شرح صفحه 72 قرآن کریم
تأثیرات منافقین در جنگ احد (صفحه 72 قرآن کریم)
دانلود فایل صوتی (صفحه 72 قرآن کریم)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
تحلیل شکست، سکّویی برای موفقیتهای بعدی است. اگر ما در یک رشتۀ تحصیلی، انتخاب شغل، انتخاب همسر و یا در هر کاری شکست خوردیم، باید با آن قوّه و قدرتی که خداوند به ما داده است، آن شکست را تحلیل کنیم. اشکال و عیبهایش را بفهمیم و از صفر شروع کنیم.
مسلمانها در جنگ اُحد شکست خوردند. خداوند در این صفحات، نکات آن شکست را یادآوری میکند.
میفرماید:
صفحۀ 72
سورۀ مبارکه آلعمران
آیات 173-166
آیۀ 166 : «وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِين»
«وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ» ای مسلمانها!، آن چیزی که در جنگ اُحد هنگامی که دو لشکر در مقابل هم قرار گرفتند، به شما رسید به معنای همان «شکست» است…
«فَبِإِذْنِ اللَّهِ» این به دستور خدا بود. مگر خدا ما را دوست ندارد؟ یعنی خداوند شکست مسلمین را میخواسته است؟! نه … خداوند قواعد و قوانینی دارد. یکی از آنها این است: « نابرده رنج گنج میسر نمیشود».
هر کسی که زحمت کشید به نتیجه میرسد. قاعدۀ خدا این است: «اگر اختلاف کنید، شکست میخورید». اگر از فرمان فرمانده، نافرمانی کنید، شکست میخورید. این قواعد را بشناسید. این طور نیست که شما هر رویهای داشته باشید، خداوند هم به شما کمک کند. چیزی که در اُحد به شما رسید «فَبِإِذْنِ اللَّهِ»، این قاعدۀ خداست.
«وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِين» یک فایدۀ این شکست هم این بود که مؤمنان واقعی شناخته شدند.
آیۀ 167 : «وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُوا ۚ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا ۖ قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ ۗ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمَانِ ۚ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ ۗ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ»
«وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُوا» آنهایی که نفاق در وجودشان بود، شناخت نفاق هم خیلی سخت است. در میان این شکست، آنها هم شناخته شدند. اینها از برکات جنگ است. درست است شکست خوردیم، ولی فواید و برکات زیادی داشت.
«وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ» به این منافقان گفته شد که بیایید بجنگید در راه خدا. «أَوِ ادْفَعُوا» یا لااقل نمیجنگید، از کشورتان دفاع کنید، شما که وطن پرست هستید.
«قَالُوا» جواب دادند «لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ» اگر ما میدانستیم که درگیری و جنگ پیش میآید، ما هم دنبال شما راه میافتادیم.
«هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمَانِ» این منافقان در این روزگار، به کفر نزدیکترند تا به ایمان! شما نمیدانستید که جنگ پیش میآید؟! برای این آیه دو معنا بیان شده است. اول اینکه منافقین میگفتند: این جنگ نیست، بلکه خودکشی است. پس ما نمیآییم. یک معنای دیگر آن هم این است که بهانهای برای فرار پیدا کردند. به مدینه برگشتند و گفتند که معلوم نیست جنگ شود…
«يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ» میگفتند با زبانهایشان –با دهانهایشان– چیزهایی را که در دلهایشان نبود. پیغمبر فرمود: «مازادَ خُشُوعُ الْجَسَدِ عَلى ما فِى الْقَلْبِ فَهُـوَ عِنْـدَنا نِفـاقٌ» تفاوت ظاهر و باطن از نظرِ من پیغمبر، «نفاق» است. در دل چیزی باشد ولی با زبان چیز دیگری را بیان کند. خداوند این را نمیپسندد. خداوند صادقین را دوست دارد و به ما فرموده که با صادقین باشید.
«وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ» و خداوند از همه داناتر است به آنچه کتمان میکنند، پنهان میکنند.
آیۀ 168 : «الَّذِينَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُوا لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا ۗ قُلْ فَادْرَءُوا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»
«الَّذِينَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ» منافقان کسانی هستند که به دوستانشان گفتند، «وَقَعَدُوا» و ضمناً نشستند، چون قرآن میفرماید: «الْمُجَاهِدِينَ ، الْقَاعِدِينَ» یک عده نشستگان و یک عده فعالان در جبهه هستند. منافقین به دوستانشان گفتند و ضمناً نشستند. گفتند «لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا» اگر لشکر اسلام از ما اطاعت میکرد و در مدینه میماندند –چرا که ما گفتیم از مدینه بیرون نرویم و در شهر بجنگیم–، «مَا قُتِلُوا» کشته نمیشدند.
«قُلْ» ای پیامبر! به آنها بگو «فَادْرَءُوا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» مرگ سنت خدا است. اگر میتوانید، اگر راست میگویید، مرگ را از خودتان دور کنید. وقتی مرگ برسد کسی جلودار عزرائیل نیست. آیا بهتر نبود شما هم به میدان اُحد میرفتید و اگر تقدیر شما کشته شدن بود، با افتخار در جمع شهیدان میبودید؟! بالاخره شما هم خواهید مرد، اگر امروز (امسال) نباشد فردا (سال آینده) که این اتفاق میافتد. کسی نمیتواند جلوی مرگ را بگیرد. مرگ سنت خدا است. منافقین با هدف ترساندن رزمندگان اسلام و مسلمان ها، این حرفها را میزدند.
حالا خداوند به ستایش شهیدان میپردازد.
آیۀ 169 : «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»
«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا»؛ ما چندین بار در توضیح این آیات گفتیم؛ هر جا در قرآن واژههای «حَسِبَ، یَحْسَبُ، تَحْسَبَنَّ، یَحْسَبَنَّ» دیدید یعنی فکر و دید غلط. و گمان نکنید…، یعنی این اشتباه است، این دید و فکر غلط است. کدام فکر؟
و گمان نکنید آنان که کشته شدند در راه خدا مردگان هستند. نه… ، «بَلْ أَحْيَاءٌ» زندهها هستند. «عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» به صورت ویژه در مهمانسرای خدا روزی میخورند.
امام رضا علیه السلام فرمود: «وقتی شهید اراده میکند که از سمت خانه به جبهه برود، همۀ گناهانش بخشیده میشود. وقتی سوار بر مرکب میشود، حسنات برای او نوشته میشود. از مرکب بر روی زمین میافتد، حوریان به استقبال او میآیند. شهیدان فضائلی دارند که غیر قابل وصف است.
آیۀ 170 : «فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»
«فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» شادمانند از آنچه خدا از لطفش به آنها داده، «وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ» خوشحال هستند نسبت به دوستانی که هنوز به آنها ملحق نشدند. چون میدانند «أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ» ترسی بر آنها و دوستانشان نیست. «وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» غصهای ندارند.
آیۀ 171 : «يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ»
«يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ» خوشحالند، بشارت دریافت میکنند به نعمت پروردگار، به فضل و لطف پروردگار. «وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ» و اینکه خداوند پاداش مؤمنان را ضایع نمیکند. این به انسان آرامش میدهد. زحمتی که میکشم در یک جا ثبت و حفظ میشود. پاداشی برای آن وجود دارد.
این آیه راجع به جنگ دیگری به نام «حمراء الاسد» –اسم یک منطقه– است. وقتی مشرکان، مسلمانان را شکست دادند، به سمت مکه برگشتند. مسلمانها هم شهیدان را به خاک سپردند. به مدینه آمده و عزاداری میکنند. مجروحان هم در حال مداوا هستند. ناگهان شنیدند که مشرکان از رفتن منصرف شده و دوباره میخواهند جنگی به راه بیاندازند. به محض اطلاع یافتن پیامبر، ایشان فرمود فقط کسانی که در اُحد بودند باید به این جنگ بیایند، نفر تازه نمیپذیرم. مجروحان هم با دست و پای شکسته آمادۀ رفتن شدند. وقتی این خبر به مشرکان رسید، آنها عقبنشینی کردند.
آیۀ بعدی دربارۀ این افتخار است:
آیۀ 172 : «الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ ۚ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ»
«الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ» آنان که لبیک گفتند به خدا و پیامبر، «مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ» بعد از آن جراحاتی که به آنها وارد شده بود. «لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ»، همۀ آنها هم اجر بزرگ ندارند. در بین آنها، آنان که درست عمل کردند و تقوا پیشه کردند، برایشان پاداشی بزرگ است. چون بعضی از آنها دسته گل به آب دادند. نیتهای دیگری داشتند.
آیۀ 173 : «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ»
«الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ»، کسانی با هدف ترساندن مسلمانها، خبرهایی از جمله لشکر مشرکین بیابان را پر کردهاند، دیگر اثری از شما نخواهد ماند و… برایشان آوردند و هدفشان ایجاد فضای رعب و وحشت در بین مسلمانها بود. کسانی که به مردم مدینه گفتند «إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ» دشمنان شما اجتماع کردند برای حمله به سوی شما، «فَاخْشَوْهُمْ» بترسید از آنها…
مانند عدهای ترسو که در ایران هستند و میگویند: از آمریکا بترسید…
«فَزَادَهُمْ إِيمَانًا» مسلمانها به جای اینکه بترسند، بر ایمانشان افزودند. «وَقَالُوا» و گفتند «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ» خدا برای ما کافیست و او خوب یاوری است.(شرح صفحه 72 قرآن کریم)
خدانگهدار شما…


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.