شرح صفحه 87 قرآن کریم
کینهتوزی یهود نسبت به مؤمنان (شرح صفحه 87 قرآن کریم)
شرح صفحه 87 قرآن کریم، سوره نساء آیات 59-52 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.
دانلود فایل صوتی (صفحه 87 قرآن کریم)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
حدود ۷۰ نفر از یهودیان، بعد از جنگ اُحد به مکه آمدند. رهبرشان، «کعب بن اشرف»، به خانۀ ابوسفیان رفت و سایر یهودیان هم به خانۀ مشرکان رفتند. آنها ائتلاف کردند تا با اسلام و مسلمین مبارزه کنند. در همانجا نقشۀ قتل پیغمبر را کشیدند و تفاهمنامهای هم امضا کردند.
چرا یهودیان و مسیحیانی که خدا و پیامبرِ او را قبول داشتند، به این راه کشیده شدند؟ یهودیان تا جایی پیش رفتند که حاضر شدند برای جلب نظر مشرکین در برابر بتهای آنها سجده کنند…
چرا انسان تا این حد سقوط میکند؟
صفحۀ 87 قرآن کریم
سورۀ مبارکه نساء
آیات 59-52
آیۀ 52 : «أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ ۖ وَمَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا»
«أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ» اینان کسانی هستند که خدا لعنت کرده آنها را…
چرا در زیارتنامهها تکرار لعنت داریم؟ به خاطر اینکه ظلمی بالاتر از ظلم فرهنگی نیست، اینکه کسی مانع هدایت انسانها بشود. ظلم فرهنگی…
اگر یهودیان انصاف داشتند، با شناختن پیامبر اسلام و آیات قرآن که از آسمان آمده است، از آنها اطاعت میکردند. اگر یهودیان به اطاعت تن میدادند، الان وضعیت جهان متفاوت بود. یهودیانی که حاضر شدند با مشرکان در برابر مسلمانها ائتلاف کنند، «أُولَٰئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ» اینها را خداوند لعن میکند، از رحمت خودش دور میکند؛ «وَمَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيرًا» و هر که را خدا نفرین کند، از رحمتش دور کند، دیگر یار یاوری نمییابد…
آیۀ 53 : «أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ فَإِذًا لَا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا»
«أَمْ لَهُمْ نَصِيبٌ مِنَ الْمُلْكِ» یهودیانی که به تازگی آمدهاند و زیاد هم صحبت میکنند، مگر ملکداری و فرمانروایی داشتند؟ مگر اختیارات داشتند؟ «فَإِذًا لَا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيرًا» حتی اگر بر فرض اقتداری هم داشتند به کسی رحم نمیکردند. آنها انحصارطلب بودند و حاضر نبودند ذرهای انعطاف نشان دهند. این را تجربۀ تاریخ دربارۀ یهودیان نشان میدهد. پس اولاً قدرتی نداشتند، اگر هم بر فرض قدرتی داشتند آن را به کسی نمیدادند.
آیۀ 54 : «أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ۖ فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا»
«أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ»، یا اصلاً حکایت چیز دیگری است. یهودیانی که قرآن را قبول نکردند، و پیامبر اسلام را علیرغم اینکه –بنا بر فرمودۀ قرآن همانند فرزندان خود– کاملاً میشناختند، ولی تسلیم نشدند؛ آیا این افراد به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، به اجدادشان و به حضرت اسماعیل علیه السلام حسادت میورزیدند؟ آنها بین اسحاق و اسماعیل قصهای ساختند که ریشهاش حسادت بود. در زمان ائمۀ معصومین هم ما میبینیم که راز بسیاری از مخالفتهایی که بنیامیه، بنیمروان و بنیعباس با اهل بیت پیغمبر داشتند، حسادت، «بغیاً»، بوده است، در این آیه هم به «أَمْ يَحْسُدُونَ» اشاره شده است…
«أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَىٰ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» اینها به موقعیتی که خداوند از روی لطف خود به کسانی داده است، حسادت میورزند. «فَقَدْ آتَيْنَا آلَ إِبْرَاهِيمَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» ما به خاندان ابراهیم، کتاب و حکمت دادیم، «وَآتَيْنَاهُمْ مُلْكًا عَظِيمًا» و به آنها فرمانروایی بزرگ دادیم. ما که خدا هستیم دادهایم، تو دیگر چرا حسادت میورزی؟! بیا تسلیم شو و انعطاف نشان بده. قرآن میفرماید: حسادت نورزید، به لطفی که خداوند از روی حکمتش به کسی داده، غبطه نخورید و حسادت نورزید. به حال دیگران حسادت نخورید که آن حسرت به خشم و دشمنی تبدیل میشود. ما نباید مانند یهودیهای صدر اسلام، آرزوی نابودی بیگناهان را بکنیم.
آیۀ 55 : «فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ ۚ وَكَفَىٰ بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا»
«فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَمِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ» بعضی از آنها ایمان آوردند –به پیامبرانی که در خاندان ابراهیم علیه السلام از جانب خداوند معرفی شدند– و بعضی جلوی راه آنها را گرفتند. «وَكَفَىٰ بِجَهَنَّمَ سَعِيرًا» جهنم آتش سوزان ایست که کافی است برای تبهکاران و مجرمان…
آیۀ 56 : «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا»
«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِنَا» آنان که آیات ما را انکار کردند، «سَوْفَ نُصْلِيهِمْ نَارًا» به زودی در آتش میسوزانیم آنها را، «كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ» پوست آنها که در آن آتش سوخت، «بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَيْرَهَا» پوستهای جدیدی میرویانیم. وقتی آتش، پوست را میسوزاند، بسیار درد دارد. ولی به استخوان که رسید آن درد کاهش پیدا میکند. خداوند برای اینکه آن درد جهنمیها کاهش پیدا نکند، پوستهای جدیدی روی آن استخوانها میرویاند که همچنان در حال عذاب کشیدن باشند. چرا؟ این کیفر جرمی بود که در دنیا مرتکب، و مانع هدایت و سعادت بندگان خدا شدند.
«لِيَذُوقُوا الْعَذَابَ» باید بچشند عذاب را، «إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَزِيزًا حَكِيمًا» خداوند مقتدر و حکیم است. عذاب خدا با حکمت است، رحمت خدا با حکمت است.
آیۀ 57 : «وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا ۖ لَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ ۖ وَنُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِيلًا»
به قرینۀ تبهکاران، صالحان را نام میبرد:
«وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ» آنان که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، «سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» به زودی وارد میکنیم آنها را به بهشتهایی که از زیر درختانش نهرها جاری است. این تعبیر در قرآن ۳۵ بار آمده است. آدمها سرسبزی و خرمی را دوست دارند؛ منتها اگر همراه با آب باشد. «خَالِدِينَ فِيهَا أَبَدًا» اقامتشان موقتی و موسمی نیست بلکه برای همیشه و ابد در بهشت خواهند بود. «لَهُمْ فِيهَا أَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ» برای آنها همسرانی پاکیزه، «وَنُدْخِلُهُمْ ظِلًّا ظَلِيلًا» یک نوع خنکی و یک سایۀ ویژهای که فرحبخش باشد، ما برای مؤمنان صالح در بهشت مهیا میکنیم.
آیۀ 58 : «إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ ۚ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا»
«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَىٰ أَهْلِهَا» خداوند فرمان داده که امانتها را به اهل آن بسپارید. امام معصوم در تفسیر این آیه فرموده: یعنی در جامعۀ اسلامی، پستها را به افراد شایسته بسپارید. حتی اگر کسی خود را شایسته نمیداند، قبول نکند و تن ندهد؛ چرا که پذیرش آن پُست توسط افراد ناشایست، یک نوع خیانت است. تقسیم و واگذاری پستها را امانت بدانیم. امیرالمؤمنین علیه السلام در نهج البلاغه به کارگزار خود میفرماید: این استانداری یک لقمه نیست، بلکه امانتی است به گردن ما که باید حقش را درست ادا کنیم.
«وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ» و خداوند فرمان داده وقتی داوری میکنید بین مردم، به عدل داوری کنید. حُبّ و بغض را کنار بگذارید و عادلانه از ظلم فاصله بگیرید. «إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ» خداوند خوب پندی به شما میدهد. «إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا»؛ در داوری خیلی دقت کنید. دو پسر کوچک، نمونۀ خط خود را پیش امام حسن مجتبی علیه السلام که کودک خردسالی بود، آوردند تا ایشان داوری کند. امیرالمؤمنین علیه السلام تا این منظره را دیدند، فرمودند: حسنم! عزیزم! پسرم! مواظب باش که الان به هر شکلی داوری کنی باید در قیامت جواب بدهی. الان صحبت داوری یک بچه درباره دو دستخط است، اما وقتی بذر ایمان در دل آن کودک کاشته میشود، همیشه یادش میماند که باید در داوریها دقت کند و ظلمی پیش نیاید.
به عدل داوری کنید و بدانید که خداوند شنوا و بینا است. حرفها را میشنود و کارها را میبیند.
آیۀ 59 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ۖ فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَالرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۚ ذَٰلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا»
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ» ای کسانی که ایمان آوردهاید از خدا اطاعت کنید، چرا؟ چون آفریدگار ، رازق، حیاتبخش و دوستدار شماست. «وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ» و از رسول اطاعت کنید. چرا؟ چون فرستادۀ خداست. «وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ» و از صاحبان امر و فرمان اطاعت کنید. چرا؟ منظور کدام «أُولِي الْأَمْرِ» است؟ یعنی هر کسی که قدرت داشت و صاحب فرمان بود؟ نه…
در تفسیر این آیه، شیعه بابقیۀ فِرَق متفاوت است. شیعه میگوید: در این آیه «أُولِي الْأَمْرِ» از جنس خدا و رسول است، یعنی باید معصوم –دوازده امام– باشد و به هر کسی گفته نمیشود. حتی ولی فقیه را «نائب أُولِي الْأَمْرِ» میدانیم و «أُولِي الْأَمْرِ» خطاب نمیکنیم. اگر «أُولِي الْأَمْرِ» خطا و اشتباهی در کارش بود، خداوند در اینجا یک قید میگذاشت؛ همانطور که در مورد پدر و مادر میفرماید: «فان جاهداک ان تشرک بی شیئاً» اگر پدر و مادر خواستند شریک برای من قائل شوند «فلاتطعهما»، اینجا یک قید زده است. پس اگر «أُولِي الْأَمْرِ» هم مثل پدر و مادر بود، خداوند قیدی میزد، ولی مانند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است و تمام فرمانهای او لازم الاتباع است.
«فَإِنْ تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ» مسلمانها! مؤمنان! اگر در موضوع و مسئلهای اختلاف پیدا کردید، «فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ» مراجعه کنید به الله، چگونه؟ از طریق کتاب او. «وَالرَّسُولِ» و مراجعه کنید به پیامبر، «إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ» اگر به خدا و جهان آخرت ایمان دارید، «ذَٰلِكَ خَيْرٌ» این رویه خوب است «وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا» و این خوش فرجام و دارای عاقبت خوبی است. اطاعت از خدا، اطاعت از رسول و اطاعت از «أُولِي الْأَمْرِ» عاقبت خوبی دارد. (صفحه 87 قرآن کریم)
این آیه یکی از استنادات شیعه برای معصومین است.
خدانگهدار شما…



دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.