تفسیر موضوعی قرآن کریم، حرم حضرت عبدالعظیم


انفاق(آیات ۲۶۱ تا ۲۶۴ سوره مبارکه بقره)

انفاق

جلسه بیست و پنجم تفسیر موضوعی قرآن کریم (آیات ۲۶۱ تا ۲۶۴ سوره مبارکه بقره) انفاق

 🕌 شهرری، حرم حضرت عبدالعظیم (ع)- استاد سید جواد بهشتی


دانلود فایل صوتی (انفاق)


بسم الله الرحمن الرحیم

مبحث این هفته درباره انفاق است که با عید سعید فطر مقارن شده است. از آیات ۲۶۱ الی ۲۶۴ سوره مبارکه بقره خدمتتان نکاتی بیان می شود.

آیه ۲۶۱ با یک مثل شروع میشود.حضرت علی (ع)  فرمودند: « خداوند آیات کتابش را به هفت شکل نازل فرموده  ؛ اول : امرها ، دوم  : نهی ها ، سوم : تشویق ها، چهارم : هشدارها ، پنجم : موعظه ها ، ششم : مثل ها  ، هفتم : گفتگوها.

تقریبا در صد جای قرآن خداوند برای اینکه بخواهد مطلبی را به ما یاد دهد از مثل ها استفاده کرده است.

مثل مطلب شیرین کوتاه است که هم به دل می نشیند ، هم انسان زود یاد می گیرد.

حاج آقای قرائتی چون از مثل زیاد استفاده می کنند سخنانشان دلنشین وملموس است.

مثل های قرآنی چون شیرین وکوتاه هستند ، می توان خیلی آسان به بچه ها آموزش داد.

آیه اول …مَثَلُ الَّذینَ یُنفِقونَ اَموالَهُم فی سَبیلِ اللهِ…کسانی که مال وداراییشان را در راه خدا می دهند…کَمَثَلِ حَبَّةٍ…مثال دانه است…اَنبَتَت سَبعَ سَنابِلَ…که از این یک دانه هفت خوشه می روید…فی کُلِّ سُنبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ…از هر خوشه صد دانه…

وَاللهُ یُضاعِفُ لِمَن یَشاءُ…خدا برای هر کس بخواهد بیشتر می کند…وَاللهُ واسِعٌ عَلیمٌ…وخداوند وسعت دهنده بسیار دانا است.

انسانها وقتی می خواهند معامله کنند به سودش نگاه می کنند وهر کار سود بیشتری داشته باشد همان کار را انجام می دهند.

خداوند کمترین سودی که می دهد دویست درصد است.

حیف نیست ما مالمان را با خدا معامله نکنیم، یکدانه بدهیم و هفتصد یا بیشتر پس بگیریم.

یکی از اسمهای قیامت یَومُ الحَسرَةِ یعنی روز پشیمانی است ، انسانها حسرت می خورند چرا بیشتر با خدا معامله نکردند.

پس اولین آیه درباره پاداش غیر قابل وصف انفاق است.

درسهایی که از این آیه یاد می گیریم :

درس اول : انفاق زمانی ارزش دارد که برای خدا باشد…فی سَبیلِ اللهِ…برای خودنمایی وتعریف دیگران نه…فقط برای خدا

درس دوم:  در آموزش از مثل استفاده کنید.

درس سوم : تشویق قوی ترین عامل حرکت است. با تشویق می شود در مردم انگیزه ایجاد کرد.

اگر دادن مال آنقدر پاداش داشته باشد دادن جان چقدر پاداش دارد. یادی از شهدا بکنیم .پیامبر (ص) فرمودند: « بالاتر از هر خوبی خوبی هست تا برسیم به شهادت در راه خدا، که بالاتر از آن چیزی نیست . »

آیه ۲۶۲…الَّذینَ یُنفِقونَ اَموالَهُم فی سَبیلِ اللهِ …کسانی که مال خود را در راه خدا می دهند…ثُمَّ لایُتبِعونَ ما اَنفَقوا مَنًّا …بعد از کمک کردن منت نمی گذارند…وَلا اَذًی

اذیت نمی کنند…لَهُم اَجرُهُم عِندَ رَبِّهِم…اجر چنین کسانی نزد پروردگارشان محفوظ است…وَلا خَوفٌ عَلَیهِم وَلا هُم یَحزَنونَ…هیچ ترسی ندارند وغصه هم نمی خورند.

قرآن برای رسیدن به آرامش راههایی را به ما پیشنهاد می کند یکی از آن راهها این است که پولهایتان را در راه خدا بدهید.

پس از آیه می فهمیم دو چیز است که انفاقهای ما را خراب میکند: یکی منت ودیگری اذیت

در آیه بعدی داریم…قَولٌ مَعروفٌ وَ مَغفِرَةٌ خَیرٌ مِن صَدَقَةٍ یَتبَعُها اَذًی…در آیه می گوید اگر با زبان خوش سخن بگویی ولی کمک نکنی بهتر است.

کمک می خواهی بکنی توهین و تحقیر واذیت نکن .

امامان ما کمک هایشان را از بالای در و زیر در می دادند تا سؤال کننده شرمنده نشود.

کسی به امام حسن مجتبی (ع) نامه نوشته بود.حضرت فرمودند : «هرچه در نامه ات نوشتی انجام می شود» مردم گفتند: « ای پسر پیغمبر نمی دانی چه رقمی نوشته »، حضرت فرمودند : « اگر نامه را بخوانم خجالت می کشد. »

قول معروف یعنی خوب حرف زدن.

پیامبر(ص) وقتی نمی خواستند به کسی کمک کنند میفرمودند: « خدا خیر دهد. »

اگر شما هم نمی خواهی کمک کنی طعنه نزن ومسخره نکن.

پس با زبان خوش برخورد کنی بهتر از صدقه ای هست که با آن اذیت باشد.

آیا خداوند به صدقات و کمک های ما احتیاج دارد ؟ نه ؛ وَاللهُ غَنِیٌّ …خدا بی نیاز است .

خدا می خواهد شما بزرگ بشوید ودر اخلاق پیشرفت کنید.

پیامبر اکرم (ص) فرمودند : « اگرفقیری نزد شما آمد  ، یکی از این دو کار را بکنید ؛ یا یک کمک خوب وروان یا با خوش رویی رد کنید. »

این آیه  این درس را می دهد که آبرو وشخصیت فقیر با ارزش تر از حفظ شکم اوست.پس به شخصیت انسانها تعرض نکنید.

این آیه به ما می گوید که فقیر را با محبت ودلسوزی به کار مفیدی که زندگی او را تامین کند راهنمایی کنید.

سائلی پیش پیامبر(ص) آمد . پیامبر فرمودند: « من پولی ندارم  ، ولی می توانم تورا راهنمایی کنم، برو در خانه دخترم فاطمه سلام الله علیها . »

قَولٌ مَعروفٌ…یعنی اگر کمک مالی نمیتوانی انجام دهی ، راهنمایی کن.

آیه ۲۶۴…یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنوا لا تُبطِلوا صَدَقاتِکُم بِالمَنِّ وَالاَذَی

حدیث داریم  ، روز قیامت وقتی پرونده اعمال را نگاه می کنند به صفحاتی می رسند که می داند کار خوب کرده ، ولی موجود نیست . به فرشته خطاب می کند: « من فلان کار را کرده ام ، کجاست؟ » او می گوید : « بعد از آن کاری کردی وعملت را خراب کردی. »

ای کسانی که ایمان آوردید، کمک های صادقانه خودتان را خراب نکنید .

چطور خراب می شود؟ به سه شکل؛ یک  : با منت ، دوم : بااذیت وسوم با ریا ؛ یعنی کمک می کند تا دیگران از او تعریف کنند.

مثال دوم : کسی که برای خودنمایی کمک می کند…کَالَّذی یُنفِقُ مالَهُ رِئاءَ النّاسِ وَلا یُؤمِنُ بِاللهِ وَالیَومِ الآخِرِ…

ریاکار به خدا و روز جزا ایمان ندارد.

فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفوانٍ عَلَیهِ تُرابٌ …مثل چنین کسی مثل یک سنگ صاف است که روی آن خاک است…فَاَصابَها وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلدًا…رگباری ببارد و او را همان سنگ صاف کند…لا یَقدِرونَ عَلَی شَیءٍ مِمّا کَسَبوا

ریاکارها دستشان به جایی نمی رسد…وَاللهُ لا یَهدِی القَومَ الکافِرینَ…وخداوند کافران را هدایت نمی کند.

یک مثل دیگر…وَمَثَلُ الَّذینَ یُنفِقونَ اَموالَهُمُ ابتِغاءَ مَرضاتِ اللهِ …مثل کسانی که برای جلب رضایت خدا کمک می کنند….وَ تَثبیتًا مِن اَنفُسِهِم…علاوه بر آن می خواهند یک اخلاق انسانی را در خودشان محکم کنند. کَمَثَلِ جَنَّةٍ…مثل باغی است که…بِرَبوَةٍ اَصابَها وابِلٌ…این باغ روی بلندی است ووقتی رگبار ببارد…فَآتَت اُکُلَها ضِعفَینِ …محصول دو برابر می دهد…

فَاِن لَم یُصِبها وابِلٌ فَطَلٌّ…اگر از آن بارانهای تند هم نبارد باز هم محصول می دهد…وَاللهُ بِما تَعمَلونَ بَصیرٌ..وخداوند به آنچه شما انجام می دهید بینا است.

پس سه مثل بیان کردیم.

با خدا باش و پادشاهی کن …بی خدا باش وهرچه خواهی کن.

آیه بعد سوالی هست…اَیَوَدُّ اَحَدُکُم اَن تَکونَ لَهُ جَنَّةٌ

آیا کسی از شما دوست دارد که یک باغی داشته باشد؟….مِن نَخیلٍ وَاَعنابِ …از خرما وانگور…تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهارُ …که از زیر درختان آن باغ جوی آب جاری باشد…لَهُ فیها مِن کُلِّ الثَّمَراتِ…همه انواع میوه ها در آن باغ باشد…وَاَصابَهُ الکِبَرُ…سنتان هم به پیری رسیده باشد…وَ لَهُ ذُرِّیَّةٌ ضُعَفاءُ …برای اوست فرزندانی ناتوان…فَاَصابَها اِعصارٌ…و گردبادی بیاید …فیهِ نارٌ فَاحتَرَقَت…و باغ را آتش بزند…کَذَالِکَ یُبَیِّنُ اللهُ لَکُمُ الآیاتِ لَعَلَّکُم تَتَفَکَّرونَ…این گونه خداوند آیاتش را برای شما بیان می کند ، شاید بنشینید وفکر کنید.

این آیه می گوید  که  دارایی ها واموالی که به فقرا می دهید ، اگر می خواهید روز نداری وبی کسی به دردتان بخورد، باید نیتتان پاک باشد.اگر برای ریا باشد و یا منت بگذارید ویا اذیت کنید، آتش می گیرد واز بین می رود.

ان شاءالله خداوند روز عید فطر،  ما را از بخشیده شدگان قرار دهد.ان شاءالله مشمول دریافت جوائز عید فطر باشیم .                                والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته

ویژگی بندگان خدا(سوره فرقان آیات72 تا 77)

ویژگی بندگان خدا

جلسه بیست و چهارم تفسیر موضوعی قرآن کریم (سوره فرقان آیات72 تا 77) ویژگی بندگان خدا

 🕌 شهرری، حرم حضرت عبدالعظیم (ع)- استاد سید جواد بهشتی


دانلود فایل صوتی


بسم الله الرحمن الرحیم

امام حسن مجتبی (ع) زیبایی های اخلاق خود را به قرآن منتسب می فرمودند.

روزی از کوچه ای گذر میکردند که تعدادی از فقرا روی زمین نشسته بودند و غذایی میخوردند، ایشان به حضرت تعارف کردند و حضرت کنارشان نشستند و این آیه را تلاوت کردند…وَاللهُ لا یُحِبُّ المُستَکبِرینَ…خداوند آدمهای متکبر را دوست ندارد.

کنیزی دسته گلی را به امام حسن (ع) هدیه داد، ایشان گرفتند و فرمودند: « من این ادب را از قرآن یاد گرفته ام و این آیه را خواندند …وَاِذا حُیّیتُم بِتَحِیَّةٍ فَحَیّوا بِاَحسَنَ مِنها اَو رُدّوها…اگر کسی به شما لطفی کرد بهتر یا مثل آن را تلافی کنید. »

امام حسن مجتبی (ع ) وقتی قرآن می خواندند و به « یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا» می رسیدند، با صدای بلند میفرمودند: « لبّیک »

تفسیر آیات پایانی سوره فرقان با عنوان راه و رسم بندگی را خدمتتان داشتیم.

۱۲ ویژگی بندگان خدا را آورده اند که ما ۸ ویژگی را بیان کردیم.

بندگان خدا متواضع و صبور وشب زنده دار هستند و در خرج کردن اسراف نمی کنند وخسیس نیستند و جز خدا را صدا نمی زنند و به خون مردم دست خود را آلوده نمی کنند .

بندگان خدا رابطه نامشروع با جنس مخالف ندارند وزنا نمی کنند.

« وَالَّذینَ لا یَشهَدونَ الزّورَ» بندگان خدا در مجالس زور حاضر نمی شوند.

زور؛ یعنی باطل و انحراف

امامان ما معنا کردند که بندگان خدا در جلسه ای که علیه خدا و ائمه و قرآن حرف می زنند، شرکت نمی کنند‌.

اگر بتوانند موضوع جلسه را عوض می کنند واگر نتوانند خودشان جلسه را ترک می کنند.

در بعضی از احادیث فرموده اند : « جلسه زور یعنی جلسه موسیقی حرام ، جلسات رقص ، جلساتی که زن ومرد مختلط هستند و گناه می شود. »

بنده خدا در جلسات حرام شرکت نمی کند . پس بنده خدا گناه نمی کند ودر مجلس گناه هم حاضر نمی شود.

برای این آیه یک معنای دیگر هم گفته اند، بنده خدا گواهی نادرست نمی دهد . بعضی صحنه ای را ندیده اند ولی میگویند دیده ام یا دیده ولی سکوت می کنند.

صد و سی هزار نفر با گوشهایشان در غدیر خم شنیدند که پیامبر(ص) حضرت علی(ع) ویازده فرزندش را به عنوان جانشینان خود معرفی فرمود  ، اما ساکت شدند.

ویژگی بعد….وَاِذا مَرّوا بِاللَّغوِ مَرّوا کِرامًا…بندگان خدا وقتی از بیهوده گو رد می شوند، اعتنا نمی کنند ودرگیر نمی شوند.

مردی شامی از معاویه پول گرفته بود که به مدینه بیاید وآبروی امام حسن (ع) را ببرد.

او حضرت را نمی شناخت واز مردم پرسید وگفتند مرد اسب سواری است که می آید.

مرد شامی شروع کرد به فحش دادن، امام حسن (ع ) فرمودند: « فکر کنم غریبی » دوباره دشنام داد. امام فرمود  : « از راه هم رسیده ای و گرسنه ای » او دوباره دشنام داد . امام فرمودند: « شاید از راه آمده ای وخسته ای » کیف مرد شامی را برداشتند واو را به خانه بردند. اورا حمام فرستادند وبرایش غذا آماده کردند وگفتند: « هر کاری در مدینه داری به ما بگو »

مرد شامی گفت : « من وقتی وارد مدینه شدم، بیش از حسن بن علی (ع) وپدرش از کسی بدم نمی آمد و وقتی از مدینه بیرون می آیم ، از کسی بیش از حسن بن علی (ع) وپدرش خوشم نمی آید. »

بندگان خدا بدی را با خوبی جواب می دهند.فحش را با فحش ؛ نه…اهانت را با اهانت ؛ نه…

بندگان خدا روح بزرگ دارند.

ویژگی دیگر…وَالَّذینَ اِذا ذُکِّروا بآیاتِ رَبِّهِم لَم یَخِرّوا عَلَیها صُمًّا وَعُمیانًا …

بندگان خدا وقتی آیات قرآن به آنها عرضه شد ، چشم وگوش بسته با آیات قرآن برخورد نمی کنند ودنبال فهم قرآن هستند.روی آیات فکر می کنند و به سراغ علما می روند وتفسیر آیات را می پرسند.

بندگان خدا نسبت به فهم قرآن عشق دارند.

قرآن می فرماید : « بد ترین جنبندگان چشم بسته ها وگوش بسته ها هستند که تعقل نمیکنند. »    ( سوره انفال – آیه 22 )

شهید مطهری (ره) میفرماید : « ۸۰۰ بار در قرآن این کلمات علم وعقل ولب و… آمده است.

مسلمان اهل تعقل وعلم ودانایی وشعور است.»

در حدیث آمده است که تعداد درجه های بهشت به تعداد آیات قرآن است وکسی که با قرآن رفیق بوده است ، وقتی وارد بهشت می شود به او گفته میشود : « بخوان وبالا برو. »

اگر کسی چشم وگوش بسته با قرآن برخورد کند، ماجرای صفین پیش می آید .در حالی که سپاه حضرت در آستانه پیروزی بودند معاویه به سپاهیانش دستور داد قرآن ها را سر نیزه کنند وجمع زیادی از سپاه حضرت علی (ع) گول مکر معاویه را خوردند و در حالی که حضرت فرمودند: « قرآن منم » ،  باز چون به قرآن کاغذی و ظاهر تمسک کردند حضرت را تنها گذاشتند.

امام صادق (ع ) فرمودند  : « دوست دارم با تازیانه بالای سر جوانان شیعه بایستم تا دینشان و کتاب خدا را به درستی بفهمند. »

ویژگی چهارم…وَالَّذینَ یَقولونَ رَبَّنا هَب لَنا مِن اَزواجِنا وَ ذُرّیّاتِنا قُرَّةَ اَعیُنٍ وَاجعَلنا لِلمُتَّقینَ اِمامًا

کسی خدمت امام حسن (ع) آمد و گفت: « می خواهم خودم را بشناسم، راهی دارد؟ امام فرمودند: قلم وکاغذی مهیا کن و بعد فرمودند: خواسته هایت را بنویس وبعد تحلیل کن، ببین بیشتر دعاهایت دنیایی است یا آخرتی؟

دعاهایت فردی است یا اجتماعی؟ »

کسی که سوال را پرسید تاملی کرد و گفت : « آیا امکان دارد که شما به ما یاد بدهید چه دعایی بکنیم وحضرت به ایشان فرمودند: برو ودعاهای قرآن را بخوان. »

تقریبا در قرآن ۱۷۰ تا دعا هست واکثرا با ربَنا و رَبِّ شروع می شود.

دربین همه دعاهای قرآن حضرت علی (ع) این دعا را زیاد میخواندند که همین آیه رَبَّنا هَب لَنا مِن اَزواجِنا وَ… است.

یعنی پروردگارا همسر وفرزندان ما را روشنی چشم ما ومایه افتخار ما  قرار بده و ما را الگوی خوبان وپاکان وپرهیزکاران قرار بده.

در بین ۱۷۰ دعای قرآن ، ۴۵ دعا درباره خانواده است.

پس نشان می دهد چقدر خانواده مهم است ودعاهای خانواده سه جور است : دعا به نسل قبل ، پدر ومادر واجداد ونیاکان ودعا به نسل موجود ، خودم وهمسرم وخواهرم وبرادرم و دعا به نسل آینده ، فرزندان ونوه ها ونتیجه ها وکلًّا ذریه.

۱۵ آیه درباره ذریه است ودرباره نسل آینده .

این آیه درباره نسل موجود است …مایه افتخار باشند؛ نه مایه ننگ وبی آبرویی .

از این آیه معلوم میشود که بندگان خدا به خوشبختی اعضای خانواده اهمیت می دهند.

بزرگترها با فرزندان در مراسمهای مذهبی شرکت کنند.

اعضای خانواده باید به همدیگر کمک کنند وبرای نماز وروزه هم دل بسوزانند وهمدیگر را تشویق کنند ودعا کنند.

پیامبر (ص) فرمودند : « خدا رحمت کند مردی را که در دل شب از جا برخیزد و نماز شب بخواند و آرام آرام صدایش را بلند کند تا همسرش بیدار شود و اگر همسرش بیدار نشد مقداری آب به صورتش بپاشد و خدا رحمت کند زنی را که نیمه شب برای نماز بپا خیزد و با صدا آرام آرام شوهرش را بیدار کند واگر بیدار نشد به صورتش آب بپاشد.

آیه می گوید: « نه تنها متقی شوید، بلکه فرزندان متقی پرورش دهید . » و این در خانواده ای میسر می شود که پدر خانواده لقمه حلال می آورد و مادر خانواده با پاکدامنی رفتار می کند.

اُولَئِکَ یُجزَونَ الغُرفَةَ بِما صَبَروا وَیُلَقَّونَ فیها تَحِیَّةً وَ سَلامًا

بهشت در منطقه کوهستانی ساخته شده وبالاهای بهشت را غرفه گویند.

آیه می گوید: « غرفه های بهشت را به آنها می دهند، به خاطر صبری که کرده اند. »

حضرت علی (ع) می فرمایند: « صبر سه جور است ؛ یکی صبر در برابر گناهان، یکی صبر در انجام تکالیف ودیگری صبر در برابر حوادث . »

اگر کسی این سه صبر را داشته باشد ، به او غرفه های بهشت را می دهند ودر بهشت از آنها با احترام استقبال می شود.

بهشت کجاست ؟…خالِدینَ فیها حَسُنَت مُستَقَرًّا وَ مُقامًا…

بهشتیان برای همیشه در بهشتند وعجب جای خوبی است وعجب اقامتگاه عالی است.

امام حسن (ع) وقتی قرآن می خواندند وبه آیات بهشت وجهنم می رسیدند ، دعا  می فرمودند ودعایشان این بود : « خدایا بهشت را قسمتم کن واز آتش جهنم مرا برهان . »

والسلام علیکم ورحمة الله

ویژگی بندگان خدا(سوره فرقان آیات 68 تا 71)

ویژگی بندگان خدا

جلسه بیست و سوم تفسیر موضوعی قرآن کریم (سوره فرقان آیات 71-68) ویژگی بندگان خدا

 🕌 شهرری، حرم حضرت عبدالعظیم (ع)- استاد سید جواد بهشتی


دانلود فایل صوتی (ویژگی بندگان خدا)


سلام علیکم و رحمه الله

بسم الله الرحمن الرحیم

«الهی وَ أَنْطِقْنِی بِالْهُدَی، وَ أَلْهِمْنِی التَّقْوَی»

ماه مبارک رمضان، شب جمعه، شب رحمت و مغفرت، شب زیارتی سالار شهیدان، محبوب دل آدمیان، در جوار مرقد فرزندان پیامبر، حضرت عبدالعظیم حسنی، فرزند امام حسن علیه­السلام و حضرت حمزه فرزند موسی ابن جعفر علیه­السلام و حضرت طاهر فرزند امام زین العابدین علیه­السلام هستیم، از خداوند می­خواهیم طاعات و عبادات و خدمات و تلاوت قرآن، روزه­داری، صدقات، از همه شما و همه بندگانش قبول بفرماید، از شما تقاضا می­کنم به روان تابناک پیامبر عظیم الشان اسلام و بانو مکرمه اسلام، حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها که در آستانه رحلتش هستیم و اهل بیت پیامبر صلی­الله­علیه­وآله صلواتی تقدیم بفرمایید. برای شفای بیماران و اجر و عظمت مسلمانان و نابودی منافقان هم صلواتی تقدیم بفرمایید. برای سلامتی میلیون­ها مسافری که در جاده ­ها در کشورمان در حال رفت و آمد هستند مخصوصا مسافرانی که به حرم حضرت امام رضا علیه­السلام یا حرم حضرت معصومه علیها­السلام یا شاهچراغ علیه السلام و امامزادگان رفت و آمد می­کنند، ان­شاءالله به سلامت به خانه­هایشان برسند، صلواتی هدیه بفرمایید. شب­های جمعه حرم حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام ، مدتی است که با تفسیر قرآن همراه شده است، چون ماه، ماه بندگی است، آیاتی از سوره فرقان در رابطه با راه و رسم بندگی را خدمت شما عرض می­کنم، سوره فرقان از آیات 63 تا پایان سوره ، 12 ویژگی بندگان خدا را برشمرده است. بخشی از آیات را هفته قبل خواندیم که بندگان خدا متواضع هستند، بندگان خداوند حلیم و بردبار هستند، بندگان خدا اهل شب زنده داری و راز و نیاز هستند، بندگان خدا از آتش جهنم می­ترسند، بندگان خدا در خرج کردن، در انفاق کردن ، افراط و تفریط نمی­کنند، نه خسیس و بخیل هستند و نه ریخت و پاش می­کند، ببینیم زمان در این شب چه اندازه به ما اجازه می­دهد تا مطالب را بیان کنیم.

« اعوذ بالله من الشیطان الرجیم»

آیه 68 سوره فرقان می فرماید:

«وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ»، بندگان خدا، جز خدا را صدا نمی­زنند، تنها موثر در عالم خداست، تنها او را عبادت می­کنیم، تنها از او کمک می­خواهیم، شفای بیماران را از او می­خواهیم، ممکن است کسی بپرسد پس چطور می­گوییم، یا حسین علیه­السلام، یا فاطمه سلام­الله­علیها، این آیه که می­گوید، بندگان خدا جز خداوند را نباید صدا بزنند؟ منظور از آیه این است که برای خداوند شریک قائل نباشید، اما چیزی به عنوان توسل که در شیعه وجود دارد، عیبی ندارد چرا که یک دلیل قرآنی در سوره مبارکه مائده مبنی بر تایید توسل هست، خود خداوند به ما دستور داده است، «وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ»، برای تقرب پیدا کردن به ما وسیله­ای پیدا کنید، از رسول خدا (ص) سوال کردند که منظور از وسیله در این آیه چیست؟ فرمودند : « من وسیله هستم، علی علیه­السلام، فاطمه سلام­الله علیها، حسن علیه­السلام، حسین علیه­السلام وسیله هستند ، شهدا ، مسجد، قرآن وسیله هستند. » ما وقتی می­گوییم (یا حسین) منظورمان این نیست که امام حسین علیه­السلام هم خدا است، خیر .. منظورمان این است که فدایی خداست، خودش و همه هستی­اش را برای خداوند گذاشت، امام رضا علیه­السلام بنده خداست، ما وقتی به زیارت ائمه می­رویم امام هادی علیه­السلام زیارتی را به نام زیارت جامعه به ما یاد داده­اند که شیعیان هرگاه بخواهند، هر کدام از امامانشان را یاد کنند، با این زیارت می­توانند یاد کنند. امام هادی علیه­السلام فرمودند : « وقتی به حرم امام نزدیک شدی بایست و سی بار (الله اکبر) بگو، چند قدم به جلو برو و دوباره بایست و سی بار بگو (الله اکبر) بگو، دوباره چند قدم به جلو برو و به سمت ضریح بایست و چهل بار بگو (الله اکبر) بگو » ، تا همه دنیا بدانند که شیعیان خداوند را اکبر می دانند، امام حجت خداوند است، خلیفه خداوند است، جانشین پیغمبر است، ما جز خدا را صدا نمی­زنیم، خدمت امام رضا علیه السلام هم می­رسیم، عرضه می­داریم یا امام رضا علیه­السلام، شما در پیشگاه خداوند آبرو داری ، شما از خداوند بخواه تا مریض ما شفاء پیدا کند، زمان پیغمبر التماس می­کردند، یا رسول الله شما از خداوند بخواهید تا باران ببارد. این توسل است یعنی وسیله قرار دادن کسی یا چیزی که خداوند می­پسندد.

ویژگی دیگر در آیه اینچنین بیان شده است که «وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ»، بنده خدا، دستش به خون مردم آلوده نمی­شود، جان انسان­ها برایش محترم است، امروز دنیا به یک وضعی کشیده شده است که آدمکشی آسان شده است. قتل رایج شده است، بنده خدا دستش به خون مردم، چه مسلمان چه غیر مسلمان آلوده نمی­شود، بنده خدا خودکشی نمی­کند، بنده خدا سقط جنین نمی­کند، متاسفانه اخباری ناراحت کننده از کشورمان می­شنویم که سالی چندین سقط جنین صورت می­گیرد، از لحاظ شرعی جنینی که شکل گرفته باشد، کسی او را از بین ببرد، چه می­خواهد، مادرش باشد، چه پدرش باشد، چه دکتر باشد، جریمه و دیه دارد، اگر آن جنین در حد نطفه باشد، 20 مثقال طلا جریمه دارد و اگر علقه یعنی خون بسته شده باشد، 40 مثقال طلا جریمه دارد، اگر مضغه یا گوشت جویده شده باشد 60 مثقال طلا و اگر استخوان بندی شکل گرفته باشد، 80 مثقال طلا و اگر گوشت هم شده باشد، 100 مثقال طلا باید جریمه داد، تا اینجا هنوز 4 ماه نشده است و روح به جنین دمیده نشده است، روح که بدمد، به اندازه دیه یک انسان کامل باید جریمه بدهد، این قتل نفس است، چه می­خواهد توسط مادر باشد چه توسط پدر، خودکشی گناه کبیره است، سقط جنین گناه کبیره است، بنده خدا از این کارها نمی­کند، مگر اینکه بنده شیطان باشد، حتی مولی المتقیان، امیرالمومنین علی علیه­السلام فرمودند: « حفظ جان ما بر ما واجب است. » یعنی دزدی وارد خانه شده است و یا کسی قمه کشیده است، حفظ جانمان لازم است. امیرالمومنین علی علیه­السلام فرمودند: « اگر کسی برای حفظ جان خودش کوتاهی کند و از بین برود، قاتل محسوب می­شود. » پیغمبر فرمود: « اگر تمام اهل آسمان­ها و زمین به قتل مسلمانی راضی باشند، همه در آن شریک هستند . » قتل گناه بسیار بزرگی است که خیلی­ها آن را به راحتی انجام می دهند ، یک دعوایی پیش می­آید، یک خشمی پیش می­آید، یک عصبانیتی پیش می­آید، در خانه، در خیابان، در ترافیک به قتل منجر می­شود. بندگان خداوند، آدم نمی­کشند، حتی مظلومی چند صد سال قبل کشته شده است، ما در زیارتنامه می­خوانیم (وَ لَعَنَ اللَّهُ الْمُمَهِّدینَ لَهُمْ بِالتَّمْكینِ مِنْ قِتالِكُمْ بَرِئْتُ اِلَى اللَّهِ وَ اِلَیْكُمْ مِنْهُمْ وَ مِنْ اَشْیاعِهِمْ وَ اَتْباعِهِمْ وَاَوْلِیائِهِمْ یا اَبا عَبْدِ اللَّهِ)، خدا لعنت کند آنهایی را که شنیدند خبر کشته شدن شما را و بی تفاوت بودند، این اتفاق مهمی است، حالا یک حدیث برایتان بگویم: پیغمبر به اصحابش فرمود: « أتدرون مَنِ المُفلِس؟ آیا کسی می­داند مفلس به چه معناست؟ مفلس یعنی بی چیز، هیچ ندار، پیغمبر پرسید آیا می­دانید مفلس کیست؟ گفتند: یا رسول الله به نظر ما المفلس فينا من لا دِرْهَمَ له ولا متاع، کسی هست که پول نقد و جنس نداشته باشد، اما پیغمبر فرمودند: إن المفلسَ مِن أُمَّتي، ندار در امت من، مَن يَأتي يومَ القيامة، کسی است که روز قیامت وارد می­شود، بصلاة، نماز خوانده است، و صيام، روزره هم گرفته است، وزكاة، زکات هم داده است، اما ….. یک چیزهای دیگری هم در پرونده­اش هست، و يأتي و قد شَتَمَ هذا، به بعضی­ها فحش داده است، وَقَذَفَ هذا، به بعضی­ها نسبت ناروا داده است، وأَكَلَ مالَ هذا، مال بعضی­ها را خورده است، وسَفَكَ دَمَ هذا، خون بعضی­ها را ریخته است، و ضَرَبَ هذا، بعضی­ها را زده است، فيُعطَى هذا من حسناته، وهذا من حسناته، فإن فُنِيَت حسناتُه قبلَ أن يُقضَى ما عليه، پس دستور می­دهد که از نمازها و زکات­ها و خمس و روزه­هایش بردارند و در پرونده آنها بگذارند، در نتیجه مفلس و دست خالی می­شود، أَخَذَ مِن خطاياهم ، آنهایی را که این به آنها فحش داده است و یا کتک زده و یا نسبت ناروا داده و یا خونشان را ریخته است، گناهان آنها می­آید در پرونده این آدم و نمازها و روزه­ها و خمس و زکات­ها می­رود در پرونده آنها بعد دستش خالی می­شود و فطُرِحَتْ عليه، ثم طُرِحَ في النار و او را به سمت جهنم می­برند. »

سوال … این آیه را خواندیم که بگوییم بنده خدا آدم نمی­کشد «إِلَّا بِالْحَقِّ»، آدمکشی داریم که درست است، چطور آدمکشی داریم که درست است؟ … دوازده جور آدمکشی درست و به حق داریم. یکی قصاص قاتل است، آدم کشته است و باید قصاص شود، اینجا از آن قتل­هایی است که خداوند اجازه داده است، یا زنای محصنه، زن شوهردار تن به زنا داده است، این باید کشته شود، یا زنای با محارم، یا زنای کافر با زن مسلمان، یا کسی که ادعای پیغمبری کند، یا کسی که به پیغمبر یا امام معصوم دشنام بدهد، یا مرتد شود، یا محارب، جامعه را به هرج و مرج بیاندازد، قصاص این افراد جزو همین آدمکشی­های درست است. بنده خدا جز خدا را صدا نمی­زند، بنده خدا مرتکب قتل نمی­شود.

ویژگی بعدی، «وَلَا يَزْنُونَ»، بنده خدا زنا نمی­کند، زنا گناه کبیره است، خدای مهربان بین دختر و پسر مرز قرار داده است، بین زن و مرد مرز قرار داده است، رابطه زن و شوهر فقط حلال است، دختربازی، رفیق بازی، همجنس بازی ….. ، پنج نوع رابطه غیر از ازدواج حرام است، بنده خدا زنا نمی­کند. مولای متقیان امیرمومنان علی علیه­السلام فرمود: « در زنا شش خصوصیت هست، سه تا در دنیا و سه تا در آخرت، اگر کسی مرتکب زنا شود در دنیا این سه گرفتاری برایش پیش خواهد آمد، خداوند کاری می­کند که آبرویش بریزد و روزیش قطع می­شود و در حادثه­ای زود از بین می­رود، جوان­مرگ می­شود، اما در آخرت، با خشم خدا روبه­رو می­شود، با سختیِ حساب روبه­رو می­شود، برای همیشه باید در آتش باشد، اینها پیامدهای زنا است. در بین غرایز انسان ، دو نوع غریزه هست که خیلی  انسان را بیچاره می­کند، یکی خشم و غضب و عصبانیت که انسان را تا قتل پیش می­برد، یکی هم شهوت که انسان را تا زنا و رابطه نامشروع پیش می­برد. چه کنیم؟ خشم خودمان را، غضب خودمان را، هوس خودمان را کنترل کنیم. چطور؟ با کنترل چشم… چرا اسلام روی حجاب خانم­ها انقدر اصرار دارد؟ چشم آقایان و خانم­ها در اسلام انقدر مراقبت دارد؟ برای اینکه به رابطه حرام کشیده نشوند. در نگاه خداوند، با پاکی زندگی کنند، دنیای حَسَن، آخرت حَسَن داشته باشند، بنده خدا زنا نمی­کند، اگر کسی دید، دارد به سمت زنا می­رود، باید بداند به آغوش شیطان نزدیک می­شود، عبادالرحمان زنا نمی­کنند.

خداوند در آیه بعد می­فرماید: «يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا»، کسانی که این گناهان را مرتکب شده­اند، گناه شرک، گناه قتل، گناه زنا را مرتکب شده­اند، خداوند پی در پی عذابشان را افزایش می­دهد، چرا ؟ مگر خداوند عادل نیست؟ چرا باید عذاب آنها زیاد شود؟ به خاطر اینکه بعضی از گناهان دامنه دارد. مثلا یک زنا که شکل می­گیرد، دخترخانم بعدا افسردگی پیدا می­کند، خودکشی می­کند، پدر و مادرش از هم جدا می­شوند، در یک فامیل فتنه می­افتد. حتی فرزندی حرام زاده به دنیا می­آید، آن بچه بزرگ می­شود و در هواپیما بمب می­گذارد و چند هزار نفر را در آن واحد می­کشد، بعضی از گناهان پیوسته دامنه دارد، یا گناه قتل، یک نفر را کشته است، چند بچه یتیم به جا می­گذارد، همسر او بی­نوا می­شود، پدر و مادر او مریض می­شوند، سکته می­کنند، زنجیر وار اتفاقات می­افتد، به قول استادم حاج آقا قرائتی می­فرمایند : « بعضی از گناهان پیامدهایش زیاد است، ایشان می­گوید: فرض کنید در یک مجلس عروسی، فردی کنار در می­رود و برق­ها را خاموش می­کند و فرار می­کند، یک کار خیلی کوچک، چند وقت بعد دوربین­های مدار بسته او را شناسایی می­کنند و دستگیرش می­کنند، به نظر شما جرم این آدم چقدر است؟ خودش که می­خندد که من کاری نکردم، ما به او پاسخ می­دهیم، تو خبر داری وقتی برق­ها خاموش شد، چهار بچه از طبقه بالا به پایین افتادند، دو نفر آنها از دنیا رفتند و دو نفر از آنها در بیمارستان هستند، تو خبر داری داشتند چای داغ می­آوردند، برق­ها که خاموش شد باعث شد چند نفرشان پایشان بسوزد. تو خبر داری اصلا به خاطر خاموشی، عروسی به هم خورده است …. » پس کارهایی که ما می­کنیم، فقط آن کار نیست، در سوره یس آمده است «نَكْتُبُ مَا قَدَّمُوا وَآثَارَهُمْ»، کارهای انسان­ها و آثار آنها را می­نویسیم، کار آن آقا چه بود؟ یک کلید را خاموش کرد، ولی آثارش چه بود؟ چند نفر مردند، چند نفر مجروح شدند، چند نفر سوختند، عروسی بهم خورده است … ما کارهایمان را اینطوری باید حساب کنیم، برای همین بعضی از گناهان کیفر مضاعف دارد.

حالا اگر کسی گناه کرده باشد، چه کار باید بکند؟ قرآن اینطور پاسخ می­دهد، «إِلَّا مَنْ تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا»، کسی که قتل کرده است، زنا کرده است، آغوش رحمت خداوند باز است، می­تواند توبه کند، بعد از آن هم با عمل جبران کند، اگر قرار است که پول بدهد، پول بدهد، کاستی­هایش را جبران کند، «فَأُولَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ»، به قول حاج آقا قرائتی که می­گفتند: « مثل کود باغچه که به گل تبدیل می­شود، ما می­توانیم کاری کنیم که گناهان ما به حسنات تبدیل شود، چطور؟ با توبه واقعی، با توبه خالص، با توبه نصوح ….» «وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا»، و خداوند آمرزنده مهربان است. شاید بپرسیم، یعنی خداوند واقعا می­بخشد؟ بله … خداوند تکرار می­کند، «وَمَنْ تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا»، واقعا اگر کسی توبه کند، یعنی به سمت خداوند برگشته است، مثل روزی که از مادر پاک و پاکیزه به دنیا آمده است، ماه رمضان یکی از اسم­هایش (شهر التوبه)، ماه توبه است، (شهر الانابه)، ماه برگشت است، یک فرصت طلایی است، از این فرصت استفاده کنیم. به همین مناسبت حدیثی از پیغمبر صلی­الله­و­علیه­وآله وسلم برایتان می­خوانم، خواهش می­کنم این حدیث را حفظ کنید و به خانه­هایتان بروید، چرا که این حدیث به ما می­گوید که توبه واقعی چیست، پیغمبر فرمودند: « آیا می­دانید توبه کننده کیست؟ مردم گفتند، خیر؛ شما بفرمایید. پیامبر فرمودند: این افراد توبه کن نیستند، فرمودند: اگر کسی توبه کند و طرف دعوا را راضی نکند، این توبه نکرده است، مثلا صد میلیون به شما بدهکار هستم و پیش حضرت عبدالعظیم حسنی می­آیم و به او می­گویم خدایا به حق سید الکریم مرا ببخش، خدا هم می­گوید، پول مردم را بده اینکه توبه نمی­شود، مال مردم را خورده است، وام گرفته است و قسط­ها را نداده است، بدهکار است، یا کالا بدهکار است، یا مالی بدهکار است یا دینی به گردنش هست، اگر آقایی پول مهریه خانمش را داشته باشد و آن خانم هم مطالبه کند و ندهد، گرفتار است.

  • جمله دوم ، توبه کن یعنی به سمت خداوند برگشته است باید عبادت­هایش با قبل فرق کند، اهل نماز و روزه شود، نه اینکه مثل قبل نمازش قضاء شود و مثل قبل ناراحتی برایش پیش نیاید. توبه کن واقعی باید اهل عبادت شود.
  • جمله سوم، گاهی وقت­ها لباس ما تولید گناه می­کند، مثلا لباس خانمی نازک است یا رنگ فسفری یک رنگ تحریک کننده است، یا اندامش در آن کاملا معلوم است، یا لباس این آقا غصبی است، حالا می­خواهد توبه کند، چطور باید توبه کند؟ نباید این لباس را بپوشد یا خانم مثلا کفشی پوشیده است، که هنگام راه رفتن صدایی از کفشش به گوش می­رسد که اگر کسی در دلش مرض داشته باشد، باعث هوس می­شود، بعضی از گناهان به پوشش ما مربوط می­شود، توبه آن گناه این است که آن لباس را باید عوض کنیم.
  • جمله چهارم، هرکس توبه کند ولی رختخوابش را عوض نکند، توبه نکرده است، این حرف به چه معناست؟ رختخواب رمز رابطه جنسی است، اگر کسی رابطه جنسی حرام دارد، حالا یا در حد چشم­چرانی یا در حد دست دادن، یا در حد بوس دادن، یا در حد بغل کردن …. داشته است و حالا می­خواهد توبه کند، نباید دیگر آن رابطه را داشته باشد، پس هر گناهی یک راه توبه دارد، گناهان مالی یک جور، گناهان اجتماعی، یک جور، گناهان جنسی هم یک جور.
  • جمله پنجم، گاهی وقت­ها کسی رفیق بد دارد، این رفیق او را به راه نادرست می­برد، رفیقش او را به گناه آلوده می­کند، توبه این گناه این است که این رفیق را رها کند.
  • جمله ششم، گاهی بعضی از مجالس، مجلس گناه است، علیه اسلام و انقلاب حرف می­زنند، علیه امام زمان عج­الله­وتعالی­فرجه­الشریف حرف می­زنند، یا شراب می­نوشند یا موسیقی­های آنچنانی می­نوازند و می­رقصند، توبه این گناه این است که آن مجلس را دیگر نباید برود.
  • جمله هفتم، بعضی از گناهان ریشه آن زبان ما هست، مثلا دروغ می­گوید، غیبت می­کند، مسخره می­کند، تهمت می­زند، توبه این گناه، حفظ زبان و مراقبت از زبان است.
  • جمله هشتم، بعضی­ها اخلاقشان بد است، خودبین و مستبد و متکبّر و دست­انداز و تحقیر کن هستند، حالا این آدم آمده است سید الکریم و می­خواهد توبه کند، توبه­اش این است که تصمیم بگیرد، آن اخلاق­های بد را کنار بگذارد. »

خدایا ما را بنده خودت قرار بده، خدایا شب جمعه است، زیارت کربلا را قسمت این جمع بفرما. خدایا شفاعت امام حسین علیه­السلام و جدش را قسمت این جمع بفرما. خدایا همه بیماران را لباس عافیت بپوشان. رهبر عزیزمان، کشور عزیزمان ، مردم عزیزمان را از هر گزندی حفظ بفرما. آینده ملت ایران را خوشتر از حال و گذشته تقدیر بفرما. خدایا دل­های ما را برای دریافت رحمت­هایت در شب قدر آماده بفرما. بچه ­هایمان را تا روز قیامت از بهترین شیعیان آقا امیرالمومنین قرار بده. خدایا زیارت این جمع را قبول بفرما. به روان پاک شهیدان، روح بلند حضرت امام خمینی صلواتی عنایت بفرمایید.(ویژگی بندگان خدا)

راه و رسم بندگی(آیات 68-63 سوره فرقان)

راه و رسم بندگی در آیات قرآن(آیات 68-63 سوره فرقان)

سوره فرقان

 

جلسه بیست و دوم تفسیر موضوعی قرآن کریم (آیات 68-63 سوره فرقان)

🕌 شهرری، حرم حضرت عبدالعظیم (ع)- استاد سید جواد بهشتی


دانلود فایل صوتی (آیات 68-63 سوره فرقان)


بسم الله الرحمن الرحیم

الهی انطقنی بالهدی والهمنی التقوی

پیامبر اکرم (ص) در جمعه آخر شعبان خطبه ای خواندند که ۳۰ رهنمود در آن خطبه هست.

اولین آن این است…با نیت های صادق ودلهای پاک دو چیز را از خدا بخواهید وآن توفیق روزه داری وخواندن قرآن است.

آیاتی که برای تفسیر انتخاب کردیم، درباره ماه بندگی ، ماه رمضان است.

راه ورسم بندگی را بر اساس آیات قران بیان می کنیم.

آیات ۶۳ تا ۶۸ سوره فرقان

وَعِبادُالرَّحمَنِ…. بندگان خدای مهربان

بنا داریم در برنامه تفسیر این آیات بگوییم بنده خدا کیست.

بندگی خدا خیلی مقام دارد.  ما در تشهد هر نمازمان پیامبر (ص) را با دوصفت می خوانیم : …وَاَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّدًا عَبدُهُ وَرَسولُهُ…نشان می دهد مقام بندگی مقام والایی است.

آیه ۱ سوره اسرا درباره سفر آسمانی پیامبر (ص) است.چگونه شد پیامبر به آسمان رفت و چون بندگی کرد؟

سُبحانَ الَّذی اَسرَی بِعَبدِهِ لَیلًا مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ اِلَی المَسجِدِ الأَقصَی….اگر کسی بنده بشود به آسمانها معراج پیدا میکند.

ما وقتی می گوییم بندگی، اولین چیزی که به فکرمان میرسد نماز وروزه و حج وزیارت ودعا هست، اما قرآن وقتی حرف از بندگی می زند سراغ رفتار ما می آید.سراغ خلق وخو وکردار ما می آید. اولین نشانه بندگی تواضع است. « وَ عِبادُ الرَّحمَنِ الَّذینَ یَمشونَ عَلَی الاَرضِ هَونًا…» بندگان خدا مشی و رفتار وکردارشان با نرمی و فروتنی وآرامش است وبا اهانت رفتار نمی کنند. تواضع وفروتنی اولین خصوصیت بنده خداست .بنده خدا در رفتارش تنش ندارد وباعث آزار کسی نیست. پیامبر( ص) فرمودند : « مومن کسی است که دیگران از دست وزبان او راحت باشند. »

نشانه دوم …« وَاِذا خاطَبَهُمُ الجاهِلونَ قالوا سَلامًا »… بنده خدا در گفتارش سلامت دارد.در زبانش حرف زشت جاری نمی شود واهانت نمی کند.به دیگران فحش نمی دهد.پیامبر( ص) فرمودند: « بدترین شوهر شوهری است که در خانه فحش می دهد وبدترین زن زنی است که در خانه فحش می دهد. »حتی اگر طرف ما نادانی وجهالت کند ما باید صبوری کنیم وخشم خودمان را فرو ببریم.

موسی بن عمران (ع) وقتی آگاه شد باید رسالت خدا را به مردم برساند دست به دعا برداشت واولین چیزی که از خدا خواست این بود …« رَبِّ اشرَح لی صَدری »…خدایا به من حوصله بده.روایت داریم غالب پیامبران یک دوره چوپانی کرده اند چون در چوپانی تمرین صبوری هست.خیلی ها به پیامبر(ص) میگفتند: « به آنها که شما را اذیت کردند نفرین کنید . » ایشان می فرمودند : « من نفرین نمی کنم.صبوری نشانه ی بنده خداست. »

در حدیث داریم ایمان کسی استقامت نمی یابد مگر که قلبش مستقیم باشد و قلب کسی استقامت نمیابد مگر اینکه زبانش استقامت یابد. از امام باقر (ع) حدیث داریم که بیشتر جهنمیان بخاطر زبانشان به جهنم می روند. باید مراقب زبان وگفتارمان باشیم.

نشانه سوم…« وَالَّذینَ یَبیتونَ لِرَبِّهِم سُجَّدًا وَ قِیامًا » در دل شب خیز وریز قطره ی اشکی زچشم که عفو کردن بود در همه دم کارما

از نشانه های بندگی دل کندن از خواب شب و شب زنده داری است.

برای سحر خیزی خیلی سفارش شده حتی برای کسانی که نمی توانند روزه بگیرند وحتی برای بچه ها ؛ سیره امامان اینگونه بوده که بچه ها را بیدار می کردند تا سحر را درک کنند.

صدیقه طاهره (س) بچه های کوچکش که ۵ و۶ و۷ ساله بودند را برای سحر بیدار می کردند .

امام حسن مجتبی (ع) دعا های مادرش را در قنوت نماز می شنیده .

امام صادق (ع) میفرمایند : « خداوند در قرآن برای هر کار نیکی پاداش بیان فرموده الا یک کار وآن کندن پهلو ها از رختخواب وبیداری برای تلاوت قرآن ومناجات وراز ونیاز ونماز است. »

شب زنده داری در شبهای جمعه خیلی سفارش شده ، در حدیث داریم که در شبهای جمعه خداوند فرشتگانی به زمین می فرستد واز آغاز شب تا سحر صدا می زنند آیا کسی هست که بخواهد خدا او را بیامرزد؟

برخیزید بشارت…این سومین نشانه بندگان خداست.

عبادت در دل شب …کسی نیست انسان ریا بکند.تنها در خلوت وعاشقانه…مخصوصا جوان ؛

حدیث داریم که وقتی جوانی در دل شب از خواب شیرین دل می کند وپیشگاه خدا راز ونیاز میکند، خدا پیام می دهد به فرشتگان که بیایید وبنده مرا تماشا کنید.

ویژگی چهارم…ترس از جهنم… « وَالَّذینَ یَقولونَ رَبَّنَا اصرِف عَنّا عَذابَ جَهَنَّمَ اِنّ عَذابَها کانَ غَرامًا * اِنَّها ساءَت مُستَقَرًّا وَ مُقامًا »

بنده خدا از آتش جهنم می ترسد وبی حیایی نمی کند.به خدا اینگونه می گویند: « پروردگارا عذاب جهنم را از ما دور کن…عذاب جهنم دامن گیر است، عذاب جهنم خسارت است.جهنم بد جایگاه وبد قرارگاهی است. »

جهنم برای انسانها کشش وجاذبه دارد ؛ چون پر از هوس ها است .همه گناهان شیرین هستند ومارا جذب می کنند.

ما باید از عامل دیگری استفاده کنیم تا از جهنم نجات پیدا کنیم.

شبهای قدر دعایی را جبرئیل به پیامبر( ص) یاد داد وایشان به حضرت علی (ع) یاد دادند تا به ما رسیده، در این دعا هزار ویک نام خدا رابر زبان جاری می کنیم ویک حاجت را بیان می کنیم…« سُبحانَکَ یا لااِلَهَ اِلّا اَنتَ الغَوثَ الغَوثَ خَلِّصنا مِنَ النّارِ  یا رَبِّ »

نشانه بعدی…موسی بن جعفر (ع) از کوچه ای گذر می کردند، دیدند از خانه ای صدا رقص وپایکوبی می آید.کنیز خانه آمده بود بیرون زباله را بگذارد موسی بن جعفر (ع) از این کنیز پرسید : « صاحب این خانه آزاد است یا بنده ؟ »

کنیز گفت : « او آزاد است و از اشراف شهر است. » صاحب خانه دید کنیزش دیر آمد . علت را جویاشد و کنیز ماجرا را گفت.

با پاهای برهنه در کوچه به دنبال موسی بن جعفر (ع) دوید وخودش را به پاهای ایشان انداخت وگفت: « من اشتباه کردم ، من بندگی را می خواهم. »

بندگی کن تا که سلطانت کنم …بندگان خدا از آتش جهنم می ترسند.

یک دعایی را به ما یاد دادند که در سیزدهم وچهاردهم و پانزدهم ماه مبارک بخوانیم ؛ دعای مجیر ودر این دعا شصت وچند بار می گوییم :« اَجِرنا مِنَ الّنارِ یا مُجیرُ » ؛ یعنی ما را پناه بده از آتش…یعنی همه ما به این خطر تهدید می شویم .

پلی که روی جهنم است در همین دنیاست.

درست زندگی کردن مراقبت لازم دارد…باید مراقب بود از یاد مرگ غافل نشویم.

سلمان فارسی استاندار مدائن شد. هنگام ورود به استانداری دید ساختمان مجللی برای استانداری هست ایشان در آنجا ساکن نشد و ساختمانی در پایین شهر اجاره کرد تا مدام با مردم باشد.

روزی از بازار گذر می کرد که جوانی را به حالت غش دید.

سلمان بالای سر او نشست تا حالش بهتر شود . پرسید: « چه شده؟ » جوان گفت : « دیدم آهنگر آهن داغ را از کوره در آورد وشروع به کوبیدن کرد، یاد این آیه قرآن افتادم : وَ لَهُم مَقامِعُ مِن حَدیدٍ » در جهنم چکش های آهنین هست.سلمان فارسی که به قول امام صادق  (ع )ده درجه ایمان را پیموده به جوان می گوید: « می شود مرا به عنوان دوستت انتخاب کنی » ؛ زیرا دید این جوان جواهر است ، جوانی که از آتش جهنم بترسد جواهر است.

بنده خدا آتش جهنم را مسخره نمی کند واسم آتش جهنم که می آید رنگ از رخسارش می پرد.

نشانه پنجم …« وَاَّلذینَ اِذا اَنَفقوا لَم یُسرِفوا وَ لَم یَقتُروا وَکانَ بَینَ ذَلِکَ قَوامًا »…

بنده خدا وقتی خرج می کند معتدل خرج می کند ، نه بریز وبپاش دارد و نه خساست وبخل می ورزد.

خیلی ها درآمد دارند ولی بر خانواده شان تنگ می گیرند.

بعضی هم بی رویه خرج می کنند وتقدیر معیشت ندارند.

واین هردو غلط است.در حدیث داریم از چیزهایی که خداوند به بنده اش الهام می کند تقدیر معیشت است.

ابوطلحه انصاری در بحبوحه جنگ سینه اش را سپر دفاع از رسول خدا (ص) کرد. آیه نازل شد: « لَن تَنالُوا البِرَّ حَتَّی تُنفِقوا مِمّا تُحِبّونَ » به نیکی نمی رسید مگر از آنچه دوست دارید گذشت کنید.

نزد پیامبر (ص) آمد وگفت : « باغی دارم که چشمه خوبی دارد ومن خیلی دوستش دارم. آمده ام آن را در راه خدا انفاق کنم. »

پیامبر( ص) فرمود  : « مبارک است، مبارک است. عجب معامله پرسودی!

بنده خدا اهل انفاق وایثار است.

پیامبر (ص) در پایان ماه شعبان فرمودند : « در ماه رمضان صدقه بدهید بیش از هر ماه »

در کتاب آیت الله مشکینی  (ره) به نام پندهای عددی ، حدیثی داریم که پیامبر (ص) فرمودند : « اِنَّ القَبرَ یُنادی کُلَّ یَومٍ بِخَمسِ کَلِماتٍ …قبر هر روز پنج جمله به ما می گوید : اَنَا بَیتُ الفَقرِ، فَاحمِلوا اِلَیَّ کَنزًا…من خانه ی نداری ، هستم  ، پس به سوی من می آیید گنج بیاورید .

اَنَا بَیتُ الظُّلمَةِ فَاحمِلوا اِلَیَّ سِراجًا…من خانه ی تاریکی هستم، به اینجا می آیید ، چراغ بیاورید .

اَنَا بَیتُ الوَحدَةِ فَاحمِلوا اِلَیَّ اَنیسًا…من خانه تنهایی ام  ، وقتی می آیید ، یک انیس ومونس بیاورید .

اَنَا بَیتُ التُّرابِ فَاحمِلوا اِلَیَّ الفِراشَ…من خانه خاکی هستم، می آیید یک فرش هم بیاورید .

اَنَا بَیتُ الحَیّاتِ وَالعَقارِبِ فَاحمِلوا اِلَیَّ تِریاقًا …من خانه مارها و عقرب ها هستم ، با خودتان پاد زهر بیاورید.

اصحاب از حضرت خواستند که اینها را معنا کنند.

پیامبر فرمودند : « ضد زهر صدقه است .فراش عمل صالح است. انیس ، تلاوت قرآن است.سراج نماز شب است وکنز ولایت علی بن ابیطالب (ع) است.

خدایا رحمتهایی که به بندگان خوبت می رسانی به ماهم مرحمت بفرما.

والسلام علیکم ورحمه الله (آیات 68-63 سوره فرقان)

روزه داری، قرآن و دعا(سوره بقره آیات 186-183)

روزه داری، قرآن و دعا

جلسه بیست و یکم تفسیر موضوعی قرآن کریم (سوره بقره آیات 186-183) روزه داری، قرآن و دعا

🕌 شهرری، حرم حضرت عبدالعظیم (ع)- استاد سید جواد بهشتی


دانلود فایل صوتی


سلام علیکم و رحمه الله

بسم الله الرحمن الرحیم

«الهی وَ أَنْطِقْنِی بِالْهُدَی، وَ أَلْهِمْنِی التَّقْوَی»

شب جمعه، شب رحمت و مغفرت، شب زیارتی سالار شهیدان، در آستانه ماه رمضان، در جوار فرزندان پیامبر، تقاضا می­کنم به روان تابناک آخرین فرستاده خدا، پیامبر عزیز اسلام و اهل بیت پاکش صلواتی تقدیم بفرمایید. به روان پاک امامزادگانی که ما در جوار آنها هستیم، حضرت عبدالعظیم حسنی، حضرت حمزه فرزند موسی ابن جعفر و حضرت طاهر از دودمان زین العابدین علیهم السلام و عالمانی که در این سرزمین خفته­ اند و شهیدان و مومنان و مومناتی که چشم انتظار دعای شما هستند صلواتی هدیه بفرمایید.

در سال 1370، ماه رمضان و عید نوروز همزمان شد، امسال هم یک چنین شرایطی است، در آن سال مقام معظم رهبری در پیام نوروزیشان این را فرمودند که امسال، سال خاصی است، هم بهار طبیعت و هم بهار قرآن است، هر دو را تبریک گفتند و این پیشنهاد را دادند که امسال سحرها را رمضانی و افطارها را رمضانی و نوروزی برگزار کنید، ان­شاءالله که بتوانیم همین کار را انجام دهیم. ماه رمضان و عید نوروز ان­شاءالله بر همه شما مبارک باشد، برای شفای بیماران و سلامتی خودتان و خانواده ­هایتان صلواتی عنایت بفرمایید.

امشب آیاتی از سوره مبارکه بقره را تلاوت می­کنیم. آیات 183 تا 186 را انتخاب کرده ­ایم. این آیات درباره روزه ماه رمضان، قرآن و دعا است.

اکنون آیه 183 سوره مبارکه بقره را تلاوت می­کنیم.

« اعوذ بالله من الشیطان الرجیم»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»، ای کسانی که ایمان آورده اید، امام صادق علیه­السلام فرمودند : « این آیه­هایی که با این جمله شروع می­شود، یعنی آنقدر خداوند به بندگانش احترام گذاشته است که وقتی من می­خوانم یا می­شنوم به ذوق و شوق می­آیم » و امام حسن مجتبی علیه­السلام و امام رضا علیه­السلام و امام صادق علیه­السلام این نوع آیات را که می­خواندند به دنبالش لبیک می­گفتند، حالا من هم دوست دارم، شما امشب این آیه را که خواندم صدای لبیکتان بلند شود،  لبیک به چه معناست؟ کسی که ما را صدا می­زند، چند جور می­توانیم به آن جواب بدهیم. مثلا پدر، مادر، مدیر، فرمانده ما را صدا می­زند، یک شکل این است که بگوییم: « بله .. » ، یک شکل این است که بگوییم: « هوووم … » ، یک شکل این است که بگوییم : « چی می­گی دارم تلویزیون نگاه می­کنم …. » ، یک شکل هم این است که بگوییم: « جانم ؟ » این معنای لبیک است. خدا روزی کند برویم مدینه و بعد از آنجا راهی شویم به سمت مسجد شجره، در آنجا لباس پوشیده و لبیک می­گوییم، یعنی پروردگارا من مطیع تو هستم، جانم، چه چیز می­گویی؟ از شهر خودم هزینه کرده ­ام، آمده­ام اینجا تا فرمانبرداری کنم، می­فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ»، روزه بر شما واجب شد، آیا روزه فقط بر مسلمانان واجب است؟ «كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ»، قبل از شما هم روزه برای مسیحیان، برای یهودی­ها هم واجب بوده است، حالا این روزه چه فایده­ ای دارد؟ «لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»، امید است که تقوا پیدا کنید. تقوا چیست؟ تقوا یعنی ترمز.

ماشین یک گاز دارد برای اینکه مسیر و کوه را بپیماید. یک ترمز دارد برای اینکه در دره سقوط نکند. انسان دره­ هایی را پیش رو دارد. به گناه می­رسد باید ترمز کند، اسم آن می­شود تقوا، یک مقدار معنای مرتبط­ترش این است، خویشتن­داری … پیش نامحرم رویت را بینداز، اسم این می­شود تقوا، این پول حرام است، آن را برندار. این حرف شایعه است، زبانت را به این حرف باز نکن، این نوشیدنی حرام است، نخور، اسم این می­شود تقوا ، پس تقوا به چه معناست؟ تقوا یعنی خویشتنداری به هنگام گناه. روزه، این قدرت را ، این قوت را به ما می­دهد. چون در روزه می­گوید از مال خودت نخور تا در غیر ماه مبارک رمضان به مال دیگران دست نزنی، روزه می­گوید با همسر خودت در این ساعت­ها، از اذان صبح تا اذان مغرب معاشقه نداشته باش، تا در غیر ماه رمضان به ناموس دیگران نگاه نکنی. این فیلم را نبین، این کتاب را نبین، برهنه از خانه بیرون نیا، با نامحرم دست نده ، امید است خویشتندار باشی. از امام صادق علیه­السلام پرسیدند: تقوا به چه معناست؟ حضرت یک معنای بسیار ساده گفتند. فرمودند: تقوا یعنی هرجا امر خدا باشد، حاضر باشی و هرجا نهی خدا باشد، غایب باشی.

آیه 184 سوره بقره می­فرماید: «أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ»، روزهای روزه­گیری، روزهای شمرده شده­ای است، تعدادش معلوم است. حالا اگر مریض بودیم چه می­شود؟ «فَمَنْ كَانَ مِنْكُمْ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ»، آنهایی که در بین شما مریض هستند، یا در مسافرت هستند، «فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ»، در طول سال در روزهای دیگری، آن روزه ­ها را بگیرند، ولی حتما باید آن روزه­ ها را بگیرند. از تکلیف خدا نمی­شود فرار کرد. البته مسافرت در ماه مبارک رمضان کراهت دارد. «وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ»، آنهایی که طاقت ندارند، سالمندان یا آنهایی که مریض هستند و در طول سال نمی­توانند روزه­ شان را بگیرند، اینها باید کفاره بدهند. کفاره چیست؟ «طَعَامُ مِسْكِينٍ»، غذای یک فقیر. هزینه یک وعده غذا را باید بدهد. بیشتر مراجع تقلید فتوایشان این است که هفتصد و پنجاه گرم جو یا گندم، ذرت یا خرما. «فَمَنْ تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَهُ»، هرکس از روی طیب خاطر، خواست بیشتر از این مقدار بدهد بسیار خوب است، البته که این امر مستحب است، واجب نیست. معلوم می­شود یکی از ثمرات ماه مبارک رمضان، سیر شدن گرسنه­هاست، اسلام یک جوری ماه رمضان را تنظیم کرده است که به فقرا نصیبی برسد، فقرا همیشه آرزو کنند که کی شود که ماه رمضان برسد. بعضی­ها هستند که حسرت می­خورند به حال روزه­خورها، اینکه ما جانمان می­رود تا روزه بگیریم ولی فلانی مریض است، خوش به حالش روزه می­خورد. ولی خداوند می­فرماید: نه حسرت نخورید، روزه گرفتن به نفع شماست، برای جانتان، برای جسمتان، برای دنیایتان، برای آخرتتان، برای فرد، برای جامعه به نفع خودتان هست. «وَأَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»، اگر درست متوجه شوید، روزه داری درست است که سخت است ولی نفع در آن است، خدای حکیم، این فریضه را واجب فرموده است.

آیه 185 می­فرماید: «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ»، ماه رمضان در بین 12 ماه در سال، تنها ماهی است که نامش در قرآن آمده است. رمضان به چه معناست؟ یعنی سوزنده، (رَمَضَ) یعنی سوزاند. حدیث هم داریم که ماه رمضان، ماه گناه سوزان است. گناه­­های یک ساله را خداوند از روی مهر و محبتش در ماه رمضان آتش می­زند، ما ان­شاءالله پاک و پاکیزه می­شویم، ماه رمضان چه ماهی است؟ «شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»، ماهی است که در آن قرآن نازل شده است. خداوند بندگانش را با قرآن پذیرایی می­کند. قرآن چه کتابی است؟ «هُدًى لِلنَّاسِ»، راهنمایی است برای مردم، ما در زندگیمان نمی­دانیم چکار باید بکنیم؟ با چه کسی دوست شویم؟ چه رشته ­ای را، چه کاری را انجام دهیم، این کتاب ما را راهنمایی می­کند. «وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ»، در این کتاب دلایل روشنی از هدایت و فرقان است. فرقان به چه معناست؟ قدرت تشخیص درست از نادرست است. خیلی وقت­ها ما نمی­توانیم تشخیص دهیم ، ولی اگر قرآن بخوانیم این قدرت را پیدا می­کنیم. این طرفی ها درست می­گویند یا آن طرفی ها ، این حزب یا آن حزب، این گروه یا آن گروه، اگر قرآن بخوانیم قدرت تشخیص پیدا می­کنیم. اگر با قرآن انس بگیریم این قدرت را پیدا می­کنیم که حق را از باطل و درست را از نادرست تشخیص دهیم. «فَمَنْ شَهِدَ مِنْكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ»، هرکس ماه رمضان را درک کند، باید روزه بگیرد. واجب است، شرط بندگی است و دوباره تاکید می­کند که برای مریض­ها و مسافرها نیاز نیست. بعضی از افراد مریض هستند، دکتر به آنها گفته نباید روزه بگیری، ولی باز روزه می­گیرد، این روزه قبول نیست. « وَ مَنْ كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ» هرکس از شما مریض بود و یا در مسافرت بود، «فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَرَ»، روزه از گردنش برداشته نمی­شود، فعلا در ماه مبارک رمضان روزه نگیرد تا در آن 11 ماه دیگر قضا کند. «يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ »، خدای مهربان برای شما آسانی می­خواهد، نمی­خواهد شما را به سختی بیندازد، یک کار سختی هم که فرموده در آن نفعی است. «وَلَا يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ»، خدا برای شما زحمت نمی­خواهد، سختی نمی­خواهد، «وَلِتُكْمِلُوا الْعِدَّةَ»، این سی روز را باید کامل کنی، ده روز روزه گرفتم، بعد هشت روز مسافرت بودم، باید این سی روز را کامل کنیم. این سی روز به گردن هر مسلمان زن و مرد مکلّف هست، «وَلِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ»، خدایی که دست شما را گرفته و شما را هدایت نموده است، آن را باید بزرگ بداری، ما سرباز خداوند هستیم، فرموده روزه بگیر، باید روزه بگیریم. «وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»، امید است که قدردان خداوند باشید، خداوند اینهمه نعمت در اختیار ما قرار داده است، بخواهیم نعمت­های خداوند را بشماریم، نمی­توانیم، زمین، آسمان، خورشید، ماه، باران، چشم، گوش، دست، مادر، پیامبر، کتاب … نمی­توانیم بشماریم، این روزه، این اطاعت، یک نوع قدردانی از فرمان خداست.

علامه طباطبایی مفسر بزرگ قرآن که رحمت خداوند بر او باد، به ما گفته است که این آیه­ای که می­خواهیم بخوانیم، لطیف­ترین آیه قرآن است. هفت بار در این آیه خداوند فرموده است، خودم اینکار را می­کنم. آیه 186 می­فرماید: « وَ إِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ»، ای پیامبر اگر بندگانم آمدند سراغ تو و از من پرسیدند، بگو: «خداوند نزدیک است.» «أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ»، دعا کننده وقتی دعا می­کند، من جواب می­دهم، من حاضرم، «فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي»، تو هم به بندگانم بگو که آنها هم دعوت مرا بپذیرند. «وَلْيُؤْمِنُوا بِی»، به من ایمان بیاورند، «لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ»، امید است که پیشرفت کنند و رشد بیابند. هفت بار خداوند در این آیه فرموده است که خودم دعا کننده را مستجاب می­کنم و جواب می­دهم. چرا این آیه اینجا آمده است؟ چون ماه رمضان بیش از همه ماه­ها ماه دعا، ماه نیایش، ماه راز و نیاز و ماه ذکر است. پیامبر اکرم اسلام صلی­الله­وعلیه­وآله­وسلم در آخرین جمعه هر ماه شعبان، هر سال خطبه می­خواندند و فضایل ماه رمضان را بیان می­کردند و توصیه ­هایی داشتند، می­فرمودند که این ماه رمضان ماهی است که همه شما به میهمانی خدا دعوت شده ­اید، ماهی است همراه با مغفرت، همراه است با رحمت، ماهی است که یک آیه قرآن را بخوانید گویا همه قرآن را خوانده­اید، نفس­های شما تسبیح است، خوابیدن شما عبادت است، دعاهای شما مستجاب است، درهای جهنم بسته است و درهای بهشت گشوده است، قدر بدانیم، چشم بر هم بزنیم دوباره همین مجلس برپا می­شود، سید جواد بهشتی می­گوید رسیدیم به روزهای پایانی ماه مبارک رمضان، خیلی زود می­گذرد، پیامبر فرمودند: « در این ماه از پروردگارتان بخواهید، با نیّت­های صادق و دلهای پاک، دو چیز را از خداوند بخواهید، توفیق روزه داری و تلاوت قرآن را به شما بدهد. »

وقتی خیلی احساس می­کنید تشنه و گرسنه هستید از گرسنگی و تشنگی قیامت یاد کنید و برای خودتان توشه بردارید، به فقرا رسیدگی کنید، با خویشاوندانتان رفت ­و آمد کنید، به بزرگترها احترام بگذارید، به کودکان محبت کنید، این­ها تکالیفی است که پیامبر برای ماه مبارک رمضان فرموده­اند، عجب ماهی است.

خدایا به حق بندگان خوبت چون خوب هستند، از روی لطف و کرمت ما را برای درک درست ماه رمضان مهیا بفرما. توفیق روزه­ داری و بندگی­ات در این ماه، توفیق خدمت به فرد فرد خلقت را در این ماه به ما مرحمت بفرما. به ما فرمودند قبل از ماه مبارک رمضان حلالیت بفرمایید، یک تلفنی بکنید به فامیل به همسایه ­ها از هم حلالیت بطلبید، خدایا هر کسی به ما حقی دارد، دل آن را نسبت به ما نرم بفرما، ما هم از گردن همه کسانی که بر گردن ما حقی دارند گذشت کردیم، ما را هم عفو بفرما. رهبر عزیزمان، کشور عزیزمان، مردم عزیزمان را از هر گزندی حفظ بفرما، به روان پاک شهیدان، روح حضرت امام خمینی صلواتی عنایت بفرما.

حکومت مستضعفان(سوره قصص آیات ۱ تا ۶)

 حکومت مستضعفان

جلسه بیستم تفسیر موضوعی قرآن کریم (سوره قصص آیات ۱ تا ۶) حکومت مستضعفان

🕌 شهرری، حرم حضرت عبدالعظیم (ع)- استاد سید جواد بهشتی


دانلود فایل صوتی حکومت مستضعفان


بسم الله الرحمن الرحیم

کار مهمی که امام زمان (عج) انجام خواهد داد ، پیاده کردن قران است. پس هر اندازه درباره قران کار انجام بدهیم چه قران بخوانیم چه یاد بدهیم مورد خرسندی امام زمان (عج )خواهد بود. رهبر عزیز انقلاب به همه خصوصا جوانها سفارش میکنند زیارت ال یس را زیاد بخوانید. در این زیارت نامه یکی از سلامهای ما به امام زمان عج این سلام است…السلام علیک یا تالی کتاب الله وترجمانه…سلام بر تو که قران را میخوانی و قران را معنا میکنی.

به نام خدایی که همه را دوست دارد و مومنان را برای همیشه .

طسم…خداوند در ابتدای چند سوره از قران این کلمات رمز را اورده است ، بعضا گفته شده مردم آخرالزمان از آن رمز گشایی میکنند.

به فرموده امام رضا (ع) خداوند این کتاب معجزه وسعادت رابا همین حروف ساده اورده واگر شما میتوانید سوره ای مانند آن بیاورید.

سوره قصص چهاردهمین سوره ای است که با حروف رمز آغاز میشود.

تِلکَ ایاتُ الکِتابِ المُبینِ…این آیه های کتاب روشن است. مبین دو معنا دارد یکی روشن ودیگری روشنگر هم ایات قران خودش روشن است یعنی هر خواننده ای بخواند متوجه میشود وهم راه حق وباطل را به ما یاد میدهد. نَتلوا عَلَیکَ مِن نَبَإِ موسَی وَفِرعَونَ بِالحَقِّ لِقَومٍ یُؤمِنونَ…

جامعه بشری گذشته ای دارد وآینده ای…شاید ۳ هزار آیه قران درباره گذشته باشد. گذشته که شامل تلخی ها وسختی ها وشیرینی ها وتجربه ها میشود برای ما سرمایه است.

۷ یا ۸ هزارسال از عمر دنیا گذشته وخدای متعال برای راهنمایی بشر ماجرای انسانهای گذشته را برای ما بیان میکند.ماجرای آدم وحوا …هابیل وقابیل…نوح نبی…ابراهیم و اسماعیل … موسی و عیسی … زکریا و یحیی.. یوسف و یعقوب…تاریخ گذشته است.

خداوند در قران در دل ماجراهای گذشته ، آینده را بیان میکند. نَتلوا عَلَیکَ مِن نَبَإِ موسَی وَفِرعَونَ. ای رسول خدا (ص)  ؛ ما برای تو میخوانیم داستان موسی وفرعون…بِالحَقِّ …خرافه نیست ، افسانه نیست وحقیقت دارد. قصه گو خدا …اورنده جبرئیل…دریافت کننده پیامبر اکرم (ص) لِقَومٍ یُؤمِنونَ…این قصه ها برای مومنان فایده دارد نه برای دیگران

سوره قصص با داستان موسی وفرعون شروع میشود. امیرالمومنین (ع) میفرماید: « مسلمانها بنشینید با قران حرف بزنید واز قران جواب بگیرید.»

قران ۱۱۴ سوره وحدود ۶ هزارآیه دارد واین آیات درباره ۴ چیز است.اول درباره علم ما یُعطَی…در این ایات علم اینده هست،هرکس میخواهد بداند اینده انسان واینده تاریخ چه خواهد شد برود سراغ قران.

دوم والحدیث عن الماضی…خبری از گذشته

هر کس خبر صادق ودرست از گذشته میخواهد سراغ قران بیاید.سوم: وَدَواءُ داءِکُم…داروی درد های شما در قران است.دردهای فردی واجتماعی ومادی ومعنوی واخلاقی واقتصادی همه با قران دوا میشود.قران داروخانه ودرمانگاه است.

چهارم: وَنَظمُ مابینِکُم…زن وشوهرها چگونه باهم

زندگی کنند وبچه ها با والدین چگونه باشند.در مورد خانواده یا چگونگی رفتار با همسایه وچگونگی رفتار دولت با مردم وبالعکس ورفتار قاضی با مردم و…

چگونگی وطریقه مناسبات ورفتار با مردم را قرآن به ما یاد میدهد. ایات ابتدایی سوره قصص بخشی درباره گذشته است وبخشی درباره اینده…

حضرت موسی (ع) کارگر زاده ای بوده است که در مقابل فرعون قیام کرده است ودر ۳۴ سوره قصه این پیامبر امده وحدود ۸۰۰ ایه از قران درباره ایشان است.

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: « تمام قصه های قران خصوصا قصه حضرت موسی را زیاد بخوانید گفتند : چرا؟ فرمودند : وقایع وحوادث امت موسی در امت من تکرار خواهد شد.اگر این قصه را درست بخوانید وبفهمید حادثه برایتان پیش آمد بتوانید درست موضع بگیرید. »

این سوره قصه را اینطور شروع میکند…اِنَّ فِرعَونَ عَلا فِی الاَرضِ…فرعون سلطه گری کرد در زمین وتکبر ورزید.مردم را کوچک میپنداشت وخود را بزرگ میدید.

وَجَعَلَ اَهلَها شِیَعًا…یکی از کارهایی که کرد این بود که مردم را دسته دسته ومتفرق کرد.

گروهی را قبطی وگروهی را سبطی قرار داد، قبطیان مردم بومی مصر بودند وسبطیان مهاجرانی بودند که از فلسطین آمده بود. قبطیان ثروتمند وسرمایه دار بودند وسبطیان نوکر وکنیز و کارگر بودند. مردم را به دو دسته داراها وندارها تقسیم کرد.

قدرت به دست گروه اول بود وگروه دوم زیر دست بودند.دسته دسته کردن مردم برای این است که فرعون بتواند فرعونی کند.انگلیسی ها یک شعار دارند که تفرقه بینداز وحکومت کن.

انگلیسی ها اولین کاری که برای به تصرف دراوردن کشورها انجام دادند شروع به تجزیه کشورها کردند و برای جدا کردن مردم دست روی قومیت ها میگذارند و حتی این جوک ها که درباره قومیت ها میسازند ریشه فرعونی دارد.

ما اگر بخواهیم مثل پیامبران باشیم ایشان اتحاد وهمدلی را دوست  داشتند. پیامبر وقتی مدینه رفتند دو دسته اوس وخزرج بودند واین دو گروه بیش از صد سال دشمنی داشتند واسلام برای انها برادری اورد. دشمنان اسلام ومنافقان گاهی برای شکست اسلام سعی میکردند دشمنی ها ودودستگی های گذشته را دوباره یادآوری کند.

امروزه دشمن در فضای مجازی سعی دارد اقوام وفرقه های مسلمان را به جان هم بیندازد.

کار دوم فرعون…یَستَضعِفُ طائِفَةً مِنهُم…یک گروهی را در فقر نگه میداشت ،نمیگذاشت پیشرفت کنند.

یُذَبِّحُ اَبناءَهُم…پسران سبطیان را میکشت.

وَیَستَحیِی نِساءَهُم…دختران بنی اسرائیل را زنده نگه میداشت تا از آنها کار بکشد.

همین کاری که اروپائیان بعد جنگ جهانی انجام دادند.

یک معنای دیگر پسران را میکشت تا علیه او انقلاب نکنند ودختران وزنان را زنده نگه میداشت تا از آنها سوء استفاده جنسی کند.

الان هم دنیا واروپا وکشورهای استعماری همین رویه را پیش گرفته اند.

فرانسه وقتی میخواست الجزایر را استعمار کند اول سراغ حجاب زن مسلمان رفت .

فرعون در عالم رویا دید اتش از چندجا وارد خانه های قبطیان میشد و میسوزاند وبه خانه بنی اسرائیل کاری نداشت و خوابش را اینگونه تعبیر کردند که به زودی از بنی اسرائیل پسری به دنیا می اید که حکومت فرعونیان را برهم میزند لذا مشاوران را جمع کرد وتصمیم گرفت هر پسری را که به دنیا می آید ، بکشند.

خبری که در جامعه پخش شد بشارت پیامبران گذشته بوده است.شباهت مادر امام زمان (عج) به مادر موسی مخفی بودن حملشان است.

در حدیث امده اگر همه مردم چیزی بخواهند وخدا چیزی را ، اراده خدا بر همه چیز مسلط می شود.

همانطور که درباره تولد امام زمان (عج) ومنجی اراده خدا محقق شده است.

اِنَّهُ کانَ مِنَ المُفسِدینَ…او از فسادگران بوده…فساد اقتصادی و فرهنگی

وَ نُریدُ اَن نَمُنَّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفوا فِی الاَرضِ وَنَجعَلَهُم أَئِمَّةً وَنَجعَلَهُمُ الوارِثینَ

پنج فعل مضارع آمده قصه درباره گذشته است وآیه درباره آینده

مااراده میکنیم…این سنت ما هست

اراده میکنیم که منت بگذاریم بر مستضعفان

منت یک معنایش نعمت بزرگ است.مثل نعمت بزرگ رسالت پیامبر (ص)

بر مستضعفان منت گذاشتیم که آنها را پیشوا ورهبر قرار دهیم تا مستضعفان جای جباران را بگیرند.

شهید رجایی که معلم فقیری بود به جای محمد رضا شاه که پدرش بیشترین املاک را داشت جایگزین نمود .

و این یک نمونه کوچک است و در ابعاد جهانی امام زمان (عج) ظهور میکند وجایگزین همه حاکمها میشود.

پیامبر (ص) فرمودند : « اگر یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد کسی که هم نام من و  کنیه اش کنیه من است خواهد آمد ودنیا را از عدل وداد پر خواهد کرد پس از آنکه از ظلم وجور پر شده باشد. »

وَنُمَکِّنَ لَهُم فِی الاَرضِ …وما حکومت مستضعفان را پا برجا خواهیم کرد.

حکومت امام زمان (عج) خیلی طولانی خواهد بود.حداقل سیصد سال می باشد.

وَنُرِیَ فِرعَونَ وَهامانَ وَجُنودَهُما مِنهُم ما کانوا یَحذَرونَ

فرعون ووزیرش هامان وارتشش را از چیزی که می ترسیدند همان را به آنها نشان دادیم.

فرعون می ترسید بچه ای از بنی اسرائیل بیاید وحکومتش را بهم بزند، ما همان کار را کردیم.

الان آمریکا واسرائیل از هر چه می ترسند همان را سرشان می آوریم.

این جنگ ۳۳ روزه لبنان نمونه آخر الزمانی آن است.

هزاران هزار فرعونی در امواج آب رود نیل غرق شدند واین کار خداست.

فرعون یک نفس بیشتر نداشت روی آب آمد وگفت: ایمان آوردم ، ولی دیگر آن موقع فایده نداشت و خداوند جسد فرعون را کنار شنها آورد تا همگان عاقبتش را ببینند.

چه کسی باور می کرد نظام سیصد ساله فرعون به دست یک مؤمن انقلابی برهم بخورد.

از این به بعد هم روزگاری خواهد آمد که مستکبران نابود شوند ومستضعفان روی کار بیایند. (حکومت مستضعفان)

اللهم عجل لولیک الفرج

اوامر و نواهی الهی(آیات 31 تا 39 سوره اسراء)

اوامر و نواهی الهی

جلسه نوزدهم تفسیر موضوعی قرآن کریم (آیات 31 تا 39 سوره اسراء) اوامر و نواهی الهی

🕌 شهرری، حرم حضرت عبدالعظیم (ع)- استاد سید جواد بهشتی


دانلود فایل صوتی


بسم الله الرحمان الرحیم

الهی انطقنی باالهدی و الهمنی التقوی

خداوند فرمانروای جهان است ؛ دو اسم خداوند که در دعای جوشن کبیر هم آمده یا آمر یا ناهی است .

امام رضا (ع) می فرماید : « امر و نهی خداوند از روی حکمت است. »

تفسیر امروز آیات سوره اسراء از آیه 31 تا 39 ؛ اوامر و نواهی الهی است که خداوند برای هدایت ما فرموده است.

آیه 31 سوره اسراء : وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ ۖ

فرزندانتان را به دلیل نداری نکشید ؛ چون در جنگ دختر ها را اسیر می کردند و این را عار می دانستند و بخاطر فقر پسر ها را هم می کشتند.

به این ترتیب سقط جنین هم حرام و جرم محسوب می شود. خداوند می فرماید :« نَحنُ نَرزُقُکُم وَ اِیّاکُم » ما به آن ها روزی خواهیم رساند و همچنین به شما .

« اِنَّ قَتلَهُم کانَ خِطأً کَبیرًا » : کشتن فرزند گناه کبیره است . متاسفانه در ایران سالانه 300.000 سقط جنین می شود .

کودک حق حیات دارد و والدین حق ندارند این حق را از او بگیرند.

فقر انسان را از قویترین عواطف انسانی جدا می کند ، پس سعی کنید از فقرا دستگیری کنید ، فقر انسان را به جنایت وادار می کند.

خداوند می فرماید : « به خدا اعتماد کنید در روزی رسیدن به شما و فرزندانتان . »

نهی دوم

« وَلا تَقرَبُوا الزِّنا » : به روابط نا مشروع نزدیک نشوید ؛ یعنی چشم چرانی هم نکنید ، خلوت با اجنبی نداشته باشید ، با نامحرم شوخی نکنید ، ازدواج ما را به سلامت و پاکی می رساند.

« اِنَّهُ کانَ فاحِشَةً وَ ساءَ سَبیلًا » : زنا زشت و راه بدی است.

بی حجابی ، دیدن فیلم های مستهجن ، شوخی با نامحرم ، خواندن کتاب های فاسد ، رفتن به کانون های فساد ، انسان را به زنا می رساند.

زنا باعث از هم پاشیدگی خانواده می شود . در کشور های غربی فرزندان نا مشروع فراوان هستند ؛ چون قانون الهی ندارند و ما نیز که پایبند به اسلام و احکام خداوند هستیم جنگ اقتصادی ، فرهنگی ، نظامی را بپا می کنند.

پیامد منفی دیگر زنا از بین بردن عشق و محبت در کانون گرم خانواده است. به دنبال زنا قتل ، خشونت ، بیماری های جسمی و روحی بوجود می آید.

امیرالمومنین (ع) می فرماید : « در زنا شش امر وجود دارد که باعث فساد در انسان می شود:

  • صفا و صمیمیت را از انسان می گیرد و انسان را به حیوان تبدیل می کند.
  • روزی را قطع می کند.
  • مرگ زودرس را می رساند.
  • غضب پروردگار را به دنبال دارد.
  • سختی حساب دارد.
  • دخول در آتش جهنم سرانجام شخص زنا کار است. »

سبب بسیاری از آشفتگیها ، استرس ها ، خودکشی ها ، اضطراب ها ، فرار از خانواده ، گناه و زنا می باشد و یک هوس زودگذر است.

گسترش روابط نامشروع سبب از هم گسیختگی بنیان خانواده می شود ؛ همچنین نظام ارث بری را بر هم می ریزد.

« وَلَا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ » : نفس محترم را نکشید… « اِلّا بِالحَقِّ » : مگر در قصاص یا دفاع از خود یا در مفاسد اقتصادی.

« وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا »

هر کس مظلومانه کشته شود خداوند برای ولی او قصاص یا دیه قرار داده است.

« فَلا يُسرِف فِي القَتلِ »

در رسوم جاهلیت این بوده که یک نفر کشته می شود در مقابل کل فامیل هایش را می کشتند . می فرماید:« قصاص یکی در برابر یکی است ؛ در قتل زیاده روی نکنید ، ظلم را با ظلم پاسخ ندهید. »

« اِنَّهُ کانَ مَنصورًا »

خداوند برای مظلوم نصرت قرار داده است .

عبرت های آیه

  • جان انسانها محترم است.
  • خودکشی هم قتل محسوب می شد و حرام است .
  • مظلوم باید مورد حمایت قرار گیرد .
  • در قصاص خشم و عصبانیت خود را کنترل کنید .

« وَلَا تَقْرَبُوا مَالَ الْيَتِيمِ »: به مال یتیم نزدیک نشوید .

« إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ » : مگر به بهترین شیوه

« حَتَّىٰ يَبْلُغَ أَشُدَّهُ ۖ » : تا یتیم به سن رشد برسد باید از اموالش محافظت کنیم .

تا زمانی که به سن رشد نرسیده پول باید نزد بزرگانش باشد .

« وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كَانَ مَسْئُولًا »

به وعده خود وفا کنید ؛ چون در روز قیامت از شما سوال خواهد شد.

در روز قیامت 50 ایستگاه است .

ایستگاه اول : نماز

ایستگاه دوم : عهد

امیر المؤمنین (ع) به یتیم نوازی شهره بودند ، اسلام پشتیبان  یتیمان ، ضعیفان و مظلومان است.

  • کودکان حق مالکیت دارند .
  • تصرف در مال یتیم به این شرط است که مصالح او را رعایت کنید .
  • این ایه می فرماید یاد قیامت ما را از گناه دور می کند .

« وَأَوْفُوا الْكَيْلَ إِذَا كِلْتُمْ »

کامل بفروشید و کم فروشی نکنید .

« وَ زِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ »

با ترازوی استاندارد وزن کنید .

 «ذَٰلِكَ خَيْرٌ »

اگر جنسی که می فروشید دقیق باشد با خیر و برکت است .

« وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا »

خوش فرجام هم هست.

قولی که خداوند در قسط و عدل ما  داده ، خیر رساندن به مسلمانان است.

بازار مسلمانان از کم فروشی باید بدور باشد . دقت در ترازو برکت را با خودش می آورد. درستکاری مهمتر از منابع مالی است.

« وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ ۚ »

چیزی که از آن اطلاع نداری دنبالش نرو.

خبر نادرست ، شایعه یک دیدگاه غلط ، عقیده انحرافی که مبنا ندارد ، شک است ، ظن است ، گمان است ، دنباش نروید.

کارهایی که انجام می دهید باید محبت داشته باشد ، از روی علم باشد .

« إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَٰئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا »

از گوش ، چشم و قلب شما سوال خواهد شد . آبروی مومن را نریزید . خبر نادرست را پخش نکنید .

« وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا ۖ »

با غرور و تکبر بر روی زمین راه نرو.

« إِنَّكَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَلَنْ تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولًا »

نمی توانی زمین را بشکافی و قدت به کوه ها نمی رسد .

امیر المؤمنین (ع) می فرماید برای انسان متکبر : <<أَوَّلُهُ نُطْفَةٌ وَ آخِرُهُ جِيفَةٌ>>

انسان متکبر اولش نطفه است و آخرش بوی بد .

« كُلُّ ذَٰلِكَ كَانَ سَيِّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا »

تمام این گناهان نزد پرودگارت منفور و زشت است .

« ذَٰلِكَ مِمَّا أَوْحَىٰ إِلَيْكَ رَبُّكَ مِنَ الْحِكْمَةِ ۗ »

این بحث ها از حکمت های الهی است و به هر کس خداوند حکمت دهد ، خیر کثیر داده است.(اوامر و نواهی الهی)

دانلود فایل متنی

حکمت های الهی(آیات 26 تا 30 سوره اسراء)

حکمت های الهی

سوره اسرا( حکمتهای الهی)

جلسه هجدهم تفسیر موضوعی قرآن کریم (آیات 26 تا 30 سوره اسراء)- حکمت های الهی

🕌 شهرری، حرم حضرت عبدالعظیم (ع)- استاد سید جواد بهشتی


دانلود فایل صوتی


بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر آیات ۲۶ تا ۳۰ سوره مبارکه اسراء

در سوره بقره می خوانیم خداوند به هرکس بخواهد حکمت می دهد و به هرکس حکمت  داد خیر کثیر داده است. سوال می کنیم این حکمت چیست؟ خود خدا در سوره  اسراء جواب می دهد.

کارهایی را خداوند در این آیات بیان فرموده ودر پایان این آیات می فرماید اینها حکمت است.

شهید مطهری ( ره) می فرمایند : « حکمت دو جور است…حکمت نظری وحکمت عملی »

حکمت نظری یعنی فکر درست و حکمت عملی یعنی کار درست.

آیه ۲۶ سوره اسراء …« وَ ءَاتِ ذَاالقُربَی حَقَّهُ »…حق خویشاوندان را بده

این خودش حکمت است . از امام باقر( ع) روایت داریم…« عاقل کسی است که خوب را از خوبتر وبد را از بدتر تشخیص بدهد. »

خداوند در وجود ما قوه تشخیص خوب از بد را قرار داده است. می دانیم راست گویی خوب ودروغ گویی بد است. ولی خیلی از اختلافهای ما سر مدیریت خوب وخوبتر است. خیلی از مدیران اجرایی سر اولویت بندی کارهایشان در اختلافند.

عاقل کسی است که اولویت ها را بشناسد.

شب جمعه قبل گفتیم اولویت اول در احسان ، والدین هستند.اگر می خواهی محبت ونیکی واحسان کنی  ، اول به والدین احسان کن.

 پس از والدین اولویت بعدی خویشاوندان هستند که باید نیکی واحسان شوند.

خویشاوندان بر بیچارگان ومسافران در راه مانده ،حتی بر یتیمان مقدم هستند.

خیلی ها اهل خیر هستند ، ولی از پدر و مادر و خویشاوندان خود غافل هستند.

از آیه معلوم می شود که ما منت نداریم اگر به خویشان کمک کردیم ؛ زیرا کمک حق آنهاست.

در جای دیگر قران می خوانیم : « وَ فی اَموالِهِم حَقٌّ لِلسّائِلِ وَ المَحرومِ »…بیچارگان ومحرومان حقشان در جیب ما است.

در صلوات ظهرهای ماه شعبان که خیلی سفارش شده آمده است.. « وَ ارزُقنی مُواساتَ مَن قَتَّرتَ عَلَیهِ مِن رِزقِکَ بِما وَسَّعتَ عَلَیَّ مِن فَضلِکَ »…خدایا به من کمک کن به کسانی که سطح زندگیشان از من پایین تر است کمک کنم.یک وقت دعا می کنیم خدایا به من روزی بده ، یک وقت دعا میکنیم توفیق بده همان روزی که دادی را به دیگران کمک کنم.

خویشاوندان در دریافت کمک مقدمند . ما در حدیث داریم : « لا صَدَقَةَ وَ ذو رَحِمٍ مُحتاجِ »…تا زمانی که خویشاوند محتاج هست صدقه به دیگران نمی رسد.

بعد از خویشاوندان نوبت به مسکین میرسد…« وَالمِسکینِ »

بین فقیر ومسکین تفاوت وجود دارد وآن این است که فقیر کسی است که درآمدش از خرجش کمتر است ، ولی مسکین اصلا درآمد ندارد.

مسکین یعنی بی چاره واز موارد حکمت رسیدگی به مسکین است.

« وَ ابنِ السَّبیلِ » …در راه مانده ؛ مثل مسافری که در جاده گرفتار شده است.حالا یا ماشینش خراب شده یا مورد سرقت واقع شده است .

مسافری خدمت آقا امام رضا (ع) رسید ،گفت : « من حاجی هستم واز مکه آمده ام وفقیر نیستم ولی به خاطر مشکلی پولم تمام شده ، شما به من پولی بدهید به شهرم برسم و وقتی رسیدم از طرف شما صدقه می دهم. »

حضرت از بالای در کیسه ی پول را دادند که چشمشان به چشم مسافر آبرومند نخورد و او خجالت نکشد.

بنابراین از موارد حکمت انفاق به پدر ومادر وخویشاوندان ومسکینان ودر راه ماندگان است.

« وَلا تُبَذِّر تَبذیراً »…ریخت وپاش نکن، تبذز از بذر پاشیدن می آید.اسراف وتبذیر…اسراف یعنی بیش از اندازه مصرف کنی و تبذیر مصرف در راه بیخودی است.

در جهنم طبقاتی است ، طبقه چهارم جهنم اسمش سقر است.در سوره مدثرآیات 42 تا 44 آمده : « ما سَلَکَکُم فی سَقَرَ… قالوا لَم نَکُ مِنَ المُصَلّینَ… وَ لَم نَکُ نَُطعِمُ المِسکینَ »

ما نماز نمی خواندیم و به بیچارگان غذا نمی دادیم.

وغذا از نیازهای اساسی انسان است.

بعضی پول ندارند به کسی غذا بدهند ولی می توانند آبرو خرج کنند . طبق آیه قرآن « وَ لایَحُضُّ عَلَی طَعامِ المِسکینِ » ( سوره حاقة – آیه 34 ) یعنی اگر خودت هم نداری ، از دیگران طلب کن و بی تفاوت نباش ، که این بی تفاوتی نسبت به بیچارگان انسان را بیچاره میکند.

آیه 27 سوره اسراء … « اِنَّ المُبَذِّرینَ کانوا اِخوانَ الشَّیاطینِ وَ کانَ الشَّیطانُ لِرَبِّهِ کَفوراً »

در قرآن کسی است که ۱۴ مرتبه او را دشمن شما خطاب کرده و او شیطان است که ۸۸ مرتبه با این اسم اشاره شده است.۱۱ مرتبه با اسم ابلیس در قرآن امده است.شیطان یعنی موجود شرور وابلیس یعنی موجود مایوس کننده… فقط یکبار در قرآن آمده برادران شیاطین ، که راجع به افرادی است که ریخت وپاش می کنند.

مبذرین وریخت وپاش کنندگان ، برادران شیطانها هستند.یعنی خیلی باهم رفیق هستند.

« وَکانَ الشَّیطانُ لِرَبِّهِ کَفوراً » شیطان در پیشگاه پروردگارش ناسپاسی کرد.

معنایش این می شود که مبذر هم ناسپاس است ؛ یعنی قدر نعمتی را که خدا به او داده نمی داند.

قدر نعمت به این صورت است که «  وَ مِمّا رَزَقناهُم یُنفِقونَ » ( سوره بقره – آیه 3 ) بخشی از روزی را که به آنها دادیم به دیگران می دهند.

درباره اسراف وتبذیر هشدارهای زیادی در قرآن آمده است . سوره انعام آیه ۱۴۱ داریم : « وَ لا تُسرِفوا اِنَّهُ لایُحِبُّ المُسرِفینَ »

یا در جای دیگر آمده : « وَ اَنَّ المُسرِفینَ هُم اَصحابُ النّارِ » ( سوره غافر – آیه 43 )

مسرفین اهل جهنم هستند.

یا آمده است : « وَ لا تُطیعوا اَمرَ المُسرِفینَ » ( سوره شعراء – آیه 151 ) آدم مسرف نباید مدیر باشد و مردم از او تبعیت کنند.

« وَ اَهلَکنَا المُسرِفینَ » ( سوره انبیاء – آیه 9 ) ما مسرفین را هلاک کردیم .

اسراف وتبذیر دو گناه کبیره هستند.

آیه 28 سوره اسراء : « وَ اِمّا تُعرِضَنَّ عَنهُمُ ابتِغاءَ رَحمَةٍ مِن رَبِّکَ تَرجوها فَقُل لَهُم قَولًا مَیسورًا »

این آیه در مورد کسانی است که همیشه به فقرا کمک می کردند ، ولی الان شرایطی برایشان پیش آمده که دستشان تنگ شده…

آیه میفرماید اگر نمیتوانی کمک کنی دل سائل را نشکن.

« فَقُل لَهُم قَولًا مَیسورًا…سخن صمیمانه وبا محبتی به آنها بگو…این اخلاق قرآنی است.

اتفاقا در حدیث داریم آنها که دست بده داشته اند والان دست تنگ شده اند صدقه بیشتر بدهند.

این آیه می گوید : « آنهایی که اهل معرفتند وقتی دستشان تنگ شد با گفتار محبت آمیز سائل را دور کنند. »

گاهی سائل به پیامبر اکرم (ص) مراجعه می کرد واگر ایشان چیزی برای کمک نداشتند برای سائل دعا می کردند و می فرمودند : « خداوند ما و شما را از فضل خویش روزی دهد. »

آیه ۲۹: « وَلا تَجعَل یَدَکَ مَغلولَةً اِلَی عُنُقِکَ وَ لا تَبسُطها کُلَّ البَسطِ فَتَقعُدَ مَلومًا مَحسورًا »

اسلام دین اعتدال است ودر سوره فرقان داریم در خرج کردن نه خسیس باشید ومشتتان بسته باشد، و نه آنقدر مشتتان گشاده باشد که خودتان هم به مشکل بخورید. ( سوره فرقان – آیه 67 )

اعتدال همان صراط مستقیمی است که هر صبح وشام از خدا می خواهیم.

ان شاالله خدا ما را به راه مستقیم هدایت بفرماید.

این آیه می فرماید: « مانند شخصی که دستش به گردنش است ؛ یعنی خسیس و بخیل نباشید وجوری هم نباشید که دستتان آنقدر باز باشد که برای خودتان چیزی نماند و دیگران شما را مسخره و ملامت کنند و نتیجه این باشد که شما حسرت بخورید وغصه بخورید. »

جنگی پیش آمده ویکی از مسلمانان مقداری طلا غنیمت برده بود . او خانواده فقیری داشت ، ولی طلا را محضر پیامبر آورده بود تا تقدیم کند . پیامبر به او فرمودند : « آن طلا را خرج خانواده خودت بکن. »

گاهی ما افراط وتفریط می کنیم . وقتی زن و بچه وخانواده خودت گرفتار است ، باید اول به آنها برسی.

اگر سوال شود که آیا امکان دارد خدا کاری کند که اصلا فقیر وبیچاره نباشد ، آیه ۳۰ جواب میدهد.

آیه 30 : « اِنَّ رَبَّکَ یَبسُطُ الرِّزقَ لِمَن یَشاءُ وَ یَقدِرُ اِنَّهُ کانَ بِعِبادِهِ خَبیرًا بَصیرًا »

پروردگار تو ؛ کلمه « رب » بیش از ۹۰۰ بار در قرآن آمده است . رب یعنی پرورش دهنده و تربیت کننده .

پروردگار تو برای تربیت تو این کار را کرده است.

خدا رزق بعضی را وسعت داده وبعضی را تنگ گرفته تا شما را تربیت کند .

داراها با داراییشان وندارها با نداریشان امتحان می شوند ، تا در این نمایشگاه بزرگ دنیا معلوم شود کدام انسان هستند.

آیا فقیر قناعت می کند یا دست ذلت پیش این وآن دراز میکند؟

آیا دارا انفاق می کند یا خساست به خرج می دهد ؟

خدا این کار را با علمش انجام میدهد ، خداوند به بندگانش خبیر و بصیر است ، یعنی آگاه و بینا است.

علاوه بر این بندگان خدا چطور به پول می رسند؟

مسیرهای رسیدن به رزق بر اساس طراحی خدا مختلف است.

سنت خدا این است هرکس بیشتر زحمت کشید ، بیشتر درآمد جذب می کند.

خداوند بندگان را متفاوت قرار داده تا بندگان را بوسیله هم امتحان کند.

امام حسین (ع) خود وخانواده اش را برای خوشبختی ونجات و بیداری وهدایت انسانها نثار کرده است.

در مدینه وقتی از سخاوتمند ترین کس می پرسیدند ، خانه حسین بن علی (ع) را نشان می دادند.

پسرانی تربیت کرده که برای در راه ماندگان مهمانسرا داشتند و دستگیر بیچارگان و درماندگان بودند.

در روی بدن امام حسین ع جای جراحاتی حک شده بود و به جا مانده از انبانهایی بود که به دوش می کشید و به خانه فقرا می برد.

ان شاءالله از خصوصیات سالار شهیدان سهمی به ما خداوند عنایت بفرماید.

                                     والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته

دانلود فایل متنی

 

مأموریتهای پیامبر اسلام(آیات 45 و 46 سوره احزاب)

مأموریتهای پیامبر اسلام

رسول الله

جلسه هفدهم تفسیر موضوعی قرآن کریم (آیات 45 و 46 سوره احزاب)- مأموریتهای پیامبر اسلام

🕌 شهرری، حرم حضرت عبدالعظیم (ع)- استاد سید جواد بهشتی


دانلود فایل صوتی


سلام علیکم و رحمه الله (مأموریتهای پیامبر)

بسم الله الرحمن الرحیم

«الهی وَ أَنْطِقْنِی بِالْهُدَی، وَ أَلْهِمْنِی التَّقْوَی»

شب جمعه، شب رحمت و مغفرت، شب زیارتی سالار شهیدان، در جوار شخصیت­های بزرگ امامزادگان، شامگاه شهادت جانسوز موسی ­ابن­ جعفر علیه­السلام تقاضا می­کنم به روان پاک پیامبر عظیم الشأن اسلام و اهل بیت پاکش صلواتی عنایت بفرمایید. جفا است اگر از شخصیت بزرگ جهان اسلام حضرت ابوطالب یاد نکنیم که با تمام وجود، جانش را فدای پیامبر کرد، به روان تابناک حضرت ابوطالب علیه­السلام که بسیاری از فرزندانش در دشت کربلا به شهادت رسیدند، صلواتی عنایت بفرمایید. روز شنبه هم روز بسیار بزرگی است، روز مبعث پیامبر صلی­الله­وعلیه­ وآله است، به همین دلیل برای امشب، آیات 45 تا 46 از سوره احزاب را انتخاب کرده­ایم. برای تعجیل در ظهور آقا امام زمان عجل­ الله­ تعالی­ فرجه نیز صلواتی عنایت بفرمایید.

در آیه 45 سوره احزاب، خداوند پیامبر اسلام را با 5 مأموریت به جامعه بشری اعزام فرمود.

« يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ»، ای پیامبر، « إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا»، ما تو را به عنوان شاهد فرستادیم. « وَمُبَشِّرًا وَنَذِيرًا»، و تو را به عنوان بشارت دهنده و ترساننده فرستادیم. « وَدَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ»، و با این ماموریت که مردم را به فرمان خداوند دعوت کنی، « وَسِرَاجًا مُنِيرًا»، تو را به عنوان یک چراغ درخشنده و راهنما فرستادیم. پنج کلمه بسیار مهم در این آیات آمده است که می­خواهیم در رابطه با آنها صحبت کنیم.

کلمه اول «شَاهِد»، کلمه دوم «مُبَشِّراً»، کلمه سوم «نَذِيراً»، کلمه چهارم «دَاعِياً»، کلمه پنجم «سِرَاجاً»، اما شاهد به چه معناست؟ آنکه خداوند می­فرماید : « ما پیامبر را به عنوان شاهد فرستادیم » به چه معناست؟ مفسران قرآن کریم سه معنا برای شاهد گفته­اند؛ معنای اول ، شاهد یعنی حاضر … پیامبر خودش فعال است، خودش در سختی­ها و تلخی­ها در مشکلات، در دشواری­ها، در پیچیدگی­ها حاضر در صحنه است، خداوند شاهد است، یعنی خداوند حاضر است. زمانیکه رهبر بین افراد ملتش باشد باعث دلگرمی می­شود، وقتی بدانیم پیشوای ما، الگوی ما همان مسائل ما را دارد، باعث دلگرمی ما می­شود، پیامبر حاضر است، می­داند وقتی تعلیمات الهی را به مردم می­دهد، چه کسانی گوش فرا می­دهند، چه کسانی به فرمان خداوند عمل می­کنند و چه کسانی لجاجت می­کنند، تعصب به خرج می­دهند، مخالفت می­کنند، این معنای اول شاهد است. اگر فقط قانون باشد و کسی حاضر نباشد، خیلی­ها از عمل به قانون فرار می­کنند. شاهد به معنای ناظر اینگونه است که ای انسان­ها ما پیامبران را فرستادیم تا بر کار شما نظارت کنند، باور شما باید این باشد که دوربین­های خداوند در جای جای دنیا وجود دارد، یکی از آن دقیق­ترین دوربین­ها همان پیامبر است. قرآن در آیه 105 سوره توبه می­فرماید: «ای پیامبر به مردم بگو هر کاری که می­خواهید بکنید، بدانید که خداوند و رسول و مومنان اعمال و کارهای شما را می­بینند»، پیامبر عملکرد ما را می­بیند، به همین دلیل یکی از گواهان در روز قیامت پیامبر اسلام خواهدبود، در قیامت 9 گواه یا 9 شاهد داریم، ابتدا خداوند، بعد پیامبر، بعد امام معصوم، بعد زمان­ها، اعضاء و جوارح، مکان­ها و …. بر اعمال انسان گواهی می­دهند. پیامبر بر کار ما همین امروز نظارت دارند، همانگونه که امام زمان عجل ­الله ­تعالی ­فرجه بر کار ما نظارت دارند. همه ما شنیده­ایم که امام زمان عجل ­الله­ تعالی ­فرجه روزهای دوشنبه و روزهای پنجشنبه کارنامه اعمال ما را نگاه می­کنند. « إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ شَاهِدًا» یعنی پیامبر نگاه می­کند، ناظر است. الان نظام جمهوری اسلامی ایران است، اگر مسئولان، وزرا، وکلا، نمایندگان به همین موضوع توجه کنند که امام زمان عج­ل الله ­تعالی­ فرجه کار مرا می­بیند، رفتار مرا می­بیند، چقدر اثر تربیتی دارد ؟

(شاهد) به معنای اول یعنی حاضر، به معنای دوم یعنی ناظر، به معنای سوم یعنی گواه، گواه به چه معناست؟ پیامبر اسلام ارمغانی که برای جامعه بشریت آورده است، تعالیمی که برای جامعه بشریت آورده است، رفتاری که از خود نشان می­دهد، گواه بر این است که از طرف خودش نیست، از طرف خداست. یک انسان نمی­تواند مطالبی اینچنین پیوسته را در طی 23 سال از خودش بیاورد. این خودش گواه است که از طرف خداوند، از طرف آسمان آمده است. یک کسی بین ما هست که حاضر است، ناظر بر اعمال ماست، یک کسی هست که آیینی که آورده است بر ما گواه است.

کلمه دوم (مُبَشِّراً)، پیامبری را بشارت ­دهنده فرستادیم، ما انسان­ها برای حرکت به تشویق احتیاج داریم. یکی از عامل­های حرکت تشویق است. آدم­ها هر کاری را به آن دلیل که برایشان فایده­ای دارد و یا جلوی ضرری را می­گیرد، انجام می­دهند. پشت انجام هر کاری منطقی خوابیده است. (نَذِيراً) یعنی پیامبر خطرها را بیان می­کند، ضررها را می­گوید، (بشیر یا مبشر) یعنی فوایدی را توضیح می­دهد و ما انگیزه پیدا می­کنیم که به سمت گفته­های او برویم. پیامبر به چه چیزهایی می­­خواهد بشارت بدهد؟ بشارت به سعادت و خوشبختی … در آیه 25 سوره مبارکه بقره آمده است « وَبَشِّرِ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ»، ای پیامبر به مومنان صالح بشارت بده، چه چیزی را ؟ « أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ»، بهشت سعادت، بهشت خوشبختی در انتظار مومنان صالح است. بشارت برای درود خداوند، رحمت خداوند و هدایت خداوند است. « وَبَشِّرِ الصَّابرِینَ الَّذینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ» ( سوره بقره آیات 155 و 156 )، بشارت بده به کسانی که مقاومت می­کنند، جهان بینیشان این است که ما از سوی خداوند آمده­ایم و به سوی خداوند پر می­کشیم. بشارت چه چیزی است؟ « أُولئِكَ عَلَيهِم صَلَواتٌ مِن رَبِّهِم وَرَحمَةٌ وَأُولئِكَ هُمُ المُهتَدونَ» ( سوره بقره آیه 157 )، خدا بر صابرین درود می­فرستد، خدا بر صابران رحمت می­فرستد، خدا هدایت صابران را تضمین می­کند.

بشارت به جایگاهی ویژه در نزد خداوند، سوره مبارکه یونس آیه 2 می­فرماید: « وَ بَشِّرِ الَّذينَ آمَنُوا أَنَّ لَهُمْ قَدَمَ صِدْقٍ عِنْدَ رَبِّهِمْ»، ای پیامبر به مومنان بشارت بده، نزد خداوند جایگاهی بلند خواهند داشت. اینگونه بنده روحیه پیدا می­کند، وقتی بداند که به جایگاهی رفیع وعده داده شده است، انگیزه پیدا می­کند. در سوره احزاب هم در آیه 47 آمده است که بشارت به لطف خداوند هم محقق می­شود. «وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ بِأَنَّ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ فَضْلًا كَبِيرًا»، ای پیامبر به مومنان بشارت بده، لطف بزرگ از طرف خداوند برای آنها در نظر فته شده است . یکی از ماموریت­های خداوند همین در نظر گرفتن بشارت، تشویق و وعده است. در سوره صف، آیه 13 هم آمده است: « وَأُخْرَى تُحِبُّونَهَا  نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِيبٌ  وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ»، با این همه دشمن، با این همه نفرات، سرنوشت ما چه خواهد شد؟ خداوند در این شرایط پیروزی را مژده می­دهد. اینها ماموریت­های پیامبر است. پیامبر به چه کسانی بشارت می­دهد؟ در یکجا به مومنان این بشارت را می­دهد، در جای دیگر به محسنان یعنی کار درست­ها این بشارت را می­دهد، در جایی دیگر بشارت به فروتنان، متواضعان، به پاک­ها می­دهد. این افراد مورد بشارت خداوند هستند.

تا اینجا دو کلمه را معنا کرده­ایم، کلمه اول (شَاهِدًا)، کلمه دوم (مُبَشِّراً)، کلمه سوم (نَذِيراً) ، پیامبر آمده است تا افراد را بترساند، به آنها هشدار دهد. کسی باید باشد تا به افراد هشدار بدهد که زمان رفت. فرصت از دست رفت. کجای راه هستی؟ یکی از ماموریت­های پیامبر انذار به مردم است. آخرت در انتظار ماست، روز بی­کسی، روز بی­یاوری در انتظار است. بعضی از آیات در این رابطه عبارت است از : سوره انعام آیه 51، در این آیه آمده است: « وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يَخَافُونَ أَنْ يُحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيْسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِيٌّ وَلَا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ » ای پیامبر با قرآن به آنان هشدار بده، زمانیکه به دیدار خداوند می­روند، کمک کار و واسطه­ای به جزء خداوند یا کسی که خداوند به آن اذن بدهد در آنجا نیست. همینطور در سوره ابراهیم، آیه 44 آمده است: « وَأَنْذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُوا رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَكُونُوا أَقْسَمْتُمْ مِنْ قَبْلُ مَا لَكُمْ مِنْ زَوَالٍ»، ای پیامبر مردم را از زمانیکه عذاب برسد بترسان و آنهایی که به خودشان ظلم کرده­اند، می­گویند: پرودگارا چند روز، چند ماه، چند هفته ما را برگردان، چرا که من اشتباه رفتم، من بی راهه رفتم و می­خواهم دعوت تو را پاسخ بگویم و از پیامبرانت پیروی کنم، پاسخ می­رسد، شما قبلا هم قسم می­خوردید، خیر ؛ فایده­ای ندارد. ای پیامبر این لحظه را به مردم هشدار بده. همچنین در سوره مریم، آیه 39 آمده است. « وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْحَسْرَةِ إِذْ قُضِيَ الْأَمْرُ وَهُمْ فِي غَفْلَةٍ وَهُمْ لَا يُؤْمِنُونَ»، ای پیامبر مردم را از روز حسرت، از روز قیامت بترسان، روزی که کار از کار گذشته است و اینها از فرصت استفاده نکردند و در غفلت بودند و ایمان نیاوردند. در سوره غافر آیه 18 می­فرماید: « وَأَنْذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ»، ای پیامبر آن روز نزدیک، قیامت را به مردم خبر بده. خانم­ها، آقایان، خداوند سعادت ما را می­خواهد، خوشبختی ما را می­خواهد، سعادت ما در سایه پاکی است، زمانیکه جان به گلو می­رسد، « كَاظِمِينَ» فرد غصه می­خورد، چرا که دیگر راهی ندارد، کار تمام شده است، اینها هشدارهای پیامبر است.

پیامبر چه ماموریت­هایی داشت؟ « شَاهِدًا»، « مُبَشِّراً»، « نَذِيراً»، سوره بقره می­فرماید: (بعضی­ها هستند که هرچقدر پیغمبر به آنها هشدار بدهد فایده­ای ندارد)، « سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا یُؤمِنونَ» ( سوره بقره آیه 6 ) ، اینها از سنگ هم سخت­تر هستند. در سوره انبیاء آیه 45 می­فرماید: « قُلْ إِنَّمَا أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِ »، ای پیامبر بگو من آمده ام تا شما را با آیات وحی بترسانم !! « وَلَا يَسْمَعُ الصُّمُّ الدُّعَاءَ إِذَا مَا يُنْذَرُونَ »، آدم کر، صدا را نمی­شنود، حتی زمانیکه او را بترسانند، پس معلوم است برای فهمیدن برای رستگار شدن احتیاج به گوش شنوا هست. قرآن کریم در سوره سبا آیه 34 می­فرماید: «همه ملت­ها، پیامبرانی برایشان آمده است تا آنها را بترسانند » ، انسان موجود سرکشی است، انسان مست است، انسان خواب است، یک کسی باید او را از غفلت برهاند. « وَمَا أَرْسَلْنَا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ»، اما پیامبران که آمدند مردم را بترسانند، « إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُمْ بِهِ كَافِرُونَ» ( سوره سبأ آیه 34 )، خوشگذران­ها گفتند : «ما حرف­های شما را قبول نداریم. » پس هشدارهای پیامبران در چه کسانی تاثیر می­گذارد؟ در آنهایی که قلب نرمی داشته باشند، در آنهایی که زندگی عادی داشته باشند، خیر ؛ خوشگذران­ها تحت تاثیر قرار نمی­گیرند.

کلمه چهارم «داعِياً»، ای پیامبر تو را برای دعوت کردن فرستادیم، مردم را به خداوند دعوت کنی. چگونه ؟ با بیان قصه­ها، چگونه ؟ با بیان مثل­ها، چگونه ؟ با امرها، چگونه ؟ با نهی­ها، چگونه؟ با تشویق­ها، چگونه؟ با توبیخ­ها …. آقایان پیامبر ما در حال دعوت می­سوخت، حضرت خدیجه کبری سلام­الله­علیها می فرمودند: « پیامبر شش روز با چشمان گریان وارد خانه شد و روز هفتم با لب خندان، عرض کردم یا رسول الله دلیل گریه شما در این شش روز و راز خنده شما در امروز چگونه است؟ » فرمودند: « خدیجه جان، یک هفته است دنبال هدایت یک نفر هستم ، امروز گوش کرد و ایمان آورد، خوشحالی من برای همین است. » پیامبر ما در دعوت حس داشت ، پیامبر ما می­سوخت برای هدایت انسان­ها، پیامبر ما آمده است تا همه را به سوی خدا دعوت کند، بندگان خدایی شوند، به سوی خدا حرکت کنند، گاهی این دعوت به صورت جمعی بوده است، گاهی به صورت فردی، گاهی مستقیم، گاهی غیر مستقیم، گاهی با مهر گاهی با قهر …. «وَدَاعِيًا إِلَى اللَّه»، ما تو را فرستادیم تا به سوی خدا مردم را دعوت کنی. خود خدا در قرآن به پیامبر اینگونه فرموده است: «ادْعُ إِلى‌ سَبِيلِ رَبِّكَ»، مردم را به سوی خدا دعوت کن، چگونه؟ «بِالْحِكْمَةِ»، با منطق، «وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»، با پند، با اندرز، با سوز، با گداز، با موعظه، دیگر چطور ؟ «وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ»، با گفتگو، حتی پیامبر با دانشمندان مسیحی گفتگو کرد، آنها زیر بار نرفتند ، خداوند فرمود نفرین کن. با آنها مباهله کن.

کلمه پنجم «وَسِرَاجًا مُنِيرًا»، پیامبر ظلمات را می­شکافد، در تاریکی­های جهل ، چراغ روشنایی است، هرکس کمترین دقتی کند، راه را از پیامبر پیدا می­کند، مثل خورشید تابانی است که حرارت می­دهد، باعث رویش می­شود، چراغ نشان­دهنده راه است. روز شنبه روز بعثت هست، روز شنبه روز تولد قرآن است. بیاییم امشب، فرداشب ، شنبه ، با رسول الله (ص) عهد ببندیم که نسبت به کتابی که آورده­ای جدی­تر باشم، عهد می­بندم نسبت به جانشینان تو، اهل بیت، جدی­تر باشم، تا در پرتو رشادت­های تو، هشدارهای تو، دعوت­های تو و راهنمایی­های تو به ساحل نجات راه پیدا کنم.

خداوندا شفاعت پیامبر و اهل بیت را قسمت این جمع بفرما. به روان پاک شهیدان و اهل بیت صلواتی عنایت بفرمایید.

دانلود فایل متنی

پیروزی حزب خدا (آیات ۵۴ تا ۵۸ سوره مائده)

پیروزی حزب خداحزب الله

جلسه شانزدهم تفسیر موضوعی قرآن کریم (آیات ۵۴ تا ۵۸ سوره مائده)- پیروزی حزب خدا

🕌 شهرری، حرم حضرت عبدالعظیم (ع)- استاد سید جواد بهشتی

 


دانلود فایل صوتی


بسم الله الرحمن الرحیم

تولد انقلاب اسلامی ایران

یکی از معجزات قران پیشگویی هایی است که درباره آینده کرده است.از جمله آن پیشگویی ها در آین آیه است که  میفرماید : « در آینده عده ای از مسلمانان از اسلام دست می کشند ،عده ای از مسلمانان روبروی انقلاب می ایستند و خدا جمع دیگری بهتر از آنها را می آورد . »

« یا أیُّها الذینَ  امنوا مَن  یَرتَدَّ  مِنکُم عَن  دینِهِ » اگر کسانی از دینشان دست بکشند غصه نخورید.، ناامید نباشید

« فَسَوفَ  یَأتِی  اللهُ  بِقَومٍ  یُحِبُّهُم  وَ یُحِبّونَهُ » …پس بزودی می آورد خدا قومی را که دوستشان  می دارد .

اسم این جمعیت  را خدا حزب الله گذاشته است .

حزب الله شش ویژگی دارد :

ویژگی اول : « یُحِبُّهُم  وَ یُحِبّونَهُ » جمعیتی که خدا به آنها می بالد ، رابطه عاشقانه با خدا دارند…هم  آنها خدارا دوست دارند، هم خدا آنها را دوست می دارد .

عاشق خدا، عاشق دین خدا، عاشق کتاب خدا،عاشق فرستاده خدا هستند .

ویژگی دوم :«أَذِلَّةٍ عَلَی المُؤمِنینَ»در برابر مومنان

فروتن ، خاکی و متواضع هستند و خود را نمی گیرند .

ویژگی سوم: «أَعِزَّةٍ عَلَی الکافِرینَ » در برابر ستمگران وکافران ودشمنان محکم و سرسخت هستند .

بعضی نسبت به خوبها عاطفه دارند ولی نسبت به بدها بی تفاوتند وبعضی برعکس هستند .

حزب الهی هردو خصوصیت راباید داشته باشد.با مومنان فروتن و با دشمنان سرسختاست .

ویژگی چهارم : «یُجاهِدونَ فی سَبیلِ اللهِ » در راه خدا با جان ومال وزبانشان جهاد می کنند .

از روی هوس نه، فی سبیل الله و از روی اخلاص ؛ مثل رزمندگان هشت سال دفاع مقدس، مثل جوانهایی که در انقلاب به خیابانها آمدند وخونشان ریخته شد .

ویژگی پنجم : « وَ لا یَخافونَ لَومَةَ لائِمٍ »از سرزنش تبلیغات خارجی و ملامت ملامت گران نمی ترسند .

اگر مسخره شان کردند میدان را ترک  نمیکنند.بعضی ها هستند اگر به آنها احترام بگذارند در میدان هستند واگرملامت وطعنه بشنوند میدان را خالی می کنند .

حزب الله  نه از بی بی سی وشبکه من وتو واینترنشنال

و نه  از امریکا و اسرائیل ونه از منافق می ترسد .

به انقلاب واسلام وآرمانها اعتقاد دارد. پای این حرکت آسمانی ایستاده است .

«ذلکَ  فَضلُ  الله یُؤتیهِ  مَن  یَشاءُ »موفقیت حزب الله فقط به کوشش آنها نیست ،  به لطف خدا است.

این لطف خداست ، « وَ اللهُ واسِعٌ عَلیمٌ »  به هرکس بخواهد لطف وفضلش رامی دهد وخداوند گشایش دهنده داناست .

در تفسیر این آیه سه  شأن  نزول آمده :

اول :مفسران نوشته اند که این آیه در جنگ خیبر نازل شده است.مسلمانان با یهودیان کینه توز در یک منطقه کوهستانی در جنگ بودند ویهودیان در قلعه های محکم وسر به فلک کشیده قرار داشتند .

مسلمانان هرکاری می کردند نمی توانستند نفوذ کنند .

پیامبر (ص) فرماندهانی را برای فتح میفرستادند ولی آنها دست خالی بر می گشتند.تا اینکه رسول الله ص فرمود : « فردا پرچم را به دست کسی می دهم که « یُحِبُّهُ اللهُ وَ رَسولُهُ »، خدا  و رسولشاورا دوست دارند و او هم خدا ورسول را دوست دارد .

« کَرّارٌ غَیرُ فَرّارٍ »حمله کننده وبدون اینکه فرار کند .

« لا یَرجِعُ الّا بِالفَتحِ علی یَدَیهِ » بر نمی گردد مگر اینکه خدا در این قلعه را به دست او باز می کند .

همه منتظر بودند ببینند فردا پیامبر ص پرچم را به دست چه کسی می دهد .

امیرالمومنین  (ع) چشم درد داشت وخیلی ها مخصوصا مخالفین حضرت می گفتند منظور پیامبر (ص) شخص دیگری است .

اما همه دیدند فردای آن روز پیامبر (ص) تشریف آوردند ودستهای مبارکشان را به چشمان امیرالمومنین (ع)  کشیدند .

و پرچم را به ایشان دادند وامیرالمومنین (ع) با آن  قدرت الهی ، تنها در بزرگ را گشود و وارد قلعه خیبر شد ، فرماندهان یهودی را به زمین افکند وبقیه را به اسارت گرفت .

پیشگویی در اینجاست که چند سال بعد پیامبر رحلت فرمود وپس از ایشان خلفا امدند تا نوبت به امیرالمومنین رسید  و البته  حقشان این بود که خلیفه بلافصل بعد از پیامبر باشند .

برای امیرالمومنین سه جنگ پیش آوردند ، حضرت با کسانی جنگیدند که ادعای اسلام داشتند.اینها مقابل امام وپیشوا ایستادند .

در جنگ جمل، طلحه وزبیر وعایشه ، در جنگ صفین معاویه ودر جنگ سوم خوارج نهروان ؛ همه اینها ادعای اسلام داشتند .

به قول مقام معظم رهبری هر انقلابی ریزشها دارد ورویشها دارد .

شان نزول دوم…کسی تفسیر این ایه را از پیامبر پرسید .

منظور این ایه  چیست که کسانی خواهند امد که انها خدا را دوست دارند وخدا آنها را دوست دارد،در مقابل مومنان فروتن ومقابل دشمنان سرسختند و در راه خدا جهاد میکنند واز ملامت ملامتگران نمیترسند .

پیامبر (ص)  به شانه سلمان فارسی دست زدند وفرمودند :

«هم وطنان او هستند »بعد فرمودند: «اگر علم در ستاره ثریا باشد جوانانی از فارس (ایران)به ان دست پیدا خواهند کرد .»

شان نزول سوم : امام صادق (ع) فرمودند : « این آیه درباره یاوران مهدی (عج ) است، که در روزگاری که بعضی از مسلمانان از اسلام دست میکشند کسانی پروانه وار دور مهدی  (عج ) را میگیرند که انها خدارا دوست دارند وخدا انها را دوست دارد ودر مقابل مومنان فروتن ومقابل دشمنان سرسخت هستند . »

از این ایه این درسها را می اموزیم :

  اول : مومن باید به فکر عاقبت خودش باشد.خیلی ها بودند که  دست از اسلام کشیدند.

همیشه این دعا را بکنیم که خدایا عاقبت ما را بخیر بفرما .

درس دوم :در راه اسلام وایمان وعدالت نباید از  تبلیغات دشمن نترسیم .

درس سوم : فضل خدا تنها مال نیست ، محبت خدا وجهاد در راه خدا وقاطعیت در دین خداهم فضل خداست .

درس چهارم : با بشارت رویشهای انقلاب ،  جلوی یاس وترس مردم را بگیرید .

خدا رحمت کند شهید دکتر بهشتی را  ؛ایشان به جماران خدمت امام خمینی (ره ) رفتند وگفتند : « خیلی به من اهانت می شود » وامام فرمودند : «  می دانید ۴۰ رادیو به من اهانت می کنند ؟من شبها رادیوهای خارجی را گوش می دهم ، اما مومن راسخ است . »

مومن همچون کوه است ومثل پاره های فولاد است واز تبلیغات دشمنان نمی ترسد .

آیه  می فرماید که  مومن واقعی در برابر کفار احساس حقارت نمیکند. می گوید : « اسلام رو به گسترش است . »

بی بی سی اعلام کرده در سال ۲۰۵۰ پیش بینی می کنیم جمعیت مسلمانان دنیا از مسیحیان پیشی خواهد گرفت .

سه بار در قران امده که  اسلام جهانی می شود.مسلمانها پای کار بایستید واین پرچم را به اهتزاز  در آورید .

پرچم اسلام را دراینده کسانی به دست می گیرند که عاشق خدا  ومجاهدت هستند .

درس دیگر :جنگ روانی در مومنان واقعی تاثیر نمیگذارد.آنها که ایمانشان سست هست با یک خبر و با یک کلیپ یا فیلم سست می شوند وتحت تاثیر قرار می گیرند .

ایه ۵۵ : «إنّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَ الذینَ ءامنوا الذینَ یُقیمونَ الصَّلاةَ وَ یُؤتونَ الزَّکوةَ وَ هُم راکِعونَ »

فقط صاحب اختیار وپیشوای شما الله هست ورسول خدا وکسانی که ایمان اوردند ودر حال رکوع زکات  می دهند .

هیچ شیعه وهیچ سنی در اینکه در تفسیر این ایه جز علی بن ابیطالب (ع) منظور نیست شک ندارند .

امام صادق (ع) فرموند :« تفسیر این ایه ما هستیم»ولی شما خدا ورسول الله وعلی وفرزندان معصوم او هستند که در غدیر خم دوازده نور پاک را معرفی کرد .

سائلی به مسجد امده بود و پیش هرکس دست دراز کرد کسی به او کمک نکرد ، امیرالمومنین (ع) داشتند در مسجد نافله نماز ظهر می خواندند وحضرت  دستشان  را دراز کردند وفقیر انگشتر مولا را گرفت .

نوشتند همین جا بود که پیغمبر فرمودند  : «من کنت مولاه فعلی مولاه »در غدیر خم وقتی پیامبر مقامات وفضائل امیرالمومنین (ع)  را می شمردند  ، به همین آیه اشاره فرمودند : آیه 55 سوره مائدة

از این ایه می فهمییم رهبر ومدیر جامعه اسلامی باید این دو ویژگی را داشته باشد ؛رابطه با خدا  همان نماز ورابطه با محرومان که زکات است .

اگر مدیری بود که نماز  نخواند حق مدیریت ندارد یا مدیری بود که نسبت به مستضعفان بی تفاوت بود حق مدیریت ندارد .

رهبران جامعه اسلامی رابطه با خدا ورابطه با مردم را کنار هم حفظ می کنند .

28 بار  در قران زکوه کنار صلوه امده است .

ییامبر اکرم  (ص) روزی جمعی را از مسجد بیرون کرد .به ایشان گفتند : چرا؟.فرمود : «شما نماز می خوانید ولی زکات نمی دهید . »

نماز خوانها باید دست به جیب باشند ، نماز خوانها باید به فقرا برسند .

این ایه می فهماند در فرهنگ قران به صدقه مستحبی هم زکات گفته می شود .

ایه ۵۶ : « وَ مَن یَتَوَلَّ اللهَ وَ رَسولَهُ وَ الذینَ ءامَنوا فَإنَّ حِزبَ اللهِ هُمُ الغالِبونَ »

ویژگی ششم  : حزب اللهی ولایت پذیری واطاعت است .

اطاعت از خدا وپیامبر واز الذین امنوا که منظور علی واولاد معصومینش بودند وولی فقیهی که نائب الامام

مهدی است .

بنابراین  از خدا وحجت خدا اطاعت می کند .

حزب الله پیروز است.در آیه پایانیسوره مجادله میفرماید  : « أَلا إنَّ حِزبَ اللهِ هُمُ المُفلِحونَ »حزب اللهی ها رستگارانند .

پس معنایش این است گاهی کسانی پیروز می شوند اما رستگار نمی شوند  ؛مثل قاتلان امام حسین ع پیروز شدند ولی رستگار  نشدند  ،ولی حزب اللهی ها هم پیروز هستند وهم رستگار  . «هُمُ الغالِبونَ وَ هُمُ المُفلِحونَ» پیروزهای رستگار وخوشبخت .

حزب یعنی چه؟ به جمعیتی که منسجم و متحد ومتشکل باشند حزب گفته می شود .

معنایش این است مسلمانان اگر پیروزی را می خواهند باید تشکیلات داشته باشند .

حزب یعنی ملتی که همه باهم ومنسجم هستند .

مسلمانان وقتی به پیروزی می رسند که منسجم ومتحد باشند .

رهبر انقلاب فرمودند : « 22   بهمن باید ملت ایران نمایش وحدت واتحاد وتشکل را به جهانیان نشان دهند با حضورشان در خیابانها وبا همه اعضای خانواده وبا سلیقه های مختلف بفهماند انقلاب همچنان مثل ۴۴ سال قبل مثل درختی تناور ایستاده است . »

ایه ۵۷ : « یا أَیها الذین ءامنوا لا تَتَّخِذوا الذین اتَّخَذوا دینَکُم هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الذین ءاوتوا الکتاب مِن قَبلِکُم وَ الکُفّارَ أَولیاءَ ، و اتَّقوا اللهَ إِن کُنتُم مُؤمِنینَ . »

ای کسانی که ایمان اورده اید با کفار و یهودی ومسیحی که دین شما را به بازی ومسخره گرفتند رابطه نداشته باشید و غیرت دینی داشته باشید وبا کشوری که به قران و رسول الله اهانت میکند رابطه نداشته باشیم.

ما اجازه نمی دهیم کسی به دین وقران ما اهانت کند .

اگر ایمان دارید از مخالفت با خدا بپرهیزید .

ارتباطات اقتصادی وسیاسی واجتماعی با دیگر کشورها باید شرط داشته باشد و شرطش این است که به دین ما کسی نباید اهانت کند .

آیه ۵۸ : « وَ إذا نادَیتُم إلی الصَّلاةِ اتَّخَذوها هُزُواً وَ لَعِباً »  انهایی که نماز را مسخره می کنند.

در ایه قبل فرمود دین شما را مسخره می کنند واین ایه می فرماید نماز را مسخره  می کنند.

معلوم می شود نماز ستون دین است.

کسانی که به صدای اذان و نماز ومسجد طعنه می زنند نباید  با آنهارابطه داشت.کسانی که به شعائر ما بی اهمیت هستند نباید با آنها  رابطه داشت.

« ذلکَ بِأَنَّهُم قَومٌ لا یَعقِلونَ »علت اینکه نماز را مسخره می کنند این است که عقل ندارند.اگر کسی عاقل باشد در برابر آفریدگار سر تعظیم فرود  می آورد وبه شکرانه هزاران نعمتی که خداوند به بندگانش داده نماز می گذارد.

بی نمازی به معنای بی عقلی است.عقل می گوید در برابر نعمت فروتنی کن.

خدایا اینده امت اسلامی را خوش تر از حال وگذشته تقدیر بفرما.شر اشرار وبدخواهان را به خودشان برگردان.

والسلام علیکم

حکمتهای خدا (سوره اسراء آیات 23 تا 25)

حکمتهای خداحکمت خدا

جلسه پانزدهم تفسیر موضوعی قرآن کریم (سوره اسراء آیات 23 تا 25)- حکمتهای خدا

🕌 شهرری، حرم حضرت عبدالعظیم (ع)- استاد سید جواد بهشتی


دانلود فایل صوتی


سلام علیکم و رحمه الله

بسم الله الرحمن الرحیم

«الهی وَ أَنْطِقْنِی بِالْهُدَی، وَ أَلْهِمْنِی التَّقْوَی»

ماه شریف رجب، شب جمعه، شب رحمت و مغفرت، شب زیارتی سالار شهیدان محبوب دل آدمیان در آستانه میلاد مسعود شخصیت بزرگ جهان اسلام مولای متقیان امیرالمومنین علی علیه السلام و روز پدر هستیم. تقاضا می­کنیم به روان تابناک امیرالمومنین علی (ع) و فرزندان معصومش صلواتی هدیه بفرمایید. از نظر آیات قرآن، پیامبران و امامان، پدران معنوی ما هستند، قرآن می­فرماید: « أَبِيكُمْ إِبْراهِيمَ»، پدر شما ابراهیم است، پیغمبر (ص) می­فرمایند: (من و علی (ع) پدران شما هستیم). در دهه مبارک فجر هستیم، از خداوند می­خواهیم تا پدران انقلاب اسلامی ایران، بنیانگذار جمهوری اسلامی و رهبر عزیزمان را حفظ بفرماید و ما را قدردان پدرانمان قرار بدهد، صلواتی عنایت بفرمایید. یک صلوات هم برای پدران خودتان بفرستید.

امشب تفسیر قرآن کریم سوره اسراء آیات 23 تا 25 را خدمتتان عرض می­کنم.

قرآن کریم می­فرماید: « يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ» ( سوره بقره – فراز ابتدایی آیه 269 ) ، خدا حکمت را به هرکس که بخواهد، می­دهد، « وَ مَن يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا» ( سوره بقره – فراز دوم آیه 269 ) ، و به هرکسی که حکمت داده شود، در واقع  خیر فراوان داده شده است، این حکمت، این خیر کثیر چیست؟ ما در شب های جمعه قبل خیلی از وقت­ها برای معنی آیات از خود قرآن کمک گرفته ­ایم، مجموعه­ ای از آیات در سوره اسراء بیان شده است که ما در سه شب جمعه پیش رو ­خواهیم گفت، در پایان این آیات خداوند می­فرماید: « اینهایی که در این آیات گفته شد حکمت بود. » ما اسم این سه برنامه پیش رو را حکمت­های خداوند گذاشته­ ایم، حکمت چیست؟ به معنای خیر فراوان است.

« اعوذ بالله من الشیطان الرجیم»

« وَقَضَى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا » ( سوره اسراء آیه 23 )

« وَقَضَى رَبُّكَ»، در زبان عربی وقتی دستور می­دهند، فرمان می­دهند، چند کلمه را به کار می­برند، گاهی می­گویند: «اَمرَ» یعنی فرمان داد، گاهی می­گویند: «حَکَمَ»، یعنی فرمان داد، گاهی می­گویند: «قَضَی» یعنی فرمان داد، فرقش چیست؟

در دادگاه­ها زمانی که یک پرونده مطرح می­شود و قاضی حکمی می­دهد، ولی طرفین می­دانند، این حکم، حکم قطعی نیست، یعنی اگر شکایت داشته باشند، این حکم به دادگاه تجدیدنظر می­رود و دوباره تجدیدنظر می­شود. آن حکم نهایی که دیگر برگشت ندارد به آن «قَضَی» می­گویند.

« وَقَضَى رَبُّكَ» یعنی می­گویند فرمانی داده است که دیگر برگشتی ندارد، قطعی است. این فرمان چیست؟ « أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ»، جز او را نپرستید، جز خداوند خالق، بقیه همه مخلوقات او هستند، همه نیازمند هستند، همه محتاج هستند، خورشید، ستاره­ها، ماه، درختان، خورشید، جنیان، سنگ­ها ، چوب­ها، لایق پرستش نیستند، فقط خدا را بپرستید، « وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا»، و به پدر و مادر خود احسان کنید، احسان به چه معناست؟ از قول علامه طباطبایی (ره) ، مفسر بزرگ اسلام و جهان تشیع که بیست جلد تفسیر المیزان را نوشته است، عرض می­کنم، ابتدا به روح و روان این شخصیت بزرگ یک صلوات بفرستید. خواهش می­کنم این کلمه را حفظ کنید، ( احسان) یعنی کار خوبی را به شکل خوب انجام بدهید، گاهی وقت­ها کارهای ما خوب است اما شکل انجام آن کار خوب نیست، مانند صادرات…گاهی تجار و بازرگانان ما محصول خوبی را صادر می­کنند، ولی بسته­بندی خوبی ندارد، مثلا زعفران خراسان را زمانی در یک گونی می­ریختند و آن گونی را به اسپانیا می­فرستادند و اسپانیا آن گونی را نیم گرم، نیم گرم به اندازه قیمت آن زعفران بسته­بندی­ به نام خودش صادر می­کرد، اشکال کار ما چه بود؟ شکل صادر کردن بود، « وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا»، به پدر و مادر خود احسان کنید، مثلا مریض هستند و به دکتر می­خواهد بروند، می­توانیم زنگ بزنیم تا ماشینی او را ببرد، اما نه … اگر خودم او را با احترام و با صبوری ببرم ، احسان کرده ام ، چرا که این شکل کار بسیار مهم است، البته که خود کار هم بسیار مهم است.

در چهارجای قرآن این آیه آمده است، در تمام این آیات هم لفظ والدین کنار خدا آمده است، خداوند ابتدا فرمود: « أَلّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا»، جز خدا را نپرستید و بعد احسان به پدر و مادر را بیان کرده است، امام رضا علیه­السلام به ما یاد داده است، ای شیعیان ما، زمانی که قرآن می­خوانید دقت کنید که چه موضوعی کنار چه موضوعی نشسته است، و بعد امام رضا علیه­السلام این مثال را زدند که ببینید احسان به والدین کنار توحید آمده است، یعنی بسیار اهمیت دارد.

جوان­های مکّه به پیامبر اسلام زودتر از پدران و مادرانشان ایمان آوردند، زمانی که مسلمان شدند این آیه­ها نازل شدند. به نظر شما به کدام پدر و مادر باید احسان کرد؟ پدر و مادر مسلمان یا پدر و مادر مشرک ؟ البته که هر دو … جوان­های مسلمان با پدر و مادرشان با احترام و محبت و با سلیقه رفتار می­کردند، پدر و مادرها زمانی که این رفتارها را می­دیدند با خود می­گفتند: « عجب!! چه دین خوبی، پدر و مادر را کنار خداوند گذاشته است. »

یک سوال دیگر، به پدر و مادر احسان کنیم یعنی به پدر و مادری که خوب است یا پدر و مادری که بد است هم باید احسان کرد ؟ هر دو …. چه پدر و مادر صالح ، چه پدر و مادر ناصالح ، به هر دو باید احسان کرد، حالا جوانی می­گوید : « این پدر و مادرم زود عصبانی می­شود، مادرم حرف رکیک می­زند، اینها وظایفشان را نسبت به من انجام نداده­اند »، عیبی ندارد، وظیفه شمای فرزند این است که به پدر و مادرت احسان کنی. سوال سوم، به پدر باید بیشتر محبت کرد یا مادر؟ بله مادر …. در چهار جای قرآن در رابطه با والدین صحبت کرده است، امّا در یک جای قرآن در یک خط ویژه در سوره احقاف در رابطه با مادر سخن گفته است، « وَوَصّيْنَا الْإِنْسَانَ بِوَالِدَيْهِ إِحْسَانًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ» ( سوره احقاف آیه 15 )، چرا ؟ به دلیل دو خصلت بارداری و شیردهی که مادر دارد، در قرآن چنین سفارش شده است.

یک سوال قرآنی از پیغمبر پرسیدند: « یا رسول الله ؛ این دو نفری که در قرآن سفارش شده­اند، به کدامیک از آن دو نفر بیشتر احسان کنیم؟ » پیغمبر فرمود : « بدون آنکه از پدر غافل شوید، بیشتر و زودتر به مادر محبت کنید. » سوال دیگر ؛ باید به پدر و مادر احسان کرد، آیا منظور پدر و مادری است که زنده هستند یا پدر و مادری که از دنیا رفتند؟ قیدی ندارد، منظور هر دو است. شخصی از امام محمد باقر علیه­السلام پرسید: « پدر و مادرم از دنیا رفته­اند، آیا باز هم بر من حقی دارند؟ » امام فرمود: « بله » …« یعنی ممکن است آن دنیا از من اعلام نارضایتی کنند؟ » امام باز  فرمودند: « بله»  « برای آنها چکار کنم؟ » امام فرمودند: « قرآن بخوان، صدقه بده، نماز بخوان، هر کار خیری که به قصد آنها انجام می­دهید به آنها می­رسد. » روایت داریم هر کار خیری را که به نیّت اموات انجام می­دهید به صورت یک شیشه عطر درمی­آید در حالیکه نام شما بر روی آن نوشته شده­است به دست آن فوت شده می­دهند و آن فرد می­فهمد که چه کسی برایش آن کار خیر را فرستاده است.

باز در روایات داریم، شب­های جمعه اموات دور هم جمع می­شوند، قبل از آنکه دور هم جمع شوند، می­آیند و روی دیوار خانه­شان می­نشینند و نگاه می­کنند که آیا بازماندگان، همسر، خواهر، برادر … کاری برای آنها انجام می­دهند؟ بعضی از آنها با حسرت و دست خالی برمی­گردند، مخصوصا شب جمعه، صبح جمعه برای آنها هدایایی بفرستیم، بسیار خوب ؛ الان که یادمان هست دعایی کنیم، خداوندا برای گذشتگان، شهیدان عزیز، علمایی که ما را هدایت کرده­اند، مخصوصا والدین این جمع رحمتت را سرازیر بفرما. ما امشب آمده­ایم زیارت امامزادگان، ثواب این زیارت را به روح آنها برسان.

«وَبِالْوَالِدَيْنِ»، (ب) به چه معناست؟ معمولا در زبان فارسی همان (به) معنا می­شود، ولی چند جور (ب) در زبان عربی داریم، یک (باء الصاق) هست، الصاق به معنای چسباندن است، خدمتی که ما به پدر و مادر می­کنیم، «بِالْوَالِدَيْنِ»، یعنی باید چسبیده و بدون واسطه باشد، یک گونی برنج را برایش ببر نه اینکه خودت بفرستی، خودت به حمام ببر، خودت رانندگی کن، خودت به بیمارستان ببر، «وَبِالْوَالِدَيْنِ»، او ببیند که برایش عرق می­ریزی، کیف کند که چه بچه­هایی تربیت کردم، از امام صادق علیه­السلام پرسید: « هر دری را می­زنم با در بسته روبه­رو می­شوم، گره به کارم افتاده است . » امام پرسیدند: « مادر یا پدر داری؟  آنها پیش خدا خیلی عزیزاند، برو به آنها بگو و از خدا کمک بخواه» ، گفت: « نه ندارم، نه پدر و نه مادر » امام صادق علیه­السلام فرمودند: « وضو بگیر و به سر قبر آنها برو، دو رکعت نماز بخوان، دستهایت را به سمت آسمان بگیر و توسل کن، بگو به حق پدرم، به حق مادرم کمکم کن. » توسل به چه معناست؟ یعنی وسیله آوردن در پیشگاه خدا، این را چه کسی گفته است؟ خود خدا … در کجا گفته است؟ آیه 35 سوره مبارکه مائده، «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ»، « وَ ابْتَغُوا»، یعنی پیدا کنید، برای تقرب به سوی خدا ، وسیله را پیدا کنید. از پیغمبر پرسیدند: « ای پیغمبر خدا، منظور از وسیله که در این آیه آمده است، چیست؟» پیغمبر فرمودند: « منظور این کتاب (قرآن) است، قرآن وسیله است. » ما شب­های احیاء چه می­کنیم؟ ابتدا این کتاب را رو به­ روی صورتمان باز می­کنیم و سپس روی سرمان می­گیریم، به این توسل می­گویند. دوباره پرسیدند : « یا رسول­الله جز قرآن وسیله دیگر چیست؟ » فرمودند: « من وسیله هستم، علی علیه­السلام، فاطمه سلام­الله­علیها، حسن علیه­السلام، حسین علیه­السلام وسیله هستند، مسجد، پدر ومادر، شهدا، مومنین وسیله هستند. »

مثلا همین امامزادگانی که ما در کنارشان هستیم، خدایا به حق سیدالکریم علیه السلام گره از کار ما باز کن. به حق فاطمه بنت اسد سلام الله علیها که چنین فرزندی به جامعه بشری عرضه داشت، خدایا گره از کار ما باز کن، زن و شوهرهایی که فرزندی ندارند، خدایا به حق مولود روز شنبه فرزندانی سالم و صالح مرحمت بفرما.

پدر و مادر چند جور هستند، پدر و مادرهای جوان، پدر و مادرهای پیر … به کدام باید بیشتر احسان کنیم؟ « إِمَّا يَبْلُغَنَّ عِنْدَكَ الْكِبَرَ أَحَدُهُمَا أَوْ كِلَاهُمَا» ( سوره اسراء آیه 23 ) ، اگر یکی از آنها یا هر دو پیر شدند، باید توجه بیشتر به آنها کرد، پیرها ویژگی­هایی دارند، کم حوصله و فراموشکار، پرتوقع و دلشکسته می­شوند، این ما هستیم که باید حوصله به خرج بدهیم، اگر پدر و مادرهایتان به سن پیری رسیدند، « فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ»، یعنی بی­احترامی نکنید،« أُفّ» کمترین بی­احترامی در زبان عربی است، به زبان فارسی بخواهیم بگوییم، می­شود (اَه) نه، نه … این کلمه را نگو. « وَلَا تَنْهَرْهُمَا»، از خانه­ات بیرونش نکن ، نگو به آسایشگاه برو . « وَقُلْ لَهُمَا قَوْلًا كَرِيمًا»، با آنها احترام­آمیز سخن بگویید. مثلا می­گوید: « این پدر ما، پدرمان را درآورده است!! » دو روز پیش به او زنگ زده­ام ، می­گوید دو ماه است که به ما زنگ نزدی، عیبی ندارد ، طبع پیری همین است ، یادش می­رود ، شما نباید ناراحت شوی ، نباید دلخور شوی، مثلا می­گویید : « همین ده روز پیش به حسابش پول واریز کردم، می­گوید شش ماه است که به من پول نداده­ای » ، نباید عصبانی شوی، نباید کلمه تندی بگویی، حاج­آقا قرائتی، استاد بنده، پیشنهادش این است، الان که خانه­سازی­های انبوه داریم، مثلا 100 دستگاه، 200 دستگاه خانه می­سازند و مکان­هایی را در همانجاها مثل سالنی می­سازند که اگر عزایی، عروسی یا میهمانی داشتند آنجا بتوانند مراسم بگیرند، حاج­آقا قرائتی پیشنهادش این است، حالا که شما 200 واحد دستگاه می­سازی، 220 واحد بساز، 20 تای آن را برای سالمندان بساز، سالمندانی که فرزندانشان در همین مجتمع زندگی می­کنند، ولی این پدر یا مادر پیر نمی­توانند با آنها زندگی کنند، در همین مجتمع بتوانند کنار آنها زندگی کنند.

« وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ» ( سوره اسراء آیه 24 ) ، «جَنَاحَ» یعنی بال، پرندگان بال دارند، می­فرماید: « بالهای فروتنی را از روی محبت نه رودربایستی مقابل پدر و مادر بیفکن. » چند چیز را تا الان از آیات یاد گرفتیم.

  1. به پدر و مادر احسان کنید.
  2. به پدر و مادر احترام کنید.
  3. به پدر و مادر تواضع کنید.

مثلا شما مهندس هستید و پدرتان شش کلاس سواد دارد، بد است باد به غبغب بیندازیم که من مهندس پتروشیمی هستم، من دکتر هستم، من فوق لیسانس هستم، با پدرش آمده است ولی او را معرفی نمی­کند. چه خبرت است؟ هرچه که هستی، فرزند این پدر، فرزند این مادر هستی.

عید غدیر خم جمعی در جماران به دیدن امام خمینی (ره) رفته بودند. وزیری هم در آن جمع بود که برای صحبت کردن نوبت به او رسید، عید را به امام تبریک عرض کرد و گفت : « این فرد هم پدرم هست » ، امام گفت: « پس چرا جلوتر از پدر راه می­روی ؟ وزیر هستی که باش!! » خود حضرت امام ، در 12 بهمن ماه ، از هواپیما پیاده شد، در فرودگاه مهرآباد، برادر بزرگ ایشان هم به استقبال آمدند ، حالا این دو برادر می­خواهند وارد سالن شوند و ملّت ایران هم منتظرند، ایشان فرمودند: « برادر بزرگتر همانند پدر است. من مسلمانم، مسلمان باید سبک زندگیش اسلامی باشد. »

با خدا باش و پادشاهی کن …. بی­خدا باش و هرچه خواهی کن

ما وظیفه­مان پدر داری و مادر داری است، وظیفه­مان این است. « وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ»، از روی عشق در برابر پدر و مادر تواضع کن. « وَقُلْ»، و بگو ، « رَبِّ ارْحَمْهُمَا كَمَا رَبَّيَانِي صَغِيرًا»، امام زین­العابدین علیه­السلام این آیه را در دعای ابوحمزه ثمالی گنجانده است، خوب است این دعا را در قنوت نمازهایمان بخوانیم. ( اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لي وَلِوالِدَي وَارْحَمْهُما كَما رَبَّياني صَغيراً اِجْزِهما بِالاْحسانِ اِحْساناً وَبِالسَّيئاتِ غُفْراناً)، یعنی خدایا همانگونه که این پدر، این مادر در کودکی به من محبت کرد، مرا تربیت کرد، به من عشق ورزید، حالا که پیر شده است، به من کمک کن تا من به آنها خدمت کنم. جملاتی که امام زین­العابدین علیه­السلام به این آیه اضافه کرده است به این معنی است، (اِجْزِهما) یعنی پاداش بده، اگر نیکوکاری کردند به آنها پاداش بده، پاداش آنها را زیاد کن، اگر گناهکار بودند، گناهانشان را بیامرز.

« رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَا فِي نُفُوسِكُمْ» ( سوره اسراء آیه 25 ) خدا می­داند که در دل شما چه می­گذرد. بعضی­ها از پدر و مادرها خسته شده­اند، پدر و مادرها پیر شدند و همه­اش مریض هستند، همه­اش دکتر هستند، نمی­توانند حتی خود را کنترل کنند، خیلی سخت شده است، خدا از دل آن بچه­ها باخبر است، بعضی اوقات بدشان نمی­آید که استغفرالله اتفاقی بیفتد، خدا از دل شما باخبر است،     « إِنْ تَكُونُوا صَالِحِينَ»، اگر قصدهایتان خوب باشد هم خداوند می­داند. « فَإِنَّهُ كَانَ لِلْأَوَّابِينَ غَفُورًا»، اگر از این فکرهای بد کردید هم توبه کنید، خداوند توبه کنندگان را می­آمرزد.

سالار شهیدان حضرت امام حسین علیه­السلام این قصه را تعریف کرده است، علامه مجلسی در کتاب بحارالانوار جلد 92، صفحه 262 این قصه را از قول امام حسین علیه­السلام نقل کرده است، امام حسین علیه­السلام می­فرمایند: « شبی تاریک در خانه خدا، طواف می­کردیم، جوانی را دیدم که بسیار جانسوز ناله می­کند، پدرم مرا صدا زد: حسین جان، یک گناه­کار پشیمان است، برو ببین چه مشکلی دارد؟ امام حسین علیه­السلام پیش جوان آمد و از او سوال کرد چه اتفاقی افتاده است؟ همه دلها را با این اشک­ها لرزاندی، جوان گفت: من قصه ای دارم، به پدرم خیلی بد کردم، من اهل گناه و بدی بودم، هرچه پدرم مرا نصیحت می­کرد و اندرز می­داد لجاجت می­کردم، تا پولی را برای کار بدی پیدا کردم، می­دانستم آن پول در کجای خانه است، پدرم نمی­گذاشت آن پول را بردارم، برای همین کتکش زدم، انداختمش و پول را برداشتم و کار خودم را انجام دادم، پدرم مرا نفرین کرد، فلج شدم، آمدم پیش پدرم و گفتم: پدر من، درست است من آدم بدی هستم ولی من فرزند هستم آیا باید مرا نفرین کنی؟ پدرم گفت: خیلی دلم را شکستی، آمدم مکّه پرده خانه خدا را گرفتم و تو را نفرین کردم، گفتم: پدرجان، تو پدر هستی، حالا هرچه من بد، یک بار دیگر دعا کن تا من شفاء بگیرم، گفت نمی­شود، تنها یک راه دارد، اسم مرا در کاروانی بنویس و من را به مکّه ببر، دوباره همان پرده خانه خدا را بگیرم و با همان حال دعا کنم، تا ان­شاءالله سلامتیت برگردد، من هم چنین کردم و دوتایی راهی مکّه شدیم، اما در راه حادثه­ای پیش آمد و پدرم از دنیا رفت، الان وضعم این است، امیرالمومنین فرمودند: یک دعایی است، پیغمبر به من یاد داده­است ، اسم اعظم خداوند در این دعا هست، این را بخوان، شفاء پیدا می­کنی، معلوم می­شود آن فرد واقعا عذرخواه بوده است. جوان دعا را خواند و پیغمبر را در خواب دید، پیغمبر به بدن او دست کشید و از خواب بیدار شد، همه دیدند گریه می­کند، فهمیدند که سالم شده است، اسم آن دعا چیست؟ دعای مشلول که در مفاتیح هست. »

آقایان، خانم­ها ما امشب گفتیم حضرت علی علیه­السلام و پیغمبر صلی­الله­وعلیه­وآله­وسلم پدر ما هستند، امام زمان عجل­الله­تعالی­فرجه، امام رضا علیه­السلام، امام صادق­ علیه­السلام پدران ما هستند، آیا از ما راضی هستند؟ همین امشب امامزادگان را واسطه قرار بدهیم، ای امام زمان عج­الله­تعالی­فرجه به ما اینطور گفتند که هفته­ای دوبار پرونده اعمال ما به دست شما می­رسد، ما شرمنده شما هستیم، ما به ظاهر، به شعار مسلمان هستیم، ولی شرمنده شما هستیم، ما را ببخش. ای پدر قرآنی ما برای ما دعا کن.

خدایا شب جمعه است، ماه رجب است و گناهان ما فراوان است، (الهی بحقّ محمدٍ و علیٍ و فاطمةَ و الحسنِ و الحسین و تِسعةِ المعصومین من ذریه الحسین، بدماء شُهَداءِنا و بِحَقِ اِمامِ زَمانِنا یاالله یا رَحمنُ یا رَحیم یا مُقَلِبَ القُلوب ثَبِت قُلوبَنا علی دینِک) خدایا در این شب عزیز ما را ببخش و بیامرز، گذشتگان را رحمت فرما، بر مقام شهیدان بیفزا، دعاهایی که می­فرمایند به استجابت برسان، ما را اهل نیایش قرار بده، بیماران لباس عافیت بپوشان، امانتی را که امام و شهیدان به ما سپردند، به ما کمک کن به نسل بعد بسپاریم، رهبر عزیزمان، کشور عزیزمان، مردم عزیزمان را از هر گزندی مصون بدار، به روان پاک شهیدان صلواتی عنایت بفرمایید.

دانلود متن

ازدواج حضرت موسی(آیات22 تا 28 سوره قصص)

ازدواج حضرت موسیداستان حضرت موسی

 

جلسه چهاردهم تفسیر موضوعی قرآن کریم (آیات22 تا 28 سوره قصص)- ازدواج حضرت موسی

🕌 شهرری، حرم حضرت عبدالعظیم (ع)- استاد سید جواد بهشتی


دانلود فایل صوتی


بسم الله الرحمن الرحیم

موضوع : مراسم خواستگاری….ازدواج حضرت موسی

موسی بن عمران(ع) جوانی با دل و جرأت و با غیرت از شهرش فرار کرده وارد شهر دیگری شد ، دید چوپان ها از جایی آب بر می داشتند ودید دو دختر با فاصله در کناری ایستاده بودند ، حیای دختران را پسندید و از ایشان پرسید: « شما اینجا چه می کنید؟ » گفتند : « ما دوست نداریم با مردها قاطی بشویم وصبر می کنیم مردان به گوسفندانشان آب بدهند وبروند ، بعد ما به گوسفندانمان آب بدهیم و چون ما پدر پیری داریم ونمی تواند کار کند ما کار می کنیم. »

موسی بن عمران (ع) خودش ظرف آب را برداشت و به گوسفندان آب داد.

بعد موسی بن عمران (ع) زیر سایه درختی برای استراحت رفت و دعا کرد : « رَبِّ اِنّی لِما أَنزَلتَ إِلَیَّ مِن خَیرٍ فَقیرٌ » کار را برای خدا بکنید و هرچه می خواهید از خدا بخواهید.

موسی (ع) به خدا عرض کرد  : « خدایا من به کمترین چیزی که برایم بفرستی محتاجم. »

دخترها آن روز زودتر به خانه رفتند و وقتی پدرشان علت را پرسید ،گفتند : «یک جوانمردی امروز به ما کمک کرد. »

یکی از دخترها درحالیکه با حیا راه می رفت نزد موسی آمد (خانمها اگر بنده خدا هستند باید با حیا راه بروند )

به موسی گفت : « ای جوان ! پدرم شما را دعوت کرده و میخواهد مزد کار شما را بدهد. »

موسی به همراه دختر راهی شدند . در حدیث داریم که موسی برای اینکه چشمش به اندام دختر از پشت نیفتد به او گفت من جلو می روم و شما از پشت راهنمایی کن.. (خیانت به ناموس کسی نکنید )…

وقتی به خانه رسیدند معلوم شد پدرشان پیغمبر خداست وموسی (ع) داستانش را برای شعیب بازگو کرد.

« فَلَمّا جاءَهُ وَ قَصَّ عَلَیهِ القَصَصَ قالَ لاتَخَف نَجَوتَ مِنَ القَومِ الظّالِمینَ »

شعیب گفت : « خیالت راحت باشد که ماموران فرعون نمی توانند وارد کشور ما بشوند وتو در امانی »

یکی از دختران گفت : « قالَت اِحداهُما یا اَبَتِ استَئجِرهُ ، اِنَّ خَیرَ مَنِ استَأجَرتَ القَوِیَُّ الاَمینُ »

بهترین کسی که اجیر می کنی کسی است که هم قوی باشد وهم امین باشد.

دخترها از آن جایی که موسی یکنفره از چاه آب کشید ، فهمیدند او قوی است و از آنجا که به ناموس نگاه نکرد فهمیدند امین است.

در هر جا هرکس می خواهد استخدام شود باید این دو ویژگی را داشته باشد ؛ یکی اینکه توانایی آن کار را داشته باشد ودیگر اینکه تعهد داشته باشد. متعهد بی تخصص آسیب می زند.

موسس حوزه علمیه قم آیة الله حائری یزدی به حمام رفته بودند. درخواست کرد یک کیسه کش خوب بیاید و به بدنش کیسه بکشد.کسی را آوردند وگفتند : « حضرت ایت الله ایشان نماز شب می خواند . » آقا فرمود : « من کیسه کش می خواهم  ، نماز شب خوان نمی خواهم. هر کس باید در کار خودش تخصص داشته باشد. »

متعهد بودن خیلی مهم است . مثلا پزشک بدون دلیل جراحی می کند . یا مثلا دردی را تشخیص نداده ، دارو می دهد.یا اگرمثلا از  یک روحانی سوال شرعی بپرسند و او نداند و طرف را به جای جواب سردرگم کند.

دو موضوع مهم اشتغال وازدواج که هفته قبل اشاره شد.

پیامبر اکرم (ص) در کوچه وبازار به جوانها می رسیدند و دو چیز می پرسیدند درباره اشتغال وازدواج و اگر جوان کار نداشت یا ازدواج نکرده بود ، ایشان می فرمودند : « این جوان از چشم من افتاد. »

 

جوانی به پیامبر گفت :«یا رسول الله ؛ فقر مرا از پای در آورده است .»پیامبر(ص) به ایشان فرمودند : «ازدواج کن.»

جوان رفت ویک هفته بعد آمد و پیش خودش گفت : «  گمان کنم سر پیامبر(ص) شلوغ بوده ومتوجه نشده من چه چیزی پرسیدم .» دوباره گفت : :«یا رسول الله ؛ فقر مرا از پای در آورده است .چه کنم؟ » پیامبر (ص) فرمود :   «  برو ازدواج کن. »

جوان در صف نماز کنار پیرمردی نشست . پیرمرد گفت : « در چه فکری هستی ؟ » گفت : « در فکر این هستم که من چیزی از پیغمبر می خواهم و ایشان چیز دیگری می گویند . من از فقر خود می گویم وایشان دستور ازدواج می دهند. »

پیر مرد گفت : « پیامبر راست می گویند ، بیا و با دختر من ازدواج کن .» جوان گفت: « من کار ندارم » پیرمرد گفت : « خودم به تو کار می دهم . »

دختران شعیب درباره استخدام واشتغال صحبت کردند وپدر درباره ازدواج صحبت کرد.

پدر فرمود : « قالَ اِنّی اُریدُ اَن اُنکِحَکَ اِحدَی ابنَتَیَّ هاتَینِ »

ای جوان من تصمیم گرفتم یکی از این دو دخترانم را به ازدواج تو درآورم.

مهریه چه بود ؟ « عَلَی اَن تَأجُرَنی ثَمانِیَ حِجَجٍ » مهریه ۸ سال کار تو برای ما باشد.

کار حضرت شعیب ع برای موسی ع هشت سال چوپانی بود.

مدل قرآنی… داماد در منزل پدر زن ساکن شد…

موسی (ع) مشغول به چوپانی شد و وقتی گوسفندی چندقلو زایمان میکرد پدر زن یک قل را به داماد هدیه میداد.

داماد بعد از دو سه سال صاحب گله شد.

« فَاِن اَتمَمتَ عَشراً فَمِن عِندِکَ » اگر هم خواستی ۱۰ سال کار کن ، اختیار با خودت است.

« وَ ما اُریدُ اَن اَشُقَّ عَلَیکَ » آیه ۲۷ سوره قصص شعار پدر زنها در قرآن است، من نمی خواهم برتو سخت بگیرم.

« سَتَجِدُنی اِن شاءَ اللهُ مِنَ الصّالِحینَ » ان شاءالله خواهی دید من از صالحان هستم.

ما در همه نمازها سه سلام می دهیم : سلام اول بر پیامبر ص ، سلام دوم برعباد الله الصالحین و سلام سوم السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

پدر زن آسان گیر از عباد الله الصالحین است .

پیامهای این آیه :

با خدا باش و پادشاهی کن….بی خدا باش وهر چه خواهی کن .

درس اول…حضرت موسی (ع) با خدا معامله کرد و نه به خاطر مزد ، بلکه به خاطر خدا به دختران کمک کرد.

 

خدا به کمکش آمد وهم ازدواج واشتغال و هم مسکن موسی را درست کرد.

درس دوم…شناخت عروس وداماد قبل از ازدواج لازم است . داماد دختران را از اینکه با فاصله و با حیا ایستاده بودند ، شناخت  .داماد دید دختران با عفت وحیا و اهل کارند و با پدر دختران آشنا شد.

دختران هم داماد را شناختند که هم جرأت و قدرت دارد وهم توانایی دارد وهم خیانت نمی کند.

پس قبل از ازدواج عجله نکنید وعروس و داماد همدیگر را بشناسند.

درس سوم…اگر از امین بودن وتوانایی یک جوان مطمئن شدید ، بهانه نیاورید ودختر خود را به عقد او درآورید .

درس چهارم…دختر وپسر می توانند هنگام خواستگاری مقابل یکدیگر بنشینند و همدیگر را ببینند.

درس پنجم … پنهانی و قرار بیرون از منزل نگذارید ودر چارچوب خانواده باشد.

درس ششم…غریزه جنسی را جدی بگیرید.

حتی در خانه پیامبر(ص) برای سلامت بچه ها ، پدرشان در خانه حرف ازدواج را پیش می کشد و سپس اشتغال را .

روایت داریم اگر خواستگار با اخلاق و متدینی آمد و دخترت را به او ندادی، هر گناهی پیش بیاید بر گردن پدر ومادر است.

درس هفتم…ازدواج با مهریه همراه است…مهریه چند مدل است ؛ یکی عندالمطالبه و برای کسی است که ملک ومالی دارد، حالت دوم عندالاستطاعة است ؛ یعنی هروقت توانست آن را پرداخت کند و حالت دیگر آن است که به ذمّه باشد؛ یعنی کار بکند و بعد بدهد..ولی مهریه حتما لازم است.

اگر پدر دختر پیغمبر هم باشد، ایرادی ندارد درباره مهریه صحبت کند.

امام صادق (ع) در بازار می خواستند چیزی بخرند وچانه می زدند، کسی اشکال کرد .ایشان فرمودند : « چانه زدن بد نیست، باید مواظب مالم باشم.

خوب است پدر عروس حداقلی را بیان کند و به داماد اختیار بدهد.

درس هشتم…در میزان مهریه ، داماد را در تنگنا قرار ندهیم.

درس نهم…بدون ان شاءالله گفتن قول ندهیم.

در چند جای قرآن درباره کاری که می خواهید بعدا انجام بدهید ، سفارش به گفتن ان شاءالله شده است.

سبک زندگی مسلمانی یعنی این جهان صاحبی دارد.

« قالَ ذلِکَ بَینی وَ بَینَکَ ، اَیَّمَا الاَجَلَینِ قَضَیتُ فَلا عُدوانَ عَلَیَّ »

 

داماد قبول کرد ؛ یا ۸ سال یا ۱۰ سال ؛ یکی از این دو را انجام می دهم.

جمله طلایی« وَ اللهُ عَلَی ما نَقولُ وَکیلٌ » خداوند تضمین می کند.

در کارها خدارا گواه و وکیل بگیرید.

                       والسلام علیکم ورحمة الله و برکاته