شرح صفحه 63 قرآن کریم
/0 دیدگاه /در بر ساحل نور/توسط مدیرکارشناسان امر به معروف و نهی از منکر (شرح صفحه 63 قرآن کریم)
شرح صفحه 63 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 108-101 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.کارشناسان امر به معروف و نهی از منکر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
بهترین اسمی که میتوانیم روی قرآن بگذاریم «کتاب هدایت» است. ما انسانها نیازمند راهنمایی هستیم. چه کسی بهتر از خداوند که هم مهربان است و هم آگاه …
شرح صفحۀ 63
سورۀ مبارکه آلعمران
آیات 108-101
میفرماید:
آیۀ 101 : «وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنْتُمْ تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ وَفِيكُمْ رَسُولُهُ ۗ وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ»
«وَكَيْفَ تَكْفُرُونَ وَأَنْتُمْ تُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ آيَاتُ اللَّهِ»، آیه دربارۀ یهودیان کینهتوزی است که حقانیت اسلام را فهمیده بودند، ولی باز هم لجاجت میکردند. آنها بر اساس نشانههایی که در تورات و در انجیل خوانده بودند، پیامبر اسلام را شناخته بودند و میدانستند که او پیامبر است. این آیه آنها را توبیخ و سرزنش میکند. چگونه کفر میورزید در حالی که آیات کتاب خدا نازل شده بر شما؟!
«وَفِيكُمْ رَسُولُهُ» و رسول خدا بین شماست، با چشمانتان میبیند این شخصیت بینظیر را. چرا باز کفر میورزید؟ «وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ» هرکس چنگ زد، تمسک پیدا کرد به کتاب خدا، «فَقَدْ هُدِيَ إِلَىٰ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ» قطعاً هدایت شده به راه مستقیم.
آیۀ 102 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ»
«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»، این بار به مسلمانها خطاب میکند. مسلمانها! در معرض خطر هستید. تهاجم فرهنگی وجود دارد. شما باید چه کار انجام دهید؟ باید خیلی مراقب باشید. یکی از کارکِردهای کلمۀ «تقوا» اینجا است. در برابر دشمن بیدار باشید؛ دشمن داخلی: هوای نفس و دشمن بیرونی: دشمنی که نابودی شما را آرزو میکند.
ای کسانی که ایمان آوردهاید، «اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ» آنگونه که شایسته است تقوای پروردگار را پیشه کنید، از مخالفت خدا فاصله بگیرید. «وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ» ایمان را تا لحظۀ مرگ نگه دارید، نمیرید مگر در حال اسلام.
انقلابی بودن مهم نیست، انقلابی ماندن مهم است. مسلمان بودن مهم نیست، مسلمان ماندن مهم است. مسلمانها! دینتان را تا آخرین نفس حفظ کنید.
آیۀ 103 : «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا ۚ وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ»
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» به ریسمان محکم الهی چنگ بزنید و پراکنده نشوید. انگلیسیها یک مثالی دارند: اگر میخواهید بر جمعی مسلط شوید، تفرقه ایجاد کنید. «تَفرُق تَسلُط» تفرقه ایجاد کن، آقایی کن…
مسلمان نباید فریب بخورد. نباید بین شیعه و سنی، بین سنی و سنی، بین شیعه و شیعه، و حتی فِرَق ، زبانها و نژادهای مختلف، عرب و عجم اختلافی باشد چرا که دشمن برای پیشبرد کارهای خود، از تفرقه استفاده میکند.
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ»، «حَبْلِ اللَّهِ» به چه معناست؟ هر چیزی که رابطۀ ما و خدا را نشان بدهد، مثل قرآن «حَبْلِ اللَّهِ» است. مثل پیامبر که «حَبْلِ اللَّهِ» است. اهل بیت «حَبْلِ اللَّهِ» است. نماز «حَبْلِ اللَّهِ» است. محکم به ریسمان خدا چنگ بزنید و پراکنده نشوید.
«وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ» یاد کنید نعمت خدا را بر خودتان؛ بین «اوس» و «خزرج» که دو طایفه در مدینه بودند، بیش از صد سال اختلاف و خونریزی بود. با آمدن اسلام بین آنها صمیمیت به وجود آمد. یادتان نرود!. «إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً» شما با هم دشمن بودید، «فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ» خداوند بین دلهای شما پیوند برقرار کرد. «فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا» به لطف خدا شما با هم صمیمی شدید، برادر شدید. «وَكُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ» …
یک کلمهای را اینجا من معنا بکنم: «شِفَا» و «شَفَا»؛ «شِفَا» بده یعنی آن را خوب کن، «شَفَا» بده یعنی بمیران.
البته ما در لهجههای فارسی، گاهی این دو کلمه را به جای یکدیگر هم به کار میبریم. هر دو هم در قرآن آمده است. «شَفَا» یعنی هلاکت و «شِفَا» یعنی بهبودی.
«وَكُنْتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍ» شما لبۀ پرتگاه نابودی بودید. مسلمانها! یهودیها قصد داشتند شما را به جان هم بیاندازند. «فَأَنْقَذَكُمْ مِنْهَا» خداوند نجات داد شما را از آن هلاکت. «كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ» اینگونه است که خداوند بیان میفرماید آیات خود را برای شما، «لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ» امید است که هدایت یابید.
آیۀ 104 : «وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»
«وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ» دو فریضه در اسلام وجود دارد: امر به معروف و نهی از منکر. بر چه کسی واجب است؟
خیلی خلاصه برای شما عرض میکنم؛ امر به معروف و نهی از منکر بر فرد فردِ مسلمانها از هنگامی که به تکلیف میرسند –چه دختر و چه پسر– تا زمانی که در این دنیا هستند واجب است. البته یک گروه اختصاصی هم، در حکومت و نظام اسلامی نیز برای امر به معروف و نهی از منکر لازم است.
دقت بفرمایید!، من مثالی میزنم:
یک ماشینی خلاف میآید. البته که نباید این خیابان یک طرفه را بیاید. چه کسی باید به او تذکر بدهد؟ همۀ مردم. چه کسی باید او را جریمه کند؟ پلیس. توجه بفرمایید! اینجا هم مردم نقش دارند و هم پلیس.
فرض کنید یک اختلاسی صورت گرفته است. چه کسی باید انتقاد کند؟ مردم. چه کسی باید پرونده تشکیل بدهد؟ قوۀ قضاییه.
پس در امر به معروف و نهی از منکر، هم مردم نقشآفرین هستند و هم سیستم و دستگاهها.
این آیه میفرماید، برای امر به معروف، نهی از منکر و دعوت به خوبی، یک سازمانی لازم است.
«وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ» باید از میان شما جمعی باشند، «يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ» که دعوت کنند مردم را به خوبی. چنین افرادی باید در این کار متخصص باشند، «وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ» و امر به معروف کنند، «وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ» و از زشتیها و بدیها جلوگیری کنند، « وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» و اینان رستگاران هستند. فلاح و رستگاری شرایط و زمینههایی لازم دارد که موارد گفته شده، بخشی از آن است.
آیۀ 105 : «وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَأُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ»
«وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا» مسلمانها! مثل جمعیتها، مثل ملتهایی که پراکنده شدند، چند دسته شدند، نباشید. در سایۀ وحدت است که جامعه رشد پیدا میکند. «وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ» دو نوع اختلاف ممکن است وجود داشته باشد؛ یک اختلاف از روی جهل؛ خداوند ممکن است این اختلاف را ببخشد و اختلاف دیگر، از روی علم است. میدانیم که حق با چه کسی است، ولی باز هم به جان یکدیگر افتادهایم. مانند کسانی که آگاهی داشتند که حق چیست، ولی باز با یکدیگر اختلاف داشتند، نباشید…
«وَأُولَٰئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ» و اینان برایشان عذابی بزرگ است.
آیۀ 106 : «يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ ۚ فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ»
«يَوْمَ تَبْيَضُّ وُجُوهٌ» عذاب بزرگی که در روزی خواهد بود –روز قیامت– که بعضی از چهرهها سفید هستند، «وَتَسْوَدُّ وُجُوهٌ» و بعضی از چهرهها سیاه. «فَأَمَّا الَّذِينَ اسْوَدَّتْ وُجُوهُهُمْ» اما کسانی که در قیامت چهرههایشان سیاه است، «أَكَفَرْتُمْ بَعْدَ إِيمَانِكُمْ» به آنها گفته میشود: بعد از ایمان آوردنتان این فرصت طلایی را از دست دادید و کافر شدید؟! «فَذُوقُوا الْعَذَابَ بِمَا كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ» به خاطر کفرانی که ورزیدید، کفری که ورزیدید، بچشید عذاب را …
آیۀ 107 : «وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»
«وَأَمَّا الَّذِينَ ابْيَضَّتْ وُجُوهُهُمْ» اما کسانی که چهرههای آنها روشن است، سفید است، «فَفِي رَحْمَةِ اللَّهِ» در رحمت خدا غرقند، «هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» آنها در رحمت خدا برای همیشه خواهند بود، موسمی نیست…
آیۀ 108 : «تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ ۗ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِلْعَالَمِينَ»
«تِلْكَ آيَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَيْكَ بِالْحَقِّ» اینها آیههای خدا، معارف الهی احکام خداست که با هدف خوانده شده بر تو، «وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِلْعَالَمِينَ» و خداوند ارادۀ ظلمی به بندگانش و به جهانیان را ندارد. اگر کسی با عذاب روبهرو شد، تقصیر خود او است. خدا به کسی ظلم نمیکند. آدمها به خودشان ظلم میکنند و فرصتها را از دست میدهند. شرح صفحه 63 قرآن کریم
خدانگهدار شما…


دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.