شرح صفحه 59 قرآن کریم
انتقاد قرآن از اهل کتاب
شرح صفحه 59 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 77-71 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
مولای متقیان، امیرالمؤمنان علیه السلام فرمودند:«زیرکترین شما، دشمن شناسترین شماست». متأسفانه یهودیانی که به استقبال پیامبر اسلام آمده بودند، با ظهور ایشان، در مقابل او ایستادند و به شکلهای مختلف، مخالفت کردند.
موضوع آیات این صفحه، بیشتر دربارۀ کینهتوزیهای یهودیها است. میفرماید:
صفحۀ 59
سورۀ مبارکه آلعمران
آیات 77-71
آیۀ 71 : «يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ»
«يَا أَهْلَ الْكِتَابِ» ای یهودیها!، ای مسیحیها!، «لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ» چرا لباس حق را بر باطل میپوشانید؟ چرا حق و باطل را مشتبه میکنید و آدمها را به اشتباه میاندازید؟
«وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ» چرا حق را کتمان میکنید؟ «وَأَنْتُمْ تَعْلَمُونَ» و آگاهانه این کار را میکنید!؛ با اینکه میدانید حرفتان غلط است، ولی چرا از حقیقت فراری هستید؟!
یک خاطرۀ تلخ …؛
جهان امروز شاهد گرایش به اسلام است، اماگروهی میلیاردها دلار هزینه میکنند تا جلوی گرایش به اسلام را بگیرند. در زمان پیامبر، یهودیان که میدیدند گرایش به اسلام زیاد شده است، طرحی را اجرا کردند. یکی از طرحهایشان این بود که یک صبحگاهی، جمعی از یهودیان به پیامبر اسلام ایمان بیاورند، عصر که شد از ایمانشان دست بردارند. این کارشان دو فایده داشت: یکی اینکه یهودیان را از ایمان آوردن منصرف میکردند و میگفتند خوب اگر چیزی در اسلام بود که اینان برنمیگشتند! و دیگری اینکه مسلمانها را به شک میانداختند.
این آیه را بخوانیم:
آیۀ 72 : «وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ»
«وَقَالَتْ طَائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ» جمعی از یهودیان گفتند «آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهَارِ» به آیات قرآن که به مسلمانها نازل شده، طرف صبح ایمان بیاورید «وَاكْفُرُوا آخِرَهُ» طرف عصر، کفر بورزید. «لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ» شاید مسلمانها از اسلام دست بردارند، از اسلام برگردند، با یک توطئه …
آیۀ 73 : «وَلَا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَىٰ هُدَى اللَّهِ أَنْ يُؤْتَىٰ أَحَدٌ مِثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ ۗ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»
«وَلَا تُؤْمِنُوا إِلَّا لِمَنْ تَبِعَ دِينَكُمْ» اعتماد نکنید، ایمان نداشته باشید یهودیها! مگر به همکیشان خودتان. مواظب باشید مسئله را امنیتی و حفاظتی نگه دارید.
پس خداوند میفرماید: ای پیامبر بگو، «قُلْ إِنَّ الْهُدَىٰ هُدَى اللَّهِ» هدایت آن است که خدا فرستاده، «أَنْ يُؤْتَىٰ أَحَدٌ مِثْلَ مَا أُوتِيتُمْ» چه ایرادی دارد همان گونه که خداوند برای شما یهودیها پیامبری به نام موسی فرستاد، برای مسیحیها هم پیامبری به نام عیسی فرستاد، همچنین کتابی مثل تورات و انجیل را فرستاد، برای این جمعیت هم پیامبری به نام محمد و کتابی به نام قرآن بفرستد، چه ایرادی دارد؟! خداوند این کار را کرده است.
«أَنْ يُؤْتَىٰ أَحَدٌ مِثْلَ مَا أُوتِيتُمْ» به احدی داده شود مثل چیزی که به شما –تورات و انجیل– داده شد، چه ایرادی دارد؟ «أَوْ يُحَاجُّوكُمْ عِنْدَ رَبِّكُمْ» تا همۀ شما، مسیحی، یهودی و مسلمان در پیشگاه خدا محاجه کنید و عملکرد خودتان را گزارش کنید.
«قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللَّهِ» یهودیها میگفتند پیامبری فقط باید در نژاد ما باشد. این آیهها، آن را محکوم میکند. فضل و لطف فقط به دست خداست. «يُؤْتِيهِ مَنْ يَشَاءُ» میدهد به هر که بخواهد، «وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» و خداوند گشایش دهندۀ داناست.
آیۀ 74 : «يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيم»
«يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ» اختصاص میدهد به رحمت خود هر که را بخواهد. خدا هر که را بخواهد، حتماً بر اساس حکمتی است، او را سوا و گزینش میکند. «وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيم» و خداوند صاحب لطف بزرگ است.
اینجا یک سؤال مطرح میشود: بالاخره اسلام و مسلمانان دربارۀ مسیحیها چه دیدگاهی دارند؟ مسیحیها خوبند؟ بد هستند؟ و یا دربارۀ یهودیها چطور؟ اسلام چه دیدگاهی را به مسلمانان میدهد؟
دو آیۀ بعدی، جواب آن را به ما میدهد و میفرماید: اسلام اهل انصاف است.
آیۀ 75 : «وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا ۗ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ»
«وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ» از بین یهودیها و مسیحیها، کسانی هستند که «مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِقِنْطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ»، «قِنْطَارٍ» یعنی ثروت و مال خیلی هنگفت و زیاد. مسیحیان و یهودیانی هستند که اگر مال زیادی را به امانت نزد آنها بگذاری، امانتداری میکنند. بی کم و کاست به شما برمیگردانند و درستکار هستند. این نظر اسلام است.
و از طرف دیگر: «وَمِنْهُمْ مَنْ إِنْ تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لَا يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ» بین آنها افرادی هم وجود دارند که هنگامی که به او یک دینار به امانت میدهید، برنمیگرداند. پس انصاف این است که بگوییم در بین یهودیها و مسیحیها هم آدم خیلی خوب و هم آدم خیلی بد وجود دارد. هم امانتدار و هم خیانتکار وجود دارد. این نظر اسلام است.
یک دینار به او دادی بر نمیگرداند، «إِلَّا مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَائِمًا» مگر به زور بالای سر او بایستی تا آن پول را از او پس بگیری. «ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ» دلیل آن هم این است که یهودیها، غیر یهودی را آدم حساب نمیکردند. میگفتند اگر ما از غیر یهودی، پولی بالا بکشیم، گناهی بر ما نیست. «وَيَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ» بر خدا دروغ میبستند، «وَهُمْ يَعْلَمُونَ» و خودشان هم میدانستند که دروغ است.
آیۀ 76 : «بَلَىٰ مَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ وَاتَّقَىٰ فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ»
«بَلَىٰ» آری، «مَنْ أَوْفَىٰ بِعَهْدِهِ» هر کس به تعهد خود عمل کرد، بر عهد خویش ثابت ماند، «وَاتَّقَىٰ» و تقوا پیشه کرد، «فَإِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ» حقیقت این است که خداوند باتقوایان را دوست میدارد.
واژۀ «تقوا» ۲۵۵ مرتبه در قرآن به کار رفته و از کلمات پرکاربرد است. در مورد این کلمه باید خیلی مطالعه کنیم. ابعاد و زوایایی دارد. ولی اگر بخواهیم در چند ثانیه معنای آن را بگوییم یعنی «خویشتنداری»، «خودنگهداری»، هنگامی که به گناه یا جرمی میرسیم، بایستیم؛ چنین شخصی «تقوا» دارد. وقتی به نگاه حرام، کلام حرام، مال حرام و یا رابطۀ حرام رسیدیم، بایستیم، میشود «تقوا»…
چرا بایستیم؟ به خاطر خدا. «اِتَّقِ اللّهَ» خدا را در نظر بگیرید.
آیۀ 77 : «إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا أُولَٰئِكَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلَا يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ»
«إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلًا» آنان که میفروشند عهد خدا را، پیوند خودشان با خدا را، «أَيْمَانِ» جمع «یَمینِ» یعنی سوگند؛ سوگندهای مقدسی که به خدا میخورند، فروختند به یک مبلغ کمی… چون وقتی میگوید به خدا، طرف مقابل اعتماد میکند. مثلاً آقا! این ماشین را چند خریدید؟ به خدا! پانصد میلیون. همین که قسم میخورد، او اعتماد میکند.
آنهایی که به مبلغ کمی، پیوندشان را با خدا فروختند یا سوگندهای مقدس را وسیله قرار دادند تا به منافع کمی برسند، «أُولَٰئِكَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ» اینها در آخرت بهرهای برایشان نیست، «وَلَا يُكَلِّمُهُمُ اللَّهُ» و خداوند در قیامت با آنها سخن نخواهد گفت.
همۀ ما میدانیم که خداوند جسم نیست و «سخن گفتن خدا» یعنی «الهام خداوند».
«وَلَا يَنْظُرُ إِلَيْهِمْ» خداوند به آنها نظر رحمت نمیکند، «يَوْمَ الْقِيَامَةِ» روز قیامت، «وَلَا يُزَكِّيهِمْ» خداوند آنها را از گناهانشان پاک نمیکند، «وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» و برای آنها عذابی دردناک است.
پیوندها و سوگندهایمان با خدا را سالم نگه داریم، با پول عوض نکنیم …
خدانگهدار شما …


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.