شرح صفحه 57 قرآن کریم
داستان مباهله
شرح صفحه 57 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 61-53 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
سلام و درود خداوند بر شما که کتاب او را برای خواندن، برگزیدهاید.
آخرین آیۀ صفحۀ قبل این بود که حضرت عیسی بن مریم علیه السلام از حواریون –یعنی دوستان خاص خود– پرسید: «آیا شما به من کمک می کنید؟» آنها هم گفتند: «بله، ما انصاراللّه هستیم». به دنبال این قضیه، آیۀ زیر آمده است:
صفحۀ 57
سورۀ مبارکه آلعمران
آیات 61-53
آیۀ 53 : «رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ»
«رَبَّنَا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ» پروردگارا! ایمان آوردیم به آنچه نازل فرمودی. «وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ» دقت کنید؛ ما قرآن را داریم و پیامبر صلی اللّه علیه و آله وسلم. ایمان به قرآن و اطاعت از پیامبر. و پیروی کردیم از فرستاده، از رسول، «فَاكْتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِينَ» نام ما را جزء پشتیبانان گواهان بنویس. گواهان چه کسانی هستند؟ پیامبران؛ هم در دنیا و هم در آخرت گواه هستند. چقدر خوب است ما «مَعَ الشَّاهِدِينَ» یعنی از حمایت کنندگان آنها باشیم.
آیۀ 54: «وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ ۖ وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ»
«وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللَّهُ» و یهودیان توطئه کردند، برای کشتن عیسی بن مریم علیه السلام و خاموش کردن آیین مسیحیت، نقشه طراحی کردند. «وَاللَّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ» آنها توطئه کردند، خداوند هم نقشه چید، چارهاندیشی کرد. و اما خداوند بهترین چارهاندیشان است.
آیۀ 55 : «إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَىٰ إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ ۖ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ»
«إِذْ قَالَ اللَّهُ يَا عِيسَىٰ إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ» یاد کنید آنگاه که خداوند فرمود: «ای عیسی! من تو را برمیگیرم و به سوی خودم بالا میبرم». اعتقاد مسلمانها این است که یهودیان نتوانستند حضرت عیسی علیه السلام را بِکُشند و فرد دیگری را که شبیه حضرت عیسی بود، را کشتند و حضرت عیسی علیه السلام به اذن خدا به آسمانها رفت تا ظهور امام زمان علیه السلام برگردد. این اعتقاد مسلمانها است. در انجیل آمده که اعتقاد مسیحیها این است که عیسی بن مریم علیه السلام به دار آویخته شد، کشته شد، بعد به اذن خداوند زنده شده تا زمانی که خداوند بخواهد. این تفاوت دو عقیده بین مسلمانها و مسیحیان است. آیه هم این را به ما می فرماید: یاد کنید آنگاه که خداوند فرمود: ای عیسی! من تو را از زمین برمیگیرم و به سوی خود بالا میبرم.
«وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا» و از محیط کافران تو را پاک و پاکیزه خارج میکنم. «وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ» و من پیروان تو را برتری میدهم بر کافران –منظور یهودیان است– تا روز قیامت. یکی از پیشگوییهای قرآن این است که مسیحیها در طی تاریخ، بر یهودیها غلبه خواهند داشت. «ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ» و همه بدانند که بازگشت همۀ شما به سوی من است. «فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنْتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ» من دربارۀ اختلافات شما، خودم داوری خواهم کرد. که در کجا، حق با چه گروهی بوده است؟
آیۀ 56 : «فَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ»
«فَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا» نتیجه اینکه آنان که کافر شدند، «فَأُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِيدًا» خودم عذاب خواهم کرد آنها را، که آگاهانه کفر ورزیدند به شکل شدیدی عذاب خواهم کرد. «فِي الدُّنْيَا» هم در این دنیا «وَالْآخِرَةِ» و هم در آخرت.
ما فرصت کافی نداریم که تاریخ یهود و اینکه در طی این چند هزار سال، چه بلاهایی بر سر آنها آمده است را در اینجا بیان کنیم. بلاهایی هم که در آخرت بر سر ایشان میآید، در قرآن پیشگویی شده است.
«وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ» و این کافران یار و یاوری ندارند.
آیۀ 57 : «وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ»
«وَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» و اما آنان که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند؛ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هم که ظهور کرد، به آن پیامبر مؤمن شدند، «فَيُوَفِّيهِمْ أُجُورَهُمْ» بی کم و کاست پاداش آنها داده میشود. «وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ» و خداوند ستمگران را دوست ندارد. بالاترین ستم شرک به خدا است.
آیۀ 58 : «ذَٰلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ»
«ذَٰلِكَ نَتْلُوهُ عَلَيْكَ مِنَ الْآيَاتِ وَالذِّكْرِ الْحَكِيمِ»، خطاب به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم است. این سخنان را ما بر تو تلاوت میکنیم که از آیات و یادهای حکمتبخش است.
مسیحیان و یهودیان دربارۀ عیسی بن مریم علیه السلام بحثهای زیادی میکردند و طرفدار این بودند که الوهیت را برای عیسی بن مریم علیه السلام، خدایی و یا پسر خدا بودن را ترویج کنند. لذا این آیه نازل شد:
آیۀ 59 : «إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ ۖ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»
«إِنَّ مَثَلَ عِيسَىٰ عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ» چرا شما میگویید عیسی خدا است؟ چون بدون پدر به دنیا آمده است. میفرماید حکایت عیسی نزد خدا، شبیه حکایت آدم است. اگر میخواهید بگویید پیغمبر، خوب حضرت آدم، حضرت آدم علیه السلام بدون پدر و مادر آفریده شد. بگویید که حضرت آدم علیه السلام خدا است.
«خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ» از گِل خداوند او را آفرید. «ثُمَّ قَالَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» به همان قطعۀ گِل فرمود انسان باش، شد…
پس اینکه عیسی علیه السلام بدون پدر به دنیا آمده، نشانۀ خدایی او نیست.
آیۀ 60 : «الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ فَلَا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ»
«الْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ» این حقیقت از طرف پروردگار توست، «فَلَا تَكُنْ مِنَ الْمُمْتَرِينَ» از تردید کنندگان مباش!
یک جمع شصت و چند نفری از ناحیه نجران به مدینه آمده بودند –مسیحیان با چند نفر از اسقفها و کشیشهای طراز اول خود– تا با یکدیگر گفتگو کنند شاید آن گفتگوها هم یک هفته طول کشید اما به نتیجه نرسید.
موضوع صحبتشان هم دربارۀ یکتایی خدا و پیامبری عیسی بن مریم بود. چون به نتیجه نرسید، این آیه نازل شد:
آیۀ 61 : «فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ»
«فَمَنْ حَاجَّكَ» هر کسی که میخواهد با تو بحث کند ای پیامبر! «فِيهِ» در مورد عیسی علیه السلام، «مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ» بعد از آنکه دانش به تو رسیده و میدانی حقیقت چیست، عیسی مخلوق خداست. تو این را میدانی. حال میخواهند با تو بحث کنند. «فَقُلْ» زیر بار هم نمیروند، حقیقت را نمیپذیرند. تو این پیشنهاد را بده: بگو «تَعَالَوْا» بیایید «نَدْعُ» دعوت کنیم «أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ» پسرانمان را و شما هم از پسرانتان دعوت کنید، «وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ» و ما زنانمان را میآوریم شما هم زنانتان را بیاورید، «وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُم» ما یک کسی که مثل خودمان برایمان خیلی عزیز است را میآوریم، شما هم یک کسی مثل خودتان که خیلی برایتان عزیز است را بیاورید.
«ثُمَّ نَبْتَهِلْ»، ابتهال یعنی دستها را به سوی آسمان بلند کردن و زاری کردن، گریه کردن و از خدا چیزی خواستن.
«ثُمَّ نَبْتَهِلْ» آنگاه تضرع میکنیم، «فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ» لعنت خدا را قرار میدهیم بر دروغگویان.
پیامبر عزیز اسلام پیشنهاد مباهله کرد. مسیحیان پیش اسقف اعظم رفتند و گفتند: چکار کنیم؟ آیا بپذیریم یا نه؟ او هم گفت: تا فردا صبر کنید، اگر او با یک جمعیت و هیاهویی آمد، مباهله را قبول کنید؛ اما اگر با جمع اندکی آمد، قبول نکنید.
شیعه، سنی و حتی غیر مسلمانها نقل کردهاند که فردای آن روز، پیامبر عزیز اسلام در حالی که امیرالمؤمنین علی علیه السلام، فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین –سلام خدا بر آنها باد– همراهش بودند، به محل قرار آمدند. قاصدی که از طرف اسقف آنجا بود، رفت و خبر برد. اسقف گفت: اگر این پنج نفر ما را نفرین کنند، حتی یک مسیحی هم روی کره زمین نخواهد ماند. بریم و از حرفمان برگردیم. پس آمدند و از مباهله منصرف شدند و مصالحه را قبول کردند.
این یکی از دلایل حقانیت اسلام و یکی از فضائل بزرگ امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا و اهل بیت علیهم السلام است که خودشان هم در جاهای مختلف به آن افتخار میکردند.
ای کاش فرصت میبود تا این قصه را به صورت مشروح تعریف میکردیم…
خدانگهدار شما …


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.