اهل بیت علیهم السلام گنجینه های حکمت- زیارت جامعه
/0 دیدگاه /در زیارت جامعه/توسط مدیرائمه معادن حکمت الهی

این جهان بر اساس حکمت افریده شده است یعنی یک دلیلی دارد دلیل محکم. یکی از اسمهای خدا که در قران زیاد تکرار شده حکیم است. بر سفره ی زیارت جامعه نشسته ایم. به این دو فراز رسیدیم وَ معادِنِ حِکمَةِ الله وَ حَفَظةِ سِرِّ الله.
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
اِلهی اَنطِقنی بِالهُدی وَ اَلهِمنِی التَّقوی پایان دو ماه اظهار ارادت وعلاقه مندی به پیامبرعظیم الشان اسلام و اهل بیت پاکش در خانه ی خدا بر سفره ی زیارت جامعه نشسته ایم. به این دو فراز رسیدیم وَ معادِنِ حِکمَةِ الله وَ حَفَظةِ سِرِّ الله تقاضا میکنم به روان تابناک پیامبر عظیم الشان اسلام و اهل بیت پاکش صلواتی تقدیم بفرمایید. به روان پاک شهیدان ازشهیدان کربلا تا شهیدان امروز شهید عزیز قاسم سلیمانی، حسین همدانی، شهیدان این مسجد این محل این اجتماع علمایی که ما را هدایت کرده اند گذشتگان این جمع صلواتی تقدیم بفرمایید.
حکمت معنایش چیست؟حکمت یعنی محکم، درست، مطهری میگوید حکمت دو جور است نظری، عملی. حکمت نظری یعنی یک فکر درست حکمت عملی یعنی یک کار درست. پیامبران که امدند از چیزهایی که به بشریت تعلیم میدادند یُعَلِّمُهُم الکِتاب وَ الحِکمَة انها فکرهای درست و محکم و کارهای درست و محکم را یاد میدادند. ما در این مسجد افتخار داشتیم در خدمت شما سوره مبارکه اسراء را که دو سال پیش چند صفحه سوره مبارکه اسراء فرمانهای خدا هست این کار را بکنید این کار را نکنید آخرش فرموده اینها حکمت های خداست. من به بعضی از انها اشاره میکنم که روشن بشود حکمت های خدا چه ها هستند.
سوره مبارکه اسراء از ایه ۲۳ تا ایه ۳۹ من نمیرسم همه رابخوانم ولی میخواهم کمی اشاره کنم برای شما ایات اشنایی است. وَ قَضَی رَبُّکَ اَن لّا تَعبُدوا اِلّا ایّاه خداوند فرمان داد که جز او را نپرستید این حکمت است. وَ بِالوالِدَینِ اِحساناً این حکمت است. یعنی یک کار درست است به پدر و مادر نیکی کنید. اِمّا یَبلُغَنَّ عِندَکَ الکِبَر اَحَدُهُما اَو کِلاهُما فَلا تَقُل لَهُما اُفِّ وَ لا تَنهَرهُما وَ قُل لَهُما قَولاً کریماً این حکمت است پدر و مادر هر دو یا یکی از انها به سن سالمندی پیری رسیدند بی احترامی نکن انها را از خودت دور نکن با انها احترام امیز سخن بگو. وَاخفِض لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَحمَة قُل رَبِّ اِرحَمهُما کَما رَبَّیانی صَغیرا به پدر و مادرت از روی قدر دانی دعا کن این حکمت است. وَ اتِ ذَا القُربی حَقَّه حق خویشاوندان را بپرداز این حکمت است. وَالمِسکین حق بیچاره را بپرداز وَابنَ السَّبیل در راه مانده را رسیدگی کن. وَلا تُبَذِّر تَبذیراً ریخت و پاش نکن هزینه که میکنی متعادل باشد. قابل قبول باشد زیاده روی نکن این حکمت است. اِنَّ المُبَذِّرین کانوا اِخوانَ الشَّیاطینِ. پایان این مجموعه فرموده ذلِکَ مِمّا اَوحی اِلَیکَ رَبُّکَ مِنَ الحِکمَة اینهایی که گفتیم خدا وحی فرستاده حکمت است.
اقایان بانوان این جهان بر اساس حکمت افریده شده است یعنی یک دلیلی دارد دلیل محکم. یکی از اسمهای خدا که در قران زیاد تکرار شده حکیم است. خود قران هم یکی از اسمهایش قران حکیم است یعنی مطالب این کتاب محکم است درست است. چرا خداوند سوسک را افرید چرا اینقدر ستاره افریده اینقدر درخت پروانه اینقدر دریا برای چی جهان بینی قرانی به ما میگوید همه ی اینها دلیل دارد. همه اینها حکمت دارد در فراز بعدی هم میخوانیم وَحَفَظَةِ سِرِّ الله شما اهل بیت نگهبانان اسرار خداهستید. همانگونه که افریده های خدا حکمت دارد اسرار دارد دستورات خدا هم حکمت دارد. چرا باید نماز بخوانیم چرا باید روزه بگیریم چرا بانوی مسلمان باید حجاب داشته باشد چرا ارث اینگونه باید تقسیم شود چرا ما باید خمس و زکات بپردازیم. پاسخ این چراها تا اندازه ای که خدا صلاح دانسته در قران امده است.
بسیاری از احکام و دستورات و رهنمودها در دل همان ایات راز و سر و حکمتش امده است. اما مطالب ناگفته بسیار توضیح و تفسیر ایات قران را خداوند برعهده پیامبر گذاشته است. پیامبر هم عمر محدودی داشته بقیه ی حرفهای نگفته را بر عهده امیرالمومنین گذاشته. امیرالمومنین در نهج البلاغه در بخش حکمتها یک صفحه درباره فلسفه احکام چرا باید دست دزد را قطع کنند چرا زنا حرمت دارد این احکامی که در قران امده دلایلش چیست اسرارش چیست اینها را غیر از معصوم کسی نمیتواند برای ما بیان کند.
وَ معادِنِ حِکمَةِ الله شما اهل بیت معدن یک جایی است که حالا حالاها تمام شود نیست. مثلا یک جایی را میروند ببینند طلا هست مهندسان اکتشاف طلا مدتها بررسی میکنند اخرش میگویند نه اینقدر طلا ندارد که ما وقت بگذاریم. یک جایی میگوید اینجا در ابعاد بزرگ شاید در یک قرن اینده ما برداشت بکنیم طلا دارد معدن به چنین جایی گفته میشود. شما اهل بیت مراکز حکمت خداهستید از زمان هارون الرشید به بعد یک نهضتی در جهان اسلام راه افتاد که اسم ان نهضت ترجمه است. یعنی چی؟ یعنی خلفای عباسی به این سمت رفتند که حالا باید محققان بیایند و بگویند چه کسی این را به انها گفته ما پیش بینی میکنیم عوامل نفوذی خارجی اینکار را کرده هارون عباسی مامون عباسی و خلفای بعد از بودجه ی دولت مبالغ گزاف کتابهایی را از اروپا حتی یک کتابخانه ی کامل را من یک جاگفتم چند هزار یک کسی تعجب کرد. هزاران کتاب را از اروپا از یونان از روم خریداری میکردند به مترجمین داخلی سفارش ترجمه میدادند. بعد کتاب را منتشر میکردند و در اختیار جوانان قرار میدادند.
محتوای این کتابها چه بوده؟ سه تا سر فصل دارد یک که تعداد خیلی کم بوده کتابهای فنی مثلا درباره جوشکاری ذوب فلز ساختمان سازی جاده سازی تعداد کمی هم درباره مسائل مهندسی و فنی تعداد بسیاری هم کتابهای مبتذل اخلاقی تا به امروز به صورت رمان در دنیا منتشر میشود. قصه های جذابی که دختر و پسر را به خود مشغول میکند. روی مسائل اخلاق جنسی اینها هم خریدار پیدا میکرد جوان مسلمان میخرید و به رفیقش میداد. بخوانید این کتاب را عجب کتابی است حال میدهد. او هم میداد به دیگری همینطور زنجیروار یک تعداد دیگری از این کتابها هم کتابهای فلسفی بود. یعنی درباره ی هستی شناسی درباره خداشناسی ان فلسفه ای که در اروپا و یونان بوده حالا جوان مسلمان با قران و عترت بزرگ شده حالا روبرو میشود با یک فکرهای تازه. یعنی روزگار ما خیلی شباهت دارد به ان روزگار منتها الان این ابزاری که در دست هست انوقت مثلا یک کتاب را هزار نسخه میخواستند چاپ کنند چاپخانه ای نبوده. باید با دست یک دانه یک دانه مینوشتند. الان دو دقیقه یک کتاب هزار صفحه ای را میفرستد برای یک میلیون نفر برای ده میلیون نفر زمانه ی ما اخرالزمان اسمش است خیلی پیچیده است.
انوقت عالمان مسلمان با هزاران سوال روبرو شدند چرا اسلام این را گفته چرا قران این را گفته اصلا ما که عقل داریم چه نیازی به وحی داریم. چرا باید پیامبران بیایند ما راه خودمان را بلدیم چرا باید نماز بخوانیم چرا باید به عربی نماز بخوانیم چرا اینطور باید نماز بخوانیم. چرا اینقدر باید گرسنگی بکشیم یک ماه صبح تا شب غذا نخوریم برای چی؟ چرا بین خانم ها و اقایان فرق است مگر خون اقایان خوشرنگ تر است یا جان اقایان شیرین تراست؟ چرا ارث را اسلام فرق گذاشته؟ هزاران سوال چرا نماز ظهر و عصر را اهسته میخوانیم نماز صبح و شب را بلند میخوانیم سوالات ریز سوالات درشت. در این گرمای هوا چرا خانم ها باید حجاب داشته باشند خب حجاب نباشد که خوشکلتر است زیباتر است دلپسندتر است لذتبخش تر است این حجاب برای چیست؟ این محدودیت ها برای چیست؟
اینجا کسی مثل امام رضا علیه السلام به میدان می اید. من فکر میکنم با اطلاعات کمی که دارم یکی از دلایل پذیرش ولایتعهدی از طرف امام رضا علیه السلام این بود که موقعیتی را دید که اسلام عزیز پاسخگو لازم دارد. پرسش هایی که از دور دست انطرف دنیا امده یک کسی که متصل است به علم الهی حکمت های شریعت را میداند لذا از امام رضا علیه السلام که در بین امامان امامی است که خیلی حدیث به ما رسیده بیشتر ان جواب چرا است. یک کتابی دارد شیخ صدوق به نام عِلَلُ الشَّرایِع یعنی جواب چرایی ها. غالبا احادیثش از حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام است. احکام الهی اسرار دارد حکمت دارد چون سرچشمه ی این احکام خدای حکیم است. خداوند جهان را محکم افریده بی نقص افریده شریعت را محکم تقدیر کرده احکام شریعت تا روز قیامت ثابت است.
حَلالُ محمدِِ حَلالُُ یَومَ القیامَة منتها هرکسی توانایی پاسخگویی به این سوالات را ندارد. ما سالها خانه مان در نیروی هوایی خیابان دماوند بود حاج اقای قرائتی هم در ان پادگان زندگی میکرد. ان سالها من هم در ان پادگان رفت و امد میکردم برای نظامی ها افتخاری گاهی اوقات نماز میخواندم گاهی صحبت میکردم. یک بار یکی از این خلبانها امد در خانه ی من گفت اقا سید من سه ماه فرانسه بودم برای اینکه اموزش ببینم. در فرانسه یک کسی امده این کتاب را به من داده بعد از زیر لباسش یک کتاب هزار صفحه ای بیرون اورد گفتم این چی هست گفت همه اش شبهه است. بعد هم از منابع ما مثل اصول کافی بحار الانوار تحریرالوسیله کتاب فقهی کتاب تفسیری کتاب تاریخی یعنی پول خرج کردند از لا به لای این کتابها یک سوالی که این جوان را تحریک کند یک تیغی در ذهنش برود خوابش نبرد.
من ان کتاب را گرفتم و او محبت کرد حالا خلبان را ول نمیکند در کمین او هست نگاه کردم عجب پرسش هایی پیش حاج اقا قرائتی اوردیم، حاج اقا قرائتی هم خدمت حضرت ایت الله سبحانی برد چون حضرت ایت الله سبحانی مرکزی دارد مرکز تخصصی کلام. همینجا یک کتاب هم از این عالم بزرگ میخواهم به شما معرفی کنم خواهش میکنم خواهش میکنم این کتاب را برای جوانانتان تهیه کنید مخصوصا انهایی که دانشجو دارند. یک جلد هم بیشتر نیست شاید مثلا دویست صفحه داشته باشد اسم کتاب هست منشور عقائد امامیه. در صد و پنجاه درس گفته یک شیعه اعتقاداتش چیست درباره خدا درباره فرشتگان درباره انبیا درباره شفاعت، قبر قیامت فلسفه ی خلقت صد و پنجاه درس خیلی دانشگاهی. یک وقتی دانشگاه تهران این کتاب را به مسابقه گذاشته بود امروز ما مسئولیت داریم در مقابل این پرسشی که این جوان میپرسد پرسش هم این است چرا؟ چرا یعنی حکمت از کجا بپرسیم چراها را مقداری در قران امده غیر از قران به جز پیامبر سراغ چه کسی برویم که حرف نادرست نزند حرف سست نزند این اهل بیت پیامبر است که سخنانشان درست است معصوم از خطا هستند. شما وَ مَعادِنِ حِکمَةِ الله معدنهای حکمت خدا هستید.
خداوند این افرینش را برای چه افرید و این قوانین را شریعت را برای چه فرستاد امام رضا علیه السلام فرمود هر جا که خدا دستوری داده مطمئن باشید مصلحتی برای انسان در انجام ان دستور است. یا مصلحتی در جسم او یا در روح او یا در فرد او یا در جامعه او یا برای دنیای او یا اخرت او. حتما خدایی که مرا میشناخته سعادت من را میخواهد دستور داده این کار را بکن. این کار را انجام بده این کار را انجام نده مثلا فرض کنید ارتباط و اختلاط زن و مرد محدودیت دارد. در نگاه هایتان مراقبت کنید به پیغمبرش میفرماید به مردان مومن بگو چشمانتان را از نامحرمان بیاندازید چرا؟ مقداری از جواب چرا در همان ایه امده. فراتر از ان را باید برویم در خانه امام رضا در خانه امام صادق علیه السلام در خانه امام هادی علیه السلام اینها معدنهای حکمتها هستند.
جابربن عبدالله انصاری که این روزها اسمش زیاد گفته میشود در خیابان های مدینه راه میرفت این جملات را میگفت هذا امیرُ البَرَرَة علی ابن ابی طالب امیرخوبان است و َ قاتِلُ الفَجَرةِ کشنده ی تبهکاران است. مَنصورُُ مَن نَصَرَه هر کس علی را یاری کند خدا او را یاری میکند مَخذولُُ مَن خَذَلَهُ هر کس علی را خوار کند خدا او را خوار میکند. ثُمَّ رَفَعَ بَها صَوتَهُ از اینجا به بعد جابر صدایش را بلند کرد این سخن را از پیغمبر نقل میکرد که پیغمبر میفرمود اَنَا مَدینَةُُ الحِکمَة وَ عَلیُُ بابُها. ما بیشتر این حدیث را شنیدیم اَنا مدینة العلم هر دو حدیث از پیغمبر رسیده من شهر حکمت هستم و دروازه ی این شهر علی بن ابی طالب است. فَمَن اَراد الحِکمَة فَلیَاتِ البابُ هر کس حکمت میخواهد باید از در وارد شود. از علی پرس و جو کنید احکام شریعت برای چه امده.
قران کریم درسوره نساء ایه ی ۵۴ میفرماید فَقَد اتَینا الَ ابراهیم اَلکِتاب وَالحِکمَة ما به خاندان ابراهیم دو چیز دادیم کتاب دادیم حکمت دادیم. قران میفرماید هر کسی را خدا حکمت به او بدهد خیر کثیر داده است. حکمت یعنی فکر درست کار درست قران میفرماید وَ اتَیناهُ الحِکمَة وَ فَصلَ الخِطاب وَ قَتَلَ داود ُ جالوتَ وَ آتاهُ الله المُلک و الحِکمَة داود فرمانده ی ارتش مقابل را کشت خداوند به او فرمانروایی سلطنت و حکمت داد. به حکومت هم حکومت یعنی اداره ی یک کشور به صورت درست حکومت میگویند. راهی هم دارد ما خودمان از یک راهی به سرچشمه ی حکمت برسیم؟ فرمودند بله مَن اَخلَصَ لِللّه اَربَعینَ یَومَ هرکس چهل روز برای خدا اخلاص پیشه کند فَجَّرَ الله یَنابیعَ الحِکمَة مِن قَلبِهِ اِلی لِسانِهِ. سرازیر میکند خداوند چشمه های حکمت را از دل او به زبان او. حرف میزند میبینید حرف متفاوت است راهگشاست.
این را خدا میدهد به کسی که با خود خدا به قول حاج اقا قرایتی میفرماید که اون قدیم ها میگفتند که کد خدا را ببین ده را بچاپ. ما از ایشان نقل میکنیم خدا را ببین دل را بچاپ. یعنی میخواهی در دلها نفوذ کنی چهل شبانه روز با خدا صاف باش خدا مزدی که به تو میدهد چشمه های حکمت را از دل شما به زبان شما جاری میکند.
وَ حَفَظَتِ سِرِّ الله خداوند وقتی بابای ما ادم و مادرمان حوا را می افرید فرشتگان گفتند برای چه این موجود مفسد خون ریز را می افرینی؟ خداوند چه فرمود؟ اِنّی اَعلَمُ ما لاتَعلَمون یک سرّی در این است. خب این سر را چه کسی میداند خود خدا به جز خدا یک مخازنی که هرکسی این قابلیت را ندارد یک دل صاف و نورانی لازم است. ان پیامبران هستند اوصیا هستند عالمان پاکیزه جابر جُعفی از یاران امام پنجم علیه السلام است. او گفته بیست هزار حدیث از امام پنجم یاد گرفتم که اجازه نداشتم برای کسی بگویم. امام میفرمود اینها اسرار هستند به یک افراد خاصی باید بگوییم.
یک وقت جابر جعفی به امام باقر علیه السلام گفت ای پسر پیغمبر حالا به قول من دارم منفجر میشوم حضرت فرمود برو صحرا یک چاه پیدا کن اینها را برای چاه تعریف کن. امیرالمومنین علیه السلام به سینه اش اشاره کرد فرمود در اینجا علم فراوانی انباشته شده کسی را پیدا نمیکنم که برایش بگویم انهایی که هستند یا شیاد هستند این حرفها را از من یاد میگیرند با مقاصد شوم خودشان قاطی میکنند برای انحراف به کار میبرند. یک کسی پای منبر امیرالمومنین علیه السلام بود نسخه برداری هم میکرد سخنرانی های امیرالمومنین را مینوشت. حضرت فرمود این سامری امت است گفتند اقا ایشان از ارادتمندان است فرمود این بعضی از مطالب را از من میگیرد بقیه اش را میرود خودش با ان افکاری که دارد قاطی میکند اینها شیاد هستند.
مولا فرمود اینهایی که من میبینم یا کم ظرفیت هستند یا سوء استفاده کننده این علوم این اسرار این حکمتها در سینه ی من مانده حالا به جز مکتب اهل بیت شما دو نفر را پیدا کنید که این اسرار را بدانند. چرا ما شیعه هستیم کجا برویم خانه ی دیگری سراغ نداریم یک خانه ی مطمئن پایگاه علم پایگاه حکمت ما به این دلیل از اهل بیت دست برنمی داریم. اهل بیت را به عنوان وصیت به بچه هایمان سفارش میکنیم بچه جان دست از محمد و ال محمد برندارید. اینها معادن حکمت هستند حافظان اسرار الهی هستند. اصلا خدا جهان را برای چی افریده انسان را برای چی افریده درختان را برای چه افریده دریاها را برای چه افریده و میدانند اینده ها چه خبر خواهد شد.
امیرالمومنین علیه السلام یک کتابی دارد سید طاووس ان کتاب را تنظیم کرده به نام مَلاحِم به فارسی هم ترجمه شده بگردید میتوانید پیداکنید. یعنی اینده گویی در اینده چه خبر خواهد شد. صد سال دیگر پانصد سال دیگر هزارسال دیگر اخرالزمان بیشتر اخبار اخرالزمانی از مولا امیرالمومنین است. از کجا امام میدانسته اخلاق مردم چگونه خواهدشد خانم ها چه جور خواهند شد لباسهایشان چطور خواهدبود ارایش ها چگونه خواهد بود مراودات معاشرتها چگونه خواهد بود اداره ی کشورها. اینها را امام علیه السلام اینها از اسرار است به عنوان روضه یکی از ان سِرها را میخواهم بگویم. خدا رحمت کند مرحوم محدث قمی همین کتاب مفاتیح را نوشته که همه استفاده میکنند کتابی دارد به نام نَفَسُ المهموم مهموم یعنی اندوهگین. که حدیث داریم کسی که در راه اهل بیت آه بکشد آه او اجر دارد.
در این کتاب اورده است که شب عاشورا وقتی امام حسین علیه السلام وفاداری اصحابش را دید فرمود اِنَّکُم تُقتَلونَ غَدَاً فردا همه کشته میشوید یک مرد هم فردا زنده نخواهد ماند. یاران حضرت با شادمانی گفتند الحمدُللهِ الَّذی شَرَّفَنا بِالقَتلِ مَعَک الحمدلله خدا این افتخار را به ما داده که در کنار تو کشته شویم. چه افتخاری از این بالاتر سپس امام جایگاه انها را در بهشت به انها نشان داد. خب اینها از همان اسرار عالم است چه کسی از بهشت خبر دارد. بعد میفرمود یکی خطاب کرد هذا مَنزِلُک فلانی این خانه تو در بهشت است هذا قَصرُکَ این قصر تو در بهشت است هذه دَرَجَتُکَ چون بهشت شش هزار درجه دارد. به تعداد ایه های قران این درجه تو در بهشت است. اصحاب با چهره های گشاده به استقبال نیزه ها و تیرها میرفتند.
امام سجاد علیه السلام که این قصه را برای ما نقل کرده فرمود آنگاه پدرم گریست و ما گریستیم و صدای گریه ی ما به خیمه خانم ها رسید. بانوان هم گریه کردند حبیب بن مظاهر و زهیر بن قین گفتند ای پسر پیغمبر سرنوشت علی بن الحسین چه میشود در حالی که اشک میریخت امام حسین علیه السلام فرمود خدا اراده کرده او بماند تا نسل من ادامه پیدا کند. امشب شب سوم مجلس است برویم به شهر شام. همه ی شهدای کربلا عزیز هستند ابرو دارند اما این کودکان شهید ابروی خاصی دارند مثل طفل شش ماهه مثل دختر سه ساله.
اقایان بانوان از کارهای بسیار دشوار زینب کبری همین اداره ی بچه ها بوده. من چند وقت پیش یک مستند نیم ساعته را دیدم شاید شما هم دیده باشید. این سرود سلام فرمانده هست یک مستند برایش درست کرده اند که از کجا ما این کار را شروع کردیم چندین بار در این مستند ان مسئول این حرکت گفته کار با بچه ها خیلی سخت است خیلی. بعد مثال هم زده دیده اید گاهی صد تا بچه را اوردیم سرود بخواند یک بچه میگه اب همه میگویند اب اب اب حالا مگر میشود ساکتشان کرد. کار با بچه ها خیلی سخت است از امام باقر علیه السلام حدیث به ما رسیده که در این سفر کربلا تا کوفه ،کوفه تا به شام گاهی تازیانه ای به روی بچه ها بلند میشد عمه ی ما زینب شانه اش را سپر میکرد این تازیانه به بچه ها نخورد.
اقایان عزاداران بانوان از امام باقر علیه السلام حدیث به ما رسیده که در این سفر غذایی که میدادند مقدارش خیلی کم بود عمه ی سادات غذای خودش را بین بچه ها تقسیم میکرد حالا اینها مستقر شدند در یک خرابه ای. قاعده اش این است که از جلو ان خرابه باباها دست بچه هایشان را میگرفتند به خانه میرفتند. این بچه ها طفلهای معصوم یتیم تنها پناهگاهشان زینب بود دور زینب جمع میشدند عمه جان بابای ما کجا رفته؟ در کشورمان شهید زیاد دیدیم بهترین جواب این است که بگوییم پدر به مسافرت رفته مگر کسی به سفر رفت برنمی گردد مگر که شام یتیمان سحر نمی گردد. نازدانه خواب بابا دیده شروع کرد خوش زبانی کردن پدر جان کجا بودی خواهرت را زدند بچه هایت را روی خار مغیلان دواندند. ناگهان از خواب بیدارشد یک جور سوزناک گریه کرد که همه اهل خرابه را به گریه انداخت. نانجیب دستور داد سر ابی عبدالله را به خرابه ببرند عمه جان من که تقاضای طعام نکردم بابا را میخوام. عزیزم رقیه جان بابا امده همین که پارچه را کنار زد خرابه روشن شد. سر بابا را به سینه چسبانید عمه بیا گمشده پیداشده کنج خرابه شب یلدا شده.
شروع کرد با پدر سخن گفتن عزیزم پدر جان ان دم که من از ناقه افتادم و غش کردم بابا تو کجابودی از ما تو جدا بودی. نور چشمانم ان دم که تو از ناقه افتادی و غش کردی من بر سر نی بودم کی از تو جدا بودم. انقدر با پدر راز و نیاز کرد یک وقت همه دیدند رقیه یک طرف سر یک طرف. بی بی همه را به سکوت سفارش فرمود ساعتی نگذشته هر چه صدا میزند رقیه خاتون عزیز برادر خوب نزدیک شد دید سه ساله جان به جان افرین تسلیم کرده. دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت اری ان جلوه که فانی نشود نور خداست اللهم عَجِّل لِولیِّکَ الفَرَج



دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.