ویژه برنامه 40 قسمتی قرآن و امام حسین علیه السلام (مبانی قرآنی نهضت امام حسین(ع) و آیاتی که امام حسین در نهضتش خواندند و آیاتی که قرآن در شأن امام حسین فرموده است) به کارشناسی استاد سید جواد بهشتی


قرآن و امام حسین ع- قسمت هجدهم

تقدیرات الهی

امام حسین (ع) غیر از مبارزه، اعتقاد به ما یاد داد. حقایق ما را تصحیح کرد. یکی از اعتقادات بسیار پیچیده که همیشه هم اختلاف و دعوا سرش بوده، این هست که انسان آزاد است یا مجبور. یک عده ای طرفدار این شدند که انسان آزادست. خوب اختیار داده هر کار بخواد بکنه. یک عده هم طرفدار این هستند که انسان مجبور است، مجبور محیط، مجبور تاریخ، مجبور شرایط. اونی که امامان شیعه به ما یاد دادند، این که لَا جَبر. جبر نیست، وَلَا تَفییض. آزادی مطلق هم نیست.  بَلْ أَمر بَيْن الأمرين. یک چیزی بین این دو مثالی که استاد عزیزم حاج آقای قرائتی میزند. این که، خوب ما تو خونه هامون آب داریم، برق داریم، اینی که شیر آب را باز آب بیاد، یا کلید را بزنیم، برق روشن بشه دست ما هست یا دست اداره برق. میتونیم بگیم که هم دست ما هست هم دست اداره آب، اداره برق، یعنی این جهان یک فرمانروایی دارد، که همه فعل و انفعالات، تحت نظر او انجام میشه. از طرفی ما هم اختیاراتی داریم در یک چهار چوبه ای در یک محدوده ای اگر ما دانستیم خداوند چنین اراده ای دارد اینجا تسلیم میشویم. میگیم تسليم قضا و قدر الهی. امام حسین (ع) بارها و بارها در این سفر می فرمودند قضای الهی تقدیرات الهی این هست که ما در این سفر شرکت بکنیم، و لو میدانیم پایانش به شهادت ختم میشه. حتماً خیراتی دارد، برکاتی دارد، خدا این را برای ما خواسته این وظیفه را برای ما مشخص کرده، ما هم تسلیم هستیم. در راه مکه و عراق، امام حسین (ع) به یک شاعری بر می خورند به نام فرزدق که با مادرش او هم آمده بود حج. با امام حسین (ع) گفتگوهایی می کنند و از امام می پرسند: چرا شما با عجله مکه را ترک کردید؟ حضرت فرمودند که: لُوْ لَمْ أَعْجَلْ لأَخَذْتُ. من اگر عجله نمیکردم تو مکه مرا می گرفتند و می کشتند. نمیخواستم امنیت حرم الهی بهم بخوره. فرزدق خوب یک آدم فرهیخته ایست یک آدم فرزانه ایست. امام از او پرسید: اوضاع از چه قراره؟ او هم گفت: اوضاع کوفه از این قراره که دل های مردم با شماست. شمشیرهایشان علیه شماست. مقدرات هم دست خدا. امام به او فرمود: صَدَقة. ببینید؛ فرزدق داره یک حرفی را میزنه. شرایط اجتماعی را توضیح میده ولی یادش نمیره به لحاظ اعتقادی مقدرات همه دست خداست. در پاسخ فرمود: صَدّقةً. راست گفتی. لى الله الأمر. کاردست خداست. وَكُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأن. كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فی شان. یک آیه قرآن در سوره الرحمن، که من چند تا آیه دیگرش هم برای توضیح بیشتر میخوام برای شما بخوانم. در سوره الرحمن میخوانیم: و كُلُّ مَنْ عَلَيْهَا فان. همه کسانی که در این پهنه خاک زندگی می کنند، نابود می شوند. وَيَبْقَى وَجه ربک. ذات پروردگارت باقی می ماند. ذُو الْجَلال والا کرام. صاحب بزرگی، صاحب، عظمت است. پس همه می میرند. فَبِأَيِّ الآءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَان. به کدام یک از نعمت های پروردگار شما انکار می کنند. يسئلُهُ مَن فِي السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ. همۀ موجودات آسمانی و زمینی، دست نیازشون به سوی خدا دراز است. همه محتاج اند. مخلوق یعنی محتاج. كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِى شَأْنَ. در هر برهه ای خداوند فرمانروای عالم در یک کاری است. امامان ما تفسیر کردند این را گفتند معناش اینه: یک روز خداوند به یک جمعی قدرت میده. می آیند سرکار یک روز آنها را از الکه ی قدرت میاره پائین. یک روز یک کسانی به دنیا می آیند یک روز یک کسانی از دنیا میروند. یک روز، روزی می دهد و یک روز، روزی می گیرد. خدا ست. بر اساس قواعدی، حکیمانه خداوند این کار را می کند. من اگر دانستم این مسیر، مسیرالهی هست، تسلیم هستم. چرا؟ چون میدونم گفته داره برای من همه اش که نباید آسایش باشه همه اش که نباید شیرینی باشد. تلخی ها هم نقشه خداست. برکاتی درش هست. آیه بسیار مهمی ست. ما در این وقت کم به اندازه سواد مون گفتیم.

دانلود فایل صوتی

قرآن و امام حسین ع- قسمت نوزدهم

قرآن و امام حسین ع- قسمت هفدهم

مهمترن ماموریت حکمران

قسمت هفدهم

همه مردم ما شنیدند، بیش از ده هزار نامه، از طرف مردم کوفه برای امام حسین آمد. یکی از این نامه ها، حضرت نامه ای به کوفه نوشتند که تمرکزش روی قرآن است. مِنَ الْحُسَینَ بنَ عَلى إِلَى الْمَلاَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُسْلِمين. نامه ای ست از حسین بن علی به مؤمنان و مسلمانانی که در کوفه هستند. آغازش فرمودند: تا از قاصد های شما هانی و سعید آمدند، نامه ها را شما را برای من آوردند، وَ قَدْ فَهَمْتْ كُلَّ الَّذِي قَصَصْتُمْ وَذَكَرْتُمْ. مطالبی که شما گفتید من فهمیدم و اون این بود که ما امام نداریم، شما تشریف بیارید ما از شما تبعیت میکنیم. حالا امام حسین (ع) هنوز نرفته، مأموریت امام مسلمین را، حکمرانی مسلمین را، که این مأموریتش چیه؟ که این هم مربوط به خود امام حسین (ع)، هم هر حاکمی که در آینده بیاد خودش را به اسلام نسبت میده، فرمود: فَلأمْری به جان خودم قسم مَا الْإِمَام إِلا الْعَامِلَ بلکتاب، پیشوا، پیشوای جامعه اسلامی نیست مگر کسی که قرآن را پیاده کند. اصلاً پیشوایی در اسلام، چون جانشین پیامبر است، پیامبر هم آمده کتاب خدا را اجرا بکند، کتاب خدا را تعلیم بدهد، کتاب خدا را تحقق ببخشد وَ الْآخِذ بِالْقِسط، مأموریت دوم پیشوای اسلام، عدالت پیروری است، اجرای عدالت است. البته که وَدَّائِنَ الْحَقِّ. خود حکمران هم باید دین دار باشد. وَالْحَاَبْسَ نَفْسُهُ عَلَى ذَاتِ اللَّه. باید خودش را وقف بکنه برای خدا. پس در پیشانی کار یک حکمران مسلمان، حالا اگر توسعه بدیم از مقام رهبری گرفته تا بخشدار یک روستا، همه اینها حکمرانان مسلمان هستند. ازشون بپرسیم مأموریت اصلی شما چیست؟ باید جواب بده، قرآن. پیاده کردن آیات قرآن. هر کسی در حوزه خودش. یکی در حوزه گردشگری، یکی در حوزه طبابت و سلامت، یکی در حوزه اقتصاد، یکی در حوزه آموزش، هر کس باید نگاه بکنه نقشه راه را از قرآن باید بگیرد. آهای مسئولین، ای تمام کسانی که این مطالب را میشنوید و یک مسئولیتی به دوش شماست، رصد کنید ببینید، قرآن چه راهی را برای موضوع شما، ماموریت شما قرار داده. ما روز قیامت این را باید بگیم. پیشوای مسلمان، حکمران مسلمان، اولین و مهمترین مأموریتیش، پیاده کردن قرآن بود.

دانلود فایل صوتی

قرآن و امام حسین ع- قسمت هجدهم

قرآن و امام حسین ع- قسمت شانزدهم

دعوت مردم به قرآن

امام حسین (ع) آنگونه که ما در زیارت اربعین میخوانیم، تمام هستی اش را برای بیداری ملت ها داد، خون خودش را، عزیزانش را. از جمله ابزاری که امام حسین (ع) برای هدایت و بیداری اون انسان ها و آینده ها به کار برده، استفاده از نامه هست. بزرگان شیعه نامه های پیامبر و نامه های امامان را گردآوری کردند. شخصیت هایی مثل فیض کاشانی، مثل آیت الله احمدی نیانجی، در ده ها جلد. نامه های امام حسین خیلی خواندنی است. مخصوصاً در این هفت ماهه. از جمله، نامه ای که به مردم بصره نوشتند. آغاز نامه این هست که خداوند محمد صلی الله علیه و آله و سلم را انتخاب فرمود. إصطفى يعنى سوا کرد، و اکرمه بنبوته. معلوم هست امام حسین تداوم بخش جریان نبوت است. پیامبر را بزرگ داشت با نبوتش. وَ اخْتَارَهُ لرسألته. او را برگزید برای پیام رسانی تا اینکه عمر پیامبر به پایان رسید. بعد امام حسین فرمود حالا : ما وَكُنَّا أَهْلَهُ وَأَوْلَيَانَهُ وَأَوْصِيَائَهُ وَوَرَثَةٌ. ما خاندان اون پیامبر هستیم، جانشینان اون پیامبر هستیم و شایسته ترین افراد نسبت به جایگاه پیامبریم. ای مردم بصره، أنا أدعوكم إلى كتاب الله. من شما را به قرآن دعوت میکنم همه محتوای دعوت امام حسین (ع) قرآن است. عزادار حسینی باید قرآنی باشد. سینه زن حسینی باید حافظ قرآن باشد. عاشق قرآن باشد. دنبال فهم قرآن باشد الان امام حسین (ع) میخواد به مردم شهر ما نامه بنویسه نامه اش همین است. من شما را دعوت میکنم به قرآن. نمیشه ما پشت بکنیم به قرآن. بی اعتنا به قرآنباشیم. پس از قرآن، وَسُنَّت نبيّه. توضیحاتی که پیامبر برای تفسیر آیه ها، هر کسی نمیتونه قرآن را تفسیر کند. یک کسی که علم اللهی، آسمانی دارد. بود فرمودند: و سنت مرده. ان سنت قد أميتت والبدعة قد اوحییت. بدعت یعنی حرف های نو نادرست، اون ها جای سنت را گرفته. ای مردم بصره اگر گوش به حرف من بدید، من شما را به راه درست هدایت میکنم. والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته. ما در این مجموعه داریم قرآن و امام حسین را میگیم. اگر کسی پرسید، امام حسین ملت ها را به چه چیز دعوت میکرد، میگیم قرآن.

دعوت مردم به قرآن

قرآن و امام حسین ع- قسمت پانزدهم

سازشکاری با طاغوت

قسمت پانزدهم

خداشناسی زلال، صاف و درست را امام حسین به ما یاد داد ، بعضی ها خداشناسی شون رحمانی است ، یعنی فقط به رحمت های خدا توجه می کنند. اساس جهنم را میگن نه ، اصلا جهنم چیه؟ این را آخوندها درست کردند. اما خداشناسی که قرآن توصیف می کنه ، خدائی ست که هم مهر دارد هم قهر دارد هم رحمت دارد هم نغمت دارد. هم نوازش می کند هم سیلی می زند. یکی از کلماتی که در قرآن تکرار شده کلمه انتقام است، انتقام به خدا نسبت داده شده، سوره زمر آیه 37: أليس الله بعزیز ذی انتقام. آیا خداوند آن توانایی که صاحب انتقام است، نیست. یعنی خدا انتقام میگیره، سوره مائده آیه ۹۵: وَالله عَزيزٌ ذُو انتقام. خداوند قدرتمندی است که انتقام میگیرد. و همچنین در سوره آل عمران و سوره های دیگر. امام حسین (ع) یکی از دیدارهاش در مکه، با عبدالله بن عمر فرزند خلیفه دوم است. که او پیشنهاد بیعت با یزید را به امام حسین (ع) داده، امام حسین (ع) فرمود یزید یک آدم منحرف، شراب خوار، فاسق، دستش به بیت المال آلوده است. چطور میگید من با او بیعت کنم عبدالله بن عمر منطقش این بود. گفت: پول دست اول است، زور هم دست اول است، پس ما باید بیعت کنیم .امام حسین (ع) مطالبی را به او فرموده: از جمله به آیه ای از قرآن اشاره کرده. ما در این مجموعه بیشتر تا به آیه قرآن می رسیم، میخواهیم ایست بکنیم که هم تفکر امام حسین (ع) را بهش برسیم، هم آیات قرآن را باهاش آشنا بشیم. فرمود: یا ابا عبد الرحمن، کنیه پسر خلیفه دوم است. أم علِمت أَنَّ مِنَ الْهَوَا الدُّنَیا عَلَى الله أنَّ الرأس يحيى بن الذكريا أهدي إِلَى بَقِياً مِنْ بَقَايَا بَنِي إِسْرائيل. اینها از خواری روزگاران گذشته ای که این هست که سر یک پیامبر پاک را یعنی حضرت یحیی، برای زن بدکاره ای در بنی اسرائیل بردند. یکی عاشق یکی دیگه شده بود. اون خانم گفته بود اگر می بخوای از من کام بگیری، باید سر آن پیامبر را، یعنی تاریخ گذشته، نه برای سرگرمی ست، برای عبرت گیری است این تاریخ گذشته ست. أَمَ تَعْلَمُ أَنَّ بَنِي إِسْرَائیل کَانُوا يَقْتَلُونَ مَا بَيْنَ الطلوعِ الْفَجْرَ إِلَى طُلُوعَ الشَّمْسَ سَبْعِينَ نبیا. بین اذان صبح، این تاریخ گذشته ست، یزید هم اگر ما بهش میدان بدیم، یک چنین کارهایی میخواد بکنه ، بین اذان صبح تا طلوع آفتاب هفتاد پیامبر را گشتند. ثم يُجلَسُونَ فى أَسْوَاقِهِمْ. بعد هم رفتند تو بازارها نشستند در مغازه ها. يبيعون وَيَشْتَرُونَ. شروع کردند خرید و فروش کردن. كأَلَمْ يَصنعُوا شَيْئًا. انگار نه انگار که هیچ کاری را انجام داده باشند. خداوند هم اونها را عذاب نکرد مهلت داد. تا روزگاری که خداوند دست انتقامش بیرون آمد. وَأَخَذَهُمْ بَعْدَ ذَلِكَ أَخَذَ عزيز ذی انتقام. اون دست انتقام الهی بر اساس حکمتش، سروقت خودش بیرون میاد. إِتِّقِ الله حيا كن ، يااباعبد الرحمن. وَ لَا تَدَعَ نصرتی. یاری مرا کنار مگذار. تاریخ عبرتکده خوبی ست.

دانلود فایل صوتی

قرآن و امام حسین ع- قسمت شانزدهم

قرآن و امام حسین ع- قسمت چهاردهم

از خطر منافقین غافل نباشیم

قسمت چهاردهم

پیامبر عزیز ما که به مدینه آمدند یک جمعیتی درست شدند به نام منافقین. اینها از اسلام دنبال منافعی می گشتند. تظاهر به اسلام، برای اونها منافعی داشت. ما در قرآن، سوره ای به نام منافقین داریم آیات بسیاری در سوره بقره، سوره توبه، سورۀ آل عمران، نساء، برای خطر منافقین آمده. کسانی که به ظاهر میگن ما ایمان داریم اما ایمان ندارند ادعاشون هم خیلی زیاد هست. تأثیر پذیر شون هم خیلی کم است. سَوَاء عَلَيْهِمْ ءانْذَرْتُهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لا يُؤمنون. پیامبر عزیز ما فرمود: من از مشرک نمی ترسم. میرم به جنگش از مؤمن نمی ترسیم. آزارش به کسی نمی رسه. ولی از منافق می ترسم. امام حسین (ع) در مکه دیداری دارد با ابن عباس، از او پرسید، تحلیل تو از شرایط کنونی چیست؟ ابن عباس دو آیه قرآن خونده که هر دو دربارۀ منافقین هست. یکیش سورۀ توبه آیه ۵۴: أَنَّهُمْ کفروا بالله. اینها اصلاً خدا را قبول ندارند. اینها یعنی همون بنی امیه، همون جمعیتی که در مکه و مدینه بودند و به امام حسین بی اعتنایی میکردند. وَ بِرَسُولِهِ. پیامبر را هم قبول ندارند. خوب نماز میخونن چی؟

ولا يَأْتُونَ الصَّلوةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَی. نمازی را هم که میخوانند با بی نشاطی و کسالت میخونن. گاهی کمک میکند، وَلَا يُنفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَرِهُونَ. کمک هاشون هم بر اساس اغراضی ست. با بی میلی کمک میکند. همچنین آیات ۱۴۲ و ۱۴۳ سوره نساء را خواند: إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ الله. منافقین با خدا نیرنگ میزنند. یعنی صاف نیستند. پاک نیستند. وَهُوَ خَادِعُهُمْ. خداهم برای اونها نقشه دارد. نماز میخونند چی؟ وَ إِذَا قَامُوا إلى الصَّلَوةِ قَامُوا كُسَالَى. دوباره به بی نشاطی اون ها در نماز اشاره میکنه. یرآئون النَّاسُ. بر خود نمائی، تظاهر به دین داری میکند. وَلَا يُذْكُرُونَ الله إلا قليلاً. یاد خدا را مگر کم، برای اغراض خودشون، برای مقاصد خودشون، ولی حقیقتاً برند دنبال دعا، مسجد، نماز، نه، اینطوری نیست به لحاظ اعتقادی. مُذَبْذَبِينَ وَ بَيْنَ ذَالِك. همه اش در تردید و سرگردانی به سر میبرند، ثبات فکر ندارند. لا إلى هؤلاء وَلَا إِلَى هَؤُلاَءِ. نه اینوری اند و نه اونوری. وَمَنْ يُضْلِلِ الله فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبِيلاً. هر که را خدا بخاطر ناشایستگی او گمراه ساخت، راهی برای نجات ندارد. اون منافقین این جمعیت پر خطر را پس از پیامبر هیچ علامتی ازشون نمیبینیم، این هایی که پس از پیامبر باید اعتراضاتشون انتقاداتشون اغتشاشاتشون زیاد میشد، اما هیچ خبری نیست. خاموش شدند. چرا؟ جذب دستگاه های اجرایی شدند. متاسفانه سازمان ثقیفه اینها را جذب کرد و آثارش در کربلا هویدا شد. از خطر منافقیم غافل نباشیم.

دانلود فایل صوتی

قرآن و امام حسین ع- قسمت پانزدهم

قرآن و امام حسین ع- قسمت سیزدهم

خطر جبهه نفاق

قسمت سیزدهم

خدا رحمت کند مرحوم آقای کمره ای، یک کتاب هفت جلدی داره به نام، هفتاد و دو تن و یک تن، شرح زندگانی امام حسین و شهدای کربلاست ایشون محققانه بررسی کرده، بسیاری از کسانی که در کربلا، به جنگ امام حسین آمدند، کینه ی پدرانشون را داشتند. پدرانشون در جنگهایی با امیر المؤمنین کشته شده بودند. امام حسین (ع) در شهر مکه با یکی از کسانی که چند بار دیدار داره، یک مفسر قرآن است به نام ابن عباس. ابن عباس از امام حسین می پرسه بنظر شما اوضاع از چه قراره؟ امام این آیات قرآن را میخواند، گوش کنید: إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يُخَادِعُونَ الله. یعنی خطر نفاق در انحراف ملت ها یک خطر پنهان و پیچیده است. منافقین، خدا را فریب می دهند. وَهُوَ خادعهم. در حالی خدا برای اونها نقشه دارد. وإذا قاموا إلى الصَّلاة قاموا كُسَاَلاً. نماز هم که می خونن از روی بی نشاطی نماز میخون، یرائون النَّاس. برای ریا و خود نمائی این کار را میکنند. وَلَا يُذكرُونَ الله إِلَّا قَلِيلاً. ذکر خدا را ندارند. این خطری است که کربلا را بوجود میاره. یعنی میرساند مردم را به جایی که حاضر بشن پاک ترین کس را بکشند. خطر دورویی، تظاهر، نفاق.

مذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذَلِكَ. اعتقاد سفت و سخت ندارند، راسخ ندارند تردید دارند، اینوری بریم، اونوری بریم. لاَ إِلَى هَؤُلاَءِ وَلاَ إلى هؤلاء. الا اینطرف میآن منصرف میشن، با اون خط میدن منصرف میشن و این جناح میآن پشیمان میشن. وَ مَن الله فَلَن تَجِدَ لَهُ سَبیلا. کسی را که خدا به خاطر ناشایستگی او بی لیاقتی او، لجاجت و تعصب او گمراه کرد. راهی برای نجاتش نیست. سوره نساء، آیات 142 و 143، در قصه کربلا، از خطر منافقین غافل نباشیم، در همه روزگارها هستند.

دانلود فایل صوتی

قرآن و امام حسین ع- قسمت چهاردهم

قرآن و امام حسین ع- قسمت دوازدهم

انقلاب همراه با استمداد از خدا

شب جمعه، سوم شعبان، یعنی همون روزی که به دنیا آمده نهضتش و هم تولدش همین سوم شعبان است. وارد مکه شدند در حالی این آیه قرآن را می خواندند: ولَمَّا تَوجَّه تِلْقَاء مَدْین. آیه مربوط به یک رهبر یک انقلاب بزرگ است. موسی بن عمران که وقتی وارد مدین شد، قَالَ عَسَی ربي أن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيل. اميد دارم از پروردگارم که مرا به راه درست هدایت کند. ما وقتی دعاهای قرآن را نگاه میکنیم، بیشتر نگاه شخصی داریم. خدایا خونه میخوام، خدایا در فلان رشته قبول بشم، شغلم چی بشه، رهبران بزرگ دعا میکردند. الان مسئولان ما، وزراء ما ، رئيس جمهور ما کمتر شنیده می شود که به استناد قرآن، دعا کنند یعنی از خدا استمداد بطلبند. پروژه ای را میخواهند آغاز کنند یا می خواهند افتتاح بکنند به استناد آیات قرآن ما انسانها ضعیف هستیم فقر داریم، نیاز داریم. امام حسین در سرتا سر نهفتش با برنامه ریزی حرکت میکنه، با مشورت حرکت میکنه. ولی دست نیاز و چشم امیدش به حضرت پروردگار است. این آیه به ما میگه تحرک، جابجایی، هجرت و به کارگیری تاکتیک های متفاوت از لوازم یک انقلاب است.

یادمون نره حضرت امام خمینی در نجف بودند. از ترکیه به نجف صدام او را تحت فشار گذاشت. به کویت، کویت راه ندادند. سوریه، فرانسه. فرانسه هم وقتی حضرت امام را تحت فشار گذاشتند، فرمودند: تو کشتی مینشینم و کشور به کشور میرم حرفم رو میزنم. یک پیام دیگر این آیه این هست که اول حرکت کنیم و سپس دعا، بنشینیم تو خونه اشک بریزیم که خدایا! خودت نصرتت را،  نه، راه بیفت برو تو میدان، حالا از خدا کمک بخواه امام حسین (ع) چهار ماه در مکه بوده، مثل موسی بن عمران که هشت سال الی ده سال، در منطقه شعیب بود در اونجا مردم را دعوت کرد، نیرو آماده کرد و بعد به سمت مصر آمد. امام علیه السلام در این چهار ماه با شخصیت ها و جمعیت های مختلف صحبت کرد. حجت را بر مردم تمام کرد و به رهبران دینی و مدیران، اسلامی راه اداره کشور را که علی رغم پیچیدگی هایی که داره، یاد داد از کمک خدا غافل نباشیم.

دانلود فایل صوتی

قرآن و امام حسین ع- قسمت سیزدهم

قرآن و امام حسین ع-قسمت یازدهم

مرگ، سنت الهی

قسمت یازدهم

شخصیت های بزرگ شیعه، مثل مرحوم شیخ مفید، نوشته اند که امام حسین در راه مدینه تا مکه حرکت میکردند. گروه هایی از جن و فرشته ها آمدند و خواستند به امام کمک کنند. خوب این سابقه داره، در زمان حضرت ابراهیم در زمان حضرت موسی (ع) که گاهی جن یا فرشته ها می آمدند برای کمک ابراهیم (ع) که در آتش انداختند، جبرئیل آمد و گفت: کمک میخوای؟ فرمود: کمک میخوام ولی از تو نه. ماجراهایی دارد. حالا گروهی از جن و فرشته ها آمدند برای کمک. امام حسین (ع) این دو آیه قرآن را میخواند : آیه ۷۸ از سورۀ نساء: أينما تكونوا. هر کجا که باشید، يُدْرِكُكُمُ المَوتُ. مرگ به سراغ شما میاد، وَلَوْ كُنتُمْ فِي بُرُوج مُشَيَّده. حتی اگر در برج های مستحکم بتن آرمه باشید. بسیاری که شانه خالی میکنند از زیر بار مسئولیت مال ترس از مرگ است. امام حسین (ع) از همین آغاز دارند اعلام میکند من از مرگ نمی ترسم. این مرگ، سراغ همه میاد. دیر یا زود. سُنت خداست. این را اگر ما داشته باشیم، جرأت و جسارت طرفداری از حق در ما اوج میگیره. و آیه دو ام را که خوندند: سوره آل عمران آیه ١٥٤: درباره جنگ اُحد که در جنگ احد بعضی ها می گفتند که اگر ما مثلاً نیامده بودیم اینجا مثلاً کشته نمی شدیم یا بعضی ها نمی اومدند. تجزیه تحلیل میکردند، تأسف میخوردند بعضی ها. آیه نازل شد: لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ.

اون هایی که کشته شدند، براشون نوشته شده بوده در تقدیرات الهی. خودشون با پای خودشون می آیند به مقتل، به مضجع همان مقتل. حالا شما غصه بخوری که کاشکی نمی اومدیم، نمی اومدی، توی همون شهر می مردی یک زلزله ای می آمد، یک حادثه ای پیش می اومد، کپسول گاز عرض به خدمت شما می ترکید ما یک همسایه ای در قم داشتیم. این در موشک باران وسایل خودش را جمع کرد بره مشهد زندگی کند. چون اونجا موشک نمی خوره. رسید مشهد دنبال خونه اجاره ای بود. دو تا مشهدی داشتند دعوا میکردند، یکی یک پاره آجری پرت کرد و خورد به این همسایه ی ما و افتاد و مرد. نباید ما در انجام وظیفه از مرگ بترسیم. این را امام حسین به ما یاد داده. حتی فرشته ها اومدند کمک، جنی ها اومدند کمک. میفرماید با پای خودشون کسانی که برای اون ها شهادت نوشته شده به سمت مقتل حرکت میکنند. یعنی ما نمی ترسیم.

دانلود فایل صوتی

قرآن و امام حسین ع- قسمت دوازدهم

قرآن و امام حسین ع- قسمت دهم

عاشورا

قسمت دهم

امام حسین (ع) با تمام فرماندهان نظامی فرق میکنه، شبیه ترین کس به پیامبر، شبیه ترین کس به امیرالمومنیناست. جنگش برای خدا، در راه خدا و برای جلب رضایت خداست. شب عاشورا، اصحابش را جمع کرد یک خطبه ای خواند، خدا را سپاس گفت که قرآن را به ما تعلیم داده. به قول امروزی ها، این سند بالادستی این پشتوانه نهضت امام حسین است، خدا را سپاس گفت که فقه را یعنی فهم عمیق دین را به ما داده، خدا را سپاس گفت که شهامت و شجاعت را، و آمادگی برای شهادت را به ما داده، صبح عاشورا که با اصحابش نماز گذارد. خاطرات شیرینی از اعزام اصحاب دارد. یکی یکی امام حسین (ع) این ها را که همه دیشب فرمود: من خوبتر از شما یارانی سراغ ندارم و خوبتر از خاندانم، اهل بیتی را سراغ ندارم این هایی را که اعزام میکرد توصیه هایی میکرد، بعضی از این توصیه ها که در تاریخ ثبت شده است. به یارانش می فرمود: با آیات قرآن با دشمن سخن بگویید. ببین این یک معلم قرآن است. این فرمانده جنگ مصطلح نیست، یک فرمانده جنگ متفاوت است. به بریر یا به زهیر یا به حبیب یا به دیگران می فرمود: با آیات قرآن با آنان سخن بگویید، یعنی امام حسین فدائی قرآن است. پیغمبر فرمود: قرآن و اهل بیت من دو ثقل هستند، ولی قرآن سنگین تر است. اگر یک وقتی بنا باشه یکی فدای دیگری بشود، اهل بیت من باید فدای قرآن بشوند، امروز عزاداران حسینی، حواشون باید جمع باشد امام حسین با اون عظمتش فدای قرآن شده، بیائیم به عشق امام حسین، به آیات قرآن مسلح بشیم. با آیات قرآن به جنگ تهاجم دشمن برویم با آیات قرآن بچه هامون را تسکین بدهیم، بر اساس نقشه قرآن بچه هامون را تربیت بکنیم این چیزی است که روز قیامت پیامبر فرمود من از شما راجع به این دو سؤال خواهم کرد. با قرآن چه کردید؟ با اهل بیتم چه کردید؟ حتی در یک پیش گویی پیامبر فرمود: فردا بعضی از شما وقتی من بپرسم، سر به زیر و شرمنده خواهید بود. نه برای قرآن کاری کردید، نه برای اهل بیتم. روز عاشورا پیام مهمش احتزاز پرچم قرآن است. امام حسین (ع) اون ساعت آخر که طفل معصومش را ، شش ماه الله را سر دست گرفت قرآن بوده، قرآن سر دست گرفته. یک دستش شیر خواره، یک دستش قرآن. ای کاش اون روز، این تیم های تصویر برداری می بودند این صحنه زیبا را منعکس میکردند اتمام حجت امام حسین (ع) به آیندگان ایناست. از این کتاب غافل نشید.

دانلود فایل صوتی

قرآن و امام حسین ع-قسمت یازدهم

قرآن و امام حسین ع- قسمت نهم

خروج از مدینه در شرایط نا امنی

امام حسین (ع) در نهضتش آیات زیادی را تلاوت کردند، بیشتر اون آیه ها از داستان های انبیاست. پس معلوم میشه داستان های انبیا برای آیندگان الهام بخش است. یک قصه برای سرگرمی نیست، امام روز یکشنبه دو روز مانده به آخر ماه رجب به همراه فرزندان و خاندانش از مدینه به سوی مکه حرکت کردند. در حالی که این آیه را می خواندند: فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفاً يَتَرَقَهُ. آیه درباره موسی بن عمران رهبر یک انقلاب بزرگ در گذشته است، موسی (ع) بعد از اینکه حوادثی پیش آمد، یک کسی از کاخ فرعون که دوان دوان می آمد خبر آورد که ای موسی! فرار کن که تصمیم گرفتند تو را بکشند، معلوم میشه موسى بن عمران هم عامل نفوذی داشته توی دستگاه فرعون. امام حسین هم داشت. در مدینه کسانی را از طرف خودش گذاشت که اخبار را برای او گزارش کنند. فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفاً. موسی (ع) در حالی که ترسان بود، یَتَّرَقّب، دلواپس بود. خوب این دو کلمه بار منفی داره. هم ترسان بار منفی داره، هم دلواپس. یعنی یک رهبر انقلاب ترسو است. نه. بطور طبیعی، فضا فضای ترس است، بطور طبیعی فضا، فضای دلواپسی است. امام حسین (ع) از مدینه تو یک شرایط نا امنی شهر را ترک میکنه. موسی گفت: رَبِّ نَجنِی من القوم الظالمین. پروردگا را نجات بده مرا از مردم ستمگر. امام حسین (ع) با خوندن این آیه داره به مردم اون زمان و همه آینده ها می فهموند، من همچون موسی هستم، یزید مثل فرعون است، یزید ستمگراست. من هم برای نجات از این مشکل به خدا توکل میکنم. از خدا راه میجویم آیات موسی بن عمران پنج، شش آیه پشت سرهم، در همه مقاطع، ربّ داره. یعنی تلاش میکنه، برنامه ریزی میکنه افراد را همراه خودش میکنه. اما، دستانش هم به سوی آسمان هست، رهبران آسمانی امروز هم و در هر روزگار دیگر چشم امید دارند به آسمان، این رهبری امام حسین است، سوره قصص، آیه ۲۲.

دانلود فایل صوتی

قرآن و امام حسین ع- قسمت دهم


قرآن و امام حسین ع- قسمت هشتم

آغاز حرکت با توکل بر خدا

امام حسین (ع) آماده بیرون رفتن از مدینه میشود. سندی باید از خودش به جا بگذاره. رهبران بزرگ، تحلیل خودشان را برای آیندگان به روشنی به جا گذاشتند، تا درباره انها، از روی جفا کسی حرفی نزند. یک وصیت نامه نوشته امام و سپرده دست برادر خودش محمد بن حنفیه. من میخوام خیلی سریع این وصیت نامه را بخونم. جمله آخر این وصیت نامه یک آیه قرآن است. یعنی مهر وصیت نامه با آیه ای از قرآن ، یعنی امام حسین بر اساس نقشه قرآن حرکت میکند.

 بسم الله الرحمن الرحيم هذا ما اوصا به الحسين بن على الى أخيه محمد بن حنفیه. این وصیت نامه حالا ما هم بشینیم وصیت نامه بنویسیم برادر عزیز، خواهر گرامی، وصیت نامه کسی که مینویسه ثواب شهید داره، نشانه آینده نگری است. چطور دولت برای ۲۰ سال آینده، ۵۰ سال آینده، میشینه چشم انداز مینویسه، ما هم برای قیامتمون برای آینده مون وصیت نامه بنویسیم. إِنَّ الْحُسین يَشْهدُ الله لا إله الله وحده لا شريك له. ما توصیه شدیم وصیت نامه هامون را با گواهی به یکتایی خدا و نبوت پیامبر آغاز کنیم. جاء بالحق مِنْ عِنْدِهِ پیامبری که حق از جانب پروردگار آمد و گواهی می دهم که بهشت حق است، جهنم حق است، و قیامت آمدنی است. شکی در اون نیست و اینکه مرده ها در روز رستاخیز زنده خواهند شد، حالا هدفش را بیان میکنه، وَإِني لَمْ أَخْرُجَ أَسرَ  من برای خود خواهی قیام نکردم. ولا بطراً. برای خوشگذرانی نه، وَلَا مُفسداً. برای فساد انگیزی نه، وَ لَا ظلما. نه حرکت من ظالمانه نیست پس برای چی؟ وإنما خرجتُ لِطَلَبِ الإِصْلَاح في أُمَّة جَدي. قيام من براى اصلاح در امت جدم. اصلاح در دین نه، اصلاح در امت، من میخواهم امر به معروف کنم و نهی از منکر نمایم. الگوی من، پیامبر و پدرم امیر المومنین، هر کی قبول کند، حق اولاست و هر کس رد کند، من صبر میکنم تا تقدیر الهی برسد. وَهُوَ خَيْرُ الْحَاكِمين. پایان بخش این وصیت نامه، این آیه قرآن است، سورۀ هود آیه ۸۸: وما توفيقي إلا بالله موفقیت من تنها در سایه مدد الهی ست، عليه توكلت. به او توکل میکنم وَ إِلَيْهِ أُنيب. به سوی او باز میگردم، این درسی است که امام حسین (ع) از روز اول به ما داده، پس از برنامه ریزی، توکل.

دانلود فایل صوتی

قرآن و امام حسین ع- قسمت نهم

قرآن و امام حسین ع- قسمت هفتم

جنگ پاکی و پلیدی

با مرگ معاویه، در نیمه رجب سال ۶۰ هجری، یزید بر تخت خلافت نشست و بلا فاصله نامه هایی به استانداران و فرمانداران نوشت و از جمله، به فرماندار مدینه نامه نوشت مثل بقیه. یک نامه هم خصوصی برای فرماندار مدینه نوشت که از این ۳ نفر بیعت بگیر اگر بیعت نکردند، سر از تن آنها جدا کن، حسین بن علی، عبداله بن زبیر، عبداله بن عمر. خوب! استاندار احضار کرد امام حسین (ع) را و خبر مُردن معاویه و به تخت نشستن یزید را داد و گفت: شما باید بیعت کنی، استاندارکیه؟ ولید. استاندار قبلی مروان مشاور استاندار فعلی ست، هر دو اونجا حاضرند. امام حسین (ع) فرمود: خوب! این کار بدی است. تنهائی در خلوت شبانه میخوای از من بیعت بگیری؟ صبر کن فردا که از همه خواستی بیعت بگیری من هم موضع خودم رو نشان خواهم داد. مروان استاندار قبلی به استاندار جدید گفت: همین الان او را در فشار بگذار. امام حسین (ع) فرمود: ای پلید تو میخوای مرا بزنی، منو بکشی، تو پلید هستی ای پر گناه، وای بر تو، به من فرمان می دهی بایزید که مردی فاسق است بیعت کنم. تو نفرین شده  رسول خدا هستی. یا عظيم الزلل. زلل یعنی لغزش ها. ای صاحب لغزشهای بزرگ. سپس فرمود: از من دور شو و به این آیه قرآن استناد کردند: إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبْ عَنكُم الرِّجْسَ أَهْلَ البَيِّيْت وَ يطهركم تطهیرا. یعنی اینجا جنگ پاکی و ناپاکی است. امام حسین به مروان فرموده تو پلیدی ما پاک هستیم جنگ امام حسین و یزید جنگ پاکی و ناپاکی است. پاکی بصورت کامل در مقابل ناپاکی. فکر نا پاک، عمل نا پاک، پول نا پاک، روح نا پاک. بعد فرمودند: ای مروان از من دور شو تو پلیدی، ما خاندان طهارتیم إِلَيْكَ عَني يَا عَدو الله. دور شو از من ای دشمن خدا. فَأَنَا أَهْلُ بَيْتُ رَسُولَ الله اَلْحَقِّ فِي نأ. حق درجبهه ماست. وَ بِالْحَقِّ تَنْطِقُ الْسِتَنَا. زبانهای ما به حق سخن میگوید. وَإِلكَ يَا مَرْوَانَ إِلَيْكَ عَنّى فَإِنَّكَ رِجْسٌ وأَنا اهل بيت الطَّهَارَة الَّذينَ أَنْزَلَ الله عَزَّ وَجَلٌ. ما خاندان طهارتیم. کسانی که این آیه براشون نازل شده. سوره احزاب آیه ۳۳.

آغاز نهضت امام حسین با این آیه شروع شده.

دانلود فایل صوتی

قرآن و امام حسین ع- قسمت هشتم