شرح صفحه 66 قرآن کریم

گزارش جنگ اُحد(صفحه 66 قرآن کریم)

شرح صفحه 66 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 132-122 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی (صفحه 66 قرآن کریم)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

بیش از سیصد آیه در قرآن کریم، دربارۀ جنگ است. از همان آغاز عالم، جنگ بین حق و باطل بوده‌است و تا پایان هم خواهد بود. اساساً یک آزمونی برای ما طراحی شده که مشخص شود ما در کدام جبهه قرار داریم؟ به صرف ادعا که من مسلمان، مؤمن و متقی هستم، به جایی نمی‌رسیم، باید آن را واضح کنیم.

این صفحه‌ای که این جلسه بیان می‌کنیم، سرگذشت جنگ اُحد است.

جنگ اُحد دومین جنگ مسلمان‌ها است. در جنگ بدر، مسلمان‌ها با جمعیت کم، موقعیت نظامی‌ پایین‌تر و با سلاح خیلی اندک نسبت به مشرکین بودند، ولی به لطف خدا توانستند موفق شوند و حتی مشرکین هم ۷۰ کشته و تعدادی اسیر و مجروح دادند. پس از جنگ،مشرکین به مکه برگشتند. ابوسفیان هم گفت که خانم‌ها نباید بر کشته‌ها گریه کنند! ما باید این بغض را برای انتقام گرفتن، نگه داریم…

سال بعد، آن‌ها با پنج هزار نفر –سه هزار نفر سواره و دو هزار نفر پیاده– راهی مدینه شدند. پیامبر عزیز اسلام هم مسلمان‌ها را جمع و با آن‌ها مشورت کرد. عقیدۀ عده‌ای بر این بود که: چون جمعیت ما از آن‌ها کمتر است، در مدینه و در شهر بجنگیم. ضمناً ما به کوچه پس کوچه‌ها اشراف داریم و تاکنون پیش نیامده که کسی به مدینه هجوم ببرد و پیروز شود!

ولی یک عدۀ دیگر که بیشتر جوان‌ها و در رأس آن‌ها حمزه سید‌الشهدا بودند، گفتند: یا رسول الله! این برای ما ننگ است. در زمان قبل از اسلام که شما نبودید، باز هم ما حاضر نبودیم که در شهر بجنگیم. الان که شما هم آمده‌اید برای ما کسر شأن است. ما به میدان جنگ می‌رویم تا با دشمن سینه به سینه بجنگیم… پیامبر هم این گزینه را پسندیدند.

منافقین مخالف این گزینه بودند و به همین دلیل جمعیت خودشان را در بین راه برگرداند. اما پیامبر عزیز ما با هفتصد نفر راهی کوهستان اُحد شدند.

آیات از این نکته شروع می‌شود:

 

سوره آل عمرانصفحۀ 66 قرآن کریم

سورۀ مبارکه آل‌عمران

آیات 132-122

آیۀ 122 : «إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلَا وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا ۗ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ»

«إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلَا» دو گردان در بین راه به طور ناگهانی تصمیم گرفتند که سست و منصرف شوند و برگردند. «وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا» اما خداوند آن‌ها را سرپرستی کرد و از این تصمیم منصرف شدند. با بازگشت منافقین، روحیۀ سایرین هم متأثر شده بود. «طَائِفَتَانِ» یعنی دو گردان، دو گروه. دو گروه تصمیم گرفتند که برگردند، اما خداوند به آن‌ها لطف کرد و بالاخره به جبهه آمدند. «وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» و مؤمنان بر خدا باید توکل کنند.

متأسفانه مسلمان‌ها در جنگ اُحد –به دلایلی که در صفحات بعد خداوند برای ما بیان خواهد کرد– شکست خوردند. در حالیکه روحیه خود را از دست داده بودند و همچنین بهترین عزیزانشان کشته شده بود، این آیه نازل شد:

آیۀ 123 : «وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ ۖ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»

«وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ» مسلمان‌ها! خداوند شما را در بدر نصرت و کمک کرد. «وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ» شما در بدر ناتوان بودید. جمعیت کمی‌بودید. سلاح کمی ‌داشتید ولی خداوند کمک کرد. «فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» از مخالفت فرمان خدا و رسول، بپرهیزید. امید است که شکرگزار باشد.

آیۀ 124 : «إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلَاثَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُنْزَلِينَ»

«إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ» ای پیامبر! یاد کن آن هنگامی را که به مؤمنان در بدر گفتی «أَلَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلَاثَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُنْزَلِينَ» آیا برای شما کافی نیست که سه هزار فرشته از آسمان به کمک شما بیایند؟!

آیۀ 125 : «بَلَىٰ ۚ إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَٰذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ»

«بَلَىٰ ۚ إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا» آری! اگر الان هم در اُحد استقامت بورزید و تقوا پیشه کنید، «وَيَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَٰذَا» و دشمن هم به سرعت برسد پیش شما، «يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ» این بار به جای سه هزار تا، پنج هزار فرشتۀ نشان‌دار، –«مُسَوِّمِينَ» به قول امروزی‌ها یعنی برنددار–، خداوند به کمک شما می‌فرستد. شما مؤمن هستید، به فرشته‌ها و خداوند اعتقاد دارید، نترسید…

البته نصرت برای خداست. نقش فرشته‌ها چه بود؟

آیۀ 126 : «وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَىٰ لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ ۗ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ»

«وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَىٰ لَكُمْ» فرشته‌ها روحیه می‌دادند به شما، «وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ» دل‌های شما را آرام می‌کردند. اما نصرت و پیروزی برای خداست. «وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ» و نیست پیروزی مگر از جانب خدای قدرتمند حکیم.

مشرکین بعد از شکست مسلمان‌ها، در مدت زمان کوتاهی به سمت مکه برگشتند. اما وسط جاده ایستادند و تأملّی کردند و گفتند: چرا مسلمان‌ها را ریشه‌کن و تارومار نکردیم؟ الان هم دیر نشده است، برگردیم و ریشۀ مسلمانی را جا بِکَنیم و اگر هم پیامبرشان کشته نشده بود، او را هم بکُشیم. پس دوباره به سمت مدینه برگشتند.

این خبر به مدینه هم رسید، حالا در مدینه هم همه عزادار و مجروح‌ها در حال مداوا هستند. پیامبر عزیز اسلام فرمود که همان گروه مجروحانی که با ما بودند آماده شوند، چون من با آن‌ها می‌روم، نفرات تازه نمی‌خواهم… خود همین باعث شد که مسلمان‌ها غروری پیدا کنند و مجدداً آمادگی مواجه با لشکر مشرکین را پیدا کردند.

می‌فرماید:

آیۀ 127 : «لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنْقَلِبُوا خَائِبِينَ»

«لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا» تا لشکر اسلام قطع کند –«طَرَفًا» یعنی گروهی– گروهی از لشکر کفار را، «أَوْ يَكْبِتَهُمْ» یا آن‌ها را باز دارد، تا به سمت مکّه «فَيَنْقَلِبُوا خَائِبِينَ» مأیوسانه برگردند. یکی از این دو کار –یا هدف– را تعقیب کنند.

پیامبر اسلام خیلی غصه می‌خورند و می‌گفتند که ما در بدر پیروز شدیم، ولی چرا اینجا عزیزانمان را از دست دادیم؟ بهترین عزیزان مانند «حمزه»، «حنظله»، «مصعب» و هفتاد و چند شهید از بین ما رفتند. سپس خداوند به پیغمبر خطاب می‌فرماید که کار دست تو نیست.

آیۀ 128 : «لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ»

«لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ»کاری دست تو نیست. سرنوشت انسان‌ها دست خودشان است. آن‌ها خود –مؤمنان، منافقان و مشرکان– انتخاب می‌کنند؛ پس پیامبر چه جایگاهی دارد؟ «أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ» خداوند اگر بخواهد توبۀ آن‌ها را قبول می‌کند. کسانی که در اُحد تخلف کردند، یعنی آن پنجاه نفری که باید آن گردنه و شکاف را حفاظت می‌کردند ولی به طمع غنائم آمدند و باعث شکست مسلمان‌ها در جنگ شدند، اگر خدا بخواهد آن‌ها را می‌بخشد و توبۀ آن‌ها را قبول می‌کند. «أَوْ يُعَذِّبَهُمْ» اگر هم بخواهد آن‌ها را کیفر می‌دهد، عذاب می‌کند، «فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ» آن‌ها ظلم کردند. ولی دست خداست. وظیفۀ پیامبر رساندن پیام، هدایت مردم، بشارت و انذار است.

آیۀ 129 : «وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۚ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»

«وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» آنچه در آسمآن‌ها و زمین است، برای خداست. «يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ» ، به طور عمومی و به جز این جنگ، ‌خداوند هر کس را که بخواهد می‌آمرزد. «وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ» هر که را بخواهد کیفر می‌دهد، «وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ» و خداوند آمرزندۀ مهربان است.

این نکته نیز جالب است که وسط گزارش مسائل جنگ، پنج–شش آیه دربارۀ مسائل اقتصادی –مثل ربا– آمده است. چرا؟

در این مورد مفسران توقف زیادی کرده‌اند که ارتباط این آیات چیست؟ بعضی گفته‌اند «دأب» قرآن این است. ناگهان از یک موضوعی به یک موضوع دیگر ما را منتقل می‌کند، تا بدانیم که فکر ما باید به موضوعات متنوعی مشغول باشد. بعضی هم گفته‌اند که شاید ارتباط آن این باشد که در روزگار جنگ، بعضی به فکر پول جمع کردن هستند. مردم، جوانان خود را به جبهه فرستاده‌اند ولی این آقا مشغول ربا خوردن است؛ او می‌داند که پول کم و درآمدها کم است، شغل‌ها کساد است، ولی مشغول رباخوری است.

آیات زیر دربارۀ ربا است:

آیۀ 130 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَةً ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای کسانی که ایمان آورده‌اید!، «لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَةً» ربا نخورید چندین و چند برابر، «وَاتَّقُوا اللَّهَ» بترسید از خدا، «لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» امید است که رستگار شوید.

آیۀ 131 : «وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ»

بپرهیزید از آتشی که آماده شده برای کافران، یعنی پایانِ ربا آتش جهنم است.

آیۀ 132 : «وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»

«وَأَطِيعُوا اللَّهَ» از خداوند اطاعت کنید، «وَالرَّسُولَ» از رسول اطاعت کنید، «لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» باشد که مورد رحمت پروردگار قرار گیرید…

در این صفحات، نکات زیادی وجود دارد. با این وجود ما به اندازۀ همین زمان «ده دقیقه» سعی کردیم مواردی را که می‌دانیم، بیان کنیم.(صفحه 66 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *