسی(ع) می‌خواسته بگه این چیزی که تو درست کردی ما از بینش می‌بریم قطعه قطعه می‌کنیم تیکه تیکه اش می‌کنیم ایرادی نداره این سوال قابل پاسخ قانع‌کننده ای است. یه سوال دیگه آقا طلا با این قیمت الان چنده طلا؟ ذهن این هفت هشت میلیارد آدم رو کره زمین هر شب هر روز به اخبار نگاه بکنند امروز قیمت طلا که طلای به این قیمت چرا بسوزونیم چرا دور بریزیم؟ برداریم این طلا را برا فقرا مثلا ممکنه کسی هم‌چین سؤالی بپرسه خرج فقرا بکنیم یا اصلا بذاریم تو موزه به‌عنوان میراث فرهنگی به عنوان تماشای چرا این کار رو کرد به حضرت موسی (ع) خب یه حکمتی توشه شما نگاه کنید حفظ عقاید مردم مهم‌تره یا حفظ طلا اون گوساله اگر می‌بود مردمان متفاوتند ضعیف الایمان داریم متوسط الایمان داریم هی فکرش میره تو اون گوساله اما وقتی گوساله رو نابود بکنه اگه خدا بود از خودش دفاع می‌کرد اما فکر می‌کردیم خدا است آتیشش زدن ریختنش گاهی برای حفظ عقاید مردم باید از طلا گذشت.

پیامبر خدا (ص) داشت به جنگ می‌رفت منافقین آمدند گفتند یا رسول‌الله ما می خواهیم کلنگ یه مسجدی رو به دست شما بزنیم پیغمبر فرمود حالا من برم جبهه و برگردم. اون هم تو همین فاصله یک مسجد ساختن با کمک رومیان یعنی اروپای امروز با پول اون‌ها و با پول خود منافقین و با پول مشرکین مکه حالا نمی‌دانیم عکس یه مظلوم مسجد نیس الان اگر می‌بود حتماً سنگ مرمر و گلدسته هاش چه‌جور محراب چه جور جاکفشی مثلاً الکترونیکی و حتماً هم‌چین مسجدی ساختن پیغمبر برگشت آنها هم رفتن استقبال گفتند یا رسول‌الله شما فرمودید در بازگشت از جبهه میام افتتاح می‌کنم پیغمبر فرمود از جانب خدا مأمورم این مسجد را خراب کنم سوال خراب چرا؟ اسمشو عوض کنین این‌همه خرج شده چندمیلیارد یا رسول‌الله شما فرستاده‌ی خدای حکیم هستی چرا چنین کاشی‌کاری‌ها را خراب کنیم؟ چرا سنگ‌های مرمر رو خراب کنیم ؟بله جاش هم باید زباله دونی بشود.
گاهی حرکت‌های انقلابی باید پیش کسی تفکر است ضلال و انحراف از هیچ سفره ش برچیند و پاشد برود این گوساله باید نابود بشه بعد هم حضرت موسی (ع) خیلی قشنگ بود نفرمود من آتش می‌زنم فرمود ما یعنی تو این‌جور کارهای انقلابی مردم هم باید مشارکت کنند ما این کار می‌تونست بگه موسی (ع) 《لنحرقنه》 من آتیش می‌زنم نه این را نفرمود ما آتیش می‌زنیم این یعنی مردم را با خودش همراه کرد ما تکه تکه‌های این گوساله را به دریا می‌ریزیم به اندازه‌ای فرصتی که داریم پیام‌های این دو آیه را می‌خواهم گفتگو کنیم اولین پیام اینه که بعد از ثبوت جرم مجرم باید مجازات بشه نگذاریم دوباره در شش سال بعد آقا اون پرونده چی بود فلانی تو لواسون باغ داشت و نمی‌دونم از این حرفها چی شد بالاخره. انقدر به‌مرور زمان کهنه می شود مردم احساس می‌کنند کسی جرم مرتکب نشده.

دوم، یکی از مراحل نهی‌ازمنکر طرد مجرمان و منحرفان است. الان مفسدان اقتصادی داریم حالا نمی‌دانم هم جمهوری اسلامی با این مفسدان اقتصادی چه کرد بالاخره چکار می کنه مفسدان اقتصادی مفسدان اجتماعی که آشوب به پا می کندد یکی هم مفسدان فرهنگی مفسد فرهنگی برخورد نمی‌شه تو فضای مجازی هرچی دلش بخواد می‌گه به اسلام می‌گه به پیغمبر می‌گه به امام حسین به امام زمان به مقام رهبری آزاده هیچ عکس‌العملی واکنشی عالم مشاهده مفسد فرهنگی موسی (ع)یک چنین برخورد انقلابی با او کرد این آیات به ما می‌فرماید آزادی فکر به‌معنای باز گذاشتن دست منحرفان و گمراهان نیست. این آیه به ما می‌فرماید هم عذاب دنیایی برای مجرمان هم عذاب اخروی وجود دارد شاید بتوان از عذاب دنیوی فرار کرد ولی از عذاب اخروی هرگز.

از این آیه می‌فهمیم ابزار گناه و انحراف باید نابود شود. یک جایی مرکز فساد است یا یک وسیله ای در کارخانه ای تولید شده برای فساد برای انحراف آن را باید به صورت انقلابی ریشه کن کرد از بین برد این آیه به ما می فرماید محو آثار کفر و شرک باید با مشارکت مردم و در ملأ عام چرا اسلام می گوید مجرم را در حضور مردم شلاق بزنیم برای تأثیری که دیگران جرأت نکنند دوباره مثل سامری یه آدم دیگه بیاد حفظ افکار و عقاید مردم از حفظ طلا مهم‌تر است گاهی برای ایجاد موج مبارزه با منکر باید اشیاء قیمتی فدا بشند این آیه به ما می فرماید غیرت دینی و قاطعیت در برابر انحرافات لازمه‌ی رهبری است پیامبر عزیز ما همه ما شنیده‌ایم در فتح مکه یک کسی شعار می‌داد《 الیوم یوم الملحمه》 امروز روز انتقام پیغمبر فرمود نه امروز روز رحمت است روز عفو است ولی چند نفر ما نمی‌بخشیم یکیش هنرمندی بود آوازه‌خوان بود ترانه‌های او را همه‌جا اینم اسلام هجو می‌کرد تو اشعارش اسلام را هجو می‌کرد پیغمبر رو از هرچی بگذریم از این سه چهار نفر نه. می‌دونه یکی از این شاعر و هنرمند این بنا باشه زنده باشه دوباره زیرزیرکی حتی از قاتل حضرت حمزه پیغمبر گذشت از این آدم نگذشت قاطعیت و غیرت دینی لازمه رهبری رهبران دین.

مسجد ضرار رو هم یه باردیگه اشاره بکنیم که در قصه‌اش در سوره مبارکه توبه آمده که همین سوالی که اینجا مطرح راجع به مسجد ضرار دو مسجد کنار هم آمده مسجد قبا مسجد ضرار مسجد قبا مسجدی است که خدا قسمت کنه همین جا دعا کنیم زیارت خانه ات را قسمت این جمع بفرما.


0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *