شرح صفحه 51 قرآن کریم

جذابیت‌های دنیای مادی

شرح صفحه 51 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 15-10 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

قرآن کتاب تربیت است. پیامبران برای تعلیم و تربیت آمده‌اند. هر کسی بهترین روش تربیت و بهترین محتوای آن را می‌خواهد، باید به قرآن مراجعه کند.

صفحۀ 51 سورۀ مبارکه آل‌عمران آیۀ 15-10 می‌فرماید:

آیۀ 10 : «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ»

«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا» آنان که کافر شدند، «لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا» دارایی‌هایی که جمع کرده‌اند و بچه‌هایی که دارند آن‌ها را از خدا بی‌نیاز نمی‌کند. اگر بخواهیم امروزی بگوییم: نیروی انسانی و سرمایه ما را از خدا بی‌نیاز نمی‌کند. انسان می‌گوید ما پولدار هستیم، پُل می‌سازیم، جاده می‌سازیم، دریا را در اختیار داریم، به آسمان می‌رویم. ولی انسان به هیچ وجه از خدا بی‌نیاز نیست، به فقر خودتان نگاه کنید: «أَنتم الفُقَراء».

«وَأُولَٰئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ» کافران، خود همین کافران، هیزم جهنم هستند. آتشگیرۀ جهنم هستند. جهنم یک سنگ‌هایی دارد که به علت وجود آن سنگ‌ها هم خود جهنم و هم جهنمی‌ها آتش می‌گیرند.

قرآن کتاب تربیت است

آیۀ 11 : «كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ۚ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ ۗ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ»

«كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ» قرآن، از نمونۀ کافران، فرعونیان را مثال زده است. «دَأْبِ» یعنی خلق و خو، سبک. مثل سبک فرعونیان، که آن‌ها هم آیات خدا را انکار کردند. «وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» قبل از فرعونیان هم کسانی بودند، «كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا» دروغ شمردند آیات ما را، «فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ» خداوند هم به خاطر گناهانشان آن‌ها را گرفت، تنبیه کرد. «وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ» و خداوند کیفرش سخت است. بعضی به خاطر خود شیرینی، به خاطر اینکه هوادار جمع کنند و جمعیتی را به سمت خودشان بکشانند، می‌گویند: آقا! جهنم چیست؟ آقا! من آن دینی که یک خانم را به خاطر یک تار مویش آویزان کند اصلاً قبول ندارم، خدا را قبول ندارم.

خوب شما قرآن را قبول داری؟ چرا که این‌ها آیات ‌قرآن است. انبیاء «مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ» آمدند. هر دو در قرآن است. این ایمان، ایمان ناقصی است که بگوییم: «نُؤمِنُ بِبَعضٍ» بعضی از آیات را قبول داریم «وَنَكفُرُ بِبَعضٍ» و بعضی از آیات را قبول نداریم. نه، ما همۀ آیات را قبول داریم. بهشت را قبول داریم. جهنم را قبول داریم. همۀ آن‌ها حق است و برای تربیت ما است.

آیۀ 12 : «قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ ۚ وَبِئْسَ الْمِهَادُ»

«قُلْ» ای پیامبر اعلام کن، «لِلَّذِينَ كَفَرُوا» به کافران، «سَتُغْلَبُونَ» به زودی شکست خواهید خورد. «وَتُحْشَرُونَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ» و بعد از مرگتان به جهنم خواهید افتاد. «وَبِئْسَ الْمِهَادُ» جهنم خیلی بدجایگاهی است.

از این آیه به بعد، قرآن کریم، قصه یا گوشه‌ای از قصۀ جنگ بدر را توضیح می‌دهد:

آیۀ 13 : «قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا ۖ فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَىٰ كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ ۚ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصَارِ»

«قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا» قطعاً در این ماجرای دو گروه، نشانه‌ای وجود دارد، «الْتَقَتَا» که با هم برخورد داشتند در جنگ بدر، «فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» یک لشکر می‌جنگند در راه خدا، «وَأُخْرَىٰ كَافِرَةٌ» لشکر مقابل در راه شیطان می‌جنگند، آن‌ها کافران هستند. خوب جنگ بدر، جنگ خیلی عجیبی است. آمار مسلمان‌ها سیصد و چند نفر، ولی آمار مشرکین هزار نفر بود. حتی همۀ مسلمان‌ها هم شمشیر نداشتند و تنها تعداد کمی ‌از آن‌ها به شمشیر مجهز بودند. در آن زمان، اسب کار تانک‌های کنونی را می‌کرد. کفار، مشرکین صد اسب ولی مسلمان‌ها دو اسب داشتند. مشرکین در بالای کوه و مسلمان‌ها پایین آن بودند. تعداد نفرات و امکانات مشرکین چندین و چند برابر مسلمان‌ها بود، اما خداوند مسلمین را پیروز کرد.

«يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ» مشرکین، مسلمان‌ها را دو برابر می‌دیدند. نه در خیال…! بلکه دقیقاً با همین چشمانشان…! مثلاً مسلمان‌ها کمی بیشتر از ۳۰۰ نفر بودند، ولی مشرکین آن‌ها را ۷۰۰ نفر می‌دیدند. خود همین، وحشت به جان آن‌ها انداخت. «وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ» خداوند هر که را بخواهد، تأیید و تقویت می‌فرماید. این قصه اختصاصی به جنگ بدر ندارد.

«إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً» در این تاریخ گذشته، عبرتی وجود دارد برای آیندگان، «لِأُولِي الْأَبْصَارِ» برای کسانی که بصیرت دارند.

آیۀ 14 : «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ۗ ذَٰلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»

«زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ»، «شهوت» یعنی محبت شدید. وقتی آدم به یک چیزی میل ‌زیادی دارد، می‌گویند شهوت آن را دارد. مثلاً شهوت مقام و شهوت مال وجود دارد. این موارد «زُيِّنَ لِلنَّاسِ»،  یعنی زینت داده شده برای مردم شَهَوات، یعنی چیزهایی را که دوست دارند. آن چیز‌ها چیست؟ «مِنَ النِّسَاءِ» همسر، «وَالْبَنِينَ» فرزندان، «وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ» دارایی‌های خیلی زیاد، هنگفت، «مِنَ الذَّهَبِ» از طلا، «وَالْفِضَّةِ» و نقره، «وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ»،و مَرکب‌های «مُسَوَّمَةِ» که به قول امروزی‌ها یعنی مَرکب‌های برنددار، مثل بنز و بی‌ام‌و. «الْخَيْلِ»هم یعنی اسب. اسب هم چندین درجه داشته است از جمله مرغوب، خیلی مرغوب، درجۀ یک، نشان‌دار. «مُسَوَّمَةِ» یعنی نشان‌دار، یعنی این اسب مشخص بوده است، مثلاً ۶۰۰ میلیون تومان می‌ارزد. از کجا هست؟ از چه جنسی است؟ در کجا تربیت شده است؟ این‌ها «زُيِّنَ»، یعنی پیش چشم انسان‌ها زینت داده شده، جذابیت پیدا کرده، «وَالْأَنْعَام» و چهارپایان. مثلاً یک گله چند هزار گاو، چند هزار شتر و چند هزار گوسفند دارد. «وَالْحَرْثِ» زمین‌های کشاورزی، «ذَٰلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» این‌ها بهرۀ زندگی دنیا است. «وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ» اما آینده خوش، پیش خدا است.

سؤال: این آیه می‌خواهد چه بگوید؟ یعنی دنیا بد است؟ همسر و فرزند بد است؟ کشاورزی بد است؟ نه…، این‌ موارد خوب است ولی به شرط اینکه وسیله‌ای برای رسیدن به قله‌های بلندتر در آخرت باشد.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرموده‌اند: «دنیا مثل موجی است که باید بر آن سوار شد و به ساحل رسید، نه اینکه در آن غرق شد». پس در همسر و فرزند، در دارایی و ماشین و… نباید غرق شد.

امام‌ حسن‌مجتبی علیه السلام سوار بر اسبی بودند و مسیری را می‌رفتند. یک جوان با حسرت به ایشان نگاه کرد. حضرت از اسب پایین آمدند و سوئیچ را، افسار اسب را به آن جوان دادند و خود پیاده رفتند. این کار حضرت یعنی: من دل نبسته‌ام. سوار اسب می‌شوم، غذا می‌خورم، اما اسیر غذا و شکم نیستم. انسان برترین مخلوق خداست. برای شکم و برای ماشین آفریده نشده، او از ماشین بالاتر است، او از خورشید بالاتر است…

قیمت انسان بهشت است

آیۀ 15 : «قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَٰلِكُمْ ۚ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ»

«قُلْ» ای پیامبر بگو، «أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَٰلِكُمْ» می‌خواهید به شما خبر بدهم چیزهایی را بهتر از آنچه که گفتیم؟ دارایی‌های هنگفت، کشاورزی، ماشین، چه و چه … «لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» برای کسانی که متّقی شدند، پرهیزکاری پیشه کردند، پیش خدایشان، بهشت‌هایی که از زیر درختانش نهرهایی جاری است، در نظر گرفته شده است.

آیا موقتی است؟ یعنی فقط یک هفته و یک ماه است؟ نه… چون گاهی انسان به یک مکان خوش آب و هوا می‌رود ولی به او می‌گویند فردا باید برگردد به تهران. نه…، از آنجا فردا برنمی‌گردیم… «خَالِدِينَ فِيهَا» برای همیشه در آن بهشت‌ها خواهند بود. «وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ» همسران پاکیزه، از همۀ اینها بالاتر، «وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ» و رضایت و خوشنودی پروردگار، «وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ» و خداوند آگاه است نسبت به بندگان.

چه کسانی دنبال دنیا و چه کسانی به دنبال آخرت هستند؟! از این آیه‌ها درس بگیریم. قیمتی که خداوند برای ما تعیین کرده، بسیار گرانبهاست. امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده‌اند: «قیمت شما بهشت است».

به آن فکر کنیم…

خدانگهدار شما…

جلسه بعد


0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *