نمونه هایی از قدرت خدا در قرآن

نمونه هایی از قدرت خدا در قرآن

در موضوع معاد بخاطر اینکه ما به علم محدود خودمان نگاه میکنیم یا به قدرت محدود خودمان نگاه میکنیم گاهی به صورت شک بیان میکنیم یعنی میشود این ذره ها جمع بشوند دوباره این انسان مثل قبل شکل بگیرد. قران کریم برای اینکه اعتقاد ما را نسبت به قدرت خدا تقویت کند نمونه می آورد. (نمونه هایی از قدرت خدا در قرآن)

دانلود فایل صوتی (نمونه هایی از قدرت خدا در قرآن)


بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیمِ
اللّهُمَ صَلِّ عَلي ابنِ مُوسي الرِّضا المُرتِضي الإمامِ التَّقي النَّقي حُجَتِکَ عَلي مَن فَوقَ الأرض وَمَن تَحتَ الثَّري الصّدیقِ الشَهید ماه مبارک رمضان در خانه خدا پس از اقامه نماز جماعت بر سفره قران کریم نشسته ایم با موضوع معاد.
تمنا میکنم به روان تابناک پیامبر عظیم الشأن اسلام و اهل بیت پاکش صلواتی تقدیم بفرمایید به روان پاک شهیدان ارواح مؤمنین و مؤمنات و نمازگزارانی که سالهای قبل در این مساجد نماز خواندنداحیاء گرفتند سخنی گفتند یا شنیدند عالمانی که دین را برای ما معنا کردند و همه کسانی که در تربیت ما نقش داشتند الان دستشان کوتاه است صلواتی تقدیم بفرمایید.
در موضوع معاد بخاطر اینکه ما به علم محدود خودمان نگاه میکنیم یا به قدرت محدود خودمان نگاه میکنیم گاهی به صورت شک بیان میکنیم یعنی میشود این ذره ها جمع بشوند دوباره این انسان مثل قبل شکل بگیرد؟!
قران کریم برای اینکه اعتقاد ما را نسبت به قدرت خدا تقویت کند نمونه می آورد. گاهی می فرماید ما همان کسی هستیم که به یک زن بی شوهر به نام مریم نوزادی به نام عیسی دادیم. خب این با اسباب و علل مادی نمی سازد فرشته ای آمد کنار حضرت مریم گفت إِنَّما انا رَسُولُ رَبِّک من فرستاده پرودگار تو هستم لِأَهَبَ لَکِ غُلاماََ زَکیّاََ یک پسر پاکیزه ای می خواهم به تو بدهم قَالَت أنّي یَکُونُ لي غُلاَمُُ مریم گفت چطور ممکن است من پسر دار شوم وَلَم یَمسَسني بَشَر من که با هیچ مردی تماس نداشتم وَلَم أَکُ بَغیّاََ زن بدکاری هم که نیستم بالاخره بچه از راه درست یا از راه نادرست بوجود می آید من هیچکدوم از این ارتباطات را نداشتم.
قَالَ کَذلِکَ فرشته گفت درست است همه آنهایی که تو میگویی اما قَالَ رَبُّکِ هُوَ عَليَّ هَیِّنُُ خداوند فرموده است این کار بر من آسان است برای ما سخت است اما برای خدا آسان است. ما همان خدایی هستیم که به نوزاد در گهواره قدرت سخن گفتن دادیم. خب بچه باید دنیا بیاد یک دو سه سالی بگذرد تا آرام آرام حرف یاد بگیرد کلمه یاد بگیرد. مریم پاکدامن این نوزاد را به دست گرفته است مردم هم میگویند این از کجا آمده است. خداوند به مادر الهام فرمود به خود گهواره اشاره کن به طفل اشاره کن از خود بچه بپرس گفتند چطور ممکن است یک بچه در گهواره کَیفَ نُکَلِّمُ چطور ما حرف بزنیم مَن کانَ في المَهدِ صَبیََّا طفلی که در گهواره است؟
بچه به سخن آمد این قدرت خداست قَالَ إِنّي عَبدُالله حالا طفلی که مثلا دو سه روز است گفت من بنده خدا هستم ءاتنِي الکِتابَ پیامبر هم هستم کتاب به من داده شده است وَجَعَلَني نَبیّاََ یعنی ما با عینکی که داریم چون محدود فکر میکنیم تعجب میکنیم راجع به قیامت اما وقتی این نمونه ها را میبینیم قدرت خدا بی انتهاست. ما همان خدایی هستیم که با پرنده ها و فیلها و فیل سواران را نابود کردیم.
بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم ألَم تَرَکَیفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِأصحابِ فیل همش صحبت قدرت خداست سی و یک بار در قران آمده است ألَم تَرَ یعنی آیا ندیدی ببین یک سفر کن لااقل فیلمش را ببین آیا دیدی که خدای تو با لشکر ابرهه چکار کرد. ألَم یَجعَل کَیدَهُم فِي تَضلیلِِ آیا این خدا نبود که نقشه آنها را رسوا کرد چکار کرد خدا فَأرسَلَ عَلَیهِم طَیراََ أبَابِیلَ یک پرنده هایی را جمعی از آنها را فرستاد که در منقار آنها و چنگال آنها یک عدد شن ریزه بود یکی از آن شن ریزه ها را آن پرنده ها از بالا پرت میکردند یک فیل منفجر میشد. این قدرت خداست فَجَعَلَهُم کَعَصفِِ مَأکُولِ این فیلها و فیل سواران شدند مثل غذای خورده شده.
ما همان خدایی هستیم که به پیغمبرمان موسی گفتیم با عصایت به دریا بزن آبها کنار میروند خب الان که از ما بپرسند میشود چنین چیزی نه مثلا رودخانه کارون رودخانه نیل امواج خروشان ممکن است متوقف شوند نصفی بروند اینطرف و نصفی بروند آنطرف؟ هواداران موسی بن عمران شبانه به قول قران مصر را ترک کردند آمدند رسیدند کنار دریا ارتش فرعون هم تا متوجه شدند آنها هم با تسلیحات وتجهیزات تعقیب کردند. یک وقتی لشکر موسی علیه السلام آمدند پیش پیغمبر آقا ارتش فرعون دارد از راه میرسد موسی علیه السلام فرمود ما خدا داریم ضعیف الایمان ها گفتند خدا میتواند چکار کند اینطرف آب است اونطرف هم تانکها و توپها هستند این مال کسی است که اعتقادش به خدا ضعیف است باورش ضعیف است خدا فرمان داد ای موسی همان چوب چوپانی را همان عصا را بزن به آب و به آب زد و آبها کنار رفتند یک جاده خوب خورشید هم تابید و حرکت کردند ارتش فرعون که از راه رسیدند دیدند یک جاده آماده هست گفتند خب ما هم برویم از همین راه آنها آمدند و آخرین نفر از لشکر موسی بن عمران بیرون رفتند خداوند به آبها دستور داد متصل شوید فرعونیان را غرق کنید.
این خداست خدایی که ما قبول داریم این است همین خدا مرده ها را زنده خواهد کرد این کارها از شما برنمیاد ولی از خدا برمیاد. ما همان خدایی هستیم که بنی اسرائیل مسافت زیادی را رفتند و با بی آبی روبرو شدند به پیغمبرمان گفتیم با همان چوبی که به آب زدی و آبها کنار رفتند حالا با همان چوب به سنگ بزن آب می جوشد موسی بن عمران هم با همان چوب چوپانی زد به یک صخره ای و دوازده چشمه جوشید. که اینها همه آیات قرآن است افسانه نیست.
بنی اسرائیل دوازده گروه بودندکه دعوایشان نشود سر آب دوازده چشمه جوشید آب ها از کجا آمده است از طرف خدا چه کسی این کار را کرده است خدا و خدا همه اینها را به خودش نسبت می دهد و می گوید من این کار را کردم یک چوب است چوب فوق‌العاده‌ای هم نیست همان چوبی است که موسی بن عمران گله ای را که از مدین می آورد آن گله را سامان می داد. این همان چوب است به صورت اژدها در آمده است همان چوب دریا را می شکافد همان چون از سنگ خشک چشمه آب می جوشاند اینها قدرت خداست.
چرا خدا این ها را در قرآن آورده است ماه رمضان ماه قران است ما این آیات را بخوانیم عقیده مان به عدالت خدا به حکمت و علم خدا به قدرت خدا عقیده درست شود تا قران میخوانیم قیامت شد درسته چه کسی می خواهد این کار را کند الله. خدایی که وَ هُوَعَلي کُلِّ شَئِِ قَدیر او بر هر کاری تواناست.
ما همان خدایی هستیم که گهواره یک نوزاد را روی امواج آب حفظ میکنیم الان شما تصور کنیدیک بچه ای که یکی دو روز هست به دنیا آمده است چقدر وزن دارد سه کیلو. وَأَوحَیَنا إلي اُمِ مُوسي أن أرضِعِیه ما الهام کردیم به مادر موسی این بچه را شیر بده مأمورها هم دنبال این بودند که پسری در هر خانه به دنیا می آید بگیرند او را بکشند. ما به مادر اینطوری گفتیم فَإذا خِفتِ عَلَیهِ اگر دلواپس شدی برای بچه فَألقیهِ فِي الیَمِّ بندازش در دریا. بچه یکی دو سه روزه را دو یا سه کیلو است یک جعبه هم یک کیلو که چهار کیلو که بندازیم در رود نیل یا کارون یک دقیقه بعد باید زیر و رو شده باشد. ولی به قدرت خدا فرمان بر خدا این گهواره رو آوردند.
فرعون هم کاخ هایی داشته که روی رودخانه بوده این شاخه های رود نیل از کنار او میگذشت فرعون هم نشسته بود با خانمش پرتقال یا مثلا خیار می خوردند دیدند یک جعبه ای روی آب است به مأمورها گفتند این جعبه را بگیرید ببینیم چی هست. جعبه را آوردند دیدند یک بچه زیبا که می خندد در تاریخ داریم که فرعون به خانمش گفته این همانی است که بناست پدر ما را در بیاورد. حالا قران می فرماید حالا ما که خدا هستیم مهر این بچه را حالا شما حساب کنید نا امن ترین جا برای حضرت موسی کجا بوده است کاخ فرعون. در همین جا ما این بچه را نگه داشتیم این قدرت خداست.
الان طرف میگه آمریکا چقدر هواپیما دارد آمریکا چقدر کشتی و نیروی نظامی دارد قران به ما میگوید ایمان بیاورید به قدرت خدا. خداوند می فرماید مهر این بچه را ما در دل این زن و شوهر قرار دادیم آسیه گفت این را خدا برای ما فرستاده است ما که پسر دار نمیشویم فرعون هم قبول کرد. همان خدایی که دلها به دست اوست بعد میخواستند بچه را شیر بدهند خب خانمهای شیرده را آوردند نه خانمهای عادی همسران مسؤلین و وزاراء و وکلا و ارتش آنهایی که در آن روزها بچه شیرده داشتند نشستند روی صندلیها و فرعون هم دلواپس بود چون بچه را کار دارد خب شیر بدهید ببینیم. بچه لج میکند شیر نمیخورد فرمانده آن بالاست به او میگوید شیر بخور یا نخور.
یک دختری یعنی خواهر موسی از چه راهی وارد کاخ فرعون شده است چطور او را شناسایی نکردند با سرعتی این دختر بلند شده و گفته من خانمی را میشناسم که میتواند این بچه را سرپرستی کند گفتند برو او را بیاور قران میگوید نزدیک بود که لو برود ولی ما که خدا هستیم حواسها را بردیم. یک جای دیگر مادر که آمده بچه خودش را بغل کرده و بچه شروع کرد به شیر خوردن این همه خانم اینجاست چرا شیر آنها را نخورد اینها همه میگویند فرمانروایی در جهان وجود دارد قدرت او بر همه قدرتها غلبه دارد.
هجده سال این بچه در آنجا زندگی کرده است یکی دو سه روز چند مأمور اطلاعاتی آنجا بود قویترین مأموران دوره دیده در کاخ بودند چطور نشناختند که این بچه مال کیست این را ما باید باور کنیم قدرت خدا را آن خدایی که ما در اسلام آموخته ایم یک چنین خدایی هست.
ما همان خدایی هستیم که به پیغمبرمان عیسی قدرت دادیم نابینا را بینا کند. الان چند سال گذشته از حضرت عیسی علیه السلام دو هزار و بیست سال مثلا الان یک علائمی در بعضی از دانشگاه ها می آید که نابینا را مثلا بتوانند با الکترونیک یا یک وسیله ای یک حسی بدهند. عیسی علیه السلام نابینا را بینا میکرد ولی پشت سر هم در قران میفرماید بِإذنِ الله یعنی با اجازه خدا همه کاره خداست یک کاری کرد عیسی بن مریم که مسیحی ها گفتند عیسی مسیح خداست. تا الان هم میگویند. ولی هر چه پیامبر اسلام تلاش کرد که عیسی خدا نیست عیسی حجت خداست خلیفه خداست آن قدرتی که دیدید عیسی مرده را زنده می کند بیماری پیسی را مداوا میکند آن مال خداست.
به اذن من مسیح این کار را کرد ما همان خدایی هستیم که نمرود با چه تجهیزاتی یک فضای بزرگی را پر کردند از آتش ابراهیم را از دور انداختند در آن آتش. ما همان خدا هستیم که به آن آتش گفتیم خنک باش آتش میسوزاند میتواند کسی سوزاندن را از آتش بگیرد؟ بله او خداست ما همچنین خدایی را قبول داریم. قیامت خواهد شد شک نکنید.
ما همان خدایی هستیم که به زکریای پیر مرد که خانمش هم ده ها سال از یائسگی او گذشته بود پیغام دادیم خدا اراده کرده است به تو فرزندی بدهد زکریا هم گفت من دیگه پیر شدم و خانمم هم نازاست. فرشتگان گفتند به خدا شک داری گفت نه شک ندارم تعجب میکنم.
فرشتگان گفتند که نشانی دارد تا سه روز این زبانت قفل میشود مگر موقع نمازها و ذکر خدا باز میشود. زکریای نبی تا سه روز هر چه از او می پرسیدند با اشاره جواب میداد وقت نماز که میشد زبانش باز میشد فرشته ها گفتند که این علامت آن است که این وسوسه نیست این خبر آسمانی است و درست است تو بچه دار خواهی شد بچه ات هم پسر خواهد بود اسمش را هم خود خدا گذاشته یحیی. گاهی بعضی از مولودها نامگذاریشان در آسمانها صورت میگیرد.
ما همان خدا هستیم که درسن نود سالگی به ابراهیم اسماعیل میدهیم در سن پیری به زکریا پسر میدهیم ما همان خدا هستیم اینها را بخوانید راجع به قدرت خدا اطمینان پیدا کنید ما همان خدایی هستیم که نوجوان هشت ده ساله را در ته چاه برادرها کمر بستند که از دید پدر پنهانش کنند ما همان خدا هستیم این نوجوان را نجات میدهیم. در تاریخ نوشتندچاهی بوده در مسیر این کاروانیان که خشک شده بوده از روی اتفاق خدا که یوسف را داخل این چاه انداختند و به آن کاروانیان میگوید نه بیایید اینجا آب هست که آن مسئول آب آوری آن دَلو را داخل چاه می اندازد میبیند یک پسر می آید.
چه کسی در بیابان تنها ته چاه یک پسر هشت ساله را بیرون می آورد کاروانیان به شهر می آیند و او را به غلامی میفروشند و او وارد کاخی میشود یکی از جاهای قدرت نمایی خدا همین بچه دار شدن است. این آقایی که آنقدر پول دارد بچه دار نمیشود آقا برو آلمان فرانسه آمریکا همه جا رفتم نمیشود. یا مثلا پسر دارنمیشود عزیز مصر بچه دار نمیشد این پسر را به قدرت خدا تا همه تاریخ بدانند قدرت خدا را. یوسف هم با آن ماجراهایی که داشت برادرها فکر میکردند قصه یوسف تمام شد اما تمام نشد قحطی آمد و پدر آنها را فرستاد به مصر و گفتند اینجا یک پادشاه منصفی دارد ممکن است کمکتان کند چه می دانستند این شخص کریم که به همسایگان هم توجه میکند برادرشان هست. چه کسی این کار را میکند خدا.
چه کسی قدرت دارد از ته چاه بیاورد در اوج عزت این کار خداست آن نمادها و نشانه های قدرت خداست.
ماهمان خدایی هستیم که مشرکین کمر بستند پیامبر اسلام را بکشند ما پیامبرمان را آوردیم در غاری تعقیب کنندگان هم آمدند رسیدند تا لب غار متخصصینی بودند که از نشان جای پاها میدانستند چه کسی از اینجا رفته همه را بلد بودند آمدند و رسیدند اما خداوند با تارهای عنکبوت به قول آقای قرائتی با ضعیف ترین چیز قوی ترین پیغمبرش را حفظ کرد. چون خود قران میفرماید إنَّ أوهَنُ البُیُوتِ لَبیتِ العَنکَبوتَ سست ترین خانه با سست ترین چیز خداوند پیغمبرش را حفظ کرد. آنها آمدند گفتند تا اینجا آمده است از اینجا به بعد که داخل غار نرفته اگر میرفت آن تارها پاره میشد. یا رفته زمین یا هوا.
ما همان خدا هستیم که با جمعیتهای کم بخاطر ایمان غلبه ایجاد کردیم بر جمعیتهای زیاد اولین جنگ مسلمانان جنگ بدر بود مسلمانها سیصد وسیزده نفر بودند همان سیصد تا اسلحه نداشتند هفتاد تای آنها اسلحه داشتند بقیه با سنگ و چوب دشمن هزار نفر و همه مسلح بودند. آن وقتها اسب کار تانک را میکرده است یعنی برای سواری از شتر استفاده میکردند و برای جنگ از اسب استفاده میکردند مسلمانها دو تا اسب داشتند ولی مشرکین صدتا اسب داشتند. امکانات نداشتند دست به دعا برداشتند شب جنگ بدر پیغمبر عرضه داشت پروردگارا ما همه توانمان همین است ما آمدیم برای دین تو دیگه بقیه اش را خودت میدانی.
فردا جنگ شروع شد اول سه نفر به جنگ سه نفر رفتند مولای ما و شما امیرالمؤمنان علیه السلام و حضرت حمزه و یک نفر دیگر که غلبه کردند بعد هم جنگ عمومی پیش آمد و هفتاد نفر از آنها را کشتند و هفتاد نفر را اسیر گرفتند و با افتخار بر گشتند. چه کسی جز خدا این کار را کرد؟ ما فرشته ها را به کمک شما فرستادیم ما به دلهای شما قوت بخشیدیم اینها قدرت ماست برای همین بود در جنگ احد بعضی فکر کردند بخاطر زور بازویشان بوده است غرور پیدا کردند و شکست خوردند. غافل نشوید از قدرت خدا.
چند دقیقه مانده است یک بحث دیگر را هم اینجا مطرح کنیم چون امامان ما از جمله حضرت امام رضا علیه السلام که امروز روز چهارشنبه و منتسب به امام رضا علیه السلام است از این منطق برای قیامت استفاده میکردند. ببینید آقایان بانوان ما آدمها گاهی خبرها و یا هشدارهایی را میشنویم واکنش ما چطور است واکنش ما فرق میکند. خبر وقتی میشنویم هشدار وقتی میشنویم یک کسی میگوید این کار را بکن این سود را دارد یا این کار بکن خطر دارد واکنش ما فرق دارد. مثلا گاهی وقتها هست که احتمال میدهیم در یک معامله ای نود درصد سود است الان فروشنده و خریدار در مسجد ما هستند اگر نود درصد این معامله را انجام دهم سود دارد ولی سودش کم است مثلا دو درصد است اقدام میکنم با اینکه سودش کم است مثلا نانواها در هر نانی چقدر سود میکنند مقدار سودش کم است ولی مطمئن است وقتی که این نانها را میپزد همه مشتری ها به صف می ایستن و اقدام میکند گاهی وقتها احتمال سود پایین می آید هفتاد درصد احتمال دارد سود کنیم ولی اگر سود کنم سی درصد است عمل میکنم.
گاهی وقتها احتمال می آید پایین مثلا سی درصد احتمال دارد سود کنم اگر سود کنم مبلغش بالاست گاهی حتی یک درصد احتمال میدهم یا یک در هزار یا یک در ده هزار یا یک در میلیون ولی اگر سود کنم میلیاردی هست. یاد قبل از انقلاب یاد این بلیطهای بخت آزمایی بود مثلا فرض کنید اگر صد هزار نفر شرکت میکردند اینم احتمال داشت در صد هزار نفر ما یک صد هزار ولی پول را میداد چون سود زیاد است.
از آن طرف مثال بزنیم گاهی یک بچه سه ساله یا چهار ساله یک خبر می آورد مثلا یکی از دوستان کتش را آویزان کرده است و بدون کت نماز میخواند در مسجد بعد میگوید حاج آقا یک عقرب رفت در جیب کت شما خب تهران که اصلا عقرب ندارد بعد هم اگر باشد در مسجد نمیاد ولی میبینه خطر زیاد هست میگوید عیبی ندارد میگوید یک نگاهی بکنیم چون میداند خطر دارد یا می گوید یک مار در جیبت رفت حتی یک بچه کوچک که تازه به زبان آمده است وقتی خطری را به ما گوشزد میکند ما توجه میکنیم مسخره نمیکنیم اعتنا میکنیم.

صدو بیست و چهار هزار پیغمبر آمدند گفتند قیامت هست جهنم و بهشت هست اگر کسی عاقل باشد اصلا مثل حرفهایی که دیروز و چند روز پیش زدیم اطمینان به قیامت نه نود درصد نه هفتاد درصد نه پنجاه درصد نه یک درصد. فرض کنید یک مسابقه ای را تلویزیون اعلام میکند میگویند کسانی که شرکت کنند به سه نفر آنها یک آپارتمان در شمال تهران جایزه میدهیم همه شرکت میکنند کوچکترین خانه بهشت به اندازه ای است که صاحب خانه میتواند همه اهالی بهشت را به مهمانی دعوت کند خب عقل اینجا میگوید ایست کن توجه کن چقدر پیامبران گفتند إنّي أخافُ عَلَیکُم عَذابَ یَومِِ عَظیم من هشدار میدهم یک عذاب بزرگی در پیش است. یک عذاب دردناکی در پیش است. این منطق امام رضا علیه السلام است راجع به بی دین ها راجع بی خیالها راجع به کسانی که بشکن میزنند طعنه میزنند و قیامت را مسخره میکنند. میگویند حتی اگر شما احتمال یک در میلیون بدهید باید ایست کنید توجه کنید حواس خودتان را جمع کنید. خدایا ما را بدار به راهی که رضای تو در آن است. (نمونه هایی از قدرت خدا در قرآن)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *