شرح صفحه سوم دعای ندبه

امدادهای الهی به حضرت رسول(شرح صفحه سوم دعای ندبه)

یکی از اسم های خدا ناصر است یا به تعبیر دیگر نصیر این دو تا کلمه زیادتر گفته می شود. خداوند مأموریتی را به پیامبران داده است پیامبران هم مخالف زیاد داشتند خدا به کمک آنها می آید. بزرگترین کار را گذاشته به دوش پیامبر اسلام یک دین جهانی یعنی گستره کارش همه جهان تا پایان تاریخ هیچ پیامبری همچین مأموریتی نداشته است. تا پایان تاریخ هدایت میلیاردها انسان بر عهده پیامبر است باید دانش وسیع و صبوری زیاد و امت بزرگی داشته باشد و به نصرت خدا رسیدیم به این جمله وَنَصَرتَهُ بِالرُعب خدایا تو پیامبر اسلام را با انداختن ترس به دل دشمنانش یاری کردی. (شرح صفحه سوم دعای ندبه)


دانلود فایل صوتی(شرح صفحه سوم دعای ندبه)


جلسه سوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

السَلامُ عَلَي المَهدي الذّي وَعَدَ الله بِه الأُمَم أن یَجمَعَ بِهِ الکَلَم وَیَلُمَّ بِه الشَعَث وَیَملأ بِهِ الأرضَ قِسطاً وَ عَدلاً وَعَدَ مَا مُلِئَت ظُلماً وَ جَوراً.

به ما فرمودند در ایام عزا به هم می رسید امامان ما این جمله را بگویید أعظَمَ الله أجورَنَا و أجورَکُم بِمُصابِنَا بِالحُسَین عَلَیه السَلام خداوند پاداش ما و شما را در عزاداری امام حسین علیه السلام بزرگ قرار بدهد وَجَعَلَنَا وَ إیَّاکُم مِنَ الطَالِبینَ بِثارِه مَعَ وَلِیّه الإمامِ المَهدي عَجَلَ الله تَعالي یعنی خدا ما و شما را از انتقام گیرندگان خون امام حسین علیه السلام زیر پرچم امام مهدی علیه السلام…

یعنی پیوند عاشورا و مهدویت که ما امسال مبنا قرار دادیم دعای ندبه را ریشه دارد یکی از اسم های خدا ناصر است یابه تعبیر دیگر نصیر این دو تا کلمه زیادتر گفته می شود خداوند مأموریتی را به پیامبران داده است پیامبران هم مخالف زیاد داشتند خدا به کمک آنها می آید بزرگترین کار را گذاشته به دوش پیامبر اسلام یک دین جهانی یعنی گستره کارش همه جهان تا پایان تاریخ هیچ پیامبری همچین مأموریتی نداشته است تا پایان تاریخ هدایت میلیاردها انسان بر عهده پیامبر است باید دانش وسیع و صبوری زیاد و امت بزرگی داشته باشد و نصرت خدا رسیدیم به این جمله وَنَصَرتَهُ بِالرُعب خدایا تو پیامبر اسلام را با انداختن ترس به دل دشمنانش یاری کردی.

جاهای زیادی در قران می فرماید سَأُلقي فِي قُلُوبِ الَّذینَ کَفَروا الَّرُعب ما به زودی در دلهای کافران ترس می اندازیم. یا قَذَفَ فِي قُلُوبِهِم الَّرُعب این دل دست خداست مؤمنان را آرامش می بخشد در سوره فتح می خوانیم که خداوند سکینه را به دلهای مؤمنان می اندازد کافران را ترس. این آیه در سوره مبارکه احزاب است احزاب همان جنگ است بزرگترین جنگی که همه مخالفان ائتلاف کردند خودشان هم با هم دعوا و اختلاف زیاد داشتند ولی روی این موضوع برای براندازی اسلام ائتلاف کردند. پیامبر عزیز ما هم شنید ده هزار نفر دارند به سمت مدینه می آیند یارانش را جمع کرد شدند سه هزار نفر مشورت کرد و سلمان فارسی طرح خندق را داد و مشرکین هم از راه رسیدند و با یک طرح تازه روبه رو شدند.

از نظر نظامی رو دست خوردند و نتوانستند از آن کانال عبور کنند یکی دو نفر که شما هم اسمش را می دانید عمروبن عبدود و آن را هم مولای شما امیرالمؤمنین به زمین زد و خود این رزمندگان اسلام روحیه ای پیدا کردند و شب شد ترس به دل اینها انداخت خداوند و ده هزار نفر بودند یعنی سه برابر رزمندگان اسلام هم طوفان فرستاد این را قران می فرماید هم ترس به دل آنها و آنها برگشتند یعنی این جنگ بزرگ که هزاران نفر از آنطرف و سه هزار نفر از آنطرف اگر کسی بپرسد چند نفر کشته داشته است کمتر از بیست نفر در حقیقت درگیری اصلا پیش نیامده است اگر یک کسی این را تحلیل کند دانشگاه های امروز یک جور تحلیل می کند و قران یک جور دیگر تحلیل می کند.

قران میفرماید دست خدا بوده است و نصرت خدا بوده است ممکن است بعضی بگویند اتفاقی بوده است اتفاق ما در این دنیا نداریم. همه فعل و انفعالات یک عامل دارد اتفاق یعنی بی سبب خود به خود نه خود به خود نمی شود چیزی. ما ممکن است عرفی در حرفهایی که به هم می زنیم بگوییم اتفاق. نه اصلا اتفاق نداریم ما. همه حوادثی که رخ می دهد دلیل دارد وَنَصَرتَهُ بِالرُّعب پروردگارا این پیامبر آخری را که آنقدر چیزی به او دادی و مسؤلیت سنگینی هم به دوشش گذاشتی او را یاری کردی با ترس در دشمن یک جور دیگر هم کمک کردی وَحَفَفتَهُ بِجَبرَئیل وَ میکَائیلَ وَ المُسَوِّمینَ مِن مَلائِکَتِکَ.

الان ما خیلی سال هست اینجا هستیم آدم این فضا رو دوست دارد احساس می کند خدا یک نظری دارد من صادقانه این را عرض می کنم در این سالهای گذشته شاید یک یا دو بار ما بحث فرشتگان را اینجا گفتیم خیلی بحث مهمی است همان وقتهایی که می گفتیم بیش از صد جا در قران از فرشتگان به میان آمده است گوینده ها متاسفانه این بحث را نمیکنند من تقریبا دو سال در برنامه سمت خدا صد و بیست برنامه آنجا داشتم. بعد باز خوردش را به ما گزارش می کردند در این دو سال پر بیننده ترین برنامه ای بود که راجع به فرشتگان صحبت کردم یعنی یک هجوم سه برابری این معلوم است مردم تشنه هستند فرشته چیست کیست ربطش به من چیست فرشته ها با سرنوشت انسانها مرتبط است خدا آنها را از روی لطفش برای کمک ما آفریده است راه به ما نشان بدهند دل ما را آرام کنند.

فرشته ها هم سلسله مراتب دارد بعضی ها قران می فرماید مُسَوِّمینَ یعنی نشان دار هستند. اگر امروزی بخواهیم بگوییم نظامی که نظامی ها آن سطوح پایینشان درجه ندارند اینها فرشته های سطح پایین هستند بعد آرام آرام می شوند ستوان و سرگرد و سروان و سرهنگ و تیمسار مُسَوِّمینَ یعنی نشانه های خاصی دارند و خداوند آنها را آفریده است و توانایی به آنها داده است.خود قران می فرماید بعضی فرشته ها دو بال دارند بعضی چهارتا ده تا صد تا حتی فرشتگانی داریم هزار تا بال دارند بال یعنی توانایی یعنی درجه توانایی فرشته ها متفاوت است.

قدرتمند ترین آنها جبرئیل است از آن بالاتر نداریم بعد میکائیل بعد اسرافیل اینها که اسامیشان در قران آمده و بسیاری هم نیامده است خدا این فرشته ها را هم به کمک پیامبر فرستاد در چند جنگ هم فرشته ها به کمک آمدند یکی در جنگ بدر آیا این فرشته ها خرافی نیستند توهم نیستند نه یک حقیقتی است در این جهان موجودیت فرشتگان. خب مسلمانها یک تعداد محدودی بودند مظلوم آنها را کتک می زدند توهین می کردند شکنجه می کردند اصلا اجازه نداشتند در شهر خودشان زندگی کنند بیرونشان کردند. خب خدا یک چنین کسانی را تنها میگذارد.

یک جنگی پیش آمد مسلمانها حدود سیصد تا بودند آنها هزار تا بودند این دفعه خدا فرشته ها را فرستاد فرشته ها بجنگند نه این که قران می فرماید روحیه بدهند چون در جنگ عامل روحیه خیلی مهم است حالا فرض کن یک میلیون سربازی که انگیزه و روحیه ندارد و دلش می خواهد برگردد فرار کند آن سیاهی لشکر به چه دردی می خورد. رزمنده که روحیه داشته باشد ما در جبهه های خودمان گاهی می دیدیم تعداد اندکی مثلا بچه های شماها تربیت شده مکتب اهل بیت با یک لشکر از عراقی ها با اعتماد و توکل و توسل به خدا و اهل بیت کار را پیش می بردند.

قران می فرماید ما سه هزار فرشته نشان دار فرستادیم. یک آیه دیگر هم باز راجع به فرشته ها بخوانیم سوره آل عمران آیه ۱۲۴ إذ تَقُولُ لِلمُؤمِنینَ ای پیامبر یاد کن آنگاه که به مؤمنین گفتی ألَن یَکفیَکُم أن یُمِدَّکُم رَبُّکُم بِثَلاثَةِ آلَافٍ مِنَ المَلائِکَةِ مُنزَلِینَ آیا کافی نیست برای شما که خدا سه هزار فرشته را فرستاد به کمک شما و نازل شدند و شما سیصد تا پیروز شدید بر آن هزارتا و هفتاد تا از آنها را کشتید و هفتاد تا از آنها را به اسارت گرفتید غنیمت گرفتید بالاتر از اینها یک روحیه خوبی و موجودیت وهویت شما معنا پیدا کرد.

وَ وَعَدتَهُ أن تُظهِرَهُ عَلَي الدّینِ کُلِّ وَلَو کَرِهَ المُشرِکُونَ خدایا تو به این پیامبر آخری وعده دادی که دینش بر همه ادیان غلبه خواهد کرد سه بار در قران این بشارت آمده است و در هر سه بار هم به امام زمان علیه السلام تفسیر شده است آن مصداق اولش شخص پیامبر اسلام است آن مصداق آخرالزمانی امام مهدی عجل الله تعالی است. آیه اش هم هُوَ الَّذي أرسَلَهُ رَسُولَهُ بِالهُدي وَدینِ الحَقّ لِیُظهِرَهُ عَلَي الدّینِ وَلَو کَرِهَ المُشرِکُونَ و یک آیه دیگر وَلَو کَرِهَ الکَافِرونَ خب این امید است. خدایی که آفریدگار این جهان است و حیات موجودات به دستش است اوقول داده است و قولش لَن یُخلِفَ الله وَعدَه خلف وعده نمی کند وعده خدا خالی بندی نیست و تحقق پیدا خواهد کرد.

تقریبا دو سه ماه پیش جمعیت کره زمین از مرز هشت میلیارد گذشت از این هشت میلیارد نزدیک دو میلیارد شان بر اساس آماری که آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها می‌دهند مسلمان‌ها هستند یک مقداری بیش از این مسیحی هستند بقیه هم ادیان دیگر هستند آن وقت چند سال است که بی بی سی گفته است سال ۲۰۵۰ جمعیت مسلمانان از مسیحیان پیشی خواهد گرفت. وقتی او این را می‌گوید باید کندش کند این پیشرفت را. می‌آید قرآن را آتش می‌زند منطق که ندارد آقایان سروران گرامی خواهران محترمه این ساده لوحی است که ما بگوییم یک جوان عراقی قرآن را آتش بزنند این کس باید خیلی بی اطلاع باشد شما به سایت آیت الله مکارم شیرازی مراجعه کنید مطلب آنجاست من از آنجا نقل میکنم. بعید میدانم این مرجع روشنفکر یک خبر نادرست بدهد ایشان میفرماید گرادستون چهار نوبت نخست وزیر انگلیس بوده است تقریبا هفتاد سال در سیاست انگلیس بوده است همه می دانند که آمریکا مولود انگلیس است. ایشان در مجلس انگلیس این سه جمله را گفته است تا زمانی که قران خوانده می شود و تا زمانی که مسلمانان به مکه می روند و تا زمانی که نام محمد صَلي الله عَلیه وَ آلِه وَ سَلَّم بر مأذنه ها هست ما آرامش نداریم.

انگلیسی این را میگوید گفته قران را آتش بزنید مال الان نیست آتش زدن قران مال یک عراقی نیست جوان مزدور عراقی از حکومت عراق عصبانی شده نه اینطور نیست ساده لوحی است کسی اینطوری فکر کند. پشتش سیاست است سیاست استکبار جهانی نشسته است فکر کرده است این گرایش به اسلام را چطور کنترل کند مقاله که نمی‌تواند بنویسد چاپ قرآن هم که سال به سال تیراژش زیاد می‌شود. معلوم است حقیقتی در قرآن هست مسلمان‌ها که آنقدر کم کاری دارند بدکاری و بد سلیقگی دارند ما بدی‌های مسلمان‌ها را بگوییم باید ده شب منبر برویم رؤسای کشورهای اسلامی چه می‌کنند علی رغم این به خاطر آن حقیقتی که در کتاب خدا هست خودش جای خودش را باز می‌کند اسلام جهانگیر خواهد شد یعنی ما آن غصه‌هایی که ما داریم درست است گرفتاری‌های ما درست است اما چشم انداز آینده بر اساس وعده الهی آینده خوشی است آینده نورانی است آینده امید بخش است.

گرادستون این را گفته است قران را آتش بزنید کعبه را منهدم کنید و نام محمد (ص) را محو کنید مثل این که بگوییم این حسین را بکشید تمام می شود امام حسین را کشتند و اسب‌ها را نعل تازه زدند و بر کشته‌های آنها تاختند امام حسین محو شد الان جمعیت‌های میلیونی داد می‌زنند لبیک یا حسین این را دنیا می‌فهمد این است آینده جهان. خدایا تو وعده دادی به همین پیامبر آخرین که دینش را بر همه ادیان غلبه بدهی و پیروز بگردانی ولو خوششان نیاید مشرکین یا کافرین. این آیه ای که گفتم سوره توبه آیه ۳۳ سوره فتح آیه ۲۸ سوره صف آیه ۹ با یک کمی اختلاف یک جا دارد وَ لَو کَرِهَ الکَافِرونَ یک جا وَ لَو کَرِهَ المُشرِکُونَ.

پیامبر عزیز ما می خواهد یک کار بزرگ کند جا لازم دارد. حالا شما حساب کنید پیشنهاد وزارت بدهند به شما تو بیا وزیر شو اولین چیزی که می گوییم بودجه و ساختمان می خواهد جا می خواهد مرکز می خواهد خداوند می فرماید ما در دعای ندبه به خدا این را می فرماییم خدا جا هم بهش دادی جا کجا بود مکه حرم خدا دست مشرکین بود به تعداد روزهای سال یعنی سیصد وشصت تا بت آنجا بود آلوده بود انحرافات آنجا بود خداوند این شهر را در اختیار پیامبر اسلام گذاشت تا بتوانند پایگاهی برای دعوت جهانیان باشد. اینها در دعای ندبه است آقایان بانوان پیامبر ما پول از کجا آورد پول نداشته جمعیتی نداشته است سلاح نداشته است ولی خدا را داشته و نقطه مقابلش تکیه داشتند به رومیان یعنی ابر قدرت آن روز که درسال هفتم بالاخره مسلمانها موفق شدند با عزت وارد مکه شدند آنها هم خفه شدند یک عده مسلمان شدند یک عده هم ساکت شدند.

پیامبر تشریف آوردند وارد مسجدالحرام فرمودند علی جان پاهایت را بگذار روی شانه های من و برو بالا و این بت ها را بشکن امیرالمؤمنین هم که عاشق پیامبر است خجالت می کشد پاهایش را روی شانه های پیامبر بگذارد عرضه داشت یا رسول الله شما پاهایتان را بگذارید تا پیامبر یک پایش را گذاشت مولا فرمود مثل این که به سنگینی کره زمین روی دوش من است فرمود نه آقا من طاقت ندارم وزن شما را تحمل کنم رفت آن بتها را شکستند.

ترجمه این فراز این است وَذلِکَ این زمینه سازی برای جهانی شدن بَعدَ أن بَؤَئتَهُ مُبَوءُ صَدقٍ مِن أهلِ یک جای بسیار قشنگی را در اختیار پیامبر و اهلش قرار دادیم خدایا تو این کار را کردی تو مکه را فتح کردی. یک سوره داریم ما به نام سوره فتح آیه اولش را خیلی ها بلدند بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم إنَّا فَتَحنَا لَکَ فَتحاً مُبینَا خدا می گوید ما فتح کردیم. خدا رحمت کند امام را می فرمود خرمشهر را خدا آزاد کرد این کار خدا بود ما فتح کردیم مکه را وَجَعَلتَ لَهُ وَ لَهُم أوَّلَ بَیتَ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذي بِبَکَةَ مُبَارَکاً وَ هُدیً لِلعَالَمینَ فِیهِ آیَاتٌ بَیِنَاتٌ مَقَامُ إبراهیمَ وَمَن دَخَلَ کَانَ آمِنَا.

یک خطبه ای دارد حضرت فاطمه زهرا سَلامُ الله عَلَیها در فاطمیه بعضی از گویندگان می خوانند خطبه فدک یک صفحه از آن خطبه راجع به این است که اسلام برای چیست نماز برای چه می خوانیم روزه رای چه میگیریم زکات برای چه بدهیم برای چه به والدین احسان کنیم حج برای چیست؟ صدیقه طاهره فرمود حج برای عزت اسلام و شکوه اسلام است. الان در دنیا مسیحی ها چنین مراسمی ندارند یهودی ها ندارند دارند یک جمعیت هایی درحدود هزار نفر چند میلیون نفر از کل جهان طوایف مختلف رنگهای مختلف جنسیتهای مختلف عرب و عجم و پیر وجوان و زن و مرد دولتها هم کاره ای نیستند خود آقایان و خانمها پول می دهند اصلا کاری به دولتها ندارند. خودشان هم کاروان درست می کنند اداره می کنند دو میلیون نفر شما حساب کنید روز عرفه باید در این صحرا باشند. دیرتر نه همه باید آنجا باشند مقررات دارد انضباط دارد اصلا مثل مانورهای نظامی که از قبل حساب شده است ساعت هشت تا نه کجا باشند نه تا ده کجا باشند تا آفتاب غروب می کند چندمیلیون نفرنماز مغرب و عشا را می خوانند و حرکت به سمت صحرای دیگری به نام مشعر. با طلوع آفتاب عید قربان همه حرکت می کنند یک صحرایی است. این از مترقی ترین برنامه حج است. در سایه حج اسلام گسترش پیدا کرده است تازه مسلمانها از نقاط دور دست آمدند. عجب دین خوبی داریم برادری صفا همدلی البته حجی که امام در آن پیامهایش می نوشت بهش برسیم فاصله داریم.

حالا همین حج مثل نمازهای ما می ماند حاج آقا این نمازها فایده دارد؟ بله فایده دارد همین نماز دست و پا شکسته ما که می گوییم حواس نداریم و تند می خوانیم خودمان عشق می کنیم حالا اگر آن نمازی که اسلام گفته است را بخوانیم حضور قلب و آگاهی داشته باشیم به همان نسبت فایده اش بیشتر است ولی حج هر که تماشا می کند می گوید چقدر زیباست اسلام چگونه این ماجرا را طراحی کرده است این شهر مکه را خداوند در اختیار پیامبر قرار داده است تا بتواند از این شهر اسلام را به اقصی نقاط دنیا برساند.

مکه کجاست وسطش مسجد است وسط آن مسجد هم کعبه است جای جای مکه نشانی از سه شخصیت است ابراهیم اسماعیل و هاجر. ما در حقیقت خدا را صدا میزنیم همان خدایی که صداش می زنیم یک نمادهایی گذاشته با یاد خاطرات و سرگذشتهای انسانهای موحد می افتیم تا خودمان را شبیه آنها کنیم. همین جا یک دعا کنیم خدایا زیارت خانه ات را قسمت این جمع بفرما. وارد مکه که می‌شویم کسانی که دفعه اولشان است آن روحانی کاروان میگوید تا چشمت به کعبه افتاد یک دعایی بکن که مستجاب می‌شود اصلاً آنجا معنویت را آدم با تمام وجودش حس می‌کند. فرشتگان را چه جایی خدا درست کرده است هفت بار طواف می‌کنیم طواف یعنی دور زدن دور چه می‌چرخیم یک مکعب که حضرت آدم ساخته است و ابراهیم و اسماعیل آن را بازسازی کرده است یک نیم دایره هم هست آن نیم دایره قبر پیامبرانی است و قبر یک مادر و پسر هم هست حضرت هاجر و حضرت اسماعیل حجر یعنی دامن حجر اسماعیل و بین این نیم دایره و کعبه یک متر ونیم فاصله است یعنی می شود از آن وسط رفت اگر مانعی نباشد. شیعه شافعی مالکی حنبلی و حنفی هیچ فرقه ای نداریم که این طواف را درست بداند همه آنها می گویند این نیم دایره را هم یعنی دور ضریح چند قهرمان علمای شیعه به وهابیت می گویند شما برای چه به ما می گویید دور ضریح امام رضا علیه السلام نچرخید خودتان یک عمری است دور قبر حضرت هاجر می چرخید. هیچ کدام از فرق اهل سنت از آن وسط کسی برود طوافش را درست نمی داند یعنی یاد آوری میکنیم انسانهای پاک باخته ای که ذره ای به خودشان فکر نمی کردند همیشه می گفتند خدا تسلیم.
این طواف که تمام شد باید دو رکعت نماز بخوانیم پشت مقام که یعنی جای پای ابراهیم علیه السلام. بعد می رویم سعی که خاطرات هاجر و بچه اش که تشنه بود حضرت ابراهیم تا رسیدند آنجا خداوند فرمود ابراهیم برو برای تبلیغ عراق. هاجر خانم و بچه را و یک حدیث خواندم چقدر اینها گریه کردند زن و شوهر در بیابان بی کس نه ساختمانی است نه درختی ولی همین اندازه خدا فرموده است برو چشم می گوید حتما خدا خودش ما را یاری می کند بعد بچه تشنه شد از آن بلندی صفا اسمش بود نگاه کرد مروه یک آبی است دوید دید که سراب است. دوباره صفا، مروه ناامید هم نمی شود می گوید این چند میلیون حاجی تا روز قیامت این کار را تکرار بکنند این برای تربیت مسلمین لازم است. بعد هم آنهایی که حج واجب می خواهند انجام بدهند همه دست جمع می روند عرفات. آنجا هم ربط دارد به قصه حضرت ابراهیم.
بعد می روند مشعر آنجا هم ربط دارد به قصه حضرت ابراهیم بعد می روند منیٰ آنجا هم که سنگ به شیطان می زنند چون شیطان آمد پیش هاجر ابراهیم علیه السلام فرمود این پسر را که خیلی زیبا هم بوده است پسر را آماده کن می خواهم ببرم مهمانی گفت مهمانی کی گفت مهمانی یک دوست ضمنا یک طناب و چاقو هم بده شیطان آمد به هاجر گفت می دانی ابراهیم می خواهد چه کند گفت می خواهد چه کند گفت می خواهد بچه ات را بکشد. هاجر از شیطان پرسید گفت چرا گفت می گوید خدا گفته است هاجر گفت اگر خدا گفته باید انجام دهد چند بار هم شیطان این کار را کرده است آمده و رفته لذا آنجا چند تا ستون است.
اینها همه خاطرات افرادی است که به ظاهر مثل ما بودند انسان فرشته که نبودند جن هم نبودند خدا اینها را یک مدل قرار داده است پول خرج کنید و از دور دستها بیایید اینجا این ابزار کار پیامبر اسلام است آن وقت اینجا کجاست اولین خانه است که خدا اسمش را گذاشته خانه مردم ما می گوییم خانه خدا خود خدا گفته است خانه مردم وُضِع لِلنَّاس لَلَّذي بِبَکَة بکه یعنی چه ما می گوییم مکه قران می گوید بکه به همان شهر بکه یعنی محل ازدحام یا وقتی جمعیت خیلی زیاد می شود که جای نشستن نیست و ازدحام زیاد است را بَکه می گویند.
مُبَارَکا یعنی سرزمین پر برکت وَهُدي پایگاه هدایت لِلعَالَمینَ. عربها نه جهانیان را از این پایگاه پیامبر می خواهد هدایت کند کجا هست اینجا فِیه آیَاتٌ بَیِنَاتٌ امام صادق علیه السلام فرمود آیات بینات یعنی حجر اسماعیل و مقام ابراهیم است. مَقَامُ إبراهیمَ وَ مَن دَخَلَهُ کَانَ آمِنَا هر کی وارد این سرزمین بشود در امنیت است. یهودی ها یکی از ایرادهایی که به پیامبر اسلام می گرفتند این بود که شما چرا قبله بیت المقدس را ول کردید با قدمت بیت المقدس را حضرت سلیمان هزار سال قبل از میلاد مسیح ساخته است که با این قدمتش رها کردید آمدید کعبه را که این آیه در جواب آنهاست که کعبه قدیمی تر از بیت المقدس است بیت المقدس هم برای ما محترم است اصلا پیامبر ما در سفر معراج که دیشب اشاره ای گفتیم مِنَ المَسجِدِالحَرامِ إلَي المَسجِدِ الأقصي مسجد الأقصي برای مسلمانها خیلی عزیز است اینجا هم محترم است ولی کعبه مقامش بالاتر است.
وَ قُلتَ خدایا تو گفتی إنَّمَا یُریدُ الله لِیُذهِبَ عَنکُم الرِجسَ أهلَ البَیت وَ یُطَهِرَکُم تَطهیراً تا حالا جریان نبوت را می گفتیم رسیدیم به پیامبر آخر. از اینجا به بعد موضوع اهل بیت می آید یعنی جانشینان پیامبر خب مختصر همه قصه اصحاب کساء را بلد هستید. کساء یعنی عَبا غروب هنگامی بود پیامبر یک حالتی در جو آسمان مشاهده کرد به همسرش أم سلمه فرمود عبای یمانی را بیاور یک عبای مشکی بود بعد فرمود علی فاطمه حسن و حسین را خبر کن. هر پنج نفری رفتند زیر عبا جبرئیل هم آمد شد شش نفر و این آیه را آورد سوره سی وسه و آیه سی وسه إنَّمَا یعنی فقط یُریدُ یعنی یک اراده قطع.
إنَّمَا یُریدُ الله لِیُذهِبَ عَنکُم الرِجسَ تا پلیدی و ناپاکی را از شما اهل بیت به طور کامل دور کند صد وسی و پنج حدیث از اهل سنت رسیده است که منظور از اهل بیت همه خانواده پیامبر نیستند چون اهل بیت یعنی اهل خانه که ممکن است پنج نفر یا پنجاه نفر را بگوییم پرسیدند از پیغمبر که فرمودند منظور من و علی فاطمه و فرزندانشان است. اینها پاک هستند. به اعتقاد شیعه معصوم هستند یعنی گناه نمی کنند خدا آنها را یک جوری آفریده که گناه نکنند. نه به اختیار خودشان بخاطر سطح معرفتی که دارند و قبح گناه را می دانند گناه نمی کنند. البته معصوم هستند دو معنای دیگر هم دارد یعنی اشتباه و فراموش نمی کنند. آن را خدا قرار داده است برای مأموریتشان که در رساندن پیام الهی اشتباهی رخ ندهد.
پیامبر چقدر زحمت کشیده است فرمود پیغمبری به اندازه من اذیت نشده است. ثُّمَ جَعَلتَ أجْرَ مُحَمَّد حالا خواستی مزد بدهی به بزرگترین پیامبر اجرش چه باشد در کتابت قران هم آورده است فَقُلتَ دررقران فرمودی قُل ای پیامبر بگو لَا أسئَلُکُم عَلیهِ أجراً من این اجر را نمی خواهم بعد فرمود چرا اجر می خواهم إلّا المَوَدَةَ فِي القُربي چرا این مزد را می خواهم آقای قرائتی مثال می زنند ایشان می فرماید گاهی یک معلم معلمها بعضی هایشان خیلی دلسوزند خدایی بیش از حقوقشان کار می کنند. هی میرود مطالعه می کند که یک روشی پیدا کند این طفل معصوم را برساند به آن حدی که باید. وظیفه اش است معلم گاهی می گوید بچه ها من خیلی برایتان زحمت کشیدم مزد می خواهم از شما مزدم این است که خوب درس بخوانید. خب همه می فهمیم که این مزد اسکناس نیست سکه نیست یک سماور برایم بیاورید نیست.
لذا آیه دیگر توضیح می دهدآن کسی که از شما مزد خواستند فَهُوَ لَکُم برای خودتان است به نفع خودتان است نه اینکه یک چیزی در جیب من برود. منظورش این سه آیه بود پشت سر هم آمده است وَقُلتَ وَمَا سَئَلتُکُم مِن أجرٍفَهُوَ لَکُم وَقُلتَ مَا أسئَلُکُم عَلَیهِ مِن أجر إلّا مَن شَاءَ أن یَتَّخِذَ إلِي رَبِّه سَبیلاً یک مزد دیگر هم می خواهم رابطه تان را با خدا قطع نکنید. ای امت من پس دو تا مزد می خواهم یکی اینکه عشق بورزید به اهل بیتم آنها دستگیر شما هستند کشتی نجات است. در حقیقت این دو مزد یکی است و همش به نفع خودتان است.  فَکَانُوا هُمُ السَبیلَ إلَیک اینها راه به سوی هستند والمَسلَکَ إلِي رِضوانِک یک روشی برای رسیدن به خوشنودی تو.
خب امشب می خواهیم برویم شام همه شهدای کربلا عزیز هستند ولی من همیشه در دلم این بوده بچه های شهید یک آبروی خاصی پیش خدا دارند گره گشایی می کنند. حدیث داریم می خواهید دعایتان مستجاب شود بچه ها را در جمعتان بیاورید آمین بگویند حدیث داریم خداوند بخاطر دو گروه بلاها را از مردم دور می کند یکی پیرمردها و پیرزن هایی که خدا به آنها ترحم دارد. ماه ذي الحجه ماه شهادت امام باقر علیه السلام است من داشتم مطالعه میکردم زندگانی امام باقر علیه السلام را که در کربلا چهار ساله بوده است زیاد از امام باقر علیه السلام آقایان سوال می کردند ای پسر پیغمبر شما خاطره ای از کربلا یادت هست. امام باقر علیه السلام همانطور که می گریست آن خاطرات را به یاد می آورد.
امام باقر علیه السلام فرمودند در یک سفر کربلا تا به کوفه و کوفه تا به شام هروقت تازیانه ای به روی بچه ها بلند می شد عمه ما زینب شانه اش را سپر می کرد از امام معصوم بپرس غذایی که به ما می دادند خیلی کم بود عمه ما زینب سهم غذای خودش را بین بچه ها تقسیم می کرد حتی وقتی می خواست نماز بخواند این زانوهایش رمق نداشت. آقایان بانوان اهل بیت پیغمبر پاک ترین کسان را در خرابه شام جا دادند که دیوارهایش داشت فرو می ریخت. این را ما به طور طبیعی حدس می زنیم که اینطوری بوده که عصرها پدرها دست بچه هایشان را میگرفتند و می آمدند از جلو خرابه شام رد می شدند بچه ها هم پناهگاهشان زینب کبری بود می پرسیدند عمه جان بابای ما کجا رفته است میفرمود عزیزم به سفر رفته است. مگر کسی به سفر رفت بر نمی گردد خیلی برای زینب کبری سخت بود این نازدانه شبی خواب بابا رادید شروع کرد با پدر خوش زبانی کردن پدر جان خیلی وقت است شما را ندیدیم او خواهری که آنقدر دوستش داشتی نبودی زدن بچه ها را در بیابانها دواندند یه وقت رقیه خاتون از خواب بیدار شد یک جوری گریست که اهل خرابه همه باهم یکنوا گریه کردند صدای گریه اهل خرابه تا به دور دستها می رود آن نانجیب دستور داد رأس أبي عبدالله را وارد خرابه کنند. طبق وارد خرابه شد عمه جان من که تقاضای طعام نکرده بودم من بابام می خواهم عزیزم همان که می خواهی آمده است آن روپوش را کنار زد سر بابا را به سینه چسپاند.
آن دم که من از ناقه افتاده بودم بابا تو کجا بودی از ما تو جدا بودی عزیزم آن دم که تو از ناقه افتادی و غش کردی من بر سر نی بودم من کی از تو جدا بودم. یه وقت اهل خرابه دیدند سکوت حاکم شده رقیه یه طرف سر یه طرف بی بی جلو آمد هر چه صدا می زند عزیزم رقیه جان. خوب نزدیک شد دید رقیه جان به جان آفرین تسلیم کرده است یا حسین.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *