قرآن کریم

شرح صفحه 96 قرآن کریم

داستان دزدی سه برادر (شرح صفحه 96 قرآن کریم)

شرح صفحه 96 قرآن کریم، سوره نساء آیات 113-106 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

برای آیات مربوط به این صفحه از قرآن کریم، در تفاسیر قصه‌ای به چشم می‌خورد. آن قصه این است که سه برادر با هم توطئه دزدی کردند. یکی از آن سه برادر از خانۀ یک مسلمانی، مقداری اسلحه و مواد غذایی را دزدید. جوانی به نام «قطاده» در بین اقوام آن‌ها وجود داشت. «قطاده» این سرقت و دزدی را به پیغمبر گزارش داد. اما آن برادران با توطئه دزدی را به گردن یک مسلمان دیگری که در آن خانه زندگی می‌کرد، انداختند تا هنگامی که بگویند او دزدی کرده است، ذهن‌ها بیشتر به سمت او برود.

آیات این صفحه، مربوط به چنین قصه‌ای است، البته که آیات قرآن عمومیت دارد؛ ولی قصه‌ها هم در فهم آیه به ما کمک می‌کند.

سوره نساءصفحۀ  96 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 113-106

آیۀ 106 : «وَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ ۖ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا»

«وَاسْتَغْفِرِ اللَّهَ» و از خداوند طلب پوزش کن، «إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا» حقیقت این است که خداوند آمرزندۀ مهربان است.

آیۀ 107 : «وَلَا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا»

«وَلَا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ» و دفاع نکن از کسانی که به خودشان خیانت کردند، یعنی آن برادرها. «إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا» خداوند خیانت‌کنندگان و گناهکاران را دوست نمی‌دارد.

آیۀ 108 : «يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَىٰ مِنَ الْقَوْلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا»

«يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ» این قصۀ سرقت را از مردم مخفی می‌کنند، «وَلَا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ» اما از خدا مخفی نمی‌کنند، «وَهُوَ مَعَهُمْ» در حالی که خدا با آن‌ها است. ناظر عملکرد آن‌ها است. از مردم مخفی می‌کنند، ولی از خدا مخفی نمی‌کنند که البته نمی‌توانند که مخفی کنند…

«إِذْ يُبَيِّتُونَ مَا لَا يَرْضَىٰ مِنَ الْقَوْلِ» یاد کنید آنگاه که در شب، جلسه‌ای سری گرفتند، پنهانی توطئه کردند و چیزی –توطئۀ سرقت از خانۀ یک مسلمان– را می‌گفتند که خداوند به آن راضی نبود. «وَكَانَ اللَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ مُحِيطًا» و خداوند نسبت به آنچه انجام می‌دهند، احاطه و اشراف دارد.

آیۀ 109 : «هَا أَنْتُمْ هَٰؤُلَاءِ جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَمَنْ يُجَادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا»

«هَا أَنْتُمْ هَٰؤُلَاءِ جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا»، مخاطب آن قصه‌ای که بیان شد آن سه برادر و همچنین فامیل‌های آن‌ها که به دادگاه آمدند. گاهی وقت‌ها در دادگاه‌ها «هوچی‌گری»، فضاسازی و حق را ناحق می‌کنند. اخیراً در اخبار مطلبی بیان شد که می‌گفت کسانی نزدیک دادگاه‌ها هستند که پول می‌گیرند و به دروغ می‌آیند شهادت می‌دهند. مثلاً یک میلیون می‌گیرند و شهادت می‌دهند که این زمین متعلق به فلان شخص است و یا می‌گویند: من حضور داشتم که معامله اینگونه انجام شد…

خطاب آیه به کسانی است که از خیانت‌کار دفاع می‌کنند. می‌فرماید:

«هَا أَنْتُمْ هَٰؤُلَاءِ» شما همان‌هایی بودید که «جَادَلْتُمْ عَنْهُمْ» دفاع کردید از آن‌ها «فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» در این زندگی دنیا تا به یک منافعی برسند. «فَمَنْ يُجَادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» چه کسی در پیشگاه خدا در روز قیامت از آن‌ها دفاع خواهد کرد؟ حالا بر فرض، شما در دادگاهِ دنیا به مقصودتان رسیدید، قیامت را چه کار می‌کنید؟ خداوند که همه چیز را می‌داند. قیامت هم «يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ» است و در آن، پرده‌ها کنار می‌رود؛ آن‌جا چه کار خواهید کرد؟ از این آیات دریافت می‌شود که یکی از عامل‌های مهم برای تربیت ما، توجه به حضور خداوند و توجه به روز قیامت است. البته که نمی‌شود برای هر شخص یک پلیس بگذارند. انسان، طمع‌کار، حریص، مستبد و قدرت‌خواه است. آن چیزی که انسان را به خودداری، تقوا و پاکی نزدیک می‌کند، یاد خدا و یاد قیامت است. این موارد، دست انسان را از دست‌درازی به مال، ناموس و آبروی مردم نگه می‌دارد.

«أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلًا» چه کسی روز قیامت وکیل آن‌ها خواهد بود؟ بر فرض که اینجا پولی پرداخت کردید و به ناروا یک وکیلی را هم خریدید؛ آنجا –در روز قیامت– از کجا وکیل می‌آورید؟

آیۀ 110 : «وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءًا أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِيمًا»

«وَمَنْ يَعْمَلْ سُوءًا» و هر کس کار زشتی انجام دهد، «أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ» یا به خودش ظلم کند به خاطر گناه و خیانت؛ «ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ» اما پس از چندی استغفار و از خدا عذرخواهی کند، «يَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِيمًا» خداوند را می‌یابد آمرزندۀ مهربان. قرآن کریم در ده‌ها مورد، وقتی سخن از مجرم، گناه‌کار و کیفر او می‌کند، پنجره‌هایی را برای بازگشت، جبران و رسیدن به سعادت او باز می‌کند. حالا آن آقا که دزدی کرده و چند نفر هم طرفداری کرده‌اند، آیا راهی برای برگشت او، وجود دارد؟ بله…، اگر آن‌ها طلب پوزش و استغفار کنند، خداوند را آمرزنده و مهربان می‌یابند.

آیۀ 111 : «وَمَنْ يَكْسِبْ إِثْمًا فَإِنَّمَا يَكْسِبُهُ عَلَىٰ نَفْسِهِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا»

«وَمَنْ يَكْسِبْ إِثْمًا» و هر کس گناهی را انجام دهد، «فَإِنَّمَا يَكْسِبُهُ عَلَىٰ نَفْسِهِ» به ضرر خودش کار کرده است. گناهکار، آن جوهرۀ انسانی به این معنا که خداوند برای هدف مهمی او را آفریده، آلوده کرده است. مانند آیه‌ای که می‌فرماید: «إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ؛ اگر خوبی کنید، به خودتان خوبی کرده‌اید»، اینجا هم می‌فرماید: اگر کسی بدی و گناه کند، به خودش ضرر رسانده است. «وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا» و خداوند دانای حکیم است.

آیۀ 112 : «وَمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْمًا ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا»

«وَمَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً» و هر اشتباهی را مرتکب شود، «خَطِيئَةً» به معنای خطا و اشتباه است. «أَوْ إِثْمًا» یا گناهی را؛ مشخص می‌شود که در آن گناه عمدی وجود دارد. اگر اشتباهی از او سر بزند و یا گناهی را از روی عمد انجام دهد، «ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئًا» بعد از آن، به گردن یک بی‌گناهی بیاندازد، «رَمی» به معنای «تیر انداختن» است. در آیه‌های مختلف قرآن، به «تهمت زدن» اشاره شده است. تهمت زدن، مانند تیر زهرآگینی است که به قلب کسی اصابت کند. اگر فردی گناه و یا دزدی کرده ولی گردن دیگری –بیگناهی– بیاندازد، «فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُبِينًا» به دوش می‌کشد یک بهتانی را و یک گناه آشکاری را؛ هنگامی که وارد قیامت شود، این گناهان به دوش او است و باید پاسخگوی آن‌ها باشد.

آیۀ 113 : «وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ ۖ وَمَا يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ ۚ وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ ۚ وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا»

«وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَرَحْمَتُهُ» ای پیامبر! و اگر لطف و رحمت خدا بر تو نبود، به سبب کمک خداوند بود که آنان نزد تو آمدند، از این آیه معلوم می‌شود که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم معصوم است. جایی که ماجرا مبهم باشد، خداوند به او کمک می‌کند.

اگر لطف و رحمت خدا بر تو نبود، «لَهَمَّتْ طَائِفَةٌ مِنْهُمْ» گروهی از این‌ها تصمیم گرفته بودند که «أَنْ يُضِلُّوكَ» تو را منحرف کنند، «وَمَا يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ» اما در حقیقت خودشان را به گمراهی می‌بردند، «وَمَا يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ» به تو نمی‌توانند آسیب و ضرر برسانند، بلکه به خودشان ضرر می‌رسانند. «وَأَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتَابَ» اما در این میان، خداوند، کتاب را بر تو نازل فرمود، «وَالْحِكْمَةَ» و بینش را به تو داد، «وَعَلَّمَكَ مَا لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ» چیزهایی را که تو نمی‌دانستی خداوند به تو تعلیم داد که چگونه قضاوت و داوری کنی تا به عدالت و انصاف نزدیک باشد. معلمِ پیامبر، «الله» است. «وَكَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيمًا» –ای پیامبر!– و لطف خدا بر تو، خیلی بزرگ است.

از خداوند می‌خواهیم که از این آیه‌ها در صحنۀ زندگی بتوانیم استفاده کنیم و درست تصمیم بگیریم… (شرح صفحه 96 قرآن کریم)

 

خدانگهدار شما…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *