قرآن کریم

شرح صفحه 94 قرآن کریم

فضیلت جهاد و هجرت در اسلام

شرح صفحه 94 قرآن کریم، سوره نساء آیات 101-95 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی


تفسیر ده دقیقه‌ای قرآن کریم ؛ بر ساحل نور

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

حدیث به ما می‌فرماید: «هر یک از آیه‌های قرآن گنج است، بدون استفاده از آن گنج‌ها، گذر نکنید».

یکی از احکام اسلام، جهاد است. جهاد برای شرف و عزت انسان‌هاست. اسلام با کسی جنگی ندارد، ولی اگر کسانی با مسلمان‌ها جنگیدند، مسلمان‌ها باید برای حراست از کشور و مکتبشان ایستادگی کنند. با بروز جنگ، مردم چند دسته می‌شوند: عده‌ای با جانفشانی و با اخلاص خود در میدان جنگ حضور پیدا می‌کنند. یک عده دیگر هم با وجود باور و ایمانشان، اراده و همت ندارند. ایشان کار خیر می‌کنند، پول هم کمک می‌کنند ولی قرآن اسمشان را «قاعدین» گذاشته و به معنای «نشستگان» است. «قاعدین» با «منافقین» متفاوت و در برابر «مجاهدین» –کسانی که جهاد می‌کنند– هستند، ولی با آن‌ها مساوی نیستند.

می‌فرماید:

سوره نساءصفحۀ 94 قرآن کریم

سورۀ مبارکه نساء

آیات 101-95

آیۀ 95 : «لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ ۚ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً ۚ وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ ۚ وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا»

«لَا يَسْتَوِي الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ» مساوی نیستند نشستگان از مؤمنان، آن‌هایی که هیچ مشکلی –بیماری و گرفتاری– ندارند، «غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ» اگر زمانی شخصی بیمار، کهنسال، پیر و یا گرفتار باشد، البته که او معاف است. اما کسی که گرفتاری ندارد و فقط نشسته است با مجاهدان در راه خدا –کسانی که با دارایی‌ها و جان‌هایشان مجاهده کرده‌اند– مساوی نیستند.

کشور ما به مدت هشت سال درگیر دفاع بود. کسانی به اروپا رفتند، عدۀ دیگری هم از ترس برخورد موشک، برای زندگی به مشهد رفتند؛ قطعاً این افراد با فردی که دست و چشم خود را از دست داده و جوانی خود را گذاشته است، مساوی نیستند. یا فردی که از کشور رفته و تحصیلاتش را ادامه داده و دکترا گرفته است، ولی آن آقا همچنان با دیپلم مانده، موقعیت‌های اجتماعیشان چگونه خواهد بود؟!

اگر از قرآن بپرسیم، اینگونه می‌فرماید: «فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنْفُسِهِمْ عَلَى الْقَاعِدِينَ دَرَجَةً» خداوند برتری داده مجاهدان با مال و مجاهدان با جان را بر نشستگان، به درجه‌ای،  «قاعدین» در برابر «مجاهدین» قرار می‌گیرد.] «وَكُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَىٰ» و البته خداوند به همۀ مؤمنان وعدۀ پاداش نیک می‌دهد. هر کسی به هر نسبتی که کار خیر انجام دهد، خداوند به او پاداش می‌دهد. اما «وَفَضَّلَ اللَّهُ الْمُجَاهِدِينَ عَلَى الْقَاعِدِينَ أَجْرًا عَظِيمًا» و خداوند برتری داده مجاهدان را بر قاعدان، اجر بزرگی؛ فاصله خیلی بزرگ است!…

یک وقتی می‌گویید نمرۀ من ۱۳ و نمرۀ او ۱۴ است، نمرات به هم نزدیک است… ولی در این آیه، فاصله خیلی زیاد است.

دوباره تأکید می‌فرماید:

آیۀ 96 : «دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً ۚ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا»

«دَرَجَاتٍ مِنْهُ وَمَغْفِرَةً وَرَحْمَةً»، اول فرمود «درجه»؛ ولی در این آیه فرمود: «دَرَجَاتٍ مِنْهُ» درجات این فاصله خیلی زیاد است. عباس عموی پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم افتخار می‌کرد که من آبرسانی به حاجیان و ادارۀ مسجدالحرام را بر عهده دارم؛ در سورۀ توبه (که اگر زنده باشیم به آن خواهیم رسید) ذکر شده که عباس خود را با علی بن ابی طالب علیه السلام که در میدان‌های نبرد پیشتاز بود، مقایسه می‌کرد. قرآن نهیب می‌زند: ای کسانی که در میدان جنگ حاضر نشدید، لااقل برای خودتان گریه کنید، خودتان را بالاتر از آن‌ها ندانید…

«دَرَجَاتٍ مِنْهُ» فاصله زیادی برای درجات آن‌ها وجود دارد، «وَمَغْفِرَةً» و مغفرت خدا برای مجاهدان است، «وَرَحْمَةً» و رحمت، «وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» و اگر مجاهدان گناهی مرتکب شده باشند، خداوند آن‌ها را می‌آمرزد و خداوند بخشنده است.

آیۀ بعد دربارۀ «ساعت جان دادن» است. جان دادن…

در حدیث بیان شده که از آغاز تا پایان حیات انسان، چند نقطۀ عطف وجود دارد. ساعات تولد، ترک دنیا و پاسخ به اعمال] یک ساعتی، ساعت پا به جهان گذاشتن و به دنیا آمدن است. یک ساعت هم آن ساعتی است که باید این دنیا را ترک کرد و به جای دیگری رفت، ساعت سختی است. یک ساعت هم آن ساعتی است که باید برای جواب دادن به عملکرد خود برخواست. این صحنۀ جان دادن عجب صحنه‌ای است…

می‌فرماید:

آیۀ 97 : «إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ ۖ قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ ۚ قَالُوا أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا ۚ فَأُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۖ وَسَاءَتْ مَصِيرًا»

«إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلَائِكَةُ» آن‌هایی که فرشتگان، روح آن‌ها را می‌گیرند، «ظَالِمِي أَنْفُسِهِمْ» در حالی‌که به خودشان ظلم کردند، و از امکاناتی که خداوند در اختیارشان قرار داده است، بهره‌برداری نکردند. «قَالُوا فِيمَ كُنْتُمْ» فرشتگان قبض روح به آن‌ها می‌گویند: در چه وضعی بودید؟ «قَالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ» می‌گویند: ما در فشار بودیم در زمین، گرفتار بودیم، «قَالُوا» فرشته‌ها به آن‌ها می‌گویند: «أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا» آیا زمین گسترده نبود که مهاجرت کنید شما؟ از این کشور (شهرک) به کشور (شهرک) دیگر می‌رفتید، ممکن نبود؟! آیا حتماً باید در منطقه و محلی زندگی می‌کردید که همه ماهواره داشتند و همه منحرف بودند؟! و همه چه بودند؟!… نه!…. جواب شما قابل قبول و پذیرفته نیست. آغازِ سختی شما فرا رسیده است.

«فَأُولَٰئِكَ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ» این‌ها جایگاهشان جهنم است، «وَسَاءَتْ مَصِيرًا» و بد فرجامی است جهنم…

آیۀ 98 : «إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا»

«إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ» مگر کسانی که واقعاً تحت فشار بودند، بازداشت و یا زندان بودند، در یک شرایط فوق العاده سختی بودند، «لَا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً» واقعاً هیچ چاره‌ای نداشتند، «وَلَا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا» و هیچ راهی به نظرشان نمی‌رسیده… تکلیف اینان با افرادی که پیش‌تر به آن‌ها اشاره شد، فرق دارد.

آیۀ 99 : «فَأُولَٰئِكَ عَسَى اللَّهُ أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا»

«فَأُولَٰئِكَ» این‌ها «عَسَى اللَّهُ» امید است که خداوند «أَنْ يَعْفُوَ عَنْهُمْ» گذشت کند از آن‌ها؛ دقت کنید که خداوند، «گذشت کردن» را با شک بیان می‌کند، یعنی باید موارد دیگری هم باشد. هر جایی که قرآن می‌فرماید: «لَعَلَّ» یا «عَسَی» یعنی این عامل تنها کافی نیست، خودش هم باید یک جنب و جوشی داشته باشد، باید یک کارهایی انجام بدهد، امید است که خداوند از آن‌ها گذشت کند «وَكَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا» و خداوند عفو کننده و آمرزنده است.

آیۀ زیر دربارۀ کسانی است که در مسیر هجرت از دنیا می‌روند:

آیۀ 100 : «وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً ۚ وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا»

«وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً» و هرکس هجرت کند در راه خدا، می‌یابد در زمین –«مُرَاغم» یعنی مکان‌ها– جاهای مناسبی را، «مُرَاغَمًا كَثِيرًا» جاهای زیادی را پیدا می‌کند، خداوند روبروی بندگانش فرصت‌های زیادی را قرار می‌دهد. «وَسَعَةً» گشایش ایجاد می‌کند، «وَمَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهَاجِرًا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ» و هر کس از خانه‌اش هجرت کند به سوی خدا و به سوی پیامبرش،  کسی که به خاطر خدا هجرت کند و در این مسیر بمیرد «ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ» سپس در این مسیر، مرگ او را گرفت، «فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ» پاداش او با خدا است.

این همان آیه‌ای است که حضرت امام خمینی در پیامشان دربارۀ کشته‌های مکه (آن سالی که تعداد 300- ۴۰۰ نفر از حاجیان در مکه به خاک و خون کشیده شدند) آن را خواندند، با این توضیح که این افراد به سوی خدا هجرت کرده بودند، به سوی خدا سفر کرده بودند که این حادثه برایشان پیش آمد. «وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» و خداوند آمرزندۀ مهربان است.

آیۀ 101 : «وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا ۚ إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِينًا»

«وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ» و زمانی که مسافرت کردی در زمین، «فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ» ایرادی بر شما نیست، «أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلَاةِ» که نمازتان را کوتاه کنید. ما می‌دانیم که مسافر، نمازهای چهار رکعتی را دو رکعتی می‌خواند. البته نمازهای صبح و مغرب که به ترتیب دو و سه رکعتی است، تغییری نمی‌کند. اما نمازهای چهار رکعتی شامل ظهر، عصر و عشاء به دو رکعت تبدیل می‌شود که اصطلاحاً به آن «قَصر» یعنی کوتاه شدن نماز می‌گویند.

حکمی که در آیه آمده به مسافرت‌هایی که برای جنگ انجام می‌شود، اشاره دارد؛ ولی پیامبر عزیز ما صلی الله علیه و آله و سلم مدتی بعد، این حکم را به همۀ مسافرت‌ها تعمیم و توسعه دادند. «إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا» اگر ترسیدید که کافران شما را اذیت کنند، نماز‌هایتان کوتاه می‌شود. «إِنَّ الْكَافِرِينَ كَانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبِينًا» حقیقت این است که کافران نسبت به شما دشمنی آشکار هستند. (شرح صفحه 94 قرآن کریم)

آیات قرآن خیلی شیرین است. از خداوند بخواهیم که این شیرینی را به کام ما بچشاند، ان‌شاءاللّه…

خدانگهدار شما…

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *