شرح 10 دقیقه ای صفحات قرآن کریم

شرح صفحه 101 قرآن کریم

نیرنگهای منافقان (شرح صفحه 101 قرآن کریم)

شرح صفحه 101 قرآن کریم، سوره نساء آیات 147-141 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.


دانلود فایل صوتی (شرح صفحۀ 101 قرآن کریم)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

یکی از مأموریت‌های ما در زندگی، شناخت انسان‌ها است. از همان اولِ قرآن، خداوند به ما فرمود: انسان‌ها سه دسته‌اند: متّقین، کافرین و منافقین. بیشتر مطالب را هم دربارۀ منافقین آورده است؛ چون گروهی پیچیده هستند که شناخت آن‌ها خیلی سخت است. ظاهر آن‌ها یک گونه است و باطن آن‌ها گونه‌ای دیگر…

بیشتر آیات این صفحه قرآن دربارۀ منافقین است؛ می‌فرماید:

سوره نساءشرح صفحۀ 101 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 147-141

آیۀ 141 : «الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قَالُوا أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَإِنْ كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُوا أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ وَنَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ۚ فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا»

«الَّذِينَ يَتَرَبَّصُونَ بِكُمْ» منافقان کسانی هستند که رصد می‌کنند شما را، انتظار می‌کشند وقایع جامعۀ شما را، «فَإِنْ كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قَالُوا أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ» اگر یک پیروزی از جانب خدا و به مدد خدا نصیب شما شد، منافقین می‌گویند: آیا ما با شما نبودیم؟! ما هم در غنایم شریک هستیم! ما در این دست‌آوردها سهیم هستیم! «وَإِنْ كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ» و اگر یک پیروزی نصیب کفّار شود، به سراغ کفّار می‌روند و «قَالُوا» به آن‌ها می‌گویند: «أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيْكُمْ» آیا ما نبودیم که شما را تشویق کردیم که علیه مسلمان‌ها بجنگید؟ «وَنَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ» آیا ما نبودیم که شما را مانع شدیم که مسلمان شوید، که به آن‌ها متمایل نشوید، پس ما در پیروزی شما شریک هستیم! بخشی از این دستاوردها به خاطر ما است. حکایت آن‌ها همچون کسانی است که «دو دوز» بازی می‌کنند. غافل از اینکه «فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» خداوند در روز قیامت داوری خواهد کرد؛ از دل‌ها و از نیت‌ها پرده‌برداری خواهد کرد.

«وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا» خداوند برای کفّار، سلطه‌ و راهی بر مؤمنان قرار نداده است. خداوند رضایت نمی‌دهد که کافر بر مؤمن مسلط شود. ولی منافق دوست دارد زمینۀ این تسلط را فراهم کند. متأسفانه منافقین روزگار ما نیز اینگونه هستند.

آیۀ 142 : «إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَىٰ يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا»

یک ویژگی دیگر منافقین، نیرنگ‌بازی است. «إِنَّ الْمُنَافِقِينَ» حقیقت این است که منافقان «يُخَادِعُونَ اللَّهَ» با خدا نیز خدعه می‌زنند، «وَهُوَ خَادِعُهُمْ» در حالی که خداوند مقابله به مثل می‌کند، به آن‌ها خدعه می‌زند. «وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ» و ویژگی دیگر منافقین این است که هنگامی که برمی‌خیزند برای نماز خواندن، «قَامُوا كُسَالَىٰ» با کسالت نماز می‌خوانند.

دربارۀ مؤمنین می‌فرماید: «أقاموا» به پا می‌دارند نماز را، اما دربارۀ منافقین می‌فرماید: «قَامُوا» بلند می‌شوند که نماز بخوانند، حالا هم که بلند شده نماز بخواند، با بی‌حالی و خمیازه، با بی‌شوقی نماز می‌خواند. «يُرَاءُونَ النَّاسَ» به خاطر خودنمایی در حضور مردم نماز می‌خوانند، «وَلَا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا» و بسیار کم پیش می‌آید که ذکر خدا را بر لب داشته باشند. در حالی که مؤمن، ذکر کثیر دارد «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذكُرُوا اللَّهَ ذِكرًا كَثيرًا». همیشه لبان مؤمن مترنم به ذکر پروردگار است، ولی منافق گهگاهی، البته آن هم برای خوشایند مردم ذکر خداوند را می‌گوید.

آیۀ 143 : «مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَٰلِكَ لَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ وَلَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ ۚ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا»

«مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَٰلِكَ» یک چیزی که از سقف آویزان باشد و قرار و ثبات نداشته باشد به آن «مُذَبْذَبِ» می‌گویند. صدایی هم از آن به گوش می‌رسد. خدای مهربان و قرآن کریم، منافق را به همین وسیله‌ای که آویزان است و هدف ندارد، تشبیه کرده است. همچنین مانند پاندول ساعت است که هدف و جهت آن معلوم نیست، هدف آن سمت راست است؟ سمت چپ و یا شمال است؟ هدف آن چیست؟ منافق یک پریشانی دارد و هدف مشخصی در زندگی ندارد. «مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَٰلِكَ» بین کفر و ایمان، بین کفّار و مؤمنان، یکی را انتخاب نمی‌‌کند، همیشه در حال رفت و آمد است و هدف مشخصی ندارد. «لَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ» نه با این دسته است، «وَلَا إِلَىٰ هَٰؤُلَاءِ» و نه با آن دسته است؛ نه با کفّار است و نه با مؤمنان… «وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا» و هر که را خداوند گمراه کند هیچ راهی برای نجات برای او نخواهی یافت.

البته ما بارها گفته‌ایم که خداوند جز هدایت برای بندگانش ندارد و نمی‌خواهد؛ اما این بندگان هستند که زمینۀ گمراهی را فراهم می‌کنند. خداوند نیز بر اساس سنت‌های خود عمل می کند، مانند کسی که آگاهانه سم بخورد. قانون خدا این است که هر کس سم بخورد مسموم می‌شود.

آیۀ 144 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» عزیزان من! بندگان من! «لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ» به جای مؤمنان، کافران را به عنوان دوست گزینش نکنید، انتخاب نکنید. ارتباطات شما باید هدفمند و جهت‌دار باشد. «أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا» آیا می‌خواهید که خداوند علیه شما یک دلیل روشنی بیاورد؟ مواظب ارتباطات خود باشید!

آیۀ 145 : «إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا»

«إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ»؛ بهشت درجات دارد، جهنم درکات دارد، یعنی به سمت پایین و پایین‌تر… پایین‌ترین درکات و قسمت‌های جهنم، مخصوص منافقین است. منافقان از کافران نیز پست‌تر و پایین‌تر هستند. «إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ» در جای پایین و پست‌تر آتش هستند. «وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا» تو برای آن‌ها کمک‌کاری نمی‌یابی. کسی نیست که به آن‌ها کمک کند.

سؤال: پروردگارا تو که مهربان هستی، تو که رحیم و رئوفی، از اول قرآن که شروع کردیم گفتیم: «بسم الله الرحمن الرحیم» آیا برای منافقی که تا به این حد بدبخت است، راه جبران و بازگشت وجود دارد؟

می‌فرماید: بله…، آغوش رحمت خداوند باز است.

آیۀ 146 : «إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَٰئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا»

«إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا» مگر منافقانی که توبه کردند، «وَأَصْلَحُوا» و جبران کردند، و اصلاح کردند اشتباهات خود را، «وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ» و به لطف خداوند چنگ زدند. «وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ»، نفاق از روز اول با التقاط همراه بوده است. منافق حق و باطل را برای اینکه به مقاصد خود برسد، مخلوط می‌کند.

«لِنین» رهبر مارکسیست‌های جهان در آخرین سخنرانی خود به آن‌ها گفت: اگر می‌خواهید مسلمان‌ها را شکست دهید، مضامین مارکسیستی را در قالب‌های دینی بریزید و به خورد جوانان مسلمان بدهید. همان کاری است که منافقان در ایران انجام دادند. کتاب‌های منافقان را بخوانید. اگر منافق بخواهد توبه کند، باید دیدگاه‌های غلط خود را کنار بگذارد و دیدگاه‌های خود را خالص کند. «فَأُولَٰئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ» این توبه‌کنندگان همراه مؤمنان هستند. «وَسَوْفَ يُؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا» و به زودی خداوند پاداش بزرگی به مؤمنان خواهد داد.

آیۀ 147 : «مَا يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذَابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَآمَنْتُمْ ۚ وَكَانَ اللَّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا»

«مَا يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذَابِكُمْ إِنْ شَكَرْتُمْ وَآمَنْتُمْ» بعضی فکر می‌کنند که خداوند می‌خواهد انتقام بگیرد و قدرت‌نمایی کند. و می‌گویند: پس آتش جهنم برای چیست؟! این آیه جواب می‌دهد: اگر شما شکرگزار و مؤمن باشید، به چه دلیلی خداوند شما را مجازات کند؟ نه… البته که خداوند مجازات نمی‌کند. آن مجازات‌ها نیز پیامدِ کارِ خود شما است. خداوند نه از عبادات ما نفعی می‌برد و نه از نافرمانی ما ضرر می‌کند.

آیه را بخوانیم: «مَا يَفْعَلُ اللَّهُ بِعَذَابِكُمْ» چرا خداوند باید شما را مجازات کند، «إِنْ شَكَرْتُمْ» اگر شکرگزار باشید؟! یعنی نعمت‌های خداوند را به جا استفاده کنید. «وَآمَنْتُمْ» و اگر مؤمن باشید، چرا؟! «وَكَانَ اللَّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا» و خداوند قدردانِ داناست.

(شرح صفحه 101 قرآن کریم)

بیاییم به دامن لطف پروردگار چنگ بزنیم…

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 100 قرآن کریم

قیام به قسط

شرح صفحه 100 قرآن کریم، سوره نساء آیات 140-135 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی


 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: «قرآن اقیانوس ژرفی است که انسان ها نمی‌توانند به اعماق آن دست بیابند».

ما برای سبک زندگی، نیازمند چنین برنامه‌ای هستیم. کسی که ما را می‌شناسد، راه را هم می‌شناسد و سعادت ما را می‌خواهد، به سراغ قرآن برویم:

 

سوره نساءصفحۀ 100 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 140-135

آیۀ 135 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَدَاءَ لِلَّهِ وَلَوْ عَلَىٰ أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوَالِدَيْنِ وَالْأَقْرَبِينَ ۚ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا فَاللَّهُ أَوْلَىٰ بِهِمَا ۖ فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَىٰ أَنْ تَعْدِلُوا ۚ وَإِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»؛ امام صادق علیه السلام فرمودند: «این آیات «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» بسیار شوق‌آور است.» به محض اینکه می‌خواندند یا می‌شنیدند، صدا می‌زدند: لبیک، پروردگارا! چه می‌فرمایی؟

مثل اینکه ما می‌گوییم: ای عزیزان من! ای کسانی که ایمان آورده‌اید! «كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ» به عدالت رفتار کنید. «قائم» یعنی کسی که موضوعی را به پا می‌دارد. «قوّام» یعنی در سرتاسر زندگی، در همۀ ابعاد زندگی، قوّام… به عدالت رفتار کنید. «شُهَدَاءَ لِلَّهِ» خدا را گواه بگیرید. چه چیزهایی ما را از عدالت منحرف می‌کند؟ یکی از موارد، روابط است. این پدرم است، این پسرم، دخترم، عروسم، دامادم، فرزندم‌ و یا منافع شخصی من است. همین باعث می‌شود ما از عدالت بیرون برویم… «وَلَوْ عَلَىٰ أَنْفُسِكُمْ» به عدالت رفتار کنید، حتی اگر به ضرر خودتان باشد، «أَوِ الْوَالِدَيْنِ» به ضرر پدر و مادرتان باشد، «وَالْأَقْرَبِينَ» به ضرر خویشانتان باشد.

عوامل انحراف از عدالت:

روابط، فقر و غنا] یک عامل دومی‌که ما را از عدالت منحرف می‌کند، فقر و غناست. بعضی طرفدار فقرا، بعضی طرفدار اغنیاء و بعضی دیگر طرفدار حق هستند. «إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيرًا» اگر ثروتمند بود یا فقیر بود، شما جانب کدام را می‌گیرید؟ حتماً شما جواب می‌دهید من جانب حق را می‌گیرم! گاهی ممکن است حق با فقیر باشد، گاهی هم ممکن است حق با غنی باشد. ملاک ما باید «حق» باشد. «فَاللَّهُ أَوْلَىٰ بِهِمَا» خداوند سزاوارتر است از آن دو. «فَلَا تَتَّبِعُوا الْهَوَىٰ» از هوا و هوس پیروی نکنید، «أَنْ تَعْدِلُوا» که از راه درست و عدالت منحرف شوید، «وَإِنْ تَلْوُوا» یا تحریف کنید حق را، حقایق را تحریف کنید، «أَوْ تُعْرِضُوا» یا اصلاً رو بگردانید از حق، چون هوا و هوس باعث می‌شود ما از حق رو بگردانیم، یا حق را دستکاری ‌کنیم و یا اینکه از راه حق و عدل منحرف ‌شویم. «فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا» حقیقت این است که خداوند به آنچه انجام می‌دهید، آگاه است.

توجه به «علم خداوند»، باعث تربیت ما می‌شود. من که می‌دانم دوربین‌هایی عملکرد من را ضبط می‌کند، بیشتر دقت می‌کنم. صفات حُسنای الهی و توجه به اینکه خداوند خبیر، سمیع، علیم و بصیر است، در تربیت ما نقش دارد.

 

آیۀ 136 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلَىٰ رَسُولِهِ وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ ۚ وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای کسانی که ایمان آورده‌اید، «آمِنُوا»، این مقدار ایمان، کم است. تهاجمِ دشمن، آنقدر زیاد است که این اندازه‌ای که شما توشه فراهم کرده‌اید، به خدا کم است. فرزند‌هایتان از دست می‌رود! دینتان از دست می‌رود! کوشش کنید؛ بیش از این باید ایمان‌هایتان را تقویت کنید. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا آمِنُوا» ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بیش از این، عمیق‌تر…

سه نوع ایمان از سوی دشمن در خطر است و کمر بسته‌ که آن ایمان‌ها را تضعیف کند. ایمان به خدا، رسول خدا و قرآن ایمان به خدا، ایمان به رسول خدا و ایمان به قرآن. شما در نقطۀ مقابل، باید این ایمان‌ها را تقویت کنید.

«آمِنُوا بِاللَّهِ» ایمان بیاورید به اللّه، خدایا ایمان داریم! کم است… این اندازه ایمان، با این سیل خروشانی که در راه است، جواب نمی‌دهد. «وَرَسُولِهِ» ایمان بیاورید به فرستادۀ او، «وَالْكِتَابِ» ایمان بیاورید به کتاب، کدام کتاب؟ «الَّذِي نَزَّلَ عَلَىٰ رَسُولِهِ» کتابی که به رسولش نازل فرمود، «وَالْكِتَابِ الَّذِي أَنْزَلَ مِنْ قَبْلُ» و کتاب‌های آسمانی که از قبل نازل فرموده –تورات، انجیل، زبور، صحف–. «وَمَنْ يَكْفُرْ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ» هر کس انکار کند، کفر بورزد به اللّه، به فرشتگان خدا و کتاب‌های خدا و فرستادگان خدا و جهان آخرت، «فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا» او راه را گم کرده است. گمراه شده، یک گمراهی عمیق و با فاصله، که برگشت آن هم خیلی سخت است.

 

در دهۀ شصت، یک درس تفسیری بود که استاد آن درس، مقام معظم رهبری بودند و یکی از شاگردانش هم من بودم. مقام معظم رهبری برای این آیه، اینگونه مثال زدند که علم چیزی است که هر پله‌ای از آن را که پیمودید، پله‌های بعد روی آن سوار می‌شود؛ کلاس اول، کلاس دوم، کلاس دهم تا دانشگاه… اما ایمان اینگونه نیست. نمی‌شود به ایمان‌های قبلی خاطر جمع بود. ایمان مثل شعله‌های آتش است که هر وقت هیزم را بیاوری آتش روشن می‌ماند، اگر غافل شوی و هیزم نیاوری، خاموش خواهد شد.

این آیه را بخوانیم:

آیۀ 137 : «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ وَلَا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا»

«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا» آنان که ایمان آوردند، «ثُمَّ كَفَرُوا» –«ثُمَّ» یعنی پس از مدتی– یعنی پس از مدتی، دست از ایمان برداشتند، کافر شدند. «ثُمَّ آمَنُوا» مجدداً پس از کفر ورزیدن، ایمان آوردند، «ثُمَّ كَفَرُوا» برای دفعۀ چندم کافر شدند، «ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا» این دفعه به کفرشان افزودند، «لَمْ يَكُنِ اللَّهُ لِيَغْفِرَ لَهُمْ» هرگز خدا آن‌ها را نمی‌آمرزد. «وَلَا لِيَهْدِيَهُمْ سَبِيلًا» هرگز خداوند آن‌ها را به راه درست هدایت نمی‌کند.

نشانه‌های نفاق: تزلزل و تذبذب

مؤمن باید ایمانش عمیق باشد، ثبات داشته باشد، تذبذب که در آیات بعد خواهیم خواند، نشانه‌های نفاق است.

اینجا می‌فرماید:

آیۀ 138 : «بَشِّرِ الْمُنَافِقِينَ بِأَنَّ لَهُمْ عَذَابًا أَلِيمًا»

خبر بده به منافقان که برای آن‌ها عذابی دردناک مهیا شده است.

 

منافقان چه کسانی هستند؟

آیۀ 139 : «الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۚ أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا»

«الَّذِينَ يَتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ» آنان که به جای اینکه مؤمنان تکیه‌گاه هایشان باشند، کافران هستند. کافران را اولیاء، دوستان و تکیه‌گاه‌های خود برگزیده‌اند به جای مؤمنان. «أَيَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ» واقعاً عزت را نزد کفّار می‌بینند؟ «فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا» در حالی که تمام عزت نزد خدا است. اشتباه می‌کنند.

 

آیۀ 140 : «وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّىٰ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ ۚ إِنَّكُمْ إِذًا مِثْلُهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا»

«وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ» در کتاب خداوند نازل فرمود بر شما، «أَنْ» اینکه «إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا» وقتی ببینیم که آیات خدا در یک جلسه‌ و یا محفلی، مورد انکار و یا استهزاء قرار بگیرد، و یا یک جمعی دین خداوند و قرآن را مسخره ‌کنند، امام حسین علیه السلام را مسخره ‌کنند، امام زمان علیه السلام را مسخره کنند، وظیفۀ من و شما چیست؟ «فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ» نباید در آن جلسه بنشینیم، نباید بازار آن‌ها را گرم کنیم؛ که اگر این کار را انجام دهیم، ما هم مانند آن‌ها خواهیم بود. سرنوشت آن‌ها به سراغ ما خواهد آمد. «حَتَّىٰ يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ» مگر اینکه آن بحث را قطع کنند و یک بحث دیگری را شروع کنند. می‌فهمند که ما برافروخته و عصبانی شده‌ایم و موضع‌گیری در برابر انکار و یا استهزاء دین موافق اینگونه حرف‌ها نیستیم؛ باید چنین موضعی بگیریم. «اِنَّكُمْ إِذًا مِثْلُهُمْ» اگر ساکت بنشینید، شما هم مثل آن‌ها خواهید بود. «إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا» خداوند کافران و منافقان را در جهنم یکجا قرار می‌دهد.

 

در آیات بعد خواهیم خواند که جایگاه منافقان پایین‌تر از جایگاه کافران است. ایمان و فرزندان خودمان را محکم حفظ کنیم.(شرح صفحه 100 قرآن کریم)

 

خدانگهدار شما…

 

شرح صفحۀ 99 قرآن کریم

چند همسری (شرح صفحه 99 قرآن کریم)

شرح صفحه 99 قرآن کریم، سوره نساء آیات 134-128 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

قرآن کریم، شفا بخش دردهای فردی، اجتماعی، مادی، معنوی، دنیایی و آخرتی است. حلال مشکلات…

این صفحه از قرآن کریم دربارۀ اختلافات خانوادگی است. همچنین یک داستانی در تفاسیر نقل شده که آقایی دو همسری داشته که با یکی از آن دو اختلاف پیدا کرد و همسرش تصمیم گرفت از او جدا شود.

این آیه فقط مربوط به قصۀ آن روزگار نیست، بلکه مربوط به همۀ روزگاران است. شاید بیان این قصه، به ما در فهم آیه‌ها کمک کند.

سوره نساءصفحۀ 99 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 134-128

آیۀ 128 : «وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا ۚ وَالصُّلْحُ خَيْرٌ ۗ وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ ۚ وَإِنْ تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا»

«وَإِنِ امْرَأَةٌ خَافَتْ مِنْ بَعْلِهَا نُشُوزًا» اگر زنی، دلواپس و نگران شده از شوهرش که سرکشی می‌کند، «أَوْ إِعْرَاضًا» یا قهر می‌کند، بی‌اعتنایی می‌کند به او، «فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا» مشکلی نیست، بنشینند و با هم حرف بزنند. زن یا مرد و یا هر دو، از بعضی حقوق خودشان عقب‌نشینی کنند، با یکدیگر صلح کنند. –اگر قصۀ آن مرد را قبول کنیم– هرگاه مردی دو همسر دارد، حقوقی بر او دارد، می‌توانند بنشیند و صحبت کنند و از بعضی از حقوق خودشان صرف‌نظر و صلح کنند؛ ایرادی ندارد که این کار را انجام دهند. «وَالصُّلْحُ خَيْرٌ» ادامۀ زندگی و آشتی بهتر از جدایی است. «وَأُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ» اما در این موارد، بخل خود را می‌رساند. «شُّحَّ» به معنای «بُخل» و بُخلِ مردم به معنای بی‌گذشتی است؛ هیچکدام از مرد و زن گذشت نمی‌کنند و روی موضع خودشان پافشاری می‌کنند. در حالی که اگر یکی از آن‌ها یا هر دو نفر آن‌ها گذشت کنند، زندگی سامان پیدا می‌کند. «وَإِنْ تُحْسِنُوا» اگر احسان کنید، «وَتَتَّقُوا» و تقوا داشته باشید، «فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا» خداوند نسبت به عملکرد شما، باخبر است. فکر نکنید از دیگران پنهان می‌کنید از چشم خدا هم پنهان می‌ماند!

آیۀ بعد، آیه‌ای است که افراد زیادی با استناد به آن می‌گویند که در اسلام تعدّد زوجات نداریم و ممنوع و یا نادرست است. آیه را می‌خوانیم؛

می‌فرماید:

آیۀ 129 : «وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ ۖ فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ ۚ وَإِنْ تُصْلِحُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا»

«وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ» و شما توانایی ندارید که بین زنان عدالت برقرار کنید.

همانطور که در ابتدای سورۀ نساء خواندیم، می‌فرماید: «اگر نمی‌توانید عدالت را برقرار کنید، یک همسر کافی است». با قرار دادن این دو آیه در کنار هم، به این نتیجه می‌رسیم که اصلاً در اسلام دو همسری وجود ندارد.

در زمان امام صادق علیه السلام، یک منکر خدا و ملحد، به نام «ابن ابی عوجاء» از یکی از شاگردان امام صادق علیه السلام همین سؤال را پرسید؛ او هم به سرعت خودش را به مدینه رساند و از حضرت سؤال کرد: جمع‌بندی این دو آیه چگونه است؟

امام صادق علیه السلام فرمودند: آن آیه‌ای که در اول سورۀ نساء است دربارۀ «عدالت در حقوق و رفتار با زنان» است. ولی در این آیه، منظور از «عدالت» –عدالتی که هرگز نمی‌توانید آن را برقرار کنید–، عدالت در محبت است، چرا که میزانِ محبت دست ما نیست. به عبارت دیگر، می‌توان در «رفتار» عدالت را رعایت و مثلاً حقوق را به نسبت مساوی تقسیم کرد. در حالیکه چنین کاری را نمی‌توان با «محبت» انجام داد.

«وَلَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّسَاءِ» نمی‌توانید عدالت در محبت را بین زنان به اجرا بگذارید. «وَلَوْ حَرَصْتُمْ» حتی اگر کوشش کنید. پس باید چه کاری انجام دهید؟ در حقوق عدالت را برقرار کنید. به گونه‌ای هم نباشد که «فَلَا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ» تمام علاقه‌ی خود را به سمت یکی از آن دو همسر ببرید، «فَتَذَرُوهَا كَالْمُعَلَّقَةِ» آن دیگری بلاتکلیف شود؛ نه…! این ظالمانه است. «وَإِنْ تُصْلِحُوا» اگر اصلاح کنید، «وَتَتَّقُوا» –مخاطب آن، همه هستند– و تقوا پیشه کنید، «فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا» خداوند آمرزندۀ مهربان است. کوتاهی‌های گذشتۀ شما را هم می‌آمرزد.

ولی زمانی هم ممکن است هیچ چاره‌ای وجود نداشته باشد و همه گواهی دهند که جدایی برای زن و شوهر بهتر باشد!

آیۀ 130 : «وَإِنْ يَتَفَرَّقَا يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِنْ سَعَتِهِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ وَاسِعًا حَكِيمًا»

«وَإِنْ يَتَفَرَّقَا» و اگر جدا شدند از روی ناچاری، «يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِنْ سَعَتِهِ» خداوند از گشایش خود، آن‌ها را بی‌نیاز می‌کند. در مواردی، افراد دلسوز هم می‌گویند که جز طلاق راهی نیست. خداوند بندگان خود را –هم آن مردی که جدا شده و هم آن زنی که جدا شده– دوست دارد. «يُغْنِ اللَّهُ كُلًّا مِنْ سَعَتِهِ» خداوند از سِعِه و گشایش خود، آن‌ها را بی‌نیاز می‌کند. «وَكَانَ اللَّهُ وَاسِعًا حَكِيمًا» و خداوند گشایش دهندۀ حکیم است. حکیمانه زندگی‌ها را وسعت می‌بخشد. ضمناً بدانید که همۀ دارایی عالم از خداست. خداوند هر کاری بخواهد، می‌تواند انجام دهد.

آیۀ 131 : «وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَإِيَّاكُمْ أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ ۚ وَإِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ غَنِيًّا حَمِيدًا وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا»

«وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» هر آنچه در آسمان‌ها و هر آنچه در زمین است، برای خداست. «وَلَقَدْ وَصَّيْنَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ» ما مسیحی‌ها و یهودی‌های –اهل کتاب– قبل از شما را وصیت کردیم، «وَإِيَّاكُمْ» و شما مسلمان‌ها را هم سفارش می‌کنیم، «أَنِ اتَّقُوا اللَّهَ» تقوا پیشه کنید، خدا را در نظر بگیرید، انصاف داشته باشید، ظلم نکنید. به پیروان تمام ادیان این را گفته‌ایم: تقوا، تقوا، تقوا… ۲۵۵ بار این واژه در قرآن آمده است. امام جمعه، در هر جمعه، خود و دیگران را سفارش می‌کند به تقوا. یعنی به گناه می‌رسید ایست کنید، ترمز کنید، خودتان را نگه دارید، دست به ظلم نزنید. «وَإِنْ تَكْفُرُوا» اما اگر شما سرپیچی کردید، گوش نکردید، «فَإِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» به خدا نمی‌توانید ضرر بزنید، هرچه در آسمان‌ها و هرچه در زمین است برای خدا است. دقت کنید که جملۀ «همۀ دنیا برای خدا است» در این صفحه سه مرتبه آمده است. شما با اطاعت خود به خداوند نفعی نمی‌رسانید و با سرپیچی نیز به خداوند ضرری نمی‌رسانید، نفع اطاعت برای خودتان است و ضرر سرپیچی نیز برای خودتان است. «وَكَانَ اللَّهُ غَنِيًّا» و خداوند بی‌نیاز است، «حَمِيدًا» ستایش شده است. «وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ»، برای سومین بار؛ هر آنچه در آسمان‌ها و زمین است برای خدا است. نمی‌شود ما لج کنیم و بگوییم خدایا هر چه گفتی ما خلافش را انجام می‌دهیم! خوب به ضرر خودت است. «وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا» و خداوند محافظ و حامی‌خوبی است.

آیۀ 132 : «إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ وَيَأْتِ بِآخَرِينَ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ ذَٰلِكَ قَدِيرًا»

«إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ أَيُّهَا النَّاسُ» اگر خدا بخواهد شما را می‌برد. «وَيَأْتِ بِآخَرِينَ» یک گروه دیگر را می‌آورد، «وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ ذَٰلِكَ قَدِيرًا» و خداوند بر این کار تواناست. چه ملت‌‌ها و دولت‌هایی را خداوند بُرد و دیگران را به جای آن‌ها نشاند…

آیۀ 134 : «مَنْ كَانَ يُرِيدُ ثَوَابَ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوَابُ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا بَصِيرًا»

«مَنْ كَانَ يُرِيدُ ثَوَابَ الدُّنْيَا» این را همه بدانند، هر کس که ‌می‌خواهد ثواب دنیا را، پاداش دنیا را، « فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوَابُ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ» پاداش دنیا و آخرت در نزد خداست. با خدا باش و پادشاهی کن. هر چه می‌خواهی پیش خداست. «وَكَانَ اللَّهُ سَمِيعًا بَصِيرًا» و خداوند شنوای بیناست.

اگر رابطه‌هایمان با خدا را صمیمانه کنیم، هم در مسائل فردی و هم در مسائل اجتماعی و خانوادگی، خیر خواهیم دید.

بیایم با خدا رفیق شویم تا خیر ببینیم. (شرح صفحه 99 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 98 قرآن کریم

بهترین دین (شرح صفحه 98 قرآن کریم)

شرح صفحه 98 قرآن کریم،  آیات 122 تا 127 سوره نساء از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.
کارشناسان امر به معروف و نهی از منکر

دانلود فایل صوتی (شرح صفحه 98 قرآن کریم)

 


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

این صفحه از قرآن کریم، با یک بشارت شروع می‌شود.

ما می‌خواهیم به بهشت برویم؛ راه آن چیست؟

می‌فرماید:

 

سوره نساءصفحۀ 98 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 127-122

آیۀ 122 : «وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۖ وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا ۚ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا»

«وَالَّذِينَ آمَنُوا» و آنان که ایمان آوردند، «وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» و کارهای شایسته انجام دادند، «سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» به زودی آن‌ها را وارد بهشت‌هایی که از زیر درختانش نهرها جاری است، می‌کنیم. «خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا» برای همیشه و ابد در بهشت خواهند بود.

در آیات صفحۀ قبل خواندیم که شیطان هم وعده می‌دهد. اما وعده‌های شیطان فریب و دروغ است. اما وعده‌های خداوند حق است. خداوند توانا و داناست. «وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا» این وعده خداوند که مؤمنان صالح را به بهشت می‌برد، وعدۀ حقی است. «وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قِيلًا» و چه کسی سخنش از خدا راست‌تر است؟ چون کسی دروغ می‌گوید که نیاز دارد، کسی دروغ می‌گوید که می‌خواهد انتقام بگیرد، کسی دروغ می‌گوید که جهل دارد، و ساحت پروردگار از جهل و فقر پاک است. وعدۀ خداوند را جدی بگیرید. هر کسی آرزویی بهشت دارد، بایستی ایمان و عمل صالح داشته باشد. ایمان به خدا، جهان آخرت، فرشته‌‌ها، پیامبران و کتاب‌های آسمانی؛ و عمل صالح، رفتارش درست باشد و بر اساس شریعت حرکت کند.

 

آیۀ 123 : «لَيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ وَلَا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ ۗ مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا يُجْزَ بِهِ وَلَا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا»

«لَيْسَ بِأَمَانِيِّكُمْ» مسلمان‌‌‌ها! ارزش‌‌ها طبق میل شما نیست. «وَلَا أَمَانِيِّ أَهْلِ الْكِتَابِ» طبق هوس اهل کتاب هم نیست، آنچه را خدا فرموده ارزش و ملاک است. «مَنْ يَعْمَلْ سُوءًا» هر کس کار بدی انجام دهد؛ مسیحی، یهودی، مسلمان؛ «يُجْزَ بِهِ» مجازات می‌شود به نسبت همان کار زشتی که انجام داده، «وَلَا يَجِدْ لَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا» جز خداوند یار و یاوری ندارد. یار و یاور می‌خواهید اینجا باید درست حرکت کنیم.

یهودی‌‌‌‌ها برای خودشان یک انحصارطلبی قائل بودند و می‌گفتند: ما جهنم نمی‌رویم مگر چند روزی. یعنی برای خودشان یک ویژگی خاصی قائل بودند. البته که اینگونه نیست و ویژگی خاصی ندارند. هر کس می‌خواهد به بهشت برود، باید ایمان داشته باشد و عمل صالح انجام دهد. هر کسی گناه کند، مجرم است، مگر اینکه توبه کند و خدا را به عنوان یار و یاور خود انتخاب کند.

 

آیۀ 124 : «وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَٰئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلَا يُظْلَمُونَ نَقِيرًا»

«وَمَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتِ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ» و هرکس کارهای شایسته انجام دهد، چه مرد باشد یا زن باشد، «وَهُوَ مُؤْمِنٌ» –ایمان و عمل هر دو لازم است– در حالی که مؤمن است، «فَأُولَٰئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ» این‌ها به بهشت وارد می‌شوند، «وَلَا يُظْلَمُونَ نَقِيرًا» کمترین اندازه به آن‌ها ظلم نمی‌شود. دستگاه خداوند، دستگاهی عادلانه است.

 

آیۀ 125 : «وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا ۗ وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا»

«وَمَنْ أَحْسَنُ دِينًا مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ» –بهترین آیین سه ویژگی دارد– و چه آیینی خوشتر است، نیکوتر است از دینی که تسلیم پروردگارش باشد؟ «وَهُوَ مُحْسِنٌ» در عمل هم درست عمل کند، نیکوکار باشد. عمل صالح انجام بدهد. «وَاتَّبَعَ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا» و از آیین حنیف و خالص ابراهیم علیه السلام تبعیت کند.

ابراهیم کیست؟ «وَاتَّخَذَ اللَّهُ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلًا» ابراهیم همان کسی است که خداوند او را به عنوان دوست خاص خود، برگزید. پیروی از آیین او سعادت را به دنبال دارد.

 

آیۀ 126 : «وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطًا»

«وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» هر آنچه در آسمان‌ها و هر آنچه در زمین است، برای خداوند است. خداوند توان دارد و می‌تواند ما را به خوشبختی برساند. «وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطًا» و خداوند بر هر چیزی احاطه دارد.

سورۀ نساء را می‌خوانیم؛ آیات آغازین سورۀ نساء دربارۀ زنان و خانواده بود. بعد به موضوعات دیگری وارد شدیم. مجدداً در صفحات پایانی این سوره به موضوع «حقوق زنان» برمی‌گردیم.

آیۀ 127 : «وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاءِ ۖ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَنْ تَقُومُوا لِلْيَتَامَىٰ بِالْقِسْطِ ۚ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِهِ عَلِيمًا»

«وَيَسْتَفْتُونَكَ» –استفتاء یعنی سؤال کردن– ای پیامبر! از تو سؤال می‌کنند، «فِي النِّسَاءِ» دربارۀ حقوق زنان یا دربارۀ احکام زنان، «قُلِ اللَّهُ» جواب بده، بگو، خداوند «يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ» دربارۀ حقوق آن‌ها پاسخ می‌دهد. «وَمَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ» پاسخ خدا در آیاتی است که در کتاب آمده است. در همین سورۀ نساء بخشی از آن را خواندیم…

«فِي يَتَامَى النِّسَاءِ» دربارۀ دختران یتیم که از حقوق آن‌ها مراقبت کنید. «اللَّاتِي» دخترانی که، زنانی که «لَا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ» اموال و دارایی آن‌ها دست شما است، ولی به آن‌ها نمی‌دهید. چرا؟ «وَتَرْغَبُونَ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ» میل هم ندارید با آن‌ها ازدواج کنید، دارایی آن‌ها دست شماست، مهریۀ ایشان دست شماست، چون یتیم بوده‌اند اموالشان دست شما مانده است، نه تنها با ایشان ازدواج نمی‌کنید، بلکه دارایی آن‌ها را هم نمی‌دهید! چرا؟ چگونه جواب خدا را می‌دهید؟ خداوند جواب آن‌ها را با آیات مربوط به «حقوق زنان» می‌دهد. این‌ها سخنان خداست.

به جز زنان و دختران؛ «وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ» بچه‌های صغیر، کودکان کوچک که مدافعی ندارند و کسی را ندارند که از حق‌شان دفاع کند، همچنین پولشان دست شما است. «وَأَنْ تَقُومُوا لِلْيَتَامَىٰ بِالْقِسْطِ» پاسخ دیگر خداوند این است که دربارۀ یتیمان –دختر، پسر، کوچک و یا بزرگ– به قسط و عدل رفتار کنید. «وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ» و این را بدانید که هر چه از خیر و خوبی انجام دهید، «فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِهِ عَلِيمًا» بدانید که خداوند نسبت به آن کار شما، دانا است.

ایمان داشتن ما، به دانستن خداوند، ما را از زشتی‌ها و بدی‌ها، از دست‌اندازی به مال دیگران، ضعیفان و یتیمان باز می‌دارد…

(شرح صفحه 98 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

 

شرح صفحه 97 قرآن کریم

سخن گفتن در گوشی (شرح صفحه 97 قرآن کریم)

شرح صفحه 97 قرآن کریم، سوره نساء آیات 121-114 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

 

دانلود فایل صوتی

(شرح صفحه 97 قرآن کریم)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

یکی از اخلاق‌هایی که قرآن برای ما مسلمان‌ها نمی‌پسندد، «درگوشی حرف زدن» است. در مجلسی همه نشسته‌ایم، دو نفر درگوشی حرف می‌زنند، پیداست که همه شک می‌کنند که نکند راجع به من حرف می‌زنند… این را قرآن و اسلام نمی‌پسندد. اگر حرف خصوصی دارید، یک وقت دیگر، یک جای دیگر، در حضور جمع درگوشی حرف نزنید. اصطلاح قرآنی آن «نجوا» است.

مفسران قرآن کریم فرموده‌اند یک معنای فراتری هم دارد: جلسات سرّی که در آن توطئه است. یک جمعی پنهانی و مخفیانه برای توطئه علیه رهبر مسلمان‌ها، یا علیه جامعه‌ی اسلامی می‌نشینند؛ قرآن از آن‌ها هم با لفظ «نجوا» یاد کرده است.

آیات را بخوانیم؛ می‌فرماید:

سوره نساءصفحۀ 97 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 121-114

آیۀ 114 : «لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ ۚ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا»

«لَا خَيْرَ فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْوَاهُمْ» در بیشتر جلسات سرّی و صحبت‌های درگوشی خیری نیست. معلوم است استثناء هم وجود دارد. گاهی وقت‌ها درگوشی حرف می‌زنند، ایرادی ندارد؛ «إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ» مگر اینکه در گوشی حرف می‌زنند تا پولی برای کسی جمع کنند. نمی‌خواهند آبروی طرف بریزد، آقای فلانی گرفتار است، مشکل پول آب و برق و قبض‌ها و … را دارد، بیمار است، مشکل کلیه دارد، و می‌خواهد مشاوره برود؛ آن‌ها نمی‌‌خواهند علنی شود تا آبروی شخص برود. اینجا ایرادی ندارد…

«أَوْ مَعْرُوفٍ» یا می‌خواهند خدمتی به کسی انجام دهند، خانه‌ای برای کسی بسازند. برای ازدواج دختر و یا پسری آستین بالا بزنند، اما نمی‌خواهند علنی باشند، پس در گوشی با هم حرف می‌زنند تا آبروی آن شخص حفظ شود.

و سوم: «أَوْ إِصْلَاحٍ بَيْنَ النَّاسِ» می‌خواهند بین دو مسلمان که قهر وجود دارد، آشتی برقرار کنند. مثلاً یک زن و شوهر، یا دو برادر، دو خواهر و یا دو همسایه‌ای که با هم قهر هستند. الان برای اینکه صلح ایجاد کنند، در حال گفتگو هستند. در این موارد سرّی و مخفیانه حرف زدن، درگوشی حرف زدن، ایرا‌دی ندارد.

«وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ» هر کس این کار را انجام دهد، «ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ» به خاطر جلب رضایت خدا، «فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا» به زودی –ما که خدا هستیم–، به آن‌ها پاداش بزرگی می‌دهیم.

آیۀ 115 : «وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَىٰ وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّىٰ وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ ۖ وَسَاءَتْ مَصِيرًا»

«وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ» و هر کس مخالفت کند با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، «مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَىٰ» بعد از آن که پیامبر دستور داده و هدایت روشن شده…؛ در صفحۀ قبل، قصه‌ای را تعریف کردیم که برادرانی هم‌دست شدند، یکی از برادران دزدی کرده بود، جوانی رفت و به پیغمبر گزارش داد، آن برادر‌ها و فامیل‌ها جمع شدند و یک بی‌گناهی را متهم کردند، بعد از آن آیه نازل شد و مشخص شد دزد واقعی چه کسی بوده و در نهایت قصه روشن شد. پیغمبر از طریق آسمان، مسئله را روشن کرد. ولی آن‌ها زیر بار نمی‌رفتند، «يُشَاقِقِ الرَّسُولَ» مخالفت می‌کند با پیامبر، «مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَىٰ» راه درست هم تبیین شده، ولی باز هم لجبازی می‌کند! «وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ» و می‌رود راهی را به جز راه مؤمنان، «نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّىٰ» ما هم می‌کشانیم او را به همان سمتی که خودش می‌رود، یعنی به سمت جهنم…

چون ممکن است زمانی یک فردی از روی غفلت عصبانی شده باشد و یک کار بدی هم انجام داده باشد، ولی بعد از آن فهمیده که کارش غلط بوده، پس عذرخواهی می‌کند. –در آیات قبل خواندیم که– اگر کسی توبه کند، آغوش رحمت خداوند باز است. کسانی هم هستند که لجاجت می‌کنند، می‌گویند: نه! کرده‌ام که کرده‌ام، اصلاً باید این کار را می‌کردم! به طور علنی با فرستادۀ خداوند، مخالفت می‌کنند. «وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ» و ما آن را می‌سوزانیم در جهنم، می‌افکنیم در جهنم، «وَسَاءَتْ مَصِيرًا» و بعد فرجامی است جهنم…

آیۀ 116 : «إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا»

«إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ» خداوند همۀ گناهان را می‌آمرزد ولی شرک به خود را که گناه بزرگ و ظلم بزرگی است، نمی‌آمرزد. «وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ» از شرک پایین‌تر را می‌آمرزد، «لِمَنْ يَشَاءُ» برای هر کس که بخواهد.

معلوم می‌شود یک فرمولی وجود دارد. خداوند حکیم وقتی لیاقت، شایستگی و توبه را در بعضی ببیند، آن‌ها را می‌بخشد. «وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ» و هرکس برای خدا شریک قائل شود، «فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا» او به گمراهی دور و درازی کشیده می‌شود. چون بسیاری از گناهان به این ماجرا برمی‌گردد که ما در کنار خداوند به سراغ دیگری برویم و برای خدا شریک قائل شویم…

این گناه خیلی بزرگی است.

آیۀ 117 : «إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا وَإِنْ يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَانًا مَرِيدًا»

«إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا» آن‌هایی که به جز خدا را می‌پرستند، نمی‌پرستند مگر یک موجودات قابل انعطاف، یک موجودات نیازمند، «إِنَاث»؛ وقتی آهن را در آتش سرخ می‌کنند، هنگامی که نرم می‌شود، به آن «أَنَثَ الحدید» گفته می‌شود. یعنی آهن نرم شد –«الحدید» یعنی آهن–. آن‌هایی هم که انعطاف نشان می‌دهند، از خودشان قدرتی ندارند، آن وقت انسان یک موجودی، مثلاً چوب، یا آهن، یا ستاره یا انسانی مثل خودش را بپرستد، او چیزی از خودش ندارد، خدا را باید پرستید. «إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا» نمی‌پرستند مگر کسی را که او خودش هم محتاج است. خودش هم منعطف است و از خودش ابتکار ندارد. «وَإِنْ يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَانًا مَرِيدًا» و نمی‌پرستند مگر شیطان سرکش را…

از اینجا تا پایانِ صفحه دربارۀ برنامه‌های شیطان است که برای انسان طراحی کرده است:

آیۀ 118 : «لَعَنَهُ اللَّهُ ۘ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا»

«لَعَنَهُ اللَّهُ» لعنت خدا بر شیطان باد. لعنت در فرهنگ قرآن یعنی از رحمت خدا به دور است. «وَقَالَ» شیطان گفت: «لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَفْرُوضًا» خدایا من سهمیه‌ای از بندگان تو را در نظر گرفته‌ام که آن‌ها را گمراه کنم. «نَصِيبًا مَفْرُوضًا» جمعی از بندگانت را که مشخص نیز هستند، به عنوان یک سهمیۀ قطعی در نظر گرفته‌ام. می‌پرسیم: شیطان! می‌خواهی چه کار کنی؟

می‌گوید:

آیۀ 119 : «وَلَأُضِلَّنَّهُمْ وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ وَلَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ ۚ وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا»

«وَلَأُضِلَّنَّهُمْ» حتماً حتماً من گمراه خواهم کرد آن‌ها را، «وَلَأُمَنِّيَنَّهُمْ» آن‌ها را مشغول آرزوهای دور و دراز خواهم کرد، سرگرم می‌کنم. «وَلَآمُرَنَّهُمْ» به آن‌ها دستور خواهم داد که «فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الْأَنْعَامِ» به خرافات نزدیک خواهم کرد آن‌ها را.

یکی از خرافات زمان جاهلیت این بود که می‌گفتند حیوانی که گوشش را سوراخ کنند، یا گوشش را ببرند، یا کلاً قطع کنند، دیگر سوار شدن و استفاده کردن از آن ممنوع است. این کار آن‌ها خرافه بود. اینکه چه چیزی «ممنوع» و یا چه چیزی «مجاز» است را خداوند باید بگوید. به عنوان مثال، اینکه گوشت چه حیوانی «حلال» است و چه حیوانی «حرام» است را شارع مقدس باید بفرماید! آن‌ها پی در پی از خودشان قانون می‌ساختند و کار شیطان این است که خرافات را در جامعه ترویج دهد.

«وَلَآمُرَنَّهُمْ» دوباره شیطان می‌گوید: من دستور می‌دهم. البته انسان آنقدر قوی است که می‌تواند در مقابل شیطان مقاومت کند و روز قیامت هم نمی‌تواند بگوید: شیطان به من گفته بود! شیطان در جهنم، به جهنمی‌ها می‌گوید: من گفتم، خداوند هم گفت، چرا فقط به حرف من گوش دادید؟! به حرف خدا هم گوش می‌دادید! من فقط دعوت کردم… «فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ» من دستور می‌دهم خلقت خداوند و فطرتی را که خداوند در نهاد بشر قرار داده، تغییر بدهند.

«وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا» و هر کس شیطان را به عنوان دوست انتخاب کند، «مِنْ دُونِ اللَّهِ» به جای خدا، «فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا» آن خسارت آشکاری کرده است. کسی که خدا را رها کند و به دنبال شیطان برود، دچار خسارت آشکاری شده است…

آیۀ 120 : «يَعِدُهُمْ وَيُمَنِّيهِمْ ۖ وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا»

«يَعِدُهُمْ» کار شیطان این است که وعده می‌دهد به آن‌ها، «وَيُمَنِّيهِمْ» و آن‌ها را با آرزوها مشغول می‌کند، «وَمَا يَعِدُهُمُ الشَّيْطَانُ إِلَّا غُرُورًا» و وعده نمی‌دهد شیطان، مگر اینکه فریب در آن است. «غُرُور» یعنی فریب؛ شیطان انسان را فریب می‌دهد و سر او کلاه می‌گذارد.

آیۀ 121 : «أُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَلَا يَجِدُونَ عَنْهَا مَحِيصًا»

«أُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ» آن‌هایی که فریب شیطان را می‌خورند، جایگاهشان جهنم است. «وَلَا يَجِدُونَ عَنْهَا مَحِيصًا»، –«مَحِيص» یعنی «مَفَر»–، راه فراری از جهنم وجود ندارد. کسی که به جهنم وارد شد، همانجا حبس خواهد شد.

از خداوند از شر شیطان رجیم به خودش پناه می‌بریم و سعادت ابدی را طلب می‌کنیم...(شرح صفحه 97 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 96 قرآن کریم

داستان دزدی سه برادر (شرح صفحه 96 قرآن کریم)

شرح صفحه 96 قرآن کریم، سوره نساء آیات 113-106 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

برای آیات مربوط به این صفحه از قرآن کریم، در تفاسیر قصه‌ای به چشم می‌خورد. آن قصه این است که سه برادر با هم توطئه دزدی کردند. یکی از آن سه برادر از خانۀ یک مسلمانی، مقداری اسلحه و مواد غذایی را دزدید. جوانی به نام «قطاده» در بین اقوام آن‌ها وجود داشت. «قطاده» این سرقت و دزدی را به پیغمبر گزارش داد. اما آن برادران با توطئه دزدی را به گردن یک مسلمان دیگری که در آن خانه زندگی می‌کرد، انداختند تا هنگامی که بگویند او دزدی کرده است، ذهن‌ها بیشتر به سمت او برود.

آیات این صفحه، مربوط به چنین قصه‌ای است، البته که آیات قرآن عمومیت دارد؛ ولی قصه‌ها هم در فهم آیه به ما کمک می‌کند.

سوره نساءصفحۀ  96 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 113-106

آیۀ 106 : «وَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ ۖ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا»

«وَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ» و از خداوند طلب پوزش کن، «إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا» حقیقت این است که خداوند آمرزندۀ مهربان است.

آیۀ 107 : «وَلَا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا»

«وَلَا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ» و دفاع نکن از کسانی که به خودشان خیانت کردند، یعنی آن برادرها. «إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا» خداوند خیانت‌کنندگان و گناهکاران را دوست نمی‌دارد.

آیۀ 108 : «يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَىٰ مِنَ الْقَوْلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا»

«يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ» این قصۀ سرقت را از مردم مخفی می‌کنند، «وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ» اما از خدا مخفی نمی‌کنند، «وَهُوَ مَعَهُمْ» در حالی که خدا با آن‌ها است. ناظر عملکرد آن‌ها است. از مردم مخفی می‌کنند، ولی از خدا مخفی نمی‌کنند که البته نمی‌توانند که مخفی کنند…

«إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَىٰ مِنَ الْقَوْلِ» یاد کنید آنگاه که در شب، جلسه‌ای سری گرفتند، پنهانی توطئه کردند و چیزی –توطئۀ سرقت از خانۀ یک مسلمان– را می‌گفتند که خداوند به آن راضی نبود. «وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا» و خداوند نسبت به آنچه انجام می‌دهند، احاطه و اشراف دارد.

آیۀ 109 : «هَا أَنْتُمْ هَٰؤُلَاءِ جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَمَنْ يُجَادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا»

«هَا أَنْتُمْ هَٰؤُلَاءِ جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا»، مخاطب آن قصه‌ای که بیان شد آن سه برادر و همچنین فامیل‌های آن‌ها که به دادگاه آمدند. گاهی وقت‌ها در دادگاه‌ها «هوچی‌گری»، فضاسازی و حق را ناحق می‌کنند. اخیراً در اخبار مطلبی بیان شد که می‌گفت کسانی نزدیک دادگاه‌ها هستند که پول می‌گیرند و به دروغ می‌آیند شهادت می‌دهند. مثلاً یک میلیون می‌گیرند و شهادت می‌دهند که این زمین متعلق به فلان شخص است و یا می‌گویند: من حضور داشتم که معامله اینگونه انجام شد…

خطاب آیه به کسانی است که از خیانت‌کار دفاع می‌کنند. می‌فرماید:

«هَا أَنْتُمْ هَٰؤُلَاءِ» شما همان‌هایی بودید که «جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ» دفاع کردید از آن‌ها «فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» در این زندگی دنیا تا به یک منافعی برسند. «فَمَنْ يُجَادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» چه کسی در پیشگاه خدا در روز قیامت از آن‌ها دفاع خواهد کرد؟ حالا بر فرض، شما در دادگاهِ دنیا به مقصودتان رسیدید، قیامت را چه کار می‌کنید؟ خداوند که همه چیز را می‌داند. قیامت هم «يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ» است و در آن، پرده‌ها کنار می‌رود؛ آن‌جا چه کار خواهید کرد؟ از این آیات دریافت می‌شود که یکی از عامل‌های مهم برای تربیت ما، توجه به حضور خداوند و توجه به روز قیامت است. البته که نمی‌شود برای هر شخص یک پلیس بگذارند. انسان، طمع‌کار، حریص، مستبد و قدرت‌خواه است. آن چیزی که انسان را به خودداری، تقوا و پاکی نزدیک می‌کند، یاد خدا و یاد قیامت است. این موارد، دست انسان را از دست‌درازی به مال، ناموس و آبروی مردم نگه می‌دارد.

«أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا» چه کسی روز قیامت وکیل آن‌ها خواهد بود؟ بر فرض که اینجا پولی پرداخت کردید و به ناروا یک وکیلی را هم خریدید؛ آنجا –در روز قیامت– از کجا وکیل می‌آورید؟

آیۀ 110 : «وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِيمًا»

«وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءًا» و هر کس کار زشتی انجام دهد، «أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ» یا به خودش ظلم کند به خاطر گناه و خیانت؛ «ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ» اما پس از چندی استغفار و از خدا عذرخواهی کند، «يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِيمًا» خداوند را می‌یابد آمرزندۀ مهربان. قرآن کریم در ده‌ها مورد، وقتی سخن از مجرم، گناه‌کار و کیفر او می‌کند، پنجره‌هایی را برای بازگشت، جبران و رسیدن به سعادت او باز می‌کند. حالا آن آقا که دزدی کرده و چند نفر هم طرفداری کرده‌اند، آیا راهی برای برگشت او، وجود دارد؟ بله…، اگر آن‌ها طلب پوزش و استغفار کنند، خداوند را آمرزنده و مهربان می‌یابند.

آیۀ 111 : «وَمَنْ يَكْسِبْ إِثْمًا فَإِنَّمَا يَكْسِبُهُ عَلَىٰ نَفْسِهِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا»

«وَمَنْ يَكْسِبْ إِثْمًا» و هر کس گناهی را انجام دهد، «فَإِنَّمَا يَكْسِبُهُ عَلَىٰ نَفْسِهِ» به ضرر خودش کار کرده است. گناهکار، آن جوهرۀ انسانی به این معنا که خداوند برای هدف مهمی او را آفریده، آلوده کرده است. مانند آیه‌ای که می‌فرماید: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ؛ اگر خوبی کنید، به خودتان خوبی کرده‌اید»، اینجا هم می‌فرماید: اگر کسی بدی و گناه کند، به خودش ضرر رسانده است. «وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا» و خداوند دانای حکیم است.

آیۀ 112 : «وَمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا»

«وَمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً» و هر اشتباهی را مرتکب شود، «خَطِيئَةً» به معنای خطا و اشتباه است. «أَوْ إِثْمًا» یا گناهی را؛ مشخص می‌شود که در آن گناه عمدی وجود دارد. اگر اشتباهی از او سر بزند و یا گناهی را از روی عمد انجام دهد، «ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا» بعد از آن، به گردن یک بی‌گناهی بیاندازد، «رَمی» به معنای «تیر انداختن» است. در آیه‌های مختلف قرآن، به «تهمت زدن» اشاره شده است. تهمت زدن، مانند تیر زهرآگینی است که به قلب کسی اصابت کند. اگر فردی گناه و یا دزدی کرده ولی گردن دیگری –بیگناهی– بیاندازد، «فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا» به دوش می‌کشد یک بهتانی را و یک گناه آشکاری را؛ هنگامی که وارد قیامت شود، این گناهان به دوش او است و باید پاسخگوی آن‌ها باشد.

آیۀ 113 : «وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ ۖ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ ۚ وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ ۚ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا»

«وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ» ای پیامبر! و اگر لطف و رحمت خدا بر تو نبود، به سبب کمک خداوند بود که آنان نزد تو آمدند، از این آیه معلوم می‌شود که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم معصوم است. جایی که ماجرا مبهم باشد، خداوند به او کمک می‌کند.

اگر لطف و رحمت خدا بر تو نبود، «لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ» گروهی از این‌ها تصمیم گرفته بودند که «أَنْ يُضِلُّوكَ» تو را منحرف کنند، «وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ» اما در حقیقت خودشان را به گمراهی می‌بردند، «وَمَا يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ» به تو نمی‌توانند آسیب و ضرر برسانند، بلکه به خودشان ضرر می‌رسانند. «وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ» اما در این میان، خداوند، کتاب را بر تو نازل فرمود، «وَالْحِكْمَةَ» و بینش را به تو داد، «وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ» چیزهایی را که تو نمی‌دانستی خداوند به تو تعلیم داد که چگونه قضاوت و داوری کنی تا به عدالت و انصاف نزدیک باشد. معلمِ پیامبر، «الله» است. «وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا» –ای پیامبر!– و لطف خدا بر تو، خیلی بزرگ است.

از خداوند می‌خواهیم که از این آیه‌ها در صحنۀ زندگی بتوانیم استفاده کنیم و درست تصمیم بگیریم… (شرح صفحه 96 قرآن کریم)

 

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 95 قرآن کریم

اقامۀ نماز حتی در سخت‌ترین حال (شرح صفحه 95 قرآن کریم)

شرح صفحه 95 قرآن کریم، سوره نساء آیات 105-102 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی(شرح صفحه 95 قرآن کریم)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

اسلام با نماز شروع شد. پیامبر عزیز ما صلی الله علیه و آله و سلم فرموده‌اند: «اولین فرمانی که از آسمان آمد، نماز بود». امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: «پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم که جان می‌داد سرش روی سینۀ من بود، آخرین کلام ایشان دغدغۀ نماز بود». اسلام در یک کلمه که «رابطۀ عاشقانه و عارفانۀ انسان با خدا» است، خلاصه می‌شود. اقتصاد، سیاست، اخلاق و تمام این‌ها مقدمۀ رابطه انسان با خدا است.

در اهمیت نماز، همین بس که آیۀ ۱۰۲ از سورۀ نساء می‌فرماید: «ای پیامبر! در میدان جنگ نماز را به جماعت برگزار کن». این آیه به ما مسلمان‌ها می‌فهماند که «نماز» یک مسئلۀ خیلی مهم است؛ یعنی نه تنها مستحب و خوب است،بلکه مسالۀ خیلی مهمی است.

در این جنگ مسلمانان‌ها حدود ۱۷۰۰ نفر بودند. یک زمانی استاد عزیز بنده، حاج آقای قرائتی، در دانشکدۀ افسری امام علی علیه السلام، قصد داشت با 200 افسر، آیه‌ای که الان خواهیم خواند را انجام بدهد. ولی آن‌ها گفتند: چه کار سختی است!…

شرح آیه از این قرار است:

سوره نساءصفحۀ 95 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 105-102

آیۀ 102 : «وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَاةَ فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذَا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرَائِكُمْ وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَىٰ لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ ۗ وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً وَاحِدَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كَانَ بِكُمْ أَذًى مِنْ مَطَرٍ أَوْ كُنْتُمْ مَرْضَىٰ أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ ۖ وَخُذُوا حِذْرَكُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا»

«وَإِذَا كُنْتَ فِيهِمْ» ای پیامبر! وقتی بین رزمندگان بودی، «فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلَاةَ» و خواستی با آن‌ها نماز بگذاری، «فَلْتَقُمْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ» رزمندگان را دو قسمت کن، یک قسمت از آن‌ها، –مثلاً 800 نفر از آن‌ها– با تو نماز بگذارند، «وَلْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ» و در حال نماز هم باید اسلحه‌هایشان همراهشان باشد، که اگر دشمن حمله کرد، مهیا باشند. «فَإِذَا سَجَدُوا»..

نماز «خوف» یا نماز «جنگ»، دو رکعت است. در رکعت اول آن، ۸۰۰ نفر اقتدا کردند. هنگامی که به سجده رفتند، قصد فُرادا کنند. خودشان رکعت دوم را با سرعت بخوانند و رکوع و سجده‌ها را به جا آورند، سپس تشهد و سلام کنند. آنگاه از آن ۸۰۰ نفر دیگر اسلحه‌ها را بگیرند و با ایشان جابه‌جا شوند. حال آن ۸۰۰ نفر دیگر، به جای این‌ها بیایند. چرا؟

به این دلیل که ما پس از گذشت هزار و چند صد سال، به اهمیت نماز پی ببریم. همین نمازی که دربارۀ آن می‌گوید: خواندم راحت شدم، فکر می‌کنند یک «بار» است… البته که بار نیست، بلکه پشتوانۀ ملت است.

«فَإِذَا سَجَدُوا» وقتی سجده کردند و آن رکعت دوم را خواندند و نماز تمام شد، «فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرَائِكُمْ» این‌ها می‌روند پشت سر شما، «وَلْتَأْتِ طَائِفَةٌ أُخْرَىٰ» آن دستۀ دیگر که «لَمْ يُصَلُّوا» هنوز نماز نخوانده‌اند، «فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ» بیایند با تو نماز بخوانند، یعنی به رکعت دوم تو متصل شوند.

در این جنگ، هنگامی که فرماندۀ دشمن مشاهده کرد که مسلمان‌ها در حال خواندن نماز ظهر هستند، گفت: در نماز عصر به مسلمان‌ها حمله کنیم، مسلمان‌ها عاشق نماز هستند، در آن از خود بی‌خود می‌شوند. این آیه در آن‌جا نازل شده است. آیه نازل نشد که نماز نخوانید، یا تنها بخوانید و یا در سنگرها بخوانید، نه… بلکه در تیررس دشمن! و به جماعت! نماز بخوانید.

«وَلْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَأَسْلِحَتَهُمْ» گروه دوم، علاوه بر اسلحه، زره‌های خودشان را هم باید همراه داشته باشند. «وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ وَأَمْتِعَتِكُمْ» مسلمان‌ها! کافران دوست دارند شما غافل شوید از سلاح‌ها و امکانات خود، مواد غذایی و هر چه را که داشته‌اید، «فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ مَيْلَةً وَاحِدَةً» ناگهان به شما حمله‌ور شوند. آن‌ها می‌خواهند از غفلت شما سوء استفاده کنند، بیدار باشید!…

«وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ إِنْ كَانَ بِكُمْ أَذًى» و اما اگر مشکلی دارید، ایرادی ندارد این نماز را به این شکل برگزار کنید، مشکل یعنی چه؟ «مِنْ مَطَرٍ» مثلا اگر باران آمده، «أَوْ كُنْتُمْ مَرْضَىٰ» یا اگر بیمار هستید، « أَنْ تَضَعُوا أَسْلِحَتَكُمْ » ایرادی ندارد سلاحتان را –در وقت نماز– روی زمین بگذارید. «وَخُذُوا حِذْرَكُمْ» البته باید زره را پوشیده باشید. «إِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا» خداوند برای کافران، عذابی خوارکننده آماده کرده است.

آیۀ 103 : «فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ فَاذْكُرُوا اللَّهَ قِيَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِكُمْ ۚ فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ ۚ إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا»

«فَإِذَا قَضَيْتُمُ الصَّلَاةَ» وقتی نمازتان به پایان رسید، «فَاذْكُرُوا اللَّهَ» باز خدا را یاد کنید.

بنده در همایشی در سپاه پاسداران حضور داشتم که عنوان آن «نماز، نماد قدرت» بود؛ به راستی که نماز به مسلمان‌ها قدرت می‌دهد. آن‌ها با نماز، خود را به سرچشمۀ قدرت بی‌انتهای الهی مرتبط می‌کنند. هنگامی که نماز تمام شد، باز خدا را یاد کنید. چگونه؟ «قِيَامًا» در حال ایستاده، «وَقُعُودًا» و در حال نشسته، «وَعَلَىٰ جُنُوبِكُمْ» و وقتی به پهلو خوابیده‌اید. امامان ما در تفسیر این آیه، اینگونه فرموده‌اند: اشاره به نمازهای بیماران، و کسی که نمی‌تواند ایستاده، نشسته و یا خوابیده نماز بخواند، دارد.

«فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ» اما وقتی خوف و ترس برداشته شد، به آرامش رسیدید، دشمنی در کار نیست، «فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ» این دفعه به طور معمول نماز بخوانید. یعنی نماز خوف نباشد. «إِنَّ الصَّلَاةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَوْقُوتًا» حقیقت این است که نماز بر مؤمنان واجبی معین، ثابت و وقت‌دار است. «وقت» جزء جوهرۀ نماز است. به عنوان مثال امکان داشت ما روزهای جمعه صد رکعت نماز بخوانیم. ولی خداوند این را نفرموده است. بلکه هر روز و هر شب، صبح‌ها دو رکعت، ظهر‌ها چهار رکعت، عصرها چهار رکعت باید بخوانیم و آن هم در وقت خود باشد. قبل از وقت، نماز باطل است، اول وقت بهترین است، با تأخیر از ثواب آن کم می‌شود. بعد از وقت، گناه دارد. پس «وقت» خیلی مهم است.

در برنامه‌ریزی، نظم و انضباط یک مسلمان، نماز واجبی وقت‌دار است. در قرآن خداوند به چیزی بیش از گوهر «وقت»، قسم نخورده است. قدر وقت‌هایمان را بدانیم…

آیۀ بعد:

آیۀ 104 : «وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ ۖ إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ ۖ وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا»

«وَلَا تَهِنُوا فِي ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ» سستی نکنید در تعقیب دشمنان، «إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ»؛ اینجا «تَأْلَمُونَ» با «عین» نیست، بلکه با «همزه» است. «أَلَم» یعنی درد –به همین دلیل است که می‌گویند ما نمازمان را باید درست تلفظ کنیم. مثلاً «عالمین» یعنی جهانیان، «عالِم» یعنی «دانا»، اما اگر همین «عالم» را به جای «عین» با همزه بخوانیم، (یعنی «اَلَم» که معنی آن درد است)، به معنای «کسی که درد دارد» خواهد شد. پس بایستی درست تلفظ کرد.–

مسلمان‌ها گاهی خسته می‌شدند، آسیب می‌دیدند، آیه می‌فرماید: همانگونه که شما آسیب دیده‌اید، دشمن شما هم آسیب دیده است.

آقای نادر طالب‌زاده –که همۀ شما هم او را می‌شناسید، او که درس خواندۀ آمریکا است– می‌گوید: من بررسی کرده‌ام که ضربه‌هایی که آمریکا از انقلاب اسلامی ‌ایران خورده است، خیلی بیش از ضربه‌هایی است که ما از آمریکا خورده‌ایم». همه‌ی آن‌ها را با هم محاسبه کنیم.

«إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ» اگر شما به دردهایی دچار شدید، «فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ» دشمنان شما هم مبتلا شدند به دردهایی که «كَمَا تَأْلَمُونَ» شما مبتلا شدید؛ منتها شما چیزی دارید که آن‌ها ندارند؛ «وَتَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ» و شما امیدی از جانب خدا دارید که آن‌ها ندارند، « وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا» و خداوند دانای حکیم است.

بین یک مسلمان و چند یهودی اختلافی پیش آمده بود، یهودیان می‌خواستند سر آن مسلمان‌ را کلاه بگذارند؛ این آیه به سبب آن ماجرا نازل شده است:

آیۀ 105 : «إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ ۚ وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا»

إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ» ای پیامبر! ما کتاب –قرآن– را به حق بر تو فرستادیم، «لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ» تا داوری و قضاوت کنی بین مردم بر اساس تعلیماتی که خدا به تو داده است. «وَلَا تَكُنْ لِلْخَائِنِينَ خَصِيمًا» و نکند از خائن حمایت کنی!

یهودیان قصه را –آن قصه‌ای که در شأن نزول آیه آمده است و ما فرصت بیان آن را نداریم– به گونه‌ای تنظیم و طراحی کرده بودند که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم را به خطا بیاندازند. خداوند به پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم تعلیم داد که چگونه داوری کند تا حامی خائن نباشد.

ائمۀ ما، مانند امام حسین علیه السلام این جمله را زیاد به کار برده‌اند: ما نباید حامی ‌خائنان و ستمگران باشیم.(شرح صفحه 95 قرآن کریم)

از خداوند می‌خواهیم که شیرینی آیات کتاب خود را به ما بچشاند و روز قیامت شفاعت قرآن را نصیب ما بفرماید. ان‌شاءاللّه …

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 94 قرآن کریم

فضیلت جهاد و هجرت در اسلام

شرح صفحه 94 قرآن کریم، سوره نساء آیات 101-95 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی


تفسیر ده دقیقه‌ای قرآن کریم ؛ بر ساحل نور

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

حدیث به ما می‌فرماید: «هر یک از آیه‌های قرآن گنج است، بدون استفاده از آن گنج‌ها، گذر نکنید».

یکی از احکام اسلام، جهاد است. جهاد برای شرف و عزت انسان‌هاست. اسلام با کسی جنگی ندارد، ولی اگر کسانی با مسلمان‌ها جنگیدند، مسلمان‌ها باید برای حراست از کشور و مکتبشان ایستادگی کنند. با بروز جنگ، مردم چند دسته می‌شوند: عده‌ای با جانفشانی و با اخلاص خود در میدان جنگ حضور پیدا می‌کنند. یک عده دیگر هم با وجود باور و ایمانشان، اراده و همت ندارند. ایشان کار خیر می‌کنند، پول هم کمک می‌کنند ولی قرآن اسمشان را «قاعدین» گذاشته و به معنای «نشستگان» است. «قاعدین» با «منافقین» متفاوت و در برابر «مجاهدین» –کسانی که جهاد می‌کنند– هستند، ولی با آن‌ها مساوی نیستند.

می‌فرماید:

سوره نساءصفحۀ 94 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 101-95

آیۀ 95 : «لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ ۚ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً ۚ وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ ۚ وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا»

«لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ» مساوی نیستند نشستگان از مؤمنان، آن‌هایی که هیچ مشکلی –بیماری و گرفتاری– ندارند، «غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ» اگر زمانی شخصی بیمار، کهنسال، پیر و یا گرفتار باشد، البته که او معاف است. اما کسی که گرفتاری ندارد و فقط نشسته است با مجاهدان در راه خدا –کسانی که با دارایی‌ها و جان‌هایشان مجاهده کرده‌اند– مساوی نیستند.

کشور ما به مدت هشت سال درگیر دفاع بود. کسانی به اروپا رفتند، عدۀ دیگری هم از ترس برخورد موشک، برای زندگی به مشهد رفتند؛ قطعاً این افراد با فردی که دست و چشم خود را از دست داده و جوانی خود را گذاشته است، مساوی نیستند. یا فردی که از کشور رفته و تحصیلاتش را ادامه داده و دکترا گرفته است، ولی آن آقا همچنان با دیپلم مانده، موقعیت‌های اجتماعیشان چگونه خواهد بود؟!

اگر از قرآن بپرسیم، اینگونه می‌فرماید: «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً» خداوند برتری داده مجاهدان با مال و مجاهدان با جان را بر نشستگان، به درجه‌ای،  «قاعدین» در برابر «مجاهدین» قرار می‌گیرد.] «وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ» و البته خداوند به همۀ مؤمنان وعدۀ پاداش نیک می‌دهد. هر کسی به هر نسبتی که کار خیر انجام دهد، خداوند به او پاداش می‌دهد. اما «وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا» و خداوند برتری داده مجاهدان را بر قاعدان، اجر بزرگی؛ فاصله خیلی بزرگ است!…

یک وقتی می‌گویید نمرۀ من ۱۳ و نمرۀ او ۱۴ است، نمرات به هم نزدیک است… ولی در این آیه، فاصله خیلی زیاد است.

دوباره تأکید می‌فرماید:

آیۀ 96 : «دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً ۚ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا»

«دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً»، اول فرمود «درجه»؛ ولی در این آیه فرمود: «دَرَجَاتٍ مِنْهُ» درجات این فاصله خیلی زیاد است. عباس عموی پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم افتخار می‌کرد که من آبرسانی به حاجیان و ادارۀ مسجدالحرام را بر عهده دارم؛ در سورۀ توبه (که اگر زنده باشیم به آن خواهیم رسید) ذکر شده که عباس خود را با علی بن ابی طالب علیه السلام که در میدان‌های نبرد پیشتاز بود، مقایسه می‌کرد. قرآن نهیب می‌زند: ای کسانی که در میدان جنگ حاضر نشدید، لااقل برای خودتان گریه کنید، خودتان را بالاتر از آن‌ها ندانید…

«دَرَجَاتٍ مِنْهُ» فاصله زیادی برای درجات آن‌ها وجود دارد، «وَمَغْفِرَةً» و مغفرت خدا برای مجاهدان است، «وَرَحْمَةً» و رحمت، «وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» و اگر مجاهدان گناهی مرتکب شده باشند، خداوند آن‌ها را می‌آمرزد و خداوند بخشنده است.

آیۀ بعد دربارۀ «ساعت جان دادن» است. جان دادن…

در حدیث بیان شده که از آغاز تا پایان حیات انسان، چند نقطۀ عطف وجود دارد. ساعات تولد، ترک دنیا و پاسخ به اعمال] یک ساعتی، ساعت پا به جهان گذاشتن و به دنیا آمدن است. یک ساعت هم آن ساعتی است که باید این دنیا را ترک کرد و به جای دیگری رفت، ساعت سختی است. یک ساعت هم آن ساعتی است که باید برای جواب دادن به عملکرد خود برخواست. این صحنۀ جان دادن عجب صحنه‌ای است…

می‌فرماید:

آیۀ 97 : «إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ ۖ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ ۚ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا ۚ فَأُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَسَاءَتْ مَصِيرًا»

«إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ» آن‌هایی که فرشتگان، روح آن‌ها را می‌گیرند، «ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ» در حالی‌که به خودشان ظلم کردند، و از امکاناتی که خداوند در اختیارشان قرار داده است، بهره‌برداری نکردند. «قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ» فرشتگان قبض روح به آن‌ها می‌گویند: در چه وضعی بودید؟ «قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ» می‌گویند: ما در فشار بودیم در زمین، گرفتار بودیم، «قَالُوا» فرشته‌ها به آن‌ها می‌گویند: «أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا» آیا زمین گسترده نبود که مهاجرت کنید شما؟ از این کشور (شهرک) به کشور (شهرک) دیگر می‌رفتید، ممکن نبود؟! آیا حتماً باید در منطقه و محلی زندگی می‌کردید که همه ماهواره داشتند و همه منحرف بودند؟! و همه چه بودند؟!… نه!…. جواب شما قابل قبول و پذیرفته نیست. آغازِ سختی شما فرا رسیده است.

«فَأُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ» این‌ها جایگاهشان جهنم است، «وَسَاءَتْ مَصِيرًا» و بد فرجامی است جهنم…

آیۀ 98 : «إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا»

«إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ» مگر کسانی که واقعاً تحت فشار بودند، بازداشت و یا زندان بودند، در یک شرایط فوق العاده سختی بودند، «لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً» واقعاً هیچ چاره‌ای نداشتند، «وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا» و هیچ راهی به نظرشان نمی‌رسیده… تکلیف اینان با افرادی که پیش‌تر به آن‌ها اشاره شد، فرق دارد.

آیۀ 99 : «فَأُولَٰئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا»

«فَأُولَٰئِكَ» این‌ها «عَسَى اللَّهُ» امید است که خداوند «أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ» گذشت کند از آن‌ها؛ دقت کنید که خداوند، «گذشت کردن» را با شک بیان می‌کند، یعنی باید موارد دیگری هم باشد. هر جایی که قرآن می‌فرماید: «لَعَلَّ» یا «عَسَی» یعنی این عامل تنها کافی نیست، خودش هم باید یک جنب و جوشی داشته باشد، باید یک کارهایی انجام بدهد، امید است که خداوند از آن‌ها گذشت کند «وَكَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا» و خداوند عفو کننده و آمرزنده است.

آیۀ زیر دربارۀ کسانی است که در مسیر هجرت از دنیا می‌روند:

آیۀ 100 : «وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً ۚ وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا»

«وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً» و هرکس هجرت کند در راه خدا، می‌یابد در زمین –«مُرَاغم» یعنی مکان‌ها– جاهای مناسبی را، «مُرَاغَمًا كَثِيرًا» جاهای زیادی را پیدا می‌کند، خداوند روبروی بندگانش فرصت‌های زیادی را قرار می‌دهد. «وَسَعَةً» گشایش ایجاد می‌کند، «وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ» و هر کس از خانه‌اش هجرت کند به سوی خدا و به سوی پیامبرش،  کسی که به خاطر خدا هجرت کند و در این مسیر بمیرد «ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ» سپس در این مسیر، مرگ او را گرفت، «فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» پاداش او با خدا است.

این همان آیه‌ای است که حضرت امام خمینی در پیامشان دربارۀ کشته‌های مکه (آن سالی که تعداد 300- ۴۰۰ نفر از حاجیان در مکه به خاک و خون کشیده شدند) آن را خواندند، با این توضیح که این افراد به سوی خدا هجرت کرده بودند، به سوی خدا سفر کرده بودند که این حادثه برایشان پیش آمد. «وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» و خداوند آمرزندۀ مهربان است.

آیۀ 101 : «وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِينًا»

«وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ» و زمانی که مسافرت کردی در زمین، «فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ» ایرادی بر شما نیست، «أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ» که نمازتان را کوتاه کنید. ما می‌دانیم که مسافر، نمازهای چهار رکعتی را دو رکعتی می‌خواند. البته نمازهای صبح و مغرب که به ترتیب دو و سه رکعتی است، تغییری نمی‌کند. اما نمازهای چهار رکعتی شامل ظهر، عصر و عشاء به دو رکعت تبدیل می‌شود که اصطلاحاً به آن «قَصر» یعنی کوتاه شدن نماز می‌گویند.

حکمی که در آیه آمده به مسافرت‌هایی که برای جنگ انجام می‌شود، اشاره دارد؛ ولی پیامبر عزیز ما صلی الله علیه و آله و سلم مدتی بعد، این حکم را به همۀ مسافرت‌ها تعمیم و توسعه دادند. «إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا» اگر ترسیدید که کافران شما را اذیت کنند، نماز‌هایتان کوتاه می‌شود. «إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِينًا» حقیقت این است که کافران نسبت به شما دشمنی آشکار هستند. (شرح صفحه 94 قرآن کریم)

آیات قرآن خیلی شیرین است. از خداوند بخواهیم که این شیرینی را به کام ما بچشاند، ان‌شاءاللّه…

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 93 قرآن کریم

گناه قتل عمدی و خطائی (شرح صفحه 93 قرآن کریم)

شرح صفحه 93 قرآن کریم، سوره نساء آیات 94-92 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.


دانلود فایل صوتی


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

قرآن کتاب آسمانی ما برنامۀ زندگی ما، شفابخش دردهای ما است.

یکی از گناهان کبیره، کشتن انسان‌ها است. کشتن انسان‌ها در اسلام حرام است. به ویژه کشتن افراد با ایمان و مؤمن از حرمت بالاتری نیز برخوردار است.

می‌فرماید:

سوره نساءصفحۀ 93 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 94-92

آیۀ 92 : «وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً ۚ وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا ۚ فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ ۖ وَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ ۖ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا»

«وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا» جایز نیست با ایمانی با ایمان دیگری را بُکُشد. حرام است مؤمنی، مؤمن دیگری را بُکُشد. «إِلَّا خَطَأً» مگر از روی اشتباه این اتفاق افتاده باشد. او نیّت کشتن نداشته است، بلکه به صورت تصادفی و اتفاقی این قتل رخ داده است. «وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً» حال اگر فردی، اشتباهاً مؤمنی را کشت، تکلیفش چیست؟ «فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ» باید یک مؤمنی را آزاد کند. یک بردۀ مؤمنی که در آن روزگار زیاد بوده است.

دیگر چه کار کند؟ «وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ» و خون‌بهایی را تقدیم خانوادۀ مقتول کند. مقدار آن خون‌بها چقدر باشد؟ در سنت تعریف می‌شود. خیلی‌ها می‌پرسند: حاج آقا! این موضوع در چه قسمتی از قرآن است؟ توجه کنید که قرآن بخشی از دین ما است، سنت توضیح دهندۀ قرآن است. خداوند پیامبر را مکلّف به توضیح آن کرد. در قرآن به نماز تأکید شده است ولی کیفیت آن در قرآن نیست و برای دانستن آن از سنت استفاده می‌شود. مقدار خون‌بها در سنت «صد شتر» یا «صد گاو» یا «چند مثقال طلا» ذکر شده است. این آیه می‌فرماید: «باید خون‌بهایی را به خانوادۀ مقتول تسلیم کند». «إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا» مگر اینکه خانوادۀ مقتول خون‌بها را ببخشند.

«فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ» اگر مقتول مؤمن و مسلمان بوده، ولی در جمعیت و قومی زندگی می‌کند که آن‌ها کافر هستند، تکلیف چیست؟ «فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ» آزاد کردن یک بردۀ مؤمن. دیگر خون‌بها لازم نیست.

«وَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ» اگر آن کسی که کشته شده، از یک جمعیتی است که بین شما و آن جمعیت (کشور) پیمان نامه‌ای امضا شده، اینجا دوباره تکلیف دوتا می‌شود: هم آزاد کردن برده و هم خون‌بها است. «فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ» آن خون بها را به خانوادۀ مقتول باید تقدیم کند، «وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ» و آزاد کردن برده‌ای باایمان.

اگر برده‌ای پیدا نکرد، چه می‌شود؟ برده وجود ندارد –مانند همین دوره– یا برده وجود دارد ولی شخص پول ندارد که او را بخرد، «فَمَنْ لَمْ يَجِدْ» پس اگر نیافت برده را، «فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ» دو ماه پی‌درپی باید روزه بگیرد، «تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ» به خاطر یک عذرخواهی در پیشگاه خدا این روزه گرفته می‌شود. «وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا» و خداوند دانای حکیم است.

کسی که کشته می‌شود، خسارت‌هایی از جمله اجتماعی، اقتصادی و روحی و روانی به همراه دارد. با آزاد کردن برده مقداری از آن خسارت اجتماعی جبران می‌شود؛ مانند فردی که سکتۀ مغزی کرده است، از خانواده‌اش تمنا می‌شود که برای بخشیدن حیات به چند نفر دیگر، اعضای بدن او پیوند داده شود. یا مثلاً کسی کشته شده ولی با آزاد کردن یک برده، حیات تازه‌ای در فرد دیگری به وجود می‌آید. برای کسی که این جرم را مرتکب شده جبران خسارت اقتصادی با خون‌بها و جبران خسارت معنوی با دو ماه روزه گرفتن است و قتل از نظر اخلاقی و معنوی جبران شود.

حال اگر کسی از روی عمد، فردی را بُکُشد:

آیۀ 93 : «وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا»

«وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا» اگر کسی مؤمنی را از روی عمد و آگاهی به قتل برساند، «فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ» مجازات او جهنم است، «خَالِدًا فِيهَا» برای همیشه در جهنم خواهد بود. البته بسیاری از مفسران دربارۀ کلمۀ «خَالِدً» ذکر شده در قرآن فرموده‌اند: به معنای «زمان زیاد» است و به معنای «ابد و همیشگی» نیست. ممکن است بعضی از جهنمی‌ها پس از سال‌ها مجازات، اجازه ورود به بهشت را پیدا کنند –که به دلیل زمان کوتاه جلسه‌ها، از بیان این موضوع صرف نظر کرده اما شاید توضیحات آن در جلسه‌های بعد بیان شود–. «وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ» خداوند خشم گرفته بر قاتل؛ قتل گناه کبیره و خیلی بزرگی است و مسلمان‌ها باید از آن اجتناب کنند. «وَلَعَنَهُ» خداوند رحمتش را از قاتل دور می‌کند، «وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا» برای او آماده کرده عذابی بزرگ را. مسلمان‌ها! مواظب جان مسلمان‌ها باشید…

در آیۀ دیگر موضوع عوض می‌شود:

آیۀ 94 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَىٰ إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ ۚ كَذَٰلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای کسانی که ایمان آورده‌اید، «إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» وقتی در راه خدا به سفرِ جهاد می‌روید؛ «ضرب» یعنی زدن، کوبیدن، در زبان عربی به حرکت کردن، راه رفتن و یا مسافرت کردن هم «ضرب» گفته می‌شود. یک معنای «ضَرَبْتُمْ» «سفر کردیم» است و در اینجا به معنی سفر برای جهاد است. ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر برای جهاد در راه خدا سفر کردید، «فَتَبَيَّنُوا» تحقیق کنید، بی‌گدار به آب نزنید و برای کُشتن مردم هجوم نَبَرید، «وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَىٰ إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا» به کسی که پیشنهاد صلح می‌دهد و می‌گوید که با شما جنگ ندارد، نگویید تو مؤمن و مسلمان نیستی بلکه با حُسن نیت رفتار کنید. «تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» –ممکن است بعضی– به خاطر بدست آوردن زندگی ظاهری دنیا یعنی «غنائم»، طمع کنند، هجوم ببَرند و آن جمعیتی که می‌گویند ما می‌خواهیم مسلمان شویم یا مسلمان هستیم را بکُشند. پس به طمعِ غنائم انسان‌هایی را که اعلام می‌کنند ما با شما در صلح یا مسلمان هستیم را نَکُشید. «فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ» غنیمت‌های بسیار و فراوان نزد خداست. ضمناً یادتان نرود که «كَذَٰلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ» شما هم تا چند وقت پیش مانند این‌ها بودید، گمراه بودید و در جاهلیت زندگی می‌کردید، پس به شکرانۀ اسلام آوردن خودتان با اعتدال و انصاف رفتار کنید، «فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ» خداوند منت گذاشت بر شما که اسلام را به شما داد، «فَتَبَيَّنُوا»، دوباره تأکید می‌کند که بدون تحقیق دربارۀ یک سرزمینی، برای کُشتن مردم هجوم نبرید. «إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا» حقیقت این است که خداوند نسبت به آنچه انجام می‌دهید با خبر است. (شرح صفحه 93 قرآن کریم)

حتی اگر هیچ کس هم نداند، اما خداوند می‌داند. باید پاسخگوی کارهای خودتان باشید.

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 92 قرآن کریم

موضع‌گیری ما در برابر گروهک‌ها (شرح صفحه 92 قرآن کریم)

شرح صفحه 92 قرآن کریم، سوره نساء آیات 91-87 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی


تفسیر ده دقیقه‌ای قرآن کریم ؛ بر ساحل نور

استاد سید جواد بهشتی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

سلام و درود خدا بر شما مهمانان سفرۀ آسمانی …

سوره نساءصفحۀ 91 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 91-87

آیۀ 87 : «اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۚ لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ لَا رَيْبَ فِيهِ ۗ وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا»

«اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ» اللّه که جز او معبودی نیست، «لَيَجْمَعَنَّكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ» حتماً حتماً شما را در روز قیامت گرد می‌آورد، جمع می‌کند، «لَا رَيْبَ فِيهِ» شکی در آن نیست. «وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا» کیست راستگوتر در سخن از خدا؟ علت دروغگویی کسانی که دروغ می‌گویند ریشه در جهل و یا ریشه در توانایی او دارد. خداوند جهل ندارد و همچنین ناتوان نیست، پس سخنی که می‌فرماید راست است و در قیامت همه را جمع خواهد کرد.

جمعی از منافقانِ مکّه با مشرکان همدست بودند، سپس بنا شد آن‌ها به مدینه بروند تا برای مشرکان جاسوسی کنند. مسلمان‌های مدینه دچار دو موضع‌گیری شدند؛ عده‌ای گفتند: اینان مسلمان هستند، نماز می‌خوانند و شهادتین می‌گویند، ما نمی‌توانیم به آن‌ها تعرض کنیم. عدۀ دیگری هم گفتند: ظاهرِ آن‌ها مسلمان و در ظاهر دینشان اسلام است، آن‌ها تیشه به ریشۀ اسلام می‌زنند…

این آیه می‌فرماید: مسلمان‌ها! چرا اتحادتان را از دست داده‌اید؟

آیۀ 88 : «فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ وَاللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِمَا كَسَبُوا ۚ أَتُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ ۖ وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا»

«فَمَا لَكُمْ فِي الْمُنَافِقِينَ فِئَتَيْنِ» چرا دربارۀ منافقین دوگونه و دو دسته شده‌اید؟ چرا بین شما اختلاف پیش آمده است؟ «وَاللَّهُ أَرْكَسَهُمْ بِمَا كَسَبُوا» خداوند به خاطر عملکردشان، آن‌ها را واژگون کرد. «أَتُرِيدُونَ أَنْ تَهْدُوا مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ» آیا می‌خواهید هدایت کنید کسانی را که خدا آن‌ها را گمراه کرده است؟ «وَمَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ» و هر کسی را که خدا او را گمراه کند، «فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا» راهی نمی‌یابی برای نجات او…

منافقین در همۀ روزگاران هم وجود دارند، آن‌ها کسانی هستند که ظاهر دینی دارند و دینی سخن می‌گویند، اما آنچه در دلشان وجود دارد با زبانشان همراه، هم‌راستا و هماهنگ نیست. پیغمبر فرموده‌اند: «من از مؤمن نمی‌ترسم، آزار مؤمن به کسی نمی‌رسد. من از مشرک نمی‌ترسم، سینه به سینۀ او می‌جنگم. ولی از منافق می‌ترسم، چرا که او از پشت خنجر می‌زند».

آیۀ 89 : «وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ كَمَا كَفَرُوا فَتَكُونُونَ سَوَاءً ۖ فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۚ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ ۖ وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا»

«وَدُّوا لَوْ تَكْفُرُونَ» این منافقین می‌خواهند شما را کافر کنند، «كَمَا كَفَرُوا» همانگونه که خودشان کافر هستند. «فَتَكُونُونَ سَوَاءً»؛ در این آیه، کافر به معنای نجس نیست. در زبان قرآن، بعضی از مسلمان‌ها هم کافرند چون در حقیقت خدا و آخرت را باور ندارند. آن‌ها هم می‌خواهند شما را مثل خودشان کنند. «فَتَكُونُونَ سَوَاءً» شما هم مانند آن‌ها، مساوی شوید. «فَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ أَوْلِيَاءَ» آنان را به عنوان دوستان خود انتخاب نکنید…

«حَتَّىٰ يُهَاجِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ» مگر در حقیقت و واقعاً در راه خدا از مکه به مدینه مهاجرت و در بین مسلمان‌ها زندگی کنند. «فَإِنْ تَوَلَّوْا» اما اگر این کار را نکردند و پشت کردند، به راه خودشان ادامه دادند و با مشرکان همدست شدند، «فَخُذُوهُمْ» دستگیر کنید آن‌ها را، «وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ» هر کجا آن‌ها را یافتید بُکُشید آن‌ها را، چون خطرناک هستند، «وَلَا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِيًّا وَلَا نَصِيرًا» –خداوند تأکید می‌کند – با آنان سازش نکنید و به عنوان دوست و کمک‌کار خودتان انتخاب نکنید. بیدار باشید و بصیرت داشته باشید…

آیۀ 90 : «إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَىٰ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ أَوْ جَاءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقَاتِلُوكُمْ أَوْ يُقَاتِلُوا قَوْمَهُمْ ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ فَلَقَاتَلُوكُمْ ۚ فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا»

«إِلَّا الَّذِينَ يَصِلُونَ إِلَىٰ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ» مسلمان‌ها! کسانی که با آن‌ها پیمان بسته‌اید، بر سر پیمانتان باشید. البته ممکن است مناسبات یک کشور با کشورهای دیگر متفاوت باشد ولی به عنوان مثال پیمان عدم تعرض، پیمان مصالحت‌آمیز و پیمان مسالمت‌آمیز است که نباید به آن‌ها تعرض کرد. «أَوْ جَاءُوكُمْ حَصِرَتْ صُدُورُهُمْ أَنْ يُقَاتِلُوكُمْ» یا آمده‌اند پیش شما و می‌گویند ما توانایی جنگیدن با شما را نداریم و به شما تعرض نمی‌کنیم، «أَوْ يُقَاتِلُوا قَوْمَهُمْ» یا بگویند:با مشرکین هم توان جنگیدن نداریم. ما می‌خواهیم زندگی خودمان را داشته باشیم، نه با شما و نه با مشرکین می‌جنگیم و می‌خواهیم بی طرف باشیم. قرآن می‌فرماید: با این‌ها هم جنگ نکنید. «وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ لَسَلَّطَهُمْ عَلَيْكُمْ» اگر خداوند بخواهد آن‌ها را بر شما مسلط می‌کند، مواظب باشید! «فَلَقَاتَلُوكُمْ» در نتیجه با شما خواهند جنگید. «فَإِنِ اعْتَزَلُوكُمْ» اما اگر کناره گرفتند، «فَلَمْ يُقَاتِلُوكُمْ» و با شما جنگی نداشتند، «وَأَلْقَوْا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ» و پیشنهاد صلح و سلام به شما دادند، «فَمَا جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عَلَيْهِمْ سَبِيلًا» این بار شما راهی ندارید برای جنگیدن با آن‌ها، باید با مسالمت رفتار کنید.

یک گروه دیگر:

آیۀ 91 : «سَتَجِدُونَ آخَرِينَ يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ وَيَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ كُلَّ مَا رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ أُرْكِسُوا فِيهَا ۚ فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ وَيُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ وَيَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ فَخُذُوهُمْ وَاقْتُلُوهُمْ حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ ۚ وَأُولَٰئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُبِينًا»

«سَتَجِدُونَ آخَرِينَ» به زودی خواهید دید گروهی دیگر را…

درکتابی به نام «دیپلماسی نبوی» به این مطلب اشاره دارد که ارتباطات پیامبر عزیز ما صلی الله علیه و آله و سلم به خصوص در سال‌های پایانی با جهان گسترده شده بود، ایشان با هر کشوری به شیوه‌ای مختلف رفتار می‌کرد و آن‌ها را تفکیک کرده بود. با گروهی رفتاری با بصیرت سیاسی داشت، با گروهی با تندی و با بعضی دیگر با مسالمت رفتار می‌کردند. این گروه چه کسانی هستند؟

«يُرِيدُونَ أَنْ يَأْمَنُوكُمْ» یک گروهی را می‌بینی که می‌خواهند از دست شما مسلمان‌ها در امان باشند، «وَيَأْمَنُوا قَوْمَهُمْ» و می‌خواهند از دست مشرکان هم در امان باشند؛ به قول امروزی‌ها می‌خواهند دودوزه بازی کنند. این گروه اخباری از شما برای آن‌ها (مشرکان) می‌برند و اخباری هم از آن‌ها برای شما می‌آورند، و از دو طرف سوء استفاده می‌کنند. «كُلَّ مَا رُدُّوا إِلَى الْفِتْنَةِ» هر وقت برمی‌گردند به سمت بت‌پرستی –در خیلی از آیات قرآن «فتْنَة» به معنای شرک و بت‌پرستی است– «أُرْكِسُوا فِيهَا» غرق می‌شوند و فرو می‌روند در آن.

«فَإِنْ لَمْ يَعْتَزِلُوكُمْ» اگر کناره‌گیری نکردند در جنگ با شما، «وَيُلْقُوا إِلَيْكُمُ السَّلَمَ» و پیشنهاد صلح به شما ندادند، «وَيَكُفُّوا أَيْدِيَهُمْ» و دست از شما برنداشتند، «فَخُذُوهُمْ» دستگیر کنید آن‌ها را «وَاقْتُلُوهُمْ» و بکُشید آن‌ها را «حَيْثُ ثَقِفْتُمُوهُمْ» هر کجا که آن‌ها را یافتید، «وَأُولَٰئِكُمْ جَعَلْنَا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطَانًا مُبِينًا» و خداوند برای شما تسلطی آشکار بر آن‌ها قرار داده است…

در این صفحه به مناسبات مسلمان‌ها با منافقین، مناسبات مسلمان‌ها با بی‌طرف‌ها و مناسبات مسلمان‌ها با دودوزه‌بازها اشاره شد. البته ائمۀ معصوم، تفسیر این آیات را تشریح کرده‌اند ولی ما به اندازۀ همین دقایق کوتاه، توضیحی عرض کرده‌ایم.

(شرح صفحه 92 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 91 قرآن کریم

سنت پیامبر همچون وحی الهی است (صفحه 91 قرآن کریم)

شرح صفحه 91 قرآن کریم، سوره نساء آیات 86-80 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

صفحه 91 قرآن کریم

تفسیر ده دقیقه‌ای قرآن کریم ؛ بر ساحل نور

استاد سید جواد بهشتی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

به جلسۀ شنیدن رهنمودهای خالق، أَرحمُ الرّحِمین، مهربانترین مهربان‌ها خوش آمدید…

اولین آیه دربارۀ این است که سیره، احادیث و عملکرد پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم حجت است، همانطور که آیات قرآن حجت است. بعضی می‌گویند من فقط قرآن را قبول دارم و حدیث را قبول ندارم. باید بدانند که خود قرآن، حوالۀ پیغمبر را به ما می‌دهد. پیامبر هم در حدیث ثقلین، آدرس اهل بیت را داده است. پس اسلام یک بسته است. بعضی می‌پرسند: آیۀ خمس در قرآن آمده است؟ و یا فلان حکم در قرآن آمده است؟ اسلام یک بسته است که بخشی از آن در قرآن و بخشی در سنت بیان شده است.

این آیه را بخوانیم:

سوره نساءصفحۀ 91 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 86-80

آیۀ 80 : «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ ۖ وَمَنْ تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا»

«مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ» هرکس از رسول اطاعت کرد، از خدا اطاعت کرده است. بیانات رسول دو بخش دارد، بخشی از آن‌ها آیات قرآن است و بخشی دیگر از خود او و احادیث پیغمبر است.

«وَمَنْ تَوَلَّىٰ» هرکس پشت کند، «فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا» ای پیامبر! تو در مقابل آن‌ها مسئولیتی نداری. مسئولیت پیامبر هدایت و رهبری، امر به معروف و نهی از منکر، اندرز و موعظه است. پیامبر نمی‌تواند کسی را مجبور کند.

آیۀ 81 : «وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا»

«وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ» ای پیامبر! این‌ها در حضور تو می‌آیند و می‌گویند: مخلصیم، مطیعیم یا رسول الله! بفرمایید! «فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ» پس وقتی از نزد تو بیرون می‌روند، «بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ» جمعی از آن‌ها می‌روند در جلسات شبانه، دربارۀ غیر از آن چیزی که تو می‌گویی و مخالف آن چیزی که تو می‌گویی، بحث می‌کنند تا کار شکنی کنند و راه دعوت تو را ببندند؛ همین‌هایی که در حضور تو می‌گویند: مخلصیم!…

«وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ» خداوند گفتگوهای شبانۀ جلسات آن‌ها را می‌نویسد. «فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ» ای پیامبر! بی‌اعتنایی کن به آن‌ها، درگیر نشو، درگیر شدن با منافق هزینۀ بسیاری دارد. «وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» و از توطئۀ آن‌ها نترس، به خدا تکیه کن، «وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا» و چه خوب وکیل و محافظی است خداوند.

آیۀ 82 : «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا»

«أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ»، این‌هایی که از اطاعت پیامبر سرپیچی می‌کنند، نمی‌دانند مطالبی که پیامبر به آن‌ها می‌گوید از خداست و همین قرآن -حقیقتی که از جانب خدا نازل شده- است؟ «آیا تدبر نمی‌کنند در قرآن ؟»…

دو کلمۀ «تفکر و تدبّر» خیلی به هم نزدیک هستند: «تفکر» یعنی عوامل یک پدیده را بررسی کردن و «تدبّر» یعنی عواقب یک پدیده را اندیشیدن و بررسی پیامدهای آن. اینجا می‌فرماید: دربارۀ قرآن تدبر نمی‌کنید؟ «وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ» اگر این کتاب از جانب کسی غیر از خدا آمده بود، «لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا» اختلافات، تعارض‌ها و تناقض‌های زیادی می‌دیدید. احتمالاً هر انسانی طی ۲۳ سال تفکراتش دچار تغییر می‌شود، پس اگر قرآن از طرف پیامبر باشد، می‌توان در آن تناقض پیدا کرد. اما قرآن از جانب خدا است.

یک موضوع دیگر:

آیۀ 83 : «وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا»

«وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ» وقتی یک خبری از پیروزی یا از شکست به منافقین یا به ضعیف الایمان‌ها می‌رسد، «أَذَاعُوا بِهِ» به جای اینکه آن خبر را (که اصلاً معلوم نیست خبر حقیقت دارد یا نه، بخشی از واقعیت است یا تمام واقعیت؟!) به دستگاه‌های مرتبط و به رهبران برسانند، آن را زود منتشر و در جامعه التهاب ایجاد می‌کنند، و اعصاب همه را خورد می‌کنند. مسلمان‌ها باید انضباط داشته باشند و وقتی شایعات را می‌شنوند، به دستگاه‌هایی که اطلاعات دارند بسپارند. «وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ» اما اگر ارجاع می‌دادند این شایعه را به پیامبر، «وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ» و به صاحبان فرمان، به رهبران، به کارشناسان، و پس از پیامبر به اهل بیت و پس از اهل بیت به جانشینان و نائبان آن‌ها…، «لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ»؛ به اولین آبی که از چاه استخراج می‌شود «نَبَط» گفته می‌شود. اگر آنان که اهل استنباط (به حقایق درستی که از لابلای اقوال و اطلاعات، استخراج می‌شود، استنباط می‌گویند که هم در فقه و هم در سیاست وجود دارد.) هستند، اخباری را که شنیدند ارجاع می‌دادند به پیامبر و به اولی الامر، دانشمندان هم آن‌ها را پردازش و حقیقت را کشف می‌کردند. «وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ» اگر لطف و رحمت خدا نبود «لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا» بیشتر شما دنبال شیطان می‌رفتید. خدا دستتان را گرفت، البته شما کوتاهی و شایعه‌پراکنی کردید، از اطلاعات حفاظت و حراست نکردید، خداوند از روی لطف خود، شما را بخشید.

آیۀ 84 : «فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ ۚ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ ۖ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا»

«فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» ای پیامبر! مأموریت تو این است که در راه خدا پیکار کنی، «لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ» جز وظایف خود، مسئولیت دیگری نداری، تو مسئولیت رهبری آن امت، محافظت و مراقبت از امت را داری. دیگر چه وظایفی دارد؟ «وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ» و مؤمنان را هم تشویق کن. «عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا» امید است که خداوند قدرت کافران را کنار بزند، جلوی پیشروی کافران را بگیرد، «وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا» و قدرت خدا بالاتر از قدرت کافران است، «وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا» و قهر خدا، عذاب خدا دردناکتر است.

یک آیۀ شیرین دیگر:

آیۀ 85 : «مَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْهَا ۖ وَمَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْهَا ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتًا»

«مَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً» هر کس وساطت خوبی بکند، مثلاً واسطۀ ازدواج، یا واسطۀ وام شود، یا یک مشاوری را معرفی کند، و یا اصلاً خودش راهنمایی کند، «هر کس وساطت کند در امر خیری»، «يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْهَا» یک سهمی ‌هم از آن پاداش به خود او داده می‌شود، «وَمَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً» اما اگر کسی وساطت، یا تشویق و یا تحریک کند در کار بدی، «يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْهَا» یک سهمی ‌از جریمه و مجازات آن کار زشت برای او ثبت خواهد شد. او در حقیقت کار زشتی انجام نداده است، او تحریک، یا تشویق و یا واسطه شده، ولی حتماً مقداری از جرم به حساب او نوشته می‌شود. «وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتًا»، «مُقِيت» از «قوت» می‌آید. خداوند به همۀ موجودات قوت می‌دهد. یعنی ادامۀ حیات موجودات به دست خدا است.

یک پیام شیرین دیگر:

آیۀ 86 : «وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا»

«وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ» وقتی مورد لطف قرار گرفتید، «فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا» بهتر از آن را تلافی کنید، «أَوْ رُدُّوهَا» یا مثل آن را، «إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا» خداوند حساب هر چیزی را دارد. پیغمبر فرمودند: «تحیت ما مسلمان‌ها به سلام کردن است». مسلمان‌ها! به هم که می‌رسید سلام کنید. اگر کسی گفت: «سلامٌ علیکم»، شما بهتر جواب دهید. «سلامٌ علیکم و رحمة اللّه». اگر گفت: «سلامٌ علیکم و رحمة اللّه»، شما «و برکاته» را اضافه کنید یا لااقل مثل او را پاسخ بگویید.

امام مجتبی علیه السلام کنیزی داشتند. آن کنیز دستۀ ‌گلی را به حضرت هدیه داد. حضرت فرمودند: «أَنْتِ حُرَّةٌ لِوَجْهِ اللّهِ» تو در راه خدا آزاد هستی. اصحاب گفتند: ای پسر پیغمبر! او کاری برای شما نکرد. مگر یک دستۀ گل چقدر قیمت دارد؟ حضرت با بیان اینکه تمام دارایی یک کنیز همان دستۀ گل است، این آیه را قرائت فرمودند: «اگر کسی لطفی به شما کرد، باید بهتر از او تلافی کنید».

در جامعه اسلامی‌ باید اینگونه باشد که هر فردی لطفی به فرد دیگر کرد، حداقل مثل او را دریافت کند. صفحه 91 قرآن کریم

بیاییم قرآنی زندگی کنیم…

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 90 قرآن کریم

مبارزه در راه خدا و برای مظلومان (صفحه 90 قرآن کریم)

شرح صفحه 90 قرآن کریم، سوره نساء آیات 79-75 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.


دانلود فایل صوتی


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

قرآن کتابِ زندگی است، که در مورد همۀ ابعاد زندگی ما –فردی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی و اقتصادی- نظر دارد.

اولین آیۀ این صفحه، یک آیۀ بحث برانگیزی است. می‌فرماید:

سوره نساءصفحۀ 90 قرآن

سورۀ مبارکه نساء

آیات 79-75

آیۀ 75 : «وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا»

«وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» چرا در راه خدا جهاد و مبارزه نمی‌کنید؟ «وَالْمُسْتَضْعَفِينَ» چرا برای نجات مستضعفین پیکار نمی‌کنید؟ حرکت نمی‌کنید؟ دو هدف وجود دارد: یک هدف الهی و یک هدف انسانی. فرق «ضعیف» با «مستضعف» این است که «ضعیف» یعنی ناتوان و «مستضعف» یعنی کسی که یک ظالمی او را در ضعف نگه داشته و نگذاشته است که توانایی‌های او شکوفا شود. چرا برای نجات مستضعفین حرکت نمی‌کنید؟ «مِنَ الرِّجَالِ» مردان، «وَالنِّسَاءِ» و زنان، «وَالْوِلْدَانِ» و کودکان، «الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا» آن‌هایی که دیگر کارد به استخوانشان رسیده، همۀ درها به رویشان بسته شده، در شرایط خفقان گرفتار شده‌اند و فقط به آسمان امیدوارند، می‌گویند پروردگارا! ما را نجات بده از این سرزمینی که اهل آن ظالم هستند؛ آیه به مسلمان‌هایی اشاره دارد که در مکه گرفتار ابوسفیان و مشرکان بودند. و چه بسا تا روز قیامت هم این آیه مصداق دارد.

«وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا» پروردگارا! یک رهبری از جانب خودت برای ما بفرست، «وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا» پروردگارا! یک یاوری از طرف خودت برای ما بفرست. درخواست اول آن‌ها رهبر بود؛ چون اگر رهبرِ شایسته و لایق وجود داشته باشد، یاری و یاوری هم می‌رسد.

آیۀ 76 : «الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا»

«الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» جنگ بین حق و باطل در طول تاریخ بوده است. مهم این است که ما در چه میدانی مستقر هستیم. آنان که ایمان آوردند، پیکار می‌کنند در راه خدا، «وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ» و آنان که کفر ورزیدند و کافر شدند، پیکار می‌کنند در راه طاغوت‌ها، طغیانگرها و جبّاران، «فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ» بجنگید با دوستان و هواداران شیطان، «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا» چرا که نقشۀ شیطان ضعیف است. چرا؟ چون شما بر حق هستید و حُسن نیت دارید، هدف شما نجات، کمک کردن و هدایت انسان هاست؛ اما هدف آن‌ها خوناشامی، ظلم و ستم است. جوهرۀ کار شما با پیروزی و قوت همراه است.

در آیۀ زیر، قرآن به بیان یک قصه می‌پردازد:

31 بار در قرآن آیاتی آمده است که با این جمله شروع می‌شود: «أَلَمْ تَرَ» آیا نشنیدی؟ آیا ندیدی؟ یعنی برو ببین، برو بشنو…

آیۀ 77 : «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً ۚ وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ ۗ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَىٰ وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا»

«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ» ندیدی قصۀ کسانی را هنگامی که در مکه بودند، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن‌ها را از جهاد منع کرد، ولی آن‌ها طالب جهاد بودند و می‌گفتند ما شکنجه می‌شویم، اجازه دهید تلافی کنیم، اما پیامبر می‌فرمود: نه! الان وقت خودسازی است، نماز به پا دارید و زکات بپردازید. «زکات» در مکه به معنای «انفاقات و صدقات» است ولی در مدینه معنای خاصی دارد.

«فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ» به مدینه مهاجرت کردند، فرمان جهاد نازل شد، «إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّه» جمعی از همان افراد –مدعیان و داوطلبان جهاد– حالا می‌ترسند از دشمن، مثل این که از خدا می‌ترسند. «أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً» حتی بیشتر از اینکه از خدا بترسند، از دشمن می‌ترسند. یکی از امتحانات خداوند، امتحانِ ترس است «وَلَنَبلُوَنَّكُم بِشَيءٍ مِنَ الخَوفِ» یعنی ترس از دشمن. «وَقَالُوا» حالا که فرمان جهاد آمده، گفتند: «رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ» چرا دستور جنگ برای ما فرستادی؟ «لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ» نمی‌شود کمی به تأخیر بیندازید و دو سه ماه دیگر جنگ شود؟ بهانه آوردند. «قُلْ» ای پیامبر! به آن‌ها بگو «مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ» منافع دنیا کم است، دنیا چیزی نیست، «وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَىٰ» و آخرت برای پرهیزگاران خوب‌تر است، «وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا» و به کسی کوچکترین ذره‌ای ظلم نمی‌شود. علاوه بر این، چقدر شما می‌خواهید زندگی کنید؟ ۷۰ سال یا ۸۰ سال، هر کجا باشید مرگ به سراغ شما می‌آید…

آیۀ 78 : «أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ ۗ وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَٰذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هَٰذِهِ مِنْ عِنْدِكَ ۚ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ فَمَالِ هَٰؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا»

«أَيْنَمَا تَكُونُوا» هر کجا که باشید، «يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ» مرگ شما را درک می‌کند، فرا می‌گیرد. «وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ» حتی اگر در برج‌های بلندِ محکم باشید، مرگ وارد آن برج می‌شود. «وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَٰذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» یک فکر غلطی وجود داشت که تا پیروزی به مسلمان‌ها می‌رسید، می‌گفتند این از طرف خداست، «وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ» و اگر شکست به آن‌ها می‌رسید، «يَقُولُوا هَٰذِهِ مِنْ عِنْدِكَ» می‌گفتند این به خاطر پیغمبر است. پیغمبر خوب مدیریت و رهبری نکرده و لیاقت نداشته است. «قُلْ» ای پیامبر! جواب بده، نباید این فکرها همگانی شود. «كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» سرچشمۀ شکست‌ها و پیروزی‌ها از خداست. خداوند قواعد و سنت‌هایی دارد و بر اساس این قانونِ خداوند که «اگر زحمت بکشی به نتیجه می‌رسی، اگر اتحاد داشته باشی به پیروزی می‌رسی»، اگر به خاطر اتحاد و یا تلاش پیروز بشوید، یعنی خداوند شما را پیروز کرده است. اما اگر به خاطر تفرقه و یا دنیاطلبی شکست بخورید، می‌توانیم بگوییم خداوند شما را به شکست وادار کرده است، می‌توانیم این‌ها را به خداوند نسبت بدهیم، پس چرا شما به فال بد و به پیغمبر نسبت می‌دهید؟

«فَمَالِ هَٰؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا» چرا اینان نمی‌خواهند حقایق را بفهمند؟

البته با نگاه دیگر می‌توانیم اینگونه بگوییم:

آیۀ 79 : «مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ ۚ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا»

«مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ» اگر پیروزی به شما رسید، این لطف خداست «وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ» و اگر شکست آمد به خاطر کوتاهی‌های خودتان است.

در این باره حاج آقا قرائتی این مثال را می‌زنند: وقتی کرۀ زمین می‌چرخد، نیمی‌از کرۀ زمین تاریک و تیمی ‌از آن همیشه روشن است. می‌توانیم اینگونه نیز بگوییم: روشنی کرۀ زمین به دلیل خورشید و تاریکی آن به دلیل خودش است. این تمثیلی برای فهمیدن آیه است.

«وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا» به پیامبر نظر بد نداشته باشید. پیامبر فرستادۀ خدا است. ما فرستادیم برای مردم رسول را، «وَكَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا» و کافیست که خداوند ناظر باشد که شما مردم، با فرستادۀ خدا چگونه رفتار می‌کنید؟!

(صفحه 90 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…