شرح صفحه چهارم دعای ندبه امام علی(ع) جانشین پیامبر

شرح صفحه چهارم دعای ندبه- امام علی(ع) جانشین پیامبر

به این فراز رسیدیم فَلَمَّا انْقَضَتْ أَیَّامُهُ أَقَامَ وَلِیَّهُ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ ایام پیامبر اسلام به پایان رسید بالاخره این دنیا همه چیزش جدول زمانی دارد. ستاره ها این کرات این درختها همه اجل دارند مهلت دارند مدت دارند پیامبران هم همینطور. خب پیامبر به پایان عمرش رسید أقَامَ وَلِیَهُ نماینده خود را گذاشت علی بن ابیطالب صلواتُکَ عَلَیهِمَا وَ آلِهُمَا هَادِیاً درود خدا بر آنها و خاندان آنها که هدایت گرانند. (شرح صفحه چهارم دعای ندبه)


دانلود فایل صوتی(شرح صفحه چهارم دعای ندبه)


جلسه چهارم:

بسم الله الرحمن الرحیم

السَلامُ عَلَي المَهدي الذّي وَعَدَ الله بِه الأُمَم أن یَجمَعَ بِهِ الکَلَم وَیَلُمَّ بِه الشَعَث وَ یَملأ بِهِ الأرضَ قِسطاً وَ عَدلاً وَعَدَ مَا مُلِئَت ظُلماً وَ جَوراً.

مجلس عزای سید مظلومان سالار شهیدان رهبر آزادگان محبوب دل عالمین از خداوند می خواهیم این توسلات و ارادتها را در هر کجای عالم به لطف و کرمش قبول بفرماید. از خداوند میخواهیم همه کسانی که بر ما حقی دارند در تربیت ما نقشی داشتند و ما را به این مجالس آوردند سر سفره اهل بیت نشاندند پدران مادران اجداد نیاکان علما شهدا و بانیان این مجالس همه را مهمان سالار شهیدان بفرماید. از خداوند میخواهم فرزندان ما نسل و ذریه ما را بهترین ارادتمندان به اهل بیت قرار بفرماید تقاضا می کنم برای شفای بیماران مجد و عظمت مسلمانان و نابودی کفار صلواتی تقدیم بفرمایید. به روان پاک شهیدان ارواح مومنین ومومنات و عزیزانی که از این خانواده به عالم بقا سفر کردند عزاداران خواهران و برادرانی که سالها ی قبل در این مجالس بودند الان چشمشان به دعای شماست برای همه آنها صلواتی هدیه بفرمایید.

ما در اعتقاداتمان یک عاقده ای داریم به نام قاعده لطف خداوند آن قدر به بندگانش لطف دارد که حاضر نمی شود آنها بدبخت بشوند بیچاره شوند یا گمراه شوند. برایشان کتاب و پیغمبر می فرستد این قاعده لطف است حاضر نمی شود بدون آگاهی دادن کسی را تنبیه کند. اول قوانین ومقررات و اطلاع رسانی می کند اول پیامبران را فرستاد پیامبران هم بر اساس سنت الهی عمرشان می رسد به آخر به این فراز رسیدیم فَلَمَّا انْقَضَتْ أَیَّامُهُ أَقَامَ وَلِیَّهُ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ ایام پیامبر اسلام به پایان رسید بالاخره این دنیا همه چیزش جدول زمانی دارد. ستاره ها این کرات این درختها همه اجل دارند مهلت دارند مدت دارند پیامبران هم همینطور. خب پیامبر به پایان عمرش رسید چی أقَامَ وَلِیَهُ نماینده خود را گذاشت علی بن ابیطالب صلواتُکَ عَلَیهِمَا وَ آلِهُمَا هَادِیاً درود خدا بر آنها و خاندان آنها که هدایت گرانند.

قران کریم می فرماید گاهی بعضی از آدمها خیلی خوبند گاهی بعضی از خانواده ها کل خاندان مثل آل ابراهیم مثل آل عمران اصلا ما یک سوره ای در قران داریم به نام آل عمران یعنی همه شان جواهر بودند گاهی بعضی از خانه ها را آدم نگاه می کند پدر خانواده مادر خانه بچه ها نوه ها همه شان یکی از یکی بهترند این خاندان را که درود خدا بر آنها باد خداوند پس از پیامبر خدا این کار را کرد. چند روز پیش عید غدیر بود همه شما غدیرشناس هستید اگر ما یک منبر برای غدیر برویم نمی رسیم به دعای ندبه ولی مختصرش این است که شما هم بلدید یک بار دیگر بشنوید. پیامبر عزیز ما از آسمان مطلع شد به زودی از دنیا می رود اطلاع رسانی کرد مسلمان ها در تاریخ این طور آمده است که مسلمانها آن وقت پانصد هزار نفر بودند و پانصد هزار نفر را اطلاع رسانی کردند.

پیغمبر فرمود من به زودی از میان شما می روم هر کس می خواهد یک بار دیگر مرا ببیند بیاید مکه روستاها و شهرها حتی کشورهای دیگر مثل یمن اینها خبر دادند و جمعیت زیادی آمدند ما الان روی عدد نمی خواهیم پافشاری کنیم هر چه بود زیاد بودند آن آدم های تنگ نظر حسود مخالف آن مقدار کمی که در تاریخ آمده است سی هزار نفر است هفتاد هزار نفر صد هزار نفر جمعیت زیادی آمدند مکه. خدایا زیارت خانه ات و زیارت مرقد پیامبر وائمه بقیع و نجف اشرف و کربلا معلی کاظمین و سامرا و زیارت آقا علی بن موسی الرضا و زیارت حجتت ولی عصر علیه السلام را قسمت این جمع بفرما. اولین سالی بود که پیامبر با اصول اسلام حج را یاد بدهد پیغمبر یک حج بیشتر انجام نداد بعد از دنیا رفت. به حاجیان یکی یکی دستورات را از قبل از آن جاهلیت بود از زمان حضرت ابراهیم علیه السلام دستکاری شده بود مراسم حج آن را که اسلام می خواهد یاد گرفتند و بعد از مکه آمدند عرفات مشعر و منی و آن اعمالی که بعضی از شما انجام دادید بعد هم آمدند دوباره مکه و طواف و سعی و حالا حاجی شدند. خدا قسمت کند مکه رفتیم مراسم که تمام شد دوست دارید زود برید شهرهاتون کل مراسم حج هفت یا هشت روز بیشتر نیست. خب مسلمانها هم با پیامبر خداحافظی کردند و رفتند بعضی ها سریعتر رفتند کار داشتند بعضی هم مقداری با تاخیر در جاده ها پر بود از حاجی تا می رسید به یک چند راهی یکی به سمت مدینه یکی به سمت عراق یکی به سمت شام آیه نازل شد. سوره مائده آیه ۶۷ یَا أیُّها الرَسُول بَلِغ مَا أنزِلَ إلَیکَ مِن رَبِّک.

سال آخر عمر پیامبر ماه های آخر ای رسول آنچه از جانب پروردگات نازل شده است اطلاع رسانی کن تبلیغ کن وَإن لَم تَفعَل فَمَا بَلَغتَ رِسَالَتَ این کار را نکنی زحمات بیست وسه ساله ات بی فایده خواهد بود وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النَّاس این کار هم مخالف دارد ولی خدا تو را حفظ می کند. پیامبر ما هم خبر داد همه کسانی که از مکه راه افتادند آنهایی که زودتر رفتند از چندراهی گذشتند یک جایی بود چند تا درخت بلند و چند تا چشمه آب بود. اینجا را میگویند غدیر خم آنهایی که جلوتر رفتند برگردند و آنهایی که دارند می آیند برسند خیلی ها نمی خواستند این مراسم انجام شود در تاریخ هست خیلی ها هم می خواستند پیغمبر را بکشند که اصلا این خطبه و سخنرانی را ایراد نکند ولی خدا نخواست.

حتی بعضی از آنها که تند رفته بودند خوششان نمی آمد برگردند ولی قاصد ها گفتند پیغمبر گفته حتما برگردید خلاصه آنجا اجتماع کردند پیامبر هم به اصحاب درجه یک خودشان مثل سلمان فارسی و ابوذر غفاری و مقداد فرمودند شما یک سکویی را برای سخنرانی آماده کنید ببینید آقایان خانمها این مراسم ها که هست کار سخت افزاری دارد مثلا سیاهی بزنند فرش پهن کنند پنکه بگذارند چایی بریزند ظرفها را آماده کنند دیگ را بیاورند گاز بیاورند غذا بپزند. و یک کارهای نرم افزاری دارند که زیارت عاشورا بخوانند یک کسی سخنرانی کند یک کسی مداحی کند ما گاهی وقتها نگاه کوتاه خودمان فکر میکنیم این سخنرانی از آن آشپزی مهمتر است. اینطوری وقتی دسته بندی می کنیم میگوییم آشپزی که یک کسی می آید غذا میپزد سخنرانی مهم است. اما اسلام به ما این را یاد داده است جهت مهم است ببین سلمان فارسی امروزی بخواهیم بگوییم یعنی آیت الله العظمی پیغمبر فرمود ایمان ده درجه دارد سلمان او می آید چه می کند منبر تهیه می کند یک سکویی درست کردند پارچه زیبایی روی آن کشیدند آن وقت اینجاست که ماوقتی به خدمات اینطوری نگاه می کنیم نگاهی که دین به ما یاد داده است هر کس نظرش خداست او پاداش می برد. سخنران باشد آشپز باشد حتی چه بسا آن آشپز از من بهتر باشد. حالا من نگاه می کنند حاج آقا التماس دعا داریم آن جلسه آخر یک پاکتی مثلا می دهند به ناخالصی نزدیکترم ولی آشپز پای دیگ اشک می ریزد اشکش را هم خیلی وقتها کسی نمی بیند. اینها را ما باید توجه داشته باشیم همین اندازه که برای امام حسین است این مهم است قران بهش گفته است صبغة الله یعنی رنگ خدا دارد.

خب اینها مهیا کردند پیغمبر فرمود اول نماز تا به ما یاد بدهند نماز چقدر مهم است اول نماز بعد سخنرانی نماز را برگزار کردند و پیامبر تشریف بردند طولانی ترین سخنرانی عمر خود را آنجا بیان کردند پیامبر عزیز ما سخنرانی زیاد می کرد اما کوتاه کوتاه یک وقتی بعد از پنج نماز پنج تا سخنرانی می کرد یک سخنرانی چهار دقیقه ای تعداد سخنرانی ها زیاد بوده است ولی حجمش کم بوده است. سخنرانی نیم ساعته ماهی یک بار سخنرانی یک ساعته سالی یک بار طولانی ترین سخنرانی را از توحید شروع کرد. چطور شد من آمدم بین شما مردم بعد نبوت را گفتند مخالفتها را بیان کردند زحمتهایی که مومنین کشیدند بعد از آنها پرسیدند من برای شما پیغمبر خوبی بودم یا نه؟

بعد همه گریه کردند، و اعتراف کردند بعد دست امیرالمؤمنین علیه السلام را گرفتند و یک جملاتی درباره مولا فرمودند بعد هم یک خیمه ای درست کردند که دو طرفش باز بود خودشون و امیرالمؤمنین وسط خیمه نشستند بعد فرمودند همه باید بیعت کنند. بیعت هم رسم بوده آن وقتها و خود پیغمبر هم که میخواست از مکه به مدینه بیاید، تعدادی از مدینه ای ها از پیغمبر دعوت کردند حضرت فرمود بیعت می کنید با من یا همین سر زبونی است گفتند نه بیعت می کنیم. پنج تا بیعت داشته پیغمبر یعنی می گفتند ما حاضریم پول بدهیم حاضریم جان بدهیم حاضریم جوان بدهیم سلامتی را به خطر بندازیم نه قبول داریم شما را. آخرین بیعت پیامبر در غدیر خم است یک عده که که هوچی گری می خواستند بکنند آقا یک شعار بدهیم و برویم خانه هایمان پیغمبر قبول نکرد یک شعار بدهیم و داد و فریاد نه همه باید به صف بیایند و یکی یکی بیعت کنید. سه روز طول کشیده است چرا تا اینکه پس فردا یک کسی نگوید ما نفهمیدیم دروغی بود و آخوندا هم یک سرو صدایی کردند نه پیغمبر هر جمله ای که می گفت همه شنیدند این همان قاعده لطف است. یعنی کسی فردا بهانه نیاورد که ما نشنیدیم و آخر جمعیت بودیم این بلندگوی منزل آقای جوان خراب شد و ما آن تیکه را نشنیدیم.

هی اقرار میگرفت که پیام خدا به مخلوق رسید یا نه اینها همه باید بیعت کنند آن وقتها به خانمها هم اهمیت نمی دادند. پیغمبر فرمود خانم ها هم بیایند بیعت کنند یک صف آقایان یک صف خانم ها هی یکی یک بیعت خانم ها هم شما شنیده اید یک تشت آبی بود که امیرالمؤمنین علیه السلام دستش را درآب می گذاشتند و خانم ها هم می آمدند دستشان را در آب می گذاشتند و یک جمله ای را می گفتند این مراسم که تمام شد آیه ۳ سوره مائده نازل شد امروز کافران مأیوس شدند الیَومَ یئِسَ الَّذین کَفَروا چون کفار هر چه تلاش کردند پیامبر را شکست بدهند نشد. پیغمبر عزیز ما هم چند تا پسر داشت که به حکمت خدا از دنیا رفتند دشمن ها خوشی می کردند می گفتند این آقا ادامه ندار است ادامه ندار به عربی می شود أبتَر. می گفتند این پیغمبر ادامه ندار است اگر از دنیا برود پسر ندارد آیه نازل شد بِسمِ الله الَّرحمنِ الَّرحیم إنَّا أعطَینَاکَ الکَوثَر فَصَّلِ لِرَّبِکَ وَانحَر إنَّ شَانِئَکَ هُوَ الأبتَر آن آقایی که این متلک را میگفت یازده پسر داشت. هر کدام از این بچه ها ذلیل شدند و مردند یکی از کوه افتاد یکی داخل چاه افتاد یکی طاعون گرفت ولی از پیامبر ما یک دختری نازنین به نام فاطمه سلام الله علیها به جا ماند شد مادر یازده امام.

امروز دشمن نقشه چیده بود پس از پیامبر ألیَومَ أکمَلتُ لَکُم دینُکُم امروز دین را کامل کردم من خیلی به شما نعمت دادم اصلا نمی توانید نعمتهای مرا بشمارید وَأتمَمتُم عَلَیکُم نِعمَتي این نعمت تکمیل کننده آن است وَرَضیتُ لَکُم الإسلَامَ دِیناً از چنین دین اسلامی من راضی هستم برای شما. حالا برویم سراغ دعای ندبه إذ کَانَ هُوَ المُنذر پیامبر منذر بوده است منذر یعنی ترساننده بعضی ها هم خوششان نمی آید از این کلمه. پیغمبرها چرا باید بترسانند اصلا مسلمانی با ترس به درد نمی خورد. آقایان بانوان ما همه می دانیم این انسان یک موجود سر کش است یک موجود مغرور است یک موجود خود پرست است یک موجود خود پسند و طمع کار است زورگو و شهوت ران است. حضرت امام می فرمود همه گرگهای دنیا چند تا آدم کشتند همه گرگها که ما می گوییم گرگ آنقدر درنده است یکی پیدا میشه یک آمریکایی چند میلیون نفر را در چند ثانیه می کشد. این را باید یک کسی بترساند.

پیغمبرها آمدند این موجود سرکش را رام کنند سه برابر بشارت انذار آمده است. یعنی پیامبران هم بشارت می دادند هم مژده می دادند ولی بیشتر می ترساندند این بشر اصلا رها شود مست میشود نماز چیه حجاب چیه مکه چیه امام حسین چیه من خودم استاد دانشگاه هستم سواد دارم فوق لیسانسم من مهندسم. وَلِکُلِ قَومٍ هَاد همه ملتها خدا برایشان هدایتگر فرستاده است فَقَال پیغمبر فرمود وَالمَلَأُ أمَامَه در حالی که جمعیت مقابلش بودند مَن کُنتُ مَولَاه فَعَلِيٌ مَولَاه هر کس من مولای اوهستم علی هم مولای اوست.

ببینید آقایان کسی بخواهد بهانه بیاورد بهانه هست گاهی وقتها سر یک کلمه دعوا می شود آقا این مولا یعنی چه یک کتاب لغت بیارید ببینیم در حالی که کسی که بخواهد انصاف داشته باشدمی داند همان روز از پیغمبر معنی کلمه را پرسیدند در خود خطبه هم این کلمه آنقدر کاربرد دارد چون گاهی بعضی از کلمه ها چند پهلو است. مثلا می گوییم شیر این حاج آقا گفت شیر منظورش همان شیر خوردنی است یا منظورش شیر آب بود یا شیر جنگل بود ولی یک وقتی من یک ساعت در حرفهام سی چهل بار شیر می گویم شما متوجه می شوید منظورم کدام یک است کسی هم بخواهد بهانه بیاورد هی می گوید ما بالاخره نفهمیدیم حاج آقا بهشتی منظورش کدام یک از شیرها بود. اصلا خطبه هست شیعه هم گفته سنی هم گفته است در خطبه پیامبر آیه هایی از قران را آورده است که این کلمه در آن است از هر سنی هم بپرسید ولی مولا در این آیه به نظر تو میگه اینجا معنی دوستی نیست معنای سرپرستی است. حالا آن کس که بهانه بیاورد بهانه می آورد در حضور جمع اعلان عمومی کرده است بعد هم دعا کرده است الَّلهُمَ وَالِ مَن وَالَها وَعَادِ مَن عَادَاه.

من دوست دارم در اینجا از یکی از دوستان خوبم یاد بکنم ما یک دوستی داریم که الان در مشهد است ایشان سیزده سالش بود که به جبهه رفت چهارده سالش بود شد فرمانده گردان بعد سالها در جبهه بود و بعد هم اسیر شد رفت در زندانهای بعثی در مدتی که اسیر بود کل قران راحفظ کردکل نهج البلاغه را هم حفظ کرد یک زبان خارجی از جمله انگلیسی هم یاد گرفت. بعد از اسارت آمد در یک مدت کوتاهی درس طلبگی را خواند تا اجتهاد درس دانشگاه را خواند تا دکترا من از او پرسیدم که آقای موحدی که دنیایی از فروتنی و تواضع گفتم رساله دکتری شما موضوعش چه بود گفت همین کلمه ولایت در قران. خب یک کلمه ای است که چند معنا دارد مثل همان شیر که گفتیم هم به معنای دوستی است مثلا وقتی می گوییم مولا در عرب به نوکر هم مولا می گویند به رئیس هم مولا می گویند این کلمه در این جمله آمده است اینجا به معنای کدام است؟ هوشمندی لازم دارد خدا هم خداست دیگر می خواهد ما را امتحان کند گاهی وقتها هم با همین مفاهیم ما را امتحان می کند خودمان هم میدانیم چه منظوری داشته است خدایا دوست بدار هر که را او را دوست می دارد و دشمن بدار هر که را او را دشمن می دارد یاری کن هر که را او یاری می کند خوار کن هر که را او خوار می کند.

جابربن عبدالله انصاری هر شهری می رفت زیاد دعوتش می کردند به عنوان اصحاب پیغمبر در شهرها دعوتش می کردند بعد میگفتند مردم جمع شوید یکی از اصحاب پیامبر آمده است جابر یک حدیث بگو او هم حدیث غدیر را می خواند هر جا میرفت میگفتند جابر تو دیگر حدیث از پیغمبر نشنیدی میگفت این حدیث را دیگران جرات نمی کند بگوید من می گویم بعد این حدیث را می گفت پیغمبر فرمود برای آینده یک شاخصی خدا قرار داده است هر کس می خواهد مومن را از منافق بشناسد از محبتش به امیرالمومنین بشناسد.

انا مدینة العِلم وَعَليٌ بَابُهَا فَمَن أرادَ مَدینَةَ وَالحِکمَةَ فَلیَأتِهَا مِن بَابَهَا من شهر علم هستم علی در آن شهر است هر کس می خواهد از این شهر بهره ببرد از در باید بیاید دزدها از دیوار می روند. آن وقت دیگران سرشان بی کلاه ماند رفتند حدیث درست کردند یک حدیث درست کردند که پیغمبر فرموده من شهر علم هستم فلانی هم سقفش است فلانی هم دیوارش است یک حدیث قلابی که معلوم نبود سندش چیست. ثُّمَ قَال أنتَ أخِي وَ وَصِي وَ وارِثِي عزیزم علی جان تو برادر منی تو جانشین و وارث منی لَحمُکَ لَحمِي وَ دَمُکَ مِن دَمِي گوشت تو از گوشت من است خون تو از خون من است وَسِلمُکَ سِلمِي تو صلح کنی انگار من صلح کردم وَحَربُکَ حَربِي تو جنگ کنی مثل این است که من جنگ کردم.

یا امام زمان پیغمبر این همه توضیح داده است حالا فردا شب خواهیم گفت چی شده است چرا این حرفها را می زنیم آقایان خانمها نصف قران تاریخ گذشته است یعنی اینها را بخوان و بیدار شو. می خواهی تصمیم بگیری درست تصمیم بگیر. وَالإیمَانُ مُخَالِطٌ لَحمَکَ وَدَمکَ کَمَا خَالَط لَحمِي وَ دَمِي ایمان بعضی ها سر زبانی است می گوید مومن هستم بعضی ها نه با همه سلولهایش آمیخته شده است.

برویم در خانه زینب کبری یک شخصیت بزرگ است آنقدر بزرگ که امام حسین علیه السلام به دعای زینب کبری در نماز شب امید بسته است. یک وقتی ما از روی تعارف به همدیگر می گوییم حاج آقا التماس دعا یک وقتی نه قبول داریم کسی را و با تمام وجود می گوییم و مطمئن هستیم اگر برای ما دعا کند تأثیر دارد. سر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود. پرورش یافته فاطمه است پیغمبر فرمود شبیه ترین کس به خدیجه است شب عاشورا روز عاشورا بعد از عاشورا غوغایی به پا کرده است این بانوی صبور نگاه می کرد هر شهیدی که راهی جبهه می شد تا اینکه نوبت دسته گلهای خودش شد دسته گلهای خودش را که فرستاد دنیایی از اخلاص بعضی نوشتند شب عاشورا وقتی امام حسین علیه السلام این شعرها را می خواند یا دهر أف لک زینب غش کرد.

امام حسین دلواپس شد خواهرم به هوش بیا او می دانست حجت خدا امام حسین تا اینکه رسید لحظه خداحافظی آمد برای وداع نمیتوانست بپذیرد وصیت مادرش به یادش افتاد یک پیراهنی را که مادرش داده بود بر تن برادرش کرد خدا حافظی صورت گرفت آقایان بانوان ابی عبدالله خیلی فاصله نگرفت گفت یک صدایی شنید صدای زیبای مادرش را مهلا مهلا یابن الزهرا صبر کن آقا مادرت بوسد گلویت را. ابی عبدالله فرمود خواهرم عزیزم جدم پیغمبر از من بهتر بود رفت مادرم زهرا از من بهتر بود رفت پدرم علی از من بهتر بود رفت برادرم حسن از من بهتر بود رفت دلم خوش بود به چنین مادری که در جوانی کشتند. دلم خوش بود به پدرم که فرق بابایم را شکافتند دلم آرام بود به چنین برادری که او را مسموم کردند…(شرح صفحه چهارم دعای ندبه)

شرح صفحه پنجم دعای ندبه- نقش ما در زمان غیبت

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *