شرح صفحه 48 قرآن کریم
شرح صفحه 48 قرآن کریم (نوشتن بدهی ها)
نوشتن بدهی ها
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
خدا را شکر میکنیم که به صفحۀ ۴۸ از قرآن کریم رسیدیم. آیۀ ۲۸۲ سورۀ بقره، طولانیترین آیۀ قرآن است. خداوند به خاطر مهر خود دستوراتی به ما فرموده تا بین ما کینه، کدورت و دودلی به وجود نیاید.
اگر کسی از شما بپرسد که موضوع طولانیترین آیۀ کتاب مسلمانها چیست؟ بگویید: تنظیم اسناد و توجه به احترام به حقوق مالی است.
آیه را با هم میخوانیم…
صفحۀ 48
سورۀ مبارکه بقره
آیۀ 282
بدهیهای مدتدار را بنویسید
آیۀ 282 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ ۚ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ ۚ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ ۚ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا ۚ فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ ۚ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ ۖ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَىٰ ۚ وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا ۚ وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَىٰ أَجَلِهِ ۚ ذَٰلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَىٰ أَلَّا تَرْتَابُوا ۖ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا ۗ وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ ۚ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ ۚ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ ۗ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ ۗ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»
میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای کسانی که ایمان آوردهاید، مسلمانها!، «إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ» اگر بدهی مدتدار داشتید مانند خرید و فروش، اجاره، قرض و هر چه که بود، بنویسید. پس ای عزیز من! کوتاهی نکن، چرا که ممکن است بعدها اختلاف، دعوا یا درگیری پیش بیاید. به فرمان خدا تن بدهید…
«وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ»، متن را چه کسی بنویسد؟ بدهکار یا بستانکار؟ هیچکدام، بلکه شخص ثالثی که او هم عادل باشد و متن را هم عادلانه بنویسد.
«وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ» باسوادها ناز نکنند و از نوشتن آن دریغ نکنند! درست است که شما لیسانس حقوق داری، ولی چرا ناز میکنی؟! مخصوصاً اگر طرف مقابل، افرادی بیبضاعت و تنگدست باشند. شمایی که باسوادید، دریغ نکنید…
خداوند به شما تعلیم داده، شما هم به دیگران کمک کنید. «كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ» همانگونه که خدا به شما تعلیم داده است. بابت قدردانی، کمک کنید.
«فَلْيَكْتُبْ» باسوادها بنویسند، «وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ» چه چیزی را بنویسند؟ کسی که باید حق را بپردازد، یعنی بدهکار، املاء کند. گفتههای بدهکار را بنویسد.
«وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ» بدهکار هم از روی بی عدالتی و ناروا سخنی نگوید. تقوای الهی را پیشه کند. «وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا» نویسنده تقوای پروردگار را رعایت کند و چیزی را فروگذار نکند.
«فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ» اگر بدهکار (یعنی آنکه حق بر او است و باید آن را ادا کند) مشکلی دارد، مثلاً «سَفِيهًا» نمیتواند مصلحت خودش را تشخیص بدهد، «أَوْ ضَعِيفًا» یا خردسال و یا سالمند است که هوش و حواس ندارد. «أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ» یا اصلاً توانایی املاء و گفتن را ندارد، مثلاً لال است یا اصلاً نمیتواند این کلمات و جملات را بیان کند. در این سه حالت: یعنی «سَفِيهًا» قدرت تشخیص ندارد، «ضَعِيفًا» سنش کم و یا خیلی زیاد است، «لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ» یا نمیتواند تکلم بکند، توانایی سخن گفتن ندارد. در این حالتها چه باید بکنند؟
«أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ» ولی او عادلانه املاء و اعلام کند که چه مبلغی را بدهکار است. همه جا عدل و تقوا وجود دارد.
علاوه بر نوشتن، «وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ» دو گواه هم بگیرید، «مِنْ رِجَالِكُمْ» که از مردان شما باشد. «فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ» اما اگر دو مرد پیدا نشد چه باید کرد؟
«فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ» یک مرد و دو زن. البته اگر چنین موردی پیش آمد، آن دو زن باید همزمان در دادگاه حاضر شوند و گواهی بدهند. «مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ» گواهان هم باید مورد شناخت و مورد رضای شما باشند و آنها را بشناسید. اما چرا دو نفر با هم باید باشند؟ به این دلیل که «أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا» اگر یکی از آنها فراموش کرد، «فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَىٰ» آن دیگری یادآوری کند. یادآوری کند که مثلاً فلان روز در فلان ساعت، ایشان این مبلغ را داد یا نه؟! آیا ایشان گرفت یا نه؟!…
«وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا» گواهان هم مانند نویسندگان نباید ناز کنند، وقتی به ایشان میگویند: بیایید گواهی بدهید، بیایند و کمک بکنند تا این معامله با استحکام شکل بگیرد. بین انسانها روابط عاطفی حاکم باشد. شاهدها و نویسندهها ناز نکنند. خدایی که ما را آفریده است، این را میفرماید.
«وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا» ملول و خسته نشوید از نوشتن. حتی اگر مبلغ معامله کم باشد یا اگر هم زیاد باشد، چون مدتدار است، آن را بنویسید. «وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَىٰ أَجَلِهِ» حتماً باید مدت را ذکر بکنید.
حکمتهای نوشتن بدهیهای مدت دار
فرامین خدا فلسفه و فایدهای دارد. فایده و فلسفۀ این دستور چیست؟ این است که «ذَٰلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ» این نوشتن و این تنظیم سند نزد خدا به عدالت نزدیکتر است. همچنین «وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ» و دادگاه پسندانهتر است. مثلاً اگر قاضی بپرسد که ایشان بدهکار است یا بستانکار و دلیل او چیست؟ او بتواند بگوید من شاهد دارم، من نوشته و امضا دارم و اسناد آن وجود دارد. اینگونه هم خدا و هم دادگاه میپسندد.
مزیت سوم آن این است:
«وَأَدْنَىٰ أَلَّا تَرْتَابُوا» از شک و تردید به دور است. گاهی اوقات خود ما نیز شک میکنیم که چقدر بستانکار بودهایم، نمیدانم… مثلاً ۳۰۰ میلیون بوده یا ۲۷۰ میلیون؟ تا الان ۸ ماه گذشته یا ۸ سال؟… اما اگر نوشته شده باشد، به آن مراجعه میکنیم، یا اگر شاهدی باشد، به او مراجعه میکنیم. پس دلها چرکین نمیشود. پس این نوشتن و شاهد گرفتن، هم پیش خدا عادلانهتر است، در دادگاه به سلامت نزدیکتر است و هم دل ما صافتر است. حتماً این کار را انجام بدهیم…
«إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ» مگر اینکه معامله نقدی باشد. در معاملۀ نقدی پول و کالا جابجا میشوند. «تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ» یک طرف پول را میدهد و دیگری جنس را میگیرد. «فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا» اگر معاملۀ نقدی را ننویسید، ایرادی ندارد؛ ولی معاملات مدتدار و بدهیهای مدتدار را حتماً بنویسید.
«وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ» وقتی معامله میکنید، به خصوص معاملات بزرگی مثل زمین، باغ و خانه، شاهد بگیرید. «وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ» نباید آسیب ببیند نویسنده، آسیب ببیند گواه. چراکه ممکن است بدهکار یا بستانکار، شاهد را ببینند و او را تطمیع کنند. یا نویسنده را ببینند و او را تطمیع یا تهدید کنند. در اینجا قرآن میفرماید: فضای امنیتی و قضائی کشور باید بهگونهای باشد که نویسنده آزادانه و با حریت بنویسد. همچنین شاهد نیز آزادانه گواهی دهد و ترسی نداشته باشد.
«وَإِنْ تَفْعَلُوا» اما اگر فضا به گونهای باشد که نویسنده یا گواه بترسد، «فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ» این نافرمانی خداست. خروج از اطاعت پروردگار است. «وَاتَّقُوا اللَّهَ»، از جمله کاربردهای «تقوا»، در مسائل مالی است. در مسائل مالی، تقوای خدا پیشه کنید. «وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ» و قدردانی کنید از خدا به سبب این تعالیمی که به شما یاد داده است. «وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» و این را بدانید که خداوند به هر چیزی داناست. پنهانکاری، توطئه، لاپوشونی و کتمان نکنید. خداوند همه چیز را میداند.
خدانگهدار شما…


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.