شرح صفحه 86 قرآن کریم
ضرورت دشمن شناسی (شرح صفحه 86 قرآن کریم)
شرح صفحه 86 قرآن کریم، سوره نساء آیات 51-45 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.
دانلود فایل صوتی (صفحۀ 86 قرآن کریم)
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودهاند:«زیرکترین شما دشمن شناسترین شماست». مسلمانها میدانستند که یهودیها و مسیحیها پیامبر و کتاب داشتند. مسیحیها و یهودیها به سختی قانع شدند که به جنگ مسلمانها بیایند، برخلاف جنگ با مشرکین و رومیان…
اولین آیۀ این صفحه میفرماید:
صفحۀ 86 قرآن کریم
سورۀ مبارکه نساء
آیات 51-45
آیۀ 45 : «وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَلِيًّا وَكَفَىٰ بِاللَّهِ نَصِيرًا»
«وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدَائِكُمْ» خداوند داناتر است به دشمنان شما. دقت کنیدکه یهودیها در کمین شما هستند و برای شما توطئه میکنند. «وَكَفَىٰ بِاللَّهِ وَلِيًّا وَكَفَىٰ بِاللَّهِ نَصِيرًا» اما از دشمن نترسید. خداوند سرپرست بزرگی است. خداوند یاری دهندۀ بزرگی است. خداوند برای شما کافی است، ولی شما بصیرت لازم دارید.
آیۀ 46 : «مِنَ الَّذِينَ هَادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ ۚ وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنَا لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَأَقْوَمَ وَلَٰكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا»
«مِنَ الَّذِينَ هَادُوا» جمعی از یهودیان، «يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ» کلام خدا را جابجا میکنند. این یک نوع دشمنی و جنگ با دین خدا است. به جای اینکه بگویند: «سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» ما شنیدیم و اطاعت میکنیم، میگفتند: «سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا» شنیدیم و گوش نمیدهیم، ما همینیم که هستیم! «وَيَقُولُونَ سَمِعْنَا وَعَصَيْنَا وَاسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ»، در زبان فارسی هم میگوییم «بشنو که هرگز نخواهی شنید»، کسی که میخواهد لجاجت و لجبازی کند و انعطافی نشان ندهد، این عبارت را به کار میبرد. پذیرش قرآن و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، برای یهودیان سخت بود.
«وَرَاعِنَا»، کلمۀ راعنا کلمهای با چند معنی است. یهودیان از این کلمه سوء استفاده میکردند. «رَاعِنَا» یعنی «به ما نگاه کن، به ما توجه کن». یک معنای دیگر آن «ما را تحمیق کن، احمق به حساب بیاور». یهودیها از این کلمه سوء استفاده میکردند و در جامعۀ اسلامی شایعه ایجاد میکردند که مسلمانها به پیامبرشان میگویند: «رَاعِنَا»! ما را احمق کن. دشمنیهای یهودیها به شکل این اقدامات ضد فرهنگی بروز میکرد.
«لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ» میپیچاندند با زبان خودشان. «وَطَعْنًا فِي الدِّينِ» و در مسائل دینی طعنه میزدند. «وَلَوْ أَنَّهُمْ قَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا» اما اگر دین خدا را جابجا و تحریف نمیکردند و به راحتی میگفتند: شنیدیم کلام خدا را و اطاعت کردیم، «وَاسْمَعْ» پروردگارا! تو هم سخن ما را بشنو، «وَانْظُرْنَا» پروردگارا! به ما مهلت بده، «لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ» خوب این خیلی بهتر بود برایشان، «وَأَقْوَمَ» و استوارتر. «وَلَٰكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ» اما خداوند آنها را محروم کرد از لطف خودش به خاطر انکار و کفرشان. «فَلَا يُؤْمِنُونَ» ایمان نیاوردند –بیانصافها– به اسلام، قرآن و به پیامبر اسلام، «إِلَّا قَلِيلًا» مگر یک تعداد کمی…
آیۀ 47 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهًا فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ ۚ وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا»
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ» ای کسانی که به آنها کتاب داده شده، مخاطب مسیحیها و یهودیها هستند. «آمِنُوا بِمَا نَزَّلْنَا» به قرآنی که ما نازل کردهایم، ایمان بیاورید. «مُصَدِّقًا لِمَا مَعَكُمْ»، قرآن مقابل تورات و انجیل نیست بلکه کامل کنندۀ آن معارف است. هر کتاب آسمانی کاملتر از کتابهای آسمانی قبل از خود است و در مقابل کتاب قبلی نیست. ایمان بیاورید، «مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهًا» قبل از اینکه محو کنیم صورتهایی را، «فَنَرُدَّهَا عَلَىٰ أَدْبَارِهَا» برگردانیم به عقب، نابود کنیم آنها را، ما خدا هستیم. قدرت داریم. سنت ما بر این است کسانی که سرکشی میکنند و استکبار میورزند –در رأسشان هم ابلیس است–، را نابود میکنیم. «أَوْ نَلْعَنَهُمْ» یا محروم میکنیم آنها را از رحمت خودمان، «كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ» همانگونه که بندرنشینانی به نام «أَصْحَابَ السَّبْتِ»که قصۀ آنها بر سر زبانها افتاده است، محروم کردیم. «السَّبْتِ» به معنای «روز شنبه» است. به آن جمعیتی که در بندر زندگی میکردند، امر شده بود که شنبهها کار نکنند. بلکه باید عبادت و دید و بازدید میکردند، به نظافت میپرداختند، دینشان را یاد میگرفتند. اما خداوند اراده کرد که آنها را امتحان کند –داستان آن را در سورۀ مبارکۀ بقره بیان کردیم– .آنها هم که میدیدند ماهیهای زیادی در روزهای شنبه کنار ساحل میآیند، به طمع افتادند و با ساخت حوضچههایی در کنار ساحل، یک کلاه شرعی درست کردند. آنها به ظاهر از قانون خدا اطاعت کردند، ولی در باطن به دنبال منافع خودشان بودند، خداوند هم آنها را به بوزینه تبدیل و از رحمت خود دور کرد. در اینجا خداوند تهدید میکند «كَمَا لَعَنَّا أَصْحَابَ السَّبْتِ»، همان قهر و غذابی که برای اصحاب سّبت فرستاد، برای شما هم میفرستد. «وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا» کار خدا شدنی و حتمی است.
آیۀ 48 : «إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَىٰ إِثْمًا عَظِيمًا»
«إِنَّ اللَّهَ لَا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ» خداوند اگر کسی به او شرک بورزد، این گناه را نمیبخشد. «وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَٰلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ» اما کوچکتر و پایینتر از شرک را برای هر کسی که بخواهد و حکمتش اقتضا کند، میبخشد. امیرالمؤمنین علیه السلام در حدیثی فرمودند: «آیهای در قرآن امید بخشتر از این آیه ندیدم، که خداوند وعده داده همۀ گناهان را به جز شرک میآمرزد».
پس گناه شرک چه میشود؟ اگر کسی توبه کند، مشرک توبه کند، آغوش رحمت خداوند به روی او باز است. بقیۀ گناهان بدون توبه و تنها با رحمت خداوند بخشیده میشود، البته این یک وعدۀ قیددار است. یعنی برای کسانی که خدا بخواهد. آیا ما هم جزء کسانی هستیم که خداوند میخواهد؟ این یک قید و شرطی است که دل ما را میلرزاند… «وَمَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرَىٰ إِثْمًا عَظِيمًا» و هر کس برای خدای بزرگ شریک قائل شود، دروغ بزرگی به خدا بسته است.
آیۀ بعد:
دربارۀ یهودیان و یا مسیحیانی است که خودستایی میکردند و میگفتند: نژاد ما از بقیۀ نژادها بهتر است، ما به جهنم نمیرویم و حتماً اهل بهشت هستیم، ما دوستان خاص خداوند هستیم. آیه اینگونه پاسخ میدهد:
آیۀ 49 : «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ ۚ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا»
«أَلَمْ تَرَ»، همان طور که در قبل اشاره شد این کلمه ۳۱ بار در قرآن آمده است. آیا ندیدی؟ یعنی برو ببین، آیا نشنیدی؟ یعنی برو بشنو، آیا نخواندی؟ یعنی برو این قصه را بخوان. قصۀ کسانی که «الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنْفُسَهُمْ» تعریف خودشان را میکردند، خودستایی میکردند، ستایشهایی که ناروا و دروغ بود. «بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ» درست آن این است هر که را خدا بخواهد، او را ستایش میکند. ستایشهای خداوند جای حرف دارد و قابل قبول است. اینطور نباشد که من سر خود، یک کمالی را برای خودم در نظر بگیرم، ببافم و بعد بگویم من به این کمال اشتهار دارم. «وَلَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا» خداوند هم ذرهای، به اندازۀ کمترین چیزی هم ظلم نمیکند.
آیۀ 50 : «انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ ۖ وَكَفَىٰ بِهِ إِثْمًا مُبِينًا»
«انْظُرْ كَيْفَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ» نگاه کن این یهودیها هم به خدا دروغ میبندند. کمالات خودشان را میشمارند و میگویند خداوند اینها را گفته است. در کجای تورات و انجیل گفته شده؟ «وَكَفَىٰ بِهِ إِثْمًا مُبِينًا» کافیست برای این تهمتها و این افتراها که گناهی آشکار باشد.
بعد از جنگ اُحد، حدود ۷۰ نفر از یهودیان به مکه آمدند. رئیس این گروه، «کعب بن اشرف»، به خانۀ ابوسفیان رفت و بقیه هم به خانههای دیگر مکه رفتند. به مدت یک هفته در مکه ماندند. یهودیان به مشرکین گفتند: بیاییم هم پیمان شویم تا پیامبر اسلام و مسلمانها را مُزمحل کنیم. مشرکین گفتند: شما اهل کتاب هستید. مسلمانها هم اهل کتاب هستند، به نظر ما، شما میخواهید با مسلمانها همدست شوید تا ما را نابود کنید… یهودیان این ادعا را رد کردند. سپس مشرکین به یهودیان گفتند: برای اثبات صداقتتان به دو بت ما، «جبت» و «طاغوت» سجده کنید. متأسفانه یهودیها هم برای سرکوب کردن مسلمانها به این کار تن دادند و در مقابل بتها سجده کردند. در ادامه ابوسفیان از رهبر یهودیان پرسید: به نظر شما یهودیها، ما بهتر هستیم یا مسلمانها؟ «کعب بن اشرف» هم پاسخ داد: شما آیینتان را برای من توضیح دهید. ابوسفیان هم آیین خودشان را توضیح داد. سپس یهودیان گفتند: به نظر ما، آیین شما بهتر از آیین مسلمانها است…
عزیزِ من، خواهرم! برادرم! گاهی انسان آنقدر بیانصاف میشود، آنقدر بیانصاف میشود، با اینکه حق را میشناسد ولی برای منافع و قدرت طلبی خود، روی آن پا میگذارد.
این آیه را با هم بخوانیم:
آیۀ 51 : «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هَٰؤُلَاءِ أَهْدَىٰ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا»
«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ» آیا ندیدی کسانی را که دانشی از کتاب به آنها داده شده بود، سواد داشتند، «يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ» ایمان آوردند به بتها و به جبت، به طاغوت سجده کردند. «وَيَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا» به کافران میگویند: «هَٰؤُلَاءِ أَهْدَىٰ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا» کافران هدایت یافتهترند از مؤمنان، کافران راهشان درستتر است از مؤمنان…
(شرح صفحه 86 قرآن کریم)
انسان گاهی به چنین باتلاقی گرفتار میشود. به خداوند پناه ببریم…
خدانگهدار شما…




دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.