تفسیر قرآن کریم در مسجد جامع مهدیه جوزستان توسط استاد سید جواد بهشتی


تفسیر آیه 108 سوره طه

منطق شفاعت

تفسیر آیه 109 و 108 سوره مبارکه طه توسط استاد سید جواد بهشتی در مسجد جامع مهدیه جوزستان- منطق شفاعت

 

دانلود فایل صوتی


بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر سوره طه استاد سید جواد بهشتی
این آیه اولش شفاعت رو نفی میکنه در ضمنش با یک استثنایی شفاعت را اثبات میکند. نمیتونه یک وهابی تهمت بزنه به شیعه و شفاعت رو شرک حساب کنه. خب این آیه چکار میکند میگه عیسی بن مریم به دار آویخته شد تا گناهان مسیحیان شسته شود. نه ما این را قبول نداریم حسین بن علی به شهادت رسید تا گناهان شیعیان پاک شود نه ما این راقبول نداریم .حسین بن علی برای بیداری ملتها کشته شد خودش اعلام کرده. در زیارتنامه ما می خوانیم برای هدایت ملتها. اما شافع هم هست نگاه درست قرآنی باید داشته باشیم آن نگاه درست را پیامبر به ما آموخته امیرالمومنین به ما آموخته امام صادق علیه السلام به ما آموخته شفاعت مشروط از نظر قران پذیرفته است. شفاعت کننده چه کسی باشد شفاعت شونده چه کسانی باشند موضوع چه موضوعی باشد فرق میکند.
نقل شده که یک شاعری اهل تهران هم بوده به نام حاجب این شعر را سروده بود حاجب: اگر معامله حشر با علیست من ضامنم که هر چه بخواهید گناه کن این را شاعر گفت. شب خواب امیرالمومنین علیه السلام را دید که آقا ناراحت خشمگین فرمود: شعر خوبی نگفتی. گفت چه بگویم فرمودند اینطوری بگو: حاجب اگر معامله حشر با علیست شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن.
خداوند از روی مهرش چون ممکن است کسی بگوید یعنی امام حسین رحیم تر از خداست نه امام حسین جلوه ای از رحمت خداست.
ما در شفاعت تمام توجهمون به الله است من أذن له الرحمن. اونی که خدا اجازه داده ما آن را قبول داریم یک دکانی کنار دکان خدا نیست یک جلوه ای از جلوه های رحمت خداست.
شفاعت یعنی چه ؟ شفاعت را من اینطوری مثال میزنم: این بچه های دانش آموز که در مدرسه درس میخوانند گاهی وقتها نمره در حد نصاب را نمی آورند مثلاً نمره ریاضی حداقل باید ۱۰ باشد این ۹ آورده صفر نه ها ۹ آورده. میاد پیش معلم میگه آقا معلم من ۹ آوردم ولی به ازای آن یک نمره ای که کم آوردم در نظافت مدرسه نقش داشتم. برقها یک موقع خاموش شد رفتم از خانه مهتابی آوردم در کمک بچه های فقیر این کارها را هم کردم آن معلم اگر یک نمره به این بچه بدهد هر کی آن یک نمره دادن را نگاه بکند میگه نه کار حکیمانه ای کرده. اما اگر یک بچه آمد گفت من صفر گرفتم در ریاضی بابام هم این چک سفید را داده شما هر رقمی میخای بنویس این را هر کس ببیند محکوم میکند. میگوید حق دیگران ضایع شده است. شفاعت یعنی ۹ نمره از خودت بیار لب جهنم بعد هم بگو من سینه زدم برای امام حسین شیرینی دادم برای امام حسن اون یک نمره را یا فاطمه زهرا دست ما را بگیر.
ممکن است یک کسی بگویید که شفاعت گناهکار را جرات میدهد و تشویق میکند نه شفاعت یک منطقی دارد در همین آیه می خوانیم خداوند شفاعتی را میپذیرد، که از گفتار آن نفر از عقاید ان طرف راضی باشد. یک کسی که عقایدش باطل است کی شفاعت میکند یک کسی که سخنانش و عملش ضایع است کدام شفاعت به او می رسد.
یومئذ در روز قیامت لاتنفع الشفاعة شفاعت فایده نداره إلا من أذن الرحمن مگر کسی که خدا اجازه بدهد. یک مثال دیگر معلم یا استاد در دانشگاه معمولا اینطوری هست دو تا یا سه تا از دانش آموزان را بهش علاقه داره چون اینها بیشتر درس میخوانند تکالیف بیشتری انجام میدهند میروند کتابهای کمک درسی را میخوانند به سایتها مراجعه میکنند استادم خوشش میاد که این نفر از نظر علمی وقت میزاره پژوهش میکنه بچه ها هم میدانند که این معلم این استاد این دو سه تا را بیشتر دوست داره بچه ها هم میرن سراغ اون دو سه تا میگن میشه شما به استاد بگی به ما رحم کنه. استاد هم به احترام آن شاگرد ارفاق میکنه این حکیمانه است. چرا بخاطر اینکه بقیه هم تشویق میشوند به سمت پژوهش بروند. میگن میخای پیش استاد محبوب بشی باید بیشتر درس بخوانی باید زحمت بکشی. شفاعت یعنی خداوند ما را مرتبط میکند با اولیا برو در خانه امام رضا، امام رضا که بود یک انسان پاک یک انسان خدوم یک انسان عالم یک انسان خدا ترس. شفاعت یعنی ارتباط تنگاتنگ گنهکاران با اولیا.
وقتی میرسید خدمت پیغمبر شرم میکرد میرسید خدمت امیرالمومنین اینه وساطتت یعنی خود خدا این شعبه را باز کرده. بتها نه بت پرستان میگفتند بتها شفیع ما نزد خداست قران محکوم میکند بت که نمیتواند واسطه شود بت نمیتواند از خودش دفاع کند نه میتواند نفعی جذب کند نه میتواند ضرری را دفع کند. شفاعت منطق دارد شافع کیست؟ پیغمبر فرمود: أنا اول الشافع پیغمبر شافع است یعنی خداوند با تدبیر با این حکمت خلایق گنهکار را گسیل داشته به سمت پیغمبر رحمت این حکیمانه است گنهکارا در زیارتنامه پیغمبر هم این آیه است. قسمت بشه این جمع به زیارت پیغمبر بروند در زیارتنامه پیغمبر که زیارتنامه کوتاهی هم هست نیم صفحه است یک فرازش این است خداوند میفرماید: ای رسول ما اگر گنهکارا بیان پیش تو و تو برای آنها استغفار کنی ما آن را قبول میکنیم خب این شفاعت است خود خدا این باب را باز کرده. چرا؟ بخاطر اینکه مردم با اولیا مرتبط بشوند با علما مرتبط بشوند.

شفاعت کنندگان

حدیث داریم شافعین اول انبیا بعد علما بعد شهدا این یعنی چی یعنی این گنهکار میره در خانه یک عالم علمی می آموزد میره در خانه پیغمبر معنویت دریافت میکند می رود در خانه شهید هی فکر میکند خب این شهید جانش را داد در راه خدا من چکار کردم. این تدبیر حکیمانه از طرف خداوند برای رشد انسان است. یک تفاوتهایی بین پارتی بازی چون الان خود مسجدی ها هم گاهی میگن حاج آقا همان پارتی بازی است قیامت هم فایده نداره ما چه کردیم همون سیدها زودتر میرن. نه این توهین به خداست تفاوت هست بین پارتی بازی و شفاعت.
اولین تفاوتش این است در پارتی بازی حقی ضایع میشود مثلا بیست نفر بناست در این کلاس قبول شوند یکی که حقش هست آن را منصرف میکنند با یک پولی با یک رشوه ای. در شفاعت اینطور نیست حق کسی ضایع نمیشود بخاط ایمان بخاطر عمل بخاطر کوتاهی های کسی بخشیده میشود تا او برود جبران کند. یک جواب دیگر کسی که مورد شفاعت قرار میگیرد با فکر و عمل خود باید استحقاق شفاعت خود را ایجاد کند. چطور گفتیم آن دانش آموز یک نمره کم آورده و میگه چون من مدرسه را تمیز کردم من چون از فقیرای محل دستگیری کردم یک استحقاقی را بیان میکند و معلم به او ارفاق میکند. در پارتی بازی کسی که پارتی میشود انتظار دارد میگوید من کار شما را در شهر داری راه می اندازم شما هم یک صد میلیون صد میلیارد بستگی به کار دارد که برج باشه دو طبقه باشه. اما شافع امام حسین از ما که انتظار نداره این تفاوت پارتی بازی با شفاعت است. در پارتی بازی او یک انتظار دارد از شفاعت شونده من زندانی تو را آزاد میکنم من دادگاه تو را راحت میکنم من پرونده تو را وکالت میکنم آنقدر پول میگیرم. امام رضا علیه السلام یعنی از ما انتظار داره انتظار امام رضا از ما این است که پاک باشید. انتظار امام رضا از ما این است که درست باشید.

هدف از شفاعت چیست؟

رشد، پیشرفت بالاخره انسان خطا کاره از درخانه خدا نا امید میشه خدا هم یک بابهایی را باز کرده گفته پیغمبر من باب من است. حجتهایی را معرفی کرده تا مأیوس نشوند مردم. نا امیدی بازارش رونق پیدا نکنه. میگه برو در خانه حضرت رقیه سلام الله علیها این دختر سه ساله با همان دستهای کوچکش اینها همان بابهایی است خدا باز کرده. بگو یا ابالفضل، یا ابالفضل یعنی نه یا خدا را بزار کنار بگو یا ابالفضل این بابی است که باب الحوائج خدا قرار داده. حتی میفرماید برو در خانه پدرت امام صادق علیه السلام میفرماید به مشکلی برخوردی برو به پدرت بگو او از خدا بخواهد یعنی شفاعت دیگه. شفاعت یعنی وساطتت هم در دنیا است هم در آخرت اون طرف گفته پدر من از دنیا رفته. فرمود وضو بگیر برو سر قبرش دو رکعت نماز بخوان به خدا عرض کن پروردگارا به حق پدرم مشکل مرا حل کن این شفاعت است. یعنی وساطتت.
از پیغمبر پرسیدند بهترین شافع فرمود قران. شافع مشفع یک شفیعی است یعنی یک واسطه ای است که هم در دنیا گره از کار ما را باز میکند هم در آخرت و شفاعتش پذیرفته است. انبیاء علما شهدا ائمه اینها همه کسانی هستند که خداوند اذن فرموده که میتوانند در دنیا گره گشای ما باشند میتوانند در آخرت آمرزنده ی گناهان ما باشند. در کتاب شریف خصال شیخ صدوق آمده ائمه فرمودند لنا شفاعه حق شفاعت خدا به ما داده، ولأهل المودتنا الشفاعة دوستداران ما هم به نسبت فضیلتی که دارن حق شفاعت دارند. یعنی یک شیعه خود امیرالمومنین علیه السلام که جای خود دارد یک شیعه امیرالمومنین حق شفاعت دارد.
پیغمبر فرمود ثلاثة یشفعون الی الله عزوجل فیشفعه. سه گروهند شفاعت میکنند نزد پروردگار بزرگ و خدا شفاعت آنها را قبول میفرماید الأنبیاء العلما الشهدا. یعنی خود این که باب این که رابطه این خطا کار این گناهکار این کسی که جرم مرتکب شده با یک عالم با یک شهید با یک پیغمبر این دیگه پشیمان میشود، از گناه خودش راهی است که خود خدا طراحی کرده است. یک سوال دیگر قران میفرماید لیس للإنسان إلا ما سعی برای انسان نیست مگر زحماتی که میکشد تلاشی که میکند. این شفاعتی که شما گفتید یعنی بی زحمت نه ما کی گفتیم شفاعت بی زحمت کسی که عمل ندارد به بهشت نمی رود کسی که ایمان ندارد به بهشت نمیرود. ورود به بهشت ایمان عمل صالح شفاعت چیست اون کمبودها اون کسری ها آنها را به دلائلی بخشندگی مثلا داشته دستگیری از ضعفا داشته گناه هم کرده.
سوال: گناهان کبیره را پیغمبر و ائمه شفاعت میکند؟ بله پیغمبر فرمود آنهایی که گناهان کبیره انجام ندادند که مشکلی ندارند راهی بهشت میشوند من پیغمبر من امام صادق من موسی بن جعفر گناهان کبیره را شفاعت میکنیم. ولی به شرطی که یه نمره ۸ یا یک نمره ۹ آورده باشد. با نمره صفر اندازه در قوری کسی نمیتواند مورد شفاعت قرار بگیرد، با عمل .پیغمبر فرمود أربعة أنالهم شفیع یوم القیامة چهار گروهند که خود من از آنها شفاعت میکنم روز قیامت: همه ی این چهار گروه کسانی هستند که در روز قیامت با اهل بیت ارتباطی برقرار میکنند.
  1. المکرم الذریتی من بعدی کسانی که به ذریه من حسن حسین و بقیه فرزندان امام حسین اکرام میکنند. مثلا شراب خورده آمده در خانه امام صادق علیه السلام ،امام صادق علیه السلام در پیشگاه خدا از او وساطتت میکند او را طرد نمیکند دستش را میگیرد امام صادق علیه السلام برای یک مشکلی یک معضلی که در محل پیش آمده بود پول میخواست جمع کند. مسجدی ها پول جمع نکردند بعد حضرت فرمود برو سراغ فلان گروه یک گروهی که کسی گمان نمیکرد اینها اهل نماز و دین و این چیزها باشند. آنها یک پول هنگفتی جمع کردند فرستادند برای امام صادق علیه السلام چه بسا اگر از ما هم میپرسیدند نه این که نه مسجد میاد، ولی امام صادق علیه السلام فرمودند اینا از شما بهترند ما شفاعت میکنیم آنها را. المکرم لذریتی من بعدی.
  2. القاضی لهم الحوائجهم کسانی که خواسته های ائمه را برآورده کنند اینها مورد شفاعت پیغمبرند.
  3. والساعی لهم فی امورهم عند مضطره الیه. بر یک امامی بر ذریه پیغمبر تنگنایی پیش آمده یک جمعی میان آن تنگنا را برطرف میکنند. پیغمبر فرمود من خودم شفاعت میکنم آنها را.
  4. والمحب لهم دوستداران اهل بیت بقلبه و لسانه یا در دل دوست دارد امام حسین را یا به زبان اعلام میکند. من حسینی هستم لبیک یا حسین ولی همه اینها عمل است یا کمک مالی میکند به دستگاه اهل بیت یا کمک جانی میکند یا از آبروی خودش میگذارد.

پیغمبر فرمود إنما الشفاعتی لأهل الکبائر امتی. بله شفاعت من برای آنهاست که گناهان کبیره انجام داده اند ولی نه اینکه عمل ندارند عمل دارند به حد نصاب نرسیده آن کمبود را آن کسری را ما نه از سر خود به اذن خدا بخاطر اینکه تاثیر تربیتی دارد بخاطر اینکه رابطه گناهکاران با ائمه گرم بشود ما شفاعت میکنیم. فأما المحسنون فما علیه من السبیل آنهایی که نیکوکارند خودشون بهشت می روند اما آنهایی که مرتکب کبائر شدند ما آنها را شفاعت میکنیم.

سوره یونس آیه ۳ شفاعت را نفی میکند. میفرماید: “ما من شفیع” شفیع نیست ولی بلافاصله استثناء میکند إلا من بعد إذنه. اما خدا اجازه بده شفاعت هست. سوره سبأ آیه ۲۲ لا تنفع الشفاعة ممکن است کسی همین تیکه آیه قران را بیاورد در کانالی میگه خود قران گفته شفاعت “و ما تنفعهم الشفاعة الشافعین” اصلا شفاعت فایده نداره. شفاعت برای مجرمین فایده نداره برای کافرین فایده نداره برای مشرکین فایده نداره برای مومنین گناهکار. چرا فایده دارد قران میفرماید تقطعت بهم الأسباب. یعنی روز قیامت واسطه ها قطع میشود جوابش این است که نه استثناء دارد، بعضی از واسطه ها قطع نمیشود.

خدا رحمت کند مرحوم آقای فلسفی را یک ماه رمضان سی جلسه تفسیر “آیة الکرسی” گفت که الان چاپ شده از کتابهای فوق العاده است. یک بحث مهم این کتاب بحث شفاعت است چون در آیت الکرسی یک فرازش راجع به شفاعت است بخوانید من ذالذی یشفع عنده إلا بإذنه کیست که شفاعت کند نزد خدا مگر با اجازه. اگر با اجازه باشه تأثیر داره حکمتش چیه حکمتش تربیت بالاخره انسان فریب میخورد فریب شهوت را فریب پول را خشمگین میشود گاهی قهر میکند مأیوس میشود. یک دری باید باز باشد یک پنجره ای باید آن پنجره باید پنجره رحمت خدا که باز هست میگه من از خدا هم مأیوسم. آنقدر گناه کردم خداوند میفرماید برو در خانه پیغمبران من این اجازه رو دادم شفاعت حکیمانه است.

سوال آیا آدمها پرو نمیشوند با شفاعت؟ نه چون نمیدانیم کی شفاعت میشود. من یشاء یعنی هر کسی را که خدا بخواهد، آیا من از آنها خواهم بود یعنی شفاعت ما را بین یک حالت ترس و امید نگه میدارد. از یک طرف امید میدهد شفاعت هست روایت داره امام صادق علیه السلام روز قیامت آنقدر ما شفاعت میکنیم که مشرکین اعتراض میکنند، نه اصل شفاعت هست ولی آیا من هم صد درصد شفاعت خواهم شد نمیدانم. آیا این گناه منم مورد شفاعت نمیدانم. این باعث میشود که جسور نشوند آدمها پرو نشوند آدمها یعنی بین دو حالت هم امید پیدا کنند.

آخر زیارت عاشورا که سر به سجده میگذاریم چی میگیم اللهم لک الحمد حمدالشاکرین لک علی مصابهم الحمدلله علی عظیم رزیتی اللهم ارزقنی شفاعة الحسین یوم الورود یعنی وقتی وارد محشر میشویم چقدر ترس داره. موسی بن جعفر علیه السلام چقدر اشک میریخت برای آن صحنه آغاز قیامت اما یوم الورود یعنی تا وارد میشویم شفاعت حسین را قسمت من کن. بعد چی میگیم و ثبت لی قدم صدق یعنی خدایا برای من یه کاری باید بکنم در این دستگاه ببینید کار نکرده نه با تنبلی، و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین واصحاب الحسین یعنی در دستگاه امام حسین خدا من یک کاره ای باشم یک چایی بریزم یک فرشی جارو بزنم یک اشکی بریزم یک دو رکعت نمازی بخوانم یک سخنی بگویم سخنی بشنوم یعنی امید به شفاعت یک حالتی است متوازن. چون اگر ما مأیوس بشویم یأس از لشکریان شیطان است اول کسی که در یأس ما و ناامیدی ما خوشحال میشود شیطان است. اصلا شیطان دوست دارد همه را مأیوس کند اصلا کلمه ابلیس یعنی مأیوس. ابلیس یعنی هم خودش مأیوس است از رحمت خدا هم دیگران را مأیوس میکند.

خب دو سه کلمه در مورد غدیر میخواهم بگویم خانمها آقایان در آستانه عید غدیر هستیم امام رضا علیه السلام فرمود برای عید غدیر مایه بگذارید جشن بگیرید لباس نو بپوشید به هم تبریک بگویید و عیدی بدهید. پنج تا عیدی را خواهش میکنم سراغ پولش نرید گران است. نگید پیشنهادهای امام رضاست این عیدی هایی که میگم عیدی اول عطریات الحمدالله ارزان هم هست یعنی عطر و ادکلن حالا از من بپرسید میگم اول برای همسرتان بعد برای بچه هاتون بعد اگه سخاوتتون بیشتره برای همسایه هاتون عیدی دوم انگشتر آن هم برای خانمها طلا خانمها برای آقایان نقره این عیدی نوع دوم. عیدی سوم پوشاک کفش پیراهن روسری مانتو شما که میخای برای همسرت بخری حالا تو عید غدیر بخر. عیدی چهارم غذا مثلا ده تا غذا بخرید بین همسایه ها تقسیم کنید یا همون داخل خانه پخت وپز کنید ولی به نام غدیر اگر پولتان کم است برای همان اهل خانه ولی یک غذای متفاوت. و عیدی پنجم پول نو پول نقد اون قدیم ها بوده درهم و دینار اینها پیشنهادهادی امام رضاست. از الان که فرصت دارید برید تو فکرش.هر کی به مقدار عشقش به مولا امیرالمومنین. خدایا مهر ما را به امیرالمومنین عشق ما را به امیرالمو منین روز افزون بفرما. تا پایان عمر همه ما وبچه های ما را و دوستانمان را از علاقه مندان و شیعیان مولا امیرالمومنین تقدیر بفرما.

آپارات سید جواد بهشتی کانال ایتا

تفسیر آیات 107-103 سوره طه

اوصاف قیامت

سوره مبارکه طه را می‌خواندیم رسیدیم به مجموعه آیاتی درباره‌ی اوصاف قیامت (آیات 107-103) بعضی گفته‌اند که تقریباً یک چهارم قرآن درباره قیامت است انسان بدون توجه به جهان آخرت تربیت نمی‌شود.


دانلود فایل صوتی


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

تفسیر سوره طه استاد سید جواد بهشتی

اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه فی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا.
در خانه خدا در آستانه اقامه نماز جماعت شب شهادت جان‌گداز امام باقر علیه السلام ایام دهه حج که بعضی از مفسران فرموده اند دهه حج یعنی دهه ذی الحجه از خداوند می‌خواهیم الطافش را بر بندگانش نازل بفرماید و همه ما را در پاداش زائران بیت‌الله‌الحرام شریک و سهیم بفرماید. تقاضا می‌کنم به روان تابناک حضرت باقرالعلوم علیه‌السلام صلواتی تقدیم بفرمایید《اللهم صل علی محمد و آل محمد》.

سوره مبارکه طه را می‌خواندیم رسیدیم به مجموعه آیاتی درباره‌ی قیامت بعضی گفته‌اند که تقریباً یک چهارم قرآن درباره قیامت است. یک نویسنده مصری است بنام طاهاحسین مدتی هم وزیر علوم بوده او درباره تفسیر قرآن زیاد کارکرده قرآن کتاب تاریخ نیست کتاب جغرافیا نیست زمین‌شناسی جنین شناسی نیست قرآن کتاب تربیت است. من دقت کردم این عالم گفته تقریباً یک‌ چهارم آیات قرآن درباره قیامت است. انسان بدون توجه به جهان آخرت تربیت نمی‌شود از قیامت از بهشت از جهنم از حساب از کتاب غافل بشه مست می شود غرق می‌شدن شهوت جوانی شهوت خوردن شهوت جنسی شهوت پول پرستی و شهوت قدرت‌طلبی غرق می‌شود.

به‌خصوص در آیات مکی که در جزء سی جزء بیست و هشت بیست و نه موج می‌زند. پیامبر عزیز اسلام مؤمنان را در مکه با آیات قیامت یک جوری ساخت که حاضر باشند جان بدهند در راه اسلام. حتی بعضی از مفسران گفته‌اند که تعداد آیاتی که درباره معاد است از آیاتی که درباره توحید است بیشتر است. بعضی استدلال کردند حالا اگر کسی خدا رو قبول کرد مسئولیت به دوشش نمی‌آید این جهان خدا دارد اما اگر قیامت را قبول بکنه مسئولیت دارد. برا همین خیلیا هستن خدا را قبول دارند قیامت را قبول ندارن چون آیات قیامت مسئولیت می آورد. این می‌دونه اگه قبول کنه جهنم است نباید به این ‌پول دست بزند اگر قبول کند جهنم هست نباید نگاه حرام بکنه به ناموس مردم اگر قبول کنه جهنم هست نباید ظلم کنه دلش می خواد راحت باشه از همون اول میگه جهنم چیه این حرف ها را آخوندا درست کردند. قیامت چیه؟

قرآن نقل می‌کند می‌گفتند 《ما یهلکنا الا الدهر》 یعنی جز این دنیا خبر دیگری نیست. کی رفته خبر بیاورد یه وقتی می‌گفتن آمریکایی‌ها یه ضبط صوت دقیقی را تو قبر گذاشتن قبر مرده‌ای ببینن چیزی که مسلمونا می‌گن شب اول قبر کسی میاد سوال می‌پرسه جوابی درکاره. فردا اون ضبط رو رفتن روشن کردن هر چه جلو عقب کردن نه چیزی ضبط نشده گفتن بیا این حرفها را آخوندا درست کردن. خوب اون آمریکایی نمی‌دونه که این جهان فقط یک شبکه نداره. این حکایت اینه که شما یه فیلمی تو خونت دیدی از یه شبکه‌ای میان مسجد دوستان می‌گه که دیشب دیدیم این فیلم را جنگ نه نشون نداد غافل از این‌که تلویزیون شما اون شبکه‌های ماهواره‌ای رو نمی‌گیره. اون آمریکایی چه می‌دونه این دنیا چند تا شبکه داره یک شبکه‌اش این شبکه حسی ما حقایقی در این عالم وجود دارد ولی مشهود نیست قرآن جهان را به دو بخش تقسیم می‌کند: غیب و شهود.
شهود یعنی حسی با چشمم می‌بینم با گوشم می‌شنوم با زبانم می‌چشم با پوستم لمس می‌کنم اینا شهود است. اما به‌جز این یه عالمی حقایقی وجود دارد وجود دارد اما حسی نیست یکیش خود خدا است خدا، فرشته‌ها قیامت این‌ها حقایقی هستند که نه باحس نمی‌شه ثابت بکنیم. اول سوره بقره هم خداوند طی کرده بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم 《الم ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین》 شکی نیست این کتاب متقین را هدایت می‌کند متقین کیان‌اند《الذین یومنون بالغیب》 اگر کسی غیب رو مسخره کرد قران نمی‌تونه دستتو بگیره که خود قرآن می‌فرماید این کتاب جمع زیادی را گمراه می‌کند یعنی چه ؟یعنی مگه بشه قرآن؟ بله کسی که می‌گه من غیب رو قبول ندارم هرچی آیه‌ی قرآن رو می‌خونه به لجبازی او اضافه می‌شه به عناد او اضافه می‌شه اما اگر از اول گفت من قبول دارم این جهان دو قسمت دارد حسی غیر حسی این جهان مشهود یک جهان ماورا دارد.

انبیا آمدن این رو بگن یکیش همان جهان آخرت است که ما از این جهان می‌رویم به عالمی بنام برزخ منتقل می‌شیم از آنجا هم با یه فراخوانی که در آیات امشب خواهیم خواند مجدداً زنده می‌شویم و آماده‌ ی پاسخگویی. و در پایان بعضی به بهشت و بعضی به جهنم لذا امامان ما پیامبر ما به شدت توصیه می کردند آیات قیامت را زیاد بخوانید. امامان ما مثل امام رضا علیه‌السلام وقتی آیات قیامت را می‌خواند اشک می‌ریخت فاطمه‌ی زهرا سلام‌الله‌علیها بعضی از آیات قیامت را شنید غش کرد. یه عرب بیابانی وارد مدینه شد به مسجد آمد تازه مسلمان شده از پیغمبر تقاضا کرد یا رسول‌الله من قرآن بلد نیستم شما به یکی از همین مسجدی‌ها بفرمایید به من قرآن یاد بده حضرت هم فرمود مثلا ایشون برادر این تازه‌ مسلمان شده را قرآن یادش بده اوناهم رفتن از قفسه مثلاً حالا کتابی را آوردن سوره زلزال رو انتخاب کرد برای یاد دادن:
《بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
إِذَا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزَالَهَا
وَأَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقَالَهَا
وَقَالَ الْإِنسَانُ مَا لَهَا
يَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا
بِأَنَّ رَبَّكَ أَوْحَىٰ لَهَا
يَوْمَئِذٍ يَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتَاتًا لِّيُرَوْا أَعْمَالَهُمْ
فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ
وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ》
یعنی به زلزله ای می شود و همین زمین که ما روش نماز می خوانیم به حرف میاد و گزارش کارهای مارو می‌ده و بعد هم هر کسی به سنگینی یک ذره کار خوب کرده باشه می‌بیند به سنگینی یک ذره کار بد کرده باشد می بیند. عربه به معلم خودش گفت این هایی که گفتی قرآن بود؟ اره پس چی دارم می گم. گفت بس است دیگه من رفتم. کجا؟ این سه خط قرآن بود. قرآن خیلی سوره داره گفت بسه. معلم قرآن عصبانی آمد نزد پیامبر یا رسول‌الله این شاگرد بی‌حوصله چیه به من تحویل دادی؟ قصه را تعریف کرد پیغمبر گفت:《انه رجع الفقیها》 یعنی این عرب بیابانی برگشت در حالی که فقیه بود فقیه یعنی فهم عمیق یه کس هزار آیه رو می‌خونه نمی‌فهمه قصه چیه نمی‌فهمه نظارتی وجود دارد نمی‌فهمه از کار ما صدابرداری تصویربرداری می‌شه یه عربی هم با دو سه تا آیه چیزی که باید بفهمم، فهمیدم.
خدا رحمت کند سلمان فارسی را استاندار مداین شد و استانداری او را هم خدا حفظ کند آقای میرباقری داره به فیلم تبدیل می‌کند. ای کاش زنده باشیم و سریال سلمان رو ببینیم یک جور استانداری کرده که در عالم همچین استانداری به خود ندیده تاریخ. استانداری بود که حقوقش را خرج فقرا می‌کرد یه خانه مجلل در اختیارش قرار دادن بالاهای شهر گفت نه من باید تو مردم باشم رفت یه خونه اجاره‌ کرد. یه روزی آقای استاندار از خیابانی می‌گذشت دید یه جوانی افتاده حالت غش پیدا کرده. الانم هم هست گاهی تو خیابون بازار آدم می‌بینه یه نفر افتاده غش کرده مردم جمع می‌شن و خب بیکارم که زیاد هر کسی یه تحلیلی میکند یکی می‌گه فکر کنم داره فیلم بازی میکنه پول بخواد یکی میگه نه شاید آزار غش داره.

سلمان رفت مقداری آب آورد سر این جوان را به دامن گرفت آب به صورتش پاشید و چشماش باز شد از جوون پرسید چرا این حالت در تو پیدا شد؟ جوان گفت این جا مغازه‌ی آهنگری است. من وایستاده بودم مرد آهنگر آهن سرخ‌شده ای را از دل آتش بیرون آورد و روی سندان گذاشت شروع کرد با چکش کوبیدن من ناگهان یاد یه آیه قرآن افتادم غش کردم این آیه 《ولهم مقامع من حدید》 مقامع یعنی چکش‌ها در جهنم چکش هایی است از آهن. خوب ماهم این آیه را خوندیم هر سال می‌خونیم تو ماه رمضان هیچ وقت غش نکردیم معلومه ما مشکل داریم .سلمان فارسی که پیغمبر فرمود ایمان ده درجه دارد بعضی درجه اولی بعضی درجه دوم بعضی … ولی سلمان همه مدارج ایمان را به گواهی پیغمبر گذرانده رسیده به پله‌ی دهم یک چنین کسی می‌خوام بگم چقدر ایمان به آخرت مهم است رو کرد به جوانه گفت :جوان میشه من را به عنوان دوست خودت بپذیری؟
جوان هم گفت :باشه قبول می‌کنم. روزهایی گذشت یه وقت در اتاق استاندار را داشتند می‌زدند سلمان گفت: بفرمایید کیه؟ گفت:آقای سلمان یه رفیقی داشتی که تو خیابون این داره می‌میره من اومدم به شما خبر بدهم.سلمان هم با شتاب خودش را رساند به خانه‌ی آن جوان. وارد اتاق شد سلمان هم می‌دونه قصه رو نگاه کرد دید درسته داره جان می‌دهد جوانه. به جوان گفت: من و تو برادر هستیم دوست هستیم حق گردن هم داریم کاری هست من الان تو این لحظه حساس برای تو انجام بدم. جوان گفت: بله اینی که بغل من نشسته عزراییله می‌دونم تو رو هم خیلی دوستت داره از عزراییل بخواه جان مرا آرام و آسان بگیرد. سلمان هم سلام کرد و از حضرت عزراییل خواهش کرد این دوست منه ای فرشته خوب خدا جانش را آسان بگیر عزراییل هم این را فرمود 《انه به کل مؤمنین رفیق》 من با مؤمن رفیقم. اونی که شنیدی جان کسی را سخت می‌گیرم غیر مؤمن ها هستن با این مقدمه و با صلوات شما وارد این بحث می‌شیم 《اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم》.
《اعوذبالله من الشیطان الرجیم یوم ینفخ فی الصور 》 قرآن کریم بارها پیش‌گویی کرده از طرف خدا که این دنیا با این نظاماتش به‌هم خواهد خورد خورشید خاموش خواهد شد دریاها جوشان خواهند شد کوه‌ها متلاشی خواهد شد این چیزی است که در قرآن زیاد آمده‌است. یه فرشته‌ای است بنام اسرافیل اسرافیل خداوند یه شیپوری برای او ساخته که وظیفه اسرافیل اینه دو بار این شیپور را به صدا درمی‌آورد یه صدای مهیبی که کل کره زمین را به لرزه می‌اندازد یک زلزله پنج ریشتری شش ریشتری هشت نه یه جوری است این زلزله بر اساس شواهد قرآنی که همه موجودات زنده کره زمین انسان‌ها، پرنده‌ها، چرنده ها، همه با آن صدا و زلزله خواهند مرد. حیات تمام می‌شه بعد از مدتی به فرمان خدا دوباره اسرافیل شیپور را به صدا درمی‌آورد و با این شیپور دومی مرده‌هایی که تازه مردن و مرده‌هایی که از آدم ابوالبشر تا آن روز نمی‌دونیم چند میلیارد نفر میشن همه یک جا با آن صدای دومی زنده می‌شوند.

امامان ما که حقیقتشو می‌دونستن وقتی این حرف‌ها را می‌زدند گریه می‌کردند و ما مثل قصه برا هم‌دیگه تعریف می‌کنیم نه شما گریه می‌کنی نه من چون نمی‌دونیم چه خبره پیغمبر فرمود:《لو تعلمون ما اعلم لبکیتم کثیرا ولضحکتم قلیلا》چیزایی که من می‌دونم اگه شما می‌دونستین بسیار کم می‌خندیدید و بسیار گریه می‌کردید. نمی‌دونیم چه خبره حالا 《یوم ینفخ فی الصور》یه روزی است که درون شیپور دمیده می‌شود و《 وَنَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقا》حشر یعنی جمع کردن جمع می‌کنیم مجرمین و تبهکاران را با بدن‌های کبود حالا این بدن کبود چند جور معنی شده یه معناش اینه که تو همین درحالی‌که زنده بشن درحال شکنجه تحول پیش‌آمده بدن‌های کبود و بعضی ها هم گفتن چشم‌های کبود هر چه هست وضع رسوایی دارند《يَتَخَافَتُونَ بَيْنَهُم》یعنی بین خودشون آهسته باهم حرف می‌زنیم اینا که تازه زنده شدن ها آهسته این‌قدر وحشت زیاد است آهسته با هم حرف می‌زنه چی می‌گن به‌هم 《إِن لَّبِثْتُمْ إِلَّا عَشْرًا》 بهم می‌گن مجید آقا ما چقدر تو دنیا بودیم می گه :فک کنم ده روز.

هفتاد هشتاد سال اون‌جا زندگی کرده این‌قدر عمر اون دنیا وضعش یک‌جوری است که تمام عمر این دنیا رو ده روز می‌بیند. عجب! 《نحن اعلم بما یقولون》ما که خدا هستیم بهتر می‌دونیم از حرفایی که اونا می‌زنن 《اذ یقول امثالهم طریقه》 در بین اون و بعضی عاقل‌تر هستند بعضی باهوش‌تر اونا چی می‌گن 《اِن لَبِثتُم اِلا یَوما》 نه ما اصلا یه روز در دنیا بودیم اون کسانی که از نظر عقل و اندیشه ضعیف هستند می‌گن ده روز در دنیا بودیم اونایی که عقل‌شون می‌رسه بیشتر می‌گن یه روز تو دنیا بودی خوب یه روز می‌ارزید انسان خودشو بدبخت کنه خوب آدما راجع به قیامت چه‌جور فکر می‌کند؟ گاهی وقتی خود ما هم می‌ریم تو عالم خیال واقعاً خورشید خاموش می‌شه ؟واقعاً آسمون ستاره‌ها می‌ریزد؟

واقعاً کوه‌ها دریا ها…. از چیزایی که شک می‌کنیم یکی کوه‌ها هستندکوه ها الان هرکی میخواد چیزی رو به محکمی مثال بزنه می‌گه مثل کوه. این کوه‌ها در اعماق زمین ریشه دارند و ارتفاع شونم گاهی تا چند هزار متر تا اعماق آسمان بفرمایید《ویسئلونک عن الجبال》 ای پیغمبر دنبال آیات قیامتیم ‌ها میان از تو می‌پرسند راجع‌به کوه‌ها که از هر چیز محکمتره 《و قل》 جواب‌شون رو بده 《 يَنسِفُهَا رَبِّي نَسْفًا》خداوند این کوه‌های محکم را ریز ریز می‌کنه. نسف در لغت اینطور معنی شده حالا قدیمی‌ها بیشتر دیدن الان اینجا همه قدیمین این‌جا جوان خیلی کمه قدیما مثلا می‌خواستند لوبیا پاک کنن لپه پاک کنن نخودچی پاک کنند می‌ریختند توی ظرفی خانوما و آقایون چی‌کار می‌کردن می‌ریختن هوا اون پوسته هاش یه طرف در عرب به چنین چیزی می‌گن 《نسف》یعنی دانه‌های ریز ریز را وقتی هوا می‌پاشند تا آن پوستش جدا بشه دو کوه به این محکمی رو میکنه مثل نخودچی صخره‌های بزرگ سنگ‌ها را دیدی سنگ‌بری ها میارن تیکه تیکه می‌کنند گاهی روی تریلی ها می‌بینیم یه دونه اش مثلاً نمیدونم بیست تنه. خدا اینو تبدیل میکنه به نخودچی؟ این کارو می‌کنه 《ربی》 پروردگار من این کارو می‌کنه همون خدایی که این جهان را از نیستی به هستی آورد این‌قدر قدرت داره شوخی نگیرید قیامت را بعد چی‌کار می‌کنه 《فَيَذَرُهَا قَاعًا صَفْصَفًا 》 کره‌ی زمین خب کوه ها وقتی متلاشی بشن همه جا صاف می‌شه. یعنی صاف گاهی در بیابان‌ها تهران می‌ریم یزد و کرمان و طبس و در خراسان جنوبی تا چشم کار می‌کنه نه تپه‌ای نه کوهی همجا صاف قیامت این‌جوری خواهد شد پستی‌وبلندی نیست.

《لَّا تَرَىٰ فِيهَا عِوَجًا وَلَا أَمْتًا》 یعنی نه گودی می‌بینی نه بلندی هر چی نگاه می‌کنی صافه حالا خدا هم میخواد یه برنامه ای اجرا کنه نمیدونیم تا اون روز چند نفر خواهند بود آدم ها الان مثل هفت میلیارد هستند و با قبلی‌ها و بعدی‌ها بیست میلیارد صد میلیارد نمی‌دانیم همه رو می خواد رو زمین صاف جمع کنه. (یا امام زمان)
حدیث داریم موسی‌بن‌جعفر علیه‌السلام این صحنه رو وقتی توضیح می‌داد اشک می ریخت. از آیات قرآن فهمیده می‌شود که درباره کوه‌ها چهار جور آیه داریم یه آیه می‌فرمایند با پیدا شدن قیامت کوه‌ها به لرزه می‌آید《یوم ترجف الارض و الجبال》روزی که زمین و کوه‌ها می‌لرزند این یه آیه لرزش آیه دوم همین کوهی که الان در اثر زلزله تکون خورد حرکت می‌کند. این کوه‌های یخ رو دیدید در قطب‌ها گاهی فیلم‌های مستند نشون می‌ده یه کوهی با چه عظمتی از یک کشتی غول‌پیکر بزرگ‌تر از اون مجموعه‌ای یخ جدا می‌شه روی آب‌ها این کوه‌ها در مرحله اول قیامت می‌لرزند مرحله دوم حرکت می‌کند 《و تسیر الجبال سیرا 》 یعنی سیر می کنند حرکت می کنند در مرحله سوم تکه‌تکه می‌شود 《و کانت الجبال کثیبا (کثیبا با ث سه نقطه)مهیلا》یعنی کوه ها متلاشی میشنود و ریز ریز یه آیه چهارم 《وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنفُوش》این صحنه را هم شما دیدین اون قدیما این لحاف‌دوزا بودند می‌اومدن در خونه ها داد می‌زدند لحاف‌دوزی مادرای ما هم می گفتند چند تا تشک یا نمی‌دونم متکا می‌خواند. می‌اومد یا از خودش پنبه می‌آورد یا همان پنبه‌های قدیمی رو چی‌کار می‌کرد با اون دستگاهش این قدر می‌زد تا نرم نرم نرم بشود کوه با این استحکام《کالعهن المنفوش 》 یعنی مثل پنبه زده شده انقدر ریز مثل نانو این کوه با این عظمتش مثلا قله اورست این کوه‌های ایران چطور ممکنه چنین یعنی واقعاً خواهد شد همچین صحنه‌هایی رخ خواهد داد؟
در این هنگام 《یومئذ یتبعون الداعی》 داعی یعنی کسی که همه رو صدا می‌زنه منظور اسرافیل همان فرشته. همه مطیع داعی هستند یعنی هرچی اسرافیل می‌گوید اسرافیل می خواهد همه رو مهیا بکند برای بازخواست سؤال حساب بعضیا رو که الان حالا آیاتش را نمی‌رسیم امشب بگیم بعضیا رو فرشته‌ها کارنامه‌ها رو میارن با احترام می‌دن دست راستشان. بعضیا رو با بی‌احترامی از پشت میان می‌دن دست چپ شان کارنامه‌ها به گردنشون چه خبره؟ یه وقتی فکر می‌کردم چرا خدا روز قیامت این‌قدر طول می‌دهد یه حکمتی توشه این برای تربیت ما خوبه این آیه رو بخونیم و روضه هم بخونیم.
《یومئذ یتبعونی الداعی》یعنی همه بی‌چون‌وچرا اطاعت می‌کنند از دعوت‌کننده 《لاعوج له》 اونم انحرافی درش نیست در اون فرشته 《و خشعت الاصوات》 همه صداها جوهرش رو از دست می‌ده خاضع می شن《 للرحمن》 در پیشگاه عظمت خدا 《فلا تسمع إلا همسا》 صدایی رو نمی‌شنوی جز یه صدای پچ‌پچ کسی جرأت نمی کند وحشت همه‌جا را گرفته 《یومئذ لا تنفع الشفاعه》 شفاعت هم آن روز دیگه فایده نداره 《الا》 چرا فایده دارد 《الا من اذنه له الرحمن و رضی له قولا》درباره این آیه و بحث شفاعت دلم نمیاد این بحث را ناتمام بگذارم انشالله جلسه آینده اگر زنده بودیم چون از مباحثی است که شبهه زیاد مطرح میشه جوانهای ما در معرض این شبهات هستند. مجموعه آیات شفاعت را در جلسه بعد انشاالله می خواهم بیان بکنم.
بریم مدینه امام باقر علیه السلام در سرزمین منا وصیت کرد یک پولی گذاشته است که هرساله تا ده سال براش روضه خوانی کنند. ایام شهادت امام باقر علیه السلام در ایامی است که همه حاجیان مکه هستند. بایستید مقابل گنبد سبز پیغمبر کنار قبر مظلوم چهار امام صدا بزنیم یا اَباجَعفَر یا مُحَمَّدَ بنَ عَلِیًًّّ اَیُّهَا الباقِرُ یَا ابنَ رَسُولِ الله یا حُجَّه الله عَلی خَلقِهِ یا سَیَّدنا و مَولینا اِنّا تَوَجَّهنا وَاستَشفَعنا و تَوَسَّلنا بِکَ اِلَی الله و قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَالله اِشفَع لَنا عِندَالله؛ یا وَجیهاً عِندَالله اِشفَع لَنا عِندَالله.
سه ساله بوده در کربلا امام باقر علیه السلام فرمود: بارها در خانه ما سفره غذا که پهن می شد نمی توانستیم غذا بخوریم با اشک چشم خاتمه پیدا می کرد. در سفر کربلا به کوفه، کوفه به شام بعضی از وقتها می دیدیم عمه ما زینب هر تازیانه ای که بر روی بچه ها بلند می شد شانه خود را سپر می کرد. گاهی نماز هایش را نشسته می خواند پدرم می پرسید عمه جان چرا نماز هاتو نشسته می خوانی؟
عرضه می داشت غذایی که به ما می دهند خیلی کمه سهم خودم را بین بچه ها تقسیم می کنم.
آقایان، بانوان! فرمودند همه ما را میکشند یا با زهر یا با شمشیر. امام باقر علیه السلام را مسموم کردند زهر نوشاندند اما کسی ننوشته بی احترامی شده باشد بدن امام باقر علیه السلام را فرزند عزیزش امام صادق غسل داد کفن کرد نماز گزارد کنار قبر امام مجتبی کنار قبر پدرش امام زین العابدین به خاک سپرد اما دلها بسوزد برای عزیزی که سه روز پیکر بی سرش زیر تابش آفتاب بلا غسل ولا کفنی. به امام باقر علیه السلام قسمت می دهیم مسلمانها یاری بفرما.

جلسه بعد

 

 

تفسیر آیات 102-99 سوره طه

عبرتهای داستان بنی اسرائیلتفسیر سوره طه استاد سید جواد بهشتی- قصه بنی اسراییل

تفسیر آیات 102-99 سوره مبارکه طه (عبرتهای داستان بنی اسراییل) توسط استاد سید جواد بهشتی در مسجد مهدیه جوزستان.


دانلود فایل صوتی


رحلت جانسوز اقا جوادالائمه محبوب دل اقا علی بن موسی الرضا علیه السلام، نوشته اند وقتی امام رضا نامه مینوشت برای پسرش دوبار در هرنامه می نوشت پدرت به فدایت، پدرت به فدایت. ازخداوند میخواهیم توفیق زیارت کاظمین و توفیق شفاعت موسی بن جعفر علیه السلام و اقا جوادالائمه را به همه ما مرحمت بفرماید. از خدا میخواهیم دلهای ما را برای نزول رحمتهایش در این ماههای شریف روزهای اخر ماه ذی القعده است در آستانه ماه ذی الحجه هستیم مهیا بفرماید تمنامیکنم به روان تابناک حضرت جوادالائمه علیه السلام صلواتی تقدیم بفرمایید. نثار ارواح مومنین و مومنات، شهیدان به ویژه هفتاد و دو شهید هفتم تیر سید آنها آیت الله شهیدبهشتی هم صلواتی تقدیم بفرمایید.
سوره مبارکه طه رامیخواندیم رسیدیم به آیه ۹۸ موسی بن عمران شنید که انحرافی در جامعه پیش آمده وکسی به نام سامری گوساله ای را درست کرده و اعلام کرده او خداست. اول سراغ مردم و بعد سراغ برادرش هارون رفت و در پایان سراغ سامری رفت با مردم انتقادی صحبت کرد لحن مردم لحن عذرخواهی بود. با برادرش انتقادی صحبت کرد برادر هم پاسخی داد که خود را تبرئه کرد و منطقی بود اما در برابر سامری با تهدید، باتهدید هم او را از جامعه دور کرد هم فریاد زد که ما همه این گوساله را اتش میزنیم و تکه تکه ان رابه جریان آب رود نیل میسپاریم.
بعد این رافرمود: انما الهکم الله خدایی که بشود سوزاند که خدا نیست، خدایی که بشود تکه تکه کرد که خدا نیست. اله شما الله است الله کیست؟ الذی لا اله الا هو همان معبودی که جز او خدایی نیست وسع کل شیء علما.  الله علمش برهمه موجودات حاکم است او خداست موجودات را میشناسد به ذرات عالم خبردارد. بعد قرآن میفرماید این قصه ای بود که ما گفتیم. کذلک نقص علیک من انباء ما قد سبق ای پیامبر اینگونه بود که ما بازگو کردیم برای تو اخباری از گذشتگان را. خدا رحمت کنه ایت الله معرفت قرآن شناس روزگار ما بود کتابی دارد درباره قصه های قران که چرا خداوند بیشتر حرفهایش را در قالب قصه ها بیان کرده است و چه تفاوتی بین قصه گویی خداوند و قصه گویی الان در مغرب زمین که در آمریکا و اروپا مرسوم است وجود دارد. در آنجا پنج یا شش مورد تفاوت اعلام کرده است. قصه های قران تخیل نیست حقیقت است قصه های قران حاشیه ندارد هرجا که مطالب زائد بوده است خدانفرموده است. قصه های قران الهام بخش است قصه های قران انسان را به سمت تعالی میبرد.

بعضی از همین رمان هایی که در بازار هست دختر، پسر میخوانند می روند و خودکشی میکنند. شما قصه یوسف صدیق راحساب کنید علیرغم آن اسیب هایی که وجود دارد آخرش همه عاقبت بخیر می شوند. در این قصه امید، راهکار و راه حل وجود دارد. پنجره هایی برای پذیرش توبه وجود دارد. قصه های قران قصه گویش خدا، آورنده اش جبرئیل، دریافت کننده اش پیامبر است. قصه های پاکیزه به دور از زوائد قصه های حقیقی داستان حقیقی زندگی انسانهاست. کذلک اینگونه بود که ما که خدا هستیم قصه گفتیم یاقصه میگوییم علیک برتو مِن انباء (انباء جمع نباء است اولین سوره جزء ۳۰ نباء است). نباء را خبر مهم معنا کرده اند معلوم میشود قصه ها اگر حاوی اخبارمهم باشد مفیداست.

اخبار مهم را ما در این قصه ها اورده ایم. البته مال گذشته ها و قد اتیناک من لدنّا ذکرا ما از طرف خودمان که خدا هستیم یعنی قصه های قران وحی است، ساخته دست بشر نیست تخیل و بافتنی نیست. مِن لدنّا این قصه را ما از طرف خودمان بر توی پیامبر فرستادیم. ذکرا یعنی در آن یاداوری است. روایات زیادی داریم که یکی از اسمهای قران ذکراست. امیرالمومنین علیه السلام فرمود فیه ذکرکم در قران یادشما انسانها است. و ذکر من قبلکم یاد پیشینیان شما اقوام قبل، تمدنهایی که امدند خوب یا بد. و ذکر من بعدکم یاد کسانی که بعد شما خواهند امد جهان، انسان، جامعه چه سرنوشتی همه اینها در قران است. قران کتاب ذکراست. انسان را به یاد خدا می اندازد به یاد خود و گذشته می اندازد. به یاد آینده می اندازد و ما به همه ی این یاداوری ها نیازمندیم.

در قرآن درسهای عبرت همراه با دلائل عقلی اخبار اموزنده بیدارکننده است. عجب کتابی است این کتاب. امیرالمومنین علیه السلام فرمود اقیانوسی است که کسی به قعر او نمیتواند برسد. از این آیه معلوم میشود تاریخ گذشته آزمایشگاه بزرگ زندگی انسانهاست. ظهور و سقوط ملت ها، سربلندی و شکست اقوام، کامیابی ها و ناکامی ها خوشبختی ها و بدبختی ها نتایج عملکردها در قران است. گاهی ما سراغ کسی میرویم ۷۰ یا ۸۰ ساله است میگوییم خلاصه زندگی خود را بگوید خلاصه زندگی خود را در یک صفحه میگوید قران خلاصه زندگی هزاران هزار نفر است. گفته اند از شش هزار آیه قران سه هزار آیه همین قصه هاست. دراین قصه هاجهان بینی تفکر و اندیشه وجود دارد. خود قران میفرماید: ماقصه ها را گفتیم تا شما فکر کنید.

وقتی قصه ای رامی شنوید برای سرگرمی نه چون قصه شیرین است بعضی از خانه ها که ادم می رود راجع به تاریخ پهلوی چندتا کتاب است تاریخ اشرف پهلوی ،فرح پهلوی، برادرشاه، پدرشاه ،رضاشاه است ازصاحبخانه که میپرسیم برای چه خریده ای؟ گفت برای عکسهایش یکی دیگه پرسید شما برای چه خریده اید؟ گفت:خوشمزه است. برای سرگرمی. قصه قران باید اشک ما را دربیاورد. قصه قران باید ما را از خواب نجات دهد قصه قران باید مارا به یک تصمیم جدید یک تحول برساند. هدف قصه قران این است برای بیدارباش نه سرگرمی.

اقا و مولای من و شما حتما شنیده اید این فراز را به پسرش امام حسن مجتبی علیه السلام سفارش میکند یا بُنَیَّ ای بنی پسر جان عزیزم انی و ان لم اکن عمرت عمرا من کان قبلی درست است من عمر قبلی ها را ندارم چند هزار سال از تاریخ بشر گذشته است اما فقد نظرتُ فی اعمالهم نشستم به عملکرد انها نگاه کرده ام کسانی که سه هزار سال یا چهار هزار سال قبل زندگی می کرده اند به عملکرد آنها دقت کرده ام. و فکَّرتُ فی اخبارهم درباره گزارشاتی که از انها به مارسیده تفکر کرده ام .حاج احمد اقا تعریف میکند که دانشجویانی امده بودند دیدن حضرت امام سه جلدکتاب هم برای حضرت امام هدیه اوردند. به نام نگاهی به تاریخ جهان کتاب خوبی است از جواهر لعل نهرو پرصفحه هم است. حاج احمد اقا می گوید حضرت امام این سه جلدکتاب را کنار متکای خودگذاشت یک ماه نشده سه جلد را خواند بیش از دو هزار صفحه است. کسی که میخواهد رهبری یک جامعه را به عهده بگیرد باید از اوضاع جهان خبرداشته باشد. در شرق در غرب صد سال پانصد سال قبل چه خبر بوده است. چرابایدبخوانیم؟چون قواعدی بر جامعه و تاریخ حاکم است که تغییر نمیکند. قران می فرماید سنت الله ولن تجد لسنت الله تحویلا.

یک قاعده هایی در جامعه و تاریخ است که تغییر نمیکند. سه هزار سال پیش هم بوده است الان هم هست سه هزارسال بعد هم هست. مثلا یک قاعده اش این است که هرکس هرچه زحمت بکشد به نتیجه میرسید هم در راه خوب و در راه بد. این اقا دانشمند است میخواهد بمب بسازد مردم را بکشد خدا جلوی او را نمیگیرد. سنت خدا این است هرکس در هر مسیری زحمت بکشد به نتیجه میرسد. خیلی ها میپرسند که حاج اقا چرا کشورهای اروپایی اینقدر پیشرفته هستند کشورهای اسلامی داغون هستند؟

نگاه کن کشورهای اروپایی ژاپن آلمان آن دانشجو، تکنسین زحمت کشیده. من میخواهم شبانه روز دو ساعت کار بکنم درامد چند ده میلیونی هم داشته باشم اوضاع هم خوب باشد. شاید چند بار گفته باشم در یک دوره اموزشی درهندوستان برگزارمیشد من نماینده ایران بودم نمایندگان ۱۸ کشور در انجا بودند. مدیر دوره اموزشی یک ژاپنی بود خدامیداند بیشترین ساعت خواب او در شبانه روز چهارساعت بود. اونوقت نمایندگان کشورهای اسلامی غیب میشدند موضوع هم موضوع سختی بود. بعضی از روزها ۱۸ ساعت دور ان میز باید گففتگو میشد. مثلا نماینده افغانستان نیست کجا رفته کلاس ها در هتل بود رفته فیلمی که نمیشود اسم آن را برد تماشا میکرد. دراتاقهای هتل یخچال و میوه و نوشابه بود یا میخوابید یا به بغل دستی خود میگفت حاضری من را بزن. خدا یک سنتی دارد اگرکسی آینده ی خوش میخواهد باید زحمت بکشد.

من عرض کردم یکی از دوستان من درحوزه ی آب سنگین اراک خدمت میکرد برای من این را تعریف کرد. گفت یک ماده ای بود باید از المان می آمد در حوزه ی انرژی اتمی مارا تحریم کردند. هر کار کردیم از راههای غیرطبیعی دیدیم خیلی سفت و محکم است نمیشود. بچه ها گفتند خودمان درست کنیم کمر همت ببندیم. ایشان گفتند هفتاد بار آزمایش کردیم به نتیجه نرسیدیم آخر همه مایوس شدند گفتند یک سال دیگر تحریم برداشته میشود چه خبراست خواب را از چشم ما گرفته دو نفر بلند شدند گفتند قسم بخوریم تا به نتیجه نرسیدیم دست برنداریم. ایشان میگفتند ۳۰۰ بار ما آن آزمایشات راتغییردادیم آخربه نتیجه رسیدیم. آن ماده را کشف کردیم آن ژاپنی، آن المانی هم همینکار را کرده است.

قواعدی بر تاریخ و جامعه حاکم است که تغییر نمیکند. یک قاعده این است ان تنصرالله ینصرکم اگر به دین خدا به خلق خدا کمک کنید خدا کمک میکند. پسر جان فقد نظرتُ فی اعمالهم، من به عملکردآنها دقت کرده ام و فکَّرت فی اخبارهم گزارشات آنها را تفکر کرده ام. و تا آنجا که برایم امکان داشته به ان کشورها رفته ام. به ان سرزمین ها سیر کرده ام. حتی عدت کاحدهم به حدی رسیدم که من یکی از همان ادم ها هستم .ماجرای سیصدسال قبل نهصد سال قبل امیرالمومنین فرمود جوری تاریخ انجا را بادقت خواندم فکر کردم که اصلا انگار من یکی از ان ادمها هستم. به خاطر آن اطلاعاتی که از تاریخ آنها به من رسیده قد عمرت مع اولهم الی اخرهم. گویا مثلا من از اول تا اخر ساسانیان یا از اول تا اخر سامانیان بوده ام.

امام میفرماید گویا تمام این دوره را من با آنها زندگی کرده ام. خالص ها را از ناخالصی ها کشف کرده ام و کجای رفتارهای انها نفع داشت کجا ضرر اینها را من جداسازی، فایل بندی کرده ام. قسمتهای مهم تاریخ گذشته را برای تو پسر جان خلاصه کرده ام. از این آیه می اموزیم که درست است ما گفتیم تاریخ خیلی مفیداست ولی تاریخ دست نخورده. به همان اندازه که یک تاریخ راست سازنده و تربیت کننده است تاریخ های ساختگی و تحریف شده مخرب است.

الان مثلا اقایی بیاید و تاریخ رضاشاه راجوری بگوید که همه هوس کنند دوباره رضاشاه بیاید تاریخی که قران سه هزار ایه برایش اورده تاریخ سالم و راست است. خداوند شهید ایت الله مطهری را رحمت کند داستان راستان. ایه بعد من اعرض عنه فانه یحمل یوم القیامه وزرا هر کس از قران روی بگرداند روزقیامت وزر یعنی بار سنگین گناهان زیادی در روز قیامت با خود خواهد اورد. مثل جوانی که سرمایه دارد و از سرمایه اش استفاده نمیکند یا سرمایه اش را نابود میکند. جوان عزیز چرا معتاد شدی؟ چرا خانه نداری پدرت که سرمایه خوبی برای توگذاشته. باداشتن قران اینچنین سرمایه معنوی اگر کسی رو برگرداند روزقیامت بارسنگین گناه خواهد داشت.

خالدین فیه یعنی در همان گناهان برای همیشه غرق خواهد بود. محصور خواهدبود. وساء لهم یوم القیامه حِملا . حِمل به معنای حَمل است حِمل هم یعنی بار سنگین عجب بار بدی است روز قیامت این بارها روی دوشش است. و همه هم ترحم میکنند. بیچاره، بدبخت روز قیامت چه به دوش گرفته اورده است. قران میفرماید عجب باربدی است که در روز قیامت بعضی روی دوش خودشان گرفته اند و با خود حمل میکنند. از این ایه هم میفهمیم که نقل تاریخ یکی ازشیوه های تربیتی قران است.

آقا امام زین العابدین علیه السلام فرموده پدرم حسین بن علی بچه هایش را از کودکی یکی برای نماز خیلی با انها کارمیکرده یکی راجع به تاریخ اسلام این سندی است که از امام زین العابدین به مارسیده است. بچه ها را از کودکی مثلا پنج یا شش یاهفت ساله جمع میکرد .امام صادق علیه السلام فرمود ما بچه هایمان را دختر از پنج پسر از شش با نماز اشنا میکنیم. شما کمی دیرتر دخترانتان را از شش سالگی پسران را ازهفت سالگی با نماز آشنا کنید در این حدیث امام زین العابدین علیه السلام میفرماید پدرم حسین بن علی به موازات اشنایی بچه هایش با نماز تاریخ اسلام و تاریخ جنگهای پیامبر را از کودکی برای بچه هایش تعریف میکرد.

یک پیام دیگر داستانهای قران راست ترین داستانها ست چرا؟ چون گوینده اش خداست و خدا هم از همه راستگوتر است. و من احسن قولا و من احسن من الله قیلا وچه کسی است از خدا و من اصدق من الله قیلا چه کسی از خدا راستگوتر است. داستانهای قران تاریخهای قران برای تذکر است یعنی برای یاداوری هوشیاری و بیداری است سرچشمه داستانهای قران وحی الهی است.

آیه بعد یوم ینفخ فی الصور و نحشرالمجرمین یومئذ زُرقا قیامتی که گفتیم بعضی با بارسنگین گناه وارد میشوند چه روزی است. روزی است که در شیپوری دمیده میشود همه ی زنده ها میمیرند مجددا در ان شیپور دمیده میشود مرده هایی که تازه مرده اند با تمام مرده های سابق از ادم ابوالبشر تا آن روز همه زنده میشوند. و ما جمع میکنیم تبهکاران را در ان روز زُرقا زُرق یعنی باچشم کبود. یا با بدن کبود در زبان عربی زُرق دوتا معنا دارد چه کسانی؟ انهایی که باداشتن کتابی به نام قران آن کتاب را کنار گذاشته اند و از آن استفاده نکردند بهره برداری نکردند.

آیات هم مانده چنددقیقه درباره امام جوادعلیه السلام صحبت کنیم .درحدیث داریم که امام رضا یک روزی میوه پوست کند تعارف کرد به پسرش امام جواد علیه السلام. بعدبه اصحاب فرمود این مولود مبارک ترین مولودی است که شیعیان دیده اند. همه ما میدانیم که در بین ائمه از نظر فضیلت امیرالمومنین علیه السلام رتبه اول را دارد. امام رضاعلیه السلام شاید با این حدیث میخواهد به مابفهماند که امام جواد علیه السلام چون در کودکی به امامت رسید حقانیت همه ائمه را از امیرالمومنین تا امام عصر علیه السلام با این شکل ارایه خودش به اثبات رسانده است.

شیعه اهل بیت در تاریخ خیلی مظلوم بوده اند در دوران بنی امیه یک جور در دوران بنی عباس جور دیگر. شاید بعضی گمان کنند بنی امیه بیشتر ظلم کردند چون فاجعه کربلارا به بار اوردند. اما امام صادق علیه السلام اینگونه نقل شده که یک هزارم ظلمی که بنی عباس به ما کردند بنی امیه نکرده منتها ظلم بنی عباس نرم بوده. دوری از امام رضاعلیه السلام محدودیت های زیادی برای امام نهم امام دهم و امام یازدهم بوده است سن این سه امام بزرگوار ۲۵ سال ۲۸ سال و حدود ۴۰ سال بوده اصلا اجازه ندادند عمری داشته باشند هرسه امام تحت نظر بودند یا در پادگان یا در زندان یا در کاخ خلیفه بودند. امکان اینکه شیعه با رهبرانش ارتباط برقرارکنند سوالی بپرسند جوابی دریافت کنند خیلی کم بوده است. لذا شما میبینید احادیث از این سه امام خیلی کم است. چگونه رهبری جامعه شیعه را این رسالت بزرگ را به انجام رساندند. یک سازمانی از زمان امام جواد علیه السلام تاسیس شد به نام سازمان وکالت یعنی کشور اسلامی را به پنج قسمت تقسیم کردند حجاز، عراق، مصر و… هرمنطقه ای وکیلی مخفیانه داشت. شیعه ها میدانستند که این وکیل آقا درایران است ان وکیل هم مناطق تحت پوشش خودش را وکلای خودش حکم میداد نمایندگانی را اعزام میکرد گاهی این نمایندگان امام علیه السلام لو میرفتند. سالهای طولانی به زندان می افتادند شکنجه میشدند دوران سختی را شیعه گذرانده از امام جواد بیشترین مطالبی که به مارسیده یکی درباره علم امام جواد است و یکی درباره عبادت امام جواد است یکی هم رسیدگی به بیچارگان.

یا اباجعفر یامحمدبن علی ایها التقی الجواد یابن رسول الله یا حجه الله علی خلقه یاسیدنا و مولانا اناتوجهنا واستشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی حاجاتنا یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله ای که روح عبادتی مارا عذرخواه قیامتی مارا جان زهرا عنایتی مارا یا جوادالائمه ادرکنی عزت عالمین میخواهم سفرکاظمین میخوام طواف قبر حسین میخواهم یاجوادالائمه ادرکنی مثل جدش با لب تشنه به شهادت رسیده حتی گفته اند آن نانجیب اجازه نداد کنیزکی آب ببرد.

همین که خبرشهادت امام جواد به معتصم رسید دستور رسید نباید تشییع جنازه باشد نباید این مراسم باشکوه برگزار شود. اما شیعیان غیرتمند امدند و با عزت با احترام. اقا امام هادی امدند بدن بابا را غسل داد کفن کرد نماز خواند کنار قبر جدش موسی بن جعفر به خاک سپردند. اقایان بانوان کسی در تاریخ ننوشته به بدن امام جواد بی احترامی شده باشد. اما پدر و مادرم به فدای آن مظلومی که پیکر بی سرش سه روز در معرض تابش افتاب بلا غسل بلاکفنی به مظلومیت امام جواد در ظهور فرزندش حضرت مهدی تعجیل بفرما حاجات این جمع را برآور.

تفسیر آیات 97 و 98 سوره طه

بازگشت حضرت موسی از کوه طور

تفسیر سوره طه استاد سید جواد بهشتی

آیات 97 و 98 سوره مبارکه طه، حوادث تلخ پس از انقلاب بنی اسرائیل و مواجهه حضرت موسی با بنی اسرائیل پس از داستان سامری.

بسم الله الرحمن الرحيم
در خانه خدا در آستانه اقامه نماز جماعت بیان آیاتی از سوره مبارکه طه از خدا می خواهیم این گفت و گو ها را موجب خیر و رشد و نور و به دور از هر آفت و آسیب و اشتباهی قرار بفرماید. تقاضا می کنم برای شفای بیماران و مجد و عظمت مسلمانان و نابودی کفار و منافقان صلواتی تقدیم بفرمایید 《الهم صل علی محمد و آل محمد 》.
در قصه موسی(ع) و بنی اسرائیل رسیدیم به حوادث تلخ پس از انقلاب امروز داشتم می خواندم مقام معظم رهبری در یک جایی فرمودند چه قدر ما محتاج خدا هستیم در مسیر زندگی. سه نفر در بنی اسرائیل هستند هر سه نفرشان در انقلاب بودند نه اینکه فرعونی باشند جزء بنی اسرائیل بودند ولی هر سه نفرشان سرگذشت های تلخ بد با بد عاقبتی این دنیا را ترک کردند. یکی هنرمندی به نام سامری. یکی دانشمندی به نام بلعم بائور. یکی سرمایه داری به نام قارون. آقا می فرمایند این قصه ها زنگ خطری است برای ما که پیوسته دست نیاز به سوی پروردگار دراز کنیم از خدا عاقبت بخیری را بخواهیم سامری سوء استفاده کرد از غیبت موسی(ع) و مردم را سرگرم کرد به یک موضوع خرافی.
یک خطری بار ها در قرآن گوشزد شده است《امنوا ثم کفروا》یک کسانی ایمان آوردند پس از چندی کافر شدند. یعنی ایمان های ما تهدید به خطر می شوند دلواپس باشیم حتی گاهی می فرماید《امنوا ثم کفروا ثم امنوا ثم کفروا》یک عده ای ایمان آوردند پس از مدتی کافر شدند مجددا ایمان آوردند و آخرش با بد عاقبتی.
موسی (ع) غصه دار، اندوهگین، عصبانی 《غضبان اصفا》آمد به سمت امتش وقتی از طریق آسمان مطلع شد که سامری چنین جنایتی انجام داده و مردم را از یکتا پرستی به گوساله پرستی برده. سه برخورد کرد حضرت موسی(ع)اول رفت سراغ مردم، مردم با این خدای خوب چرا اینگونه عمل کردید اینهمه خدا به شما لطف کرد شما را از شر فرعونیان نجات داد این همه نعمت به شما داد شما را از دریا گذراند. چرا؟ مردم هم با آهنگ عذر خواهی با موسی(ع) طرف شدند.
بعد رفت سراغ برادر خودش هارون که جانشینش بود. ریشها و زلفهای هارون را گرفت (هارون چطور شد تو از من تبعیت نکردی؟) هارون هم پاسخی داد که خود را تبرعه کرد. اولا گفت من مردم را جمع کردم قصه را توضیح دادم ولی آنها می خواستند مرا بکشند. یک تفرقه ای ایجاد کردند که من تشخیص دادم پیش از این تندی نکنم تا خود شما تشریف بیارید. حالا موسی (ع)رفته سراغ خود سامری یعنی آن هنرمند بی تعهدی که آقا می فرماید: (هنر یک موهبت الهی است).
ما باید قدرش را بدانیم در مسیر خدابکار ببریم. احادیثی داریم شکر نعمت واقعی این که آن نعمت را در راه منعم به کار ببریم.《الحمدالله》گفتن شکر هست. یک شکر زبانی است اما این نعمت را در مسیری که خدا می پسندد به کار بگیریم این می شود شکر نعمت. موسی (ع)آمد سراغ سامری و فرمود:《قال فما خطبک یسمری》ای سامری! این چه کاری بود که تو کردی؟ انگیزه ان در این کار چه بود؟《قال》سامری جواب داد《بصرت بما لم یبصروا بهِ》من یک اطلاعاتی پیدا کردم که بقیه مردم آن اطلاعات را نداشتند. 《فقبضت قبضه من اثر الرسول》من بر گرفتم آثاری را از آثار فرستاده خدا یعنی مکتبی را که (البته برای این دو آیه سه تا تفسیر شده است من آن تفسیری را که علامه طباطبایی و آیت الله مکارم پسندیدن اینجا بیان می کنم ولی دو تفسیر دیگه هم شده است همون انتخاب آن دو مفسر را عرض می کنم).
آن معنایی که آن دو عالم انتخاب کردند این هست سامری گفت: برگرفتم آثاری از آثار رسول، رسول یعنی حضرت موسی(ع) فرستاده خدا، این آیین را این مکتبی را که موسی آورد از آن گذاره هایی را دریافت کردم بعد پشیمان شدم از اینکه خدا پرست شدم《فنبذتها》دور ریختم 《و کذلک سولت لی نفسی》هوای نفس من هم این کار را (یعنی دست برداشتم از دینداری و رفتم سراغ بت پرستی و گوساله پرستی) هوای نفس من هم این کار را برای من تزیین کرد، آرایش داد، جلوه داد این قصه من اینه.
مفسران اینجا همه قصه ارتداد یعنی برگشت از دین در همه ادیان الهی بوده در اسلام هم بوده در قرآن هم کلمه ارتداد را داریم《من یرتدد منکم عن دینه》هر کس از جمع شما مسلمان ها از دینش برگردد خداوند می فرماید خب برگردد《و سوف یاتی الله بقوم》خدا یک کسانی دیگر را به جای آن آدم یا آدم ها می آورد بقول مقام معظم رهبری :ریزش ها و رویش ها.
حالا این آقا رفته دست از انقلاب برداشته است. یک کسانی که اصلا آدم گمان نمی کند یا گمان نمی کرد آنها بیایند شانه هایشان را زیر بار انقلاب بگیرند می‌آیند خدا میاورد 《فسوف الله یاتی بقوم یحبهم و یحبونه》یک کسانی را خدا می آورد که وقتی این آیه نازل شد پیغمبر دست بر شانه های سلمان زد فرمود: (همشهریان این هستند).
حالا سامری یک کسی که انقلاب را می شناسد، موسی(ع) را می شناسد، خدا را می شناسد. چرا این کار را کرد؟ گفتند مهمترین دلیلش خودپسندی است خودپسندی یک عیبی هست که می آید سراغ ما آدم ها. خودمان را می خواهیم مطرح کنیم انقلاب شده است چرا از من حرفی نیست چرا به من مسئولیت ندادند ؟چرا من مسوئلیتی ندارم؟ حالا که اینطور شد یک پدری از این انقلاب در بیاورم. یک تیشه بر می دارم می زنم به ریشه؛ ریشه یعنی عقاید دیگه. و سامری همین کار را کرد. به خاطر اینکه خودش مطرح بشود آمد انقلاب را این همه شهید و این همه خون دل را همه را کنار زد و الان هم داره اعتراف می کند.

میگه قصه من اینه اول از آثار رسول آقا امیر المؤمنين (ع) مفسرین گفتند احتجاج طبرسی هم مرحوم طبرسی دو جلد کتاب دارد احتجاج یعنی گفت و گو هایی که اهل بیت و پیامبر با مخالفین داشتند در احتجاج طبرسی آمده است که جنگ جمل به پایان رسید امیر المؤمنين(ع) همه را جمع کرددید بینشان یک دانشمندی است به نام حسن بصری. خطاب کرد به حسن بصری (حسن بصری هم تفسیر قرآن بلد بوده است الان تو تفسیر ها نگاه بکنید میگوید حسن این را گفته منظور همین آدم است حسن بصری) خطاب کرد به حسن بصری فرمود هر امتی سامری داشته است سامری این امت هم این آقا است از حسن بصری امیرالمؤمنین پرسید تو چی کار می کنی؟
آن هم قلم و کاغذ دستش بود سخنرانی های امیرالمؤمنین را داشت می‌نوشت. که اگر ما بودیم حسرت می‌خوردیم باریک الله خوشا به حال ما بی قلم و کاغذ آمدیم این چقدر آقا رو دوسش دارد حضرت فرمود که سامری امت ما است. حرف‌هایی که من می‌زنم که اثار فرستاده خداست، پیامبرست می‌گیرد قسمت‌هایی اش را که با سلیقه خودش با هوس خودش با تفسیر به رأی خودش می‌خواد تحویل دیگران می‌دهد. سامری همین کارو کرد از آیین حضرت موسی (ع) آثاری را دریافت کرد بخاطر این‌که خودش را مطرح بکنه مردم رو دور خودش جمع بکند با این سخنان با آن مطالب آمد فرهنگ بت‌پرستی را فرهنگ گوساله‌پرستی را باب کرد .
خب موسی(ع) حالا که ثابت شده سامری این جرم را مرتکب شده دادگاه تشکیل‌شده اون‌هم اعتراف کرد که بله من این کارو کردم سه تا اقدام کرد حضرت موسی(ع) اقدام اول《قال فذهب》 یعنی ای سامری از جامعه دور شو. امروز سازمان‌های حقوق بشر اگر این احکام حضرت موسی(ع) را بشنوند محکوم کنن آقا شما به چه دلیلی این هنرمند را از جامعه طرد می‌کنید؟ هنرمندان مایه افتخار ما هستند .《فذهب》‌یعنی برو از جامعه بیرون برو تو بیابون و اعدامش نکرد ولی یه کاری کرد از اعدام بدتر 《فان لک فل حیوه ان تقول لا مساس》 ازاین‌ به‌ بعد بهره‌ی تو از زندگی اینه هرکی اومد سراغ تو باید بگویی یا خواهی گفت بعضی گفتن معناش اینه که پیش‌گویی است از حضرت موسی (ع) به من مردم خواهی گفت《 لا مساس》 یعنی کسی با من تماس نگیره موبایلش را چکار کند؟ حتی موبایلشو هم گرفتن دیگه قطع ارتباط مردم با این هنرمند منحرف الان دادگاه‌های حقوق بشر این را بشنوند.

نه شما حق ندارید چنین کسی را رابطه‌اش را بگذارید آزادی باشد خدا رحمت کند بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران فرمود آزادی چارچوب دار آزادی فساد آزادی انحراف روزنامه نگاران همون سال اولی انقلاب چقدر حضرت امام نهیب زدند ماگفتیم آزادی تو همون فرانسه چارچوبی دارد آزادی تو همون اروپا چارچوبی دارد ( اینو قبلاً هم گفته‌ام رهبر شیعیان اتریش که همه جمعیتشون اروپایی هستند. پاکستانی و افغانی و ایرانی و عرب نه همه شان من رفتم در جلسه شان آقای محمد لنسه به خود من گفت دوازده ساله است تقاضای روزنامه کردیم مجوز نمی دهند اروپایی اصل هم هستیم میگویند با چارچوب های ما به تشکیلات شما نمی خواند).
چطور یه آقایی به نام سامری بیاید گوساله ای را مطرح بکند بعد هم مردم را فریب بدهد بعد هم بگویم آزادی این را قرآن محکوم می‌کنه. اولین کاری که موسی(ع) کرد رابطه سامری و مردم رو قیچی کرد قطع کرد. هیچکس حق نداره با او ارتباط برقرار کند بعضی از مفسران و محدثان هم گفتند موسی(ع) دست به دعا برداشت نفرین کرد به سامری چون هیچ کس بیش از حضرت موسی غصه نمی خورد پیامبران می سوختند برای هدایت مردم وقتی می بینی دین خدا آسیب دیده شب خوابش نمی بره نفرین کرد پس‌از نفرین حضرت موسی (ع) بعضی این رو گفتن سامری مبتلا شد به بیماری سختی.

حالا آن بیماری‌ام دو جور گفته‌اند یا بیماری جسمی که هرکی بهش نزدیک می‌شد واگیر می‌کرد یا بیماری روحی روانی که هرکی بهش نزدیک می‌شد او داد می‌زد به من نزدیک نشو《 لامساس لا مساس》 به من نزدیک نشو به من نزدیک نشو دور شو دور شو یه حالت دیوانگی پیدا کرده بود در اثر نفرینه حالا هر کدوم از این نظریات ما بپذیریم یا براساس حکم دادگاه این هنرمند بی‌تعهد نباید رابطه با مردم برقرار یا براساس نفرینی که پیغمبر خدا به او کرده بود این حکم اول قطع رابطه با مردم.

حکم دوم《 و ان لک موعدا لن تخلقه 》 اینجا الان ما تو را از شهر بیرون کردیم تو بیابان فرستادیم رابطه ها را قطع کردیم فقط کیفر تو این نیست یک قراری هم خدا با تو دارد که اراده کرده تو را عذاب کند ممکنه حالا اینجا سازمان‌های حقوق بشر نماینده بفرستند و با قوه قضاییه و چه می دانم این‌ها بالاخره بعد یه جوری بشود ‌از زندان این نفر آزاد بشه و یا فرار کند از مرزها با یه ترفندی نمی دانم جوازی اش را تبسره اینا رو تغییر بده اینجا حالا ممکنه فرار بکنه ولی از کیفر خدا نمی‌تونه 《لن تخلفه》 یعنی یه عذابی خدا برات در نظر گرفت که او ردخور نداره یک عذابی را ما تو دادگاه خودمان اعلام کردیم که امکان داره به‌خاطر رابطه‌اش با بیگانگان فراری بدهند این آدم‌ را یا چه می‌دونم در فشار قرار بدهند اون امکان‌پذیر نباشه ولی اون حکم خدا ابدا 《لن تخلفه》 حتماً انجام خواهد شد این دوم.

سوم《وانظر الی الهک》 که او گوساله‌ی طلایی رو آوردم موسی (ع) فرمود حالا نیگا کن به این خدایت سامری می‌گفت گوساله خداست نگاه کن 《الذی ظلت علیه عاکفا》آن گوساله ای را که پیوسته پرستش می کردی ای سامری 《لنحرقنه》ما آتش می زنیم گوساله را 《ثم لننسفنه فی الیم نسفا》بعد ریز ریز شده اش را می ریزیم در رودخانه میریزیم تو دریا. گوساله ای که درست کرده بودند خیلی خوشگل بود هنرمندانه هم صدا و آهنگ قشنگی ازش صادر می شد هم خود گوساله قشنگ بود اینجا سوالاتی مطرح شده سوال اول این است که طلا رو که آتیش بزنن ریز ریز نمی‌شه ذوب می‌شه چطور قرآن می‌فرماید ریز ریز می‌کنیم آتیش می‌زنیم چرا چوب رو می‌شه مثلاً آتش زد ریز ریز کرد.

جواب‌هایی دادن یک جوابش اینه که اون گوساله فقط از طلا نبوده از مواد مختلف با روکش طلا. یکی از جواب هایی که دادند اینه که وقتی آتش می زنند اجزایی داره که ریز ریز میشه قطعه قطعه می شود. یک جواب دیگری که مفسران دادند اینه که نه منظور اینه که اون طلا ریز ریز بشود منظور یک تحقیر است موسی(ع) می‌خواسته بگه این چیزی که تو درست کردی ما از بینش می‌بریم قطعه قطعه می‌کنیم تیکه تیکه اش می‌کنیم ایرادی نداره این سوال قابل پاسخ قانع‌کننده ای است. یه سوال دیگه آقا طلا با این قیمت الان چنده طلا؟ ذهن این هفت هشت میلیارد آدم رو کره زمین هر شب هر روز به اخبار نگاه بکنند امروز قیمت طلا که طلای به این قیمت چرا بسوزونیم چرا دور بریزیم؟ برداریم این طلا را برا فقرا مثلا ممکنه کسی هم‌چین سؤالی بپرسه خرج فقرا بکنیم یا اصلا بذاریم تو موزه به‌عنوان میراث فرهنگی به عنوان تماشای چرا این کار رو کرد به حضرت موسی (ع) خب یه حکمتی توشه شما نگاه کنید حفظ عقاید مردم مهم‌تره یا حفظ طلا اون گوساله اگر می‌بود مردمان متفاوتند ضعیف الایمان داریم متوسط الایمان داریم هی فکرش میره تو اون گوساله اما وقتی گوساله رو نابود بکنه اگه خدا بود از خودش دفاع می‌کرد اما فکر می‌کردیم خدا است آتیشش زدن ریختنش گاهی برای حفظ عقاید مردم باید از طلا گذشت.

پیامبر خدا (ص) داشت به جنگ می‌رفت منافقین آمدند گفتند یا رسول‌الله ما می خواهیم کلنگ یه مسجدی رو به دست شما بزنیم پیغمبر فرمود حالا من برم جبهه و برگردم. اون هم تو همین فاصله یک مسجد ساختن با کمک رومیان یعنی اروپای امروز با پول اون‌ها و با پول خود منافقین و با پول مشرکین مکه حالا نمی‌دانیم عکس یه مظلوم مسجد نیس الان اگر می‌بود حتماً سنگ مرمر و گلدسته هاش چه‌جور محراب چه جور جاکفشی مثلاً الکترونیکی و حتماً هم‌چین مسجدی ساختن پیغمبر برگشت آنها هم رفتن استقبال گفتند یا رسول‌الله شما فرمودید در بازگشت از جبهه میام افتتاح می‌کنم پیغمبر فرمود از جانب خدا مأمورم این مسجد را خراب کنم سوال خراب چرا؟ اسمشو عوض کنین این‌همه خرج شده چندمیلیارد یا رسول‌الله شما فرستاده‌ی خدای حکیم هستی چرا چنین کاشی‌کاری‌ها را خراب کنیم؟ چرا سنگ‌های مرمر رو خراب کنیم ؟بله جاش هم باید زباله دونی بشود.
گاهی حرکت‌های انقلابی باید پیش کسی تفکر است ضلال و انحراف از هیچ سفره ش برچیند و پاشد برود این گوساله باید نابود بشه بعد هم حضرت موسی (ع) خیلی قشنگ بود نفرمود من آتش می‌زنم فرمود ما یعنی تو این‌جور کارهای انقلابی مردم هم باید مشارکت کنند ما این کار می‌تونست بگه موسی (ع) 《لنحرقنه》 من آتیش می‌زنم نه این را نفرمود ما آتیش می‌زنیم این یعنی مردم را با خودش همراه کرد ما تکه تکه‌های این گوساله را به دریا می‌ریزیم به اندازه‌ای فرصتی که داریم پیام‌های این دو آیه را می‌خواهم گفتگو کنیم اولین پیام اینه که بعد از ثبوت جرم مجرم باید مجازات بشه نگذاریم دوباره در شش سال بعد آقا اون پرونده چی بود فلانی تو لواسون باغ داشت و نمی‌دونم از این حرفها چی شد بالاخره. انقدر به‌مرور زمان کهنه می شود مردم احساس می‌کنند کسی جرم مرتکب نشده.

دوم، یکی از مراحل نهی‌ازمنکر طرد مجرمان و منحرفان است. الان مفسدان اقتصادی داریم حالا نمی‌دانم هم جمهوری اسلامی با این مفسدان اقتصادی چه کرد بالاخره چکار می کنه مفسدان اقتصادی مفسدان اجتماعی که آشوب به پا می کندد یکی هم مفسدان فرهنگی مفسد فرهنگی برخورد نمی‌شه تو فضای مجازی هرچی دلش بخواد می‌گه به اسلام می‌گه به پیغمبر می‌گه به امام حسین به امام زمان به مقام رهبری آزاده هیچ عکس‌العملی واکنشی عالم مشاهده مفسد فرهنگی موسی (ع)یک چنین برخورد انقلابی با او کرد این آیات به ما می‌فرماید آزادی فکر به‌معنای باز گذاشتن دست منحرفان و گمراهان نیست. این آیه به ما می‌فرماید هم عذاب دنیایی برای مجرمان هم عذاب اخروی وجود دارد شاید بتوان از عذاب دنیوی فرار کرد ولی از عذاب اخروی هرگز.

از این آیه می‌فهمیم ابزار گناه و انحراف باید نابود شود. یک جایی مرکز فساد است یا یک وسیله ای در کارخانه ای تولید شده برای فساد برای انحراف آن را باید به صورت انقلابی ریشه کن کرد از بین برد این آیه به ما می فرماید محو آثار کفر و شرک باید با مشارکت مردم و در ملأ عام چرا اسلام می گوید مجرم را در حضور مردم شلاق بزنیم برای تأثیری که دیگران جرأت نکنند دوباره مثل سامری یه آدم دیگه بیاد حفظ افکار و عقاید مردم از حفظ طلا مهم‌تر است گاهی برای ایجاد موج مبارزه با منکر باید اشیاء قیمتی فدا بشند این آیه به ما می فرماید غیرت دینی و قاطعیت در برابر انحرافات لازمه‌ی رهبری است پیامبر عزیز ما همه ما شنیده‌ایم در فتح مکه یک کسی شعار می‌داد《 الیوم یوم الملحمه》 امروز روز انتقام پیغمبر فرمود نه امروز روز رحمت است روز عفو است ولی چند نفر ما نمی‌بخشیم یکیش هنرمندی بود آوازه‌خوان بود ترانه‌های او را همه‌جا اینم اسلام هجو می‌کرد تو اشعارش اسلام را هجو می‌کرد پیغمبر رو از هرچی بگذریم از این سه چهار نفر نه. می‌دونه یکی از این شاعر و هنرمند این بنا باشه زنده باشه دوباره زیرزیرکی حتی از قاتل حضرت حمزه پیغمبر گذشت از این آدم نگذشت قاطعیت و غیرت دینی لازمه رهبری رهبران دین.

مسجد ضرار رو هم یه باردیگه اشاره بکنیم که در قصه‌اش در سوره مبارکه توبه آمده که همین سوالی که اینجا مطرح راجع به مسجد ضرار دو مسجد کنار هم آمده مسجد قبا مسجد ضرار مسجد قبا مسجدی است که خدا قسمت کنه همین جا دعا کنیم زیارت خانه ات را قسمت این جمع بفرما.


تفسیر آیات 96-90 سوره طه

سنت وصایتتفسیر سوره طه استاد سید جواد بهشتی

یکی از سنت های خدا سنت وصایت است. مجموعه احادیثی داریم درباره وصایت که آخرین پیامبر حضرت محمد(ص) بارها و بارها امیرالمؤمنین(ع) و یازده فرزندش را به عنوان اوصیا یعنی جانشینان خود و ادامه دهندگان راه نبوت معرفی کردند.

بسم الله الرحمن الرحيم

الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی

(تفسیر آیات 96-90 سوره طه)

در خانه خدا بر سفره قرآن کریم سوره طه آیات ۹۰ به بعد: یکی از سنت های خدا سنت وصایت است. یعنی خداوند از روی مهرش پیامبران را فرستاد و در غیاب پیامبران یا پس از رحلت پیامبران حاضر نشد خلایق بدون راهبر بمانند. اصلا مجموعه های حدیثی داریم به نام سنت وصایت که آخرین پیامبر حضرت محمد(ص) بارها و بارها امیرالمؤمنین(ع) و یازده فرزندش را به عنوان اوصیا یعنی جانشینان خود و ادامه دهندگان راه نبوت معرفی کردند. دشمن هم روی همین موضوع سرمایه‌گذاری کرده یعنی دشمن وقتی می دید در سرکوب کردن پیامبر و دین او موفق نیست می گفت خیلی خب این پیامبر چقدر عمر داره می گذاریم  ما مبارزاتمان را در زمان غیاب پیامبر یا پس از رحلت.

این موضوع وصایت را بزرگان ما می فرمایند در تورات هم هست در انجیل هم هست. موسی بن عمران در زمان خودش وقتی غایب شد رفت به کوه طور برادرش هارون را، حضرت هارون که برادر بزرگی هم بوده زودتر از موسی (ع) از دنیا رفت. پس از خودش موسی بن عمران باز وصیی را به نام یوشع بن نون. اون را به عنوان وصی قرار داد. عیسی بن مریم  (ع) پس از خود شمعون را قرار داد. این نظام وصایت یعنی جانشینی پیامبران یکی از سنت های خداست که در آخرین دین  هم این موضوع با چه برخوردهایی روبه رو شد متاسفانه نگذاشتند. پیغمبر فرمود:《لکل نبی وصی و وارث و وصیی و وارثی علی》هریغمبری وصی داشته وارث داشته و وصی من و وارث من علی بن ابی طالب است. حتی این موضوع وصایت را در اولین جلسه ای که پیامبر با خویشاوندان خودش (که  ۴۵ نفر ظاهرا بودن) اسلام را عرضه کرد این موضوع وصی بودن و وصایت را همانجا فرمود اولین کسی که به من در این جلسه ایمان بیاورد وصی من است که آقا امیر المؤمنين برخاست و اعلام وفا کرد. آیه ای که ما رسیدیم درباره همن قصه است.

خب موسی(ع) به کوه طور رفته ۴۰ شب با خدا قرار داشته خداوند بر اساس حکمتش ۳۰ شب را به ۴۰ شب افزایش داد. در غیاب خودش موسی را گذاشته همون آیاتی که ما در چند شب آینده دهه اول ذی الحجه در اون نماز دو رکعتی می خوانیم 《و واعدنا موسی ثلاثین لیله و اتممنها به عشر》ما که خدا هستیم ده شب اضافه کردیم. یا برای امتحان اون امت یا برای آنکه دوست می داشتیم بنده ما با ما راز و نیاز کند.《وقال موسی له اخیه هارون》و گفت موسی( این در سوره مائده است) به برادرش هارون《اخلفنی دینی》یعنی تو جای من باش《فی قومی》در بین قوم من 《واصلح》و جامعه را درست کن اداره کن اصلاح کن اوضاع را.《واصلح و لا تتبع سبیل المفسدین》و دنبال مفسدان نرو.

حالا موسی (ع) سی شبش سی و پنج شش شب شده و سامری همین طور که آیاتش را خواندیم گوساله ای درست کرده و مردم را از خدا پرستی به گوساله پرستی. حالا وصی پیامبر چه کار کرده ؟ آیا ساکت بوده؟ نه وصی وظیفه خودش را انجام داد.《و لقد قال لهم هارون من قبل》قبل اینکه موسی (ع) بیاید هارون با مردم اتمام حجت کرد.《یا قوم》ای مردم من 《انما فتنتم بهی》امتحان شما به این گوساله است《و ان ربکم الرحمن》خدای شما که مهربان است و این همه به شما نعمت داده. 《فاتبعونی》و از من تبعیت کنید《و اطیعوا امری》از فرمان من اطاعت کنید. معلوم میشه وصی هم اطاعتش واجب است. مثل نبی اطاعتش واجب است ما در زیارت جامعه یا زیارت نامه های دیگر السلام علیکم یا اوصیا الله به ائمه می گوییم. مردم چه گفتند که اکثریت رفته بودند دنبال گوساله پرستی. اقلیت زیر چتر حضرت هارون《قالوا》 گفتند《لن نبرح علیه عکفین حتی یرجع الینا موسی》ما همچنان گوساله را می پرستیم (عاکف یعنی عبادت کننده اعتکاف یعنی یه نوع عبادت).

ما هم چنان گوساله را خواهیم پرستید تا موسی به سوی ما برگردد یعنی لجاجت کردند. پیغمبرشان به آنها گوشزد کرد که این فساد است این صلاح نیست. پس پیغمبر وظیفه خودش را انجام داد. موسی(ع) از راه رسید اول کسی را که یقه اش را گرفت جانشین خودش است. اینجا یه پرسشی مطرح می‌شود که در این زمان کوتاه می خواهم جواب دهیم. امد سراغ برادر《قال یهرون  ما منعک اذ رایتهم ضلوا الا تتبعن 》چی شد که مردم به گمراهی رفتند تو دنبال حرف های مرا نگرفتی مگر من نگفتم اصلح ولا تتبع سبیل المفسدین《افعصیت امری》تو خواستی نافرمانی فرمان مرا بکنی. من به اصلاح تو را سفارش کردم من به مبارزه با فساد تو را توصیه کردم《افعصیت امری》آیا تو خواستی نافرمانی مرا بکنی؟ هارون جواب داد《قال یَبنَؤُمَّ 》ای پسر مادر《لا تأخذ بلحيتي》ریش مرا ول کن. معلوم میشود حضرت موسی ریش برادر را هم گرفته بوده آنجا درگیری پیش آمده《و لا بِرَأسِی》زلف ها را ول کن. این معلوم میشه زلف هم ایراد ندارد به اندازه ای که گرفته بشود. زلفهای من را ول کن ریش مرا ول کن. 《إنى خشیت ان تقول》علت اینکه من یه مقداری کوتاه آمدم البته گفتم به مردم ولی علت اینکه یه  مقداری کوتاه آمدم این بود که ترسیدم تو به من بگویی《فرقت بین بنی اسرائیل  》تفرقه ایجاد کردی بین بنی اسرائیل. یعنی از دیدگاه هارون انسجام مردم اتحاد مردم یک آرمان مهم است نباید خدشه ببیند.《ولم ترقب قولی》من ترسیدم به من بگویی مراقبت نکردی از فرمان من. من به این اندازه صلاح  دانستم.

در سوره اعراف داره هارون گفت《إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي》این مردم مرا بیچاره کردند《و کادوا یقتلوننی》نزدیک بود مرا بکشند. حالا سوال اینه حضرت موسی یه پیغمبر. حضرت هارون یه پیغمبر. هردو پیغمبر مگه میشه دو تا پیغمبر با هم دعوا کنند؟ مگه میشه دو تا پیغمبر با هم جر و بحث کنند؟ مگه میشه پیغمبری که ما شیعه عقیده داریم معصوم هست یکیشان اشتباه کنند و یکیشان درست بگوید.

مفسران قرآن کریم گفته اند: واقع قصه این است موسی(ع) می خواسته به مردم یه مطلبی را تفهیم کند. برادرش را بی گناه می دانست بر خلاف بعضی از مفسران اهل سنت که اینجا میگن هارون کوتاهی کرده. نه هارون کوتاهی نکرده. می خواهد به مردم گوشزد کند. شما چه گناه بزرگی کردید گناهی بزرگتر از شرک هست《ان الشرک لظلم عظیم》. این همه ما خانه دل خوردیم انقلاب شد شهدا تقدیم درگاه الهی شد شما باید بروید دنبال یه گوساله. خواست موسی بن عمران به مردم تفهیم کند که چه کار زشتی کردند. چه راه بدی را رفتند. منتها آن غیرتی که در انبیا بوده وقتی یک  منکری را در جامعه می دیدند سرخ می شدند خشمگین می شدند. از خدا نافرمانی شده.

سخنان ابی عبدالله حسین (ع)را نگاه کنید چرا خشمگین هست؟ سخنان أميرالمؤمنين (ع) در نهج البلاغه نگاه کنید حاکی از یک غیرت که نمی توانستند ببینند دینی را که پیامبر آورده ای گونه با انحراف روبه رو شود. عین همین سخنان هارون را امیرالمؤمنین (ع) دارد. موسی بن عمران هم خواست با این کارش به بنی اسرائیل بفهماند چه گناه بزرگی را مرتکب شدند هم خواسته بی گناهی هارون را تفهیم کند. برادر من گناه ندارد اون برای شما همین الان خواندیم به شما توضیح داده به شما. گفته این امتحان شما است مواظب باشید در این امتحان. هم بی گناهی هارون را می خواست تفهیم کند هم گناه بزرگ آنها را و ضمنا خواستند بفهماند خیلی این گناه بزرگ است به حدی که مرا عصبانی  کرده  و برادرم را به محکمه کشانده. از این آیات این نکته ها برای امروز فهمیده می شود:

۱. انحراف و ارتداد بنی اسرائیل آگاهانه بوده است. یه وقتی کسی از دین دست بر می دارد بعد که می فهمد ،می زند تو سرش می گوید من نمی دانستم. این آیه می فرماید جانشین پیامبر حضرت هارون توضیح داد برای مردم هشدار داد آِنهایی که از دین برگشتند آگاهانه برگشتند. اونایی که منحرف شدند آگاهانه  این ها باید تنبیه بشوند.

۲. وظیفه جانشین رهبر هنگام بروز بدعت ها فریاد، اتمام حجت است سکوت نه. این آیه به ما می فرماید این آیاتی که خواندیم به ما می فهماند انبیا دل سوز مردم بودند انبیا وقتی مردم را صدا می زدند می گفتند (برادرا ) یا می گفتند (ای مردم من ). یعنی مردم را عضو خانواده خود می دانستند. این آیه به ما می فرماید آزمایش انسانها سنت الهی است. ولی ابزار آزمایش فرق دارد گاهی آزمایش عقیدتی است گاهی آزمایش مالی گاهی آزمایش جانی و این آیه را همه ما بلدیم《و لنبلونکم بشی من الخوف》 با ترس از دشمن گاهی خدا ما را امتحان می کند.《والجوع》با گرسنگی ما را امتحان می کند. با نقص در اموال در جانها امتحان می کند. امتحان حتمی است منتها ابزارش متفاوته. یکی از امتحانها امتحان عقیدتی است که ما انتخاب هایمان درست است اعتقاداتمان درست است. خدا رحمت کند عبد العظیم حسنی را در روزگاره که فرق انحرافی خیلی زیاده شده بودند. همه شما شنیده  اید آمد نزد امام هادی(ع) و عرض کرد (حالا خودش دانشمند ،محدث همین کار را هم یاد داده به ما) ای پسر پیغمبر! من اعتقاداتم را می خواهم برای شما یکی یکی بیان کنم من درباره خدا اینطور فکر می کنم. درباره پیامبران درباره فرشتگان درباره قیامت درباره برزخ درست است یا نه؟ در پایان امام هادی(ع) فرمود: (عبد العظیم همه اعتقاداتت درسته).

یکی از آزمایشات آزمایش به اعتقادات هست. یه نکته دیگر در بحران ها توی آشوب ها یاد لطف خدا دستگیر انسانها است. هارون(ع) ضمن هشدار خدا را به رحمانیت اسم برد. یعنی هنوز هم دیر نشده آقایان برگردید. خانم ها برگردید. اشتباه رفتید یعنی آغوش رحمت خدا را باز جلوه داد. این که مردم را محکوم کند و همه را جهنمی اعلام کند. یه جوری باز اعلام می کند که مردم برگردند《ربکم الرحمن》. از این آیات می فهمیم برای افراد لجوج فریاد پیغمبر هم اثر ندارد. کسی که می خواهد  لجبازی کند هر چه پیغمبر معجزه هم بیاورد، منطق، برهان، دلیل. او می خواهد لجبازی کند.

از این آیات یکی از پیامهایی که دریافت می کنیم این است که برای خاموش کردن غضب دیگران از کلمات عاطفی استفاده کنیم. خب یکی از ناهنجاری های اجتماعی خشم است خشم. الان  چند روز پیش ما یه جایی بودیم یکی از قضات نیرو های مسلح، ما توی یک اتاق بودیم گفت: می خواهم یک مقدار تو الان می خواهی مشغول سخنرانی بشوی راجع به خشم زیاد صحبت کن.

حالا بهانه اش پیش بیاید خواهم گفت یک جلسه ای. چه درگیری هایی قتل هایی در اثر خشم حالا خشم هم راجع به چه چیزی بوده؟ حالا ماشینش گوشه اش اون ماشین آن وری را گرفته. اصلا اجازه نمی دهد او از خودش دفاع بکند یا عذر خواهی کند از ماشین قفل فرمان را برداشت و نعره می کشد. از آن فحش های بد آن هم جواب می دهد و همین جا سر یک  مسئله که بسا با ۴۰۰ یا ۵۰۰ تومان حل می شد قتل صورت می گیرد.

یا فامیل باهم، فرزند با پدر، برادر با برادر یر یک مسئله که خشمگین شده است چه جور خشم را فرو ببریم کنترل کنیم راههایی داریم یکیش همین است از کلمات عاطفی استفاده کنیم. هارون به برادرش گفت :پسر مادر《یبنوم》خب مادر اقیانوس رحمت است عواطف در مادر گنجانده شده است. این هم یک نکته مهمی است.

از این آیه ضمنا فهمیده می شود وحدت مردم، وحدت مردم. امیر المؤمنين (ع)خیلی ها به او ایراد گرفتند چرا شما رویه سکوت را انتخاب کردی؟ شما همونی هستی که در خیبر را همونی هستی که در خندق چکار کردی همونی هستی که در احد چکار کردی. چرا پس از پیامبر حضرت در چند جای نهج البلاغه به یه مصلحت بزرگتری. چون ما پس از پیامبر شما اطلاع دارید که گفته می شود یک کسانی پیدا شدند که ادعای پیغمبری کردند خانم، آقا.

ضمنا او از ابر قدرت آن روز هم تهدید می شدند هم از جانب رومی ها هم از جانب ایران آن روز. اگر بنا بود داخل مدینه هم یک  آشوبی شود چیزی به نام اسلام به نام قرآن نمی ماند. امیر المؤمنين(ع) بر اساس یه مصلحتی در خطبه سه نگاه بکنید. البته که سخت بود فرمود《صبرت و فی العین قضا و فی الحلق شجا》. حتی خود امیرالمؤمنین در چند جا فرمودند این رویه من بر اساس کاری بوده که اوصیا پیامبران قبلی هم همین کار را کردند از جمله هارون.

خب من عذر خواهی میکنم دیر رسیدم امروز محاسبات ما نشان می داد به وقت خواهیم رسید. دیر رسیدیم و یک موضوع بسیار مهم که نمی رسیم امشب بگوییم اینکه موسی بن عمران رفت سراغ مردم و بعد رفت سراغ جانشین خودش و در گام سوم رفت سراغ آن هنرمند منحرف یعنی سامری. با او چه فرمود و چه حکمی درباره او صادر کرد اگر زنده باشیم جلسه بعد انشاءالله.

خدایا!به مقام محمد و آل محمد راه درست را فکر درست را اقدام درست را در زندگی به ما راهنمایی بفرما. جلسه بعد


دانلود فایل صوتی

تفسیر آیات 86 تا 89 سوره طه( داستان سامری)

داستان سامریتفسیر سوره طه استاد سید جواد بهشتی

سالیان دراز موسی بن عمران و بنی اسرائیل با فرعون و فرعونیان مبارزه کردند. سامری یکی از همان کسانی که در مبارزات بوده توانست در یک زمان کوتاه، هنرمندانه دست به یک حرکت اغفالی بزند.

بسم الله الرحمن الرحیم

(تفسیر آیات 86 تا 89 سوره طه)

اللهم صل علی علی بن موسی الرضا المرتضی الامام التقی النقی، روز چهارشنبه متعلق به امام رضا علیه السلام است. در آستانه ولادت با سعادت امام رئوف هستیم. در خانه خدا بر سفره قرآن کریم سوره طه. از خداوند می خواهیم این گفتگوها را  با خیر و رشد و نور و به دور از هر آفت و آسیبی تقدیر بفرماید. تقاضا می کنم به روان پاک و تابناک ابالحسن علی بن موسی الرضا صلواتی عنایت بفرمایید.

انقلاب هایی که در جهان رخ می دهد وقتی به پیروزی می رسد این طور نیست که همه مخالفان نابود شوند. مخالفان هستند ولی ساکتند، هستند ولی توطئه می کنند. در بین خود انقلابیون هم کسانی هستند که به مطامع خودشان و آرزوهایشان نمی رسند، دوست داشته وکیل شود وزیر بشود نمیشود. او را حساب نمی کنند به حق یا ناحق. این ها تبدیل می‌شوند به مخالف گاهی هم همدست میشوند. چرا انقدر پیامبر اسلام نسبت به قصه بنی اسرائیل توصیه دارد خودشان دلیلش را فرمودند چون حوادث در امت من تکرار خواهد شد.

سالیان دراز موسی بن عمران با بنی اسرائیل مبارزه کردند با فرعون و فرعونیان. موسی علیه السلام به اتفاق ۷۰ نفر به کوه طور رفت تا قانون اساسی بیاورد. اعلام کرد که من چهل شب در بین شما نیستم. برادرم هارون جانشین من است چهل شب تمام شد و خداوند از روی حکمتش خواست امتحان کند این جمعیت را. یا دلیل دیگری گفتیم که خواست با نبی خود چند شبی دیگر راز و نیاز او را بشنود. یکی از همان کسانی که در مبارزات بوده او با طلاهایی که از فرعونیان گرفته و با طلاهایی که از خود بنی اسرائیل گرفته بود توانست در یک زمان کوتاه، چند سال نه، هنرمندانه دست به یک حرکت اغفالی زد. یک گوساله ای درست کرد به شکلی که بلد بود روی تپه گذاشت در معرض وزش باد قرار گرفت. ملت هم جمع شدند و گفتند این خداست نه خدای ما گفتن خدای موسی همین است.

چقدر پیام نهفته است در این قصه. پیغمبر فرمود آیه های قرآن هر کدام گنجی ست مسلمانان از کنار گنج ها بدون استفاده گذر نکنید. حالا من گاهی این مثال را میزنم مثلاً رئیس کل بانک مرکزی ما را به بازدید کل مخزن ها ببرد به ساختمانی که ما تو عمرمون نرفتیم آنجا و در را باز کند و بگوید هر چقدر می خواهید استفاده کنید و ما هم شروع کنیم به جوک تعریف کردن و بگویند بازدید تمام شد. آیه های قرآن هر کدام گنجی است. بدون استفاده گذر نکنید.

آقایان بانوان یک موضوع بسیار مهم در جامعه کسانی هستند که در چشم اند اینها کیانند؟ ثروتمندان، دانشمندان، چهره هایی هستند که جمعیت به رفتار او به ماشین او به خلق و خوی او به طرز فکر او به زن و بچه او. امروزی ها اسم برایش می گذارند حالا ما دنبال آن اسم نیستیم. می‌خواهیم این را بگوییم که این آدم های شاخص که نگاه های مردم به آنها است هم می‌توانند به پیشرفت و تعالی یک ملت کمک کنند هم می‌توانند در پسرفت و سقوط نقش ایفا کنند. شکی نیست ثروتمندان می توانند جاده درست کنند بیمارستان بسازند مراکز خیریه تاسیس کنند دل مردم را آرام کنند. در طول تاریخ بوده الان آثارشان هست. دانشمندان می توانند علم بیاموزند مایه شرف یک ملت باشند دانشمندان مفاخر هستند. می توانند در مقابل هم چوب لای چرخ بگذارند.

هنرمندان و قدرتمندان همه جمعیت یک کشور یا فراتر از آن کشور به این مهره ها نگاه می کنند. یک هنرمند با هنر خود یک فیلم می سازد یک نقاشی می کشد یک خط می سازد هزاران هزار نفر گاه نمی توانند کار یک هنرمند را بکنند. از آن طرف هم این هنرمند می تواند یک سیلی به صورت اسلام بزند و یک آسیب بزرگ به انقلاب بزند. این فرق میکند با بقیه شاخص های یک جامعه این هایی که از آنها نام بردیم ثروتمندان قدرتمندان هنرمندان به قول شما ورزشکاران که اسم هایشان در حافظه بچه ها هست. این افراد را همه به اسم می شناسند. توقعی که خداوند از اینجور آدمها دارد با توقع از بقیه فرق می کند.

قرآن کریم درباره همسران پیامبر می فرماید: ای همسران پیامبر شما با بقیه خانم ها فرق می کنید. شما همسر پیغمبرید توقعی که از شما هست جور دیگری ست. اگر دنبال اشرافیگری هستید یا اگر حجاب خود را رعایت نکنید یا اگر با همسرت هم آهنگ نباشی دیگه از بقیه چه توقعی هست. لذا این موضوع بسیار مهم است دشمن هم می آید سرمایه‌گذاری می‌کند روی همین هنرمندان. بخواهد با انقلاب در بیفتد با اینها سرمایه گذاری میکند.

امام خمینی بارها فرمود: انقلاب اسلامی اگر قرار باشد سیلی بخورد از داخل ایران است از آمریکا نیست از داخل است. یعنی همان آمریکا همان انگلیس می آید یک هنرمندی به جان ما می اندازد یک فیلم می سازد یا کاریکاتور می کشد یک رمان می نویسد یک نقاشی می کشد یا توسط یک استاد دانشگاه می‌آید اغراض خودش را… توسط دانشمندان و هنرمندان و ثروتمندان اینها که همه نگاه ها به آن هاست. که گاهی در قرآن این کلمه به کار رفته “مترفین” گاهی “ملأ” به کاررفته یعنی کسانی که چشممان را پر می کنند. ما در این قصه رسیدیم به یک هنرمند که هنر موسیقی بلد است الان شما حساب کنید این ارکستر هایی که در تهران الان بلیطش چنده ۶۰۰ هزار تومان ۷۰۰ هزار تومان بعد هم میری میبینی جا نیست.  چه محتوایی آنجا عرضه می شود چه کسانی آن محتوا را آماده می‌کنند و چه دست هایی پشت آن محتوا است.

یا جشنواره فیلم فجر می شود ۳۰ و ۴۰ تا فیلم این فیلم نامه ها را چه کسانی نوشتند و چه فکرهایی پشتش است. لذا الان در مورد سامری صحبت میکنیم خواهش می کنم توجه کنید فقط نگاه منفی نداریم. این هنرمند منفی است اما همه هنرمندان منفی نیستند. من شاید این قصه را تعریف کرده باشم. جوان های کاشان شنیدند که شهید مطهری ۱۰ شب بناست در یکی از مسجد های کاشان صحبت کند. روزی که شهید مطهری وارد شد گفتند خانه یک آقایی میرود به نام آقای شعبانی برویم به ایشان خسته نباشید بگوییم. ۱۲ نفری بودیم که من هم جزء آن ها بودم رفتیم آنجا آقای مطهری هم از مشهد به کاشان آمده بودند. صاحبخانه گفت خواهش می‌کنم تشریف ببرید آقا می خواهند استراحت کنند که منبر خوبی داشته باشند. گفتیم حالا که آمدیم اجازه بدید ایشون یه نکته ای به ما بگن. استاد مطهری فرمودن از مشهد که می آمدم منزل آیت الله العظمی میلانی بودم در آنجا این موضوع بحث شد که هنرمندان سوریه تصمیم گرفته اند یک فیلم سینمایی درباره پیامبر اسلام بسازند با منابع اهل سنت.

مراجع شیعه چه موضعی نشان بدهد آیا حمایت کنند یا مخالفت کنند یا بی طرف باشند؟ من هنوز صدای شهید مطهری در گوشم است فرمودند که من در آن جلسه دو ساعت صحبت کردم تا آن جمع را و آیت الله میلانی را متقاعد کنم که ما باید از آنها حمایت کنیم. اگر این فیلم برای رسول خدا ساخته شود حتی بر اساس منابع اهل سنت تا صد سال آینده این فیلم بیننده خواهد داشت.  آن فیلم ساخته شد و خود ماها شده بارها این فیلم را دیده ایم. تولد پیامبر که می شود آن فیلم را می گذارند باز هم می بینیم. یک مستندی ساختن برای ساخت همان فیلم که چه فرایندی طی شده تا آن فیلم ساخته شود.

آقای شهید مطهری می گوید یک هنرمند می تواند یک کاری بکند که صدتا سخنرانی من نتوانند بکند. یعنی هنرمندان ثروتمندان قدرتمندان و ورزشکاران آنهایی که در چشم هستند از هر دو جنبه هم نقش آفرینی مثبت و هم نقش آفرینی منفی میتوانند موثر باشند.

پیامبر عزیز ما صلی الله علیه و آله شنید یک جوانی صدایش بسیار زیباست و ترانه های زیبایی می خواند. هر ترانه ای که می خواند سر زبان‌ها می‌افتد. پیامبر فرمود جوان را بیاورید چند جلسه با او صحبت کرد و او را مسلمان کرد و فرمود حالا شعرهای ما را بخوان. این دفعه جوان هم که صدایش آشنا بود شعر ها را خواند و مخالف و موافق همان شعر ها را می خواندند. در این جلسات نمی‌خواهیم هنر و هنرمند را بکوبیم می خواهیم بگوییم این یک چاقوی دو لبه است. هنرمند هم می‌تواند در پیشرفت و عزت یک ملت نقش آفرینی کند و هم می‌تواند در پسرفت و سقوط نقش آفرینی کند.

سامری گوساله ای ساخته چقدر تلخ است این قصه. قصه های قرآن گاهی بیش از یک جا نقل شده. گاهی خدا یک قصه رو در چند جای قرآن تکرار می کند. خداوند حکیمانه این کار را می کند. در سوره مبارکه الرحمن وقتی یک آیه رو چند بار تکرار می کند معلوم می شود بندگان به تکرار آن آیه نیازمندند. “فبأی آلاء ربکما تکذبان” وقتی یک چیز زیاد تکرار می شود بر اساس یک حکمت است.

 

چرا قصه سامری که یک هنرمند مجسمه ساز موسیقیدان که خودش هم اهل مبارزه بوده است این همه تکرار می‌شود. اما حالا نرسیده به آن اقراضی که داشته منافعی که داشته و منافعی که فکر میکرده انقلاب اگر شود من چه کاره می شوم. حالا در غیاب رهبر دست به این کار میزند و این فاجعه یعنی شما حساب کنید تاریخ را که می خوانیم هارون جانشین رهبر متحیر است که چه کند. مردم را مجبور شد هارون دو دسته کند طرفداران سامری و طرفداران هارون. طرفداران هارون شدند اقلیت، طرفداران سامری یا امام زمان! یک انقلاب این همه شهید داده این همه خون دل خورده. طرفداران سامری پر تعداد طرفداران هارون تقریبا ۱۲ هزار نفر بودند این طور که در تاریخ آمده هر چه هست در اقلیت بودند. چقدر غصه خورد هارون. خداوند از طریق وحی خود به موسی فرمود حالا حضرت موسی چندین شب ۳۶ تا ۴۰ شب این وقایع هم در این روز های آخر شب سی و ششم تا چهلم اتفاق افتاده با خدای خود راز و نیاز می کند و یک دفعه و الهی نازل می شود که ای موسی امروز نمی دانی در شهر چه خبر شده. سامری مردم را گمراه کرده موسی علیه السلام هم با سرعت و با شتاب با دو حالت عصبانی و غصه دار. غضبان اسفا عصبانی و غصه دار با شتاب آمد به سمت مردم، موسی نمیخواهد   مردم را از دست بدهد.

الم یعدکم ربکم وعدا حسنا: چه بدی شما از خدا دیدید؟ از پراکندگی به وحدت آورد این همه به شما عزت داد اسیر بودید ذلیل بودید. چرا این کار را کردید ببینید آهنگش آهنگ دلسوزانه است که بالاخره یک رهبر نباید مردم را از دست بدهد الان آشوب شده است باید روزنه های امید را نگه دارد راه بازگشت را نگه دارد و اینطور نیست که به مردم بد و بیراه بگه و نفرین کند. نه با یک آهنگ دلسوزانه و مهربانانه بنی اسرائیل این همه خدا به شما احسان کرد این همه دریا را برای شما شکافت دشمن شما را نابود کرد این کار را باید بکنید؟ جوابی که بنی اسرائیل دادند هم در آن عذرخواهی است یعنی تاثیر گذاشت موعظه موسی.

“ام اردتم ان یحل علیکم غضب من ربکم فاخلفتم موعدی”: یا خواستید از تخلفی که از من میکنید غضبی از پروردگارتان بر شما نازل شود؟ گفتند در اختیار ما نبود ای موسی امروزی ها به این می‌گویند فرافکنی. یعنی تقصیر را به گردن کس دیگری انداختند. یعنی نمی توانیم روز قیامت بگوییم سامری ما را منحرف کرد پس از عقل کجا رفته؟ پیامبر خدا جانشین گذاشته چرا از اون پرسید؟ شما را موعظه کرد راهنمایی کرد شما را. حتی بالاترین کسی که انحراف ایجاد می کند شیطان است. قرآن گزارش می کند در جهنم جهنمیان به خداوند می گویند خدایا این شیطان بود که ما را گمراه کرد شیطان میگوید من شما را دعوت کردم خدا هم دعوت کرد چرا خدا را جواب نگفتید؟ شما آزاد بودید. درهرحال آهنگ جواب آنها در آن عذر خواهی هست. که این ما را تحت تاثیر قرار داد. دست خودمون نبود.

ولکنا حملنا اوزارا من زینت القوم فقذفناها … این طلاهارا، این طلاها از کجا بود مال فرعونی ها بود. مفسران میگویند مال حرام در راه حرام خرج می شود مگر میشود با مال حرام کار خیر انجام داد. دزدی کنیم بعد برویم مکه این چه مکه ای است. مال حرام در راه حرام خرج می شود طلایی که فرعون با ظلم و استثمار به دست آورده در راه ساخت گوساله به کار رفت. بعد سامری گوساله ای آورد جسدی که روح هم نداشت اما صدای گوساله از ان می آمد مردم هم نگاه کردند این چیست که هم کار گوساله را می کند و هم متفاوت است. و مردم گفتند این همان خدای شماست و خدای موسی هم است. اما سامری آن هنرمند مجسمه ساز موسیقیدان یادش رفت اینجا فقط یک کلمه دارد “یادش رفت” حالا مفاسران برای ما توضیح دادن چه چیزی را یادش رفت عهدی که با خدا داشت عهدی که با ملت داشت عهدی که با رهبر داشت اینها دیگر در قرآن نیست قرآن فقط گفته “یادش رفت” معلوم است یکی از خطر هایی که ما انسانها را تهدید می کند فراموشی است.

یادمان می رود که بودیم چه شدیم که ما را به اینجا رساند؟ قرآن کریم می فرماید انسان خودش را فراموش می کند خدا را فراموش می کند قیامت را فراموش می کند فراموشی درد بزرگی است. یک هنرمند که خودش سابقه انقلاب را دارد درد مردم را می داند الان خودش آمده جای فرعون نشسته عامل انحراف مردم شده است. خیلی قصه عجیبی است این قصه کم گفته می شود به خدا.

افلا یرون ان لا یرجع الیهم قولا ولا یملک لهم ضرا و لا نفعا: مردم نمی دانند که این گوساله نمی تواند با آنها صحبت کند و نمی تواند ضرری را از آنها دور کند این را آنقدر نمی فهمند که گوساله یک مخلوق است یک جسد است یک ماده است.

خداوند آفریدگار عالم است این ها نشان می دهد که انسان استعداد انحراف پذیری دارد. مخصوصاً به سوی مادیات انبیا آمدند انسان را پروبال بدهند به سوی آسمان ها و ماورای طبیعت ولی چون خودش از طبیعت خلق شده گرایش دارد به مادیت. شهید مطهری می گوید این بت از کجا درست شد این بت پرستی؟ بخش بزرگی از بت پرستی از مکه شروع شد. حاجیان بعد از حضرت ابراهیم می آمدند به زیارت کعبه از بس دوست داشتن کعبه و مکه را وقتی برمی‌گشتند دوست داشتن مایل بودند یک سوغاتی برای خانواده هایشان بیاورند. اوایل یه سری شن بر می‌داشتند و میگفتن این شن مکه است. بعد دیدن این شن ها خیلی خوشایند نیست این دفعه شستشو دادن شن ها را. بعد رفتن سراغ قلوه سنگ های رنگی زرد و نارنجی و آبی دیدید در بستر کوه ها یا دریاها سنگ های زیبا هست. استاد مطهری میگوید یه شغلی در مکه درست شد که این سنگها را تراش می‌دادند و می‌فروختند و این منجر شد به بت. یعنی انسان چون استعدادش را دارد که ماده را بپرستد در مقابل ماده بایستد و تعظیم کند.

این سامری از این زمینه برای انحراف استفاده کرد. من یادم هستی کتابی خواندم چند سال قبل. اسم کتاب را که نگاه کردم با تعجب روبرو شدنم. درباره قصه‌گویانی که در مسجد قصه می گفتند و حضرت علی علیه السلام به آنها تازیانه میزد. هرچه فکر کردم قصه که خوب است بهترین جای آن هم مسجد است. چرا امام علی علیه السلام آنها را زده. همان جا که کتاب را خریدم برای آقای رسول جعفریان است محقق هستند.

دیدم یه کسانی زمان خلافت خلیفه اول دوم و سوم تا زمان حضرت علی علیه السلام مرسوم بوده اینها از ایران به حجاز رفته بودند و توی مسجد قصه های پادشاهان ایران را تعریف میکردند امیرالمومنین علیه السلام جلوی آنها را گرفت و گفتن قصه یک هنر است جذاب است اما چرا قصه های قرآن را نمی گویید؟ بیش از ۲۰۰ قصه که قصه گو خداست قصه های راست قصه های الهام بخش آنها را ول کرده و قصه هایی از دیگران میگویید.

الان ما درگیر این ماجرا هستیم. یه وقتی یادم هست سه تا از مدیران کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان من با آنها دیدار داشتم. من به آنها گفتم این قصه هایی که شما می گویید از اروپا آمده چهل و چند سال گذشته خوب در همین جا یک اتاق درست کنیم برای قصه های قرآن. این ها اثر نمی کند آنها روال خودشان را جلو می روند.

پیامهایی که از این قصه میگیریم:

  • با حضور رهبر در جامعه از دشمنان کاری ساخته نیست. این کار را سامری در غیاب رهبر انجام داد.
  • امت ها در غیاب رهبران الهی آزموده می‌شوند “فتنا من بعدک” ای موسی تو که رفتی ما قومت را امتحان کردیم.
  • نقش هنرمند غیرمتعهد در تخریب باورهای دینی و انحرافات مردم از طاغوت کمتر نیست.
  • ارتداد برای تازه ایمان آورده ها خطری است جدی. تازه انقلاب شده اینها لرزان هستند باید کارهایی کنیم که تحکیم شوند وگرنه برمیگردند.
  • اصحاب پیامبر بودن مهم نیست سامری از اصحاب حضرت موسی بوده. عاقبت بخیری مهم است.
  • همین که از انحرافی باخبر شدید فوراً عکس العمل نشان دهید. “فرجع” تا موسی شنید کوه طور را رها کرد و آمد به سمت ملت.
  • غیرت دینی از صفات بارز اولیای خداست. گاهی یه خبر را می شنود از فلان جا بعد میره ساندویچشو میخوره لااقل چهره ات تغییر کند غیرت داشته باش.
  • تخلف از عهد و پیمان با پیامبر الهی از عوامل قهر خداست. شما با موسی عهد بستید اگر تخلف کنید غضب خدا به شما می رسد.
  • آهنگ توبیخ باید به گونه‌ای باشد که راه توبه و بازگشت را برای خلافکار باز بگذارد.

جلسه بعد


 

دانلود فایل متنی

 

تفسیر آیات 85-81 سوره طه

حرکت حضرت موسی به کوه طور

تفسیر آیات 85-81 سوره مبارکه طه توسط استاد سید جواد بهشتی در مسجد جامع مهدیه جوزستان، داستان حرکت موسی(ع) به کوه طور برای دریافت قوانین الهی.

 

تفسیر آیات 80-77 سوره طه

هجرت حضرت موسی و بنی اسرائیلتفسیر سوره طه استاد سید جواد بهشتی

تفسیر آیات 80-77 سوره مبارکه طه  توسط استاد سید جواد بهشتی در مسجد مهدیه جوزستان،

داستان هجرت موسی(ع) و نجات بنی اسرائیل از طاغوت


تفسیر آیات 76-72 سوره طه

انقلاب در دل ساحرانتفسیر سوره طه استاد سید جواد بهشتی

تفسیر آیات 76-72 سوره مبارکه طه توسط استاد سید جواد بهشتی در مسجد مهدیه جوزستان


دانلود فایل صوتی