شرح صفحه 90 قرآن کریم

مبارزه در راه خدا و برای مظلومان (صفحه 90 قرآن کریم)

شرح صفحه 90 قرآن کریم، سوره نساء آیات 79-75 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.


دانلود فایل صوتی


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

قرآن کتابِ زندگی است، که در مورد همۀ ابعاد زندگی ما –فردی، اجتماعی، خانوادگی، سیاسی و اقتصادی- نظر دارد.

اولین آیۀ این صفحه، یک آیۀ بحث برانگیزی است. می‌فرماید:

سوره نساءصفحۀ 90 قرآن

سورۀ مبارکه نساء

آیات 79-75

آیۀ 75 : «وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا»

«وَمَا لَكُمْ لَا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» چرا در راه خدا جهاد و مبارزه نمی‌کنید؟ «وَالْمُسْتَضْعَفِينَ» چرا برای نجات مستضعفین پیکار نمی‌کنید؟ حرکت نمی‌کنید؟ دو هدف وجود دارد: یک هدف الهی و یک هدف انسانی. فرق «ضعیف» با «مستضعف» این است که «ضعیف» یعنی ناتوان و «مستضعف» یعنی کسی که یک ظالمی او را در ضعف نگه داشته و نگذاشته است که توانایی‌های او شکوفا شود. چرا برای نجات مستضعفین حرکت نمی‌کنید؟ «مِنَ الرِّجَالِ» مردان، «وَالنِّسَاءِ» و زنان، «وَالْوِلْدَانِ» و کودکان، «الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَٰذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا» آن‌هایی که دیگر کارد به استخوانشان رسیده، همۀ درها به رویشان بسته شده، در شرایط خفقان گرفتار شده‌اند و فقط به آسمان امیدوارند، می‌گویند پروردگارا! ما را نجات بده از این سرزمینی که اهل آن ظالم هستند؛ آیه به مسلمان‌هایی اشاره دارد که در مکه گرفتار ابوسفیان و مشرکان بودند. و چه بسا تا روز قیامت هم این آیه مصداق دارد.

«وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا» پروردگارا! یک رهبری از جانب خودت برای ما بفرست، «وَاجْعَلْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيرًا» پروردگارا! یک یاوری از طرف خودت برای ما بفرست. درخواست اول آن‌ها رهبر بود؛ چون اگر رهبرِ شایسته و لایق وجود داشته باشد، یاری و یاوری هم می‌رسد.

آیۀ 76 : «الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ ۖ إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا»

«الَّذِينَ آمَنُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» جنگ بین حق و باطل در طول تاریخ بوده است. مهم این است که ما در چه میدانی مستقر هستیم. آنان که ایمان آوردند، پیکار می‌کنند در راه خدا، «وَالَّذِينَ كَفَرُوا يُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ الطَّاغُوتِ» و آنان که کفر ورزیدند و کافر شدند، پیکار می‌کنند در راه طاغوت‌ها، طغیانگرها و جبّاران، «فَقَاتِلُوا أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَانِ» بجنگید با دوستان و هواداران شیطان، «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا» چرا که نقشۀ شیطان ضعیف است. چرا؟ چون شما بر حق هستید و حُسن نیت دارید، هدف شما نجات، کمک کردن و هدایت انسان هاست؛ اما هدف آن‌ها خوناشامی، ظلم و ستم است. جوهرۀ کار شما با پیروزی و قوت همراه است.

در آیۀ زیر، قرآن به بیان یک قصه می‌پردازد:

31 بار در قرآن آیاتی آمده است که با این جمله شروع می‌شود: «أَلَمْ تَرَ» آیا نشنیدی؟ آیا ندیدی؟ یعنی برو ببین، برو بشنو…

آیۀ 77 : «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً ۚ وَقَالُوا رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ ۗ قُلْ مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَىٰ وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا»

«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ قِيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ» ندیدی قصۀ کسانی را هنگامی که در مکه بودند، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آن‌ها را از جهاد منع کرد، ولی آن‌ها طالب جهاد بودند و می‌گفتند ما شکنجه می‌شویم، اجازه دهید تلافی کنیم، اما پیامبر می‌فرمود: نه! الان وقت خودسازی است، نماز به پا دارید و زکات بپردازید. «زکات» در مکه به معنای «انفاقات و صدقات» است ولی در مدینه معنای خاصی دارد.

«فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتَالُ» به مدینه مهاجرت کردند، فرمان جهاد نازل شد، «إِذَا فَرِيقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّه» جمعی از همان افراد –مدعیان و داوطلبان جهاد– حالا می‌ترسند از دشمن، مثل این که از خدا می‌ترسند. «أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً» حتی بیشتر از اینکه از خدا بترسند، از دشمن می‌ترسند. یکی از امتحانات خداوند، امتحانِ ترس است «وَلَنَبلُوَنَّكُم بِشَيءٍ مِنَ الخَوفِ» یعنی ترس از دشمن. «وَقَالُوا» حالا که فرمان جهاد آمده، گفتند: «رَبَّنَا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتَالَ» چرا دستور جنگ برای ما فرستادی؟ «لَوْلَا أَخَّرْتَنَا إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ» نمی‌شود کمی به تأخیر بیندازید و دو سه ماه دیگر جنگ شود؟ بهانه آوردند. «قُلْ» ای پیامبر! به آن‌ها بگو «مَتَاعُ الدُّنْيَا قَلِيلٌ» منافع دنیا کم است، دنیا چیزی نیست، «وَالْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقَىٰ» و آخرت برای پرهیزگاران خوب‌تر است، «وَلَا تُظْلَمُونَ فَتِيلًا» و به کسی کوچکترین ذره‌ای ظلم نمی‌شود. علاوه بر این، چقدر شما می‌خواهید زندگی کنید؟ ۷۰ سال یا ۸۰ سال، هر کجا باشید مرگ به سراغ شما می‌آید…

آیۀ 78 : «أَيْنَمَا تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ ۗ وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَٰذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هَٰذِهِ مِنْ عِنْدِكَ ۚ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ فَمَالِ هَٰؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا»

«أَيْنَمَا تَكُونُوا» هر کجا که باشید، «يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ» مرگ شما را درک می‌کند، فرا می‌گیرد. «وَلَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ» حتی اگر در برج‌های بلندِ محکم باشید، مرگ وارد آن برج می‌شود. «وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هَٰذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» یک فکر غلطی وجود داشت که تا پیروزی به مسلمان‌ها می‌رسید، می‌گفتند این از طرف خداست، «وَإِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ» و اگر شکست به آن‌ها می‌رسید، «يَقُولُوا هَٰذِهِ مِنْ عِنْدِكَ» می‌گفتند این به خاطر پیغمبر است. پیغمبر خوب مدیریت و رهبری نکرده و لیاقت نداشته است. «قُلْ» ای پیامبر! جواب بده، نباید این فکرها همگانی شود. «كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» سرچشمۀ شکست‌ها و پیروزی‌ها از خداست. خداوند قواعد و سنت‌هایی دارد و بر اساس این قانونِ خداوند که «اگر زحمت بکشی به نتیجه می‌رسی، اگر اتحاد داشته باشی به پیروزی می‌رسی»، اگر به خاطر اتحاد و یا تلاش پیروز بشوید، یعنی خداوند شما را پیروز کرده است. اما اگر به خاطر تفرقه و یا دنیاطلبی شکست بخورید، می‌توانیم بگوییم خداوند شما را به شکست وادار کرده است، می‌توانیم این‌ها را به خداوند نسبت بدهیم، پس چرا شما به فال بد و به پیغمبر نسبت می‌دهید؟

«فَمَالِ هَٰؤُلَاءِ الْقَوْمِ لَا يَكَادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثًا» چرا اینان نمی‌خواهند حقایق را بفهمند؟

البته با نگاه دیگر می‌توانیم اینگونه بگوییم:

آیۀ 79 : «مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ ۚ وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا»

«مَا أَصَابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ» اگر پیروزی به شما رسید، این لطف خداست «وَمَا أَصَابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ» و اگر شکست آمد به خاطر کوتاهی‌های خودتان است.

در این باره حاج آقا قرائتی این مثال را می‌زنند: وقتی کرۀ زمین می‌چرخد، نیمی‌از کرۀ زمین تاریک و تیمی ‌از آن همیشه روشن است. می‌توانیم اینگونه نیز بگوییم: روشنی کرۀ زمین به دلیل خورشید و تاریکی آن به دلیل خودش است. این تمثیلی برای فهمیدن آیه است.

«وَأَرْسَلْنَاكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا» به پیامبر نظر بد نداشته باشید. پیامبر فرستادۀ خدا است. ما فرستادیم برای مردم رسول را، «وَكَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِيدًا» و کافیست که خداوند ناظر باشد که شما مردم، با فرستادۀ خدا چگونه رفتار می‌کنید؟!

(صفحه 90 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *