شرح صفحه 42 قرآن کریم

شرح صفحه 42 قرآن کریم (آیة الکرسی)

شرح صفحه 42 قرآن کریم، سوره بقره آیات 256-253 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

 


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

یکی از مسائل مهمی‌که از آغاز تاریخ تا پایانش باید به آن فکر بکنیم، آمدن پیامبران است.

خداوند انسان را با ظرفیتی بزرگ آفرید. او استعداد دانش آموختن دارد. اما این دانش و اندیشۀ انسان، کشش این که خودش به طور مستقل به مقصد برسد را ندارد و باید وحی به کمک او بیاید، باید پیامبران به کمک او بیایند. پیامبران مراتب داشتند، همۀ آن‌ها دارای یک هدف و معصوم بودند، اما مراتب داشتند، بعضی‌ بزرگتر از دیگران بودند.

آیۀ 253 : «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ ۘمِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ ۖ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ ۚ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ۗ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَٰكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَمِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ»

«تِلْكَ الرُّسُلُ» آن پیامبران، «فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ» برتری دادیم بعضی از آن‌ها را بر بعضی دیگر، «مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ» از جمله پیامبرانی که برتری دادیم و در سطح بالا هستند، پیامبری است که خدا با او سخن گفته، در جای دیگر قرآن این مسئله برای ما روشن می‌شود که منظور موسی بن عمران است.

«وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ» و بالا برد درجات بعضی را بر دیگران. پیامبر دیگری که از نظر رتبه، بلند مرتبه است، عیسی بن مریم است. «وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ» و به عیسی بن مریم معجزات دادیم، دلایل روشن دادیم. «وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ» و او را به وسیلۀ روح القدس که شاید منظور جبرئیل امین باشد، پشتیبانی کردیم، تأیید کردیم.

قبل از اینکه پیامبران بیایند مردم با هم اختلاف داشتند، پیامبران برای رفع اختلاف آمدند. اما متأسفانه پس از آمدن پیامبران هم یه نوع اختلافاتی بین مردم بر اساس هوس و نه بر اساس جهل، وجود داشت. اختلافات قبل از آمدن پیامبران براساس جهل بود، اما الان پیامبران آمدند و دلایل و راه روشن است. اما همچنان بعضی به خاطر قدرت‌طلبی، بعضی به خاطر هوسرانی و شهوت‌رانی با هم اختلاف می‌کنند.

«وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ» اگر خدا می‌خواست بعد از پیامبران به جان هم نمی‌افتادند و با همدیگر جنگ نمی‌کردند. اما از آنجا که خدا اراده کرده که انسان را با اختیار در این میدان قرار بدهد، اختیار با انسان است. «مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ» اختلافات پس از آن است که دلایل روشن آمده اما همچنان با هم درگیری دارند. «وَلَٰكِنِ اخْتَلَفُوا» با هم اختلاف دارند.

«فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ» بعضی از مردم ایمان آوردند به پیامبر، «وَمِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ» بعضی کفر ورزیدند، انکار کردند آیین پیامبر را. مجدداً خداوند می‌فرماید: اگر ما می‌خواستیم کاری می‌کردیم که شما هم مانند فرشته‌ها در همان مسیری که ما اراده می‌کنیم حرکت کنید. «وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا» اگر خدا می‌خواست اصلاً اختلاف، درگیری و جنگی پیش نمی‌آمد. اما خداوند اراده کرده انسان را در این میدان به حال خود رها کند. نظارت و راهنمایی هست اما اجباری وجود ندارد. «وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ» ولی خداوند انجام می‌دهد آنچه را که اراده کرده، و ارادۀ خدا بر این است که انسان آزاد باشد.

آیۀ 254 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ۗ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»، هشتاد و چند بار آیات قرآن با این آهنگ آمده که خیلی از آن‌ها در همین سورۀ بقره است. امام صادق علیه السلام فرمودند: من وقتی این آیات را می‌شنوم، لذت می‌برم. خداوند چقدر با بندگان خود محترمانه و کریمانه سخن گفته است… ای کسانی که ایمان آورده‌اید، عزیزان من! بندگان من!

«أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ» از آنچه روزی شما کرده‌ایم انفاق کنید. همۀ آنچه به شما داده‌ایم منظور نیست، بلکه یک قسمتی از آن مثلاً ده درصد یا بیست درصد را به کسانی که سطح زندگیشان از شما پایین‌تر است، انفاق کنید.

«مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ» قبل از اینکه آن روز، یعنی روز قیامت -روز نیاز شما- برسد. قیامت چه روزی است؟ «يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ» با پول نمی‌شود خود را خرید. «وَلَا خُلَّةٌ» رفیق‌بازی در قیامت نیست. «وَلَا شَفَاعَةٌ» واسطه‌گری در قیامت نیست. البته ما شفاعتی قابل قبول خدا را در قرآن داریم، آیات شفاعت را کنار هم باید بگذاریم و جمع‌بندی کنیم. اینجا می‌فرماید که شفاعت نیست. در آیات دیگر می‌فرماید شفاعت هست ولی به اذن خدا یا تحت رضایت خدا…

«وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ» و کافران، ستمگران هستند کسی که به خدا کفر می‌ورزد، هم به خدا و هم به خودش ظلم می‌کند و راه ایمان آوردن دیگران را می‌بندد.

به قلّۀ قرآن می‌رسیم؛ بلندترین، شریف‌ترین و باارزش‌ترین آیۀ قرآن که آیة‌الکرسی نام دارد و حدیث‌های زیادی دربارۀ فضیلت این چند آیه داریم.

آیۀ 255 : «اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ»

«اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ» اللّٰه که معبودی جز او نیست. «الْحَيُّ» زنده است. «الْقَيُّومُ» پاینده است، برپادارنده است، او جهان را برپا می‌دارد. «لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ» نه خواب کوتاه -که ما در زبان فارسی به آن چُرت می‌گوییم- و نه خواب طولانی که می‌گوییم خواب او را نمی‌گیرد. خداوند بیدار است، زنده است. «لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» هر آنچه در آسمان‌ها و هر آنچه در زمین است مِلک خداست.

«مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ» در آیۀ قبل گفتیم که شفاعت نیست، اما این آیه می‌فرماید: شفاعت هست. کیست که شفاعت کند نزد او مگر با اجازۀ او، پس با اجازۀ او شفاعت کردن، شفاعت شدن امکان پذیر است. «يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ» خداوند از آینده‌ها خبر دارد. آنچه پیش روی انسان‌هاست، در آینده رخ خواهد داد. «وَمَا خَلْفَهُمْ» خداوند از جزئیات گذشته‌ها نیز اطلاع دارد، مثلاً دیروز این آقا چه کار کرد؟ سال قبل چه کار کرد؟ 17 سال قبل چه کار کرد؟

«وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ» خداوند بر بندگان احاطۀ علمی‌ دارد، اما بندگان بر علم خداوند احاطه ندارند. او آفریدگار است و علمی بی‌انتها دارد اما دانستی‌های ما محدود است. خداوند بر ما احاطۀ علمی ‌دارد، ولی ما بر خداوند احاطۀ علمی‌ نداریم. «إِلَّا بِمَا شَاءَ» دانستنی‌های ما در حدی است که خدا بخواهد. «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ» قلمرو قدرت او همۀ جهان هستی را فراگرفته است.

«وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا» خسته نمی‌کند او را نگه‌داشت این نظامِ با عظمت؛ خداوند خسته نمی‌شود. ما الان یک مدیری که پروژه‌ای را اداره می‌کند، می‌گوید من خسته شده‌ام و عید نوروز باید چند روزی را استراحت کنم. نه… خداوند خسته نمی‌شود، خدایی که ما قبول داریم بر هر چیزی تواناست، بر هر چیزی داناست. «وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ» و او والای بزرگ است.

آیۀ 256 : «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ»

«لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ» در دین اجباری نیست. چون دین در نهاد همۀ انسان‌ها وجود دارد، نمی‌توانیم دین را به صورت یک آمپول بسازیم و آن را تزریق کنیم. همۀ انسان‌ها -در آمریکا، در اروپا، آسیا، شرق و در غرب- همانطور که به خودشان نگاه می‌کنند، به طور طبیعی دین را می‌یابند. آفریده، آفریننده دارد. مخلوق، خالق دارد، حرکت، محرک دارد، نظم، مُنَظِّم دارد، این اجباری نیست. به طور طبیعی همۀ انسان‌ها به «یک جا» متکی هستند.

ملاصدرا می‌گوید: وقتی در کَشتی، کَشتی‌نشینان با حادثه روبرو می‌شوند، ناامید نیستند، به «یک جا» امیدوارند. او خداست. در پذیرش دین خدا، اجباری نیست.

اما رعایت قوانین و مقررات در هر کشوری، یک ضرورت است. اگر یک نظام، بخواهد برون‌داد و نتیجه داشته باشد، مردم باید از آن تبعیت کنند. اگر مردم را آزاد بگذارند که هر طوری می‌خواهند رانندگی کنند، در حالی که مثلاً این جاده یک‌طرفه است یا سبقت ممنوع است یا محدودیت سرعت وجود دارد، و راهنمایی و رانندگی اعلام کند که ما فقط «راهنمایی» می‌کنیم، ولی شما هر طور توانستید عمل کنید! این مسآله قابل قبول نیست؛ بلکه او جلوگیری می‌کند و محدودیت اعمال می‌کند. اجباری در پذیرش دین نیست.

«قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ» تفاوت رشد از گمراهی روشن است. انسان می‌داند که راستگویی خوب و دورغگویی بد است. خیلی روشن است. «فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ» هر کس کفر بورزد به طاغوت، «وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ» و باور کند اللّٰه را، «فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى» چنگ انداخته است به یک پشتوانۀ مستحکم، «لَا انْفِصَامَ لَهَا» که گسستی برای او نیست، «وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» و خداوند شنوای داناست.

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *