شرح صفحه 93 قرآن کریم
گناه قتل عمدی و خطائی (شرح صفحه 93 قرآن کریم)
شرح صفحه 93 قرآن کریم، سوره نساء آیات 94-92 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
قرآن کتاب آسمانی ما برنامۀ زندگی ما، شفابخش دردهای ما است.
یکی از گناهان کبیره، کشتن انسانها است. کشتن انسانها در اسلام حرام است. به ویژه کشتن افراد با ایمان و مؤمن از حرمت بالاتری نیز برخوردار است.
میفرماید:
صفحۀ 93 قرآن کریم
سورۀ مبارکه نساء
آیات 94-92
آیۀ 92 : «وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً ۚ وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا ۚ فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ ۖ وَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ ۖ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ ۗ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا»
«وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا» جایز نیست با ایمانی با ایمان دیگری را بُکُشد. حرام است مؤمنی، مؤمن دیگری را بُکُشد. «إِلَّا خَطَأً» مگر از روی اشتباه این اتفاق افتاده باشد. او نیّت کشتن نداشته است، بلکه به صورت تصادفی و اتفاقی این قتل رخ داده است. «وَمَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً» حال اگر فردی، اشتباهاً مؤمنی را کشت، تکلیفش چیست؟ «فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ» باید یک مؤمنی را آزاد کند. یک بردۀ مؤمنی که در آن روزگار زیاد بوده است.
دیگر چه کار کند؟ «وَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ» و خونبهایی را تقدیم خانوادۀ مقتول کند. مقدار آن خونبها چقدر باشد؟ در سنت تعریف میشود. خیلیها میپرسند: حاج آقا! این موضوع در چه قسمتی از قرآن است؟ توجه کنید که قرآن بخشی از دین ما است، سنت توضیح دهندۀ قرآن است. خداوند پیامبر را مکلّف به توضیح آن کرد. در قرآن به نماز تأکید شده است ولی کیفیت آن در قرآن نیست و برای دانستن آن از سنت استفاده میشود. مقدار خونبها در سنت «صد شتر» یا «صد گاو» یا «چند مثقال طلا» ذکر شده است. این آیه میفرماید: «باید خونبهایی را به خانوادۀ مقتول تسلیم کند». «إِلَّا أَنْ يَصَّدَّقُوا» مگر اینکه خانوادۀ مقتول خونبها را ببخشند.
«فَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُمْ وَهُوَ مُؤْمِنٌ» اگر مقتول مؤمن و مسلمان بوده، ولی در جمعیت و قومی زندگی میکند که آنها کافر هستند، تکلیف چیست؟ «فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ» آزاد کردن یک بردۀ مؤمن. دیگر خونبها لازم نیست.
«وَإِنْ كَانَ مِنْ قَوْمٍ بَيْنَكُمْ وَبَيْنَهُمْ مِيثَاقٌ» اگر آن کسی که کشته شده، از یک جمعیتی است که بین شما و آن جمعیت (کشور) پیمان نامهای امضا شده، اینجا دوباره تکلیف دوتا میشود: هم آزاد کردن برده و هم خونبها است. «فَدِيَةٌ مُسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ» آن خون بها را به خانوادۀ مقتول باید تقدیم کند، «وَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ» و آزاد کردن بردهای باایمان.
اگر بردهای پیدا نکرد، چه میشود؟ برده وجود ندارد –مانند همین دوره– یا برده وجود دارد ولی شخص پول ندارد که او را بخرد، «فَمَنْ لَمْ يَجِدْ» پس اگر نیافت برده را، «فَصِيَامُ شَهْرَيْنِ مُتَتَابِعَيْنِ» دو ماه پیدرپی باید روزه بگیرد، «تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ» به خاطر یک عذرخواهی در پیشگاه خدا این روزه گرفته میشود. «وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا» و خداوند دانای حکیم است.
کسی که کشته میشود، خسارتهایی از جمله اجتماعی، اقتصادی و روحی و روانی به همراه دارد. با آزاد کردن برده مقداری از آن خسارت اجتماعی جبران میشود؛ مانند فردی که سکتۀ مغزی کرده است، از خانوادهاش تمنا میشود که برای بخشیدن حیات به چند نفر دیگر، اعضای بدن او پیوند داده شود. یا مثلاً کسی کشته شده ولی با آزاد کردن یک برده، حیات تازهای در فرد دیگری به وجود میآید. برای کسی که این جرم را مرتکب شده جبران خسارت اقتصادی با خونبها و جبران خسارت معنوی با دو ماه روزه گرفتن است و قتل از نظر اخلاقی و معنوی جبران شود.
حال اگر کسی از روی عمد، فردی را بُکُشد:
آیۀ 93 : «وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ خَالِدًا فِيهَا وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَلَعَنَهُ وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا»
«وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا» اگر کسی مؤمنی را از روی عمد و آگاهی به قتل برساند، «فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ» مجازات او جهنم است، «خَالِدًا فِيهَا» برای همیشه در جهنم خواهد بود. البته بسیاری از مفسران دربارۀ کلمۀ «خَالِدً» ذکر شده در قرآن فرمودهاند: به معنای «زمان زیاد» است و به معنای «ابد و همیشگی» نیست. ممکن است بعضی از جهنمیها پس از سالها مجازات، اجازه ورود به بهشت را پیدا کنند –که به دلیل زمان کوتاه جلسهها، از بیان این موضوع صرف نظر کرده اما شاید توضیحات آن در جلسههای بعد بیان شود–. «وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ» خداوند خشم گرفته بر قاتل؛ قتل گناه کبیره و خیلی بزرگی است و مسلمانها باید از آن اجتناب کنند. «وَلَعَنَهُ» خداوند رحمتش را از قاتل دور میکند، «وَأَعَدَّ لَهُ عَذَابًا عَظِيمًا» برای او آماده کرده عذابی بزرگ را. مسلمانها! مواظب جان مسلمانها باشید…
در آیۀ دیگر موضوع عوض میشود:
آیۀ 94 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَىٰ إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ ۚ كَذَٰلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا»
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای کسانی که ایمان آوردهاید، «إِذَا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» وقتی در راه خدا به سفرِ جهاد میروید؛ «ضرب» یعنی زدن، کوبیدن، در زبان عربی به حرکت کردن، راه رفتن و یا مسافرت کردن هم «ضرب» گفته میشود. یک معنای «ضَرَبْتُمْ» «سفر کردیم» است و در اینجا به معنی سفر برای جهاد است. ای کسانی که ایمان آوردهاید! اگر برای جهاد در راه خدا سفر کردید، «فَتَبَيَّنُوا» تحقیق کنید، بیگدار به آب نزنید و برای کُشتن مردم هجوم نَبَرید، «وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقَىٰ إِلَيْكُمُ السَّلَامَ لَسْتَ مُؤْمِنًا» به کسی که پیشنهاد صلح میدهد و میگوید که با شما جنگ ندارد، نگویید تو مؤمن و مسلمان نیستی بلکه با حُسن نیت رفتار کنید. «تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» –ممکن است بعضی– به خاطر بدست آوردن زندگی ظاهری دنیا یعنی «غنائم»، طمع کنند، هجوم ببَرند و آن جمعیتی که میگویند ما میخواهیم مسلمان شویم یا مسلمان هستیم را بکُشند. پس به طمعِ غنائم انسانهایی را که اعلام میکنند ما با شما در صلح یا مسلمان هستیم را نَکُشید. «فَعِنْدَ اللَّهِ مَغَانِمُ كَثِيرَةٌ» غنیمتهای بسیار و فراوان نزد خداست. ضمناً یادتان نرود که «كَذَٰلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ» شما هم تا چند وقت پیش مانند اینها بودید، گمراه بودید و در جاهلیت زندگی میکردید، پس به شکرانۀ اسلام آوردن خودتان با اعتدال و انصاف رفتار کنید، «فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ» خداوند منت گذاشت بر شما که اسلام را به شما داد، «فَتَبَيَّنُوا»، دوباره تأکید میکند که بدون تحقیق دربارۀ یک سرزمینی، برای کُشتن مردم هجوم نبرید. «إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا» حقیقت این است که خداوند نسبت به آنچه انجام میدهید با خبر است. (شرح صفحه 93 قرآن کریم)
حتی اگر هیچ کس هم نداند، اما خداوند میداند. باید پاسخگوی کارهای خودتان باشید.
خدانگهدار شما…



دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.