مصاحبه با نزدیکترین دوست استاد محسن قرائتی

گفت‌و‌گو با حجت‌الاسلام سیدجواد بهشتی درباره ۵۰ سال همراهی و رفاقت با معلم دوست‌داشتنی قرآن استاد محسن قرائتی

 

تبلیغ شیرین

اشکان صدیق: اگر می‌خواهید از زندگی شخصی و اجتماعی حجت‌ الاسلام‌ و المسلمین استاد محسن قرائتی بدانید، بهترین شخص برای نیل به این هدف حجت‌ الاسلام‌ و المسلمین سیدجواد بهشتی است. قدیمی‌ترین و نزدیک‌ترین دوست معلم پنجاه و اندی ساله قرآن، در مصاحبه با ما از زندگی ایشان مطالبی را بیان کرد که شاید از هیچ جای دیگر نمی‌شد فهمید. حاج آقای بهشتی از اخلاص و سوز و گداز زیاد حاج آقا قرائتی در راه ترویج قرآن و معارف اهل بیت در بین مردم و حوزویان و دانشگاهیان گفت و موتور محرک او در این کار را همین دردمندی نسبت به کتاب خدا دانست. شوخ‌طبعی معلم «درس‌هایی از قرآن» که برای همه مردم عیان است و همچنین رفتار خوب و پسندیده ایشان باعث شد هزاران جوان و نوجوان جذب معارف دینی و قرآنی شوند. آنچه در پی می‌آید مصاحبه ما با حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدجواد بهشتی همکار و دوست 50 ساله حجت‌الاسلام‌والمسلمین محسن قرائتی است که تقدیم شما خوانندگان می‌شود.

* جناب حجت‌الاسلام بهشتی! بنده از حاج آقای قرائتی شنیدم که قدیمی‌ترین و نزدیک‌ترین دوست ایشان در طول سال‌های عمرشان شما هستید. برای شروع مصاحبه از این رفاقت قدیمی و نحوه آشنایی‌تان با آقای قرائتی بفرمایید.

خیلی سال پیش وقتی من 12 سال داشتم و دانش‌آموز دبیرستانی بودم، آقای قرائتی در سفری که به کاشان داشت جلسه‌هایی را با بچه‌های محل در منزل آنها با تعداد بسیار محدود شروع کرد که من یکی از آن بچه‌ها بودم؛ شاید سال 1350- 1349، یعنی 53 سال است این آشنایی و رفاقت وجود دارد. ایشان جمعه‌ها عصر از قم می‌آمد و این جلسه که جمعیتش رو به افزایش و سیار بود، برگزار می‌شد.

شاید 5 سال این جلسه‌ها ادامه داشت و بیشتر از 200 جلسه برگزار شد. من تحت تاثیر همین جلسات و حضور آقای قرائتی طلبه شدم و بعد از طلبه شدنم انقلاب اسلامی پیروز شد. بعد از پیروزی انقلاب سفرهای حاج آقا قرائتی به استان‌ها شروع شد و بعد آرام آرام بنده همکار ایشان شدم و در کارها به ایشان کمک می‌کردم. من سلیقه و ذائقه ایشان را می‌دانستم و ایشان هم انتخاب‌های مرا می‌پسندید. این همکاری در قم هم ادامه داشت و سپس ایشان به تلویزیون آمد و به همکاری در تلویزیون ادامه دادیم.  ایشان طی این سال‌ها ستادهای مختلفی را تشکیل داده، از جمله ستاد اقامه نماز، ستاد تبلیغ چهره به چهره، ستاد زکات، ستاد تفسیر و ستاد امر به معروف و نهی از منکر (بعدها به آیت‌الله جنتی سپرده شد) که در این ستادها بنده کنار ایشان بودم.

* در این سال‌های طولانی که همکار و کنار آقای قرائتی بودید، دغدغه‌مندی و دردمندی ایشان نسبت به دین و مذهب؛ بویژه درباره مهجوریت قرآن را چطور می‌دیدید؟ 

حدیثی از امام پنجم است که می‌فرماید عاقل کسی است که خوب را از خوب‌تر و بد را از بدتر تشخیص دهد. فکر می‌کنم یکی از الطاف الهی به ایشان تشخیص اولویت است، دعواهای ما مدیران، مسؤولان و صاحب‌نظران، بیشتر بر سر تشخیص اولویت‌هاست. یک مدیری مساله‌ای را اولویت می‌داند و نفر بعدی که می‌آید مساله دیگری را اولویت می‌داند. آقای قرائتی روی موضوعاتی دست گذاشته که مغفول مانده و نخستین موضوع قرآن است. کلاس ایشان جوهره قرآنی داشت، با اینکه آن وقت‌ها مرسوم نبود و سبک‌های دیگری وجود داشت. در کلاسی که با بچه‌ها داشت کنار تخته سبز 5 کلمه می‌نوشت و هر  جلسه یک مساله فقهی، یک مساله عقیدتی، یک قصه، یک مساله اخلاقی و یک شعار بیان می‌کرد.

یعنی 50 دقیقه را به 5 قسمت تقسیم می‌کرد چون اندیشه‌اش این بود که بچه‌ها نیازهای متنوعی دارند، پس ما در هر جلسه‌ای باید به هر یک از آن نیازها توجه کنیم. مهم این بود که همه این 5 قسمت رنگ قرآنی داشت؛ مثلا ایشان وقتی می‌خواست مساله‌ای بگوید، می‌گشت و یک آیه قرآن که به آن مساله مربوط می‌شد را اول می‌گفت و بعد از آن مساله فقهی را مطرح می‌کرد. یا می‌خواست مساله عقیدتی بگوید، کتاب‌های اصول عقاید بود ولی ایشان عقاید متفاوتی را که اسکلت‌بندی آن قرآنی بود بیان می‌کرد. یا اخلاق می‌خواست بگوید، از قرآن می‌گفت. یا قصه می‌خواست بگوید، قصه قرآنی می‌گفت. یا یک شعاری را می‌خواست بگوید که بچه‌ها تکرار کنند، یک آیه موزون را بیان می‌کرد.

چنین محتوای تبلیغی‌ای با این سبک که اسکلت آن قرآنی باشد، سابقه نداشت. ایشان از کاشان به قم و از قم به تبریز، شیراز، خوزستان، اصفهان و مشهد  می‌رفت و  همه جا هم با استقبال روبه‌رو می‌شد. یک دلیل این استقبال همین گرایش به قرآن بود؛ سند بالادستی مسلمانان.

وقتی هم به تلویزیون آمد و اسم برنامه‌های خود را «درس‌هایی از  قرآن» گذاشت همین رویه را پیش گرفت. ملت ایران در این 4 دهه نخستین کلمه‌ای که از آقای قرائتی به ذهن‌شان می‌رسد، همین قرآن است. بعد هم به حوزه‌های علمیه رفت و با سوز و گداز و ناله با مراجع تقلید طرح بحث کرد که قرآن غریب، مظلوم و مهجور است و خوشبختانه هم در حوزه‌ها و هم در میان  دانشگاهیان و فرهنگیان تأثیر داشت. این نبود جز همان دغدغه‌مندی و سوز و دردمندی‌ای که شما گفتید، چون گاهی انسان مساله‌ای را می‌گوید اما با بی‌اعتنایی روبه‌رو می‌شود ولی اگر سوز داشته باشد بارها آن را مطرح می‌کند؛ مستقیم و غیرمستقیم می‌گوید و  حتی گریه می‌کند و نعره می‌زند و آنگاه اثرگذار می‌شود. اینها در آقای قرائتی بود که من مشاهده کردم و در یک کلمه همان دغدغه‌مندی و سوز ایشان نسبت به این موضوع است.

* در رابطه با همین سوز و گداز حاج آقا نسبت به مهجوریت قرآن کریم، ما در ویدئوهای مختلف می‌دیدیم بعضا ایشان با طلبه‌های جوانی که قرآن را در حاشیه دروس و مطالعات خود قرار داده بودند با حالت عتاب‌آمیز صحبت می‌کرد که چرا قرآن را مهجور و منزوی کردید؟ 

بله! من بسیار از این صحنه‌ها دیده‌ام. ببینید! کسی که می‌خواهد تحول ایجاد کند باید عتاب کند، پیامبران که می‌خواستند تحول ایجاد کنند بخش مهمی از کارهای‌شان همین انذار یا هشدار یا تکان دادن و نعره کشیدن و فریاد زدن است. انذار حتی از کلمه تبشیر در قرآن بیشتر به کار رفته و این به خاطر ایجاد تحول است. یک جامعه وقتی به سمت تغییر و تحول پیش می‌رود که این عتاب‌ها و انذارها باشد. آقای قرائتی برای اینکه این سبک گذشته را تغییر دهد و جامعه را به سمت قرآن‌محوری حرکت دهد خیلی باید کار می‌کرد که با مقاومت روبه‌رو می‌شد. مثلا اصل در شهریه گرفتن یا پیشرفت‌‌های حوزوی در خواندن فقه و اصول بود ولی آقای قرائتی می‌خواست قرآن را در پیشانی و اولویت کار حوزه قرار دهد، البته دروس فقه و اصول هم ضروری و لازم هستند ولی خب قرآن کتاب اول دین است. حرف زدنش آسان است ولی به کرسی نشاندن این حرف خیلی انرژی می‌خواهد. ما فکر می‌کنیم که به خاطر اخلاص ایشان بود اگرنه خیلی وقت‌ها به خاطر تندی ایشان، جا داشت که دیگران مقابله‌به‌مثل و پرخاش کنند، ولی چون می‌دانستند نیت ایشان پاک است سکوت می‌کردند. ایشان در مجامع دیگر هم باز با همین تندی صحبت می‌کنند که شما کتاب خالق را فراموش کردید و سراغ کتاب مخلوق رفتید. چه عیبی دارد از روز اول که صرف می‌خوانید به جای ضرب زید عمرا، بگویید ضرب‌الله مثلا. تمرین‌های سال اول طلبگی را با قرآن بیامیزید. یا علوم دیگری که طلبه‌ها سال‌های بعد می‌خوانند مثل معانی و بیان، به جای اشعار خرافی زمان  جاهلیت، آیات قرآن را جزو مثال‌های خود قرار دهید. ایشان خیلی اینها را تکرار می‌کرد؛ دفعات اول که طرح می‌کرد خیلی از اساتید دلخور می‌شدند ولی آرام آرام برخی منعطف می‌شدند و می‌گفتند راست می‌گوید، درست است چند صد سال است که با این سبک جلو آمدیم ولی چه ایرادی دارد از همان سال‌های اول طلبگی مثال‌ها و تمرین‌ها قرآنی باشد و یک طلبه سال پنجمی با چند صد آیه قرآن انس گرفته باشد.

* شهید مطهری نقل می‌کند آقای خویی پس از آنکه درس تفسیر قرآن خود را شروع کرد با فشار زیادی از جانب طلاب و روحانیون مواجه شد و بسیاری از شاگردان در درس تفسیر ایشان شرکت نمی‌کردند که بعد از مدتی درس تفسیر را تعطیل کرد و  درباره علامه طباطبایی که درس تفسیر می‌گفت فرموده بود ایشان خود را تضحیه (قربانی) کرده است.  اوضاع مهجوریت قرآن در حوزه این گونه بوده است. آقای قرائتی در طول این سال‌ها مثل علمای پیشین طبعا با فشارهای زیادی مواجه شده‌اند؛ روش مقابله ایشان با این فشارها چه بود؟

ایشان مقاومت و به آن رفتارها بی‌اعتنایی کرد. حتی سر درس مراجع که شاید هم شنیده باشید از جمله درس آقای وحید، مکارم‌شیرازی و مقام معظم رهبری و مراجع دیگر، به خاطر صراحت لهجه‌ و نیت صافی که دارد، مراجع به او اجازه می‌دادند که قبل از درس خارج چند دقیقه‌ای طرح موضوع کند و ایشان هم با کمال صراحت به مرجع تقلید پیشنهاد داد که شما 5 روز درس خارج می‌دهید، یک روز قرآن بیان کنید یا یکی از روزهای خود را به قرآن اختصاص دهید و همین تأثیر داشته و نشان می‌دهد که آقای قرائتی در طرح این موضوع موفق بوده است. ممکن است موفقیت ایشان در برخی مواقع کمتر یا بیشتر بوده است اما ایشان در این موضوع سماجت داشت و به طعنه‌هایی که می‌زدند بی‌اعتنایی می‌کرد و با تکرار  و اصرار این مسیر را تاکنون پیش آمده است.

* درباره تعامل ایشان در سال‌های قدیم که انرژی بیشتری داشت و همچنین شوخ‌طبعی‌شان مخصوصا با جوانان و مردم، اگر خاطره‌ای دارید بفرمایید؟

حدیثی از امام هفتم هست که بسیاری هم آن را شنیده‌اند اما نکته‌ای که در این حدیث بسیار مهم است اینکه امام هفتم فرمودند تلاش کنید وقت خود را به 4 قسمت تقسیم کنید؛ یک قسمت برای مناجات با خدا، یک قسمت برای تأمین معاش، یک قسمت برای ارتباط با افراد مطمئن و قسمتی دیگر برای لذت‌های حلال. امام هفتم فرمودند با این قسمت چهارم است که آن 3 بخش اول، دوم و سوم سامان پیدا می‌کند. آقای قرائتی بعد از خدا بیشترین کسی را که می‌شناسد من هستم، ایشان بسیار پرکار است. در سال‌های اولی که ما به تهران آمدیم، یک سال تمام فقط با یک روز تعطیلی کار کردیم و آن هم روز عاشورا بود. همه جمعه‌ها کار می‌کردیم و چیزی به نام تعطیلی پنجشنبه و جمعه نداشتیم. بسیاری از روزها از اذان صبح تا پایان شب کار می‌کردیم. کسی که می‌خواهد اینقدر کار کند باید انرژی داشته باشد و این را با شوخ‌طبعی و خوش‌رویی می‌گذراند. این شوخ‌طبعی چه در محیط محدودی که کار پژوهشی می‌کردیم یا در محیط تبلیغ همراه ایشان بود، یا در محیط‌های ورزشی؛ ایشان آن زمان پینگ‌پنگ، والیبال و شنا بازی می‌کرد و از اینها که لذت‌های حلالی است برای کار اصلی انرژی می‌گرفت و انرژی هم می‌داد که بخشی از این روحیه خدادادی است و بخش زیادی را هم می‌توانیم اقتباس کنیم. بعضی از استان‌ها که ایشان سفر می‌رفت، آنقدر پی‌درپی کلاس و سخنرانی داشت که آخر کارش به بیمارستان و سرم کشیده می‌شد. یعنی کار شاق خیلی پرحجمی داشت. این همه کار انجام نمی‌شود مگر اینکه با شوخ‌طبعی آمیخته شود. کلیپ‌های بسیاری از شوخ‌طبعی‌های ایشان منتشر شده است.

من یک زمانی می‌خواستم از سال‌های اولی که ایشان برنامه‌هایش ضبط شده، شوخ‌طبعی‌هایش را استخراج کنم که خود یک کتابی است. چند سال پیش بود که بزرگداشتی برایش گرفتند و خبرنگار از ایشان پرسید آرزویی‌ داری که در عمرت به آن نرسیده باشی، گفت 2 آرزو دارم؛ یکی اینکه سایت خنده حلال راه‌اندازی کنم و دیگر اینکه یک حرکتی برای ازدواج جوانان کنم. اینها آرزوهایی است که وقت نشد به آنها برسم که هر 2 در جهان امروز ضروری است. مخالفان و دشمنان ما برای آن سرمایه‌گذاری می‌کنند و میلیون‌ها هوادار برای خود جذب می‌کنند ولی ما مذهبی‌ها متأسفانه اینچنین نیستیم. آقای قرائتی را که برداریم، دیگر نفر دوم و سوم را به سختی پیدا می‌کنیم. بسیار فکر کردیم که این خلأ را جبران کنیم و نیرو بسازیم که ضمن مراعات چارچوب‌ها و خط قرمزها، خوشمزگی‌ها در تعامل کلامی و رفتاری باشد که خیلی از خلق تنگی‌ها را از بین می‌برد، حتی در مباحثات وقتی این خوشمزگی‌ها هست رنجیدگی خاطر کمتر می‌شود. این میدانی است که شاید آقای قرائتی در این میدان منحصربه‌فرد باشد.

* در صحبت‌های‌تان به موضوع اخلاص و معنویت حاج آقا قرائتی اشاره کردید؛ ممنون می‌شوم در این رابطه بیشتر توضیح دهید

اخلاص را بخواهم ملموس بگویم، نقطه مقابل آن، توقع است؛ یعنی ما برای چه یک کاری را انجام می‌دهیم، یک انگیزه‌ای داریم. آقای قرائتی یک کتاب گمنام دارد که کمتر کسی از آن خبر دارد و شاید یک نوبت چاپ شده است. اسم این کتاب «عوامل ایجاد و تقویت انگیزه» است. ما الان در خیلی از رشته‌ها فقر انگیزه داریم. منطقیون می‌گویند انسان وقتی می‌خواهد برای کاری اقدام کند، یکی از 2 عامل او را به حرکت وامی‌دارد که آن جلب منفعت یا دفع ضرر است. من می‌دانم که اداره بیایم چنین پولی به من می‌دهند یا چنین نفعی برایم دارد. انبیا را خداوند  چنین معرفی می‌کند که آنها از مردم توقع مالی نداشتند و معنای این کلمه‌ای به نام «اخلاص» می‌شود. یعنی وقتی از مردم انتظار مالی نیست، یک پشتوانه دیگری باعث می‌شود که آن کار را انجام دهد و آن خداست. «قُل لا أَسأَلُکُم عَلَیهِ أَجرًا»؛ خداوند به پیامبر می‌فرماید علنی بگو که من اجر نمی‌خواهم و به دنبال پول و منافع، شما نیستم. من تمام قصدم خداست. حال به نسبتی در کسی باید این اخلاص باشد یعنی بی‌توقعی از خلق در زندگی آقای قرائتی هم زیاد به چشم می‌خورد. یک وقتی از ایشان پرسیدم 5 سالی که شما از قم پول می‌دادید و به کاشان می‌آمدید و برای بچه‌ها جلسه می‌گذاشتید، چقدر به شما پول دادند، جواب داد که در آن 5 سال احدی به من ریالی نداد.

کسی که خود اهل کار است، معنای این را می‌فهمد. چند جلسه بدون چشمداشت، طبیعی است اما چند ماه و چند سال کسی با پول خود این کار را انجام می‌دهد؛ باید یک انگیزه دیگری او را به حرکت بیندازد.

یک کارخانه‌داری به نهضت سوادآموزی آمده بود، ایشان از برنامه تلویزیونی «درس‌هایی از قرآن» خوشش آمده بود، به آقای قرائتی گفت من باغی در کرج دارم – که در دهه 60،  17 میلیون تومان ارزش داشت – می‌خواهم بدون سر و صدا به شما بدهم، آقای قرائتی گفت شما خمس می‌دهید، گفت بلد نیستم. ایشان را با خمس آشنا کرد، ایشان محاسبه کرد و به خانه یکی از مراجع رفت و خمس را داد. بعد از چند وقت دوباره آمد و گفت من از شما خیلی خوشم آمده، خمس را دادم و این باغ را می‌خواهم به شما بدهم. آقای قرائتی گفت شما چه می‌دانی که من چه کسی هستم و حتی اگر خوب باشم چه می‌دانی که فردا چه خواهد شد، یک کاری کن که پشیمانی نداشته باشی. من در این جلسه شاهد بودم. آن مرد گفت چه کار کنم، حاج ‌آقا گفت وقف کن که پشیمانی ندارد. وقف آموزش و پرورش و برای بچه‌ها وقف کن؛ الان سال‌هاست، شاید 3 دهه است ساختمان‌هایی در آن باغ ساختند و یکی از مراکز تربیت معلم آموزش‌و‌پرورش است. ما 50 سال است که با هم هستیم و ایشان از این نمونه‌ها کم ندارد و اخلاص را به صورت ملموس در ایشان دیده‌ام. در یک میدان‌هایی انسان‌ها آزموده می‌شوند که برای خداست یا برای رسیدن به دنیاست.

* دلیل توفیقات آقای قرائتی به نظر شما چیست؟

مهم‌ترین صفت ایشان را سوز می‌دانم. خاطره هم از ایشان نقل می‌کنم. ایشان می‌گفت در دهه 60 برای بازدید و برای موضوع نهضت سوادآموزی به کشور کره رفتیم. یک روز از روی شوخی پرسیدم اینجا آثار باستانی ندارد، گفتند فردا شما را می‌بریم. فردا ما را از شهر بیرون بردند. بیرون شهر یک درخت سوخته‌ای بود که آنجا پیاده شدیم. دیدیم که پشت سر هم مینی‌بوس و اتوبوس دانش‌آموز و دانشجو می‌آید و ادای احترام می‌کنند. گفتم آثار باستانی؟ گفتند همین درخت است. گفتند در این کشور چند دهه پیش جنگی رخ داده، سربازان کره‌ای در کنار این درخت بودند و دشمن خمپاره‌ای می‌زند که به وسط این درخت می‌خورد و سربازان سالم می‌مانند، الان اسمش را گذاشته‌اند درخت مقدس، درخت سوخته که این جوانان نسوزند. این سوزی که در انبیا بوده بزرگ‌ترین شاخصه‌ای است که در آقای قرائتی هم وجود دارد، با اینکه ایشان در حال حاضر خیلی شکسته شده اما همچنان دلواپس نسل نو، قرآن و انقلاب است و این بسیار ستودنی است.

خاطره سفر به هند

تفسیر سوره اسراء

تفسیر سوره مبارکه اسراء


 

1.قرآن کتاب هدایت

دانلود فایل صوتی


2.نیاز انسان به وحی و پیامبران

دانلود فایل صوتی


3.ویژگی های پیامبر اکرم

دانلود فایل صوتی


4.سوره اسرا آیه 5- بنی اسرائیل

دانلود فایل صوتی


5.سوره اسرا آیه 9- نیاز انسان به برنامه جامع و کامل

دانلود فایل صوتی


6.سوره اسرا آیه 13- آیاتی درباره آخرت

دانلود فایل صوتی


7. آیات 18 تا 24

دانلود فایل صوتی


8. احسان به پدر و مادر آیات 24 تا 26

دانلود فایل صوتی


9. صله رحم آیه 27

دانلود فایل صوتی


10. آیات 31 تا 32 مجموعه ای از اوامر و نواهی خدا

دانلود فایل صوتی


11. آیه 33 سوره اسراء

دانلود فایل صوتی


12. آیه 35 سوره اسراء مسئله ی اقتصاد

دانلود فایل صوتی


13. آیه 36 سوره اسراء- قضاوتهای ما باید بر اساس علم باشد

دانلود فایل صوتی


14. آیه 37 تا 39 سوره اسراء- احکام

دانلود فایل صوتی


15. آیه 40 تا 43 زدودن خرافات از ذهن مردم 

دانلود فایل صوتی


16. آیه 44 تا 46 تسبیح خدا 

دانلود فایل صوتی


17. آیه 47 تا 52- انگیزه ها

دانلود فایل صوتی


18. آیه 53 

دانلود فایل صوتی


19. آیه 52 به بعد

دانلود فایل صوتی


 

هیئت یا حسین سال 1392

هیئت یا حسین سال 1392


 

شب اول ماه محرم- سبک زندگی مسلمانان در ارتباط با دیگران قسمت اول

 

شب اول ماه محرم- سبک زندگی مسلمانان در ارتباط با دیگران قسمت دوم

 


شب دوم ماه محرم- آداب مهمانداری- قسمت اول

شب دوم ماه محرم- آداب مهمانداری- قسمت دوم

 


شب سوم ماه محرم- مناسبات ما با همسایگان قسمت اول

 

شب سوم ماه محرم- مناسبات ما با همسایگان قسمت دوم

 


شب چهارم ماه محرم- وظایف مسلمانان در برابر فقرا- آیات قرآن

شب چهارم ماه محرم- وظایف مسلمانان در برابر فقرا- راهکارها

 


شب پنجم ماه محرم- مسئولیت ما در برابر کودکان- قسمت اول

شب پنجم ماه محرم- مسئولیت ما در برابر کودکان- قسمت دوم

 


شب ششم ماه محرم- مناسبات مسلمانان با دانشجویان و دانش آموزان- قسمت اول

 

شب ششم ماه محرم- مناسبات مسلمانان با دانشجویان و دانش آموزان- قسمت دوم

 


شب هفتم ماه محرم- وظایف ما در برابر معلمان- قسمت اول

 

شب هفتم ماه محرم- وظایف ما در برابر معلمان- قسمت دوم

 


شب هشتم ماه محرم- ارتباط با جوانان- قسمت اول

شب هشتم ماه محرم- ارتباط با جوانان- قسمت دوم

 


شب نهم ماه محرم- وظایف ما در برابر علما- قسمت اول

شب نهم ماه محرم- وظایف ما در برابر علما- قسمت دوم

 


شب دهم ماه محرم- وظایف ما در قبال مجاهدان- قسمت اول

شب دهم ماه محرم- وظایف ما در قبال مجاهدان- قسمت دوم

 


شب یازدهم ماه محرم- رفتار ما با مصیبت زدگان- قسمت اول

شب یازدهم ماه محرم- رفتار ما با مصیبت زدگان- قسمت دوم

 


شب دوازدهم ماه محرم- مناسبات ما با بیماران-قسمت اول

شب دوازدهم ماه محرم- مناسبات ما با بیماران-قسمت دوم

 


شب سیزدهم ماه محرم- مناسبات ما با اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله- قسمت اول

شب سیزدهم ماه محرم- مناسبات ما با اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله- قسمت دوم

 


روز عاشورا-مرور زیارت عاشورا و پیامهای آن- قسمت اول

روز عاشورا-مرور زیارت عاشورا و پیامهای آن- قسمت دوم

قرآن و امام حسین



قرآن و امام حسین علیه السلام


به نام خدا

مهربان‌ترین کس نسبت به ما خداست. ارحم الراحمین است مهربان‌ترین مهربانان. پس از خدا پیامبر او رحمت للعالمین است امامان هم نسبت به ما رحمت دارند. پیامبر عزیز ما در ماه‌های پایانی عمرش بارها و بارها این سخن را فرمود که برای شما آشناست انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی. من دو میراث بزرگ بین شما می‌گذارم یکی کتاب خدا برنامه زندگی شما و دیگری اهل بیت من عترت من الگوهایی که کتاب خدا را در وجود خودشان پیاده و اجرا کردند. ما ان تمسکتم بهما لن تضلو ابدا مادامی که شما به این دو تمسک داشته باشید به انحراف کشیده نمی‌شوید. متاسفانه تاریخ امت اسلامی نشان می‌دهد که بعضی سراغ قرآن آمدند و از اهل بیت فاصله گرفتند و بعضی سراغ اهل بیت آمدند و نسبت به قرآن بی‌مهری می‌ورزند. ما باید به هر دو تمسک کنیم. در این مجموعه ۴۰ تایی می‌خواهیم مبانی قرآنی نهضت امام حسین و آیاتی که امام حسین در نهضتش خواندند و انس امام حسین از کودکی تا پایان عمر با قرآن و آیاتی که قرآن در شأن امام حسین فرموده است به لطف خدا در این ۴۰ برنامه به شما تقدیم کنیم.

جلوه های قیام امام حسین علیه السلام



1.مقدمه

قسمت اول

سلام بر حسین پیشوای انسانها.

مهربان ترین کس نسبت به ما خداست، او ارحم الراحمین است مهربان ترین مهربان ها. پس از خدا، پیامبر، او رحمت للعالمين است، امامان هم نسبت به ما رحمت دارند، پیامبر عزیز ما در ماه های پایانی عمرش بارها و بارها این سخن را فرمودند: که برای شما آشناست ، فرمود: إني تاركم فيكم الثَقَلَيْنِ كِتَابَ الله وَعِتَرَتي.

من دو میراث بزرگ برای شما میگذارم، یکی کتاب خدا، برنامه زندگی شما و دیگر اهل بیت من، عترت من الگوهایی که این کتاب را خودشون در وجود خودشون پیاده کردند و برای اجراش تلاش میکنند.

ما إِن تَمَسكُتُم بِهِمَا لَن تَضلوا ابدا. مادامی که شما به این دو تمسک داشته باشید به انحراف کشیده نمیشوید، « وَ إِنَّهُمَا لَن یَفْتَرَقًا حتی يبدا على الحوض» این دو یعنی قرآن و اهل بیت تا روز قیامت از هم جدا نمیشوند. متاسفانه تاریخ امت اسلامی نشان میدهد بعضی سراغ قرآن رفتند و از اهل بیت فاصله گرفتند، بعضی سراغ اهل بیت آمدند نسبت به قرآن بي مهری می ورزند. ما الآن چاره مون این هست که تمسک به هردو بجوییم. شهید مطهری میگوید منظور از تمسک ، قرآن خوندن نیست، تمسک یعنی محکم، محکم چنگ بزنیم، این آیه ها را وسیله نجات خودمون ، سعادت خودمون بدانیم، جدی به دامن اهل بیت چنگ بزنیم، تسک این معناش، یک کسی که داره غرق میشه، چند لحظه بیشتر به نابودی اش نمونده، وقتی به یک چوبی به یک صخره ای، به یک تخته ای هم میرسد، محکم اون رو میگیره ، تا جان سالم به بدر ببره ما در این مجموعه چهل تایی، میخوایم مبانی قرآنی نهضت امام حسین ، آیاتی که امام حسین (ع) در نهضتش خوندند، انس امام حسین (ع) از کودکی تا پایان عمر با قرآن، و آیاتی که قرآن در شان امام حسین (ع) فرموده است رو بیان کنیم. این محتوایی ست که به لطف خدا ما در این چهل برنامه کوتاه میخوایم خدمت شما تقدیم کنیم، منم تقاضام این هست که سه دقیقه که بیشتر نیست، دو سه بار گوش کنید به دوستانتون به خانواده ها تون اطلاع رسانی کنید، مطمئن هستم ما با این کارمون، خدا را، پیامبر را، اباعبدالله الحسین (ع) را و فرزندش امام مهدی (ع) را شاد خواهیم کرد.

خدانگه دار

2.شباهتهای قرآن و امام حسین (ع)– قسمت اول

امام حسین و قرآن، شباهت هایی با هم دارند، هر دو مبارک اند. سوره انعام آیه نود و دو میفرماید: وَهَذَا كِتَابٌ اَتْزَلْنَاهُ مُبارک در حدیث داریم در مورد امام حسین هم این کلمه به کار رفته، اللهم فبارك لي في قتله، خدایا در شهادت امام حسین، یک برکتی هم نصیب من بشود که من عزا دار اون آقا هستم هر دو نورند. اَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ نُوراً مبينا ، سوره نساء آیه ۱۷۴ ، ما نوری را برای شما نازل کردیم، امام صادق ع درباره امام حسین فرموده: كُنتَ فِيهَا نُورَأَ سَاتَعاً لا يطغى. ای حسین عزیز، تو نوری در خشنده که خاموش نمیشود هستی، هر دو شفا هستند، وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآن مَا هُوَ الشَّفاء، ما قرآن را مایه شفا قرار دادیم امام صادق (ع) فرمودند: في طين قبر الحسن شفاء من كل دار. در تربت امام حسین (ع) شفا هست هر دو عزیزند، اِنَه لكتاب عزیز. سورة فصلت آیه ۴۱ ، قرآن کتاب عزیزی ست ، یعنی نفوذ ناپذیراست. امام حسین هم فرمود: هیهات من الذله ، من عزت را از دامن مادرم و خاندانم آموختم، هر دو کریمند ، إنه لقر آن کریم، قرآن ارزشمند است، کریم است درباره امام حسین در زیارت نامه امام زمان میخوانیم: بابی عبدالله اكرم المستشهدین ، پدرم به فدای امام حسین که کریم ترین شهدا است هر دو معصومند، از انحراف بدورند، دربارۀ قرآن میخوانیم: لم يجعل لهو عوجاء. در قرآن کجی نیست، امام صادق در مورد امام حسین فرموده: لَمْ تَمِل مِنْ الحَقِّ إِلَى بَاطِل»» یا جداه تو هرگز از حق به سوی باطل تمایل پیدا نکردی. هر دو هادی هستند، هُدَا وَبشرًا لِلْمُؤْمِنَ » قرآن هادی بشریت است، هُدَاً لِلْمُتَّقين دربارۀ امام حسین (ع) می خوانیم که خونش را داد تا بندگان هدایت شوند از ضلالت نجات پیدا کنند، هر دو سرورند، و القرآن سيد الكلام. إِنَّ الْحُسَین سید الشهداء قرآن سرور سخنان است، امام حسین سرو شهدا هر دو موعظه هستند، یا ایها الناس قد جاءتكم موعظة من ربكم. این قرآن موعظه خداست، دربارۀ امام حسین هم میخوانیم، ايها الناس اسمعوا قولي ولا تعجلی حتی أعظكم گوش کنید به حرفهای من ، من شما را میخواهم پند بدهم، هر دو بینه و دلیل روشن هستند، فَقَدْ جَاءتکنم بيه من ربکم. این آیات قرآن از جانب خدا دلیل روشنی است، درباره امامحسین هم میخوانیم أشهد أنك كُنتَ على بينة من ربک. شباهت های قرآن و امام حسین خیلی دلربا ست.

خدانگه دار

3.شباهتهای قرآن و امام حسین (ع)- قسمت دوم

موضوع ما قرآن و امام حسین است. در این یکی دو برنامه شباهت های قرآن و امام حسین رو میگیم. در مورد قرآن، امیرالمؤمنین فرمود: و اعْلَمُو إِنّه شافعاً مُشفَع. بدانید قرآن شفاعت کننده ای ست که به شفاعتش پذیرفته میشود، دربارۀ امام حسین هم می خوانیم: اللهم الرزقنی شفاعت الحسین. هر دو مایه رُشدند، يهدى الى الرشد، قرآن بسوی رشد هدایت میکند امام حسین هم فرمود : إِنما أَدْعُوكُم إلى سبيل الرشاد. من شما را به راه رشد دعوت میکنم هر دو آمر و ناهی هستند، امام علی فرمود: فلقرآن امراً زَاجِر. قرآن کتابی ست که فرمان میدهد، نهی میکند امام حسین هم فرمود: أريد أن آمر بالمعروف وَعَنها عَنَ الْمُنكر. هر دو بر حق اند، قرآن بر حق است، امام حسین بر حق است. سوره یونس آیه ۱۰۸ می فرماید: قل یا ایها الناس قد جاءكم الحق من ربكم. درباره امام حسین هم داریم که أن الحقِّ مَعَكَ إِلَيْكَ وَأَهْلَهُ وَمَعدِنَهُ. امام صادق فرمود: تو با حق هستی بسوی حق حرکت میکنی، اهل حق هستی سر چشمه حق هستی. هر دو سپر آتش اند، پیغمبر فرمود دلی که ظرف قرآن شده، قرآن حفظ میکند، به قرآن عمل میکنه ، به آتش عذاب نمیشود. درباره امام حسین هم داریم السلام علیک یا ابا عبدالله انت لي جنه من الْعَذَاب. توسپر آتشی در برابر من هر دو ماندگارند، قرآن ماندگار است، امام حسین ماندگار است، امام رضا(ع) درباره قرآن فرمود: قرآن مال یک زمان، غیر از یک زمان دیگر، یا یک جمعیت، غیر از دیگر، نه قرآن مربوط به همه ملتها و همه دوران هاست. امام حسین (ع) هم همینطور امام زین العابدین وقتی می خواست خداحافظی کند از کربلا، زینب کبری عرضه داشت، در این سرزمین پرچمی بر افراشته میشود که هرگز مندرس نخواهد شد. هر دو را از کودکی باید به بچه ها بیاموزیم، هم قرآن را هم عشق به امام حسین را، هر دو حکمت هستند، قرآن منار الحكمه، امام حسين، السلام علیک باب الحكمه، تشابه های امام حسین و قرآن خیلی زیباست، مخصوصاً ماه محرم، یک نگاهی به قرآن، یک نگاهی به امام حسین.

(خدا نگه دار شما)

4. امام حسین (ع) در قرآن

قسمت چهارم

سلام بر حسین پیشوای انسانها

چقدر خوب که عاشقان اباعبدالله، آیاتی که در شان امام حسین (ع) آمده و امامان معصوم فرمودند در حافظه داشته باشند، بر لب جاری کنند، در عزاداری ها وقتی قرآن تلاوت میشه این آیات را بخوانند. یکیش سوره شورا آیه 23، قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ في القربي» ای پیامبر، بگو من در برابر این زحمات هیچ پاداشی نمیخواهم چرا چرا یک پاداش میخوام، مگر اینکه به اهل بیتم به قربی محبت کنید. پرسیدند: یا رسول الله، منظور از قربی چیست؟ فرمود علی، فاطمه ، حسن و حسين. سوره احزاب آیه ۳۳، آیه آشنائی است إنَّما يُريدُ الله ليذهب عنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ یطهرکم تطهيرا. بیش از هفتاد حدیث از شیعه و سنی آمده که متطور از اهل بیت در این آیه امیر المؤمنين، فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین است که معصومند از پلیدی، از آلودگی. سوره آل عمران آیه ۶۱، آیه مباهله، فمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءنا و نسائکم وأنفسنا وأنفسكُمْ ثُمَّ نبتهل فَنجْعَل لَّعْنَتَ الله عَلَى الْكَاذبين. امام کاظم (ع) پس از قرائت این آیه فرمودند: مصادق این آیه، ابناءنا که در این آیه آمده : الحسن و الحسين، ونساءنا، فاطمه، و أنفُسَنَا على است. خوب عاشقان امام حسین، باید این آیه ها را ترنم کنند. سوره بقره آیه ۳۷، فتلقّى ءَادَم مِن رَبِّهِ كَلَمَات. آدم ابوالبشر از جانب پروردگارش کلماتی را دریافت کرد. حدیث داریم مقصود از این کلمات، توسل به پنج تن است. یا حمید بحق محمد ، يا عالى بحق علی، یا فاطر بحق فاطمه، يا محسن بحق الحسن ، يا قديم الاحسان بحق الحسين. سورة آل عمران آیه ۳۳: إِنَّ اللهَ اصْطَفَى آدَمَ وَ نوحاً و قَالَ إِبْرَاهِيم و آل عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمین » خداوند سوا کرده این خاندان ها را و این شخصیت ها را بر جهانیان. ذُرِّيَّةٌ بَعْضُهَا مِن بَعْضُ. اینها خانواده هایی هستند که مثل ریشه درختان با هم هستند از هم هستند. امام حسین (ع) در پاسخ محمد بن اشعث در روز عاشورا که پرسید کدام منزلت از پیامبر در شماست، این آیه را خواندند و امام رضا (ع) در برابر مأمون این آیه را خواندند، امام باقر(ع) فرمود: نحن منهم. ما از همین ذُریه هستیم. و نَحْنُ بَقيةُ تلك الْعِترة. ما ادامه این عترتی هستیم که در این آیات اشاره شده است. سورۀ دهر آیه 8 آیه ی آشنایی است. وَيُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبّهِ مِسْكِيناً و يَتِيماً و أَسِيرا. سوره زخرف، آیه ۲۸ : وَجَعَلَهَا كَلِمَةٌ بَاقِيَةً فِي عَقِبِهِ امیر المؤمنین فرمود: این آیه مربوط به ماهست. فی ما نُزِلَتْ هَذِهِ الآية. بعد فرمود: وَالْامَامَةُ فِي عَقَبِهِ الْحُسَين الی یوم القیامه. امامت در نسل حسین خواهد بود تا روز قیامت. آیات امام حسین رو حفظ کنیم. سورة الرحمن آیه ۱۹: مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيَان يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللؤلُؤُوَ الْمَرْجَانِ. امام صادق (ع) فرمود: علی و فاطمه، بحران من العلم العميقان، اینها دو دریای ژرف هستند و اللولو وَ الْمَرْجَان، حسن و حسین هستند. و آخرین آیه این برنامه، سوره فجر، آیه ۲۷: يَا أَیتها النَّفْسُ الْمُطْمَنَه. امام صادق (ع) فرمود: یعنی الحسین (ع)

خدا نگه دار شما

5.تربیت در خانه قرآنی

قسمت پنجم

امام حسین (ع) در خانه ای پرورش یافته که همه معلمان قرآن هستند. پیامبر، امیر المؤمنین، فاطمه زهرا. یک کسی از امام حسین پرسید: از پیامبر چه خاطره ای داری؟ فرمود: سوره قل هو الله را به من یاد داد، حالا چرا در بین این همه سوره، این سوره را که ماجراها دارد؟ امام حسین (ع) در یک فضای قرآنی زندگی میکنه یک خانه ای هست که مادرش حتی یک خدمتکاری که اون روزهای آخر عمر فاطمه زهرا به اون خونه قدم گذاشت، نه روخوانی و روان خوانی قرآن، مفاهیم قرآن را آنگونه برای فضه توضیح داد که تا سالیان دراز با قرآن جواب پرسش ها را، این خانه ای است که امام حسین درش بزرگ شده، امام حسین در خانه ای است که پدرش امیر المومین فرمود یکی از حق های فرزندان، بر عهده پدر و مادر آموزش قرآن است امام حسین در خانه ای بزرگ شده که مادر اون خانه فرمود: از همه دنیای شما ۳ چیز نزد من شیرین و محبوب است، یکیش تلاوت قرآن یکیش نگاه به چهره ی پیامبر یکی انفاق به محرومان. از امام حسین (ع) سوال شده از رسول خدا چه شنیدی؟ فرمود: شنیدم که فرمود: خداوند کارهای مهم و بزرگ را دوست دارد کارهای پست و حقیر را نمی پسندد. امام حسین (ع) از پیامبر معنای این آیه را پرسید و اولوا الارحام بعضهم اولا ببعض فی کتاب الله. فرمودند: سوگند به خدا که منظور پروردگار در این آیه جز شما نیستید، اولو الارحام یعنی شما، چون اولو الارحام یعنی فامیل خویشاوندان، اون خویشاوندی اصیلی که ملت ها با یک خانواده ریشه دار دارند، اون اهل بیت اند. پس اگر من از میان شما رفتم، پدرت علی، از هر کس دیگر به جانشینی من شایسته تر است و هرگاه پدرت در گذشت، برادرت حسن و پس از حسن ، تو به جانشینی لایق تری. عرض کردم: یا رسول خدا ! چه کسی پس از من؟ فرمود فرزندت علی، تا امام عصر(ع) را پیامبر اسم آوردند. محل پرورش این شخصیت که تا دنیا دنیاست، مصباح هدایت است یک خانه قرآنی ست. بیاییم خانه هامون را قرآنی تنظیم کنیم.

خدانگه دار شما

6. قرآن شفای دردها


قسمت ششم

امیر المؤمنین در نهج البلاغه می فرماید: قرآن شفاست. فان فیه شِفَاء مِن أكبر الدار. سخترین بیماری ها را شفا میده، بیماری های جسمی، بیماری های روحی، فردی، اجتماعی، از جمله همون بیماری هایی که توی خونه پیش میاد. امیر المؤمین میفرماید: یک قصه خوشمزه، فرزندم حسین بیمار شد، مادرش فاطمه او را نزد پیامبر برد. عرض کرد یا رسول الله! دعا کن خداوند به پسرم شفا دهد، خوب وقتی ما مریض میشیم باید دکتر بریم، موسی بن عمران مریض شده بود ، از خدا طلب شفا کرد. خداوند فرمود موسی برو دکتر. دکتر چیکار میکند، دوا میده، خدا چی کار میکنه، شفا میده، من یک کتاب دارم به نام الادعيه و الادويه. دعاها، دواها. ما در تربیت بچه هامون باید این دو را در نظر بگیریم، قرآن شفا بخش است. مادر بچه اش را آورده پیش پیامبر که دعا کنه برای خوب شدنش، پیغمبر فرمود دخترم! خداوند متعال همان کسی است که این بچه را به تو بخشیده او قادر است که او را شفا دهد. در اینجا بود که جبرئیل نازل شد و این خبر را آورد که چهل مرتبه سوره حمد را بر ظرف آبی بخوان، و اون آب را بر حسین بپاش و پیامبر این کار را کرد و بچه شفا پیدا کرد. یک قصه شیرین دیگه چقدر دل انگیز هست صدای قرآن پدر و مادر برای بچه ها. تا پایان عمر توی خاطرات شون هست. امام صادق (ع) فرمود: پدرم برام نقل کرد. معلوم میشه که این از خاطرات شیرینی که پدر ها برای بچه هاشون نقل میکردند که علی بن ابی طالب (ع) در حالی که امام حسن و امام حسین خدمت شون بودند، سوره قدر را قرائت میکردند امام حسین عرض کرد: پدر جان ! چقدر شنیدن داره تلاوت سوره قدر با صوت شما. یعنی خود اسلام به ما که فرموده: قرآن را با صوت حسن بخوانید، قشنگ تلاوت کنید این کتاب را که خاطره انگیز باشه. ابا عبدالله عرضه داشت: پدر جان ! خواندن شما شنیدن سوره از دهان مبارک شما شیرینی خاصی دارد. امیر المؤمنین فرمودند: ای فرزند رسول خدا و ای فرزند من از این سوره خاطره ای دارم که تو از اون خبر نداری. وقتی این سوره نازل شد پیامبر فرمود: این سوره مربوط به توست. ای وصی من ای سرپرست أمت ای ستیزگر با دشمنان من، تا روزی که بر انگیخته شوم. این سوره پس از من در شان برادرت حسن و تو و فرزندان توست، قرآن و امام حسین یک پیوند ناگسستنی دارند.

خدانگه دار شما

7. جنگ پاکی و پلیدی


قسمت هفتم

با مرگ معاویه، در نیمه رجب سال ۶۰ هجری، یزید بر تخت خلافت نشست و بلا فاصله نامه هایی به استانداران و فرمانداران نوشت و از جمله، به فرماندار مدینه نامه نوشت مثل بقیه. یک نامه هم خصوصی برای فرماندار مدینه نوشت که از این ۳ نفر بیعت بگیر اگر بیعت نکردند، سر از تن آنها جدا کن، حسین بن علی، عبداله بن زبیر، عبداله بن عمر. خوب! استاندار احضار کرد امام حسین (ع) را و خبر مُردن معاویه و به تخت نشستن یزید را داد و گفت: شما باید بیعت کنی، استاندارکیه؟ ولید. استاندار قبلی مروان مشاور استاندار فعلی ست، هر دو اونجا حاضرند. امام حسین (ع) فرمود: خوب! این کار بدی است. تنهائی در خلوت شبانه میخوای از من بیعت بگیری؟ صبر کن فردا که از همه خواستی بیعت بگیری من هم موضع خودم رو نشان خواهم داد. مروان استاندار قبلی به استاندار جدید گفت: همین الان او را در فشار بگذار. امام حسین (ع) فرمود: ای پلید تو میخوای مرا بزنی، منو بکشی، تو پلید هستی ای پر گناه، وای بر تو، به من فرمان می دهی بایزید که مردی فاسق است بیعت کنم. تو نفرین شده  رسول خدا هستی. یا عظيم الزلل. زلل یعنی لغزش ها. ای صاحب لغزشهای بزرگ. سپس فرمود: از من دور شو و به این آیه قرآن استناد کردند: إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبْ عَنكُم الرِّجْسَ أَهْلَ البَيِّيْت وَ يطهركم تطهیرا. یعنی اینجا جنگ پاکی و ناپاکی است. امام حسین به مروان فرموده تو پلیدی ما پاک هستیم جنگ امام حسین و یزید جنگ پاکی و ناپاکی است. پاکی بصورت کامل در مقابل ناپاکی. فکر نا پاک، عمل نا پاک، پول نا پاک، روح نا پاک. بعد فرمودند: ای مروان از من دور شو تو پلیدی، ما خاندان طهارتیم إِلَيْكَ عَني يَا عَدو الله. دور شو از من ای دشمن خدا. فَأَنَا أَهْلُ بَيْتُ رَسُولَ الله اَلْحَقِّ فِي نأ. حق درجبهه ماست. وَ بِالْحَقِّ تَنْطِقُ الْسِتَنَا. زبانهای ما به حق سخن میگوید. وَإِلكَ يَا مَرْوَانَ إِلَيْكَ عَنّى فَإِنَّكَ رِجْسٌ وأَنا اهل بيت الطَّهَارَة الَّذينَ أَنْزَلَ الله عَزَّ وَجَلٌ. ما خاندان طهارتیم. کسانی که این آیه براشون نازل شده. سوره احزاب آیه ۳۳.

آغاز نهضت امام حسین با این آیه شروع شده.

خدانگه دار شما

8. آغاز حرکت با توکل بر خدا


قسمت هشتم

امام حسین (ع) آماده بیرون رفتن از مدینه میشود. سندی باید از خودش به جا بگذاره. رهبران بزرگ، تحلیل خودشان را برای آیندگان به روشنی به جا گذاشتند، تا درباره انها، از روی جفا کسی حرفی نزند. یک وصیت نامه نوشته امام و سپرده دست برادر خودش محمد بن حنفیه. من میخوام خیلی سریع این وصیت نامه را بخونم. جمله آخر این وصیت نامه یک آیه قرآن است. یعنی مهر وصیت نامه با آیه ای از قرآن ، یعنی امام حسین بر اساس نقشه قرآن حرکت میکند.

 بسم الله الرحمن الرحيم هذا ما اوصا به الحسين بن على الى أخيه محمد بن حنفیه. این وصیت نامه حالا ما هم بشینیم وصیت نامه بنویسیم برادر عزیز، خواهر گرامی، وصیت نامه کسی که مینویسه ثواب شهید داره، نشانه آینده نگری است. چطور دولت برای ۲۰ سال آینده، ۵۰ سال آینده، میشینه چشم انداز مینویسه، ما هم برای قیامتمون برای آینده مون وصیت نامه بنویسیم. إِنَّ الْحُسین يَشْهدُ الله لا إله الله وحده لا شريك له. ما توصیه شدیم وصیت نامه هامون را با گواهی به یکتایی خدا و نبوت پیامبر آغاز کنیم. جاء بالحق مِنْ عِنْدِهِ پیامبری که حق از جانب پروردگار آمد و گواهی می دهم که بهشت حق است، جهنم حق است، و قیامت آمدنی است. شکی در اون نیست و اینکه مرده ها در روز رستاخیز زنده خواهند شد، حالا هدفش را بیان میکنه، وَإِني لَمْ أَخْرُجَ أَسرَ  من برای خود خواهی قیام نکردم. ولا بطراً. برای خوشگذرانی نه، وَلَا مُفسداً. برای فساد انگیزی نه، وَ لَا ظلما. نه حرکت من ظالمانه نیست پس برای چی؟ وإنما خرجتُ لِطَلَبِ الإِصْلَاح في أُمَّة جَدي. قيام من براى اصلاح در امت جدم. اصلاح در دین نه، اصلاح در امت، من میخواهم امر به معروف کنم و نهی از منکر نمایم. الگوی من، پیامبر و پدرم امیر المومنین، هر کی قبول کند، حق اولاست و هر کس رد کند، من صبر میکنم تا تقدیر الهی برسد. وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمين. پایان بخش این وصیت نامه، این آیه قرآن است، سورۀ هود آیه ۸۸: وما توفيقي إلا بالله موفقیت من تنها در سایه مدد الهی ست، عليه توكلت. به او توکل میکنم وَ إِلَيْهِ أُنيب. به سوی او باز میگردم، این درسی است که امام حسین (ع) از روز اول به ما داده، پس از برنامه ریزی، توکل.

خدا نگه دار شما

9- خروج از مدینه در شرایط نا امنی


قسمت نهم

امام حسین (ع) در نهضتش آیات زیادی را تلاوت کردند، بیشتر اون آیه ها از داستان های انبیاست. پس معلوم میشه داستان های انبیا برای آیندگان الهام بخش است. یک قصه برای سرگرمی نیست، امام روز یکشنبه دو روز مانده به آخر ماه رجب به همراه فرزندان و خاندانش از مدینه به سوی مکه حرکت کردند. در حالی که این آیه را می خواندند: فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفاً يَتَرَقَهُ. آیه درباره موسی بن عمران رهبر یک انقلاب بزرگ در گذشته است، موسی (ع) بعد از اینکه حوادثی پیش آمد، یک کسی از کاخ فرعون که دوان دوان می آمد خبر آورد که ای موسی! فرار کن که تصمیم گرفتند تو را بکشند، معلوم میشه موسى بن عمران هم عامل نفوذی داشته توی دستگاه فرعون. امام حسین هم داشت. در مدینه کسانی را از طرف خودش گذاشت که اخبار را برای او گزارش کنند. فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفاً. موسی (ع) در حالی که ترسان بود، یَتَّرَقّب، دلواپس بود. خوب این دو کلمه بار منفی داره. هم ترسان بار منفی داره، هم دلواپس. یعنی یک رهبر انقلاب ترسو است. نه. بطور طبیعی، فضا فضای ترس است، بطور طبیعی فضا، فضای دلواپسی است. امام حسین (ع) از مدینه تو یک شرایط نا امنی شهر را ترک میکنه. موسی گفت: رَبِّ نَجنِی من القوم الظالمین. پروردگا را نجات بده مرا از مردم ستمگر. امام حسین (ع) با خوندن این آیه داره به مردم اون زمان و همه آینده ها می فهموند، من همچون موسی هستم، یزید مثل فرعون است، یزید ستمگراست. من هم برای نجات از این مشکل به خدا توکل میکنم. از خدا راه میجویم آیات موسی بن عمران پنج، شش آیه پشت سرهم، در همه مقاطع، ربّ داره. یعنی تلاش میکنه، برنامه ریزی میکنه افراد را همراه خودش میکنه. اما، دستانش هم به سوی آسمان هست، رهبران آسمانی امروز هم و در هر روزگار دیگر چشم امید دارند به آسمان، این رهبری امام حسین است، سوره قصص، آیه 22

خدا نگه دار شما

10- عاشورا


قسمت دهم

امام حسین (ع) با تمام فرماندهان نظامی فرق میکنه، شبیه ترین کس به پیامبر، شبیه ترین کس به امیرالمومنیناست. جنگش برای خدا، در راه خدا و برای جلب رضایت خداست. شب عاشورا، اصحابش را جمع کرد یک خطبه ای خواند، خدا را سپاس گفت که قرآن را به ما تعلیم داده. به قول امروزی ها، این سند بالادستی این پشتوانه نهضت امام حسین است، خدا را سپاس گفت که فقه را یعنی فهم عمیق دین را به ما داده، خدا را سپاس گفت که شهامت و شجاعت را، و آمادگی برای شهادت را به ما داده، صبح عاشورا که با اصحابش نماز گذارد. خاطرات شیرینی از اعزام اصحاب دارد. یکی یکی امام حسین (ع) این ها را که همه دیشب فرمود: من خوبتر از شما یارانی سراغ ندارم و خوبتر از خاندانم، اهل بیتی را سراغ ندارم این هایی را که اعزام میکرد توصیه هایی میکرد، بعضی از این توصیه ها که در تاریخ ثبت شده است. به یارانش می فرمود: با آیات قرآن با دشمن سخن بگویید. ببین این یک معلم قرآن است. این فرمانده جنگ مصطلح نیست، یک فرمانده جنگ متفاوت است. به بریر یا به زهیر یا به حبیب یا به دیگران می فرمود: با آیات قرآن با آنان سخن بگویید، یعنی امام حسین فدائی قرآن است. پیغمبر فرمود: قرآن و اهل بیت من دو ثقل هستند، ولی قرآن سنگین تر است. اگر یک وقتی بنا باشه یکی فدای دیگری بشود، اهل بیت من باید فدای قرآن بشوند، امروز عزاداران حسینی، حواشون باید جمع باشد امام حسین با اون عظمتش فدای قرآن شده، بیائیم به عشق امام حسین، به آیات قرآن مسلح بشیم. با آیات قرآن به جنگ تهاجم دشمن برویم با آیات قرآن بچه هامون را تسکین بدهیم، بر اساس نقشه قرآن بچه هامون را تربیت بکنیم این چیزی است که روز قیامت پیامبر فرمود من از شما راجع به این دو سؤال خواهم کرد. با قرآن چه کردید؟ با اهل بیتم چه کردید؟ حتی در یک پیش گویی پیامبر فرمود: فردا بعضی از شما وقتی من بپرسم، سر به زیر و شرمنده خواهید بود. نه برای قرآن کاری کردید، نه برای اهل بیتم. روز عاشورا پیام مهمش احتزاز پرچم قرآن است. امام حسین (ع) اون ساعت آخر که طفل معصومش را ، شش ماه الله را سر دست گرفت قرآن بوده، قرآن سر دست گرفته. یک دستش شیر خواره، یک دستش قرآن. ای کاش اون روز، این تیم های تصویر برداری می بودند این صحنه زیبا را منعکس میکردند اتمام حجت امام حسین (ع) به آیندگان ایناست. از این کتاب غافل نشید.

خدا نگه دار شما

11- مرگ سنت الهی


قسمت یازدهم

شخصیت های بزرگ شیعه، مثل مرحوم شیخ مفید، نوشته اند که امام حسین در راه مدینه تا مکه حرکت میکردند. گروه هایی از جن و فرشته ها آمدند و خواستند به امام کمک کنند. خوب این سابقه داره، در زمان حضرت ابراهیم در زمان حضرت موسی (ع) که گاهی جن یا فرشته ها می آمدند برای کمک ابراهیم (ع) که در آتش انداختند، جبرئیل آمد و گفت: کمک میخوای؟ فرمود: کمک میخوام ولی از تو نه. ماجراهایی دارد. حالا گروهی از جن و فرشته ها آمدند برای کمک. امام حسین (ع) این دو آیه قرآن را میخواند : آیه ۷۸ از سورۀ نساء: أينما تكونوا. هر کجا که باشید، يُدْرِكُكُمُ المَوتُ. مرگ به سراغ شما میاد، وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوج مُشَيَّده. حتی اگر در برج های مستحکم بتن آرمه باشید. بسیاری که شانه خالی میکنند از زیر بار مسئولیت مال ترس از مرگ است. امام حسین (ع) از همین آغاز دارند اعلام میکند من از مرگ نمی ترسم. این مرگ، سراغ همه میاد. دیر یا زود. سُنت خداست. این را اگر ما داشته باشیم، جرأت و جسارت طرفداری از حق در ما اوج میگیره. و آیه دو ام را که خوندند: سوره آل عمران آیه ١٥٤: درباره جنگ اُحد که در جنگ احد بعضی ها می گفتند که اگر ما مثلاً نیامده بودیم اینجا مثلاً کشته نمی شدیم یا بعضی ها نمی اومدند. تجزیه تحلیل میکردند، تأسف میخوردند بعضی ها. آیه نازل شد: لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ.

اون هایی که کشته شدند، براشون نوشته شده بوده در تقدیرات الهی. خودشون با پای خودشون می آیند به مقتل، به مضجع همان مقتل. حالا شما غصه بخوری که کاشکی نمی اومدیم، نمی اومدی، توی همون شهر می مردی یک زلزله ای می آمد، یک حادثه ای پیش می اومد، کپسول گاز عرض به خدمت شما می ترکید ما یک همسایه ای در قم داشتیم. این در موشک باران وسایل خودش را جمع کرد بره مشهد زندگی کند. چون اونجا موشک نمی خوره. رسید مشهد دنبال خونه اجاره ای بود. دو تا مشهدی داشتند دعوا میکردند، یکی یک پاره آجری پرت کرد و خورد به این همسایه ی ما و افتاد و مرد. نباید ما در انجام وظیفه از مرگ بترسیم. این را امام حسین به ما یاد داده. حتی فرشته ها اومدند کمک، جنی ها اومدند کمک. میفرماید با پای خودشون کسانی که برای اون ها شهادت نوشته شده به سمت مقتل حرکت میکنند. یعنی ما نمی ترسیم

خدانگهدار شما

امام علی در آینه قرآن


امام علی در آینه قرآن

قسمت اول: 

بسم الله الرحمن الرحيم

تهنیت عرض میکنم عید سعید غدیر را، این را امام رضا(ع) به ما یاد داده، فرمود: برای عید سعید غدیر بهم تبریک بگویید، لباس نو بپوشید، به دیدن هم برید، اگر با هم قهر هستید، آشتی بکنید، عیدی بدهید به هم، عطریات ،انگشتر، پول نو، غذا، و از همه بالاتر، امیرالمؤمنین را بشناسید، علی شناسی، پنج راه داره، یکی ببینیم قرآن چی،گفته یکی پیامبر چه فرموده، یکی خود امیر المؤمنین چگونه خودش را معرفی کرده، یکی امامان بعد، ائمه، یکی هم دشمنان. ما اون اولی را انتخاب کردیم کتاب خدا، سوره مبارکه بقره آیه ۲۰۷، از نشانه های فرخندگی شخصیت امیرالمومنین است.

ومن الناس يشرى نفسه ابتها مرضات الله . در بین مردم یک کسانی هستند که جانشان را میفروشند به خدا، نه در برابر بهشت ، و نه به خاطر نجات از دوزخ، فقط برای جلب رضای خدا، درجه یک ، والله روف بالعباد، پاداش اینها رحمت خداست و خداوند بر بندگانش مهربان است پیغمبر مطلع شد از طریق آسمان که چهل تروریست در سحرگاه فردا میخواهند او را بکشند، امیر المؤمنین را صدا زد، علی جان حاضری به جای من بخوابی، عرصه داشت یا رسول الله ، اولین کسی که به شما گفته جانم فدایت، منم. با کمال میل. از این آیه می فهمیم که پیش مرگ شدن اولیاء خدا، این افتخاری که قرآن به ما یاد میده ، این شخصیتی که راهبری میکند، راهنمایی میکند ملت ها راه من جانم را غذای او میکنم، این خیلی ارزشمنده، و امیر المؤمنین این کار را کرده، امیر المؤمنین را در آینده قرآن تماشا کنید.

دانلود فایل صوتی


قسمت دوم: 

بسم الله الرحمن الرحيم

فضای جامعه ما باید معطر باشد به نام امیر المؤمنين . پیامبر فرمودند: زینو مجالسکم بذکر علی ، بیارائید مجالس و محافلتون را با یاد این شخصیت، بهترین راه شناخت امیر المؤمین (ع) قرآن، امام هادی یک زیارتنامه ای را به ما یاد داده که نردیک ۵۰ آیه قرآن، در این زیارتنامه درج شده می تونیم اسمش رو بگذاریم، امام علی در آینه قرآن، یکی از اون آیه ها، سوره احزاب آیه۳۳، این عدد را خواهش میکنم حفظ کنید، این یکی از کدهای شخصیتی امیرالمؤمنین است، غروب هنگامی بوده در سمت مغرب، آسمان غبار آلود شد، پیامبر ام سلمه را صدازد . أم سلمه اول عبای یمنی مرا بیاور و برو این چهار نفر را صدا بزن ، علی، فاطمه، حسن وحسين . أم سلمه هم با سرعت این کار را کرد و پیامبر اون عبارا روی خودش و اون چهار نفر کشید، جبرئیل نازل شد، این آیه را آورد. ارادتمندان به اهل بیت، خیلی هاشون این آیه را حفظ اند:

إنما يُريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيب و يظهركم تطهيرا ، إنما يعني فقط خدا برای شما این کار را کرده، اراده کرده، اراده خدا هم بر همه اراده ها غالب است، چه اراده ای کرده ،که شما پنج نفر راه شما اهل بیت را پاک کند از گناهان، از آلودگی ها، از انحرافات در پایان هم می فرماید: و يطهر کنم تطهرا یعنی کاملاً ، کاملاً شما را پاکیزه کند، اونوقت امير المومنین ، فاطمه زهرا ، امام حسن امام حسین وائمه، در افتخاراتشون این آیه را به زبان جاری میکردند سالار شهیدان در نهضتش اولین آیه ای که خونده این آیه است، فاطمه زهرا در خطبه فدک، به این ایه استناد کرده یعنی ما پاکان هستیم ، رهبری جامعه نباید به دست یک آدم منحرف باشه، یک مشرک، یک ظالم ، یک فاسق، قرآن می فرماید: لا تُطِيعُو أمر المُسرفين لا تُطعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَة لا تطع عاصم او کفوراً . پس در پیروی و رهبری شاخص هایی وجود دارد، یکیش همین پاکی، یعنی کسی که راهنما و راهبر جامعه هست، خودش باید از انحراف پاک باشه از گناه پاک باشه، دستش از آلودگی به بیت المال پاک باشه، استبداد نداشته باشه، سابقه ظلم نداشته باشد ، این آیه ها را حفظ کنیم، به بچه هامون که ما پول میدیم بالاخره، دختر جون این پول رو بیگر، بگیم این به خاطر فقط این آیه است به عشق امیر المؤمن، آیه های امیرالمؤمنین رو حفظ کنیم.

دانلود فایل صوتی


قسمت سوم:

بسم الله الرحمن الرحيم

پیامبر فرمود: القرآن مع على و على مع القرآن، قرآن با علی است و علی با قرآن است، در ماههای آخر عمرش پیامبر بارها و بارها فرمودند: یک حرفی رو می خوام بهتون بزنم، آقایان ، خانمها ، حاضران به غایبان، پدران به فرزندان تا روز قیامت این حرف رو منتشر کنید، و اول این هست که من یه میراث گران بها به جا گذاشتم کتاب خدا، ثقل اکبر و اهل بیتم . این دو از هم جدا نمیشوند تا سر حوض کوثر. پس کتاب یعنی برنامه زندگی و امام یعنی پیشوایی که اون برنامه را در توضیح میدهد و اجرا میکند هر دو باهمند، متاسفانه از صدر اسلام یک عده ای کمر بستند این دو را از هم جدا کند ، گفتند حُسبُنَا ،کتاب الله کتاب کافیه، مثل اینکه بگیم برنامه کافیه، اصلاً ما دکتر نمیخوایم ، نسخه کافیه، نه نسخه دکتر میخواد ، باید اون نسخه را توضیح بده ، گاهی جراحی لازم داره باید بیاد تو اتاق عمل، خودش باید سرکشی کنه اون طبیب، نسخه تنها . یا بگیم قانون کافیه ، مجری نمی خوایم . سوره مائده آیه55، از آیه های است که همه ارادتمندان به امیر المؤمنین باید حفظ کنند ، إنما وليكم ، إنما يعنى فقط ، فقط رهبر شما، پیشوای شما صاحب اختیار شما، الله است، خوب این که روشن چون ما را آفریده، به ما روزی میرساند، هادی ماست، ناصرماست. ورسوله و ولی دیگر شما به فرمان خدا فرستاده اوست، خدا او را فرستاده ، این هم منطقش روشن . والذين آمنوا  امام صادق (ع) فرمود : منظور از والذین آمَنُوا ، جدم امير المؤمنين است، الذين يقيمون الصلاة ويؤتون الزكاة وهم راکعون ، آنان که نماز را به پا میدارند و در حال رکوع زکات میدهند ۲۸ بار در قرآن، زکات کنار صلاة، یعنی رابطه با  محرومان کنار رابطه با خدا این آیه اصلاً زکات او میده تو دل نماز ، یعنی در حال رکوع به محرومان توجه کن قصه اش را هم همه شما که این مطالب را می شنوید ، بلدید. مسائلی به مسجد آمد ، هر چه درخواست کمک کرد، کسی کمک نکرد، امیر المؤمنین (ع) هم در حال خوندن نماز نافله ظهر بودن نمازهای ما دو برابر این ۱۷ رکعت، نافله، داره، نافله میخوندند یعنی نماز مستحبی دستشون را دراز کردند و اون سائل آمد انگشتر امام (ع) را برد و این آیه نازل شده. برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین پادشاهی…

دانلود فایل صوتی


قسمت چهارم:

بسم الله الرحمن الرحيم

تهنیت عرض میکنم خدمت همه انسانهای آزاده و عزیزانی که این دقایق کوتاه را می شنوند، عید سعید غدیر را. تفاوت رهبری پیامبران و بقیه سلاطین، پادشاهان رئیس جمهورهایی که سوز مردم را داشتند ، میسوختند برای مردم ، برای خودشون فکر نمی کردند، رهبران آسمانی، دغدغه محرومان را داشتند، دغدغه فقرا، ضعفا، که و قرآن می فرماید: حریص علیکم پیامبر اسلام می سوخت ، برای شما یکی از آیه هایی که شیعه و سنی گفتند درباره حضرت علی (ع) هست ، سوره بقره، آیه ۲۷۴ می فرماید: الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم ، کسانی که دارایی خودشون را اتفاق میکنند بالیلِ در شب ، والنهار و روز ، سراً مخفی، و علانیه و آشکارا، این سبک زندگی مسلمانی ست که دارایی که خدا به ما داده، همه اش را نه، ممّا رَزَقْنَاهُم یک قسمتی را بدیم به دیگران. در تفسیر این آیه آمده امیرالمؤمنین (ع) ، آقای ما، مولای ما چهار درهم داشت، یک درهم را در روز یک در هم را در شب یک در هم را علنی و یک در هم را مخفی در راه خدا ، عشق میکرد. در تاریخ آمده، یک بار امام حسن مجتبی (ع) در روزگاری که پدرش پولدار بود. چون حضرت علی (ع) دو مقطع داره، به پسرش فرمود حسن جان یک سال هست جگر هوس کردم. امام حسن خیلی دلش سوخت و رفت جگر را تهیه کرد و به سیخ کشید و آتیش درست کرد و بوی این جگرا فقرا را جذب کرد، جمع شدند و هر سیخ جگری که آمده میشد،  میداد به یکی از فقرا، آخرش هم هیچی قسمت خودش نشد. اینه اینکه ما افتخار میکنم به حضرت علی (ع)، اینه. چه خوب که شبیه او بشیم. خوب کسانی که انفاق میکنند، پاداششون چیه. فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ ربهم، پاداششون نزد خدا ست .خدایی که اقیانوس رحمتش بی کران است. ولَا خَوف عَلَيْهِمْ وَلَاهُمْ يَحْزَنُونَ یک پاداش دیگر شون هم آرامش، امروز جهان محتاج آرامش. بیشترین دارویی که مردم دنیا حتی مردم ایران استفاده میکنند، قرص های آرام بخش. این بشر نیاز داره به آرامش، چگونه آرامش به دست می آد و بذکر الله تَطْمَئن الْقُلُوب، با همسر، با خانه با شب، یکی هم با اتفاق. هر کی آرامش میخواد. یک کسی به حضرت علی (ع) گفت: من از مرگ میترسم. فرمود: الك مال، پول قایم کردی. گفت آره. فرمود: برو بده آرام میشیی. بیاییم شبیه مولا بشیم، بخشی از دارائی مون را به فقرا ، بدیم .یک جوانی را داماد کنیم، یک دختری را مجهز کنیم برای رفتن به خانه بخت.

دانلود فایل صوتی


قسمت پنجم:

بسم الله الرحمن الرحيم

از کلید واژه های غدیر واژه تبلیغ ، یعنی رساندن پیام، آیه ۱۷ از سوره مائده، اسمش آیه تبلیغ. يا أَيُّها الرَّسُولُ بَلَغَ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ آنچه از سوی پروردگارت نازل شده برسان. وَإِن لَّمْ تَفْعَل فما بلغت رسالته اگر این کار را انجام ندی رسالت خدا را نرسانده ای، پس پیام رسانی یک ماموریت فوق العاده مهم. پیامبر عزیز ما هم در روز غدیر خم ، دست امیر المؤمنین رو گرفت و طولانی ترین خطبه خودش رو خواند هر چند کلمه، هرچند جمله ای که می فرمود: این رو میفرمود آیا پیام خدا را رساندم، همه جواب میدادند: بله ، از چهار طرف. حالا پیغمبر فرمود شما ماموریت دارید این پیام رو به دیگران برسانید. و ليبلغ ، یعنی باید پیام رسانی و کند ، الشاهد، الغائب ، حاضران این پیام را به آیندگان برساند. عید سعید غدیر که میشه ما بیش از بقیه ایام باید پیام غدیر را محتوای غدیر را هدف غدیر را مطالعه کنیم، به دیگران برسانیم این پیام رسانی هم مأموریت پیامبر هم مأموریت ما. متأسفانه در طول تاریخ ما با تجربه تلخی مواجه هستیم یهودی ها مسیحی ها، مأمور بودند، آمدن پیامبر اسلام را اطلاع رسانی کنند. قرآن میفرماید: يَكْتُمونَ مَا أَنزَلَ الله ، کتمان کردند آنچه را خدا نازل کرده ۱۲۰ هزار نفر در غدیر خم، اینها خاموش شدند. ۱۲۰ هزار نفر سخنان پیامبر رو شنیدند. چند ماه گذشته، امیرالمؤمنین (ع) ، فاطمه زهرا را بر شتری سوار کرده یکی یکی در خانه ها را ،میزنه آقا سلام علیکم شما غدیر بودی؟ بله. سخنان پیامبر رو شنیدی؟ بله. مرا می شناسی؟ بله. این خانم رو میشناسی؟ بله. حاضری بیایی کمک، متأسفانه سکوت میکرد، این آزمون سخت امت اسلامی بود. مهم ترین مسئله ای که اگر پیامبر اطلاع رسانی نمیکرد، گویا همۀ دین به انزوا می رفت، این موضوع را کتمان کردند. ما الان در روزگاری هستیم که خدا این مدال را به ما داده که. عید سعید غدیر رو جشن میگیریم، برای بچه هامون تعریف میکنیم و امانتی را که پیامبر در غدیر خم بیان کرد، ما هم به نسل های بعد می سپاریم، خیلی مسئولیتمون سنگین، ضمناً ما در روزگاری هستیم که انقلاب اسلامی رخ داده، جمهوری اسلامی رخ داده، این امانت را هم امام و شهیدان به ما سپردند، در لابلای چرخ دنده های دشواری های اجتماعی و سیاسی، یکهو به انزوا کشیده نشیم، بیدار باشیم.

دانلود فایل صوتی


قسمت ششم:

بسم الله الرحمن الرحيم

مسئله غدیر با مسئله حج گره خورده، اسلام دینی است اجتماعی، سیاسی، عبادی، ما در دین مسیحیان – یهودیان – بودائیان این چنین مراسمی را نداریم. با وسعت چند میلیون نفر، الان در یک مکان مقدسی جمع بشن و خدا را صدا بزند و مسائل جهان اسلام را با هم در میان بگذارند، مراسم حج که به پایان رسید، همه راهی شهر هاشون شدند همین که پیامبر از مکه بیرون آمد آیه ۶۷ سوره مائده نازل شد. ای پیامبر همه را جمع کن، این پیام را برسان. خوب خیلی کار سختی بود که صد هزار نفر یا کمتر یا بیشتر را در یک نقطه ای جمع کنند امکانات چی میشه غذا چی میشه مراسم که به پایان رسید این آیه نازل شد اليوم اکملت لكم دينكم حالا که علی رو معرفی کردی، شخصیتی برازنده، از همه داناتر از همه عادل تر از همه عالم تر از همه دلسوزتر از همه مدیرتر با تدبیر تر درجه یک. امروز دینم را ، اليوم أكلتُ لَكُمْ دِينَكُمْ امروز دین شما را کامل کردم ، وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نعمتی امروز نعمتم را بر شما تمام کردم ، من ميليونها ، ميليونها نعمت به شما دادم. اصلاً نمیتونید بشمارید ، وان تعدون نعمت الله اما اون که به این نعمتها حقیقت میده، رنگ درست می بخشد این یکیه که به بقیه نعمت ها و گرنه بقیه نعمت ها، میشه خورد و خوراک و لذت و تمام میشه. اونی که انسان را جاودانه میکند یک پیشوایی است که انسان ها را به خدا نزدیک میکند. « وَ رَضيتُ لَكُمُ الاسلام دینا » امروز از چنین اسلامی من راضی شدم، امروز را می تونیم اعلام کنیم روز یاس دشن، الْيَومَ يَأْسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دِینکم علامه امینی که رحمت خدا بر او باد، عالمی که عمرش را گذاشت برای ولایت امیرالمؤمنین، میگوید این چه روزی بوده با این مشخصات که دین کامل شده، نعمت تمام شده، خدا راضی شده، دشمن مأیوس شده حتماً یک روز مهمی است روزهای پیامبری پیامبر رو روی تخته بنویسیم، اول دونه درشت هاش، یکی بعثت پیامبر، یکی هجرت پیامبر یکی پیروزی بدر، اینها مثلاً ۱۰ ۱۲ روز میشه، ببینیم این آیه 3 سوره مائده با کدام قابل تطبیقه. یک کمی اگر توجه کنیم می بینیم که فقط و فقط با قصه غدیر قابل تطبيق ، چون بقیه حوادث بعثت دین هنوز کامل نشده بود هنوز آیات نازل نشده بوده، پس بعثت نیست. هجرت هم میانه راه هستند مسلمان ها، نیمی از قرآن هنوز نیامده ، پیروزی بدر هم مسلمان ها هراسی داشتند در أحد شکست خوردند. تنها روزی که می تونه این لباس این آیه برتن او بیاد روز غدیر خم هست. غدیر شناسان، علی دوستان، آیات غدیر رو حفظ کنید و به بچه هاتون جایزه بدید.

 

دانلود فایل صوتی


قسمت هفتم:

بسم الله الرحمن الرحيم

حقیقتاً تبریک عرض میکنم عید سعید غدیر را مطمئنم این تهنیت گفتن ها پاداش داره ، خدا دوست داره خدا رحمت کند پدر و مادرهای ما را که مهر امیر المومنین را در دلهای ما و ذکر یا علی را بر زبان ما نهادند. بهترین معرفی امیر المؤمین از قرآن. امام هادی (ع) در اون زیارت نامه به حدود ۵۰ آیه قرآن اشاره کردند، سوره نساء آیه ۱۷۶ یک آیه آشنائی ست، بچه های ما، مردم ما با این آیه آشنایی دارند، می فرماید: يا ايها الذين آمنوا ای کسانی که ایمان آورده اید. أطيعوا الله از خدا اطاعت کنید، چرا؟ چون خالق شماست، رازق شماست، هادی شماست، اول شماست، آخر شماست هستی شماست این که رد خور نداره.  وأطيعوا الرَّسُول از رسول خدا، چون ما انسان ها، اجتماعی زندگی میکنیم ، بالاخره باید به یک مقصدی حرکت بکنیم یک کسی لازم هست ما را بشناسه ، راه را بشناسه، آینده را بشناسه ، گذشته را بشناسه اون خواست، اول این نقشه را داده دست فرستاده ی خودش آمده میان ما پس از رسول، رسول هم از خودش هیچ حرفی ندارد، مَا يَنْطِقُ عَن الْهَوَى اولى من از روی هوس حرف نمیزنم، حرف های خدا را میزنم. پس از رسول هم باید اطاعت کنیم. اولی الامر منکم و از صاحبان امر فرمان قدرتمندها یعنی پادشاهان، رئسای جمهور از همه اطاعت کنیم. استاد بنده ، جناب حاج آقای قرائتی میفرمایند که با یک حساب دو دو تا چهارتا، میتونیم بفهمیم اولی الامر کیه، یک آیاتی در قرآن فرموده: لا تطيعوا از اینان اطاعت نکنید لا تتبعوا او از این آدمها پیروی نکنید. لا تًطِع اینها را باید بگذاریم منها بکنیم. پس از کی اطاعت کنیم ، میمونه پیامبر، امام معصوم اولی الامر به نظر شیعه یعنی امام معصوم، ولی فقيه اولی الامر نیست، اهل سنت میگن چرا هر کی سرکاره اولی الامر هست، ما عقیده مون اینه تا امام زمان (ع). ولی فقیه، نایب امام زمان (ع) هست. اولی الامر معصومه، تمام فرمان های او باید اطاعت بشه. بعد در ادامه می فرماید: فإن تنازعتم فی شئ، اگر در یک چیزی اختلاف پیدا کردید، فردو إلى الله ، مرجع حل اختلاف الله است. الله یعنی قرآن، والرسول و پیامبر است . إِن كُنتم تُؤْمِنُون بِالله وَالْيَوْمِ الْآخِرُ اگر به خدا و جهان آخرت ایمان دارید مرجع حل اختلاف باید خدا و رسول باشد. پیامبر هم تفویذ کرده به امیرالمومنین و دوازده معصوم را در روز غدیر خم به امت اسلامی معرفی کرده و ذلک خیر . این خوب یا این بهترین ، وأحسن تأويلا  خیلی خوش فرجام، آیات غدیر رو حفظ بکنیم در موردش گفتگو بکنیم.

دانلود فایل صوتی


قسمت هشتم:

بسم الله الرحمن الرحيم

تهنیت عرض میکنم عید سعید غدیر را و از خداوند زیارت نجف اشرف را برای شما و خودم تمنا میکنم. بهترین شناخت امیرالمومنین تماشای این شخصیت در آیینه قرآن است. سوره حشر آیه ۹ درباره ایثارگری امیرالمومنین علیه السلام. رهبری یکی از ویژگی هایش آن است که خود را فدای ملت میکند. معمولا در جمعیت هوایی که به سمت کوه میروند رهبر مراقب همه است که همه به سلامت به مقصد برسند. اگر حادثه ای برای کسی پیش بیاد از جان خودش مایه بگذارد از مال خودش مایه بگذارد. این آیه میفرماید وَيُؤثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِم کسانی هستند که ترجیه میدهند دیگران را به خودشان«وَلَو كَانَ بِهِم خَصَاصَة ولو اگر خودشان در مضیقه باشند. فقیر مسافری وارد مسجد پیامبر شد و هرچه دست دراز کرد کسی به او کمک نکرد. مردم هم ندارد بودند و خودشان در تحریم بودند. تحریم های که در طول تاریخ شاید تکرار نشود. آمد نزد پیامبر و پیامبر هم فرمودند من هم ندارم. یعنی شرایط آنقدر سخت بوده است که رهبر مسلمانان هم او را نمی‌تواند به خانه ببرد. امیرالمومنین را صدا زد. علی جان میشود این مسافر فقیر را به خانه ات مهمان کنی؟ آقا و مولای من و شما این فقیر را برد به خانه. غذا کم بود. هماهنگ کرد با خانم و بچه هایش که چراغ ها را کم کردند. سفره ای پهن کردند. برای همه طرف گذاشتند اما فقط ظرف مهمان را پر کردند و خودشان شروع کردند به طرف ها با قاشق ور رفتن. تا این مهمان غذا خورد و چراغ هارا روشن کردند و رفتند استراحت کنند. فردا امیرالمومنین به مسجد آمدند و پیامبر اکرم فرمودند علی دیشب چه کردی که این آیه برای تو نازل شده است. آقایان و خانم ها چه کیفی دارد که ما بیاییم شبیه این آقا بشویم. چه لذتی از این بالاتر. چرا مردم آنقدر حضرت ابوالفضل را دوست دارند؟ ارمنی ها هم دوستش دارند. غیر مسلمان ها هم دوستش دارند. به خاطر ایثار. یعنی برسیم به یک مرحله های که از این خود پرستی و خود پسندی فاصله بگیریم و لذت ببریم از خوشی دیگران، از موفقیت دیگران، از پیشرفت دیگران. خیلی آیه عجیبی است سوره حشر آیه ۹. در پایان میفرماید وَمَن يُوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَأُوْلَـئِكَ هُمُ ٱلمُفلِحُونَ فلاح آخرین قله ای است که مسلمانان باید به آن برسند. روز اول شعار این بود قولوا لااله الا الله تفلحوا بگویید جز خدا معبودی نیست تا به قله بلند برسید، پیروز بشوید. گاهی قرآن می‌فرماید عبادت کنید و تقوا داشته باشید، همه را می‌گیرد تا به فلاح برسید.

یکی از عامل هایی که مارا به فلاح میرساند ایثار است.

 

دانلود فایل صوتی


قسمت نهم:

بسم الله الرحمن الرحيم

تهنیت عرض می کنم عید سعید غدیر را. آسمانی ها حدیث داریم وقتی به هم میرسند، فرشته ها به هم میرسند تبریک می‌گویند، ما همرنگ آنها شویم. یکی از ویژگی‌های مهم مولای ما امیرالمومنین علیه السلام جهاد است.
قرآن کریم مردم را دو دسته می کند قاعدین یعنی نشستگان و مجاهدین یعنی فعالان در جبهه جنگ. هر دو را هم می فرماید به خیر هستند اما خیلی فاصله است بین آنها. سوره نساء  می فرماید: لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ ۚ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً ۚ وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ ۚ وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا. نشستگان از مومنان با فعالان در جبهه این ها مساوی نیستند.
یک کسی بود به نام عباس عموی پیامبر کلیددار کعبه بود و به حاجیان آب میداد و میگفت من خیلی مهم هستم. آیه نازل شد:«أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ وَجَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»
مثلا حالا یه کسی آمده یه مدرسه ساخته فرق میکنه با کسی که رزمنده است. نباید خودش را انقدر بکشد بالا. خداوند مجاهدین را که با مال و جان خود جهاد می‌کنند بر نشستگان ترجیح می‌دهد. وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ همه آخر عاقبت خوبی خواهند داشت ولی مجدداً تکرار میکند وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا. مجاهدان خیلی تفاوت داره اجرشان با کسانی که نشستند. فاطمه زهرا سلام الله علیها می فرماید از احد که برگشت تمام بدنش را جراحت پر کرده بود. هر زخمی را که مداوا می کردم زخم بغلی چشم باز می‌کرد تا آخر عمر این زخم ها آثارش بوده. این فرق می کند با کسانی که از احد فرار کردند نمی‌خواهیم اسمشان را بگویم یا آن کسی که جبهه نیامد. رزمندگان راهی تبوک شدند اینها رفتند کباب خوردن با خانم هاشون رفتند شروع عیاشی کردند. بعد هم که رزمندگان از جبهه آمدن خودشان را یه جوری جا زدند که بعد ها اگر مجوزی چیزی می خواهند… اینها فرق میکند.
ما در کشورمان هشت سال جنگ داشتیم  بعضی ها تا جنگ شد رفتند اروپا بعضی ها رفتن مشهد که موشک بهشون نخورد. فقط یادمان نرود جایگاه خودمان را. امیرالمومنین علیه السلام سردار جبهه‌های جنگ است.

دانلود فایل صوتی


قسمت دهم:

بسم الله الرحمن الرحيم

پیامبر عزیز ما می‌فرمود مسلمان‌ها شبیه من شوید. امیرالمومنین فرمود شیعیان شبیه من بشوید. عید غدیر فرصتی است که یک نگاهی به خودمان بیندازیم ببینیم شباهت داریم به آقا؟ آیات غدیر این خط را به ما می‌دهد که خودمان را مقایسه کنیم. یکی از این آیات سوره احزاب آیه 23 می فرماید: مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا. از بین مومنان شخصیت هایی هستند که عهدی را که با خدا هستند  وفادار می مانند. این آیه ای ست که امیرالمومنین علیه السلام خودش فرموده این آیه درباره من عمویم حمزه و برادرم جعفر. اینها کسانی هستند که وفادار ماندند به اسلام و دنبال منافع شخصی نرفتند. دنبال موقعیت های اجتماعی نرفتند. تمام عمرشان را حساب کنید چرا حضرت علی علیه السلام در دامادی خانه نداشته چرا پول نداشته برای عروسی شام تهیه کند؟ یعنی پول نداشته جنم نداشته؟ یا همه فرصت های جوانی اش را خرج انقلاب کرده و نرسیده برای خودش پول جمع کند. وفادار ماندن در راه عهدی که با خدا بستند از این جمعیت وفادار بعضی ها جان باختند و بعضی ها چشم انتظار هستند کی پایان عمرشان با خجستگی و فرخندگی فرا برسد و ما بدلوا تبدیلا.

سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه السلام در کربلا کنار شهیدان این آیه را می خواند. وقتی خبر شهادت مسلم بن عقیل را شنید این آیه را خواند. یعنی این صداقت که راستگوترین خود خداست، وَمَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدِيثًا. اگر ما شبیه خدا شویم پیامبر فرمود تخلقوا باخلاق الله اخلاق های خدا را در خود ایجاد کنید. ما که قرآن می خوانیم آخرش این را می گوییم صدق الله العلی العظیم ما هم راست بگوییم. راستی یکی در گفتار است یکی در رفتار ما یک پیمانی با خدا بستیم با پیامبر با امام زمان و با شهدا وفادار بمانیم. امیرالمومنین علیه السلام گاهی گلایه میکرد از یارانش به صورت خود می زد و اشک می ریخت. می‌فرمود معاویه چه یاران باوفایی دارد با اینکه او بر باطل است و من بر حق. یاران من گاهی سست هستند و به جان هم می‌افتند و تفرقه پیدا می‌کنند. نباید اینطور باشد که جسم‌ها کنار هم و روح‌ها از هم جدا باشد بیاییم شبیه امام علی شویم.

 

دانلود فایل صوتی

 

شرکت در مسابقه (زمان شرکت در مسابقه از پنجشنبه 15 تیرماه ساعت 20 لغایت شنبه 17 تیرماه ساعت 8 میباشد)

جلوه های قیام امام حسین علیه السلام

جلوه های قیام امام حسین علیه السلامقیام امام حسین(ع)

سلام بر حسین، پیشوای انسان ها. اگر کسی رصد کند قیام امام حسین علیه السلام را، از روز اول که نامه ی یزید به استاندار مدینه رسید و امام احضار شد تا لحظه ی شهادت، در قیام امام حسین علیه السلام خداپرستی، خداگرایی، دعا، ذکر، مسجد، اذان و نماز موج میزند.

اقامه نماز

امام حسین علیه السلام طی این حرکت پیوسته دستش به سمت آسمان، چشمش به سمت آسمان. فکر میکنه، تدبیر میکنه اما میدونه یه حرکت مهمی است که تا پایان تاریخ باید بماند. باید زیر نظر الله باشد. روزهایی که در مدینه بود پیوسته توسل پیدا میکرد به پیغمبر. وضو میگرفت نماز میخواند تا تصمیم دقیق و درستی را بگیرد. پیوسته به مسجد رفت و آمد میکرد. ۴ ماه و اندی هم که در مکه بود پیوسته نماز میگذارد تا روز تاسوعا رسید. بنا بود تاسوعا جنگ بشود. به برادرش ابالفضل العباس فرمود: برادر برو ببین میشه یک امشبی را وقت بگیری از دشمن. امام حسینی که عزیزه، منت نمیکشه، ولی یک امشبی را میخواد وقت بگیره. چرا ؟ چون خدا میداند( اِنّی احب الصلاه) من نماز را دوست دارم. عاشق نمازم. ( و تلاوت القرآن ) تلاوت قرآن را دوست دارم. ( و الاستغفار ) راز و نیاز با خدا را دوست دارم. تا در تاریخ بماند امام حسین علیه السلام به خاطر نماز منت کشیده از دشمن. انقدر نماز در ذهن او مهمه. دعا، قرآن .
بعضی از دوستان ما، شب های عاشورا تا شب یازدهم یک دور قرآن تلاوت میکنند. امام حسین(ع) بندگی خود را به نمایش گذاشت تا به ما بفهماند نماز چقدر اهمیت دارد. جماعت چقدر اهمیت دارد. اول وقت چقدر اهمیت دارد. دین، اون مغزش، بندگی خداست. اون باید به نمایش گذاشته شود. امام زین العابدین علیه السلام فرمود: عمه ی ما زینب(س) در طی این سفر اسارت، نماز های مستحبی را هم میخواند. اینها رهبران ما هستند. به نماز اهمیت بدیم. به نماز بچه هامون اهمیت بدیم.

بانوان پیام رسان عاشورا

امام حسین علیه السلام بانوان را به همراه خود برد. چرا؟ تا به تاریخ بفرماید از سهم بانوان غافل نشوید. بر اساس گزارش های قرآنی بانوان در نهضت های بزرگ پیامبران سهیم بودند.
مادر ابراهیم علیه السلام ۱۳ سال در نگهداشت رهبر انقلاب سهم داشت.
همسر ابراهیم علیه السلام، هاجر، یک مادر ایثارگر، که قبر او داخل مطافه. یعنی میلیون ها حاجی که به دور کعبه میگردند دور قبر این مادر هم طواف میکنند.
ابا عبدالله الحسین علیه السلام با هدف اصلاح جامعه بانوان را همراه خود آورده تا به تاریخ بفرماید از نقش زنان در اصلاح جامعه غافل نشوید. امروز شرایط، شرایط کروناست. بانوان پزشک، بانوان پرستار، بانوانی که هزاران هزار کمک های مومنانه به دست اونها انجام میشود. در دنیا، رهبر عزیز ما فرمود بی سابقه است چنین چیزی. حتی امام خمینی فرمود مردان را بانوان به خیابان ها کشاندند. سهم زنان در پیدایش انقلاب اسلامی ایران از سهم مردان کمتر نیست. دختران جامعه ی ما، زنان جامعه ی ما بخش اعظم مسئولیت به دوششون هست. اونها میتوانند دشمن را ذلیل کنند. دشمن را رسوا کنند.
زینب کبری پرورش یافته ی دامن فاطمه ی زهرا(س)، چه غوغایی کرد در کربلا. به حدی شد که ابی عبدالله الحسین علیه السلام عرضه داشت خواهر جان، در نمازت مرا دعا کن.
یعنی امام حسین ، رهبر یک انقلاب به دعای زینب کبری دل بسته. بانوان با صبوری خودشون، با تحمل خودشون ، با شکیبایی خودشون، با رساندن پیام شهیدان، با رسوا کردن دشمن غدار.
بعضی از بانوانی که در کربلا بودند ، دخترها، جوان ها تا ۵۰ سال بعد از این شهر به اون شهر با شعرخوانی، با سخنوری، بیداری ایجاد میکردند. از نقش بانوان در پیشرفت انقلاب ها غافل نشویم .

برپایی امر به معروف و نهی از منکر

امام حسین علیه السلام در وصیت نامه اش هم هدف را، آرمان را روشن کرد، هم ساز و کار رسیدن به اصلاح جامعه را. فرمود: (ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر ) من میخواهم از ساز و کار امر به معروف و نهی از منکر استفاده کنم .

قرآن کریم میفرماید:( الله ولی الذین ءامنوا ) سرپرست مومنان الله است و در سوره مائده میفرماید پس از الله، رسول الله. ( انما ولیکم الله و رسوله و المومنون )
مومنان هم نسبت به هم اختیار دارند. ( المومنون و المومنات بعضهم اولیاء بعض )
کسی حق نداره بگه به تو چه. همه ی ما نسبت به هم یه ولایتی داریم. خدا این ولایت رو قرار داده .
در روزگار امام حسین علیه السلام امر به معروف، نهی از منکر تعطیل شده بود. به تعبیر شهید مطهری میفرماید: یه فرهنگ به من چه، به تو چه رواج پیدا کرده بود. امام حسین علیه السلام با بیداری امت اسلامی میخواهد به همه یه سهمی بدهد .
همه موظف اند. نوجوان ها، جوان ها، میانسال ها، بزرگ ها، خانم ها، آقایان، اقشار، اصناف همه در اصلاح جامعه سهم دارند. در این برنامه کوتاه میخوایم بگیم امر به معروف و نهی از منکر مربوط به چه حوزه هایی از زندگی ما میشود. این حدیث به ما راهنمایی میکند. میفرماید: (بهما تقام الفرائض)
حوزه ی اول : امر به معروف و نهی از منکر واجباته .
توجه داشته باشیم هموطنان ما، هم کیشان ما، هم شهریان ما نماز میخونن، روزه میگیرن، حج میروند، خمس میدهند، حجاب دارند. این حوزه ی اول
حوزه دوم : امنیت( و تامن المذاهب ) مذهب یعنی راه.
امنیت جاده ها، خیابان ها، شهر ها. یکی از حوزه های امر به معروفه .
حوزه ی سوم اقتصاد، کسب و کار ( و تحل المکاسب ) حلال بودن کسب و کارها.
قرآن کریم میفرماید بعضی از چیزها حلاله، بعضی حرامه، بعضی درآمد ها حرامه، کثیفه.
امر به معروف که هم وظیفه ی حکومت است هم یکایک مردم در حوزه ی اقتصاد و کسب و کار باید ورود پیدا بکنه. این درآمد حرومه، این درآمد حلاله.
(و تردّ المظالم ) حوزه ی چهارم : حقوق مردم. مظلمه یعنی حقی که از کسی به گردن کسی هست .

نقش جوانان در قیام عاشورا

امام حسین علیه السلام جمعیت کمی را همراه خود آورده اما هر یکی از اونها به اندازه ی ملتی ارزش دارد. جوان ها بیش از همه میدرخشند. پیامبر عظیم الشان اسلام فرمود: من که آمدم ( حالفنی الشبّان ) پیمان بستند با من جوان ها.
قرآن کریم از جوانی به نام ابراهیم به عنوان یک امت، یک ملت ستایش میکند. یک جوان با روحیه ی جسور مومن که با پایداری خودش، با استقامت خودش توانست با ستاره پرست ها، با ماه پرست ها، با خورشید پرست ها، با بت پرست ها، با نمرود زمان در بیفتد و بالاخره آیین الهی را مستقر کند. محور شیرین ترین قصه ی قرآن یک نوجوانه: یوسف. و محور یک سوره مهم دیگر یک دختر جوان: مریم. جوانان بنی هاشمی در کربلا چه کردند ، شب عاشورا، روز عاشورا.
حضرت امام خمینی شاید صدها بار اشاره کردند که سنگینی بار انقلاب به دوش جوانها هست.
سالهاست که رهبر معظم انقلاب میفرمایند : آینده ی انقلاب را جوانها باید اداره کنند. مسئولیت ها به دوش جوانها باید گذاشته شود. ما در دهه ی اول انقلاب، استانداران بیست و چند ساله، فرماندار ۱۸ ساله، قاضی جوان، مسئولان جوان، پر تعداد داشتیم.
فرماندهان ما در دفاع ۸ ساله بسیارشون در سنین زیر ۳۰ سال حتی زیر ۲۰ سال.
به اثبات رساندند که جوانها پتانسیل قوی دارند. ظرفیت گسترده دارند.
امام حسین علیه السلام با این جوانها که بخشی شون قبل از محرم در کوفه، در قربت مسلم بن عقیل ایستادگی کردند تا شربت شهادت را نوشیدند مثل قیس بن مسهر. سلام خدا بر شهیدان کربلا که مدرسه ای را به روی ما گشودند که کلاس هایش هرگز تعطیل نشود.

صبر و پایداری

یکی از کلید های موفقیت امام حسین علیه السلام صبر، پایداری و مقاومت است. قرآن کریم میفرماید که ( فاصبر کما صبر اولوالعزم من الرسل ) ای پیامبر مقاومت کن همانگونه که پیامبران بزرگ که آیینی جهانی داشته اند، مقاومت کردند تا موفق شدند. ( فاصبر فما صبرک الا بالله ) برای صبر از خدا کمک بطلب. این فرمول شیرین رو همه ی ایرانیان میدانند که صبر و ظفر هر دو دوستان قدیم اند. بر اثر صبر نوبت ظفر آید. پیروزی، عزت، موفقیت در سایه ی ایستادگی است. کدام مکتشف ؟، کدام مخترع ؟ ، کدام مصلح ؟ بدون پایداری، بدون مقاومت تونسته به نتیجه برسه. باید ایستادگی کنیم. کلمه ی صبر رو در سخنان امام حسین علیه السلام از مدینه که راه افتادند تا لحظه ی شهادت نگاه کنید. الان سخنان امام حسین علیه السلام مکتوبه. چقدر این کلید واژه تکرار شده، صبراً یا بنی الکرام. بزرگ زادگان صبر کنید، ایستادگی کنید، پایداری کنید.
سید حسن نصر الله میگه با یک کلمه امام خمینی ما رو احیا کرد. من در جماران وضع اسف بار مسلمانان لبنان را برای امام خمینی توصیف کردم و کسب تکلیف کردم. امام خمینی یک کلمه به ما یاد داد: مقاومت. ما هم آمدیم حزبی تشکیل دادیم. تا ۲ سال به ما میخندیدند، طعنه میزدند. میگفتند حزب المجانین. اما جواب داد. مقاومت جواب داد.
امام حسین علیه السلام به تاریخ ثابت کرد که مظلومان میتونند با ایستادگی خودشون، با مقاومت خودشون حق خودشون رو بگیرند. حرف خودشون رو به کرسی بنشانند.قرآن میفرماید: ( ان الله مع الصابرین ) خدا پشتیبان مقاومت کنندگان است.
بهشت ۸ درب دارد . یکیش باب الصبر . کسانی که ایستادگی کردند. امیرالمؤمنین فرمود: صبر ۳ جوره : صبر بر گناه، صبر بر مصیبت، صبر بر طاعت. همه ی اینها قیمت داره. سالار شهیدان به ما یاد داد در مقابل تهدید دشمن پایداری کنیم. در مقابل تحمیل دشمن پایداری کنیم زیر بار اون نریم. در مقابل زورگویی دشمن پایداری کنیم. در برابر از دست دادن عزیزان و شهیدان پایداری کنیم. امام حسین علیه السلام حتی طفل ۶ ماهه ی خودش را داد و صبر کرد.
عرضه داشت این آسان است بر من که در پیشگاه خدا صبر میکنم. از امام صادق علیه السلام روایت شده که ما ( نحن الصُبَّر و شیعتنا اَصبر منّا ) ما صبر کنندگانیم اما شیعیان ما صبرشون از ما هم بیشتره. پرسیدند چگونه ؟
فرمودند: اونها در آخر الزمان میان. بدون اینکه ما رو ببینند به سیاهی روی کاغذ اعتقاد و باور دارن و دنبال راه ما می آیند. مقاومت آخر الزمانی ها را امام صادق علیه السلام ستایش فرموده.

ایثار و فداکاری

امام حسین علیه السلام خون قلبش را هدیه داد. چرا؟ تا مردم، ملت ها از گمراهی نجات پیدا کنند.
دوست دارم شمع باشم
در دل شب ها بسوزم
روشنی بخشم به جمعی و
خودم تنها بسوزم
امام حسین ایثار کرد، فداکاری کرد تا ملت ها بیدار بشن. مادرش زهرای مرضیه سیلی خورد تا امت اسلامی بیدار شود. پدرش امیرالمؤمنین ضربت خورد تا عدالت پایدار بماند .
امام حسین علیه السلام در روز عاشورا، همه ی هستی خودش رو نثار کرد اورد در پیشگاه خدا. فداکاری و ایثار به خاطر خدا.
ای خدایا این سرم، این پیکرم، این علمدار رشید، این اکبرم، این رقیه، این سکینه، این رباب. همه ی هستی اش را، عزیزانش را، فرزندانش را، برای اثبات دین خدا، پیاده شدن دین خدا، هدایت خلق خدا نثار کرد.
بعضی مال میدهند . بعضی جان میدهند . بعضی جوان میدهند. بعضی آسایش خودشون رو. امروز در شرایط کرونا انقدر مردم ایثارگری کرده اند. پزشکان، پرستاران، کادر درمان، اقشار مختلف مردم در کمک های مومنانه، با تکرار، مستمر، خالصانه. اینها راه امام حسین علیه السلام است.
موسسات خیریه ای که در ایران وجود داره چند ده هزار موسسه خیریه. بسیاریش نام اهل بیت رو بر خودش داره. هیئتی ها دست اندرکارش هستند. ایثار و فداکاری برای هدایت انسان ها، برای نجات انسان ها، برای معیشت انسان ها، برای خوشبختی انسان ها. چیزی است که امام حسین علیه السلام به ما یاد داد .
امام حسین میدانست کشته میشود ولی میدونست هدف مقدسی دارد. کشته شود ملت ها بیدار میشوند. عزیزانش به اسارت بروند آینده ها بیدار خواهند شد. فداکاری، یکی از درس های مهم امام حسین علیه السلام.
قرآن کریم ستایش میکنه از اصحاب پیغمبر که با چشم گریان می آمدند نزد پیغمبر تا اونها را راهی جبهه کند. پیغمبر هم میفرمود من ندارم، سلاح به اندازه ی همه ی شما ندارم. اونها با گریه برمیگشتند. ایثار و فداکاری یکی از درس های مهم امام حسین است.

وفاداری در قیام عاشورا

یا ابا عبدالله، خدا بین ما و تو جدایی نیندازد. پیوسته رهرو راه تو باشیم. شور حسینی ،شعور حسینی داشته باشیم.عزیزان من، سروران من، خواهران، برادران. امام حسین علیه السلام شب عاشورا، یارانش را با وفا، توصیف کرده. فرمود: من با وفاتر از شما سراغ ندارم. پای رهبرشون ایستادند. قرآن کریم میفرماید: نسبت به پیامبر، نسبت به رهبرتون باید ایمان داشته باشید. باید عشق داشته باشید. باید احترام بگذارید. باید جان فشانی کنید. و یاران امام حسین علیه السلام نسبت به رهبرشون این کار را کردند.
شب عاشورا، حسین بن علی…همه این روضه را بلدند. شب عاشورا، حسین بن علی علیهم السلام فرمودند چراغ ها را خاموش کنید. به اصحابش، به خاندانش فرمودند از این تاریکی شب استفاده کنید و این صحرا را ترک گویید. من بیعتم را برداشتم. فردا هرکس بماند کشته میشود. همه گریستند. لب به سخن گشودند. این کسی که برخاست حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، آقا علی اکبر، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، جوانها، پیرها، زهیر بن قین، اینها پا شدند اعلام وفا کردند. دل فرزند فاطمه را شاد کردند.
حتی در تاریخ آمده، امام حسین علیه السلام به یکی از اصحابش که با خانمش باهم اومده بودند کربلا فرمود: برو خانمت را صدا بزن تا به بقیه ی زنها بگوید از این تاریکی شب استفاده کنید، این صحرا رو ترک گویید. فردا هرکس بماند اسیر خواهد شد. این برادر رزمنده هم رفت پشت خیمه ها و خانمش رو صدا زد و اون خانم هم رفت پیام رو فرستاد. صدای شیونی از خیمه بانوان بلند شد که یعنی اهل بیت پیغمبر اینجا بمانند ما دنبال آسایش باشیم. اونها با اشک خودشون، بانوان، وفای خودشون رو نسبت به سالار شهیدان اعلام کردند.