اهل بیت علیهم السلام مایۀ برکت- شرح زیارت جامعه

عوامل برکت در زندگی

برکت

“السَّلامُ عَلي مَحالِ مَعرِفَتِ الله وَ مَساکِنِ بَرَکَتِ الله ما مفتخریم که از ارادتمندان به اهل بیت پیامبر هستیم امشب درباره این جمله میخواهیم صحبت کنیم شما اهل بیت خانه های برکت خدا هستید. برکت یعنی چه؟ فراوانی و ماندگاری اگر باهم شوند میشود برکت.


 بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم
إلهي أنطِقني بِالهُدي وَ ألهِمني التَّقوي. در خانه خدا مراسم اظهار ارادت به پیشگاه پیامبر عظیم الشان اسلام و اهل بیت پاکش توضیح مختصر درباره زیارت جامعه کبیره. از خداوند میخواهیم همه ما را از دوستداران و زائران و شفاعت شوندگان پیامبر و اهل بیت پاکش قرار بفرماید. از خداوند میخواهیم همه کسانی که در مسلمانی ما در شیعه بودن ما نقش داشته اند علما شهدا پدران و مادران و بانیان این مسجد و مجالس همه را مهمان سالار شهیدان بفرماید بچه های ما و نسل و ذریه ما را إلی یوم القیامه از، بهترین مسلمانان و شیعیان تقدیر بفرماید تمنا میکنم به روان تابناک پیامبر عزیز اسلام و اهل بیت پاکش صلواتی تقدیم بفرمایید.
برکت چیست؟
“السَّلامُ عَلي مَحالِ مَعرِفَتِ الله وَ مَساکِنِ بَرَکَتِ الله” ما مفتخریم که از ارادتمندان به اهل بیت پیامبر هستیم امشب درباره این جمله میخواهیم صحبت کنیم شما اهل بیت خانه های برکت خدا هستید برکت یعنی چه؟ فراوانی و ماندگاری اگر باهم شوند میشود برکت. این دنیا طبعش فنا هست از بین میرود بخواهیم چیزی افزایش پیدا کند و بماند اسمش را میگذاریم برکت. سرچشمه برکت الله است خدای ازلی و ابدی هرکس به الله متصل شود مرتبط شود هر کس هر زمان هر جا هر سخن هر پول هر چیزی که به الله متصل شود میشود برکت.
امشب حرفمان تا پایان سخن همین است آن وقت خدایی که سر چشمه برکات است اهل بیت را از روی مهرش خانه های برکت قرار داده است. یعنی ما هر اندازه ای اهل بیت را بشناسیم به آنها عشق بورزیم از آنها الگو بگیریم آنها را به دنیا معرفی کنیم. عمر ما سخن ما خانه ما برکت پیدا میکند یک جاهایی هست فراوانی هست اما برکت نیست. قارون این قصه ای است که قران نقل میکند به اندازه‌ای دارایی داشته پهلوان ها صندوقهای دارایی او را جابجا می کردند. یا کلید صندوق های او را حمل می کردند. اما برکت نداشت نم پس نمی داد بخل می ورزید حرص و طمع داشت. قران نقل می‌کند خود او خانه او دارایی او همه نابود شدند. از طرفی یک خانومی است به نام خدیجه که چه مال با برکتی داشت دارایی‌اش همه خرج ترویج بزرگترین مکتب الهی شد.
یک آقایی است که در مکه زندگی می کرده است فکر کنم از آن باسوادتر در مکه وجود نداشته است. که اسمش ابوالحکم بوده است یعنی پدر دانش، باسواد، نویسنده صاحب نظر دنیا گشته شاعر و سخنور بوده است. اما دانش او برکت نداشت همه دانش خود را خرج کرد تا پیامبر اسلام را بکوبد. اسلام به او این لقب را داده است ابوجهل. یعنی پدر نادانی او نادان نبوده است باسواد بوده است رئیس مجلس شورا بوده است هر تصمیمی در حجاز میخواستند بگیرند با او مشورت میکردند اما دانش او بی برکت بود. آخر در جنگ بدر کشته شد. از طرفی یک عالم یهودی به نام مخریق ثروتمند که هفت پارچه آبادی داشته است در جنگ احد یهودیان راجمع کرد گفت یهودی ها ما که میدانیم حق با مسلمانهاست ما که میدانیم دین اسلام حق است پیامبر اسلام حق است کتاب آنها آسمانی است خوب مسلمان شویم. یهودی ها نپذیرفتند به جبهه احد آمد اسلام آورد همه دارایی اش را به پیامبر اسلام بخشید شمشیر به دست گرفت به شهادت رسید.
رزمندگان اسلام دیدند پیامبر کنار نعش کشته ای گریه میکند که او را نمی شناختند. یا رسول الله ما که از مدینه به راه افتادیم چنین کسی همراه ما نبود فرمود این شهیدی است که بدون خواندن دو رکعت نماز به بهشت میرود. عمر با برکت آبادی هایی که هدیه داد به پیامبر و پیامبر وقف کرد مسئول آن وقف دخترش فاطمه زهرا را قرار داد. و فاطمه زهرا سلام الله علیها در وصیت نامه اش تولیت آن وقف را به فرزندش امام حسن مجتبی و پس از آن آقا امام حسین علیه السلام و پس از امام حسین فرزندان امام حسین علیه السلام تا زمان امام یازدهم علیه السلام تأثیرات مال این دانشمند یهودی که یک روز بود مسلمان شده بود،  آدمها چقدر فرق دارند. یک خانه در شمال تهران هزار متر است سال تا سال نه مهمانی میشود نه روضه خوانی میشود نه آوای قران از آن می آید یک خانه شصت متری در میدان شوش هر وقت می آیی از جلوی آن رد شوی صدای قران به گوش می رسد صدای اذان به گوش می رسد این معنای برکت است.
یک سرزمینی است مثل فلسطین که خداوند فرموده است سُبحانَ الَّذِي أَسري بِعَبدِه لَیلاََ مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ إلي المَسجِدِالأقصَي الَّذي بارَکنا یک سرزمینی است فلسطین که مبارک است پر خیر و برکت است. بسیاری انبیاء از آنجا برخاسته اند و بندگان خدا را به یکتا پرستی دعوت کردند خود مکه إنَّ بَیتِِ وُضِعَ لِلنّاس لَلَذّي بِبَکةَ مبارکاََ مکه سرزمین وحدت آفرین سرزمین بیداری. یک شبی ما در طول سال داریم به نام شب قدر که قران اسمش را گذاشته لَیلَةُُ مُبارَکَه یک شب پر خیر و برکت حالا من و شما برکت میخواهیم درس پایانی امشب این خواهد بود پیوندمان را با اهل بیت پیغمبر خدا این خاندان را محل و پایگاه برکت قرار داده است بچه هایمان را دارایی هایمان را و فکرمان را به این خاندان مرتبط کنیم.
وَمَساکِنِ بَرَکَتِ الله حدیث داریم که إنَّ الموُمِن بَرِکَتُُ عَلي المُؤمِن خود مؤمن هم برکت است. دوست میخواهی انتخاب کنی مؤمن را انتخاب کن تا از ایمان او به شما برکت برسد. قران کریم میفرماید وَ هذا کِتابُُ أنزَلناهُ مُبارَک ما یک کتاب بابرکت برای شما فرستادیم هر چه میخوانی خیر در آن است راه و راهنمایی در آن است کتاب بابرکت است. قران درباره عیسی بن مریم سوره مریم آیه ۳۱ میفرماید وَجَعَلَني مُبارَکاََ أینَ مَا کُنتُ خداوند مرا با برکت قرار داد هر کجا که باشم. پیامبر عزیز ما پسر هم داشت ولی بر اساس تقدیرات الهی پسرها از دنیا رفتند طعنه میزدند عاصي بن وائل مثل اینکه یازده پسر داشت طعنه میزد به پیغمبر که او ابتر است. یعنی ادامه ندارد نسلش. که آیه نازل شد بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم إنّا أعطَیناکَ الکَوثَر این برکت است. الان در جهان نسل شناخته شده ای که بیش از سی و چند میلیون نفرند ذریه فاطمه زهرا هستند.
نداریم به جز نسل حضرت فاطمه زهرا که نسل تعریف شده و شناخته شده است یعنی همان هایی که طعنه میزدند خود همان آدم بچه هایش در همان روزگاران به شکل أسف باری یکی یکی به یک مرضی دچار شدند. یکی از کوه پرت شد یکی درنده ای به او حمله کرد بچه هایش همه تلف شدند. اما نسل پیامبر از فاطمه زهرا سلام الله علیها باقی ماند. پیامبر عزیز ما دوازده درهم داشت این قصه را همه شما بلد هستید فرمود علی جان برو برای من یک پیراهن بخر. امیرالمومنین هم عاشق پیامبر است رفت سلیقه کرد و یک پیراهن دوازده درهمی خرید. پیغمبر فرمود علی جان برویم ببینیم پس میگیرد این پیراهن را. به پس گرفتن جنس در فقه إقاله میگویند. مثلا ما این لیوان را خریده ایم میخواهیم آن را پس بدهیم لازم است بر آن فروشنده پس بگیرد؟ خیر. اما مستحب است پیغمبر به آن مغازه دار فرمود این را پس میگیری پس گرفت یک پیراهن چهار درهمی خرید. در راه می آمد دید یک جوانی اندوه تمام چهره او را گرفته است پرسید جوان چه شده است گفت یا رسول الله لباس ندارم آن لباس چهار درهمی را به آن جوان داد. داشت بر میگشت که یک لباس دیگر بخرد به یک خانمی برخورد که خدمتکار یک خانه ای بود ایستاد و پرسید چرا گریه میکنی؟ اربابم چهار درهم به من داده که خرما بخرم آن را گم کرده ام چهار درهم از آن دوازده درهم را هم به آن خانم داد. رفتند و با چهار درهم پیراهن دیگری خریدند دوازده درهم تمام شد. در راه برگشت دیدند آن خانم همچنان گریه میکند دوباره پیغمبر ایستاد و پرسید دوباره چرا گریه میکنی گفت برای اینکه الان دیر شده ممکن است اربابم مرا کتک بزند. پیغمبر همراه او شد آمد به در خانه ارباب او در زد صدا زد صاحبخانه آمد پیغمبر قصه را تعریف کرد این خدمتکار خانه شما این پول را گم کرده بوده او هم به احترام پیامبر آزادش کرد.
حضرت در راهی که به خانه می آمد این را فرمود عجب دوازده درهم بابرکتی این دوازده درهم الانم هست در جیب من و شما یعنی همین دارایی ما میتواند همچین کارایی داشته باشد. به جای اینکه خودم یک لباس دوازده درهمی بخرم شاید بتونم دو تا لباس بخرم یک جوان دانشجو را بپوشانم یک فقیر را دلخوش کنم. یعنی می ماند برکت دو معنا دارد فراوانی و ماندگاری. از چیزهایی که به ما برکت می دهد حرکت است این ضرب المثل ایرانی از قدیم بوده است ما از بچگی شنیده ایم از شما حرکت از خدا برکت.
بنی اسرائیل چند قدمی فلسطین بودند پیغمبر به ایشان فرمود خب بروید با این جباران بجنگید آنها گفتند حالش نیست تو که زورت زیاد است و میگویی خدا هم که خیلی زورش زیاد است إذهَب وَأنتَ وَ رَبُّکَ فَقاتِلا تو و خدایت بروید و بجنگید و خبر پیروزی را برای ما إنّا ها هُنا قاعِدونَ ما اینجا نشستیم تا وقتی خبر پیروزی را آوردید. قران میفرماید شما حرکت کن اگر برکت میخواهی فَإذا دَخَلتُموهُ اگر مبارزه کنید وارد فلسطین شوید فَإنَّکُم غالِبونَ این دفعه پیروز میشوید. وَعَلَي اللهِ فَتَوَکَّلوا إن کُنتُم مؤمِنینَ این ضرب المثل ایرانی درست است از شما حرکت از خدا برکت.
انفاق
خداوند ان شاء الله مراجع معظم تقلید را حفظ کند آیت الله العظمی مکارم شیرازی یک سالی در ماه مبارک رمضان آن سی روز را در حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها تفسیر قران میگفتند. در آن سال هر روز مثالهای قران را توضیح می دادند بعد هم چاپ شده است یک کتاب دو جلدی به نام مثالهای زیبای قران کریم. خداوند گاهی حرفهایش را با مثل زده است یکی از مثل ها این است مَثَلُ الَّذين یُنفِقونَ أموالَهُم في سَبیلِ الله مثل کسانی که دارایی خود را در راه خدا می دهند کَمَثَلِ حَبَةََ. مثل یک دانه است که یک دانه گندم را میکارد هفت خوشه می روید هفت خوشه صد دانه یعنی یک دانه بده هفتصد تا پس بگیر. این برکت است آقا ما چه کنیم دارایی ما برکت پیدا کند انفاق کنید انفاق که کم می شود نه کم نمیشود.
این مثال مال امام معصوم است امام معصوم فکر میکنم امام باقر علیه السلام باشد انفاق کردن را به هرس کردن درختان مثال زدند. الان کنار تهران قزوین است بعد از قزوین تاکستان است تا چشم کار میکند درختان انگور است. در فصل زمستان باغداران این وسایل را بر میدارند این درختان را کوتاه می کنند گاهی وقت ها دو سوم درختان را قیچی می کنند. که اگر من که اطلاعات ندارم بیننده باشم می‌گویم حیف است خب آن باغدار میگوید حاج آقا من که الان هرس میکنم بارش بیشتر میشود. این را اگر ما عقیده داشته باشیم مَن ذَا الَّذي یُقرِضُ اللهَ قَرضاََ حَسَناََ فَیُضاعِفَهُ به خدا قرض بدهید که خدا چند برابر می کند. أضعَافاََ دو برابر نه ده برابر نه صد برابر ما به این می گوییم برکت. یعنی هم می‌ماند و هم افزایش پیدا میکند.
نماز
یکی دیگر از چیزهایی که برکت را زیاد میکند نماز است. حدیث می فرماید لِلمُصَلّین کسی که نماز میخواند این چیزها گیرش می آید. حُبُّ المَلائکَة فرشته ها نمازگزار را دوست دارند وَهُديََ و خدا راه درست را به نمازگزار راهنمایی می کند. و ایمان نماز گزار تقویت میشود وَنورُ المَعرِفَة دیشب راجع به معرفت اشاره کردیم. خود این نماز معرفت را زیاد میکند وَبَرَکَةُُ في الرِزق نماز رزق را با برکت میکند. آسیبها و حوادث و بلاها را جلوگیری میکند.
مشورت
از چیزهایی که برکت را زیاد میکند مشورت کردن است. امام صادق علیه السلام فرمود وَمُشاوِرَةُ العاقِل النّاصِح یُمنُ وَ بَرَکَةُ وَ رُشدُ وَ تَوفیقُ مِنَ الله: با افراد عاقل دلسوز اگر مشورت کنید این میمنت دارد برکت پیدا میکند متکی به فکر خودتان نباشید. استبداد رأی نداشته باشید با دیگران رایزنی کنید این برکت می آورد. یک رنگی در مقابل یک رنگی در عربی این کلمه را به کار میبرند غِش که ما در فارسی میگوییم غَش یعنی فریب دادن دو رنگی کردن امام علیه السلام فرمود مَن غَشَّ اَخاهُ المُسلِم نَزَعَ الله عَنهُ بَرَکَةُ رِزقِه هر کس کلاه سر برادر مسلمانش بگذارد خداوند برکت را از او میگیرد یک رنگ باشیم.
یکی از تجار ایران که همه ی شما میشناسید همین یکی دو سال قبل به رحمت خدا رفت از آن بیست ثروتمند طراز اول ایران بود سال آخر عمرش یک مصاحبه کرده که چطوری کسب و کاسبی کردم از جمله شیرینی های زندگیش این بوده که من صاف و صادق در تجارت بودم. در آمریکا دریک هتلی خوابیده بودم نصف شب بود تاجر پسته و زیره بود از آلمان یک تاجری به من زنگ زد من هم قیمت پسته را لحظه ای که خوابیدم میدانستم چند است آن تاجر آلمانی گفت آن قدر تن پسته میخواهم به این قیمت نگو در همان سه ساعتی که من خواب بودم قیمت پسته افزایش پیدا کرده است من هم در همان خواب گفتم قبوله. گوشی موبایل را گذاشتم صبح بلند شدم وارد اینترنت شدم ای وای ولی به عهدم وفا کردم. میتوانستم آن تلفن را نادیده بگیرم این یعنی یک رنگی که برکت می آورد حالا فرض کنید چند تن پسته بوده ضرب در یک عددی مثلا. محاسبات ما با محاسباتی که در آسمانها میشود فرق میکند.
خمس دادن
همین خمس دادن میگوید حاج آقا این خمس هم عجب قصه ای است واقعا حالا من خودم اهل خمس گرفتن نیستم و اجازه هم ندارم و بلد هم نیستم در عمرم اجازه از هیچ مرجعی ندارم. بخاطر همین خودم را مثال میزنم مثلا یک برادری می آید آقای بهشتی ما خمسمان را امسال جدا کنیم من دویست میلیون اضافه آمده چیه خمسش خودش هم میداند میپرسد از من باید بگویم چقدر چهل میلیون اول شروع میکنه هندوانه زیر بغلم شما علما اگر نباشید دنیا به هم میریزد اصلا کشور به هم میریزد. مخصوصا سادات حاج آقا نمیشود با هفتصد یا هشتصد تومن تازه اون هفتصد هشتصد تومن شما اجازه بدهید خودم فقیر سراغ دارم. این نگاهش یک نگاه سطحی است نگاه ظاهری است زمان ائمه هم بوده چنین ماجرایی. از ائمه میخواستند که ببخشد این پول یک چیزی است که جاذبه دارد. فرمودند خمس بدهید دارایی تان برکت پیدا میکند عمرتان برکت پیدا میکند تنتان برکت پیدا میکند.
صدقه دادن
وَمَساکِنِ بَرَکَةِ الله شما اهل بیت خانه های برکت خدا هستید. جمعی همراه امام صادق علیه السلام به مسافرت رفتند در راه راهزنانی خبرشان آمد که مثلا یک فرسخی یک گروه قوی از راهزنها دارند به سمت این کاروان می آیند. امام صادق علیه السلام به همراهانشان فرمودند که ثلث مالتان را صدقه بدهید بیمه میشوید ثلث مال خیلی است اینها هم تبعیت کردند. و راهزنها رسیدند شروع کردند به خدمت کردن اینها گفتند امام صادق گفتند که اینها دزد هستند و خشن و اینها که دارند به ما خدمت میکنند امام صادق علیه السلام از آن دزدها پرسید چرا اینکار را میکنید گفتند که ما در راه می آمدیم مقداری استراحت کردیم خوابمان برد و خواب پیغمبر را دیدیم پیغمبر در خواب به ما دستور داد الان به یک کاروانی میرسید خدمت آنها را بکنید ما هم آمدیم به خدمت شما امام صادق علیه السلام فرمود ما به خدمت شما نیاز نداریم همان خدایی که ما را از شر شما نجات داده است از این به بعد هم نجات میدهد.
بعد حضرت به اصحابشان این را فرمودند قَدتَعَرَفتُمُ البَرَکَة في مُعامِلَةِ الله دیدید با خدا معامله کردید خدا برکت داد آنها هم با همان دو سوم رفتند تجارت کردند یک سود خیلی خوبی گیراشان آمد حالا که دیدید با خدا معامله کردید خیر دیدید سود کردید از این به بعد هم فَدوموا عَلَیها مداومت کنید. از این به بعد هم با خدا معامله کنید. قران بارها و بارها می فرماید: لَهُ ما فِي السَّماواتِ وما فِي الارض همه دارایی ها مال اوست دست اوست باور داشته باشید.
احترام به بزرگترها
حدیث میفرماید پیغمبر فرمود البَرَکَةُ مَعَ أکابِرَکُم برکت میخواهی در احترام بزرگتر ها ست. پدرها مادرها پدربزرگها مادر بزرگها علما پیشکسوتها این آقا سی سال خدمت کرده است هیچ جا راهش نمی دهند. در هیچ مجلسی دعوتش نمیکنند. پیغمبر و اصحاب نشسته بودند متراکم بعضی از بدریون وارد شدند هر کجا نگاه کردند کسی به آنها جا نداد آیه نازل شد: یاأیُها الَّذینَ آمَنوا إذا قیلَ لَکُم تَفَسَحوا فِي المَجالِس فَافسَحوا بزرگان شما هستند پیشکسوتان هستند در سایه احترام و محبت به بزرگترها.
تقوا
حدیث داریم برکت در خانه ای است که صدای قران از آن خانه بلند است برکت در سایه تقوا ست. در سوره اعراف آیه ۹۶ وَلَوأنَّ أهل القُري آمَنوا وَاتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکاتِِ مِنَ السَّماءِ وَالأرض اگر از گناه فاصله بگیرید از زمین و آسمان برکت می آید. از چیزهایی که مایه برکت است دختر است دختر در خانه مایه برکت است. حدیث داریم کسی که دو تا دختر یا سه تا دختر داشته باشد چهار تا دختر داشته باشد حدیث به ما رسیده است که مایه خیر و برکت است. یک کسی است به نام حمادبن عیسی اسمش را گویندگان و واعظان زیاد می آورند از اصحاب امام هفتم علیه السلام است. به امام هفتم علیه السلام التماس کرد ای پسر پیغمبر به من دعا کن خدا برکت بدهد به من به بچه هایم به خانه ام و به مکه رفتنم. امام کاظم علیه السلام دعا کرد هم برای بچه هاش هم برای خانه اش هم برای مکه رفتنش میگه تا زنده بودم بعد از این دعا پنجاه سفر حج بیت الله الحرام قسمتم شد.
وَمَساکِنِ بَرَکَتِ الله فردا شب میخواهیم بگوییم وَمَعادِنِ بَرَکَتِ الله شما اهل بیت معدن های حکمت خدا هستید ما به اندازه سواد کم خودمان میگوییم این حرفها خیلی معنا دارد ما به این اندازه بلد هستیم. امیرالمؤمنین علیه السلام در محراب ضربت خورد به خانه آمد تقریبا بیست ساعت پس از ضربت خوردن در خانه بوده است این ساعتهای آخر از هوش می رفت به هوش می آمد این بچه ها دورش نشستند. نوشته اند یک بار که به هوش آمد چشمش افتاد به پسرش حسین علیه السلام شروع کرد گریستن. امام حسین پرسید پدر جان شما که از کشته شدن ترس ندارید چرا گریه میکنید آرزوی شهادت داشت. فرمود عزیزم حسینم برای مظلومیت تو گریه میکنم روزی مثل روز تو نخواهد آمد آقایان بانوان امام حسین علیه السلام همه شما میدانید اسم بچه هاش رو علی میگذاشت علی اکبر علی اوسط علی اصغر. امشب این طفل شش ماهه را میخواهم در پیشگاه خدا ببریم:
اصغر که در صف شهدا ماه پاره است
خونش به روز حشر به هر درد چاره است
محکم بگیر رشته قنداقه اش به کف
باب الحوائج است اگر چه شیر خواره است
سید بن طاووس نوشته است ابی عبدالله وقتی تنهای تنها شد آمد کنار خیمه خواهرش را صدا زد ناوَلیِني وَلَدي الرَّضیع خواهرم زینبم طفل شیر خواره را بیاور حَتّی اُوَدِعَهُ میخواهم باهاش خداحافظی کنم طفل را روی دست گرفته به دشمن اشاره میکند آب بدهید میمیرد آب ندهید میمیرد یک وقت سید شهیدان نگاه کرد گوش تاگوش علی اصغر پر خون شده است خونهای گلوی شیر خواره را به آسمان پاشید صدا زد هَوَن عَليَ أنَّه بِعَینِ الله همین که در پیشگاه توست پروردگارا این مصیبت را بر من آسان میکند. یا حسین به باب الحوائج شش ماهه کربلا در ظهور امام زمان علیه السلام تعجیل بفرما.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *