شرح صفحه 43 قرآن کریم
مناظره حضرت ابراهیم و نمرود و داستان عزیر نبی
شرح صفحه 43 قرآن کریم، سوره بقره آیات 259-257 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
به نظر من، سفر به قرآن مثل سفر به آسمان هاست. وقتی با ابزار یا با چشمان طبیعی به آسمانها نگاه میکنیم، بعضی از ستارهها را پرنورتر و درخشانتر میبینیم. همۀ آیات قرآن نور است. اما پیامبر عزیز ما و امامان ما بعضی از آیات مثل آیة الکرسی را، به قول شما جوانترها، بُلد کردهاند…
خدا رحمت کند مرحوم آقای فلسفی در یک ماه رمضان در ۳۰ جلسه، تفسیر آیةالکرسی را با بهترین شیوایی بیان کردند که چاپ هم شده است. این کتاب را بخوانیم. در احادیث زیادی، برای کسی که در صبحگاه، در شب، در سفر و در تدبیر امور آیةالکرسی را بخواند، پاداش بیان کرده است. خیلی کمککار ماست. به سفر آسمانی قرآن کریم میرویم:
صفحۀ 43
سورۀ مبارکه بقره
آیات 259-257
آیۀ 257 : «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»
«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا» خداست سرپرست کسانی که ایمان آوردهاند. برای ایشان چه کاری میکند ؟ «يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» آنها را از تاریکیهای وهم، جهل، حرص، شهوات و خرافات بیرون میآورد. اما «وَالَّذِينَ كَفَرُوا» آنان که کافر شدند، «أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ» تصمیمگیران آنها، ادارهکنندگان آنها، سرپرستهای آنها طاغوت هستند. طاغوتها برای انسان چه کاری میکنند؟ «يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ» انسان را از فطرت نورانی خود بیرون میآورد، «إِلَى الظُّلُمَاتِ» میبرند در تاریکیهای حیرت و سرگشتگی، «أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ» کافران همنشینان آتش هستند. «هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» برای همیشۀ همیشهها در جهنم خواهند بود.
از اینجا تا پایان صفحه، دو ماجرا از دو پیامبر آمده است. من از برادران عزیز و خواهران گرامی خواهش میکنم، مخصوصاً مخصوصاً قصههای قرآن را یاد بگیریم، چند بار تکرار کنیم و برای فرزندانمان بیان کنیم. در حال حاضر که وسیلههای ارتباطی زیاد شده است، سعی کنیم قرآن را نشر دهیم. همۀ ما مُبَلّغ قرآن شویم.
قصۀ اول:
آیۀ 258 : «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ ۖ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»
«أَلَمْ تَرَ» آیا نمیدانی؟! یعنی برو بدان. «أَلَمْ تَرَ» آیا نمیبینی؟ یعنی بنشین ببین. چی را؟ «إِلَى الَّذِي» آن کسی را که؛ منظور نمرود پادشاه زمان حضرت ابراهیم علیه السلام است. نمرود چه کار کرد؟ «الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ» دربارۀ پروردگار با ابراهیم بحث کرد. یعنی از حضرت ابراهیم پرسید: خدای تو کیست؟ چرا به خود این جرأت را داد که با کمال پررویی بستانکاری کند؟ چون قدرت داشت، چون زمامدار و سرمایهدار بود. «أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْك» زیرا خداوند به او قدرت داده بود، ولی او از قدرت خود سوءاستفاده کرد. حالا از ابراهیم بستانکاری میکند. ابراهیم خدای تو کیست؟
«إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ» یاد کن آنگاه که ابراهیم گفت، «رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ» پروردگار من کسی است که زنده میکند و میمیراند. «قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ» نمرود گفت: من هم زنده میکنم و میمیرانم. دستور داد دو زندانی را آوردند، یک زندانی که به اعدام محکوم شده بود را دستور داد تا آزاد کنند، یک زندانی دیگر که سرنوشتش آزادی بود را دستور داد اعدام کنند و بعد از آن گفت: دیدید من میتوانم زنده کنم، دیدید من توانستم بمیرانم. حضرت ابراهیم ورق را عوض کرد….
«قَالَ إِبْرَاهِيمُ» ابراهیم فرمود: «فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ» خداوند خورشید را از مشرق بیرون میآورد، اگر تو واقعاً خدا هستی «فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ» تو خورشید را از مغرب درآور. «فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ» سرگردان شد، مبهوت شد، آن کسی که کافر شده بود. «وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ» و خداوند ستمگران را هدایت نمیکند. از نظر قرآن بالاترین ستم شرک است «إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ».
این گفتگو و محاجۀ حضرت ابراهیم با نمرود بود.
یک قصۀ دیگر:
این قصهها بعد از آیة الکرسی آمده است و آیة الکرسی دربارۀ صفات خداست.
آیۀ 259 : «أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَىٰ قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىٰ يُحْيِي هَٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا ۖ فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ ۖ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ ۖ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ۖ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ ۖ وَانْظُرْ إِلَىٰ حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ ۖ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا ۚ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»
«أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَىٰ قَرْيَةٍ» یا شنیدهای آن پیامبری که از قریهای (روستایی) گذر میکرد؛ نام آن پیامبر ذکر نشده است، ولی امامان ما فرمودند که منظور عُزَیرِ پیامبر است. «وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا»، «عَرش» یعنی سقف، در آن روستا سقف خانهها روی دیوارها فرو ریخته بود. یعنی پیشتر زلزلهای رخ داده بود.
«قَالَ أَنَّىٰ يُحْيِي هَٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا» آن پیامبر از خداوند تقاضا کرد: پروردگارا! چگونه این مردهها را بعد از مردن زنده میکنی؟ یعنی اینگونه نبوده که ایشان تردید داشته باشد، بلکه مانند حضرت ابراهیم که از خدا خواست زنده کردن مردهها را به او بنمایاند، حضرت عُزَیر هم برای اطمینان خاطر، نه به صورت علمی بلکه به شیوۀ شهودی خواست که زندهشدن مردهها را با چشمانش ببیند.
«فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ» خداوند عُزَیر را میراند تا صد سال… همراه عُزَیر خوردنیهایی بوده که گفتهاند شیر و انجیر بوده است و او بر الاغی سوار بود. او صد سال مرده بود. «ثُمَّ بَعَثَهُ» بعد از صد سال خداوند عُزَیر را زنده فرمود. «قَالَ كَمْ لَبِثْتَ» ای عُزَیر! چه مدتی است در این روستا هستی؟ «قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ» عُزَیر هم گفت: «فکر میکنم حدوداً یک روز یا نصف روز من اینجا بودهام». «قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ» خداوند فرمود: تو صد سال است که اینجا هستی….
«فَانْظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ» نگاه کن به غذا و نوشیدنیات که فاسد نشده! ما این کار را کردهایم. [*** تایتل: خداوند بر هر کاری تواناست.] اگر ما بخواهیم که چیزی بماند، حتی غذاهایی مثل شیر و انجیر که زود هم فاسد میشوند، با گذشت صد سال هم اجازه نمیدهیم که فاسد شوند. چگونه خداوند عمر امام زمان علیه السلام را بیش از ۱۰۰۰ سال طول میدهد؟ چون در آیة الکرسی قدرت و علم او را خواندیم.
«وَانْظُرْ إِلَىٰ حِمَارِكَ» اما نگاه کن به الاغت که گوشتهایش از بین رفته و استخوانهایش هم پراکنده شده است. «وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ» ما میخواهیم تو را نشانهای برای مردم قرار بدهیم با این قصهای که برای تو پیش آمد. حال نگاه کن به الاغی که استخوانهایش پراکنده شده، ما استخوانها را جمع میکنیم. «وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا» نگاه کن به استخوانهای الاغ که چگونه ما آنها را به هم متصل میکنیم! «ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا» آنگاه با گوشت، استخوانها را میپوشانیم.
«فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ» وقتی قصه برای عُزیر روشن شد، «قَالَ أَعْلَمُ» گفت دانستم که «أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» خداوند بر هر کاری تواناست.
خدانگهدار شما…


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.