شرح صفحه 44 قرآن کریم
قصه حضرت ابراهیم و زنده شدن مردگان
شرح صفحه 44 قرآن کریم، سوره بقره آیات آیات 264-260 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم. قصه حضرت ابراهیم و زنده شدن مردگان
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
قرآن، بسیار ما را به سفر تشویق کرده است. یکی از آنها، تشویق به سفر به معارف بلند است.
به دنیای دانستنیها سفر کنیم. نابترین و عمیقترین دانستنیها، کتاب خداست. این صفحه با قصه شروع میشود؛قصهگو خداست؛ یک قصۀ واقعی که دربارۀ پیامبری بزرگ به نام ابراهیم است…
صفحۀ 44
سورۀ مبارکه بقره
آیات 264-260
أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ
آیۀ 260 : «وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي ۖ قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا ۚ وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»
«وَإِذْ»، «إِذْ» یعنی ماجرایی در گذشتهها بوده ولی در زمان حال برای شما مفید است. یاد کنید آن ماجرا را. بیتفاوت نباشید. «وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ» یاد کنید آنگاه که ابراهیم گفت: ای خدای من! پروردگار من! به من بفرمایید چگونه مردگان را زنده میکنید؟ «قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ» خداوند فرمود: آیا باور نداری؟!
«قَالَ بَلَىٰ» ابراهیم گفت: البته که باور دارم، «وَلَٰكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي» اطمینان دارم. ولی میخواهم با مشاهده، آرامش پیدا کنم. «قَالَ» خداوند فرمود، «فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ» چهار پرنده را بگیر. در احادیث آمده که آن چهار پرنده طاووس، خروس، کبوتر و کلاغ بودند. پس از آن «فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ» نزد خود، پرندهها را در هم بکوب و به هم ضمیمه کن. تمام این چهار پرنده را با هم مخلوط و بعد چهار قسمت کن. «ثُمَّ اجْعَلْ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا» هر قسمتی از این مجموعه را بر سر یکی از چهار کوه بگذار. چهار قله را در نظر بگیر و این گوشتهای مخلوط شده را بر سر این قلهها بگذار. «ثُمَّ ادْعُهُنَّ» سپس آنها را صدا بزن: طاووس، کبوتر، خروس، صدایشان کن. «يَأْتِينَكَ سَعْيًا» خیلی پرسرعت پیش تو میآیند.
یعنی بار دیگر اجزای آن گوشتهای مخلوط شده، از هم جدا میشود، به شکل همان پرندۀ قبلی در میآید و پیش تو میآید. «وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ» و بدان که خداوند شکست ناپذیر و مقتدر است، «حَكِيمٌ» کارهای او از روی حکمت است.
از این آیه به بعد، آیات زیادی در سورۀ مبارکۀ بقره دربارۀ «انفاق» است. انفاق یا به قول مقام معظم رهبری «کمکهای مؤمنانه»، کمکهایی که ریشه در باورها و اعتقادات ما دارد. کمکهایی که فقط از روی دلسوزی نیست، بلکه به ایمان ما مربوط است.
اینجا چند سؤال مطرح میشود:
چه چیزی را انفاق کنیم؟ به چه کسی انفاق کنیم؟ چگونه انفاق کنیم؟ در چند صفحۀ بعدی به این سؤالات پاسخ داده میشود.
با هم بخوانیم:
در ابتدا خداوند میخواهد به ما انگیزه بدهد. میفرماید:
آیۀ 261 : «مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ۗ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»
«مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ» حکایت کسانی که انفاق میکنند دارایی خود را در راه خدا، «كَمَثَلِ حَبَّةٍ» حکایت یک دانهای است که در دل زمین کاشته میشود. «أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ» از آن یک دانه، هفت خوشه میروید. «فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ» از هر خوشهای صد دانه میروید؛ یعنی یک دانه میکارد ولی ۷۰۰ دانه تحویل میگیرد. انفاق در راه خدا چنین پاداشی دارد. «وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ» و خداوند چندین و چند برابر میکند برای هر که بخواهد. «وَاللَّهُ وَاسِعٌ» و خداوند گشایش دهندۀ «عَلِيمٌ» داناست.
بیاییم با خدا معامله کنیم. آقایان!، خانمها! پولهایتان را کجا میگذارید؟ در کدام بانک -اقتصاد نوین؟، پارسیان؟، ملت؟، ملی؟- سرمایهگذاری میکنید؟، بیشترین سودی که این بانکها به شما میدهند چقدر است؟ 19 یا ۲۲ درصد است؟ در بازار چقدر سود میدهند؟ کمترین سود خدا، 200 درصد است. البته این آیه میفرماید سود خدا هفت هزار درصد است. یعنی 700 برابر…
افرادی مثل ما که با خدا معامله نمیکنیم، بسیار غصه خواهیم خورد.
آیۀ بعد:
آیۀ 262 : «الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى ۙ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»
«الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» آنان که دارایی خود را در راه خدا انفاق میکنند. «ثُمَّ» اما، «لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى» در پی آن انفاق، منّت نمیگذارند. مثلاً بگویند من بودم که تو را داماد کردم. اگر من نبودم که تو خانهدار نمیشدی؟
ایشان اذیت هم نمیکنند. خوب حالا من را تا وسط شهر ببر و…، نه..، کسی که انفاق میکند نباید از مردم کار بکشد. کسانی که در راه خدا انفاق میکنند، منّت نمیگذارند و اذیت هم نمیکنند.
«لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ» پاداش آنها نزد پروردگارشان ذخیره است. «وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ»، یکی از آثار انفاق این است که انسان آرامش پیدا میکند. ترسی بر ایشان نیست. «وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» و غصهای برای آنها نیست، غصه نمیخورند.
نکتۀ دیگر؛
گاهی ما کمک میکنیم ولی با بداخلاقی، با توهین و تحقیر این کار را انجام میدهیم…
این آیه میفرماید:
آیۀ 263 : «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى ۗ وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ»
«قَوْلٌ مَعْرُوفٌ» خوب حرف زدن «وَمَغْفِرَةٌ» و گذشت کردن، «خَيْرٌ» بهتر است «مِنْ صَدَقَةٍ» از اینکه کمک بکنیم، «يَتْبَعُهَا أَذًى» اما به دنبال آن اذیت کنیم.
آقا! کمک نکن!، جان مادرت کمک نکن!، ولی یک معاشرت خوب داشته باش. «وَاللَّهُ غَنِيٌّ»، فکر نکن که خداوند به انفاق تو نیاز دارد. انفاق برای رشد خود تو است. و خداوند بی نیاز است. «حَلِيمٌ» خداوند در حال تماشای بندگانش است.
آیۀ 264 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا ۖ لَا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ»
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای خواهران باایمان! برادران باایمان! «لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ» خراب نکنید کمکهای خودتان را. چون گاهی آدم کمک کرده ولی بعد آن را خراب میکند. چگونه خراب میشود؟ «بِالْمَنِّ» با منت گذاشتن، «وَالْأَذَىٰ» با اذیت کردن، «كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ» کسی که منت میگذارد، کسی که اذیت میکند مثل کسی است که برای غیر خدا و برای خودنمایی انفاق میکند.
مَثَل آدم ریاکار مانند چیست؟ «وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ» ریاکار ایمان ندارد به خدا، «وَالْيَوْمِ الْآخِرِ» ریاکار، منتگذار و اذیتکن، به آخرت ایمان ندارد. «فَمَثَلُهُ» مَثَل چنین کسی، «كَمَثَلِ صَفْوَانٍ» مثل یک سنگ صاف -یک صخره- است، «عَلَيْهِ تُرَابٌ»…
شما تصور کنید که در کوهستان هستید، اگر یک فرغون خاک بر روی یک سنگ صاف بریزید، سپس یک مشت هم جو و گندم آنجا بریزید، به نظر شما اسم این کار کشاورزی است؟ نه..، اینکه کشاورزی نیست، چون یک باد میآید همه را میبرد، یک رگبار میآید و همه را میشوید. کشاورزی باید در زمین مطمئن باشد. زمین هم وقتی مطمئن میشود که برای خدا کمک کنیم، منت نگذاریم، اذیت نکنیم و کارهایمان از روی ریا نباشد.
«فَأَصَابَهُ وَابِلٌ» یک رگباری میرسد، «فَتَرَكَهُ صَلْدًا» خاکها را میشوید و همان یک سنگ صاف میماند. «لَا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا» از کارهایی که کردهاند چیزی دستشان را نمیگیرد. بر دستاوردی توان ندارند، چون همه را آب و باد برده است. «وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ»، اینجا خداوند از ریاکار با لفظ «کافر» یاد کرده است. حدیث داریم که در روز قیامت چند لقب به ریاکار میدهند. آمده است که در جایی «یا فاسق» و در جای دیگر «یا کافر» میگویند. و خداوند کافران را هدایت نمیکند.
خدانگهدار شما…


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.