شرح زیارت جامعه کبیره توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی


اوامر و نواهی خدا درباره غذا خوردن

اوامر و نواهی خدا درباره غذا خوردن(اهل بیت آشکارکنندگان امر و نهی الهی)

 


دانلود فایل صوتی

امر و نهی الهی درباره سخن گفتن

امر و نهی الهی درباره سخن گفتن(اهل بیت آشکارکنندگان امر و نهی الهی)

 


دانلود فایل صوتی

تجلی توحید در ائمه علیهم السلام

شرح زیارت جامعه کبیره (تجلی توحید در ائمه)


دانلود فایل صوتی

راههای کسب محبت خدا

شرح زیارت جامعه کبیره (راههای کسب محبت خدا)

محبت خداوند

زیارت جامعه را میگفتیم رسیدیم به این جمله والتّامینَ فی مَحَبَّةِ الله مطالبش ناتمام ماند نیت کردیم این شب پایانی را با محبت به پایان ببریم. در احادیث ما محبت به بندگان خدا قرار گرفته کنار محبت به خود خدا. یعنی گره خورده این دو موضوع باهم تفکیک ناپذیر است. یعنی کسی که به خلق خدا مهر می ورزد گویا به خدا محبت دارد.

بسم الله الرحمنِ الرَّحیم
الّلهم صَلِ عَلَی علیِّ بن موسی الرّضا المرتضی الامامِ التّقی النّقیِ و حجَّتِکَ عَلَی مَن فَوقَ الارضَ ومَن تحتَ الثَّری الصِّدیق الشَّهید صلاهً كثيرةً تامَّةً زاکیّةً متواصِلةً متواتِرةً مترادفةً کَاَفضَلَ ما صلَّیتَ عَلَی اَحَد مِن اولیائِکَ. به روان تابناک پیامبر عظیم الشان اسلام و اهل بیت پاکش به ویژه دختر گرامی اش و غریب خراسان امام رئوف حضرت رضا علیه السلام صلواتی تقدیم بفرمایید. به روان پاک شهیدان تاریخ اسلام شهیدان کربلا شهیدان مظلومیت شیعه تا به همین امروز شهید عزیز قاسم سلیمانی حسین همدانی شهیدان این فتنه های این روزها شهیدان این محل این مسجد علمایی که ما را هدایت فرمودند و روح بلند حضرت امام خمینی صلواتی تقدیم بفرمایید.
تشکر میکنم از خواهران و برادران که در این شبها وقت شریف و عزیز خودشان را گذاشتند تا این مجلس با آبرو، با شکوه اداره بشود. از سروران عزیزم حاج اقای شاهچراغی حاج اقا رامندی به صورت ویژه تشکر میکنم از خداوند میخواهم که این گفتگوها را مایه خیر، رشد و نور و به دور از هر آفتی تقدیر بفرماید. همچنان خداوند به ما عمر بدهد در مجالس اهل بیت حضور پیدا کنیم. خب ما زیارت جامعه را میگفتیم رسیدیم به این جمله والتّامینَ فی مَحَبَّةِ الله مطالبش ناتمام ماند نیت کردیم این شب پایانی را با محبت به پایان ببریم. در احادیث ما محبت به بندگان خدا قرار گرفته کنار محبت به خود خدا. یعنی گره خورده این دو موضوع باهم تفکیک ناپذیر است. یعنی کسی که به خلق خدا مهر می ورزد گویا به خدا محبت دارد امشب بیشتر وقت را میخواهم راجع به این موضوع صحبت کنم.
اقا علی بن موسی الرضا در این سه سال و نیمی که در ایران بودند گروههای زیادی از شیعیان از خراسان خدمت امام رضا می رسیدند. الان تاریخش را که میخوانیم توصیه های امام رضا علیه السلام غالبا راجع به محبت کردن است مهرورزی، کارگشایی، وام دادن، انفاق کردن، گذشت کردن یا نامه ای امام رضا به شیعیان مینوشته که مضمون آن همین محبت است. یا حتی بعضی از جمعیتهایی از شیعیان می امدند امام رضا علیه السلام روزهای متوالی راه نمیداده انها را به خانه اش در پایان می پرسیدند ای پسر پیغمبر ما چه جرمی مرتکب شدیم شما ما را راه نمیدهید. میفرمودند جرم شما این است که ادعا میکنید شیعه هستید شیعه احساس دارد شیعه گذشت دارد شیعه محبت دارد چرا به داد هم نمیرسید.
یک موضوع، موضوع فوق العاده مهمی است ابتدای سخن میخواهم به ایاتی اشاره کنیم که خداوند گروههایی را دوست دارد گروههایی را دوست ندارد. اشنا ست برای شما ولی گفتنش خیلی مهم است. اگر ما واقعا خدا را دوست داریم چیزهایی را و کسانی که خدا دوست دارد ما باید دوست بداریم. انها چه کسانی هستند و چه چیزهایی هست؟ قران میفرماید اِنَّا الله یُحِبُّ المُحسِنین خداوند نیکوکاران را دوست دارد. اگر ما هستیم خوشا به حال ما اِنَّ اللهَ یُحِبُ التَّوّابین خداوند توبه کنندگان را دوست دارد و یُحِبُّ المُتَطَهِّرین خداوند پاکیزه ها را دوست دارد. اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُتَّقین خداوند با تقواها را دوست دارد. ما باید برویم ببینیم در کجای جدول هستیم. اِنَّ الله یُحِبُّ الصّابِرین انهایی که زود از کوره در نمی روند انهایی که مایوس نمیشوند انهایی که پای کار هستند اینها را خدا دوست دارد. اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُتِوَکِّلینَ انهایی که به خدا اعتماد دارند به خداتکیه میکنند. اِنَّ اللهَ یُحبُّ الذینَ یُقاتِلونَ فی سَبیلِهِ صَفّا انها که انقلابی هستند مبارزه میکنند.
اینطرف جدول اِنَّ الله لایُحِبُّ الظّالِمین خداوند ستمگران را دوست ندارد اِنَّ اللهَ لایُحِبُّ المُعتَدین. آنهایی که از گلیم خودشان پا را فراتر می گذارند دست اندازی میکنند به دارایی دیگران به اموال دیگران خدا دوستشان ندارد. وَاللهُ لا یُحِبُّ کُلَّ کَفّار کَفار یعنی ادم ناسپاس قدر دانی نمیکند اَثیم یعنی معصیت کار. انَّ الله لا یُحِبُّ الکافِرین کافر یعنی حق را میشناسد ولی انکار میکند خدا دوستش ندارد. انَّ الله لا یُحِبُّ مَن کان مُختالِِ فَخورِِ ادمهای متکبر فخر فروش را خدا دوست ندارد. اِنَّ الله لا یُحِبُّ مَن کانَ خَوّاناََ خداوند خیانت کاران را دوست ندارد. وَاللهُ لا یُحِبُّ المُفسِدین انهایی که فساد میکنند خدا دوستشان ندارد. اِنَّهُ لایُحِبُّ المُسرِفین انهایی که بریز و بپاش میکنند هشت تا مهمان دارد اندازه بیست نفر غذا می اورد بقیه اش را همینطور سطل اشغال میریزد. انَّ الله لایحِبُّ الفَرِحِینَ انهایی که سرمست هستند غش غش میخندند و به فکر درد دردمندان نیستند. اینها راخدا دوست ندارد. خب مردی به محضر رسول خدا رسید وگفت: اِنّی اُحِبُّکَ من شما را دوست دارم. پیغمبر گفت خودتو اماده کن برای سختی این معلوم است دوستی خدا و اولیاء خدا اینطور نیست که اسان باشد. بهشت هست اما بلا هم در ان هست. بعد گفت من امیرالمومنین را دوست دارم فرمود خودت را اماده کن برای دشمن. در جبهه علی بیایی دشمنانت زیاد میشود.
بعضی ها مثل ماست هستند خنثی. هیچکس نمیداند که در چه خطی هستند اینوری یا اونوری هستند. اصلا جوری رفتار میکند همه تعریفش را میکنند میگویند ما سی سال با این ادم هستیم نفهمیدیم تو چه حزبی است. جابربن عبدالله انصاری زیاد مسافرت میرفت هر جا در هرشهری میرفت میگفتند حدیث بگو حدیث غدیر را میگفت از او پرسیدند چرا این حدیث را همه جا میگویی؟ میگفت میترسم بقیه حدیث غدیر را بگویند. گفت من امیرالمومنین را دوست دارم پیغمبر فرمود خودت را اماده کن برای دشمنان.
این حدیث را من گفته ام یکبار دیگر هم بگویم خیلی حدیث قشنگی است پیامبر در خیابان به نوجوان نابالغی مثلا یازده دوازده ساله رسید تا نگاهش به پیغمبر افتاد این پسربچه خندید. پیغمبر فرمود اَتُحِبُّنی منو دوستم داری؟ فَقالَ ای والله گفت به خدا دوست دارم شما را یارسول الله. فَقال لَهُ مِثلُ عَینَیک مثل چشمانت مرا دوست داری فَقالَ اَکثَر نه بیشتر فَقالَ مِثلُ اَبیک مثل اینکه پدرت را دوست داری مرا دوست داری فَقالَ اکثَر نه بیشتر. فَقالَ مِثلُ اُمِّک همان اندازه که مادرت را دوست داری مرا دوست داری فَقالَ اکثَر نه بیشتر فَقالَ مِثلُ نَفسِک همان اندازه که خودت را دوست داری مرا دوست داری فَقالَ اکثَر نه بیشتر والله یا رسول الله اینها را راست میگویم. پسر ده یازده ساله اینها  رامیگوید فَقالَ مِثلُ ربِّک منو مثل خدا دوست داری پسر گفت نه خدا را بیش از شما. فَقال الله الله یارسول الله اینی که شما را دوست دارم به خاطر خدا دوست دارم پیغمبر به اصحاب به همراهان فرمود از این پسر بچه یاد بگیرید دوستی ها باید جهت دار باشد معلوم باشد ریشه اش به کجا برمیگردد.
امام صادق علیه السلام فرمود اِنَّ اَحَبَّ المومنین اِلَی الله محبوب ترین مومنان نزد خدا کیست؟ مَن کسی که اَعانَ المومِن الفقیر به مومن فقیر کمک کند. پیش خدا خیلی عزیز است مِنَ الفقر فی دنیاهُ و مَعاشِهِ در معاشش گیر افتاده نمیرسد. دو تا شغل دارد هرچه اینور آنور میکند قرض میکند. کسی بود میگفت در بازار کاشان همیشه قرض میکرد از این اقا قرض میکرد میداد به او، از او قرض میکرد مثلا ماه بعد میداد به این، این بازاری گفت تو برو کنار ما این پول را خودمان جابه جا میکنیم. بعضی ها انقدر ندارند همینطور دست به دست تا ببینند دنیا چه خواهد شد. محبوب ترین کس نزد خدا کسی است که مومن فقیری را در معاش کمک کند. وَ مَن اَعانَ نَفَعَ ودَفَعَ المَکروهَ عَنِ المومنین هرکس نفع برساند و ناخشنودی ها را از مومنین دور کند نزد خدا محبوب است.
پیغمبر فرمود یَقولُ الله تَعالی خدای بزرگ میفرماید اِنَّ اَحَبَّ العِباد اِلَیَّ اَلمُتَحابّون در بین مردم محبوب ترینشان پیش من انهایی هستند که همدیگر را دوست دارند. یعنی خدا دوست دارد ما همدیگر را دوست بداریم یعنی یک مثلث میشود ما، خدا، مردم یعنی همین اندازه که دیگران را، دیگران چه کسانی هستند؟ از داخل خانه شروع کنیم همسر را دوست بداریم. پیغمبر فرمود: زن و شوهر وقتی به هم نگاه عاشقانه میکنند خدا به هردوی انها نظر رحمت میکند. پدر و مادر وقتی بچه ها را میبوسند بچه ها را نوازش میکنند خدا به جمع انها نظر رحمت میکند. همسایه ها وقتی به فکر هم هستند همدیگر را دوست میدارند در شادی هم شریکند خدا به همه انها نظر رحمت میکند.
اگر این حالت در ما هست خدا را شکر کنیم اگر کم است از این شب اخر ماه صفر سوغاتی که به خانه میبریم همین باشد. یک جوری برنامه ریزی کنیم این درجه محبت به دیگران را بالا ببریم معنایش محبت به خداست. پیغمبر فرمود چند گروه هستند که خدا به خاطر انها محبت میکند عذاب را برمیگرداند. یکی انهایی هستند که مقید هستن که مسجد بیایند یعنی وقتی نشان میدهند آن آقای مسجدی است آن خانم مسجدی است سالی یکی دوبار را مسجدی نمیگویند. انهایی که حدالامکان سعی میکنند مرتب مسجد بیایند. تعبیر پیغمبر این است اَلمُتِعَلِّقَه قُلوبُهُم بِالمَساجِد یعنی دلش را به مسجد گره زده. یک شب مسجد نیاید میگوید یک کمبودی احساس میکنم. و کسانی که در سحرگاهان برمی خیزند و استغفار میکنند نیایش میکنند. به آبروی اینها خداوند به بقیه محبت میکند.
امام صادق علیه السلام فرمود اَحبَّ العِباد اِلَی الله محبوب ترین مردم نزد خدا رَجُلُُ صَدوق فی حدیث کسی است که در حرف زدنش راست میگوید صَدوق یعنی خیلی راستگو. شیخ صدوق که نزدیک عبدالعظیم حسنی هست بعضی ها مقید هستن هروقت به زیارت حضرت عبدالعظیم رفتند این عالم را هم که به دعای امام زمان علیه السلام به این دنیا پا گذاشتند پدرش به پابوس امام رضا علیه السلام میرفته در دوران غیبت صغری یک نامه ای به امام زمان علیه السلام نوشت که اقا ما بچه دار نمیشویم شما دعایی بفرمایید تاخداوند به ما بچه بدهد بچه ام هم میخوام عالم دین بشود به دست نوّاب امام زمان علیه السلام داد. اقا امام زمان دعا فرمودند خداوند این بچه را به او داده شد شیخ صدوق. چه کسی نزد خدا محبوب است؟ کسی که راست میگوید.
حالا ما وقت نداریم اینجا راجع به راستگویی صحبت کنیم ولی این را همه ما می دانیم یکی از مشکلات جامعه ما متاسفانه دروغ است. یک وقتی میگوییم یک بیماری هست فرض کنید مثلا کرونا که الحمدلله کم شده یک وقتی این تابلوها را تلویزیون نشان میداد این استان ها همه رنگ قرمز بیمارستانها پرستارها پزشکان وزیر بهداشت همه در تکاپو بودند. الان متاسفانه دروغ در کشور ما زیاد است در خانه در بازار، اداره دروغ گفته میشود. باید یک فکری بکنیم اگر میخواهیم محبوب خدا بشویم کمر به راستگویی ببندیم حتی اگر به ضرر ما است. دیگه چه چیزی خدا دوست دارد مُحافِظُُ عَلی صَلَواتِهِ کسی که مواظب نمازهایش است. بعضی از دوستان پیش من می ایند میگویند حاج اقا ما صادقانه میگوییم ما از پنج تا نماز چهارتایش را میخوانیم. این نماز صبح خیلی سخت است نمیدونیم چرا اسلام اورده کی حال دارد صبح بلند شود و نماز بخواند. من بعدا قضایش را میخوانم اما شما میدانید که نماز صبح را هم فرشتگان شب مینویسند هم فرشتگان روز. یعنی در بین این پنج نماز ان نمازی که دوبار نوشته میشود نماز صبح است. این معنایش این است که نسبت به نماز صبح سفارش شده است.
ما وقتی از خواب دل میکنیم میخواهیم بگوییم خدایا خیلی دوستت دارم از غذا از خواب. همسر پیغمبر گفته پیامبر نه غذا خوردن نه هیچ کار دیگر را بر نماز خواندن ترجیح نمیداد. انهایی که مواظب نمازهایشان هستند خدا خیلی دوستشان دارد. و غیر از نماز وَ مَفتَرَضُ اللهُ عَلَیه بقیه واجبات روزه حج خمس. امام صادق علیه السلام فرمود اَلخَلقُ عَیالی یعنی مردم خانواده من هستند فَاَحَبَّهُم اِلیَّ اَلطَفَهُمُ بِهِم محبوب ترین مردم پیش من کسی است که نسبت به بقیه لطف بخشندگی و توجه دارد مهرمی ورزد همه اش هم به پول نیست گاهی وقتها شما در رشته ای متخصص هستید در مسجد میشنوی که این گرفتار است. صدایش بزن و بگو اقا من راهنمایی ات میکنم. این رشته را انتخاب کن خانه میخواهی بسازی اینطوری برو مثلا از این مسیر حرکت کن. میگوید خدا پدرت را بیامرزد ما بلد نبودیم یعنی کمکهای ما همیشه مالی نیست خیلی هایش مشورتی است.
سُئِلَ رسول ُ الله صَلَّی اللهُ عَلَیهِ والِهِ وَسَلَّم سوال شد ازپیامبر اَیُّ الاَعمال اَحَب اِلَی الله در بین کارها کدام کار نزد خدا خیلی دوست داشتنی است؟ فرمود شادکردن یک مسلمان قیلَ یارسول الله ما اِتِّباعُ السُرورِ المُسلِم یعنی چه جوری شاد کند بعد حضرت چند مثال زدند قال شَبعَتُ جوعِهِ اگر گرسنه است غذا به او بدهد وَ تَنفیسُ کُربَتِهِ دلش گرفته یک گرفتاری در زندگی اش پیش امده برود و گشایشی برایش پیش بیاورد. وَقضاءُ دِینِهِ بدهی اش را بپردازد این که خیلی سخت است مثلا از این بغل دستی بپرسد چه شده چند شب است قیافه ات پیداست که خیلی … میگوید والله بدهکارم چند؟ چهل میلیون چهارصد میلیون چهل میلیارد نمیدانم حالا ما از جنوب شهر می اییم نمیتوانیم عدد بگوییم. میگوید خیلی خب من میدهم بلاعوض نه قرضی کی میتوانی جورکنی میگوید تاشش ماه دیگر میتوانم جورکنم این دل واقعاشاد میشود. این نزد خدا محبوب میشود یعنی ما باید برای عشق به خدا هزینه کنیم خرج کنیم بعد بگوییم خدایا دوستت دارم. مطمئنم پروردگار تو خوشحال میشوی این گره را باز کنم این دین را بپردازم.
امام باقر علیه السلام فرمود ما عُبِدَالله بِشَیءِِ اَحَبَّ اِلَی الله مِن اِدخالِ السُّرور عَلَی المومن عبادتی نزد خدا بالاتر از شاد کردن مردم نیست ما نمیدانستیم واقعا عبادت است؟ یعنی مثل نماز می ماند. دین ما اقایان خانم ها یک مجموعه است به قول دیپلمات ها میگویند یک بسته است. ان مجموعه خوشبختی می اورد فقط نماز نیست ان اقایی که نماز میخواند در خانه بد اخلاق است یا ان خانمی که بداخلاق است البته خانم بداخلاق نداریم مثلا در امریکا ان خانمی که مسجد می اید در خانه بداخلاقی میکند و فکر میکند فایل نماز با فایل اخلاق در خانه فرق دارد نه اینها زنجیروار به هم گره خورده مجموعه دین ما دنیا، اخرت، گریه، خنده، مادیت، معنویت، در ان است. همه اینها در دین ما است. نمی توانیم یک قسمت هایی را بگیریم بگوییم ما دین دار هستیم. حدیث معراج خدا رحمت کند ایت الله مصباح یزدی من چند روز پیش به سایت ایشان مراجعه کردم و دیدم ۱۵۰ تا کتاب نوشته است. همه ی کتاب هایش هم قابل دسترسی است. یکی از کتاب های ایشان شرح حدیث معراج است ایشان در همان سالهای اخر عمرش یک ماه رمضان سی شب درباره خطبه فدک حضرت فاطمه عجب کتابی است کسی که میخواهد فاطمه زهرا را به درستی بشناسد ان کتاب را بخواند.
در حدیث معراج خداوند فرمود یا محمد وَجَبَت مَحَبَتی لِلمُتَحابّینَ فِیَّ محبت من واجب میشود بر ان ادمهایی که به خاطر من همدیگر را دوست دارند. دوست داشتن همدیگر خیلی مهم است همسایه فامیل همکار همسفر شهروندان دوستشان بداریم. یک کسی امده بود محل کار من چند سال قبل تمام رخساره او را غم گرفته میشناختمش گفتم چه شده؟ گفت دو تا پسر دارم معتاد هستن خدا میداند تا یک ماه چهل روز شب و روز غصه میخوردم او هم مثل برادر من است اینقدر گریه کرد گفت چه کنم به کسی نمیتوانم بگویم در حق همدیگر دعا کنیم غصه بخوریم برای همدیگر خدا مشکلات ما را هم حل میکند. در حدیث قدسی فرمود محبت من واجب میشود بر کسانی که همدیگر را متحابین متقابل است یعنی همدیگر را دوست دارند. جمله بعد وَجَبَت مَحَبَتی لِلمُتَعاطِفینَ فِیَّ انهایی که به هم عواطف خودشان را اظهار میکنند.
زیارت امام رضا رفته یک پیامک میدهد خرجی که ندارد اقا من الان در حرم امام رضا برای حاجات شما دعا کردم همین یک جمله نشسته و میگوید الحمدلله کسی هست به فکر ما باشد. کسی هست برای ما دعا کند. چرا گفتند که در نماز شب برای چهل نفر دعا کنید اینها سبک زندگی مسلمانی است. اتصال دارد به محبت خدا وَجَبَت مَحَبَتی لِلمُتَواصِلینَ فِیَّ محبت من واجب میشود برای انهایی که باهم رفت و امد میکنند اتصال دارند ارتباط دارند. الان ارتباطات در جامعه ما خیلی کم شده. مهمانی خیلی کم شده چرا کم شده؟ ممکن است شما بفرمایید به خاطر اقتصاد نیگوید اقا پنج نفر را بخواهم مهمان کنیم چقدر خرج میشود در محل ما یک تومن، اینجا دو تومن مثلا غذا نفری صدو خورده ای هست مثلا یک میوه میخواهد بخرد ولی من میگویم این درست است واقعا حق است ولی همه اش این نیست. دلایل دیگر هم دارد اگر ما دستگاه فکری مان نمیشود زندگی طلبگی را مثال زد ولی ما انوقتها که طلبه بودیم میدیدم که بعضی از رفقا مثلا نان میخرید می امد ما هم دو تا تخم مرغ درست میکردیم میشد مهمانی الان دیگر نمیشود. انوقتها دهه شصت از این کارها کرد الان دیگر اشوب میشود مثل همین خیابان ها شلوغ میشود نه نمیشود خیلی سخت است ولی انهایی که باهم رفت و امد میکنند خدا دوست دارد.
فرمود وَجَبَت مَحَبَتی لِلمُتَواصِلینَ انهایی که باهم رفت وامد میکنند فامیلها دوستان همسایه ها. وَجَبَت مَحَبَتی لِلمُتَوَکِّلینَ عَلَی انهایی که به من توکل میکنند همه اسباب و علل را در مادیات خلاصه نمیکند. یک جوری حرف میزند که انگار همه کاره دنیا امریکاست. امریکا اراده کند نیست اینطور فرمانروای عالم الله است. چقدر ما تاریخ گذشته را بخوانیم تا این را بفهمیم یک حدیث دیگر پیغمبر فرمود وَجَبَ مَحَبَتَ الله عَلی مَن اَعصَبَ فَحَلِمَ اگر کسی عصبانی شد خودش را نگه داشت محبت خدا بر چنین ادمی واجب میشود. من چند وقت پیش به یکی از مراکز نظامی رفته بودم سخنرانی کنم ان اتاق قبل از ورود به سالن دیدم یک عالمی نشسته سلام و علیک کردیم پرسیدم جنابعالی گفت من قاضی هستم. بعد به من گفت یک وقتی تو باید پیش من بیایی من مشکلات مردم را برایت بگویم و بالای منبرها بگویی.
من الان میدانم چه جرم هایی در ایران شایع است. بعد گفتم یکی از مشکلات را بگو گفت خشم، چقدر قتلها به خاطر عصبانیت به خاطر مسائل جزئی است قتلهای خانوادگی یعنی برادر را پدر را فرزند را نمیتواند خودش را نگه دارد استانه ی تحملش کم است در خیابان مثلا این ماشین از نزدیک معلوم نیست به هم خورده باشد حالا خورده یا نخورده میفرماید محبت من خدا میفرماید به کسی که خشمگین شده اما بردباری ورزیده حلم ورزیده محبت من بر او واجب میشود.
سَاَلَ رَجُلُُ رسولُ الله صَلَّیَ الله عَلَیهِ و الهِ وسَلَّم کسی از پیغمبر این سوال را پرسید دوست دارم از دوستداران خدا باشم اُحِبُّ اَن اَکونَ مِن اَحِبّاءِ الله. قال پیغمبر فرمود خب کار تو باید این باشد چیزهایی که خدا دوست دارد را دوست بدار میشوی از احباءالله همین امشب گفتیم خداوند عدالت، پاکیزگی، تقوا را دوست دارد خدا احسان را دوست دارد. یُحِبُّ المُحسِنین یُحِبُ المُتَّقین یُحِبُّ المُتوَکِّلین مسیرش این است. این حدیث هم خیلی قشنگ است امام صادق علیه السلام فرمود در دنیا دنبال این بودم عاشق خدا بشوم راهش را پیدا کردم فَوَجَدتُّهُ فی بُغضِ اَهلِ المَعاصی اگر میخواهم پیش خدا محبوب شوم جباران را ستمکاران را تبهکاران را بدم بیاید از انها بغض بدارم نسبت به انها. پیغمبر اینطور بوده بیشترین محبتش را به زنان و کودکان یعنی محبت همه جا مخصوصا در خانه باید موج بزند. کانَ اَرحَمُ النّاس بِالنِساء والصِّبیان پیغمبر فرمود کُلَّ ما اِزدادَ العَبد ایماناً اِزدادَ حُبّاً لِلنِّساء هرکس درجه ایمانش افزوده شود به همسرش بیشتر محبت میکند. پیغمبر فرمود زنان مثل بلور هستند نازک هستند یک مقداری یک تلنگر محکم بزنید خورد میشود این بلورها را نشکنید.
پیغمبر فرمود مرد نزد همسرش بنشیند و با هم اختلاط کنند از اعتکاف در مسجدالنبی افضل است. پیغمبر فرمود اینها را برای اقایان میگوییم گوش کنید این حرفها را مرد که در خانه به خانمش کمک میکند گناهان کبیره اش پاک میشود و غضب خدا را خاموش میکند و در حسنات و درجاتش اضافه میشود. پیغمبرفرمود نگاه عاشقانه خیلی حدیث داریم نمیرسیم امشب بگوییم این راهم برای خانواده بگویم یکی از شاگردان قاضی طباطبایی، قاضی طباطبایی را شما بهتر از من میشناسید پیش استاد امد از همسرش شکایت کرد که او خیلی مرا اذیت میکند مرتب بهانه میگیرد قاضی گفت خانم شما مامور ادم کردن شماست. یعنی او میخواهد کاری کند شما صبر کنید خدا در سایه ی این صبر پاداش بدهد حالا تعبیر استاد اینگونه بوده است. یعنی صبوری، مدارا الفت.
خب برویم مشهد امام رئوف امام مهربان من یک وقتی دنبال این بودم که این لقب غریب را چه کسی به امام رضا داده ما میگوییم امام غریب سرنخش راپیداکردم. پیغمبر اولین کسی است که به امام رضا غریب گفته در ان نوشته ای که پیغمبر اسامی جانشینانش بود همینکه رسید به اسم امام رضا سه بارفرمود بِالاَبِ الغریب پدرم به فدای ان غریب. ما در این دو ماهه همیشه به سمت کربلا سلام میدادیم این شب های گذشته به سمت مدینه حالا میخواهیم رو کنیم به سمت مشرق ان شاءالله ما هم ناممان جزء زائران ان چند میلیون زائر اسم ماهم نوشته شود. السلام ای غریب خراسان ای پناه دل بی پناهان تو جگر گوشه ی مصطفایی تو علی بن موسی الرضایی چه قسمی جان زهرا و جان جوادت وقت رفتن ز ما کن عیادت. چه افتخاری بانوان خراسانی در تاریخ برای خودشان به جا گذاشتند بانوان خراسانی امدند نزد شوهرانشان گفتند ما میخواهیم مهریه مان را ببخشیم شما اجازه بدهید در تشییع جنازه این اقا غریب است کسی رو ندارد شرکت کنیم.
اباصلت هروی گفته همراه امام رضا بوده پریشان دلواپس منتظر درحیات منزل قدم میزدم همین که امام رضا واردشد دیدم حال بدی دارد وارد حجره شد مثل مار گزیده به خود میپیچید اباصلت درها را ببند فرش ها را برچین یک وقت نگاهم افتاد به سیمای نوجوانی ماهرو اقا جوادالائمه وارد حجره شد سر بابا را به دامن گرفت هر دو گریه میکنند امانت های امامت را تحویل گرفت. رسم روزگار همین است هر پدری هر مادری ارزویش این است لحظه جان دادن عزیزانش کنارش باشند اما بمیرم قصه در کربلا بر عکس بود.  بابا امد کنار نعش پسر صورت به صورت علی اکبر گرفت اقایان بانوان رسم است در جامعه ما شب اخر را میگویند شب مزد است. بعضی ها هم میگویند نگویید در زیارت عاشورا دو سه بار به ما یاد دادند بگویید ما مزد میخواهیم ما مزد عزاداری از فاطمه میخواهیم چادرت را بتکان روزی ما را برسان. بانوان خراسانی چه تشییع جنازه ای به راه انداختند اما مادرش زهرا در دل شب شاید ده نفرهم نبودند بچه های کوچک میگریستند. همه صدا بزنیم یا زهرا یا زهرا یا زهرا الهی بِمحمدِِ وَعَلیِِ و فاطمه وَالحَسن والحُسین بِتِسعَه المعصومین مِن ذُرّیه الحسین و بِدِماء شهداءِنا یا الله.

ائمه برترین عاشقان خدا – زیارت جامعه

اهل بیت علیهم السلام آموزگاران عشق خداعشق خدا

 

 

زیارت جامعه را میخواندیم به این جمله رسیدیم والتّامّینَ فی مَحَبَة الله شما اهل بیت عشق به خدا را به تمام و کمال و نهایت رساندید. رابطه مخلوقات و خدا رابطه رحمت است. خداوند جهان را براساس رحمت افرید. انسان را براساس رحمت افرید.(عاشقان خدا)

به نام خدا
خدایا ما را از رهروان و دوستداران و زائران و شفاعت شوندگان پیامبر و اهل بیت پاکش قرار بفرماید این اظهار ارادت ها این اجتماعات این پشتیبانی ها را از دینش از حجتش در شرق و غرب عالم از همه به فضل و کرمش قبول بفرماید. ازخداوندمیخواهیم جهان را برای تشریف فرمایی منجی اسلام حضرت مهدی موعود علیه السلام اماده و همه ما و خانواده های ما را از منتظران قدومش تقدیر بفرماید. تمنا میکنم به روان تابناک پیامبر عظیم الشان اسلام و اهل بیت پاکش صلواتی تقدیم بفرمایید.
زیارت جامعه را میخواندیم به این جمله رسیدیم والتّامّینَ فی مَحَبَة الله شما اهل بیت عشق به خدا را به تمام و کمال و نهایت رساندید. رابطه مخلوقات و خدا رابطه رحمت است. خداوند جهان را براساس رحمت افرید. انسان را براساس رحمت افرید. یک محبتی بکنید برای سلامتی خانم ها صلوات بفرستید. شبهای قبل کم صدا می امد فکر کنم خبر کردند سخنران خوبی اینجا هست الان در رقابت هستند ببینند چه میخواهم بگویم. خدا به همه انها سلامتی بده ان شاءالله.
محبت، اسلام این را به ما یاد داده در هرکار کوچک و بزرگی کارتان را با این جمله شروع کنید بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم خدا هزار تا اسمش فقط در دعای جوشن امده چرا ازمیان این هزار اسم این دو اسم را پیوسته باید تکرارکنیم. رحمان، رحیم رحمان یعنی همه را دوست دارد. رحیم یعنی مومنان را به صورت ویژه برای همیشه. این معنایی است که امام صادق علیه السلام به ما یاد داده خداوند همه ی بندگانش را دوست دارد. گنهکاران را دوست دارد به همین خاطر توبه ی انها را قبول میکند. میفرماید اِنَّ الله یُحِبُّ التَّوّابین. حتی انهایی که بدی کردند بیراهه رفتند همین اندازه که برگردند بگویند خدایا ما را بپذیر اغوش رحمت خدا باز است. انوقت همه امامان ما این راه را این پنجره را این در را باز میکردند به روی بندگان. بیایید به سمت خدا دوست بدارید خدا را عشق بورزید به خدا. خدای اسلام خدای ترسناک نیست خدای اسلام خدای مهربان است همه را دوست دارد منتها معلم مربی باید این دوستی را بذر دوستی بکارد در دلها شکوفا کند این کار را امامان ما میکردند.
انسان مطلوب های خودش را دوست دارد وقتی یک چیزی میبیند در زندگی اش مطلوب است وقت میگذارد به سمت او میرود و میل پیدا میکند. دوستی از کجا پیدا میشود؟ از معرفت حالا من یک مثال کوچکی بزنم ما در مدرسه حقانی در قم درس میخواندیم نماز مغرب و عشاء را خیلی وقتها در حرم گاهی هم میرفتیم منزل مرحوم ایت الله بهجت در خانه ایشان میخواندیم. ساواک نماز خواندن ایشان را در مسجد فاطمیه ممنوع کرده بود. خیلی هم با عجله تا درس تمام میشد مخصوصا روزهای زمستانی فرصت کم بود باید میدویدیم تا به جماعت برسیم. یک وقتی رئیس مدرسه ما مرحوم ایت الله شهید قدوسی در راه باهم میرفتیم یک عالمی در پیاده رو داشت میرفت از من پرسید او را میشناسی؟ من هم دیدم یک عالمی است لباس روحانی دارد ولی متفاوت است عمامه دارد خیلی کوچولو مثلا عمامه من هفت متر است. حالا بعضی ها فکر میکنند هر چه عمامه بزرگتر باشد علم ان نفر بیشتر است. مثلا ایشان یک عمامه داشت دو متر یا سه متر خیلی کوچک بود قبا هم داشت کوتاه بود مثلا پایین زانو مثل مانتو خانم ها یک عبا هم داشت توری و رنگ و رو رفته اصلا من پیش خودم فکر میکردم کشاورز است. استاد ما از من پرسید او را میشناسی گفتم نه. گفت این علامه طباطبایی است. از ان روز به بعد هر روز من باعجله می امدم جایی می ایستادم که این اقا می اید و رد میشود نگاهش کنم.
یعنی وقتی معرفت پیداکنی تازه من معرفت پیدا نکردم همین اندازه میدانستم شخصیت بزرگی است. هنوز نه فلسفه خوانده ام نه فقه خوانده ام نه فضیلتی همین اندازه معرفت پیدا کردم که انسان بزرگی است. اصلا لذت میبردم چند دقیقه می ایستادم این اقا مثلا از این طرف خیابان به حرم برود. ریشه محبت معرفت است و چون در این جهان نداریم کسانی به اندازه اهل بیت پیامبر معرفت در این سطح داشته باشند پس محبان و عاشقانی خدا بالاتر از ائمه ندارد. بقیه تعارفی میگویند ما عاشق هستیم شما اهل بیت عاشقان خداهستید. عشق به خدا را محبت به خدا را میوه محبت چیست میوه ی محبت یکی اش انقیاد، اطاعت یعنی عاشق منتظر معشوق یک چشمک بزند اصلا یک همچین چیزی میخواهم میپرد سر خیابان میخرد و می اید.
من بدم نمی اید این خاطره را اینجا تعریف کنم. اولین باری که ما جبهه رفتیم سوسنگرد رفتیم یعنی یک مینی بوس طلبه ها را به اهواز اعزام کردند ما هم اهواز رفتیم. طلبه ها یک جایی بود محل اعزام طلبه ها به جبهه ها مثلا هر روز صبح از جبهه ها مسئولین روابط عمومی ارتش و سپاه و بسیج می امدند و طلبه ها را سوا میکردند. مثلا کسی که خوشتیپ بود فکر میکردند بهتر است. سیدها را یک جور ماهم انجا بودیم که بیایند و ما را سوا کنند و خط برویم. یکی از گروهها برادران ارتش امد و گفت اقا سید گردان ما بیا ما گردان تانک هستیم ماهم دوست داشتیم بسیج برویم بسیجی ها شور خیلی زیادی داشتند گفتیم خیلی خب با این برادر رفتیم.
دو روز مانده بود به ماه محرم. انجا گفتیم خب نماز جماعت میخواهیم بخوانیم سربازها یک سنگر کندند به اندازه ای که یک گردان بتوانند نمازجماعت بخوانند. خیلی زود یک روزه ان سنگر اماده شد که نماز جماعت شب اول ماه محرم برگزار شد. خدا سردار علی فضلی را حفظ کند از مفاخر ایران است. اینده ها او را خواهند شناخت. ما یک رفیق طلبه داشتیم شهید علی فلاح که با اقای فضلی رفیق بود با یک رمزی از او میپرسید عملیات چه وقت است؟ من یاد ندارم این پنج شش باری که جبهه رفتم وقت غیر عملیات باشه که هر وقت رفتم وقت عملیات رفتم. اصلا دو سه روز مانده یا چهار پنج روز مانده این را از طریق اقای فضلی ما متوجه میشدیم. خب به ان گردان رفتیم فرمانده ان گردان و معاون فرمانده اینها می امدند به نماز جماعت. سالهای اول انقلاب است ما به عنوان طلبه الان هم سواد نداریم انوقتها هم خیلی کم سواد داشتیم.
این دو برادر جناب سروان و ان یکی اینها وسط صحبت ما پارازیت رد میکردند یا تیکه میپراندند. ما هم احترام میکردیم میگفتیم خب فرمانده است. یک شب دیگر ما ان رگ سیدی عصبانی شدیم ول نمیکند این اقا تیکه هایی هم که می پراندند این بود که میگفتند چرا اسلام این را گفته راجع به فلسفه بعضی از احکام اسلام. ما یک شب این جواب را دادیم گفتیم درخیابان لاله زار تهران کسی ایستاده بود و میگفت ۲۱، ۲۱ یک رهگذری امد و گفت این ۲۱ چه هست که تو میگویی؟ گفت ۲۲ ،۲۲ او کنار ایستاد یک کس دیگر امد و گفت اقا قصه چیست گفت ۲۳، ۲۳ اینها جمع شدند گفتند جان مادرت بگو گفت من از صبح تا حالا فضولها رو میشمارم تو فضول بیست و یکم هستی. تو فضول بیست و دوم هستی. جناب سروان هم خیلی به او برخورد گفتم اصلا بعضی از احکام اسلام برای فضول شماری است. بعد یک ایه برایش اوردم که خداوند ماموران جهنم را ۱۹ تا قرار داده برای اینکه ببیند فضولها چه کسانی هستند چرا ۲۰ تا قرار نداده به این قشنگی. چرا ۱۸ نگذاشته عدد زوج اقا به تو چه خداست دیگر. خود خدا میفرماید این عدد را گذاشتیم تا ببینیم چه کسانی فضول هستند اقا به او خیلی برخورد و ماهم خلقمان تنگ شد. فردا با ترس و لرز رفتیم منم هم کاشانی هستم شما خبر دارید کاشانی ها خیلی شجاع هستند. سنگر فرماندهی رفتیم خیلی هم با احتیاط انها اینطوری مرا صدا میزدند آشیخ زمان بنی صدر بود. یکی از انها گفت آشیخ این چه برخوردی بود که شما دیشب کردید؟ گفتم اون چه برخوردی بود که شما کردی؟ حالا یک طلبه امده جبهه خب به جای اینکه به او دلگرمی بدهید چرا اذیت میکنید؟ یکی از انها گفت خب حالا این قصه که تمام شد غیر از این جوابی که تا حالا به ما دادی جواب دیگه ای هم در چنته داری؟ ماگفتیم یک جواب دیگر دارم گفت ببینم شما قانع میشوید ان جواب عشق است عشق.
بعد از ان جناب سروان پرسیدم شما عاشق شدی؟ گفت اره من اتفاقا معشوقم اهل تهران است و تجریش زندگی میکند. خودش هم تهرانی نبود. من پرسیدم ایشان را دوستش داری؟ گفت خیلی. گفتم اگر این معشوق شما اصلا شما پیراهن سرخ دوست داری بپوشی گفت نه سرخ مال خانم هاست. سرخ صورتی مال خانم هاست. گفتم حالا این خانم بگوید پیراهن سرخ بپوشی شما میپوشی؟ سکوت کرد گفت نمیدانم شاید بپوشم. ان وقتها یک پیراهن هایی رسم بود دکمه زیاد داشت مثلا پیراهن های الان شش، هفت دکمه دارد ان وقتها پیراهن ها یک سانت یک سانت دکمه داشت مد بود. ان خانم بگه من از این پیراهن ها میخواهم بپوشی، میپوشی؟ گفت اره حتما میپوشم .گفتم اصلا این خانم بگوید پیراهن بپوش دکمه نداشته باشد سه تا سوزن قفلی بزن میزنی؟ فکری کرد و گفت فکر کنم این کار را بکنم. دهه شصت رسم بود شما یادتان هست مردها یک کفش های پاشنه بلند میپوشیدند مثل خانم ها. مثلا پاشنه ده دوازده سانتی گفتم این کفش ها گفت نه خیلی زشت است بی ربط است. گفتم این خانم بگه میپوشی؟ گفت پدر این عشق بسوزد گفتم حالا قصه من با قصه شما همین است.
ما میگوییم عاشق خدا هستیم منتها خدا با بنده از زمین تا اسمان فرق دارد. ما میگوییم خداوند مصلحت ما را در این دانسته این لباس را بپوش سر و وضعت اینگونه باشد، اینطوری حرف بزن، اینطوری عبادت کن، اینطوری داد و ستد کن ماهم میگوییم چشم. دلیلش را بدانیم چشم میگوییم ندانیم چشم میگوییم. البته خداوند ما را کنجکاو افریده در فطرت ما پرسش گری وجود دارد دوست داریم بدانیم ولی اگر دلیلش را ندانیم اقا نمیدانم چرا نماز صبح را باید بلند خواند نماز ظهر را اهسته شاید بعدها گفته شود من الان نمیدانم ولی این را میدانم که من نسبت به افریدگاری که علم محض است نیازی به عبادت من ندارد نیازی به اطاعت من ندارد من چون دوستش دارم به دستوراتش عمل میکنم.
امامان ما سالار شهیدان عبادت میکرد اشک میریخت عرضه میداشت پروردگارا عبادت من به طمع بهشت نیست عبادت من از ترس جهنم نیست دوستت دارم. امام مجتبی علیه السلام که الان شام غریبانش هست ۲۵ بار چهارصد کیلومتر بین مدینه تا مکه را پیاده رفت وسیله و پول هم داشت میپرسیدند ای پسر پیغمبر چرا پیاده؟ میفرمود خدا را دوست دارم میخواهم خودم را به رنج بیاندازم به نمایش بگذارم پروردگارا حقیقتا دوستت دارم تومالک منی، تو رازق منی، تو اول منی، تو آخر منی، تو هادی منی، تو هستی منی. لذت میبردند اسم های خدا را به زبان جاری میکردند اشک میریختند. اینها را به ما یاد دادند.
بسیاری از نیایش ها اول مفاتیح پانزده تا دعا هست که امام چهارم به ما یاد داده اسم یکی از انها مناجات المُحبین است یعنی مناجات عاشق ها، عاشق ها چه جور حرف میزنند؟ حالا یک وقتی زودتر مسجد می ایید همین مفاتیح را بردارید معمولا هم مناجات هایش یک صفحه ای است یک عاشق با معشوق چه جور صحبت میکند. اینها راه و رسم حرف زدن با خدا را به صورت عاشقانه انها به ما یاد دادند. غیر از ائمه کسانی بودند که به صورت صوفیه مکتبی درست کردندمذهبی درست کردند متاسفانه جمعیتشان هم زیاد است. الان صوفیه جمعیتش در جهان از شیعه بیشتراست یعنی تقریبا صوفیه چهارصد یا پانصدمیلیون نفراست شیعه سیصدمیلیون نفراست. انوقت صوفیه بعضی هایشان به شیعه متمایل است و بعضی هایشان به اهل سنت.
اینها چه کسانی هستند از کجا درست شدند؟ اینها هم دنبال محبت خدا بودند اما سر دسته هایشان رهبرانشان از نظر معرفتی در سطح ائمه نبودند. کم داشتند لذا ناقص مثلا در مسائل سیاسی ورود نمیکردند مثل مسیحی ها که در دِیری میروند در کوه یا صحرایی در خلوت با خدا مناجات میکنند. امامان ما میفرمودند در مسائل اجتماعی در مسائل سیاسی باید مسلمان ورود پیداکند با خدای خودش هم خلوت کند. در راس شان امیرالمومنین در راس شان پیغمبر اینقدر پیغمبر ما نماز میخواند این نماز یعنی خدایا دوستت دارم. یک فوتبالیست را شما نگاه کنید اگر فوتبال را دوست داشته باشد یک وقتی به ساعت نگاه میکند هشت ساعت است که من فوتبال بازی میکنم. زمان شاه من یادم است یک مسابقه ای بود بین ایران و اسرائیل یک فوتبالیستی بود به نام کلانی مثل اینکه سن من از شما بیشتر است پایش در فوتبال شکست. با پای شکسته ادامه داد این کار یک عاشق است یک عاشق اینکار را میکند. یعنی اصلا نگاه نمیکند پایش درد میکند یا نه. شما حتما شنیده اید به فاطمه زهرا سلام الله علیها خبردادند یک تیری به پای همسرت رفته هر کار میکنیم نمیتوانیم تیر را در بیاوریم. فرمود صبر کنید به نماز بایستد انوقت این کار را کنید. لذت میبرد پیغمبر ما انقدر می ایستاد فاطمه زهرا انقدر می ایستاد نوشته اند پاهایشان اسیب میدیده واجب بوده نه.
نمازهای واجب ۱۷ رکعت است ۱۷ دقیقه. اما هزار رکعت چه کسی اینکار را میکند عاشق. چهارصد کیلومتر پیاده ۲۵ بار چه کسی اینکار را میکند یک عاشق. وَالتّامّینَ فِی مَحَبَّةِ الله شما ائمه شما رهبران معصوم این عشق ورزی با خدا را به ما یاد دادید. امام زین العابدین در صحیفه سجادیه چه جور با خدا عشق بازی میکند چه جور راز و نیاز میکند؟ ان ماموری که مامون عباسی او را موظف کرد امام رضا علیه السلام را از مدینه به طوس بیاورد ان مامور را صدا زد مامون گفت یک گزارش از این سفر بده. شما حساب کنید نمیدانم از مدینه تا طوس انوقتها چند روز طول میکشیده الان پیش بینی میکنیم یک ماه بیشتر باید باشد. قاعدتا یک ماه یک مامور حکومتی با یک نفر بوده بیشترین چیزی که برای مامون تعریف کرده عبادت امام رضا بود. اصلا محو عبادت امام رضا بوده در این جاده ها روی مرکب وقت نماز غیر نماز برای مامون تعریف میکند چه نمازهایی میخواند علی بن موسی الرضا چه نیایش هایی چه عبادت هایی.
هارون الرشید یک خانمی را زندان فرستاد که برود نزدیک موسی بن جعفر علیه السلام تا به این وسیله هارون امام هفتم را بدبین کند بعد از چند روز گزارش خواست. مثل الان که دوربین های مخفی هست از یک راههایی یک روزنه هایی بود که داخل زندان پیدا بود خبر اوردند برای هارون که خانمی که ما فرستادیم که امام کاظم را مشغول کند. خودش هم مشغول عبادت است. همان خانمی که میخواسته برقصد و چیکار کند . ان خانم را صدا زدند گفت من اصلا محو جمال نیایش این انسان بزرگ شدم. امامان ما یاد دادند چه جور خدا را دوست بداریم. خداوند پیغام فرستاد به موسی بن عمران ای موسی مردم را عاشق من کن. معلوم است یک ماموریت مقدس است عشق به خدا در وجود ما هست. منتها مثل یک کشاورزی که زمین حاصلخیز را باید فراوری کند زحمت بکشد تا به گل و میوه تبدیل شود.
در وجود ما انسان ها هم هست این چیزها یک معلم یک مربی میتواند این کار را انجام دهد. ای موسی مردم را عاشق من کن موسی علیه السلام عرض کرد پروردگارا چگونه؟ روشش را بلد نیستم خداوند به جبرئیل فرمود پیغام ببر برای موسی نعمت هایم را بشمار بندگانم عاشق میشوند. یعنی این نعمت شماری بشینیم برای بچه هایمان نعمت های خدا را بشماریم خدا به ما چندتا نعمت داده اقایان بی نهایت. قرانی اش چه میشود لاتُحصوها وَ اِن تَعُدّوا تعدوا از عدد می اید یعنی اگر بخواهید بشمارید نِعمَتَ الله نعمتهای خدا را لاتُحصُوها. ولی من و حاج اقا قرائتی یکبار کمر بستیم تمام قران را خواندیم ببینیم نام چند نعمت از ان نعمتهای بیشمار نام چندتای ان درقران امده دیدیم هزار و خورده ای است.
نام هزار نعمت در قران امده بعد من یک مدت سرگرم همین نعمت ها بودم دسته بندی کردم نعمتهای مادی نعمتهای معنوی نعمتهای زمینی نعمتهای اسمانی نعمتهای دنیایی نعمتهای اخرتی نعمتهای جسمی نعمتهای روحی نعمتهای فردی چه خبر است. ما رفتیم شبکه مستند راه نمیدادند ما را اقای قرائتی گفتیم یک زنگ بزن بلکه راه بدهند پیش رئیس شبکه مستند رفتم گفتم اقای رئیس شما بیا برای این نعمتها برنامه سازی کن مثلا یک برنامه برای ساختمان چشم. یک برنامه برای باد یک برنامه برای باران یک برنامه برای گوش یک برنامه برای نعمت پدر یک برنامه نعمت فرزند. گفتند اقا سید خودت حاضری بیایی و اینها را بگویی اینها چه میگویند از نظر رسانه یعنی سرکاری یعنی من که رفتم نمیخواهد پول بگذارد. گفتم اینطوری باید ساخت تو باید یک تیمی تشکیل بدهی متخصص میخواهد مثلا میخواهیم نعمت انگور راتوضیح دهیم یک متخصص کشاورزی لازم است یک متخصص هنر لازم دارد چندجور انگور داریم انگور چه خواصی دارد رنگ انگور شکل انگور خواص انگور کار دارد پول میخواهد ایشان گفتند ما پول نداریم ماهم برگشتیم.
ای موسی مردم را عاشق من کن موسی علیه السلام گفت چه جور؟ خدا فرمود نعمتهایم را بشمار. خدارحمت کند مرحوم ایت الله سید رضا صدر یک کتاب دارد حدود صدتا از نعمتهای خدا را نه اینکه در قران امده باشد همین نعمتهایی که به ذهنش رسیده. اسم کتابش هست نشانه های او. مثلا گفته یکی از نعمت ها گودی کف پاهست گودی کف پا انهایی که سربازی میروند یکی از تست هایی که از انهامیگیرند حالا گود باشد چه فایده ای دارد گود نباشد چی؟ ما که سر در نمی اوریم ولی یک مقدار که دقت کنیم چه شگفتی هایی در خلقت انسان در خلقت حیوانات در خلقت گیاهان چه نعمت هایی خدا به ما داده که اگر اطلاع پیداکنیم عشق ما به خدا شعله ور میشود.
وَالتّامّینَ فِی مَحَبَةِ الله شما اهل بیت کسانی هستید که عشق به خدا را به نهایت رساندید. امام علیه السلام ازخدا این را میخواهد اَسئَلُکَ یعنی خدایا میخواهم از تو، چه میخواهی حُبُّکَ عشق تو را میخواهم وَ حُبُّ مَن یُحِبُّکَ این راهم از تو میخواهم انهایی که دوستت دارند را من دوست بدارم. وَ حُبُّ کُلُ عَمَلِِ یوصِلُنی اِلی قُربِک ان کارهایی که تو دوست داری من دوست بدارم. اینها را قسمت من کن. مثلا خدا دوست دارد ما راستگو باشیم. خدا دوست دارد ما باوفا باشیم. خدا دوست دارد ما دلسوز باشیم. خدا دوست دارد ما دانا باشیم. اینها در قران امده. اِنَّ الله یُحِبُّ المُتَّقین یعنی خدا پاکان را دوست دارد اِنَّ الله یُحِبُّ المُقسِطین خداعدالت خواهان را دوست دارد اِنَّ الله یُحِبُّ التَّوّابین خداتوبه کنندگان را دوست دارد وَ یُحِبُّ المُتَطَهِّرین خدا پاکیزه هارا دوست دارد اِنَّ الله یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلون فِی سَبیلِهِ صَفّا خدا رزمندگانی که به صف ایستادند را دوست دارد. اگر ان عشق باشد من دنبال این هستم خود خدا را دوست دارم.
هم دوست دارم صدایش بزنم هم دوست دارم با او حرف بزنم. میگوید من حوصله ندارم نماز بخونم خب قدم قبلی را باید یک کاری کنیم قدم قبلی عشق است. قبل از عشق معرفت است ما در همین دهه شبهای اول راجع به معرفت الله بحثی کرده باشیم دو سه کلمه چیزی گفتیم. بشناسانیم خدا را به بچه هایمان بعد مهر ان خدا را که چقدر خدا انسانها را بندگانش را دوست دارد. یک کار کوچک انجام میدهیم کمترین مزدی که میدهد دو برابر است. الان بانکها که سود میدهند سود بانکها چقدر است هجده یا نوزده درصد بیست، بیست و یک درصد. حالا بعضی هایشان شاید مخفیانه بیست و پنج؛ بازاری ها چقدر سود میدهند سی، سی و پنج، چهل فکرنکنم بازاری باشد صددرصد سود بگیرد .کمترین سودی که خدا میدهد دویست درصد است از این کمتر ندارد تاهفت هزار درصد هم دارد یعنی هفتصد برابر یعنی بنده اش را دوست دارد. بنده اش را تشویق میکند تحسین میکند. جوائزی که سی و پنج بار در قران امده جَنّاتِِ تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهار.
حدیث این را به ما میفرماید کوچکترین خانه بهشت به اندازه ای است که صاحب ان خانه میتواند همه ی اهالی بهشت را به مهمانی دعوت کنند یا امام زمان چقدره این دالون بهشت. بعضی ها میگویند خدایا ما را در دالون بهشت این کوچکترین خانه بهشت است این نشانه مهر پروردگار است. یک کسی امد در مسجد داخل نمی امد گفتن یارسول الله یک کسی کارتان دارد یک جوانی فرمود بگویید داخل بیاید گفتند نمی اید. پیغمبر رفت بیرون دید رنگش پریده پرسید جوان چه شده؟ گفت خیلی گناه کردم پیغمبر فرمود خدا مهربان است میبخشد تو فقط برگرد میبخشد. گفت من خیلی گناه کردم حضرت پرسید چقدر به تعداد ستاره ها اگر گناه کرده باشی میبخشد گفت از ان هم بیشتر. به تعداد قطرات اب باران گناه کرده باشی میبخشد اینها یعنی چی این وسعت رحمت خداست گفت نه از ان هم بیشتر به تعداد دانه های شن های بیابانها گناه کرده باشی میبخشد. حالا نمیخواهم قصه اش را تا اخر بگویم این طرفش را میخواهم بگویم ما با یک خدای مهربان نمیخواهد ما جهنم برویم. نمیخواهد مابدبخت بشویم اراده ی خدا مشیت خدا خوشبختی ما هست. اصلا ما را افریده برای رسیدن به سعادت ما را افریده برای رفتن به قله های کمال نمیخواهد ما به جهنم بیفتیم.
وَالتّامّینَ فِی مَحَبَّةِ الله امیرالمومنین فرمود اِنَّ اَطیَبَ شَیءِِ فِی الجَّنَّة خوشمزه ترین چیز در بهشت الان از ما بپرسند خوشمزه ترین چیز در بهشت چیست چه میگوییم؟ نمیخواهیم حالا سوال جواب نکنیم. امیرالمومنین فرمود خوشمزه ترین چیز در بهشت چیست؟ وَ اَلَذَّهُ یعنی لذیذترین چیز حُبُّ الله. حالا ادم باید درک کند تا بفهمد حُبُّ الله. امام رضا علیه السلام فرمود یَابنَ شَبیب، یابن شَبیب را شما در روضه ها شنیده اید یکی هم همین است یَابن شَبیب فَلَو اَنَّ رَجُلً تَوَلّا حَجَراً یک کسی اگر سنگ را دوست بدارد لَحَشَرُالله مَعَهُ یَومُ القیامَة. خداوند او را با همان سنگ محشور میکند.
جابربن عبدالله انصاری به عطیه گفت ما این خاندان را دوستشان داریم با همین ها محشور خواهیم شد. قانونی است که خود خدا گفته است‌. قران میفرماید قُل اِن کانَ آباؤُکُم وَ اَبناؤُکُم وَ اِخوانُکُم وَ اَزواجُکُم اگر پدرانتان و بچه هایتان را برادرانتان را همسرانتان را فامیل هایتان را تجارتی که میترسید کساد شود اگر اینها را بیشتر از خدا و جهاد در راه او دوست بدارید در انتظار قهر خدا باشید. عشق باید زیر ساخت زندگی یک مسلمان باشد. امیرالمومنین در خطبه ۱۶۰ فرمود فَتَأَسَّ بِنَبیِّک اقتدا کنید به پیغمبرتان فَتأَسَّ بِنَبیِّک اَلاَطیَب الاَطهَر فَاِنَّ فِیهِ اُسوَةُُ لِمَن تَأَسّی پیامبر الگو هست وَاَحَبُّ العِباد اِلَی الله محبوب ترین کس نزد خدا پیامبر است. وَاَحَبُّ العِباد اِلَی الله اَلمُتِأَسی بِنَبیِّه محبوب ترین کس کسی است که اقتدا کند به پیامبر. پیامبر محبوب خدا بود محب خدا بود.

آثار محبت خدا

یکی ترک گناه و معصیت است میگوید من خدا را دوست دارم نه معصیت نمیکنم. یکی هم انجام فرائض است خدا دوست دارد من روزه بگیرم میتوانم و روزه میگیرم خدا دوست دارد. من به حج بروم به عشق خدا حج میروم. خدا دوست دارد خمس بدهم اینها میوه های محبت است. خیلی خب برویم مدینه امام حسن مجتبی علیه السلام چه سرمایه گذاری کرده در کربلا، سه تا از پسرانش از شهدای کربلا هستند. یکی از پسرانش یعنی پسر چهارم از مجروحین کربلاست که حالا به یک شکلی از معرکه بیرون بردند و بعدها به سلامت بود، حسن بن حسن، امام حسن بن مجتبی دخترش در کربلا بوده است. همسر امام زین العابدین علیه السلام، فاطمه بنت الحسن هم مادر امام است مادر امام پنجم هم همسر امام چهارم. یعنی دختر امام حسن در کربلا در ان غوغا باید جان دو امام را حفظ میکرد اینها یادگاران امام حسن هستند. امروز که امام حسن علیه السلام داشت از دنیا میرفت امام بچه هایش را به امام حسین سپرد. برای همین امام حسین روز عاشورا خیلی سختش بود وقتی قاسم اجازه میدان میگرفت اجازه نمیداد.
فرمود این یتیم برادرم است. عبدالله بن حسن بعد از حضرت علی اصغر به میدان امده دو برادر گریه میکردند این برادر برای او گریه میکرد. امام حسین برای امام حسن گریه میکرد عحب محشری بود در خانه امام حسن، اقا ابوالفضل العباس، محمد حنفیه، اباعبدالله، خانم ها خواهران امام همه دور بستر نشسته اند اشک میریزند. امام حسن فرمود: عزیزم برادرم حسین جان وصیت میکنم تو مرا غسل بدهی، تو مرا کفن کن، تو بر من نماز بگذار. اقایان بانوان الان دو ماه است که شما عزاداری میکنید یکی از مستحبات در اسلام که خیلی هم سفارش شده تشییع جنازه است. پیغمبر فرمود کسی از مسلمانان از میان شما رفت همه راخبرکنید حتی الامکان شلوغ باشد. بهترین های خلق خدا پنج نفرند یکی پیامبر که تشییع جنازه ای نداشته در خانه خودش به خاک سپرده شد. یکی فاطمه زهرا ست که در دل شب شاید ده یازده نفر بودند بی سر وصدا. ما در کشورمون تشییع جنازه قاسم سلیمانی را دیدیم تشییع جنازه امام و مراجع را دیدیم اینها پرورش یافتگان مکتب اهل بیت هستند. امیرالمومنین تشییع جنازه اش غریبانه تر ازفاطمه زهراست جمعیت شاید پنج شش نفر بیشتر نبودند تشییع جنازه امیرالمومنین این همه به اسلام خدمت کرده است. در جنگها در تعلیم در تربیت، چهار پنج نفر تا صد سال قبر امیرالمومنین معلوم نبود. این سه نفر از پنج نفر که تشییع جنازه شان اینطور بود امام حسین را هم که خبردارید در کربلا چه گذشت یکی از این پنج نور پاک تشییع جنازه شده. ان هم چه جور فرمود عزیزم حسینم دوست دارم کنار قبر جدم به خاک سپرده شوم. اما اگر دیدی فتنه ای شود خونی ریخته میشود راضی نیستم بدنم را به بقیع ببرید.
کنار قبر مادرم فاطمه بنت اسد مرا به خاک بسپارید. بنی هاشمی ها بدن برادرشان را غسل دادند اوردند در حرم پیغمبر نانجیب ها مسلحانه دور تا دور مسجدالنبی را گرفتند امام حسین فرمود: برادرم وصیت کرده حالا که اینطوری است ما برادرمان را به بقیع میبریم علیرغم این ابی عبدالله پیکر امام حسن را به بقیع اوردند ولی انها هجوم اوردند. در تاریخ ثبت شده این تیرک های تیر این تابوت را فرا گرفته بود چوبهای تابوت را با بدن امام مجتبی به هم دوختند به جای اینکه پیکر سبط اکبر را گلباران کنند گلوله باران کردند. وَسَیَعلَم الَّذینَ ظَلَموا اَیَّ مُنقَلَبِِ یَنقَلِبون پروردگارا به مظلومیت امام حسن به مظلومان عالم در فلسطین در لبنان در عراق در یمن در ایران در هر کجا رحمت و نصرتت را سرازیر بفرما.

نگرانیهای پیامبر برای مسلمانان

دلگرمی ها و نگرانیهای پیامبر اسلام برای مسلمانان

نگرانیهای پیامبر

پیامبر عزیز ما که این دنیا را ترک کرد دلواپسی هایی داشته است، نگرانی هایی داشته است، ترسهایی داشته است. ممکن است بعضی تعجب کنند از این حرف من، این که من عرض میکنم در آیات قران آمده است، یعنی خداوند گاهی به پیغمبرش میفرماید سینه ات تنگ شده است غصه نخور، و گاهی با همین کلمه میترسم إنّي أخافُ عَلَیکُم مِن بَعدي من یک دلواپسی دارم این نگرانیهای پیامبر چه بود؟


السلامُ عَلي المَهدي الَّذي وَعَدَ اللهُ بِه الاُمَمَ أن یَجمَعَ بِه الکَلَمَ وَیَلُمَّ بِه الشَّعَثَ وَ یَملَأ بِه الأرضَ قِسطَا وَ عَدلا وَعَدَ ما مُلِئَتَ ظُلما وَ جَورا. رحلت جانگداز بهترین و آخرین فرستاده خدا و شهادت جانسوز سبط اکبر امام مجتبی علیه السلام را به حضرت ولی عصر علیه السلام و شما و خواهران و برادران تسلیت میگویم. از خداوند میخواهم همه ما را از رهروان و دوستداران و زائران و شفاعت شوندگان پیامبر و اهل بیت پاکش قرار بفرماید. تقاضا میکنم به روان حضرت خاتم النبیین و اهل پاکش صلواتی تقدیم بفرمایید. به روان پاک شهیدان دشت کربلا و شهیدان تاریخ مظلومیت شیعه تا به امروز شهید عزیز قاسم سلیمانی و حسین همدانی و شهیدان این محل این مسجد علمایی که ما را هدایت کردند و روح بلند حضرت امام خمینی صلواتی تقدیم بفرمایید.
خب فرمودند که ما هم عرض کنیم فردا اجتماع امت پیامبر در میدان انقلاب برای عزاداری و اعتراض به اهانتهایی که در روزهای گذشته به قران مجید صورت گرفته است. همچنین در این مسجد هم فردا ظهر برنامه است. اما سخن امشب، سروران گرامی، پیامبر عزیز ما کار دشواری را به دوش داشت. اساسا کارهای بزرگ دردسرهای بزرگ هم دارد دشوارترین کار به دوش انبیاست. در بین انبیاء بزرگترین آنها پنج نفرند که کارهای جهانی به دوش آنها بود. منطقه‌ای، شهری نه، که در بین آن پنج نور پاک آخرین آنها علاوه بر جمعیت جهان جمعیتی که تا روز قیامت بعد در آینده ها هم خواهد آمد مسئولیتش به دوش پیامبر بود. یک کار فوق العاده دشوار اما به خاطر روح بزرگی که داشت، به خاطر اخلاق خوبی که داشت به خاطر صبوری و پایداری، این مأموریت را طی بیست و سه سال به خوبی انجام داد. امشب و فردا پیامبر عزیز ما این جهان را به ظاهر ترک می کند و از میان مردم می رود با بیم ها و امیدها. امشب حرف ما همین است اکنون هم که هزار و چند صدسال گذشته است، ما ادامه دهنده همان راه هستیم. تاریخ نشان داده که پیامبر عزیز ما خیلی موفقیت داشته است. بدون تکیه به قدرتهای جهانی، بدون تکیه به پول سرمایه دارها، یک کاری کرده است که قرن به قرن دهه پس از دهه، جمعیت مسلمان اضافه شده است و گرایش به اسلام خواهی براساس آمارهایی که وجود دارد افزایش پیدا کرده است.

نگرانیهای پیامبر (ص)

امروز که ما در این مسجد اجتماع کردیم به این دو نکته باید توجه کنیم برای ادامه راه، بیم ها و امیدها، پیامبر عزیز ما اولا که این دنیا را ترک کرد دلواپسی هایی داشته است، نگرانی هایی داشته است، ترسهایی داشته است. ممکن است بعضی تعجب کنند از این حرف من، این که من عرض میکنم در آیات قران آمده است، یعنی خداوند گاهی به پیغمبرش میفرماید سینه ات تنگ شده است غصه نخور، و گاهی با همین کلمه میترسم إنّي أخافُ عَلَیکُم مِن بَعدي من یک دلواپسی دارم این دلواپسی ها چه بود؟ نمیرسیم مشروح بگوییم یک ربع وقت امشب را میخواهم راجع به بیم ها ترسها و نگرانیهای پیامبر بگوییم فکر نکنیم کار پیامبر آسان بوده است.

مشرکین

اولین بیم او مشرکین بود. مشرکین یعنی کسانی که تفکرشان این بود مردم را با خرافات نگه دارند، سنگ بپرستند، چوب بپرستند، بت بپرستند، تا آنها به منافعشان برسند، خیلی به پیامبر صدمه زدند. چقدر یاران عزیز پیامبر را کشتند چقدر اشکهای پیغمبر را جاری کردند مشرکان. گاهی در قران داریم که پیامبر دلواپس بود جمعیت مشرکان زیاد است پول و بودجه آنها زیاد است و جمعیت ما کم است. تبلیغات آنها زیاد است خداوند تسکین میداد پیامبر را إِصبِر عَلي مَایَقُولُونَ ایستادگی کن در برابر تبیغات آنها. از اینها معلوم است که پیغمبر دلواپس بوده است، مشرکین که بعد از مشرکین یهود بوده است.

یهودیان

پیامبر عزیز ما که به مدینه آمد بیشتر مردم مدینه یهودی بودند اینها از کجا آمده بودند از فلسطین. خدا رحمت کند شهید بهشتی و شهید باهنر را که یک کتابی دارند به نام جهان در عصر بعثت. در آنجا دارد که یهودیان در خوش آب و هواترین جای کره زمین زندگی میکردند. یعنی فلسطین همین لبنان و سوریه. چون در کتابهایشان خوانده بودند که به زودی پیامبری ظهور میکند در منطقه حجاز به عشق دیدن پیامبر اسلام آمدند این منطقه. یعنی صد سال قبل از اسلام آنها اطمینان داشتند که وعده الهی تحقق پیدا میکند آمدند آنجا خانه خریدند پولدار بودند یهودی ها. بازار طلا دست آنها بود خانه های بزرگ و پر از درخت و مناطق خوش آب و هوای نزدیک مدینه مثل فدک و خیبر و باغهای بزرگ و زندگی های خوب داشتند. خب پیامبر عزیز ما ظهور کرد قران اینگونه میگوید آنها فهمیدند همانی است که بشارتش در کتابهایشان آمده است. قران همان کتابی است که پیشگویی شده است اما لجاجت کردند و ایمان نیاوردند جز عده معدودی و بقیه چکار کردند پیامبر عزیز ما وقتی به مدینه آمد با رهبران یهود جلسه گذاشت آنها طایفه هایی بودند بنی قریظه بنی نظیر بنی المصطلق طایفه های بزرگی با رهبران آنها. پیغمبر فرمود از این به بعد ما جنگ خواهیم داشت شما به نفع ما یا به نفع دشمن ما یا بیطرف، موضع شما چه خواهد بود؟ گفتند یک هفته یا ده روز به ما وقت بدهید. پیغمبر قبول کرد بعد از یک هفته و ده روز گفتند موضع ما بیطرف است.
پیغمبر فرمود همین را بنویسید یک تفاهم نامه ای نوشتند که اگر جنگ شد بین مسلمانان، مشرکان و یهودیان بیطرف باشند. اما متاسفانه خیلی زود عهدشان را شکستند چهل نفر یهودی آمدند مکه با چهل نفر از مشرکان هشتاد نفر تفاهم نامه ای را امضا کردند که پیغمبر را به قتل برسانند. حتی مشرکین باور نمیکردند یهودیان این کار را بکنند میگفتند شما دین آسمانی دارید چطور ممکن است با ما متحد شوید میگفتند ما حتما این کار را میکنیم این گرفتاری دوم پیغمبر ماست. در مدینه هم زندگی میکردند پیغمبر جنگ احزاب که تمام شد رزمندگان به خانه ها میخواستند بروند فرمود نه یک جنگ دیگری در پیش داریم پرسیدند چه جنگی فرمود با یهودیان، قسمت آخرش جنگ خیبر است. فکر نکنید قصه یهودی ها تمام شد تا به امروز که هزار و چند صد سال گذشته است خطر یهود وجود دارد. در نگرانیهای پیامبر که در قران آمده است یهودی ها همدست میشدند توطئه میکردند امروز صبح برویم پیش پیامبر به ظاهر ایمان بیاوریم عصر از ایمانهایمان دست برداریم. این دو فایده دارد یکی مسلمانها را در ایمانشان سست میکند یکی دیگر اینکه یهودی ها هوس نمیکنند مسلمان شوند از این کارها میکردند.

منافقین

دلواپسی سوم پیامبر که موج میزند در احادیث من برای آینده شما میترسم منافقین است. منافقین در مکه نیستند منافقین در خیبر نیستند. منافق ریش دارد در مسجد می آید منافق نماز میخواند منافق به مکه می رود ظاهر مسلمانی را حفظ میکند. پیغمبر فرمود من از مومن نمیترسم مومن آزارش به کسی نمیرسد من از مشرک نمیترسم، سینه به سینه او میجنگم اما از منافق میترسم او از پشت خنجر میزند. نزدیک ماست خانه اش بغل خانه ماست چطور کنترل کنیم ما در همین انقلاب خودمان چه سیلی هایی از منافقین خوردیم ده هزار مظلوم یک مغازه دار یک رهگذر، یک خانم، یک آقا، یک بچه، بعضی ها را سوزاندند بعضی ها را تکه تکه کردند. یک امام جمعه موقتی داشت اصفهان بهشتی نژاد روز بیست و یکم ماه مبارک رمضان آمدند در خانه اش، آن وقتها محافظی در کار نبود یک بچه سه ساله آمد در خانه ایشان را با بچه سه ساله با زبان روزه این پدر را کشتند.

چند دستگی بین مسلمانان

خب تمام شد قصه منافقان نه تا دنیا دنیاست وجود دارد. یَقوُلُونَ بِأَفواهِهِم مَا لَیسَ في قُلُوبِهِم اظهاراتی میکند که باور ندارد. اینها ست که نگرانیهای پیامبر است. اینها ترس ها و بیم های پیغمبر است. دیگر پیغمبر از چه میترسید؟ پیغمبر از این میترسید که چند دستگی بین امتش پیش بیاید این انسجام اتحاد و یکپارچگی که رمز موفقیت مسلمانهاست از بین برود. پیغمبر دلواپس بود مسلمانها دنبال دنیا گرایی و دنیا طلبی رفاه زدگی بروند. بالاخره خداوند این نعمتها را برای مومنین قرار داده است این که ایرادی ندارد اما به صورت افراطی و دست درازی بکند به دارایی های دیگران دست درازی بکند به بیت المال مسلمین، اینها نگرانیهای پیامبر است.

دلگرمی های پیامبر اکرم(ص)

و اما امیدها، عزیزان من سروران گرامی بالاترین امید پیامبر وعده های خداست پیامبر به وعده های خدا اطمینان داشت. خداوند وعده داده است وَعَدَ اللهُ الَّذینَ آمَنوا مِنکُم وَ عَمِلُوا الصالِحاتِ لِیَستَخلِفَنَّهُم فِي الأرض. خداوند به مومنان صالح وعده فرموده حاکمیت کره خاک به دست شما خواهد افتاد. این دروغ نیست این توهم نیست تحقق پیدا خواهد کرد. خداوند وعده فرموده است وَلَیَنصُرَنَ الله مَن یَنصُرَه هر کس خدا را نصرت کند خدا به او کمک میکند. نه فقط در بدر در هر جای روزگار مومنان دین خدا را یاری کنند خدا به کمک آنها می آید.
دومین دلگرمی پیامبر قران است. یک برنامه جامع همه جانبه، دنیا، آخرت مادیت معنویت سیاست اخلاق اقتصاد که تا دنیا دنیاست خود خدا تضمین کرده است که این کتاب دست نمی خورد. تورات و انجیل چرا، ولی قران نه إنّانَزَلنا الذِّکر وَ إنّا لَهُ لَحافِظون. دلگرمی پیامبر امید پیامبر به قران است. این کتاب میتواند میلیون ها و میلیاردها بشر را سعادتمند کند. برنامه دارد قران یکی از امیدهای پیامبر ما قران است لذا در این روزهای آخر و ماه های آخر کمتر جلسه ای میشد پیامبر راجع به قران سفارش نکند امتش را. به خواندن قران و فهمیدن قران تأثیر پذیرفتن از قران و عمل به قران و تعلیم دادن قران. یکی دیگر از امیدهای پیامبر عزیز ما اهل بیت است. ما فرازهای زیارت جامعه را معنا میکردیم به این فراز رسیدیم وَالمُستَقِّرینَ لِأَمرِالله شما اهل بیت پیامبر پای کار خدا ایستاده اید. پیغمبر یک همچین خبری داشت که کسانی بعد از او خواهند آمد که از کشته شدن نمیترسند از تهدید نمیترسند از جنگ نمیترسند حتی از اینکه بچه هایشان کشته شوند پای کار خدا ایستاده اند.
ببینید آقایان خانمها پیامبر به مردم یک زمان فقط توجه ندارد. همه امت اسلامی را تا ظهور امام مهدی عج الله تعالي فرجه الشریف همه را یکپارچه می بیند. دوازده نور پاک را خدا به او معرفی کرده است که اینها پای کار ایستاده اند. یک کسی از امام صادق علیه السلام سوال کرد که پس از پیامبر هم فرشتگان به کسی نازل میشوند؟ امام فرمود بله مگر این آیه را نخوانده ای إنَّ الَّذینَ قالوا رَبُنَّا الله ثُّمَ أستَقاموا تَتَنَّزَلُ عَلیهِمُ المَلائکةُ ان لاتَخافوا وَ لا تَحزَنوا وَأبشِروا بِالجَنَّة الَّتي کُنتُم توعَدونَ. آنهایی که پای کار خدا ایستاده اند فرشته ها بر آنها نازل میشوند. سالارشهیدان از مدینه به راه افتاد تا لحظه شهادت پیوسته شعارش این است صَبرَا یا بَني الکِرام بزرگ زادگان ایستادگی کنید. زینب کبری آن قهرمان کربلا در جمعیتی که در مسجد اموی در شام بود خارجی داخلی لشکری کشوری، اینها را هم بسته بودند. در تاریخ داریم اینطرف صف زینب کبری آنطرف امام زین العابدین علیه السلام بدون این که ذره ای بترسد به یزید با فریاد فرمود صدای ما خاموش نخواهد شد وحی ما پایان نخواهد پذیرفت نگاه نکنید عزیزان ما را کشتید وعده الهی پشتیبان ماست. اینها را پیغمبر خبر داشت یک کسانی می آیند، چون بالاخره مخالفت در طول تاریخ بوده است. وَکَأیِن مِن نَبي قاتَلَ مَعَهُ رِبّیونَ کَثیر چه بسا پیامبرانی که خداپرستان در رکاب آنها جنگیدند احساس ناتوانی نکردند اعلام ضعف نکردند. ماضَعَفوا مَااستَکانوا قران ستایش میکند. این جریانی است که از آغاز تاریخ بوده است. پیامبر دلگرم است به کسانی که ایستادگی میکنند موسی بن جعفر علیه السلام هفت سال نوشته اند تا چهارده سال از این زندان به آن زندان اما عقب نشینی نکردند. ذلت را نپذیرفتند آیین مسلمانی را آیات قران را تبیین کردند تفسیر کردند. چه سرمایه ای چه ذخیره ای برای شیعه به جا گذاشتند. تا نفر دوازدهم که به اذن پروردگار در پس پرده غیب نظارت میکند رهبری میکند.
علاوه بر اهل بیت یکی از امیدهای پیامبر آقایان خانمها کسانی هستند که در آینده های دور خواهند آمد. وقتی این آیه نازل شد. مَن یَرتَدَّ مِنکُم یکی از دلواپسیهای پیغمبر این بود که بعضی از مسلمانها از انقلاب دست بر می داشتند. از اسلام دست بر میداشتند یکی مسیحی شده، آن یکی یهودی شده، آن یکی بی خدا شده است. خب آدم ناراحت میشود الان مثلا ما بشنویم فلانی با انقلاب مثلا خب آدم ناراحت میشود. خدا برای دلگرمی این آیه را فرستاد. اگر کسانی مرتد میشوند از اسلام دست بر میدارند ای پیامبر فَسوفَ یَأتِي الله بِقَومِ خود خدا یعنی فرمانروای عالم یک کسانی را خواهد آورد که در برابر مؤمنان متواضع خاشع در برابر کافران خشن و تند. خدا آنها را دوست دارد و آنها خدا را دوست دارند. پیغمبر دست زد بر ران سلمان یا بر شانه سلمان فرمود آن کسانی که در این آیه خبرشان آمده از همشهریان فارس هستند همشهریان سلمان هستند ایرانیان هستند. ولی پیامبر از هزار سال قبل به هزار سال بعد نگاه میکند به دو هزار سال بعد نگاه میکند پر امید.
پیغمبر فرمود یک کسانی در آینده ها می آیند که نه مرا دیده اند نه اوصیای مرا، نه علی را نه حسن را نه حسین را نه امام صادق را نه موسی بن جعفر را نه امام رضا را، فقط به نوشته های روی کاغذ ایمان می آورند. به سیاهی های روی سفیدی یعنی همین احادیث و پای کار می ایستند. یک کسانی در قم قیام میکنند، مثل تکه هایی از فولاد هراس ندارند ترس ندارند. از کمی جمعیت نمیترسند از قدرتهای جهانی نمیترسند اینها امیدهای پیغمبر است. رویش ها که در آینده های دور یک کسانی در لبنان در ایران در یمن در دوردستها می آیند حتی درباره همین مراسم سوگواری احادیث متعدد داریم. که پیامبر برای مظلومیت امام حسین علیه السلام که گریه میکرد و امام حسن و فاطمه زهرا و امیرالمومنین، فرمود فاطمه جان جبرئیل از آینده شما خبرهایی آورده است هر وقت من به یادش می افتم بی قرار میشوم اشکم جاری می شود.
بعد لبهای پیغمبر به لبخند باز شد. فاطمه زهرا پرسید پدر جان علت گریه کردن شما را فهمیدیم شادی شما برای چیست؟ فرمود فاطمه جان جبرئیل برای من خبر آورده است که در آینده کسانی می آیند که برای شما مجلس میگیرند و برای شما اشک می ریزند اسم شما را به پرچم ها میزنند اینها بشارتهایی است که به پیامبر ما امید داده است. این روزها که آخرین روزهای به ظاهر عمر ناسوتی پیامبر است با امید فقط با ترس نه این دنیا را ترک میکند. به خدا باور دارد به قران باور دارد به اهل بیت باور دارد به مومنان صالح و مجاهد و انقلابی که پای کار نظام ایستاده اند پیغمبر باور دارد امیدوار و سختی ها را میداند. پیامبر ما علم غیب میدانست از آینده و گذشته خبر داشت اما با دنیایی امید و با دلواپسی ها این جهان را ترک کرد.
امروز که ما در یک قطعه ای از زمان هستیم امروز من در خدمت حاج آقای قرائتی بودم ایشان تعریف میکرد راجع به حوادثی که این روزها در کشور ما هست که ما در چه روزگاری به دنیا آمدیم خداوند معجزاتش و آیاتش را به ما نشان داد. چه بزرگانی را دیدیم چه مجاهدانی را دیدیم امام عزیز را دیدیم چه جوانهایی را دیدیم که آیندگان در کتابها خواهد خواند و در فیلم ها خواهند دید. این چهره های ملکوتی را خدا به ما نشان داد. فرض کنید عیسی بن مریم از خدا خواسته است پروردگارا این اطرافیان من یک غذای آسمانی میخواهند خداوند هم از آسمان یک مرغی چه میدانم فرستاده است قرآن می‌گوید این اعجاز است. این جوان ها در این هشت سال دفاع مقدس با دست خالی و با نیت پاک و با انگیزه های مقدس که اشک میریخت و شهادت از خدا می خواست این ها را خدا به ما نشان داد. حالا ما در این قطعه قرار داریم بالاخره هرکس هم در روزگاری از دنیا میرود.
حدیث داریم یک کسانی هستند که در آسمانها شناخته شده تر هستند تا در زمین. ما در اواخر قرن بیستم هستیم که مواجه شدیم با انقلاب اسلامی ایران که هم غربی ها هم شرقی ها کمر بسته بودند به هدم اسلام و امید بسته بودند که دیگر چیزی به اسم اسلام نباشد. انقلاب اسلامی ایران آمد شیعه ها جرات نمی کردند بگویند که ما شیعه هستیم در آن دور دستها پرچم شیعه و اسلام بر افراشته شد. آقا جمهوری اسلامی ایران ایراد ندارد؟ هر عاقلی میداند که ایراد دارد. خود حضرت امام می فرمود بارها و بارها میفرمود ما ایراد داریم اشکال دارد کار ما ولی جهت و آرمان درست است. اهداف درست است دشمن هم با تمام وجود به میدان آمده است و از ضعفهای ما استفاده میکند از کوتاهی های ما استفاده میکند. ما دیشب گفتیم چقدر تجدید بیعت میکردند با پیغمبر باید بمانیم و پای کار این نظام عمر ماهم دست خود خداست. هر وقت بنا شود برویم با سربلندی برویم قسمت بزرگ زندگی ما اونطرف است اینطرف یک قسمت خیلی کوچکی است.
روز قیامت از مردم میپرسند چقدر در دنیا بودی بعضی ها میگویند دو ساعت به قول حاج آقای قرائتی اینهایی هستند که بیست سال عمر کردند بعضی ها میگویند نصف روز و اینها هم آنهایی هستند که چهل سال عمر کردند. بعضی ها هم میگویند یک روز ،سه تا جواب میدهند وقتی که روز قیامت از ما میپرسند چقدر در دنیا بودی، دو ساعت یا نصف روز یا یک روز کل زندگی ما در قبال آخرت کوتاه است.
خب برویم روضه بخوانیم روضه های پیامبر بیدارگر است. این پیامبر رحمت خدا را نازل میکند روضه بر مظلوم اساسا از طرف پروردگار با هدایا رو به روست. حالا پیامبر ما این روزهای آخر که در آتش تب می سوزد پشت سر هم وصیت میکند. یکی از وصیتهایش همین مسجد است با آن حالتی که داشت قاعدتا باید در خانه نماز میخواند. میفرمود زیر بغلهایم را بگیرید بروم مسجد تا این را به همه تعلیم بدهد مسجد و نماز جماعت را رها نکنید. اهل بیت علی فاطمه و حسن و حسین را رها نکنید. خداوند به پیغمبر یاد داده است این را به مردم بگو قُل لاأسئَلُکَ عَلَیهِ اَجرا إلا المَوَدَةَ في القُربي بگو من مزد نمیخواهم پیشانی ام را شکستی دندانهایم راشکستید خاکروبه روی من ریختید عزیزانم را کشتید. من مزد نمیخواهم چرا یک مزد میخواهم و آن اینکه به اهل بیتم مهر و عشق بورزید.
اما تاریخ متاسفانه نشان میدهد که توطئه گران موفق شدند. فاطمه زهرا سلام الله علیها در خانه پیغمبر پرسید پدر جان نمیدانم چرا لبهای حسن را میبوسی گلوی حسین را میبوسی. پیغمبر فرمود عزیزم دخترم حسنم را مسموم میکنند حسینم را سر از تنش جدا میکنند.
فاطمه جان جبرئیل برای شما که عزیزترینهای من هستید خبرهایی آورده است. یک خبر این است که به صورت تو سیلی میزنند یک خبر این است که شمشیر بر فرق علی فرود می آید. علی برادر من و جان من و وصی من است گریه پیغمبر بلند شد خبر آخر خبر حسین است. یاأبَا القاسِم یارَسولَ الله یا إمامَ الرَحمَة یا حُجَتَ الله عَلي خَلقِه یاسَیِدَنا وَمَولانا إنّا تَوَجَهنا وَأستَشفَعنا وَتَوَسَلنا بِکَ إلي الله وَقَدَمناکَ بَینَ یَدي حاجاتِنا یا وَجیهَه عِندَالله إشفَع لَنا عِندَالله.
گناه کرده بود جرم مرتکب شده بود باید تنبیه میشد در کمین ایستاد دید بچه های فاطمه از خانه بیرون دویدند امام حسن و امام حسین را بغل کرد آورد جلو پیغمبر یا رسول الله به حق این بچه ها از گناه من در گذر. پیغمبر فرمود چه کنم گوهرهایی را برایم آوردی نمیتوانم تو را نبخشم. یا رسول الله الان نزدیک دو ماه است برای عزیزانت گریه میکنیم سوگواری میکنیم آقایان بانوان در زیارتنامه پیغمبر یک آیه قران است و آیه این است خداوند میفرماید: ای رسول ما اگر مردان و زنان با ایمان نزد تو آمدند و تو را واسطه قرار دادند تو برای آنها استغفار کردی ما گناه آنها را میبخشیم. پروردگارا ما بچه های پیغمبر را نزد پیغمبر آوردیم واسطه قرار دادیم حاجات بزرگ داریم امنیت، سلامت، موفقیت، پیشرفت و همدلی و اتحاد همه اینها حاجات ماست. الهی بِمُحَمَّد وَعَلي وَفاطِمَة وَالحَسَن وَ الحُسَین وَ تِسعَةَ المَعصومینَ مِن ذُرِّیَةَ الحُسَین بِما اوصِيَ الحُجَةِ بن الحَسَن وَ بِدِما الشُهَداء یا الله.

ائمه راهنمایان بشر به سوی جلب رضایت خدا- زیارت جامعه

ائمه علیهم السلام راهنمایان بشر به سوی جلب رضایت خدا

رضایت الله

شرح فراز “وَ الاَدلّاءُ عَلَی مَرضاةِ الله”، در زیارت جامعه، ادلاء جمع دلیل است یعنی راهنمایان، شما راهنمایان بشر به سوی جلب رضایت الله هستید. یعنی شما به بشریت این را یاد میدهید ای مردم سعادت میخواهید ببینید خدا از چه چیزی راضی است. فکر کنید خدا از چه کاری از چه راهی از چه رفتاری از چه منشی راضی است.



بِسم الله الَّرحمنِ الرَّحیم

السَّلامُ عَلَی المهدی الَّذی وَعَدَالله بِهِ الاُمَم اَن یَجمَعَ بِهِ الکَلِم وَ یَلُمَّ بِهِ الشَّعَثَ وَ یَملَأُ بِهِ الاَرض قِسطاً وَ عَدلاً بَعدَ ما مُلِأَت ظُلمَاً وَ جَوراً. روزهای پایانی ماه صفر داغ های بزرگ بر بشریت تقاضا میکنم به روان تابناک پیامبر عظیم الشان اسلام و حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام صلواتی تقدیم بفرمایید. به روان پاک شهیدان دشت کربلا به ویژه سید وسالار آنها حضرت ابی عبدالله حسین علیه السلام و همه شهیدان تاریخ مظلومیت شیعه تا به امروز شهیدان این مسجد این محل اجتماع صلواتی تقدیم بفرمایید.
قبل ازشروع بحث امشب سه نکته را لازم دیدم عرض کنم. نکته اول فردا ان شاءالله به حول و قوه الهی بازگشایی مدارس است.ما به سهم خودمان بخواهم نزدیک به یک میلیون معلم که بچه های ما در اختیار انها قرار میگیرد برای موفقیت انها دعا کنیم. پیغمبر فرمود ماهیان دریا و پرندگان هوا و فرشتگان اسمان درود میفرستند برمعلمی که خوبی به بچه یاد میدهد. پیغمبرفرمود: ایا به شما خبر بدهم که خوبترین خوبان کیست؟ خوبتربن خوبان خداست. خالق خوبی ها پس از خدا خوبترین خوبان من هستم پس از من از همه خوبتر شهیدی است که خونش را نثار کرده و معلمی که خوبی می اموزد این وظیفه ما هست که فردا دعا کنیم به این جمعیت میلیونی که نسل اینده به دست انهاست. نکته دوم شما زیاد شنیده اید که وهابی ها شیعه را متهم میکند به شرک یکی از همین دلایل زیارت است ما الان یک هفته است هر شب زیارت امام هادی علیه السلام را اینجا توضیح میدهیم.
غیر از خدا ما هیچ حرفی نزدیم خدا را دوست بدارید، خدا را بپرستید، خدا رابشناسید یعنی خداشناسی خداگرایی خداپرستی موج میزند در معارف اهل بیت پیغمبر نداریم کس دیگری را که اینگونه ما را محو جمال حق کند. به دیگران مراجعه بکنید و نکته سوم به دنبال بحث دیشب این را میخواستم عرض کنم همه ما باید یک سهمی داشته باشیم در دعوت دیگران به خدا این را به دوش معلمان و گویندگان نذاریم.
در زمان پیامبر مرسوم بوده هر روز مسلمانان برای همدیگر این سوره را میخواندند کدام سوره؟ سوره والعصر به خاطر ان دو ایه پایانی اش یعنی نه هرکس برای خودش برای ثواب بخواند نه، من برای شما و شما برای من هر روز یک دقیقه هم بیشتر طول نمیکشد. بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم وَالعَصر اِنَّ الاِنسانَ لَفی خُسر الَّا الَّذینَ امَنوا وَ عَمِلو الصّالِحات وَ تَوّاصَوا بِالحَق وَ تَوّاصَوا بِالصَّبر، حق چیست؟ همه مفسران شیعه و سنی گفته اند بلندترین مصداق حق، الله است الله، خدا حق است. هر روز همدیگر را به حق یعنی به خدا سفارش کنیم وَ تَواصَوّا بِالصَّبر مقام معظم رهبری در فرمایشاتشان به مناسبت مراسم پرشکوه اعجاز گونه ی اربعین اشاره فرمودند: وَتَواصَوّا بِالصَّبر صبر ممکن است یک معنای متحجرانه از ان شود. صبر کن یعنی تحمل کن نه صبر کن یعنی بایست مقاومت به خرج بده صبر کن یعنی نا امید نباش صبر کن یعنی روحیه داشته باش و َماصَبرُکَ اِلّا بِاللهَ همین صبر را هم از خدابگیر. این سه نکته را لازم دانستم قبل از سخن امشب بیان کنم حالا با صلوات شما به پیشواز این بحث میرویم.
اَلسَّلامُ عَلَی الدُّعاةِ اِلَی الله این برای دیشب بود. سلام برشما ای دعوت کنندگان به سوی خدا؛ امشب چی وَ الاَدلّاءُ عَلَی مَرضاةِ الله، ادلاء جمع دلیل است یعنی راهنمایان، شما راهنمایان بشر به سوی جلب رضایت الله هستید. یعنی شما به بشریت این را یاد میدهید آی ادمها سعادت میخواهید ببینید خدا از چه چیزی راضی است. فکر کنید خدا از چه کاری از چه راهی از چه رفتاری از چه منشی راضی است. جزئیاتش را ائمه به ما یاد داده اند. کلمه ی رضایت در قران شاید حدود چهل بار امده است. در بعضی از ایه ها فوق العاده زیبا اوصافی را میشمارد. در پایان میفرماید رَضِیَ اللهُ عَنهُم وَ رَضوا عَنهُ اینهایی که گفتیم مثلا یکی این ایه است وَالسّابِقونَ الاَوَّلون مِنَ المُهاجِرینَ وَ الاَنصار پیشگامان و پیشتازان در هجرت و در نصرت وَ الَّذین اتَّبَعوهُم بِاِحسان و همه کسانی که در طول تاریخ رهرو راه انها بودند رَضِیَ الله عَنهُم خدا از اینها راضی است. وَ رَضوا عَنه انها هم راضی هستند از خدا.
تسلیم و رضایت
امام صادق علیه السلام به یکی از اصحابش فرمود: شما شیعیان سوره جد ما حسین را میخوانید؟ گفتند ای پسر رسول خدا سوره جد شما کدام سوره است فرمود سوره فجر. به خاطر ایه اخر یا اَیَّتُهَا النَّفسُ المُطمَئِنَّه اِرجِعی اِلی رَبِّکِ راضیَةً مَرضیَةً این رضایت متقابل رضایت هم با تسلیم کنار هم هستند. راضی تسلیم بعضی ها هستند تسلیم هستند مثلا یک سربازی هستند تو پادگان میگوید دوسال دیگر چه خاکی به سر کنم هرچی فرمانده میگوید باید گوش بدهم این تسلیم هم هست اما راضی نیست. بعضی هایشان البته راضی هستند بعضی ها میگویند خب حالا تسلیم خدا هستیم ولی از او بپرسیم راضی هم هستی؟ نه راضی نیستم. نه چه خاکی به سر کنم تسلیم نباشم چه کنم. نه بعضی هم تسلیم هستند هم راضی. امام حسین علیه السلام که از مدینه میخواست به سوی مکه و عراق حرکت کند وضو گرفت به مسجد النبی امد دو رکعت نماز خواند درکنار ضریح پیغمبر، پیغمبر را واسطه قرار داد. به خدا اینگونه عرض کرد اَسئَلُکَ ای خدا از تو میخواهم یا ذَالجَلالِ وَالاِکرام ای خدای بزرگی، ای خدای بخشندگی بِحَّقِ القَبر به حق قبر پیغمبر وَ مَن فیهِ و کسی که در این قبر است یعنی پیامبر اِلَّا اختَرتَ لی ما هوَ لَکَ رِضیً برای من ان چیزی که تو راضی هستی انتخاب کن. من دنبال رضایت تو هستم حالا در این راه کشته شدن من باشد کشته شدن بچه هایم باشد اسارت خانواده ام باشد همین اندازه بدانم تو راضی هستی هر چقدر هم سختی داشته باشد و اثبات کرد این ادعا را کجا؟ در گودال قتلگاه. همین که دید اخرین لحظه را میگذراند صدا زد رِضیً یعنی از حرفش برنگشت امام حسین میخواهد ما هم اینطوری باشیم این اوج بندگی است.
نمازی که ما میخوانیم روزه ای که میگیریم حجی که میرویم تمرین بندگی است. ایا خداوند نیاز دارد به این نماز و روزه و حجاب؟ نه چه نیازی دارد منتها ما وقتی رضایت او را جلب میکنیم برکات رحمت ها توفیقات از جانب خدا به سوی ما سرازیر میشود. ائمه امدند که این را به ما حالی کنند. ای بندگان خدا هوس خودت را کنار بگذار هوس دیگران را کنار بگذار فقط به رضایت خدا فکر کن. امامان ما حدیث داریم اسم هایشان با ما فرق دارد ما که اسم میگذاریم خدا ان شاءالله به فرزندانتان اضافه کند نمیدانم چندتا بچه دارید استاندارد بچه پنج تاست. بعضی ها که بچه در راه دارند میخواهند برای بچه اسم بگذارند یکی اسم گل میگذارد یکی اسم ستاره میگذارد یکی دنبال اسم هم وزن است حمید سعید مجید بعضی ها هم دنبال کلمه فارسی اصیل هستند. امامان ما اسم هایشان در اسمان طراحی شده یعنی رازی در اسم ائمه است.
یکی از امامان را میگوییم امام رضا علیه السلام که چند شب دیگر میخواهیم روضه اش را بخوانیم. یعنی امام رضا علیه السلام متاسفانه بعضی از بدخواهان این را بد معنا کرده اند. گفته اند امام رضا دنبال جلب رضایت مامون بوده ابدا ابدا فقط به دنبال جلب رضایت الله بوده ولی خداوند رضایتش در این بود که امام رضا ولایتعهدی را بپذیرد. پذیرفت میدانست مسموم میشود به ظاهر دیگران یک جور قضاوت میکردند امام رضا علیه السلام از مدینه که به راه افتاد داشتند بدرقه میکردند بنی هاشمی ها. فرمودند گریه کنید برای من چرا گریه برای چه فرمود این سفر بازگشتی ندارد ولی راضی بود چون خدا راضی بود. اگر ما زندگی خودمان را اینطوری شکل بدهیم در این کسب و کاسبی خدا راضی است ولو سودش کمتر است. من در این منطقه زندگی میکنم خدا راضی است این شغل را داشته باشم این رشته تحصیلی را اگر ادامه بدهم این کار با فلانی رفیق بشوم انتخاب همسر اینگونه باشد همه ی ملاکهای ما رضایت خدا باشد فوق العاده است.
امیرالمومنین علیه السلام پیغمبر صدایش زد فرمود: علی جان جبرئیل خبر اورده در سحرگاه فردا چه ساعتی چه دقیقه ای و کجا اینها جزئیاتش را جبرئیل به من گفته میخواهند مرا بکشند. تو به جای من بخواب، علی علیه السلام فرمود با ذوق با شوق باعشق پذیرفتم. اطاعت میکنم اصلا بدون چون و چرا ایه ای که نازل شد این ایه است: وَ مِنَ النّاس مَن یَشری نَفسَهُ ابتِغاءَ مَرضاتِ الله وَاللهُ رَئوفُُ بِالعِباد. اسم حضرت علی علیه السلام در ایه نیست. خدا رحمت کند شهید بهشتی را میفرمود خدا کاری کرده یک شاخص معرفی کرده شما از راه شاخص ان نفر را باید پیدا کنید از بین مردم کسانی هستند که یا کسی هست که به خاطر جلب رضای خدا جانش را میفروشد. به جز علی بن ابی طالب که به جای پیامبر خوابید درباره کسی این ایه نازل نشده. یا اباالحسن چرا جای پیغمبر خوابیدی چون دامادش بودی هنوز دامادی مطرح نشده بود، مجرد بود. فقط جلب رضایت خدا بوده امامان ما امده اند این را به ما تعلیم بدهند. امام سجاد علیه السلام چون به هلال می نگریست ما از بعضی ایات الهی محروم هستیم مثل دیدن ماه تهرانی ها به خاطر این هوای تهران در طول سال فکر نکنم هیچوقت ماه را ببینند مخصوصا هلال را یعنی ان شب اول را. سمنان دامغان این شهرهای کویری قشنگ پیداست. دعا دارد وقتی اولین بار هلال ماه را دیدی دعاهای متعدد دارد. امام زین العابدین علیه السلام وقتی به هلال نگاه میکرد این را از خدا میخواست. خدایا وَجَعَلنا مِن اَرضی مَن طَلَعَ عَلَیه. پروردگارا مرا قرار بده از بهترین کسانی که این ماه بر انها می تابد که تو از انها راضی تر هستی.
ماه به میلیون ها میلیاردها نفر می تابد. در بین ان میلیونها نفر از کدامشان بیشتر راضی هستی خدایا مرا از انها قرار بده. یا در دعای دیگر دارد وَاستَعمِلنی بِما هوَ اَرضی خدایا مرا به کاری بگمار که تو راضی هستی. یعنی پیوسته اونوقت کسی مثل فاطمه زهرا سلام الله علیها به مقامی میرسد که رضایت او رضایت خداست اینقدر اوج میگیرد محو میشود در الله که پیغمبر میفرماید: رضایت فاطمه رضایت خداست. وَامنُن عَلَی بِالعَمَلِ لَکَ بِما تُحِبُّ وَ تَرضَی منت بگذار بر من یک کاری انجام بدهم که تو دوست بداری و تو راضی باشی ما در زندگی باید حساب کتاب کنیم شب روز گهگاهی فکر کنیم. این کاری که من میکنم خدا راضی است این در امدی که دارم خدا از ان راضی است؟ این برنامه هایی که دارم در جمع خدا از ان راضی است یا نه ناراضی است.
کسانی که مورد غضب خدا هستند
مقابل رضایت چیست غضب کلمه غضب در قران هم امده. ما در هر نماز میگوییم غَیرِ المَغضوبِ یعنی خدایا نمیخواهم از مغضوبین باشم میخواهم از من راضی باشی مغضوبین چه کسانی هستند؟ در قران اگر رصد بکنیم مثلا بنی اسرائیل از مغضوبین هستند در سوره مبارکه بقره امده که خداوند وَباءُوا بِغَضَبِِ مِنَ الله. چیکار کردند؟ ملتی بودند با عزت با اقتدار در صحنه دنبال تنبلی رفتند. پیغمبرشان گفت جبهه بروید نیامدند جوانهایشان دنبال عیاشی رفتند. پولداران دنبال ربا خواری رفتند علمایشان رفتند دنبال رشوه خواری دست کاری کردن کتاب خدا. زنانشان متاسفانه رفتند دنبال انحراف اینها شدند ملتی که با غضب خدا روبرو شدند. این کلمه غضب را در قران نگاه کنید.
یا این ایه اِنَّ الَّذینَ اتَّخَذوا العِجل سَیَنالُهُم غَضَبُُ مِن رَبِّهِم وَ ذِلَّه موسی بن عمران رفته قانون اساسی بیاورد اینها رفتند دنبال گوساله غضب خدا بر انها. یا درباره فرار از جبهه قران میفرماید ای کسانی که ایمان اورده اید یا اَیُّهَا الَّذینَ امَنوا وقتی دشمن به شما هجوم می اورد فرار نکن به دشمن پشت نکن مگر دوتا فرار استثناء است یکی فرار اصطلاحا میگویند عقب نشینی تاکتیکی یعنی نمیخواهد فرارکند میخواهد از این قسمت بیاید عقب برود از یک قسمت دیگر حمله بکند. اینها نه یا فرار میکنند با گروه دیگری به کمک هم به دشمن به جز این دو مورد انهایی که فرار میکنند از جبهه حالا جبهه هم که میگوییم بیشتر جنگ سخت یادمان می اید. توپ و تانک و ان هشت سال اگر جنگ نرم را هم به حساب بیاوریم یعنی جنگ با تهاجم فرهنگی بعضی ها فرار میکنند. هیچ اقدامی نمیکند هیچ فکری نمیکند هیچ احساس مسئولیتی نمیکند از میدان جنگ فرار کرده. پیامبر عزیز ما صلَّی اللهُ عَلَیهِ و اله وَسلَّم راهی جنگ تبوک بود. جنگ تبوک هم خیلی سخت بوده حدود هشتصد کیلومتر باید راه میرفتند انوقتها با ان وسایل تابستان هم بوده خیلی گرم. حساب کنید در سرزمین حجاز فصل تابستان هشتصد کیلومتر راه برویم تا تازه به دشمن برسیم. یک عده ای امدند با رزمندگان اما یواشکی سرعت را کم کردند و از ان کوچه پس کوچه ها جیم شدند و رفتند به باغ شروع کردند کباب درست کردن. این در تاریخ امده الان در جنگ نرم هم همینطور است بعضی ها پاس میدن به دیگران وزارت ارشاد چکار کرده صدا و سیما چکار کرده حوزه های علمیه چکار کردند اموزش و پرورش چه کرده. این را باید بگوییم من چه کرده ام هر کسی باید به خودش بگوید من چه کرده ام میتوانستم این کار را بکنم من این توانایی را داشتم من این آبرو را داشتم.
هر کس از جبهه جنگ چه سخت چه نرم اگر فرار کند و میدان را به دشمن واگذار کند مورد غضب خدا قرار میگیرد. قران میفرماید: لایَرضَی لِعِبادِهِ الکُفر خداوند به کفر راضی نمیشود. کفر خرافات است شرک خرافات است انسان حیف است به دنبال چوب بگردد به دنبال یک ستاره و… انسان قابلیت دارد خدایی بشود از چیزهایی که خدا را راضی میکند بیعت با حجت خداست. لَقَد رَضِیَ اللهُ عَنِ المُومِنین اِذ یُبایِعونَکَ تَحتَ الشَّجَرة بیعت یعنی چه کلمه بیع شما همه میدانید یعنی چی بیع یعنی خرید و فروش. مخصوصا ان خرید و فروش هایی که پولش زیاد است بیع گفته میشود. مثلا خانه باغ در فرهنگ عرب ارام ارام وقتی میخواستند مردم با رهبرانشان عهد ببندند به این کار بیعت میگفتند. می امدند یا دست میدادند محکم فشار میدادند یا دستشان را بالا میکردند یک جمله ای به ان رهبرشان میگفتند این بیعت بود. پیامبر عزیز ما از همان اولی که مردم مدینه امدند پیغمبر را دعوت کردند فرمود با من بیعت میکنید؟ انها گفتند مدینه اماده است برای تشریف فرمایی شما. پیغمبر فرمود بیعت میکنید با من؟ گفتند بله فرمود بیعت نامه تان را بنویسید رفتند شبانه یک متنی نوشتند امدند اعلام کردند ما براساس این بیانیه بیعت میکنیم که شما مدینه تشریف بیاورید ما با مالمان و با جانمان و با جوانانمان از شما پشتیبانی میکنیم این بیعت است.
از انجایی که بدخواهانی هستند میخواهند پیوند مردم و پیامبر را تضعیف کنند پیامبر شاید چهار بار یا پنج بار بیعت را تجدید کرد. یعنی مراسمهایی اجتماعاتی پیش می امد پیغمبر میفرمودند بیعت کنید. اخرینش در غدیر خم بود مراسم سخنرانی غدیرخم که تمام شد هوا گرم بود جمعیت زیاد خانواده ها منتظر همه میخواستند بروند پیغمبر گفت همه باید بیعت کنند. شما اطلاع دارید که سه شبانه روز طول کشیده صف آقایان صف خانم ها یک خیمه ی بزرگی که دو طرفش درش باز بود داخل خیمه پیامبر وامیرالمومنین نشستند خانم ها دستشان را در تشت ابی می گذاشتند امیرالمومنین دست مبارکشان را در ان اب می گذاشت اقایان هم از این در بیعت لَقَد رَضِیُّ اللهُ عَنهُم خدا راضی شد وقتی بیعت کردند با پیامبر. چرا به ما گفتند دعای عهد را در چهل روز بخوانید چون بدخواهانی هستند میخواهند ما را نسبت به امام زمان نظرمان را تضعیف کنند اعتقادمان را باورمان را ایمانمان را کمرنگ بکنند. ما هر صبح خدا رحمت کند حضرت امام درهمین جماران یکی از علمایی که در بیت حضرت امام خدمت میکرد نقل کرده الان چاپ شده میگوید وقتی حضرت امام از دنیارفت دیدم بالای سرش مفاتیح است. دیدم بین مفاتیح کاغذ است کاغذ را باز کردم دیدم دعای عهد است نوشته بودند ۲۴ روز خوانده ام یعنی این تجدید عهد سروران گرامی اقایان خانم ها نسبت به نائب امام زمان هم ما چنین وظیفه ای داریم.
گهگاهی یک شرایطی در دنیا پیش بیاید باید دنیا تماشا کند تجدید بیعت ما را بداند جمعیت های میلیونی باصدای بلند و عاشقانه اعلام بیعت میکنند تجدیدبیعت میکنند عهد میبندند تا اخرین نفس تا اخرین قطره ی خون. این چهل و چندسال که ما دوام اوردیم به خاطر همین اسقامت است. ما در شبهای بعد میرسیم به یک فرازی وَالمُستَقرِّینَ لِاَمرِالله امامان ما پایداران اسقامت کنندگان در کار خدا بودند هیچ کاری در این دنیا بدون استقامت پیش نمیرود. هیچ موفقیتی بدون پایداری شکل نمیگیرد. یک ایه دیگر سوره ممتحنه ایه ۱ اِن کُنتُم خَرَجتُم جِهاداً فی سَبیلی وَابتِغاءَ مَرضاتی اگر برای جهاد از خانه بیرون رفتی جهاد برای چه برای جلب رضایت خدا برای پول برای حق الزحمه برای سابقه نه. پیامبر عزیز ما در جنگ احد کنار نعش شهدا می نشست میگریست. یک کشته را رد کرد رفت سراغ یکی دیگر. گفتند یا رسول الله ایشان را جا انداختی فرمود هذا قَتیلُ الحِمار یعنی این دنبال یک الاغی بوده خیلی خوشکل نوجوان خیلی تند مثل آهو میرفته این برادر رزمنده حالا برادر بگوییم خواهر بگوییم این اقای رزمنده هم در جنگ به جای اینکه به خدا فکر کند یا به پیغمبر یا به پیروزی همش چشمش به الاغ بود تا برود و ان الاغ را بگیرد تیر به او خورد. پیغمبر فرمود این کشته راه الاغ است یعنی نیت باید درست باشد برای چه جهاد میرود برای چه به هجرت میرود چرا ماموریت میرود برای چه کار میکند یک دعایی است من خیلی دوست دارم شما حفظ کنید در قنوت نمازهایتان بخوانید خواهش میکنم این کار را بکنید دوسه روز اگر تکرارکنید در حافظه تان میماند.
دعا برای رضایت خدا
در این دعا هم به نسل قبل دعا شده هم به نسل موجود هم به نسل اینده. نمیدانم درسوره احقاف ایه چند است شاید ایه ۱۴ باشد دعا این است: رَبِّ اَوزِع اَن اَشکُرَ نِعمَتُکَ الَّتی اَنعَمتَ عَلَیَّ وَ عَلَی والِدَی این قسمت اول دعاست یعنی خدایا به من کمک کن که شکر گزار نعمتهایی که به خودم و به پدر و مادرم دادی باشم. دوم وَ اَن اَعمَلَ صالِحاً تَرضاهُ خدایا کمکم کن یک جوری عمل کنم که تو راضی شوی. قسمت سوم و َ اَصلِح فِی ذُرّیَتی فرزندانم را نسلم را دودمانم را صالح قراربده. اِنّی تُبتُ عَلَیک وَ اِنّی مِنَ المُسلِمین سخت است شاید یکی دوساعت طول بکشد مخصوصا هم سن های من که در بین ما کم هستند مثلا ۲۰ باربخوانیم حفظ میشویم به یک کاغذی بنویسید در نایلون بگذارید که دست بی وضو هم بشود گذاشت این را حفظ کنید و در قنوت نمازهایتان بخوانید.
یک نماز هم هست خداحفظ کند حاج اقا حسینی قمی اقای دکتر رفیعی این دو بزرگوار هم این نماز را خیلی سفارش میکنند برای سعادت بچه هایمان برای هدایت بچه هایمان. امام صادق علیه السلام هرشب بعد از نماز عشاء برای بچه هایش میخوانده از ان نمازهایی طولانی هم نیست که شما بفرمایید خیلی سخت است. دو رکعت مجموعا من که شبها میخوانم دو دقیقه بیشتر نمیشود رکعت اول بعد از حمد اِنّا انزَلنا رکعت دوم بعداز حمد اِنّا اَعطَینا خیلی اسان است. در قنوت ان نماز هم اگر این دعا را بخوانید دیگر خیلی محشر است. چیزی که به بحث ما مربوط میشود این است وَ اَن اَعمَلَ صالِحاً تَرضاه خدایا کمکم کن اَوزِعنی یعنی توفیق بده کمک کن یک کار درستی انجام بدهم که تو راضی بشوی. زکریای نبی مثل حضرت ابراهیم علیه السلام بچه دار نمیشد به سن پیری رسید خانمش هم خیلی پیر شده بود ولی دامن کبریایی خدا را ول نمیکرد همیشه این را از خدا میخواست پروردگارا اِجعَل لِی وَلیّّاً یعنی یک بچه ای به من بده یَرِثُنی از من ارث ببرد وَ یَرِثُ مِن الِ یَعقوب. راه ال یعقوب را خداپرستی را خوب رفتاری را و اخرش اینگونه دعا کرد حضرت زکریا وَاجعَلهُ رَبِّ رَضِیّا یعنی خدایا این بچه را جوری قرار بده که تو از او راضی باشی. این خیلی مهم است وَاجعَلهُ رَبِّ رَضِیّا فرزندانی که ادم نگاهشان میکند میگوید مطمئنم از این بچه خدا راضی است.
زمان نداریم قران میفرماید انهایی که کمک میکنند انفاق میکنند برای رضای خدا مَثَلُ الَّذینَ یُنفِقونَ اَموالَهُم ابتِغاءَ مَرضاتِ الله وَ تَثبیتاً اَنفُسِهِم کَمَثَلِ جَنَّةِِ بِرَبوَةِِ اَصابَها وابِل مثل کسانی که برای رضای خدا کمک میکنند حکایت زمین حاصلخیزی است که اگر باران خوب ببارد محصول خوب میدهد حتی اگر باران خوب نبارد باز هم یک محصول قابل توجه میدهد. انفاقات برای رضای خدا خب نمیرسیم بقیه اش را بگوییم باید بماند برای روزگارانی فردا شب این را میخواهیم بگوییم وَالمُستَقِرّینَ فِی اَمرِالله. به قول سرود سلام فرمانده میگوید این نسل پای این نظام فردا شب همین را میخواهیم بگوییم. امامان ما پای کار خدا ایستادند حتی به قیمت پرپر شدن بچه اش اَمر یعنی کار. امامان ما ایستادند پای کار خدا ما هم میخواهیم همین را از انها یاد بگیریم.
خب امشب میخواهیم روضه ای بخوانیم که امام زمان هزار سال است این روضه را میخواند از میان ان همه حادثه از صبح عاشورا تا شام امام زمان علیه السلام این یک تیکه را سوا کرده. هر روز هم میخواند عرضه میدارد یا جداه فراموش نمیکنم ساعت تنهایی ات را روضه وداع اسمش است. وَالوِترَ المَوتور تنهای تنها امدی کنار خیمه ها صدا زدی یا خواهر یا زینب ام کلثوم رقیه، رقیه یکی از خواهران امام حسین است همسر مسلم بن عقیل است. سکینه رباب عَلَیکُنَّ مِنَّی السّلام حالا این خداحافظی چه جور صورت گرفته خدا میداند همه را به صبر سفارش کرد یا جداه فراموش نمیکنم ان ساعتی را که اسب بی راکبت با زین واژگون با یال غرق به خون برگشت. خواهرت کجاست امده در گودال قتلگاه بین بدنهای پاره پاره به دنبال یک بدن میگردد. گلی گم کرده ام میجویم او را به هر گل میرسم می بویم او را گل من یک نشانی در بدن داشت یکی پیراهن کهنه به تن داشت. ایستاده سمت مدینه دستهایش رو روی سر گرفت رسید به یک بدن بی سری با تعحب پرسید اَاَنتَ اَخی اَاَنتَ اِبنُ والدی جدش پیغمبر را مورد خطاب قرار داد صدا زد یا جداه هذا حُسیَنُکَ مُرَّمِلُ بدماء مُقَطَعُ الاَعضاء. یاجداه  این کشته ی فتاده به هامون حسین توست این صید دست و پا زده در خون حسین توست همه صدا بزنیم یاحسین یاحسین یاحسین.

اوصیای پیامبر اسلام- زیارت جامعه

اهل بیت علیهم السلام اوصیا و ذریه پیامبر

اوصیای پیامبر اسلام

پیامبران که آمدند برای مدتی کار دشواری به دوششان بود و در ادامه خداوند فرمود هر پیغمبری باید اوصیا داشته باشد اوصیا یعنی ادامه دهندگان رسالت. سهم این جلسه این دو جمله است وَ أَوصیاء نَبي الله وَ ذُرِیَةِ رَسولِ الله.

بسم الله الرحمن الرحیم
السلامُ عَلي المَهدي الَّذي وَعَدَ اللهُ بِه الاُمَم أن یَجمَعَ بِه الکَلَم وَیَلُمَّ بِه الشَّعَث وَیَملَأ بِه الأرضَ قِسطَا وَ عَدلا وَعَدَ ما مُلِئَتَ ظُلما وَجَورا تقاضا میکنم به روان تابناک پیامبر عظیم الشأن اسلام و اهل بیت پاکش امام مجتبی علیه السلام و سالار شهیدان و علی بن موسی الرضا علیه السلام صلواتی تقدیم بفرمایید. از خداوندمیخواهیم این توسلات و ارادتها را در هر کجای عالم از همه به لطف و کرمش قبول بفرماید. از خداوند میخواهیم همه کسانی که ما را حسینی بار آوردند شیعه پرورش دادند پدران و مادران و اجداد و نیاکان علما و شهدا بانیان این مجالس این مساجد همه را مهمان پیامبر و اهل بیتش بفرماید. بچه های ما نسل و ذریه ما را الی یوم القیامه از بهترین مسلمانان و شیعیان تقدیر بفرماید. از خداوند میخواهیم رهبر عزیزمان و کشور عزیزمان و مردم عزیزمان را از هر گزندی مصون و محفوظ بدارد. برای شفای بیماران و مجد وعظمت مسلمانان و نابودی کفار و منافقان صلواتی تقدیم بفرمایید.
وَأَوصیاء نَبي الله وَ ذُرِیَةِ رَسولِ الله .سهم امشب این دو جمله است آدمها را خدا اینطوری قرار داده است که دوست دارندهمیشه باشند بقا را وماندگاری را دوست دارند از نابودی از هلاکت بدشان می آید. اسلام عزیز یک تدبیری قرار داده است به نام وصیت کلمه وصیت یعنی وصل. یک کاری کنیم آینده را به اکنون و گذشته وصل کنیم هر کسی در عمرش حتما به یک کاری علاقه دارد که دست می زند ولی آخرای عمرش دلواپس میشود. بعد از من کسی خواهد بود این کار را ادامه دهد. کارخانه ای بنا میکند مرکز پژوهشی تأسیس میکند مسجدی می سازد جاده ای احداث میکند هر کسی در شغل خودش دوست دارد کار او راه او فکر او ادامه پیدا کند.
هر کسی هر کاری را دست میزند حتما با رنج با صبر به موفقیت میرسد دوست دارد پس از او ادامه پیدا کند وصیت یعنی ادامه کار ما. از نظر مالی اسلام به ما فرموده است میتوانید یک سوم دارایی خودتان را در آن راه هایی که خودتان می پسندید خرج کنید آقا من اینکار را می پسندم یک سوم دارایی من را در این مسیر هزینه کنید. میتوانید وصیت کنید وصیتهای فرهنگی بچه های من عزیزان من نوه های من بازماندگان من اینگونه عمل کنید به مستمندان کمک کنید هر چیزی که در ایده اش هست.
بزرگترین انسانهای تاریخ پیامبران هستند. خداوند سوا کرده است إِنَّ اللهَ أصطَفي، اصطَفي مثلا شما میروید میوه بخرید از آن میوه فروش می پرسید آقا میشود سَوا کرد او هم میگوید بله میشود از آن سیبها گلابی ها و هلوهای خوشرنگ تر رسیده تر قشنگ تر به این کار می گویند إصطَفي. خداوند وقتی بندگانش را آفرید آن بهترینها را برای راهنمایی دیگران سوا کرد إنَّ الله أصطَفي آدَمَ وَنوحَا وَآلَ إبراهیمَ وَ آلَ عِمران. پیامبران که آمدند برای مدتی کار دشواری به دوششان بود و در ادامه خداوند فرمود هر پیغمبری باید اوصیا داشته باشد اوصیا یعنی ادامه دهندگان رسالت.
امیرالمومنین علیه السلام که از جنگ نهروان بر می گشت این را که دارم تعریف میکنم قسمت کوچکی از یک حدیث هفت صفحه ای است که مرحوم شیخ صدوق در کتاب خصال که توصیه میکنم بخرید و از کتابهای بسیار معروف شیخ صدوق می باشدکه این کتاب را با عدد تنظیم کرده است. یعنی قسمت اول حدیثهای یک قسمتی قسمت دوم حدیثهای دو قسمتی سه قسمتی و پنج قسمتی و ده قسمتی و چهل قسمتی و چهارصد قسمتی هم دارد که با عدد تنظیم شده است این را که من الان برای شما عرض میکنم در آن قسمت هفت تایی هست اسم کتاب خصال است هفت صفحه است این حدیث که من دو سه سطر آن را برای شما میگویم. سال آخر عمر امیرالمومنین علیه السلام بوده و از جنگ نهروان بر میگشت اندوهگین و غصه دار و آمد در مسجد نشست یارانش از جمله مالک اشتر همه نشسته بودند فتنه ای را پشت سر گذاشتند. هنوز بقایای آن فتنه یعنی خوارج نهروان تا ده ها وصدها سال بعد ادامه دارد.
همانطور که نشسته بودند بزرگ یهودیان وارد مسجد شد آمد نشست رو کرد به مولا امیرالمومنین علیه السلام این سوال را پرسید آقا شما وصی پیغمبر هستید؟ حضرت فرمود بله گفت من میخواهم چند سوال از شما بپرسم اگر واقعا وصی پیغمبر هستید ما در کتابهایمان خوانده ایم حال اکتابهای یهودیان از سه هزار قبل از اسلام است. مسیحیان از ششصد سال قبل، گفت ما در کتابهایمان خوانده ایم هر پیامبری که از دنیا رفته اوصیا داشته یعنی مخصوص پیامبر اسلام نیست سنت خدا این بوده است. همه پیامبران کار را رها نمیکردند یک کسانی پس از آنها کارشان را ادامه میدادند. حالا سوال من این است اوصیا پیامبران در کتابهای ما نوشته امتحاناتی در زمان آن پیامبر میدادند و امتحاناتی پس از آن پیامبر. اولین سوالم این است که تعداد این امتحانات چند تا بوده است امیرالمومنین فرمود ای برادر یهودی تو را قسم میدهم به آن خدایی که رود نیل را برای بنی اسرائیل شکافت و شما به سلامت گذر کردید اگر من درست جواب بدهم مسلمان میشوی یا نه؟
چون بعضی سوال میپرسند برای دانستن نیست برای سرگرمی است برای امتحان کردن است ما طلبه بودیم همان طلبه سال اول خیلی کم سواد الانم کم سواد هستیم یک وقتی قسمت میشد میرفتیم زیارت امام رضا علیه السلام خب در صحن نشسته بودند خانواده ها تا میدیدند یک طلبه ای دارد می آید میگفتند برویم این طلبه را امتحانش کنیم ما میدونستیم این قصه را. حاج آقا سلام بچه های حضرت آدم این خواهر و برادرا چطور با هم ازدواج کردند حالا ماهم یک جوابی میدادیم و میرفت و دوباره نگاه می کرد از آن گوشه صحن یک طلبه عمامه سفید می آید میگفت بریم این طلبه را امتحانش کنیم. سوال کردن بیست تا دلیل دارد یکی از آنها برای فهمیدن است یکیش برای دانستن است ای مرد یهودی من درست جواب بدهم مسلمان میشوی یا نه یک کمی فکر کرد وگفت بله مسلمان میشوم.
بعد حضرت فرمود آن امتحانات هفت تا بوده است هفت امتحان در زمان آن پیامبر موضوع اطاعت. هفت امتحان پس از آن پیامبر با موضوع صبر. خیلی امتحان سختی است امتحان اطاعت یعنی ما الان در این مسجد نشستیم الان از ما میپرسند آقا شما مطیع رهبر هستی به زبان ممکن است بگوییم بله ولی درعمل معلوم میشود. بعد این مرد یهودی گفت شما خودت این چهارده امتحان را دادی حضرت علی علیه السلام فرمود بله میشود توضیح بدهی فرمود بلند شو برویم بیرون مسجد تا برایت تعریف کنم. اصحاب فرمودند چرا بیرون ما هم می خواهیم بشنویم حضرت فرمودند شنیدن امتحانات علی تحمل میخواهد من امتحانات فوق العاده سختی دادم گریه تان میگیرد. آنها قول دادند تحمل میکنیم بعد حضرت آن چهارده امتحان را که الان نمیخواهیم وارد بحثش شویم یک روزگار دیگر برای شما خواهیم گفت. منظورم این بود اُصیاءِ نَبي الله انبیا اوصیا داشتند خداوند حکیم است مگر میشود یک پیغمبری را رها کند پنج سال ده سال بیست سال باشد و یک رسالتی را پیگیری کند بعد منقطع شود. ابدا بارها و بارها پیغمبر به امیرالمومنین میفرمود ياعَلي أنتَ وَصي وَ وارِثي تو وصی من هستی ما به اهل بیت این را میگوییم شما اوصیا نبی خدا هستید یعنی ادامه دهندگان راه او تداوم بخشهای رسالت او.
پیامبر میخواست چکارکند میخاست تعلیم بدهد تربیت کند میخواست عدالت را پیاده کند میخواست اخلاق را جهانی کند امامان ما همین اهداف را همین آرمانها را پیگیری میکنند. ما درباره امام رضا علیه السلام همچین عقیده ای داریم درباره امام جواد و موسی بن جعفر همچین عقیده ای داریم آنها اُصیاء نَبي الله هستند ادامه دهندگان راه پیامبر هستند. آن وقت یک نکته مهم این است کسی که وصیت میکند میخواهد یک وصی انتخاب کند چه جور آدمی را انتخاب میکند یک آدمی که بتواند کار او را پیش ببرد. مثلا الان بعضی از عزیزان ما در ورزش اینجا هستند فرض کنیم یک کسی یک تیم فوتبال تاسیس کرده است الان میخواهد برود بازنشستگی کی را به جای خودش وصی قرار میدهد. یک کسی که ورزش را بشناسد مثلا یک آخوند را حاج آقا بهشتی شما بیا این تیم پرسپولیس را مثلا خب ما از ورزش سر در نمی آوریم از مسابقه چیزی نمیدانیم اصلا اوضاع فوتبال در جهان چطور هست در غرب چطور هست یک کسی باید در آن رشته آشنا باشد.
یک کسی یک پالایشگاه ساخته است خب این میخواهد یک وصی انتخاب کند باید یک کسی باشدکه به اقتصاد آشنایی داشته باشد به صادرات به واردات اوضاع دنیا که چند پالایشگاه دارد اصلا چند جور پالایشگاه ما داریم اوضاع در ایران از چه قرار است. چه کشورهایی نیازمند ما هستند چه مشکلاتی در پالایشگاه است. یک همچین کسی باید بیاید یک کسی استاد دانشگاه است در علوم انسانی تحقیق میکند الان میخواهد وصی انتخاب کند قاعدتا یک هم رشته ای خودش را انتخاب میکند. یکی از شاگردان خودش را انتخاب میکند که در آن رشته مثلا روانشناسی جامعه شناسی مدیریت در آن رشته صاحب نظر باشد. حالا پیامبر ما میخواهد وصی انتخاب کند چه کسی را باید انتخاب کند یک کسی که خدا را بشناسد کتاب خدا را بشناسد بفهمد کتاب خدا را بسوزد برای مردم آنگونه که پیغمبر میسوخت. همچین کسی باید باشد نمی تواند هر کسی را انتخاب کند انتخاب وصی باید یک تناسبی داشته باشد با کار آن کسی که می‌خواهد وصیت کند.
بازاری یک جور کارخانه داری یک جور ورزشکار یک جور متناسب با آن رشته باید باشد. سوال اهل سنت برای جوان هایشان این را می گویند که پیامبر وصی انتخاب نکرده است این کار را به عهده مردم گذاشته است چنین چیزی قابل قبول است؟ اصلا فرض کنیم یک کسی نه شیعه نه و سنی بشنود پیامبری که ادعایش این است من بزرگترین پیامبر هستم من آخرین پیامبر هستم رسالت من جهانی است رسالت من تا پایان تاریخ خواهد بود می تواند آدم باور کند چنین پیامبری از دنیا برود و رها کند و وصی انتخاب نکند. یعنی چه یعنی به عهده مردم بگذارد خوب ما سوال می کنیم اگر واقعاً چنین چیزی بوده است ساز و کارش چیست؟یعنی انتخابات صورت بگیرد مردم رأی بریزند خب ما می بینم پس از پیامبر یک کسی آمده است که شما میشناسید ایشون تقریباً سه سال پس از پیامبر به عنوان خلیفه پیامبر بوده است همین آقا برای بعد از خودش وصیت کرده است گفته پس از من عمر بن خطاب چرا چون عقل این را می گوید سه سال زحمت کشیدم یک کسی باید راه من را ادامه دهد اسم میبرد مشخصات میگوید.
خلیفه دوم هم به روزهای آخر رسید ۱۲ سال بوده است برای پس از خودش یک تدبیری می کند شش نفر را معرفی می کند که این شش نفر بنشینند در یک فاصله زمانی کوتاه شش ماه و یک سال نه در همین یکی دو سه روز بنشینند و یکی از خودشان را انتخاب کنند ناظر بر آنها هم گفته پسرم باشد. خلیفه دوم گفته است ناظر بر این شش نفر یعنی یک چیزی به ذهن خلیفه اول رسیده به ذهن خلیفه دوم رسیده ولی به ذهن پیامبر نرسیده میتواند آدم چنین چیزی را باور کند. آن وقت یک مکتبی چقدر رنج برده برای آن چقدر خون ریخته شده است چقدر جوان پرپر شدند خودش دندانهایش شکسته و پیشانی اش مجروح شده است چقدر اشک ریخته در این بیست وسه سال میشود همینطور رها کند این رسالت را.
اصلا ما نه کاری به تاریخ داشته باشیم همانطور خودمان فکر کنیم میشود یک کسی یک موسسه بزرگی را تأسیس کند اصلا یک ورقه از خودش به جا نگذارد که بعد از من چکار کنید این کارخانه را پالایشگاه را چکار کنید این موسسه را. مگر روی ذکاوت او شک کنیم مگر در زیرکی او شک کنیم ما شیعیان اسنادی داریم اسناد متعدد داریم گاهی میگوییم خبر واحد یعنی امام یا پیامبر یک بار یا در یک جا خبری را گفتند خبر واحد ممکن است ضعیف باشد یا ناقل دستکاری کرده باشد. اما یک زمانی میگویند خبر مستفیض یعنی متعدد فراوان در طی سالهای متعدد به افراد مختلف به جمعیتهای مختلف پیامبر این کلمه را بکار برده است. جابر بن عبدالله انصاری پس از تولد حسین بن علی سلام الله علیها برای تبریک تولدامام حسین علیه السلام به خانه امیرالمومنین آمد سلام کرد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها چند نفر هستند که به آنها اجازه می داد به خانه اش وارد شوند سلمان فارسی ابوذر غفاری بلال حبشی و یکی دیگر هم جابربن عبدالله انصاری. رفتم برای عرض تبریک از حضرت فاطمه زهرا تقاضا کردم یک مطلبی برای من بفرمایید.
صدیقه طاهره فاطمه زهرا رفتند از اندرونی یک لوح سبز رنگ آوردند که با خط سفید نورانی مطالبی نوشته بود فرمودند جابر این را وقتی فرزندم امام حسین به دنیا آمده است پدرم از طرف آسمان این لوح را آورده است جابر گفت ای دختر پیغمبر میشود من یک نسخه از آن بنویسم حضرت اجازه فرمودند. آن نسخه درباره اوصیا یعنی همین جمله که ما امشب میخوانیم اوصیاء نَبي الله درباره هر وصی هم این حدیث در کتاب اصول کافی یکی از چهار کتاب معتبر شیعه آمده است یکی یکی اوصیا را حتی جابربن عبدالله انصاری مثلا برای بعضی از ائمه دو سه سطر توضیح هم داده است مثلا درباره امام حسین علیه السلام که از همه مظلوم تر است از همه غریب تر است در آن لوح است.
سلمان فارسی وارد مسجد شده است پیغمبر فرمود از من نمیپرسی اوصیا من کی هستند یعنی خود پیامبر تحریک میکرد که بپرسند پیغمبر اول به سلمان این را فرمود سلمان خبر دارید انبیا اوصیا داشتند؟ سلمان گفت بله میدانید که سلمان دانشمند بزرگی بوده است زرتشتی گری و مسیحیت همه را ده ها سال اطلاعات داشت. گفت بله یا رسول الله ای سلمان میدانی من هم اوصیا دارم میدانی اوصیا من چند نفرند؟ سلمان گفت شما بفرمایید فرمود دوازده نفر. اسم آن دوازده نفر را آورده بعد پیغمبر فرمود هر کس به این دوازده نور پاک ایمان داشته باشد از این جهان که میرود آن شب اول قبر از او میپرسند. بعد سلمان گفت همین اندازه که اسم آنها را حفظ باشیم کافی است فرمود نه اسم ناکافی است رسم و نقش آنها موقعیت آنها را در این عالم بدانید. ما درباره امامان خود اینطور فکر میکنیم شما اوصیا نبی الله هستید.
این سوال هم زیاد پرسیده شده است قبل از واقعه غدیر حین واقعه غدیر بعد از واقعه غدیر این سوال را میپرسیدند از پیامبر یا رسول الله این که شما کسانی را اسم میبرید که پس از شما ادامه دهندگان راه شما خواهند بود این کار خود شماست یا کار خداست؟ افراد متعددی پیغمبر فرموده است کار خداست سنت خداست نه درباره پیامبر اسلام پیامبران قبل هم اینگونه بوده است خداوند حکیم است برای پس از پیامبران نقشه داشته است. حتی همان آیه غدیر سوره مائده آیه ۶۷ معلوم میشود پیامبر به طور طبیعی یک دلواپسی داشته است یا أیُّها الرسولَ بَلِغ مااُنزِلَ إلیک مِن رَبِّکَ وَإن لَم تَفعَل فَما بَلَغتَ رِسالَتِه این کار را اگر نکنید کارتان ناقص است کارتان ابتر است گویا هیچ خدمتی نکرده ای وَاللهُ یَعصِمُکَ مِنَ النّاسِ خداوند تو را به سلامت میبرد از این فتنه .خود خدا بلد است نه اینکه سختی نخواهی داشت خداونداین مهره ها را این نورهای پاک را برای تبیین درست اسلام در قرن های آینده برای اجرای درست اسلام در آخر الزمان اینها را فرستاده است.
یک فراز دیگری را هم بگوییم وَذُریَتِه رَسولِ الله شما فرزندان رسول خدا هستید ذریه پیغمبر هستید. درباره پیامبر ما و ذریه او به ظاهر یک مشکلی وجود دارد و این مشکل هم این است که پیامبر ما پسر دار بود ولی پسرانش از دنیا رفتند نوه های پیامبر ما از طریق فاطمه زهرا سلام الله علیها به دنیا آمدند. یعنی فرزندان دختری نوه های دختری هم بنی امیه هم بنی مروان هم بنی عباس با یک کینه توزی عمیقی اینها را زیر سوال میبردند. به اهل بیت میگفتند شما حق ندارید بگویید ما بچه های پیغمبریم هارون عباسی مأمون عباسی منصور عباسی حجاج بن یوسف ثقفی اینا کمر بسته بودند که اهل بیت این حرف را کنار بگذارند که ما بچه های پیغمبریم. دلائلی داریم که موسی بن جعفر چطور جواب هارون را داده است امام رضا علیه السلام در حضور جمع چگونه جواب مأمون را داده است که ما نمیرسیم بیان کنیم.
یک خاطره را انتخاب کردم شعبی میگوید روز عید قربان حجاج بن یوسف ثقفی مرا احضار کرد. حجاج یک انسان سنگدل قصی القلب یک محقق مسلمان گفته اگر یک مسابقه ای باشد و فراخوان اعلام کنند جنایتکارترین فرد تاریخ کی بوده است و همه ملتها نفرشان را بیاورند مسلمانها در آن مسابقه برنده میشوند. چون در مسلمانها کسی را دارند به نام حجاج وقت نمیکنیم بگوییم حجاج که بوده است. شعبی میگوید روز عید قربان حجاج مرا احضار کرد و به من گفت آماده شو میخواهیم به مناسبت روز عید یک عراقی را قربانی کنیم من گفتم عید قربان گوسفند قربانی میکنند شتر قربانی میکنند عراقی برای چه؟ گفت نه من تصمیم گرفتم برو یکی از فقهای عراق را پیدا کن این را میخواهم قربانی عید قربان کنم. پرسیدم خب شما دستور دهید اول گفتم مرا معاف بدارید از این کار گفت حتما تو باید این کار را انجام دهی یک فقیهی در عراق است که از محبان اهل بیت است اسمش هست یحی بن یعمر برو ببین کجاست او را بیاور. امروز من گزینش کردم که او را قربانی کنم. به شدت غمگین شدم با خودم گفتم یحیی میخواهی چکار کنی. یک فقیه شیعه را برای چه میخواهی در خونش شریک شوی بالاخره در دستگاه حجاج کار میکردم رفتم آن فقیه را آوردم حجاج به او گفت تو گمان میکنی رهبر اهل عراق هستی؟ او جواب داد من یکی از فقهای عراق هستم. حجاج گفت چگونه فقیهی هستی که گمان میکنی حسن و حسین ذریه رسول الله هستند.
حساب کنید بهانه اعدام او این قصه است چقدر بدشان می آمده که مثلا امام رضا علیه السلام بگوید من بچه پیغمبرم. تو چه فقیهی هستی که گمان میکنی این فقیه شیعه گفت من گمان نمیکنم من یقین دارم گمان نیست بلکه ادعایی بر حق دارم حجاج پرسید یک آیه از کتاب خدا برای این ادعایت بیاور حجاج گفت البته میدانم شما شیعه ها چند آیه می آورید. حتما منظورت این آیه است سوره آل عمران آیه ۶۱. آن فقیه عراقی آماده شد آیه را بخواند حجاج پیش دستی کرد خودش این آیه را خواند حتما آیه ۶۱ سوره آل عمران که درباره مباهله هست فَقُل تَعَالَوا نَدعُ أبناءَناوَ أبناءَکُم ای پیامبر حالا که مسیحی ها لج بازی میکنند که بحث مسلمانها و مسیحی ها راجع به خدا و یکتایی خدا بود که الان نمیرسیم بگویبم خب مسیحی ها زیر بار نرفتند و مباهله را اول پذیرفتند بعد دیدند که پیامبر با دخترش فاطمه زهرا و دامادش امیرالمومنین و امام حسن و امام حسین آمده است مسیحیان عقب نشینی کردند و گفتند ما نمیخواهیم مسلمان شویم. حاضریم مالیات بدهیم هیچ تاریخی دوست یا دشمن نقل نکرده است که پیامبر برای مباهله جز امام حسن و امام حسین را آورده باشد به عنوان أبناءَنا نکند این آیه را.
و آن فقیه عراقی گفت که بخدا قسم این آیه دلیل خوبی است ولی من آیه دیگر را میخواهم استشهاد کنم رنگ حجاج دگرگون شد رو کرد به یحیی اگر آیه ای غیر از این آیه بیاوری هم ده هزار درهم به تو جایزه میدهم هم از خون تو میگذرم یحیی گفت شما این آیه را شنیده اید وَمِن ذُریَتِه داوودَ وَسُلَيمان این مراد کیست از ذریه او این او کیست از ذریه او داوود وسلیمان است حجاج گفت معلوم است حضرت ابراهیم است. آیات قبلش راجع به حضرت ابراهیم است پس داوود و سلیمان ذریه ابراهیم است گفت بله پس از اینها آمده است وَ أیوب و یُوسُف و َموسي وَ هارون وَکَذلِکَ نَجزِي المُحسِنینَ. اینها هم معلوم است یعنی ذریه حضرت ابراهیم هستند بعد از آن این آیه آمده است وَ زکَریا وَ یَحیي وَ عیسي خب عیسی در اینجا آمده که پدر نداشته است از طریق مادر به حضرت ابراهیم میرسد ولی خدا او را ذریه ابراهیم اعلام میکند. رنگ حجاج سیاه شد اول سرخ شده بود ناراحت عصبانی بعد گفت که او بواسطه مادرش به این افتخار دست یافت مریم به ابراهیم نزدیک تر است یا فاطمه به رسول خدا صَلّي الله عَلَیه وَ آلِه وَسَلم شعبی میگوید حجاج چنان مات و مبهوت شده بود گویا که سنگ بر دهانش زدند. دستور داد یحیی را آزاد کنند و ده هزار درهم به او بدهند و حیوانی را قربانی کنند و سفره ای را پهن کردند که روز عید غذا بخورند و هر لقمه ای را برمیداشت میگفت اعصابم خرد شده است این فقیه شیعه امروز اعصاب ما را خرد کرد.
امشب این را گفتیم خیلی ناقص و کوتاه، شما اهل بیت اوصیا نبی الله هستید. چرا همش روضه کربلا این آدرسی است که خود پیغمبر داده است این آدرسی است که انبیا داده است از آدم و نوح و یعقوب از ابراهیم و موسی و عیسی همه روضه کربلا را میخوانند جبرئیل به آنها یاد داده است. امشب درباره جوان بنی هاشم خدا رحمت کند آقا مجتبی تهرانی را چه محرمهایی چه روضه هایی میخواند میفرمود امام حسین علیه السلام صبح عاشورا خطبه خواند بعد از نماز. اصحاب یک خواهشی کردند که امام حسین قبول کرد خواهش این بود یا اباعبدالله خواهش میکنیم تا ما زنده ایم بنی هاشمی ها میدان نیایند طاقت دیدن نعش بنی هاشمی ها را نداریم اول ما کشته بشویم. امام حسین قبول کرد بعد نوبت پسرش که رسید آیت الله تهرانی میفرمود امام حسین پسرش را برد در خیمه ای خودش او را مسلح کرد لباس رزم به تنش پوشاند شمشیر حمایل کرد از خیمه که بیرون آمد این کار را کرد محاسنش را روی دست گرفت صورتش را به سمت آسمان کرد صدا زد ای خدا جوانی به میدان میرود که شبیه ترین مردم به پیغمبر است خَلقا و خُلقا و منطقا خیلی برایش سخت بود. هر وقت دلتنگ پیغمبر میشدیم به علی اکبر نگاه میکردیم علی جان بلند شو قران بخوان به یاد پیغمبر. خدا رحمت کند شهید مطهری میگوید من تحقیق کردم کسی در روز عاشورا همچون علی اکبر نجنگید حیدری میجنگد پس از ساعتی آمد نزد پدرش گفت پدر جان العَطَش قَد قَتَلَنی وَثِقّلُ الحَدِیدِ أجهَدَني فرمود عزیزم علی جان به زودی از دستهای جدم سیراب میشوی با پدر وداع کرد دقایقی نگذشته یک وقت صدای ناله جوانش را شنید با عجله آمد از اسب پیاده شد نشست روی زمین صورت به صورت جوانش گذاشت صدا زد عزیزم لَقَد إستَرَحتَ مِن هَمِ الدُّنیا وَغَمِهَا وَ بَقَي أبوکَ فَریدا وَحیدا همه صدا بزنید یا حسین. به حق علی اکبر پروردگارا جوانهای ما دختران و پسران جامعه ما را از شرور روزگار حفظ بفرما.

حاملان قرآن- زیارت جامعه

اهل بیت بهترین مفسران قرآن کریم – زیارت جامعه

حملة کتاب الله

زیارت جامعه را با این فراز از اینجا شروع کردیم شب اول السَّلامُ عَلَی مَحالِّ مَعرِفَةُ الله شب دوم گفتیم وَ مَساکِنِ بَرِکَةِ الله شب سوم گفتیم وَ مَعادِنِ حِکمَةِ الله وَ حَفَظَةِ سِرِّ الله. این جلسه این را میخواهیم بگوییم وَ حَمَلَةِ کتابِ الله یعنی معنای کتاب خدا در سینه ی شما ست.



اَلسَّلامُ عَلَی المَهدی اَلَّذی وَعَدَاللهُ بِهِ الاُمَم اَن یَجمَعَ بِهِ الکَلِم وَ یَلُمَّ بِهِ الشَّعَث وَ یَملَأَ بِهِ الاَرض قِسطاً وَ عَدلاً بَعدَ ما مُلِأَت ظُلمَاً وَ جَوراً روزهای پایانی دو ماه عزاداری برای اهل بیت مظلوم پیامبر اظهار ارادت و تبیین معارف دینی در خانه ی خدا تقاضا میکنم به روان تابناک اخرین و بزرگترین فرستاده ی خدا و اهل بیت پاکش صلواتی تقدیم بفرمایید. به روان پاک شهیدان از شهیدان صدر اسلام تا به امروز شهید عزیز قاسم سلیمانی، حسین همدانی علمایی که ما را هدایت کردند روح بلند حضرت امام خمینی هم صلواتی تقدیم بفرمایید.

رحمت خدا به روح بلند شهید مطهری، مطهری میگوید موفق ترین انسان تاریخ حضرت محمّد است. او شخصیتی است که توانست در یک زمان کوتاه بیشتر مردم دنیا را به ایین مسلمانی دعوت کند. کار خودش را از چهل سالگی اغاز کرد. سیزده سال در مکه، ده سال در مدینه مشکلات فراوانی در مکه داشت بدون پشتیبانی خارجی ها، بدون پشتیبانی سرمایه داران فقط به خاطر تایید الهی به خاطر داشتن یک مکتب عقلانی، عاطفی، فطری مردم به او گرایش پیدا کردند. مشرکان طعنه میزدند مسخره میکردند اهانت میکردند سنگ میزدند خاک میریختند اما جلوه ی اسلام هر روز با تلالو بیشتر میدرخشید حتی کار به جایی رسید که پیامبر احساس خطر کرد جمعی از مسلمانان را به یک کشور دیگر فرستاد. مسلمانان را به دره ی کوهی بیرون ریختند وسایل استراحت وسایل پخت و پز هیچ صورتهایشان را روی سنگهای تیزکوهستان می گذاشتند. اما دست از اسلام برنداشتند تا اینکه به مدینه امدند ده سال در مدینه تقریبا ۹۰ جنگ بر انها تحمیل شد. روزی نمیشد که فتنه ای به پا نمیشد اما پیامبر عزیز ما هر روز با پیشرفت جدید روبرو بود.
آوازه ی اسلام خیلی زود به دور دستها رسید. امپراطوران، پادشاهان، زمامداران پیامهای پیامبر را دریافت کردند چطور شد پیامبر در این محیط نامساعد یعنی حجاز توانست یک بنایی را تاسیس کند که بماند؟ مطهری میگوید انقلابها یا از نظر وسعت محدودند مثلا در یک شهری انقلاب شده در یک کشوری انقلاب شده در یک منطقه ای یا از نظر زمان محدود است یک انقلابی میشود یک دهه دو دهه میگذرد ارام ارام صدایش خاموش میشود چراغش بی فروغ میشود. اما انقلاب پیامبر اسلام دهه های بعد صده های بعد همچنان پیش می تازد. تا به امروزی با اماری که امریکایی ها میدهند با اماری که انگلیسیها میدهند که ما بدبین هستیم به ان امار اعلام میکنند جمعیت مسلمانان چیزی به دو میلیارد نمانده نزدیک دو میلیارد است.
پروفسور مولانا که همه شما میشناسید این استاد ایرانی دانشگاههای امریکا و کانادا او میگوید چند دهه است که امریکایی ها پرهیز میکنند که جمعیت خودشان را به تفکیک ادیان اعلام کنند. شما الان امار نمیبینید چند تا مسیحی چندتا مسلمان یک هراسی پشت ان است. اسلام عزیز یعنی این دینی که پیامبر عزیز ما بنیانگذاری کرد هم از نظر وسعت جغرافیایی هم از نظر عمق تاریخ الان هزار و چند صد سال است که گذشته گرایش به اسلام همچنان پر شتاب است. حالا این پیامبر روزهای پایانی عمرش فرارسیده است قران او را به عنوان شخصیتی مهربان، دو صفت است که خدا برای خودش پشت سر هم اورده رَئوفِ رحیم این دو صفت را برای پیامبر اسلام هم اورده است وَ ما اَرسَلناکَ اِلّا رَحمَةً تورا نفرستادم مگر برای رحمت.

نگرانیهای پیامبر اکرم(ص)

اخرین روزهای عمر پیامبر است پیامبر عزیز ما از روی مهری که به امت دارد از روی دلسوزی و خیرخواهی در این روزهای اخر پی در پی مسلمانان را جمع میکند برای انها سخن میگوید سخنان پیامبر در این روزهای اخر چیست؟ بخشی وصیت ها سفارش ها، بخشی نگرانی ها دلواپسی ها من اینها را یک وقتی گرداوری کردم یک بحثی درست کردم تحت عنوان نگرانی های پیامبر از اینده امت اسلامی. آن نگرانی ها بیش از چهل تا است به عدد بخواهیم بگوییم. یعنی پیامبر عزیز ما بیش از چهل تا نگرانی داشته است این چهل تا را وقتی کنار هم میگذاریم بیشترینش درباره ی دو موضوع است. یک کتاب خدا این کتابی که ایات خدا طی ۲۳ سال نازل شده سعادت بخش است رشد افرین است راهگشاست بیشترین سفارش پیامبر بیشترین نگرانی پیامبر راجع به قران است. مسلمانان از قران دست برندارید. قران بخوانید قران گوش دهید قران را بفهمید به قران عمل کنید قران را به دیگران بیاموزید به شفاعت قران چشم بدوزید.
بعد دلواپسی هایش را اینگونه اعلام کرد دلواپسم روزگاری برسد ظاهر قران قشنگ باشد یعنی با کاغذ گلاسه رنگی با جلد چرمی بگذارند در جعبه هایی که شیرازی ها درست میکنند بعد عروس و داماد همراه خودشان بیاورند قفل کوچک هم دارد کی باز میکنند وقتی که عروس یا داماد بمیرد. یعنی پنجاه سال بعد مثلا مرد خانه مرده میگویند قران کجاست میخواهند برایش قران بخوانیم. قران در ان جعبه است جعبه هم کلیدش معلوم نیست کجاست این غصه دارد که قران به این روز بیفتد. پیغمبر نگرانی اش را اینطور اعلام میکند دلواپسم همه مشغول موسیقی قران بشوند. صوت حسن خیلی خوب است صدای خوب را خود پیغمبر سفارش کرده است اصلا قرائت پیامبر فوق العاده بوده اما نه اینکه مسلمانان محو صدا بشوند از مفاهیم از معارف فاصله بگیرند.
دومین سفارش پیامبر دومین دلواپسی و نگرانی پیامبر موضوع رهبری است. به قول شهید بهشتی در شیعه رهبری دو معنا دارد یکی راهنمایی یعنی راه اینجاست یکی راهبری یعنی یک کسی بیاید امت را برساند به مقصد. من این مثال را قبلا هم در این مسجد زدم گاهی وقتها بعضی دوستان همینطور قبل از نماز چقدر صفا دارد این رفتن به کوه چند جلسه تعریف میکند این کوه پیمایی چقدرخوب است من هم هوس میکنم ولی بلد نیستم. میپرسم مثلا اقای رستمی این کوه را از کجا باید رفت ایشان هم میگوید کاری ندارد خانه تان کجاست مثلا هفده شهریور هستیم ماشین داری؟ از انجا بیا تجریش از تجریش برو دربند انجا هم ماشینت را پارک کن یک وسیله ای دارد اگر حال نداری پول بده با ان وسیله برو اگر نه میخواهی پیاده بروی میروی تا میرسی به قهوه خانه ای. انجا سه راهی است بعد سمت راست؛ چه قله ای میخواهی بروی؟ به این میگوییم راهنمایی یعنی یک قلم و کاغذی را می اورد روی صفحه راهنمایی میکند مرا.
راهبری چیست؟ اصلا ایشان میگوید روز جمعه بیا خودم شما را ببرم. اصطلاحا میگویند هدایت دو جور است: یکی ارائه ی طریق یعنی نشان دادن ادرس به این میگوییم هدایت. دوم عربی اش این است ایصالَ اِلَی المَطلوب یعنی دستم را بگیرد و به مقصد برساند که ضریب خطایش خیلی کم است. مطمئنم که به مقصد اشتباهی نیامده ام. پیامبر عزیز ما دلواپس است یکی برای قران کتاب خدا معارفی که از جهان غیب امده است خدایی که انسان را میشناسد جهان را میشناسد اینده را میشناسد گذشته را میشناسد خیرخواه انسان است سعادت بشر را می داند این کتاب است. پیغمبر برای این کتاب دلواپس است این کتاب مفسّر لازم دارد. توضیح دهنده لازم دارد مُبَیِّن لازم دارد کاری که پس از پیامبر شد، این شد که قران را از مفسرانش جدا کردند. یعنی این دو ثِقلی، ثقل چیز فوق العاده ارزشمند، این دو چیز ارزشمند را که پیامبر همیشه با هم میفرمود تا حوض کوثر باهم هستند. اینها مخالفین با نقشه با برنامه از هم جداکردند.
یک شعاری پس از پیامبر سر زبانها افتاد ان شعار این بود: قران برای ما بس است عربی اش این است حَسبُنا کِتابُ الله خب توضیح این ایه را از چه کسی بپرسیم تا زمانی که پیامبر بود خداوند تبیین و تفسیر قران را بر عهده ی پیامبر گذاشته ،پس از پیامبر چه؟ این را قیچی کردند بعد رفتند سراغ چاپ قران رفتند سراغ حفظ قران رفتند سراغ روخوانی قران. ما در این فرازی که امشب رسیدیم سلام میدهیم به ائمه با این جمله حَمَلَتَ کِتابِ الله. ای امامان معصوم شمایی که حاملان کتاب خداهستید حامل یعنی چه حامل به فارسی یعنی حمل کننده چه چیزی را حمل میکند؟ مثلا یک نفر یک برادری قران میخواند نماز بر پا میشود این قران را برمیدارد و میرود در ان قفسه میگذارد این یک معنای حامل است. یعنی قران را حمل میکند. ایا ما وقتی میگوییم امام رضا حامل قران است منظورمان این است یعنی امام رضا یک قرانی را برداشته دو سه قدم انور تر یا نه منظور فیزیک قران اوراق قران نیست شما اهل بیت حامل پیامهای قران مفاهیم قران تفاسیر قران هستید.
ما جای مطمئن تر از شما را سراغ نداریم که این کتاب را همانگونه که پیامبر معنا میکرد معنا کند حالا با این مقدمه مقداری که من وقت دارم میخواهم امشب را در این مسجد درباره اهمیت و عظمت قران صحبت کنم. نمیرسم شاید ده شب هم کم باشد ولی به اندازه ای که میرسم از روی این کتاب میخواهم بخوانم نام کتاب هست شناخت قران گامی به سوی تفسیر از حاج اقای قرایتی است. دو سه صفحه اول این کتاب را به این قصد میخواهم بخوانم شما برادران و خواهران این مسجد را ترک کردید یک تصمیمی بگیرید. امیرالمومنین فرمود از حق هایی که فرزندان به گردن پدر و مادر دارند این است که این پدر این مادر قران را به فرزندش بیاموزد. امیرالمومنین در نامه ی ۳۱ نهج البلاغه برای فرزندش مینویسد من نشسته ام فکر کردم تو الان نوجوانی بهترین کاری که باید برای تو بکنم چیست دیدم این کار است تو را با خدا پیوند بزنم.
چگونه از طریق کتاب خدا از طریق قران اینی که امشب ما وقتی مسجد را ترک میکنیم با این فراز زیارت جامعه از اینجا شروع کردیم شب اول السَّلامُ عَلَی مَحالِّ مَعرِفَةُ الله شب دوم گفتیم وَ مَساکِنِ بَرِکَةِ الله شب سوم گفتیم یا امام زمان ما گفتیم سال اینده هم یادتان خواهد ماند وَ مَعادِنِ حِکمَةِ الله وَ حَفَظَةِ سِرِّ الله اینو دیشب گفتیم.
امشب این را میخواهیم بگوییم وَ حَمَلَةِ کتابِ الله یعنی معنای کتاب خدا در سینه ی شما ست. ما باید از موسی بن جعفر بپرسیم این ایه معنایش چیست البته خب خودمان هم ترجمه ان ایه را در حد کوتاه میفهمیم اما امام معصوم به ما فرمودند ایه های کتاب خدا لایه های مفهمومی متعدد دارد. بعضی از ایه ها هفت لایه ده لایه هفتاد لایه دارد کسی که به این کتاب اشنا هست او باید برای ما معنا کند. حالا با این مقدمه و صلوات شما میخواهیم شروع کنیم. قران چه کتابی است؟ از خود قران میخواهیم استفاده کنیم کتابی است که معلمش خداست اَلرَّحمن عَلَّم القُران واسطه اش جبرئیل است. خدا میلیاردها فرشته دارد بالاترین بافضیلت ترین فرشته جبرئیل است او این کتاب را اورده نَزَلَ بِهِ الرّوحُ الاَمین یکی دیگر از اسم های جبرئیل روح الامین است. فرودگاهش قلب مبارک پیامبراست نَزَّلَهُ عَلَی قَلبِکَ مخاطبش همه ی بشریت است. ذِکرُُ لِلعالَمین همه ی انسانها تا پایان عالم مخاطب قران هستند. بدون هیچ کجی غَیرَ ذی عِوَج، عوج یعنی کجی نه کجی انحراف در این کتاب نیست. بدون ناهماهنگی لَوَجَدوا فِیهِ اختِلافاً کَثیراً اگر این کتاب از طرف کسی غیر ازخدا بود اختلافات بسیاری ناهماهنگی هایی در ان می دیدند.
کتابی است که جهانی خواهد شد بر همه ی ادیان غالب خواهد شد. لِیُظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّه این کتاب تنها کتاب اسمانی است که از تحریف مصون می ماند اِنّا لَهُ لَحافِظون ما که خداهستیم مواظب هستیم. کسی به این کتاب دستبرد نزند کم نکند اضافه نکند کتاب برهان ،بُرهانُُ مِن رَبِّکُم کتاب موعظه قَد جاءَتکُم مَوعِظَةُُ مِن رَبِّکُم یعنی خدای مهربان امر داده بندگانش را کتاب مبارک وَ هذا کتابُُ اَنزَلناهُ مُبارَک کتاب قصه ما ادمها قصه خیلی دوست داریم از بچه کودکستانی تا استاد دانشگاه قصه را دوست دارد. خداوند نیمی از این کتاب را با قصه ها اورده است. یعنی سه هزار ایه قران قصه است. نَحنُ نَقُصُّ عَلَیکَ نَبَأَهُم بِالحَق ما قصه گو هستیم قصه های هدفمند این کتاب، کتابی است امیدبخش وَ نُریدُ اَن نَمُنُّ عَلَی الَّذینَ استُضعِفوا فِی الاَرض کتاب هویت بخش در سوره ی مائده میخوانیم که اگر شما کتاب خدا را اقامه نکنید هیچ ارزشی ندارید. هویت شما به انس شما با قران است.
کتابی که به پرسش ها پاسخ میدهد ایاتُُ لِلسّائِلین پاسخ هایی است به پرسش گران کتاب تذکر فَذَکِّر بِالقران مَن یَحافُ وَعید. ای پیامبر تذکر بده دیگران را به وسیله ی قران کتاب تاریخ تِلکَ مِن اَنباء الغَیب نوحیها اِلَیک تاریخ هزار سال قبل دو هزار سال قبل سه هزار سال قبل شش هزار سال قبل در قران هست. کتاب رشد یَهدی اِلَی الرُّشد یکی از اسمهای قران عظیم است ما باید این کتاب را تعظیم کنیم. یکی از اسمهای قران کریم است ما باید این کتاب را تکریم کنیم. یکی از اسمهای این کتاب مجید است ما باید این کتاب را تمجید کنیم.
امام رضا علیه السلام فرمود: میدانید چرا به ما دستور داده اند در نمازهایمان قران بخوانیم الان برای ما واجب است در هر نمازی سوره حمد را در رکعت های اول و دوم و به جز حمد یک سوره دیگر به انتخاب خودمان بخوانیم. امام رضا علیه السلام فرمود: امِرَ النّاس بِالقِرائَةِ فِیِ الصَّلاة لَئَلّا یَکونَ القران مَهجوراً تا قران از زندگی ها کنار گذاشته نشود. قران در صحنه باشد الان من افتخار خدمت داشتم سالها در وزارت اموزش و پرورش خب ما بچه هایمان کتاب قران دارند یک وقتی از سال دوم ابتدایی تا سال دوازدهم الان از سال اول هم قران دارند ولی خروجی راضی کننده نیست قانع کننده نیست. یعنی بچه من بچه شما دوازده سال قران میخواند بعد دانشگاه قبول میشود.
تحقیقاتی که انجام شده دانشگاه تهران دانشگاه شریف دانشگاه شهید بهشتی اینها نخبه های دانش اموزان هستند. دم در دانشگاه یک کسی قران را اتفاقی باز کرده از دانشجوها پرسیده بخوان باعث شرمندگی ماست این تازه اولین پله ی انس ما با قران است بگوییم ترجمه کن یا یک توضیحی بده. چندین حدیث در کتاب وسائل الشیعه امده که قران در روز قیامت به شکل فرشته ای میشود ما هم به صف ایستاده ایم تا حساب و کتاب خود را پس بدهیم ان فرشته می اید و از یکی یکی ما این سوال را میپرسد تو برای من چه کردی؟ خب ما هم جواب نداریم وقتی جواب دادیم از بعضی شفاعت از بعضی شکایت اقایان خانم ها به نظر شما اگر فردا قیامت بشود ما جزء شفاعتی ها خواهیم بود یا شکایتی ها. من قبلا هم گفتم یک بار دیگر هم میگویم پدر مادرهایی که دانش اموز دارند گهگاهی به مدرسه سر میزنند درباره درس بچه هایشان میپرسند. بیشتر هم مادران میروند پدران که گرفتار هستند و سرکار هستند این مادرها را حساب کنیم مادران مدرسه امده اند ناظم مدرسه یا مدیر میگوید بفرمایید حاج خانم میگوید که خانم معلم یا اقای معلم من امدم راجع به درس بچه هایم سوال بپرسم. شما فکر میکنید چه درسی را سوال میکند درس ریاضی یعنی از صدتا نودونه تا ریاضی نمیدانم این خارجی ها از هشتاد نود سال قبل ریاضی را چه کردند تو ذهن ایرانیها.
بعد از ریاضی زبان، علوم، فارسی هم البته کم شیمی یعنی بین هزار مادر یکی هم نمیپرسد درس قران بچه ام چه شده. معلمم چه میکند به همه نمره بیست میدهد معلم چه میکند میگوید ابرویم میریزد اگر به واقعیتشان نمره بدهم. یا نه یک خبر تلخ دیگر یواش میگویم که ضبط نشود خود معلم هم نمیتواند قران بخواند تقریبا معلمان قران بیست مدرسه را جمع کرده بودند من برایشان صحبت بکنم بیست تا معلم بودند هشت تای انها گفتند اقا سید خود ما قران را بلد نیستیم من ساعت قران پول میدهم کس دیگری به جای من می اید. خب این قصه چه میشود این تازه ساده ترین مطلب است یعنی روخوانی در همین گرفتاریم حالا بگوییم تقصیر کیست مثل همین قصه ی حجاب است.
اقا سید کلیپی فرستاده شاید شما هم دیدید میگوید ۲۷ تا نهاد و وزارت خانه مسئولیت داشتند برای حجاب که یک کاری کنند مثلا یکی وزارت اموزش و پرورش یکی سازمان صدا وسیما یکی حوزه علمیه یکی دفتر تبلیغات سازمان تبلیغات ان دوتای اخری بیست و پنج تا از این بیست و هفت تا اثباتی است یعنی یک کاری باید بکنند دوتاشون یکی قوه ی قضاییه است یکی نیروی انتظامی تا یک مشکلی برای حجاب پیش می اید همه ی نگاهها میرود نگاه باید سمت اموزش وپرورش برود. این وزرا باید بیایند و جواب بدهند ایا مسئولیت تعریف شده ای که قانون دارد قانون مجلس دارد شورای انقلاب دارد هیات وزیران دارد اینها کارشان را انجام دادند؟ حالا همین قران پدر و مادرها خب ما پدر و مادر هستیم مسئولیتشان را انجام دادند؟
پیغمبرفرمود روزگاری می اید که همه امربه معروف و نهی از منکر را گردن هم می اندازند. منتظر قهر خدا باشند. همه ی ما باید این کتاب الهی که بیشترین سفارش پیامبر و بیشترین دلواپسی اش در روزهای اخر برای قران بوده یک کاری بکنیم برای قران. پیغمبرفرمود: اگر زندگی سعادتمندان را میخواهید اگر مرگی شبیه مرگ شهیدان را میخواهید اگر نجات در روز حسرت را میخواهید اگر خنکی در روز سوزان را میخواهید اگر هدایت در روز گمراهی را میخواهید فَدرُسُ القُران بروید دنبال درس قران. همه ی ابعادش از روخوانی و زیباخوانی و حفظ ترجمه و مفاهیم و عمل همه ی قران را. پیغمبرفرمود: اگر سیاهی فتنه ها فضای جامعه ی شما را تاریک کرد الان درکشور ما چند روزی است فتنه ای به پاشده چه کسی میخواهد جمع بکند اِذَا التَبَسَت عَلَیکُم الفِتَنُ کَقِطَعِ اللَیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکُم بِالقران خب زمان من تمام شد دو صفحه از این کتاب را خواندم خیلی چیزی میخواستم بگویم. حالا تفسیر این کتاب را از چه کسی بپرسیم از امیرالمومنین اصلا مقاله هایی نوشته شده ایه هایی که در نهج البلاغه مولا امیرالمومنین به کار برده. خود امام حسین علیه السلام از نقطه ی حرکت ایه ی قران میخواند میخواست برود فرمانداری مدینه ایه قران میخواند. از مدینه میخواست بیاید بیرون ایه قران میخواند. در راه ایه قران میخواند وارد مکه میشود ایه قران میخواند. در جلسات با سیاسیون ایه قران میخواند تا کربلا ایه قران میخواند.
روز عاشورا چقدر در خطبه هایش قران خوانده و پس از شهادتش بر سر نی؛ چه پیامی دارد؟ ایه قران میخواند بیایید هزینه کنیم خرج کنیم برای قران. امام صادق علیه اسلام در تفسیر سوره ی یوسف انجایی که رسیده که یعقوب نبی در فراق یوسف چشمانش سفید شد امام صادق علیه السلام اینجا فرموده جدم علی بن الحسین چقدر گریه میکرد. برویم مدینه امشب چهار قبر بی چراغ قبرهایی که مرقد انها میتواند پایگاه دعوت به یکتاپرستی باشد بی چراغ است. یا ابالحسن یا علی بن الحسین اَیُّهَا السَّجاد یَابنَ رَسول الله یا حُجَةَ الله عَلَی خَلقِه یا سَیِّدِنا وَ مَولانا اِنّا تَوَجَّهنا وَاستَشفَعنا وَ تَوَسَّلنا بِکَ اِلَی الله وَ قَدَّمناکَ بَینَ یَدَی حاجاتنا یا وجیهاً عِندَالله اِشفَع لَنا عِندَالله یکبارهم برای حاجات دیگران بگویید یا وَجیهاً عِندَالله اِشفَع لَنا عِندَالله.
امام باقر فرمود خیلی پیش می امد خانه ی ما سفره غذا که پهن میشد همین که چشمان پدرم به غذا و اب می افتاد اشک میریخت. همه ی ما گریه میکردیم اب می دید گریه میکرد طفل می دید اشک میریخت جوان می دید به یاد علی اکبر می افتاد خرابه می دید به یاد شام می افتاد. از بازار گذر میکرد پرسید ای مرد قصاب ایا به این گوسفند اب نوشانده ای یانه؟ عرضه داشت بله اقا این رسم مسلمان است یک وقت سید سجاد سر به دیوار گذاشت های های گریه میکند فرمود مرد قصاب نبودی کربلا عزیزان ما را بین دو نهر آب با لب تشنه سر بریدند همه صدابزنیم یاحسین یاحسین یاحسین. (شرح زیارت جامعه کبیره)

اهل بیت علیهم السلام گنجینه های حکمت- زیارت جامعه

ائمه معادن حکمت الهی

 

این جهان بر اساس حکمت افریده شده است یعنی یک دلیلی دارد دلیل محکم. یکی از اسمهای خدا که در قران زیاد تکرار شده حکیم است. بر سفره ی زیارت جامعه نشسته ایم. به این دو فراز رسیدیم وَ معادِنِ حِکمَةِ الله وَ حَفَظةِ سِرِّ الله.


دانلود فایل صوتی


بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
اِلهی اَنطِقنی بِالهُدی وَ اَلهِمنِی التَّقوی پایان دو ماه اظهار ارادت وعلاقه مندی به پیامبرعظیم الشان اسلام و اهل بیت پاکش در خانه ی خدا بر سفره ی زیارت جامعه نشسته ایم. به این دو فراز رسیدیم وَ معادِنِ حِکمَةِ الله وَ حَفَظةِ سِرِّ الله تقاضا میکنم به روان تابناک پیامبر عظیم الشان اسلام و اهل بیت پاکش صلواتی تقدیم بفرمایید. به روان پاک شهیدان ازشهیدان کربلا تا شهیدان امروز شهید عزیز قاسم سلیمانی، حسین همدانی، شهیدان این مسجد این محل این اجتماع علمایی که ما را هدایت کرده اند گذشتگان این جمع صلواتی تقدیم بفرمایید.
حکمت معنایش چیست؟حکمت یعنی محکم، درست، مطهری میگوید حکمت دو جور است نظری، عملی. حکمت نظری یعنی یک فکر درست حکمت عملی یعنی یک کار درست. پیامبران که امدند از چیزهایی که به بشریت تعلیم میدادند یُعَلِّمُهُم الکِتاب وَ الحِکمَة انها فکرهای درست و محکم و کارهای درست و محکم را یاد میدادند. ما در این مسجد افتخار داشتیم در خدمت شما سوره مبارکه اسراء را که دو سال پیش چند صفحه سوره مبارکه اسراء فرمانهای خدا هست این کار را بکنید این کار را نکنید آخرش فرموده اینها حکمت های خداست. من به بعضی از انها اشاره میکنم که روشن بشود حکمت های خدا چه ها هستند.
سوره مبارکه اسراء از ایه ۲۳ تا ایه ۳۹ من نمیرسم همه رابخوانم ولی میخواهم کمی اشاره کنم برای شما ایات اشنایی است. وَ قَضَی رَبُّکَ اَن لّا تَعبُدوا اِلّا ایّاه خداوند فرمان داد که جز او را نپرستید این حکمت است. وَ بِالوالِدَینِ اِحساناً این حکمت است. یعنی یک کار درست است به پدر و مادر نیکی کنید. اِمّا یَبلُغَنَّ عِندَکَ الکِبَر اَحَدُهُما اَو کِلاهُما فَلا تَقُل لَهُما اُفِّ وَ لا تَنهَرهُما وَ قُل لَهُما قَولاً کریماً این حکمت است پدر و مادر هر دو یا یکی از انها به سن سالمندی پیری رسیدند بی احترامی نکن انها را از خودت دور نکن با انها احترام امیز سخن بگو. وَاخفِض لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَحمَة قُل رَبِّ اِرحَمهُما کَما رَبَّیانی صَغیرا به پدر و مادرت از روی قدر دانی دعا کن این حکمت است. وَ اتِ ذَا القُربی حَقَّه حق خویشاوندان را بپرداز این حکمت است. وَالمِسکین حق بیچاره را بپرداز وَابنَ السَّبیل در راه مانده را رسیدگی کن. وَلا تُبَذِّر تَبذیراً ریخت و پاش نکن هزینه که میکنی متعادل باشد. قابل قبول باشد زیاده روی نکن این حکمت است. اِنَّ المُبَذِّرین کانوا اِخوانَ الشَّیاطینِ. پایان این مجموعه فرموده ذلِکَ مِمّا اَوحی اِلَیکَ رَبُّکَ مِنَ الحِکمَة اینهایی که گفتیم خدا وحی فرستاده حکمت است.
اقایان بانوان این جهان بر اساس حکمت افریده شده است یعنی یک دلیلی دارد دلیل محکم. یکی از اسمهای خدا که در قران زیاد تکرار شده حکیم است. خود قران هم یکی از اسمهایش قران حکیم است یعنی مطالب این کتاب محکم است درست است. چرا خداوند سوسک را افرید چرا اینقدر ستاره افریده اینقدر درخت پروانه اینقدر دریا برای چی جهان بینی قرانی به ما میگوید همه ی اینها دلیل دارد. همه اینها حکمت دارد در فراز بعدی هم میخوانیم وَحَفَظَةِ سِرِّ الله شما اهل بیت نگهبانان اسرار خداهستید. همانگونه که افریده های خدا حکمت دارد اسرار دارد دستورات خدا هم حکمت دارد. چرا باید نماز بخوانیم چرا باید روزه بگیریم چرا بانوی مسلمان باید حجاب داشته باشد چرا ارث اینگونه باید تقسیم شود چرا ما باید خمس و زکات بپردازیم. پاسخ این چراها تا اندازه ای که خدا صلاح دانسته در قران امده است.
بسیاری از احکام و دستورات و رهنمودها در دل همان ایات راز و سر و حکمتش امده است. اما مطالب ناگفته بسیار توضیح و تفسیر ایات قران را خداوند برعهده پیامبر گذاشته است. پیامبر هم عمر محدودی داشته بقیه ی حرفهای نگفته را بر عهده امیرالمومنین گذاشته. امیرالمومنین در نهج البلاغه در بخش حکمتها یک صفحه درباره فلسفه احکام چرا باید دست دزد را قطع کنند چرا زنا حرمت دارد این احکامی که در قران امده دلایلش چیست اسرارش چیست اینها را غیر از معصوم کسی نمیتواند برای ما بیان کند.
وَ معادِنِ حِکمَةِ الله شما اهل بیت معدن یک جایی است که حالا حالاها تمام شود نیست. مثلا یک جایی را میروند ببینند طلا هست مهندسان اکتشاف طلا مدتها بررسی میکنند اخرش میگویند نه اینقدر طلا ندارد که ما وقت بگذاریم. یک جایی میگوید اینجا در ابعاد بزرگ شاید در یک قرن اینده ما برداشت بکنیم طلا دارد معدن به چنین جایی گفته میشود. شما اهل بیت مراکز حکمت خداهستید از زمان هارون الرشید به بعد یک نهضتی در جهان اسلام راه افتاد که اسم ان نهضت ترجمه است. یعنی چی؟ یعنی خلفای عباسی به این سمت رفتند که حالا باید محققان بیایند و بگویند چه کسی این را به انها گفته ما پیش بینی میکنیم عوامل نفوذی خارجی اینکار را کرده هارون عباسی مامون عباسی و خلفای بعد از بودجه ی دولت مبالغ گزاف کتابهایی را از اروپا حتی یک کتابخانه ی کامل را من یک جاگفتم چند هزار یک کسی تعجب کرد. هزاران کتاب را از اروپا از یونان از روم خریداری میکردند به مترجمین داخلی سفارش ترجمه میدادند. بعد کتاب را منتشر میکردند و در اختیار جوانان قرار میدادند.
محتوای این کتابها چه بوده؟ سه تا سر فصل دارد یک که تعداد خیلی کم بوده کتابهای فنی مثلا درباره جوشکاری ذوب فلز ساختمان سازی جاده سازی تعداد کمی هم درباره مسائل مهندسی و فنی تعداد بسیاری هم کتابهای مبتذل اخلاقی تا به امروز به صورت رمان در دنیا منتشر میشود. قصه های جذابی که دختر و پسر را به خود مشغول میکند. روی مسائل اخلاق جنسی اینها هم خریدار پیدا میکرد جوان مسلمان میخرید و به رفیقش میداد. بخوانید این کتاب را عجب کتابی است حال میدهد. او هم میداد به دیگری همینطور زنجیروار یک تعداد دیگری از این کتابها هم کتابهای فلسفی بود. یعنی درباره ی هستی شناسی درباره خداشناسی ان فلسفه ای که در اروپا و یونان بوده حالا جوان مسلمان با قران و عترت بزرگ شده حالا روبرو میشود با یک فکرهای تازه. یعنی روزگار ما خیلی شباهت دارد به ان روزگار منتها الان این ابزاری که در دست هست انوقت مثلا یک کتاب را هزار نسخه میخواستند چاپ کنند چاپخانه ای نبوده. باید با دست یک دانه یک دانه مینوشتند. الان دو دقیقه یک کتاب هزار صفحه ای را میفرستد برای یک میلیون نفر برای ده میلیون نفر زمانه ی ما اخرالزمان اسمش است خیلی پیچیده است.
انوقت عالمان مسلمان با هزاران سوال روبرو شدند چرا اسلام این را گفته چرا قران این را گفته اصلا ما که عقل داریم چه نیازی به وحی داریم. چرا باید پیامبران بیایند ما راه خودمان را بلدیم چرا باید نماز بخوانیم چرا باید به عربی نماز بخوانیم چرا اینطور باید نماز بخوانیم. چرا اینقدر باید گرسنگی بکشیم یک ماه صبح تا شب غذا نخوریم برای چی؟ چرا بین خانم ها و اقایان فرق است مگر خون اقایان خوشرنگ تر است یا جان اقایان شیرین تراست؟ چرا ارث را اسلام فرق گذاشته؟ هزاران سوال چرا نماز ظهر و عصر را اهسته میخوانیم نماز صبح و شب را بلند میخوانیم سوالات ریز سوالات درشت. در این گرمای هوا چرا خانم ها باید حجاب داشته باشند خب حجاب نباشد که خوشکلتر است زیباتر است دلپسندتر است لذتبخش تر است این حجاب برای چیست؟ این محدودیت ها برای چیست؟
اینجا کسی مثل امام رضا علیه السلام به میدان می اید. من فکر میکنم با اطلاعات کمی که دارم یکی از دلایل پذیرش ولایتعهدی از طرف امام رضا علیه السلام این بود که موقعیتی را دید که اسلام عزیز پاسخگو لازم دارد. پرسش هایی که از دور دست انطرف دنیا امده یک کسی که متصل است به علم الهی حکمت های شریعت را میداند لذا از امام رضا علیه السلام که در بین امامان امامی است که خیلی حدیث به ما رسیده بیشتر ان جواب چرا است. یک کتابی دارد شیخ صدوق به نام عِلَلُ الشَّرایِع یعنی جواب چرایی ها. غالبا احادیثش از حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام است. احکام الهی اسرار دارد حکمت دارد چون سرچشمه ی این احکام خدای حکیم است. خداوند جهان را محکم افریده بی نقص افریده شریعت را محکم تقدیر کرده احکام شریعت تا روز قیامت ثابت است.
حَلالُ محمدِِ حَلالُُ یَومَ القیامَة منتها هرکسی توانایی پاسخگویی به این سوالات را ندارد. ما سالها خانه مان در نیروی هوایی خیابان دماوند بود حاج اقای قرائتی هم در ان پادگان زندگی میکرد. ان سالها من هم در ان پادگان رفت و امد میکردم برای نظامی ها افتخاری گاهی اوقات نماز میخواندم گاهی صحبت میکردم. یک بار یکی از این خلبانها امد در خانه ی من گفت اقا سید من سه ماه فرانسه بودم برای اینکه اموزش ببینم. در فرانسه یک کسی امده این کتاب را به من داده بعد از زیر لباسش یک کتاب هزار صفحه ای بیرون اورد گفتم این چی هست گفت همه اش شبهه است. بعد هم از منابع ما مثل اصول کافی بحار الانوار تحریرالوسیله کتاب فقهی کتاب تفسیری کتاب تاریخی یعنی پول خرج کردند از لا به لای این کتابها یک سوالی که این جوان را تحریک کند یک تیغی در ذهنش برود خوابش نبرد.
من ان کتاب را گرفتم و او محبت کرد حالا خلبان را ول نمیکند در کمین او هست نگاه کردم عجب پرسش هایی پیش حاج اقا قرائتی اوردیم، حاج اقا قرائتی هم خدمت حضرت ایت الله سبحانی برد چون حضرت ایت الله سبحانی مرکزی دارد مرکز تخصصی کلام. همینجا یک کتاب هم از این عالم بزرگ میخواهم به شما معرفی کنم خواهش میکنم خواهش میکنم این کتاب را برای جوانانتان تهیه کنید مخصوصا انهایی که دانشجو دارند. یک جلد هم بیشتر نیست شاید مثلا دویست صفحه داشته باشد اسم کتاب هست منشور عقائد امامیه. در صد و پنجاه درس گفته یک شیعه اعتقاداتش چیست درباره خدا درباره فرشتگان درباره انبیا درباره شفاعت، قبر قیامت فلسفه ی خلقت صد و پنجاه درس خیلی دانشگاهی. یک وقتی دانشگاه تهران این کتاب را به مسابقه گذاشته بود امروز ما مسئولیت داریم در مقابل این پرسشی که این جوان میپرسد پرسش هم این است چرا؟ چرا یعنی حکمت از کجا بپرسیم چراها را مقداری در قران امده غیر از قران به جز پیامبر سراغ چه کسی برویم که حرف نادرست نزند حرف سست نزند این اهل بیت پیامبر است که سخنانشان درست است معصوم از خطا هستند. شما وَ مَعادِنِ حِکمَةِ الله معدنهای حکمت خدا هستید.
خداوند این افرینش را برای چه افرید و این قوانین را شریعت را برای چه فرستاد امام رضا علیه السلام فرمود هر جا که خدا دستوری داده مطمئن باشید مصلحتی برای انسان در انجام ان دستور است. یا مصلحتی در جسم او یا در روح او یا در فرد او یا در جامعه او یا برای دنیای او یا اخرت او. حتما خدایی که مرا میشناخته سعادت من را میخواهد دستور داده این کار را بکن. این کار را انجام بده این کار را انجام نده مثلا فرض کنید ارتباط و اختلاط زن و مرد محدودیت دارد. در نگاه هایتان مراقبت کنید به پیغمبرش میفرماید به مردان مومن بگو چشمانتان را از نامحرمان بیاندازید چرا؟ مقداری از جواب چرا در همان ایه امده. فراتر از ان را باید برویم در خانه امام رضا در خانه امام صادق علیه السلام در خانه امام هادی علیه السلام اینها معدنهای حکمتها هستند.
جابربن عبدالله انصاری که این روزها اسمش زیاد گفته میشود در خیابان های مدینه راه میرفت این جملات را میگفت هذا امیرُ البَرَرَة علی ابن ابی طالب امیرخوبان است و َ قاتِلُ الفَجَرةِ کشنده ی تبهکاران است. مَنصورُُ مَن نَصَرَه هر کس علی را یاری کند خدا او را یاری میکند مَخذولُُ مَن خَذَلَهُ هر کس علی را خوار کند خدا او را خوار میکند. ثُمَّ رَفَعَ بَها صَوتَهُ از اینجا به بعد جابر صدایش را بلند کرد این سخن را از پیغمبر نقل میکرد که پیغمبر میفرمود اَنَا مَدینَةُُ الحِکمَة وَ عَلیُُ بابُها. ما بیشتر این حدیث را شنیدیم اَنا مدینة العلم هر دو حدیث از پیغمبر رسیده من شهر حکمت هستم و دروازه ی این شهر علی بن ابی طالب است. فَمَن اَراد الحِکمَة فَلیَاتِ البابُ هر کس حکمت میخواهد باید از در وارد شود. از علی پرس و جو کنید احکام شریعت برای چه امده.
قران کریم درسوره نساء ایه ی ۵۴ میفرماید فَقَد اتَینا الَ ابراهیم اَلکِتاب وَالحِکمَة ما به خاندان ابراهیم دو چیز دادیم کتاب دادیم حکمت دادیم. قران میفرماید هر کسی را خدا حکمت به او بدهد خیر کثیر داده است. حکمت یعنی فکر درست کار درست قران میفرماید وَ اتَیناهُ الحِکمَة وَ فَصلَ الخِطاب وَ قَتَلَ داود ُ جالوتَ وَ آتاهُ الله المُلک و الحِکمَة داود فرمانده ی ارتش مقابل را کشت خداوند به او فرمانروایی سلطنت و حکمت داد. به حکومت هم حکومت یعنی اداره ی یک کشور به صورت درست حکومت میگویند. راهی هم دارد ما خودمان از یک راهی به سرچشمه ی حکمت برسیم؟ فرمودند بله مَن اَخلَصَ لِللّه اَربَعینَ یَومَ هرکس چهل روز برای خدا اخلاص پیشه کند فَجَّرَ الله یَنابیعَ الحِکمَة مِن قَلبِهِ اِلی لِسانِهِ. سرازیر میکند خداوند چشمه های حکمت را از دل او به زبان او. حرف میزند میبینید حرف متفاوت است راهگشاست.
این را خدا میدهد به کسی که با خود خدا به قول حاج اقا قرایتی میفرماید که اون قدیم ها میگفتند که کد خدا را ببین ده را بچاپ. ما از ایشان نقل میکنیم خدا را ببین دل را بچاپ. یعنی میخواهی در دلها نفوذ کنی چهل شبانه روز با خدا صاف باش خدا مزدی که به تو میدهد چشمه های حکمت را از دل شما به زبان شما جاری میکند.
وَ حَفَظَتِ سِرِّ الله خداوند وقتی بابای ما ادم و مادرمان حوا را می افرید فرشتگان گفتند برای چه این موجود مفسد خون ریز را می افرینی؟ خداوند چه فرمود؟ اِنّی اَعلَمُ ما لاتَعلَمون یک سرّی در این است. خب این سر را چه کسی میداند خود خدا به جز خدا یک مخازنی که هرکسی این قابلیت را ندارد یک دل صاف و نورانی لازم است. ان پیامبران هستند اوصیا هستند عالمان پاکیزه جابر جُعفی از یاران امام پنجم علیه السلام است. او گفته بیست هزار حدیث از امام پنجم یاد گرفتم که اجازه نداشتم برای کسی بگویم. امام میفرمود اینها اسرار هستند به یک افراد خاصی باید بگوییم.
یک وقت جابر جعفی به امام باقر علیه السلام گفت ای پسر پیغمبر حالا به قول من دارم منفجر میشوم حضرت فرمود برو صحرا یک چاه پیدا کن اینها را برای چاه تعریف کن. امیرالمومنین علیه السلام به سینه اش اشاره کرد فرمود در اینجا علم فراوانی انباشته شده کسی را پیدا نمیکنم که برایش بگویم انهایی که هستند یا شیاد هستند این حرفها را از من یاد میگیرند با مقاصد شوم خودشان قاطی میکنند برای انحراف به کار میبرند. یک کسی پای منبر امیرالمومنین علیه السلام بود نسخه برداری هم میکرد سخنرانی های امیرالمومنین را مینوشت. حضرت فرمود این سامری امت است گفتند اقا ایشان از ارادتمندان است فرمود این بعضی از مطالب را از من میگیرد بقیه اش را میرود خودش با ان افکاری که دارد قاطی میکند اینها شیاد هستند.
مولا فرمود اینهایی که من میبینم یا کم ظرفیت هستند یا سوء استفاده کننده این علوم این اسرار این حکمتها در سینه ی من مانده حالا به جز مکتب اهل بیت شما دو نفر را پیدا کنید که این اسرار را بدانند. چرا ما شیعه هستیم کجا برویم خانه ی دیگری سراغ نداریم یک خانه ی مطمئن پایگاه علم پایگاه حکمت ما به این دلیل از اهل بیت دست برنمی داریم. اهل بیت را به عنوان وصیت به بچه هایمان سفارش میکنیم بچه جان دست از محمد و ال محمد برندارید. اینها معادن حکمت هستند حافظان اسرار الهی هستند. اصلا خدا جهان را برای چی افریده انسان را برای چی افریده درختان را برای چه افریده دریاها را برای چه افریده و میدانند اینده ها چه خبر خواهد شد.
امیرالمومنین علیه السلام یک کتابی دارد سید طاووس ان کتاب را تنظیم کرده به نام مَلاحِم به فارسی هم ترجمه شده بگردید میتوانید پیداکنید. یعنی اینده گویی در اینده چه خبر خواهد شد. صد سال دیگر پانصد سال دیگر هزارسال دیگر اخرالزمان بیشتر اخبار اخرالزمانی از مولا امیرالمومنین است. از کجا امام میدانسته اخلاق مردم چگونه خواهدشد خانم ها چه جور خواهند شد لباسهایشان چطور خواهدبود ارایش ها چگونه خواهد بود مراودات معاشرتها چگونه خواهد بود اداره ی کشورها. اینها را امام علیه السلام اینها از اسرار است به عنوان روضه یکی از ان سِرها را میخواهم بگویم. خدا رحمت کند مرحوم محدث قمی همین کتاب مفاتیح را نوشته که همه استفاده میکنند کتابی دارد به نام نَفَسُ المهموم مهموم یعنی اندوهگین. که حدیث داریم کسی که در راه اهل بیت آه بکشد آه او اجر دارد.
در این کتاب اورده است که شب عاشورا وقتی امام حسین علیه السلام وفاداری اصحابش را دید فرمود اِنَّکُم تُقتَلونَ غَدَاً فردا همه کشته میشوید یک مرد هم فردا زنده نخواهد ماند. یاران حضرت با شادمانی گفتند الحمدُللهِ الَّذی شَرَّفَنا بِالقَتلِ مَعَک الحمدلله خدا این افتخار را به ما داده که در کنار تو کشته شویم. چه افتخاری از این بالاتر سپس امام جایگاه انها را در بهشت به انها نشان داد. خب اینها از همان اسرار عالم است چه کسی از بهشت خبر دارد. بعد میفرمود یکی خطاب کرد هذا مَنزِلُک فلانی این خانه تو در بهشت است هذا قَصرُکَ این قصر تو در بهشت است هذه دَرَجَتُکَ چون بهشت شش هزار درجه دارد. به تعداد ایه های قران این درجه تو در بهشت است. اصحاب با چهره های گشاده به استقبال نیزه ها و تیرها میرفتند.
امام سجاد علیه السلام که این قصه را برای ما نقل کرده فرمود آنگاه پدرم گریست و ما گریستیم و صدای گریه ی ما به خیمه خانم ها رسید. بانوان هم گریه کردند حبیب بن مظاهر و زهیر بن قین گفتند ای پسر پیغمبر سرنوشت علی بن الحسین چه میشود در حالی که اشک میریخت امام حسین علیه السلام فرمود خدا اراده کرده او بماند تا نسل من ادامه پیدا کند. امشب شب سوم مجلس است برویم به شهر شام. همه ی شهدای کربلا عزیز هستند ابرو دارند اما این کودکان شهید ابروی خاصی دارند مثل طفل شش ماهه مثل دختر سه ساله.
اقایان بانوان از کارهای بسیار دشوار زینب کبری همین اداره ی بچه ها بوده. من چند وقت پیش یک مستند نیم ساعته را دیدم شاید شما هم دیده باشید. این سرود سلام فرمانده هست یک مستند برایش درست کرده اند که از کجا ما این کار را شروع کردیم چندین بار در این مستند ان مسئول این حرکت گفته کار با بچه ها خیلی سخت است خیلی. بعد مثال هم زده دیده اید گاهی صد تا بچه را اوردیم سرود بخواند یک بچه میگه اب همه میگویند اب اب اب حالا مگر میشود ساکتشان کرد. کار با بچه ها خیلی سخت است از امام باقر علیه السلام حدیث به ما رسیده که در این سفر کربلا تا کوفه ،کوفه تا به شام گاهی تازیانه ای به روی بچه ها بلند میشد عمه ی ما زینب شانه اش را سپر میکرد این تازیانه به بچه ها نخورد.
اقایان عزاداران بانوان از امام باقر علیه السلام حدیث به ما رسیده که در این سفر غذایی که میدادند مقدارش خیلی کم بود عمه ی سادات غذای خودش را بین بچه ها تقسیم میکرد حالا اینها مستقر شدند در یک خرابه ای. قاعده اش این است که از جلو ان خرابه باباها دست بچه هایشان را میگرفتند به خانه میرفتند. این بچه ها طفلهای معصوم یتیم تنها پناهگاهشان زینب بود دور زینب جمع میشدند عمه جان بابای ما کجا رفته؟ در کشورمان شهید زیاد دیدیم بهترین جواب این است که بگوییم پدر به مسافرت رفته مگر کسی به سفر رفت برنمی گردد مگر که شام یتیمان سحر نمی گردد. نازدانه خواب بابا دیده شروع کرد خوش زبانی کردن پدر جان کجا بودی خواهرت را زدند بچه هایت را روی خار مغیلان دواندند. ناگهان از خواب بیدارشد یک جور سوزناک گریه کرد که همه اهل خرابه را به گریه انداخت. نانجیب دستور داد سر ابی عبدالله را به خرابه ببرند عمه جان من که تقاضای طعام نکردم بابا را میخوام. عزیزم رقیه جان بابا امده همین که پارچه را کنار زد خرابه روشن شد. سر بابا را به سینه چسبانید عمه بیا گمشده پیداشده کنج خرابه شب یلدا شده.
شروع کرد با پدر سخن گفتن عزیزم پدر جان ان دم که من از ناقه افتادم و غش کردم بابا تو کجابودی از ما تو جدا بودی. نور چشمانم ان دم که تو از ناقه افتادی و غش کردی من بر سر نی بودم کی از تو جدا بودم. انقدر با پدر راز و نیاز کرد یک وقت همه دیدند رقیه یک طرف سر یک طرف. بی بی همه را به سکوت سفارش فرمود ساعتی نگذشته هر چه صدا میزند رقیه خاتون عزیز برادر خوب نزدیک شد دید سه ساله جان به جان افرین تسلیم کرده. دشمنت کشت ولی نور تو خاموش نگشت اری ان جلوه که فانی نشود نور خداست اللهم عَجِّل لِولیِّکَ الفَرَج

اهل بیت علیهم السلام مایۀ برکت- شرح زیارت جامعه

عوامل برکت در زندگی

برکت

“السَّلامُ عَلي مَحالِ مَعرِفَتِ الله وَ مَساکِنِ بَرَکَتِ الله ما مفتخریم که از ارادتمندان به اهل بیت پیامبر هستیم امشب درباره این جمله میخواهیم صحبت کنیم شما اهل بیت خانه های برکت خدا هستید. برکت یعنی چه؟ فراوانی و ماندگاری اگر باهم شوند میشود برکت.


 بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم
إلهي أنطِقني بِالهُدي وَ ألهِمني التَّقوي. در خانه خدا مراسم اظهار ارادت به پیشگاه پیامبر عظیم الشان اسلام و اهل بیت پاکش توضیح مختصر درباره زیارت جامعه کبیره. از خداوند میخواهیم همه ما را از دوستداران و زائران و شفاعت شوندگان پیامبر و اهل بیت پاکش قرار بفرماید. از خداوند میخواهیم همه کسانی که در مسلمانی ما در شیعه بودن ما نقش داشته اند علما شهدا پدران و مادران و بانیان این مسجد و مجالس همه را مهمان سالار شهیدان بفرماید بچه های ما و نسل و ذریه ما را إلی یوم القیامه از، بهترین مسلمانان و شیعیان تقدیر بفرماید تمنا میکنم به روان تابناک پیامبر عزیز اسلام و اهل بیت پاکش صلواتی تقدیم بفرمایید.
برکت چیست؟
“السَّلامُ عَلي مَحالِ مَعرِفَتِ الله وَ مَساکِنِ بَرَکَتِ الله” ما مفتخریم که از ارادتمندان به اهل بیت پیامبر هستیم امشب درباره این جمله میخواهیم صحبت کنیم شما اهل بیت خانه های برکت خدا هستید برکت یعنی چه؟ فراوانی و ماندگاری اگر باهم شوند میشود برکت. این دنیا طبعش فنا هست از بین میرود بخواهیم چیزی افزایش پیدا کند و بماند اسمش را میگذاریم برکت. سرچشمه برکت الله است خدای ازلی و ابدی هرکس به الله متصل شود مرتبط شود هر کس هر زمان هر جا هر سخن هر پول هر چیزی که به الله متصل شود میشود برکت.
امشب حرفمان تا پایان سخن همین است آن وقت خدایی که سر چشمه برکات است اهل بیت را از روی مهرش خانه های برکت قرار داده است. یعنی ما هر اندازه ای اهل بیت را بشناسیم به آنها عشق بورزیم از آنها الگو بگیریم آنها را به دنیا معرفی کنیم. عمر ما سخن ما خانه ما برکت پیدا میکند یک جاهایی هست فراوانی هست اما برکت نیست. قارون این قصه ای است که قران نقل میکند به اندازه‌ای دارایی داشته پهلوان ها صندوقهای دارایی او را جابجا می کردند. یا کلید صندوق های او را حمل می کردند. اما برکت نداشت نم پس نمی داد بخل می ورزید حرص و طمع داشت. قران نقل می‌کند خود او خانه او دارایی او همه نابود شدند. از طرفی یک خانومی است به نام خدیجه که چه مال با برکتی داشت دارایی‌اش همه خرج ترویج بزرگترین مکتب الهی شد.
یک آقایی است که در مکه زندگی می کرده است فکر کنم از آن باسوادتر در مکه وجود نداشته است. که اسمش ابوالحکم بوده است یعنی پدر دانش، باسواد، نویسنده صاحب نظر دنیا گشته شاعر و سخنور بوده است. اما دانش او برکت نداشت همه دانش خود را خرج کرد تا پیامبر اسلام را بکوبد. اسلام به او این لقب را داده است ابوجهل. یعنی پدر نادانی او نادان نبوده است باسواد بوده است رئیس مجلس شورا بوده است هر تصمیمی در حجاز میخواستند بگیرند با او مشورت میکردند اما دانش او بی برکت بود. آخر در جنگ بدر کشته شد. از طرفی یک عالم یهودی به نام مخریق ثروتمند که هفت پارچه آبادی داشته است در جنگ احد یهودیان راجمع کرد گفت یهودی ها ما که میدانیم حق با مسلمانهاست ما که میدانیم دین اسلام حق است پیامبر اسلام حق است کتاب آنها آسمانی است خوب مسلمان شویم. یهودی ها نپذیرفتند به جبهه احد آمد اسلام آورد همه دارایی اش را به پیامبر اسلام بخشید شمشیر به دست گرفت به شهادت رسید.
رزمندگان اسلام دیدند پیامبر کنار نعش کشته ای گریه میکند که او را نمی شناختند. یا رسول الله ما که از مدینه به راه افتادیم چنین کسی همراه ما نبود فرمود این شهیدی است که بدون خواندن دو رکعت نماز به بهشت میرود. عمر با برکت آبادی هایی که هدیه داد به پیامبر و پیامبر وقف کرد مسئول آن وقف دخترش فاطمه زهرا را قرار داد. و فاطمه زهرا سلام الله علیها در وصیت نامه اش تولیت آن وقف را به فرزندش امام حسن مجتبی و پس از آن آقا امام حسین علیه السلام و پس از امام حسین فرزندان امام حسین علیه السلام تا زمان امام یازدهم علیه السلام تأثیرات مال این دانشمند یهودی که یک روز بود مسلمان شده بود،  آدمها چقدر فرق دارند. یک خانه در شمال تهران هزار متر است سال تا سال نه مهمانی میشود نه روضه خوانی میشود نه آوای قران از آن می آید یک خانه شصت متری در میدان شوش هر وقت می آیی از جلوی آن رد شوی صدای قران به گوش می رسد صدای اذان به گوش می رسد این معنای برکت است.
یک سرزمینی است مثل فلسطین که خداوند فرموده است سُبحانَ الَّذِي أَسري بِعَبدِه لَیلاََ مِنَ المَسجِدِ الحَرامِ إلي المَسجِدِالأقصَي الَّذي بارَکنا یک سرزمینی است فلسطین که مبارک است پر خیر و برکت است. بسیاری انبیاء از آنجا برخاسته اند و بندگان خدا را به یکتا پرستی دعوت کردند خود مکه إنَّ بَیتِِ وُضِعَ لِلنّاس لَلَذّي بِبَکةَ مبارکاََ مکه سرزمین وحدت آفرین سرزمین بیداری. یک شبی ما در طول سال داریم به نام شب قدر که قران اسمش را گذاشته لَیلَةُُ مُبارَکَه یک شب پر خیر و برکت حالا من و شما برکت میخواهیم درس پایانی امشب این خواهد بود پیوندمان را با اهل بیت پیغمبر خدا این خاندان را محل و پایگاه برکت قرار داده است بچه هایمان را دارایی هایمان را و فکرمان را به این خاندان مرتبط کنیم.
وَمَساکِنِ بَرَکَتِ الله حدیث داریم که إنَّ الموُمِن بَرِکَتُُ عَلي المُؤمِن خود مؤمن هم برکت است. دوست میخواهی انتخاب کنی مؤمن را انتخاب کن تا از ایمان او به شما برکت برسد. قران کریم میفرماید وَ هذا کِتابُُ أنزَلناهُ مُبارَک ما یک کتاب بابرکت برای شما فرستادیم هر چه میخوانی خیر در آن است راه و راهنمایی در آن است کتاب بابرکت است. قران درباره عیسی بن مریم سوره مریم آیه ۳۱ میفرماید وَجَعَلَني مُبارَکاََ أینَ مَا کُنتُ خداوند مرا با برکت قرار داد هر کجا که باشم. پیامبر عزیز ما پسر هم داشت ولی بر اساس تقدیرات الهی پسرها از دنیا رفتند طعنه میزدند عاصي بن وائل مثل اینکه یازده پسر داشت طعنه میزد به پیغمبر که او ابتر است. یعنی ادامه ندارد نسلش. که آیه نازل شد بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم إنّا أعطَیناکَ الکَوثَر این برکت است. الان در جهان نسل شناخته شده ای که بیش از سی و چند میلیون نفرند ذریه فاطمه زهرا هستند.
نداریم به جز نسل حضرت فاطمه زهرا که نسل تعریف شده و شناخته شده است یعنی همان هایی که طعنه میزدند خود همان آدم بچه هایش در همان روزگاران به شکل أسف باری یکی یکی به یک مرضی دچار شدند. یکی از کوه پرت شد یکی درنده ای به او حمله کرد بچه هایش همه تلف شدند. اما نسل پیامبر از فاطمه زهرا سلام الله علیها باقی ماند. پیامبر عزیز ما دوازده درهم داشت این قصه را همه شما بلد هستید فرمود علی جان برو برای من یک پیراهن بخر. امیرالمومنین هم عاشق پیامبر است رفت سلیقه کرد و یک پیراهن دوازده درهمی خرید. پیغمبر فرمود علی جان برویم ببینیم پس میگیرد این پیراهن را. به پس گرفتن جنس در فقه إقاله میگویند. مثلا ما این لیوان را خریده ایم میخواهیم آن را پس بدهیم لازم است بر آن فروشنده پس بگیرد؟ خیر. اما مستحب است پیغمبر به آن مغازه دار فرمود این را پس میگیری پس گرفت یک پیراهن چهار درهمی خرید. در راه می آمد دید یک جوانی اندوه تمام چهره او را گرفته است پرسید جوان چه شده است گفت یا رسول الله لباس ندارم آن لباس چهار درهمی را به آن جوان داد. داشت بر میگشت که یک لباس دیگر بخرد به یک خانمی برخورد که خدمتکار یک خانه ای بود ایستاد و پرسید چرا گریه میکنی؟ اربابم چهار درهم به من داده که خرما بخرم آن را گم کرده ام چهار درهم از آن دوازده درهم را هم به آن خانم داد. رفتند و با چهار درهم پیراهن دیگری خریدند دوازده درهم تمام شد. در راه برگشت دیدند آن خانم همچنان گریه میکند دوباره پیغمبر ایستاد و پرسید دوباره چرا گریه میکنی گفت برای اینکه الان دیر شده ممکن است اربابم مرا کتک بزند. پیغمبر همراه او شد آمد به در خانه ارباب او در زد صدا زد صاحبخانه آمد پیغمبر قصه را تعریف کرد این خدمتکار خانه شما این پول را گم کرده بوده او هم به احترام پیامبر آزادش کرد.
حضرت در راهی که به خانه می آمد این را فرمود عجب دوازده درهم بابرکتی این دوازده درهم الانم هست در جیب من و شما یعنی همین دارایی ما میتواند همچین کارایی داشته باشد. به جای اینکه خودم یک لباس دوازده درهمی بخرم شاید بتونم دو تا لباس بخرم یک جوان دانشجو را بپوشانم یک فقیر را دلخوش کنم. یعنی می ماند برکت دو معنا دارد فراوانی و ماندگاری. از چیزهایی که به ما برکت می دهد حرکت است این ضرب المثل ایرانی از قدیم بوده است ما از بچگی شنیده ایم از شما حرکت از خدا برکت.
بنی اسرائیل چند قدمی فلسطین بودند پیغمبر به ایشان فرمود خب بروید با این جباران بجنگید آنها گفتند حالش نیست تو که زورت زیاد است و میگویی خدا هم که خیلی زورش زیاد است إذهَب وَأنتَ وَ رَبُّکَ فَقاتِلا تو و خدایت بروید و بجنگید و خبر پیروزی را برای ما إنّا ها هُنا قاعِدونَ ما اینجا نشستیم تا وقتی خبر پیروزی را آوردید. قران میفرماید شما حرکت کن اگر برکت میخواهی فَإذا دَخَلتُموهُ اگر مبارزه کنید وارد فلسطین شوید فَإنَّکُم غالِبونَ این دفعه پیروز میشوید. وَعَلَي اللهِ فَتَوَکَّلوا إن کُنتُم مؤمِنینَ این ضرب المثل ایرانی درست است از شما حرکت از خدا برکت.
انفاق
خداوند ان شاء الله مراجع معظم تقلید را حفظ کند آیت الله العظمی مکارم شیرازی یک سالی در ماه مبارک رمضان آن سی روز را در حرم حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها تفسیر قران میگفتند. در آن سال هر روز مثالهای قران را توضیح می دادند بعد هم چاپ شده است یک کتاب دو جلدی به نام مثالهای زیبای قران کریم. خداوند گاهی حرفهایش را با مثل زده است یکی از مثل ها این است مَثَلُ الَّذين یُنفِقونَ أموالَهُم في سَبیلِ الله مثل کسانی که دارایی خود را در راه خدا می دهند کَمَثَلِ حَبَةََ. مثل یک دانه است که یک دانه گندم را میکارد هفت خوشه می روید هفت خوشه صد دانه یعنی یک دانه بده هفتصد تا پس بگیر. این برکت است آقا ما چه کنیم دارایی ما برکت پیدا کند انفاق کنید انفاق که کم می شود نه کم نمیشود.
این مثال مال امام معصوم است امام معصوم فکر میکنم امام باقر علیه السلام باشد انفاق کردن را به هرس کردن درختان مثال زدند. الان کنار تهران قزوین است بعد از قزوین تاکستان است تا چشم کار میکند درختان انگور است. در فصل زمستان باغداران این وسایل را بر میدارند این درختان را کوتاه می کنند گاهی وقت ها دو سوم درختان را قیچی می کنند. که اگر من که اطلاعات ندارم بیننده باشم می‌گویم حیف است خب آن باغدار میگوید حاج آقا من که الان هرس میکنم بارش بیشتر میشود. این را اگر ما عقیده داشته باشیم مَن ذَا الَّذي یُقرِضُ اللهَ قَرضاََ حَسَناََ فَیُضاعِفَهُ به خدا قرض بدهید که خدا چند برابر می کند. أضعَافاََ دو برابر نه ده برابر نه صد برابر ما به این می گوییم برکت. یعنی هم می‌ماند و هم افزایش پیدا میکند.
نماز
یکی دیگر از چیزهایی که برکت را زیاد میکند نماز است. حدیث می فرماید لِلمُصَلّین کسی که نماز میخواند این چیزها گیرش می آید. حُبُّ المَلائکَة فرشته ها نمازگزار را دوست دارند وَهُديََ و خدا راه درست را به نمازگزار راهنمایی می کند. و ایمان نماز گزار تقویت میشود وَنورُ المَعرِفَة دیشب راجع به معرفت اشاره کردیم. خود این نماز معرفت را زیاد میکند وَبَرَکَةُُ في الرِزق نماز رزق را با برکت میکند. آسیبها و حوادث و بلاها را جلوگیری میکند.
مشورت
از چیزهایی که برکت را زیاد میکند مشورت کردن است. امام صادق علیه السلام فرمود وَمُشاوِرَةُ العاقِل النّاصِح یُمنُ وَ بَرَکَةُ وَ رُشدُ وَ تَوفیقُ مِنَ الله: با افراد عاقل دلسوز اگر مشورت کنید این میمنت دارد برکت پیدا میکند متکی به فکر خودتان نباشید. استبداد رأی نداشته باشید با دیگران رایزنی کنید این برکت می آورد. یک رنگی در مقابل یک رنگی در عربی این کلمه را به کار میبرند غِش که ما در فارسی میگوییم غَش یعنی فریب دادن دو رنگی کردن امام علیه السلام فرمود مَن غَشَّ اَخاهُ المُسلِم نَزَعَ الله عَنهُ بَرَکَةُ رِزقِه هر کس کلاه سر برادر مسلمانش بگذارد خداوند برکت را از او میگیرد یک رنگ باشیم.
یکی از تجار ایران که همه ی شما میشناسید همین یکی دو سال قبل به رحمت خدا رفت از آن بیست ثروتمند طراز اول ایران بود سال آخر عمرش یک مصاحبه کرده که چطوری کسب و کاسبی کردم از جمله شیرینی های زندگیش این بوده که من صاف و صادق در تجارت بودم. در آمریکا دریک هتلی خوابیده بودم نصف شب بود تاجر پسته و زیره بود از آلمان یک تاجری به من زنگ زد من هم قیمت پسته را لحظه ای که خوابیدم میدانستم چند است آن تاجر آلمانی گفت آن قدر تن پسته میخواهم به این قیمت نگو در همان سه ساعتی که من خواب بودم قیمت پسته افزایش پیدا کرده است من هم در همان خواب گفتم قبوله. گوشی موبایل را گذاشتم صبح بلند شدم وارد اینترنت شدم ای وای ولی به عهدم وفا کردم. میتوانستم آن تلفن را نادیده بگیرم این یعنی یک رنگی که برکت می آورد حالا فرض کنید چند تن پسته بوده ضرب در یک عددی مثلا. محاسبات ما با محاسباتی که در آسمانها میشود فرق میکند.
خمس دادن
همین خمس دادن میگوید حاج آقا این خمس هم عجب قصه ای است واقعا حالا من خودم اهل خمس گرفتن نیستم و اجازه هم ندارم و بلد هم نیستم در عمرم اجازه از هیچ مرجعی ندارم. بخاطر همین خودم را مثال میزنم مثلا یک برادری می آید آقای بهشتی ما خمسمان را امسال جدا کنیم من دویست میلیون اضافه آمده چیه خمسش خودش هم میداند میپرسد از من باید بگویم چقدر چهل میلیون اول شروع میکنه هندوانه زیر بغلم شما علما اگر نباشید دنیا به هم میریزد اصلا کشور به هم میریزد. مخصوصا سادات حاج آقا نمیشود با هفتصد یا هشتصد تومن تازه اون هفتصد هشتصد تومن شما اجازه بدهید خودم فقیر سراغ دارم. این نگاهش یک نگاه سطحی است نگاه ظاهری است زمان ائمه هم بوده چنین ماجرایی. از ائمه میخواستند که ببخشد این پول یک چیزی است که جاذبه دارد. فرمودند خمس بدهید دارایی تان برکت پیدا میکند عمرتان برکت پیدا میکند تنتان برکت پیدا میکند.
صدقه دادن
وَمَساکِنِ بَرَکَةِ الله شما اهل بیت خانه های برکت خدا هستید. جمعی همراه امام صادق علیه السلام به مسافرت رفتند در راه راهزنانی خبرشان آمد که مثلا یک فرسخی یک گروه قوی از راهزنها دارند به سمت این کاروان می آیند. امام صادق علیه السلام به همراهانشان فرمودند که ثلث مالتان را صدقه بدهید بیمه میشوید ثلث مال خیلی است اینها هم تبعیت کردند. و راهزنها رسیدند شروع کردند به خدمت کردن اینها گفتند امام صادق گفتند که اینها دزد هستند و خشن و اینها که دارند به ما خدمت میکنند امام صادق علیه السلام از آن دزدها پرسید چرا اینکار را میکنید گفتند که ما در راه می آمدیم مقداری استراحت کردیم خوابمان برد و خواب پیغمبر را دیدیم پیغمبر در خواب به ما دستور داد الان به یک کاروانی میرسید خدمت آنها را بکنید ما هم آمدیم به خدمت شما امام صادق علیه السلام فرمود ما به خدمت شما نیاز نداریم همان خدایی که ما را از شر شما نجات داده است از این به بعد هم نجات میدهد.
بعد حضرت به اصحابشان این را فرمودند قَدتَعَرَفتُمُ البَرَکَة في مُعامِلَةِ الله دیدید با خدا معامله کردید خدا برکت داد آنها هم با همان دو سوم رفتند تجارت کردند یک سود خیلی خوبی گیراشان آمد حالا که دیدید با خدا معامله کردید خیر دیدید سود کردید از این به بعد هم فَدوموا عَلَیها مداومت کنید. از این به بعد هم با خدا معامله کنید. قران بارها و بارها می فرماید: لَهُ ما فِي السَّماواتِ وما فِي الارض همه دارایی ها مال اوست دست اوست باور داشته باشید.
احترام به بزرگترها
حدیث میفرماید پیغمبر فرمود البَرَکَةُ مَعَ أکابِرَکُم برکت میخواهی در احترام بزرگتر ها ست. پدرها مادرها پدربزرگها مادر بزرگها علما پیشکسوتها این آقا سی سال خدمت کرده است هیچ جا راهش نمی دهند. در هیچ مجلسی دعوتش نمیکنند. پیغمبر و اصحاب نشسته بودند متراکم بعضی از بدریون وارد شدند هر کجا نگاه کردند کسی به آنها جا نداد آیه نازل شد: یاأیُها الَّذینَ آمَنوا إذا قیلَ لَکُم تَفَسَحوا فِي المَجالِس فَافسَحوا بزرگان شما هستند پیشکسوتان هستند در سایه احترام و محبت به بزرگترها.
تقوا
حدیث داریم برکت در خانه ای است که صدای قران از آن خانه بلند است برکت در سایه تقوا ست. در سوره اعراف آیه ۹۶ وَلَوأنَّ أهل القُري آمَنوا وَاتَّقَوا لَفَتَحنا عَلَیهِم بَرَکاتِِ مِنَ السَّماءِ وَالأرض اگر از گناه فاصله بگیرید از زمین و آسمان برکت می آید. از چیزهایی که مایه برکت است دختر است دختر در خانه مایه برکت است. حدیث داریم کسی که دو تا دختر یا سه تا دختر داشته باشد چهار تا دختر داشته باشد حدیث به ما رسیده است که مایه خیر و برکت است. یک کسی است به نام حمادبن عیسی اسمش را گویندگان و واعظان زیاد می آورند از اصحاب امام هفتم علیه السلام است. به امام هفتم علیه السلام التماس کرد ای پسر پیغمبر به من دعا کن خدا برکت بدهد به من به بچه هایم به خانه ام و به مکه رفتنم. امام کاظم علیه السلام دعا کرد هم برای بچه هاش هم برای خانه اش هم برای مکه رفتنش میگه تا زنده بودم بعد از این دعا پنجاه سفر حج بیت الله الحرام قسمتم شد.
وَمَساکِنِ بَرَکَتِ الله فردا شب میخواهیم بگوییم وَمَعادِنِ بَرَکَتِ الله شما اهل بیت معدن های حکمت خدا هستید ما به اندازه سواد کم خودمان میگوییم این حرفها خیلی معنا دارد ما به این اندازه بلد هستیم. امیرالمؤمنین علیه السلام در محراب ضربت خورد به خانه آمد تقریبا بیست ساعت پس از ضربت خوردن در خانه بوده است این ساعتهای آخر از هوش می رفت به هوش می آمد این بچه ها دورش نشستند. نوشته اند یک بار که به هوش آمد چشمش افتاد به پسرش حسین علیه السلام شروع کرد گریستن. امام حسین پرسید پدر جان شما که از کشته شدن ترس ندارید چرا گریه میکنید آرزوی شهادت داشت. فرمود عزیزم حسینم برای مظلومیت تو گریه میکنم روزی مثل روز تو نخواهد آمد آقایان بانوان امام حسین علیه السلام همه شما میدانید اسم بچه هاش رو علی میگذاشت علی اکبر علی اوسط علی اصغر. امشب این طفل شش ماهه را میخواهم در پیشگاه خدا ببریم:
اصغر که در صف شهدا ماه پاره است
خونش به روز حشر به هر درد چاره است
محکم بگیر رشته قنداقه اش به کف
باب الحوائج است اگر چه شیر خواره است
سید بن طاووس نوشته است ابی عبدالله وقتی تنهای تنها شد آمد کنار خیمه خواهرش را صدا زد ناوَلیِني وَلَدي الرَّضیع خواهرم زینبم طفل شیر خواره را بیاور حَتّی اُوَدِعَهُ میخواهم باهاش خداحافظی کنم طفل را روی دست گرفته به دشمن اشاره میکند آب بدهید میمیرد آب ندهید میمیرد یک وقت سید شهیدان نگاه کرد گوش تاگوش علی اصغر پر خون شده است خونهای گلوی شیر خواره را به آسمان پاشید صدا زد هَوَن عَليَ أنَّه بِعَینِ الله همین که در پیشگاه توست پروردگارا این مصیبت را بر من آسان میکند. یا حسین به باب الحوائج شش ماهه کربلا در ظهور امام زمان علیه السلام تعجیل بفرما.

پایگاههای خداشناسی- شرح زیارت جامعه

پایگاههای خداشناسی- شرح زیارت جامعه

جامعه کبیره 1

امام هادی علیه السلام با تعلیم زیارت جامعه علاوه بر اینکه شور حسینی را تایید می فرمودند کربلا رفتن را تشویق می کردند این شعور را به آن شور ضمیمه کردند.امروز همچنان شیعیان جهان محتاج این معارف هستند.

 

دانلود فایل صوتی


اَللّهُمَّ لَکَ الحَمد حَمدَ الشّاکِرینَ لَکَ عَلَی مُصابِهِم اَلحَمدُلِله عَلَی عَظیمِ رَزیَّتی اَللّهُمَ ارزُقنا شَفاعَةَ الحُسَین یَومَ الورود وَ ثَبِّت لَنا قَدَمَ صِدقِِ عِندَکَ مَعَ الحُسَین وَاَصحابِ الحُسَین اَلَّذینَ بَذَلوا مُهَجَهُم دونَ الحُسَین علیه السَّلام یُریدونَ لِیُطفِئوا نورَالله بِاَفواهِهِم وَاللهُ مُتِمُّ نورِهِ وَ لَو کَرِهَ المُشرِکون.

در غروب روز عاشورا که همه را کشتند زینب کبری با دنیایی اعتقاد و امید امد به خیمه امام زین العابدین علیه السلام و این سخن را گفت: وَ یَنصِبونَ لِهذا الطَّفَ عَلَماً در این سرزمین داغ پرچمی برافراشته خواهد شد که کهنه نخواهدشد با مرور روزها و ماهها و سالها. اینجا پایگاه بیداری و هدایت خواهد شد. علی رغم مخالفت جباران و گمراهان امروز جمعیت بیش از بیست میلیون انسان از هشتاد کشور سخن زینب کبری را معنا کردند. به گونه ای که رهبر عزیز انقلاب امروز فرمود فقط میتوانیم اسمش را اعجاز الهی بگذاریم. این دست بشر تدبیر بشر نیست، تقاضا میکنم به روان تابناک شهیدان به ویژه سید و سالار انها حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام و شهیدان دشت کربلا و شهیدان مظلومیت تاریخ تشیع تا به امروز شهید عزیز قاسم سلیمانی و حسین همدانی شهیدان این محل شهیدانی که تصاویر زیبای انها زینت بخش این محفل است شهیدان این اجتماع و روح بلند حضرت امام خمینی صلواتی تقدیم بفرمایید.

برای سلامت و قبولی زیارت همه کسانی که از هر کجای دنیا به زیارت امام حسین امدند و الان در هر کجا هستند میلیونها کسانی که در نیجریه در هندوستان در پاکستان در ایران در ترکیه در اذربایجان امروز به راه و رسم پیاده روی اربعین در شهرهای خودشان پیاده روی کردند برای همه انها صلواتی هدیه بفرمایید.

سال گذشته توفیق داشتیم ده شب پایانی ماه صفر را در خدمت شما باشیم. اینطوری شروع کردیم که مکتب تشیع که نام دیگرش اسلام ناب است با مخاطرات زیادی روبرو بوده یکی از تدابیر برای زنده نگه داشتن این مکتب زیارت است. در زمان خلفای اموی مروانی عباسی چه مخالفت هایی شد اما امامان ما این شور زیارت را زنده نگه میداشتند. بیشترین تولید و رویش فرقه های انحرافی زمان امام دهم علیه السلام بوده هر روز مسلمانان با یک فرقه جدید با یک فکر جدید با یک حزب جدید با یک گروه جدید به نام اسلام. امام هادی علیه السلام با تعلیم زیارت جامعه علاوه بر اینکه شور حسینی را تایید می فرمودند کربلا رفتن را تشویق می کردند این شعور را به ان شور ضمیمه کردند.

امروز همچنان شیعیان جهان محتاج این معارف هستند. ما گفتیم به اندازه سواد کم خودمان این زیارت جامعه را معنا کنیم و به اندازه وقت کم شما به نظرم به این جمله رسیدیم اَلسَّلامُ عَلَی مَحالِّ مَعرِفَةِ الله سلام بر شما امامان که پایگاههای شناخت خدا هستید امشب بحث ما درباره این فراز است میخواهیم با صلوات شما اغاز کنیم. شروع سخن را اینگونه بگوییم که انبیا مهمترین سخنشان با ملت ها خداشناسی بوده خداپرستی یکتاپرستی بوده خود خدا سرشت بشر را بر اساس خداگرایی افریده. اما مربیان معلمان پدران مادران محیط رسانه یک کاری میکنند آن روی فطرت را غبار میگیرد. صالحانی باید باشند تا خداپرستی درست را خداشناسی درست را به ما بیاموزند. آنها ائمه هستند امامان ما یک چنین نقشی را ایفا میکنند اگر انها نباشند یک خداپرستی مثل خوارج نهروان پیش می اید یک خداپرستی مثل داعش پیش می اید یک خداپرستی مثل یزید پیش می اید یزید هم در حضور امام زین العابدین و زینب کبری ایه قران میخواند، ابن زیاد ایه قران میخواند.

شاید این قصه را شما شنیده باشید که حجاج بن یوسف ثقفی آن فرمانروای سنگدل مدتی استاندار مکه بوده محل کارش را جوری ساخته بود از نظر معماری که میتوانست رهگذران را رصد کند الان با دوربین اینکار را میکنند. نگاه میکنند چه کسی رفت و امد میکند. یک جوانی امد از جلو کاخ حجاج در مکه گذر کند از ان نگهبان پرسید اینجا مال کیست؟ گفت مگر نمیدانی مال حجاج است. ان جوان این را گفت لا اله الا الله حجاج به قول ما از توی دوربین دید گفت او را بگیرید و بیاورید پسر را گرفتند و گفت چه گفتی؟ گفت مکه شهر امن خدا من ذکر خدا را گفتم جرم است؟ گفت من که میدانم لا اله الا الله گفتن با لا اله الا الله که الان همه میگویند فرق دارد. الان در مسجدالحرام همه لا اله الا الله میگویند تو که لا اله الا الله گفتی یعنی حجاج نباید باشد. جلاد بیا به جرم یک لا اله الا الله گفتن یعنی این را حجاج هم تشخیص میدهد که خداشناس با خداشناس فرق دارد. اقا علی بن موسی الرضا علیه السلام که در استانه شهادت ایشان هستیم برای مردم پرجمعیت نیشابور که همه باسواد بودند قلم و کاغذ دستشان بود محدث قمّی میگوید یک نیم روز نگاه میکردند اشک میریختند سخنی بفرمایید امام رضا علیه السلام سخنی به ظاهر تکراری اما متفاوت ان سخن این بود من از پدرم از پدرش از پیامبر از جبرئیل از خدا این سخن را نقل میکنم:

کَلِمَةُ لااِلهَ اِلّا الله حِصنِی مسلمانان نماز میخواندند اذان میگفتند در تشهد لااله الا الله داشتند در تسبیحات اربعه امام رضاعلیه السلام چه حرف تازه ای میخواهد بزند در پایان یک قیدی اورد شما همه میدانید بِشرطِها و شروطِها سلام برشما پایگاههای خداشناسی خدا افریدگار این جهان است بی انتهاست. ما انسان ها مخلوق او هستیم محدود هستیم ما نمیتوانیم ذات خدا را بشناسیم ما نهی شده ایم. خدا رحمت کند علامه محمدتقی جعفری را در کتابش گفته که یک جنگلی را تصور کنید در اعماق افریقا در ان جنگلی که صدها کیلومتر است یک درخت کهنسال را انتخاب کنید در ان درخت یک شاخه را انتخاب کنید در ان شاخه یک برگ را انتخاب کنید اینها را در ذهنتان تصور کنید روی ان برگ یک کرم است. بعضی از حیوانات مثل ما انسان ها پنج حس دارند بینایی، شنوایی، چشایی، لامسه بعضی ازحیوانات چهارتا حس دارند بعضی حیوانات سه تا حس دارند و بعضی از حیوانات دو تاحس دارند بعضی هم یکی؛ کرم از انهایی است که شنوایی بینایی ندارد، لامسه دارد. علامه جعفری تعریف میکند یک خبرنگاری پیشش میرود میگوید اقا یا خانم کرم چطور هستی میگوید برو اعصابم خیلی خورد است میگوید چته؟ میگوید یک سوال دارم میخواهم باغبان را بشناسم خب این نمیتواند چشم ندارد ظرفیتش را ندارد گوش ندارد.

الان از یک نابینا بخواهیم زیبایی طاووس را معرفی کنیم همه ما که در این مسجد نشستیم مثلا دویست نفر کمک کنیم به هم به یک نابینا میخواهیم زیبایی طاووس را معرفی کنیم به نظر شما شدنی است؟ نهایت این را خواهیم گفت طاووس یک چیز نرم است او که طاووس نیست متکا است هر چه جان بکنیم تا روز قیامت بخواهیم زیبایی و رنگارنگی طاووس را برای نابینا بگوییم نمیشود. ظرفش را ندارد باید اوصاف دیگر طاووس را تعریف کنیم. انسان محدود است خدا را باید از راه اوصافش بشناسد. اوصافش را خود خدا در قران اورده به خاطر اینکه بشر به انحراف کشیده نشود ایات قران را بد معنا نکند حجت از طرف خدا امده. الان مسلمانان جهان میخواهند خدا را بشناسند به جز قران سراغ چه کسی بروند؟ پیامبر ؛ پیامبر در زمان محدودی زندگی میکرده پس از پیامبر نهج البلاغه؛ نهج البلاغه بخش مهمی از خداشناسی است. خطبه های نهج البلاغه بعضی از نامه ها بعضی از حکمتها دریچه های خداشناسی را به روی انسان باز میکند. من یک کتاب در منزل دارم صحیفه ی علویه خیلی پر صفحه است. راز و نیازهای امیرالمومنین با خداست.

یک کتاب پرصفحه که بعضی از ان دعاها را صاحب مفاتیح اورده است. با خدا چگونه حرف بزنیم خدا را چگونه صدا بزنیم فرزندش امام حسین علیه السلام یک دعا دارند به نام عرفه یعنی دعای شناخت. میخواهی خدا را بشناسی ادم گاهی غصه میخورد چرا دعای عرفه را روز عرفه باید بخوانیم! در طول سال باید بخوانیم ما در این جهان معرفتی بالاتر از معرفت خدا نداریم ولی یک معرفت درست که ان را ائمه به ما یاد میدهند با تعالیمی که خدا به پیامبر، پیامبر به امیرالمومنین و همینطور سلسله وار به هم سپرده اند.

السَّلامُ عَلَی مَحالِّ مَعرِفَةِ الله فرزند امام حسین علیه السلام یک کتابی دارد به نام صحیفه سجادیه. من چندین بار صحیفه سجادیه را خوانده ام نگاه میکنید خداشناسی از ان موج میزند هر کس که میخواهد خدا را بشناسد این کتاب صحیفه را بخواند خدای درست را خدایی که وقتی بشناسیم شیرینی بندگی او بر کام ما اثر میکند. شبهه هایی درباره ی خدا وجود دارد هرکس میخواهد ان شبهه ها حل بشود سراغ مناظرات امام صادق علیه السلام برود با منکرین خدا چگونه بحث کرده چگونه گفتگو کرده چگونه خدا را اثبات کرده. پس از امام صادق علیه السلام بیشترین معارف خداشناسی از علی بن موسی الرضا علیه السلام به ما رسیده اینها ذخایر شیعه است که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در اول وصیت نامه اش میگوید ما مفتخریم ما مفتخریم ما مفتخریم به اینها سلام برشما. ما امامان را بندگان خدا میدانیم.

دیروز من مغازه ای رفته بودم دیدم اقایی امده نشسته اصلاح سر و صورت رفته بودیم این سلمانی تعریف میکرد من شش سفر پیاده روی اربعین رفته ام. آن اقا میگفت اربعین چه فایده دارد پیاده روی چه فایده دارد این کارها عبث است. بعد هم خودش را گفت که استاد دانشگاه هستم. سوره بقره ایه صدو سی و نمیدونم چند او میگوید به جز خدا را نپرستید یاحسین چیه سلمانی هم با دنیایی عشق گفت اقای استاد دانشگاه این راه عشق است. تا وسط راه او امد بعد که رفت سراغ ایه و اینها گفت بقیه اش را از این اقا یعنی مثلا از من بپرسد. من هم چند کلمه با او صحبت کردم امروز این هجوم شرک ورزی هجوم الحاد مبارزه با خدا گرایی که دنیا را گرفته گرایش به اسلام خوشبختانه گرایش به شیعه غوغا میکند. ان وقت ان وهابی اصلا معلوم نیست استاد دانشگاه باشد خودش را به عنوان استاد دانشگاه معرفی میکند. معرفت خدا شورحسینی باشعور باید همراه بشود. امامان ما از پیرزن دهاتی هم بپرسید میگوید امام حسین بنده خدا فدایی خدا در راه خدا به همان اندازه عقل خودش میرسد.

امام حسین یک مغازه ای در کنار مغازه ی خدا ندارد امام حسین علیه السلام همه ی ابرویش برای این است که خالصاً همه ی هستی اش را در راه خدا داده فِی سَبیلِ الله اصلا همه ی عزت امام حسین علیه السلام به بندگی امام حسین است. از دعای عرفه امام حسین چه جور خودش را معرفی میکند اَناَالَّذی اَناَالَّذی من همانی ام که من همانی ام که … برای خودش قدر و منزلتی در پیشگاه همه موفقیت ها را ازخدا میداند همین که من نفس میکشم مال تواست همین که من زنده هستم به خاطر تواست حتی این که نماز میخوانم تو به من این قوه را دادی. این را امامان ما به ما یاد میدهند. درباره همین فراز ده شب اینجا صحبت کنیم همچنان جا دارد. امام زین العابدین علیه السلام فرمود:اِنَّ مَعرِفَةَ الله عَزَّوَجَل اَن یُعرَف بِالوَحدانیَّة وَ الرَّافَة وَ الرَّحمَة وَ العِزَّة وَالعِلم وَالقُدرة وَ العُلو عَلیَ کُلِّ شَیء وَاَنَّهُ نافِع اَلضّار اَلقاهِر لِکُلِّ شَیءِِ الَّذی لا تُدرِکُهُ الاَبصار وَ هوَ یُدرِکُ الاَبصار وَ هوَ اللَّطیفُ الخَبیر خدایی که ما عقیده داریم این خداست.

معرفت خدا یعنی خدا را به یکتایی بشناسی به مهربانی بشناسی به نفوذ ناپذیری بشناسی به دانش به توانایی بشناسی به سیطره ی بر همه مخلوقات بشناسی. خدایی که چشمها او را نمیبیند اما او همه را میبیند. امیرالمومنین علیه اسلام، خطبای قدیم اغاز سخن خودشان را با این خطبه شروع میکردند لایُدرِکُهُ بُعدُ الهِمَم یعنی همت های بلند فهم های بلند خدا را نمیتواند درک کند. ما به اندازه توان و محدودیت خودمان به اندازه ای که ظرف ما پاک باشد هر چه این دل ما از گناه و معصیت پاکیزه تر معرفت خدا دقیقتر ظریف تر در این دل جا میشود. معرفت خدا یک دُر است جواهر است در هر ظرفی نمیریزند. اگر کسی دل پاک داشته باشد که پاک ترین دلها از اهل بیت پیغمبراست انها خدا را ان گونه که هست میشناسند. پیغمبر در پیشگاه خدا عرضه میداشت ما عَرفناکَ حَقَّ مَعرِفَتِکَ انگونه که باید ما نمیتوانیم پروردگارا تو را بشناسیم .امیرالمومنین علیه السلام فرمود :من نور وحی را میبینم نور رسالت را میبینم اَری نورَ الوَحی وَالرِّسالة امیرالمومنین علیه السلام از اول نزول قران تا اخرین ایه که امد دانه دانه این ایات را پیامبر به من یاد داد خود ایه را وتفسیر ایه را وتوضیح ایه را و تاویل ما به جز علی بن ابی طالب نداریم همچین کسی که کتاب خرا رابشناسد خود خدارابشناسد .از دعاهایی که امام صادق فرمود در اخرالزمان زیاد بخوانید یکی این دعاست خدایا خودت را به من بشناسان اَللّهُمَّ عَرِّفنی نَفسَک که اگر تورا نشناسم پیامبرت را نشناختم. پیامبر را نشناسم حجت را نشناختم حجت را نشناسم به بیراهه خواهم رفت.

اینکه خودمان از خدا بخواهیم خودش را به ما بشناساند راهش هم همین است تقوا، تقوا یعنی این کثافتها الودگی ها این پلیدی ها را از وجود خودمان دور کنیم. دیو چو بیرون رود فرشته در اید در دعا میخوانیم که فَکانوا هُمُ السَّبیل اِلَیک اهل بیت پیامبر راه به سوی تو هستند. پروردگارا انها بهتر از هر کس خدا را میشناسند انها خدا را به ان مقدار که برای ممکنات مقدور است. می دانند به هرکسی چه اندازه خدا را بفهمانانند. انها مثل پدر بودند امیرالمومنین علیه السلام در خانه اش یک اتاقی دارد مخصوص عبادت برای عبادت نمازهای واجب را در مسجد نمازهای مستحب و نیایش ها را در ان اتاق. در ان اتاق چه چیزهایی بوده کتاب، شمشیر چه کار میکرده به جز نماز و نیایش بچه هایش را وقتی میخواست لالایی بخواند به این اتاق می اورد و اشعاری از پدرش ابوطالب که درباره خداشناسی بود به عنوان لالایی یعنی بچه الان حرف نمیتواند بزند یکساله یک ونیم ساله دوساله سه ساله باهمین اشعار توحیدی گوش او نوازش پیدا میکرد. این ماموریت ما است.

امیرالمومنین علیه السلام در نامه ۳۱ نهج البلاغه به پسرش امام حسن میفرماید پسرجان من نشسته ام فکر کرده ام توبخشی از وجود من نه تو همه ی من هستی وَجَدتُکَ بَعضی بَل وَجَدتُکَ کُلی تو همه ی ادامه ی من هستی. بچه های ما ادامه ی ما هستند نشسته ام فکر کرده ام معلوم است که پدر و مادرها بنشینند و فکر کنند درباره ی بچه هایشان. لازم ترین چیز برای تو چیست؟ دیدم لازم ترین چیز برای تو این است تو را به خدایت دلالت کنم دست تو را در دست خدا بگذارم. کتاب خدا را برای تو معنا کنم شریعت خدا را برای تو تعریف کنم احکام خدا را برای تو نقل کنم. این مهمترین کار من برای توست. خداشناسی زلال خداشناسی درست، شما پایگاههای خداشناسی هستید.

امام باقر علیه السلام فرمود: اِنَّما یَعبُدُاللهُ مَن عَرَفَه کسی میتواند درست خدا را عبادت کند که خدا را بشناسد. در تفسیر این ایه سوره ذاریات ایه ۵۶ یک ایه ی اشنایی است. اِنَّ اللهَ عزَّوَجَل در تفسیر دارد که پیامبر فرمودند خَلَقَ الجِن وَالاِنس لِیَعبدون خداوند جن وانس را افرید تا او را بپرستند وَ لَم یَخلُقوهُ لِیَعصوهُ، نیافرید تا او رامعصیت کنند و ذلِکَ قوَلُ عَزَّوَجل وَ ما خَلَقتُ الجِن وَالاِنس اِلّا لِیَعبدون بعد فرمودند این عبادت در سایه معرفت صورت میگیرد. اگر خدا را درست بشناسی عاشقانه او را پرستش خواهی کرد.

فَخَلَقتُ الخَلق لِکَی اُعرَف، حدیث قدسی است خداوند فرمود مخلوقات را افریدم تا بشناسند مرا. خدا رحمت کند علامه طباطبایی را ان فیلسوف فرانسوی که بارها به ایران رفت و امد میکرد علامه طباطبایی هم از قم می امد در تهران باهم جلسات متمادی داشتند او خودش در اینده گفته من دیدم بهترین نوع خداشناسی در جهان بین ادیانی که وجود دارد مسیحیت یهود زردتشتی گری و …اسلام است. در اسلام هم ان نوع تشیع این خدایی که تشیع معرفی میکند ان بهترین سوغاتی است که بشر را ارام میکند. به سعادت میرساند. تمام شد، فردا شب اگر زنده باشیم این فراز را میخواهیم بگوییم وَ مَساکِنِ بَرِکَةِ الله شما اهل بیت خانه های برکت خدا هستید.

بریم کربلا از این مسجد میشود ما هم سفری کنیم به کربلا گرچه دوریم به یاد تو سخن میگوییم بُعد منزل نبود در سفر روحانی. خوشا به حال جابربن عبدالله انصاری هفت امام او را تایید کرده اند. به او میگفتند تو فرزند شهیدی تو خودت کسی هستی تو صحابی هستی تو محدث هستی. امام حسن مجتبی علیه السلام توی کوچه میرفت خاک کف پای امام حسن را به دستش میکشید به صورتش می مالید میگفت راه اینها هستند قسمتش نشد کربلا بیاید. عطیه هم دانشمند بزرگی است محدث است دوتایی کربلا امدند. امد کنار نهر فرات غسل کرد لباسی شبیه لباس احرام پوشید معطر کرد خودش را دستش را گذاشت. در دست عطیه قدم ها را کوتاه برمیدارد ذکر خدا را بر لب دارد یه وقت عطیه گفت جابر رسیدیم به خانه ی معشوق خودش را انداخت روی قبر ابی عبدالله. از سوز دل صدا میزند حبیبی عزیزم یاحسین حبیب الله یُطیبُ حبیبم عزیزم من همان جابری هستم که بارها به شما و برادرت حسن سلام گفتم. چرا جواب جابر را نمیدهی خودش جواب خودش را داده جابر. چه توقعی داری از عزیزی که بین سر و تنش فرسخ ها فاصله افتاده یک وقت صدای زنگ قافله به گوشش رسید عطیه برو ببین چه خبر است. عطیه رفت خبر اورد جابر برخیز صاحبان عزاراز راه رسیده اند. همه صدابزنیم یاحسین یاحسین یاحسین به مظلومیت امام حسین به مظلومان عالم در فلسطین لبنان عراق سوریه میانمار پاکستان افغانستان یمن رحمت و نصرتت را سرازیر بفرما.