شرح صفحه 55 قرآن کریم

داستان بشارت فرزند به حضرت زکریا

شرح صفحه 55 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 45-38 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم. داستان بشارت فرزند به حضرت زکریا

سوره آل عمرانبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

از زیباترین تصاویری که آسمانی‌ها از زمین می‌گیرند، صحنه‌های دعای بندگان خدا است. گاهی خداوند دعای بندگانش را مستجاب نمی‌کند و علت آن را می‌فرماید چون دوست دارم این صحنه را ببینم. مخصوصاً جوان‌ها..! جوان‌ها هنگامی که دست به دعا برمی‌دارند، آسمانی‌ها به تماشا می‌آیند. چه زمانی دعا کنیم؟ هر وقت باشد خوب است. اما زمان‌هایی هم وجود دارد که پیامبر و امامان عزیز ما به آن وقت‌های طلایی برای استجابت دعا گفته‌اند.

مثل وقت بارش باران، مثل شب و روز جمعه و روز عرفه. یکی از وقت‌هایی که به استجابت دعا نزدیک است، هنگامی است که دل انسان می‌شکند و اشک او جاری می‌شود.

صفحۀ 55

سورۀ مبارکه آل‌عمران

آیات 45-38

هنگامی که زکریا از کنار معبد مریم گذر می‌کرد، دید میوۀ غیر فصل یا غذایی آسمانی در کنار این بانوی پارسا است، پرسید مریم! این غذا از کجا آمده است؟ حضرت مریم جواب دادند از طرف آسمان و از طرف خدا…

آیۀ 38 : «هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ ۖ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً ۖ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ»

«هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ» اینجا بود که حضرت زکریا خدا را صدا زد. وقتی دل آدم می‌شکند، زمان دعاکردن است. حضرت از خداوند چه خواست؟

همان‌طور که در قبل گفتیم، دو خواهر به نام‌های «حَنّه» و «اَشیاع» بودند. حنّه با حضرت عِمران و اشیاع با حضرت زکریا ازدواج کرد. هیچکدام هم بچه‌دار نمی‌شدند، ولی پس از نذر و نیاز و توسلاتی که حضرت «حنّه» داشت، خداوند حضرت مریم را به او عطا کرد. اما حضرت زکریا صاحب فرزند نمی‌شد. دعای زکریا اینگونه بود:

«قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً ۖ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ» گفت: ای خدای من! پروردگار من! ببخش به من از جانب خودت نسلی پاکیزه، حقیقت این است که تو شنوای دعا هستی. امام علیه السلام فرموده است کسانی که بچه‌دار نمی‌شوند این آیه را زیاد تلاوت کنند. در این آیه، نه تنها فرزند، بلکه یک نسل از خداوند خواسته است. گاهی با وجود بچه‌دار شدن، نسل قطع می‌شود. پس از خداوند بخواهیم که دودمان و نسلی از ما بماند که گویندۀ «لا اله الا الله» باشند و به خلق خدا خدمت کنند.

در اینجا، حضرت زکریا پاکیزه بودن نسل را خواسته است. نسلی که زبان، چشم، گوش، دل، فکر و لقمه‌اش پاک و پاکیزه باشد. پاکیزگی ….

دعا‌های قرآن را مطالعه کنید و نتیجۀ آن‌ها را ببینید…

حضرت زکریا از خداوند فرزند خواست. بالاخره دعای ایشان نتیجه داد.

آیۀ 39 : «فَنَادَتْهُ الْمَلَائِكَةُ وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَىٰ مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَسَيِّدًا وَحَصُورًا وَنَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ»

«فَنَادَتْهُ الْمَلَائِكَةُ» فرشتگان او را صدا زدند. «وَهُوَ قَائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرَابِ» در حالی که ایستاده بود به نماز در محل عبادتش. از این آیه معلوم می‌شود که قبل و بعد از عبادت، مخصوصاً وقت عبادت یک وقت طلایی است که در آن زمان، خداوند به انسان با نظر رحمت می‌نگرد.

پیام فرشتگان چه بود؟

«أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيَىٰ» ای زکریا! خداوند تو را مژده داده به پسری به نام یحیی. «مُصَدِّقًا بِكَلِمَةٍ مِنَ اللَّهِ»، «كَلِمَة» یعنی مخلوق. در دو جای قرآن آمده «کلمۀ خدا» یعنی مخلوق با عظمت خدا، «عیسی بن مریم» است. زمانی که حضرت یحیی بزرگ شود، حضرت عیسی را تصدیق خواهد کرد. عیسی بن مریم از پیامبران اولوالعزم و یحیی نبی از مدافعان و مبلغان حضرت عیسی بوده است.

«وَسَيِّدًا» و آقا و رهبر، «وَحَصُورًا» و از گناه و هوی و هوس به کنار، «وَنَبِيًّا مِنَ الصَّالِحِينَ»، «نَبِيًّا» نکره آمده و نشانۀ عظمت است. و پیامبری بزرگ از صالحان بود.

حضرت زکریا که تا آن زمان بچه‌دار نمی‌شد، با دلی شکسته دعا کرد و بعد از آن فرشتگان خبر آوردند که تو بچه‌دار خواهی شد.

آیۀ 40 : «قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ ۖ قَالَ كَذَٰلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ»

«قَالَ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي غُلَامٌ» زکریا گفت: پروردگار من! چطور ممکن است من دارای پسری بشوم؟ «وَقَدْ بَلَغَنِيَ الْكِبَرُ» پیری به من روی آورده، «وَامْرَأَتِي عَاقِرٌ» و همسرم نازا است. در آن زمانی که امکان بچه‌دار شدن او بود، فرزندی نیاورد و حالا هم که از آن سن گذشته است. «قَالَ كَذَٰلِكَ اللَّهُ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ» فرمود اینگونه است که خدا هر چه را بخواهد انجام می‌دهد.

به نظر شما، حضرت زکریا در قدرت خدا شک داشته است؟ البته که نه، او با این پرسش می‌خواست به یک مقامی ‌از شهود برسد. مانند حضرت ابراهیم خلیل که از خداوند پرسید: پروردگارا! به من بفرما که چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟ خداوند هم پیغام فرستاد ای ابراهیم! مگر ایمان نداری؟ حضرت گفتند: چرا ایمان دارم، می‌خواهم اطمینان کامل پیدا کنم.

حضرت زکریا هم به قدرت خدا ایمان دارد، ولی می‌خواهد به صورت شهودی و با تمام سلول‌های وجودش این مژدۀ الهی را باور کند.

آیۀ 41 : «قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً ۖ قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا ۗ وَاذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيرًا وَسَبِّـحْ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ»

«قَالَ رَبِّ اجْعَلْ لِي آيَةً» حضرت زکریا به خداوند عرض کرد: پروردگارا! یک نشانه‌ای برای من اعلام بفرما. «قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ إِلَّا رَمْزًا» فرمود نشانه این است که تا سه روز نمی‌توانی سخن بگویی مگر با اشاره. «رَمْزًا» به معنای اشاره است. به عبارت دیگر باید حرفهایت را با اشاره بزنی. «وَاذْكُرْ رَبَّكَ كَثِيرًا» در این سه روز به شکرانۀ بشارت فرزند، پروردگارت را زیاد یاد کن، «وَسَبِّـحْ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ» و شامگاهان و صبحگاهان خدایت را تسبیح بگو.

حضرت زکریا علیه السلام زبانش قفل شد و نمی‌توانست حرف بزند اما وقت نماز که می‌رسید زبانش باز می‌شد. این یک معجزۀ الهی بود. البته سخن گفتن ما هم معجزه الهی است، ولی چون برای ما عادت شده است، دیگر آن را معجزه نمی‌بینیم. پروردگارا یک نشانه‌ای به من بده. نشانه این است که تا سه روز نمی‌توانی حرف بزنی مگر در وقت نماز‌ها که زبانت به ذکر خدا باز می‌شود. این نشانه است.

در اینجا قصۀ حضرت زکریا ختم می‌شود و در ادامه، قصۀ حضرت مریم علیها سلام اللّٰه را خواهیم خواند:

آیۀ 42 : «وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَىٰ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ»

«وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ» و یاد کنید آن هنگام را که فرشتگان گفتند: ای مریم، «إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ» خداوند تو را برگزیده است، «وَطَهَّرَكِ» و خداوند تو را پاکیزه قرار داده، «وَاصْطَفَاكِ عَلَىٰ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ» و تو را برتری داده بر زنان جهان.

امام صادق علیه السلام فرمودند: حضرت مریم سرور زنان زمان خود و جد ما فاطمه سلام اللّٰه علیها سرور زنان همۀ زمان‌ها، از آغاز تا پایان است. کلمۀ «عَالَمِينَ» ‌در قرآن زیاد به کار رفته و به معنای «مردم یک زمان» است. مثل این که به بنی‌اسرائیل فرمود: «أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ‌» من شما را بر مردم این روزگار برتری دادم. حضرت مریم بانوی پاکیزه، سوا شده و برگزیده‌ای است.

آیۀ 43 : «يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ»

«يَا مَرْيَمُ» ای مریم!، به شکرگزاری و قدردانی این نعمتی که به عنوان یک نخبه از طرف خدا انتخاب شده‌ای، «اقْنُتِي لِرَبِّكِ» طاعت به جا آور در پیشگاه پروردگارت و خضوع کن، «وَاسْجُدِي» و سجده کن، «وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ» و همراه با رکوع کنندگان رکوع کن. یکی از آیاتی که نشان دهندۀ حضور بانوان در نماز جماعت هست،به اتفاقِ نظر بسیاری از علماء همین آیه است.

آیۀ 44 : «ذَٰلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ نُوحِيهِ إِلَيْكَ ۚ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ»

«ذَٰلِكَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَيْبِ» ای پیامبر! این داستان‌هایی که برای تو گفتیم از غیب آمده است و خبرهای غیبی است. «نُوحِيهِ إِلَيْكَ» که ما برای تو به وسیلۀ وحی فرستادیم. در کتاب‌های آسمانی تحریف شده –تورات و انجیل– نمی‌توانی بدون هیچ خرافه و اشتباهی، این قصه‌ها را پیدا کنی، چرا که این سخنان «وحی» است.

«وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ» تو پیش آن‌ها نبودی. «إِذْ يُلْقُونَ أَقْلَامَهُمْ أَيُّهُمْ يَكْفُلُ مَرْيَمَ»، از آنجا که مادر مریم نذر کرده بود، همانطور که مریم در بغل او بود، پیش بزرگان بنی‌اسرائیل در بیت المقدس آمد و گفت: من نذر کرده‌ام، چه کار کنم؟

از آنجایی که خانوادۀ او متشخص و درجۀ یک بودند، در اینکه چه کسی سرپرستی مریم را بپذیرد، اختلاف پیش آمد. پس گفتند قرعه‌کشی می‌کنیم (در اسلام هم مسأله قرعه را داریم و آن را خرافه و نادرست نمی‌داند). بزرگان بنی‌اسرائیل لیست اسم‌های خود را بر چوب‌هایی –که در اینجا با لفظ «أَقْلَامَ» بیان شده– نوشتند و در آب انداختند. این چوب‌ها جز چوبی که نام زکریا بر آن نوشته شده بود، در آب فرو رفت. پس بنا شد که حضرت زکریا سرپرستی مریم را به عهده بگیرد.

این قصه‌ها، فقط در قرآن است. قصه‌هایی که به دور از انحراف و کجی هستند.

«وَمَا كُنْتَ لَدَيْهِمْ إِذْ يَخْتَصِمُونَ» ای پیامبر تو نبودی پیش بزرگان بنی‌اسرائیل که با هم اختلاف و خصومت داشتند. آن هنگام که در پذیرش سرپرستی مریم از هم سبقت می‌گرفتند.

آیۀ 45 : «إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ»

«إِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ» یاد کنید آن هنگام را که فرشتگان گفتند: «يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ» خداوند بشارت داده تو را به کلمه‌ای از طرف خودش. یعنی تو را به مخلوق باعظمتی از طرف خود، یعنی عیسی، بشارت داده است. «اسْمُهُ الْمَسِيحُ» نام او مسیح، «عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ» عیسی پسر مریم است. «مسیح» یعنی کسی که مسح می‌کند و دست می‌کشد. چرا به حضرت عیسی علیه السلام، «مسیح» می‌گفتند؟ زیرا ایشان به بدن بیماران دست می‌کشید و آن‌ها شفا پیدا می‌کردند. یک معنای آن اینگونه است.

عیسی هم پسر خداوند نیست، «عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ» و قرآن هم به صراحت می‌فرماید که عیسی پسر مریم است.

«وَجِيهًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ» آبرومند و باشخصیت در دنیا و آبرومند و باشخصیت در آخرت است. «وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ» و از مقربان درگاه خداست.

از شما خواهش می‌کنم که این قصه را پیگیری کنید…

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *