قرآن و امام حسین ع- قسمت سی ام
اشتباه در برداشت
ویژه برنامه 40 قسمتی قرآن و امام حسین علیه السلام (مبانی قرآنی نهضت امام حسین(ع) و آیاتی که امام حسین در نهضتش خواندند و آیاتی که قرآن در شأن امام حسین فرموده است) به کارشناسی استاد سید جواد بهشتی
اشتباه در برداشت
دعوا بر سر چه بوده؟
شکر نعمت قرآن
فقط او میماند
منظور از نعمت در این آیه چیست؟
نتیجه بیعت شکنی
منطق معذرت در پیشگاه خدا
قسمت بیست و چهارم
امام حسین (ع) در مسیر عراق مواجه شد با لشکر حر. حر گفت: چرا شما به عراق می آی؟ امام علیه السلام فرمود: به من نامه نوشتند، نه یکی نه صدتا، نه هزارتا، پیش از ده هزار نفر به من نامه نوشتند، حر گفت من اطلاعی ندارم. امام فرمودند خیلی خوب اگر مردم منصرف شوند بیعت را شکستند، من بر میگردم. حر گفت: نه، اجازه برگشت هم نمی دهم. باید با ما همراه بشی چند منزلی. لشکر امام حسین (ع) با لشکر حر، همراه هم به موازات هم حرکت می کردند. امام علیه السلام هم در وقت نمازها، خطبه می خواندند. در یکی از آن خطبه ها فرمودند علت اینکه ما به کوفه می آئیم این هست: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهَا معذرة إلى الله. ما برای اینکه در پیشگاه خدا جوابی داشته باشیم، عذری داشته باشیم، خداوند به ما مسئولیت داده، مسئولیت هدایت، مسئولیت ارشاد، مسئولیت بیداری ملت ها، مسئولیت امر به معروف نهی از منکر، این کلمه: معذرة إلى الله اشاره ایست به آیاتی که در چند جای قرآن، از جمله سوره اعراف، آیات 163 و 164 آمده که بنی اسرائیل، بندر نشینانی بودند که به اونها گفته شد، شنبه ها را نباید کار بکنید، به نظافت و تعلیم و تربیت و دید و بازدید و اینها بپردازید. خداوند این را برای امتحان فرمودند. شغل بندر نشینان هم ماهی گیری بود. خداوند به ماهی ها فرمان داد. خدایی که فرمانروای عالم است، شنبه ها زیاد می آمدند کنار ساحل، یکشنبه، دوشنبه، سه شنبه چهارشنبه، پنجشنبه کم می آمدند. این بنی اسرائیل به طمع افتادند، وسوسه شدند که چی کار کنیم با این همه ماهی از کلاه شرعی استفاده کردند، یعنی یک کاری کردند به ظاهر، مخالفت توش نبود اما در باطن، فرقی نداشت، حوضچه هایی درست کردند. روزهای شنبه ماهی ها را به دام می انداختند یکشنبه ها می گرفتند بخونیم آیاتش را: وَسُئَلُهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كَانَتْ حَاضِرَةَ الْبَحْرِ. برو بپرس از اون منطقه ای که کنار دریا زندگی می کردند، إِذْ يُعْدُونَ فِي السبت، اینها قانون روز شنبه را بهم زدند. إِذْ تَأْتِيهِمْ حِينَا نَهُمْ يَوْمَ حِيتَانُهُمْ سبتهم شرعا. ماهی ها را روز های شنبه، گروه گروه می آمدند کنار ساحل ، و يوم لا يَسْتُونَ لا تَأْيتهم. روزهای غیر شنبه نمی آمدند. کذالک نبلُوهُم بِمَا كَانُوا يَفْسُقُونَ. ما آزمودیم اون ها را به خاطر تخلفاتشون، مردم در این قصه ۳ دسته شوند، گروه اول متخلفان. گروه دوم ساکت ها. گروه سوم آمران به معروف و ناهیان از منکر. وَ إِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْماً الله مُهْلِكُهُمْ أَو مُعَذِّبُهُم. ساکت ها به آمران به معروف می گفتند: برای چی شما کسانی را دارید موعظه می کنید که خدا اراده کرده اون ها را نابود کند یا عذاب کند به عذاب شدید. اون ها جواب دادند: قَالُوا مَعْذِرَةٌ إِلَى رَبكم برای اینکه ما عذری در پیشگاه خدا داشته باشیم. ما انسان هستیم در برابر دیگران مسئولیت داریم وَ لَعَلَّهُمْ يتقون. اینطور هم نیستش که امر به معروف بی اثر باشه چه بسا اثر بگذاره امام حسین (ع) علیرغم اینکه میدانست در کونه چه خبر هست به سمت کربلا آمدند هم به دلیل عذر در پیشگاه خدا هم به دلیل تأثیراتی که قیامشون در آینده خواهد داشت.
ما از خداییم و به سوی خدا میرویم
قسمت بیست و سوم
امام حسین (ع) پس از آنکه نامه های زیادی پر تعداد، بیش از ده هزار نفر امضا کرده بودند، از اهالی کوفه دریافت کرد. پسر عموی خودش، مسلم بن عقیل را، راهی کوفه کرد و از او خواست به کوفه رسیدی ، اوضاع را برای من گزارش کن. در اون نامه هم نوشت که، مسلم برادر من و فرد مورد اعتماد من هست. مردم کوفه هم با او بیعت کردند. پشت سر او نماز می خواندند. جمعیت زیادی در مسجد کوفه، به مسلم اقتدا می کردند. اما متأسفانه وقتی ابن زیاد وارد کوفه شد، جمعی را با تهدید، جمعی را با تطمیع و وعده و وعید خرید. شرایط به گونه ای شد که مسلم بن عقیل، در شامگاهی در مسجد حتی یک نفر یاور نداشت به خانه زنی پناه برد، مرد اون زن هم که نیمه شب رسید و مسلم را در خانه خود دید گزارش کرد و فردای اون روز ماموران آمدند، ناجوانمردانه مسلم بن عقیل را مجروح کردند و آوردند نزد ابن زیاد. ابن زیاد هم گفتگوهایی با این قهرمان توحید انجام داده و بالاخره دستور داد سر از تن مسلم بن عقیل جدا کنند و پیکر پاکش را، از دارالعماره به زیر اندازند، ابن سلیم می گوید من و همراهم پس از مراسم حج، تلاش کردیم خود را به کاروان حسینی برسانیم، در منزل زرود رسیدیم به مسافری به نام بکیر که از کوفه می آمد و خبری با خود داشت، او گفت: از کوفه بیرون نیامدم، مگر اینکه مسلم و هانی را به قتل رسانده بودند و با چشم خود دیدم که بدن های پاک اون ها را در بازارهای کوفه، به زمین می کشاندند. او نگاه به قافله امام حسین (ع) رسیدیم و خبر را به امام داد. امام علیه السلام در حالی که اشک های مبارکش بر صورتش جاری بود، این آیه را تلاوت کرد. انا للله وانا اليه راجعون. همراهان و بنی هاشمی ها هم گریستند و صدای شیون زنان به گوش رسید و امام حسین (ع)، مجلس عزایی برای این شهیدان برگزار کرد. آیه ی انا للله و انا الیه راجعون یکی از مبانی اعتقادی ماست ما از خدائیم و بسوی خدا پر می کشیم. در سوره بقره آمده در جنگ بدر، اولین جنگ پیچیدۀ اسلام این آیه نازل شد: وَلَنَبْلُوَنكُم بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْف و الجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتُ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ. ما حتماً، حتماً شما را امتحان می کنیم به ترس از دشمن، به گرسنگی، به دادن جان، به دادن فرزند و مشکلات اقتصادی، و بشارت باد صابران را. آنان که تفکرشان این بود، ما از خدا هستیم به سوی خدا پر می کشیم. در جهانی هستیم که آغاز روشن و پایان روشن دارد. این جهان بینی امام حسین (ع) از آیاتی که امام حسین (ع) در این سفر را خواندند، این آیه است.
رهبری و رهروی
قسمت بیست و دوم
مرحوم شیخ صدوق نقل کرده که در سفر امام حسین (ع) از حجاز به عراق، وقتی رسیدند به منزل سعلويه، شخصی خدمت حسین بن علی (ع) رسید و تفسیر این آیه قرآن را پرسید: يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أَناَس بامامهم. قیامت روزی ست که ما هر جمعی را با پیشوایشان صدا می زنیم، فرا میخوانیم. امام حسین (ع) در پاسخ کسی که تفسیر این آیه را پرسید فرمودند: إِمَامٌ دَعوا إلى هُدَى في أَجَابُ إِلَيْهِ. دو امام داریم، به قول قرآن امام نار و امام نور. پیشوایی که رهروانش را جهنمی و بد بخت می کند و پیشوانی که رهروانش را سعادتمند می کند. امام در اینجا می فرماید امامی هست که دعوت میکند به هدایت جمعی به او لبیک می گویند و امامی هست که دعوت می کند به گمراهی و جمع دیگری به او لبیک می گویند. هؤلاء فِي الْجَنَّهُ وَ هَؤُلاء فِي نَّارٍ. گروه اول در بهشت و گروه دوم در جهنم هستند. و هُوَ قُولُهُ تَعَالى فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةَ وَفَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ. سوره شورا آیه 7. جمعی در بهشت، جمعی در دوزخ. آیه ای را که امام حسین (ع) بهش اشاره فرمودند، سوره اسراء آیات 71 و 72. يَومَ نَدْعُوا كُلَّ أناس بإمامهم. قیامت روزی است که هر جمعی را با پیشوایشان فرا می خوانیم پس معلوم میشه در دنیا، موضوع رهبری فوق العاده مهم است و نمی توانیم بی تفاوت باشیم. بعضی در زمان امام حسین (ع) ، زیر چتر رهبری یزند رفتند. بعضی زیر چتر رهبری امام حسین (ع). جمع زیادی هم می گفتند نه یزیدی نه حسینی. ولی اون ها می دونستند که نه یزیدی، نه حسینی نمیشه. این جهان جهانی است که قصه پیرو و رهبر درش قطعی ست. فَمَن اتى كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُولَنكَ يُقْرَؤُنَ كِتَابَهُمْ وَلَا يُظْلَمُونَ فتیلا. کسانی که کارنامه شون به دست راستشون هست اینها کارنامه شون را می خوانند و ذره ای به اونها ظلم نمی شود. اما، وَمَنْ كَانَ فِي هَذِهِ أَعْما. کسی که در این دنیا کور بوده، پیشوایی نداشته، وَهُوَ فِي الْآخِرَةَ أَعْمَا وأَظل سبيلا. او در آخرت نابیناست و به بیراهه می رود. امام باقر(ع) فرمود: هر دین داری که، هر چی هم که عبادت بکند ، اما به امامی معتقد نباشه، فَسَعْيَهُ غِيرُ مقبول. امامت، امام رضا(ع) فرمود : عُسُ الإِسلام عنابي. ریشۀ اسلام پویاست. در سوره مبارکه قصص می خوانیم: وَيُرِيدُ أَن نَّهُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتَصعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ ائمه. ما اراده کرده ایم، مستضعفان در زمین را پیشوایان قرار بدهیم موضوع پیشوایی، فوق العاده مهم که امام حسین (ع) اینگونه یادآوری فرموده اند.
تبلیغات رسانه ای دشمن
قسمت بیست و یکم
پیامبر عزیز ما بارها و بارها می فرمود من دو میراث گران بها اینجا برای پس از خودم در بین امت به جا گذاشتم اگر تمسک پیدا کنید و جدی بگیرید این دو میراث را هرگز به بیراه نخواهید رفت. مَا إِنْ تمسكُتُمْ بِهِمَا لَنْ تَذِلُّوا اَبَدًا و إنهما لن یفترقا حتى يردا عَلَى الْحَوض. این دو میراث، قرآن و اهل بیت است. قرآن، برنامه زندگی، اهل بیت مفسران این کتاب. معنا کنندگان آیات کتاب خدا و پیاده کنندگان و حاکمانی که بر اساس این کتاب حکمرانی می کنند. متاسفانه تبلیغات رسانه ای دشمن به حدی پر شدت بود که امام حسینی که مفسر واقعی و حقیقی قرآن است، او پرورش یافته مکتب وحی است، ما در سلاممون به ائمه می گوئیم یا اهل بیت النبوه، ای خاندانی که نبوت در بین شما بوده. اونقدر تبلیغات زهرآگین انجام دادند که مردم را از دور امام حسین (ع) پراکنده کردند. امام علیه السلام در بین راه حجاز و عراق در منزل سعلویه، با مردی از اهل کوفه روبرو شد که پیداست که او بی عقیده بوده به امام حسین (ع). حضرت از او پرسید: اهل کدام شهری؟ او پاسخ داد کوفه امام فرمود ای برادر کوفی! ای کاش میشد، مدینه می آمدی خانه ما. أم والله لو لَقِيتُكَ بِل مَدينَةَ لَرَأَيْتُكَ أَفَرَجَةَ جِبَرئيل في دَارِنَا. اگر در مدینه به خانه ما می آمدی، اثر جای پای جبرئیل را در خانه خودمان به تو نشان میدادم. وَ نُزُوله بَلْ وَقيَ عَلَى جَدی. و آیاتی را که بر جد ما نازل کرده به تو نشان میدادیم، و يا اخى أقل الكوفه. ای برادر كوفى! « مِنْ عِنْدِنَا مُسْتَقِة العلم . سرچشه های علم در خاندان ما هست، یعنی به نظرتو أَفَعَلِمُوا وَجَهِلَنَا. دیگران آگاهی دارند، ما نادان هستیم؟ این نتیجه تبلیغات دشمن هَذَا مِنْ مَا لَا يَكُونَ. این شدنی نیست غیر ممکن است، در حدیث میخوانیم که أهل البيت أدربنا في البيت. اهل خانه، آشنا تر اند به آنچه در خانه است. خاندان پیامبر، آیات قرآن را کامل، دقیق، بر اساس تعلیمات الهی که از پیامبر دریافت کرده اند معنا می کردند. اون ها، مُخْتَلَفَ الْمَلَائِكَة. یعنی خانه ایشان محل رفت و آمد فرشتگان وَ مَحْبَطَ الْوَحى. محل نزول وحی بوده. ولی تبلیغات بی رحمانه دست کار را به جایی می رساند که به امام حسین، بی عقیده میشن، بد گمان میشن. دیگران را بالاتر می آورند. در زیارت امام هادی (ع) که برای روز عید غدیر خم هست میخوانیم خدا لعنت کند کسانی را که دیگران را با علی مقایسه کردند و به امیرالمؤمنین اجحاف کردند، مراقب تبلیغات زهر آگین دشمن باشیم.
دست انتقام الهی
قسمت بیستم
از نظر آیات قرآن خداوند هم مهر دارد، هم قهر. به مؤمنان، صالح وعده می دهد و به تبهکاران جبار، وعید می دهد هشدار می دهد. بارها در قرآن کلمه انتقام آمده. دست به انتقام الهي طبق اراده خدا در آستین است سوره زمر آیه 37 می فرماید: أَلَيْسَ اللهُ بِعَزِیز ذى انتقام. آیا خداوند، اول نیرومند انتقام گیری نیست؟ سوره مائده آیه 95 میفرماید: وَالله عَزيزٌ ذُو انتقام. خداوند نیرومند صاحب انتقام است و آیات دیگر. پیش از ورود امام حسین (ع) به مکه، عبدالله بن عمر پسر خلیفه دوم هم برای عمره مستحبی به انجام دادن کارهای شخصی در مکه بود. در مکه به دیدن امام حسین (ع) آمد و پیشنهاد صلح و سازش با یزید و بعیت با یزید را داد و امام را از عواقب مخالفت با طاغوت و اقدام به جنگ با یزید بر حذر داشت. گفت یزید هم پول داره، هم زور داره، مخالفت کنی کشته میشوی. مسلمانان هم قربانی این راه می شوند. من از رسول خدا شنیده ام که حسین کشته خواهد شد. و اگر مردم دست از یاری او بردارند. به ذلت و خواری مبتلا خواهند شد. ولی الان پیشنهادم بیعت است. امام علیه السلام در پاسخ او فرمودند: آیا نمی دونی داستان خواری روزگار را؟ که یک زمانی بود که سر پیامبر خدا، یحیی بن زکریا را هدیه بردند برای یک زن بدکاره بنی اسرائیل. یک آقایی عاشق این زن شده بود. او هم گفته بود اگر می خواهی از من کام بگیری باید سر یحیی را برای من بیاری. ای عبدالله بن عمر ا آیا نمیدانی که در یک سحرگاه، بین الطلوعین طلوع فجر طلوع خورشید 70 پیامبر را بنی اسرائیل کشتند. سپس همه رفتند تو بازارها به خرید و فروش مشغول شدند انگار که نه انگار کاری شده. و خداوند هم عجله نکرد در تنبیه اون ها. مهلت داد به آنها ولی سر موقع خودش. أَخَذ َهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ أَخْدِ عَزِيزِ انْتِقَامَ. اون ها را به وقت خودش گرفت و انتقام گرفت. إِتق اللَّهِ يَا أَبَا عَبْدِ الرَّحْمَن وَلَا تَدَعَ النصرت. حیا کن و از خدا بترس. نصرت مرا کنار نگذار. ولی عبدالله بن عمر هم یک خواهشی کرد و اون این که من میخواهم سینه شما را، گلوی شما را، که پیامبر بارها بوسیده، ببوسم و امام حسین را بوسید و به ظاهر یک کار تصنعی کرد و راهی مدینه شد جباران از دست انتقام الهی غافل نباشند.
قرآن و امام حسین ع- قسمت بیست و یکم
تلاوت سوزناک
قسمت نوزدهم
چقدر آدم غصه میخوره وقتی عزیزی را ناجوان مردانه می کشند. پاک ترین انسانها پیامبران هستند جانشینان پیامبران هستش. در دعای ندبه می خوانیم: . فعلى الأطائب من أهل بيت مُحمدٍ و عَلى، فلیبك الباكون. بر پاکان از خاندان محمد و علی باید بگریند، گریه کنند. در تاریخ آمده که یکی در جاده داشته می رفته بین حجاز و عراق، دید خیمه هایی نصب است. پیاده شده ببینه چه کسایی هستند. چه خبره. دید است صدای تلاوت قرآن سوزناکی به گوش میرسه. پرس و جو کرد، گفتند: حسین بن علی ست که داره قرآن می خونه. آقایان خانم ها ما در کتاب شریف اصول کافی، یک بایی داریم که قرآن را سوزناک بخوانیم محزون بخوانیم. إِنَّ الْقُرْآن نزلَ بالحزن فَقْدعُوهَا بِالحزان. تا در دل ها تأثیر بگذاره. یکی از انتظاراتی که قرآن از ما مسلمون ها داره، تأثیر است. این نوع خوندن هم باید یک جوری باشه که شنونده را تحت تأثیر قرار بده. رنگ از رخش بپره. اشکش جارى بشه، تو فکر بره، چون آیات قرآن بخش مهمش، انزار است، هشدار است، این انسان یک موجود سرکش، متکبر، طمع کار، شهوت ران، هوس باز، غافل، یک کسی باید تکونش بده. یک کسی باید دلش را بلرزونه. از طرفی ما هم اقتدا کنیم به امام به حسین (ع)، امامان ما همه شون قرآن را سوزناک می خواندند امام زین العابدین یک جوری قرآن را می خواند که وقتی سقاها از کوچه ها رد می شدند میخکوب می شدند. خوب اون مشکشون هم هی ازش آب می چکید. یک وقت می دیدند، کل آب مشک رفته. اونجا وایستاده، تو کوچه گریه می کردند باشنیدن قرآن امام زین العابدین. هم قرآن را درست بخوانیم هم سوزناک بخوانیم. هم به دنبال فهم و معناش باشیم. این نفر میگه من اجازه گرفتم و وارد خیمه ابی عبدالله شدم و دیدم قطره های اشک از صورت و محاسن حضرت سرازیر است. کی ما تا حالا اینچنین قرآنی خواندیم؟ قرآن می فرماید که سجداً و بکیئن. یک کسانی سجده می کنند، اشک می ریزند، قرآن خواندن همراه با گریستن. عرضه داشتم پدر و مادرم فدای تو ای فرزند دختر پیامبر. چه انگیزه ای تو را به این بیابان بی آب و علف کشانده؟ امام فرمود: إِنَّمَا أَولَاءُ الْقُومُ واخافونی. بنی امیه که مرا تهدید کردند، کوفیان هم نامه نوشتند اما می خواهند مرا بکشند. این وضع ما هست البته کوفیان با این کارشون، محرمات الهی را بی حرمتی می کنند، به همین خاطر وقتی به آیات الهی بی احترامی کردند، خدا یک کسانی را بر این ها حاکم خواهد کرد که خوار و ذلیل بشوند و همین طور هم شد امام حسین فرمود: مردم کوفه بجز مهلت کمی روی خوشی را نخواهند دید. یک کسی مثل حجاج بن یوسف وارد کوفه شد، گفت: سرهاتون را برای جدا شدن آماده کنید. ای اهل شقاق، ای اهل نفاق. اینقدر تحقیر کرد مردم را. آقایان خانم ها شما میدانید که تقریباً 35 هزار نفر کشته دادند کوفیان پس از قصه کربلا. انواع و اقسام درگیری هایی پیش می آمد. جوان می دادند، مردانشان را با ذلت می کشتند. حجاج بن یوسف دستور داد که حرکت کنید به سمت بصره. یک پیر مردی اومد و گفت: جوان های من توی همین گردان ها هستند. من مریضم. بلا فاصله دستور داد گردنش را زدند. بیاییم مثل امام حسین جوانمردانه، قرآن بخوانیم و آیات قرآن را در زندگی پیاده کنیم.
متولد ۱۳۳۳ در شهر کاشان است و تحصیلات حوزوی پایان خارج فقه دارد. وی سابقه فعالیتهایی چون مدیرکل قرآن، عترت و نماز وزارت آموزش و پرورش، مشاور وزیر آموزش و پرورش در همین حوزه و … دارد. همچنین صاحب تالیفات بسیار زیادی از جمله : تفسیر آیات خانواده در قرآن کریم، شیوههای دعوت به نماز، تأملی دوباره در ادبیات دینی و …هستند. وی کارشناس برجسته ستاد اقامه نماز و از تدوینگران محتوایی «درسهایی از قرآن» حجتالاسلام محسن قرائتی و کارشناس برنامه های فرهنگی و دینی به ویژه در عرصه برنامههای قرآنی صدا و سیماست.
