تفسیر آیات 129-127 سوره طه
/0 دیدگاه /در تفسیر قرآن کریم/توسط مدیرفراموشی و اسراف، آیات 129-127 سوره طه

بر اساس آیات قران یکی از بیماریهایی که ما مبتلا میشویم بیماری فراموشی است. انسان مهمترین موضوعاتی که در سرنوشت او دخالت دارد را هم فراموش میکند. در آیه 127 سوره طه به موضوع اسراف اشاره شده. در فرهنگ قران اسراف به معنای زیاد مصرف کردن نیست به معنای غلط مصرف کردن است.
بسم الله الرحمن الرحیم
در خانه خدا پس از اقامه نماز جماعت یک وقت فوق العاده ارزشمند بر سفره قران کریم آیاتی از سوره مبارکه طاها تمنا میکنم به روان تابناک پیامبر عظیم الشأن اسلام و اهل بیت پاکش صلواتی هدیه بفرمایید. بر اساس آیات قران یکی از بیماریهایی که ما مبتلا میشویم بیماری فراموشی است. انسان به قول امروزی ها استراتژیک ترین موضوعات را فراموش میکند. مهمترین موضوعاتی که در سرنوشت او دخالت دارد همان ها را هم فراموش میکند.
خلقت خود را: نسی خلقه، یادش میرود چقدر ناتوان بود یک ذره بود یک ذره. چند میلیون از آنها سر یک سوزن جا میشد لم یکن شیئا مذکورا قابل گفت نبود. یک آب بد شکل بدبو حالا یک مقداری رفته بدنسازی به همه جا مشت میزنه شهردار منطقه نه شهردار ناحیه شده قیافه میگیره. چند تا کتاب خوانده باد به غبغب میندازه من فوق لیسانسم چه خبره یک مقداری صادرات واردات چه میدونم دلار اینها رو نمیشناسه خودش را نمیدونه کیه. مولا امیرالمومنین فرمود عجبت للمتکبر اوله نطفه آخره جیفه. این اولین چیزی که انسانها فراموش میکنند خلقت خودشان.
خدا را فراموش میکنند: اونی که همه ی هستی از اوست یادش میرود این جهان آفریدگار دارد مرا یک کسی آفریده که در همین آیات سوره طه خداوند خطاب میکند به بعضی تو فراموش کردی ما هم تو را فراموش میکنیم. البته فراموشی در خدا به معنای فراموشی در ما نیست خدا فراموش میکند یعنی او را به حال خودش رها میکند.
سومین چیزی که انسان فراموش میکند خودش است: ارزش خودش تنسون أنفسکم. آی آدمها یادتان میرود کی هستید خودتان را با چهار پایان قاطی میکنید. در حدیثی امام معصوم فرمود هرکس میخواهد قیمت خودش را بداند چند است ببیند حاضر است برای چند دروغ بگوید. من یک وقتی در دنیای تنهایی با خودم شروع کردم حرف زدن حاضرم ببینم برای چند دروغ بگم به خودم گفتم حاجی برای ده هزار تومن نه ده هزار تومن که پولی نیست برای صدهزار تومن چی نه برای یک میلیون بعید میدانم برای ده میلیون یک دروغ ده میلیون سود داشته باشه ده میلیون باید فکر کنم برای صدمیلیون چی به هر عددی رسیدیم اون قیمت ماست. خیلی حدیث خطرناکی است من گاهی این مثال را میزنم فرض کنید الان این انگشتری که دست من هست مثلا ده میلیارد قیمتش هست فرض میکنیم یک زلزله ای آمده منم در آن حادثه زلزله بودم اون ساختمانها زیر و رو شده ولی نمردم زنده هستم حافظه ام را از دست دادم یک کسی میاد و من را دلداری میدهد. آقا خوب میشی بالاخره این حوادث هست و بعد نگاهش میفته به انگشترم به من میگوید این انگشتر را میفروشی میگم قابل نداره میگه از تعارف به دور میفروشی؟ منم یادم رفته انگشتره چقدر می ارزد میگم آره میفروشم. چند حاجی آقا میگم پنجاه هزار تومن یعنی فاجعه ای که به دنبال فراموش کردن خود پیش می آید ارزان فروشی است. حاضر میشود موجودی که به همه دنیا می ارزد از خورشید گرانتر.
امیرالمومنین می فرماید شما از خورشید گرانترید الان از ژاپنی ها بپرسید یک نیروگاهی که به اندازه خورشید حرارت بدهد شما محاسباتتون چقدر پولش میشود اول اینکه نمیتوانند چنین کاری بکنند حالافرض کنیم پولش چقدر میشود یک نیروگاهی به اندازه خورشید. آقا فرمود ای انسان تو از خورشید گرانتری انسان اگر فراموش کرد کیست آن فاجعه تلخ یعنی ارزان میفروشد خودش را. پس تا حالا سه تا چیز را گفتیم خلقت خودش را فراموش میکند خدای خودش را فراموش میکند ارزش خودش را فراموش میکند.
آیات خدا را فراموش میکند: این دنیا پر است از آیات خدا نشانه های خدا. صدها چراغ دارد و بیراهه میرود این ستاره این باد این باران این برگ درخت این گنجشک حالا آیات خدا در قران تعبیرش این است نسوا آیات ربه آدمها فراموش میکنند آیات پروردگارشان را. یا منظور همین آیات کتاب خداست یا منظور همین آیات در هستی است. دیگه چی را فراموش میکند؟
انسان تذکرات را فراموش میکند: همین پریروز یکی مرا کنار کشید و نصیحتم کرد یادم میرود. نسوا حظا مماذکروا یک کسی تذکری بهش داده دو روز بعد یادش میرود.
ششمین چیزی که انسان فراموش میکند روز حساب: نسوا یوم الحساب یادش میرود یک روز حسابی هست نتیجه این میشود که گناه میکند سرکشی میکند ظلم میکند. حالا سوال بالاخره هر مرضی یک درمانگاهی دارد یک دکتری دارد این مرض فراموشی فراموشی خود فراموشی خلقت خود فراموشی آفریدگار خود فراموشی نصیحت نصیحت گران فراموشی امکاناتی که خدا دراختیار ما قرار داده و فراموشی جهان آخرت. دواش چی هست؟ دیروز سالروز درگذشت علامه طباطبایی بود یک صلواتی به روح و روان این مفسر بفرستید علامه طباطبایی مفسر بزرگ قران میفرماید دوای نسیان ذکر است. بعد توضیح میدهد ذکر به دو معنا هست:
- به یاد افتادن
- به یاد بودن
مثلا قران میفرماید اذکروا الله به نظر شما چطور معنا کنیم معنا کنیم به یاد خدا بیفتید یا به یاد خدا باشید شما نظرتون چیه؟ علامه طباطبایی چه میفرماید، میفرماید به هر دو معنا برای آدمهای ضعیفی مثل سید جواد بهشتی همان ذکر به معنای به یاد افتادن همان هم خیلی خوبه. یه وقتی آدم بیدار بشه به یاد بیفته حالا برای افراد درجه یک به معنای به یاد بودن یعنی میخواهد بخابد یاد خدا هست میخاد غذا بخوره یاد خدا هست میخاد سر کسب و کاسبی بره یاد خدا هست ورزش میخواهد بکند یاد خدا هست. استاد عزیز بنده حاج آقا قرائتی برای اینکه فهم بشود این موضوع این مثال را میزند. ایشان میگویند ما گاهی به اتفاق خانواده مثلا برای یک روز جمعه می خواهم از شهر برویم برای تفریح یک مقدار خوردنی و چه میدونم سیب زمینی و نان و ترشی و این چیزها را بر میداریم یک مقداری که از شهر دور شدیم جاده ها یه جاهایی دارند به نام پارکینگ بچه ها میگن بابا گشنمون هست اگر میخواستیم اینطوری بشینیم و به هم نگاه کنیم که خونه هم بود. پدر میزنه تو پارکینگ همانجا یک سفره ای پهن میکنند و زیر درخت یا کنار چشمه آب دوباره جاده خودشون را میروند یکی دو ساعت که میگذره دوباره بچه ها میگن پاهامون خوابش برده پدر جون خسته شدیم. میزنه تو پارکینگ آقای قرائتی اینطور مثال میزند. مسلمانی بعضی از ما اینطوره یک مسیری داریم در زندگی کاری به خدا و اسلام و اینا ندارد. ازصبح می آییم مشغول کار میشویم حالا یکی آهنگره یکی جوشکار یکی راننده تاکسی یکی معلمه برای خودشان برنامه دارند تا صدای موذن بلند میشود میگه برو تو پارکینگ میاد یه چهار رکعت نماز میخونه دوباره از مسجد میاد بیرون.
چطور کسب درآمد کنم چطور با مردم باشم چطور خانواده داری کنم کاری نداره به اسلام تا صدای موذن بلند میشود برو تو پارکینگ. یعنی مسلمانی بعضی چندتا چند دقیقه است به عنوان پارکینگ جاده جاده اسلام نیست جاده را خودش تنظیم کرده اما بعضی یک راهی را انتخاب کردند آن راه خداست. یعنی غذا خوردن کسب و کار همسر داری تفریحات معاشرت همشون رو نگاه میکنی خدا چگونه گفته.
این دومی ذکر به معنای به یاد بودن است اولی بزن تو پارکینگ ذکر به معنای به یاد افتادن علامه طباطبایی میفرماید هر دو خوب است بهتر از آدمای غافل است. که یه حدیث داریم که مردم خوابند وقتی میمیرند بیدار میشوند مردم خوابند إذا ماتوا انتبهوا وقتی مردن تازه بیدار میشود. ما برای یک ماموریتی آمده بودیم چی شد پس بیماری چی شد نسیان دواش چی شد ذکر. ذکر هم دو جور است مثل این داروهایی که در داروخانه ها هست گاهی نوع ضعیفش هست گاهی نه نوع درجه یک.
خب ذکر چی هست فرمودند بهترین ذکر قران است. بارها خودش را به عنوان ذکر معرفی کرده است یعنی به خوانندگانش میفرماید اگر مرا بخوانید من شما را به یاد قیمتتون می اندازم. من شما را به یاد خدا می اندازم من شما را به یاد گذشته می اندازم من شما را به یاد آینده می اندازم من شما را به یاد نصیحت نصیحتگران می اندازم. ذکر یعنی قران بعضی گفتند ذکر یعنی نماز صبح نماز ظهر نماز عصر نماز مغرب و عشا نماز واجب نماز مستحب اینها یعنی یادت نره کی هستی یادت نره برای چی آمدی یادت نره کجا میری. دیگه ذکر چی هست دوست خوب حدیث داریم با یه کسی دوست بشوید جالسوا من یذکرکم الله. روایته همین اندازه نگاهت بهش میفته بیدار بشی یاد خدا بیفتی. میگه من یه رفیق دارم خیلی قیمتی هست میپرسیم از شما چطور رفیقی هست میگه هر وقت دیدمش یاد خدا می افتم یه درسی به من میده یا من را از بدی باز می دارد. رفیق خوب دیگر چی یکی از چیزهایی که همین ماده ذکر در آن است تاریخ گذشته است. تاریخ گذشته بیدار کننده است که در آن آیاتی که امشب میخواهیم بخوانیم آمده است با این مقدمه وارد آیات میشویم. آیاتی که هفته قبل خواندیم این آیات بود وقتی یک کسانی میخواهند محشور شوند نابینا محشور میشوند بعد اعتراض میکنند قال رب لم حشرتنی أعمی پرودگارا چرا مرا کور محشور کردی؟ وقد کنت بصیرا من در دنیا میدیدم چشم داشتم. قال خداوند میفرماید کذلک أتتک آیاتنا فنسیتها. آیه های ما برای تو آمد تو فراموش کردی. وکذلک الیوم تنسی نتیجه این میشود که امروز تو باید به فراموشی سپرده شوی در دنیا فراموش کردی در آخرت فراموش میشوی.
آیه ای که امشب میخواهیم بخوانیم این آیه است آیه ۱۲۷ سوره طه. وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِنْ بِآيَاتِ رَبِّهِ ۚ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَىٰ: ما اینگونه مجازات میکنیم کسانی را که اسراف کردند کلمه اسراف یک کلمه آشنایی است برای ما. من خودمم در همین هفته رفتم دنبالش الان تا ما میگوییم اسراف یعنی چی زیاده روی مثلا اسراف در آب یعنی خیلی مصرف نکن به اندازه مصرف کن. در فرهنگ قران این معنا درسته یک معنای دیگر هم دارد یک وقتی میگوییم بی رویه به کار بردن. یک وقتی میگوییم غلط به کار بردن یعنی یک عضوی را خدا داده به ما به نام چشم اگر با این چشم به نامحرم نگاه کنیم زیاد هم نه کم قران به این میگوید اسراف. دامن برای ما قرار داده اگر ناپاک دامنی کنیم قران به این کار میگوید اسراف.قران به عمل قوم لوط که به جای اینکه راه خدا را بروند یعنی ازدواج رفتند دنبال هم جنس بازی میفرمایند آنها اسراف کردند این طور جاها اسراف به معنای زیاد مصرف کردن نیست به معنای اینکه غلط مصرف کردند.
مثل اینکه حالا من اینطور مثال میزنم یک خودنویسی یک نفر به شما هدیه داده خب هدیه رو باید درست به کار ببریم. درست بکار بردنش یعنی حرف خوب بنویسیم باخط خوب بنویسیم درش را ببندیم که جوهرش خشک نشود. حالا اگر بیام و این خودنویس را روی دیوارهای آجری وسنگی فشار بدهیم وسرش بشکند بعد هم غش غش بخندیم. یا یک دوچرخه ای کسی هدیه داده این بالای بلندی کوه مثلا دوچرخه را پرت کنیم پایین و بعدش هم بخندیم عجب صدایی داد. به کار بردن نعمتی که برای منظوری به ما داده شده است در غیر از آن مسیر میشود اسراف یا بیش از اندازه بی رویه خرج کنیم مصرف کنیم میشود اسراف.
وکذلک نجزی من أسرف یعنی ما اینگونه مجازات میکنیم مسرفین را. آیه قبل چی بود این بود که خدا را فراموش کرده آیات خدا را فراموش کرده چطور معنا کنیم معنای دوم یعنی خدا عقل بهش داد از این عقل استفاده نکرد. فطرت بهش داد از این فطرت استفاده نکرد. قران براش فرستاد آیه براش فرستاد نه ده تا نه صد تا شش هزار آیه آیات بینات روشنگر. اگر کسی از این امکان استفاده نکند یا بد استفاده کند یعنی مسخره کند. آقا قران یک کتاب قدیمیه الان دانشمندان آلمانی این را میگویند حقوقدانان فرانسوی این را میگویند در کانادا یک کسی پیدا شده این اسراف است اسراف یعنی کاربرد غلط. امکانی را خدا برای ما ایجاد کرده یا از آن امکان استفاده نکنیم یا بی رویه استفاده کنیم یا غلط استفاده کنیم به اینها میگیم اسراف اینها اسراف کردند.
ولم یومن بآیات ربه به آیات پروردگارش ایمان نیاورد خب ولعذاب الاخرة أشد و أبقی آدمهایی که خدا را فراموش میکنند در همین دنیا سیلی میخورند آیه اش را هم خواندیم. ومن أعرض عن ذکری فإن له معیشة ضنکا در زندگیش پیچ میفته گرفتار میشه پریشان میشه این مال دنیا. اما عذاب آخرت أشد یعنی سخت تره أبقی یعنی طول میکشد بیش از عذاب دنیایی.
آیه بعد: أَفَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِأُولِي النُّهَىٰ، آیا کافی نیست تاریخ گذشته را این آدمها بروند و بخوانند قرون جمع قرن است. الان من از شما بپرسم قرن یعنی چی جواب میدهید که صد سال یا هشتاد سال این معنا درسته یک معنا دیگه هم دارد در قران قرون به معنای آدمهایی که در قرن زندگی میکردند. یعنی امتهای قبل ملتهای قبل آیا این آدمها که آیات خدا را فراموش کردند کافی نیست بروند و تاریخ گذشته را بخوانند. یمشون فی مساکنهم در خانه همان ها زندگی میکنند. الان خانه ای که ما زندگی میکنیم خانه کیست چه میدونم ما رفتیم بنگاه و از یک کسی خریدیم بعضی ها هم میدانند مثلا میگه این خونه زاهدی است این خونه هویداست. این نمیدونم خونه فلان کس است بعضی ها در همچین خونه هایی بعید میدونم در این مسجد باشند البته هستند حالا بعضی ها راه میروند در همان خانه در همان شهر زندگی میکند یادش میره شاه کی بود فرح کی بود اشرف کی بود این همان بیماری فراموشی است.
آیا کافی نیست این بعضی ها را من دیدم این تاریخ گذشته را خونشون که میری در قفسه نوشته مثلا یک کتابی مادر فرح نوشته برای خاندان پهلوی. احسنت شما هم تاریخ میخونی؟ میگه حاج آقا من برای عکساش خریدم. به به برای عکساش خریده تاریخ را میخواند برای سرگرمی میگه من این تاریخ گذاشتم کنار متکام همینطوری میخوانم تا خوابم ببرد. نه تاریخ باید خواب را از سرت بپراند تاریخ بیدارگر است. آیا کافی نیست یعنی تاریخ خودش یادآوره مذکّره. یکی از مصادیق ذکر تاریخ گذشته است. نگاه کنید کاخ ها کیا در آن رفت وآمد میکردند. در این ساختمانها چه جنایاتی چه تصمیماتی.
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِأُولِي النُّهَىٰ در قران کریم برای عاقل چند تا کلمه به کار رفته است یکیش همین عاقل است. عاقل از ریشه عقال یعنی افسار میاد حیوانی که چموش هست بخواهند کنترلش بکنند افسار میزنند. انسان هم بخواهد خودش را کنترل کند یک دستگاهی خدا در وجودش قرار داده به نام عقل. یعنی مدیریت میکند خودش را این یک کلمه. یک کلمه دیگه اولی الالباب یعنی آنهایی که مغز دارند خردمندان. یک کلمه دیگر که در قران هست به معنای عاقل ها هست اولی النهی. ترجمه های قران را نگاه کنید ترجمه کرده عاقل ها نهی مگر همان نهی نیست چه ربطی داره نهی به معنای عاقل اینطوری میگن ربطش این است که عاقل ها نسبت به نهی هایی که خدا فرموده این کار نکن پیغمبر فرموده این کار نکن توقف میکنند. عقل بهشون میگه این کار بد را انجام نده لذا این کلمه را برایشان بکار برده است. إن فی ذلک لآیات لاولی النهی یعنی خرمندان اینها را به عنوان آیات میبینند تاریخ گذشته را آدمهایی که آمدند و رفتند و چه جنایاتی انجام دادند. این تاریخ را میخواند برای بیداری برای هوشیاری.
پیغمبر فرمود: أغفَلُ الناسِ مَن لَم يَتَّعِظْ بِتَغَيُّرِ الدنيا مِن حالٍ إلى حالٍ. غافلترین مردم کسی است که این فراز و نشیب تاریخ را جامعه را دقت نمیکند کیا بودند چقدر وقت بودند چی شد رفتند بعد از آنها چه کسانی آمدند این حکمرانانی که آمدند و رفتند بخوانیم تاریخشان را. تاریخ بهترین معلم صادقترین واعظ که هر کس عبرت نگیرد شایسته توبیخ است. از تاریخ استفاده کنیم من یک وقتی بررسی کردم از شش هزار آیه قران سه هزار آیه قران تاریخ است. یعنی آدمهایی شبیه ما بودند تلخی ها شیرینی ها پیروزی ها شکستها تجربه ها به جا گذاشتند. بعد خدا به پیغمبرش میفرماید بخوان تاریخ گذشته را برای امتت این به درد میخورد. از این آیه میفهمیم علم و اطلاع به تنهایی کافی نیست. آقا من بلدم تاریخ ایران را از ساسانیان و اشکانیان و اینا را همه رو بلدم نه دانستن تاریخ نه، عبرت گرفتن از تاریخ لازم است. دانستنش معلم تاریخ هم میخاد حقوق بگیره مجبوره همونا را به دانش آموزان یاد بدهد. این آیه به ما میفهماند مناطق مخروبه و ویران شده برای هر صاحب عقلی مایه اندیشه است. خب ما عتبات که خدا قسمت میکند گاهی میرویم بخاطر شرایط عراق کم شده مدائن هم برویم که قبر سلمان فارسی اونجا برویم. میدان مدائن خراب شده ولی میگه وایستا همین خرابه را نگاه کن راجبش فکر کن.
الان شما به شهر شام میروی از هر مرد شامی در دمشق بپرسید که معاویه چند تا کاخ داشته کاخ سفید کاخ سرخ کو کاخهای او جواب ندارند. به تاریخ مراجعه میکنیم میگه خود عباسیان خود امویان به خاطر اینکه در آینده مفتضح نشوند کاخهای معاویه را با دستهای خودشون خراب کردند که اصلا ناظر نداشته باشد گردشگر نداشته باشد. الان شما در شام بپرسید قبر یزید کجاست همه به هم نگاه میکنند یزید خب یزید کسی بوده که عربده میکشید قبرش کجاست؟ حالا اون که در تاریخ آمده است معلوم نیست در بیابانها گرگها خورده یعنی مخفیش کردند اصلا نگذاشتن مایه عبرت شود. قران راجع به فرعون این را می فرماید خیلی از فرعونیان غرق شدند و کسی جسد آنها را ولی خود فرعون را خداوند نعشش را آورد در ساحل روی شن ها همه ببینند. بعد هم مومیایی کردند و در آن مقبره ها تا همین الان هم فکر میکنم باشد.
این آیه به ما میگوید گردشگری از دیدگاه قران متفاوت است با گردشگری که الان در دنیا وجود دارد. الان گردشگران برای چی گردش میکنند یکی برای سیاحت است بشکن میزنند و میبینند و وسطش گشنه میشوند نوشابه میخورند و کافی شاپ میروند و چه میدونم بعد پیتزا میخورند و حالا برم بقیه شو ببینم برای خوشمزگی تو سر کله هم میزنند یا به لحاظ زیبا شناختی این کاشی مثلا چه جور معرقه یا رنگش چه جور تهیه شده یا به لحاظ فنی. با عبرت کسی نگاه نمیکنه خب ما چندین بار همین کاخهای شاه ایران را رفتیم یه مهمانی به ما رسیده بود برای چندمین بار رفتیم آنجا بعد من نگاه کردم آدمهایی که الان مثلا کاخ سعد آباد میان ببینن با یک دید جامعه شناسی نگاه کردم اینا همش مسخره بازی در میارن. اول که بعضی میگن که این دیگه چیزی نیست از این بهترش را بله یعنی یک نفر حرف از عبرت نمیزنه اینا کی بودن چی کردن در زمان خودشان تا مغز استخوان مظلومان را سوزاندن. کی بودن اینها نه گردشگری ما همین الانم یعنی آقای ضرغامی هست دیگه آقای ضرغامی دعوت کنیم در این مسجد خب آقای ضرغامی خدا قوت خسته نباشی شما در چه حال هستی؟ حال ما پیش بینی میکنیم اولین چیزی که بگه بله ما برای جذب گردشگر این کارا رو کردیم و گردشگرا اگر دو برابر بشوند آنقدر دلار وارد میشود و چقدر برای مملکت خوبه. میفرماید ویرانه ها رو نگاه میکنید شما الان در همان شهرها زندگی میکنید. در کنار همان ساختمانها أولم یهد یعنی کافی نیست که شما بیدار بشوید.
با یک نوع نگاه خاصی قران میفرماید نگاه کنید در بازید از آثار باستانی به جنبه تفریحی و هنری و فنی اکتفا نکنید نه اینکه اینا بد باشد نه بد نیست و این آیه رو هم ترجمه مختصر بکنیم. وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى یک سوال در طول تاریخ بوده الانم هست این سوال این است حزب اللهی ها این سوال را میپرسن از خدا هم میپرسن بعضی وقتها هم آه میکشند. خدا چرا به جباران به ستمکاران به ظالمان وقت میدی؟ خب ریشه آنها را بکن. میفرماید بر اساس حکمت سنت خدا این است که فرصت بده.
اون آخرای جنگ یک کسی آمد به من گفت این منبرهایی که تو میری حقه؟ بعد چند تا تیکه پروند به ما شما آخوندا دنبال مثلا دنبال کسب در آمد و این چیزها هستید بعد گفت اگر این حرفها حق است پس چرا خدا این صدام رو ذلیلش نمیکنه؟ یک وقتهایی بود که خیلی سخت شده بود کار بر ملت ایران. گفتم والا در هر دوره ای این سوال هست. برو دوره امام حسین علیه السلام من که خدا نیستم من یک اطلاعاتی دارم یک ذره هم نمیشه. بهش گفتم خداست احاطه دارد او یزید را نگهش داشته این معاویه را نگه داشته. ترامپ را نگه داشته دوباره ثبت نام کرده امروز آقای ما که فرمود که دیوانست بعد آقا فرمودند همه دنیا او را به عنوان دیوانه دوباره این آمریکایی ها مثل اینکه میخواهند اثبات کنند هویت خودشان را. چرا خدا اینها را نابود نمیکند میفرماید سنت خدا این است یک چیزی را لازم میداند عمر یک کسی را طولانی میکند رفاه یک کسی را طولانی بکند تا هر کاری میخواهد بتازد تا بقیه امتحان بشوند. حالا پیامبر عزیز ما چه گناهی کرده که با این آدمها سر و کله میزده و برای اینکه آرام کند خودش را چه باید بکند، پروردگارا با این ابوجهل با این ابولهب با این ابوسفیان با این منافقین که خدا هم اراده کرده به آنها عمر بده چه کند.
در آیه بعد خواهیم گفت صبر کند و از ذکر خدا کمک بگیرد. توضیحش باشد هفته آینده اگر زنده باشیم. خدایا به مقام محمد وآل محمد عاقبت همه ما را ختم بخیر بفرما. شیرینی فهم قران را به کام ما بچشان. همه کسانی که ما را با قران آشنا کردند بر سفره پیامبر مهمان بفرما. به روان پاک شهیدان و روح بلند حضرت امام خمینی صلوات بفرستید.


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.