شرح صفحه 56 قرآن کریم
داستان تولد حضرت عیسی
شرح صفحه 56 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 52-46 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
خدای مهربان، بیشتر سخنان خود را در قالب قصهها برای ما بیان کرده است. حقایقی بزرگی در دل این قصهها وجود دارد. با اینکه این قصهها ماجراهای گذشته را بازگو میکند ولی درسهای آن برای همۀ روزگاران است. فکر نکنید به ما ربط ندارد.
در جلسۀ قبل، قصۀ تولد عیسی بن مریم را گفتیم. سنت خداوند بر این است که کارهای خود را به وسیلۀ اسباب انجام میدهد. مثلاً باران را از طریق بخار آب و ابرها میفرستد، البته غیر از این طریق هم میتواند، ولی سنت او بر این است. یا مثلاً یک آقا و یک خانم باید با هم ازدواج کنند تا نطفههای آنها با هم ترکیب شود و فرزندی به وجود بیاید. خداوند از غیر این راه هم میتواند و قدرت آن را دارد. ولی سنت خدا به طور رسمی و طبیعی این است که از طریق اسباب، کارهای خود را انجام دهد.
ادامه داستان را با هم بخوانیم:
صفحۀ 56
سورۀ مبارکه آلعمران
آیات 52-46
آیۀ 46 : «وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ»
«وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلًا وَمِنَ الصَّالِحِينَ» عیسی مسیح که مژدۀ الهی بود، در بزرگی و در کودکی با مردم سخن میگفت. «مَهْدِ» نوعی گهواره است. گهواره وسیلهای است که تکان میخورد ولی «مَهْدِ» به یک محل استراحتی که آرام باشد، گفته میشود. عیسی بن مریم در گهواره سخن گفت که داستان آن را در سورۀ مریم خواهیم گفت. «وَكَهْلًا» در بزرگسالی هم سخن میگفت.
از این آیه برداشتهای متعددی شده است. بعضی گفتهاند تمام عمر این پیامبر به تبلیغ دین و سخن گفتن در راه خدا گذشته و یا بعضی دیگر به سخن گفتن ایشان در کودکی تأکید کردهاند: در گهواره سخن گفت همانگونه که در بزرگسالی سخن میگفت.
«وَمِنَ الصَّالِحِينَ» و از صالحان بوده است.
آیۀ 47: «قَالَتْ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ ۖ قَالَ كَذَٰلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ ۚ إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»
«قَالَتْ رَبِّ أَنَّىٰ يَكُونُ لِي وَلَدٌ وَلَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ» وقتی بشارت داده شد به حضرت مریم که خداوند پسری را به تو میخواهد بدهد، حضرت مریم عرضه داشت: پروردگارا! چگونه ممکن است فرزندی برای من باشد در حالی که هیچ بشری با من تماس نداشته است. به طور طبیعی باید یک زن و مرد با هم ازدواج کنند تا از آنها فرزندی به وجود بیاید. ما چنین مسئلهای نداشتیم.
«قَالَ» خداوند فرمود: «كَذَٰلِكِ اللَّهُ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ» اینگونه است که خداوند هر چه را بخواهد میکند. قدرت خدا محدودیت ندارد. گاهی خداوند با دعای بندگانش باران میفرستد، با چوبی که در دست موسی است کوه را میشکافد و یا از کوه یک شتر زنده بیرون میآورد. اینها معجزات الهی است. امکان پذیر است. قدرت خدا نامحدود است. «إِذَا قَضَىٰ أَمْرًا» وقتی فرمان دهد به چیزی، «فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» میفرماید باش، موجود میشود. این خدایی است که اسلام و قرآن باور دارد.
آیۀ 48 : «وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ»
«وَيُعَلِّمُهُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ» و خداوند به مسیح، عیسی بن مریم، کتاب و حکمت را آموخت، تورات و انجیل را تعلیم داد.
آیۀ 49 : «وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ ۖ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنْفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ ۖ وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَىٰ بِإِذْنِ اللَّهِ ۖ وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ ۚ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»
«وَرَسُولًا إِلَىٰ بَنِي إِسْرَائِيلَ» و فرستادهای به سوی بنیاسرائیل که به بنیاسرائیل این را بگوید: «أَنِّي قَدْ جِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ» من آمدهام همراه با معجزهای از سوی پروردگارتان. یکی از نشانههای صداقت و حقانیت انبیاء، معجزه بوده است. معجزه یعنی کاری که در آن زمان و در طول زمانهای بعد از آن – نه هزار سال بعد و نه ده هزار سال بعد–، از کسی جز انبیاء ساخته نیست. هرگز تا پایان عالم کسی جز انبیاء، همچون کار موسی بن عمران را نمیتواند انجام دهد؛ که به آن معجزه میگوییم.
معجزه برای چیست؟ برای اینکه مردم تشخیص بدهند آن پیامبر است، و نشان میدهد که بقیه از انجام دادن کار او عاجزند، و همچنین برای صداقت و حقانیت پیامبر است. معجزۀ هر زمانی، متناسب با آن روزگار بوده است. در حدیث داریم که در زمان عیسی بن مریم، علم طب پیشرفتهای زیادی داشته است.
معجزات عیسی را بشنویم:
«أَنِّي أَخْلُقُ لَكُمْ مِنَ الطِّينِ» من میآفرینم برای شما از گِل، «كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ» به شکل یک پرنده، از گِل یک پرنده درست میکنم. «فَأَنْفُخُ فِيهِ» میدمم در همان پرندۀ گِلی، «فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللَّهِ» به اذن خدا یک پرندۀ واقعی و جاندار میشود، میپرد، این یکی از معجزات من است.
«وَأُبْرِئُ الْأَكْمَهَ وَالْأَبْرَصَ»، «الْأَكْمَهَ» یعنی کور مادرزاد، و درمان میکنم کور مادرزاد را، «وَالْأَبْرَصَ» و کسی که مبتلا به بیماری پوستی پیسی، «وَأُحْيِي الْمَوْتَىٰ بِإِذْنِ اللَّهِ» و زنده میکنم مردگان را به اذن پروردگار، «وَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ» و خبر میدهم به شما که دیشب چه خوردید. این از اسرار است و هر کسی نمیداند که دیگران چه غذایی میخورند!، و در خانههایتان چه چیزی را در کجا پنهان کردهاید!، چه چیزی را در کجا ذخیره کردهاید! من به شما خبر میدهم. مثلاً چند کیلو لوبیا یا چند کیلو برنج یا آن وسیله را کجا گذاشتهاید؟
«إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» در این معجزات، نشانهای است برای شما اگر اهل ایمان هستید. نکتۀ مهمی که در این آیه وجود دارد، این است که عیسی بن مریم همۀ معجزات خود را به خدا نسبت میدهد. من، «به اذن او» انجام میدهم. اگر اذن خدا نباشد، از دست من کاری ساخته نیست. خداوند اراده کرده که این بیمار، «به دست من» شفا پیدا کند. همین چیزی که ما شیعیان در مورد اهلبیت معتقد هستیم. امام رضا علیه السلام به «اذن خدا» شفا میدهد. ما شیعیان به این مسأله معتقد هستیم.
آیۀ 50 : «وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَلِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ ۚ وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ»
«وَمُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ» و حضرت عیسی علیه السلام تصدیق کنندۀ توراتی است که در دسترس مردم بودهاست. «وَلِأُحِلَّ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي حُرِّمَ عَلَيْكُمْ» من بعضی از چیزهایی که بر شما حرام است را مجاز اعلام میکنم و حلال میگردانم. «وَجِئْتُكُمْ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ» و از طرف پروردگارتان نشانه و معجزهای آوردهام، «فَاتَّقُوا اللَّهَ» از نافرمانی خدا دوری و پرهیز کنید، «وَأَطِيعُونِ» و از من که فرستادۀ خدا هستم اطاعت کنید.
آیۀ 51 : «إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ ۗ هَٰذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ»
«إِنَّ اللَّهَ رَبِّي وَرَبُّكُمْ» حقیقت این است که اللّٰه پروردگار من و پروردگار شما است. «رَبِّ» به معنای صاحب و «رَبِّ البیت» به معنای صاحب خانه است. همچنین به معنای پرورش دهنده، مدیر و مدبر است. این عالم و نظامات آن، رئیس و صاحب دارد، پرورش دهنده، مدیر و مدبری دارد که «اللّٰه» است. «اللّٰه» که خدای من و خدای شماست.
«فَاعْبُدُوهُ» او را پرستش کنید، «هَٰذَا صِرَاطٌ مُسْتَقِيمٌ» این راه درست بشریت است که به انجام میرسد. همان راهی که بشر را به ساحل نجات می رساند. پرستش خدایی که مربی همۀ موجودات است.
آیۀ 52 : «فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنْهُمُ الْكُفْرَ قَالَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ ۖ قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ آمَنَّا بِاللَّهِ وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ»
«فَلَمَّا أَحَسَّ عِيسَىٰ مِنْهُمُ الْكُفْرَ» وقتی عیسی بن مریم از جانب جمعی از یارانش، کفر را احساس کرد، «قَالَ مَنْ أَنْصَارِي إِلَى اللَّهِ» فرمود: چه کسی مرا یاری میکند در راه خدا؟ «قَالَ الْحَوَارِيُّونَ نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ» حواریون –یاران ویژۀ حضرت عیسی علیه السلام– گفتند: ما یاران خدا هستیم.
آقایان و خانمها..! از آیه این فهمیده میشود که نصرت اولیاء خدا، همان نصرت خداوند است. امام حسین علیه السلام در روز عاشورا فرمودند: «هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنْصُرُنی» آیا کسی هست مرا یاری کند؟ مشابه آن نیز در این آیه، حضرت عیسی علیه السلام هم سؤال میکند: «مَنْ أَنْصَارِي» چه کسی من را یاری میکند؟ که حواریون جواب میدهند: «نَحْنُ أَنْصَارُ اللَّهِ» ما یاران خدا هستیم. از آیه مشخص میشود که این دو در یک راستا هستند. یاری پیغمبر، یاری خداوند است. همچنین یاری امام حسین علیه السلام، یاری خداوند است.
«آمَنَّا بِاللَّهِ» ایمان آوردیم به اللّٰه، «وَاشْهَدْ بِأَنَّا مُسْلِمُونَ» گواه باش که ما تسلیم شدگان پروردگار هستیم.
خدانگهدار شما…


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.