شرح صفحه 62 قرآن کریم

اولین خانه ای که ساخته شد شرح صفحه 62 قرآن کریم 

شرح صفحه 62 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 100-92 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.(اولین خانه ای که ساخته شد)

تفسیر ده دقیقه‌ای قرآن کریم ؛ بر ساحل نور

استاد سید جواد بهشتی

موضوع: اولین خانه‌ای که ساخته شد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

زندگی بشر فراز و نشیب‌های بسیاری دارد. و ما نیازمند درس‌های جدیدی هستیم.

می‌فرماید: به قلّه‌های نیکی و نیکوکاری نمی‌رسید مگر اینکه از آن چیزهایی که دوست دارید، انفاق کنید. انسان به مرور به مال دنیا و جاذبه‌های دنیا، دلبستگی پیدا می‌کند. اما اگر بخواهد به آخرت، به معنویت و به خدا برسد، باید از این دنیا دل بِکند.

چرا شهدا مقام والایی دارند؟ چون از شیرین‌ترین و با ارزش‌ترین چیزی که در اختیارشان بود، یعنی از جان خود، گذشتند.

سوره آل عمرانصفحۀ 62 قرآن کریم

سورۀ مبارکه آل‌عمران

آیات 100-92

اولین آیۀ این صفحه:

انفاق، راه رسیدن به قله‌های کمال

آیۀ 92 : «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ»

«لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ» به قلّه‌های کمال نمی‌رسید مگر اینکه از آن چیزهایی که بسیار دوست می‌دارید و برای به دست آوردن آن زحمت کشیده‌اید، بگذرید. «وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَيْءٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ» و آنچه انفاق می‌کنید از چیزی، کم باشد یا زیاد، خداوند می‌داند.

شاید نزدیک به چهل روز از عقد فاطمه زهرا سلام الله علیها گذشته بود که یک خانمی در زد و گفت: ای دختر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم، ازدواج شما مبارک باشد. من هم به زودی می‌خواهم دخترم را به خانۀ بخت بفرستم، ولی چیزی ندارم.

حضرت فاطمه سلام الله علیها پیراهن عروسی خود را که پدرش برای او خرید بود، به آن زن فقیر داد و خود با پیراهن ساده به خانۀ بخت رفت.

فردی به نام «ابوطلحه» باغی در نزدیکی مسجدالنبی داشت که دلبستگی زیادی نیز به آن داشت. حتی گاهی پیامبر عزیز ما صلی الله علیه و آله و سلم وارد آن باغ می‌شدند و دست و روی خودشان را می‌شستند.

این آیه که نازل شد، ابوطلحه خدمت پیامبر رسید و گفت یا رسول اللّه، من تصمیم گرفته‌ام که این باغم را در راه خدا بدهم. پیغمبر او را تشویق کرد ولی فرمودند که باغ را به یک فامیلِ فقیر خود بده. خویشاوندان اولویت دارند…

ده‌ها قصه در تاریخ اسلام وجود دارد که مبداء آن قصه‌ها، همین آیۀ قرآن است: «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ».

 

امام زین العابدین علیه السلام رسمی داشتند و این بود که در ماه‌های رمضان غذای شیرینی می‌پختند و بین خانه‌ها تقسیم می‌کردند. در یکی از آن ماه‌های رمضان شکر گران شده بود. ولی باز هم امام زین العابدین علیه السلام همان غذا را پختند. به ایشان گفتند ای پسر رسول خدا! حالا امسال یک غذای دیگر …، فرمود من غذای شیرین مثل حلوا را دوست دارم.

از آن چیزهایی که دوست می‌دارید در راه خدا بدهید. اینطور نباشد که غذای مانده و لباس کهنه را انفاق کنید، بلکه آن چیزی که خیلی دوست دارید را در راه خدا بدهید.

بهانه‌‌تراشی‌های یهودیان از پیامبر

آیۀ 93 : «كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرَائِيلَ إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَىٰ نَفْسِهِ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ ۗ قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»

«كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرَائِيلَ»، یهودی‌ها به شکل‌های مختلف با پیامبر اسلام مخالفت می‌کردند. حتی در یک دوره‌ای آمدند و گفتند: چرا مسلمان‌ها گوشت شتر و شیر شتر را حلال می‌دانند، در حالی که حضرت ابراهیم علیه السلام حرام می‌دانسته است؟

این آیه نازل شد و آن را انکار کرد. چه زمانی حضرت ابراهیم گوشت شتر و شیر شتر را حرام دانسته است؟ در برهه‌ای از زمان حضرت یعقوب –و نه حضرت ابراهیم علیه السلام– آن را نمی‌خورد. البته برای شخص حضرت یعقوب علیه السلام بوده و در آیین او نیز نبوده است. مدتی برای شخص حضرت یعقوب علیه السلام گوشت شتر ضرر داشته و خود ایشان نمی‌خورده است. اینطور نبود که در دین او چنین احکامی ‌باشد. شما از کجا این حرف‌ها را آورده‌اید؟

«كُلُّ الطَّعَامِ كَانَ حِلًّا لِبَنِي إِسْرَائِيلَ» همۀ غذاهای پاکیزه حلال بوده است بر بنی‌اسرائیل. «إِلَّا مَا حَرَّمَ إِسْرَائِيلُ عَلَىٰ نَفْسِهِ»، «إِسْرَائِيلُ» یعنی حضرت یعقوب، «إِسْرَ» یعنی عبد، «ائِيلُ» یعنی خدا، به معنای بندۀ خدا است و به حضرت یعقوب اشاره دارد. او چون یک مریضی برایش پیش می‌آمد، گوشت شتر را بر خودش حرام کرده بود.

«مِنْ قَبْلِ أَنْ تُنَزَّلَ التَّوْرَاةُ» قبل از اینکه تورات نازل شود، «قُلْ فَأْتُوا بِالتَّوْرَاةِ فَاتْلُوهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» ای پیامبر! بگو بروید تورات را بیاورید اگر راست می‌گویید، همین توراتی که حتی دست خورده و تحریف شده است، آن آیه را بیاورید که کجای تورات نوشته شده است که گوشت شتر حرام است؟ شیر شتر حرام است؟

چرا اذیت می‌کنید؟ چرا بهانه جویی می‌کنید؟

آیۀ 94 : «فَمَنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»

«فَمَنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ» هر کس بر خدا دروغ ببندد، «مِنْ بَعْدِ ذَٰلِكَ» بعد از اینکه بحث تمام شد، «فَأُولَٰئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ»، بعضی‌ها حق را می‌فهمند ولی باز هم لجاجت می‌کنند، این‌ افراد ظالم و ستمگر هستند. هم به خدا و هم به مردم ظلم می‌کنند. ذهن‌ها را مشوش می‌کنند. به خودشان ظلم می‌کنند.

آیۀ 95 : «قُلْ صَدَقَ اللَّهُ ۗ فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ»

«قُلْ صَدَقَ اللَّهُ» ای پیامبر! بگو خدا راست گفت. اسلام درست می‌گوید. قرآن درست است. حالا که فهمیدید، «فَاتَّبِعُوا مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا» پیروی کنید از آیین ابراهیم که به حق تمایل داشت، حق گرا بود.

«وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ»، این جمله در قرآن زیاد آمده است: ابراهیم از مشرکین نبود. چون مشرکان مکه خودشان را به حضرت ابراهیم می‌بستند و می‌گفتند که دین ما دین حنیف است. ما ابراهیمی هستیم. هر جا در قرآن اسم حضرت ابراهیم می‌آید، می‌فرماید: «وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ» نه…، ابراهیم از مشرکان نبود. این سبک زندگی حضرت ابراهیم نبوده است.

از اینجا به بعد ماجرای حج و قبلۀ مسلمانان مطرح می‌شود:

یکی از بهانه‌هایی که یهودی‌ها از روی ستیزه‌ و کینه‌ می‌آوردند، این بود که می‌گفتند: بیت المقدس به این خوبی، چرا مسلمانان از آن دست کشیدید؟ آیه نازل شد.

خوب مکه و کعبه هم جای مقدسی است. هم بیت المقدس و هم مکه مقدس هستند.

 «بکّه» یعنی محل اجتماع و ازدحام مردم

آیۀ 96 : «إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ»

«إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا» اولین پرستشگاهی که روی این کرۀ خاک قرار داده شد، «بکّه» بود. –خواهش می‌کنم توجه کنید!– امام صادق علیه السلام فرمود که «مکّه» به شهر گفته می‌شود. همان شهری که مردم در آن زندگی می‌کنند. ولی «بکّه» به آن مسجد الحرامی که حاجیان در آن ازدحام و اجتماعی دارند، گفته می‌شود. پس «بکّه» در دل «مکّه» است. پس به مرکز مکّه که مسجد الحرام و کعبه باشد، «بکّه» می‌گویند و به معنی محل اجتماع و محل ازدحام مردم است.

«إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ» اولین پرستشگاه، اولین خانه‌ای که برای عبادت و برای مردم قرار داده شد، «لَلَّذِي بِبَكَّةَ» آن بکّه بود. «مُبَارَكًا» محل برکت، «وَهُدًى» محل هدایت، «لِلْعَالَمِينَ» برای همۀ جهانیان…

آیۀ 97 : «فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ ۖ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا ۗ وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا ۚ وَمَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ»

«فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ» در آن مکان مقدس، نشانه‌های روشن خداست. از جمله «مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ» آن سنگی که حضرت ابراهیم روی آن می‌ایستاد و دیوار کعبه را بالا می‌برد. «وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا» همین الان که این آیه‌ها را می‌خوانیم، خواهش می‌کنم آرزوی حج کنید…

امامان ما در طلایی‌ترین وقت سال یعنی ماه رمضان، به ما یاد داده‌اند که از خدا آرزوی حج کنیم. هر کس وارد آن سرزمین شود، در امنیت است. کسی حق تعرض به کسی را ندارد.

«وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ» و برای خدا بر مردم واجب است که قصد خانۀ خدا کنند. آهنگ حج کنند. چه کسانی؟ «مَنِ اسْتَطَاعَ» هر کس که بتواند.

در فقه ما معنای «استطاعت» را توضیح داده‌اند. «استطاعت» به چه معناست؟ یعنی کسی که بتوانند زندگی خود را اداره کند ،زاد و توشۀ راه داشته باشد، وسیله داشته باشد، راه بسته نباشد، توان جسمی داشته باشد، به مجموع این موارد استطاعت می‌گویم. از مسلمان‌ها، کسانی که استطاعت دارند در طول عمرشان یک بار واجب است که به حج خانه خدا بروند. این آیۀ وجوب حج است.

«مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا» هر کسی که استطاعت و توانایی این سفر را دارد، باید آهنگ حج کند. «وَمَنْ كَفَرَ» و هر کس این عبادت را انجام ندهد به جای اینکه بگوید «مَن تَرَکَ الحج» هرکس حج انجام ندهد، فرموده «كَفَرَ»؛ اگر کسی از روی لجبازی نماز هم نخواند او هم کافر است. «عبادت» فرائض هستند. اگر کسی حج را انجام ندهد، «فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ» خداوند بی‌نیاز است از جهانیان. او به نماز ما، روزه و حج ما نیاز ندارد. این ما هستیم که نیازمندیم.

آیۀ 98 : «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ شَهِيدٌ عَلَىٰ مَا تَعْمَلُونَ»

«قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ» یک یهودی کینه‌توزِ دل تاریکی بود که بین مسلمان‌ها جدایی ایجاد می‌کرد. برای مسلمان‌هایی که متحد، صمیمی و مهربان بودند، خاطرات گذشته را تعریف می‌کرد و کینه‌های قدیمی را زنده می‌کرد. چهار آیه دربارۀ این یهودی نازل شده است.

بگو ای اهل کتاب! چرا کفر می‌ورزید به آیات خدا؟ «وَاللَّهُ شَهِيدٌ عَلَىٰ مَا تَعْمَلُونَ» و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است، گواه است.

آیۀ 99 : «قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ مَنْ آمَنَ تَبْغُونَهَا عِوَجًا وَأَنْتُمْ شُهَدَاءُ ۗ وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ»

«قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ» بگو ای یهودی‌ها! ای اهل کتاب! «لِمَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ» چرا راه خدا را می‌بندید؟ «مَنْ آمَنَ» نمی‌گذارید مؤمنان مسیری که خودشان انتخاب کرده‌اند را بپیمایند؟!

«تَبْغُونَهَا عِوَجًا» شما دنبال این هستید که راه کجی را به تازه مسلمان‌ها نشان بدهید. چرا این کار را می‌کنید؟ «وَأَنْتُمْ شُهَدَاءُ» خود شما گواه هستید. این پیامبر حق است. نشانه‌های او در تورات و انجیل آمده است. این قرآن حق است. علائم آن در تورات و انجیل آمده است. «وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ» و خداوند نسبت به آنچه شما انجام می‌دهید، غافل نیست.

آیۀ 100 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا فَرِيقًا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ يَرُدُّوكُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»، حالا به مسلمان‌ها خطاب می‌کند. مسلمان‌ها! تحت تأثیر یهودی‌های تفرقه‌افکن قرار نگیرید. چون وقتی آن یهودی جوان خوش زبانی که با مهارت این مأموریت را انجام داد، مسلمان ها به جان هم افتادند، شمشیر کشیدند و نزدیک بود که همدیگر را بکشند.

اما پیامبر به موقع وارد صحنه شد و آن‌ها را موعظه کرد. ایشان هم یکدیگر را در آغوش کشیدند، گریه کردند و از هم عذرخواهی کردند. این آیه دربارۀ آن‌هاست.

ای مسلمان‌ها! ای مؤمن‌ها! «إِنْ تُطِيعُوا فَرِيقًا مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ» اگر اطاعت کنید از گروهی از اهل کتاب، که تفرقه افکن هستند، نفاق افکن هستند، «يَرُدُّوكُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ كَافِرِينَ» آن‌ها بعد از ایمان آوردن، شما را برخواهند گرداند به سمت کفر….

برای شما تصمیماتی دارند، مراقب دشمن باشید…

خدانگهدار شما …

جلسه بعد

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *