فضائل امام علی علیه السلام در دعای ندبه

شرح صفحه دوم دعای ندبه (فضائل امام علی علیه السلام)

پیوندی وجود دارد بین حادثه کربلا و قطعه امیدبخش‌ پایان تاریخ‌. بر این اساس دعای ندبه را انتخاب کردیم امشب رسیدیم به شیعه، وَ شیعَتُکَ‌عَلَی مَنابِرَمِن نور. (فضائل امام علی علیه السلام در دعای ندبه)


دانلود فایل صوتی (فضائل امام علی علیه السلام در دعای ندبه)


جلسه دوم:

بسم الله الرحمن الرحیم

السَّلامُ عَلَی المَهدی اَلَّذی وَعَدَالله بِهِ الاُمَم اَن یَجمَعَ بِهِ الکَلِم وَ یَلُمَّ بِهِ الشَّعَث وَ یَملَأُ بِهِ الاَرض قِسطاً وَ عَدلاً بَعدَ مَا مُلِاَت ظُلماً وَ جَوراً

مجلس عزای سید مظلومان سالارشهیدان رهبر آزادگان از خداوند میخواهیم این توسلات ارادتها را این گردهمایی ها را با خیر و رشد و نور و به دور از هر افت و اسیبی تقدیر بفرماید. در غرب و شرق عالم قبول بفرماید همه ما را از حسینیان قرار دهد تمنا میکنم به روان تابناک حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام صلواتی تقدیم بفرمایید. برای شفای بیماران و مجد و عظمت مسلمانان به روان پاک شهیدان ارواح مومنین مومنات خواهران برادرانی که سالهای قبل در این مجالس بودند و الان چشمشان به این مجالس است صلواتی هدیه بفرمایید.‌

پیوندی وجود دارد بین حادثه کربلا و قطعه امیدبخش‌ پایان تاریخ‌. این را در اسناد زیادی میتوانیم ببینیم در زیارت عاشورا هم هست. در زیارت عاشورا ده تا دعا است. یکی اش سه بار تکرار شده خدایا به من توفیق بده انتقام خون شهیدان کربلا را زیر پرچم‌ حضرت مهدی یا منصور داشته باشم. ما بر این اساس دعای ندبه را انتخاب کردیم گفتیم در ده جلسه به اندازه سواد کم خودمان‌ به وقت کم جلسه این دعا تقریبا به مفاتیح های ما ده صفحه است تقریبا شبی یک صفحه رابیان کنیم.

امشب رسیدیم به شیعه، وَ شیعَتُکَ‌عَلَی مَنابِرَمِن نور. کلمه شیعه خب اختلاف است از چه وقت درست شده مخالفین شیعه میگویند یک گروهکی تحقیر امیز بعد از پیامبر درست شدند و مشکلاتی ایجاد کردند. شیعه معتقد است این کلمه از ابتکارات پیامبر است. پیغمبر این کلمه را به کاربرده در تفسیر ایاتی از قران هم پیغمبر فرموده علی جان مثلا از این ایه خَیرُالبَریَّةدر سوره بینه فرمود منظور شیعیان تو است. وَ شیعَتُکَ یا علی شیعیان تو برمنبرهایی منبر یک جای بلند را میگویند بقیه پایین تر هستند بر منبرهایی از جنس نور شیعیان تو قرارگرفته اند. مُبیَّضَهً وُجوهُهُم درحالی که صورتهای انها درخشان و سفید است. حَولِی فِی الجَنَّة انها در بهشت دور من هستند. وَ هُم جیرانِی انها همسایگان من دربهشت هستند.

خب ما سالهای قبل هم گفتیم خداوند درجات بهشت را به تعداد ایات قران قرارداده بهشت بیش از شش هزار درجه دارد. ان بالاترین‌هایش مال پیامبران و پیامبر اسلام است به ماهم زیاد گفته اند این دعا را بخوانید حالا به فارسی اش این است خدایا ما را همسایه پیغمبر قرار بده. این درحدیث است که نظر بلند باشید و بخواهید چون بعضی میگویند خدایا ما را دالان بهشت ببر دالان که جای زندگی نیست یک جای بلند را بخواهید. این فرازی که الان میخواهیم بخوانیم بعد از موضوع شیعه حالا نگاه من اینطوری است مدیریت جامعه باید با شایستگی همراه باشد. کسی وقتی اداره بخشی را بر عهده میگیرد خب باید ان ویژگیهای مدیر را داشته باشد توانایی باید داشته باشد دانایی داشته باشد صبوری باید داشته باشد و شاید ده ویژگی دیگر، امیرالمومنین علیه السلام این ویژگیها را دارد و ما در دعای ندبه به انها اشاره میکنیم.

مثلا ارزشها در قران چیست علم عبادت جهاد ایمان عمل صالح احسان خدمت هجرت ایثار مثلا ده دوازده چیز است که ان را قران اعلام میکند تکرار میکند اینها ارزشهای انسانی است در همه این ارزشها در دعای ندبه میخوانیم کسی بر علی بن ابیطالب پیشی نگرفته درسش برای امروز ما این است. امروز هم اگر کسی مدیر میشود باید بهترینهای ان روز باشد قویترینها داناترینها دلسوزترینها باید باشد. وَ کانَ بَعدَهُ هُدَیً مِنَ‌الضّّلال امیرالمومنین یک شاخصی بود برای هدایت که راه را از بیراهه اگر کسی میخواست بشناسد به اقا نگاه میکرد وَ نوراً مِنَ‌العَمی،‌ عَمیا یعنی کوری‌ بینایی را از نابینایی اگر کسی میخواست تشخیص بدهد به این اقا اقتدا میکرد. وَ حَبلَ‌اللهِ المَتین یک ایه ای در قران است برای شما اشنا است وَاعتَصِموا بِحَبلِ‌اللهِ جمیعاً.

جمعی به مسجد امدند از پیغمبر پرسیدند این حَبلُ‌الله‌ کیست که خدا دستور داده محکم بگیر. پیامبر هم دست علی علیه السلام را گرفت و بلند کرد و گفت هَذا حَبلُ‌اللهِ المَتیِن این همان ریسمان محکم رابطه مخلوق و خالق است. وَ هُوَ صِراطَهُ المُستَقیم این دعایی که هر مسلمان‌ دست کم ده بار در روز تکرار میکند خدایا ما را به راه مستقیم هدایت فرما. یارسول الله این صراط مستقیم چه راهی است؟ فرمود راه من است چون در سوره یس میخوانیم بِسمِ‌اللهِ‌الرَّحمَنِ‌الرَّحیم‌ یس وَ القُرانِ الحَکیم اِنَّکَ لَمِنَ‌المُرسَلین عَلی صراطِِ مُستَقیم یعنی اشراف دارد پیامبر بعد فرمود اولین مصداق صراط مستقیم بعد علی بن ابیطالب و اولاد معصومش چون اگر این شاخصها نباشد کلاه سر مامی رود. بشر یک موجود پیچیده ای است. همه هم میگویند که حق با ما است. شما حساب کنید پس از پیامبر جناح هایی که بودند. یکی اش که سردسته اش همسر پیامبر بود میگوید من درست میگویم اصلادرخانه ای بزرگ شدم که وحی می اید. یکی سردسته اش معاویه است میگوید من منشی پیغمبر بودم. این ایه هایی که شما میخوانید را من نوشته ام‌. یکی اش هم دوتا از فرماندهان جبهه بودند یکی چشمش را درجبهه از دست داده و یکی پایش اسیب دیده طلحه و زبیر یک گروه دیگر نمازخوانهای درجه یک بودند انقدر نماز میخواندند که پیشانی هایشان اثر سجده داشته اصلا چشمهایشان گود رفته بوده ازبس شب تا صبح قران میخواندند حالا تصور کنید ما انوقت باشیم همه میگویند ما درست میگوییم‌. این انتخاب دشوارترین کار برای انسان است و این است ازمون انسان که بتواند به ان معرفتی که پیدا میکند درست را از نادرست سره را از ناسره تشخیص دهد.

این امامی که به جانشینی پیامبر معرفی شده از روی لطف خدا و به همین منظور امدند که ما را از اشتباه بیرون بیاورند. وَ صِراطَهُ المُستَقیم لایُسبِقُ بِقَرابَةِِ فِی رَحِم خویشاوندی هم یک کمالی است در خویشاوندی با پیامبر کسی از امیرالمومنین به پیامبر نزدیکتر نبود این برای خویشاوندی است یک ارزش دیگر وَ لَا بِسَابِقَةِِ فِی دین در دینداری هم نداریم کسی زودتر از امیرالمومنین اسلام اورده باشد.

خدا رحمت کند دکتر سیدجعفر شهیدی یک کتابی دارد من زیاد معرفی میکنم علی از زبان علی انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامی چون یک وقتی میگوییم حضرت علی چه کسی بوده فرق میکند چه کسی معرفی کند در این کتاب این دانشمند بزرگ شیعه جاهایی حضرت علی خودش را معرفی کرده که اهل گزافه گویی نبوده اهل‌بزرگ کردن نبوده‌ فرموده من این هستم چندین جا فرموده اولین مومن اولین مسلمان اولین مهاجر اولین مجاهد اولین فدایی من هستم. و این هم یک کمالی است یعنی وقتی یک کار خوب پیش میرود خب همه به هم نگاه میکنندو کارسختی است انجام بدهیم ندهیم ببینیم دیگران چه میکنند ولی ان کسی که جیگر دارد بلند میشود و سد را میشکند.

قران میفرماید اَلسَّابِقون اَلسَّابِقون اُولَئِکَ‌المُقرَّبون امیرالمومنین فرمود اولین مصداق این ایه من هستم. قران میفرماید اَلسَّابِقونَ الاَوَّلونَ مِنَ‌المُهاجِرینَ وَالاَنصار ان کسانی که اولین بارهجرت کردند اولین کسانی که نصرت کردند حتی در یک‌جایی قران میفرماید پاداش کسانی که قبل از فتح انفاق کردند یا جهاد کردند با کسانی که بعد از فتح جهاد و انفاق کردند فرق دارد. فتح یعنی فتح مکه تامکه فتح نشده بود خیلی ها میترسیدند که چه میشود بلاخره این انقلاب مکه که فتح شد این ترسها فروریخت. دیگر همه مرگ برشاه میگفتند. لایُسبَق کسی نمیتواند بر امیر چنین کسی را خدا به جای پیغمبر گذاشته وَلَا یُلحَقُ فِی مَنقَبَةِِ فِی مَنَاقِبِه درهیچ فضیلتی کسی به پای امیرالمومنین نمیرسد.

یَحذُو حَذوَ الرَّسول کار پیامبر را ادامه داد الان درکشور ما یک انقلابی شده یک فقیهی این انقلاب را بنیانگذاری کرده چندسال هم با بیانات و نامه‌هایش توضیح داده که انقلاب اسلامی ایران چیست یک وقتی هم یک وصیت نامه نوشته حالا ما میخواهیم برویم بعد از امام چه کسانی میخواهیم ارزیابی کنیم ارزیابی ما باید براساس همان نوشته های امام انتظارات امام ارمانهای امام اهداف امام باشد یَحذو حَذوَالرَّسول امیرالمومنین کار پیغمبر را ادامه داد حالا دیگران چه کاری کردند امویان چه کار کردند مروانیان چه کار کردند عباسیان چه کار کردند اینها فرصت میخواهد که مقایسه ای بیاییم و اینجا بیان کنیم.

وَ یُقاتِلُ عَلَی التَّاویل خب یکی از پدیده هایی در هر انقلابی پیش می اید تاریخ نشان داده جنگ است خب انقلاب مخالف دارد اول که میخواهند انقلاب را در نطفه خفه کنند بعد که میبینند انقلاب جای پای خودش را باز میکند برای محدود کردنش برنامه ریزی میکنند در گام بعدی برای منحرف کردنش بعد جنگ پیش می‌اورند میگویند حالا که‌ مثال میزنم پیامبر به مدینه که امدند دیدند موج اسلام خواهی در دنیا پخش میشود و تا یکسال اول مدینه جنگ هم نبود پی در پی جنگها را خب حالا که جنگ پیش امده جنگ قهرمان میخواهد پهلوان میخواهد جان برکف میخواهد کسی که کاسبی دارد باید کاسبی اش را رها کند. ان کارمند یک اداره است او میخواهد بگردد ماگفتیم اسلام ولی فکرنمیکردیم بزن بزن و این چیزها تمام شود حتی کسانی از مسلمان شدن پشیمان شدند حالا یک ادم جیگردار انگیزه دار شجاعی که باورداشته باشد انقلاب را او باید بیاید. امیرالمومنین همان اقای شما این نفر اول است به جز یک جنگ که بر اساس مصلحت پیامبرفرمود علی جان دراین جنگ نیا در همه جنگها بوده اصلا بدن حضرت علی علیه السلام جای سالم نداشته در دوران غربتش گاهی لباسهایش را با اینکه اهل خودستایی نبوده گاهی لباسهایش را کنار میزده و جای ترکشهای جبهه را نشان میداد. امام حسین علیه السلام در راه حجازبه عراق‌ به یک مرد عراقی رسید که از مضمون ان حدیث برمی‌اید که عراقی امام حسین را به دانش قبول نداشت امام حسین فرمود اگر میشد تو را مدینه میبردم به خانه مان انجایی که اثر پای جبرئیل را به تونشان میدادم یعنی تو باورت این است که عَلِموا وَ جَهِلنَا دیگران بلد هستند و ما یعنی من امام حسین جهل دارم این تبلیغات رسانه ای گاهی میرسد به جایی که امام حسین را طرف قبول ندارد.

تفسیر یک ایه قران را در مکه پرسیده امام حسین علیه السلام رفت جواب بدهد ان اقا گفت من از شما نپرسیدم یعنی یک کاری کردند در انزوا قرار بگیرد. حالا پیامبر جنگ داشته اصطلاحا براساس دعای ندبه جنگهای پیامبر را میگوییم جنگ براساس تَنزیل یعنی خدا دستور داده اینجا جنگ کنیم. امیرالمومنین هم جنگ داشته اینها را در اصطلاح دعای ندبه میگوییم جنگ براساس تاویل، تاویل یعنی چه؟ کلمه تاویل میرویم در قران ببینیم کاربرد دارد تاویل حالا بخواهیم مختصر بگوییم یعنی یک نوع نگاهی به یک حادثه که شفاف نیست. حادثه را نگاه میکنی یکجور میبینی پس پرده اش یک‌حقیقتی پشت ان است.

مثلا‌یک پیامبری است به نام خضر علیه السلام خداوند به موسی بن عمران دستور داد برو پیش یک استادی علم بیاموز حضرت موسی هم رهبر انقلاب بوده مگر خداست. چشم، دست یک جوان را گرفت و حرکت کردند استاد کجاست پروردگارا مجمع البحرین یعنی محل تلاقی دو اب الان نقشه را نگاه کنید از مصر به سمت پایین دوتا ابراه است ان محل تلاقی استاد انجاست. حضرت موسی علیه السلام هم پیاده مسافتی را رفتند و استاد را پیدا کردند و خیلی مودبانه فرمودند حضرت استاد اجازه میفرمایید از مطالبی که شما بلد هستید ما بیاموزیم استاد هم یک چیزی گفت که‌به‌حضرت موسی هم قاعدتا برخورد که تو طاقت نداری.گفت نه اقا من طاقت دارم اصلا این همه راه مثلا از قاهره امدیم برای چیزی یادگرفتن نه طاقت داریم.

استاد گفت پس قرار ما این باشد هرکاری من کردم چیزی نباید بگویید فقط تماشا کن تا هروقت خودم بخواهم میگویم. چشم کلاس درس هم در سفر بوده تابلو کلاس سقف دار که مثلاریاضی درس میدهند نبوده سوار برکشتی شدند و شاگرد که حالا خود شاگرد شخصیت بزرگی است رهبر انقلاب است دید استاد کشتی را سوراخ میکند اقا چرا کشتی را سوراخ میکنی این چه کاری است باعقل جور در نمی اید. ببینید یک پدیده ای ظاهرش یک معنا دارد استاد گفت نگفتم تو ظرفیت و طاقت نداری گفت نه خواهش میکنم ببخشید ایندفعه دیگه رفتند و از کشتی پیاده شدند و داشتند میرفتند در خیابان استاد زد یک نوجوانی را کشت شاگرد دید ایندفعه نمیتواند سکوت کند اقا این طفل معصوم بدون اینکه جرمی مرتکب شده باشد کسی را کشته باشد چرا؟ استاد گفت نگفتم تو طاقت نداری بنا شد تماشا کنی هروقت لازم شد من برایت توضیح میدهم بعد هم رسیدند گفت چشم من چیزی نمیگویم دفعه سوم هم وارد یک روستایی شدند گرسنه بودند از انها کمک خواستند که یک غذایی به آنها بدهند و انها غذا ندادند بعد هم رسیدند به یک دیواری که داشت فرومیریخت استاد به شاگرد گفت لخت شو میخواهم این دیوار را بسازم شاگرد هم عصبانی برای این مردمی که حاضر نشدند به ما غذا بدهند ان هم مفتی لااقل پولی بگیرید استادگفت اینجا دیگر وقت جدایی من وتو است حالا گوش بده من میخواهم برای تو این کلمه را به کاربرده تَاویلِ مَا لَم تَسطِع عَلَیهِ صَبراً یعنی پس پرده این حوادث را برایت بگویم.

به ظاهر نگاه میکنی نادرست میبینی ولی انجایی که کشتی را من سوراخ کردم جباران و ستمکاران انجا یک ایستگاهی درست کرده بودند کشتیهای نو را مصادره میکردند این کشتی هم برای عده ای از فقرا بود که به صورت تعاونی صدتا خانواده از ان نان میخوردند اگر به انجا میرسید همه اینها را مصادره میکردند و همه بینوا میشدند من سوراخ کردم که جزء لیست کشتی های عیب دار برود. خب ما که نگاه میکنیم یک جور قضاوت میکنیم پس پرده جور دیگر است. یا ان پسر را که کشتم حالا نمیرسیم اینها را بگوییم…

امیرالمومنین سه تا جنگ کرده با نمازخوانها با مسلمانها با قران به دستها خب اینها تاویل دارد یعنی با نگاه ظاهری میشود همان خوارج و نهروان چرا شما با قران میجنگی وَ یُقاتِلُ عَلَی التَّاویل خیلی هم کارش سخت بوده وَلَا تَاخُذُهُ فِی اللهِ لَومَهُ لَائِم از تبلیغات و رسانه های دشمن هم نمیترسید. علی علیه السلام چون علیه ان حضرت خیلی تبلیغ میکردند سیستم معاویه بودجه میگذاشت برای تبلیغات علیه حضرت علی علیه السلام الان در دنیا سه تاخبرگزاری هست همه خبرهایی که هشت میلیارد میشنوند سرمنشاء ان سه خبرگزاری است هرسه تای ان هم برای ان طرفی هاست. هشتاد درصد فیلمهای سینمایی هم انجاساخته میشود یعنی هرچه این هشت میلیارد درخانه هایشان پای تلویزیون فیلم میبینند تولید انجاست. ما چه سهمی داریم انوقت بخواهند کسی را خراب کنند یک جوری خراب میکنند وقتی در مسجد کشته شده خبرش به شام میرسد همه به هم نگاه میکنند مسجد چه میکرده؟ مگر نماز میخوانده!

خدا رحمت کند اقا سیدمهدی طباطبایی را من یکبار روز عاشورا یا تاسوعا گفتم برویم بازار تهران پای منبر یک منبری رفتیم پای منبر ایشان به یک مناسبتی ایشان این را تعریف کرد در جنگ صفین یکی از یاران امیرالمومنین دید یکی از دوستانش در لشکر معاویه است چشمک زد و قراری گذاشت گفت تو انجا چه میکنی چرا پیش معاویه رفتی گفت من شنیده ام علی نماز نمیخواند. گفت هرچه به علی بگویند ممکن است بچسبد نماز نخواندن نمیچسبد هزار رکعت نماز میخواند الان ما اصلا جرات نمیکنیم بالای منبر بگوییم حاج اقا نماز هر یک رکعتش یک دقیقه هزار دقیقه چند ساعت میشود. شب زمستانی بوده اصلا مانمیگوییم خفه میشویم انوقت چنین کسی رامیگویند نماز نمیخواند این گفته خب امشب نیمه شب بیا نماز خواندن علی را نه نماز شب خواندن علی را ببین چه ضجه هایی میزند این کار تبلیعات است امیرالمومنین وظیفه اش را انجام میدهد از تبلیعات دشمن هراس ندارد.

قَد وَتَرَ فِیهِ صَنادیدَ العَرَب پنجه در پنجه قهرمانان عرب انداخت وَقَتَلَ اَبطَالَهُم پهلوانهای انها را کشت وَ ناوَشَ ذُؤبَانَهُم ذُؤبَان یعنی گرگها باگرگهای انها در افتاد نتیجه این درگیری این شد یک کینه فَاَودَعَ قُلوبَهُم اَحقَاداً بَدریَّة وخَيبَريًَّة و حُنَينيَّةً وَ غَیرَهُن مسلمان شده بودند حالا دیگر مشرک نبودند ولی یک تصویر بدی از حضرت علی علیه السلام در دلشان بود میگفت او دایی مرا کشته دایی اش که بوده یکی از جنایتکاران این عموی مرا کشته یا در بدر یا در احد.

فاطمه زهراسلام الله علیها میخواست مداوا کند جراحتهای امیرالمومنین را جای سالم نداشت خودش فرموده هر زخمی را میرفتم درست کنم زخم بغلی چشم بازمیکرد خب فرارکردند همه چه کند امیرالمومنین اوهم فرارکند ایستاده در فضا بین زمین و اسمان این شعار پخش شد لَا فَتَی اِلَّا عَلی لَاسَیف اِلَّا ذُوالفَقار انوقت ان رزمنده دیگر به جای اینکه غبطه بخورد حسادت میورزد اینها الان هم هست وجود دارد نه الان در هر روزگاری وجود داشته یعنی هروقت بشر وجود داشته باشه این خطرها او را تهدید میکند. کینه سر قبر حضرت حمزه دو نفر امدندحضرت فاطمه‌زهرا نشسته بود و عزاداری میکرد برای حمزه انها وقت خواستند که ما سوالی داریم حضرت فاطمه فرمود بفرمایید گفتند سوالمان این است حق باکیست؟ حق باعلی است یا جبهه مقابل؟ فاطمه زهرا فرمود حق باعلی است. گفتند پس چرا علی اینهمه مخالف دارد؟ حضرت این رافرمودند اَحقاداً این کینه ها. منطق پشت ان نیست یک مسئله اخلاقی اَحقاداً بَدریّاً. در جنگ بدر انوقتها رسم بود اول جنگ تن به تن بوده سه نفر از لشکر اسلام سه نفر از مشرکین سه نفر لشکر اسلام یکی پسر عموی‌ حضرت علی علیه السلام بوده عبیده یکی عموی حضرت علی علیه السلام حمزه و یکی هم خود حضرت علی. این سه نفر رفتند ان سه نفر را زدند. حالا فرض کنید ما هم در جنگ بدر بودیم ولی سخن از ما نمی آوردند و فقط این سه نفر را نام میبرند پس ما چی؟ قصه این است بعد ارام ارام این انباشته شد. در جنگ بعدی احد هزار نفر بودند سیصد تا را که منافقین ضربه زدند و برگشتند ان ۷۰۰ تا هم کار به جای سختی که رسید ششصد تای انها فرار کردند جمع کمی ماندند یکی هم حضرت علی علیه السلام بود.

خب ان فراریها برگشتند عذرخواهی کردند و عذرخواهی انها قبول شد خداوند فرمود قبول کنید ولی باز در دلش یک چیزی مانده انباشته شده و گذاشتند بعد از پیغمبر ان سیلی را بزنند. چقدرسخت است ادم شدن اینها مال با دینها است بی دین ها که اصلا دنیای خودشان را دارند این تازه برای بادینها است. همه شما این را شنیده اید که حضرت امام تعریف میکرد که استاد ما این را گفت عالم شدن چه آسان ادم شدن چه مشکل. اما من میگویم عالم شدن چه مشکل عالم شدن هم اسان نیست. ادم شدن خیلی سخت است.

بعد از فتح مکه قصه تمام شد ولی باز یک شهری به نام طائف اینها ارام نمی نشینند. میگفتند حتما بت پرستی است. خود ابوسفیان دست برداشت از بت پرستی اما انها دست برنمی دارند. بعد هم علیه اسلام خیلی فعالیت میکردند. پیامبر یک جمعیت دوازده هزار نفره را برای طائف فرستاد غرور این دوازده هزار نفر را گرفت و نتوانستند پیشروی کنند بعد هم پیغمبر فرمود علی را باید بفرستم خب اینها دوباره کینه شد دوازده هزار نفر دیگر مثل بدر نبود جمعیتشان کم باشد مثل احد نبود دوازده هزار نفر بودند ولی پیروز نشدند قصه اش در قران امده جنگ حُنین اِذ اَعجَبَتکُم کَثرَتُکُم زیادی جمعیت شما را گول زد.

امیرالمومنین در اینجاها درخشیده. فَاَضَبَت عَلَی عَداوَةِ امروزی این جمله را بخواهم ترجمه کنیم یعنی دشمنی با علی نهادینه شد وَ اَکَبَّت عَلَی مُنَابَذَتِهِ امدند به جنگش حَتَّی تا اینکه قَتَلَ النَّاکِثیِن وَالقَاسِطیِن وَ المَارِقیِن چه خونی به دلش کردند با پاکترین داناترین عابدترین مدیرترین گفتند که همه اینها در نهج البلاغه است امدند پیش حضرت علی علیه السلام ان دونفر حضرت از انها پرسید کار شما به قول امروزی ها اداری است دولتی است یا شخصی؟ انها گفتند شخصی‌ است بعد حضرت چراغ بیت المال را خاموش کرد یک چراغ دیگر را روشن کرد گفتند این چراغ چیست ان چراغ چیست فرمود این چراغ شخصی است از خانه اورده ام اصلا انها حرفشان را خوردند. میخواستند بگویند یک مجوز بدهد برای پتروشیمی مثلا در اراک این اقا که اهل این مجوز دادن نیست بعد گفتند خب اجازه بدهید ما برویم زیارت مکه فرمود بروید زیارت که ثواب دارد تا از خانه بیرون رفتند از ان مکان رفتند حضرت به اطرافیانش فرمودند انها رفتند علیه من توطئه کنند.

رفتند مکه زیارت مختصر، سپس بصره رفتند خب چرا ما الان این حرفها را بزنیم. چون ممکن است کسی بگوید اقا سید الان گوشت کیلویی چنداست خواهش میکنم نگویید گوشت کیلویی نمیدانم چقدر را بکنند چقدر به ما چه خب شده به ما ربط دارد اصلا خدا در قران نصف حرفهایی که زده تاریخ گذشته است یعنی این به تو ربط دارد قصه نیست برای سرگرمی نیست برای بیداری و درس گرفتن است هر صبح ماجمع بشویم و گریه کنیم. ندبه یعنی گریه یعنی اینها را بخوانیم و گریه کنیم نه اینکه گریه کنیم باید بیدار شویم قصه این است. حالا ما که نمیرسیم این سه تاجنگ را اینجا بخواهیم توضیح دهیم سه دهه هم نمیرسیم ناکِثیِن یعنی پیمان شکنان امام حسین علیه السلام چند جا در خطبه هایش فَمَن نَکَثَ ما برای بیعت پنج بار پیغمبر بیعت گرفت در همان ایه بیعت اِنَّ الَّذینَ یُبَایِعُونَکَ اِنَّما یُبَایِعونَ الله انهایی که با تو بیعت کردند ای پیامبر با خدا بیعت کردند یَدُالله فَوقَ اَیدیِهِم چون در بیعت همه دستها را روی هم میگذاشتند دست خدا بالا و پشتیبان بود همان ایه فَمَن نَکَثَ هرکس بیعت را بشکند فَاِنَّما یَنکُثُ عَلَی نَفسِهِ به ضررخودش انجام داده. اما کسی که وفادار ماند فَسَیُوتِیهِ اَجراً عَظیماً.

نَاکِثیِن یعنی همان جنگ بصره که عایشه بوده و طلحه و زبیر که حالا قصه اش خیلی شنیدنی است حالا نمیرسیم قَاسِطیِن هم قَاسِط یعنی چی بدنیست این کلمه ها را هم شمابدانید بعضی از کلمات دو تا معنای متضاد دارد الان ما بگوییم قسط شما همین معنایش را میفهمید یعنی چی یعنی عدل انوقت قَاسِط معنایش باید چه باشد عادل باشد هم به معنای عادل است هم به معنای ظالم است مثلا یک ایه قران میفرماید فَاَمَّا القَاسِطیِنَ فَکانوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً. قاسِطین هیزم جهنم حاج اقا قاسِطین یعنی عادلین یک ظرافتی در این کلمه است هم به این معنا است هم به معنای متضاد خودش قاسِطیِن جنگ معاویه است که صد هزار کشته داده بعد هم مَارِقیِن انهایی که برگشته اند. همان خوارج نهروان اینها قصه هایش را شما بایدبروید و برای بچه هایتان تعریف کنید ما همین اندازه ترجمه میکنیم نمیرسیم.

میخواهیم شب اخر صفحه اخر دعای ندبه را خوانده باشیم وَلَمَّا قَضَی نَحبَه، قضَی نَحبَه یک قطعه یک ایه از قران است که امام حسین علیه السلام ایاتی که در مسیر خوانده تا لحظه شهادت بیشترین ایه ای که خوانده این ایه است مِنَ المُومِنیِنَ رِجالُُ صَدَقوا مَا عَاهَدُ الله عَلیهِ فَمِنهُم مَن قَضَی نَحبَه، قَضَی نَحبَه یعنی به شهادت رسیدن امیرالمومنین این ایه راخواند فرمودند قَضَی نَحبَه یعنی حمزه وَ مِنهُم مَن یَنتَظِر یعنی من که علی هستم منتظر شهادت هستم. وَقَتَلَهُ وقتی قَضَی نَحبَه یعنی لحظه شهادتش رسید قَتَلَهُ کشت او را یعنی مولا را اَشغَل اخرین شقی ترین اخرالزمانی ها که یَتبَعُ اَشغَل اولین بدبخترین قبل از اسلام گفتند ان کسی بوده که شتر صالح را کشته او را میگویند.

آن هم قصه ای دارد که مردم از پیغمبرشان خواستند اگر واقعا پیغمبرهستی به این کوه بگو یک شتری بزاید شتر از مادرش نه شتر از کوه ان پیغمبر هم از خدا خواست و یک شتری که میگفتند نَاقَةُ الله شتر با بقیه شترها فرق دارد احترام دارد پیغمبر هم میفرمود ازار ندهید یک جمعی از روی کینه ان پیغمبر گفتند این شتر را از لج هم شده باید بکشیم انوقت ابن ملجم امد و اقا را کشت لَم یُمتَثَل اَمرُ رَسولِ الله انتصال نشد امرپیغمبر فِی الهادیِن بَعدَ‌الهادیِن وَالاُمَّةُ مُصِرُّةُُ عَلَی مَقتِهِ اصلا مردم متحد شدند که علی را به خشم بیاورند. مُجتَمِعَةُُ عَلَی قَطیِعَةِ رَحِمِه با او قطع رابطه کند وَ اِقصَاءِوُلدِهِ بچه هایشان را به دور دستها بفرستند اِلَّاالقَلیل مِمَّن وَفَی لِرَعَایَّةِ الَحَقِّ فیِهِم مگر جمعیت کمی که وفادار ماندند. خب امشب فرمودندکه روضه امام حسن مجتبی را بخوانیم سه تا از پسران امام حسن در کربلا بودند امام حسن علیه السلام که میخواست جان بدهد برادرش امام حسین علیه السلام کنارش بود گفتگوهایی بین این دو برادر رخ داده بچه هایش را به ابی عبدالله علیه السلام سپرد.

عبدالله در روز عاشورا یازده ساله قاسم سیزده ساله ابوبکر هفده ساله اینها دسته گلهای امام حسن هستند. دختر امام حسن هم که هیچکس حرفش را نمیزند یک دختری دارد به نام فاطمه که همسر امام زین العابدین علیه السلام و مادر امام باقر علیه السلام است یک بانوی فوق العاده درجه یک که حفاظت از دو امام را درکربلا به عهده داشت. شما تصور کنید یک صحرایی را که کربلا در انجا رخ داده فاطمه بنت الحسن یک بچه چهار ساله بغلش‌ است‌ و مدام به خیمه امام زین العابدین که در اتش تب میسوخته بعد میبیند در میدان کشته ها افتاده انطرف‌ خیمه ها امام حسن خیلی سرمایه گذاری کرده در کربلا امام حسن علیه السلام در ان اخرین لحظات میگریست ابی عبدالله پرسید برادر جان بیست وپنج بار شما پیاده مکه رفتی برای چه گریه میکنی چندبار کل دارایی ات را نصف کردی‌ بافقرا. گریه برای چه میفرمود عزیزم برای مظلومیت توگریه میکنم. لَا یَوم کیَومَکَ یا اباعبدالله برادرم عزیزم خیلی دوست دارم وقتی ازدنیارفتم تو مرا غسل دادی کفن کردی کنار قبر پیغمبر به خاک سپرده شوم اما اگر دیدی فتنه ای میشود خونی ریخته میشود راضی نیستم بدنم را ببرید به قبرستان بقیع کنار قبر مادرم فاطمه بنت اسد… (فضائل امام علی علیه السلام در دعای ندبه)

شرح صفحه سوم دعای ندبه

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *