تفسیر قرآن کریم در مسجد جامع مهدیه جوزستان توسط استاد سید جواد بهشتی


تفسیر آیات 16 تا 21 سوره انبیا

تفسیر آیات 16 تا 21 سوره انبیاء

در قران کریم ایات زیادی امده درباره هدفمندی خلقت جهان خلقت انسان انهایی که دنبال عیاشی میروند معلوم است این دنیا را هدفمند نمیدانند بازی میدانند. لَو اَرَدنَا اَن نَتَّخِذَ لَهواً اگر بنا بود ما این جهان را لهو قرار دهیم لهو یعنی بازی یعنی هدف کوچک لَاتَّخَذنَاهُ مِن لَدُنَّا اِن کُنَا فاعِلیِن. اگر قرار بود بازیچه باشد ما که خدا هستیم از جنس غیر مادی هستیم فرشته ها را وسیله بازی قرار میدادیم ادم نمی افریدیم.تفسیر آیات 16 تا 21 سوره انبیاء


دانلود فایل صوتی

تفسیر آیات 16 تا 21 سوره انبیاء


بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیم
وَ هَذا شَهرُنَبیِّکَ سَیِّدِ رُسُلِک و این ماه، ماه پیامبر تو سرور پیامبران است اَلَّذی یَداَبُ فِی صِیامِهِ وَ قیامِه ماهی که پیامبر دابش این بوده اخلاقش بوده در روزه داری و شب زنده داری میگذرانده اَلَّذی حَفَفتَهُ بِالرَّحمَةِ ماهی است که تمام این ماه پیچیده شده به رحمت ؛ اَلَّذی کانَ رَسولُ الله یَداَبُ فِی صِیامِهِ وَ قیامِهِ فِی لَیالیِه وَ اَیَّامِه در شبهای این ماه در روزهای این ماه بُخُوعاً لَکَ از روی تواضع در پیشگاه تو بُخُوعاً لَکَ. بعد هم از خدا این را میخواهم اَللهُمَّ فَاَعِنَّا عَلَی الاِستِنَانِ بِسُنَّتِهِ فِیهِ خدایا به ما کمک کن الگو بگیریم از سنت پیامبر اِستِنَان بِسُنَّتِهِ فِیهِ وَ نَیلِ الشَّفَاعَةِ لَدَیهِ خدایا ما را به شفاعت پیامبر برسان اَللهُمَّ وَاجعَلهُ لِی شَفِیعاً مُشَفَّعاً خدایا پیامبر را درباره من یک شفیعی قرار بده که شفاعتش پذیرفته شود.
وَ عَن ذُنوبِی غاضِیاً خدایا از گناهان من درگذر ماه شعبان لبریز از رحمتهای پروردگار مقدمه ماه رمضان است از خداوند میخواهیم به همه ما توفیق بهره برداری مرحمت بفرماید و دلهای ما را برای ماه رمضان اماده بفرماید تمنا میکنم به روان تابناک سالار شهیدان حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام و فرزند عزیزش زینت عبادت کنندگان و سید سجده کنندگان و جوان بنی هاشم حضرت علی اکبر و علمدار دشت کربلا حضرت ابالفضل العباس و منجی اسلام حضرت ولی عصر بقیة الله الاعظم صلواتی تقدیم بفرمایید.
سوره انبیا ایه ۱۶ اَعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّطانِ الرَّجیم وَ مَا خَلَقنَاالسَّماءَ وَالاَرض وَ مَا بَینَهُما لاعِبیِن: ما اسمان را و زمین را و همه موجودات بین زمین و اسمان را بی هدف نیافریدیم.
در قران کریم ایات زیادی امده درباره هدفمندی خلقت جهان خلقت انسان انهایی که دنبال عیاشی میروند معلوم است این دنیا را هدفمند نمیدانند بازی میدانند. در جای دیگر میفرماید اَفَحَسِبتُم اَنَّمَا خَلَقنَاکُم عَبَثاً ایا میپندارید ما شما را عبث بیهوده بی هدف افریدیم؟ یکی از اسمهای خدا حکیم است حکیم یعنی هرچه را می افریند هدف دارد یک مورچه را یک پشه را یک پرنده را یک درخت را یک فرشته را یک جنّی را یک ستاره را همه بر اساس هدف است. مشکل ما همین است باور نکردیم این جهان براساس هدف است.
اگر باور کنیم به تکاپو میفتیم تن پروری نمیکنیم اگر باور بکنیم خودمان را در راستای ان هدف قرار میدهیم. خیلی ایه مهمی است ما اسمانها و زمین و تمام موجودات بین زمین و اسمان را لَاعِبیِن لَعِب یعنی بی هدف لَهو یعنی یک هدف کوچک یک شخص بزرگ اگر هدفی هم داشته باشد هدفش بزرگ است. اصلا خداوند این همه ستاره را این همه کهکشان را این همه جهان بزرگ را بیافریند برای خوردن برای خوابیدن برای فوتبال بازی برای والیبال برای بسکتبال برای تفریح و سرگرمی ابدا. انسان برای یک منظور بزرگی افریده شده باید وقت بگذارد و مطالعه کند هدف را کشف کند بفهمد نه اینکه عمرش را به عبث روزها و شبها و ماهها و سالها بیاید و برود تا تمام بشود.
لَو اَرَدنَا اَن نَتَّخِذَ لَهواً اگر بنا بود ما این جهان را لهو قرار دهیم لهو یعنی بازی یعنی هدف کوچک لَاتَّخَذنَاهُ مِن لَدُنَّا اِن کُنَا فاعِلیِن. اگر قرار بود بازیچه باشد ما که خدا هستیم از جنس غیر مادی هستیم فرشته ها را وسیله بازی قرار میدادیم ادم نمی افریدیم. شما را برای منظوری افریدیم چرا متوجه نمیشوید. چون عرض کردم در سوره های مختلف این موضوع مطرح شده. حاج اقای قرائتی تقریبا شصت تا کتاب دارد بعضی کتابهایش با استقبال روبروشده بعضی از کتابهایش هم نه از کتابهایی که با استقبال روبرو نشده به نظرمن خیلی هم مهم است کم صفحه هم هست این کتاب است انسان و جهان از دیدگاه قران. بسیار کتاب باارزشی است. در ان کتاب همین ایات گرداوری شده هدفمندی خلقت کوهها را برای چه افریدیم باران برای چه میفرستیم این سقف بلند را برای چه افریدیم دریاها صحراها اینها را برای چی افریدیم .
گاهی میفرماید برای شما انسانها از این معلوم میشود که انسان برترین مخلوق خداست. ما همه هستی را انچه در اسمانها و انچه در زمین و انچه بین زمین و اسمان است برای انسان افریدیم. انسان را برای چی برای یک حرکت تکاملی نه اینکه خدا احتیاج داشته باشد نه خدا حکیم است یعنی کار را براساس یک منظوری انجام میدهد ان منظور در انسان نهفته است. این موجودی که به ظاهر کوچک است به قول امیرالمومنین همه جهان در این انسان پیچیده شده این انسان هم که میرود دنبال عیاشی و بازیگری و تن پروری و خورد و خوراک.
بَل نَقذِفُ بِالحَقِّ عَلَی البَاطِل فَیَدمَغُهُ فَاِذا هُوَ زاهِق وَ لَکُمُ الوَیل مَمَّا تَصِفون ای ادمها صحبت از حق و باطل درمیان است جنگ حق و باطل در کار است. شما باید هدف را بشناسی در چه جبهه ای حضور داری از چه جبهه ای دفاع میکنی مقابل چه جبهه ای ایستاده ای. اگر دنبال خواست ما هستی ما که خدا هستیم رویه ما این است ما به وسیله حق بر سر باطل میکوبیم و باطل را درهم میشکنیم.
اصلا در این دنیا ما بی طرف نداریم یا در جبهه حق یا در جبهه باطل. خورشید و ماه و باد و باران هم برای این قصه ما افریدیم. در نتیجه باطل نابود شدنی است وای برشما با اینگونه توصیف کردنتان از خدا، خدا را اینطور توصیف میکنید. جهان را براساس بازیچه افریده خب این اشتباه است دیدید گاهی بچه ها کنار دریا مثلا با شنها یک ساختمانی میسازند بعد هم یک تیپا میزنند. خب هرکس میداند اینکار بچگانه است کار عقلا نیست یک ادم بزرگ فرهیخته عاقل امکان ندارد یک ساختمان را بسازد بعد یک بمب زیر ان بگذارد این فرو بریزد بعد غش غش بخندد. میگوید خل است این مثل اینکه چیزی در کله اش نیست.  ان وقت خداوند این جهان پهناور را یا بی هدف بیافریند یاهدف داشته باشد یک هدف خیلی کوچک برای بازی نه، وای برشما با اینگونه توصیف کردنتان از خدا اشتباه برداشت کردید اشتباه فهمیدید معرفت خدا را.
وَ لَهُ مَن فِی السَّمَواتِ وَالاَرض همه موجودات در اسمانها و زمین برای خداست. خدا مالک همه جهان هستی است. وَ مَن عِندَهُ لَا یَستَکبِرونَ عَن عِبَادَتِهِ همه موجوداتی که نزد خدا هستند که گفتند منظور فرشتگان هستند اینها تکبر نمی ورزند از عبادت خدا این معلوم میشود کسی که متواضعانه خدا را میپرستد یک خوی فرشته ای دارد. ان که نماز نمیخواند چرا نماز نمیخواند تکبر دارد اینجا میفرماید لَا یَستَکبِرون عَن عِبَادَتِهِ اینهمه خدا چیزی به او داده او را افریده چشم و گوش و دست و پا و قلب و مغز و زمین و اسمان و پدر و مادر و اعصاب و فکر و وجدان.
اینهمه میگوییم اقا نماز میخوانی میگوید حاج اقا قرصش را خورده ام، ای مست است ابوجهل میگفت من از هیچ چیز بیش از نماز بدم نمی اید یعنی حاضر نیست در برابر خالقی که او را افریده تواضع کند. شماحساب کنید یک کسی گل به شما میدهد مگر گل چند است همین گلهای که تک میخرید مثلا به معلم ها میدهید. مثلا دو هزار تومان چند بار خم میشود اقا فداتون بشم قربان شما مخلصیم. حالا من این قصه ای که میگویم واقعی است یک دانش اموزی درتهران دوتا رفیق زندگی میکردند یکی از دانش اموزان پدرش ماموریت رفت شیراز این دانش اموز یکی تهران ماند یکی رفت شیراز ان کسی که میخواست شیراز برود یک دوربین که چندسال هم با ان کارکرده بود و میخواست بفروشد مبلغی نبود ان را به عنوان یادگاری داد به دانش اموز تهرانی. یک ماه گذشت این دانش اموز تهرانی شروع کرد نامه نوشتن سلام عزیزم دلم برایت تنگ شده سلام مرا که از روی کوهها و رودها و دریاها و کجا و کجا میگذرد من هر وقت نگاهم به این دوربین می افتد اشک میریزم به یاد تو میفتم چه خبره دوتا دوربین خدا به او داده روزی یک میلیون عکس میگیرد عکس رنگی عکس سیاه و سفید فاصله را خودش تنظیم میکند سایه بان دارد در دارد ظرافت دارد به خدا که میرسد قرصش را میخوری.
خیلی خب ما به این میگوییم تکبر یعنی خودش را بی جهت بزرگ میداند تا مریض میشود میگوید یا الله دوباره خوب میشود یادش میرود چرا انسان اینقدر خودش را باید بگیرد؟ یک چیزی را کشف میکند مثلا حالا یک ماده شیمیایی را رادیو تلویزیون خبرنگار جایزه چه خبر است بله این ماده خواصش را ما فهمیدیم خب یک کلمه از خدا حرف نمیزند. چه کسی این ماده را افریده میگوید انسان چقدر مهم است ایشان فوق دکترا از لندن دارد. خب همین ادمی که فوق دکترا دارد چه کسی به اوحافظه داده در مغز ما گنجایش چند مطلب وجود دارد چرا انسان اینقدر خودش را میبیند نه خدا را. تکبر می ورزد از اینکه در پیشگاه خدا سر خم کند. به مالش مینازد به موقعیت اجتماعی اش مینازد به اطلاعاتی که دارد مینازد.
اقای قرائتی میفرماید حضرت امام یکبار فرموده بودند که من از حرم حضرت معصومه(س) داشتم میرفتم خانه قم در راه دیدم ادرس خانه خودم یادم رفته چند قدم جلوتر رفتم فکر کردم دیدم اسم خودم که اسم من روح الله است یادم رفته گاهی وقتها خدا از روی مهرش حالی میدهد به ما که چقدر ضعیف هستیم.
سالار شهیدان که فرداشب، شب تولدش است دعای عرفه را بخوانید دو فراز مهم دعای عرفه یکی خطاب میکند به خدا، خدایا تو کیستی اَنتَ الَّذی اَنتَ الَّذی بعدهم خودش را معرفی میکند من کیستم من کیستم این شخصیتی که تا دنیا دنیاست فراموش نمیشود. جهان هدفمند افریده شده معنایش این است که ما باید ان هدف را بشناسیم و در ان جهت حرکت کنیم باید ان خدا را بشناسیم در پیشگاه او عبادت کنیم فرمود جن و انس را نیافریدم مگر برای بندگی.
در حدیثی قدسی خداوند فرمود بنده ی من عَبدِ اَطِعنِی از من اطاعت کن حَتَّی اَجعَلَکَ مِثلی تا تو را همچون خودم قرار بدهم. خودم چه جور است اینجور که وقتی اراده میکنم چیزی خلق شود خلق میشود تو هم میتوانی به چنین درجه ای برسی منتها رازش بندگی است اطاعت تسلیم انهایی که نزد خدا هستند نه تکبر می ورزند از عبادت خدا نه خسته و درمانده میشوند.
من اخیرا دارم نمازهای چهارده معصوم را میخوانم یک برنامه ای است بناست مثلا محتوایش را تهیه کنیم نماز پیامبر، چون همه معصومین نماز دارند نماز پیامبر نماز فاطمه زهرا نماز امام جواد نماز امام حسین نماز امیرالمومنین علیه السلام بعد میگویم اینها را چه جور برای مردم بگویم مثلا دو رکعت نماز بعد از حمد پنجاه بار قل هو الله یا امام زمان اقاسید همان یکی هم به زور ما میگوییم سه تا سبحان الله بنا شده در رکوع بگوید یکی را در رفتن میگوید یکی در رکوع یکی هم در برگشتن چرا خسته میشویم. اصلا ادم جرات نمیکند ان نمازها را بیان بکند اینها مال عاشقهاست. الان در همین ماه شعبان پیغمبر صَلَّیَ اللهُ عَلَیهِ وَالِهِ وَسَلَّم فرمود هرکس این جمله را هزار بار در ماه شعبان بگوید پنج شش تا پاداش دارد یکی اینکه ذنوبش پاک میشود. یکی اینکه وقتی میخواهد از قبر بیرون بیاید با چهره سفید و درخشان بیرون می اید خیلی پاداش دارد. حالا شما دوست داشتید هزار بار در یک ماه است چهار قسمت دارد لَا اِلَهَ اِلَّا اَلله قسمت اولش است وَلَا نَعبُدُ اِلَّا اِیَّاه این قسمت دوم است مُخلِصیِنَ لَهُ الدّیِن این قسمت سوم وَلَو کَرِهَ المُشرِکون هزار بار.
چند وقت دیگر ماه رمضان میشود در شب قدر هزار بار اِنَّا اَنزَلنَاه حالا بعضی هم به شوخی میگویند حاج اقا مثل اینکه امامان بیکار بودند حکومت که دستشان نبوده اینقدر ذکر برای چی گفتند. مال اینکه ما جهان را هدفمند میدانیم یک ذکری را که به ما میگویند تکرار کن یعنی به هدف فکر کن این روح خودت را فکر خودت را دل خودت را با هدف تطبیق بده فرشتگانی که نزد خدا هستند لَایَستَحسِرون خسته نمیشوند از عبادت.
من این را شاید قبلا گفته باشم در خیابان شریعتی سوار تاکسی بودم از کنار یک مسجدی میگذشتیم ان نفر بغل من مسجد را نشان داد گفت من تا اخر عمرم این مسجد نمی ایم من اول فکر کردم یک مسئله سیاسی دارد که نمی اید. گفتم چرا گفت امام جماعتش ذکر رکوع و سجده را سه بارمیگوید گفتیم یاخدا امام زین العابدین علیه السلام ۵۰۰بار میگفته پیشانی به سجده ۵۰۰ بار. مثلامیگوییم نماز جعفر طیار بخوان نماز امام زمان علیه السلام که اِیَّاکَ نَعبُدُ ۱۰۰بار امام مجتبی علیه السلام فرمود پدرم وقتی نماز میخواند گاهی وقتی به این ایه میرسید صد بار تکرار میکرد مَالِکِ یَومِ الدّیِن انها خسته نمیشدند. یُسَبِّحونَ اللَیلَ وَ النَّهار لَا یَفتَرون در شب در روز خدا را از هر عیب و نقصی منزه میدانستند. و سست هم نمیشدند محکم با همان عشقی که دفعه اول تسبیح میگفتند دفعه سوم باهمان ذوق.
اَم اِتَّخِذوا اَلِهَةً مِنَ الاَرض هُم یُنشِرون این خدایانی که در زمین انتخاب کردند این بتها چون ابوجهل به پیغمبر میگفت این درست است به نظرشما ۳۶۰ خدا را ول کنیم و بیاییم یک خدا را قبول کنیم. ان ۳۶۰تا چوب است بشر این موجودی که برترین مخلوق خدا چوب بپرستد یا سنگ است خودش با دست خودش تراشیده بعد گذاشته تعظیم میکند الان شما بعضی شاید رفته باشید مالزی یا اندونزی یا هندوستان من رفتم انجایی که بت درست میکنند یعنی با تیشه و وسایل برقی سنگ را انجا می اورند به شکل یک ادمک درست میکند بعد تعظیم میکند و غذا برایش می اورد او هم غذا را نمیخورد رهگذران را صدا میزند که فاسد میشود حالا ما ایستاده بودیم وتماشا میکردیم.
حیف نیست این انسان که خداوند وقتی او را افرید فَتَبَارَکَ الله اَحسَنُ الخَالِقیِن گفت بیاید سنگ بپرستد؟ کسانی را که در زمین بتهایی را که در زمین اینها انتخاب کردند هُم یُنشِرون اینها میتوانند مرده زنده کنند؟ ابوذر غفاری حتما شما قصه اش را شنیدید ان جرقه اولی که زده شد به سمت توحید به سمت اسلام امد از اینجا شروع شد یک بتی را در روستای خودش میپرستید یکبار امد بت را بپرستد دید یک سگی رفته روی ان بت و کار بد کرده. ابوذر هم گفت بتی که نتواند از خودش دفاع کند همان جرقه اول بعد تصمیم گرفت وسایلش را برداشت و ساکش را مهیا کرد و مکه امد و شنیده بود یک پیامبری ظهور کرده و نمیدانست کجا برود مسجدالحرام رفت و کناری استراحت میکرد یک وقت دید یک جوانی او را نگاه میکند به جوان گفت چرا نگاه میکنی گفت دنبال پیامبر میگردد گفت اره بیا دنبال من ان جوان مولای شما امیرالمومنین علیه السلام بود ابوذر را اورد نزد پیامبر. خیلی مختصر چندسوال پرسید پیامبر جواب داد. گفت این درست است بعد هم پیغمبر فرمود فعلا هیاهو نکنی ما در اقلیت هستیم تو برو به شهر خودت روستای خودت از طرف من هم مبلغ باش. ابوذر هم امد در شهر و داد زد لَا اِلَهَ اِلَّا الله مُحمّد رَسول الله مشرکین هم جمع شدند یک کتک جانانه جای شما خالی به او زدند ایشان هم مثلا بعد از ساعتی جان گرفت و به هوش امد گفت این کتک چقدر خوشمزه بود دوباره گفت لَا اِلَهَ اِلَّا الله محمّد رسول الله میخواستند بزنند یکی از مشرکین گفت این در روستایی است که در مسیر کاروانهای ما است اگر بنا باشد ناامنی ایجاد کنند نباید بزنیم صرف نظر کردند.
ببینید اینها ایات عقیدتی قران است ممکن است کسی بگوید که اینها مال قدیم بوده نه مال قدیم نیست همین الان خداوند حفظ کند ایت الله جوادی املی شاید نزدیک یک ماه درباره بت پرستی ایاتی درقران را تفسیر میکردم راجع به بت پرستی یک روزی یک طلبه ای گفت حضرت استاد این بت پرستی مال قدیم ها بوده الان شما یک ماه است ما را معطل کردی فرمود نه یک کشوری داریم با یک میلیارد و سیصد چهارصد میلیون به نام چین یک کشوری داریم با یک میلیاردودویست سیصدمیلیون به نام هند یک کشور دیگری داریم مالزی تایلند ویتنام ژاپن اینها هم بت میپرستند. دانشگاه هم میروند هزارپله معبدی است در هندوستان من هم رفتم هزار پله را میرود تا در مقابل ان مجسمه تعظیم کند.
قران میگوید خب عقلت را به کار بنداز این سنگ است نه فایده دارد نه ضرر دارد نه فایده میرساند این را بشر باید بفهمد کی خواهدفهمید مگر اینکه مسلمانها از این موانعی که الان استکبار جهانی ایجاد کرده به حول و قوه الهی گذر کنند در یک جلساتی با صمیمیت با مهربانی بنشینند گفتگو کنند. بشر فطرت دارد وجدان دارد عقل دارد چه بسا بپذیرد خیلی خب زمان گذشت لَو کَانَ فِیهِمَا آلِهَةُُ اِلَّا الله لَفَسَدَتَا اگر در این جهان هستی دو خدا باشد از هم میپاشد. فَسُبحَانَ اللهِ رَبِّ العَرشِ عَمَّا یَصِفُون این ایه حرف خیلی دارد ان شاءالله هفته اینده خدایا معرفتت را همان که امام صادق فرمود در اخرالزمان این دعا را زیاد بخوانید: اَللهُمَّ عَرِّفنِی نَفسَک خدایا معرفتت را به ما مرحمت بفرما همه الطافی که به بندگانت در ماه شعبان و رمضان مرحمت میفرمایی چون لایق و شایسته هستند از روی لطف و کرمت به ما هم مرحمت بفرما. (تفسیر آیات 16 تا 21 سوره انبیاء)

تفسیر آیات 8 تا 15 سوره انبیاء

تفسیر آیات 8 تا 15 سوره انبیاء

انسان به خاطر راحت طلبی که دارد به خاطر غرائز به خاطر شهوات و خودخواهی با این که میدانسته انبیا حقایقی را از طرف خدا اورده اند مقابل انبیا می ایستادند. به جای اطاعت کردن می ایستادند بهانه می اوردند یکی از بهانه هایشان این بوده که چرا پیامبران غذا میخورند. میگفتند درست نیست پیغمبر غذا بخورد باید چیزی مثل فرشته باشد همه ما میدانیم که فرشته نمیتواند الگوی ما باشد.


دانلود فایل صوتی


بِسمِ اللهِ الرَّحمَنِ الرَّحیم
ماه رجب در خانه خدا بر سفره ی قران سوره انبیا شب شهادت جانگداز موسی بن جعفر علیه السلام. از خداوند میخواهیم همه ما را از متمسکین به قران و اهل بیت قرار بفرماید. تمنا میکنم به روان تابناک امام هفتم علیه السلام ان شاءالله چنین شبی در کاظمین باشیم صلواتی تقدیم بفرمایید. از امام هفتم علیه السلام نقل شده که فرموده اند تلاش کنید وقت خودتان را به چهار قسمت تقسیم کنید. یک ساعت برای مناجات با خدا یک ساعت برای تامین معاش یک ساعت برای رفت وآمد با افراد مطمئن یک ساعت هم برای تفریحات، تفریحات سالم که در ان گناه نباشد.
خب سوره انبیا را میگفتیم انسان به خاطر راحت طلبی که دارد به خاطر غرائز به خاطر شهوات و خودخواهی با این که میدانسته انبیا حقایقی را از طرف خدا اورده اند مقابل انبیا می ایستادند. به جای اطاعت کردن می ایستادند بهانه می اوردند یکی از بهانه هایشان این بوده که چرا پیامبران غذا میخورند. میگفتند درست نیست پیغمبر غذا بخورد باید چیزی مثل فرشته باشد همه ما میدانیم که فرشته نمیتواند الگوی ما باشد ما پیامبر را میخواهیم که از او راه را بپرسیم او مدل زندگی ما باشد مشکلات ما را مثل ما مریض شود مثل ما غذا بخورد مثل ما احتیاجاتی داشته باشد. مثل ما با مشکلاتی مواجه باشد. بعد با تعلیماتی که از جانب خدا دریافت کرده بتواند زندگی اش را سامان بدهد. این پیغمبر است وگرنه یک فرشته ای که شهوت و هوس ندارد نیاز به خواب و خوراک ندارد او که نمیتواند مدل زندگی ما الگوی ما باشد.
به این ایه رسیدیم وَمَاجَعَلنَاهُم جَسَداً لَا یَاکُلونَ الطَّعام ما پیامبران را جوری قرار ندادیم جسدی باشد غذا نخواهند پیامبر هم غذا میخواهد وَمَاکانوا خالِدین پیغمبر راجوری قرار ندادیم که نمیرد پیغمبر هم میمیرد همه ی پیامبران امده اند طبق مهلتی که خدا برایشان قرار داده بوده اند بعد از دنیا رفتند. بزرگترین پیامبر، پیامبر خاتم حضرت محمد صَلَّی اللهُ علیهِ واله وَسَلَّم. خداوند به پیامبر اسلام میفرماید اِنَّکَ مَیِّت توهم میمیری اِنَّهُم مَیِّتون همه میمیرند پیامبران مثل ما هستند از این نظر که یعنی مشکلات ما را دارند نیازهای ما را دارند غرائز ما را دارند مثلا شیطان می اید سراغ ما سراغ پیغمبران هم میرود. مریضی سراغ ما می اید سراغ پیغمبر هم میرود. پیامبران ازدواج میکنند همه ی اینها در پیامبران هست اینطور نیست که ما بگوییم پیغمبر باید فرشته باشد.
در سوره مبارکه فرقان ایه ۷ به این شکل میخوانیم وَقالوا مخالفین پیامبران گفتند ما لِهَذا الرَّسول این دیگر چه پیغمبری است یَاکُلُ الطَّعَام غذا میخورد خب چه ایرادی دارد وَیَمشِی فِی الاَسواق بازار میرود. اقا ما چارسوق پیغمبر را دیدیم یا مثلا در همین بازار تجریش دیدیم خب پیغمبر باید با مردم باشد در مردم باشد مثل مردم باشد شبیه مردم باشد تا وقتی راهنمایی میکند و گرنه پیامبر اگر یک ساختار ویژه ای داشته باشد ما میگوییم خدایا پیغمبر را جوری دیگر افریده ای ما نمیتوانیم از او الگو بگیریم. ایه بعد ثُمَّ صَدَقنَاهُمُ الوَعد وعده ای که ما به پیامبران دادیم وفا کردیم.
امام صادق علیه السلام فرمود همه پیامبران چند چیز را به مردم یاد اوری میکردند. یکی وعده میدهید وفا کنید بعد قران میفرماید از همه بهتر باوفاتر به وعده ها خود خداست. وَ مَن اَوفَی بِعَهدِهِ مِنَ الله چه کسی باوفاتر از خدا. پیغمبر فرمود تَخَلَّقوا بِاَخلاقِ الله اخلاق های خدایی را در خودتان ایجاد کنید. یکی همین است که وقتی قول میدهید وفا کنید وعده میدهید وفا کنید حتی به بچه ها.
حدیث داریم به بچه های کوچک وعده میدهید فلان چیز را برایت میخرم بی وفایی نکنید اینجا به پیامبران وعده دادیم چه وعده ای دادیم دوتا وعده دادیم به پیامبران یکی شما را نجات میدهیم کمک میکنیم یکی دشمنان شما را نابود میکنیم ما به این دو وعده عمل کردیم. بروید تاریخ گذشته را بخوانید ثُمَّ صَدَقنَاهُمُ الوَعد سوره انبیا را میخوانیم وعده ای را که به انبیا دادیم ما صادقانه عمل کردیم. چی بود ان وعده فَاَنجَینَاهُم نجات دادیم پیامبران را وَ مَن نَشَاء که همه ی کسانی را که شایسته میدانستیم نجات دادیم وَ اَهلَکنَا المُسرِفیِن جبهه ی مقابل انبیا افراطیون بودند انها که از اعتدال خارج شدند زیاده روی کردند انها را نابود کردیم هلاک کردیم. مثل طاغوتها اصلا کلمه ی طاغوت هم تقریبا معادل همین مسرف است. خداوند به طاغوت بزرگ بنی اسرائیل یعنی فرعون کلمه مسرف را چون طاغوت از طغیان می اید رودخانه وقتی به اندازه اب دارد خب درمسیر خودش میرود اما یک وقتی میگوییم طغیان کرد یعنی امد زمینهای اطراف را هم تصرف کرد اگر کسی به حد خودش قانع باشد خب ان معتدل است اما میخواهد دست اندازی کند چنگ اندازی کند مال دیگران را جان دیگران را خون دیگران این میشود مُسرف افراط گر که فرعون اینطور بود. ما چنین کسانی را نابود کردیم. ایه بعد وَلَقَد اَنزَلنَا اِلَیکُم کِتاباً یک کتابی برای شما فرستادیم فِیهِ ذِکرُکُم در این کتاب ذکر شما است.
این کلمه فِیهِ ذِکرُکُم سه جور تفسیر شده:
تفسیر اول این است ذکر به معنای یاداوری ذکر به معنای بیداری ذکر به معنای هوشیاری، ما این قران را نازل کردیم برای شما انسانها بیداری شما است. این انسان به خاطر همان طمع و شهوت و غریزه و هوس و خودخواهی یادش میرود برای چی افریده شده غرق میشود در این زندگی مادی. این کتاب می اید او را متنبه میکند متذکر میکند بیدارمیکند صدایش میزند. یک معنایش این است این کتابی است که بیداری شما در این کتاب است.
تفسیر دوم را موسی بن جعفر علیه السلام که امشب شهادتش است فرموده. فرموده است تفسیر این ایه این است کتابی را فرستادیم که عزت شما انسانها در این کتاب است شرف و کرامت شما انسانها در این کتاب است یعنی ای انسان اگر میخواهی عزیز باشی اگر میخواهی کریم باشی اگر میخواهی ارزش داشته باشی سراغ خدا بیا وگرنه خواهی رفت سراغ خورد و خواب و لذت و شهوت عمرت هم به پایان میرسد مثل همین خاک خواهی بود.
قران کریم میفرماید بعضی وقت مردن پشیمان میشوند میگویند کاش خاک بودم اگر بخواهی بمانی ماندگار بشوی بیا و با خدا گره بخور . خدا هم برایت برنامه فرستاده این کتاب است اَنزَلنَا اِلَیکُم کِتابَاً یک کتابی را از اسمان برای شما انسانها نازل کردیم فِیهِ ذِکرُکُم عزت شما در این کتاب است بخوانید و بفهمید این کتاب را، عمل کنید به این کتاب شرف شما این را موسی بن جعفر علیه السلام فرموده تفسیر این ایه این است. اخرش هم میفرماید اَفَلا تَعقِلون ایا فکر نمیکنید این کتاب یک کتاب عادی نیست این کتاب شعر نیست این کتاب سحر نیست این کتاب نوشته بشر نیست. معجزه ای است از اسمان برای سعادت انسان امده اَفَلا تَعقِلون این تفسیر دوم بود.
تفسیر سوم قران کتاب انسان شناسی است ما کتابی را فرستادیم که انسان شناسی در ان است میخواهی بدانی انسان کیست انسان چه غرائزی دارد چه کمالاتی دارد چه استعدادهایی دارد خدا رحمت کند مرحوم ایت الله مصباح یزدی یک کتاب دارد به اسم انسان شناسی در قران. همین ایه را در اول کتاب اورده میگوید دنیا انسان را نشناخته. مرحوم ایت الله مصباح میگوید ما سراغ هر علمی بخواهیم برویم مثل مدیریت مثل جامعه شناسی مثل سیاست هر علمی اول باید انسان را بشناسیم این انسان کیست؟ مثلا اعلامیه حقوق بشر نوشته سازمان ملل متحد بر چه مبنایی برای کی حقوق بشر، بشر کیست از کجا میگویی حقوق بشر اول باید بشناسیم ان بشر را بشر کیست. بهترین راه این است که از سازنده اش بپرسیم الان شما میپرسید این عینک چه امتیازاتی دارد باید از کارخانه اش بپرسیم از سازنده باید بپرسیم او میگوید از یک فلزی استفاده کرده ام از یک شیشه ای استفاده کرده ام امتیازاتش را میگوید انسان را جز خدا نمیشناسد این را همه مردم میدانند.
در پایان قرن بیستم یک روانشناس فرانسوی که اسمش را همه مردم دنیا فهمیده اند برای انسان کتاب نوشته است. اسم کتاب این است انسان موجود ناشناخته. خب اقای روانشناس شما چطور برای یک موجودی که نمیشناسی میخواهی نسخه بدهی؟ میرود پیش روانشناس میگوید من مشکلات پیدا کرده ام از نظر روحی میگوید برو برقص از این نوارهای موسیقی پیدا کن این دستگاه است توی گوشهایشان میگذارند این تهرانی ها در خیابان ها میروند این خانم ها و اقایان میگوید این دوای توست. میگوید مجرد هستم میگوید برو باخودت بازی کن اینها دواهایی است که نوشته اند یعنی وقتی انسان شناسی شناخته نشود چه موجودی هست نسخه ای که برایش میدهند آن زهر است سم است دوا نیست.
حدیث داریم قران کتابی است که فیه ذِکرُکُم وَ ذِکرُ مَن قَبلِکُم وَذِکرُ مَن بَعدِکُم وَ ذِکرُالسَّماءِ وَالاَرض در قران گذشته شناسی اینده شناسی انسان شناسی جهان شناسی خدایی که جهان را و انسان را و گذشته را و اینده را افرید. او خبر دارد باید از او بپرسیم اگر انسان را اینگونه که مثلا قران نقاط ضعف ما را بیان میکند مثلا میفرماید ما عجول هستیم یا میفرماید ضعیف هستیم نه ماقوی هستیم میرویم از خدا میپرسیم خدایا ما کجاها میلغزیم کجاها کم می اوریم مثلا چشمش به دختر می افتد کنترل از دست میدهد. چشمش به چک می افتد میگوید بشمارم چندتا صفر دارد سیزده تا یا امام زمان سیزده تا چقدر پولش میشود. یادش میرود خدا مسجد نماز ضعف دارد. اینها را خدا گوشزد کرده نقاط قوت تو اندیشه نقاط قوت تو وجدان نقاط قوت تو قلب عواطف اراده اینها نقاط قوتت است.
نقطه ضعف هم داریم انسان را درست بشناسیم از کجا بشناسیم از قران. پس سه تا معنا شده این را مفسران ما کتابی فرستادیم که در این کتاب ذکر شما انسانها است معنای اول این شد یعنی بیداری شما در این کتاب است. معنای دوم عزت شما شرف شما در این کتاب است. معنی سوم انسان شناسی در این کتاب است. تا حالا ایه ده رفتیم سراغ ایه ۱۱ وَ کَم قَصَمنا مِن قَریَةِِ کانَت ظالِمَةً قَصَمَ با سین نه با صاد یعنی در هم شکستن یک نوع شکستن خیلی شدید یک وقتی چیزی را مشت میزنیم ترک برمیدارد ان را نمیگویند قَصَمَ یک وقت خورد میشود. دیدید گاهی یک وقت شیشه ها را به ذرات میلی متری میشود ان میشود قَصَمَ.
میفرماید ما جمعیتهایی را در دوره های قبل قَصَمنا یعنی درهم شکستیم ریز ریز کردیم این که چیزی نمانده از ان بناها از ان تمدنها همه را در هم شکست ما که خدا هستیم اینکار را کردیم. خدایا چرا؟ کانَت ظالِمَة چون ظلم کردند. این سنت ما است هر ملتی هر جمعیتی ظلم کند با ما سرو کار دارد. ممکن است یک دوره ی رفاهی داشته باشد اما ادامه پیدا نخواهد کرد. کَم یعنی چه؟ دوستان معنا کنند. چه بسا یکی دو مورد نیست زیاد پیش امده ما ظالمان را در هم شکستیم بیچاره کردیم برو تمدنهای گذشته عاد ثمود و فرعون را درسوره فجر میخوانیم برو تماشا کن خب خدایا انها را درهم شکستی بعد چیکار کردی؟
وَ اَنشأنَا بَعدَها قَومً اخَریِن یک جمعیت دیگری را به جای انها اوردیم. یعنی ای کسانی که الان سرکار هستید چشمهایتان را باز کنید گوشهایتان را باز کنید اینطور نیست که هرکار دلتان بخواهد بکنید. عبرت بگیرید از گذشتگان بیراهه بروید و ظلم کنید شما را درهم میکوبیم. جمعیت دیگری را می اوریم فَلَمّا اَحَسّوا بَأسَنا اِذا هُم مِنها یَرکُضُون اَحَسّوا یعنی احساس کردن وقتی ان جمعیتها ان ملتها احساس کردند عذاب ما دارد می اید پا به فرار گذاشتند. رَکَضَ یعنی دویدن همین علائم ان حوادث الهی یا سیل یا زلزله یا صاعقه یا سونامی نمیدانم خداست دیگر فرمانروای عالم است. همه مردم حس کردند که مثل اینکه این لوستر تکان میخورد مریم مجید شما هم حس کردید اول میبیند کم است کل ان هم در چند ثانیه بیشتر نیست چیکار کنیم؟ بشری که اینقدر پیشرفت کرده اینقدر علم دارد ایتقدر مقاله در دانشگاهها ذخیره کرده بیایید ببینیم چه میکند با خدا ایا میتواند مقابل قهر خدا بایستد.
یک نمونه اش همان فرعون است قال گفت اَنَا رَبَّکُمُ الاَعلَی من خودم خدا هستم. اماوقتی در امواج رود نیل بالا میرفت و پایین می امد میگفت الان تُبتُ الان توبه کردم این توبه فایده ندارد انسان در برابر قهر خدا نمیتواند بایستد. خود اینها ذکر است برای بیداری است یعنی مست نباشید سرکشی نکنید بیدار بشوید. فَلَمَّا اَحَسّوا بَاسَنا اِذاهُم مِنها یَرکُضُون قهر ما مجازات ما را که احساس کردند ناگهان پا به فرار گذاشتند.
لَاتَرکُضُوا فرار نکنید اقایان خانمها فرار نکنید وَارجِعُوا اِلَی ما اُترِفتُم فِیه به زندگی مرفه خودتان به این زندگی پر زرق و برق برگردید اینها را البته مفسران میگویند. فرشته ها از روی استهزاء از روی مسخره به فراری ها این را میگویند انها دارند فرار میکنند اقاکجا لَا تَرکُضُوا فرار نکنید. وَارجِعُوا برگردید کجا برگردیم به همان زندگی پرناز و نعمت چقدر میخورد یا امام زمان میگویند گوسفند درسته را گذاشته انجا روی میز چقدر یک ادم میتواند بخورد اصلا جا ندارد نفس نمیتواند بکشد. هنوز چنددقیقه نگذشته میگوید شام چیه فردا صبح غذا چیه این منوی غذایی را بیاور.
لَاتَرکُضُوا وَارجِعُوا اِلَی ما اُترِفتُم فِیهِ وَ مساکِنِکُم برگردید به ان خانه های گران قیمت ان تالارها میگویند نقشه خانه مرا نگاه نکن در خیابان نیاوران است یک فرانسوی طراحی کرده یک ایتالیایی نظارت کرده این ارتفاع سه متر دومتر و هشتاد سانت خفه میشود ادم از بین جاذبه های دنیا این مسکن یک جوری است که هم بیشترین پول ادمها خرج میشود همین مسکن میشود. الان شما حساب کنیم درامد ادمها بیشترش خرج خانه میشود اصلا بعضیها که کل حقوقشان را به اجاره خانه میدهند. انهایی هم که خیلی پولدارند به نسبت پولهایشان را حساب کنیم بیشترش همان پول مسکن است. مسکن کجاست یک جایی که زیاد انجا هستند و خوش هستند برگردید به خانه هایتان کجا فرار میکنید.
دیروز نوشته در ترکیه کل یک شهر را میخواهند از اول بسازند یعنی اصلا چیزی نمانده نمیخواهیم تحلیل کنیم زلزله ترکیه برای چیست ولی یک حوادثی رخ میدهد که از اختیار انسان از قدرت انسان خارج است چقدر این انسان مست است برگردید به زندگی پر ناز و نعمت و خانه های پر زرق و برقتان لَعَلَّکُم تُسألُون. شاید مورد سوال واقع شوید این کلمه هم چندجور معنا شده یک معنایش این است مفسرین گفته اند انهایی که به قول حضرت امام رحمت الله علیه میفرمود مرفهین بی درد که درد مردم را حس نمیکنند. اینها در خانه هایشان زندگی میکردند خورد و خوراک و ماشین و هر چی این سائل این بیچاره می امد دست دراز میکرد او را دست خالی برمیگرداندند. حالا فرشته ها به فراریهای از مجازات الهی این را میگویند بیایید درخانه هایتان و دوباره بیچاره هارا محروم کنید یک نوشته میداد اقا من مریض دارم من مقروضم شما که الحمدلله داری بیا وکمکی بکن محروم میکرد دست خالی اورا برمیگرداند بعضی هم گفته اند معنای برگردید به خانه هایتان تا امرونهی کنید به خدمتکاران کلفت دارد نوکردارد این دکوراسیون باید اینطوری باشد باغچه ها را چرا آب ندادی بعضی گفته اند معنای برگردید خانه هایتان مورد سوال واقع بشوید یعنی خدمتکاران دست به سینه به شما بگویند حضرت والا چه میفرمایید الان چیکار بکنم چه غذایی برای شما تهیه کنم بروم باز برای شما این است بعضی گفته اند معنایش این است.
قالوا یا وَیلَنا اِنَّا کُنَّا ظالِمین اینجا دیگر دستشان از همه ی عوامل قطع میشود میگویند وای بر ما خاک برسرم ما بد کردیم ماظلم کردیم به خدا و خودمان ظلم کردیم به مردم ظلم کردیم انوقت این وای گفتن این حسرت خوردن فایده ای ندارد وَ ما زالَت تِلکَ دَعواهُم پیوسته همین حرف انها است. دوم وای برما ما بد کردیم پیوسته همین را تکرار میکند به او گفته بودند الحمدلله بگو سُبحانَ الله بگو لَا اِلهَ اِلَّاالله بگومسخره میکرد حالا پیوسته یا وَیلَنا میگوید وَ ما زالَت تِلکَ دَعواهُم این جمله راپیوسته تکرار میکند یعنی خاک بر سرم خاک برسرم تاکی حَتَّی جَعَلنَا حَصیداً خامِدین حصید حصد با سین نه با صاد. به زیر و رو کردن زمین میگویند زمین را که برای کشاورزی درو میکنند حصد میگویند حصید یعنی اینها اینقدر این حرف را میزنند وای برما تا این زمین را زیر و رو کنیم تا این ادم را نابود کنیم. خامِدین یعنی خاموشان عذاب ما که امد همه خفه میشوند همه خاموش میشوند. این ادمها چه پزی داشتند چه دستوراتی میدادند سه تا موبایل این یکی اپل ان یکی نمیدانم شماره ۹۱۲ چی ان یکی با ماهواره مرتبط هست چند تا منشی کسی کارش داشت.
وقت گذشته ولی این قصه را تعریف کنم قصه خوبی است صلوات بفرستید خیلی خلاصه عرض میکنم. پیغمبر در مسجد برای امتحان این قصه را تعریف کرد فرمود خداوند جبرئیل را فرستاد در بین بنی اسرائیل تا سه نفر را امتحان کند نفر اول به بیماری برص مبتلا بود یعنی صورتش شفاف نبود پوستش مقداری ناخالصی داشت یک فرشته به شکل یک انسان پیش ان ادم رفت سلام علیکم حال شما چطوره چه خبر گفت چه خبر از مال دنیا که چیزی قسمت ما نشد لااقل یک قیافه هم نداریم که پز بدهیم. گفت حالا چه میخواهی یک فکری کرد و گفت اول این صورتم میخواهم خوب بشود دیگر چه میخواهی گفت یک گوسفند من ادم حریصی نیستم همین.
ان فرشته هم یک دست کشید صورت او صاف شد یک گوسفند باردار هم به او داد این هم خیلی زود گوسفند زاد و ولد کرد و صاحب سرمایه و دارایی و دامداری و لبنیاتی شد. امد سراغ نفر بعدی که کچل بود. اقا سلام علیکم حال شما چطوره او هم یک اهی کشید و گفت چه حالی از مال دنیا که چیزی سهم من نشده لااقل یک موی طلایی هم ندارم که زلفها را ژل بزنیم از شمال شرقی به جنوب غربی. گفت چه میخواهی از این دنیا گفت اول موی خوب ان فرشته هم یک دست کشید یک موهای مرتبی پیدا کرد. گفت دیگر چه میخواهی گفت من یک گاو میخواهم داشته باشم دیگر چیزی نمیخواهم داشته باشم.
ان فرشته هم یک گاو ابستن به ان ادم کچلی که تازه ژست جدید گرفته داد ان گاو هم خیلی زود زاد و ولد کرد دارایی بیش از ان نفر اول پیدا کرد و یک شعبه در چیذر و یکی در اقدسیه و زعفرانیه بعد اصفهان و مازندران. پیش نفر سوم امد او کور بود سلام علیکم خداقوت حال شما چطوره او هم یک آه سردی کشید و گفت از مال دنیا که چیزی سهم ما نشده لااقل یک چشم هم ندارم منازل تهران را ببینیم مخصوصا بعد از اغتشاشات که نگاه کنیم چه خبر است. گفت چه میخواهی گفت اول چیزی که میخواهم دو چشم بینا. یک دستی به صورت او کشید چشمهایش بینا شد حالا پیغمبر در مسجد برای مردم این قصه را تعریف میکند. بعد هم گفت چه میخواهی گفت شتر یک شتر ابستن هم اورد برای او. ان شتر هم خیلی زود به اذن خدا زاد و ولد کرد و سومی دید که یک دارایی نجومی پیداکرد حالا خداوند این فرشته را فرستاد برای امتحان این سه نفر، سه نفری که گذشته ی سختی داشتند گذشته تلخی داشتند.
الان وقتش است که تلافی بکنند یادشان باشد. این فرشته به شکل یک ادم مبتلا به برص امد پیش نفر اول. دست به او نمیرسید نگهبان و وقت باید بگیری و چهارشنبه هفته اینده ساعت ده ونیم و بلاخره توانست ملاقات کند بله بفرمایید گفت ظاهر مرا که میبینی ظاهر ندارم از مال دنیا هیچی قسمت ما نشده اگر امکان دارد کمکی به ما بفرمایید گفت خب حمّال برو کار بکن فکر میکنی من این دارایی را چطور به دست اورده ام باعرق آی حقه باز با کَدِّ یَمین. ان فرشته دست خالی امد رفت سراغ دومی به شکل یک کچل او هم کچل ها را راه نمیدادند انقدر پارتی بازی و اینور و انور تا بالاخره راه دادند. اقا سلام علیکم این ظاهر ما را که میبینی هیچ امتیازی ندارد از مال دنیا هم شما هم که خدا الحمدلله خیلی بهت داده گفت فکرمیکنی من این دارایی را چطور به دست اورده ام این نتیجه زحمات من است دست خالی رفت تا امد به شکل یک کور پیش ان پولدار. سومی وقتی قصه خودش را تعریف کرد دید ان پولداره گریه میکند گفت من کورم تو چرا گریه میکنی من فقیرم تو چرا متاثر شدی گفت چون سرگذشت من هم شبیه تو است. من هم کور بودم من هم فقیر بودم بعد دستور داد یک گله ای به او بدهندامکانات بدهند این امتحان انسان است ما همه در معرض یک امتحان هستیم. خوشا به حال کسانی که با ایات خدا با تعلیمات الهی راه را پیداکنند و به ساحل نجات برسند یک کلمه میخواهیم کاظمین برویم.
یا اَبَالحَسَن یا موسَی بنِ جَعفَر اَیُّهَا الکاظِمُ یَابنَ رَسولِ الله یاحُجَّةَ اللهِ عَلَی خَلقِهِ یاسَیِّدَنَا وَ مَولانَا اِنَّا تَوَجَّهنَا وَاستَشفَعنَا وَتَوَسَّلنَا بِکَ اِلَی الله وَ قَدَّمنَاکَ بَینَ یَدَی حاجاتِنا یا وَجیهاً عِندَالله اِشفَع لَنَا عِندَالله. یک بار دیگر هم برای حاجات دیگران بگوییم شیعیان قم چشم انتظار دیدن موسی بن جعفر بودند یک وقت دیدند چهار حمال یک بدنی را از زندان اوردند خیلی سنگین است پرسیدند این بدن ، بدن کیست که اینگونه غریبانه تشییع میشود گفتند هَذا امامُ الرَّافضَه این بدن، بدن امام شیعیان است خبر همه جا پخش شد شیعیان امدند کفن قیمتی اوردند بدن موسی بن جعفر را گلباران کردند با عزت با احترام. اما پدر و مادرم به فدای ان مظلومی که سه روز پیکر پاکش زیر تابش افتاب بِلاغُسلِِ وَلَا کَفَنی.
به موسی بن جعفر در ظهور فرزندش حضرت مهدی موعود تعجیل بفرما اینده ملت ایران را خوشتر از حال بفرما.

تفسیر آیه 7 سوره انبیاء(تقلید در اسلام)

تقلید در اسلام

گاهی میگویند تقلید کار حیوان است یا میگویند تقلید کار کودکان است یا میگویند خود قران تقلید را محکوم کرده. چرا ما تقلید میکنیم؟ امشب میخواهیم جواب بدهیم اول میخواهیم بگوییم تقلید یعنی چه بعد میخواهیم بگوییم تقلید در چه مسائلی از دین هست بعد میخواهیم بگوییم چرا.


دانلود فایل صوتی


ماه مبارک رجب ماه تولد اسلام است ماه بهمن ماه تولد انقلاب است. خداوند به پیامبرش میفرماید وَذَکِّرهُم بِاَیّامِ الله ای پیامبر ایام الله را به یاد مردم بینداز. از امام صادق علیه السلام پرسیدند ایام الله چه روزهایی است؟ فرمود روزهایی که خداپرستان به یک پیروزی چشمگیری دست یابند یا دشمنان خدا شکست مفتضحانه ای بخورند آن یوم الله است. حالا تا یادمان نرفته فراموش نمیکنیم روز شنبه ۲۲ بهمن به اتفاق خانواده با نیت خالص ان شاءالله یک ۲۲ بهمن دشمن شکنی باشد. به روان پاک شهیدان و روح بلند امام خمینی صلوات بفرستید.
خب ما سوره انبیا را میخواندیم به این ایه رسیدیم فَاسأَلوا اَهلَ الذِّکر اِن کُنتُم لا تَعلَمون اگر نمیدانید از داناها بپرسید. گفتیم به این بهانه یک پرسشی هست سالها یا بهتر بگوییم شبهه ای و ان پرسش این است چرا ما تقلید میکنیم؟ چرا مرجع تقلید؟ مگر خودمان عقل نداریم. خودمان علم نداریم این از زمان رضاخان و بعد هم با آغاز انقلاب منافقین و پس از ۲۰ سال ان استاد دانشگاهی در همدان و بعد هم الان اخیرا در این اغتشاشات هم دوباره این سوال مطرح میشود.

چرا تقلید میکنیم؟

گاهی میگویند تقلید کار حیوان است یا میگویند تقلید کار کودکان است یا میگویند خود قران تقلید را محکوم کرده. چرا ما تقلید میکنیم؟ امشب میخواهیم جواب بدهیم اول میخواهیم بگوییم تقلید یعنی چه بعد میخواهیم بگوییم تقلید در چه مسائلی از دین هست بعد میخواهیم بگوییم چرا. دو تا سوال دیگر هم میخواهیم جواب بدهیم چرا مراجع تقلید باهم اختلاف دارند این هم گفته میشود این حرفها را امشب میخواهیم بزنیم. باصلوات شما اغاز میکنیم.
خدارحمت کند ایت الله مصباح یزدی انها که اهل مطالعه هستند یک کتاب دارد درباره ی فلسفه ی تقلید. این عالم بزرگ میگوید دشمن برای اینکه حرف خودش را به زمین بنشاند می آید مغالطه میکند مغالطه یعنی به غلط انداختن فکر دیگران مثلا مثال میزنند ما میخواهیم دولتهای قبل را تجزیه و تحلیل بکنیم از نظر اقتصادی دولت اقای روحانی دولت اقای احمدی نژاد حالا ماهم متخصص اقتصاد نیستیم در اقتصاد مثلا یک چیزی وجود دارد به نام معدل یک چیز دیگری وجود دارد به نام میانگین. منی که بلدنیستم فکر میکنم این دوتا یک چیز است. انوقت ان که عدد و رقم را میخواهد بیاورد مثلا مرض دارد میخواهد بگوید این دولت بهتر از ان بوده یا بدتر بوده مثلا میگوید معدل اقتصاد در فلان سال اینطور بوده بعد ان دولت دیگری را به جای معدل میانگین می اورد ماهم نمیفهمیم فکرمیکنیم کلمه معدل با کلمه میانگین یکی است. چون تخصص نداریم به این میگویند مغالطه.
یعنی فکر ما را به غلط می اندازد ایت الله مصباح میفرماید تقلید سه گونه است:
  • تقلید در روانشناسی
  • تقلید درجامعه شناسی
  • تقلید در دین
در روانشناسی وقتی میگویند تقلید منظورشان کودک است که کودک از همان سنین کودکی نگاه میکند چند ماه یا چند سال بیشتر ندارد نگاه میکند هرکار مادرش انجام میدهد تکرار میکند. این را خدا در انسان قرار داده این تقلید در روانشناسی است. منظور این است که کودکان کارهای بزرگترها را نگاه میکنند بدون اگاهی بدون اختیار همان را تکرار میکنند. یک تقلیدی در جامعه شناسی هست و ان این است جوامع بشری نگاه میکنند به جامعه های دیگر کارهای انها را تکرار میکنند. مثلا کسی المان میرود و میبیند اینطوری لباس میپوشند اینطوری غذا میخورند اینطوری ساختمان میسازند میگوید ما هم مثل انها که کلمه ی دیگرش مد پرستی است. خود قران چه تقلیدی را محکوم میکند چون بیش از ده بار خود قران تقلید را محکوم کرده ان چیزی که قران محکوم میکند تقلید در عقاید است.
یعنی مثلا پیامبران میپرسیدند که خب شما بیایید به حکم خدا تن بدهید انها هم میگفتند ما دنباله رو پدرانمان هستیم دنباله روی از پدران درست است یا نادرست ممکن است درست باشد ممکن است نادرست باشد باید منطقی داشته باشد. صرف اینکه او پدربزرگ ما است یاصدسال هزارسال پیش زندگی میکرده این منطق ندارد. ان چیزی که قران محکوم میکند این است میگوید شما کاری را که انجام میدهید عقیده ای را که داری یا باید با عقلت سازگارباشد یا با وحی الهی. اینی که پدران ما انجام میداده منطق ندارد این چیزی است که قران محکوم میکند یک تقلید در روانشناسی است. ان است که بچه ها کار بزرگترها را تقلید میکنند یک تقلید در جامعه شناسی ان است که ملتها نگاه میکنند به ملتهای دیگر کارهای انها را سبک انهارا مثلا میبیند زلفهایش را عقبش را بلند میگذارد جلو را کوتاه یا برعکس.
یک وقتی مقام معظم رهبری همدان تشریف برده بودند دانشجوها هم چندهزار دانشجو یک دانشجو بلندشد و گفت آیا ایراد دارد که ما سر و وضعمان را هر چند وقت یکبار جوری ارایش کنیم یا لباسهایی که میپوشیم هرچندوقت یکبار یک جوری بپوشیم. اقا فرمودند نه چه ایرادی دارد انسانه و تنوع. این ایراد دارد که نگاه کنیم به خارجی ها ما خودمان متخصصین و کارشناسان لباس داریم مثلا بگویند سال۱۴۰۲ لباسها اینطوری باشد نه ایرادی ندارد. تازگی داشته باشد قشنگی داشته باشد اما ببینیم آلمانی ها چه جور لباس میپوشند ما انطور بپوشیم نشانه ذلت است نشانه حقارت است.
و اما تقلیدی که ما میکنیم در چه مسائلی است همین امشب من نگاه میکردم ببینم رساله اینجا هست در همان رساله ای که ما تقلید میکنیم مسئله اول ان این است تقلید در اصول دین حرام است. یعنی عقاید اینکه من خدا را باور دارم انبیا را قبول دارم اخرت را نمیتونم بگویم پدرم گفته یا فلان کس گفته نه خودم قبول دارم. هرکس به نسبت خودش یه بانوی روستایی یک جور جواب میدهد مثلا میگوید دستم را از این چرخ بردارم دیگر نمیچرخد این چرخ کوچک که با انگشت دست من میچرخد معلوم است این نظام پهناور هم یک کسی گرداننده دارد خدا را ما تقلید نمیکنیم اخرت را تقلید نمیکنیم اصلا عقائد را ما تقلید نمیکنیم. تقلید در عقائد حرام است چه چیزی را تقلید میکنیم احکام را احکام چیست؟ یعنی دستوراتی که در اسلام امده منطق شما چیست؟ منطق ما یک منطق بشری است در همه دنیا مرسوم است.
چهار نوع تقلید است:
  • تقلیدعالم از عالم
  • تقلید جاهل از جاهل
  • تقلید عالم از جاهل
  • تقلید جاهل از عالم

از این چهار تا یکی از ان درست است عالم از عالم برای چه تقلید کند این اقا خودش دکتر است برای چه برود ویزیت بدهد خودش نسخه مینویسد و داروخانه میرود عالم از عالم منطق ندارد. جاهل از جاهل کور دیگر عصا کش مثلا کسی شمیران را بلد نیست ما از او میپرسیم ببخشید دربند از کجامیرود اوهم میدان شوش را نشان میدهد. تقلید عالم از جاهل چطور نه هیچکس در دنیا طرفدارندارد عالم از جاهل، آن چهارمی منطق دارد تقلید جاهل از عالم ،جاهل هم خیلی به بعضی ها برمیخورد اقا من فوق لیسانسم نه تنوع علوم بشری اینقدر زیاد است که هرکسی نمیتواند درهمه رشته ها کارشناس بشود. این اقا میرود مهندس راه و ساختمان این اقا میرود زمین شناسی این اقا میرود طبابت این اقا میرود تجارت ان یکی میرود خیاطی ان یکی میرود پتروشیمی. خب این اقا در پتروشیمی عالم است اما در خیاطی جاهل است در پزشکی جاهل است در ان رشته ای که خیلی اطلاعات ندارد به کارشناس ان رشته مراجعه میکند به این کار میگوییم تقلید.

الان مراجع تقلید شیعه هشتاد سال نود سال درس خواندند درس دادند وقتی مریض میشوند چیکار میکنند خب بگوییم بروید تقلید اقا زشت نیست یک ایت الله عظمی دکتر برود نه چه زشتی دارد الان هرکجای این دنیا کره ی خاک تعریف کنیم میگوید نه منطق دارد. در این رشته ایشان تخصص ندارد دکتر هم نسخه میدهد مثلا میگوید این شربت را با قاشق چایخوری بخور نمیشود با ملاقه بخورد با قاشق چایخوری باید بخورد. هر هشت ساعت یک بار نمیشود ان شیشه شربت را سربکشد بگوید همین نیم ساعت دیگر خوب بشویم نه مسموم میشود. طبق دستور میداند یک اسراری در این دوز دارو هست این را به این اندازه در این زمانها. یا مثلا دکترمیگوید شما خودتان را اماده بکن تا ۲۴ساعت دیگر قطع عضو داری دستت بایدقطع شود پایت باید قطع شود برو پول جور کن او تن میدهد عقل به او میگوید باید اینکار را بکند. عقلا به او میگوید این کار را بکن وگرنه تلف میشوی ان میکروب دارد به قلبت نزدیک میشود انوقت دکتر توضیح نمیدهد دکترها که توضیح نمیدهند مریضها همه تبعیت میکنند.

حتی گاهی میشود ما مریضمان را بر اساس گفته ی این دکتر میبریم او هم جراحی میکند مریض هم میمیرد دوماه بعد همان مریضی برای یک نفر دیگر از اعضای خانواده پیش می اید دوباره پیش ان دکتر میبریم نمیگوییم ان دکتر ادم کش است میگوییم او متخصص است اگر نبریم ما را سرزنش میکنند او کارشناس این بدن انسان است درسش راخوانده تخصص دیده تجربه دارد این کار، کار عقلایی است به این میگوییم تقلید. ماشین ما خراب میشود اقا کاپوت را بالا بزن این سرشمعی ها رانگاه کنیم کار شما نیست بیشتر خراب میکنی یکدفعه میبینی به جای انجایی که روغن میریزند یکجا آب میریزند جابه جا مثلا در رادیاتور روغن میریزد من باید ببرم مکانیک به این کار من یعنی در این رشته ای که من جاهل هستم بی اطلاع هستم به کارشناس مراجعه میکنم البته سعی میکنم کارشناس متعهدی باشد غیراز متخصص متعهد باشد انصاف داشته باشد وجدان داشته باشد انسان دوست باشد.

لباس میخواهم بدوزم یک پارچه ای خریدم فاستونی متری چقدر میتوانم خودم قیچی دست بگیرم برش بدهم محکوم میکنند مرا سرزنش میکنند نه من کارشناس نیستم بایدببرم پیش خیاط یک زمینی را چند نفری میخواهیم بسازیم خب من از ساخت و ساز خبر ندارم میگویند که در این منطقه باید یک دستگاهی بیاورند و زمین را مثلا بروند تاچندمتری ببینند عمق زمین چقدراست این را ما سر درنمی اوریم کارشناس باید بگوید. یا میخواهم مثلا فوندانسیون تا چقدر بکنیم که پایین برویم بعد میگوید این میلگرد باشد میلگرد هم شماره اش اینطوری باشد این تعداد اقای مهندس میلگرد خیلی گران شده نمیشود فاصله های این میلگردها را کم کنید مثلا پنجاه درصد خرج ما خب میگوید این ساختمان فرود می اید در تمام رشته ها عقل بشر و عقلا این را میگویند جاهل باید به عالم مراجعه کند.

ما به این تقلید میگوییم در دین نه در عقائد. در احکام حالا یک نفر می اید و میگوید اقا سید من خوشم نمیاد دنبال اخوندها بروم نمیشود خودم یاد بگیرم جوابش این است چرا مثل این که کسی میگویدخوشم نمی اید دکتر بروم خب برو دکتر بشو، راهش باز است.
من اصلا دلم میخواهد خودم خانه بسازم خب برو ومهندس شو نه راه بسته نیست اصلا میخواهم لباسم را خودم بدوزم خب برو خیاط بشو راه بسته نیست. ولی ایا شما به فقه و اصول علاقه داری؟ بایدعلاقه باشد استعداد داری فقیه بشوی استنباط کنی میتوانی در دانشگاه تهران یک نمره ای بیاوری و شما را انجا بپذیرند ده سال مثلا طبابت بخوانی اگرمیتوانی برو نه ایرادی ندارد.
تقلیدیعنی چه؟ تقلید یعنی پیروی کردن از نظر کارشناس متعهد به این تقلید میگوییم. این دارو را اینگونه استفاده کن این مصالح را این اندازه استفاده کن این لباس را باید اینگونه بدوزم اسم اینها تقلید است. من یادم است همین ماههای اول انقلاب این منافقین در دانشگاه تهران همین رجبی ملعون که ان شاءالله جهنم رفته میرفت گلویش پاره میشد علیه تقلید حرف میزد این نمیخواهد تقلید را بکوبد میخواهد رابطه ی امت با امام را قیچی کند. میخواهد رابطه ی جوانان را با علما قطع کند دست روی تقلید گذاشته تقلید همان مغالطه چه میداند ان طرف تقلید در روانشناسی یک معنا دارد در جامعه شناسی یک معنا دارد در دین یک معنا دارد فرق میکند معناهایش.
وقتی در دین میگوییم تقلید، نه یعنی جاهلانه تکرار کن کار یک نفر نه یعنی به کارشناس مراجعه کن در عقائد نه، در عقائد باید تلاش کنی با دلیل به نتیجه برسی در احکام چه جور نماز بخوانیم احکام روزه چیست احکام خرید و فروش چیست ازدواج چگونه صورت میگیرد چطور یک دختر و پسر به هم حلال میشوند چه شرایطی دارد طلاق چه شرایطی دارد مضاربه چیست مزارعه چیست مساقات چیست اینها ریزه کاری دارد. از چه کسی بپرسیم؟ اگر حال داری خودت برو فقیه بشو اگر حال نداری تقلید کن. یعنی پیروی کن از دستورات یک فقیه عادل یعنی متخصص متعهد او میفرماید این معامله حلال است این معامله حرام است شما میبینی ظاهرش یک جور است والله چه میدانم ما مقلد هستیم.
یک سوال دیگر اینکه ما تقلید میکنیم از کی شروع شده برای صد سال پیش است یا برای دوره ی قاجار است یا برای دوره صفویه است یا برای هفتصد سال پیش است چون اینها را میپرسند شما نظرتان چیست از کی شروع شده که شیعیان تقلید میکنند؟ از زمان خود ائمه نه از زمان غیبت امام زمان علیه السلام یعنی شما تصور کنید امام صادق علیه السلام هست ولی کشور اسلامی پهناور است دسترسی به امام صادق علیه السلام ندارند. هزار کیلومتر انورتر امام صادق علیه السلام به شیعیان خراسان فرموده به علما مراجعه کنید یعنی علمای خراسان صد در صد مسائل را درست بیان میکنند نه احتمال دارد اشتباه کنند ولی اشتباهشان خیلی اندک است خیلی کم است. امام از مرکز خط میدهد دوردستها به علما مراجعه کنید این تقلید است عالمی که احتمال دارد یک مسئله ای را در هزار مسئله اشتباه بگوید حتی خدمت امام صادق علیه السلام میرسند میگویند ما در یک شهر هستیم گاهی یک مسئله را از دو عالم میپرسیم دو جور جواب میدهند چیکارکنیم. امام میفرمایدکه انطوری که با قران سازگاری دارد به ان عمل کنید. ان طرف میبیند که هر دو جور ان با یک جای قران خوانایی داشت چیکار کنیم میفرماید انطوری که تعداد علمای بیشتر طرفدار دارد به ان عمل کنید.
پنج شش تا سوال میکند اخرش میگوید که اگر به این مرحله رسیدیم امام میفرماید تقلید کنید. هرچه ان عالم به شما میگوید گوش دهید خب بعد اگر فهمیدیم اشتباه است نه دیگر ان کار قضا ندارد. این رویه ی تقلید کردن از زمان ائمه بوده برای زمان صفویه نیست برای هفتصدسال پیش نیست. اسلام که اغاز شد پیامبر عزیز ما صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ الهِ وَسَلَّم سیزده سال در مکه بوده است در مکه احکام نبوده پس چه بوده عقائد یعنی درمکه روزه نمیگرفتند؟ نه حجاب نبوده نه خمس نبوده نه زکات نبوده نه اصلا در مکه احکام نبوده فقط یک نماز. احکام برای مدینه است پس ما در مکه مشکل نداریم پیامبر به مدینه تشریف اوردند در مدینه هم احکام هنوز روزههای اولش بوده پرسشهای کمی وجود داشته مردم هم کم بوده یک جمعیت خیلی کمی بوده پیامبر هم قابل دسترس بوده تا در مسئله گیر می افتادند ظهر میرویم از پیغمبر میپرسیم. ارام ارام جمعیت زیاد شده مناطق دیگر اسلام اوردند ایندفعه پیامبر نمایندگانی از خودش در ان مناطق گذاشته این دوباره مثل تقلید میشود که ممکن است ان نماینده پیامبر هم یک مسئله را اشتباه بگوید پس تقلید از همان روز اول بوده. یعنی غیر از این نمیشود مثل الان نیست همه تلفن بکنند یک پیامک بدهند و حضرت ایت الله مکارم شیرازی خب ایت الله مکارم شیرازی هم دیگر ۲۴ساعت جواب میدهم اگر هجوم پرسشها باشد باید یک چیز معقولی باشد نمایندگان ایشان باید جواب بدهند نمایندگان پیامبر باید جواب بدهند ممکن است خطا باشد این احتمال خطا خیلی کم است عقلا اهمیت میدهند من بالاخره نمازم روزه ام این معامله ای که میخواهم انجام بدهم باید با مراجعه به کارشناس باشد. کارشناس در دسترس من هم مثلا در شیراز هستم ایشان است که امام علیه السلام او را تایید فرموده خب به این تقلید میگوییم.
یک سوال اقا این علما چرا باهم اختلاف دارند گاهی هم متلک میگویند. میگویند اقاسید شما با خانه ی مراجع رابطه دارید؟ نه چیکار داری میگوید یک کسی پیدا بشود این مراجع تقلید مثلا ده نفر هستند .این ده نفر را دعوت بکنند یک پلو باقالی هم بپزد اینها بیایند و یک سفره ای غذا بخورند و این دعواهایشان را باهم حل کنند چقدر خوب میشد ایت الله سیستانی چی میفرماید ایت الله مکارم چی میفرماید اختلاف خیلی ازار دهنده است. این جوابش این است شما میتوانید دکترها را هم نظر کنید سه تا دکتر هستند هر سه هم تحصیلکرده ی دانشگاه تهران هستند استادشان هم همانها بوده اند مریض را میبریم هر دکتر یک نظر میدهد یکی میگوید با دارو خوب میشود یکی میگوید عمل جراحی باز یکی میگوید استراحت چیکار کنیم اقایان دکترها جان مادرتان بیایید خانه ما یک پلو باقالی بپزیم این دعوایتان را حل کنید.
اصلا علم انقدر پیچیدگی دارد که هرچه هم به اخرالزمان نزدیکتر میشویم پیچیدگی علوم همچنان هست این دکترها هم جلسه مشورتی دارند همه شما اطلاع دارید در همه بیمارستانها یک اتاقی هست که پزشکان مشورت میکنند شک میکنند که این کیس را این مریض را چگونه مداوا کنند دو تا دکتر دیگر هم انها متخصص همان است صدا میزنند خب علما هم همینکار را میکنند علما باهم جلسات دارند باهم مشورت میکنند دلائل می اورند ولی چه بسا همچنان ان اختلاف سرجای خودش است. این به خاطر ان پیچیدگی علوم است ظرافتهایی که در ان علم است.
۱۴۰۰ سال است مافاصله گرفته ایم یک کلمه است گاهی مبدا یک اختلاف میشود مثلا ما در قران یک کلمه داریم صَعید یعنی چه؟ نمیدانید میخواهید ایه اش را بخوانم متوجه بشوید فَتَیَمَّمَوا صَعِیداً طَیِّبا صعید یعنی خاک خب شما گفتید صعید یعنی چی خاک خب از شما میپرسند به سنگ هم میشود تیمم کرد؟ به سنگ این اقا گفت صَعِید یعنی خاک میرویم به لغت مراجعه میکنیم ممکن است در لغت نوشته صَعِید یعنی پوسته ی زمین اگراین باشد معنای درست صَعِید باشد بله به سنگ هم میشود به شن میشود به ریگ میشود به خاک میشود یک عالمی می اید و این را میپسندد میگوید این معنای درست صَعِید یعنی پوسته ی زمین یک عالم دیگری میگوید نه صَعِید همان خاک است. به سنگ نه اقانمیشود یک پلو ما بپزیم شما تشریف بیاورید نه نمیشود مثل دکترها، دکتر یک نظری دارد با مشورت ممکن است یک تغییراتی بکند اما چه بسا نه تغییر نمیکند اختلافی که بین فقها بین مراجع تقلید است اولا مقدارش زیاد نیست. اینطور نیست که در همه ی مسائل باهم اختلاف داشته باشند مقدارش اندک است.
ثانیا در همه علوم بروید در ذوب اهن ، ذوب اهن چون دیپلمم ، دیپلم فنی هست کمی بلدم از چند مسیر میشود اهن را ذوب کرد کدامش مقرون به صرفه است این اقای مهندس میگوید که از این طریقی که ذوب اهنی که از روسها به ایران امد این طریق خوب است دیگری میگوید نه سبکی که در خوزستان است ان بهتر است تا اخر هم از حرفشان برنمیگردند. یک دلایلی که من دارم روی حرفم هستم علوم از بس پیچیدگی دارد این اختلافات طبیعی است. مهم این است که ان عادل است ان فقیه عادل هوس ندارد من وظیفه ام چیست؟ من از مرجع تقلیدم پیروی میکنم روز قیامت هم به خدا عرض میکنم پروردگارا در عقائد با عقل و دلیل در احکام پیروی میکردم از یک فقیه عادل، وقتی غیبت کبری امام زمان علیه السلام اغاز شد ان نایب چهارم هم همه شما شنیده اید از امام زمان علیه السلام پرسید حالا که من از دنیا میروم از این پس اگر مردم مسئله تازه ای، چون مسئله تازه هم پیش می اید اگر مسئله تازه ای پیش امد امام علیه السلام فرموده باشند وَ اَمَّا الحَوادِثُ الواقِعَه فَارجِعوا فیها اِلَیَ رُواةِ حَدیثِنَا مسائل تازه که پیش می اید مسائل تازه مثل چی مثلا در روزگار ما مثل فروش خون، فروش خون حرام است چرا حرام است چون مبنایی ندارد. خون را میخواهند چیکار کنند. اما یک روزگاری میرسد که میگویند خون به درد میخورد میتوانیم خون این ادم را تزریق کنیم ایندفعه فروش خون منطقی بدهد این را چه کسی میتواند بگوید من نمیتوانم هرچیزی را بگویم فقیه میتواند بگوید.
کسی که چهل سال پنجاه سال پژوهش کرده ریشه ها را میداند قران را میشناسد سیره را میشناسد بر همان مبانی که درس خوانده یک مسئله جدیدی پیش می اید فرض کنیم پیوند اعضا همین مسائلی که پریشب ایت الله اعرافی که ایشان فرمودند قبل از انقلاب پنج شش رشته در قم بوده الان شصت هفتاد رشته است. بعد یک تعداد زیادی کتاب ایشان مثلا مسائل پزشکی مسائل بانکی الان فرض کنید یک تاجر اینجا نشسته اصلا کالایی را مشاهده نمیکند یک کشتی کالا هنوز بندرعباس نرسیده خرید و فروش میکند این درست است درست نیست چه جور درست است چه جور نادرست است اینها رافقیه باید بگوید من که بلدنیستم.
در حوزه اقتصاد در حوزه محیط زیست در حوزه بهداشت پرسشهایی است که تا به حال نبوده فقیه با توجه به دانشی که دارد حکم خدا را بیان میکند ما چیکار بکنیم فرض کنید مثلا مجسمه سازی حرام است خب در فقه است دیگر بعد اساتید دانشگاه تهران یک نامه ای مینویسند برای مراجع تقلید که اقایان مراجع مجسمه سازی در این حوزه ها مورد نیاز است مثلا ما میخواهیم در تشریح بدن انسان نمیتوانیم که همیشه مرده را بیاوریم مثلا یک چیزی درست کنیم مثل کبد قلب مجموعش هم یک هیکل این حرام است؟ اگرمجسمه سازی برای اموزش باشد اگرمجسمه سازی برای هنر باشد چه؟ مثلا ده دوازده تا کاربرد جدید خب مراجع من نمیتوانم با سلیقه ی خودم جواب بدهم باید یک کارشناس جواب بدهد و ان هم مرجع تقلید است.
من چیکار باید بکنم تبعیت فَاساَلوا انوقت این موضوع در علم اصول مطرح میشود طلبه ها از همان اغاز بعد از سه چهارسالی که عربی خواندند دوتاعلم میخوانند اصول،فقه اصطلاحا علم اصول میگویند علم ابزار است مثل علم جبر نسبت به علم حساب ما در علم جبر یک فرمولهایی را یادمیگیریم همه ی شما سروران من هستید اطلاع دارید که در حساب به درد میخورد. علم جبر در حقیقت علم نیست ابزار است مثلا در علم حساب میخواهم از یک تا صد راجمع کنیم یا از یک تا صد را ضرب کنیم یک ضربدر دو نتیجه اش ضربدر سه نتیجه اش ضربدر چهار چندتا عملیات باید انجام دهیم صدتا علم جبر میگوید من با یک عملیات به تو نتیجه را میگویم ابزار است علم اصول هم یک ابزاری است در اختیار فقیه موضوع تقلید و مرجعیت در علم اصول مطرح شده.
مثلا اخوند خراسانی در کفایه انجا اورده که به این دلیل در این قسمتهایی از دین ما تقلید میکنیم. حالا اگر کسی خودش مجتهد شد اجازه دارد تقلید کند؟ نه او خودش مجتهد است او باید از نظر خودش یعنی این منطق اسلام است. تقلید یعنی التزام به اینکه من به این دستورات رساله مرجع تقلیدم را مثلا تهیه کند حالا روزهای اولی است که به تکلیف رسیده بین خودش و خدا میگوید من ارام ارام به این رساله عمل میکنم به این کار میگویند التزام. به این التزام یعنی خودش را متعهد میداند عبادات، معاملات، دستورات، احکام را بر اساس این کتاب انجام بدهد تقلید میگویند‌. بعضی هم معنا کرده اند عمل کردن نه التزام داشتن که حالا ان یک معنای سخت تری میشود. ازچه کسی تقلید کنیم؟ از فقیه عادل اختلافات بین فقها چه میشود طبیعی است اختلاف بین فقها طبیعی است از چه هنگام تقلید درست شده؟ از صدر اسلام این چیزی بود که منبع قرانی اش چیست؟ ایه ای که ما رسیدیم هفته ی گذشته همه ی اصولی ها از قران به این ایه استناد کرده اند فَاساَلوا اَهلَ الذِّکر اِن کُنتُم لَاتَعلَمون اگر نمیدانید به اگاهان به داناها مراجعه کنید.
خدایا امانتی را که امام و شهیدان به ما سپردند ما را نسبت به ان امانت امین قراربفرما اینده ی ملت ایران را خوشتر از حال و گذشته تقدیر بفرما. بچه های ما را ادامه دهنده ی راه شهدا قرار بده رهبر عزیزمان کشور عزیزمان مردم عزیزمان را از هر بلایی حفظ بفرما به روان پاک شهیدان روح بلند حضرت امام خمینی صلوات بفرستید.

تفسیر سوره انبیاء آیه1

تفسیر سوره انبیاء(آیات 7-1)

فضیلت خواندن سوره انبیاء

سوره انبیا

آغاز جزء هفده با این سوره است مکی است و سوره های مکی بیشتر برای فرد سازی، سوره های مدنی بیشتر برای جامعه سازی و قوانین و مقررات دیپلماسی است. سوره های مکی بیشتر اعتقادات است عقیده به مبدأ و معاد و سوره های مدنی بیشتر مقررات است. صد ودوازده آیه دارد از پیغمبر صَلي اللهُ عَلیه وَآله وَسَلَم نقل شده است که فرموده است مَن قَرَأَسورَةَ الأنبیاء هر کس این سوره را بخواند حاسَبُ اللهُ حِساباََ یَسیرا روز قیامت حسابش آسان خواهد بود وَصافَحَهُ وَسَلَمَ عَلیه کُلَ نَبيِِ ذُکِرَ اِسمُهُ فِي القُرآن نام بیست و پنج پیامبر در قران آمده است آن بیست و پنج پیغمبر روز قیامت با او دست خواهند داد و به او سلام خواهند کرد.


دانلود فایل صوتی (تفسیر سوره انبیاء آیه1)


بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

یا مَن أرجوهُ لِکُلِّ خَیر ای خدایی که در هر خیری امید من به تو هست
وَآمَنوا سَخَطَهُ عِندَ کُلِّ شَر ای خدایی که پناه من در هر خطری تو هستی
یامَن یُعطِي الکَثیرَ بِالقَلیل ای خدایی که در برابر کار کم ما پاداش زیاد میدهی
یا مَن یُعطِي مَن سَئَلَه ای خدایی که در برابر درخواست بندگانت پاسخ میدهی
وَمَن لَم یَسئَلهُ حتی اونی که از تو نمیخواهد به او میدهی وَمَن لَم یَعرِف حتی اونی که قبولت ندارد و میگوید این دنیا خدا ندارد به او هم میدهی
أعطِنِي بِمَسئَلَتي إیّاک حالا من دست نیازم را بلند کردم با این درخواست من به من بده
جَمیعَ خَیرِ الدُنیا وَجَمیعَ خَیرِ الآخِرة همه خوبیهای دنیا و اخرت
وَ أصرِف عَنّي بِمَسئلَتي إیّاک یک درخواست دیگر هم دارم با این درخواست من دور کن از من
جَمیعَ شَّرالدُنیا وَجَمیعَ شَّر الآخِرة همه بدیهای دنیا وآخرت را
فَإنَّه غَیرَ مَنقوصِِ ما أعطَیت پروردگارا داده های تو بی عیب و نقص است
وَزِدني باز هم میخواهم زیاد کن مِن فَضلِکَ نه اینکه شایستگی داشته باشم از روی لطفت
یا کَریم یاذَالجَلالِ والإکرام یاذِالنَعماء والجود یاذَالمَنِ والطَول حَرِّم شَیبَتي عَلَي النّار
شام غریبان امام هادی علیه السلام است در خانه خدا پس از اقامه نماز جماعت تفسیر سوره انبیاء. تقاضا میکنم به روان بزرگترین پیامبر خدا که بعثتش در این ماه است واهل بیت پاکش بویژه حضرت هادی علیه السلام صلواتی تقدیم بفرمایید. به یک زبانی هم میتوانیم بگوییم ماه رجب ماه تولد قران است چطور شما برای بچه هایتان جشن تولد میگیرید این جلسه تفسیر قران را شما بزرگی میکنید پر رونق نگه دارید جلسه مهمی است. حالا یک کلمه روز قیامت از ما بپرسند برای قران چه کردید میگوییم خدایا شرمساریم ولی چهارشنبه شبها در این مسجد نشستیم به اندازه سوادمان یک کلماتی گفتیم شنیدیم گاهی اشک ریختیم گاهی تاثیر پذیرفتیم.
سوره انبیاء آغاز جزء هفده با این سوره است مکی است و سوره های مکی بیشتر برای فرد سازی است سوره های مدنی بیشتر برای جامعه سازی و قوانین ومقررات دیپلماسی است. سوره های مکی بیشتر اعتقادات است عقیده به مبدأ و معاد و سوره های مدنی بیشتر مقررات است. صد ودوازده آیه دارد از پیغمبر صَلي اللهُ عَلیه وَآله وَسَلَم نقل شده است که فرموده است مَن قَرَأَسورَةَ الأنبیاء هر کس این سوره را بخواند حاسَبُ اللهُ حِساباََ یَسیرا روز قیامت حسابش آسان خواهد بود وَصافَحَهُ وَسَلَمَ عَلیه کُلَ نَبيِِ ذُکِرَ اِسمُهُ فِي القُرآن نام بیست وپنج پیامبر در قران آمده است آن بیست و پنج پیغمبر روز قیامت با او دست خواهند داد و به او سلام خواهند کرد.
کسی که این سوره را بخواند ما یک تفسیری داریم به نام نورالثقلین یعنی قران و عترت در این تفسیر که این مفسر بزرگ بیشتر احادیثی که از ائمه در تفسیر آیات از خودش چیزی و توضیحی ندارد همش حدیث است این احادیث که ما نقل میکنیم از این تفسیر است. امام صادق علیه السلام فرمود مَن قَرَأَة سورةَ الأنبیاء حُبَاََ لَها هر کس این سوره را با علاقه بخواند مفسرین گفتند با علاقه یعنی چه یعنی دنبال فهمش هم باشند فقط این تلفظ کلمات نباشد. با علاقه بخواند کانَ کَمَن رافَقَن نَبیین مثل کسی است که رفیق پیامبران باشد أجمَعین همه پیامبران في جَناتِِ نَعیم در بهشتهای پرنعمت. رفیق انبیاء بودن خیلی مهم است وَکانَ في مُحيباََ أعیُنِ الناس خدا یک کاری میکند اینی که سوره انبیاء را با علاقه میخواند در چشم مردم با ابهت جلوه میکند حَیاةَ الدُنیا در همین زندگی دنیا.
چه مطالبی در این سوره هست در این سوره قصه شانزده پیامبر آمده است حضرت موسی علیه السلام، حضرت هارون علیه السلام، حضرت ابراهیم علیه السلام، حضرت لوط علیه السلام، حضرت اسحاق علیه السلام، حضرت یعقوب علیه السلام، حضرت نوح علیه السلام، حضرت داوود علیه السلام، حضرت سلیمان علیه السلام، حضرت ایوب علیه السلام، حضرت اسماعیل علیه السلام، حضرت ادریس علیه السلام، حضرت ذالکفل علیه السلام، حضرت ذالنون یا همان یونس علیه السلام که در شکم نهنگ قصه اش را خواهیم گفت و حضرت زکریا و حضرت یحیی علیه السلام که سلام خدا بر همه پیامبران.
قصه این شانزده پیامبر در این سوره آمده است مطالب دیگری که غیر از این قصه ها در این سوره است پیروزی حق بر باطل توحید بر شرک لشکریان عدل بر ظلم از موضوعات دیگر این سوره است. سوره با هشدار آغاز میشود و با هشدار پایان پیدا میکند فکر کنم هفته گذشته بود من این را پرسیدم اینجا که در قران انذار بیشتر است یا تبشیر که انذار بیشتر است. حالا این سوره هم شروعش انذار است یعنی ترساندن و هم پایانش انذار است و یک نکته قشنگ دیگر از زندگی پیامبران قسمتهایی در این سوره امده است که گیر افتادن. نمیدانم شما تا حالا گیر افتادی یا نه که در زندگی آدم گاهی گره به کارش می افتد هر دری را میزند باز نمیشود در تنگنا در فشار. گاهی هم نه، زندگیها روان و سرازیری با خوشی که در این سوره قطعه هایی از تاریخ انبیاء آمده است که همش سخت است. چرا بعضی گفتتد دلیلش این است که این سوره در دوران مکه که پیامبر ما هر روز و شب با انواع و اقسام سختی ها و تحریم ها و تهدیدها دیگه بعضی تحملشان داشت سرازیر میشد لذا خدا قصه ابراهیم را نقل میکند که در آتش انداختند. قصه زکریا را نقل میکند پیر شده بچه دار نمیشود. قصه یونس را نقل میکند که در شکم نهنگ است.
از پیامبران قطعه هایی دیدید بعضی از فیلم ها و سریال ها را بهش میگویند تراژدی یعنی غم انگیز. از پیامبران در این سوره این قطعه ها آمده است برای روزگاران سخت به درد میخورد. الان جمهوری اسلامی در چه روز گاری است الان ما در روزگار سختی هستیم این سوره را باید بخوانیم. نباید از آرمانهایمان و اهدافمان دست برداریم بالاخره شما حساب کن در مکه بعضی دیگه به مغز استخوانشان رسیده داشتند پشیمان میشدند که مسلمان شدند. پشیمان میشدند که یا الله گفتند از بیرون فشار از داخل فشار خیلی سخت. بعد هم این انبیاء در دل سختی ها دست توسل به دامن لطف الهی بلند کردند خداهم آنها را از آن گرفتاری ها نجات داد. ابراهیم را از آتش یونس را از نهنگ زکریا را بچه داده است یعنی این آهنگ قصه های قران است.
بِسمِ اللهِ الرّحمنِ الرّحیم آیه ای است که هر چی برایش معنا کنیم کم است. بیش از صد حدیث در مورد بِسمِ اللهِ الرّحمنِ الرّحیم آمده است. حدیث داریم همه کتابهای آسمانی با این جمله شروع میشود همه سوره های قران به جز سوره برائت با بسم الله آغاز میشود. پیامبر ما هم به ما این را فرموده همه کارهایتان را مادی یا معنوی دنیایی یا آخرتی کوچک یا بزرگ با بسم الله الرحمن الرحیم شروع کنید. حتی حدیث داریم یک بیت شعر می خواهی بنویسی نه یک قصیده با بسم الله شروع کن. این مثل این می ماند حالا آقای قرائتی اینطوری مثال میزند شما برید یک مجموعه سرویس چینی بخرید مثلا صد و سی پارچه است که به همه آنها آرم کارخانه زده شده است. آفریدگار ما الله است ما اگر عاقل باشیم به همه کارهایمان آرم الله باید بزنیم.
میخواهد غذا بخورد بسم الله الرحمن الرحیم میخواهد بخوابد بسم الله الرحمن الرحیم از خانه میخواهد برود بیرون بسم الله الرحمن الرحیم. نوح نبی میخواست سوار شود بسم الله الرحمن الرحیم میخواست پیاده شود بسم الله الرحمن الرحیم نامه میخواهد بنویسد پیامک میخواهد بدهد بسم الله الرحمن الرحیم. حتی در احادیث آمده است زن و شوهر در آغوش هم می خواهند بروند زیر لحاف بسم الله الرحمن الرحیم. آنوقت این فرق میکند با غرایز حیوانی یک رنگ خدایی پیدا میکند اگر فرزندی خدا تقدیر کرده باشد آن فرزند متمایل به الله است. خداگرا وخداپرست ما گاهی برای پدر مادرهایمان دعا میکنیم خدا بیامرزدشان این یاعلی را به ما آموختند. نکند این بسم الله الرحمن الرحیم را ما یادمان برود یک نسلی از ما بماند که نه بابا ایشون رفته آلمان درس خوانده حالا خوبیت ندارد بسم الله الرحمن الرحیم.
بعضی از باسوادا این خبرنگار میاد با شما مصاحبه میکند مثلا عار میدانند با بسم الله شروع کنند. بسم الله الرحمن الرحیم قداست میبخشد به کار ما. یک معنای بسم الله هم این است یعنی خدایا به کمک تو خب درست است ما در کارهایمان مطالعه میکنیم مشورت میکنیم برنامه ریزی میکنیم مقدمات اما نمیدانیم چه حادثه ای پیش خواهد امد این بسم الله یعنی آن چیزهایی که خدایا من به عقلم نرسید پیش بینی نکردم در اون وسط کار اون خلأها را و شکافها را آن نقصها را کمک کن تا به نتیجه برسد. این حدیث را همه شما شنیده اید که پیغمبر فرمود کُلُ أمرِِ ذي بالِِ لَم یُبدَأ بِبسمِ الله الرحمنِ الرحیم فَهُوَ أبتَر هر کار مهمی که با بسم الله الرحمن الرحیم آغاز نشود ناتمام است ناقص است. کارهایمان را تمام کنیم با این ذکر الهی در بعضی از کلمات هم آمده است این اسم بزرگ خدا در همین آیه است اسم اعظم در همین آیه است.
عیسی بن مریم با همین بسم الله الرحمن الرحیم روی آب راه می رفت به نام یعنی به کمک خدا شروع میکنم الله را که همه بلد هستید حالا من الله را اینطور معنا میکنم اگر دعای جوشن کبیر را که هزار و یک اسم خدا در آن است در یک کلمه بگنجانیم آن یک کلمه الله است. یعنی همه صفات خدا در یک جا لذا خیلی قداست دارد به ما گفتند حدیث داریم حدیث قدسی خداوند فرمود اگر بنده من دستش را به سوی آسمان بلند کند ده بار بگوید یا الله من او را برنمیگردانم حاجتش را روا میکنم. الله خیلی قداست دارد چند هزار بار در قران آمده است بعد دو اسم دیگر رحمان و رحیم ریشه هر دو رحمت یعنی مهربانی لطف دارد. فرقی که شهید مطهری از امام صادق علیه السلام طی حدیثی برای ما نقل کرده است این است در کلمه رحمان همه در کلمه رحیم همیشه این دو کلمه را یاد بگیرید رحمان یعنی خدا همه را دوست دارد رحیم یعنی مومنان را برای همیشه رحمان همه را دوست دارد، چینی ها و روسی ها را بلاروس و اوکراین و آمریکای شمالی و مرکزی و آمریکای جنوبی و با خدا و بی خدا و شیعه و سنی و زن و مرد برای همه باران میفرستد برای همه آفتاب میتاباند این رحمانیت خداست. رحیم یعنی مومنان را تا بلندای بهشت برای همیشه.
حالا من و شما به کدومش محتاجیم به هر دو هم به رحمانیت خدا که ماهم از مخلوقات او هستیم هم به رحیمیت یعنی خدا برای همیشه رحمتش را بر ما سرازیر بفرماید. بسم الله الرحمن الرحیم من اینطوری معنا میکنم به نام الله که همه را دوست دارد و مومنان را برای همیشه. آیه اول إقتَرَبَ لِناسِ حِسابُهُم حساب مردم نزدیک شده است. الان وزارت دارایی نمیدانم چه وقت سال حسابها را میرسد مثلا اول تیرماه یک ماه قبل از تیر ماه اطلاعیه می دهند پیامک می آید میگویند آنهایی که مالیات بر ارزش افزوده یا آنهایی که شغلی دارند کسبی تجارتی اظهار نامه می آید که تا یک ماه دیگر. حالا حسابهای ما چی إقتَرَبَ لِناسِ حِسابَهُم فکر نکن ده ماه دیگر هست یا یازده ماه دیگر نه بیست وهفت و هشت روزی بیشتر نیست مثلا ده پانزده روز بیشتر نیست نزدیک شده. قَرُبَ یعنی نزدیک شد إقتَرَبَ اینطور گفتند یعنی خیلی نزدیک. الان از ما بپرسند روز قیامت کی است دوست داریم بفرستیم آن دورها تا هر کاری دوست داریم بکنیم و در هیچ دفتری ثبت نشود.
بعضی از کاسب ها و تاجرها حساب کتاب دارند و انظباط دارند. بعضی از کاسب ها و تاجرها دو تا دفتر دارند. آن مأمور دارایی که می آید ما فکر نکنم بلد باشیم یکی را نشان می دهند برای خودشان آن یکی دیگه رو مثلا حتی بعضی از تاجرها اصلا خانمش هم نمیداند چقدر در آمد دارد برای هر کسی یک جوری گزارش میکنند. ازش میپرسیم آقا کسب و کاسبی میگوید آقا سید میدونی پارسال دلار چند بوده الان چنده حالا نگو میلیاردی منافع اومده اونی باید غصه بخوره که نداره. این دارا بیش از او معترضه. إقتَرَبَ لِناسِ حِسابُهُم حساب مردم خیلی نزدیک است نزدیک نه خیلی نزدیک حساب کی حساب مردم. یعنی فرق نمیکند همه آخوندا مهندسا کاسبا معلما کشاورزا استثناء ندارد همه یعنی همه مردم پرونده دارند کارنامه دارند. یک پرونده دقیق بطوری که روز قیامت اگر بتواند جان میدهد میگوید مالِهذا الکِتاب این چه پرونده ای است؟ لا یُقادرُ صَغیرةََ وَلا کَبیرَةََ إلّا أحصي همه را نوشته دو هزار و ده شاهی را هم نوشته است. مبالغ کم را هم نوشته حالا در مسجد یه چیزی گفتیم برای خنده این چرا نوشتی یک جوک گفتیم شوخی کردیم یک همچین حسابی.
مردم در چه حالند وَهُم في غَفلَةِِ مردم هم در غفلت هستند عَنها از حسابشان غافل هستند مُعرِضُونَ پشت کرده دنبال کارهای خودش است هم غافل است هم می دود دنبال چیزهای دیگر این الان باید غصه حسابش را بخورد. بیست روز دیگر حسابش رو می آورند این کارها رو کردی این بدهکاری ها این بستانکاری ها باید الان اگر میتواند جبران کند از همین بیست روزه استفاده کند. الان من از شما میپرسم آقایان ما چند وقت دیگر بناست بمیریم نمیدانیم ولی همه ما می گوییم حالا حالاها نیست بعید میدونم سال هزارو چهارصد و یک که تمام شد هزارو چهارصد و دو هم نه خیلی بعید است بعید میدونم عزرائيل بیاد. بالاخره که میاد.
موسی بن جعفر علیه السلام فرمود خوشا به حال کسی که هر شب حساب کار خودش را کرده باشد اونی که حساب کرده تا مأموره میاد دفتر را می آورد اما آن که حسابها را نکرده دونه دونه نمیدونم چرا این کار را کردم پشیمانم ولی اون دیگر فایده ندارد. إقتَرَبَ لِناسِ حِسابُهُم حساب مردم نزدیک نه خیلی نزدیک شده است وَهُم في غَفلَةِِ عَنها مُعرِضُونَ غافلند بعضی ها آقایان خانمها قیامت را قبول ندارند. بهشت و جهنم را قبول ندارند حساب قبول ندارند بعضی ها قبول دارند ولی غافلند یعنی مال ما هست الان از ما بپرسند همه ما میگوییم قیامت و آخرت را قبول داریم ولی غافلیم. این سوره برای ما هست یعنی غافل ها بعضی ها هم یادشان می رود نَسُوا یَومَ الحِساب یادش می رود روز حساب هست. شما فرض کنید ما یک گروهی در یک اردویی مثلا بخواهیم یک سفری برویم و بر گردیم یک جعبه ای هم گذاشتند پر از پول است همان کنار دست شاگرد شوفر می گویند هر کس پول لازم دارد و می خواهد چیزی بخرد بردارد. بعضی ها فکر میکنند که حسابی در کار نیست هی تند تند از آن جعبه پول بر می دارند و میخرند و آخر سفر می آیند و میگویند آقای اکبری شما چند پول برداشتی ما فکر نمیکردیم حسابی در کار باشد.
این امام دوم است که در لحظه جان دادن اشک می ریزد امام حسین می پرسد برادر جان برای چه اشک میریزی می فرماید في حَلالِها حِساب وَفي حَرامِها عِقاب این نگاه، آدم درست میکند تربیت میکند ما را. اینطوری باید قران بخوانیم مفسران گفته اند کارای آدمها پیداست که ازش غافل هستند از کجا می فهمیم یک کسی غافل است از کارهایش مثلا دروغ میگوید همین که دروغ میگوید فکر میکند نوشته نمیشود این دروغ.  اذیت میکند مسخره میکند تهمت میزند یک کارهایی باید بکند که نمیکند ترک فعل. همین نحوه عملکرد ما نشان میدهد که ماغافل هستیم باور نداریم که اینها حساب میشود. یک نکته دیگر نمی فرماید مردم را برای حساب می برند حساب را می آورند برای مردم یعنی می آیند در حجره شما آدرس همه ما را هم دارند شرکت دارد چقدر در آمد دارد مالیات نمی دهد. لا مروت می آورند اون دفتر پیش ما حسابگر کیست این هم خودش یک مسأله ای است چه کسی میخواهد حساب کند خدا. کَفي بِنا حاسِبین ما خودمان حساب میکنیم اینجا دیگر نمیتوانیم بگوییم اون مامور مالیات آدم فلانی است و عدد و رقم بلد نیست. رحم و مروت چرا میگوید من ارحم الراحمین هستم رحمم دارم. تو بی رحمی این همه بهت گفتم وَمِمّا رَزَقناهُم یُنفِقون بده من خودم بهت دادم از همان هایی که بهت دادم یک کمش را بده تو رحم نداری من رحم دارم حسابگر یک کسی است که نمیتوانیم بهش معترض شویم. خودش است همه را میداند ریزو درشت را تحت نظر دارد او حسابگر است یک جا میفرماید وَحاسَبناها حِسابَاََ شَدیداََ وَعَذَبناها عَذاباََ نُکرا بعضی ها را سختگیرانه از آنها حساب میکشیم. یک جای دیگر میفرماید حِسابَاََ یَسیرا آسان. ما چه کنیم که خدا از ما سختگیری نکند به دیگران آسان بگیریم مثلا فروشنده است هندوانه میخواهد بفروشد مثل اینکه طلا میخواهد بفروشد. فروشنده اگر آسان گیر باشد خدا هم در قیامت به آسانی برخورد میکند. اما اگر سختگیری کنیم هر کس سوره انبیاء را بخواند حسابش در قیامت آسان خواهد بود.
حالا او هم یک خاصیت دیگری دارد در آیه نود و هفت همین سوره که اگر زنده بودیم بهش برسیم این را میخوانیم. روز قیامت بعضی تأسف می خورند و میگویند یا وَیلَنا ای وای بر ما قَد کُنّا في غَفلَةِ مِن هذا ما از این روز غافل بودیم. و آن وقت آن تأسف فایده ندارد و حسرت نه فایده ندارد بازگشت امکان ندارد. هر کس میخواهد حسرت و تأسف بخورد الان بخورد تا وقت هست همین امشب از مسجد میرود خانه یک نیم ساعتی بنشیند حساب خودش را بکند. چقدر خدا به من عمر داده چقدر به من امکانات داده چقدر به من آبرو داده است دربرابرش چه کارهایی کردم سبک و سنگین بکند چقدر بدهکارم چقدر مقروضم چقدر مدیونم این خیلی خوب است.
سوره سجده آیه چهارده یک گزارشی است از قیامت فَذوقوا بِما نَسیتُم لِقاءَ یَومِکُم هذا بچشید این آتش جهنم را بخاطر غفلتی که کردید از حساب. امروز إنّا نَسِیناکُم ما که خدا هستیم شما را فراموش میکنیم البته ما می دانیم خدا فراموشکار نیست فراموش میکند یعنی بی اعتنایی میکند یعنی رحمتش را جاری نمیکند چرا، بخاطر یک غفلت. سوره مریم آیه ۳۹ وَأنذِرهُم یَومَ الحَسرَة ای پیغمبر بترسان مردم را از روز حسرت إذقُضيَ الأَمر آن روزی که دیگر کار از کار گذشته است تمام شده است وَهُم فِي غَفلَةِِ آدمها در دنیا غافل بودند وَهُم لا یُؤمِنون. از فرصتی که انبیاء فراهم کردند استفاده نکردند ایمان نیاوردند غفلت کردند.
سوره ق آیات ۲۱ و۲۲ وَجاءَت کُلُ نَفسِِ مَعَها سائِقُُ وَ شَهید قیامت هر کس که می آید چند فرشته با او همراه است یک فرشته پشت سرش است و یک فرشته او را جلو میراند و یک فرشته هم پرونده اش دستش است. تلویزیون گاهی دادگاه ها را نشان میدهد آن طرف را می آورند پابند و دست بند دستش است با آن پیراهنهای راه راه که یک مأموری هم هست چندتا پرونده دستش است. یک فرشته پرونده ما را می آورد گواه بر کار و یک فرشته هم ما را هل میدهد به سمت جلو. لَقَدکُنتَ في غَفلَةِِ مِن هذا تو از امروز غافل بودی فَکَشَفنا عَنکَ غِطاءَک حالا ما پرده ها را کنار زدیم. فَبَصَرُکَ الیَومَ حَدید هی خیره خیره نگاه میکند وای وای چکار کردم این جوانی ام است این کسب و کاسبی ام است این عبادتم است این زن داری ام است این بچه تربیت کردنم است. بعد به خودش میگوید خاک بر سرت این همه امکانات چه کردی؟ از این آیه میفهمیم حسابرسی مردم قطعی است ببینید در زبان عربی یک چیزی را که بخواهند بگویند قطعی یعنی صد در صد با فعل ماضی می آورند. مثلا ما در همین نمازی که میخوانیم میخواهیم بگوییم حتما نماز برپا میشود میگوییم قَدقامَةِ الصَلاة یعنی نماز به پا شد. در حالی که نماز به پا نشده است داریم آماده میشویم یعنی حتما نماز خواهد شد. إذا وَقَعَتِ الواقِعة باید بگویی که در آینده واقعه پیش می آید میگوید واقعه شد حتما خواهد شد. اینجا هم فعل ماضی است إقتَرَبَ یعنی نزدیک شده یعنی قطعا این حساب خواهد بود. دوم استثناء هم ندارد برای همه است در این کانال حسابرسی عضو هستند.
نکته بعدی نظم و حسابی است که بر این جهان حاکم است. خداوند آفرینش را با نظم آفریده است حرکت سیاره ها ستاره ها تا دل اتم همش حساب دارد کارای ما آدمها هم حساب دارد. یک حساب دقیق همه جای عالم دوربینهای خدا کاشته شده است. صدابرداری تصویر برداری غفلت زمانی خطرناک میشود که با بی خیالی همراه باشد گاهی آدم غافل میشود بعد دستش را میزند، غافل شدم غصه میخورد گاهی بی خیال است. مُعرِضُون سرگرم زندگیش است آن خیلی بد است آقای قرائتی سالهاست این را میگوید ماه رجب و شعبان و رمضان مثل سرازیری می ماند. ماشینهایی که هوا گرفته وقتی در سرازیری رهاش کنی روشن میشود سرازیری سال ما همین سه ماه است این هوی و هوس ها را یک کاری کنیم که کنار برود. یک دل روشن خدایی پیدا کنیم. محیا شویم برای ماه رمضان خدایا به مقربان درگاهت راه درست زندگی را به ما بیاموز شیرینی آیات کتابت را به ما بچشان.(تفسیر سوره انبیاء آیه1)

تفسیر آیات پایانی سوره مبارکه طه

آیات 133 تا 135 سوره مبارکه طه

 

وَقَالُوا لَوْلَا يَأْتِينَا بِآيَةٍ مِنْ رَبِّهِ ۚ أَوَلَمْ تَأْتِهِمْ بَيِّنَةُ مَا فِي الصُّحُفِ الْأُولَىٰ…سوره طه

و کافران گفتند: چرا (محمد) آیت و دلیلی روشن از جانب خدا برای ما نمی‌آورد؟ آیا آیات بیّنه کتب پیشین (چون تورات و انجیل و صحف که در همه ذکر اوصاف نبوت هست) بر آنان نیامد؟…


دانلود فایل صوتی


بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم

شام چهارشنبه است درودی به حضرت رضا علیه السلام بفرستیم. اللهم صَلِّ عَلَی عَلیِّ ابنِ موسَی الرِّضا المرتَضی الامامِ التَّقیِ النَّقی وَ حُجَّتِکَ عَلَی مَن فَوقَ الاَرض وَ مَن تَحتَ الثَّری اَلصِّدیق الشَّهید…
در خانه خدا پس از اقامت نماز جماعت تفسیر آیات پایانی سوره مبارکه طه از خداوند میخواهیم این گفتگوها را مورد قبول خودش قرار بدهد. تقاضا میکنم به روان تابناک پیامبر عظیم الشان اسلام و اهل بیت پاکش صلواتی تقدیم بفرمایید. سوره طه که امشب تمام میشود ان شاءالله هفته اینده میرویم سراغ سوره انبیا این سوره با سختی کار پیامبراسلام اغاز شد کار هدایت گری کار تعلیم و تربیت کار پیچیده ای است به خاطر اینکه با انسان سروکار دارد. انسان مجموعه ای از نقاط قوت وضعف انسان اختیار دارد میتواند بپذیرد میتواند نپذیرد میتواند لجاجت کند میتواند مخالفت کند. هدایت انسان کار فوق العاده سختی است اما یکی از ویژگی های پیامبران سوز است. ایات اول سوره طه با سوز اغاز شد به طوری که خداوند به پیامبرش نهیب میزد که خودت را می کشی. ما این ایات را فرستادیم که انهایی که اهل خشیت هستند تو انها را بترسانی نه اینکه خودت را بکشی. بیش از ۸۰ ایه از این سوره درباره قصه گویی موسی علیه السلام و فرعون بود. پیامبری که بیش از همه پیامبران در قران برای او ایه امده و پیامبر عزیز ما هم به صورت ویژه به مسلمین فرمودند همه قصه های قران مخصوصا این قصه را بخوانید. پرسیدند چرا؟ فرمود چون حوادث امت موسی در امت من تکرار خواهد شد.
پس از نقل قصه موسی بن عمران خداوند دوباره امده سراغ پیامبر خود ما که حالا تو نگاه کن به چنین پیامبری توهم باید ایستادگی کنی مقاومت کنی این ایه را خواندیم که خداوند فرمود فَالصّبِر عَلی ما یَقولون در برابر گفته های انها تبلیغات انها ایستادگی کن مقاومت کن. فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّکَ قَبلَ الطّلوعِ الشَّمس وَ قَبلَ غروبِها در کنارصبر در قران غالبا نماز امده اِستَعینوا بِاالصَّبرِ والصَّلاة هم صبر کن هم از نماز کمک بگیر همراه باهم به خدا پروردگارت را تسبیح گوی قبل از طلوع افتاب و قبل از غروب که امامان معصوم فرمودند منظور نمازهای پنجگانه شبانه روزی است. وَ مِن اناءِ الَّلیل فَسَبِّح در لحظات شب هم تسبیح بگو وَ اطرافَ النَّهار. یعنی پنج نماز اینطوری توزیع شده یکی نماز صبح قَبلَ طلوعِ الشَمس یکی نماز عصر قبل از غروب یکی نماز ظهر در میانه روز. دو نماز هم مغرب و عشا. امامان ما فرمودند این ایه اشاره به پنج نماز دارد. بعد فرمودند برو سراغ نماز خانواده ی خودت از خانواده ی خودت غافل نشو نکند بروی سراغ هدایت دیگران بچه های خودت به بیراهه بروند. وامُر اَهلَکَ بِالصَّلاة خانواده ات را به نماز فرمان ده وَاصطَبِر عَلَیها براین کار یا بر نماز خودت پافشاری کن این هم معنایش این است که کسی دیگری را بخواهد به نماز دعوت کند نماز خودش مهم است. با ایستادگی ات بر نماز خود خانواده را دعوت کن.
لا نَساَلُکَ رِزقاً ما از تو رزق نمیخواهیم نَحنُ نَرزُقُک بلکه ما به تو روزی میدهیم وَالعاقِبَةُ لِلتَّقویَ این راهم بدان علیرغم همه درگیری ها عاقبت از ان پاکی است. خب اینها را گفتیم ایه ی امشب وَ قالوا مشرکان گفتند: چرا این پیامبر از سمت خدایش معجزه نمی اورد خب پیامبر معجزه اورده یک معجزه بزرگش همین قران است چرا باور نمیکنید. با استفاده از ایات دیگر میفهمیم منظور انها از معجزه، معجزه های خاصی بوده مثلا این چیزها را از پیغمبر میخواستند. هوای عربستان خوب بشود عربستان در یک جایی از کره زمین است که بر اساس حکمت خدا یک اقتضایی دارد یا میگفتند اینجا کوهستانی است نمیشود کشاورزی کرد شما اگر مردی راست میگویی پیغمبری بگو همه این کوهها صاف بشوند و بشود کشاورزی کرد. یا میگفتند آب کم است شما این معجزه را بکن چشمه های اب هر جا میرویم غلغل بزند همه اینها در قران است از خودم عرض نمیکنم. یا میگفتند پیغمبر ان پیغمبری است که خانه از طلا داشته باشد چیه این خانه فسقلی خانه باید چند هزار متر باشد یک میلیارد بیارزد چی ان از فرانسه بیاید از هلند بیاید از انگلیس بیاید. این چه خانه ای است. تو اگر واقعا پیغمبری یک خانه ای از طلا یعنی دیوارهایش از طلا باشد سقفش از طلا باشد این هم در قران است خب پیغمبر هم معلوم است دنبال هوس مردم نیست پیغمبر دنبال پیغمبری خودش است. اگر هم گاهی معجزه می اورد به اذن خداست برای اینکه مردم تشخیص بدهند او برای هدایت امده است. جادوگر نیست شیاد و کلاهبردار نیست وقتی موسی بن عمران ان معجزات را می اورد برای این است حضرت موسی علیه السلام اینطور نبوده که هرچه مردم بخواهند گوش بدهد وَقالو مشرکان گفتند لَولا یَاتینا بِایَةِِ مِن رَبِّه چرا پیامبر اسلام از جانب خدایش معجزه نمی اورد که منظور این معجزاتی بود که گفتیم.
اَوَلَم تَاتِهِم بَیِّنَةُ ما فِی الصُّحُفِ الاُولَی این تیکه چندجور معناشده یک معنایش این است ایا معجزاتی که پیامبران قبلی اوردند درکتابهای اسمانی شان هم هست تورات انجیل. وقتی موسی بن عمران معجزه اورد واقعا مردم گوش کردند دیدند موسی بن عمران چوب خودش را به دریا زد خشک شد یک جای دیگر همان چوب را همان عصا را به کوه زد اب جوشید. خب واقعا باور کردند موسی را؟ اگر به معجزه باشد کسی بخواهد لجاجت کند لجاجت میکند ما یک وقتی یک جایی بحث ولایت فقیه بود بعضی از دوستان گفتند که خب ولی فقیه خطا میکند ما چطور دنبال او برویم. گفتیم واقعا مشکل شما همین است امام حسن مجتبی که معصوم بوده ولی فقیه نیست خطا نداشته مردم گوش کردند؟ امام حسین علیه السلام که معصوم بوده داد میزد کمک میخواست نامه نوشته به بصره به کجا و کجا امدند کمک؟ یک وقتی یک کسی مرض دارد میخواهد بهانه بیاورد طفره میرود. قصه معجزه نیست بارها در قران امده خداوند به پیامبر اسلام میفرماید حتی همین معجزه هایی که اینها میخواهند یعنی خانه ای از طلا داشته باشد چشمه های اب باشد کوهها صاف بشود هوای مکه خوب بشود همین معجزه ها را حتی اگر برای این ادمها بیاوری دوباره یک بهانه دیگرمی اورند. یک معنای دیگر این فراز ایه این است که ایا اینها نخواندند کتابهای اسمانی را که بشارتهای امدن پیامبر خاتم در ان کتابها ذکر شده در تورات در انجیل به صورت روشن بَیِّنَه یعنی اشکارا با اسم، اسم پیامبر ما.
خود قران نقل میکند یاتی مِن بَعدِ اِسمُهُ احمَد عیسی بن مریم فرموده بعد از من یک پیامبری می اید مکتب مرا هم قبول دارد و اسمش هم مسیحی ها میدانستند. پیغمبر اسلام پیغمبراست یهودیها که مال دوهزارسال و اندی سال قبل از اسلام هستند میدانستند ایمان نیاوردند لجاجت کردند. قصه ای را شاید من در این مسجد گفته باشم خیلی قصه ی تکان دهنده ای است. یک اقایی است به نام مُخَیّریق کسانی که راجع به این ادم از من مطلب شنیدند دست بلند کنند اگر شنیده اید نگویم چون من مطمئنم همه حرفهای من را حفظ میکنید. حتی از پنج سال پیش گفته باشم هفته پیش نه مخیریق کیست اتفاقا خدا رحمت کند اقای طالب زاده ان هنرمند با بصیرت را ما یک بار رفتیم خانه اش گفتیم ما چند تا ایده از تاریخ اسلام داریم شما فیلم کنید خیلی خیلی پسندید یکی همین قصه مخیریق است. البته این ایده خوبی است پول میخواهد برو انهایی که کمک مالی میکنند اسپانسر فارسی اش سرمایه گذار پیداکن من فیلم را میسازم.
مخیریق کیست اولا دانشمند است. دانشمند یهودی ثانیا سرمایه دار است هفت پارچه ابادی داشته سوما بچه هم خیلی داشته روزشنبه وارد شهر مدینه شد شنبه همان جنگ احد است جنگ احد روز شنبه بوده است. دید شهر خلوت است از چند نفر پرسید خلوت است چه خبر گفتند مسلمانها رفتند جنگ. یهودیها را صدا زد که همه بیایید معبد انجا که عبادت میکنند یهودیها هم به او احترام قایل بودند امدند در مرکز عبادی صریحا این را گفته یهودیها ما که میدانیم این پیغمبر راست میگوید ما که میدانیم کتابش از طرف خداست اخه چرا ایمان نمی اوریم یهودیها هم گفتند که بیایید برویم و ایمان بیاوریم. گفتند برفرض که حرف تو درست هم باشد امروز شنبه است و تعطیل است گفتند لامروت ایمان اوردن جمعه و شنبه ندارد. ببینید به این میگوییم بهانه گفتند نه تو میخواهی بروی برو خیلی خب من جنگ میروم ممکن است کشته بشوم از اینجا اعلام میکنم همه ی دارایی ام را میخواهم به پیامبراسلام بدهم بعدها دعوا درست نکنید. گفتند باشه امد احد و مسلمان شد ان دارایی ها آن املاک قریه ها مزرعه ها را هم به پیامبر داد. بعد هم شمشیر دست گرفت و قبل از ظهر روز شنبه به شهادت رسید. وقتی پیامبر شهدا را خاکسپاری میکرد کنار نعش او نشست رزمندگان گفتند یا رسول الله این کیه که وقتی ما می امدیم جبهه همراه ما نبود شما برایش گریه میکنید فرمود این شهیدی است که بدون خواندن دو رکعت نماز وارد بهشت میشود. بعد سرگذشتش را پیغمبر تعریف کرد دارایی هایش را هم پیغمبر وقف کرد. مسئولیت وقف را هم به عهده فاطمه زهرا سلام الله علیها داد.
شما اگر به فاطمیه برگردید یکی ازبحث هایی که در فاطمیه باید بشود همین مزارع هفتگانه ی مخیرق است که خلیفه اول غیر از فدک چند تا سند دیگر هم دعوا داشتند نتوانست بگیرد بعد فاطمه زهراسلام الله علیها وصیت کرد مسئول این اوقاف پسرم حسن پس از پسرم حسن پسرم حسین بعد از او فرزندان حسین علیه السلام است تا امام یازدهم علیه السلام اسنادی در تاریخ هست که امامان ما وقتی هزینه ای میکردند مثلا وقتی یک کسی ورشکست شده بودند میخواستند کمکش کنند یا یک در راه مانده یا یک بیمار یا یک کسی که میخواسته ازدواج کند میفرمود این از پول مخیریق است. این از درامد مزارع مخیریق است این مخیریق دنبال بهانه نشد فهمید حق را و به دنبال حق رفت و تا پای جان هم ایستاد اینطور نبود که در مدینه بایستد و پیغمبر از جبهه بیاید و تعارفی حالایک مراسم تودیع و معارفه بگذارند که بله اقای مخیریق هم مشرف به اسلام شدند یک ایمان اوردن جدی که جان بدهد از اعماق جانش حالابقیه ادمهایی که زمان مخیریق بودند روز قیامت باید بیایند و جواب بدهند. اقا شما که میدانستی این اقا پیغمبراست در تورات خواندی ما فِی صُحُفِ الاُولَی یعنی در کتابهای اسمانی پیشین این بشارتی که یک همچین پیامبری خواهد امد و این تحول را ایجاد خواهد کرد.
سوال: خدا برای چه برای این ادمهای لجباز دین میفرستد؟ پیغمبرمیفرستد؟ اینها که ایمان نمی اورند این ایه جواب میدهد وَلَو اَنَّا اَهلَکناهُم بِعَذابِ مِن قَبلِهِ اگر قبل از اینکه پیامبر بیاید قبل از اینکه کتاب اسمانی بیاید ما این ادمها را هلاک کرده بودیم قیامت که میشد این را میگفتند لَقالُوامیگفتند رَبَّنَاپروردگارا لَولَا اَرسَلتَ اِلَینَا رَسولاً چرا پیغمبر برای ما نفرستادی فَنَتَّبِعَ آیاتِکَ تا ما ایات تو را پیروی کنیم مِن قَبلِ اَن نَذِلَّ وَ نَخزَی قبل از اینکه ذلیل بشویم قبل از اینکه خوار بشویم. خدایا تقصیر خودت است خب پیغمبر میفرستادی این پیامبر را برای این فرستادیم که خدا جلوی دهان اینها را ببندد روز قیامت اتمام حجت کسی نتواند دهان باز کند اگر پیغمبر بود ما چه میکردیم اگر یک کتاب راهنما میبود… مثل این که شما در ماشینت موبایل داری در موبایل هم نرم افزار نشان هست یا غیر از نشان چند تای دیگر هست که ادرس ها را راهنمایی میکند بعد انها را روشن نمیکنیم مثلا گفته محله ۱۳ آبان محله ۱۳ آبان در خمین هم هست در تهران هم دوتا هست یکی هم بیرجند دارد شما بیرجند میروی مثلا ۱۳ آبان در تهران اخر خیابان رجایی هست در پیروزی هم ۱۳آبان هست من دنبال مریضی بودم دنبال گرفتاری بودم چرا اشتباه شد خب تو که موبایل داشتی نرم افزارنشان هم داشتی بهت میگفت ۲۰۰متر بالاتر به سمت راست انجا دور بزنید. نقشه راهنما همین قران چرا خداوند فرستاده چون کسی روز قیامت وقتی خدا بخواهد آنها را مجازات کند دهان باز نکند زبان باز نکند که لوَلا اَرسَلتَ اِلَینَا رَسولاً ای خدا چرا رسولی نفرستادی میفرماید فرستادم. چرا نقشه ندادی نقشه فرستادم این برای این است روز قیامت همه ساکت باشند کسی داد نزند.
حالا سوال خب هستند کسانی که از پیغمبر خبر ندارند از امام خبر ندارند. امام کاظم علیه السلام در تفسیر این ایه فرمود بعد از پیامبر امام حجت خداست. در حدیث دیگری امام معصوم فرمود بعد از غیبت علما راهنمایان بشر هستند. اقا چرا بیراهه رفتی این همه عالم این همه حوزه علمیه چرا نیامدی گوش بدهی؟ سوال حالا شما کسی را تصور کنید که اصلا نمیداند ادیان اسمانی امده اند پیامبران امده اند اینچین کسی فرض هست؟ بله مثلا در روستایی در امریکای شمالی در برزیل در افریقا در شرق دور بله هستند شاید صدها هزار نفر انسان هستند زندگی هم میکنند با اینکه حالا وسایل ارتباطی هم امده شاید اصلا خبر نداشته باشند شاید خبر نشده اند از طرف خدا پیغمبر امده باشد خدا با چنین ادمهایی چه کار خواهد کرد؟ با چنین ادمهایی خب خدا هم عادل است میگوید پروردگارا لَولَا اَرسَلتَ اِلَینَا در محله ما درشهرما کشور ما پیغمبر نیامد یا ما مطلع نشدیم قابل فرض هست روایت این را میفرماید اگر چنین ادمهایی پیدا بشوند که هستند اینها را خدا روز قیامت میبرد در یک فضای مشابه دنیا قیامت شده است چطور بگوییم این دانشمندان مثلا گیاه شناسان متخصصان جنین شناسی انها گاهی وقتها ازمایشگاههایی شبیه واقع درست میکنند یا مثلا خلبان ها میخواهند دوره خلبانی ببینند یک فضایی در نیروی هوایی هست من دیده ام خب خلبان را باید بفرستد در اسمان که ممکن است همان ساعت اول بیفتد انها فضایی شبیه فضایی که در اسمان است چقدر فشار هوا هست چقدر وحشت است در انجا میگوید حالاخلبانی کن. حالا این را من اینطوری مثال میزنم ولی حدیث این را میفرماید انهایی که واقعا بی اطلاع بودند یعنی به این دنیا امدند و شصت هفتادسال هم عمرکردند و بلاخره مطلع نشدند که پیامبری یا امامی یا عالمی از هیچکدام اینها اطلاع پیدانکرد اینها راخدا روز قیامت در محیطی که ما نمیدانیم خداست دیگر بلد است انها را قرار میدهد همانجا حق و باطل را به انها عرضه میکند انها هم یکی از ان دو را انتخاب میکنند معلوم میشود کدامشان باید بروند بهشت و کدامشان باید بروند جهنم. این هم مال اینکه ممکن است بعدها شما این سوال را بپرسید.
ایه اخر ای پیامبر اخطار کن هشدار بده من از شما میپرسم اقایان پیامبران هم مُنذِر هستند یعنی ترساننده هم مُبَشِّر هستند. یعنی مژده دهنده به نظر شما بیشتر کدوم بیشتر تبشیر یا بیشتر انذار؟ جفتش معلوم است امده کدام بیشتر بله اگر شمارش بکنیم انذار سه برابر تبشیر است این هم به خاطر آن لجبازی است یعنی میداند راه چیست میداند حق چیست پدر سوختگی میخواهد در بیاورد او را باید ترساند. این را باید به او گفت که اتش وجود دارد یک وقتی کسی نمیداند خب باید راه را نشان داد اگر متوجه نمیشود دفعه دوم دفعه سوم با بیان دیگر باقصه با نرمی اما یک کسی خودش را زده به ان راه نمخواهد قبول بکند. لذا هشدار انذار ترساندن در قران سه برابر تبشیر است یعنی این انسان اگر رهابشود درشهوات
غرق میشود میبیند غذای حرام خوشمزه است این پول چه کسی بود چند روز پیش اعدام شد هشدار لازم دارد. مردم از هشدار خوششان نمی اید یعنی مردم کسی درباره مرگ حرف میزند فرار میکنند میگوید اقا سید یک چیز بگو بخندیم. راجع به جهنم حرف بزند بالاخره آن هم لباس ما چند میلیون هوادار پیدا کند میگوید جهنم دروغ است. خدا مهربان است خدا رحیم است خود خدا میگوید در نعمت هایی که در سوره الرحمن میشمارد میگوید یکی از انها جهنم است. یعنی این هشدار اگر نباشد ادم نمیشود دنبال حرام خوری میرود. این را باید سرش داد زد باید هشدار داد باید ترساند از این مسیری که میروی دره وجود دارد نمیتوانی برگردی نه راه پیش خواهی داشت نه راه پس.
انبیا سه برابر تبشیر انذار داشتند میگفتند اِنّی اَخافُ عَلَیکُم من میترسانم شما را میترسم برشما از عَذابَ یَومِِ عَظیم عَذابَ یَومِِ مُحیط یک عذاب فراگیر یک عذاب جدی. چقدر پیامبر ما در احادیث این مسئله تخویف یعنی ترساندن به خاطر سرکشی انسان مستی انسان غرور انسان اقتضا میکند که هشدار بدهند. ایه اخر سوره طه هم هشدار است قُل تازه خدا به پیغمبر میفرماید این کار را بکن کُلُُ مُتِرَبِّص، تَرَبُّص یعنی انتظار همه ما و شما منتظر بمانیم تا ببینیم خدا امدادش را میفرستد شما را نابود میکند شما منتظر باشید تا ببینید ما به مشکل بر میخوریم همه منتظر باشیم فَتَرَبَّصوا منتظر باشید فَسَتَعلَمونَ مَن اَصحابُ الصِّراطِ السَّوِی وَ مَنِ اهتَدَی به زودی خواهید دانست چه کسی از رهروان راه درست است چه کسی هدایت یافته است و چه کسی گمراه است. اینطور نیست که همیشه نامشخص باشد معلوم خواهد شد حق پرستان درست میگویند این را خدا فرمود معلوم خواهد شد اهل باطل اشتباه میکردند نابود شدنی هستند هلاک شدنی هستند. خدا به پیامبرش میفرماید این هشدار را بده فطرت انسان اگر هم پاک باشد تحت تاثیر ان هشدار قرار میگیرد خدا رحمت کند سید بن طاووس را میفرماید حتی اگر یک دیوانه به شما بگوید عقرب توی جیبت رفت شما میدانید دیوانه است احتمال یک در هزار دارد که راست بگوید باز هم احتیاط میکنید نکند این عقرب بگزد مرا. این همه پیامبر گفتند قیامتی وجود دارد جهنمی وجود دارد اتش وجود دارد عذاب وجود دارد نباید احتیاط کنیم این هشدار برای این است از این ایه می اموزیم که بعثت انبیا برای اتمام حجت است چون روز قیامت کسی بستانکار نباشد از خدا. از این ایه می اموزیم تا قانون تشریح و ابلاغ نشود جریمه و کیفر عادلانه نیست. مثلا از فردا بگویند رفت و امد از کوچه های شش متری جریمه دارد یعنی جریمه کنند بعد ما به راهنمایی و رانندگی میگوییم کی شما اعلام کردید این حق را داریم اعتراض کنیم. پس اول باید قانون بیاید تشریح بشود ابلاغ بشود بعد جریمه معنا پیدامیکند این دلیل امدن پیامبران است این ایه به ما میفرماید تبلیغ دین واجب است خواه مردم بپذیرند یا لجاجت کنند مبلّغ باید کار خودش را انجام دهد در این اغتشاشات خواستند این تشکیلات تبلیغ دین را به تعطیلی کاری به عمامه نداشتن ازجهت اینکه چند متر پارچه است انها میخواستند این رابطه پیام رسانی را قطع کنند حالا امد مرا ترساند یا بدبین کرد مردم را. راجع به انبیا هم همین کار را میکردند میگفتند به حرفهای این اقا گوش نده یک کسی وارد مکه شد همان لب دروازه دید یک گونی پنبه کسی کنار خودش گذاشته و به هر کسی یک مشت پنبه میدهد میگوید این چیست میگوید بگذار توی گوشهایت واردشهر مکه شدی یک کسی است که تو را از راه به در میکند این اقا هم گوش کرد و داشت طواف میکرد خودش به خودش گفت تو دیوانه ای واقعا خب ببین این اقا چه میگوید پنبه ها را در اورد و رفت به حرفهای پیامبر گوش داد دید خیلی حرفهای قشنگی است منطقی عقلانی راجع به پیامبران این تبلیغات را میکردند تبلیغ دین واجب است خواه مردم بپذیرند خواه لجاجت کنند.
یک قصه ای را از اقای قائمی من برای شما نقل کردم یک دقیقه یک بار دیگر این قصه را بگویم مردم ابادان در دهه ی ۳۰ از ایت الله عظمی بروجردی خواستند یک عالمی را به ابادان اعزام کنند اقا هم یک عالمی را به نام ایت الله قائمی ابادان فرستاد ضد انقلابها و بی دینها گفتند این اخوند امده موی دماغ ما میشود و اذیت میکند یک کاری کنیم برود. گفتند چکار کنیم گفتند برایش شایعه درست میکنیم اول شایعه را از زن درست کردند گفتند شنیده اید لامروت سه تا زن دارد بعد گفتن سه تاچیه از کجاشنیدی هشت تا بعد هشت و شانزده تا و سی ودو تا همینطور رفتند تا سیصد چهارصد تا بعد دیدند نه این ول نمیکند. عالم مشغول تبلیغ خودش است رفتند سراغ مسائل مالی کارخانه دارد و چقدر پول دارد و بچه اش چیکار کرده بعد مسائل دیگر. یک بار اقای قائمی فراخوان داد اهالی ابادان مثلا ساعت دو بعد ازظهر در فلان میدان اجتماع کنید من یک حرفی دارم اینها هم گفتند آخ جون میخواهد خداحافظی کند. جمعیت زیادی امدند اقا پشت تریبون رفت اینطور صحبت کرداهالی ابادان اگر شنیدید قائمی سه تا یا هشت تا یا سی تا یا سیصد تا زن دارد بشنوید و باور کنید اگر شنیدید کارخانه و پول و مال و منال دارد بشنوید و باور کنید همه شایعات را گفت بشنوید و باور کنید اما اگر شنیدید خسته شده میخواهد برود بشنوید ولی باور نکنید. این کار پیغمبر است تمام شد. این ایه به ما میگوید پیروی از پیامبران کلید عزت است هرکس میخواهد که خار و ذلیل نشود باید دنبال انبیا را بگیرد. این ایه میفرماید گذشت زمان همه چیز را روشن خواهد کرد اینجا خداوند فرمود به زودی همه میدانید راه درست کار درست چه بود و چه کسانی در راه درست بودند اگر زنده باشیم از هفته اینده میخواهیم برویم سوره بعد از سوره طه در همین قران که میخوانیم سوره انبیا یک سوره فوق العاده پر پیام پر نکته ان شاءالله. خدایا شیرینی قران را به کام ما بچشان.

تفسیر آیه 132 سوره طه (نسل نمازگذار)

تربیت نسل نمازگزار و مراقبت از آن

نسل نمازگزار

سوره مبارکه طه ایه ۱۳۲، فرمانی است به پیامبر میفرماید وَامُر اَهلَکَ بِالصَّلاة ای پیامبر خانواده ات را به نماز فرمان بده وَاصطَبِر عَلَیها و بر این کار استقامت بورز.( نسل نمازگزار )

دانلود فایل صوتی (نسل نمازگزار)


اَللّهُمَّ صَلَّ عَلَی فاطمه بِنتِ نَبیِّک وَ زَوجَةِ وَلیِّک وَ امّّ السِّبطَین اَلحَسَنِ وَ الحُسَین الطُّهرَةِ الطاهِرة المُطَهَّرَة التَّقیَّةِ النَّقیَةِ الزَّکیَّة سَیِّدَةِ نِساءِ اَهلِ الجَنَّة صَلاةً لا یَغوی عَلَی اِحصائِها غَیرُک. درخانه ی خدا پس از اقامه نمازجماعت ایام سوگواری صدیقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله علیها سوره مبارکه طه ایه ۱۳۲. تقاضا میکنم به روان پاک شهیدان به ویژه سیده ی شهیده مظلومه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها صلواتی تقدیم بفرمایید.

فرمانی است به پیامبر میفرماید وَامُر اَهلَکَ بِالصَّلاة ای پیامبر خانواده ات را به نماز فرمان بده وَاصطَبِر عَلَیها و بر این کار استقامت بورز لا نَسئَلُکَ رِزقاً چیزی در جیب ما نمیرود خدا میفرماید نماز شما نفعی برای ما ندارد. نَحنُ نَرزُقُک بلکه ما به شما روزی میدهیم وَالعاقِبَةُ لِلتَّقوی عاقبت مال پاکی است مال متقین است. نکته بسیار مهم این ایه مسئولیت ما در قبال تربیت نسل اینده است. وَلَتُسئَلُنَّ یَومَئِذِِ عَنِ النَّعیم حتما حتما روز قیامت از نعمتها سوال خواهید شد. یکی از نعمتها همین بچه های ما هستند. خدا این نعمتها را در اختیار ما قرار داد. ایا توانستیم انها را درست تربیت کنیم؟ قصه ی این ایه این موضوع است.
یک نسل نمازگزار نسل عابد مشابه این ایه در سوره مبارکه مریم ایات ۵۴ و ۵۵ درباره حضرت اسماعیل علیه السلام امده. انجامیخوانیم که وَاذکُر فِیِ الکِتابِ اسمعیل ای پیامبر اسماعیل را یاد کن نباید این اسم فراموش شود اِنَّهُ کانَ صادِقُ الوَعد خیلی خوش وعده بوده است وَکانَ رَسولاً نَبیّاً او رسول بوده نبی بوده وَکانَ یَامُرُ اَهلَهُ بِالصلاةِ وَالزَكاةِ پیوسته خانواده اش را به نماز و زکات سفارش میکرد. وَ کانَ عِندَ رَبِّه مَرضِیاً به همین دلیل پیش خدا مورد پسند بود. یعنی پدر و مادری که پیوسته مراقب نماز بچه هاست در سوره مبارکه بقره میخوانیم که ابراهیم خلیل و یعقوب نبی وقتی میخواستند از دنیا بروند بچه هایشان را جمع کردند گفتند بچه ها جان ما از دنیا برویم شما چه خواهید کرد؟ این یعنی دلواپسی یعنی پیامبران هم دلواپس بودند وسواس های خَنّاس بیایند بچه هایشان را از راه به در کنند. بچه ها هم جواب دادند پدر جان ما همان خدای تو را خواهیم پرستید ما از این اعتقادات دست برنخواهیم داشت.
حالا این نشان میدهد دلواپسی بزرگترها را از پدر و مادرها میپرسیم بچه هایتان نماز میخوانند؟ میگویند اقا سید گوش نمیدهند به حرفم چند تا بچه داری؟ دوتا سه تا کجا هستند داخل خارج؟ تهران کرمان زاهدان؟ خبر داری میگویند بله پولی برایشان میفرستیم درس میخوانند خب پول میفرستید دستتان درد نکند از نمازشان هم خبرداری؟ میگویند نمیدانم اینجا که می ایند گاهی میخوانند گاهی نمیخوانند. نماز صبح نه سختشان است. سالم هستند بله سالم هستند مریض بشود برایش پول میفرستد میگوید برو پیش متخصص پیش دکتر عمومی نروید. اما برای نمازش نه سوز ندارد اشک ندارد دغدغه و دلواپسی ندارد. این برای ما یک عیب است یک نقص است. یعنی روز قیامت غیر از اینکه از دینداری ما روزه و نماز ما سوال خواهند کرد درباره دینداری بچه هایمان هم ما باید پاسخگو باشیم.
وَامُر اَهلَکَ پیامبرعزیز ما از خیابانی گذر میکرد شما شنیده اید نگاهش به بچه ها افتاد کی ۱۴۰۰ سال پیش و بعدفرمود وَیلُُ لِاولادِ اخَرُ الزمان وای بر بچه های اخرالزمان مَن ابائِهِم از دست پدرانشان. قیلَ یا رسولَ الله مِن ابائِهِمُ المُشرِکین منظورتان پدران مشرک انهاست قالَ لا مِن ابائِهِم مومِنین وای از دست پدران مسلمانشان. گفتند یارسول الله چگونه؟ فرمود فرائض این بچه ها را به انها یاد نمیدهند. دغدغه ندارند خود بچه هم میخواهد یک مسجد یا حسینیه ای برود و یاد بگیرد مانع میشوند. یعنی اقایان، اقایان را عرض میکنم در قیامت غیر از اینکه پرونده خودشان را باید جواب بدهند پرونده همسر و فرزندانشان را هم باید جواب بدهند. یعنی مثلا این اقا خودش یک نفر همسر هم دارد دوتا مثلا سه تا بچه هم دارد این اقا باید پنج تا پرونده را انجا جواب بدهد. خانم ها پرونده ی خودشان و بچه هایشان را باید جواب بدهند. همسرشان خب مرد است دیگر یعنی یکی کمتر یعنی یک مسئولیت فوق العاده مهم است در قران امده یک نسل هایی امدند نماز را خراب کردند. فَخَلَفَ مِن بَعدِهِم خَلفُُ اَضاعوا الصَّلاةَ ضایع کردند نماز را وَاتَّبَعوا الشَّهَوات دنبال شهوت رانی رفتند. اینها نسل های بعد از پیامبران بودند چهار نسل قبل پنج نسل قبل کار درست بود بعد خراب شد. به خاطر بی دقتی به خاطر بی مراقبتی و بی توجهی از هر چیز بچه درس و مشق و مدرک و درامد اینها سوال میکند از نمازش سوال نمیکند.
روایت دارد در کتاب شریف اصول کافی جلد پنج صفحه۳۶ اِنَّ امیرالمومنین علیه السلام کانَ اِذا حَضَرَ الحَرب اقا امیرالمومنین جنگ که پیش می امد یوصِی لِلمُسلِمین بِکَلِماتِِ با کلماتی رزمندگان را سفارش میفرمود فَیَقول میفرمود: تَعاهَدوا الصَّلاة متعهد باشید نسبت به نماز وَحافِظوا عَلَیها مراقب نمازهایتان باشید پاسداری کنید از نمازهایتان وَاستَکثِروا مِنها زیاد نماز بخوانید وَتَقَرَّبوا بِها با نماز به خدا نزدیک بشوید. بعدفرمود وَکانَ رَسولُ الله صلی الله علیه واله وسلم مُنصِباً لِنَفسِهِ بَعدَ البُشری لَهُ بِالجَنَّةِ مِن رَبِّه بعد از اینکه خدا مطمئن کرد پیغمبر را اهل بهشت هستی همچنان برای نماز خودش را به رنج می انداخت و این ایه را میخواند همین ایه ای که امشب میخوانیم فَقال وَامُر اَهلَکَ بِالصَّلاة وَاصطَبِر عَلَیها خانواده ات را به نماز فرمان بده.
امروز یک نفر محل کارم امده بود راجع به همین حجاب اجباری نماز اجباری داشت صحبت میکرد یک فرهنگی بود به من گفت اقا سید این ورزش واجب است؟ گفتم منظورتان چیست گفت در مدرسه ورزش برای دانش اموز واجب است بله خب واجب است نمره دارد ریاضی چی واجب است؟ بله ریاضی هم واجب است نباشد ان کارنامه معدل خراب میشود شاید مردود بشود دیکته چی واجب است؟ دیکته هم بله واجب است فارسی نگارش علوم گفت فقط این نماز مشکل کار است حجاب مشکل کار است یعنی شیطان با چه زبانی وارد میشود تا ما را منصرف کند. اقا نماز اجباری حاج اقا نه نماز اجباری که فایده ندارد با این تعبیر وارد میشود تا یک نسلی را از خدا دور کند. قران میفرماید کسی که نماز را از مردم بگیرد شیطان است یُریدُ الشَّیطان اَن یوقِع بَینَکُمُ العَداوَة وَالبَغضاءَ فِیِ الخَمرِ وَ المَیسِر وَ یَصُدَّکُم عَن ذِکرِ الله وَ اِقامَ الصلاة اسمش را نماز اجباری حجاب اجباری میگذارد. بعد هم این بچه را بی انگیزه میکند معلم و مدیر و ناظم را بی انگیزه میکند. نه ما تا حالا توجه نداشتیم بچه ها هر کس میخواهد نماز بخواند هرکس میخواهد خانه برود شما برای سلامت بچه ها همینطوری میگویید. بچه ها هرکس میخواهد ورزش کند هرکس میخواهدبرود. کلاس ریاضی هم همینطور میگویی هرکس میخواهد ریاضی بخواند هرکس میخواهدخانه برود.
به خدا رسید باید اینطوری بیان کنید یا نه در بین اینها محور واجبات اونی که بر من بنده واجب است بندگی است. اگر در این دنیا در ان دنیا سعادت میخواهم باید بندگی کنم. معلم این را باید به من یاد بدهد استاد دانشگاه این را باید به من یاد بدهد. جوان نماز خوان پیش بوعلی سینا میرفت دکتر نماز شب خوان فارغ التحصیل میشد. حالا جوان ما دیپلم مثلا دانشگاه کجا را بگوییم که حرف و حدیث در نیاید مثلا دانشگاه شهیدبهشتی دانشگاه تهران چون پیش بینی میکنید دکتر نماز شب خوان بیاید هشت سال ده سال درس بخواند یعنی اگر همان نمازی که دیپلم داشته ادامه بدهد ما میگیم بارک الله یک دکتر پیدا شده نماز میخواند این چه جور مشی است؟ که هر چه تحصیلات بالاتر برود باید از خدا دورتر بشود نماز را کسر شان بداند حجاب را کسر شان بداند. اصلا فاطمه زهرا به خاطر چی کشته شده؟ برای حراست از حدود الهی خداوند یک حدودی را یک قواعدی را یک قوانینی را مقرر کرد تا پیامبر از دنیارفت شیادان جمع شدند انها را سست بکنند قواعد را سست کنند دوباره برگردند به زمان جاهلیت.
فاطمه زهرا سلام الله علیها محکم به نماز چسبیده به حجاب به اطاعت از ولی شوخی هم ندارد کتک میخورد بچه اش را سقط میکنند باز یکی یکی میرود در خانه ها را میزند نتیجه دارد او دنبال وظیفه اش است نتیجه با خداست. یعنی با ان حالت رنجور یکی یکی در میزند شب باشد روز باشد میگوید بنای ما این بود مبانی ما در انقلاب اینها بود فَکانَ یَامُرُ بِها اَهلَهُ پیغمبر خانواده اش را به نماز سفارش میکرد و خودش را به سختی می انداخت یعنی مراقب بود. چطور ما مراقب سلامت بچه هستیم سه تا دکتر برده ای گلویش همچنان سرفه میکند میگوید باید بریم فوق تخصص کجا یک دکتری هست مثلا ویزتش چنده مدت طولانی نه باید بریم بچه ام است سلامتی اش برایم مهم است.
علی بن ابراهیم یک شخصیت شناخته شده است میگوید بعد از نزول این ایه همین ایه ای که ما امشب در مسجد میخوانیم هر روز پیغمبر می امد در خانه ی علی و فاطمه را میزد. حضرت علی کسی نیست که نمازش قضا شود حضرت فاطمه هم که عاشق نماز است دارد به ما یاد میدهد به من و شما میگوید اقا سه بار گفتم خب گوش نمیدهد. شش ماه پیغمبر هر روز در خانه ی علی را در خانه ی فاطمه را میزند تا به ما یاد بدهد فَاصطَبِر عَلَیها احتیاج به پیگیری دارد. در میزد بعد میفرمود السَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ الله وَ برَکاتُه فَیَقول اهل خانه یعنی امیرالمومنین حضرت فاطمه زهرا و بچه ها وَالحَسَن وَالحسین میگفتند وَ عَلَیکَ السَّلام یا رسولَ الله وَ رحمةُ الله وَ برَکاتُهُ بعد پیغمبر دو لنگه ی در را میگرفت و میفرمود الصَّلاة الصَّلاة یَرحَمَکُمُ الله رحمت خدا نماز خیلی مهم است حاشیه ای نه جنبی نه جزئی نه موضوع مهمی است.
عیسی بنِ عبدالله قمّی میگوید خدمت امام صادق علیه السلام رسیدم وقتی مرخص میشدم از خانه بیرون بیایم امام دوباره مرا صدا زد و فرمود خداوند در قران این را میفرماید وَامُر اَهلَکَ بِالصَّلاة وَاصطَبِر عَلَیها خانواده ات را به نماز سفارش کن و بر این کار شکیبایی بورز ای عیسی تو از اهل ما هستی. یک نفر است فرزند امام صادق هم نیست چطور پیغمبر فرمود السَلمانُ مِنّا اَهلَ البَیت اینجا هم به این راوی میفرماید تو از اهل بیت ما هستی مراقب نمازهایت باش. یعنی امام زمان حتما ما را دوست دارد اگر یک توفیقی پیش بیاید دیدار امام زمان برای ما یکی از حرفهایی که امام زمان با ما خواهد زد همین ایه است. مراقب نمازت باش.
شما این قصه را شنیده اید مردی با پسرش خدمت اقا امام رضا علیه السلام رسید حضرت پرسیدند این پسرکیست گفت پسرم است اورده ام شما را ببیند چندساله است امام رضا پرسیدند گفت هشت ساله است. امام رضا فرمود نماز میخواند از نظر ما اصلا سوال غلط است بچه هشت ساله را نباید بپرسند پسر کی باید نماز بخواند مثلا سیزده چهارده پانزده و شانزده ساله و.. امام رضا بچه هشت ساله را یعنی اگر ما موفق بشویم به دیدار امام زمان این سوال را ازما خواهد پرسید این اقا دید به امام رضا که نمیتواند دروغ بگوید به ما شاید بتواند دروغ بگوید به امام رضا که نمیتواند دروغ بگوید گفت گاهی میخواند امام دو زانو نشست چندبار فرمود سبحان الله سبحان الله پسر هشت ساله شیعه گاهی نماز میخواند این ایه تکلیف ما را خیلی سخت میکند.
یک مردی خدمت امام صادق علیه السلام رسید گفت با خانواده ام حرف بزنم یعنی اقا با خانمش ما اینجا چند بار بحث کردیم زن و شوهر باید بنشینند و اختلاط کنند حرف بزنند از اعتکاف در مسجدالنبی ثوابش بیشتر است. امام فرمود: بله بعد حضرت دو ایه را برای ان اقا خواند خداوند میفرماید یا اَیُّها الَّذینَ امَنوا قوا اَنفُسِکُم وَ اَهلیکُم ناراً ای کسانی که ایمان اورده اید خودتان و خانواده خود را از اتش نجات بدهید. و این ایه را وَامُر اَهلَکَ بِالصَّلاة وَاصطَبِرعَلَیها. اقا و مولای من و شما امیرالمومنین علیه السلام پسری دارد به نام محمد نام مادرش حنفیه نوشته اند این پسر دوازده ساله سیزده ساله یعنی به ظن ما هنوز به تکلیف نرسیده یک روزی دست پسر را گرفت اورد کنار آب فرمود عزیزم اینطوری وضو بگیر در این حدیثی که به ما رسیده احکام وضو نیست اداب وضو است فرمود عزیزم حالا من از شما میخواهم یک خواهش کنم شاید قبلا هم این خواهش را کردم امشب که من از شما خداحافظی کنم دوشنبه شب اینجا برنامه است سه شب به مناسبت شهادت حضرت فاطمه زهرا. اولین شبی که ما امدیم از شما خواهم پرسید مثلا پنج روز وقت دارید خواهش میکنم یک وضوی اینطوری تا ان روز برای من بگیرید برای خدا نه برای من یک وضویی که الان توضیح میدهم.
فرمود:
  • پسرم نگاهت که به آب افتاد از نعمت آب تشکر کن دویست جا در قران صحبت آب شده است. الان هم که همه ی دنیا گرفتار هستند ما هم خیلی گرفتار هستیم همینجا دعا کنیم خدایا به مظلومیت فاطمه زهرا به گناهان ما به بدیهای ما نگاه نکن باران رحمتت را بر این سرزمین نازل بفرما. این اول
  • دو پسرم قبل از وضو دستهایت را تا مچ بشور و بگو خدایا مرا از پاکیزه ها و از توبه کنندگان قرار بده. ترسیدم عربی اش را بگویم شما قاطی کنید بعد هم قولتان را بزنید زیرش همین فارسی یعنی هم پاکی ظاهر هم پاکی باطن خدایا مرا از پاکیزه ها و از توبه کنندگان قراربده.
  • سه پسرم صورتت را که میشویی بگو خدایا مرا از روسفیدان در قیامت قرار بده از روسیاهان قرار نده این هم در قران هست.
  • چهارم پسرم دست راستت را میشویی بگو خدایا کارنامه ام را به دست راستم بده.
  • پنجم پسرم دست چپت را میشویی بگو خدایا کارنامه ام را به دست چپم نده.
  • ششم وقتی سرت را مسح میکشی بگو خدایا سر تا پا مرا غرق در رحمتت کن.
  • هفتم پاهایت را مسح میکشی بگو خدایا قدمهایم را بر پل صراط ملغزان.

ما به این میگوییم تربیت عبادی یعنی پدر وقت گذاشته بچه اش را کنار اب اورده و تربیت میکند یکبار دیگر تکرار کنیم ببینیم یادتان مانده یا نه.

پنج روز دیگر معلوم نیست یادتان بماند یانه. امیرالمومنین علیه السلام پسری دارد به نام محمد دوازده سیزده ساله بوده با ان هشت ساله قاطی نکنید. یک روز کنار اب اورد فرمود پسرم اینطوری وضو بگیر اول وقتی نگاهت به اب افتاد از نعمت آب غیر از اینکه صرفه جویی میکنید تشکر کنید. ما الان از اب تشکر نمیکنیم دوم قبل از وضو دستهایت را تا مچ بشور و بگو خدایا مرا از پاکیزه ها و توبه کنندگان قرار بده تا حالا دوتا چیز گفتیم. صورتت را میشویی و میگویی خدایا روز قیامت مرا از روسفیدان قرار بده از روسیاهان قرار نده چون هر دو در قران امده است. دست راستت را میشویی بگو خدایا کارنامه ی عملم را به دست راستم بده وَ اَمّا مَن اوتیَ کِتابَهُ بِیَمیِنِه فَیَقول هاؤُمُ اقرَءُوا کِتابِیَهُ چه خبر است قیامت کسی که پرونده اش را دست راستش میدهند همه را صدا میزنند میگویند بیایید این کارنامه را بخوانید نمرات مرا چقدر درخشان است. پسرم وقتی دست چپت را میشویی بگو خدایا کارنامه ام را به دست چپم نده که انها پشیمانند بدبختند. منادی ندا میدهد خُذوهُ این مجرم را دستگیر کنید فَغُلّوهُ دستبند به دستش بزنید ثُمَ الجَحیمَ صَلُّوهُ پرتش کنید در جهنم. من نگاه کردم چرا در وضوهایمان گریه نمیکنیم امامان ما وقتی وضو میگرفتند گریه میکردند چون به فکر قیامت بودند. تا حالا پنج تا چیز شد. ششم وقتی سرت را مسح میکشی بگو خدایا سر تا پا مرا غرق در رحمتت کن و وقتی پاهایت را مسح میکشی بگو خدایا قدمهایم را بر آن پلی که از شمشیر تیز تر و از مو باریکتر است ملغزان. انهایی که اعلام امادگی میکنند تا چهار پنج روز دیگر یک همچین وضویی بگیرند صلواتی بفرستید.

من در بعضی خانه ها دیدم که تایپ شده خوشکل به آینه ی سرویس بهداشتی انجا که میخواهند وضو بگیرند نگاه میکنند ارام ارام حفظ میکنند عربی اش هم ثواب بیشتر دارد. اَنَّ النَّبی صلَّی الله علیه وآله وسلم دیگه از این اسانتر که من گفتم کسی برای شما نخواهد گفت اخلاق پیغمبر این بوده اِذا نَزَلَ بِاَهلِهِ شِدَّةُُ یک مسئله ای برای خانواده اش پیش می امد مثلا مریضی یا غصه یا حادثه اَمَرَهُم بِالصَّلاة دستور میداد بروند و وضو بگیرند و نماز بخوانند. ثُمَّ قَرَاَ بعد پیغمبر این ایه را خواند یعنی چیزهایی که امشب ما گفتیم. از حدیث همه ان در تفسیر امده وَامُر اَهلَکَ بِالصَّلاة وَاصطَبِر عَلَیها.

امام سجاد علیه السلام فرمود من چون در اسلام پنج تا نماز داریم نمازهای ظهر و عصر بهتر است که جدا خوانده شود نماز مغرب وعشاء هم جدا باشد در پنج وعده ولی پیغمبر اجازه داده در سفر یا حذر ما با هم بخوانیم. امام زین العابدین علیه السلام فرمود من میگویم بچه هایم نماز مغرب و عشاء را با هم بخوانند چون اگر با فاصله بخوانند ممکن است خوابشان ببرد قضا بشود. این خاطره را هم بگویم و با لبخند مسجد را ترک کنید. شب یلدا از نگاه حدیث نگاه کنیم امامان ما اشاره کردند به شبهای طولانی زمستانی فرمودند حسن استفاده را کنید در این شب ها نمازشب بخوانید. حالا ببینیم تهرانی ها گوش میدهند به این حرف یا نه. و اما یک لطیفه پایان صحبت من این لطیفه باشد حتما شنیده اید یک اقایی امد نزد یک مشاوری حالا نمیدانم روحانی بوده یا غیر روحانی گفت مشکل من این است اقای مشاور این خانم من نماز نمیخواند چه کنم؟ اقای مشاور هم گفت خانم ها اگر میخواهی حرف تو را گوش بدهد محبت کن محبت خیلی کارگشاست. گفت به خدا خیلی محبت کردم انواع و اقسام محبتها هدیه خریدم نه نمیخواند گفت خب خانم ها خیلی مسافرت دوست دارند یک سفری او را ببر به خراسان به مازندران به ترکیه مالزی حالا هر چه وسعت میرسد گفت همه اینجاها را هم برده ام همچنان نماز نمیخواند. گفت خب طلا چی گفت طلا هم خریدم نه نمیخواند گفت گاهی وقتها مثلا رو ترش کن اخماتو از از این ابزار استفاده کن. گفت اخه حرف حسابش چیه که نمیخواند میگوید تو بخوان تا من بخوانم ببینید وَاصطَبِر عَلَیها ای پیغمبر خودت باید پای کار بایستی نماز خودت مهمترین کار آن است.

حکایت این است که یک پدر سیگاری به بچه اش بگوید سیگار نکش درست در نمی اید ان گام اول نماز خود من است عاشقانه و عارفانه باشد اگاهانه باشد دلی باشد موج نور ان نماز منتشر میشود. حرفهای زیادی میخواستیم بزنیم زمان به پایان رسید خدایا ما را به خودمان وا مگذار. آنهایی که ما را نمازخوان کردند بر سفره احسانت مهمان کن خدایا بچه های ما را خوبتر از ما تربیت بفرما.

تفسیر آیه 130 سوره طه

صبر در برابر جنگ رسانه ای علیه مسلمانانآیه 130 طه

 

نوزده بار در قرآن کلمه “اصبر” آمده یعنی بایست مقاومت کن. هجده بار آن خطاب به پیامبر اسلام است، بیشتر هم راجع به کینه توزی رسانه ای و تبلیغاتی دشمن است. یک کاری که در زمان همه انبیا میکردند جنگ رسانه ای بود، از جنگ با شمشیر موثرتر و تلخ تر. دارویی که خدا به پیغمبرش داده توسل و توجه، یاد خدا و نماز است.


اللهم کن لولیک الحجه ابن الحسن صلواتک علیه و علی ابائه وفی هذه الساعه و فی کل ساعه ولیا وحافظا، وقاعدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا و تمتعه فیها طویلا در خانه خدا پس از اقامه نماز جماعت برسفره قران کریم سوره طه نشسته ایم از خداوند میخواهیم این عبادت ها را این گفت و شنودها را مایه خیر و رشد و نور و به دور از هر آفت و آسیبی تقدیر بفرماید. تمنا میکنم به روان پاک شهیدان صلواتی تقدیم بفرمایید. مطلع شدیم که مداح باسلیقه محبوب با عقیده اهل بیت که دراین مسجد هم زیاد انجام وظیفه کرده است جناب اقای فراهانی به رحمت خدا رفته است. به روح و روانش ان شاءالله مهمان سالارشهیدان باشد صلواتی تقدیم بفرمایید.
حرفی که امشب میخواهیم بزنیم این است شیرین ترین کار این دنیا کار انبیاست. یعنی تربیت و تعلیم به انسانها، هدایت انسانها و رشد دادن انسانها است. پیامهای افریدگار را دریافت کند و به بندگان ابلاغ کند. کاری از این شیرین تر نیست. اما این کار یک کار شیرین سخت است چرا؟ چون پیامبران با بندگان خدا روبرو بودند پیامهایشان عقلانی عاطفی وجدانی بود مردم استقبال میکردند اما موانعی بر سر راه انبیا بوده کم کم سه مانع بوده است. یک قدرتمندان با قدرتشان، دو ثروتمندان باسرمایه خودشان، سه منافقان با تزویر وحیله گریشان اینها مقابل جبهه انبیا می ایستادند چرا؟ چون منافعشان به خطر می افتاد عیاشی شان به انزوا کشیده میشد. لذا کار انبیا یک کار شیرین سخت بود. چند جور کار میکردند یکیش جنگ بود که امشب راجع به جنگ نمیخواهم صحبت کنم. یعنی لشکر کشی میکردند و میکشتند و تخریب میکردند. و در زمان همه ی انبیا هم بوده که از ما بپرسند میگوییم مهمترین ضربه ای که زدند این است نه از ان مهمتر هم داریم. یک کاردیگری در زمان همه انبیا میکردند و ان جنگ رسانه ای بود. از جنگ با شمشیر موثرتر و تلخ تر بود.
اخرین پیامبر خدا پیامبر ماست فرمود: پیامبری به اندازه من اذیت نشد. بخشی از این اذیت ها به خاطر جنگ هاست. اما بخش بزرگی به خاطر تبلیغات دشمن به خاطر حرفهایی که دشمن میزد بود. مثلا پیامبر عزیز ما مثل همه پیامبران راستگوترین انسانهابوده به پیغمبر میگفتند کذاب کاذب یعنی دروغگو کذاب یعنی خیلی دروغگو. یک معنایش یعنی کسی که دروغهای بزرگ میگوید انوقت به پیغمبر ما میگفتند کذاب. یهودی ها نقشه میریختند صبح یک جمعی از یهودی ها می امدند نزد پیامبر اسلام می اوردند این در سوره ال عمران امده عصر از اسلام با نقشه دست برمیداشتند. چرا لعلهم یرجعون با این نقشه که شاید مسلمانان دست از اسلام بردارند. شما حساب کنید صد نفر یهودی ساعت هشت صبح نزد پیامبر امدند و مسلمان شدند. ساعت چهار بعد از ظهر دست از اسلام کشیدند. مسلمانان به همدیگر نگاه میکنند عجب ما فکر میکردیم دین ما یک معارف بلند دارد نه معلوم است حرفی نداشته اگرحرفی میداشت یهودی ها یک روز هم طاقت نیاوردند این یک کار رسانه ای است.
یک کسی شاید شما اسمش را نشنیده باشید ابوعامر شما که معمولا جوان هستید حافظه تان قد میدهد ان شاءالله که تا هفته بعد در حافظه تان باشد. ابوعامر نصرانی بوده و از کسانی است که مسیحی ها را به امدن پیامبر اسلام بشارت میداده. اما وقتی پیامبر ما به مدینه امد مقابلش ایستاد. و به جای اینکه مسلمان بشود به مکه رفت و با مشرکان همدست شد. او از کسانی است که در نقشه و طرح برنامه جنگ احد خیلی سهم دارد. بعد ازجنگ احد به اروپا فرار کرد. اونوقتها روم میگفتند با قیصر روم رفت. رئیس جمهور فرانسه کیست که ان دختر با او عکس گرفته، انوقت هرقل بوده با او عکس گرفت چه کسی ابوعامر یعنی یک دانشمند مسیحی با هرقل عکس گرفته بعد نامه ای به عبدالله بن اُبَی نوشت خواهش میکنم این اسم راهم حفظ کنید دیگر بیش از این امشب نمیگویم همین دو اسم را حفظ کنید. عبدالله بن ابی مثل ابی نوشته میشود رهبر منافقین بوده از روم یعنی اروپا به مدینه نامه نوشت که من یک لشکری را اماده میکنم و به سمت شما می ایم. شما در این فاصله یک کاری انجام دهید ان کار این باشد یک مسجد بسازید‌. عبدالله بن اُبی پیش پیامبر امد یا رسوالله ما میدانیم مسجد قبا هست ولی بعضی ارتروز دارند گردنشان زانویشان درد میکند نمیتوانند یا گاهی باران می اید شما اجازه بدهید یک مسجدهم مابسازیم.
پیغمبر فرمودند ایرادی ندارد یا رسول الله خواهش ما این است هر وقت ساخته شد شما برای افتتاح بیایید فرمود من الان جبهه میروم تبوک میروم وقتی برگشتم اینکار را میکنم. در این فاصله میدانید انها وقتی پول باشد دلار باشد اصلا هفت یا ده ساله طول نمیکشد یک ماهه مسجد میسازد که اصلا ادم هوس میکند در غیر ساعت نماز هم آنجا برود. ماشاءالله چه گلدسته ای چه گنبدی چه فرش هایی وضوخانه که میروی اصلا ادم نمیخواهد بیرون بیاید همچین مسجدی است. زمستان یک جور تابستان جوردیگر است پول از کجا امده است از روم. بارک الله رومی ها اینقدر مسجد دوست دارند این است که تا مغز استخوان ادم را میسوزاند. مسجد را ساختند و پیامبر هم از جبهه برگشت.
یا رسول الله وقت رفتن شما در جریان هستید فرمودید برگردم مسجد را افتتاح میکنم الان مسجد اماده است. شما قیچی را دست بگیرید و ان روبان را قیچی بزنید. اینجاست که جبرئیل از اسمان امد ما که پیغمبر نیستیم که جبرئیل به کمکمان بیاید. معلوم میشود کار ما از کار پیغمبر سخت تر است. پیغمبر را جبرئیل کمکش میکرد. جبرئیل به پیغمبرما دستور داد همین الان این مسجد را خراب کنید اتش بزن محلش را زمینش را محل نگهداری زباله ها کنید. حیف این کاشی ها و فرش هاست حیف این چوبها ست چوبش از کجای افریقا امده نمیدانم نجارش از فرانسه امده. این کار رسانه ای است رسانه الان ما بخواهیم به هزار سال قبل ترجمه کنیم پایگاه رسانه ای مسلمانان مسجد بوده است. یک مسجد رقیب برای مسجد قبا با پول خارجی با پول بیگانه والذین اتخذو مسجدا یک کسانی هستندکه انتخاب کردند مسجدی را ضرارا، ضرار یعنی ضرر رسانی. به عمد یک وقتی من می ایم رد شوم دستم به لیوان میخورد میشکند این اسمش ضرر است. اما یک وقتی مخصوصا به دیوار میزنم این میشود ضرار ضرر رساندن به عمد.
مسجد برای خدمت نساخته اند برای ضرر ساخته اند و کفرا مسجد برای دعوت به دین است. انها مسجدی ساخته اند برای بی دین کردن و تفریقا بین المومنین مسجد جای اتحاد و انسجام است انها مسجدی ساخته اند مسلمانان را گروه گروه کنند دسته دسته کنند. وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرَارًا وَكُفْرًا وَتَفْرِيقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنِينَ وَإِرْصَادًا لِمَنْ حَارَبَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ ۚ وَلَيَحْلِفُنَّ إِنْ أَرَدْنَا إِلَّا الْحُسْنَىٰ ۖ وَاللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ. امروزی بخواهیم بگوییم یعنی یک مسجدی برای دورهمی ضدانقلاب ها ارصاد یعنی کمین گاه اینها ایه قران است حارب الله یعنی کسی که با خدا جنگ داره و رسوله با رسول جنگ دارد مِن قبل یعنی قبل از این دو ماه یا دوسال قبل از این انها با خدا و رسول جنگ داشتند. الان مرکز قرارشان یک مسجد است خیلی سخت است. یعنی کار را بر پیغمبر سخت میکند پیامبر عزیز ما صلی الله علیه و علی آله و سلم جبهه رفته اند. غنائمی به دست امد. شایعه درست میکنند اقا فهمیدی چه شد بیشتر غنائم را خود پیغمبر برای خودش برداشته. در قران است این دیگر جنگ با شمشیر نیست جنگ با خبر است. خبر را بخواهید یکی یکی از ذهن ادمها پاک کنید مگر میشود.
پیغمبر مسافرت رفته یا جنگ در آن مسافرت همسرش هم همراهش بود کسانی همسر پیامبر را مثلا پیاده یا سوار میشدند انها پیاده و سوار میکردند با یک تاخیری همسر پیامبر به ان کاروان پیوست. ناگهان میبینی یک خبری همگانی میشود اقا فهمیدی همسر پیامبر با یک اقایی دیده شده اینها در قران است. یعنی وقتی ما این چندماه گذشته را با این اخبار تلخ میبینیم گاهی میگوییم در تاریخ سابقه نداشته ولی قران میگوید سابقه دارد. برای خراب کردن پیغمبر گاهی می کشند ولی وقتی میبینند کشتند و به نتیجه نمیرسد این گونه ورود پیدا میکنند. در جنگ احد در یکی از کارهای مهمی که دشمنان انبیا میکردند بی احترامی به رهبر چون رهبر به واسطه ملت با خداست انها اگر خرابش کنند همه کار خراب شده است.
مثلا ادمهای ساده لوح را ضعیف الایمان را انگولک میکردند پشت درخانه پیامبر بروند پیامبر را با اسم کوچک صدا بزنند. انها خودشان هم متوجه نمیشدند که چرا این کار را میکنند یا مثلا این کلمات را ما رویمان نمیشود قران را ترجمه کنیم مثلا به پیغمبر میگفتند دیوانه. بارها در قران امده است الان معمولا گوینده ها هم اینها را نمیگویند. به پیغمبر ساحر میگفتند یعنی جادوگر. میگفتند کاهن به پیغمبر میگفتند کذاب کاذب هم نه کذاب یعنی دروغگو. یعنی لبه تیز حملات خبری و رسانه ای شخص رهبر است. در جنگ احد سر زبان ها انداختند قُتِل محمد صلی الله علیه واله وسلم حالا پیغمبر گرفتارشده بود در یک کمینی که همان نصرانی ابوعامر کمینی که پیغمبر در جنگ احد که انجا صورتش اسیب دیده برای آن نصرانی است تا خبر کشته شدن پیغمبر سر زبان ها افتاد. همه فرار کردند مدینه امدند خانم ها به رزمنده ها گفتند جنگ چه شد؟ گفتند پیغمبر کشته شد خانم ها هم حرفهای تندی به مردهایشان زدند که بالای منبر نمیشود بیان کرد. کمترین ان بیشعور بود. حالا پیغمبر کشته شده اسلام و دین که هست از جاهایی که خانم ها درخشیدند یکی در جنگ احد هست انصافا کلام بانوان اینقدر تاثیر داشت که همه ی فراری ها به جبهه برگشتند و عذرخواهی کردند. خدا هم به پیغمبر فرمود عذرخواهی انها را قبول کن.
پیامبر کار شیرینی دارد ماموریت شیرینی دارد ولی این موانع کام انسان را تلخ میکند. نوزده بار در قران این کلمه امده است اصبر یعنی صبرکن. هجده بار آن خطاب به پیامبر اسلام است. که ای پیامبر حوصله کن اصبر یعنی هفت یا هشت معنا دارد. یک معنای ان این است که حوصله کن صبوری کن یک معنای ان یعنی ایستادگی کن محکم ایستادگی کن دلت نلرزد. الان گاهی مثلا بعضی از دوستان میگویند حاج اقا بعضی دلها لرزان شده این قصه مال الان نیست یعنی وقتی سه جبهه قدرتمندان ثروتمندان و منافقان دست به دست هم میدهند یکی پول وسط میگذارد یکی از قدرت خود استفاده میکند یکی هم نیرنگ میزند حیله میکند از این هجده بار تعدا زیادش این است اصبر علی مایقولون، نه اصبر علی مایفعلون. صبر کن در برابر کارهای انها نه، صبر کن در برابر حرفهای انها.
ما امروز به رسانه ترجمه میکنیم بی بی سی چه میکند ان رسانه ای که عربستان به پا کرده است چه میکند اسرائیل و امریکا چه میکند. بیش از بمب روی این قسمت سرمایه گذاری کرده است. اینقدر که سینه ی انسان بزرگی مثل پیامبر تحت فشار قرار میگیرد که خدا به پیغمبرش میفرماید لایضیق صدرک سینه ات تنگ نشود. یعنی چه یعنی تحملش خیلی سخت است نه تحمل نیزه و شمشیر تحمل یک خبر یک شایعه این خیلی تلخ است. به کجا ببریم حالا ان هجده ایه را من میخواهم تندتند بخوانم هر کدام ان یک نکته دارد.
اولین ایه سوال این است صبر از کجا بیاورم؟ میفرماید اصبر و ماصبرک الّا بالله همین صبوری را در پرتو ایمان از خود خدا بگیر. چون ادم کم می اورد. حتما در بین شما هستند کسانی که در دوران دفاع مقدس گاهی کار خیلی سخت میشد تقریبا یک نوع ناامیدی بر لشکر حاکم میشد الان که خاطرات شهدا نوشته شده غالبا با توسل بوده. میدیدند با این اسباب و علل مادی دیگر کاری ساخته نیست توسل به حضرت زهرا سلام الله علیها میکردند. شهید برنسی از مشهد که اقا هم نام ایشان را چند بار برده است میگوید داشتیم میرفتیم از میدان مین که شب قبل بچه ها رفته بودند شناسایی کرده بودند معلوم شد در فاصله روزی که انها میخواستند جلو بروند انها میدان مین را نقشه اش را تغییر دادند حالا در تاریکی چیکار بکنیم او به سجده رفته توسل پیدا کرده سرش را بلند کرده و گفته مثلا هفده قدم مستقیم بروید و چند قدم به سمت راست بروید. یعنی گاهی در جبهه در همین عملیات بیت المقدس نمیدانیم خدا میخواهد چه ازمایشی بکند یکی از ناظرین من بودم آن گردانی که ما بودیم از حدود سیصدنفر پنجاه وهفت نفر ماندند. از سه طرف هم محاصره بودیم این جنگ نظامی است جنگ رسانه ای هم همینطور است به رگبار میبندد.

در یک شبانه روز یک خبر را بی بی سی هزار بار تکرار میکند کجا تکذیب بکنیم چه کسی باور میکند اصلا. این صبر را از کجا بیاورم؟ میفرماید اصبر و ما صبرک الّا بالله. همین صبوری را هم از خود خدا بگیر او منشاء ارامش است. و لاتحزن علیهم غصه نخور. معلوم است پیغمبر غصه میخورده فرد ساده مثل ما نیست که بگوییم اقا چه کنیم ماضعیف هستیم غصه میخوریم پیغمبر غصه میخورده.

وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ ۚ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ: از توطئه ها و نقشه های انها سینه ات تنگ نشود ان الله مع الذین التَقَوا خدا پشتیبان پرهیزکاران است والذین هم محسنون خداوند پشتیبان نیکوکاران است. انهایی که کارشان درست است پشیتبان دارند سوره نحل ایه ۱۲۷ بود که خواندیم.

سوره یونس ایه ۱۰۹ میفرماید منتظر پیغام های دیگر خدا باش. صبر کن و منتظرباش واتبع ما یوحی الیک از وحی که به تو شده تبعیت کن واصبر صبوری کن حتی یحکم الله وهو خیر الحاکمین. تا خدا فرمان جدیدی بفرستد و او بهترین داوران است. سوره هود ایه ۱۱۵ میفرماید به پاداش فکر کن چون صبوری انگیزه لازم دارد. واصبر فان الله لا یضیع اجرالمحسنین انها که در کربلا ایستادگی کردند هفتاد نفر مقابل سی هزار نفر چه اجری در پیشگاه خدا دارند.

ان خانم ها که در خیمه ها بودند، آن بچه ها که صبر کردند چه پاداشی خدا برای انها در نظر گرفته. سوره کهف ایه ۲۸ میفرماید با همین مستضعفین بساز به زرق و برق زندگیهای اونوری ها به برج ها به ماشین ها نمیخواهد خودت را ببازی خیلی آیه عجیبی است همین ایه ای که الان داریم میخوانیم. اهنگش همین است در سوره طه با این ایه خیلی شبیه است.

وَاصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ۖ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ تُرِيدُ زِينَةَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَلَا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِكْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَكَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا: باهمین بیچاره ها پابرهنه ها با همین ضعفا که صبح و شب مسجد می ایند با اینها کنار بیا  نمیخواهد دلت به سمت دارایی های انها باشد. چقدر انجا دلار هست چقدر پول و بودجه دارند اینها باعث میشود خودش را ببازد. این مال الان است؟ نه، حساب کنید پیغمبر ما صلی الله علیه و اله وسلم دخترش را میخواست عروس کند جهیزیه ای که خریدند اینقدر کم بود که پیغمبر گریه کرد. ممکن است بعضی ها بگویند انوقتها همه جا همینطور بوده نه همه جا اینطور نبوده است. ما در همین مسجد گفتیم یکی از خواستگاران حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها پیشنهاد مهریه اش ده هزار سکه طلا بوده سکه طلا یعنی یک مثقال. الان یک مثقال حدود پنج میلیون تومان است. ده هزار پنج میلیون تومن حضرت فاطمه قبول نکردند یعنی ما اشتباه نکنیم بگوییم در قدیم اینطور چیزها نبوده.

سوره ص ایه ۱۷ اصْبِرْ عَلَىٰ مَا يَقُولُونَ وَاذْكُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الْأَيْدِ ۖ إِنَّهُ أَوَّابٌ: این حرف هایی که میزنند حوصله کن، صبرکن به حرف هایی که میزنند نه به کارهایی که میکنند معلوم است روحیه را از ادم میگیرد. میخواهی روحیه بگیری از داود یاد کن داود از پیامبرانی است که به پادشاهی رسیده ولی گذشته سختی داشته. همینطور ناگهان بگویند که بیا این تاج پادشاهی اقای داود کجا نشسته بیا سرت بگذار نه. دادود ۱۳ ساله بوده جبهه بوده داود تاریخچه قشنگی دارد به پیغمبر اسلام میفرماید داود را نگاه کن انه اوّاب. اوّاب یعنی کسی که با خدا راز و نیاز دارد تضرع میکند اشک میریزد. به دنبالش ایاتی است که میفرماید ما یک کاری کردیم که کوهها با داود همنوا شدند صبح ها عصرها پرنده ها وَالطَّيْرَ مَحْشُورَةً ۖ كُلٌّ لَهُ أَوَّابٌ، پرنده ها با داود همنوا شدند. بعد وشددنا ملکه حکومت او را ما محکم کردیم. و اتیناه الحکمه و فصل الخطاب.

سوره طور ایه ۴۸ وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَإِنَّكَ بِأَعْيُنِنَا ۖ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ حِينَ تَقُومُ: پای مکتب بایست تو در محضر ما هستی. ما خدا هستیم تو را میبینیم. دیگه چکار کنم وسبح بحمد ربک حین تقوم و من الیل فسبحه وادبارا النجوم وقتی بلند میشوی تسبیح بگو. امامان ما این ایات را به نمازهای پنجگانه تفسیر کردند. صبح ظهر عصر مغرب و شب نماز بخوان یعنی این روحیه را که الان اسیب دیده با نماز ترمیم کن. هم در نمازت خدا را به خوبی ثنا میگویی هم خودت روحیه میگیری.

سوره مزمل ایه ۱۱ واصبر علی مایقولون باز راجع به سخنان انهاست. یعنی سخنان زهراگین میگفتند ایشان حکومت میخواهد قدرت میخواهد دروغ میگوید. پیامبر عزیز ما صلی الله علیه واله وسلم در حفر خندق یک جایی بود صخره ای بود نمیشد. خواهش کردند پیامبر تشریف اوردند با کلنگ چندضربه زدند از اصابت هر کلنگی برقی میجهید فریاد الله اکبر پیامبر بلند میشد. همه فهمیدند خبری است از اسمان پیغامی امده دور پیامبر جمع شدند. یا رسول الله خبری است فرمودن بله درپرتو جرقه اول کاخ های قیصر روم را دیدم یعنی اسلام تا ان دور دست ها پیش خواهد رفت. در پرتو جرقه دوم کاخ های پادشاه ایران را دیدم و در پرتو جرقه سوم و چهارم کاخ های یمن و هیره و کجا و کجا را دیدم همه داشتند امیدوار میشدند چند دقیقه نگذشته قصه برعکس شد. منافقین از همین خبر اسمانی شروع کردند به درست کردن جوک مسخره کردند.

قران میفرماید کیفری خدا دردناکتر از کیفری که برای مسخره کنندگان در نظر دارد پیش بینی نکرده. مثلا گفتند قربون شکل ماهت همین مدینه را سفت نگه دار دیگه دانمارک و المان و نمیدونم امریکا و این شیخ ها نمیدانند دانمارک چند کیلومتر مربع است. به طعنه زدن شروع کردند یعنی یک خبری که داشت موج مینداخت همه را قوت میبخشید نمیخواهند. شاید ده بار در قران باشد که منافقین سبکشان این است که تا مسلمین تا به یک موفقیت چشمگیری دست پیدا میکنند ان را کوچک نمایی میکنند. تا یک حادثه تلخی پیش می اید بزرگ نمایی میکنند مخصوصا در سوره توبه. یعنی اصلا نمیگذارند اقا در همین اخرین سخنرانی فرمودند در همین دو سه ماهه پیشرفت هایی که ما داشتیم اصلا نگذاشتند تلخ کردند که خبرش را مردم بشنوند در حوزه های مختلف این مال الان است؟ نه، ایات قران مال زمان پیامبر است بارها و بارها اصلا همین پیروزی بدر همه ما میدانیم افتخار امیز است. منافقین گفتند اتفاقی بوده همین را سر زبان ها انداختند اتفاق بوده. یعنی چی یعنی با برنامه ما پیروز نشدیم این همینطور تصادفا چیزی رخ داده است مسخره میکردند.

سوره مزمل اصبر علی مایقولون میفرماید ای پیامبر به من واگذارشان کن وذرنی والمکذبین اولی النعمه؛ اولی النعمه یعنی سرمایه دارها انهایی که میگفتند پیغمبر دروغ میگوید مکذب یعنی میگفتند پیغمبر، پیغمبر نیست تکذیب میکردند. اولی النعمه یعنی خیلی پول هم داشتند این سرمایه دارانی را که تو را تکذیب میکنند انها را به من بسپار. خدا میفرماید ومهلهم قلیلا کمی دیگر فرصت بده سوره هود ایه ۴۹ میفرماید به عاقبت فکر کن فاصبر ان العاقبه للمتقین. من فرمانروای عالمم من خدا هستم جوری این تاریخ را تنظیم کردم که پایان کار به دست متقین خواهد افتاد.

سه ایه دیگر هم در حد ترجمه عرض کنم سوره روم ایه ۶۰، فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ ۖ وَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَا يُوقِنُونَ: نکند بی دین ها کوچکت کنند ای عزیز من رسول من حالا معنا دارد یعنی انها میخواستند پیامبر را کوچک کنند خفیف کنند وعده ی من راست است تردید نکنی.

سوره غافر ایه ۵۵ فاصبر ان وعدالله حق واستغفر لذنبک وسبح بحمد ربک بالعشی والابکار وعده خداحق است برای گناهت استغفار کن مگر پیغمبر گناه میکند؟ جوابش را دو یا سه جلسه قبل دادیم کلمه گناه برای پیامبران به معنای ترک اولی است. پیامدهای کارهایی که پیامبر مثلا حقش بود در این زمان انجام دهد با یک جلو عقب کردن پیامد اینها را خدا رفع و رجوع میکند. باز دوباره توصیه میکند به تسبیح به حمدگفتن صبح ها عصر یاد خدا.

و اخرین ایه سوره غافر ایه ۷۷ فَٱصۡبِرۡ إِنَّ وَعۡدَ ٱللَّهِ حَقّٞۚ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعۡضَ ٱلَّذِي نَعِدُهُمۡ أَوۡ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيۡنَا يُرۡجَعُونَ  وعده خدا حق است  بازگشت همه به سوی من است اینها مبانی اعتقادی ماست. بحث امشب تمام شد بحث که تمام نشده زمان ما تمام شد. نوزده بار در قران اصبر امده یعنی بایست مقاومت کن هجده بار ان خطاب به پیامبر اسلام است بیشتر هم راجع به کینه توزی رسانه ای و تبلیغاتی دشمن است دارویی که خدا به پیغمبرش داده توسل توجه یاد خدا نماز از ان نیروگاه بی نهایت عالم کمک بگیر ما مراقبت هستیم خدایا به حق پیامبرت ما را به خودمان وامگذار.

تفسیر آیات 129-127 سوره طه

فراموشی و اسراف، آیات 129-127 سوره طه

آیات 127-129 طه

بر اساس آیات قران یکی از بیماریهایی که ما مبتلا میشویم بیماری فراموشی است. انسان مهمترین موضوعاتی که در سرنوشت او دخالت دارد را هم فراموش میکند. در آیه 127 سوره طه به موضوع اسراف اشاره شده. در فرهنگ قران اسراف به معنای زیاد مصرف کردن نیست به معنای غلط مصرف کردن است.


بسم الله الرحمن الرحیم

در خانه خدا پس از اقامه نماز جماعت یک وقت فوق العاده ارزشمند بر سفره قران کریم آیاتی از سوره مبارکه طاها تمنا میکنم به روان تابناک پیامبر عظیم الشأن اسلام و اهل بیت پاکش صلواتی هدیه بفرمایید. بر اساس آیات قران یکی از بیماریهایی که ما مبتلا میشویم بیماری فراموشی است. انسان به قول امروزی ها استراتژیک ترین موضوعات را فراموش میکند. مهمترین موضوعاتی که در سرنوشت او دخالت دارد همان ها را هم فراموش میکند.
خلقت خود را: نسی خلقه، یادش میرود چقدر ناتوان بود یک ذره بود یک ذره. چند میلیون از آنها سر یک سوزن جا میشد لم یکن شیئا مذکورا قابل گفت نبود. یک آب بد شکل بدبو حالا یک مقداری رفته بدنسازی به همه جا مشت میزنه شهردار منطقه نه شهردار ناحیه شده قیافه میگیره. چند تا کتاب خوانده باد به غبغب میندازه من فوق لیسانسم چه خبره یک مقداری صادرات واردات چه میدونم دلار اینها رو نمیشناسه خودش را نمیدونه کیه. مولا امیرالمومنین فرمود عجبت للمتکبر اوله نطفه آخره جیفه. این اولین چیزی که انسانها فراموش میکنند خلقت خودشان.
خدا را فراموش میکنند: اونی که همه ی هستی از اوست یادش میرود این جهان آفریدگار دارد مرا یک کسی آفریده که در همین آیات سوره طه خداوند خطاب میکند به بعضی تو فراموش کردی ما هم تو را فراموش میکنیم. البته فراموشی در خدا به معنای فراموشی در ما نیست خدا فراموش میکند یعنی او را به حال خودش رها میکند.
سومین چیزی که انسان فراموش میکند خودش است: ارزش خودش تنسون أنفسکم. آی آدمها یادتان میرود کی هستید خودتان را با چهار پایان قاطی میکنید. در حدیثی امام معصوم فرمود هرکس میخواهد قیمت خودش را بداند چند است ببیند حاضر است برای چند دروغ بگوید. من یک وقتی در دنیای تنهایی با خودم شروع کردم حرف زدن حاضرم ببینم برای چند دروغ بگم به خودم گفتم حاجی برای ده هزار تومن نه ده هزار تومن که پولی نیست برای صدهزار تومن چی نه برای یک میلیون بعید میدانم برای ده میلیون یک دروغ ده میلیون سود داشته باشه ده میلیون باید فکر کنم برای صدمیلیون چی به هر عددی رسیدیم اون قیمت ماست. خیلی حدیث خطرناکی است من گاهی این مثال را میزنم فرض کنید الان این انگشتری که دست من هست مثلا ده میلیارد قیمتش هست فرض میکنیم یک زلزله ای آمده منم در آن حادثه زلزله بودم اون ساختمانها زیر و رو شده ولی نمردم زنده هستم حافظه ام را از دست دادم یک کسی میاد و من را دلداری میدهد. آقا خوب میشی بالاخره این حوادث هست و بعد نگاهش میفته به انگشترم به من میگوید این انگشتر را میفروشی میگم قابل نداره میگه از تعارف به دور میفروشی؟ منم یادم رفته انگشتره چقدر می ارزد میگم آره میفروشم. چند حاجی آقا میگم پنجاه هزار تومن یعنی فاجعه ای که به دنبال فراموش کردن خود پیش می آید ارزان فروشی است. حاضر میشود موجودی که به همه دنیا می ارزد از خورشید گرانتر.
امیرالمومنین می فرماید شما از خورشید گرانترید الان از ژاپنی ها بپرسید یک نیروگاهی که به اندازه خورشید حرارت بدهد شما محاسباتتون چقدر پولش میشود اول اینکه نمیتوانند چنین کاری بکنند حالافرض کنیم پولش چقدر میشود یک نیروگاهی به اندازه خورشید. آقا فرمود ای انسان تو از خورشید گرانتری انسان اگر فراموش کرد کیست آن فاجعه تلخ یعنی ارزان میفروشد خودش را. پس تا حالا سه تا چیز را گفتیم خلقت خودش را فراموش میکند خدای خودش را فراموش میکند ارزش خودش را فراموش میکند.
آیات خدا را فراموش میکند: این دنیا پر است از آیات خدا نشانه های خدا. صدها چراغ دارد و بیراهه میرود این ستاره این باد این باران این برگ درخت این گنجشک حالا آیات خدا در قران تعبیرش این است نسوا آیات ربه آدمها فراموش میکنند آیات پروردگارشان را. یا منظور همین آیات کتاب خداست یا منظور همین آیات در هستی است. دیگه چی را فراموش میکند؟
انسان تذکرات را فراموش میکند: همین پریروز یکی مرا کنار کشید و نصیحتم کرد یادم میرود. نسوا حظا مماذکروا یک کسی تذکری بهش داده دو روز بعد یادش میرود.
ششمین چیزی که انسان فراموش میکند روز حساب: نسوا یوم الحساب یادش میرود یک روز حسابی هست نتیجه این میشود که گناه میکند سرکشی میکند ظلم میکند. حالا سوال بالاخره هر مرضی یک درمانگاهی دارد یک دکتری دارد این مرض فراموشی فراموشی خود فراموشی خلقت خود فراموشی آفریدگار خود فراموشی نصیحت نصیحت گران فراموشی امکاناتی که خدا دراختیار ما قرار داده و فراموشی جهان آخرت. دواش چی هست؟ دیروز سالروز درگذشت علامه طباطبایی بود یک صلواتی به روح و روان این مفسر بفرستید علامه طباطبایی مفسر بزرگ قران میفرماید دوای نسیان ذکر است. بعد توضیح میدهد ذکر به دو معنا هست:
  1. به یاد افتادن
  2. به یاد بودن
مثلا قران میفرماید اذکروا الله به نظر شما چطور معنا کنیم معنا کنیم به یاد خدا بیفتید یا به یاد خدا باشید شما نظرتون چیه؟ علامه طباطبایی چه میفرماید، میفرماید به هر دو معنا برای آدمهای ضعیفی مثل سید جواد بهشتی همان ذکر به معنای به یاد افتادن همان هم خیلی خوبه. یه وقتی آدم بیدار بشه به یاد بیفته حالا برای افراد درجه یک به معنای به یاد بودن یعنی میخواهد بخابد یاد خدا هست میخاد غذا بخوره یاد خدا هست میخاد سر کسب و کاسبی بره یاد خدا هست ورزش میخواهد بکند یاد خدا هست. استاد عزیز بنده حاج آقا قرائتی برای اینکه فهم بشود این موضوع این مثال را میزند. ایشان میگویند ما گاهی به اتفاق خانواده مثلا برای یک روز جمعه می خواهم از شهر برویم برای تفریح یک مقدار خوردنی و چه میدونم سیب زمینی و نان و ترشی و این چیزها را بر میداریم یک مقداری که از شهر دور شدیم جاده ها یه جاهایی دارند به نام پارکینگ بچه ها میگن بابا گشنمون هست اگر میخواستیم اینطوری بشینیم و به هم نگاه کنیم که خونه هم بود. پدر میزنه تو پارکینگ همانجا یک سفره ای پهن میکنند و زیر درخت یا کنار چشمه آب دوباره جاده خودشون را میروند یکی دو ساعت که میگذره دوباره بچه ها میگن پاهامون خوابش برده پدر جون خسته شدیم. میزنه تو پارکینگ آقای قرائتی اینطور مثال میزند. مسلمانی بعضی از ما اینطوره یک مسیری داریم در زندگی کاری به خدا و اسلام و اینا ندارد. ازصبح می آییم مشغول کار میشویم حالا یکی آهنگره یکی جوشکار یکی راننده تاکسی یکی معلمه برای خودشان برنامه دارند تا صدای موذن بلند میشود میگه برو تو پارکینگ میاد یه چهار رکعت نماز میخونه دوباره از مسجد میاد بیرون.
چطور کسب درآمد کنم چطور با مردم باشم چطور خانواده داری کنم کاری نداره به اسلام تا صدای موذن بلند میشود برو تو پارکینگ. یعنی مسلمانی بعضی چندتا چند دقیقه است به عنوان پارکینگ جاده جاده اسلام نیست جاده را خودش تنظیم کرده اما بعضی یک راهی را انتخاب کردند آن راه خداست. یعنی غذا خوردن کسب و کار همسر داری تفریحات معاشرت همشون رو نگاه میکنی خدا چگونه گفته.
این دومی ذکر به معنای به یاد بودن است اولی بزن تو پارکینگ ذکر به معنای به یاد افتادن علامه طباطبایی میفرماید هر دو خوب است بهتر از آدمای غافل است. که یه حدیث داریم که مردم خوابند وقتی میمیرند بیدار میشوند مردم خوابند إذا ماتوا انتبهوا وقتی مردن تازه بیدار میشود. ما برای یک ماموریتی آمده بودیم چی شد پس بیماری چی شد نسیان دواش چی شد ذکر. ذکر هم دو جور است مثل این داروهایی که در داروخانه ها هست گاهی نوع ضعیفش هست گاهی نه نوع درجه یک.
خب ذکر چی هست فرمودند بهترین ذکر قران است. بارها خودش را به عنوان ذکر معرفی کرده است یعنی به خوانندگانش میفرماید اگر مرا بخوانید من شما را به یاد قیمتتون می اندازم. من شما را به یاد خدا می اندازم من شما را به یاد گذشته می اندازم من شما را به یاد آینده می اندازم من شما را به یاد نصیحت نصیحتگران می اندازم. ذکر یعنی قران بعضی گفتند ذکر یعنی نماز صبح نماز ظهر نماز عصر نماز مغرب و عشا نماز واجب نماز مستحب اینها یعنی یادت نره کی هستی یادت نره برای چی آمدی یادت نره کجا میری. دیگه ذکر چی هست دوست خوب حدیث داریم با یه کسی دوست بشوید جالسوا من یذکرکم الله. روایته همین اندازه نگاهت بهش میفته بیدار بشی یاد خدا بیفتی. میگه من یه رفیق دارم خیلی قیمتی هست میپرسیم از شما چطور رفیقی هست میگه هر وقت دیدمش یاد خدا می افتم یه درسی به من میده یا من را از بدی باز می دارد. رفیق خوب دیگر چی یکی از چیزهایی که همین ماده ذکر در آن است تاریخ گذشته است. تاریخ گذشته بیدار کننده است که در آن آیاتی که امشب میخواهیم بخوانیم آمده است با این مقدمه وارد آیات میشویم. آیاتی که هفته قبل خواندیم این آیات بود وقتی یک کسانی میخواهند محشور شوند نابینا محشور میشوند بعد اعتراض میکنند قال رب لم حشرتنی أعمی پرودگارا چرا مرا کور محشور کردی؟ وقد کنت بصیرا من در دنیا میدیدم چشم داشتم. قال خداوند میفرماید کذلک أتتک آیاتنا فنسیتها. آیه های ما برای تو آمد تو فراموش کردی. وکذلک الیوم تنسی نتیجه این میشود که امروز تو باید به فراموشی سپرده شوی در دنیا فراموش کردی در آخرت فراموش میشوی.
آیه ای که امشب میخواهیم بخوانیم این آیه است آیه ۱۲۷ سوره طه. وَكَذَٰلِكَ نَجْزِي مَنْ أَسْرَفَ وَلَمْ يُؤْمِنْ بِآيَاتِ رَبِّهِ ۚ وَلَعَذَابُ الْآخِرَةِ أَشَدُّ وَأَبْقَىٰ: ما اینگونه مجازات میکنیم کسانی را که اسراف کردند کلمه اسراف یک کلمه آشنایی است برای ما. من خودمم در همین هفته رفتم دنبالش الان تا ما میگوییم اسراف یعنی چی زیاده روی مثلا اسراف در آب یعنی خیلی مصرف نکن به اندازه مصرف کن. در فرهنگ قران این معنا درسته یک معنای دیگر هم دارد یک وقتی میگوییم بی رویه به کار بردن. یک وقتی میگوییم غلط به کار بردن یعنی یک عضوی را خدا داده به ما به نام چشم اگر با این چشم به نامحرم نگاه کنیم زیاد هم نه کم قران به این میگوید اسراف. دامن برای ما قرار داده اگر ناپاک دامنی کنیم قران به این کار میگوید اسراف.قران به عمل قوم لوط که به جای اینکه راه خدا را بروند یعنی ازدواج رفتند دنبال هم جنس بازی میفرمایند آنها اسراف کردند این طور جاها اسراف به معنای زیاد مصرف کردن نیست به معنای اینکه غلط مصرف کردند.
مثل اینکه حالا من اینطور مثال میزنم یک خودنویسی یک نفر به شما هدیه داده خب هدیه رو باید درست به کار ببریم. درست بکار بردنش یعنی حرف خوب بنویسیم باخط خوب بنویسیم درش را ببندیم که جوهرش خشک نشود. حالا اگر بیام و این خودنویس را روی دیوارهای آجری وسنگی فشار بدهیم وسرش بشکند بعد هم غش غش بخندیم. یا یک دوچرخه ای کسی هدیه داده این بالای بلندی کوه مثلا دوچرخه را پرت کنیم پایین و بعدش هم بخندیم عجب صدایی داد. به کار بردن نعمتی که برای منظوری به ما داده شده است در غیر از آن مسیر میشود اسراف یا بیش از اندازه بی رویه خرج کنیم مصرف کنیم میشود اسراف.
وکذلک نجزی من أسرف یعنی ما اینگونه مجازات میکنیم مسرفین را. آیه قبل چی بود این بود که خدا را فراموش کرده آیات خدا را فراموش کرده چطور معنا کنیم معنای دوم یعنی خدا عقل بهش داد از این عقل استفاده نکرد. فطرت بهش داد از این فطرت استفاده نکرد. قران براش فرستاد آیه براش فرستاد نه ده تا نه صد تا شش هزار آیه آیات بینات روشنگر. اگر کسی از این امکان استفاده نکند یا بد استفاده کند یعنی مسخره کند. آقا قران یک کتاب قدیمیه الان دانشمندان آلمانی این را میگویند حقوقدانان فرانسوی این را میگویند در کانادا یک کسی پیدا شده این اسراف است اسراف یعنی کاربرد غلط. امکانی را خدا برای ما ایجاد کرده یا از آن امکان استفاده نکنیم یا بی رویه استفاده کنیم یا غلط استفاده کنیم به اینها میگیم اسراف اینها اسراف کردند.
ولم یومن بآیات ربه به آیات پروردگارش ایمان نیاورد خب ولعذاب الاخرة أشد و أبقی آدمهایی که خدا را فراموش میکنند در همین دنیا سیلی میخورند آیه اش را هم خواندیم. ومن أعرض عن ذکری فإن له معیشة ضنکا در زندگیش پیچ میفته گرفتار میشه پریشان میشه این مال دنیا. اما عذاب آخرت أشد یعنی سخت تره أبقی یعنی طول میکشد بیش از عذاب دنیایی.
آیه بعد: أَفَلَمْ يَهْدِ لَهُمْ كَمْ أَهْلَكْنَا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ يَمْشُونَ فِي مَسَاكِنِهِمْ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِأُولِي النُّهَىٰ، آیا کافی نیست تاریخ گذشته را این آدمها بروند و بخوانند قرون جمع قرن است. الان من از شما بپرسم قرن یعنی چی جواب میدهید که صد سال یا هشتاد سال این معنا درسته یک معنا دیگه هم دارد در قران قرون به معنای آدمهایی که در قرن زندگی میکردند. یعنی امتهای قبل ملتهای قبل آیا این آدمها که آیات خدا را فراموش کردند کافی نیست بروند و تاریخ گذشته را بخوانند. یمشون فی مساکنهم در خانه همان ها زندگی میکنند. الان خانه ای که ما زندگی میکنیم خانه کیست چه میدونم ما رفتیم بنگاه و از یک کسی خریدیم بعضی ها هم میدانند مثلا میگه این خونه زاهدی است این خونه هویداست. این نمیدونم خونه فلان کس است بعضی ها در همچین خونه هایی بعید میدونم در این مسجد باشند البته هستند حالا بعضی ها راه میروند در همان خانه در همان شهر زندگی میکند یادش میره شاه کی بود فرح کی بود اشرف کی بود این همان بیماری فراموشی است.
آیا کافی نیست این بعضی ها را من دیدم این تاریخ گذشته را خونشون که میری در قفسه نوشته مثلا یک کتابی مادر فرح نوشته برای خاندان پهلوی. احسنت شما هم تاریخ میخونی؟ میگه حاج آقا من برای عکساش خریدم. به به برای عکساش خریده تاریخ را میخواند برای سرگرمی میگه من این تاریخ گذاشتم کنار متکام همینطوری میخوانم تا خوابم ببرد. نه تاریخ باید خواب را از سرت بپراند تاریخ بیدارگر است. آیا کافی نیست یعنی تاریخ خودش یادآوره مذکّره. یکی از مصادیق ذکر تاریخ گذشته است. نگاه کنید کاخ ها کیا در آن رفت وآمد میکردند. در این ساختمانها چه جنایاتی چه تصمیماتی.
إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِأُولِي النُّهَىٰ در قران کریم برای عاقل چند تا کلمه به کار رفته است یکیش همین عاقل است. عاقل از ریشه عقال یعنی افسار میاد حیوانی که چموش هست بخواهند کنترلش بکنند افسار میزنند. انسان هم بخواهد خودش را کنترل کند یک دستگاهی خدا در وجودش قرار داده به نام عقل. یعنی مدیریت میکند خودش را این یک کلمه. یک کلمه دیگه اولی الالباب یعنی آنهایی که مغز دارند خردمندان. یک کلمه دیگر که در قران هست به معنای عاقل ها هست اولی النهی. ترجمه های قران را نگاه کنید ترجمه کرده عاقل ها نهی مگر همان نهی نیست چه ربطی داره نهی به معنای عاقل اینطوری میگن ربطش این است که عاقل ها نسبت به نهی هایی که خدا فرموده این کار نکن پیغمبر فرموده این کار نکن توقف میکنند. عقل بهشون میگه این کار بد را انجام نده لذا این کلمه را برایشان بکار برده است. إن فی ذلک لآیات لاولی النهی یعنی خرمندان اینها را به عنوان آیات میبینند تاریخ گذشته را آدمهایی که آمدند و رفتند و چه جنایاتی انجام دادند. این تاریخ را میخواند برای بیداری برای هوشیاری.
پیغمبر فرمود: أغفَلُ الناسِ مَن لَم يَتَّعِظْ بِتَغَيُّرِ الدنيا مِن حالٍ إلى حالٍ. غافلترین مردم کسی است که این فراز و نشیب تاریخ را جامعه را دقت نمیکند کیا بودند چقدر وقت بودند چی شد رفتند بعد از آنها چه کسانی آمدند این حکمرانانی که آمدند و رفتند بخوانیم تاریخشان را. تاریخ بهترین معلم صادقترین واعظ که هر کس عبرت نگیرد شایسته توبیخ است. از تاریخ استفاده کنیم من یک وقتی بررسی کردم از شش هزار آیه قران سه هزار آیه قران تاریخ است. یعنی آدمهایی شبیه ما بودند تلخی ها شیرینی ها پیروزی ها شکستها تجربه ها به جا گذاشتند. بعد خدا به پیغمبرش میفرماید بخوان تاریخ گذشته را برای امتت این به درد میخورد. از این آیه میفهمیم علم و اطلاع به تنهایی کافی نیست. آقا من بلدم تاریخ ایران را از ساسانیان و اشکانیان و اینا را همه رو بلدم نه دانستن تاریخ نه، عبرت گرفتن از تاریخ لازم است. دانستنش معلم تاریخ هم میخاد حقوق بگیره مجبوره همونا را به دانش آموزان یاد بدهد. این آیه به ما میفهماند مناطق مخروبه و ویران شده برای هر صاحب عقلی مایه اندیشه است. خب ما عتبات که خدا قسمت میکند گاهی میرویم بخاطر شرایط عراق کم شده مدائن هم برویم که قبر سلمان فارسی اونجا برویم. میدان مدائن خراب شده ولی میگه وایستا همین خرابه را نگاه کن راجبش فکر کن.
الان شما به شهر شام میروی از هر مرد شامی در دمشق بپرسید که معاویه چند تا کاخ داشته کاخ سفید کاخ سرخ کو کاخهای او جواب ندارند. به تاریخ مراجعه میکنیم میگه خود عباسیان خود امویان به خاطر اینکه در آینده مفتضح نشوند کاخهای معاویه را با دستهای خودشون خراب کردند که اصلا ناظر نداشته باشد گردشگر نداشته باشد. الان شما در شام بپرسید قبر یزید کجاست همه به هم نگاه میکنند یزید خب یزید کسی بوده که عربده میکشید قبرش کجاست؟ حالا اون که در تاریخ آمده است معلوم نیست در بیابانها گرگها خورده یعنی مخفیش کردند اصلا نگذاشتن مایه عبرت شود. قران راجع به فرعون این را می فرماید خیلی از فرعونیان غرق شدند و کسی جسد آنها را ولی خود فرعون را خداوند نعشش را آورد در ساحل روی شن ها همه ببینند. بعد هم مومیایی کردند و در آن مقبره ها تا همین الان هم فکر میکنم باشد.
این آیه به ما میگوید گردشگری از دیدگاه قران متفاوت است با گردشگری که الان در دنیا وجود دارد. الان گردشگران برای چی گردش میکنند یکی برای سیاحت است بشکن میزنند و میبینند و وسطش گشنه میشوند نوشابه میخورند و کافی شاپ میروند و چه میدونم بعد پیتزا میخورند و حالا برم بقیه شو ببینم برای خوشمزگی تو سر کله هم میزنند یا به لحاظ زیبا شناختی این کاشی مثلا چه جور معرقه یا رنگش چه جور تهیه شده یا به لحاظ فنی. با عبرت کسی نگاه نمیکنه خب ما چندین بار همین کاخهای شاه ایران را رفتیم یه مهمانی به ما رسیده بود برای چندمین بار رفتیم آنجا بعد من نگاه کردم آدمهایی که الان مثلا کاخ سعد آباد میان ببینن با یک دید جامعه شناسی نگاه کردم اینا همش مسخره بازی در میارن. اول که بعضی میگن که این دیگه چیزی نیست از این بهترش را بله یعنی یک نفر حرف از عبرت نمیزنه اینا کی بودن چی کردن در زمان خودشان تا مغز استخوان مظلومان را سوزاندن. کی بودن اینها نه گردشگری ما همین الانم یعنی آقای ضرغامی هست دیگه آقای ضرغامی دعوت کنیم در این مسجد خب آقای ضرغامی خدا قوت خسته نباشی شما در چه حال هستی؟ حال ما پیش بینی میکنیم اولین چیزی که بگه بله ما برای جذب گردشگر این کارا رو کردیم و گردشگرا اگر دو برابر بشوند آنقدر دلار وارد میشود و چقدر برای مملکت خوبه. میفرماید ویرانه ها رو نگاه میکنید شما الان در همان شهرها زندگی میکنید. در کنار همان ساختمانها أولم یهد یعنی کافی نیست که شما بیدار بشوید.
با یک نوع نگاه خاصی قران میفرماید نگاه کنید در بازید از آثار باستانی به جنبه تفریحی و هنری و فنی اکتفا نکنید نه اینکه اینا بد باشد نه بد نیست و این آیه رو هم ترجمه مختصر بکنیم. وَلَوْلَا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَكَانَ لِزَامًا وَأَجَلٌ مُسَمًّى یک سوال در طول تاریخ بوده الانم هست این سوال این است حزب اللهی ها این سوال را میپرسن از خدا هم میپرسن بعضی وقتها هم آه میکشند. خدا چرا به جباران به ستمکاران به ظالمان وقت میدی؟ خب ریشه آنها را بکن. میفرماید بر اساس حکمت سنت خدا این است که فرصت بده.
اون آخرای جنگ یک کسی آمد به من گفت این منبرهایی که تو میری حقه؟ بعد چند تا تیکه پروند به ما شما آخوندا دنبال مثلا دنبال کسب در آمد و این چیزها هستید بعد گفت اگر این حرفها حق است پس چرا خدا این صدام رو ذلیلش نمیکنه؟ یک وقتهایی بود که خیلی سخت شده بود کار بر ملت ایران. گفتم والا در هر دوره ای این سوال هست. برو دوره امام حسین علیه السلام من که خدا نیستم من یک اطلاعاتی دارم یک ذره هم نمیشه. بهش گفتم خداست احاطه دارد او یزید را نگهش داشته این معاویه را نگه داشته. ترامپ را نگه داشته دوباره ثبت نام کرده امروز آقای ما که فرمود که دیوانست بعد آقا فرمودند همه دنیا او را به عنوان دیوانه دوباره این آمریکایی ها مثل اینکه میخواهند اثبات کنند هویت خودشان را. چرا خدا اینها را نابود نمیکند میفرماید سنت خدا این است یک چیزی را لازم میداند عمر یک کسی را طولانی میکند رفاه یک کسی را طولانی بکند تا هر کاری میخواهد بتازد تا بقیه امتحان بشوند. حالا پیامبر عزیز ما چه گناهی کرده که با این آدمها سر و کله میزده و برای اینکه آرام کند خودش را چه باید بکند، پروردگارا با این ابوجهل با این ابولهب با این ابوسفیان با این منافقین که خدا هم اراده کرده به آنها عمر بده چه کند.
در آیه بعد خواهیم گفت صبر کند و از ذکر خدا کمک بگیرد. توضیحش باشد هفته آینده اگر زنده باشیم. خدایا به مقام محمد وآل محمد عاقبت همه ما را ختم بخیر بفرما. شیرینی فهم قران را به کام ما بچشان. همه کسانی که ما را با قران آشنا کردند بر سفره پیامبر مهمان بفرما. به روان پاک شهیدان و روح بلند حضرت امام خمینی صلوات بفرستید.

تفسیر آیات ۱۲۴ تا ۱۲۶ سوره طه

رویگردانی از یاد خدا (آیات ۱۲۴ تا ۱۲۶ سوره طه)

توضیحی درباره آیات ۱۲۴ تا۱۲۶ از سوره مبارکه طه. آیه ۱۲۴ از سوره طه این را میفرماید: وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ هرکس از یاد خدا رو بگرداند یک سیلی در دنیا میخورد یک سیلی در آخرت.


بسم الله الرحمن الرحیم

الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی در خانه ی خدا بعد از اقامه نماز جماعت توضیحی درباره ایات ۱۲۴ تا۱۲۶ از سوره مبارکه طه از خداوند میخواهیم به همه ما توفیق خواندن قران فهمیدن قران عمل کردن به قران تاثیر پذیرفتن از قران و شفاعت قران در روز محشر را مرحمت بفرماید. تمنا میکنم به روان تابناک پیامبر عظیم الشان اسلام و اهل بیت پاکش صلواتی تقدیم بفرمایید. قران کریم میفرماید شیطان کمر بسته تا انسان را از یاد خدا غافل کند. یرید الشیطان یعنی هدف او هست یرید الشیطان یعنی شیطان میخواهد این کارو کنید یکی بین شما تفرقه ایجاد کند و دوم و یصدّکم عن ذکرالله و اقامه الصلاه فهل انتم منتهون ایا بیدار میشوید؟ شیطان بخواهد بازار مسجد و نماز و دعا و خداخوانی و مناجات را تعطیل کند تا بتواند به شهوات برسد.
ایه ۱۲۴ از سوره طه این را میفرماید: وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِكْرِي فَإِنَّ لَهُ مَعِيشَةً ضَنْكًا وَنَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَعْمَىٰ خداوند میفرماید هرکس از یاد من رو بگرداند یه سیلی در دنیا میخورد یک سیلی در اخرت. سیلی دنیا را در جلسه قبل گفتیم معیشت ضنک یعنی کارش تاب میخورد. حرص میخورد مضطرب و نا ارام است خلقش تنگ است گره به کارش میفتد. اگر پشت کند به خدا رو بگرداند از خدا معیشت تنگ معیشت سخت ممکن است دارایی هم داشته باشد کارخانه، خانه دارد ولی وقتی باهاش صحبت میکنیم میبینیم نا ارام است خودکشی میکند از مردم فاصله میگیرد این مال دنیاست. امشب درباره سیلی اخرت میخواهم بگویم اگر کسی از یاد خدا رو بگرداند در اخرت چه میشود و نحشره یوم القیامه اعمی. روز قیامت ما که خدا هستیم او را نابینا محشور میکنیم. قال او میگوید ربّ پروردگارا لِمَ حشرتنی اعمی وقد کنت بصیرا من در دنیا میدیدم چرا مرا الان نابینا محشور کردی؟ کور محشور کردی خداوند میفرماید در دنیا تو از ما روگرداندی حالا اینجا ما از تو رو میگردانیم.
کلمه کور و نابینا که در ایات قران به کار رفته موارد کمی به معنای کوری جسمی است بیشترین مواردی که در قران کوری و نابینایی به کار رفته منظور چشم دل است. یعنی خداوند یک ابزاری به ما انسانها داده که میتوانیم حقایق را ببینیم اما اگاهانه چشم به روی حقایق میپوشانیم چشمهایمان را میبندیم این میشود کوری معنوی کوری فرهنگی. حتی کسانی از اصحاب امامان ما حتی در زمان پیامبر حضرت مؤذنی داشت که نابینا بود. خیلی محبوب بود حدیث میفرماید که فقدالبصیره اهون من فقدالبصر یعنی نداشتن بصیرت از نداشتن چشم خیلی بدتر است. ادم که چشم ندارد ان هم نعمت بزرگی است که خدا به او داده ولی چقدر بودند دانشمندان بزرگی که نابینا بودند در علوم مختلف ولی پیشرفت کردند. این نابینایی که قران میفرماید نابینایی درونی نابینایی معنوی نابینایی فرهنگی است و این موضوع مهمی است که خیلی ها ان بینش را ندارند.
خیلی ها هم اگاهانه ان بینش را کنار میگذارند خیلی ایه عجیبی است این سه ایه ای که امشب میخوانیم و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا ذکر هم ترجمه میکنند یاد خدا. بعضی از مفسرین گفته اند ذکر یعنی قران یعنی هرکس قران را کنار بگذارد بدبخت خواهد شد. قران ذکر خدا ست. بارها در خود قران، قران با این نام امده انا نزلنا الذکر و انا له لحافظون. ممکن است معنای ایه این باشد ونحشرهُ یوم القیامه اعمی و در روز قیامت ما او را نابینا محشور میکنیم. قال ربّ لِمَ حشرتنی اعمی یک نویسنده ی مصری امده ایاتی که درباره قیامت هست را به صورت نمایشنامه در اورده است. قیامت که هنوز پیش نیامده رخ نداده ولی خدا از قبل حوادث قیامت را حتی حوادث جهنم را مسائل بهشت را در قران اورده است .بیشتر هم با فعل ماضی است مثلا میفرماید اذا وقعت الواقعه وقعت فعل ماضی است یعنی وقتی ان واقعه رخ داد، هنوز که رخ نداده است یا میفرماید اذا زلزلت این فعل ماضی است چرا فعل ماضی به کاربرده است؟ میگویند در ادبیات عرب وقتی میخواهند یه کاری را بگویند حتما حتما حتما در اینده خواهد شد ان را با فعل ماضی می اورند‌. حوادثی بعد از این که دنیا تمام شد و در صور دمیده شد مجددا ما زنده شدیم روز قیامت رخ خواهد داد و پس از قیامت در بهشت و جهنم این نویسنده اینها را به نمایشنامه تبدیل کرده است. ۹۹ تا نمایشنامه شده. یک صحنه اش همین است نگاه میکند از قبر بیرون امده ولی چشمهایش جایی را نمیبیند کور است میگوید پروردگار من لِمَ حشرتنی اعمی و قدکنت بصیرا چه شد مرا کور محشور کردی من در دنیا چشم داشتم.
قال خداوند میفرماید کذلک اتتک ایاتنا فنسیتها ایه های من به سراغ تو امد تو فراموش کردی ندید گرفتی. این دفعه ما تو را ندید میگیریم وکذلک الیوم تنسی حالا امروز که قیامت شده بیش از هر زمان دیگری تو به ما احتیاج داری ما از تو رو برمیگردانیم. یاد خدا انسان را ماندگار میکند. ارتباط با خدا اتصال با خدا انسان را ابدی میکند شیطان ها میخواهند انسانها با مبدا خودشان باخالق خودشان با افریدگار خودشان با هادی خودشان بی ارتباط بشوند بی ارتباط باشند نتیجه چه میشود در زندگی مادی در شهوات غرق میشوند.
حالاکاری که من کردم در این ۲۰ دقیقه ای که تقریبا مانده ایاتی که درباره همین نابینایی معنوی در قران امده چون زیاد ایه دارد اگر برسیم ده تا ایه را میخواهیم بخوانیم.
سوره اعراف ایه ۲۰۶ میفرماید ولقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجن والانس خب یک موجوداتی شبیه ما هستند به نام جن. ما نرسیدیم در این چهار پنج سال هیچوقت راجع به جن صحبت کنیم. شاید یک وقتی پیش بیاید برسیم به ایاتش. موجوداتی هستند مثل ما ادمها اختیار دارند پیامبرانی که برای انسانها امدند برای جنیان هم هستند. انها هم قیامت دارند انها هم بهشت و جهنم دارند این ایه میفرماید ما پرکردیم جهنم را از بسیاری از جن و بسیاری از انس. خب اینها چه کسانی بودند که خدا انها را در جهنم ریخت اینها بودند لهم قلوب لایفقهون بها کسانی که ما به انها قلب دادیم که درک کنند حقایق را اما درک نکردند. ولهم اعینن ما چشم دادیم به انها اما لایبصرون بها اما ان چشم حقایق را ندیدند. و لهم آذان گوشها به انها دادیم لایسمعون بها حقایق را نشنیدند. اولئک کالانعام شما ترجمه اش را متوجه میشوید یعنی چی اینها مثل گاوان و خران هستند خداوند معمولا در کتابش ما میدانیم که رعایت میکند به کجا رسیده این انسان که شده همراه و هم وزن انعام یعنی چهارپایان بعد یک قدم آنورتر بل هم اضل. بل یعنی از انها پست تر اولئک هم الغافلون یعنی اگر انسان از این داشته هایی که خدا به او داده یک وسیله ای داده برای درک یک وسیله ای داده برای دیدن در قران هم گفته انظر انظر انظر نگاه کن نگاه کن دقت کن افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت ایا مردم نگاه نمیکنند این شتر چگونه افریده شده این اسمان چگونه برافراشته شده این زمین چگونه مسطح است.
۳۱بار خدا در قران فرموده الم تر ایا نمیبینی ترجمه کوچه بازی اش یعنی کوری در الم تر توبیخ است این وسیله را خدا به ما داده. پنجاه سال شصت هفتاد سال هم عمر داشتیم چیزهایی که باید ببینیم ندیدیم اسراری که باید بشنویم نشنیدیم معارفی که باید درک کنیم درک نکردیم گاهی خدا یک وسیله ای به ما داده به نام قلب وقتی پیش متخصص قلب میرویم تست ورزش نوار قلب میبیند قلب سالم است. اما قران میگوید این قلب خراب است مریض است. دو جور قلب داریم یکی همین قلبی است که در بیمارستان جراحی میکنند و گاهی ایراد پیدا میکند. یکی هم وسیله است برای درک معارف بفهمیم از ان قلب باید استفاده بکنیم. دو تا چشم داریم یکی این چشمی که مناظر را میبینیم یکی چشمی که حقایق را میبیند.
کسی از حضرت علی علیه السلام پرسید این خدایی که میگویی دیده ای؟ فرمود بله مگر میشود خدای ندیده را بپرستم بله که دیده ام منتها با این چشم نه با چشم دل دیده ام.
ایه دوم سوره بقره ایه ۱۸ درباره منافقین است سوره بقره ایات اول ان درباره متقین است دو ایه هم درباره کافرین است تعداد زیادی ایه درباره منافقین است. از این معلوم میشود پدیده نفاق یک موضوع پیچیده ای است که مردم هم حوصله نمیکنند بایستند و بفهمند که چیست به این ایه میرسیم مثلهم مثل منافقان کمثل الذی استوقد نارا حکایت کسی است که یک اتشی روشن کرده فلما اضاءت تا اتش روشن میشود ذهب الله بنورهم خدا زود اتشی را که منافقان روشن کردند خاموش میکند. خداست دیگر نمیگذارد دوام پیدا کند و ترکهم فی ظلمات لایبصرون. انها را یعنی منافقان را در تاریکی رها میکند نمیتوانند جایی را ببینند. بعد میفرماید صم بکم عمی فهم لایرجعون. صم یعنی نمیتواند حرف بزند لال است صم یعنی کر است بکم یعنی لال است. عمی یعنی کور است به منافقی که از روی غرض ورزی میخواد اغتشاش ایجاد کند خدا این چنین نسبتی میدهد. اتش فتنه را روشن میکند خداوند از روی قدرت و حکمتش ان اتش را خاموش میکند. و ان منافقان را در تاریکی میگذارد بعد این سه کلمه را برای منافقین به کاربرده انها کرند لال هستند و کورند فهم لایرجعون به حق برنمیگردند.
اینها چرا چون اگاهانه به سمت بدی رفته اند سوره حج ایه ۴۶ میفرماید افلم یسیرو فی الارض در قران کریم ما زیاد سفارش شدیم به سیر و سیاحت به سفر و مسافرت منتها الان در دنیا خیلی ها سفر میروند. حالا خیلی از کشورها درامدشان از راه گردشگری است. برای جذب گردشگر به چه گناهانی دست میزنند میگم بخواهم گردشگر بیاید بلاخره باید اینکارها را بکنیم الان اینکارها را نمیشود در مسجد بگویم گردشگر بیاید دلار بیاورد و بودجه ما را اضافه کند. قران دهها بار انسانها را توصیه کرده به جا به جاشدن به سفر به کوچ کردن ولی هدفمند. تقریبا من نگاه کردم سی تا هدف برای سفر و مسافرت در قران امده مثلا سفر به قصد عبادت مثل سفرحج، سفر به قصد تجارت، سفر برای اموختن، سفر برای تبلیغ کردن، سفر برای دیدن شگفتیهای خلقت خدا، سفر برای کمک به بینوایان، سفر برای سازندگی سی نوع سفر در قران است. یکیش این است سفر کنید تا چشم بینا پیدا کنید بروید نگاه کنید این تمدن هایی که الان فروپاشیدند. خب در روزگار ما شوروی متلاشی شد همه ما خبرش را میدانیم که حضرت امام یک نامه ای نوشتند و یک گروهی رفتند بعد هم همان پیشگویی رخ داد و ننشستیم فکر کنیم چه شد که اینها از هم پاشیدند. در همان نامه درباره غرب حضرت امام پیشگویی کرده که انها متلاشی خواهند شد. برای اینکه چشم بینایی پیدا کنید سفر کنید بروید و تمدنهایی که بودند و متلاشی شدند و اثری از انها نیست. انها را نگاه کنید با حالت توبیخ هم هست. افلم یسیرو فی الارض ایا مردم سفر نمیکنند در زمین فتکون لهم قلوب یعقلون بها در سایه ان رفت و امدها دلهایی پیدا کنند که بتوانند درک کنند تحلیل درست از حوادث داشته باشند. او آذان یسمعون بها یا یک گوش های شنوا پیدا کنند. اخر ایه این را میفرماید لاتعمی الابصار نه این چشمهای سر کور نیست ولکن تعمی القلوب التی فی الصّدور چشم دل ها نابینا است. چیزی که باید ببیند نمیبیند حقیقتی که باید ببیند نمیبیند کور است.
این دل هم مثل سر چشم دارد پیغمبر صلی الله علیه واله و سلم فرمود: شرالعمی عمی القلب بدترین کوری، کوری دل است. حدیث دیگر “اعمی الاعمی عمی القلب” در بین کوری ها، خود کوری هم درجه دارد بدترین کوری، کوری چشم دل است. در معنویت هم بعضی کم بینا هستند پیغمبر فرمود اذا اراد الله بعبد خیرا وقتی خدا اراده خیر کند برای بنده ای کند فتّح عین قلبه چشم دل او را روشن میکند فیشاهد بها ما کان غائبا عنه. چیزهایی که تا حالا پوشیده بود میبیند حتی درباره همین چشم ظاهری حدیث داریم که اگر کسی به نامحرم نگاه نکند صحنه هایی را که شریعت فرموده حرام است نگاه نکنید غضّوا ابصارکم عما حرّم الله بپوشید چشمان از انچه خدا حرام فرموده ترون العجائب. شگفتی ها را خواهید دید دیدنی هایی که همه نمیتوانند ببینند خواهید دید.
گاهی بعضی از علما از بعضی عرفا ما ماجراهایی میشنویم که مثلا علامه طباطبایی، قاضی طباطبایی مثلا فلان عالم فلان صحنه ها را دیده اند. ادم از کجا ان چشم را پیدا میکند در سایه چشم پاک در سایه تقوا.
سوره انعام ایه ۵۰ قل بگو هل یستوی الاعمی والبصیر ایا بینا با نابینا یک جور است؟ افلا تتفکرون خب همه ما میدانیم بینا و نابینا یک جور نیستند دوباره خدا میفرماید فکر نمیکنید معلوم است موضوعی است که باید بنشینیم راجع به ان فکر کنیم. منظور این بینایی نیست بینشی در وجود ما باید باشد حوادث را تحلیل کنیم مسائل را تحلیل کنیم. حالا کسی از خانه داشتم می امدم یک خانمی به من زنگ زده نمیدونم ظاهرا مادر شهید هم هست میگوید حاج اقا من نمیدانم اطرافیان من هی موبایل ها را می اورند به من کلیپ نشان میدهند و میگویند نیروی انتظامی فلانی را کشته جمهوری اسلامی. من چه کنم این وسط خب ماهم تا انجا که بلد بودیم برایش توضیح دادیم قصه این است خب اینجا بینش لازم دارد.
من این خاطره را گفتم در جنگ صفین یکی از یاران امیرالمومنین دید که دوست او در لشکر معاویه است چشمک زد وگفت تو چرا آنجا هستی صدا زدند یک جایی قرار گذاشتند گفت تو چرا اونوری شدی گفت من شنیده ام علی نماز نمیخواند یعنی ببینید رسانه چه میکند تبلیغات چه میکند. ۲۰۰ سال است همه ی دنیا انگلیس را به روباه پیر میشناسند یعنی نیرنگ میزند انوقت او یک رسانه درست کرده که من ایرانی میگویم خبر راست میخواهی برو بی بی سی چه جور هنرمندانه خبر راست ودروغ را یکجوری ترکیب کردند به خورد ما داد میگویندخبر راست میخواهی بی بی سی برو. در قران نگاه بکنید ان جوهره نفاق و دورویی دروغ است اونوقت منافقین پیغمبر اسلام را دروغگو اعلام میکردند. یعنی پاک تر از پیغمبر اسلام پیدا میشود منافقین پیغمبر اسلام را نمیگفتند دروغگو میگفتند کذاب یعنی خیلی دروغ میگوید. دروغ هم چون یک چیز بد است مردم سرگردان میشوند نمیدانیم اینوری ها راست میگویند یا اونوری ها راست میگویند.
اصلا بهتر است این قصه دین و قران را کنار بگذاریم بریم مشغول همان کسب و کارمان شویم. این اقا به ان رفیقش که در لشکر معاویه بودگفت امشب قراربگذاریم سنگر فرماندهی من ضجه زدن علی را در نماز شب به تو نشان بدهم او هم قبول کرد نصف شب اورد کار خطرناکی هم کرده یک عاملی را از انطرف اورده کنار سنگر فرماندهی فرمانده ی اینطرف را به او نشان میدهد نهایت اثری که گذاشت حاضر نشد زیر پرچم حضرت علی بیاید گفت من نه اینورم نه اونور خانه میروم. یعنی اینقدر دشمن میتواند نفوذ کند که ما را از موضع گیری خودمان به عقب نشینی یا به موضع مخالف وادار کند.
سوره انعام ایه ۱۰۴ قدجاء کم بصائر من ربکم بصیرت هایی از سوی پروردگارتان برای شما امده حجت تمام است. از نظر خدا شما کوتاهی کردید نرفتید قران یاد بگیرید. فمن ابصر فلنفسه هرکس درست نگاه کرد بینش درست پیداکرد به نفع خودشه و من عمی اینجا باز کلمه نابینایی به کار رفته هرچی ندید فعلیها به ضرر خودش است. و ما انا علیکم بحفیظ پیغمبر میفرماید من که نمیتوانم شما را مجبور کنم نمیتوانم یک امپول درست کنم به شما بگویم اینطور فکر کن. من میتوانم راهنمایی کنم شما را من میتوانم پیام خدا رابه شمابرسانم من میتوانم تعلیم بدهم من میتوانم موعظه بکنم امانمیتوانم مجبور بکنم.
سوره یونس ایه ۴۳ و منهم من ینظر الیک ای پیامبر بعضی از ادمها می ایند و نگاه نگاه میکنند به تو ولی یک نگاهی که با تردید همراه است معلوم قبول ندارند شما را تو نمیتوانی همچین ادمی را هدایت کنی. افانت تهدی العمی تو میتوانی ادم کور راهدایت کنی اصلا تو راقبول ندارند نمیتوانی برایشان کاری کنی. ولو کانوا لایبصرون وقتی بینش ندارد نه حتی پیامبر هم نمیتواند برای او کاری کند.
سوره هود ایه ۲۴ مثل الفریقین کالاعمی والاصم والبصیر والسمیع حکایت جبهه حق و جبهه باطل حکایت بیناها و نابیناها است. شنواها و ناشنواها است هل یستویان. مثلا اینها یک جورند؟ افلا تذکرون ایا پند میپذیری!
سوره اسراء ایه ۷۲ من کان فی هذه اعمی هرکس در این دنیا بینش نداشته باشد فهو فی الاخره اعمی واضلّ سبیلا. آنور خط هم بینایی نخواهد داشت.
سوره اسراء ایه ۹۷ و من یهد الله فهوالمهتد هرکس را که خدا هدایت فرماید هدایت یافته است. و من یضلل فلن تجد لهم اولیاء من دونه خدا کسی را گمراه کند جز خدا هم نمیتواند درست کند و نحشرهم اینجور ادمها را ما که خدا هستیم محشور میکنیم یوم القیامه علی وجوههم صورتها به زمین عُمیا یعنی کور بکما یعنی لال صما یعنی کر و ماواهم جهنم جایشان هم درجهنم است. کلما خبت تا اتش جهنم میرسد که سرد شود وزدناهم سعیرا این شعله را زیاد میکند.
ایه دیگر بخوانیم پنج شش تا ایه هست زمان نداریم خداوند در سوره نمل در ایه ۸۱ به پیغمبر میفرماید تو نابیناها را نمیتوانی هدایت کنی یعنی نه این نابینایی که چشمش نمیبیند منظور ان نیست یعنی کسی که بینش ندارد حقایق را نتوانسته درک کند تو نمیتوانی او را هدایت کنی و ما انت بهادی العمی عن ضلالتهم. ان نابینایی که گمراه هست نمیتوانی مگر این که خودش بیاید و بگوید من هدایت میخواهم. پس ما در دو برنامه خطرهای رو گرداندن از ذکر خدا را گفتیم یک خطرهای دنیایی دو خطرهای اخرتی خدایا ما را به خودمان وامگذار در دنیا در اخرت دست ما را بگیر به روان پاک شهیدان صلوات بفرستید.

تفسیر آیات 124 و 123سوره طه

هدایت الهی (میلاد امام حسن عسکری)

تفسیر آیات 123 و 124 سوره مبارکه طه- مسجد جامع مهدیه جوزستان- استاد سید جواد بهشتی. شب میلاد مسعود، یازدهمین ستاره آسمان ولایت امام عسکری علیه السلام است. به رسم وفا چند کلمه در مورد امام حسن عسکری بگوییم و بعد برویم تفسیر آیات سوره طه.


ولادت امام حسن عسکری
بسم الله الرحمن الرحیم
هنگام سرور کائنات است امشب
اوقات گرفتن برات است امشب
بفرست مدام بر محمد صلوات
زیرا که بهار صلوات است امشب
شب میلاد مسعود، یازدهمین ستاره آسمان ولایت امام عسکری علیه السلام ان شاء الله دست جمع همه با هم به زیارتش نائل بشویم صلوات هدیه بفرمایید. خداوند ان شاء الله دلهای شما را شاد و تنهای شما را سالم همه به حوائج برسند این شبها و روزها را جشن بگیریم. این اغتشاشات و نا امنی ها خدا شرش را به بدخواهان برگرداند. برای شفای بیماران و مجد وعظمت مسلمانان و نابودی کفار و منافقان هم صلواتی تقدیم بفرمایید.
خب به رسم وفا چند کلمه در مورد امام حسن عسکری بگوییم و بعد برویم تفسیر آیات سوره طه. خب شما همه اطلاع دارید که پیامبر عزیز ما بر اساس حکمت الهی سرنوشت امت اسلامی را تا روز قیامت در روز غدیر خم روشن کرد. این اشتباه است که بگوییم پیامبر در غدیر خم یک نفر را نه دوارزده نفر را یعنی تا روز قیامت تکلیف روشن شده است. مخالفین بدخواهان کمر بستند این خط سیری را که پیامبر ترسیم کرده این را برهم بزنند تا رسید به زمان امام رضا علیه السلام. تا آنجا دیدند همان پیشگویی های پیامبر دقیق رخ داد امام رضا علیه السلام بچه دار نمیشد.
اینا گفتن آخ جون پبشگویی پیامبر پس نادرست است. تا سن چهل و چند سالگی یعنی وقتی خدا امتحان کند امتحانات خدا سخته ها. گاهی امتحان با پول است سخته گاهی با مریضی است سخته گاهی امتحان با عقیده است. تا خداوند امام جواد علیه السلام را به امام رضا علیه السلام داد که امام رضا علیه السلام فرموده مبارکترین مولود از این جهت است عقیدتی که عقایدی که داشت میرفت خراب شود امام جواد با کار خودش سامان بخشید. مخالفین باز دست بردار نبودند آمدند و گفتند خب این امام جواد شکلش به باباش نمیخوره مثلا امام رضا پوست بدنش سفید بوده اون پسر سبزه بوده. حالا یک همچین حرفی به امام معصوم یعنی دشمن کینه توز دست برنمیدارد.
حالا ما فکر میکنیم چرا علیه ما آمریکایی ها انگلیسی ها اسرائیلی ها دشمن است دیگر چرا تهمت میزند چرا دروغ میگوید امام رضا حتی بعضی از فامیلای امام رضا آخرش گفتند این قصه باید فیصله پیدا کند. چه جوری یک کسانی بودند قیافه شناسی که درفقه شیعه ممنوع است یعنی یک ریشه خدایی ندارد. بعد امام رضا را تحت فشار قرار دادند شما باید تن بدهی به قیافه شناسی باید بیاد بگه این بچه شماست. در یک باغی امام رضا علیه السلام اون گوشه باغ یک بیل دست گرفته بود مثلا در حال کشاورزی اون قیافه شناس را هم آوردند و با یک جمعیتی به اون قیافه شناس گفتند این بچه به نظر تو بچه کدوم یک از ما میتواند باشد؟ اون هم با تجربیات و اطلاعاتی که داشت هر چی نگاه کرد گفت به هیچ کدام از شما نمیخورد.
اگر پدرش در این باغ باشه اونی است که بیل دست گرفته اون گوشه که بالاخره اینها آرام شدند. مشکل دیگری که پیش آوردند گفتند مگه بچه میشه امام باشه مثلا امام جواد علیه السلام پنج سالش بوده. گفتند یا امام رضا فرض کنیم شما امشب از دنیا بروی حالا امام بعدی کیه فرمود همین پسر پنج ساله. مگه میشه یک پسر پنج ساله رهبر جهان اسلام صحبت مدینه و مکه و عراق و حجاز نیست. امام رضا فرمود بله سه تا پیغمبر هر سه تا پیغمبر در کودکی به پیغمبری رسیدند. شما اسمشان را بگید حضرت عیسی علیه السلام حضرت یحیی علیه السلام حضرت سلیمان بن داوود علیه السلام.
اصلا خود خدا در قران به صراحت “و آتیناه الحکم صبیا” در کودکی ما به او حکومت دادیم حکمت دادیم. اینها گفتند دیگه چیکار کنیم آمدند امام جواد علیه السلام را در سن بیست و پنج سالگی به شهادت رساندند. یعنی هی مضیقه فشار بعد از امام جواد علیه السلام دو امام دهم و یازدهم را اصلا از مردم جدا کردند. مأمون عباسی امام رضا علیه السلام را آورد به خراسان به عنوان ولیعهدی. دو امام هادی و امام عسکری علیه السلام را اصلا آوردند تو پادگان که هر کسی نمیتواند برود در پادگان. میگن کارت شناسایی تو کی هستی با کی کار داری با سرهنگ کار داری نمیدونم ارتشبد کار داری هر کسی نمیتواند به پادگان بیاید. امام دهم و امام یازدهم هم در سنین کم امام دهم حدود چهل سالگی به شهادت رسید و امام یازدهم هم حدود بیست وهشت سالگی.
یعنی اینها یک کاری کردند که پیشگویی پیامبر که براساس علم الهی شکل گرفته بود خدا اراده بفرماید همونی که خدا بخواهد میشود. رسید به امام عسکری علیه السلام مادر امام عسکری علیه السلام شخصیت بسیار بزرگی است. من معمولا شب تولد ائمه از مادر آنها یاد میکنم الان رسم است برای تولد بچه ها و بزرگ ها جشن تولد میگیرند. در خانه شما هم حتما هست مثلا یک کیکی میخرند و دو تا عدد به انگلیسی متاسفانه مثلا چند سالتون هست اون عدد را میگذارند روی کیک و چند تا شمع میگذارند و بعد هدایا می اورند و هدایا را به چه کسی میدهند به اونی که به دنیا آمده در حالیکه هدایا را به آن مادری که این بچه را به دنیا آورده لااقل حالا به اون بچه هم بدهند عیبی نداره به آن مادر هم هدایا بدهند.
شما میگین یک شب آمدیم مسجد آقا سید نه عیدی نداد هیچ خرج ما را هم زیاد کرد. حالا مادر امام عسکری علیه السلام در بین مادرهای ائمه از یک منزلتی برخوردار است نام مبارکش سه چهار تا نام گفتن حدیث یا حدیثه سلیل یا سوسن یکی از این چهار نام مبارک است. حدیث یعنی سخن نو حدیثه یا سلیل یا سوسن که اسم گلی است. سلیل به ذریه گفته میشود یا سلیل رسول الله ما به اهل بیت میگیم شما سلاله میگن یعنی ذریه یک کلمه دیگه هم برای این خانم بکار میبردن جده چون مادربزرگ امام زمان علیه السلام بوده.
امام عسکری علیه السلام امام هادی علیه السلام مردم پرسشهای دینی و معارفی داشتند میفرستادند سراغ این خانم یک بانوی پرهیزگار با سواد با شخصیت. بعد از شهادت امام حسن عسکری علیه السلام سالها بوده این خانم یک پناهی عرض به خدمت شما برای مکتب تشیع بوده. خب خود امام عسکری علیه السلام در مدینه به دنیا آمده از چهار سالگی او را آوردند پادگان عسکر حالا یک اشتباهی ایرانیا که عسکر درسته عسگر که عسکر درسته عسگر یعنی چی اینم هم با غرضها بیشتر این را میگویند عسگر یعنی کسی که بچه دار نمیشه. یعنی مخصوصا این را گفتن که بگن امام عسکری علیه السلام عقبه ندارد. همان حرفی که برای پیغمبر میخواستن بزنن و همونجا یک گروهی درست شد یک فرقه ای به نام واقفیه که چند گروه هستند. یکی بعد از امام هفتم که گفتند بعد از امام هفتم دیگر امامی نیست امام هفتم غیب شده و باید صبر کنیم آخرالزمان برسه.
زمان امام حسن عسکری یک گروهی درست شدند به نام واقفیه زمان امام عسکری یعنی ادعاشون این بود که بعد از امام عسکری علیه السلام امام دیگری نیست. در حالی که دویست سال پیش تقریبا پیامبر دوازده نور پاک را با اسم گفتند. منتهی این که ممکن است کسی بگوید کی امام زمان را دیده آنهایی که اهل مطالعه هستند یک کتابی است مطالعه کنند خیلی کتاب قشنگی است من تقریبا راجع به امام زمان دویست تا کتاب خوندم. فکر میکنم یکی از بهترینهاش این کتاب است این رساله دکتری یک دکتری است اهل سوریه در انگلستان یعنی در دانشگاه لندن این رساله را انگلیس هم در دکتری خیلی سخت میگیرن گاهی شش یا هفت سال طول میکشد تا آن رساله را قبول کنند به فارسی ترجمه شده است انتشارات امیرکبیر فکر می کنم اسمش هست. حالا بعد از منبر اسم دقیقش را “زندگانی امام دوازدهم علیه السلام” انصافا انصافا بیش از دویست منبع پیدا کرده که امام دوازدهم با این دلائل به دنیا آمده است. این افراد دیده اند چرا انقدر پنهان کاری بوده است چون عباسیان کمر بسته بودند این طفل به دنیا نیاد اصلاً زنانی را در خانه امام حسن عسکری علیه السلام گماشته بودند که نگاه کن همسر امام عسکری علیه السلام علائم بارداری به او گفته بود بیا گزارش کن.
یکی از شباهتهای امام زمان علیه السلام با موسی بن عمران این است که مادر موسی علیه السلام که فرعون دستور داده بود همه جا دوربین ها باشد که یک خانمی به محض این که علائم بارداری داشته باشد بعد گزارش کنند بعد بچه به دنیا میاد ببینند که پسر هست یا دختر خدا هم وقتی که اراده کند همه اهالی دنیا یک چیز دیگر اراده کنند همان اراده خدا شکل میگیرد. مادر موسی هم علائم بارداری در او پیدا نبود آن وقت امام عسکری علیه السلام خداوند این فرزند را بهش داده در پادگان یک سرگذشتی دارد بعضی وقتها در سامرا مدتی در کودکی در مکه مدتی در مدینه مدتی در یک زیرزمین یعنی این بچه را دست به دست به صورت حفاظتی اطلاعاتی حراستی مراقب بودن که کسی نفهمد خودی ها را امام حسن عسکری علیه السلام بچه را نشان می دادند. آنقدر مراقبت های دقیق در همان اراده خدا شکل گرفت خوب امام عسکری علیه السلام ۲۸ سال از این ۲۸ سال تقریباً شش سال را امامت کرده است بقیه اش را در زمان امامت پدرش امام هادی علیه السلام بود. در روزگار سختی خیلی سخت امام حسن عسکری علیه السلام این را فرموده در بین امامان به هیچ امامی به اندازه‌ای که به من شک داشتند شک نداشتند.
فرقه های مختلف گروه های مختلف آن وقت امام عسکری علیه السلام در این زمان به وظایف امامت عمل می کند که الان بخواهیم وارد آن بحث شویم از تفسیر می افتیم. ولی تفسیر بخواهیم بگوییم امام حسن عسکری علیه السلام شنید یکی از علما یک کتابی علیه قرآن نوشته است حال آن بحث ما هم تفسیر قرآن است. یک فیلسوف بود به نام کندی یک کتابی نوشته بود موضوع کتابش تناقضات قرآن بود. یعنی این آیه ضد این آیه است. خوب جوان مسلمان هم چه میداند می گوید این را یک فیلسوف گفته است ما فکر میکردیم حرف های قرآن درست است. این آخوندها سر ما کلاه گذاشته اند. وقتی میخواهند رسانه‌ای بکنند بعد از امام عسکری علیه السلام یک کسی آمده بود دیدنش فرمود چرا جلوی این آدم را نمی گیرید این کتابی که نوشته است اگر منتشر شود مثل سم است او هم گفت ای پسر پیغمبر زورمان به او نمی رسد او علمش خیلی بالاست. درجه علمیش یک جوری است که ما نمیتوانیم جواب او را بدهیم.
امام فرمود این چیزهایی را که من می گویم برو به او بگو. برو یک وقتی از او بگیر تنهایی و به او اظهار محبت کن. عرض به خدمت شما وقتی خیلی گفت و گوی شما به جای خوشمزه رسید اینطوری باهاش حرف بزن. این آقا هم رفت و پیش همان کندی و یک مقدار خوش و بش کرد و حرف و حدیث و بعد بحثی را که امام یازدهم بهش یاد داده بود مطرح کرد. کندی گفت این حرفها را شما از کجا میزنی گفت به دلم افتاده است گفت نه من میشناسم شما را که شما کی هستید به دلت نیفتاده است از یک جایی یاد گرفتی او هم گفت از امام حسن عسکری علیه السلام یاد گرفتم. آن فیلسوف هم گفت درست گفته است. کتاب را آورد آتش آورد و کتاب را آتش زد که دست کسی چون بعضی وقت ها دانشمندان هم یک ایده را مطرح می‌کنند که اگر مطرح شود اسمشان سر زبان ها می افتد همه جا می گویند بله ایشان یک ابتکاری داشته است حرف مزخرف انحرافی را سر زبان ها می اندازد تا قیامت هم گیر است.
امام حسن عسکری علیه السلام در این روزگار زندگی می کند. یک نکته دیگر که امشب جا دارد من بگویم از زمان امام رضا علیه السلام به بعد رهبران شیعه که در مضیقه و محدودیت بودند یک سیستمی را طراحی و اجرا کردند این باعث شد که مخالفین نتوانند به اهدافشان برسند. اسم آن سیستم هست سیستم وکالت. یعنی کشور بزرگ اسلامی را به ۴ یا ۵ قسمت تقسیم کردند حجاز عراق یمن مصر ایران در هر قسمتی یک وکیل و عالمی که خیلی به او اعتماد داشتند ولی علنی نمی کردند که در خیابان ها همه بدانند. شیعه ها سینه به سینه میشناختند ایشان نماینده امام دهم است در ایران بعدا نماینده خودش استانهای ایران را یک نمایندگانی از طرف خودش همینطور میرفت تا روستاها یعنی یک شبکه درست شده بود که امام هادی، امام عسکری علیه السلام یک رهنمودی میدادند همینطوری می‌آمد تا دوردست ها چون شیعه خیلی در مضیقه بودند. بیشتر شیعیان در زمان این سه امام نهم دهم یازدهم مهاجرت کردند به ایران. که ایران آن روز شامل سمرقند بود. چند وقت پیش آقای رئیس جمهور رفت سمرقند که جزو ایران بود قبلا این شیخ ها می رفتند شهر های دور دست هم دین شان را حفظ کنند هم مکتب تشیع را به آنجا برسانند. اما احتیاج داشتند به مطلب که مطالب شبکه ای یعنی یک سیستم پیشرفته بدون اینکه ماهواره باشد موبایل باشد یا تلفن باشد. اینها به صورت سیستمی این وکلا چه می کردند چند تا کار انجام میدادند. به سوالات پاسخ به شبهات هر سوالی را که خودشان بلد بودند جواب می دادند اگر بلد نبودند می نوشتند به یک قاصدی می دادند می گفتند برو بده به نفر بالاتر آن نفر بالاتره مثلاً یک عالم بود در خوزستان اگر خودش بلد بود جواب میداد اگر بلد نبود میداد به آن نماینده تا برسد به امام معصوم.
مسئولیت دیگر وکلا مسائل مالی بود خمس و زکات نذورات وجوهات یک شبکه شیعه میخواهد اداره شود که پول لازم دارد. دشمن هم نگاه می کند پول از کجا می آید مثلاً بارها بیشتر دوران امامت امام یازدهم حضرت در زندان بوده است. زمان سه خلیفه عباسی بود که خلفا امروز می خواندم خلیفه به یک کسی مأموریت داد که خشن ترین و شر ترین آدم را بگذار برای اینکه حسن ابن علی را اذیت کند. آن وقت علی رغم اینکه زندان است حالا میخواهد این پول پخش شود پول از کجا به کجا برود کسی مطلع نشود. حالا ما در روزگارخودمان بعضی از شماها هم شنیده اید که افرادی بودند در ایران قبل از انقلاب مقلد حضرت امام بودند. میخواستند وجوهات بدهند اصلا به کی بدهند خود همین ساواک رصد میگرد این خانه چه عالمی میرود بعد رسید می خواستند بگیرند همان رسید جرم بود از نظر ساواک خمس داده است. مثلا حضرت امام میگفت به کی خمس دادی گاهی یک کسی نجف میرفت میگفت برو به دست خود امام بده اون یارو گیر می افتاد. یا در مرز می گرفتند او را چه سختی‌هایی چه دشواری هایی. سیستم وکالت که بعد از غیبت امام زمان علیه السلام تبدیل شد به سیستم فقها و مرجعیت و تقلید که تاروزگار ما مانده.
حتماً شنیده ایدکه اسرائیلی ها تقریبا بیست و شش یا هفت سال پیش در اسرائیل یک همایشی را برگزار کردند کنفرانسی را راه انداختند عنوانش این بود عوامل بقا شیعه و پیروزی انقلاب اسلامی ایران. آنها هفت عامل پیدا کردن اسرائیلیها که این هفت عامل بودند که شیعه مثل درختی تناور مانده. اولینش عزاداری برای سالار شهیدان این شیعه را حفظ کرده. همین روضه های خانگی و برو تا غرب و شرق هر جا برای سیدالشهدا عزاداری میکنند در دنیا آنجا شیعه وجود دارد.
عامل دوم جشن و شادمانی برای عید غدیر سومش موضوع انتظار. از آن هفت عامل که مقالاتی که اسرائیلی ها آنجا پیاده کردند به آلمانی انگلیسی به عربی به فارسی همان سالها بود که این کتاب هفتصد صفحه ای را من خواندم. الانم در اینترنت هست یعنی آقایان ما نمیدانیم در چه قطعه ای از تاریخ به سر میبریم چقدر از دنیا گذشته است چقدر دیگر باقی مانده است هر چه هست به ما می‌گویند آخرالزمانی ها هرچه هم به سمت آخر نزدیکتر بشویم دشوارتر خواهد شد. خوب خیلی حرف زدیم میخواهم برویم سراغ تفسیر یک چیز دیگر هم بگویم دلم نمی آید بگویم امام عسکری علیه السلام یکی از کارهای مهم دیگری که هم خودش انجام می داد و هم درنامه ها به شیعه ها سفارش می کرد رسیدگی به فقرا رسیدگی به ضعفا ‏ به یتیمان به مریضان به بیچاره ها. هم خودش غالباً روزه دار بود و اگر غذایی پیدا میکرد به دیگران میداد.
خوب ما قصه آدم و حوا را داشتیم می گفتیم که رسید به اینجا که آدم و حوا در یک باغی که همه امکانات بود و وسایل مسکن پوشاک خوراک همه فراهم خداوند هم به آن دو فرمود که هر میخواهید بهره برداری کنید میل کنید ولی به این درخت نزدیک نشید. و شیطان هم خودش را رساند به پدر و مادر ما و با آن ترفند هایی که بلد بود یک جوری حرف زد با این دو نفر که اینها حاضر شدند از آن درخت ‏میل کنند. بعد یک کمی وقتی چشیدند لباس های شان ریخت راجع به لباس و حجاب حرف زدیم بعد دست به دعا برداشتند و عذرخواهی کردند خداوند فرمود هر سه تایی از اینجا بروید بیرون. کجا بود اونجا مثلا یک پارکی یک باغی برای گذراندن دوره آزمایشی حالا دوره حقیقی شروع میشود. از اینجا به بعد چون مفسرین اسرار دارند این را بگویند شیطان هم بوده است چون اگر دونفر باشند خداباید بگوید إهبطا. ما در زبان فارسی از دو نفر بیشتر را جمع میبندیم در عربی برای یک نفر یک قالب دارند برای دو نفر یک قالب برای سه نفر و بیشتر جمع میبندند.
اینجا إهبطوا دارد یعنی هرسه نفرتان برید بیرون به کره خاک. بعد هم این را فرمود از این به بعد دشمنی وجود خواهد داشت یک دشمنی جدی. چشمهایتان را باز کنید هفته گذشته راجع به دشمنی صحبت کردیم این بحثها آنقدر دامنه داره که بخواهیم پی آنها را بگیریم. مثلا آقا میفرماید چرا بحث حجاب را یک جلسه گفتی خودش بحث بسیار مهمی است که چند تا دلیل داره یکیش سواد کم گوینده است. یکی هم این که حالا ما متعهد شدیم آیات را یک جوری به آخر سوره برسیم خب دشمنی را هم تمام کردیم. حالا آدم و حوا با دنیایی از مشکلات دشمنی در کمین آنهاست. میخواهد آنها را به بیراهه ببرد دشمنی که قسم خورده به خدا من این آدم وحوا و بچه هایشان را گمراه خواهم کرد. نمیگذارم اینها خوشبخت شوند حالا از اینجا به بعد را امشب میخواهیم بگوییم.
آیه 123 خداوند خطاب کرد به آدم و حوا و بچه هایشان فإما یأتینکم منی هدی ای آدم ای حوا در شرایط سختی قرار گرفتید. راهنما لازم دارید اگر از طرف من خدا برای شما هدایتی رسید فمن إتبع هدی فلا یضل ولا یشقی. هر کس از هدایت من تبعیت کند او گمراه نخواهد شد او بدبخت نخواهد شد. از این آیه معلوم میشود انسان اختیار دارد میتواند به هدایت خدا تن بدهد میتواند لجبازی کند. از این آیه معلوم میشود از روز اول هدایت خدا بوده است. یعنی نداریم روزگاری که انسان بدون هادی باشد هدایت خدا هم در قالب فرستادن پیامبران و فرستادن کتابهای آسمانی بوده است. هر کسی دوست دارد به هدایت خدا تن بدهد اگر تن بدهد گمراه نمیشود بدبخت نمیشود.
حالا جالب این است عین همین آیه در سوره بقره هم هست با یک تفاوتی اونجا اینگونه آمده است: “إما یأتینکم منی هدی فمن تبع هدی فلاخوف علیهم و لاهم یحزنون”. یعنی هر کس از این هدایت تبعیت کند آرامش خواهد داشت و ترس از او برداشته میشود غم و غصه هم برداشته میشود. خب آنهایی که اطاعت نکنند چی؟ “و من أعرض عن ذکری فإنه معیشة ضنکا” هر کس هم از ذکر که معنای دیگرش قران روی بگرداند یا به معنای یاد بگوییم هر کس از یاد خدا رو بگرداند زندگی سختی خواهد داشت. ضنک یعنی زندگیش پیچ برمیدارد تنگ میشود سخت میشود. خب تا همین الان من توضیح ندادم در ذهن شما سوال پیش میاد که خیلی ها اینطور هستند نه کاری به خدا دارند نه کاری به قران دارند نه نماز میخوانند نه حجاب دارند شنگول ومنگول هم هستند. کجاش معیشت ضنک این چه آیه ای است که میخوانی خیلی ها هم هستند ایمان دارند نماز میخوانند حجابش هم از وقتی نه سالش بوده همه زندگیش پیچ داره. بچه اش مریضه مستاجره نمیدونم مقروضه این چه جور تحلیلی است که شما میکنید.
خب این را چطور معنا کنیم باید بریم از امام معصوم کمک بخواهیم. ببینید آقایان خانمها یک وقتی ما آسایش را در این معنا میکنیم خورد و خوراک و این لذات فراهم باشد این نوع آسایش را قران گذاشته کنار حیوانات. میفرماید آدمها یک عده ای هستند یتمتعون یعنی کیف میکنند و یأکلون میخورند کما تأکل الانعام مثل زندگی حیوانها. اگر زندگی را خلاصه کنیم در این سه چیز خوراک و پوشاک و شهوت بله هست. غیر از اینکه این هم همه جا نیست همونی هم که وضع مالی خوبی دارد خدایش بریم پیشش بنشینیم نا آرام است. چرا ناآرام است حرص میزند میگه کمه فحش میده به دولت چند هزار میلیارد پول داره بازم فحش میده میگه باید هشت هزار میلیارد میبود. سه هزار میلیارده بیشتر میخواهد آقا شما چته میگه نمیتونم نگه دارم این پولها را نا آرامه خوابش نمی برد رفته گذاشته
بانک. این صندوقهایی بود که دزیدند بردند ترکیه برای اینکه نفهمند این چقدر چیزی داره طلا و عتیقه و چه میدونم یک لیوانی بود مال زمان ساسانیان مثلا داخل وسایلاش بوده خیلی قیمتش بالاست رفته گذاشته در اون صندوق. این آقا هم برداشته برده ترکیه نمیدانیم حالا آوردند یا نه چی به کی رسید.
این اصلا خوابش نمیبره هشت تا قرص میخورد یعنی دارایی داره پول داره اما آرامش نداره. خلاصه اصلا خدا این موجود را آفریده میگه من یک جوری آفریدم با دارایی آرامش پیدا نمیکنه. او من را میخواهد نمیفهمه. خدا رحمت کند علامه جعفری را یک کتابی دارد به نام هدف از زندگی در این کتاب میگوید چه کسانی این سوال را میپرسند؟ من برای چه آفریده شدم؟ علامه جعفری میگوید هفت گروه این سوال را میپرسند من برای چه آفریده شدم همشون هم دروغ میگویند. خیلی کتاب قشنگی است بعد میگوید یک گروه فقط راست میگویند آنها هم کسانی هستند که از خود خدا میپرسند. خدایا تو مرا آفریدی برایم بگو چرا آفریدی؟ بعد در آن هفت گروه، گروه اول فقرا هستند هر دری را میزند آن در بسته است زندگیش بگیرد میرود یک جایی میگوید میخواهم خودم را بکشم. برای چه خدا مرا آفریده است یکی از گروه هایی که این سوال را میپرسند فقرا هستند. گروه دوم پولدارا هستند هر چی میخواهد فراهم است ولی نا آرام است آمار کسانی که خودکشی میکنند در بین مرفه ها کم نیستند. شما برو آمریکا اروپا در همین ایران آخه این مرضش چی بوده هر دختری را میخواسته امکان دسترسی داشته هر غذایی میخواسته صبح کله پاچه ظهر پیتزا شب جوجه نصف شب نمیدونم نسکافه حالا از اونایی که ما بلدیم اسمشم هم بلد نیستیم این غذاها را. ما آمدیم یکبار نزدیکی های اینجا یه عقدی بخوانیم یا امام زمان چیزهایی که روی میز است ما بلد نیستیم چطور باید خورد. هیچی عقد خواندیم زود برگشتیم میدان خراسان.
همه چیز فراهمه میخواهد خودش را بکشد این مال این است خدا میگوید من میدانم چی درست کردم تو با پول آرام نمیشوی. امام میفرمود همه کره زمین هم را هم به رئیس جمهور آمریکا بدهند باز میگوید برویم کره مریخ را هم ببینیم آنجا هم جایی هست برای ریاست من. این معلوم است انسان بی نهایت خواه است انسان من أعرض عن ذکری این بحث را باید بگذاریم برای هفته آینده اگر کسی پشت کند به یاد خدا زندگی سختی پیدا خواهد کرد زندگی تنگی پیدا خواهد. کرد اما اگر بیاید تابع خدا شود این ولاخوف علیهم ولاهم یحزنون یک آرامشی که توصیف ناشدنی است گیرش خواهد آمد.
خدایا زیارت امام عسکری را قسمت ما کن. شفاعت امام عسکری را قسمت ما کن. دنیا را برای ظهور فرزندش مهیا بفرما. خدایا امروز روز مبارزه با استکبار جهانی سخنان رهبری را گوش بفرمایید فوق العاده و درجه یک. خدایا عیسی بن مریم فرمود: هر کس عشق به خدا را میخواهد باید با ظالم در بیفتد. خدایا یک شعاعی از شخصیت امام حسین بر جان ما بتابان.

پوشیدگی و برهنگی

پوشیدگی و برهنگی

پوشیدگی و برهنگی

سوره مبارکه طه را میگفتیم آیات بسیاری درباره مبارزات موسی بن عمران و فرعون بود. بعد رسیدیم به قصه ادم و حوا در قصه ادم و حوا به یک موضوعی رسیدیم که امروز در ایران بحثش داغ است و آن موضوع پوشیدگی و برهنگی است. دوست و دشمن هم همه بحث حجاب را میگویند. باید باشد نباید باشد اجباری باشد آزاد باشد حالا ما از زاویه قرآن که آیات بسیاری در سوره های متعدد از زوایای مختلف به این بحث پرداخته شده گفتگو خواهیم کرد.

بسم الله الرحمن الرحیم
الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی، در خانه خدا پس از اقامه نماز جماعت تفسیر قران از خدا میخواهیم این گفتگوها را مایه خیر و رشد و سعادت در دنیا و اخرت و به دور از هر آفت و اسیبی تقدیر بفرماید. تمنا میکنم به روان پاک شهیدان ارواح مومنین مومنات خواهران و برادرانی که در این مساجد نماز خواندند صلواتی هدیه بفرمایید.
سوره مبارکه طه را میگفتیم ایات بسیاری درباره مبارزات موسی بن عمران و فرعون بود. بعد رسیدیم به قصه ادم و حوا در قصه ادم و حوا به یک موضوعی رسیدیم که امروز در ایران بحثش داغ است و آن موضوع پوشیدگی و برهنگی است. حالا من گفتم ده جلسه نه لااقل یک جلسه خب داریم تفسیر قرآن را میگوییم به این موضوع رسیدیم دوست و دشمن هم همه بحث حجاب را میگویند. باید باشد نباید باشد اجباری باشد آزاد باشد حالا ما از زاویه قرآن که آیات بسیاری در سوره های متعدد از زوایای مختلف به این بحث پرداخته معلوم میشود مسلمانان در جهان بینی شان در باورهایشان در رفتارهایشان با این موضوع ارتباط دارند. یک جلسه امشبی را گفتیم درباره این موضوع صحبت کنیم صحبتمان را اینطوری میخواهم آغاز کنیم.
آقایان بانوان ما افریدگاری داریم خالقی داریم ما مخلوق او هستیم ما مالکی داریم ما مملوک او هستیم. او صاحب ما است ما ربی داریم بیش از ۹۰۰ بار در قران خدا با این اسم امده رب شما یعنی مربی ما پرورش دهنده ما. عقل به ما میگوید توجه کنید برویم درسبک زندگی در خوردن در اشامیدن در خوابیدن در لباس پوشیدن در داد و ستد. آیا باید مطیع این فرمانروا باشیم یا نه؟ او ما را آفریده او از جزئیات خلقت ما باخبر است او نفع و ضرر ما را میداند اوخوشبختی ما را میخواهد ایا باید توجه کرد یک وقتی میگوییم که در قران برای حجاب ایه ای نیست اماحالا که این همه ایه امده خالق رب معبود اینها اظهار نظر کردند برای این موضوع بایدتوجه کنیم اگر بنده هستیم که ان شاءالله هستیم بندگان خدا به حکم خدا توجه میکنند.
چند آیه را من انتخاب کردم اولین آیه میفرماید این لباس این حجاب این پوشش ارمغانی است از اسمان از جانب خدا به بشر داده شده است. ایه اش این است تقریبا همه ایاتی که امشب میخواهیم بخوانیم با یا بنی ادم شروع میشود. بنی ادم منظور مسلمانان نیست ادمیان همین هفت هشت میلیارد موجودی که روی کره خاک زندگی میکنند ادم اسمش است. مخاطب این ایه ها یا ایهاالذین امنوا نیست مسلمانان نیستند همه ادمیان مخاطب هستند.
آیه اول: یابنی ادم قد انزلنا علیکم لباسا یواری سواتکم: ماکه خدا هستیم این لباس را فرستادیم. خدایا برای چی تا اندام شما را بپوشاند. پس خدا پوشیدگی را میخواهد. الله، خالق، رب پوشیدگی را میخواهد حالا لباس را فرستاده ما همه میدانیم که لباس از جنس زمین است از اسمان که نمی آید. حالا بعضی معنا کرده اند که خدا باران را فرستاده پس از بارش باران بوته های پنبه روییده با ان پنبه ها نخ را تولید کرده اند. با نخ لباس را بعضی اینطور معنا کرده اند یاگفته اند خداوند گوسفندان را یا شترها را پرورش داده یکی از محصولاتی که از انها به دستمان میرسد پشم و کرک است. با ان پشم و کرک لباس درست میکنیم. هرچه که هست از این ایه صد در صد این را میفهمیم که خدا برای ما بندگان پوشیدگی را میخواهد نه برهنگی.
سوآت یعنی چی؟ ما اندامی داریم که خدا از روی حکمتش برای بقاء نسل ما غریزه ای در وجود ما قرارداده آن غریزه هم ابزارالاتی دارد از ان ابزارالات هم خبر داریم جنس مذکر یک جور جنس مونث جوردیگر. اینها همون افرینش خدا است که میفرماید فی احسن تقویم. در بهترین شکل خدا این موجود را افریده این اندام یعنی این ابزارالات بقاء نسل باید پوشیده باشد. سوآت یعنی چیزی که ادم عیب میداند بد میداند راجع به مسلمان حرف نمیزنیم ادم در امریکا اسیا قطب شمال یا قطب جنوب باشد چین یا هند باشد تایلند باشد همین انسان دو پا به خودش که مراجعه میکند عیب میداند این اندام پیدا باشد. قران اسمش را گذاشته سوآت یعنی اینها باید پوشیده باشدنباید باز باشد برهنه باشد که زن و مرد به اینها نگاه بکنند که اگر نگاه کنند ان هدفی را که خدا از خلقت انسان افریده یادش خواهد رفت. میرود داخل گله ی چهارپایان.
و ریشا غیر از پوشیدن این اندام لباس یک خاصیت دیگر هم دارد انسان را زیبا میکند. انسان وقتی لباس میپوشد با سلیقه با مد رنگ لباس دوخت لباس فرم لباس به انسان شخصیت میدهد خود انسان هم همچین احساس خوبی دارد احساس خوشایندی دارد. خانم ها اقایان ریش به پر پرنده میگویند. بعدها در ادبیات عرب به معنای جمال و زیبایی هم امده پس این لباس یکی برای این است که اندام شما را بپوشاند دوم برای زیبایی شماست. البته این مال جسم است شما یک روح هم دارید روح شما هم ممکن است عیب هایی پیداکند آن هم لباس لازم دارد.

و لباس التقوی ذلک خیر. یک کاری هم باید بکنید عیبهای روحتان را عیبهای خلقتان را آنها را هم بپوشانید پیدا نباشد. حسادت نداشته باشید بغض نداشته باشید کینه نداشته باشید. اینم لباس تقوا ذلک من آیات الله شوخی نگیرید این از نشانه های خداست. این قصه حجاب، قصه پوشش آیه ی خداست. روز قیامت میگویند چرا آیه خدا را زیر پا گذاشتی چرا به آیه خدا بی اعتنایی کردی چرا با تمسخر با آیه خدا روبرو شدی. لعلهم یذّکرون این حکم را گفتیم شاید بعضی درس بگیرند.
خدا انسان را با اختیار افریده میفرماید شراب نخور خیلی ها شراب میخورند ولی خدا، خدایی خود را کرده است. این شراب ضرر دارد البته یک منافعی هم دارد ولی ضررش بیشتر است شراب نخور میشود ادمها را مجبور کرد؟ نه اختیار با انسان است میتواند شراب بخورد میتواند شراب نخورد میتواند لباس بپوشد میتواند برهنه باشد این را گفتیم لعلهم یذکرون شاید درسی بیاموزند. بنشینند فکرکنند این را خدا گفته خدا خیر مرا میخواهد. خدا به من نیازی ندارد نه به نماز من نه به روزه من نه به حج من نه به حجاب من او غنی مطلق است. همه دنیا مال او هست به حجاب من نیاز ندارد. ولی فرموده نمازگزار در نمازش با لباس نماز بخواند.
پیامبر عزیز اسلام صلی الله علیه و اله و سلم یک بسته ای از ایات سوره مبارکه برائت تنها سوره ای که در قران بسم الله الرحمن الرحیم ندارد و یک نامه ای که خود پیامبر نوشته بود چند بند داشت به علی بن ابی طالب علیه السلام داد که برو در مراسم حج در ان شلوغی روز عید قربان در جمعیت این ایات را و این نامه را بخوان. یکی از بندهای ان نامه این است در زمان جاهلیت برهنه طواف میکردند یعنی لخت مادر زاد زن و مرد برهنه طواف میکردند نمازشان هم کف زدن و سوت کشیدن بود. اینکه قران گفته تصدیه یعنی دست زدن مکاء یعنی سوت کشیدن یکی از بندهای نامه پیامبر در آن جمعیت این بود. این اخرین سالی بود که برهنه طواف میکردند از سال اینده ما جلویش را میگیریم ما یعنی ما مسلمانان اسلام برهنگی را نمی پسندد.
ازهمان کودکی بچه دوساله است هنوز به زبان نیامده میفرماید پدر مادر مراقب عورت او باشد سوآت یعنی آن ابزارالاتی که خب الان اروپایی ها امریکایی ها یک سندی دارند شما عددش را هم بلد هستید ۲۰۳۰ یعنی تا ۲۰۳۰ باید اینکارها در دنیا بشود. یعنی شیاطین زمان تعیین کردند میگویند همین بچه کودکستان میرود در همان کودکستان انها را ببرند دستشویی لختشان کنند. بگویند این برای چیه اون برای چیه اسلام چنین چیزی اجازه نمیدهد. حاج اقا ببخشیدشما فرمودید که خداوند متعال در قران میفرماید شراب حرام است وقتی حرام است هیچ منفعتی در ان نیست شما میفرمایید که منفعت هم دارد من نگفته ام خداگفته من ازقول خدا گفتم فیه منافع للناس مفسران معناکرده اند منفعت دارد. یعنی چه؟ مثلا گفته اند باغ انگور توسعه پیدا میکند چند تا کارگر زیاد میشود بعد کسانی باید ان انگورها را ابش را بگیرند ما قول خدا را میگوییم تا شما هم یک نظری دارید قران این را میگوید برویم جلوتر خدایی که ما را افریده میگوید پوشش بعد هم میفرماید شاید بعضی درس بگیرند. معلوم است خیلی ها در مقابل این حکم مقاومت میکنند.
یک آیه دیگر : یا بنی ادم دوباره شروعش با ادمیان است مسلمانان مورد خطاب نیست. همه مسلمان مسیحی بی خدا باخدا شرقی غربی لایفتننکم الشیطان نکند شیطان یک دامی برایتان… معلوم میشود بی حجابی برهنگی یکی از دامهای شیطان است حدیث به ما میگوید موفقیت آمیزترین عملیات شیطان همین عملیات است که این پوشش را از انسان بگیرد. بعد موفق خواهد شد عملیاتهای بعدی را انجام بدهد. نکند دامی برای شما بچیند شیطان کما اخرج ابویکم من الجنه مثل اینکه چهار شب قبل گفتیم همانگونه که پدر مادر شما را از آن باغ بیرون انداخت.
چرا خدا انها را بیرون کرد البته گفتیم آن باغ یک دوره تمرینی بوده آزمایش بوده هر چه هست یک درس مهمی در آن هست. شیطان رفت وسوسه کرد تحریک کرد آن اقا و خانم را که از میوه این درخت بخورید جاویدان میشوید فرشته میشوید چه میشوید و چه میشوید. اینجا هم میگوید نکنید بچه های ادم بنی ادم نکند گول بخورید. چه کار کرده شیطان ینزع عنهما لباسهما این لباس را کنده نزع یعنی کندن. این معنایش این است که انسان تعلق خاطر دارد به لباس به راحتی حاضر نمیشود برهنگی را بپذیرد. مگر شیادانی پیدا بشوند یک رسانه هایی پیدا بشود از یک کلماتی استفاده کند. یک تبلیغاتی به کار ببرند این انسان گول بخورد ینزع نمیگوید لباس را بر می بردارد، می کَنَد. یعنی انسان علاقه دارد اعتقاد دارد به پوشش. ینزع عنهما لباسهما زن و مرد هم ندارد هم اقایان هم خانم ها. برای چی این لباس را میخواهد بکند لیریهما سوآتهما میخواهد ان اندام ان ابزارالات پیدا بشود.
ایه قبلی گفت خداوند پوشیدگی را دوست می دارد این ایه میفرماید شیطان برهنگی را دوست دارد. ما الان میتوانیم بفهمیم این جبهه هایی که در دنیا وجود دارد طرفداران حجاب طرفداران برهنگی براساس ایه قران است. برمبنای این ایات شیطان به دنبال برهنگی انسان است.
انه یراکم هو و قبیله من حیث ترونهم: شیطان ها از یک زاویه ای به بحث نگاه میکنند که شما از ان زاویه نگاه نمیکنید. یک کشور استعمارگر به نام فرانسه اراده کرد الجزایر یک کشور مسلمان را به استعمار خود دراورد الان اسنادش وجود دارد چون اروپایی ها اسناد را خودشان اینطوری میگویند بعداز چهل سال یا حداکثر پنجاه سال علنی میکنند. قبلش امنیتی بود حفاظتی بود بعد ارام ارام بعد چهل سال اسنادش رو شده فرانسوی ها که یک کشور استعمارگر هستند و نه الجزایر که کشورهای مختلف هنوز هم مستعمره دارند. فرانسوی ها در الجزایر که اینها مسلمان ها زندگی میکنند گفتند کار را از حجاب شروع کنیم. اسناد وجود دارد که هر چادری که از زن مسلمانی شما بتوانید بکَنید یک خاکریز ماجلو امده ایم. خود فرانسوی ها گفتند قبل از انقلاب کتابی بود از فرانتز فانون من در خانه دارم به نام انقلاب الجزایر. یعنی نه به عنوان یکی از دهها کار به عنوان اولین کار تاثیرگذارترین کار میخواهید الجزایر یک کشور اسلامی بیاید در دستتان از زنان شروع کنید.
این کلمه را خودشان گفتند از حجاب زنان شروع کنید. بعد گفتند برای اینکه اینها حاضر بشوند حجابشان را کنار بگذارند. حجاب را مسخره کنید. یکی از جملاتی که از ان ثبت شده در تاریخ در روزنامه می اوردند در رادیو می اوردند گوینده ها میگفتند این بود که چادری ها از بازماندگان توحش قرون قبل هستند. یعنی وقتی شیطان اراده کرد یک کاری کند برای تبلیغاتش فکر میکند برای تاثیر کارش فکر میکند. اینجا خدا پرده برداری کرده شیطان خودش هم نیست هو و قبیله. یعنی شیطان هوادار دارد هوادار انسی دارد هوادار جنی دارد. قران میفرماید شیطان پول دارد اینها پول روی هم میگذارند تا کاری را انجام بدهند قدرت دارد سلاح دارد.
امیرالمومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه میفرماید شیاطین لشکر سواره لشکر پیاده دارند اینها با قدرت کار انجام میدهند. همین الان هم در فرانسه شما نگاه بکنید یک دختر محجبه ورودش به دانشگاه ممنوع است. چرا مگرشما نمیگویید زن زندگی ازادی اگر ازادی هست فرانسه ادعا میکند من مهد ازادی هستم خب باید ازادی باشد. اونکه حجاب میخواد حجاب ؛ چراجلوی حجاب را میگیرد این ایه درست میگوید خدای رحمان پوشیدگی را، شیطان و شیطانها برهنگی را می پسندند. انوقت انها از این زاویه نگاه میکنند زاویه ورود انها استعمار است میخواهد بر این انسانها سوار بشود میخواهد منافعشان را بمکد میخواهد حاکمیت پیداکند. انها اختیار خودشان را نداشته باشند.
الجزایر رئیس جمهور میخواهد فرانسه باید اظهار نظر کند. همین الان در لبنان انتخابات میشود دهها سال از دوران استعمار گذشته باید فرانسوی ها انگولک کنند امریکایی ها تحریک میکنند سعودی ها پول میگذارند. انا جعلنا الشیاطین اولیاء للذین لا یومنون چه کسانی گول شیطان را میخورند چه کسانی حاضر میشوند این چادر روسری را بردارند این ایه میفرماید بی ایمانها. شاید بتوانیم بگوییم کم ایمانها ضعیف الایمان ها یعنی این ایمان در نگه داشت پاکی در نگه داشت حجاب حرف اول را میزند. کی میتواند کسی را مجبور کند به کاری؟ در درون میگوید من مسلمان هستم من خالق دارم من معبود دارم من رب دارم پرورش دهنده دارم او به من فرموده برای تو پوشیدگی را می پسندم. ای بنده ی من من برای تو لباس را می پسندم ما شیطان ها را اولیاء کسانی که ایمان ندارند قرار دادیم پس این ایه میفرماید یکی از مهمترین دامهای شیطان کندن لباس کشف حجاب است.
پوششی است که خدا فرستاده شیطان هم به خدا قسم خورده من بندگانت را بیچاره خواهم کرد. لاغوینهم یعنی فریب خواهم داد انها را قسم خورده. چرا این کار را میخواهد بکند چون لباس و حجاب برای عفت انسان برای حیای انسان برای پیشرفت انسان برای سعادت انسان ضرورت دارد. انسان یک موجودی است که خداوند استعدادهای زیادی در او تعبیه کرده است خود خدا اینگونه صلاح دانسته توی جامعه در رفت و امدها باید پوشیدگی باشد. حتی بچه ای که به تکلیف نرسیده یعنی مثلا دختر شش ساله پسر هشت نه ساله اصطلاحا ممیز میگویند یعنی خوبی وبدی را تشخیص میدهد. میخواهد برود اتاق پدر مادر قران همین کتابی که ما افتخار میکنیم به او میفرماید پدر و مادر باید جوری بچه را بار بیاورند که این بچه ممیز یعنی هنوز به تکلیف نرسیده بالغ نشده در سه وقت که پدر و مادر ممکن است لباسهایشان کم باشد میخواهند وارد اتاق پدر و مادر بشوند باید در بزنند و اجازه بگیرند. این تربیت قرانی است از اینها ما مطمئن میشویم حجاب حکم خداست.
حجاب مایه سعادت انسان است. خداوند برای انسان پاکی می پسندد. شیطان به دنبال پلیدی است. شیطان چیکار میکند شیطان می کوشد تا با وارونه جلوه دادن حقایق یعنی چی یعنی حجاب و پوشش را زشت جلوه میدهد و برهنگی را زیبا میبینیم. این موها چقدرخوشکل است رنگ کرده این سینه اش پیداست پاهایش پیداست این کارشیطان است یعنی شیطان با این وسوسه ها تحریک میکند این حجاب وچادر کار امل هاست. کار عقب افتاده هاست مال هزارسال قبل است. نمیدانم بگویم یا نه خدا قسمتتان کند به زیارت موزه ی لوور بروید یک سالنی انجا هست یک موزه ای هست به نام موزه لباس منم رفتم انجا وقتی نگاه میکنی قرن به قرن تاریخ لباس را انجا به صورت نمایشی لباسها را انجا نصب کرده اند.
یهودی ها مسیحی ها زرتشتی ها مسلمانان بودایی ها ژاپنی ها همه را چقدر زحمت کشیدند اینها را گرداوری کردند. این برهنگی که الان هست کمتر از صد سال قبل است هشتاد نود سال قبل است. این نشان میدهد بشر با تاریخی که دارد همه جا همه ادیان به خاطر آن فطرت خدادادی پوشیدگی را دوست میداشتند برهنگی را عیب میدانستند بد میدانستند. قران میفرماید بعضی جنایت میکنند خلقت خدا را به بیراهه و گمراهی میبرند. حجاب را مسخره میکنند در تبلیغات زشت جلوه میدهد. چندتا با حجاب مثلا بدلباس راهم می اورد خراب میکند. باحجاب بداخلاق را می اورد انها بلد هستند بخواهند کاری انجام بدهند دنیای هنر در امریکاست.
آن فیلم هایی که در دنیا این همه با استقبال روبرو میشوند صدا تصویر تدوین موسیقی اینها درجه یک هستند. کسی هم دوست نداشته باشد میخکوب میشود پای آن فیلم. انها میایند از این فیلم برای مسخره کردن حجاب استفاده میکنند.
برای باحجاب جوک درست میکند طعنه میزند. یک دختر دانشجو سال اولش که با چادر دانشگاه تهران می آید دو ماه نشده یهو دختر خانم چی شد؟ چرا مانتویی شدی میگوید مسخره ام میکنند. آن وقت او باید یک ایمان بسیار محکمی داشته باشد در برابر ان مسخره ها. ما فعلا در این مسجد میخواهم بگوییم قران روی این موضوع خیلی مطلب دارد پافشاری میکند. موضوع را مهم میداند تقابل خدای رحمان و شیطان است ما که هواداران الله هستیم مابندگان الله هستیم الله پوشیدگی را می پسندد شیطان برهنگی را.
خدا رحمت کند شهید مطهری را بارها و بارها به دانشجوها مخصوصا سفارش میکرد تاریخ اسپانیا را تاریخ الجزایر را بخوانید اینها سیلی هاست که ماخوردیم چرا مومن باید دوبار گزیده بشود از یک سوراخ. این همه تمدن بزرگ اسلام در اسپانیا چند صد سال چه جور شد مسجدها به کلیسا تبدیل شد. با دو موضوع یکی شراب یکی هم حجاب شراب درجه یک درست میکردند مجانی به دختران مسیحی ارایش کرده میدادند و اینها می امدند در مسیر جوان های مسلمان هم چشمک میزدند هم شراب را به انها تعارف میکردند. خب این تجربه ای است که امت اسلامی دارد.
خدا رحمت کند اقای آیتی را کتاب اقای آیتی را شهید مطهری خیلی توصیه میکند. فکر میکنم چاپ دانشگاه تهران است این کتاب رابه جوانها بدهیم بخوانند چگونه شد یک کشور در قلب اروپا یک کشور اسلامی سقوط کرد و همین قصه حجاب چرا فرانسوی ها دست برنمیدارند چرا رئیس جمهور امریکا رئیس جمهور فرانسه وزرای المان مسئولان تراز اول کشورهای اروپایی خودشان با اسم به میدان می ایند و از اغتشاشگران طرفداری میکنند. همه ی قصه یعنی یک ماجرایی وجود دارد که انها می دانند در این ماجرا اگرموفق شوند ان خاکریزهای بعدی دیگر آسان است. یک ایه دیگر را بخوانم و امشب تمام بشود.
خب اقا سید شما منظورت این است که مسلمانان نباید مرتب باشند نباید خوشکل باشند نباید اراسته باشند. نه کی ما گفتیم!
یا بنی ادم خذوا زینتکم عند کل مسجد ای ادمیان به محل عبادت میروید اراسته باشید خوشکل باشید این مسئله از رساله است برای شما بخوانم شاید نشنیده باشید. سزاوار است نمازگزار باحالت وقار، اراسته معطر، مسواک زده شانه کرده به نماز بپردازد. اسلام طرفدار زیبایی است. اصلا صفات خدا را دو دسته تقسیم میکنند صفات جمال صفات جلال یعنی نیمی از اسمهای شریف پروردگار در دنیای جمال و زیبایی است. چرا مسلمان نباید زیبا باشد چرا نباید اراسته باشد باید پوشیده باشد. پیامبر ما میفرمود خداوند بدش می اید از ان کسی که موهایش ژولیده است و نامرتب است بدنش و دهانش بو میدهد اراستگی محبوب پروردگار است. اونوقت دشمن می اید چیکارمیکند می اید یه نمازخوان را میگردد بین نمازخوان ها، نمازخوانی که مثلا لباس هایش نامرتب است موهایش درهم برهم است میگوید ببینید این نماز است این مسلمان است این مذهبیه. گاهی هم در مغز مسلمان می آید و ورود پیدا میکند میگوید اگر میخواهید در دنیای سیر و سلوک حرکت کنید نباید به این چیزها توجه کنید.
لباس چیه عطر چیه برو به صحرایی یا غاری خدا را صدا بزن. اینها همان تبلیغاتی است که دشمن از راه دیگر میگفت یک وقتی با برهنگی الان با نا اراستگی با زشتی با پژمردگی با کثیفی با نامرتبی میگویند اسلام این است. اسلام میخواهی ببینی بیا من نشان بدهم ما طرفدار اراستگی هستیم. پیغمبر واردخانه دخترش شد داشت نماز میخواند حضرت فاطمه زهرا، فرمود دخترم چرا جواهراتت را درنماز باخودت همراه نکردی دخترش گفت پدرجان جواهرات کجابود من یک گردنبند دارم از خزف، خزف یعنی همین صدفهای کنار دریا هست توی شنها. پیغمبر فرمود همان را موقع نماز گردنت کن زن اگر نامحرم نیست وقت نماز خودش را معطر کند لباسهای خوشکلش را بپوشد اسلام طرفدار زیبایی طرفدار پاکیزگی طرفدار اراستگی است. منتها این حریم زن و مرد آنطور که خدا می پسندد آنطوری باید شکل بگیرد. خدایا ما را انگونه که خودت می پسندی قرار بده ما را در جنگ باشیطان وشیاطین پیروز گردان. رهبر عزیزمان کشور عزیزمان مردم عزیزمان را از هر گزندی حفظ بفرما خدایا بچه هایمان را نور چشمان ما مایه ی افتخار ما قراربده.

تفسیر آیات 121-115 سوره طه

داستان حضرت آدم و حوا

تفسیر آیات 121-115 سوره مبارکه طه- مسجد جامع مهدیه جوزستان- استاد سید جواد بهشتی. حضرت آدم از پیامبرانی است که در جاهای مختلف قران قصه اش آمده است. اینجا ششمین جایی است که قصه آدم و حوا آمده و در هر سوره ای از زاویه ای متفاوت به آن پرداخته شده است.تفسیر سوره طه استاد سید جواد بهشتی

بسم الله الرحمن الرحیم

الهی انطقنی بالهدی والهمنی التقوی در خانه خدا پس از اقامه نماز جماعت در آستانه میلاد مسعود خوشبوترین گل عالم خلقت آخرین و بزرگترین فرستاده خدا و ولادت با سعادت فرزند عزیزش پیشوای شیعیان جهان امام صادق علیه السلام.

این روز مبارک را به شما نمازگزاران تهنیت می‌گویم تقاضا می کنم به روان تابناک پیامبر عظیم الشأن اسلام و حضرت صادق علیه السلام صلواتی تقدیم بفرمایید. خب ما قبل از ماه محرم آیاتی از سوره طاها را بیان می کردیم بیشتر آیات این سوره درباره درگیری های پیامبر اولوالعزم موسی بن عمران با فرعون و فرعونیان بود یعنی جلسات متوالی ما در این مسجد درباره مبارزات موسی بن عمران و جنایات فرعون و فرعونیان سخن گفتیم. خب این قصه به پایان رسید خداوند حکیم پس از قصه موسی بن عمران قصه آدم و حوا و شیطان را بیان می کند مفسران میگویند معناش این هست که کسی گمان نکند این درگیری خداپرستان با جباران مال زمان حضرت موسی بوده. مال همه زمانهاست اصلا از روز اولی که آدم ابوالبشر بر اساس حکمت خدا پا گذاشت روی این کره خاک این جنگ آغاز شد. مال زمان حضرت موسی یا حضرت عیسی یا پیامبران نه تا آخر خواهد بود.
خب حالا وارد قصه جدمون حضرت آدم و همسر عزیزش حضرت حوا میشویم خب اینجا ششمین جایی است که قران کریم به این قصه پرداخته بعضی از قصه ها رو خداوند فقط دریک سوره آورده یک بار بعضی از قصه ها مثل قصه موسی بن عمران در سی و چهار سوره آمده حدود هشتصد آیه قران راجع به قصه حضرت موسی علیه السلام است. این معناش اینه مسلمونها این قصه رو زیاد باید بخونند از زوایای مختلف باید بهش نگاه کنند اما یه پیامبری است مثل حضرت ادریس یکی دو سه آیه در قران بیشتر براش نیامده. حضرت آدم هم از پیامبرانی است که در جاهای مختلف قران قصه اش آمده اینجا ششمین جایی است که قصه آدم و حوا آمده متفاوت است در هر سوره ای از زاویه ای نگاه شده. در اینجا میفرماید که: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم “ولقد عهدنا آدم من قبل” قبل از موسی ما با آدم عهد بستیم عهد خدا با آدم چه بوده بیشتر مفسرین میگن این را مشروح تر بخواهیم باید بریم سراغ سوره اعراف در سوره بقره هم آمده اما مفصلترین جا در این دو سوره است.
قصه اینطوری شروع میشود که خدا اراده کرد موجودی به نام آدم بیافریند که آمیزه ای است از خاک و روح الهی ملک و ملکوت، وقتی این موجود را آفرید حالا در جاهای مختلف قران امده که از ترکیبی از آب و خاک یعنی گل این آدم رو آفرید. همسرش را هم مثلا مثل این سفالکارا هستن یه مقدار زیاد میاد از همون از چیز دیگری نه همسرش رو هم از همون جنس آفرید. بعد به آنها فرمود بروید داخل این باغ, باغ به عربی میشود جنت. ما جنت رو بیشتر ترجمه میکنیم به بهشت یه بهشتی هست که پس از پایان جهان و روز رستاخیز یه بهشتی هست. این قصه ای که اینجا کلمه جنت آمده منظور اون بهشت نیست اینجا صحبت یه باغی هست حالا ظاهرا از همین باغهای دنیایی هست. همین باغهای که شما دیدید لواسان و دماوند و شمال و اسپانیا و فرانسه و همین باغهایی که دیدید.
این زن و شوهر رو خدا فرستاد توی باغی حالا ما چیکار داریم این باغ کجا بوده توی این باغ انواع و اقسام میوه ها و خوردنی ها و لذات وجود داشت خداوند به آدم فرمود با همسرت توی این باغ زندگی کنید. یه عهد دیگری هم خدا با آدم و حوا این بود که مراقب باشید یه کسی به نام شیطان یا ابلیس میاد سراغتون مواظب اونم باشید دشمن است. بزرگان ما مفسران قران در روزگار ما مثل آیت الله العظمی مکارم شیرازی برداشتشون اینه که من برای شما عرض میکنم که این سکونت آدم و حوا تو این باغ قبل از دوران تکلیفشون بوده یعنی هنوز آغاز زندگی بشری که خدا آنها رو برای ماموریتی بفرستد حرامها واجبها مستحبات مکروهات اوامر نواهی هنوز شروع نشده بود. پس تو این باغ چه نوع زندگی بوده اینطوری مثال میزنن یه مثال اینه مثل این ورزشکارهایی که گاهی باهم مسابقه میدن ولی تمرینی مسابقه جدی نیست یاکارکنان دولت قبل از اینکه استخدام بشن یه دوره ی آزمایشی که تو اون دوره تقریبا مثلا میخان اینا رو امتحان کنن یه بخشی از گزینش اونجا هست جدی نیست ها یا مثل نظامیانی که در مانور شرکت میکنند. ما هم فکر کنم دو ماه سه ماه از انقلاب نگذشته بود تو همون بهار سال پنجاه وهشت یه حدود دویست تا طلبه رو از حوزه علمیه قم آوردند تو همین پادگان سعد آباد که برای شما تعریف کنم خون گریه میکنید چه بلایی سر این علما آوردند یه روز جمعه عصر بود ما با همین لباسهای مرسوم وارد شدیم و یه آقایی که چه میدونستیم این کیه در لبنان دوره دیده الان در بهشته ها به نام محسن چریک اون دست به سینه اومد جلو علما و خوش آمد گفت و بعد هم لباسهایی آورد از اون لباسهای خاکی و این لباسها رو از تن ما بیرون آورد و اون لباسها رو پوشاند و خیلی با عزت با احترام بعد هم گفت شما آقایان سروران گرامی
با احترام پانزده روز در خدمتتون هستیم اگر میخواهید سالم از اینجا بیرون برید باید اطاعت کنید. ماهم نمیدونستیم یعنی چه همه گفتند چشم. اون شب هم یه شام خوبی داد به ما شام خوردیم از فردا صبح شروع شد جنگ واقعی هم نبود یه نوع آموزشی بود که اینها آموخته بشن برای جنگ واقعی. همون روز اول این بیچاره ها رو برد تو این کوه های شمال تهران و اول مثلا از یه بلندی دو سه متری یه آهنی گذاشته بود گفت آقا برو جلو. علما هم که شما میدونید ورزش نمیکنن حالا نه اون وقتها ورزش نمیکردن اینا چشماشون هی دوتا دوتا میگفت یا امام زمان دو متر هم بیشتر نبود پاشون جلو نمیرفت. اونم یه ژه سه دستش بودشلیک میکرد آقا دو سه نفر رد شدن یکی افتاد پایین گفت ایرادی نداره ما اینجا دکتر داریم پرستار داریم خلاصه این بیچاره ها دیدن نه جدیه قصه. رفتن اون بالاهای کوه قانون هم این بود گفت هر وقت من شلیک میکنم شما صدای شلیک رو شنیدید باید درازکش بخابید. این بیچاره ها همچین کارایی تمرین نکرده بودن یهو میرفت درازکش کنه از اون بالای قله می افتاد ته دره. برگشتیم خسته کوفته ناهار نخورده عصری بود دیگه شمردن دیدن کم اند ده پانزده تا کم اند. گفت همه باید برید اونا رو بیارید از غذا خبری نیست حالا نمیتونم تعریف کنم دو سه روز که گذشت این علما نشستند فکر کردند گفتند چه کنیم از گیر این نجات پیدا کنیم. اونم فهمید گفت تلفنهای اینجا رو همه رو قطع کردم میخواستند به خانه مراجع زنگ بزنن شکایت کنند که شما کجا هستید به علما جسارت شده. بعد ما رو برد تو میدانی خیلی ارتفاعش از این مسجد بالاتر و مرتفع یه طنابی اون بالا بود با مسافت زیاد گفت روز آخر هر که از این مانع بتونه رد بشه جواز نجاتش هست این دوستانم فهمیدن هیچ چاره ای ندارن.
یعنی میخام بگم اون باغی که آدم و حوا رو خدا توش فرستاده یه جایی تمرینی آزمایشی هنوز زندگی اینگونه ای بشر شروع نشده. مثل کاخ سعد اباد هم نمیدونم نمیتونیم حالا برای آدم و حوا ولی هر چی هست خدا میفرماید امکانات زیادی در اون باغ بوده. عرض به خدمت شما خداوند به آدم و حوا فرمود هرچی میخواهید از امکانات اینجا و خوردنی ها استفاده کنید. فقط به این درخت نزدیک نشید حالا این اشتباهه ما بریم بپرسیم درخت چی بوده. حالا هر چی بوده سیب بوده انگور گلابی گندم بوده چیکار داریم یه درخت شما تصور کنید که فرمانده بگه هر جا میخاهید برید هر کاری میخواهید بکنید هر چی میخواهید بخورید ولی به این درخت نزدیک نشید. شیطان وارد همون کاخ سعد آباد شد مثلا وارد اون باغ شد با یه ترفندی که بلد بود خودشو رساند به این آقا و خانم. فوسوس یعنی تحریک کرد اینها رو اول از اونها پرسید میدونید چرا خدا گقته به این درخته نزدیک نشید آدم و حوا هم اظهار بی اطلاعی کردن. نه همین اندازه میدونیم خدا فرموده به این درخت نزدیک نشید. حالا در چند جای قران چند جور کلام داره در سوره اعراف یه جور مثلا یه جا شیطان گفت دلیلش اینه اگر از میوه این درخت بخورید فرشته میشوید. آدم و حوا گفتن این خیلی خوبه فرشتگان رو ما تعریفش رو شنیدیم تو ای سوره میفرماید اگر بخورید هیچ وقت نمیمیرید. اینا گفتن اینم خیلی خوبه مردن چیز بدی هست آدم دوست داره همیشه باشه. یک جواب دیگه شیطان گفت اگر از میوه این درخت بخورید قدرت پیدا میکنید سلطنت پیدا میکنید. خب پدرو مادر ما هم مثلا رو اون صندلیهایی که اونجا طراحی شده بود نشسته بودند و نمیدونم شاید چیزی میخوردن انگور میخوردن موز میخوردن شروع کردن با هم اختلاط کردن حاج خانم بخور اون میگفت حاج آقا اختیار با شماست. اینا هی با هم بده بستون کردن آخرش تحت تاثیر این تبلیغات این موجود قرار گرفتن یعنی انقدر خوب صحبت کرد که اینا بنا رو بر این گذاشتن که این همه میوه اینا رها کردن درست همونی که خدا فرموده یعنی شیطان اینجا هنرنمایی کرد.
صدجور انگور بیست جور انار چقدر گلابی به هلو شلیل همه رو ول کردن درست همونی که خدا فرموده نخور پدر مادر ماهم نه اینکه بخورند قران میفرماید “ذاقا” یه گاز زدن. یه کم یه کمی از خوشمزگی آب انار تا اینکار و کردن لباساشون ریخت این معلوم میشه که خداوند این آدم و حوا رو با کرامت برهنه نبودن پوشیده بودن حدیث داریم شیطان برهنگی را دوست دارد رحمان پوشیدگی را. انسان یه اندامی داره خدا آفریده بر اساس حکمت برای بقا ی نسل آفریده ولی خود انسان را یه جوری آفریده حالا فرقم نمیکنه مسلمان باشه مسیحی باشه یهودی باشه آمریکایی باشه روسی باشه چینی باشه انسان اگر باشه زشت میداند که اینها پیدا باشه.
یعنی تو وجود انسان تو سرشت انسان تو فطرت انسان است. لذا قران اسمشو گذاشته سوآت یعنی یه اندامی که ناخوش دارد پیدا باشد دیگران ببیند دوست داره پوشیده باشه خدا اینگونه آفریده تا این لباسها ریخت اینها بلافاصله رفتند با برگ درخت خب با برگ درختم که نمیتونه آدم خودشو بپوشونه تعداد زیادی از برگ درختها رو حالا کلمه ای که تو قران هست اینها رو به هم دوختن باسوزن و نخ بوده بعضی از مترجمین ترجمه کردن این برگها رو به چسپوندن تا مثلا یه پوششی درست بشه جلو و عقب اونها رو بگیره. همچین کاری کردن خب یه مقداری بخونیم این آیه ها رو تا برسیم به یه مسئله حساس.
“ولقد عهدنا إلی آدم من قبل” قصه مبارزه موسی و فرعون مال زمان موسی نیست قبل از موسی از آدم شروع میشود ما قرار گذاشتیم عهد بستیم با آدم فنسی اما آدم یادش رفت. و لم نجد له عزما یه تصمیم استواری ما در او ندیدیم که بایستد در مقابل شیطان. خب همین جا الان شما سوال براتون پیش میاد عجب پیغمبرش که اینطور پس ما چی پیغمبر اگه یادش بره یا پیغمبر اگه شل بشه غافل بشه تکلیف ما چی میشه. یه مقدار بریم جلوتر بر میگردیم.
“و اذ قلنا للملائکة اسجدو لآدم” ما که خدا هستیم به فرشتگان فرمان دادیم به آدم سجده کنید. کدام آدم همین که الان از این میوه ای که گفتیم نخور خورد این خودش یه دلیل هستش که نه این دوران تکلیف نبوده ادم و حوا معصیت نکردن نافرمانی چطور میشه یه معصیت کار جز فرشتگان باشه این یه دوره تمرینی بوده مانوری بوده میخاستن آزمایش بکنن. برادرا خواهرا دشمنی وجود داره مواظب باشید شما رو فریب ندن. همه هم میدونن الان جنگ واقعی اون دشمن میاد یکی قلقلک میده اونم خندش میگیره خب تمرین بود از این به بعد جدی خواهد بود.
ما گفتیم به فرشتگان به آدم سجده کنید “فسجدوا همه فرشتگان سجده کردند الا ابلیس أبی” ابلیس خودداری کرد از سجده کردن. مجددا یه سوال اینجا پیش میاد که ابلیس مگر از فرشتگان بوده ؟خود قران میفرماید نه ابلیس از جنیان هست. از جنس جن یه نقطه اشتراکی با آدم دارد جنیان مثل انسانها اختیار دارند تکلیف دارند پیامبر عزیز اسلام الان پیامبر جنی ها هم هست. با فرشته ها فرق میکنه فرشته ها جنسشون از عقل خالصه نافرمانی تو حوزه فرشته ها معنا ندارد. ابلیس اونجا چیکار میکنه ابلیس به خاطر سوابق درخشانی که حالا در عبادت داشته اجازه پیدا کرد از جمع جنی ها بیاد در جمع فرشته ها اینجا معلوم میشه ابلیس خصومت داشته دشمنی داشته با آدم سجده نکرد. یه نکته دیگه هم اینجا بگیم ما معتقد هستیم که سجده فقط مخصوص الله است برای غیر از خدا سجده حرام و ممنوع است برای درخت برای ستاره خورشید حتی برای انسان سجده ممنوع است.
پس اینجا رو چه جور معنا کنیم اینجا رو اینطوری معنا کرده به فرمان خدا به احترام آدم در پیشگاه خدا سجده کردند. یعنی اون سجده به احترام این خلقت پروردگار ولی در پیشگاه خدا این یه معنا یه معنای دیگری که بعضی از مفسران شیعه و سنی گفتند این هست که اینجا سجده معنای سجده نیست به معنای تواضع است. در هر حال سجده برای غیر خدا ممنوع است.
بریم سراغ آیه بعد فقلنا یا آدم ما گفتیم ای آدم “إن هذا عدو لک و لزوجک” این ابلیس دشمن تو و دشمن همسرت حواست. فلا یخرجنکما من الجنة فتشقی مراقب باشید شما دوتا رو دشمن از این باغ بیرون نکند که اگر بیرون رفتید به زحمت خواهید افتاد به دردسر خواهید افتاد به رنج خواهید افتاد. اینجا میدونید چه خبره اینجا اگر اینجا باشید در این باغ مزایاش اینه و إن لک لا تجوع فیها اگر در این باغ باشید هیچ وقت گرسنه نخواهید بود همین بساط خوراک آماده است زنگ بزن رستوران عرض به خدمت شما فرحزاد کجا پیتزا جوجه هر چی میخای اینجا از نظر خوراک بیمه هستی. تو اینجا لباستون هم تامینه از اینجا برید بیرون همش باید تو فروشگاها بگردید دنبال لباس ها دنبال غذا. و أنک لا تضمأ فیها تشنگی هم نخواهید داشت تا تشنه میشوید آب فراهم است آب معدنی درجه یک بدون املاح مضر ولا تضحی سوزش آفتاب هم تو این باغ اذیتتون نمیکنه. هم خانه هایی تو اینجا هست که دیوارهای خانه ها هم درختان بلند اینجا خلاصه وسایل رفاه آماده است. از اینجا پاتو بزاری بیرون به دردسر خواهی افتاد فوسوس الیه الشیطان شیطان وسوسه کرد آدم را آمد به سمت او. قال یا آدم شیطان گفت ای آدم ببینید اینجا یه جا کلمه ابلیس میگه یه جا کلمه شیطان حالا اینجا فرصت کنیم در جلسات بعد خواهیم گفت فرق اینها چیه.
ای آدم هل أدلک علی شجرة الخلد میخای یه درختی رو بهت معرفی کنم که درخت جاودانگیست. از میوه اش بخوری هیچ وقت نمیمری و ملک لا یبلی سلطنتی که پایان ندارد. پدر مادر ما هم گفتن خب آره از همین میوه میخوریم فأکلا آدم خورد یا حوا هردوشون فأکلا منها خوردند از همون درختی که نباید میخوردند فبدأت لهما سواتهما اندام جنسیشون ظاهر شد که نباید ظاهر میشد. خدا انسان را برای هدفی فوق العاده والا آفریده این غریزه را و این اندام را از روی حکمتش برای بقای نسل او قرار داده اینها باید پوشیده باشد از چشم دیگران. تا اندامشان پیدا شد طفقا یعنی خیلی زود پر شتاب یخسفان علیهما من ورق الجنة. ببینید یه کلمه است به دو شکل در قران آمده وَرق و ورِق وَرق یعنی برگ درخت و ورِق یعنی اسکناس و کلمه اقتصادی است. و وَرق کلمه کشاورزی است از برگ درختان یخسفان درباره امیرالمومنین علیه السلام و پیامبر هست خاسف نعل یعنی کفشهای خودشان رو خودشون وصله میکردن. یخسفان یعنی برگ درختان را به هم چسپوندند و خودشان رو پوشوندند. و عصی آدم معصیت کرد آدم ربه نافرمانی پروردگارش را کرد فغوی به بیراهه رفت ببینید این سوال مهمی که همین امشب باید جواب بدیم. ممکنه تا هفته آینده یا من نباشم یا از دنیا برم یا شهید بشم یا چه بدونم یا شما مثلا کربلا بری ان شاالله نبیینیم همدیگه رو همین امشب باید این جواب رو بدیم.
چندتا کلمه یه کلمه نسی یعنی فراموش کرد یه کلمه لم نجد له عزما اراده قوی ما در اون ندیدیم یه کلمه دیگه فعصی یعنی نافرمانی کرد فغوی بیراهه رفت چه کنیم با این کلمات. در کلام شیعه امامان معصوم از همان قرن اول چون این مورد پرسش قرار میگرفت و بعد از غیبت امام زمان علیه السلام دانشمندان شیعه مثل شیخ صدوق شیخ مفید به این موضوع پرداختند. من خیلی مختصر عرض میکنم بزرگان ما اینطوری به ما یاد دادند. ما یه مبانی داریم به آیات قران میرسیم برای تفسیرش از مبانیمون نمیتونیم دست برداریم. مثلا راجع به خدا مبنای ما اینه ثابت میکنیم خدا جسم نیست این رو وقتی ثابت کردیم تو قران خواندیم دست خدا یه دفعه باید معنا کنیم شما بفرمایید قدرت خدا. الان بعضی از فرق اهل سنت عقیدشون اینه که خدا دست داره میگیم به چه دلیل میگه تو قران گفته ید الله. مامیگیم بر اساس مبنای ما خدا جسم نیست چطور دستی مثل ما داشته باشه دست خدا یعنی قدرت خدا اینجا هم ما با دلایلی که الان فرصتشو نداریم اثبات میکنیم در کلام شیعه پیامبران و امامان معصوم هستند، معصوم هستند یعنی چه؟ به سه معنا معصوم هستندیعنی گناه نمیکنند معصوم هستند یعنی اشتباه نمیکنند معصوم هستند یعنی فراموش نمیکنند. سوال یعنی اینکه معصوم هستند دست خودشونه یا خدا اونها رو اینطوری آفریده شمانظرتون چیه؟ خب حالا اینطوری بزرگان ما به ما یاد دادند اون اولیه که گناه نمیکنند دست خودشونه یعنی به درجه ای از ایمان و یقین رسیدند که زشتی گناه را به اندازه ای میدانند که فکر گناه هم نمیکنند این مال گناه در اختیار اونه.
اما اون فراموش کردن دست آدم نیست انسان طبعش اینه گاهی یه چیزی رو فراموش میکنه فراموش نکردن و اشتباه نکردن رو خدا قرار داده چرا چون لازمه ی رسالت اونهاست. اگر پیغمبر امروز تشریف بیارند بفرماید مسلمانها درشبانه روز ده رکعت باید نماز بخانید فرداتشریف بیارن بگن ببخشید من اشتباه کردم دوازده رکعت پس فردا بیان بگن من فراموش کردم پانزده رکعت پسون فردا خب اصلا اعتماد به اون پیغمبر به خاطر این اعتمادی که لازم است بین امت و پیامبر و معصوم باشد خدا یه جوری قرار داده که اونها فراموش نکنند اشتباه نکنند. خب حالا این مبنای ما پیامبران امامان معصومند به سه مبنا گناه نمیکنند اشتباه نمیکنند فراموش نمیکنند اگر این رو پذیرفتیم حالامیاییم میبینیم راجع به حضرت موسی علیه السلام ذنب یعنی گناه به کار رفته اون مثلا باید انقدر رقیقش کنیم که به عصمت حضرت موسی صدمه نزند. مثلا بگیم ترک اولی یه اولویتی رو حضرت موسی مثلا نباید اونجا نه اینکه فرعونی رو نباید بکشه اون که باید کشته میشد دلیلش اینه که حضرت موسی علیه السلام اگر کشتن اون فرعونی نادرست بود بلافاصله عذر خواهی کرد خدا عذر خواهیش رو قبول کرد چطور میشه یه قتل به این راحتی پذیرفته بشه. نه اون کشتن کار درسته شاید وقتش نبوده خودش رو به زحمت ما باید اینطوری در آیات همچین تصرفی بکنیم تا مبنای عصمت پیامبران، اینجا هم همینطور این چهارتا کلمه رو فراموش کرد. ما عزم استواری ندیدیم نافرمانی کرد این رو ما اینطوری به ما یاد دادن بزرگان ما اینطوری معنا کنیم این نافرمانی به این شکل در دوره کار آموزی بوده در دوره مانور بوده حالا درسته دوره مانور هم باید فرمانبری کند ولی حالا یه جنگ جدی و یه حالت آزمایشی بوده یه طوری که به عصمت آدم ابوالبشر صدمه بزند نه نبوده. بعد از این که از اون باغ بیرون آمدند و زندگی در خارج از باغ شروع شده حالا صفحه اول زندگی اونها آغاز میشه درختی رو که نباید میوه اش رو بخورند خورده خدا فرمود هر چه میخاهی در سوره مبارکه بقره آمده از میوه های این باغ بخورید حیثما شئتما ولا تاکلا هذه الشجرة این فرمان خدا بود. جوابی که ما میدیم با معصیت اشتباه نشه با غوی یعنی بیراهه رفتن اشتباه نشه. اون نسی درست معنا بشه اینه یک فضای آزمایشی و به صورت تمرینی که حالا اینها میخاد این خانم و آقا وارد این فضای جدی بشن خدا از روی رحمتش یه تمرینی به اونها داده این چیزی است که بنده بلد هستم.

خدایا به مقام محمد و ال محمد این جنگی که از روز آغاز شیطان به جنگ انسان آمد و ما به ناچار تا پایان تاریخ تو یکی از دو جبهه باید قرار بگیریم یا جبهه حق مقابل شیاطین یا در جبهه الله خدایا ما را در صراط مستقیم ثابت قدم بفرما. خدایا خلق ما را محمدی قرار بده زندگی ما را محمدی قرار بده مرگ ما را محمدی قرار بده جامعه ما رو محمدی قرار بده.