تفسیر آیات 68 تا 73 سوره انبیاء

تفسیر آیات 68 تا 73 سوره انبیاء

داستان حضرت ابراهیم علیه السلام را میخواندیم که حضرت ابراهیم علیه السلام با منطق با مردم صحبت کرد و آنها زیر بار نرفتند بعد به آنها فرمود یک روزی حساب شما را می رسم و آنها یک روز تعطیلی به خارج از شهر رفتند و حضرت بتها را شکست و تبر را روی دوش بت بزرگ گذاشت و آنها عصر بود و برگشتند و این صحنه را دیدند و گفتند چه کسی این کار را کرده است گفتند یک جوانی به نام ابراهیم است و ابراهیم علیه السلام را به میدان شهر آوردند و دادگاهی تشکیل دادند و چکار کنیم و چکار نکنیم آن بدترین شکل کشتن را انتخاب کردند و آن سوزاندن بود. (تفسیر آیات 68 تا 73 سوره انبیاء)


دانلود فایل صوتی (تفسیر آیات 68 تا 73 سوره انبیاء)


بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم (تفسیر آیات 68 تا 73 سوره انبیاء)

ألحَمدُللّهِ الَّذي جَعَلَنَا مِنَ المُتَمَسِکینَ بِوِلایَةِ أمیرِالمُؤمِنینَ وَ الأئِمَة المَعصُومین. ماه ذی الحجة در آستانه عید غدیر خم در خانه خدا پس از اقامه نماز جماعت تقاضا میکنم به روان تابناک پیامبر عظیم الشأن اسلام و اهل بیت پاکش به ویژه مولا أمیرالمؤمنین صلواتی تقدیم بفرمایید. به نظرم مناسب باشد قبل از اینکه بحث تفسیر را شروع کنیم بعضی از آداب غدیر خم را بیان کنیم که روز جمعه شما نفرمایید نگفتند به ما.
امام رضا علیه السلام فرمود در غدیر خم لباس نو بپوشید لبخند بر لب داشته باشید به دیدن همدیگر بروید آنهایی که از هم دلخوری دارند آشتی کنندآنهایی که نفوذ کلام دارند دیگران را آشتی بدهند مخصوصا زن وشوهرها را مثلا شما دایی و عمو هستی آبرویی داری اینها برکات عید غدیر هست زیارت أمیرالمؤمنین را بخوانید زیارت أمیرالمؤمنین امتیازش این است که از امام هادی علیه السلام به ما رسیده است حدود پنجاه آیه قران در آن به کار رفته است. بعضی از سایتها هم من نگاه کردم این زیارتنامه را با خط خوش و آیه های قران را هم با رنگ دیگر که پیداست این آیه قران است. یعنی هر که می خواهد امام علی علیه السلام را در آیینه قران به زبان امام معصوم ممکن است من بگویم این آیه قران مال حضرت علی علیه السلام است بگویند این غلو و افراط دارد نه امام معصوم این زیارتنامه را مقداری شب عید غدیر و مقداری را روز عید غدیر بخوانید.
خدا رحمت کند محدث قمی را که این زیارتها مال وقت خاصی است ولی چند مورد هست که در کتاب شریف مفاتیح محدث قمی فرموده است با این که فرموده این مال این وقت است در طول سال مناسب است خوانده شود مثل مناجات شعبانیه و زیارت امیرالمؤمنین در روز عید غدیر که اسمش هست زیارت أمیرالمؤمنین در روز عید غدیر خم ولی این عالم ربانی فرموده یعنی یک کارشناس این را گفته است به نظر من خوب است این زیارتنامه در طول سال خوانده شود.
از جمله آداب عید غدیر عیدی دادن است خواهش می کنم توپ را نندازید در میدان سیدها و غیر سیدها خانم ها می گویند آقایان باید عیدی بدهند نه خانمها نه سید و نه غیر سید من سالهای قبل هم گفتم چون یقین دارم یادتان رفته است باز هم می گویم چه چیزی عیدی بدهیم؟ امام رضا علیه السلام پنج پیشنهاد دارد اول عطریات عطر و ادکلن دوم انگشترجات سوم لباس مثلا روسری پیراهن مانتو و کت وشلوار و جوراب چهارم غذا که حدیث داریم اگر یک نفر را روز عید غدیر اطعام کنید گویا همه پیامبران را اطعام کرده اید. حاج آقا فرمودند در نماز جمعه حضرت عبدالعظیم می خواهند تمام نمازگزاران را طعام بدهند خیلی قشنگ است کمترینش این است که مادر خانواده یک غذای خوشمزه بپزد برای بچه هایش یا پدر خانه اگر می تواند اهل خانه را ببرد رستوران. پنجم پول نو اینها نشان دهنده ی این است که مناسک دینی و مراسم دینی باید موج تبلیغاتی و شعائری هم داشته باشد مثل ماجرای محرم و عاشورا این موج شعائری امام حسین علیه السلام بوده است که به دنبالش منبری هم می آید تحلیل عاشورا فلسفه عاشورا و سخنان امام حسین علیه السلام که اصلش آن پرچم و غذا و طعام و سینه زنی و شعر خوانی و همه با هم هست.
آداب زیارت امیرالمؤمنین را فراموش نکنیم نماز و غسل دارد شب عید غدیر آداب دارد روز عید غدیر روزه گرفتن مستحب است فراموش نکنیم که عاشقان و ارادتمندان به امیرالمؤمنین علیه السلام باید خودشان را نشان بدهند.
و اما سوره انبیاء داستان حضرت ابراهیم علیه السلام را میخواندیم که حضرت ابراهیم علیه السلام با منطق با مردم صحبت کرد و آنها زیر بار نرفتند بعد به آنها فرمود یک روزی حساب شما را می رسم و آنها یک روز تعطیلی به خارج از شهر رفتند و حضرت بتها را شکست و تبر را روی دوش بت بزرگ گذاشت و آنها عصر بود و برگشتند و این صحنه را دیدند و گفتند چه کسی این کار را کرده است گفتند یک جوانی به نام ابراهیم است و ابراهیم علیه السلام را به میدان شهر آوردند و دادگاهی تشکیل دادند و چکار کنیم و چکار نکنیم آن بدترین شکل کشتن را انتخاب کردند و آن سوزاندن بود.
قَالُوا حَرِّقُوه بسوزانید و آتش بزنید ابراهیم را بعد هم یک آتش فوق العاده ای مهیا کردند و جرثیقلی شیطان به آنها راهنمایی کرد و آوردند و ابراهیم علیه السلام را اندختند در آتش و اینجا خداوند به کمک پیغمبرش آمد و به آتش فرمان داد که بر ابراهیم علیه السلام سرد شو و یک وقت همه نگاه کردند گلستانی پیش روی آنهاست اینجا بود نمرود که تا حالا می گفت ابراهیم یک جوان ماجراجو هست اما الان ابراهیم علیه السلام شده رهبر یک مکتب. خدای ابراهیم به کمکش آمد آرام آرام بعضی ها ایمان آوردند ولی هر چه که بود نمرود نمی توانست ابراهیم علیه السلام را تحمل کند امام صادق علیه السلام فرمود او را تبعید کرده است ابراهیم علیه السلام هم دارایی زیادی داشت چون گوسفندان زیادی پرورش داده بود ازدواج کرد با خانمی به نام ساره آن خانم هم املاکی و اموالی از پدرش به ارث رسیده بود و این پولها هم زیاد بود برای ترویج مکتب ابراهیم علیه السلام.
نمرود گفت اموالش را مصادره کنید خودش را بفرستید کشور آنطرفی ابراهیم علیه السلام فرمود من در این کشور زندگی کردم عمرم را اینجا صرف کردم عمرم را بدهید بروم گفتند دادگاهی باشد قاضی باشد و قاضی آمد و گفت درست است هم عمر ابراهیم را بدهید و هم از این کشور تبعید شود و نمرود گفت گوسفندانش را بدهید ولی اینجا نباید باشد بساط ما را به هم می زند.
آهنگ قران که آیه اش این است ونَجَينَاهَا وَ لُوطاً إلَي الأرضِ الَّتی بَارَکنَا فِیهَا لِلعَالَمینَ حضرت لوط که هنوز قصه اش نیامده است در چند سوره قران هست و در این سوره هم هست و در آیات بعد به قصه اش می رسیم برادر زاده حضرت ابراهیم علیه السلام است ابراهیم علیه السلام و لوط و همسر ابراهیم علیه السلام ساره و جمع اندکی اینها جزء کسانی بودند که باید آن کشور را ترک کنند.
آیه قران این گونه می فرماید ما ابراهیم و لوط را نجات دادیم فرستادیم یک کشور دیگر که برکت دارد خداوند فرموده است بَارَکْنَا فِیهِ لِلْعَالَمینَ برای جهانیان آن سرزمین را مبارک قرار دادیم برکتی که در این آیه آمده است مفسران گفته اند هم برکت ظاهری است یعنی سرزمین شامات سر سبز و حاصل خیز و چهار فصل مثل لبنان سوریه فلسطین که سرزمین شامات است. کجا زندگی می کرد حضرت ابراهیم علیه السلام شمال عراق و بخشی از جنوب ترکیه از این سرزمین باید مهاجرت کنند به سمت شامات که سرزمین حاصلخیزی است بعضی هم گفته اند این مبارک بودن این برکت معنوی منظورش است چون بسیاری از پیامبرانی که خدا اعزام فرموده است در این سرزمین بوده است وحی الهی در این سرزمین نازل شده است.
مفسرانی مثل آیت الله مکارم شیرازی می فرماید هر دو و ایرادی ندارد هر دو باشد هم برکت ظاهری و هم برکت معنوی خلاصه حضرت ابراهیم علیه السلام و همسرش ساره و برادرزاده اش لوط و یک جمع اندکی که ایمان آوردند دیگر اجازه پیدا نکردند که در این کشور باشند.
به قول امام صادق علیه السلام تبعید کردند تا خداوند اراده فرموده مردمان آن سرزمین ها هم از دعوت ابراهیم علیه السلام بهره ببرند وَوَهَبْنَا لَهُ إسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ نَافِلَةً وَ کُلاً جَعَلْنَا صَالِحینَ حضرت ابراهیم علیه السلام وقتی ازدواج کرد حدود سن بیست و چند سالگی بوده است بچه دار نمی شد خداوند ما را یک جوری آفریده است که بقاء را دوست داریم. از مرگ خوشمان نمی آید خود خود هم اراده کرده است عمر ما محدود باشد این بقاء را یعنی میل به بقاء را در فرزند قرار داده است. وقتی ما بچه دار میشویم این بچه را ادامه خودمان می دانیم ابراهیم علیه السلام بچه دار نمیشد سی سالش شد چهل سالش شد پنجاه و شصت و هفتاد حتی گفتند نود بچه دار نمی شد ولی همیشه این دعا را می کرد رَبِّ هَبْ لي مِنَ الصَالِحینَ خدایا فرزند صالح به من بده.
یه جوری شد وقتی فرشتگان بشارت فرزند آوردند خود حضرت ابراهیم هم تعجب کرد گفت من پیر هستم همسرم هم عقیم است آن وقتی که می شد بچه دار شد نمیشد فرشتگان گفتند تعجب می کنی از خدا نه تعجب نمی کنم خدا هر کاری بخواهد می تواند بکند ولی صورت ظاهری ما سنمان از آن مرزها گذشته است و فرشتگان بشارت دادند اسحاق را. در اینجا می فرماید اسحاق را به او دادیم و یعقوب را نَافِلَةً یعنی اضافه حضرت ابراهیم فرزند می خواست ما علاوه بر فرزند به او نوه هم دادیم.
ما هفده رکعت نماز واجب داریم فریضه سی و چهار رکعت نماز نافله داریم یعنی اضافه و اضافه بر آن هفده رکعت نماز نافله داریم یعقوب را اضافه یعنی لطف بیشتر کردیم ابراهیم را می خواستند بکشند هم نگذاشتیم کشته شود و نسلش را استمرار بخشیدیم به او اسحاق را بخشیدیم اسحاق پدر انبیاء بنی اسرائیل است چرا اسم اسماعیل در اینجا نیامده است چون حضرت اسماعیل از حضرت هاجر به دنیا آمده است و هاجر هم آنقدر پیر نبوده است که بچه دار شدنش تعجب آور باشد آن که خیلی تعجب آور بوده است بچه دار شدن ساره است. ولی حضرت اسماعیل که جد پیامبر ما مسلمانها است آن هم در بعضی از سوره های دیگر مثل صافات قصه اش آمده است حالا همینجا برای فرزند دار شدن دو سه کلمه عرض کنیم آقایان خانم ها پیغمبر ما فرموده است میراثی که خدا به بنده اش می دهد که این میراث از بین نمی رود آن فرزندصالح است لذا اولیاء خدا حتی به سن پیری میرسیدند دامن کبریائی خدا را رها نمیکردند زکریا به پیری هم رسیده است همچنان دعا میکرد رَبِّ هَبْ لي ذُرِیَةً طَیِّبَه إنَّکَ سَمیعُ الدُعَا این طلب فرزند را وقتی پیامبر ما برای جوانها عقدشان را میخواند همانجا هم چند کلمه پند و اندرز میداد دعا هم میکرد الان عقد خوانده برای بچه دار شدنش دعا میکرد حالا که سی وچند سالگی ازدواج میکنند تازه عقد را هم خواندند حالا کی بچه دار میشوند انگلیسی ها میگویند بهترین فصل بچه دار شدن بین بیست تا سی سالگی است.
این خانم تازه از چهل سالگی میخواهد استارتش را بزند حتما یه دونه بیشتر نمیخاد اشتباه است ازدواج سنش برای خانمها پانزده و شانزده است آقایان بیست و دو الی بیست و چهار هر چه به تأخیر بیفتد بعدها سیلیش رو خواهند خورد. یک جوانی به پیغمبر شکایت کرد از نداری پیغمبر فرمود برو ازدواج کن الان ما این حدیث را اینجا بگوییم میترسیم بگوییم همه در پیغمبری پیغمبر هم شک میکنند. این جوان هم یک هفته صبر کرد پیش خودش گفت شاید پیغمبر حواسش نبوده است در یک فکری بوده یک هفته بعد دوباره آمد پیش پیامبر شکایت کرد از نداری پیغمبر فرمود گفتم برو ازدواج کن این هم آمد در صف جماعت نشست بغل یک پیرمردی رفت تو فکر. پیرمرد گفت توفکری گفت من یک چیزی از پیغمبر می خواهم آقا یک جواب دیگه میدهد گفت تو چه می خواهی گفت من فقر دارم پیغمبر چه میفرماید پیغمبر میفرماید ازدواج کن پیرمرد گفت خب راست میگوید آقا گفت آخر با چه کسی گفت بیا با دختر من ازدواج کن. گفت کار ندارم گفت خودم شغل جور میکنم گفت برویم خانه یک همچین قهرمانانی هم لازم است در مسجدها باشند که موضوع پول و شغل را حل کنند.
در قصه حضرت شعیب هم همینطور است دختر شعیب که آمد موسی بن عمران را دعوت کرد به خانه اش و یک غذایی خوردند دختر شعیب راجع به اشتغال پیشنهاد داد به پدرش که پدر جان این جوان جنم دارد هم امین است هم قوی است شما این را استخدامش کن حضرت شعیب به جای اینکه راجع به اشتغال ادامه بحث را بدهد رفت در بحث ازدواج گفت إنّي أُریدُ أُنْکِحَکَ إحْدي إبنَتَیَّ هَاتَّینَ من تصمیم گرفتم یکی از این دو دختر را به عقد تو در آورم یعنی حضرت شعیب بحث ازدواج را جلو انداخت دخترها پیشنهاد اشتغال را مطرح کردند خوشا به حال کسانی که برای ازدواج جوانها یک کاری می کند یک قدمی بر میدارند.
آنهایی که قانون دستشان است اختیارات مالی دارند آنهایی که بانک دارند آنهایی که پول و خانه دارند و آنهایی که آبرو و نفوذ کلام دارند برای سلامت و معنویت جامعه در آینده چون این را من نمیگویم پیغمبر ما فرموده کسی که ازدواج میکند نیمی از دین او کامل میشود یک کسی میتواند توصیه کند مهریه را کم بگیرید جهزیه رو کم بگیرید یا بعضی از خانواده ها میتوانند کمک کنند یا خانواده دختر وضعش بهتر است یا خانواده پسر وضعش بهتر است.
در جنگ جمل أسرا آمدند سان ببینند چشمشان افتاد به یک جوانی که تازه داماد شده بود در لشکر دشمن است باز امام برای ازدواجش قدم برداشته است حدیث داریم أفضَلُ الشَفَاعَة یعنی بهترین و با ارزشترین وساطت در امر ازدواج است. یک کسی به امام باقر علیه السلام عرض کرد من تا حالا در امر ازدواج جوانها زیاد اهمیت میدادم الان میخواهم قسم بخورم که دیگر این کار را نکنم امام باقر علیه السلام فرمود چرا گفت یک کاری است که حرص خوری زیاد دارد تا خوب هستند با هم حرفی از ما نمیزنند دعواشون که میشود هردوشون فحش میدهند به مسبب. نه ما باید این نقشه راه را از خدا و پیغمیر بگیریم از امام معصوم بگیریم.
پیغمبر فرمود بهشت پر است از سختی ها درست است این کار سختی دارد این نمایشگاه قران که بود یک موسسه ای پیدا کنید چون خیلی از موسسه هایی که همسر معرفی میکنند غیر رسمی است و چند تا هستند که رسمی هستند از طرف نهادهای حکومتی پشتیبانی میشوند یک گروهی اخیرا درست شده که تمام مراحل را کمک میکنند هم در معرفی و هم در مشاوره دادن و مالی و فرزند آوری ما بالاخره اعضای یک جامعه هستیم خودمان را کنار نکشیم بالاخره این بچه ها بچه های ما هم هستند.
یک نکته دیگر تقریبا در قران صد و شصت دعا هست دعا کنندگان چه کسانی هستند پنجاه گروه هستند و دعا شوندگان چه کسانی هستند و درخواستها یعنی چه چیزهایی را خواستند و چهارم سرنوشتشان به کجا انجامیده. مثلا پیغمبر که این دعا را کرده است آخرش چه شده است الان گفتیم ابراهیم علیه السلام از خدا چی خواست رَبِّ هَبْ لي مِنَ الصَالِحینَ خدایا فرزند صالح بده که اینجا جوابش هست میفرماید وَوَهَبنَا لَهُ إسحاقَ وَیَعقُوبَ نَافِلَةً وَ کُلاً جَعَلنَا صَالِحینَ ابراهیم فرزند صالح خواست ما هم فرزند صالح به او دادیم هم نوه صالح به او دادیم پس ما اگر خواسته هایمان خالص باشد درست باشد و از خود خدا بخواهیم و خدا همان خواسته را مستجاب میکند.
از این آیات این درس ها را میگیریم دشمن میخواست ابراهیم را نابود کند وَ أرادو بِه کَیداً اما نه تنها خدا ابراهیم را نجات داد بلکه نسل با برکتی هم به او داد یک درس دیگر خداوند اولیاء خود را رها نمیکند ابراهیم را تنها نمیگذارد به یک شکلی به میدان می آید پشتیبانی میکند إن تَنصُروا الله یَنْصُرکُم هر کس خدا را یاری کند خد او را یاری میکند از این آیه میفهمیم که نوادگان هم مثل فرزندان هدیه الهی هستند کلمه وَهَبَ یعنی هدیه.
از این آیه میفهمیم که زمینها یکسان نیستند بعضی از قطعه های زمین مبارک و مقدس هستند مثل کعبه مثل خود شهر مکه که خدا قسم خورده به شهر مکه مثل بیت المقدس در حدیث داریم از سرزمین های فوق العاده قیمتی مسجد کوفه و مرقد امامان و شهر کربلاء و اساساً هر جا که مسجد باشد حدیث داریم هر جا که مسجد باشد، یک قداستی دارد خداوند به آن قطعه از زمین نظر دارد فرشتگان به آن قطعه رفت و آمد میکنند مثل این که زمانها با هم فرق دارند مکانها هم با هم فرق دارند. یعنی روز جمعه که عید غدیر است با روز شنبه فرق دارد همش زمان است خداوند به پیغمبرش فرموده است وَذَکِرهُم بِأیَامِ الله ای پیامبر ایام الله را به یاد مردم بیاور. ایام الله یعنی روزهای خدایی شنبه هم روزخداست.
امام صادق علیه السلام فرمود نه فرق دارد خدا به بعضی از قطعه های زمان مثل روز جمعه و شب جمعه مثل روز عرفه یعنی خود خدا که آفریننده زمان و زمین است این زمان که می رسد رحمت خاصش را سرازیر میکند این باران رحمت را می باراند در این قطعه از زمین کسی قرار گرفت مثل قبه حضرت حسین علیه السلام این قطعه زمین با بقیه زمینها فرق دارد. مثل وادی السلام نجف اگر کسی آنجا به خاک سپرده شود با بقیه جاها فرق دارد. درست است که اصل عمل است ولی این را هم همان دین به ما یاد داده است خاکسپاری یک نفر در این قطعه فرق دارد با جای دیگر اصل هم ایمان و عمل صالح است. ولی یک امتیازات دیگر هم در سعادت ما نقش دارد این زمینها یکسان نیستند. گاهی قطعه زمینی برای جهانیان مبارک است اینجا دارد بَارَکنَا لِلعالَمینَ یعنی یک برکاتی دارد این سرزمینی که پیامبران در آن سرزمین ظهور کردند برکاتش به همه اهالی کره زمین میرسد. ضمناً برکت هم دست خود خداست.
ایه امامت وَجَعَلْنَاهُم أئِمَةً یَهْدونَ بِأمْرِنَا ما این پیامبران را ابراهیم را اسحاق و یعقوب را پیشوایانی قرار دادیم که ملتها را هدایت میکنند تحت نظر ما وَ أوْهَیْنَا إلَیهِم فِعلَ الخَیراتِ کارهای خوب را ما به آنها الهام میکنیم وَإقَامَ الصَلاةَ در بین کارهای خوب دو تا را اسم برده است اقامه نماز وَ إیتَاءَ الزَکاةَ و ادای زکات وَکَانوا لَنَا عَابِدینَ این پیامبران پرستش گر ما بودند عبادت کننده ما بودند.
امام رضا علیه السلام فرمود قران که میخوانید دقت کنید چه موضوعی کنار چه موضوعی است بعد خود امام رضا علیه السلام مثال زدند فرمودند ببینید در قران زکات کنار صلاة است بیست و هشت بار در قران زکات یعنی توجه به محرومان و صلاة یعنی توجه به خدا یعنی آی نماز خوانها در کنار توجه به خدا به فقرا و ضعفا و درمانده ها توجه کنید و یک جا در قران داریم که زکات کنار صلاة نه اصلا در صلاة آمده است که آیه ۵۵ سوره مائده است که إنَّمَا وَلِیِکُمُ الله وَرَسولُهُ وَالذَّینَ آمَنُوا الذَّینَ یُقیمُونَ الصَلاةَ وَیُؤتُونَ الزَکَاةَ وَ هُم راکِعُونَ اصلا در رکوع زکات داده است که این هم یکی از افتخارات امیرالمؤمنین است که یک یهودی آمده بود نزد پیامبر این سوال را پرسید، پیامبران قبل وصی داشتند شما وصی ندارید پیغمبر دست آن یهودی را گرفت گفت بیا وصی ام را به تونشان بدهم وارد مسجد شدند وقت نماز ظهر بود مؤمنین داشتند نماز نافله میخواندند نافله یعنی اضافه و نافله نماز ظهر هشت رکعت است چهار تا دو رکعتی که امیرالمومنان مولای ما و شما داشتند نماز نافله میخواندند نماز نافله را در حال راه رفتن هم میشود خواند این سائل آمد هر چه دست دراز کرد کسی به او کمک نکرد آقا در حال رکوع نماز نافله دستشان را دراز کردند و آن سائل هم آمدند و آن انگشتر را گرفتند پیغمبرفرمود از وصی من سوال میکردی این وصی من است.بعد فرمود این آیه الان نازل شد.

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را خدایا از الطاف مولا امیرالمؤمنین به ما به خانواده های ما و دوستان ما هم برسان زیارت امیرالمؤمنین را قسمت ما بفرما. (تفسیر آیات 68 تا 73 سوره انبیاء)


0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *