تفسیر آیات 8 تا 15 سوره انبیاء
/0 دیدگاه /در تفسیر قرآن کریم/توسط مدیرتفسیر آیات 8 تا 15 سوره انبیاء
انسان به خاطر راحت طلبی که دارد به خاطر غرائز به خاطر شهوات و خودخواهی با این که میدانسته انبیا حقایقی را از طرف خدا اورده اند مقابل انبیا می ایستادند. به جای اطاعت کردن می ایستادند بهانه می اوردند یکی از بهانه هایشان این بوده که چرا پیامبران غذا میخورند. میگفتند درست نیست پیغمبر غذا بخورد باید چیزی مثل فرشته باشد همه ما میدانیم که فرشته نمیتواند الگوی ما باشد.
بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیم
ماه رجب در خانه خدا بر سفره ی قران سوره انبیا شب شهادت جانگداز موسی بن جعفر علیه السلام. از خداوند میخواهیم همه ما را از متمسکین به قران و اهل بیت قرار بفرماید. تمنا میکنم به روان تابناک امام هفتم علیه السلام ان شاءالله چنین شبی در کاظمین باشیم صلواتی تقدیم بفرمایید. از امام هفتم علیه السلام نقل شده که فرموده اند تلاش کنید وقت خودتان را به چهار قسمت تقسیم کنید. یک ساعت برای مناجات با خدا یک ساعت برای تامین معاش یک ساعت برای رفت وآمد با افراد مطمئن یک ساعت هم برای تفریحات، تفریحات سالم که در ان گناه نباشد.
خب سوره انبیا را میگفتیم انسان به خاطر راحت طلبی که دارد به خاطر غرائز به خاطر شهوات و خودخواهی با این که میدانسته انبیا حقایقی را از طرف خدا اورده اند مقابل انبیا می ایستادند. به جای اطاعت کردن می ایستادند بهانه می اوردند یکی از بهانه هایشان این بوده که چرا پیامبران غذا میخورند. میگفتند درست نیست پیغمبر غذا بخورد باید چیزی مثل فرشته باشد همه ما میدانیم که فرشته نمیتواند الگوی ما باشد ما پیامبر را میخواهیم که از او راه را بپرسیم او مدل زندگی ما باشد مشکلات ما را مثل ما مریض شود مثل ما غذا بخورد مثل ما احتیاجاتی داشته باشد. مثل ما با مشکلاتی مواجه باشد. بعد با تعلیماتی که از جانب خدا دریافت کرده بتواند زندگی اش را سامان بدهد. این پیغمبر است وگرنه یک فرشته ای که شهوت و هوس ندارد نیاز به خواب و خوراک ندارد او که نمیتواند مدل زندگی ما الگوی ما باشد.
به این ایه رسیدیم وَمَاجَعَلنَاهُم جَسَداً لَا یَاکُلونَ الطَّعام ما پیامبران را جوری قرار ندادیم جسدی باشد غذا نخواهند پیامبر هم غذا میخواهد وَمَاکانوا خالِدین پیغمبر راجوری قرار ندادیم که نمیرد پیغمبر هم میمیرد همه ی پیامبران امده اند طبق مهلتی که خدا برایشان قرار داده بوده اند بعد از دنیا رفتند. بزرگترین پیامبر، پیامبر خاتم حضرت محمد صَلَّی اللهُ علیهِ واله وَسَلَّم. خداوند به پیامبر اسلام میفرماید اِنَّکَ مَیِّت توهم میمیری اِنَّهُم مَیِّتون همه میمیرند پیامبران مثل ما هستند از این نظر که یعنی مشکلات ما را دارند نیازهای ما را دارند غرائز ما را دارند مثلا شیطان می اید سراغ ما سراغ پیغمبران هم میرود. مریضی سراغ ما می اید سراغ پیغمبر هم میرود. پیامبران ازدواج میکنند همه ی اینها در پیامبران هست اینطور نیست که ما بگوییم پیغمبر باید فرشته باشد.
در سوره مبارکه فرقان ایه ۷ به این شکل میخوانیم وَقالوا مخالفین پیامبران گفتند ما لِهَذا الرَّسول این دیگر چه پیغمبری است یَاکُلُ الطَّعَام غذا میخورد خب چه ایرادی دارد وَیَمشِی فِی الاَسواق بازار میرود. اقا ما چارسوق پیغمبر را دیدیم یا مثلا در همین بازار تجریش دیدیم خب پیغمبر باید با مردم باشد در مردم باشد مثل مردم باشد شبیه مردم باشد تا وقتی راهنمایی میکند و گرنه پیامبر اگر یک ساختار ویژه ای داشته باشد ما میگوییم خدایا پیغمبر را جوری دیگر افریده ای ما نمیتوانیم از او الگو بگیریم. ایه بعد ثُمَّ صَدَقنَاهُمُ الوَعد وعده ای که ما به پیامبران دادیم وفا کردیم.
امام صادق علیه السلام فرمود همه پیامبران چند چیز را به مردم یاد اوری میکردند. یکی وعده میدهید وفا کنید بعد قران میفرماید از همه بهتر باوفاتر به وعده ها خود خداست. وَ مَن اَوفَی بِعَهدِهِ مِنَ الله چه کسی باوفاتر از خدا. پیغمبر فرمود تَخَلَّقوا بِاَخلاقِ الله اخلاق های خدایی را در خودتان ایجاد کنید. یکی همین است که وقتی قول میدهید وفا کنید وعده میدهید وفا کنید حتی به بچه ها.
حدیث داریم به بچه های کوچک وعده میدهید فلان چیز را برایت میخرم بی وفایی نکنید اینجا به پیامبران وعده دادیم چه وعده ای دادیم دوتا وعده دادیم به پیامبران یکی شما را نجات میدهیم کمک میکنیم یکی دشمنان شما را نابود میکنیم ما به این دو وعده عمل کردیم. بروید تاریخ گذشته را بخوانید ثُمَّ صَدَقنَاهُمُ الوَعد سوره انبیا را میخوانیم وعده ای را که به انبیا دادیم ما صادقانه عمل کردیم. چی بود ان وعده فَاَنجَینَاهُم نجات دادیم پیامبران را وَ مَن نَشَاء که همه ی کسانی را که شایسته میدانستیم نجات دادیم وَ اَهلَکنَا المُسرِفیِن جبهه ی مقابل انبیا افراطیون بودند انها که از اعتدال خارج شدند زیاده روی کردند انها را نابود کردیم هلاک کردیم. مثل طاغوتها اصلا کلمه ی طاغوت هم تقریبا معادل همین مسرف است. خداوند به طاغوت بزرگ بنی اسرائیل یعنی فرعون کلمه مسرف را چون طاغوت از طغیان می اید رودخانه وقتی به اندازه اب دارد خب درمسیر خودش میرود اما یک وقتی میگوییم طغیان کرد یعنی امد زمینهای اطراف را هم تصرف کرد اگر کسی به حد خودش قانع باشد خب ان معتدل است اما میخواهد دست اندازی کند چنگ اندازی کند مال دیگران را جان دیگران را خون دیگران این میشود مُسرف افراط گر که فرعون اینطور بود. ما چنین کسانی را نابود کردیم. ایه بعد وَلَقَد اَنزَلنَا اِلَیکُم کِتاباً یک کتابی برای شما فرستادیم فِیهِ ذِکرُکُم در این کتاب ذکر شما است.
این کلمه فِیهِ ذِکرُکُم سه جور تفسیر شده:
تفسیر اول این است ذکر به معنای یاداوری ذکر به معنای بیداری ذکر به معنای هوشیاری، ما این قران را نازل کردیم برای شما انسانها بیداری شما است. این انسان به خاطر همان طمع و شهوت و غریزه و هوس و خودخواهی یادش میرود برای چی افریده شده غرق میشود در این زندگی مادی. این کتاب می اید او را متنبه میکند متذکر میکند بیدارمیکند صدایش میزند. یک معنایش این است این کتابی است که بیداری شما در این کتاب است.
تفسیر دوم را موسی بن جعفر علیه السلام که امشب شهادتش است فرموده. فرموده است تفسیر این ایه این است کتابی را فرستادیم که عزت شما انسانها در این کتاب است شرف و کرامت شما انسانها در این کتاب است یعنی ای انسان اگر میخواهی عزیز باشی اگر میخواهی کریم باشی اگر میخواهی ارزش داشته باشی سراغ خدا بیا وگرنه خواهی رفت سراغ خورد و خواب و لذت و شهوت عمرت هم به پایان میرسد مثل همین خاک خواهی بود.
قران کریم میفرماید بعضی وقت مردن پشیمان میشوند میگویند کاش خاک بودم اگر بخواهی بمانی ماندگار بشوی بیا و با خدا گره بخور . خدا هم برایت برنامه فرستاده این کتاب است اَنزَلنَا اِلَیکُم کِتابَاً یک کتابی را از اسمان برای شما انسانها نازل کردیم فِیهِ ذِکرُکُم عزت شما در این کتاب است بخوانید و بفهمید این کتاب را، عمل کنید به این کتاب شرف شما این را موسی بن جعفر علیه السلام فرموده تفسیر این ایه این است. اخرش هم میفرماید اَفَلا تَعقِلون ایا فکر نمیکنید این کتاب یک کتاب عادی نیست این کتاب شعر نیست این کتاب سحر نیست این کتاب نوشته بشر نیست. معجزه ای است از اسمان برای سعادت انسان امده اَفَلا تَعقِلون این تفسیر دوم بود.
تفسیر سوم قران کتاب انسان شناسی است ما کتابی را فرستادیم که انسان شناسی در ان است میخواهی بدانی انسان کیست انسان چه غرائزی دارد چه کمالاتی دارد چه استعدادهایی دارد خدا رحمت کند مرحوم ایت الله مصباح یزدی یک کتاب دارد به اسم انسان شناسی در قران. همین ایه را در اول کتاب اورده میگوید دنیا انسان را نشناخته. مرحوم ایت الله مصباح میگوید ما سراغ هر علمی بخواهیم برویم مثل مدیریت مثل جامعه شناسی مثل سیاست هر علمی اول باید انسان را بشناسیم این انسان کیست؟ مثلا اعلامیه حقوق بشر نوشته سازمان ملل متحد بر چه مبنایی برای کی حقوق بشر، بشر کیست از کجا میگویی حقوق بشر اول باید بشناسیم ان بشر را بشر کیست. بهترین راه این است که از سازنده اش بپرسیم الان شما میپرسید این عینک چه امتیازاتی دارد باید از کارخانه اش بپرسیم از سازنده باید بپرسیم او میگوید از یک فلزی استفاده کرده ام از یک شیشه ای استفاده کرده ام امتیازاتش را میگوید انسان را جز خدا نمیشناسد این را همه مردم میدانند.
در پایان قرن بیستم یک روانشناس فرانسوی که اسمش را همه مردم دنیا فهمیده اند برای انسان کتاب نوشته است. اسم کتاب این است انسان موجود ناشناخته. خب اقای روانشناس شما چطور برای یک موجودی که نمیشناسی میخواهی نسخه بدهی؟ میرود پیش روانشناس میگوید من مشکلات پیدا کرده ام از نظر روحی میگوید برو برقص از این نوارهای موسیقی پیدا کن این دستگاه است توی گوشهایشان میگذارند این تهرانی ها در خیابان ها میروند این خانم ها و اقایان میگوید این دوای توست. میگوید مجرد هستم میگوید برو باخودت بازی کن اینها دواهایی است که نوشته اند یعنی وقتی انسان شناسی شناخته نشود چه موجودی هست نسخه ای که برایش میدهند آن زهر است سم است دوا نیست.
حدیث داریم قران کتابی است که فیه ذِکرُکُم وَ ذِکرُ مَن قَبلِکُم وَذِکرُ مَن بَعدِکُم وَ ذِکرُالسَّماءِ وَالاَرض در قران گذشته شناسی اینده شناسی انسان شناسی جهان شناسی خدایی که جهان را و انسان را و گذشته را و اینده را افرید. او خبر دارد باید از او بپرسیم اگر انسان را اینگونه که مثلا قران نقاط ضعف ما را بیان میکند مثلا میفرماید ما عجول هستیم یا میفرماید ضعیف هستیم نه ماقوی هستیم میرویم از خدا میپرسیم خدایا ما کجاها میلغزیم کجاها کم می اوریم مثلا چشمش به دختر می افتد کنترل از دست میدهد. چشمش به چک می افتد میگوید بشمارم چندتا صفر دارد سیزده تا یا امام زمان سیزده تا چقدر پولش میشود. یادش میرود خدا مسجد نماز ضعف دارد. اینها را خدا گوشزد کرده نقاط قوت تو اندیشه نقاط قوت تو وجدان نقاط قوت تو قلب عواطف اراده اینها نقاط قوتت است.
نقطه ضعف هم داریم انسان را درست بشناسیم از کجا بشناسیم از قران. پس سه تا معنا شده این را مفسران ما کتابی فرستادیم که در این کتاب ذکر شما انسانها است معنای اول این شد یعنی بیداری شما در این کتاب است. معنای دوم عزت شما شرف شما در این کتاب است. معنی سوم انسان شناسی در این کتاب است. تا حالا ایه ده رفتیم سراغ ایه ۱۱ وَ کَم قَصَمنا مِن قَریَةِِ کانَت ظالِمَةً قَصَمَ با سین نه با صاد یعنی در هم شکستن یک نوع شکستن خیلی شدید یک وقتی چیزی را مشت میزنیم ترک برمیدارد ان را نمیگویند قَصَمَ یک وقت خورد میشود. دیدید گاهی یک وقت شیشه ها را به ذرات میلی متری میشود ان میشود قَصَمَ.
میفرماید ما جمعیتهایی را در دوره های قبل قَصَمنا یعنی درهم شکستیم ریز ریز کردیم این که چیزی نمانده از ان بناها از ان تمدنها همه را در هم شکست ما که خدا هستیم اینکار را کردیم. خدایا چرا؟ کانَت ظالِمَة چون ظلم کردند. این سنت ما است هر ملتی هر جمعیتی ظلم کند با ما سرو کار دارد. ممکن است یک دوره ی رفاهی داشته باشد اما ادامه پیدا نخواهد کرد. کَم یعنی چه؟ دوستان معنا کنند. چه بسا یکی دو مورد نیست زیاد پیش امده ما ظالمان را در هم شکستیم بیچاره کردیم برو تمدنهای گذشته عاد ثمود و فرعون را درسوره فجر میخوانیم برو تماشا کن خب خدایا انها را درهم شکستی بعد چیکار کردی؟
وَ اَنشأنَا بَعدَها قَومً اخَریِن یک جمعیت دیگری را به جای انها اوردیم. یعنی ای کسانی که الان سرکار هستید چشمهایتان را باز کنید گوشهایتان را باز کنید اینطور نیست که هرکار دلتان بخواهد بکنید. عبرت بگیرید از گذشتگان بیراهه بروید و ظلم کنید شما را درهم میکوبیم. جمعیت دیگری را می اوریم فَلَمّا اَحَسّوا بَأسَنا اِذا هُم مِنها یَرکُضُون اَحَسّوا یعنی احساس کردن وقتی ان جمعیتها ان ملتها احساس کردند عذاب ما دارد می اید پا به فرار گذاشتند. رَکَضَ یعنی دویدن همین علائم ان حوادث الهی یا سیل یا زلزله یا صاعقه یا سونامی نمیدانم خداست دیگر فرمانروای عالم است. همه مردم حس کردند که مثل اینکه این لوستر تکان میخورد مریم مجید شما هم حس کردید اول میبیند کم است کل ان هم در چند ثانیه بیشتر نیست چیکار کنیم؟ بشری که اینقدر پیشرفت کرده اینقدر علم دارد ایتقدر مقاله در دانشگاهها ذخیره کرده بیایید ببینیم چه میکند با خدا ایا میتواند مقابل قهر خدا بایستد.
یک نمونه اش همان فرعون است قال گفت اَنَا رَبَّکُمُ الاَعلَی من خودم خدا هستم. اماوقتی در امواج رود نیل بالا میرفت و پایین می امد میگفت الان تُبتُ الان توبه کردم این توبه فایده ندارد انسان در برابر قهر خدا نمیتواند بایستد. خود اینها ذکر است برای بیداری است یعنی مست نباشید سرکشی نکنید بیدار بشوید. فَلَمَّا اَحَسّوا بَاسَنا اِذاهُم مِنها یَرکُضُون قهر ما مجازات ما را که احساس کردند ناگهان پا به فرار گذاشتند.
لَاتَرکُضُوا فرار نکنید اقایان خانمها فرار نکنید وَارجِعُوا اِلَی ما اُترِفتُم فِیه به زندگی مرفه خودتان به این زندگی پر زرق و برق برگردید اینها را البته مفسران میگویند. فرشته ها از روی استهزاء از روی مسخره به فراری ها این را میگویند انها دارند فرار میکنند اقاکجا لَا تَرکُضُوا فرار نکنید. وَارجِعُوا برگردید کجا برگردیم به همان زندگی پرناز و نعمت چقدر میخورد یا امام زمان میگویند گوسفند درسته را گذاشته انجا روی میز چقدر یک ادم میتواند بخورد اصلا جا ندارد نفس نمیتواند بکشد. هنوز چنددقیقه نگذشته میگوید شام چیه فردا صبح غذا چیه این منوی غذایی را بیاور.
لَاتَرکُضُوا وَارجِعُوا اِلَی ما اُترِفتُم فِیهِ وَ مساکِنِکُم برگردید به ان خانه های گران قیمت ان تالارها میگویند نقشه خانه مرا نگاه نکن در خیابان نیاوران است یک فرانسوی طراحی کرده یک ایتالیایی نظارت کرده این ارتفاع سه متر دومتر و هشتاد سانت خفه میشود ادم از بین جاذبه های دنیا این مسکن یک جوری است که هم بیشترین پول ادمها خرج میشود همین مسکن میشود. الان شما حساب کنیم درامد ادمها بیشترش خرج خانه میشود اصلا بعضیها که کل حقوقشان را به اجاره خانه میدهند. انهایی هم که خیلی پولدارند به نسبت پولهایشان را حساب کنیم بیشترش همان پول مسکن است. مسکن کجاست یک جایی که زیاد انجا هستند و خوش هستند برگردید به خانه هایتان کجا فرار میکنید.
دیروز نوشته در ترکیه کل یک شهر را میخواهند از اول بسازند یعنی اصلا چیزی نمانده نمیخواهیم تحلیل کنیم زلزله ترکیه برای چیست ولی یک حوادثی رخ میدهد که از اختیار انسان از قدرت انسان خارج است چقدر این انسان مست است برگردید به زندگی پر ناز و نعمت و خانه های پر زرق و برقتان لَعَلَّکُم تُسألُون. شاید مورد سوال واقع شوید این کلمه هم چندجور معنا شده یک معنایش این است مفسرین گفته اند انهایی که به قول حضرت امام رحمت الله علیه میفرمود مرفهین بی درد که درد مردم را حس نمیکنند. اینها در خانه هایشان زندگی میکردند خورد و خوراک و ماشین و هر چی این سائل این بیچاره می امد دست دراز میکرد او را دست خالی برمیگرداندند. حالا فرشته ها به فراریهای از مجازات الهی این را میگویند بیایید درخانه هایتان و دوباره بیچاره هارا محروم کنید یک نوشته میداد اقا من مریض دارم من مقروضم شما که الحمدلله داری بیا وکمکی بکن محروم میکرد دست خالی اورا برمیگرداند بعضی هم گفته اند معنای برگردید به خانه هایتان تا امرونهی کنید به خدمتکاران کلفت دارد نوکردارد این دکوراسیون باید اینطوری باشد باغچه ها را چرا آب ندادی بعضی گفته اند معنای برگردید خانه هایتان مورد سوال واقع بشوید یعنی خدمتکاران دست به سینه به شما بگویند حضرت والا چه میفرمایید الان چیکار بکنم چه غذایی برای شما تهیه کنم بروم باز برای شما این است بعضی گفته اند معنایش این است.
قالوا یا وَیلَنا اِنَّا کُنَّا ظالِمین اینجا دیگر دستشان از همه ی عوامل قطع میشود میگویند وای بر ما خاک برسرم ما بد کردیم ماظلم کردیم به خدا و خودمان ظلم کردیم به مردم ظلم کردیم انوقت این وای گفتن این حسرت خوردن فایده ای ندارد وَ ما زالَت تِلکَ دَعواهُم پیوسته همین حرف انها است. دوم وای برما ما بد کردیم پیوسته همین را تکرار میکند به او گفته بودند الحمدلله بگو سُبحانَ الله بگو لَا اِلهَ اِلَّاالله بگومسخره میکرد حالا پیوسته یا وَیلَنا میگوید وَ ما زالَت تِلکَ دَعواهُم این جمله راپیوسته تکرار میکند یعنی خاک بر سرم خاک برسرم تاکی حَتَّی جَعَلنَا حَصیداً خامِدین حصید حصد با سین نه با صاد. به زیر و رو کردن زمین میگویند زمین را که برای کشاورزی درو میکنند حصد میگویند حصید یعنی اینها اینقدر این حرف را میزنند وای برما تا این زمین را زیر و رو کنیم تا این ادم را نابود کنیم. خامِدین یعنی خاموشان عذاب ما که امد همه خفه میشوند همه خاموش میشوند. این ادمها چه پزی داشتند چه دستوراتی میدادند سه تا موبایل این یکی اپل ان یکی نمیدانم شماره ۹۱۲ چی ان یکی با ماهواره مرتبط هست چند تا منشی کسی کارش داشت.
وقت گذشته ولی این قصه را تعریف کنم قصه خوبی است صلوات بفرستید خیلی خلاصه عرض میکنم. پیغمبر در مسجد برای امتحان این قصه را تعریف کرد فرمود خداوند جبرئیل را فرستاد در بین بنی اسرائیل تا سه نفر را امتحان کند نفر اول به بیماری برص مبتلا بود یعنی صورتش شفاف نبود پوستش مقداری ناخالصی داشت یک فرشته به شکل یک انسان پیش ان ادم رفت سلام علیکم حال شما چطوره چه خبر گفت چه خبر از مال دنیا که چیزی قسمت ما نشد لااقل یک قیافه هم نداریم که پز بدهیم. گفت حالا چه میخواهی یک فکری کرد و گفت اول این صورتم میخواهم خوب بشود دیگر چه میخواهی گفت یک گوسفند من ادم حریصی نیستم همین.
ان فرشته هم یک دست کشید صورت او صاف شد یک گوسفند باردار هم به او داد این هم خیلی زود گوسفند زاد و ولد کرد و صاحب سرمایه و دارایی و دامداری و لبنیاتی شد. امد سراغ نفر بعدی که کچل بود. اقا سلام علیکم حال شما چطوره او هم یک اهی کشید و گفت چه حالی از مال دنیا که چیزی سهم من نشده لااقل یک موی طلایی هم ندارم که زلفها را ژل بزنیم از شمال شرقی به جنوب غربی. گفت چه میخواهی از این دنیا گفت اول موی خوب ان فرشته هم یک دست کشید یک موهای مرتبی پیدا کرد. گفت دیگر چه میخواهی گفت من یک گاو میخواهم داشته باشم دیگر چیزی نمیخواهم داشته باشم.
ان فرشته هم یک گاو ابستن به ان ادم کچلی که تازه ژست جدید گرفته داد ان گاو هم خیلی زود زاد و ولد کرد دارایی بیش از ان نفر اول پیدا کرد و یک شعبه در چیذر و یکی در اقدسیه و زعفرانیه بعد اصفهان و مازندران. پیش نفر سوم امد او کور بود سلام علیکم خداقوت حال شما چطوره او هم یک آه سردی کشید و گفت از مال دنیا که چیزی سهم ما نشده لااقل یک چشم هم ندارم منازل تهران را ببینیم مخصوصا بعد از اغتشاشات که نگاه کنیم چه خبر است. گفت چه میخواهی گفت اول چیزی که میخواهم دو چشم بینا. یک دستی به صورت او کشید چشمهایش بینا شد حالا پیغمبر در مسجد برای مردم این قصه را تعریف میکند. بعد هم گفت چه میخواهی گفت شتر یک شتر ابستن هم اورد برای او. ان شتر هم خیلی زود به اذن خدا زاد و ولد کرد و سومی دید که یک دارایی نجومی پیداکرد حالا خداوند این فرشته را فرستاد برای امتحان این سه نفر، سه نفری که گذشته ی سختی داشتند گذشته تلخی داشتند.
الان وقتش است که تلافی بکنند یادشان باشد. این فرشته به شکل یک ادم مبتلا به برص امد پیش نفر اول. دست به او نمیرسید نگهبان و وقت باید بگیری و چهارشنبه هفته اینده ساعت ده ونیم و بلاخره توانست ملاقات کند بله بفرمایید گفت ظاهر مرا که میبینی ظاهر ندارم از مال دنیا هیچی قسمت ما نشده اگر امکان دارد کمکی به ما بفرمایید گفت خب حمّال برو کار بکن فکر میکنی من این دارایی را چطور به دست اورده ام باعرق آی حقه باز با کَدِّ یَمین. ان فرشته دست خالی امد رفت سراغ دومی به شکل یک کچل او هم کچل ها را راه نمیدادند انقدر پارتی بازی و اینور و انور تا بالاخره راه دادند. اقا سلام علیکم این ظاهر ما را که میبینی هیچ امتیازی ندارد از مال دنیا هم شما هم که خدا الحمدلله خیلی بهت داده گفت فکرمیکنی من این دارایی را چطور به دست اورده ام این نتیجه زحمات من است دست خالی رفت تا امد به شکل یک کور پیش ان پولدار. سومی وقتی قصه خودش را تعریف کرد دید ان پولداره گریه میکند گفت من کورم تو چرا گریه میکنی من فقیرم تو چرا متاثر شدی گفت چون سرگذشت من هم شبیه تو است. من هم کور بودم من هم فقیر بودم بعد دستور داد یک گله ای به او بدهندامکانات بدهند این امتحان انسان است ما همه در معرض یک امتحان هستیم. خوشا به حال کسانی که با ایات خدا با تعلیمات الهی راه را پیداکنند و به ساحل نجات برسند یک کلمه میخواهیم کاظمین برویم.
یا اَبَالحَسَن یا موسَی بنِ جَعفَر اَیُّهَا الکاظِمُ یَابنَ رَسولِ الله یاحُجَّةَ اللهِ عَلَی خَلقِهِ یاسَیِّدَنَا وَ مَولانَا اِنَّا تَوَجَّهنَا وَاستَشفَعنَا وَتَوَسَّلنَا بِکَ اِلَی الله وَ قَدَّمنَاکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَالله اِشفَع لَنَا عِندَالله. یک بار دیگر هم برای حاجات دیگران بگوییم شیعیان قم چشم انتظار دیدن موسی بن جعفر بودند یک وقت دیدند چهار حمال یک بدنی را از زندان اوردند خیلی سنگین است پرسیدند این بدن ، بدن کیست که اینگونه غریبانه تشییع میشود گفتند هَذا امامُ الرَّافضَه این بدن، بدن امام شیعیان است خبر همه جا پخش شد شیعیان امدند کفن قیمتی اوردند بدن موسی بن جعفر را گلباران کردند با عزت با احترام. اما پدر و مادرم به فدای ان مظلومی که سه روز پیکر پاکش زیر تابش افتاب بِلاغُسلِِ وَلَا کَفَنی.
به موسی بن جعفر در ظهور فرزندش حضرت مهدی موعود تعجیل بفرما اینده ملت ایران را خوشتر از حال بفرما.


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.