قرآن کریم

شرح صفحه 91 قرآن کریم

سنت پیامبر همچون وحی الهی است (صفحه 91 قرآن کریم)

شرح صفحه 91 قرآن کریم، سوره نساء آیات 86-80 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

صفحه 91 قرآن کریم

تفسیر ده دقیقه‌ای قرآن کریم ؛ بر ساحل نور

استاد سید جواد بهشتی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

به جلسۀ شنیدن رهنمودهای خالق، أَرحمُ الرّحِمین، مهربانترین مهربان‌ها خوش آمدید…

اولین آیه دربارۀ این است که سیره، احادیث و عملکرد پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم حجت است، همانطور که آیات قرآن حجت است. بعضی می‌گویند من فقط قرآن را قبول دارم و حدیث را قبول ندارم. باید بدانند که خود قرآن، حوالۀ پیغمبر را به ما می‌دهد. پیامبر هم در حدیث ثقلین، آدرس اهل بیت را داده است. پس اسلام یک بسته است. بعضی می‌پرسند: آیۀ خمس در قرآن آمده است؟ و یا فلان حکم در قرآن آمده است؟ اسلام یک بسته است که بخشی از آن در قرآن و بخشی در سنت بیان شده است.

این آیه را بخوانیم:

سوره نساءصفحۀ 91 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 86-80

آیۀ 80 : «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ ۖ وَمَنْ تَوَلَّىٰ فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا»

«مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ» هرکس از رسول اطاعت کرد، از خدا اطاعت کرده است. بیانات رسول دو بخش دارد، بخشی از آن‌ها آیات قرآن است و بخشی دیگر از خود او و احادیث پیغمبر است.

«وَمَنْ تَوَلَّىٰ» هرکس پشت کند، «فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا» ای پیامبر! تو در مقابل آن‌ها مسئولیتی نداری. مسئولیت پیامبر هدایت و رهبری، امر به معروف و نهی از منکر، اندرز و موعظه است. پیامبر نمی‌تواند کسی را مجبور کند.

آیۀ 81 : «وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا»

«وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ» ای پیامبر! این‌ها در حضور تو می‌آیند و می‌گویند: مخلصیم، مطیعیم یا رسول الله! بفرمایید! «فَإِذَا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِكَ» پس وقتی از نزد تو بیرون می‌روند، «بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ غَيْرَ الَّذِي تَقُولُ» جمعی از آن‌ها می‌روند در جلسات شبانه، دربارۀ غیر از آن چیزی که تو می‌گویی و مخالف آن چیزی که تو می‌گویی، بحث می‌کنند تا کار شکنی کنند و راه دعوت تو را ببندند؛ همین‌هایی که در حضور تو می‌گویند: مخلصیم!…

«وَاللَّهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ» خداوند گفتگوهای شبانۀ جلسات آن‌ها را می‌نویسد. «فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ» ای پیامبر! بی‌اعتنایی کن به آن‌ها، درگیر نشو، درگیر شدن با منافق هزینۀ بسیاری دارد. «وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» و از توطئۀ آن‌ها نترس، به خدا تکیه کن، «وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَكِيلًا» و چه خوب وکیل و محافظی است خداوند.

آیۀ 82 : «أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا»

«أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ»، این‌هایی که از اطاعت پیامبر سرپیچی می‌کنند، نمی‌دانند مطالبی که پیامبر به آن‌ها می‌گوید از خداست و همین قرآن -حقیقتی که از جانب خدا نازل شده- است؟ «آیا تدبر نمی‌کنند در قرآن ؟»…

دو کلمۀ «تفکر و تدبّر» خیلی به هم نزدیک هستند: «تفکر» یعنی عوامل یک پدیده را بررسی کردن و «تدبّر» یعنی عواقب یک پدیده را اندیشیدن و بررسی پیامدهای آن. اینجا می‌فرماید: دربارۀ قرآن تدبر نمی‌کنید؟ «وَلَوْ كَانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ» اگر این کتاب از جانب کسی غیر از خدا آمده بود، «لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرًا» اختلافات، تعارض‌ها و تناقض‌های زیادی می‌دیدید. احتمالاً هر انسانی طی ۲۳ سال تفکراتش دچار تغییر می‌شود، پس اگر قرآن از طرف پیامبر باشد، می‌توان در آن تناقض پیدا کرد. اما قرآن از جانب خدا است.

یک موضوع دیگر:

آیۀ 83 : «وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا»

«وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ» وقتی یک خبری از پیروزی یا از شکست به منافقین یا به ضعیف الایمان‌ها می‌رسد، «أَذَاعُوا بِهِ» به جای اینکه آن خبر را (که اصلاً معلوم نیست خبر حقیقت دارد یا نه، بخشی از واقعیت است یا تمام واقعیت؟!) به دستگاه‌های مرتبط و به رهبران برسانند، آن را زود منتشر و در جامعه التهاب ایجاد می‌کنند، و اعصاب همه را خورد می‌کنند. مسلمان‌ها باید انضباط داشته باشند و وقتی شایعات را می‌شنوند، به دستگاه‌هایی که اطلاعات دارند بسپارند. «وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ» اما اگر ارجاع می‌دادند این شایعه را به پیامبر، «وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ» و به صاحبان فرمان، به رهبران، به کارشناسان، و پس از پیامبر به اهل بیت و پس از اهل بیت به جانشینان و نائبان آن‌ها…، «لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ»؛ به اولین آبی که از چاه استخراج می‌شود «نَبَط» گفته می‌شود. اگر آنان که اهل استنباط (به حقایق درستی که از لابلای اقوال و اطلاعات، استخراج می‌شود، استنباط می‌گویند که هم در فقه و هم در سیاست وجود دارد.) هستند، اخباری را که شنیدند ارجاع می‌دادند به پیامبر و به اولی الامر، دانشمندان هم آن‌ها را پردازش و حقیقت را کشف می‌کردند. «وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ» اگر لطف و رحمت خدا نبود «لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا» بیشتر شما دنبال شیطان می‌رفتید. خدا دستتان را گرفت، البته شما کوتاهی و شایعه‌پراکنی کردید، از اطلاعات حفاظت و حراست نکردید، خداوند از روی لطف خود، شما را بخشید.

آیۀ 84 : «فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ ۚ وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ ۖ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا»

«فَقَاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» ای پیامبر! مأموریت تو این است که در راه خدا پیکار کنی، «لَا تُكَلَّفُ إِلَّا نَفْسَكَ» جز وظایف خود، مسئولیت دیگری نداری، تو مسئولیت رهبری آن امت، محافظت و مراقبت از امت را داری. دیگر چه وظایفی دارد؟ «وَحَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ» و مؤمنان را هم تشویق کن. «عَسَى اللَّهُ أَنْ يَكُفَّ بَأْسَ الَّذِينَ كَفَرُوا» امید است که خداوند قدرت کافران را کنار بزند، جلوی پیشروی کافران را بگیرد، «وَاللَّهُ أَشَدُّ بَأْسًا» و قدرت خدا بالاتر از قدرت کافران است، «وَأَشَدُّ تَنْكِيلًا» و قهر خدا، عذاب خدا دردناکتر است.

یک آیۀ شیرین دیگر:

آیۀ 85 : «مَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْهَا ۖ وَمَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْهَا ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتًا»

«مَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً حَسَنَةً» هر کس وساطت خوبی بکند، مثلاً واسطۀ ازدواج، یا واسطۀ وام شود، یا یک مشاوری را معرفی کند، و یا اصلاً خودش راهنمایی کند، «هر کس وساطت کند در امر خیری»، «يَكُنْ لَهُ نَصِيبٌ مِنْهَا» یک سهمی ‌هم از آن پاداش به خود او داده می‌شود، «وَمَنْ يَشْفَعْ شَفَاعَةً سَيِّئَةً» اما اگر کسی وساطت، یا تشویق و یا تحریک کند در کار بدی، «يَكُنْ لَهُ كِفْلٌ مِنْهَا» یک سهمی ‌از جریمه و مجازات آن کار زشت برای او ثبت خواهد شد. او در حقیقت کار زشتی انجام نداده است، او تحریک، یا تشویق و یا واسطه شده، ولی حتماً مقداری از جرم به حساب او نوشته می‌شود. «وَكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ مُقِيتًا»، «مُقِيت» از «قوت» می‌آید. خداوند به همۀ موجودات قوت می‌دهد. یعنی ادامۀ حیات موجودات به دست خدا است.

یک پیام شیرین دیگر:

آیۀ 86 : «وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا»

«وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ» وقتی مورد لطف قرار گرفتید، «فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا» بهتر از آن را تلافی کنید، «أَوْ رُدُّوهَا» یا مثل آن را، «إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ حَسِيبًا» خداوند حساب هر چیزی را دارد. پیغمبر فرمودند: «تحیت ما مسلمان‌ها به سلام کردن است». مسلمان‌ها! به هم که می‌رسید سلام کنید. اگر کسی گفت: «سلامٌ علیکم»، شما بهتر جواب دهید. «سلامٌ علیکم و رحمة اللّه». اگر گفت: «سلامٌ علیکم و رحمة اللّه»، شما «و برکاته» را اضافه کنید یا لااقل مثل او را پاسخ بگویید.

امام مجتبی علیه السلام کنیزی داشتند. آن کنیز دستۀ ‌گلی را به حضرت هدیه داد. حضرت فرمودند: «أَنْتِ حُرَّةٌ لِوَجْهِ اللّهِ» تو در راه خدا آزاد هستی. اصحاب گفتند: ای پسر پیغمبر! او کاری برای شما نکرد. مگر یک دستۀ گل چقدر قیمت دارد؟ حضرت با بیان اینکه تمام دارایی یک کنیز همان دستۀ گل است، این آیه را قرائت فرمودند: «اگر کسی لطفی به شما کرد، باید بهتر از او تلافی کنید».

در جامعه اسلامی‌ باید اینگونه باشد که هر فردی لطفی به فرد دیگر کرد، حداقل مثل او را دریافت کند. صفحه 91 قرآن کریم

بیاییم قرآنی زندگی کنیم…

خدانگهدار شما…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *