شرح صفحه 61 قرآن کریم
اسلام جوهرۀ همۀ ادیان آسمانی
شرح صفحه 61 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 84-91 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
این سوال همیشه مطرح بوده که انسان با داشتن علم و عقل چه نیازی به وحی دارد؟ این پرسش، چندین پاسخ دارد ولی پاسخ مهم آن این است که انسان پرسشهایی دارد که خودش توان پاسخگویی به آنها را ندارد و خدایی که او را آفریده است، باید پاسخ بگوید. ما مسلمانها، بر اساس آیات قرآن، به همۀ پیامبران و به همۀ کتابهای آسمانی اعتقاد داریم.
صفحۀ 61 سورۀ مبارکه آلعمران آیات 91-84
اولین آیۀ این صفحه:
آیۀ 84 : «قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا وَمَا أُنْزِلَ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ وَعِيسَىٰ وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ»
«قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ» بگو ایمان آوردیم به اللّه، «وَمَا أُنْزِلَ عَلَيْنَا» و آنچه بر ما مسلمانها نازل شد، یعنی قرآن، «وَمَا أُنْزِلَ عَلَىٰ إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ» و آنچه نازل شد بر پیامبران قبل، حضرت ابراهیم علیه السلام ،حضرت اسماعیل علیه السلام، حضرت اسحاق علیه السلام، حضرت یعقوب علیه السلام، «وَالْأَسْبَاطِ»، -«الْأَسْبَاطِ» یعنی فرزندان- و فرزندان حضرت یعقوب علیه السلام، مانند یوسفِ صدیق، آنچه از وحی بر این پیامبران نازل شده، ما مسلمانها قبول داریم. «وَمَا أُوتِيَ مُوسَىٰ» و آنچه داده شده به موسی، «وَعِيسَىٰ» و عیسی بن مریم، «وَالنَّبِيُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ» و همۀ پیامبرانی که از جانب پروردگارشان آمدهاند را قبول داریم. «لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ» ما فرقی نمیگذاریم بین پیامبران، از این جهت که اهداف مشترک داشتهاند، از این جهت که حق بودهاند. کسی (دشمن) نمیتواند بین ما اختلاف ایجاد کند. مسیحی، یهودی و مسلمان، همۀ ما پیرو آیین آسمانی هستیم. خودمان را نیازمند به وحی میدانیم. «وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ» و همۀ ما در پیشگاه خداوند تسلیم هستیم.
آیۀ 85 : «وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ»
«وَمَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلَامِ دِينًا» و هرکس انتخاب کند غیر از اسلام آیینی را، «فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ» از او قبول نمیشود. همۀ ادیان آسمانی در یک کلمه خلاصه میشوند: «تسلیم انسان در برابر خدا» ، البته این اسم روی آخرین و بزرگترین و جامعترین دین، اسلام تمرکز پیدا کرده است. ولی همۀ ادیان، حتی دین حضرت ابراهیم هم اسلام بوده است. دین عیسی بن مریم هم اسلام بوده است. به جز اسلام یعنی «تسلیم پروردگار»، هر کسی که به دنبال آیین دیگری مثل مکاتب زمینی برود، از او قبول نمیشود. «وَهُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ» و او در جهان آخرت از زیانکاران خواهد بود.
آیۀ 86 : «كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»
«كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ»؛ یک مرد مسلمانی به نام «حارث» شخصی را کشته بود ولی بعد از آن، از مجازات میترسید. بنابراین از اسلام دست کشید. ده، یازده نفر از دوستانش هم از اسلام دست کشیدند. از مدینه فرار کردند و به مکه آمدند. گفتهاند که این آیه دربارۀ او است.
میفرماید: چگونه هدایت کند خداوند، کسانی را که بعد از ایمان آوردنشان کافر شدند؟
رهبر بزرگ انقلاب در سالهای آغازین انقلاب، جلسۀ تفسیری داشتند که من هم افتخار شاگردی در آن جلسه را داشتم. آقا میفرمودند که ایمان، مثل یک «آتشی» است که تا به آن هیزم بدهی روشن و شعلهور است، اما اگر از آن غافی شوی خاموش میشود.
ایمانهای همۀ ما در معرض خطر است. شیطانها و دشمنانی کمر بستهاند که ایمانهای ما را بگیرند. یا وسوسههایی در درون ما وجود دارد که ممکن است باعث شود که از ایمان دست بکشیم. کسی که ایمان دارد، و بعد از ایمان خود دست کشیده و کافر شده، چطور ممکن است که خداوند او را هدایت کند؟! «كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِم»…
«وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ» خودش گواهی میداد که رسول حق است. پیامبر حق است. «وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ» آیات قرآن به سراغ آنها آمده است. با عقلشان تشخیص میدهند که این معارف ساختۀ دست بشر نیست. «وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ» و خداوند کسانی را که گناه میکنند، به خودشان ظلم میکنند، هدایت نمیکند.
آیۀ 87 : «أُولَٰئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ»
«أُولَٰئِكَ جَزَاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ» مجازات چنین کسانی این است که لعنت خدا بر آنها باد. «وَالْمَلَائِكَةِ» و لعنت فرشتگان بر آنها باد. کسی که حقانیتی را میشناسد اما به خاطر مسائل و منافع شخصی از آن دست میکشد. «لعنت خدا» یعنی خداوند با او قهر میکند، او را از رحمت خودش دور میکند. «لعنت فرشتگان و مردم» یعنی از او بیزار میشوند. لعنت خدا و فرشتگان و مردم «أَجْمَعِينَ» همۀ مردم بر چنین کسی باد.
آیۀ 88 : «خَالِدِينَ فِيهَا لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ»
«خَالِدِينَ فِيهَا» چنین کسانی که آگاهانه از حق دست کشیدند برای همیشه در عذاب خواهند بود. در لعنت خدا به سر خواهند برد. «لَا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ» عذاب از آنها کم نمیشود، تخفیف داده نمیشود، «وَلَا هُمْ يُنْظَرُونَ» به آنها مهلت داده نمیشود.
به قول حاج آقا قرائتی، اگر یک توپی را در اقیانوس بندازیم، با اینکه آب اقیانوس زیاد است ولی آب در این توپ نمیرود. چرا؟ چون توپ خود را بسته است. اگر انسان راههای ورودی را به روی خود ببندد، دیگر امکان هدایت او نخواهد بود.
آیۀ 89 : «إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ»
«إِلَّا الَّذِينَ تَابُو» مگر اینکه برگردد، اگر بعد از آن برگردد مجدداً امکان هدایت وجود دارد. «مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ» اگر بعد از آن برگشت، برگردد «وَأَصْلَحُوا» و کوتاهیهای خود را جبران کنند، «فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» حقیقت این است که پروردگار، خداوند، آمرزندۀ مهربان است.
جالب است که فردی به نام حارث که به داستانش هم اشاره کردیم، به مکه رفته بود، پشیمان شد و از آنجا برگشت. خدمت پیامبر رسید و توبهاش هم قبول شد…
آیۀ 90 : «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ»
«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ» اما کسانی که کافر شدند بعد از ایمان آوردنشان؛ به این کار «ارتداد» میگویم، یعنی دست از اسلام برداشتن، ارتداد یعنی برگشتن به دورۀ جاهلیت. کسانی که بعد از ایمان آوردنشان برگشتند، «ثُمَّ ازْدَادُوا كُفْرًا» بعد هم روی کفر خودشان اصرار کردند، «لَنْ تُقْبَلَ تَوْبَتُهُمْ» توبۀ اینها قبول نمیشود، توبۀ کسی قبول میشود که واقعاً برگشته است. اما کسی که پا را روی گاز گذاشته است و همچنان دارد به سوی جهنم حرکت میکند، خدا برای او چه کاری میکند؟
«وَأُولَٰئِكَ هُمُ الضَّالُّونَ» اینان گمراهان هستند. توجه کنید، گمراهی دست خود ما است. اگر در قرآن میخوانیم که خداوند فاسقین را گمراه میکند، یعنی خود او زمینۀ گمراهی را فراهم کرده است. البته همانطور که در آیات قبل خواندیم، آغوش رحمت خدا برای کسی که توبه کند، باز است…
آخرین آیۀ این صفحه است:
آیۀ 91 : «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ مِلْءُ الْأَرْضِ ذَهَبًا وَلَوِ افْتَدَىٰ بِهِ ۗ أُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ»
«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ»آنان که کفر ورزیدند و در حال کفر از این دنیا رفتهاند، اگر در حال جان دادن توبه کنند، این توبه قبول نیست. «فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْ أَحَدِهِمْ» توبۀ احدی از چنین افرادی قابل قبول نیست. حتی «مِلْءُ الْأَرْضِ ذَهَبًا»، «ذَهَب» یعنی طلا، اگر این گونه آدمها به اندازۀ سطح کره زمین هم طلا داشته باشند، «وَلَوِ افْتَدَىٰ بِهِ» و این طلاها را برای بازخرید خودشان خرج کنند، توبۀ آنها قبول نیست. توبه در حال اختیار قبول است.
«أُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» آنان برایشان عذابی دردناک است. «وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ» این افراد یار و یاوری ندارند.
ما باید یک فکری به حال خودمان بکنیم. هم دشمن و هم هوسها در کمین ما هستند. محکم به ایمانهایمان متصل شویم ….
خدانگهدار شما …



دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.