نگرانیهای پیامبر برای مسلمانان

دلگرمی ها و نگرانیهای پیامبر اسلام برای مسلمانان

نگرانیهای پیامبر

پیامبر عزیز ما که این دنیا را ترک کرد دلواپسی هایی داشته است، نگرانی هایی داشته است، ترسهایی داشته است. ممکن است بعضی تعجب کنند از این حرف من، این که من عرض میکنم در آیات قران آمده است، یعنی خداوند گاهی به پیغمبرش میفرماید سینه ات تنگ شده است غصه نخور، و گاهی با همین کلمه میترسم إنّي أخافُ عَلَیکُم مِن بَعدي من یک دلواپسی دارم این نگرانیهای پیامبر چه بود؟


السلامُ عَلي المَهدي الَّذي وَعَدَ اللهُ بِه الاُمَمَ أن یَجمَعَ بِه الکَلَمَ وَیَلُمَّ بِه الشَّعَثَ وَ یَملَأ بِه الأرضَ قِسطَا وَ عَدلا وَعَدَ ما مُلِئَتَ ظُلما وَ جَورا. رحلت جانگداز بهترین و آخرین فرستاده خدا و شهادت جانسوز سبط اکبر امام مجتبی علیه السلام را به حضرت ولی عصر علیه السلام و شما و خواهران و برادران تسلیت میگویم. از خداوند میخواهم همه ما را از رهروان و دوستداران و زائران و شفاعت شوندگان پیامبر و اهل بیت پاکش قرار بفرماید. تقاضا میکنم به روان حضرت خاتم النبیین و اهل پاکش صلواتی تقدیم بفرمایید. به روان پاک شهیدان دشت کربلا و شهیدان تاریخ مظلومیت شیعه تا به امروز شهید عزیز قاسم سلیمانی و حسین همدانی و شهیدان این محل این مسجد علمایی که ما را هدایت کردند و روح بلند حضرت امام خمینی صلواتی تقدیم بفرمایید.
خب فرمودند که ما هم عرض کنیم فردا اجتماع امت پیامبر در میدان انقلاب برای عزاداری و اعتراض به اهانتهایی که در روزهای گذشته به قران مجید صورت گرفته است. همچنین در این مسجد هم فردا ظهر برنامه است. اما سخن امشب، سروران گرامی، پیامبر عزیز ما کار دشواری را به دوش داشت. اساسا کارهای بزرگ دردسرهای بزرگ هم دارد دشوارترین کار به دوش انبیاست. در بین انبیاء بزرگترین آنها پنج نفرند که کارهای جهانی به دوش آنها بود. منطقه‌ای، شهری نه، که در بین آن پنج نور پاک آخرین آنها علاوه بر جمعیت جهان جمعیتی که تا روز قیامت بعد در آینده ها هم خواهد آمد مسئولیتش به دوش پیامبر بود. یک کار فوق العاده دشوار اما به خاطر روح بزرگی که داشت، به خاطر اخلاق خوبی که داشت به خاطر صبوری و پایداری، این مأموریت را طی بیست و سه سال به خوبی انجام داد. امشب و فردا پیامبر عزیز ما این جهان را به ظاهر ترک می کند و از میان مردم می رود با بیم ها و امیدها. امشب حرف ما همین است اکنون هم که هزار و چند صدسال گذشته است، ما ادامه دهنده همان راه هستیم. تاریخ نشان داده که پیامبر عزیز ما خیلی موفقیت داشته است. بدون تکیه به قدرتهای جهانی، بدون تکیه به پول سرمایه دارها، یک کاری کرده است که قرن به قرن دهه پس از دهه، جمعیت مسلمان اضافه شده است و گرایش به اسلام خواهی براساس آمارهایی که وجود دارد افزایش پیدا کرده است.

نگرانیهای پیامبر (ص)

امروز که ما در این مسجد اجتماع کردیم به این دو نکته باید توجه کنیم برای ادامه راه، بیم ها و امیدها، پیامبر عزیز ما اولا که این دنیا را ترک کرد دلواپسی هایی داشته است، نگرانی هایی داشته است، ترسهایی داشته است. ممکن است بعضی تعجب کنند از این حرف من، این که من عرض میکنم در آیات قران آمده است، یعنی خداوند گاهی به پیغمبرش میفرماید سینه ات تنگ شده است غصه نخور، و گاهی با همین کلمه میترسم إنّي أخافُ عَلَیکُم مِن بَعدي من یک دلواپسی دارم این دلواپسی ها چه بود؟ نمیرسیم مشروح بگوییم یک ربع وقت امشب را میخواهم راجع به بیم ها ترسها و نگرانیهای پیامبر بگوییم فکر نکنیم کار پیامبر آسان بوده است.

مشرکین

اولین بیم او مشرکین بود. مشرکین یعنی کسانی که تفکرشان این بود مردم را با خرافات نگه دارند، سنگ بپرستند، چوب بپرستند، بت بپرستند، تا آنها به منافعشان برسند، خیلی به پیامبر صدمه زدند. چقدر یاران عزیز پیامبر را کشتند چقدر اشکهای پیغمبر را جاری کردند مشرکان. گاهی در قران داریم که پیامبر دلواپس بود جمعیت مشرکان زیاد است پول و بودجه آنها زیاد است و جمعیت ما کم است. تبلیغات آنها زیاد است خداوند تسکین میداد پیامبر را إِصبِر عَلي مَایَقُولُونَ ایستادگی کن در برابر تبیغات آنها. از اینها معلوم است که پیغمبر دلواپس بوده است، مشرکین که بعد از مشرکین یهود بوده است.

یهودیان

پیامبر عزیز ما که به مدینه آمد بیشتر مردم مدینه یهودی بودند اینها از کجا آمده بودند از فلسطین. خدا رحمت کند شهید بهشتی و شهید باهنر را که یک کتابی دارند به نام جهان در عصر بعثت. در آنجا دارد که یهودیان در خوش آب و هواترین جای کره زمین زندگی میکردند. یعنی فلسطین همین لبنان و سوریه. چون در کتابهایشان خوانده بودند که به زودی پیامبری ظهور میکند در منطقه حجاز به عشق دیدن پیامبر اسلام آمدند این منطقه. یعنی صد سال قبل از اسلام آنها اطمینان داشتند که وعده الهی تحقق پیدا میکند آمدند آنجا خانه خریدند پولدار بودند یهودی ها. بازار طلا دست آنها بود خانه های بزرگ و پر از درخت و مناطق خوش آب و هوای نزدیک مدینه مثل فدک و خیبر و باغهای بزرگ و زندگی های خوب داشتند. خب پیامبر عزیز ما ظهور کرد قران اینگونه میگوید آنها فهمیدند همانی است که بشارتش در کتابهایشان آمده است. قران همان کتابی است که پیشگویی شده است اما لجاجت کردند و ایمان نیاوردند جز عده معدودی و بقیه چکار کردند پیامبر عزیز ما وقتی به مدینه آمد با رهبران یهود جلسه گذاشت آنها طایفه هایی بودند بنی قریظه بنی نظیر بنی المصطلق طایفه های بزرگی با رهبران آنها. پیغمبر فرمود از این به بعد ما جنگ خواهیم داشت شما به نفع ما یا به نفع دشمن ما یا بیطرف، موضع شما چه خواهد بود؟ گفتند یک هفته یا ده روز به ما وقت بدهید. پیغمبر قبول کرد بعد از یک هفته و ده روز گفتند موضع ما بیطرف است.
پیغمبر فرمود همین را بنویسید یک تفاهم نامه ای نوشتند که اگر جنگ شد بین مسلمانان، مشرکان و یهودیان بیطرف باشند. اما متاسفانه خیلی زود عهدشان را شکستند چهل نفر یهودی آمدند مکه با چهل نفر از مشرکان هشتاد نفر تفاهم نامه ای را امضا کردند که پیغمبر را به قتل برسانند. حتی مشرکین باور نمیکردند یهودیان این کار را بکنند میگفتند شما دین آسمانی دارید چطور ممکن است با ما متحد شوید میگفتند ما حتما این کار را میکنیم این گرفتاری دوم پیغمبر ماست. در مدینه هم زندگی میکردند پیغمبر جنگ احزاب که تمام شد رزمندگان به خانه ها میخواستند بروند فرمود نه یک جنگ دیگری در پیش داریم پرسیدند چه جنگی فرمود با یهودیان، قسمت آخرش جنگ خیبر است. فکر نکنید قصه یهودی ها تمام شد تا به امروز که هزار و چند صد سال گذشته است خطر یهود وجود دارد. در نگرانیهای پیامبر که در قران آمده است یهودی ها همدست میشدند توطئه میکردند امروز صبح برویم پیش پیامبر به ظاهر ایمان بیاوریم عصر از ایمانهایمان دست برداریم. این دو فایده دارد یکی مسلمانها را در ایمانشان سست میکند یکی دیگر اینکه یهودی ها هوس نمیکنند مسلمان شوند از این کارها میکردند.

منافقین

دلواپسی سوم پیامبر که موج میزند در احادیث من برای آینده شما میترسم منافقین است. منافقین در مکه نیستند منافقین در خیبر نیستند. منافق ریش دارد در مسجد می آید منافق نماز میخواند منافق به مکه می رود ظاهر مسلمانی را حفظ میکند. پیغمبر فرمود من از مومن نمیترسم مومن آزارش به کسی نمیرسد من از مشرک نمیترسم، سینه به سینه او میجنگم اما از منافق میترسم او از پشت خنجر میزند. نزدیک ماست خانه اش بغل خانه ماست چطور کنترل کنیم ما در همین انقلاب خودمان چه سیلی هایی از منافقین خوردیم ده هزار مظلوم یک مغازه دار یک رهگذر، یک خانم، یک آقا، یک بچه، بعضی ها را سوزاندند بعضی ها را تکه تکه کردند. یک امام جمعه موقتی داشت اصفهان بهشتی نژاد روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان آمدند در خانه اش، آن وقتها محافظی در کار نبود یک بچه سه ساله آمد در خانه ایشان را با بچه سه ساله با زبان روزه این پدر را کشتند.

چند دستگی بین مسلمانان

خب تمام شد قصه منافقان نه تا دنیا دنیاست وجود دارد. یَقوُلُونَ بِأَفواهِهِم مَا لَیسَ في قُلُوبِهِم اظهاراتی میکند که باور ندارد. اینها ست که نگرانیهای پیامبر است. اینها ترس ها و بیم های پیغمبر است. دیگر پیغمبر از چه میترسید؟ پیغمبر از این میترسید که چند دستگی بین امتش پیش بیاید این انسجام اتحاد و یکپارچگی که رمز موفقیت مسلمانهاست از بین برود. پیغمبر دلواپس بود مسلمانها دنبال دنیا گرایی و دنیا طلبی رفاه زدگی بروند. بالاخره خداوند این نعمتها را برای مومنین قرار داده است این که ایرادی ندارد اما به صورت افراطی و دست درازی بکند به دارایی های دیگران دست درازی بکند به بیت المال مسلمین، اینها نگرانیهای پیامبر است.

دلگرمی های پیامبر اکرم(ص)

و اما امیدها، عزیزان من سروران گرامی بالاترین امید پیامبر وعده های خداست پیامبر به وعده های خدا اطمینان داشت. خداوند وعده داده است وَعَدَ اللهُ الَّذینَ آمَنوا مِنکُم وَ عَمِلُوا الصالِحاتِ لِیَستَخلِفَنَّهُم فِي الأرض. خداوند به مومنان صالح وعده فرموده حاکمیت کره خاک به دست شما خواهد افتاد. این دروغ نیست این توهم نیست تحقق پیدا خواهد کرد. خداوند وعده فرموده است وَلَیَنصُرَنَ الله مَن یَنصُرَه هر کس خدا را نصرت کند خدا به او کمک میکند. نه فقط در بدر در هر جای روزگار مومنان دین خدا را یاری کنند خدا به کمک آنها می آید.
دومین دلگرمی پیامبر قران است. یک برنامه جامع همه جانبه، دنیا، آخرت مادیت معنویت سیاست اخلاق اقتصاد که تا دنیا دنیاست خود خدا تضمین کرده است که این کتاب دست نمی خورد. تورات و انجیل چرا، ولی قران نه إنّانَزَلنا الذِّکر وَ إنّا لَهُ لَحافِظون. دلگرمی پیامبر امید پیامبر به قران است. این کتاب میتواند میلیون ها و میلیاردها بشر را سعادتمند کند. برنامه دارد قران یکی از امیدهای پیامبر ما قران است لذا در این روزهای آخر و ماه های آخر کمتر جلسه ای میشد پیامبر راجع به قران سفارش نکند امتش را. به خواندن قران و فهمیدن قران تأثیر پذیرفتن از قران و عمل به قران و تعلیم دادن قران. یکی دیگر از امیدهای پیامبر عزیز ما اهل بیت است. ما فرازهای زیارت جامعه را معنا میکردیم به این فراز رسیدیم وَالمُستَقِّرینَ لِأَمرِالله شما اهل بیت پیامبر پای کار خدا ایستاده اید. پیغمبر یک همچین خبری داشت که کسانی بعد از او خواهند آمد که از کشته شدن نمیترسند از تهدید نمیترسند از جنگ نمیترسند حتی از اینکه بچه هایشان کشته شوند پای کار خدا ایستاده اند.
ببینید آقایان خانمها پیامبر به مردم یک زمان فقط توجه ندارد. همه امت اسلامی را تا ظهور امام مهدی عج الله تعالي فرجه الشریف همه را یکپارچه می بیند. دوازده نور پاک را خدا به او معرفی کرده است که اینها پای کار ایستاده اند. یک کسی از امام صادق علیه السلام سوال کرد که پس از پیامبر هم فرشتگان به کسی نازل میشوند؟ امام فرمود بله مگر این آیه را نخوانده ای إنَّ الَّذینَ قالوا رَبُنَّا الله ثُّمَ أستَقاموا تَتَنَّزَلُ عَلیهِمُ المَلائکةُ ان لاتَخافوا وَ لا تَحزَنوا وَأبشِروا بِالجَنَّة الَّتي کُنتُم توعَدونَ. آنهایی که پای کار خدا ایستاده اند فرشته ها بر آنها نازل میشوند. سالارشهیدان از مدینه به راه افتاد تا لحظه شهادت پیوسته شعارش این است صَبرَا یا بَني الکِرام بزرگ زادگان ایستادگی کنید. زینب کبری آن قهرمان کربلا در جمعیتی که در مسجد اموی در شام بود خارجی داخلی لشکری کشوری، اینها را هم بسته بودند. در تاریخ داریم اینطرف صف زینب کبری آنطرف امام زین العابدین علیه السلام بدون این که ذره ای بترسد به یزید با فریاد فرمود صدای ما خاموش نخواهد شد وحی ما پایان نخواهد پذیرفت نگاه نکنید عزیزان ما را کشتید وعده الهی پشتیبان ماست. اینها را پیغمبر خبر داشت یک کسانی می آیند، چون بالاخره مخالفت در طول تاریخ بوده است. وَکَأیِن مِن نَبي قاتَلَ مَعَهُ رِبّیونَ کَثیر چه بسا پیامبرانی که خداپرستان در رکاب آنها جنگیدند احساس ناتوانی نکردند اعلام ضعف نکردند. ماضَعَفوا مَااستَکانوا قران ستایش میکند. این جریانی است که از آغاز تاریخ بوده است. پیامبر دلگرم است به کسانی که ایستادگی میکنند موسی بن جعفر علیه السلام هفت سال نوشته اند تا چهارده سال از این زندان به آن زندان اما عقب نشینی نکردند. ذلت را نپذیرفتند آیین مسلمانی را آیات قران را تبیین کردند تفسیر کردند. چه سرمایه ای چه ذخیره ای برای شیعه به جا گذاشتند. تا نفر دوازدهم که به اذن پروردگار در پس پرده غیب نظارت میکند رهبری میکند.
علاوه بر اهل بیت یکی از امیدهای پیامبر آقایان خانمها کسانی هستند که در آینده های دور خواهند آمد. وقتی این آیه نازل شد. مَن یَرتَدَّ مِنکُم یکی از دلواپسیهای پیغمبر این بود که بعضی از مسلمانها از انقلاب دست بر می داشتند. از اسلام دست بر میداشتند یکی مسیحی شده، آن یکی یهودی شده، آن یکی بی خدا شده است. خب آدم ناراحت میشود الان مثلا ما بشنویم فلانی با انقلاب مثلا خب آدم ناراحت میشود. خدا برای دلگرمی این آیه را فرستاد. اگر کسانی مرتد میشوند از اسلام دست بر میدارند ای پیامبر فَسوفَ یَأتِي الله بِقَومِ خود خدا یعنی فرمانروای عالم یک کسانی را خواهد آورد که در برابر مؤمنان متواضع خاشع در برابر کافران خشن و تند. خدا آنها را دوست دارد و آنها خدا را دوست دارند. پیغمبر دست زد بر ران سلمان یا بر شانه سلمان فرمود آن کسانی که در این آیه خبرشان آمده از همشهریان فارس هستند همشهریان سلمان هستند ایرانیان هستند. ولی پیامبر از هزار سال قبل به هزار سال بعد نگاه میکند به دو هزار سال بعد نگاه میکند پر امید.
پیغمبر فرمود یک کسانی در آینده ها می آیند که نه مرا دیده اند نه اوصیای مرا، نه علی را نه حسن را نه حسین را نه امام صادق را نه موسی بن جعفر را نه امام رضا را، فقط به نوشته های روی کاغذ ایمان می آورند. به سیاهی های روی سفیدی یعنی همین احادیث و پای کار می ایستند. یک کسانی در قم قیام میکنند، مثل تکه هایی از فولاد هراس ندارند ترس ندارند. از کمی جمعیت نمیترسند از قدرتهای جهانی نمیترسند اینها امیدهای پیغمبر است. رویش ها که در آینده های دور یک کسانی در لبنان در ایران در یمن در دوردستها می آیند حتی درباره همین مراسم سوگواری احادیث متعدد داریم. که پیامبر برای مظلومیت امام حسین علیه السلام که گریه میکرد و امام حسن و فاطمه زهرا و امیرالمومنین، فرمود فاطمه جان جبرئیل از آینده شما خبرهایی آورده است هر وقت من به یادش می افتم بی قرار میشوم اشکم جاری می شود.
بعد لبهای پیغمبر به لبخند باز شد. فاطمه زهرا پرسید پدر جان علت گریه کردن شما را فهمیدیم شادی شما برای چیست؟ فرمود فاطمه جان جبرئیل برای من خبر آورده است که در آینده کسانی می آیند که برای شما مجلس میگیرند و برای شما اشک می ریزند اسم شما را به پرچم ها میزنند اینها بشارتهایی است که به پیامبر ما امید داده است. این روزها که آخرین روزهای به ظاهر عمر ناسوتی پیامبر است با امید فقط با ترس نه این دنیا را ترک میکند. به خدا باور دارد به قران باور دارد به اهل بیت باور دارد به مومنان صالح و مجاهد و انقلابی که پای کار نظام ایستاده اند پیغمبر باور دارد امیدوار و سختی ها را میداند. پیامبر ما علم غیب میدانست از آینده و گذشته خبر داشت اما با دنیایی امید و با دلواپسی ها این جهان را ترک کرد.
امروز که ما در یک قطعه ای از زمان هستیم امروز من در خدمت حاج آقای قرائتی بودم ایشان تعریف میکرد راجع به حوادثی که این روزها در کشور ما هست که ما در چه روزگاری به دنیا آمدیم خداوند معجزاتش و آیاتش را به ما نشان داد. چه بزرگانی را دیدیم چه مجاهدانی را دیدیم امام عزیز را دیدیم چه جوانهایی را دیدیم که آیندگان در کتابها خواهد خواند و در فیلم ها خواهند دید. این چهره های ملکوتی را خدا به ما نشان داد. فرض کنید عیسی بن مریم از خدا خواسته است پروردگارا این اطرافیان من یک غذای آسمانی میخواهند خداوند هم از آسمان یک مرغی چه میدانم فرستاده است قرآن می‌گوید این اعجاز است. این جوان ها در این هشت سال دفاع مقدس با دست خالی و با نیت پاک و با انگیزه های مقدس که اشک میریخت و شهادت از خدا می خواست این ها را خدا به ما نشان داد. حالا ما در این قطعه قرار داریم بالاخره هرکس هم در روزگاری از دنیا میرود.
حدیث داریم یک کسانی هستند که در آسمانها شناخته شده تر هستند تا در زمین. ما در اواخر قرن بیستم هستیم که مواجه شدیم با انقلاب اسلامی ایران که هم غربی ها هم شرقی ها کمر بسته بودند به هدم اسلام و امید بسته بودند که دیگر چیزی به اسم اسلام نباشد. انقلاب اسلامی ایران آمد شیعه ها جرات نمی کردند بگویند که ما شیعه هستیم در آن دور دستها پرچم شیعه و اسلام بر افراشته شد. آقا جمهوری اسلامی ایران ایراد ندارد؟ هر عاقلی میداند که ایراد دارد. خود حضرت امام می فرمود بارها و بارها میفرمود ما ایراد داریم اشکال دارد کار ما ولی جهت و آرمان درست است. اهداف درست است دشمن هم با تمام وجود به میدان آمده است و از ضعفهای ما استفاده میکند از کوتاهی های ما استفاده میکند. ما دیشب گفتیم چقدر تجدید بیعت میکردند با پیغمبر باید بمانیم و پای کار این نظام عمر ماهم دست خود خداست. هر وقت بنا شود برویم با سربلندی برویم قسمت بزرگ زندگی ما اونطرف است اینطرف یک قسمت خیلی کوچکی است.
روز قیامت از مردم میپرسند چقدر در دنیا بودی بعضی ها میگویند دو ساعت به قول حاج آقای قرائتی اینهایی هستند که بیست سال عمر کردند بعضی ها میگویند نصف روز و اینها هم آنهایی هستند که چهل سال عمر کردند. بعضی ها هم میگویند یک روز ،سه تا جواب میدهند وقتی که روز قیامت از ما میپرسند چقدر در دنیا بودی، دو ساعت یا نصف روز یا یک روز کل زندگی ما در قبال آخرت کوتاه است.
خب برویم روضه بخوانیم روضه های پیامبر بیدارگر است. این پیامبر رحمت خدا را نازل میکند روضه بر مظلوم اساسا از طرف پروردگار با هدایا رو به روست. حالا پیامبر ما این روزهای آخر که در آتش تب می سوزد پشت سر هم وصیت میکند. یکی از وصیتهایش همین مسجد است با آن حالتی که داشت قاعدتا باید در خانه نماز میخواند. میفرمود زیر بغلهایم را بگیرید بروم مسجد تا این را به همه تعلیم بدهد مسجد و نماز جماعت را رها نکنید. اهل بیت علی فاطمه و حسن و حسین را رها نکنید. خداوند به پیغمبر یاد داده است این را به مردم بگو قُل لاأسئَلُکَ عَلَیهِ اَجرا إلا المَوَدَةَ في القُربي بگو من مزد نمیخواهم پیشانی ام را شکستی دندانهایم راشکستید خاکروبه روی من ریختید عزیزانم را کشتید. من مزد نمیخواهم چرا یک مزد میخواهم و آن اینکه به اهل بیتم مهر و عشق بورزید.
اما تاریخ متاسفانه نشان میدهد که توطئه گران موفق شدند. فاطمه زهرا سلام الله علیها در خانه پیغمبر پرسید پدر جان نمیدانم چرا لبهای حسن را میبوسی گلوی حسین را میبوسی. پیغمبر فرمود عزیزم دخترم حسنم را مسموم میکنند حسینم را سر از تنش جدا میکنند.
فاطمه جان جبرئیل برای شما که عزیزترینهای من هستید خبرهایی آورده است. یک خبر این است که به صورت تو سیلی میزنند یک خبر این است که شمشیر بر فرق علی فرود می آید. علی برادر من و جان من و وصی من است گریه پیغمبر بلند شد خبر آخر خبر حسین است. یاأبَا القاسِم یارَسولَ الله یا إمامَ الرَحمَة یا حُجَتَ الله عَلي خَلقِه یاسَیِدَنا وَمَولانا إنّا تَوَجَهنا وَأستَشفَعنا وَتَوَسَلنا بِکَ إلي الله وَقَدَمناکَ بَینَ یَدي حاجاتِنا یا وَجیهَه عِندَالله إشفَع لَنا عِندَالله.
گناه کرده بود جرم مرتکب شده بود باید تنبیه میشد در کمین ایستاد دید بچه های فاطمه از خانه بیرون دویدند امام حسن و امام حسین را بغل کرد آورد جلو پیغمبر یا رسول الله به حق این بچه ها از گناه من در گذر. پیغمبر فرمود چه کنم گوهرهایی را برایم آوردی نمیتوانم تو را نبخشم. یا رسول الله الان نزدیک دو ماه است برای عزیزانت گریه میکنیم سوگواری میکنیم آقایان بانوان در زیارتنامه پیغمبر یک آیه قران است و آیه این است خداوند میفرماید: ای رسول ما اگر مردان و زنان با ایمان نزد تو آمدند و تو را واسطه قرار دادند تو برای آنها استغفار کردی ما گناه آنها را میبخشیم. پروردگارا ما بچه های پیغمبر را نزد پیغمبر آوردیم واسطه قرار دادیم حاجات بزرگ داریم امنیت، سلامت، موفقیت، پیشرفت و همدلی و اتحاد همه اینها حاجات ماست. الهی بِمُحَمَّد وَعَلي وَفاطِمَة وَالحَسَن وَ الحُسَین وَ تِسعَةَ المَعصومینَ مِن ذُرِّیَةَ الحُسَین بِما اوصِيَ الحُجَةِ بن الحَسَن وَ بِدِما الشُهَداء یا الله.
0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *