قرآن کریم

شرح صفحه 97 قرآن کریم

سخن گفتن در گوشی (شرح صفحه 97 قرآن کریم)

شرح صفحه 97 قرآن کریم، سوره نساء آیات 121-114 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

 

دانلود فایل صوتی

(شرح صفحه 97 قرآن کریم)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

یکی از اخلاق‌هایی که قرآن برای ما مسلمان‌ها نمی‌پسندد، «درگوشی حرف زدن» است. در مجلسی همه نشسته‌ایم، دو نفر درگوشی حرف می‌زنند، پیداست که همه شک می‌کنند که نکند راجع به من حرف می‌زنند… این را قرآن و اسلام نمی‌پسندد. اگر حرف خصوصی دارید، یک وقت دیگر، یک جای دیگر، در حضور جمع درگوشی حرف نزنید. اصطلاح قرآنی آن «نجوا» است.

مفسران قرآن کریم فرموده‌اند یک معنای فراتری هم دارد: جلسات سرّی که در آن توطئه است. یک جمعی پنهانی و مخفیانه برای توطئه علیه رهبر مسلمان‌ها، یا علیه جامعه‌ی اسلامی می‌نشینند؛ قرآن از آن‌ها هم با لفظ «نجوا» یاد کرده است.

آیات را بخوانیم؛ می‌فرماید:

سوره نساءصفحۀ 97 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 121-114

آیۀ 114 : «لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ ۚ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا»

«لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ» در بیشتر جلسات سرّی و صحبت‌های درگوشی خیری نیست. معلوم است استثناء هم وجود دارد. گاهی وقت‌ها درگوشی حرف می‌زنند، ایرادی ندارد؛ «إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ» مگر اینکه در گوشی حرف می‌زنند تا پولی برای کسی جمع کنند. نمی‌خواهند آبروی طرف بریزد، آقای فلانی گرفتار است، مشکل پول آب و برق و قبض‌ها و … را دارد، بیمار است، مشکل کلیه دارد، و می‌خواهد مشاوره برود؛ آن‌ها نمی‌‌خواهند علنی شود تا آبروی شخص برود. اینجا ایرادی ندارد…

«أَوْ مَعْرُوفٍ» یا می‌خواهند خدمتی به کسی انجام دهند، خانه‌ای برای کسی بسازند. برای ازدواج دختر و یا پسری آستین بالا بزنند، اما نمی‌خواهند علنی باشند، پس در گوشی با هم حرف می‌زنند تا آبروی آن شخص حفظ شود.

و سوم: «أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ» می‌خواهند بین دو مسلمان که قهر وجود دارد، آشتی برقرار کنند. مثلاً یک زن و شوهر، یا دو برادر، دو خواهر و یا دو همسایه‌ای که با هم قهر هستند. الان برای اینکه صلح ایجاد کنند، در حال گفتگو هستند. در این موارد سرّی و مخفیانه حرف زدن، درگوشی حرف زدن، ایرا‌دی ندارد.

«وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ» هر کس این کار را انجام دهد، «ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ» به خاطر جلب رضایت خدا، «فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا» به زودی –ما که خدا هستیم–، به آن‌ها پاداش بزرگی می‌دهیم.

آیۀ 115 : «وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَىٰ وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّىٰ وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ ۖ وَسَاءَتْ مَصِيرًا»

«وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ» و هر کس مخالفت کند با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، «مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَىٰ» بعد از آن که پیامبر دستور داده و هدایت روشن شده…؛ در صفحۀ قبل، قصه‌ای را تعریف کردیم که برادرانی هم‌دست شدند، یکی از برادران دزدی کرده بود، جوانی رفت و به پیغمبر گزارش داد، آن برادر‌ها و فامیل‌ها جمع شدند و یک بی‌گناهی را متهم کردند، بعد از آن آیه نازل شد و مشخص شد دزد واقعی چه کسی بوده و در نهایت قصه روشن شد. پیغمبر از طریق آسمان، مسئله را روشن کرد. ولی آن‌ها زیر بار نمی‌رفتند، «يُشَاقِقِ الرَّسُولَ» مخالفت می‌کند با پیامبر، «مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَىٰ» راه درست هم تبیین شده، ولی باز هم لجبازی می‌کند! «وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ» و می‌رود راهی را به جز راه مؤمنان، «نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّىٰ» ما هم می‌کشانیم او را به همان سمتی که خودش می‌رود، یعنی به سمت جهنم…

چون ممکن است زمانی یک فردی از روی غفلت عصبانی شده باشد و یک کار بدی هم انجام داده باشد، ولی بعد از آن فهمیده که کارش غلط بوده، پس عذرخواهی می‌کند. –در آیات قبل خواندیم که– اگر کسی توبه کند، آغوش رحمت خداوند باز است. کسانی هم هستند که لجاجت می‌کنند، می‌گویند: نه! کرده‌ام که کرده‌ام، اصلاً باید این کار را می‌کردم! به طور علنی با فرستادۀ خداوند، مخالفت می‌کنند. «وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ» و ما آن را می‌سوزانیم در جهنم، می‌افکنیم در جهنم، «وَسَاءَتْ مَصِيرًا» و بعد فرجامی است جهنم…

آیۀ 116 : «إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا»

«إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ» خداوند همۀ گناهان را می‌آمرزد ولی شرک به خود را که گناه بزرگ و ظلم بزرگی است، نمی‌آمرزد. «وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ» از شرک پایین‌تر را می‌آمرزد، «لِمَنْ يَشَاءُ» برای هر کس که بخواهد.

معلوم می‌شود یک فرمولی وجود دارد. خداوند حکیم وقتی لیاقت، شایستگی و توبه را در بعضی ببیند، آن‌ها را می‌بخشد. «وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ» و هرکس برای خدا شریک قائل شود، «فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا» او به گمراهی دور و درازی کشیده می‌شود. چون بسیاری از گناهان به این ماجرا برمی‌گردد که ما در کنار خداوند به سراغ دیگری برویم و برای خدا شریک قائل شویم…

این گناه خیلی بزرگی است.

آیۀ 117 : «إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا وَإِنْ يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَانًا مَرِيدًا»

«إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا» آن‌هایی که به جز خدا را می‌پرستند، نمی‌پرستند مگر یک موجودات قابل انعطاف، یک موجودات نیازمند، «إِنَاث»؛ وقتی آهن را در آتش سرخ می‌کنند، هنگامی که نرم می‌شود، به آن «أَنَثَ الحدید» گفته می‌شود. یعنی آهن نرم شد –«الحدید» یعنی آهن–. آن‌هایی هم که انعطاف نشان می‌دهند، از خودشان قدرتی ندارند، آن وقت انسان یک موجودی، مثلاً چوب، یا آهن، یا ستاره یا انسانی مثل خودش را بپرستد، او چیزی از خودش ندارد، خدا را باید پرستید. «إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا» نمی‌پرستند مگر کسی را که او خودش هم محتاج است. خودش هم منعطف است و از خودش ابتکار ندارد. «وَإِنْ يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَانًا مَرِيدًا» و نمی‌پرستند مگر شیطان سرکش را…

از اینجا تا پایانِ صفحه دربارۀ برنامه‌های شیطان است که برای انسان طراحی کرده است:

آیۀ 118 : «لَعَنَهُ اللَّهُ ۘ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا»

«لَعَنَهُ اللَّهُ» لعنت خدا بر شیطان باد. لعنت در فرهنگ قرآن یعنی از رحمت خدا به دور است. «وَقَالَ» شیطان گفت: «لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا» خدایا من سهمیه‌ای از بندگان تو را در نظر گرفته‌ام که آن‌ها را گمراه کنم. «نَصِيبًا مَفْرُوضًا» جمعی از بندگانت را که مشخص نیز هستند، به عنوان یک سهمیۀ قطعی در نظر گرفته‌ام. می‌پرسیم: شیطان! می‌خواهی چه کار کنی؟

می‌گوید:

آیۀ 119 : «وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ ۚ وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا»

«وَلَأُضِلَّنَّهُمْ» حتماً حتماً من گمراه خواهم کرد آن‌ها را، «وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ» آن‌ها را مشغول آرزوهای دور و دراز خواهم کرد، سرگرم می‌کنم. «وَلَآمُرَنَّهُمْ» به آن‌ها دستور خواهم داد که «فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ» به خرافات نزدیک خواهم کرد آن‌ها را.

یکی از خرافات زمان جاهلیت این بود که می‌گفتند حیوانی که گوشش را سوراخ کنند، یا گوشش را ببرند، یا کلاً قطع کنند، دیگر سوار شدن و استفاده کردن از آن ممنوع است. این کار آن‌ها خرافه بود. اینکه چه چیزی «ممنوع» و یا چه چیزی «مجاز» است را خداوند باید بگوید. به عنوان مثال، اینکه گوشت چه حیوانی «حلال» است و چه حیوانی «حرام» است را شارع مقدس باید بفرماید! آن‌ها پی در پی از خودشان قانون می‌ساختند و کار شیطان این است که خرافات را در جامعه ترویج دهد.

«وَلَآمُرَنَّهُمْ» دوباره شیطان می‌گوید: من دستور می‌دهم. البته انسان آنقدر قوی است که می‌تواند در مقابل شیطان مقاومت کند و روز قیامت هم نمی‌تواند بگوید: شیطان به من گفته بود! شیطان در جهنم، به جهنمی‌ها می‌گوید: من گفتم، خداوند هم گفت، چرا فقط به حرف من گوش دادید؟! به حرف خدا هم گوش می‌دادید! من فقط دعوت کردم… «فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ» من دستور می‌دهم خلقت خداوند و فطرتی را که خداوند در نهاد بشر قرار داده، تغییر بدهند.

«وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا» و هر کس شیطان را به عنوان دوست انتخاب کند، «مِنْ دُونِ اللَّهِ» به جای خدا، «فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا» آن خسارت آشکاری کرده است. کسی که خدا را رها کند و به دنبال شیطان برود، دچار خسارت آشکاری شده است…

آیۀ 120 : «يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ ۖ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا»

«يَعِدُهُمْ» کار شیطان این است که وعده می‌دهد به آن‌ها، «وَيُمَنِّيهِمْ» و آن‌ها را با آرزوها مشغول می‌کند، «وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا» و وعده نمی‌دهد شیطان، مگر اینکه فریب در آن است. «غُرُور» یعنی فریب؛ شیطان انسان را فریب می‌دهد و سر او کلاه می‌گذارد.

آیۀ 121 : «أُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَلَا يَجِدُونَ عَنْهَا مَحِيصًا»

«أُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ» آن‌هایی که فریب شیطان را می‌خورند، جایگاهشان جهنم است. «وَلَا يَجِدُونَ عَنْهَا مَحِيصًا»، –«مَحِيص» یعنی «مَفَر»–، راه فراری از جهنم وجود ندارد. کسی که به جهنم وارد شد، همانجا حبس خواهد شد.

از خداوند از شر شیطان رجیم به خودش پناه می‌بریم و سعادت ابدی را طلب می‌کنیم...(شرح صفحه 97 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *