شرح صفحه 53 قرآن کریم
بخشی از اوصاف خدا
شرح صفحه 53 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 29-23 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ
در حدیث میخوانیم که در روز قیامت از علماء یک چیزی را میپرسند و از بقیۀ مردم یک چیز دیگر را …
از آنهایی که نمیدانستند، میپرسند چرا نرفتید یاد بگیرید؟! از آنهایی که دانشمند بودند، میپرسند چرا به عِلمتان عمل نکردید؟!
علمای مسیحی و علمای یهودی که با ظهور اسلام در مدینه بودند، پیامبر اسلام را شناختند. قرآن را شناختند. مطمئن شدند که بر حق است، ولی زیر بار نرفتند. این است که غصه دارد…
این آیات را بخوانیم:
صفحۀ 53
سورۀ مبارکه آلعمران
آیات 29-23
آیۀ 23 : «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَهُمْ مُعْرِضُونَ»
«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ» آیا ندیدی شما کسانی را که از کتاب نصیبی بردند؟ دانشی از دین دارند؟ «يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّهِ»، پیامبر اسلام میفرمود که «تورات و انجیل را بیاوریم» و آن ها به کتاب خدا. دعوت میشدند؛ البته که منظور کتاب خودشان بود – و نه قرآن – با این حال زیر بار کتاب خودشان هم نمیرفتند. «لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ» تا همان کتاب خودشان، داوری کند بین آنها. گاهی بین گروههایی از یهودیها اختلافی پیش میآمد، ایشان اختلاف را پیش پیامبر اسلام میآوردند، ولی زیر بار کتاب خودشان هم نمیرفتند.
«ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِنْهُمْ» پس از چندی، پشت میکردند، اعتراض میکردند گروهی از آنها، «وَ هُمْ مُعْرِضُونَ» در حالت قهر…
این مطلب نشان میدهد که این افراد به جای اینکه به دنبال احکام خداوند باشند، به منافع شخصی خودشان فکر میکردند!
آیۀ 24 : «ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ ۖ وَغَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ»
«ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ» علمای یهودی و مسیحی یک فکر غلطی را به خداوند نسبت میدادند که ریشۀ این مشکل بود و آن فکر غلط هم این بود که «ما جهنم نمیرویم، اگر هم جهنم برویم چند روزی بیشتر نخواهد بود، طول نخواهد کشید. «وَغَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ» مغرور کرده بود آنها را در دینشان، آنچه را که به دروغ به خدا نسبت میدهند. در کدام قسمت تورات و انجیل نوشته است که یهودی به جهنم نمیرود؟! مسیحی به جهنم نمیرود؟! بهشت رفتن دو ویژگی میخواهد: ایمان و عمل صالح…
برای مسلمانها هم همینطور است. البته بعضی از مسلمانها هم برای مدت کوتاهی یا مدت متوسطی و یا حتی مدتی طولانی به جهنم خواهند رفت. البته آن یک بحث دیگری دارد. ولی این فکر غلط است که بگوییم ما اهل بهشت هستیم، اگر جهنم هم برویم، چند روز «مَعْدُودَاتٍ»، یک، دو و یا سه هفته است و بیشتر نیست …! این غلط است.
آیۀ 25 : «فَكَيْفَ إِذَا جَمَعْنَاهُمْ لِيَوْمٍ لَا رَيْبَ فِيهِ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ»
«فَكَيْفَ إِذَا جَمَعْنَاهُمْ» چگونه خواهند بود آنگاه که گردآوریم آنها را «لِيَوْمٍ» در روز قیامتی که «لَا رَيْبَ فِيهِ» شکی در آن نیست. «وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ»؛ «تُوَفِّيَ» یعنی تحویل بیکم و کاست، و هر دستاوردی را که داشتهاند به آنها تحویل داده میشود. «وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ» و کسی در قیامت مورد ستم قرار نمیگیرد. آنجا دادگاه عدل الهی است.
هنگامی که دادگاه عدل الهی بر پا میشود، این افراد چگونه خواهند بود؟!
آیۀ 26 : «قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ ۖ بِيَدِكَ الْخَيْرُ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»
«قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ»؛ دربارۀ این آیه فرمودهاند که امام زمان علیه السلام، این آیه را در قنوت خود زیاد میخواند و پیامبر عزیز اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نیز در فتح مکه این آیه را تلاوت میفرمود و بعد از تلاوت فرمودند: به زودی اسلام سرزمینهای روم و ایران را تسخیر خواهد کرد. ولی وقتی منافقین آن سخن را شنیدند، با طعنه گفتند: همین شهرهای مکه و مدینه برای شما کافی است – دیگر روم و ایران پیشکش…! – اما تاریخ نشان داده که وعدههای خداوند حق است.
«قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ» بگو که پروردگار فرمانروای ملکهاست. «قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ» ای پیامبر بگو؛ مخاطب این آیه پیامبر و هر کسی است که قرآن میخواند. ای خدایی که فرمانروای مُلکِ هستی، هستی …
«تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ» فرمانروایی را میدهی به هر که بخواهی، «وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ» و فرمانروایی را میگیری از هر که خواستی …
آقایان و خانمها! خواستنهای ما با خواستنهای خدا فرق دارد. خداوند هم قدرت دارد و هم حکمت. وقتی چیزی را میخواهد حتماً بر اساس مصلحت و حکمتی است. اگر از کسی قدرت را میگیرد یا به کسی قدرت میدهد، حتماً بر اساس یک راز و یک هدفی است.
«وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ» خداوندا! هر که را بخواهی عزیز میکنی، «وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ» و هر که را بخواهی ذلیل میکنی، «بِيَدِكَ الْخَيْرُ» سرچشمۀ خیرات دست توست. «إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» حقیقت این است که تو بر هر کاری توانایی…
آیۀ 27 : «تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ ۖ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ ۖ وَتَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ»
«تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ» شب را در روز فرو میبری. «ولِجُ» یعنی فرو رفتن، دخول، ورود. «وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ» و روز را در شب. برای این آیه، دو معنا بیان شده است. اول؛ این که تبدیل روز به شب، مثل اینکه چراغها را ناگهان روشن و خاموش میکنند، ناگهانی صورت نمیگیرد، و خداوند هم اینگونه و به یکباره روز را خاموش نمیکند، بلکه بیست دقیقه طول میکشد و این نور با یک شیب ملایم، کم میشود تا به چشم ما و تمامی جنبندگان آسیبی وارد نشود. همچنین تبدیل شب به روز هم باز به تدریج انجام میشود. پس یکی از معناهای «تُولِجُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارِ» این است.
دوم؛ معنای دیگر این است که شب و روز در طی سال کوتاه و بلند میشود و نتیجهاش چهار فصل پیش میآید. بهار تابستان پاییز زمستان، که اگر این چهار فصل نباشد اختلالات زیادی در این نظام به وجود میآید. به دنبال مطالعه دربارۀ آن باشید.
«وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ» خدایا تو زنده را از دل مرده بیرون میکشی. یعنی گیاهان را از زمین مرده به عنوان سلولهای زنده بیرون میآوری. «وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ» مرده را از دل زنده. این موجودات زنده، این سلولها هم پی در پی میمیرند. پروانهها، گنجشکها، پرندهها، حیوانات، انسانها، زندهها هم به جمع مردگان میپیوندند. خدایا تو همۀ این کارها را میکنی. مرگ و حیات به دست توست.
«وَتَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ» و هر که را بخواهی بیحساب، یعنی فراوان، رزق میبخشی…
آیۀ 28 : «لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً ۗ وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ۗ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ»
یک موضوع سیاسی اجتماعی:
«لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ» مؤمنان نباید به جای مؤمنان، کافران را به دوستی بگیرند. ارتباطات، دیپلماسی و نظامات اجتماعی ما باید تعریف شده باشد. «وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ» هر که به جای مؤمنان با کافران دوست شود، «فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْء» رابطهای با خدا ندارد، چراکه خداوند با او قهر است. «إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً» مگر برای یک مصلحتی و یا مصونیت از خطری میتواند با کافران رابطه برقرار کند که ما اصطلاحاً به آن «تقیّه» میگوییم. «تقیّه» یعنی بر اساس یک صلاحدیدی، فعلاً با دشمن کنار بیاییم؛ که یکی از آیات قرآن دربارۀ همین موضوع است. در این مورد هم خداوند از دل ما آگاه است و میداند که این کنار آمدن با کافران نقشه است، پشت صحنهای دارد و یا واقعاً منظورمان چیز دیگری است.
«وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ» و خداوند هشدار داده به شما که او را نافرمانی نکنید. هشدار! هشدار! خدا را نافرمانی نکنید. «وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ» بازگشتگاه به سوی پروردگار است. پایان همۀ موجودات، در این فعل و انفعالاتی که صورت میگیرد، به خدا ختم میشود. مثل «انا لله و انا الیه راجعون» …
آیۀ زیر، آخرین آیۀ این صفحه است:
آیۀ 29 : «قُلْ إِنْ تُخْفُوا مَا فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ ۗ وَيَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»
«قُلْ» ای پیامبر بگو «إِنْ تُخْفُوا مَا فِي صُدُورِكُمْ» اگر مخفی کنید آنچه را که در سینههایتان وجود دارد، «أَوْ تُبْدُوهُ» یا علنی و آشکار کنید، «يَعْلَمْهُ اللَّهُ» خدا آن را میداند. «وَيَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ» علاوه بر راز دل شما، آنچه در آسمانها میگذرد را هم میداند. «وَمَا فِي الْأَرْضِ» آنچه در اعماق زمین است را میداند. «وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» و خداوند بر هر کاری، بر هر چیزی تواناست.
خدایا شیرینی آیات کتاب خود را به ما بچشان …
خدانگهدار شما…


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ