شرح 10 دقیقه ای صفحات قرآن کریم

شرح صفحه 53 قرآن کریم

بخشی از اوصاف خدا

شرح صفحه 53 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 29-23 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی


سوره آل عمرانبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

در حدیث می‌خوانیم که در روز قیامت از علماء یک چیزی را می‌پرسند و از بقیۀ مردم یک چیز دیگر را …

از آن‌هایی که نمی‌دانستند، می‌پرسند چرا نرفتید یاد بگیرید؟! از آن‌هایی که دانشمند بودند، می‌پرسند چرا به عِلمتان عمل نکردید؟!

علمای مسیحی و علمای یهودی که با ظهور اسلام در مدینه بودند، پیامبر اسلام را شناختند. قرآن را شناختند. مطمئن شدند که بر حق است، ولی زیر بار نرفتند. این است که غصه دارد…

این آیات را بخوانیم:

صفحۀ 53

سورۀ مبارکه آل‌عمران

آیات 29-23

آیۀ 23 : «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِنْهُمْ وَهُمْ مُعْرِضُونَ»

«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيبًا مِنَ الْكِتَابِ» آیا ندیدی شما کسانی را که از کتاب نصیبی بردند؟ دانشی از دین دارند؟ «يُدْعَوْنَ إِلَىٰ كِتَابِ اللَّهِ»، پیامبر اسلام می‌فرمود که «تورات و انجیل را بیاوریم» و آن ها به کتاب خدا. دعوت می‌شدند؛ البته که منظور کتاب خودشان بود – و نه قرآن – با این حال زیر بار کتاب خودشان هم نمی‌رفتند. «لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ» تا همان کتاب خودشان، داوری کند بین آن‌ها. گاهی بین گروه‌هایی از یهودی‌ها اختلافی پیش می‌آمد، ایشان اختلاف را پیش پیامبر اسلام می‌آوردند، ولی زیر بار کتاب خودشان هم نمی‌رفتند.

«ثُمَّ يَتَوَلَّىٰ فَرِيقٌ مِنْهُمْ» پس از چندی، پشت می‌کردند، اعتراض می‌کردند گروهی از آن‌ها، «وَ هُمْ مُعْرِضُونَ» در حالت قهر…

این مطلب نشان می‌دهد که این افراد به جای اینکه به دنبال احکام خداوند باشند، به منافع شخصی خودشان فکر می‌کردند!

آیۀ 24 : «ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ ۖ وَغَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ»

«ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلَّا أَيَّامًا مَعْدُودَاتٍ» علمای یهودی و مسیحی یک فکر غلطی را به خداوند نسبت می‌دادند که ریشۀ این مشکل بود و آن فکر غلط هم این بود که «ما جهنم نمی‌رویم، اگر هم جهنم برویم چند روزی بیشتر نخواهد بود، طول نخواهد کشید. «وَغَرَّهُمْ فِي دِينِهِمْ مَا كَانُوا يَفْتَرُونَ» مغرور کرده بود آن‌ها را در دینشان، آنچه را که به دروغ به خدا نسبت می‌دهند. در کدام قسمت تورات و انجیل نوشته است که یهودی به جهنم نمی‌رود؟! مسیحی به جهنم نمی‌رود؟! بهشت رفتن دو ویژگی می‌خواهد: ایمان و عمل صالح…

برای مسلمان‌ها هم همینطور است. البته بعضی از مسلمان‌ها هم برای مدت کوتاهی یا مدت متوسطی و یا حتی مدتی طولانی به جهنم خواهند رفت. البته آن یک بحث دیگری دارد. ولی این فکر غلط است که بگوییم ما اهل بهشت هستیم، اگر جهنم هم برویم، چند روز «مَعْدُودَاتٍ»، یک، دو و یا سه هفته است و بیشتر نیست …! این غلط است.

آیۀ 25 : «فَكَيْفَ إِذَا جَمَعْنَاهُمْ لِيَوْمٍ لَا رَيْبَ فِيهِ وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ»

«فَكَيْفَ إِذَا جَمَعْنَاهُمْ» چگونه خواهند بود آنگاه که گردآوریم آن‌ها را «لِيَوْمٍ» در روز قیامتی که «لَا رَيْبَ فِيهِ» شکی در آن نیست. «وَوُفِّيَتْ كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ»؛ «تُوَفِّيَ» یعنی تحویل بی‌کم و کاست، و هر دستاوردی را که داشته‌اند به آن‌ها تحویل داده می‌شود. «وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ» و کسی در قیامت مورد ستم قرار نمی‌گیرد. آنجا دادگاه عدل الهی است.

هنگامی که دادگاه عدل الهی بر پا می‌شود، این افراد چگونه خواهند بود؟!

آیۀ 26 : «قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ ۖ بِيَدِكَ الْخَيْرُ ۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»

«قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ»؛ دربارۀ این آیه فرموده‌اند که امام زمان علیه السلام، این آیه را در قنوت خود زیاد می‌خواند و پیامبر عزیز اسلام صلی الله علیه و آله و سلم نیز در فتح مکه این آیه را تلاوت می‌فرمود و بعد از تلاوت فرمودند: به زودی اسلام سرزمین‌های روم و ایران را تسخیر خواهد کرد. ولی وقتی منافقین آن سخن را شنیدند، با طعنه گفتند: همین شهرهای مکه و مدینه برای شما کافی است – دیگر روم و ایران پیشکش…! – اما تاریخ نشان داده که وعده‌های خداوند حق است.

«قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ» بگو که پروردگار فرمانروای ملک‌هاست. «قُلِ اللَّهُمَّ مَالِكَ الْمُلْكِ» ای پیامبر بگو؛ مخاطب این آیه پیامبر و هر کسی است که قرآن می‌خواند. ای خدایی که فرمانروای مُلکِ هستی، هستی …

«تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشَاءُ» فرمانروایی را می‌دهی به هر که بخواهی، «وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ» و فرمانروایی را می‌گیری از هر که خواستی …

آقایان و خانم‌ها! خواستن‌های ما با خواستن‌های خدا فرق دارد. خداوند هم قدرت دارد و هم حکمت. وقتی چیزی را می‌خواهد حتماً بر اساس مصلحت و حکمتی است. اگر از کسی قدرت را می‌گیرد یا به کسی قدرت می‌دهد، حتماً بر اساس یک راز و یک هدفی است.

«وَتُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ» خداوندا! هر که را بخواهی عزیز می‌کنی، «وَتُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ» و هر که را بخواهی ذلیل می‌کنی، «بِيَدِكَ الْخَيْرُ» سرچشمۀ خیرات دست توست. «إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» حقیقت این است که تو بر هر کاری توانایی…

آیۀ 27 : «تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ ۖ وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ ۖ وَتَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ»

«تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ» شب را در روز فرو می‌بری. «ولِجُ» یعنی فرو رفتن، دخول، ورود. «وَتُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ» و روز را در شب. برای این آیه، دو معنا بیان شده است. اول؛ این که تبدیل روز به شب، مثل اینکه چراغ‌ها را ناگهان روشن و خاموش می‌کنند، ناگهانی صورت نمی‌گیرد، و خداوند هم اینگونه و به یکباره روز را خاموش نمی‌کند، بلکه بیست دقیقه طول می‌کشد و این نور با یک شیب ملایم، کم می‌شود تا به چشم ما و تمامی جنبندگان آسیبی وارد نشود. همچنین تبدیل شب به روز هم باز به تدریج انجام می‌شود. پس یکی از معناهای «تُولِجُ اللَّيْلَ وَ النَّهَارِ» این است.

دوم؛ معنای دیگر این است که شب و روز در طی سال کوتاه و بلند می‌شود و نتیجه‌اش چهار فصل پیش می‌آید. بهار تابستان پاییز زمستان، که اگر این چهار فصل نباشد اختلالات زیادی در این نظام به وجود می‌آید. به دنبال مطالعه دربارۀ آن باشید.

«وَتُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ» خدایا تو زنده را از دل مرده بیرون می‌کشی. یعنی گیاهان را از زمین مرده به عنوان سلول‌های زنده بیرون می‌آوری. «وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ» مرده را از دل زنده. این موجودات زنده، این سلول‌ها هم پی در پی می‌میرند. پروانه‌ها، گنجشک‌ها، پرنده‌ها، حیوانات، انسان‌ها، زنده‌ها هم به جمع مردگان می‌پیوندند. خدایا تو همۀ این کارها را می‌کنی. مرگ و حیات به دست توست.

«وَتَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ» و هر که را بخواهی بی‌حساب، یعنی فراوان، رزق می‌بخشی…

آیۀ 28 : «لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ ۖ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً ۗ وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ ۗ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ»

یک موضوع سیاسی اجتماعی:

«لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ» مؤمنان نباید به جای مؤمنان، کافران را به دوستی بگیرند. ارتباطات، دیپلماسی و نظامات اجتماعی ما باید تعریف شده باشد. «وَمَنْ يَفْعَلْ ذَٰلِكَ» هر که به جای مؤمنان با کافران دوست شود، «فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْء» رابطه‌ای با خدا ندارد، چراکه خداوند با او قهر است. «إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً» مگر برای یک مصلحتی و یا مصونیت از خطری می‌تواند با کافران رابطه برقرار کند که ما اصطلاحاً به آن «تقیّه» می‌گوییم. «تقیّه» یعنی بر اساس یک صلاح‌دیدی، فعلاً با دشمن کنار بیاییم؛ که یکی از آیات قرآن دربارۀ همین موضوع است. در این مورد هم خداوند از دل ما آگاه است و می‌داند که این کنار آمدن با کافران نقشه است، پشت صحنه‌ای دارد و یا واقعاً منظورمان چیز دیگری است.

«وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ» و خداوند هشدار داده به شما که او را نافرمانی نکنید. هشدار! هشدار! خدا را نافرمانی نکنید. «وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ» بازگشت‌گاه به سوی پروردگار است. پایان همۀ موجودات، در این فعل و انفعالاتی که صورت می‌گیرد، به خدا ختم می‌شود. مثل «انا لله و انا الیه راجعون» …

آیۀ زیر، آخرین آیۀ این صفحه است:

آیۀ 29 : «قُلْ إِنْ تُخْفُوا مَا فِي صُدُورِكُمْ أَوْ تُبْدُوهُ يَعْلَمْهُ اللَّهُ ۗ وَيَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»

«قُلْ» ای پیامبر بگو «إِنْ تُخْفُوا مَا فِي صُدُورِكُمْ» اگر مخفی کنید آنچه را که در سینه‌هایتان وجود دارد، «أَوْ تُبْدُوهُ» یا علنی و آشکار کنید، «يَعْلَمْهُ اللَّهُ» خدا آن را می‌داند. «وَيَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ» علاوه بر راز دل شما، آنچه در آسمان‌ها می‌گذرد را هم می‌داند. «وَمَا فِي الْأَرْضِ» آنچه در اعماق زمین است را می‌داند. «وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» و خداوند بر هر کاری، بر هر چیزی تواناست.

خدایا شیرینی آیات کتاب خود را به ما بچشان …

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 52 قرآن کریم

ویژگی‌های بندگان خدا

شرح صفحه 52 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 22-16 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

یکی از کلید واژه‌های مهم قرآن موضوع «تقوا» است که ۲۵۵ بار هم در قرآن به کار رفته است. یک مسلمان باید دربارۀ تقوا مطالب زیادی را بداند.

«متّقین» چه کسانی هستند؟ توضیح آن را در این صفحه خواهیم خواند:

صفحۀ 52 سورۀ مبارکه آل‌عمران آیات 22-16

آیۀ 16 : «الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»

«الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا إِنَّنَا آمَنَّا فَاغْفِرْ لَنَا» متّقین کسانی هستند که می‌گویند پروردگارا ما ایمان آوردیم، «فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا» گناهان ما را بیامرز. البته اینطور نیست که متّقین گناه نمی‌کنند، بلکه بلافاصله بعد از گناه پوزش می‌طلبند، عذرخواهی و توبه می‌کنند، اشک می‌ریزند، تضرع می‌کنند و نمی‌گذارد که گناهانشان انباشته شود. این موارد از نشانه‌های افراد «باتقوا» است.

بالاخره انسان شهوت دارد، غضب دارد، هوس و حرص دارد، به بیراهه می‌رود؛ ولی اگر متقی باشد زود التماس می‌کند و از خداوند طلب بخشش می‌کند.

«وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ» پروردگارا! برهان ما را از عذاب آتش…

آیۀ 17 : «الصَّابِرِينَ وَالصَّادِقِينَ وَالْقَانِتِينَ وَالْمُنْفِقِينَ وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ»

«الصَّابِرِينَ»، صفت دیگر متّقین صبر و استقامت است. به هنگام گناه می‌ایستند و گناه نمی‌کنند ولی در انجام تکلیف می‌ایستند و تکلیف را انجام می‌دهند. همچنین در حوادثی مثل میدان جنگ خود را نمی‌بازد…

«وَالصَّادِقِينَ» متّقین اهل صداقت هستند، دورو و منافق نیستند. «وَالْقَانِتِينَ» و در پیشگاه پروردگار خاضع و فروتن هستند. سرکشی نمی‌کنند. «وَالْمُنْفِقِينَ» چیزی را که خدا به ایشان داده، مانند دارایی، استعداد، سواد و آبرو را به نیازمندان هم می‌دهند. «وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ» و در سحرگاهان استغفار می‌کنند.

حدیثی که فکر می‌کنم از امام باقر علیه السلام است، روایت شده که فرمودند: «اگر فردی یک سال نماز شب بخواند و در قنوت نماز وِتر سیصد بار «استغفر الله ربی و اتوب الیه» را بگوید، او مصداق آیۀ «وَالْمُسْتَغْفِرِينَ بِالْأَسْحَارِ» خواهد بود». پیامبر عزیز ما که در قلّۀ بندگی است، حداقل روزی هفتاد بار استغفار می‌کردند.

آیۀ 18 : «شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ قَائِمًا بِالْقِسْطِ ۚ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»

«شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ»، «شَهِدَ اللَّهُ» خداوند گواهی می‌دهد. گواهی دادن انسان‌ها، فرشته‌ها و مخلوقات به یک شیوه -مثلاً با زبان- است، ولی جنسِ گواهی دادن خدا فرق می‌کند. خداوند با ایجاد یک نظام هماهنگ گواهی می‌دهد که «أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ» جز او معبودی در عالم نیست. «وَالْمَلَائِكَةُ» و فرشتگان هم گواهی می‌دهند. «وَأُولُو الْعِلْمِ» دانشمندان هم به یکتایی خداوند گواهی می‌دهند. «قَائِمًا بِالْقِسْطِ» در حالی که خداوند قیام کرده به عدل در جهان پهناور، هم در تکوین و هم در تشریع…

مجدداً به یکتایی خدا اشاره دارد: «لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ»…

ما فرصت اینکه تفسیر این آیات را بیان کنیم، نداریم. مطالبی که گفته می‌شود، چیزی در حد همان ترجمه است. برای تفسیر باید به سراغ کتاب‌های تفسیر برویم.

«هُوَ الْعَزِيزُ» او توانا است، «الْحَكِيمُ» خلقت و شریعت او بر اساس حکمت و هدف است.

آیۀ 19 : «إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ ۗ وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ إِلَّا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْيًا بَيْنَهُمْ ۗ وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ»

«إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلَامُ» در نزد خداوند، «دین» به معنای «تسلیم حقایق بودن» است. بر این اساس، اسم همۀ ادیان آسمانی «اسلام» است. ولی آخرین و جامع‌ترین دین که پیامبر عزیز اسلام آوردند، به اسلام شهرت پیدا کرده است. در صورتی که بقیۀ ادیان هم اسلام هستند.

اسلام چیست؟ حدیثی است که می‌فرماید: «الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِيمُ» اسلام یعنی تسلیم حقایق باشید. این اسلام است…

سؤال: پس چرا پیروان ادیان تا این حد با هم اختلاف دارند؟ حتی گاهی همدیگر را می‌کشند! یا با هم قهر می‌کنند!

جواب:

«وَمَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ» اختلافات مذهبی‌ها و دیندارها نیست «إِلَّا» مگر برای این موضوع: «مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ» اختلافات مذهبی‌ها بر سر جهالت و به خاطر نادانی نیست، بلکه بعد از آنکه علم پیدا کردند با هم اختلاف پیدا می‌کنند.

چرا؟ «بَغْيًا»یعنی از روی حسادت، «بَغْيًا» یعنی از روی ستم. می‌داند حقیقت و راه درست چیست، ولی پشت می‌کند و اعراض می‌کند. «بَغْيًا بَيْنَهُمْ» به خاطر آن حسادتی که بینشان وجود دارد. «وَمَنْ يَكْفُرْ بِآيَاتِ اللَّهِ» و هر که آیات خدا را انکار کند، به آیات خدا کفر ورزد، «فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ» باید بداند که خداوند حسابش خیلی پرسرعت است.

آیۀ 20 : «فَإِنْ حَاجُّوكَ فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَمَنِ اتَّبَعَنِ ۗ وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ أَأَسْلَمْتُمْ ۚ فَإِنْ أَسْلَمُوا فَقَدِ اهْتَدَوْا ۖ وَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ ۗ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ»

«فَإِنْ حَاجُّوكَ» ای پیامبر! حالا همین افراد ستیزه‌جو، مثل یهودی‌ها و مسیحی‌هایی که به مدینه آمده بودند و انتظار می‌کشیدند تا با آمدن پیامبر اسلام ایمان بیاورند، به لجاجت روی آوردند؛ ای پیامبر! اگر ایشان با تو بحث و گفتگو و محاجه کردند، «فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ» بگو من تسلیم الله هستم. از همان اول اعلام کن که در بحث کردن، من تسلیم اللّه هستم. «وَمَنِ اتَّبَعَنِ» پیروان و اصحاب من هم تسلیم خداوند هستند.

«وَقُلْ لِلَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ وَالْأُمِّيِّينَ»،«الْأُمِّيِّ» یعنی بی‌سواد، درس ناخوانده. در اینجا منظور مشرکین هستند. به اهل کتاب -به مسیحی‌ها و یهودی‌ها- و مشرکین بگو: «أَأَسْلَمْتُمْ» آیا تسلیم حق می‌شوید؟ «فَإِنْ أَسْلَمُوا» اگر تسلیم شدند، «فَقَدِ اهْتَدَوْا» قطعاً هدایت یافتند؛ «وَإِنْ تَوَلَّوْا» اما اگر تسلیم نشدند، زیر بار حق نرفتند، «فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلَاغُ» وظیفۀ تو همین تبلیغ است. تو که نمی‌توانی یک آمپولی درست کنی و ایمان را تزریق کنی…! وظیفۀ تو ابلاغ است، این پیام را برسانی، حالا یا می‌پذیرند یا نمی‌پذیرند. «وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ» و خداوند به بندگانش آگاه است. آگاه است که چه کسی حق را می‌پذیرد و چه کسی لجاجت می‌کند…

آیۀ 21 : «إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ»

«إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ» آیا مشرکان، یهود و نصارا به غیر از اینکه در بحث مخالفت کنند، کار دیگری هم می‌کنند؟ بله، به خشونت دست می‌زنند و شما را می‌کُشند. جایی که منطق نباشد یا از تمسخر، تحقیر، تطمیع و یا از تهدید استفاده می‌کنند. مذهبی‌ها باید این را بدانند که نگهداشت دینشان کار بسیار سختی است. «إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ» آنان که آیات خدا را انکار می‌کنند، «وَيَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ» و می‌کشند پیامبران را به ناحق، «وَيَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ» غیر از پیامبران، مبلغان دین را هم می‌کُشند. کسانی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند را هم می‌کشند. ما در همین جامعۀ خودمان یا در نظام جهانی مسلمان‌ها می‌بینیم که بسیاری از مظلومان تنها به جرم هواداری از حق، کشته می‌شوند. «فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ» کسانی که لجاجت می‌کنند، از خشونت استفاده می‌کنند و پیامبران و صالحان را می‌کشند، در انتظار عذاب دردناک خداوند باشند.

آیۀ 22 : «أُولَٰئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ»

«أُولَٰئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ»، ممکن است همین افراد یک کار خیری هم کرده باشند، ولی به خاطر رفتارشان، اعمالشان تباه است «فِي الدُّنْيَا» در همین دنیا «وَالْآخِرَةِ» و در آخرت، «وَمَا لَهُمْ مِنْ نَاصِرِينَ» و این‌ افراد یار و یاوری ندارند.

از خداوند می‌خواهیم که شیرینیِ فهم آیات خود را به ما بچشاند. خداوند آیت الله خوشوقت را رحمت کند که می‌فرمود: «یک شبی خواب امیرالمؤمنین علیه السلام را دیدم. ایشان انگشت خود را در ظرف عسل فرو برد و در دهان من گذاشت. از آن روز به بعد، شیرینی‌های آیات ‌قرآن را بیشتر می‌چشم».

به خداوند التماس کنیم که این شیرینی را، به ما هم بچشاند.

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 51 قرآن کریم

جذابیت‌های دنیای مادی

شرح صفحه 51 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 15-10 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

قرآن کتاب تربیت است. پیامبران برای تعلیم و تربیت آمده‌اند. هر کسی بهترین روش تربیت و بهترین محتوای آن را می‌خواهد، باید به قرآن مراجعه کند.

صفحۀ 51 سورۀ مبارکه آل‌عمران آیۀ 15-10 می‌فرماید:

آیۀ 10 : «إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا ۖ وَأُولَٰئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ»

«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا» آنان که کافر شدند، «لَنْ تُغْنِيَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئًا» دارایی‌هایی که جمع کرده‌اند و بچه‌هایی که دارند آن‌ها را از خدا بی‌نیاز نمی‌کند. اگر بخواهیم امروزی بگوییم: نیروی انسانی و سرمایه ما را از خدا بی‌نیاز نمی‌کند. انسان می‌گوید ما پولدار هستیم، پُل می‌سازیم، جاده می‌سازیم، دریا را در اختیار داریم، به آسمان می‌رویم. ولی انسان به هیچ وجه از خدا بی‌نیاز نیست، به فقر خودتان نگاه کنید: «أَنتم الفُقَراء».

«وَأُولَٰئِكَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ» کافران، خود همین کافران، هیزم جهنم هستند. آتشگیرۀ جهنم هستند. جهنم یک سنگ‌هایی دارد که به علت وجود آن سنگ‌ها هم خود جهنم و هم جهنمی‌ها آتش می‌گیرند.

قرآن کتاب تربیت است

آیۀ 11 : «كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ ۚ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ ۗ وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ»

«كَدَأْبِ آلِ فِرْعَوْنَ» قرآن، از نمونۀ کافران، فرعونیان را مثال زده است. «دَأْبِ» یعنی خلق و خو، سبک. مثل سبک فرعونیان، که آن‌ها هم آیات خدا را انکار کردند. «وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ» قبل از فرعونیان هم کسانی بودند، «كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا» دروغ شمردند آیات ما را، «فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ» خداوند هم به خاطر گناهانشان آن‌ها را گرفت، تنبیه کرد. «وَاللَّهُ شَدِيدُ الْعِقَابِ» و خداوند کیفرش سخت است. بعضی به خاطر خود شیرینی، به خاطر اینکه هوادار جمع کنند و جمعیتی را به سمت خودشان بکشانند، می‌گویند: آقا! جهنم چیست؟ آقا! من آن دینی که یک خانم را به خاطر یک تار مویش آویزان کند اصلاً قبول ندارم، خدا را قبول ندارم.

خوب شما قرآن را قبول داری؟ چرا که این‌ها آیات ‌قرآن است. انبیاء «مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ» آمدند. هر دو در قرآن است. این ایمان، ایمان ناقصی است که بگوییم: «نُؤمِنُ بِبَعضٍ» بعضی از آیات را قبول داریم «وَنَكفُرُ بِبَعضٍ» و بعضی از آیات را قبول نداریم. نه، ما همۀ آیات را قبول داریم. بهشت را قبول داریم. جهنم را قبول داریم. همۀ آن‌ها حق است و برای تربیت ما است.

آیۀ 12 : «قُلْ لِلَّذِينَ كَفَرُوا سَتُغْلَبُونَ وَتُحْشَرُونَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ ۚ وَبِئْسَ الْمِهَادُ»

«قُلْ» ای پیامبر اعلام کن، «لِلَّذِينَ كَفَرُوا» به کافران، «سَتُغْلَبُونَ» به زودی شکست خواهید خورد. «وَتُحْشَرُونَ إِلَىٰ جَهَنَّمَ» و بعد از مرگتان به جهنم خواهید افتاد. «وَبِئْسَ الْمِهَادُ» جهنم خیلی بدجایگاهی است.

از این آیه به بعد، قرآن کریم، قصه یا گوشه‌ای از قصۀ جنگ بدر را توضیح می‌دهد:

آیۀ 13 : «قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا ۖ فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَأُخْرَىٰ كَافِرَةٌ يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ ۚ وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ ۗ إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً لِأُولِي الْأَبْصَارِ»

«قَدْ كَانَ لَكُمْ آيَةٌ فِي فِئَتَيْنِ الْتَقَتَا» قطعاً در این ماجرای دو گروه، نشانه‌ای وجود دارد، «الْتَقَتَا» که با هم برخورد داشتند در جنگ بدر، «فِئَةٌ تُقَاتِلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» یک لشکر می‌جنگند در راه خدا، «وَأُخْرَىٰ كَافِرَةٌ» لشکر مقابل در راه شیطان می‌جنگند، آن‌ها کافران هستند. خوب جنگ بدر، جنگ خیلی عجیبی است. آمار مسلمان‌ها سیصد و چند نفر، ولی آمار مشرکین هزار نفر بود. حتی همۀ مسلمان‌ها هم شمشیر نداشتند و تنها تعداد کمی ‌از آن‌ها به شمشیر مجهز بودند. در آن زمان، اسب کار تانک‌های کنونی را می‌کرد. کفار، مشرکین صد اسب ولی مسلمان‌ها دو اسب داشتند. مشرکین در بالای کوه و مسلمان‌ها پایین آن بودند. تعداد نفرات و امکانات مشرکین چندین و چند برابر مسلمان‌ها بود، اما خداوند مسلمین را پیروز کرد.

«يَرَوْنَهُمْ مِثْلَيْهِمْ رَأْيَ الْعَيْنِ» مشرکین، مسلمان‌ها را دو برابر می‌دیدند. نه در خیال…! بلکه دقیقاً با همین چشمانشان…! مثلاً مسلمان‌ها کمی بیشتر از ۳۰۰ نفر بودند، ولی مشرکین آن‌ها را ۷۰۰ نفر می‌دیدند. خود همین، وحشت به جان آن‌ها انداخت. «وَاللَّهُ يُؤَيِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ يَشَاءُ» خداوند هر که را بخواهد، تأیید و تقویت می‌فرماید. این قصه اختصاصی به جنگ بدر ندارد.

«إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَعِبْرَةً» در این تاریخ گذشته، عبرتی وجود دارد برای آیندگان، «لِأُولِي الْأَبْصَارِ» برای کسانی که بصیرت دارند.

آیۀ 14 : «زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِينَ وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ۗ ذَٰلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ۖ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ»

«زُيِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ»، «شهوت» یعنی محبت شدید. وقتی آدم به یک چیزی میل ‌زیادی دارد، می‌گویند شهوت آن را دارد. مثلاً شهوت مقام و شهوت مال وجود دارد. این موارد «زُيِّنَ لِلنَّاسِ»،  یعنی زینت داده شده برای مردم شَهَوات، یعنی چیزهایی را که دوست دارند. آن چیز‌ها چیست؟ «مِنَ النِّسَاءِ» همسر، «وَالْبَنِينَ» فرزندان، «وَالْقَنَاطِيرِ الْمُقَنْطَرَةِ» دارایی‌های خیلی زیاد، هنگفت، «مِنَ الذَّهَبِ» از طلا، «وَالْفِضَّةِ» و نقره، «وَالْخَيْلِ الْمُسَوَّمَةِ»،و مَرکب‌های «مُسَوَّمَةِ» که به قول امروزی‌ها یعنی مَرکب‌های برنددار، مثل بنز و بی‌ام‌و. «الْخَيْلِ»هم یعنی اسب. اسب هم چندین درجه داشته است از جمله مرغوب، خیلی مرغوب، درجۀ یک، نشان‌دار. «مُسَوَّمَةِ» یعنی نشان‌دار، یعنی این اسب مشخص بوده است، مثلاً ۶۰۰ میلیون تومان می‌ارزد. از کجا هست؟ از چه جنسی است؟ در کجا تربیت شده است؟ این‌ها «زُيِّنَ»، یعنی پیش چشم انسان‌ها زینت داده شده، جذابیت پیدا کرده، «وَالْأَنْعَام» و چهارپایان. مثلاً یک گله چند هزار گاو، چند هزار شتر و چند هزار گوسفند دارد. «وَالْحَرْثِ» زمین‌های کشاورزی، «ذَٰلِكَ مَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا» این‌ها بهرۀ زندگی دنیا است. «وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ» اما آینده خوش، پیش خدا است.

سؤال: این آیه می‌خواهد چه بگوید؟ یعنی دنیا بد است؟ همسر و فرزند بد است؟ کشاورزی بد است؟ نه…، این‌ موارد خوب است ولی به شرط اینکه وسیله‌ای برای رسیدن به قله‌های بلندتر در آخرت باشد.

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرموده‌اند: «دنیا مثل موجی است که باید بر آن سوار شد و به ساحل رسید، نه اینکه در آن غرق شد». پس در همسر و فرزند، در دارایی و ماشین و… نباید غرق شد.

امام‌ حسن‌مجتبی علیه السلام سوار بر اسبی بودند و مسیری را می‌رفتند. یک جوان با حسرت به ایشان نگاه کرد. حضرت از اسب پایین آمدند و سوئیچ را، افسار اسب را به آن جوان دادند و خود پیاده رفتند. این کار حضرت یعنی: من دل نبسته‌ام. سوار اسب می‌شوم، غذا می‌خورم، اما اسیر غذا و شکم نیستم. انسان برترین مخلوق خداست. برای شکم و برای ماشین آفریده نشده، او از ماشین بالاتر است، او از خورشید بالاتر است…

قیمت انسان بهشت است

آیۀ 15 : «قُلْ أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَٰلِكُمْ ۚ لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ»

«قُلْ» ای پیامبر بگو، «أَؤُنَبِّئُكُمْ بِخَيْرٍ مِنْ ذَٰلِكُمْ» می‌خواهید به شما خبر بدهم چیزهایی را بهتر از آنچه که گفتیم؟ دارایی‌های هنگفت، کشاورزی، ماشین، چه و چه … «لِلَّذِينَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» برای کسانی که متّقی شدند، پرهیزکاری پیشه کردند، پیش خدایشان، بهشت‌هایی که از زیر درختانش نهرهایی جاری است، در نظر گرفته شده است.

آیا موقتی است؟ یعنی فقط یک هفته و یک ماه است؟ نه… چون گاهی انسان به یک مکان خوش آب و هوا می‌رود ولی به او می‌گویند فردا باید برگردد به تهران. نه…، از آنجا فردا برنمی‌گردیم… «خَالِدِينَ فِيهَا» برای همیشه در آن بهشت‌ها خواهند بود. «وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَةٌ» همسران پاکیزه، از همۀ اینها بالاتر، «وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ» و رضایت و خوشنودی پروردگار، «وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ» و خداوند آگاه است نسبت به بندگان.

چه کسانی دنبال دنیا و چه کسانی به دنبال آخرت هستند؟! از این آیه‌ها درس بگیریم. قیمتی که خداوند برای ما تعیین کرده، بسیار گرانبهاست. امیرالمؤمنین علیه السلام فرموده‌اند: «قیمت شما بهشت است».

به آن فکر کنیم…

خدانگهدار شما…

جلسه بعد


شرح صفحه 50 قرآن کریم

شرح صفحه 50 قرآن کریم (آیات محکم و آیات متشابه)

شرح صفحه 50 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 9-1 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.آیات محکم و آیات متشابه

دانلود فایل صوتی


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

إِلهي أَنْطِقْنِی بِالْهُدَی وَ أَلْهِمْنِی التَّقْوَی

سورۀ آل‌عمران از سوره‌های طولانی و پردرس کتاب خداست.

صفحۀ 50

سورۀ مبارکه آل‌عمران

آیۀ 9-1

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

به نام اللّٰه، خدایی که همه را دوست دارد و مؤمنان را برای همیشه…

ترجمۀ بالا، معنایی است که امام صادق علیه السلام برای «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ» فرموده‌اند.

آیۀ 1 : «الم»

«الف لام میم»، در آغازِ بیشتر از بیست سورۀ قرآن، حروف رمز آمده است. یک معنای آن را امام رضا علیه السلام اینگونه فرموده‌اند: یعنی خداوند با همین حروف، این کتاب را به وجود آورده است. مثل اینکه کسی به ما این خاک و این آب را نشان دهد و بگوید: ببینم با گِل چه کاری می‌توانید بکنید؟! شاید در نهایت ما فقط یک کوزه بتوانیم بسازیم. اما خداوند از همان آب و خاک انسان را می‌آفریند. این الفبا در اختیار ما هم قرار دارد. این توضیح، یک معنای آن بود.

البته یک معنای دیگری هم دارد؛ حدیث داریم که در آخرالزمان رمز این حروف، کشف خواهد شد.

آیۀ 2 : «اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ»

«اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ» اللّٰه که معبودی جز او نیست، «الْحَيُّ» زنده است، «الْقَيُّومُ» نگهدارنده است، برپادارنده است.

موجودیت همۀ موجودات جهان به اللّٰه وابسته است اما خود خداوند، مستقل است.

آیۀ 3 : «نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ»

«نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ» کتاب را نازل فرمود با هدف. خداوند حکیم است. شریعت و خلقت خود را هم بر اساس حکمت قرار داده است. کتابی هم که می‌فرستد «بِالْحَقِّ» یعنی هدفمند است. منظور از کتاب «قرآن کریم» است. «مُصَدِّقًا لِمَا بَيْنَ يَدَيْهِ» قرآن تصدیق کنندۀ کتاب‌های آسمانی است. کتاب‌هایی -تورات و انجیل- که در دسترس مردم بوده است. «وَأَنْزَلَ التَّوْرَاةَ وَالْإِنْجِيلَ» این خدایی که قرآن را نازل فرموده است، تورات و انجیل را هم نازل فرمود.

آیۀ 4 : «مِنْ قَبْلُ هُدًى لِلنَّاسِ وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ ۗ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ ۗ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ»

«مِنْ قَبْلُ» قبل از قرآن، «هُدًى لِلنَّاسِ» کتابی برای هدایت و راهنمایی مردم. از مهم‌ترین نیازهای مردم «راهنمایی» است. آن‌ها خودشان هم نمی‌دانند چه کار کنند؟ گاهی به دوراهی، به سه راهی و یا به چند راهی می‌رسند و سرگشته و حیران می‌شوند. تجربه نشان داده که رهنمودهایی که انسان‌ها از خودشان و از همنوعان خود می‌شنوند، آن‌ها را به بن بست می‌رساند. مهمترین کارایی کتاب آسمانی «هدایت» است. چون تنها خداوند است که انسان را می‌شناسد و توانایی‌های او را می‌داند. خداوند آغاز و انجام را می‌داند و به همۀ مسئولیت‌های انسان آگاه است….

«وَأَنْزَلَ الْفُرْقَانَ»، یکی از اسم‌های دیگر قرآن «فرقان» است. فرقان یعنی جداکنندۀ حق از باطل، همچنین قرآن به هواداران خود، یک نوع بینش خاصی می‌دهد. حالا که خداوند کتاب‌های قرآن، انجیل و تورات را فرستاد و همۀ شرایط انتخاب مهیا است، اگر کسی به بی‌راهه برود سیلی خواهد خورد.

«إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا» حقیقت آن است کسانی که کافر شدند، «بِآيَاتِ اللَّهِ» کافر شدند به آیات خدا، انکار کردند آیات خدا را، «لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ» عذاب شدیدی برای آن‌ها است، «وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقَامٍ» و خداوند توانای انتقام‌گیر است. ما در زبان فارسی، برداشتی که از کلمۀ «انتقام» داریم، برداشت خوشی نیست و از این کلمه خیلی خوشمان نمی‌آید. یعنی می‌گوییم آن فرد به جای اینکه گذشت بکند، انتقام گرفته است… معنای درست «انتقام» در زبان عربی یعنی «تنبیه کردن یک گناهکار و مجرم سرکش که به هیچ وجه از تبهکاری دست بر نمی‌دارد». به این تعریف انتقام می‌گویند. از آنجایی که انسان موجود سرکشی است، به این تهدید نیاز دارد. خداوند، هم توانایی تنبیه دارد و هم تنبیه خواهد کرد…

آیۀ 5 : «إِنَّ اللَّهَ لَا يَخْفَىٰ عَلَيْهِ شَيْءٌ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي السَّمَاءِ»

کسی که می‌خواهد توبیخ و تنبیه کند، به دو مورد نیاز دارد؛ یکی «اطلاعات» و دیگری «توانایی» است. خداوند هر دو را دارد. چیزی در آسمان‌ها و چیزی در زمین بر خدا پوشیده نیست. خداوند همۀ جزئیات عالم از جمله رفتار و نیّات ما را می‌داند.

آیۀ 6 : «هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحَامِ كَيْفَ يَشَاءُ ۚ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ»

«هُوَ الَّذِي» او خدایی است که، «يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحَامِ»، می‌خواهی قدرت خدا را بشناسی؟ در یک محیط تاریک یعنی در شکم مادر تصویرگری می‌کند. آیات دیگر قرآن می‌فرماید: چند تا تاریکی تودرتو در شکم مادر وجود دارد. در کجا تصویرگری می‌کند؟ روی آب. شما دقت کنید که نقاش‌ها بر روی دیوار، یا بوم، یا گچ و یا روی جامد نقاشی می‌کنند ولی خداوند روی آب، روی یک قطرۀ آب، اندام و چشم و ابروی انسان را نقاشی می‌کند. این قدرت است…

«هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ» او خدایی است که تصویرگری می‌کند شما را، «فِي الْأَرْحَامِ» در یک فضای تاریک، «كَيْفَ يَشَاءُ» که چگونه باشد؟ دختر باشد یا پسر؟ سفید باشد یا سبزه؟ کوتاه باشد یا بلند؟ چاق باشد یا لاغر؟ ده‌ها و ده‌ها و ده‌ها نوع، بااستعداد باشد یا کم‌استعداد و یا حتی متوسط الاستعداد باشد؟ این قدرت خدا است. «لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ» جز او معبودی نیست، «الْعَزِيزُ» تواناست، «الْحَكِيمُ» حکیم است، یعنی کارهای او بر اساس یک هدفی است.

آیۀ 7 : «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ ۖ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ ۗ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ ۗ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»

«هُوَ الَّذِي» بعضی از بزرگان به ما می‌گویند که بهترین راه خداشناسی همین خداشناسیِ قرآن است. اگر شخصی بپرسد که خدا کیست؟ قرآن جواب او را اینگونه می‌دهد که «هُوَ الَّذِي» این خداست. کسی که می‌خواهد خدا را به درستی و به دور از انحراف بشناسد، باید از قرآن بشناسد. او خدایی است که «أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ»، دقت کنید که دوباره به آیۀ اول برگشته است، کتاب فرستاده است.

کتاب دو قسمت دارد: «مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ» بعضی از آیات قرآن، روشن و صریح است، یک معنا هم بیشتر ندارد و هر کس آیه را ببیند، معنای آن را می‌فهمد. «هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ» آیات صریح و روشن، اساس قرآن است. هر کسی می‌خواهد از قرآن تفسیر و برداشتی داشته باشد، باید بر اساس این آیات باشد. تفسیر درست از قرآن با زیربنایی از این آیات به دست می‌آید.

«وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ» دسته‌ای دیگر از آیات، آیات «متشابه» یعنی چند پهلو و یا چند معنا است. در همۀ فرهنگ‌ها، کلماتی وجود دارد که چندین معنا دارند. مثل شیر؛ که هم شیرِ خوردنی، هم شیرِ آب و هم شیرِ جنگل داریم. یا حتی جملاتی که به کار می‌بریم ممکن است چندین معنا داشته باشند. آیات قرآن هم متشابه دارد. متشابه یعنی چند پهلو…

«فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ» آن‌هایی که در دلشان مرض و انحراف است، «فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ» به سراغ آیات متشابه می‌روند. «مَا تَشَابَهَ مِنْهُ» به سراغ آیات چند پهلو… مثلاً در آیه‌ای فرموده «یداللّٰه»، او می‌‌گوید که اینطور، پس خدا هم دست دارد، ابعاد دستانش هم آن مقدار است. یا مثلاً «لاتدرکه الابصار» خدا دیدنی نیست. او دیگران را می‌بیند، اما مخلوقات او را نمی‌بینند.

نه، نباید اینگونه باشد… باید ما از آیات دیگر کمک بگیریم. باید بر اساس آیات محکم، متشابهات را معنا کنیم.

اما کسی که به دنبال انحراف است، سراغ آیات متشابه می‌رود. «ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ» می‌خواهد فتنه انگیزی کند. «وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ» معنایی که دوست دارد و هوس کرده است را می‌خواهد بر آن آیه تحمیل کند. «وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ» در حالی که تفسیر درست قرآن را کسی نمی‌داند جز اللّٰه، «وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» و آنان که عمیقاً علم را آموخته‌اند، که در رأس آن‌ها امامان معصوم و عالمان وارسته قرار دارند.

راسخون در علم، دعا و جمله‌ای دارند که «يَقُولُونَ» می‌گویند «آمَنَّا بِهِ» ما به قرآن ایمان آوردیم، «كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا» همۀ آیات محکمات و متشابهات برای خدا است، «وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ» و پند نمی‌گیرند مگر خردمندان.

با اینکه زمان کم است ولی بهتر است در اینجا توضیحی عرض کنیم:

ممکن است کسی سؤال کند که حاج آقا! چرا خداوند آیات «متشابه» را فرستاده است؟ بهتر نبود همۀ آیات را «محکم» می‌فرستاد؟ مواظب باشید که دعوا پیش نیاید! فتنه پیش نیاید! جواب او این است که معارف قرآنی، گاهی آنقدر عمیق است که در قالب این جملات نمی‌گنجد. مثلاً اگر قرآن بخواهد بهشت را توصیف کند، نمی‌تواند با کلمات ما آن را توصیف کند. یا مثلاً اگر بخواهیم برای جنینی که در شکم مادر قرار دارد، دنیای خارج از شکم مادرش را در قالب کلمات توصیف کنیم، کار بسیار سختی خواهد بود. یک دلیل وجود «متشابهات» این است.

یک دلیل دیگر آن، امتحانی است که خدا برای ما قرار داده است.

یک دلیل سومی که آیات متشابه دارند این است که ما را نیازمند مراجعه به اهل بیت می‌کند. اینگونه که از امامان بزرگوار مثلاً امام صادق علیه السلام، امام رضا علیه السلام و امام موسی بن جعفر علیه السلام بپرسیم که به نظر شما بزرگواران، معنای این آیه چیست؟

 این موارد، رازهای آیات متشابه است.

دعای راسخون در علم چیست؟

آیۀ 8 : «رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً ۚ إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ»

«رَبَّنَا لَا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا»، چون آیات متشابه لغزشگاه است، پس این افراد می‌گویند: پروردگارا! منحرف نفرما دل‌های ما را بعد از آن که ما را هدایت کردی. «وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً» از جانب خود رحمتی به ما ببخش، «إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ» همانا تو بسیار بخشنده‌ای…

آیۀ 9 : «رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لَا رَيْبَ فِيهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ»

«رَبَّنَا إِنَّكَ جَامِعُ النَّاسِ لِيَوْمٍ لَا رَيْبَ فِيهِ» پروردگارا! تو همۀ مردم را در روزی که در آن شکی نیست گردآوری خواهی کرد. دنیا با مرگ تمام نمی‌شود. «إِنَّ اللَّهَ لَا يُخْلِفُ الْمِيعَادَ» حقیقت این است که خداوند خلف وعده نمی‌کند.

از آن‌جایی که خداوند وعده داده که هم آخرت و هم کیفر و پاداشی خواهد بود، پس به آن وعده عمل خواهد کرد…

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 49 قرآن کریم

شرح صفحه 49 قرآن کریم (آمن الرسول)

شرح صفحه 49 قرآن کریم، سوره بقره آیات 286-283 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم. آمن الرسول


سوره بقرهبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

با خدا باش و پادشاهی کن

بی خدا باش و هر چه خواهی کن

بیاییم بندۀ خدا شویم تا در دنیا و آخرت خوشبخت باشیم.

این صفحه شامل آخرین آیات سورۀ بقره است. صفحۀ قبل طولانی‌ترین آیۀ قرآن بود که به تنظیم اسناد اشاره داشت. بدهی‌های مدت‌دار خود را حتماً بنویسید؛ نکند که بین شما اختلاف، خصومت و بددلی پیش بیاید.

این آیه در ادامۀ آیۀ قبل است.

می‌فرماید:

صفحۀ 49

سورۀ مبارکه بقره

آیۀ 286-283

آیۀ 283 : «وَإِنْ كُنْتُمْ عَلَىٰ سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُوا كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَقْبُوضَةٌ ۖ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ ۗ وَلَا تَكْتُمُوا الشَّهَادَةَ ۚ وَمَنْ يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ»

«وَإِنْ كُنْتُمْ عَلَىٰ سَفَرٍ» اگر در مسافرت بودید…، اگر در شهر بودید برای تنظیم سند بدهی‌های مدت‌دار فردی را بیابید. اما اگر در مسافرت بودیم چه باید کرد؟

«وَلَمْ تَجِدُوا كَاتِبًا» اگر نویسنده یا باسوادی و یا آشنای به مسائل حقوقی پیدا نکردیم، «فَرِهَانٌ مَقْبُوضَةٌ» برای محکم کاری حتماً یک گرویی قبض شود. مثلاً شخصی مبلغ ۱۰۰ میلیون تومان بدهکار است، به همان اندازه طلا، پیش بستانکار می‌گذارد. پس اگر نویسنده‌ای وجود نداشت که آن سند را تنظیم کند، باید یک گرویی رد و بدل شود و حتماً هم قبض بشود؛ تنها گفتگو در آن مورد کافی نیست و لازم است که مقبوضه یا یک گرویی قبض بشود.

«فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضًا» اما اگر بعضی از شما به بعضی دیگر اعتماد و اطمینان صددرصدی دارید، آن گرویی هم لازم نیست. «فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ» کسی که مورد اعتماد قرار گرفته، باید در زمان توافق شده، امانت را پس بدهد در حالیکه هیچ کاتب، شاهد و گرویی، وجود نداشت.

«وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ»، آنقدر این جاذبه‌های دنیایی -مثل پول، شهوت و قدرت- انسان را می‌فریبد که بهترین آدم‌ها هم می‌لغزند. لذا خدای مهربان به صورت مکرر می‌فرماید: تقوا، تقوا، تقوا. خدا را در نظر بگیرید و از نافرمانی خدا بپرهیزید.

«وَلَا تَكْتُمُوا الشَّهَادَةَ» کتمان نکنید چیزی را که با چشمان خودتان دیدید. گواهی را کتمان نکنید. «وَمَنْ يَكْتُمْهَا» هرکس آن گواهی، آن منازل و مباحثی را که با چشمانش دیده، پنهان کند، کتمان کند، «فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ» قلب او گناهکار است. «وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ» و خداوند به آنچه انجام می‌دهید، داناست. فکر نکنید اگر اسناد را آتش بزنید، هیچکس نمی‌فهمد، البته که خداوند می‌داند…

آیۀ 284 : «لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ أَوْ تُخْفُوهُ يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ ۖ فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»

«لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» هر آنچه در آسمان‌ها و هر آنچه در زمین است، مال خداوند است. همان خدایی که صاحب این عالم است، صاحب انسان و تمام بشریت هم است. «وَإِنْ تُبْدُوا مَا فِي أَنْفُسِكُمْ» و اگر آنچه در نزد شما و در حافظه و دل شما وجود دارد، آشکار کنید، «أَوْ تُخْفُوهُ» یا پنهان کنید، «يُحَاسِبْكُمْ بِهِ اللَّهُ» خداوند به حساب شما می‌رسد، با همان مسائل…

«فَيَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ» هرکه را بخواهد می‌آمرزد، «وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ» و هر که را بخواهد عذاب می‌کند. مشیت خدا هم بر اساس حکمت اوست. «وَاللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» و خداوند بر هر چیزی تواناست.

تا انتهای سوره تنها دو آیه مانده است.

آیه‌هایی در قرآن به نام آیه‌های «نامدار» وجود دارد. یعنی این آیه‌ها در زمان پیامبر و یا در زمان صدر اسلام بین مسلمان‌ها شناسنامه‌ای داشتند؛ که آن را پیغمبر یا امام فرموده یا آیه آنقدر در بین مسلمان‌ها تکرار شده که آن را به عنوان یک آیۀ نامدار می‌شناسند. یکی از آن‌ها همین دو آیۀ بعد است. اسم آیۀ بعد «آمَنَ الرَّسُولُ» است. پیغمبر و امامان ما، تلاوت این دو آیه را به هنگام خواب، در گرفتاری‌ها و بعد از نماز بسیار سفارش کرده‌اند.

آیۀ 285 : «آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ ۚ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ ۚ وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا ۖ غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ»

«آمَنَ الرَّسُولُ» ایمان آورد پیامبر، «بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ» به آنچه پروردگارش بر او نازل کرد (یعنی قرآن). از این آیه اینگونه برداشت می‌شود که مدیران و رهبران قبل از مردم، خودشان باید برنامه‌ها را باور داشته باشند. برای مثال اگر من برنامه را قبول نداشته باشم و در آن تردید داشته باشم، چگونه می‌توانم دیگران را راهنمایی کنم؟! بنابراین اول از همه باید خود پیغمبر به قرآن ایمان داشته باشد…

«وَالْمُؤْمِنُونَ ۚ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ» همۀ مؤمنان ایمان آوردند به اللّٰه و فرشتگان خدا و کتاب‌های خدا و فرستاده‌های خدا. این ایمان‌ها (ایمان به خداوند، پیامبران، فرشتگان و کتاب‌های آسمانی) جزء اعتقادات ما است. «لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ» ما بین پیامبران فرقی نمی‌گذاریم. ما همۀ ایشان را فرستادگان خدا می‌دانیم. البته بر اساس آیات قرآن، پیامبران درجات مختلفی دارند، بعضی از آن‌ها اولوالعزم، بعضی رسول و بعضی نبی هستند، ولی همۀ آن‌ها از طرف خدا آمده‌اند. از این جهت ما بین آن‌ها فرقی نمی‌گذاریم.

«وَقَالُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا غُفْرَانَكَ رَبَّنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ» مؤمنان گفتند: شنیدیم، باور کردیم و اطاعت کردیم پروردگارا…؛ غفرانت را نصیب ما بفرما و بازگشت به سوی توست.

آیۀ 286 : «لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا ۚ لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ ۗ رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا ۚ رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ ۖ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا ۚ أَنْتَ مَوْلَانَا فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ»

«لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا» خداوند تکلیف نمی‌کند به کسی، مگر به اندازۀ توانایی‌اش. بیشتر مردم این آیه را در حافظۀ خود دارند و این بسیار خوب است. خداوندِ عادل بیش از توانایی کسی، باری به دوش او نمی‌گذارد. از آنجایی که خداوند ما را متفاوت آفریده و ظرفیت‌های ما هم متفاوت است، پس مسئولیت‌های ما هم متفاوت خواهد بود.

«لَهَا مَا كَسَبَتْ» به نفع انسان است آن چه کار خوب انجام دهد، «وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ» و به ضرر خود اوست آنچه کار بد انجام بدهد. اگر ما گناه کنیم که به خداوند گزندی نمی‌رسد و حتی اگر کار خوبی هم انجام بدهیم به خداوند نفعی نمی‌رسد. تمام نفع و ضررش به خود ما برمی‌گردد.

«رَبَّنَا» پروردگارا! «لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا» موأخذه نکن ما را اگر فراموش کردیم یا اشتباه کردیم. «رَبَّنَا وَلَا تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنَا» پروردگارا! مثل اینکه در امت‌های قبلی، به سبب تنبیه آن‌ها فرامینی سخت فرستادی. آن فرامین را برای ما نفرست.

یک درخواست دیگر: «رَبَّنَا وَلَا تُحَمِّلْنَا مَا لَا طَاقَةَ لَنَا بِهِ» آنچه طاقت ما نیست، توانایی ما نیست، بر ما تحمیل نکن. «وَاعْفُ عَنَّا» بگذر از ما، «وَاغْفِرْ لَنَا» بیامرز ما را، «وَارْحَمْنَا» رحمتت را به سمت ما سرازیر فرما، «أَنْتَ مَوْلَانَا» تو سرپرست ما هستی، «فَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ» یاری ده ما را در مقابل کافران.

سورۀ بقره تمام شد، به حول و قوۀ الهی به سراغ سورۀ آل عمران می‌رویم.

به دعای شما محتاجم…

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 48 قرآن کریم

شرح صفحه 48 قرآن کریم (نوشتن بدهی ها)

شرح صفحه 48 قرآن کریم، سوره بقره آیه 282  از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم. نوشتن بدهی ها

نوشتن بدهی ها


سوره بقرهبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

خدا را شکر می‌کنیم که به صفحۀ ۴۸ از قرآن کریم رسیدیم. آیۀ ۲۸۲ سورۀ بقره، طولانی‌ترین آیۀ قرآن است. خداوند به خاطر مهر خود دستوراتی به ما فرموده تا بین ما کینه، کدورت و دودلی به وجود نیاید.

اگر کسی از شما بپرسد که موضوع طولانی‌ترین آیۀ کتاب مسلمان‌ها چیست؟ بگویید: تنظیم اسناد و توجه به احترام به حقوق مالی است.

آیه را با هم می‌خوانیم…

صفحۀ 48

سورۀ مبارکه بقره

آیۀ 282

بدهی‌های مدت‌دار را بنویسید

آیۀ 282 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ ۚ وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ ۚ وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ ۚ فَلْيَكْتُبْ وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا ۚ فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهًا أَوْ ضَعِيفًا أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ ۚ وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجَالِكُمْ ۖ فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَىٰ ۚ وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا ۚ وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَىٰ أَجَلِهِ ۚ ذَٰلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ وَأَدْنَىٰ أَلَّا تَرْتَابُوا ۖ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا ۗ وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ ۚ وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ ۚ وَإِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ ۗ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۖ وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ ۗ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ»

می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای کسانی که ایمان آورده‌اید، مسلمان‌ها!، «إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَىٰ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ» اگر بدهی مدت‌دار داشتید مانند خرید و فروش، اجاره، قرض و هر چه که بود، بنویسید. پس ای عزیز من! کوتاهی نکن، چرا که ممکن است بعدها اختلاف، دعوا یا درگیری پیش بیاید. به فرمان خدا تن بدهید…

«وَلْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كَاتِبٌ بِالْعَدْلِ»، متن را چه کسی بنویسد؟ بدهکار یا بستانکار؟ هیچکدام، بلکه شخص ثالثی که او هم عادل باشد و متن را هم عادلانه بنویسد.

«وَلَا يَأْبَ كَاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ» باسوادها ناز نکنند و از نوشتن آن دریغ نکنند! درست است که شما لیسانس حقوق داری، ولی چرا ناز می‌کنی؟! مخصوصاً اگر طرف مقابل، افرادی بی‌بضاعت و تنگ‌دست باشند. شمایی که باسوادید، دریغ نکنید…

خداوند به شما تعلیم داده، شما هم به دیگران کمک کنید. «كَمَا عَلَّمَهُ اللَّهُ» همانگونه که خدا به شما تعلیم داده است. بابت قدردانی، کمک کنید.

«فَلْيَكْتُبْ» باسوادها بنویسند، «وَلْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ» چه چیزی را بنویسند؟ کسی که باید حق را بپردازد، یعنی بدهکار، املاء کند. گفته‌های بدهکار را بنویسد.

«وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ» بدهکار هم از روی بی عدالتی و ناروا سخنی نگوید. تقوای الهی را پیشه کند. «وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَلَا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئًا» نویسنده تقوای پروردگار را رعایت کند و چیزی را فروگذار نکند.

«فَإِنْ كَانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ» اگر بدهکار (یعنی آن‌که حق بر او است و باید آن را ادا کند) مشکلی دارد، مثلاً «سَفِيهًا» نمی‌تواند مصلحت خودش را تشخیص بدهد، «أَوْ ضَعِيفًا» یا خردسال و یا سالمند است که هوش و حواس ندارد. «أَوْ لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ» یا اصلاً توانایی املاء و گفتن را ندارد، مثلاً لال است یا اصلاً نمی‌تواند این کلمات و جملات را بیان کند. در این سه حالت: یعنی «سَفِيهًا» قدرت تشخیص ندارد، «ضَعِيفًا» سنش کم و یا خیلی زیاد است، «لَا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ» یا نمی‌تواند تکلم بکند، توانایی سخن گفتن ندارد. در این حالت‌ها چه باید بکنند؟

«أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ» ولی او عادلانه املاء و اعلام کند که چه مبلغی را بدهکار است. همه جا عدل و تقوا وجود دارد.

علاوه بر نوشتن، «وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ» دو گواه هم بگیرید، «مِنْ رِجَالِكُمْ» که از مردان شما باشد. «فَإِنْ لَمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ» اما اگر دو مرد پیدا نشد چه باید کرد؟

«فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ» یک مرد و دو زن. البته اگر چنین موردی پیش آمد، آن دو زن باید همزمان در دادگاه حاضر شوند و گواهی بدهند. «مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ» گواهان هم باید مورد شناخت و مورد رضای شما باشند و آن‌ها را بشناسید. اما چرا دو نفر با هم باید باشند؟ به این دلیل که «أَنْ تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا» اگر یکی از آن‌ها فراموش کرد، «فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَىٰ» آن دیگری یادآوری کند. یادآوری کند که مثلاً فلان روز در فلان ساعت، ایشان این مبلغ را داد یا نه؟! آیا ایشان گرفت یا نه؟!…

«وَلَا يَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا» گواهان هم مانند نویسندگان نباید ناز کنند، وقتی به ایشان می‌گویند: بیایید گواهی بدهید، بیایند و کمک بکنند تا این معامله با استحکام شکل بگیرد. بین انسان‌ها روابط عاطفی حاکم باشد. شاهدها و نویسنده‌ها ناز نکنند. خدایی که ما را آفریده است، این را می‌فرماید.

«وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا» ملول و خسته نشوید از نوشتن. حتی اگر مبلغ معامله کم باشد یا اگر هم زیاد باشد، چون مدت‌دار است، آن را بنویسید. «وَلَا تَسْأَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغِيرًا أَوْ كَبِيرًا إِلَىٰ أَجَلِهِ» حتماً باید مدت را ذکر بکنید.

حکمت‌های نوشتن بدهی‌های مدت دار

فرامین خدا فلسفه و فایده‌‌ای دارد. فایده‌ و فلسفۀ این دستور چیست؟ این است که «ذَٰلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ» این نوشتن و این تنظیم سند نزد خدا به عدالت نزدیک‌تر است. همچنین «وَأَقْوَمُ لِلشَّهَادَةِ» و دادگاه پسندانه‌تر است. مثلاً اگر قاضی بپرسد که ایشان بدهکار است یا بستانکار و دلیل او چیست؟ او بتواند بگوید من شاهد دارم، من نوشته و امضا دارم و اسناد آن وجود دارد. اینگونه هم خدا و هم دادگاه می‌پسندد.

مزیت سوم آن این است:

«وَأَدْنَىٰ أَلَّا تَرْتَابُوا» از شک و تردید به دور است. گاهی اوقات خود ما نیز شک می‌کنیم که چقدر بستانکار بوده‌ایم، نمی‌دانم… مثلاً ۳۰۰ میلیون بوده یا ۲۷۰ میلیون؟ تا الان ۸ ماه گذشته یا ۸ سال؟… اما اگر نوشته شده باشد، به آن مراجعه می‌کنیم، یا اگر شاهدی باشد، به او مراجعه می‌کنیم. پس دل‌ها چرکین نمی‌شود. پس این نوشتن و شاهد گرفتن، هم پیش خدا عادلانه‌تر است، در دادگاه به سلامت نزدیک‌تر است و هم دل ما صاف‌تر است. حتماً این کار را انجام بدهیم…

«إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً حَاضِرَةً تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ» مگر اینکه معامله نقدی باشد. در معاملۀ نقدی پول و کالا جابجا می‌شوند. «تُدِيرُونَهَا بَيْنَكُمْ» یک طرف پول را می‌دهد و دیگری جنس را می‌گیرد. «فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَلَّا تَكْتُبُوهَا» اگر معاملۀ نقدی را ننویسید، ایرادی ندارد؛ ولی معاملات مدت‌دار و بدهی‌های مدت‌دار را حتماً بنویسید.

«وَأَشْهِدُوا إِذَا تَبَايَعْتُمْ» وقتی معامله می‌کنید، به خصوص معاملات بزرگی مثل زمین، باغ و خانه، شاهد بگیرید. «وَلَا يُضَارَّ كَاتِبٌ وَلَا شَهِيدٌ» نباید آسیب ببیند نویسنده، آسیب ببیند گواه. چراکه ممکن است بدهکار یا بستانکار، شاهد را ببینند و او را تطمیع کنند. یا نویسنده را ببینند و او را تطمیع یا تهدید کنند. در این‌جا قرآن می‌فرماید: فضای امنیتی و قضائی کشور باید به‌گونه‌ای باشد که نویسنده آزادانه و با حریت بنویسد. همچنین شاهد نیز آزادانه گواهی دهد و ترسی نداشته باشد.

«وَإِنْ تَفْعَلُوا» اما اگر فضا به گونه‌ای باشد که نویسنده یا گواه بترسد، «فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ» این نافرمانی خداست. خروج از اطاعت پروردگار است. «وَاتَّقُوا اللَّهَ»، از جمله کاربردهای «تقوا»، در مسائل مالی است. در مسائل مالی، تقوای خدا پیشه کنید. «وَيُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ» و قدردانی کنید از خدا به سبب این تعالیمی که به شما یاد داده است. «وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ» و این را بدانید که خداوند به هر چیزی داناست. پنهان‌کاری، توطئه، لاپوشونی و کتمان نکنید. خداوند همه چیز را می‌داند.

 

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 47 قرآن کریم

ربا، اعلان جنگ با خدا

شرح صفحه 47 قرآن کریم، سوره بقره آیات 281-275 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم. ربا، اعلان جنگ با خدا

دانلود فایل صوتی


سوره بقرهبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

چه کسی از ما خوشبخت‌تر است؟ بر سر سفرۀ خالق آمده‌ایم. ما باید مسائل زندگی خودمان را از خدا بپرسیم. خداوند در چند صفحۀ قبل دربارۀ «انفاق» رهنمود داده است. نقطۀ مقابل انفاق، «رباخواری» است. رباخواری…

ببینیم خداوند دربارۀ رباخواری چه می‌فرماید:

صفحۀ 47

سورۀ مبارکه بقره

آیات 281-275

دادوستد با ربا فرق می‌کند

آیۀ 275 : «الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا ۗ وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا ۚ فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَىٰ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ ۖ وَمَنْ عَادَ فَأُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»

«الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا» آنان که ربا می‌خورند، «لَا يَقُومُونَ» بر نمی‌خیزند، «إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ»، «إِلَّا» مثل کسی که شیطان با او تماسی گرفته و او دیوانه شده، اعتدال ندارد، تلوتلو می‌خورد، کمی می‌ایستد و کمی می‌نشیند. بیشتر مفسران فرموده‌اند که این توصیف، تنها یک منظره‌ از قیامت است. به عبارت دیگر تجسم یافتۀ یک رباخور در قیامت اینگونه است. رباخور همانند کسی است که شیطان یا یک سرکشی با او ارتباط داشته و او اعتدالش را از دست داده است. رباخور هم در دنیا و هم در آخرت اعتدال ندارد.

منطق رباخورها چگونه است؟

«ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا» این به خاطر آن است که می‌گویند ربا مثل داد و ستد است و فرقی نمی‌کند. همانطور که در خرید و فروش جابجایی داریم، در ربا هم همینطور است، اما می‌دانیم که ربا فرق می‌کند. چه کسی باید فرق آن را بگوید؟ «اللَّهُ». خداوند فرموده که دادوستد و ربا فرق می‌کنند. «وَأَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ» و خداوند حلال دانست دادوستد را، خرید و فروش را، «وَحَرَّمَ الرِّبَا». پس معلوم می‌شود که آن دو فرق می‌کنند. «فَمَنْ جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَانْتَهَىٰ» هرکه پند و اندرزی از جانب خدا به او رسید و او تحت تأثیر قرار گرفت. «فَانْتَهَىٰ» یعنی تحت تأثیر قرار گرفت، پند را پذیرفت. «فَلَهُ مَا سَلَفَ» ربا‌هایی که تا قبل از آمدن قانون الهی خورده، برای خودش باشد اما از این به بعد دیگر…

چون اگر بگوییم ربا‌هایی را که از قبل رباخورها خورده‌اند، باید برگردانند، هرج و مرجی در جامعه پیش می‌آید. اما پس از اینکه قانون از آسمان آمد، دیگر ربا ممنوع است. رباهایی که قبل از این قانون گرفته، ایرادی ندارد. البته محکم هم نفرموده که ایرادی ندارد…!

«وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّهِ» کار یک چنین کسی با خدا است. ولی از این آیه، یک ارفاق و بخششی فهمیده می‌شود. «وَمَنْ عَادَ» اما افراد لجبازی که همچنان دنبال رباخوری را می‌گیرند، «فَأُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ» اینان یاران آتش هستند، «هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» برای همیشه در آتش خواهند بود.

انفاق نقطۀ مقابل رباخواری است

آیۀ 276 : «يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ»

«يَمْحَقُ اللَّهُ الرِّبَا» خداوند نابود می‌کند ربا را؛ ممکن است به ظاهر پول زیادی هم باشد، ولی زندگی و دنیای آن رباخور، اعصاب و بچه‌های او نابود می‌شود. «مَحقُ» در لغت به معنای نابودی تدریجی است، ومنظور از آن چیزی است که به تدریج نابود می‌شود. ربا همراه با هلاکت است. «وَيُرْبِي الصَّدَقَاتِ» اما خداوند انفاق و صدقه را افزایش می‌دهد. «يُرْبِي» یعنی زیاد می‌کند، افزایش می‌دهد. «وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ» و خداوند دوست ندارد هر ناسپاس گنهکار را. پس معلوم است که رباخوری نوعی از ناسپاسی است. نباید با دارایی که خداوند به شما داده، محرومان و بندگان خدا را آزار بدهید. نعمت‎های خدا را سپاسگزاری و اموالتان را انفاق و ایثار کنید. حداقل داد و ستد کنید…

آیۀ 277 : «إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»

«إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ»، این گروه در برابر رباخورها هستند. آنان که ایمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند، «وَأَقَامُوا الصَّلَاةَ» و نماز به پا داشتند، «وَآتَوُا الزَّكَاةَ» و زکات پرداختند. «لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ»شکی نیست، پاداش آن‌ها نزد پروردگارشان محفوظ است. «وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ» ترسی بر آنان نیست، «وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» اندوهی برای آن‌ها نیست.

کسانی که در دنیا به دنبال آرامش می‌گردند…

در شهر پاریس در دست یکی از دوستان، روزنامه‌ای بود. حاج آقا قرائتی در جایی آن روزنامه را نشان داد و پرسید: این روزنامه چه چیزی نوشته است؟ محتوای آن این بود: بیشتر از نود درصد مردم پاریس با قرص‌های آرامبخش می‌خوابند.

«آسایش» هست ولی «آرامش» نیست. آرامش در سایۀ ذکر خدا حاصل می‌شود. ذکر خدا همین قرآن است. قرآن می‌فرماید: «انفاق کن»…

آیۀ 278 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»، خطاب آیه به مؤمنان است. آهای مؤمن‌ها…! نکند شما هم فریب بخورید و باز به دنبال ربا بروید. «اتَّقُوا اللَّهَ» از نافرمانی خدا بپرهیزید، «وَذَرُوا مَا بَقِيَ مِنَ الرِّبَا إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» آنچه از ربا باقی مانده، دور بریزید اگر ایمان دارید. طمع نکنید و دل نبندید.

ظلم نکنید و زیر بار ظلم هم نروید

آیۀ 279 : «فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ ۖ وَإِنْ تُبْتُمْ فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ»

«فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا» اما اگر گوش نکردید و این فرمان را انجام ندادید، «فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ»، بعضی به اشتباه این آیه را اینطور معنا می‌کنند که ربا یعنی جنگ با خدا. نه…، ربا یعنی جنگ خدا با رباخور. «فَأْذَنُوا بِ» در این آیه یعنی «آگاه باشید». به این معناست، آگاه باشید. باید منتظر جنگ خداوند و رسول با شما…، خداوند و رسول به جنگ با رباخور می‌آیند و معلوم است اگر خداوند به جنگ کسی برود، نتیجه چه خواهد شد…

«وَإِنْ تُبْتُمْ» اما اگر توبه کردید، بازگشتید، «فَلَكُمْ رُءُوسُ أَمْوَالِكُمْ» سرمایه‌هایتان مال خودتان است ولی ربا‌ها را باید برگردانید. «لَا تَظْلِمُونَ» ظلم نمی‌کنید و «وَلَا تُظْلَمُونَ» زیر بار ظلم هم نمی‌روید.

ما از کودکی این شعر را در حافظۀ خود داریم:

بزرگ فلسفۀ قتل شاهدین این است

که مرگ سرخ بِه از زندگی ننگین است.

به کسی ظلم نکن و نی به زیر ظلم برو. استناد قرآنی آن، این است: «لَا تَظْلِمُونَ وَلَا تُظْلَمُونَ»، ظلم کردن بد است، ظلم پذیرفتن هم بد است.

حسین ابن علی فرمودند: من زیر بار ظلم نمی‌روم، این را از مادر و خانواده‌ام آموخته‌ام. آن دامن‌هایی که ما را تربیت کرده‌اند، این را به ما یاد داده‌اند. «هیهات من الذلة»…

آیۀ 280 : «وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَىٰ مَيْسَرَةٍ ۚ وَأَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ ۖ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ»

«وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ»، حال اگر خواستیم سرمایه‌هایمان را بگیریم، چرا که دریافت اصل سرمایه را خداوند اجازه داده است. اگر فردی همان اصل سرمایه را هم نداشت و اگر برای پرداخت اصل سرمایه در مضیقه بود «فَنَظِرَةٌ إِلَىٰ مَيْسَرَةٍ»تا زمانی که توان پرداخت پیدا کند به او مهلت بدهید. «وَأَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ» و اگر هم ببخشید خیلی بهتر است (یا اینکه ببخشید خیلی بهتر است). «إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ» اگر بدانید این بهتری را.

آیۀ 281 : «وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ ۖ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ»

«وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ» شما یک روزی به نام روز قیامت در پیش دارید. برای آن روز توشه بردارید. پروا کنید از روزی که برمی‌گردید. «وَاتَّقُوا يَوْمًا تُرْجَعُونَ فِيهِ إِلَى اللَّهِ»در آن روز به سوی خدا برمی‌گردید. «ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ» هر کس هر کاری کرده باشد، بی‌کم‌و‌کاست به او تحویل داده می‌شود. «وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ» در حالی‌که به هیچکس ستم نمی‌شود.

برای بخشش از قیامت وام بگیریم و بگوییم: آن را برای قیامت گذاشته‌ام.

اهل بیت افطار سه شب خود را به یتیم دادند و گفتند که این را برای قیامتمان ذخیره کرده‌ایم، «إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا يَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِيرًا»…

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 46 قرآن کریم

به چه کسانی انفاق کنیم؟

شرح صفحه 46 قرآن کریم، سوره بقره آیات 274-270 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم. انفاق مخفیانه

دانلود فایل صوتی


سوره بقرهبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

به مهمان‌سرای خدا خوش آمدید…

تمام دارایی‌های‌ ما از خداست. همان خداوند به ما سفارش کرده که بخشی از آن دارایی‌هایی را که به ما داده‌‌است، به دیگران بدهیم. و می‌فرماید: دوستتان دارم…

خداوند برای ایجاد انگیزۀ انفاق در ما این نکته‌ها را بیان فرموده است:

به سراغ قرآن می‌رویم…

می‌فرماید:

صفحۀ 46

سورۀ مبارکه بقره

آیات 274-270

آیۀ 270 : «وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ ۗ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ»

«وَمَا أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ» و آنچه انفاق می‌کنید، هر نوع انفاقی که باشد، «أَوْ نَذَرْتُمْ» یا چیزی را نذر می‌کنید، «فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ»، نگویید مردم نفهمیدند! خداوند و فرشته‌ها که می‌دانند. نگویید که کسی مطلع نشد ما این زمین را برای یتیمان گرفتیم یا ما برای این جوان وام گرفتیم که داماد بشود، ولی کسی متوجه این کار ما نشد… خانم‌ها و آقایان! هر کار خیری بکنید، خدا می‌داند. دلواپس نباشید…

«وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ» آن‌هایی که انفاق نمی‌کنند ظالم هستند. هم به خودشان و هم به محرومان ظلم می‌کنند و در قیامت بی کس خواهند بود. ظالمین، انصار ندارند، یاران ندارند. اما خداوند، پیامبر و خوبان یاور انفاق کنندگان هستند.

سوال: انفاق علنی باشد بهتر است یا مخفی؟ این آیه در جواب به این سؤال می‌فرماید:

آیۀ 271 : «إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ ۖ وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ ۚ وَيُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئَاتِكُمْ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ»

«إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ» اگر علنی انفاق کنید و صدقه بدهید، خیلی خوب است. «وَإِنْ تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ» اما اگر مخفی کنید و بدهید به فقرا بهتر است. مفسران قرآن کریم -رحمت خدا بر آن‌ها باد- می‌فرمایند که انفاق علنی یک خاصیتی دارد و انفاق مخفی یک خاصیت دیگر. برکت انفاق علنی در این است که دیگران هم به این کار تشویق می‌شوند. همانطور که ما دست در جیبمان کردیم، اطرافیان و همسایه‌ها هم به فکر می‌افتند و انفاق می‌کنند. این فایدۀ انفاق علنی است. انفاق مخفی به اخلاص نزدیک‌تر است. هر دو نوع انفاق خوب است، ولی مخفی خوبتر است.

فایدۀ دیگر انفاق:

«وَيُكَفِّرُ عَنْكُمْ مِنْ سَيِّئَاتِكُمْ» خداوند به خاطر این انفاق، گناهان شما را ‏می‌آمرزد. حتماً بین انفاق و آمرزش گناهان رابطه‌ای وجود دارد. همۀ ما محتاج آمرزش خدا هستیم. بیاییم با انفاق آمرزش را بخریم. «وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است. انفاق‌های شما چه آشکار باشد یا پنهان و نیت‌هایتان هر چه که باشد، خداوند آن را می‌داند.

برای مسلمان‌ها سخت بود که به غیر مسلمان‌ها انفاق بکنند. از این رو، آیۀ بعد که دربارۀ انفاق به غیر مسلمان‌ها است، نازل شد:

آیۀ 272 : «لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ ۗ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِكُمْ ۚ وَمَا تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ ۚ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ»

«لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ» هدایت غیر مسلمان‌ها به عهدۀ شما نیست. اینطور نیست که شما وظیفۀ ندارید، نباید امر به معروف بکنید، نباید ارشاد و تبلیغ نباید بکنید؛ نه…! معنای آیه این نیست. بلکه معنای آیه این است که نمی‌شود کسی را به اجبار مسلمان کرد. در دو صفحۀ قبل خواندیم که «لا اِکْراهَ فِی الدّین» یعنی نمی‌شود به اجبار کسی را به دین وارد کرد. «لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ» نمی‌توانی کسی را به اجبار هدایت کنی.

«وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ» خداوند هر کسی که مستحق و شایسته باشد را هدایت می‌کند. شما انفاق را انجام بده. جواب این آیه این است: به مسلمان، به یهودی، به مسیحی انفاق کن. انفاق نشانۀ انسانیت مسلمان‌ها است. کمک‌های مؤمنانه باید همه جا را فرا بگیرد.

و این را بدانید که «وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ» آنچه را از خیر انفاق می‌کنید، «فَلِأَنْفُسِكُمْ» همۀ منفعتش برای خودتان است. «وَمَا تُنْفِقُونَ إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللَّهِ» و این هم روشن است که مؤمنان و مسلمانان، مگر برای جلب رضایت خداوند انفاق نمی‌کنند. نیت مسلمان‌ها رضایت خداوند است.

«وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ» آنچه از خیر انفاق می‌کنید، بی کم و کاست هم در دنیا و هم در آخرت به شما بر می‌گردد. اثر آن به گونه‌ای است که خداوند یک بلایی را از مسیر شما بر می‌دارد یا یک منافعی را برای شما آماده می‌کند. مطمئن باشید که «انفاق کن» ضرر نمی‌کند. «وَأَنْتُمْ لَا تُظْلَمُونَ» و شما مورد ظلم قرار نمی‌گیرید.

آیۀ بعد، آیۀ ویژه‌ای است. می‌فرماید:

آیۀ 273 : «لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا ۗ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ»

«لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ» انفاق کنید مخصوصاً به فقرایی که در تنگنا قرار گرفته‌اند. حدود ۴۰۰ نفر از مهاجران مکه در مدینه سرگردان بودند. آنها به عشق اسلام به مدینه آمده بودند و هیچ فامیل، خانه و کسب و کاری هم نداشتند و همچنین در چادر زندگی می‌کردند. پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم یک تختگاهی را نزدیک مسجد برای آن‌ها آماده کردند. حالا اگر شما می‌خواهید انفاق بکنید به آن کسی که در محاصره و تحت فشار است انقاق کنید و ایشان را در اولویت قرار بدهید.

حدیثی از امام باقر علیه السلام به ما رسیده است که می‌فرماید: «عاقل کسی است که خوب را از خوبتر تشخیص بدهد». از بین کسانی که می‌خواهیم به آن‌ها انفاق بکنیم، باید تشخيص بدهیم که چه کسانی وضع سختتری دارند؟

«لَا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْبًا فِي الْأَرْضِ» این‌ها کسانی هستند که نمی‌توانند مسافرت بکنند، نمی‌توانند تجارت و کسب دارایی داشته باشند. «يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ» آدم بی اطلاع فکر می‌کند که آن‌ها پولدار هستند، چون عفت به خرج می‌دهند، چون دستشان را پیش کسی دراز نمی‌کنند و به روی خودشان نمی‌آورند. به قول ایرانی‌ها، صورتشان را با سیلی سرخ نگه می‌دارند. این شما هستید که باید آن‌ها را شناسایی کنید. افراد فقیر محلۀ ما چه کسانی هستند؟ کسانی که رویشان نمی‌شود نیازهایشان را بیان کنند، رویشان نمی‌شود در مقابل دیگران دست دراز کنند.

البته «تَعْرِفُهُمْ بِسِيمَاهُمْ» نشانه‌های فقر در چهره‌هایشان وجود دارد. پس شما می‌توانید بشناسید و این طور نیست که غیر ممکن باشد. «لَا يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا» پیش مردم دست دراز نمی‌کنند. «إِلْحَافًا» به معنی اصرار است. این افراد در مقایسه با بعضی‌ها خیلی باحیا هستند. چراکه بعضی‌ها هستند زمانی که دامن آدم را می‌گیرند. او را رها نمی‌کنند، همچنین رفتارشان به گونه‌ای است که آدم از روی اجبار یک پولی به آن‌ها می‌دهد. «وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِيمٌ» همه بدانند آنچه از خیر انفاق می‌کنید کم یا زیاد، پیدا یا پنهان، خداوند می‌داند، ضبط و ثبت می‌شود.

مفسران شیعه و سنّی گفته‌اند این آیه در فضیلت علی ابن ابی طالب علیه السلام است. آقا امیرالمؤمنین علیه السلام چهار درهم داشتند. ایشان یک درهم را در روز، یک درهم را در شب، یک درهم را مخفی و یک درهم را آشکار انفاق کردند.

انفاق در شب بهتر از روز و سرّی بهتر از آشکار است

آیۀ زیر در فضیلت مولا امیرالمؤمنین علیه السلام است.

آیۀ 274 : «الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»

«الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ» کسانی که انفاق می‌کنند دارایی خود را «بِاللَّيْلِ» در شب، «وَالنَّهَارِ» در روز، «سِرًّا» مخفی، «وَعَلَانِيَةً» آشکارا، «فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ» مطمئن باشند که پاداش آن‌ها نزد خداوند محفوظ است. «وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ» از تهی دستی نترسند، ترسی بر آن‌ها نیست. «وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» و غصه هم نخورند.

گفته‌اند که اول «شب» آمده و بعد به «روز» اشاره شده است. از این نکته معلوم می‌شود که انفاق در شب بهتر است. همانگونه که امامان ما شب‌ها نان و غذا بر دوش خود می‌گذاشتند و بر در خانۀ فقرا می‌بردند، پس است. انفاق «سرّی» اول و بعد «آشکارا» آمده است. معلوم‌ می‌شود سرّی بهتر از آشکار است. استرس، اضطراب و ناآرامی همۀ دنیا را فرا گرفته است. بیشترین دارویی که در دنیا مصرف می‌شود داروهای آرام بخش است. آن‌هایی که می‌خواهند قرص اعصاب نخورند و آرامش داشته باشند، انفاق کنند. خداوند می‌فرماید: هر که انفاق کند‌: «لَا خَوْفٌ» ترسی نخواهد داشت، «لَا حزن» غصه نخواهد خورد.

بیاییم به وعده‌های خدا عمل کنیم…

خدانگهدار شما…

 

شرح صفحه 45 قرآن کریم

اخلاص در انفاق

شرح صفحه 45 قرآن کریم، سوره بقره آیات آیات 269-265 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم. اخلاص در انفاق

دانلود فایل صوتی


سوره بقرهبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

به مهمان‌سرای خدا خوش آمدید…

پیغمبر فرمودند: «تخلّقوا باخلاق اللّه» اخلاق‌های خدا را در خودتان ایجاد کنید. یکی از اخلاق‌های خداوند، بخشندگی است. این صفحه‌هایی را که می‌خوانیم دربارۀ انفاق، ایثار و بخشش است. اما آن چیزی که به انفاق، ایثار و بخشش ارزش می‌دهد، نیت‌های ما است.

آیات را بخوانیم…

صفحۀ 45

سورۀ مبارکه بقره

آیات 269-265

آیۀ 265 : «وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»

«وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ» حکایت کسانی که انفاق می‌کنند دارایی خود را، کسانی که در جستجوی رضایت و طلب خشنودی خدا هستند و نیتشان هم همین است. «وَتَثْبِيتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ» و می‌خواهند فضائل اخلاقی را در خودشان تثبیت و تحکیم کنند. حکایت این افراد «كَمَثَلِ جَنَّةٍ» به زمینی می‌ماند، به سرزمینی یا به باغی می‌ماند که «بِرَبْوَةٍ» در یک نقطۀ مرتفعی که هم نور خورشید و هم فضای باز وجود دارد، قرار دارد. «أَصَابَهَا وَابِلٌ»، «وابِلٌ» یعنی باران دانه درشت، وقتی زمین حاصلخیز است، در نقطۀ مرتفع باران دانه درشت می‌بارد. «فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ» محصول دو برابر می‌دهد. این دربارۀ کسی است که به خاطر خداوند انفاق می‌کند.

«فَإِنْ لَمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ» حتی اگر باران دانه درشت نبارد و «فَطَلٌّ» باران دانه ریز -یا به قول ایرانی‌ها شبنم-، ببارد، باز هم محصول می‌دهد. کسی که به خاطر خدا انفاق کند، به اندازۀ اخلاص خود، محصول برداشت خواهد کرد. اگر اخلاص خیلی قوی داشته باشد، محصول او چند برابر می‌شود ولی اگر اخلاص کمتری هم داشته باشد، او بالاخره برداشت محصول خواهد داشت. به خاطر خدا انفاق کنید. انفاق شما با ریا و همراه منت و اذیت نباشد. «وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» و خداوند به آنچه انجام می‌دهید بینا است. خداوند از دل‌ها و اینکه هر کس به چه نیتی انفاق می‌کند، آگاه است…

مثال دیگری که با سؤال آغاز می‌شود:

آیۀ 266 : «أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ لَهُ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ»

«أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ» آیا کسی از شما دوست دارد که برای او باغی باشد؟ ما جواب می‌دهیم: بله، دوست داریم. چگونه باغی؟ «مِنْ نَخِيلٍ» باغی از درختان خرما، «وَأَعْنَابٍ» و انواع و اقسام انگورها، «تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» از زیر درختان باغ، نهرها جاری است. البته که دوست داریم چنین باغی را داشته باشیم. «لَهُ فِيهَا مِنْ كُلِّ الثَّمَرَاتِ» از انواع و اقسام میوه‌ها برای او باشد. همۀ ما چنین باغی را دوست داریم. «وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ» صاحب این باغ به سن پیری رسیده است، «وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ» بچه‌های خردسال دارد، صغیر دارد، خودش هم پیر شده است، «فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ» گردبادی به آن باغستان برخورد می‌کند، «فِيهِ نَارٌ» درآن گردباد آتش و سوزندگی است. «فَاحْتَرَقَتْ» باغستان را آتش می‌زند.

 باغ بی ثمر در قیامت نتیجۀ اعمال ریاکارانه در دنیا

این حکایت کسی است که به دلیل ریا انفاق می‌کند و یا پس از انفاق، منت می‌گذارد یا اذیت می‌کند. این مثالی است که خداوند بیان کرده است. انفاق خیلی خوب است ولی به شرط اینکه ما این بار را به سلامت به قیامت برسانیم. افراد زیادی باغ دارند، اما در قیامت یک باغ خاکسترگونه و یک باغ آتش گرفته نصیب آن‌ها می‌شود.

«كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ» اینگونه توضیح می‌دهد خداوند نشانه‌ها و آیه‌های خود را، امید است که فکر کنید و بیاندیشید.

آیۀ 267 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ ۖ وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُمْ بِآخِذِيهِ إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ ۚ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» این مردان و زنانی که ایمان آورده‌اید، «أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ»، بعضی انفاق می‌کنند اما غذای مانده یا لباس مندرس یا یک خوردنی نامرتب را می‌بخشند، نباید اینگونه باشد، «أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ» از پاکیزه‌ترین و دلپسندترین درآمدهایی که کسب کرده‌اید انفاق کنید.

هنگامی که برای آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام غذا می‌آوردند، قبل از اینکه به آن دست بزنند برای دیگران از جمله غلامان و نگهبان‌ها غذا می‌کشیدند و به آن‌ها می‌دادند. اینطور نبود که غذا میل کنند و ماندۀ آن را به ایشان بدهند.

از بهترین دارایی خودتان انفاق کنید. کسب دارایی یا از راه تجارت و بنا بر آیۀ قرآن «مَا كَسَبْتُمْ» است و یا از راه کشاورزی و دامداری است. «وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ» آن دارایی‌هایی که ما از زمین برای شما خارج کردیم مثل محصولات کشاورزی –ذرت، گندم، گلابی یا سیب- یا محصولات دیگری مانند یونجه یا علف که غذای گوسفندان است و به واسطۀ آن پروار می‌شوند. پس درآمدهای ما یا از راه تجارت و داد و ستد و یا از راه کشاورزی و دامداری است. دارایی‌تان از هر کدام این دو بود، بهترین آن را انفاق کنید.

«وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ» نظرتان به آن بخش نامرغوب نرود. امیرالمؤمنین علیه السلام در تفسیر این آیه فرمودند: «مثل کسی است که خرمای نامرغوب را با مرغوب آن مخلوط می‌کند و به فقرا می‌دهد». درست این است که خرمای مرغوب را به فقرا بدهید. وقتی امام زین العابدین علیه السلام صدقه می‌دادند، دست خود را می‌بوسید، از ایشان دلیل آن را پرسیدند، فرمودند: این صدقه به دست خدا می‌رسد.

بندگان خدا را تحقیر نکنید. از بهترین‌ها، بهترین لباس و بهترین غذا انفاق کنید. «تَيَمَّمُ» یعنی قصد کردن. و قصد نکنید «الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ» یک غذا یا یک لباس نامرغوب را انفاق کنید. نیتتان آنجا نباشد. «وَلَسْتُمْ بِآخِذِيهِ» شما خودتان هم این غذا را نمی‌خورید. اگر خودتان هم باشید این لباس را نمی‌پوشید. «إِلَّا أَنْ تُغْمِضُوا فِيهِ» مگر با اغماض، کراهت، بی‌میلی و ناچاری باشد. «وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ» و همه بدانید که خداوند به انفاق و ایثار شما نیازی ندارد، او ستایش شده است.

آیۀ 268 : «الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ ۖ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»

« الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ»، وقتی در مساجد پول جمع می‌کنند، به هم می‌گویند مواظب باشید، الان شیطان به سراغتان می‌آید. شیطان می‌گوید: چرا می‌خواهید انفاق کنید؟ شما کور هستید، کچلی و پیری دارید، بچه و نوه دارید، پولتان را در این موارد خرج کنید. یا در بانک بگذارید تا به آن اضافه بشود. «الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ» به هنگام انفاق شیطان می‌آید وسوسه می‌کند شما را به تهی دستی، «وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ» و سفارش می‌کند به اشرافی‌گری، به زشت‌کاری. چون وقتی پول انباشته می‌شود، فرد متحیر می‌شود که با پول خود چه کاری بکند، پس به دنبال هوسرانی، شهوترانی و زشتکاری می‌رود. «وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا» اما در مقابل، خداوند وعدۀ مغفرت و لطف به شما می‌دهد. «وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ» و خداوند گستراننده و گشایش دهندۀ دانا است.

خیلی عجیب است که در میان آیات انفاق،آیۀ حکمت آمده است:

حکمت و فهم درست، پاداش انفاق کنندگان

آیۀ 269 : «يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا ۗ وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ»

«يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ» خداوند به هر که بخواهد حکمت می‌دهد. مفسران این معنا را برداشت کرده‌اند که هر کس انفاق کند، خداوند به او حکمت و فهم درست می‌دهد، این یکی از مزدهای انفاق کنندگان است. «يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشَاءُ» می‌دهد حکمت را به هر که بخواهد، «وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْرًا كَثِيرًا» و به هر که حکمت داده شد خیر فراوان داده شده است. «وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ» و این را نمی‌فهمند، پند نمی‌گیرند مگر خردمندان، اندیشمندان. افرادی که سطحی فکر می‌کنند این مفاهیم را نمی‌فهمند.

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 44 قرآن کریم

قصه حضرت ابراهیم و زنده شدن مردگان

شرح صفحه 44 قرآن کریم، سوره بقره آیات آیات 264-260 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم. قصه حضرت ابراهیم و زنده شدن مردگان

دانلود فایل صوتی


سوره بقرهبِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

قرآن، بسیار ما را به سفر تشویق کرده است. یکی از آن‌ها، تشویق به سفر به معارف بلند است.

به دنیای دانستنی‌ها سفر کنیم. ناب‌ترین و عمیق‌ترین دانستنی‌ها، کتاب خداست. این صفحه با قصه شروع می‌شود؛قصه‌گو خداست؛ یک قصۀ واقعی که دربارۀ پیامبری بزرگ به نام ابراهیم است…

صفحۀ 44

سورۀ مبارکه بقره

آیات 264-260

أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ

آیۀ 260 : «وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي ۖ قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا ۚ وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ»

«وَإِذْ»، «إِذْ» یعنی ماجرایی در گذشته‌‌ها بوده ولی در زمان حال برای شما مفید است. یاد کنید آن ماجرا را. بی‌تفاوت نباشید. «وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ» یاد کنید آنگاه که ابراهیم گفت: ای خدای من! پروردگار من! به من بفرمایید چگونه مردگان را زنده می‌کنید؟ «قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِنْ» خداوند فرمود: آیا باور نداری؟!

«قَالَ بَلَىٰ» ابراهیم گفت: البته که باور دارم، «وَلَٰكِنْ لِيَطْمَئِنَّ قَلْبِي» اطمینان دارم. ولی می‌خواهم با مشاهده، آرامش پیدا کنم. «قَالَ» خداوند فرمود، «فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ» چهار پرنده را بگیر. در احادیث آمده که آن چهار پرنده طاووس، خروس، کبوتر و کلاغ بودند. پس از آن «فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ» نزد خود، پرنده‌ها را در هم بکوب و به هم ضمیمه کن. تمام این چهار پرنده را با هم مخلوط و بعد چهار قسمت کن. «ثُمَّ اجْعَلْ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٍ مِنْهُنَّ جُزْءًا» هر قسمتی از این مجموعه را بر سر یکی از چهار کوه بگذار. چهار قله را در نظر بگیر و این گوشت‌های مخلوط شده را بر سر این قله‌ها بگذار. «ثُمَّ ادْعُهُنَّ» سپس آن‌ها را صدا بزن: طاووس، کبوتر، خروس، صدایشان کن. «يَأْتِينَكَ سَعْيًا» خیلی پرسرعت پیش تو می‌آیند.

یعنی بار دیگر اجزای آن گوشت‌های مخلوط شده، از هم جدا می‌شود، به شکل همان پرندۀ قبلی در می‌آید و پیش تو می‌آید. «وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ» و بدان که خداوند شکست ناپذیر و مقتدر است، «حَكِيمٌ» کارهای او از روی حکمت است.

از این آیه به بعد، آیات زیادی در سورۀ مبارکۀ بقره دربارۀ «انفاق» است. انفاق یا به قول مقام معظم رهبری «کمک‌های مؤمنانه»، کمک‌هایی که ریشه در باورها و اعتقادات ما دارد. کمک‌هایی که فقط از روی دلسوزی نیست، بلکه به ایمان ما مربوط است.

اینجا چند سؤال مطرح می‌شود:

چه چیزی را انفاق کنیم؟ به چه کسی انفاق کنیم؟ چگونه انفاق کنیم؟ در چند صفحۀ بعدی به این سؤالات پاسخ داده می‌شود.

با هم بخوانیم:

در ابتدا خداوند می‌خواهد به ما انگیزه بدهد. می‌فرماید:

آیۀ 261 : «مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ ۗ وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ»

«مَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ» حکایت کسانی که انفاق می‌کنند دارایی خود را در راه خدا، «كَمَثَلِ حَبَّةٍ» حکایت یک دانه‌ای است که در دل زمین کاشته می‌شود. «أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ» از آن یک دانه، هفت خوشه می‌روید. «فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ» از هر خوشه‌ای صد دانه می‌روید؛ یعنی یک دانه می‌کارد ولی ۷۰۰ دانه تحویل می‌گیرد. انفاق در راه خدا چنین پاداشی دارد. «وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ» و خداوند چندین و چند برابر می‌کند برای هر که بخواهد. «وَاللَّهُ وَاسِعٌ» و خداوند گشایش دهندۀ «عَلِيمٌ» داناست.

بیاییم با خدا معامله کنیم. آقایان!، خانم‌ها! پول‌هایتان را کجا می‌گذارید؟ در کدام بانک -اقتصاد نوین؟، پارسیان؟، ملت؟، ملی؟- سرمایه‌گذاری می‌کنید؟، بیشترین سودی که این بانک‌ها به شما می‌دهند چقدر است؟ 19 یا ۲۲ درصد است؟ در بازار چقدر سود می‌دهند؟ کمترین سود خدا، 200 درصد است. البته این آیه می‌فرماید سود خدا هفت هزار درصد است. یعنی 700 برابر…

افرادی مثل ما که با خدا معامله نمی‌کنیم، بسیار غصه خواهیم خورد.

آیۀ بعد:

آیۀ 262 : «الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى ۙ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»

«الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» آنان که دارایی خود را در راه خدا انفاق می‌کنند. «ثُمَّ» اما، «لَا يُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنًّا وَلَا أَذًى» در پی آن انفاق، منّت نمی‌گذارند. مثلاً بگویند من بودم که تو را داماد کردم. اگر من نبودم که تو خانه‌دار نمی‌شدی؟

ایشان اذیت هم نمی‌کنند. خوب حالا من را تا وسط شهر ببر و…، نه..، کسی که انفاق می‌کند نباید از مردم کار بکشد. کسانی که در راه خدا انفاق می‌کنند، منّت نمی‌گذارند و اذیت هم نمی‌کنند.

«لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ» پاداش آن‌ها نزد پروردگارشان ذخیره است. «وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ»، یکی از آثار انفاق این است که انسان آرامش پیدا می‌کند. ترسی بر ایشان نیست. «وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» و غصه‎ای برای آن‌ها نیست، غصه نمی‌خورند.

نکتۀ دیگر؛

گاهی ما کمک می‌کنیم ولی با بداخلاقی، با توهین و تحقیر این کار را انجام می‌دهیم…

این آیه می‌فرماید:

آیۀ 263 : «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَمَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهَا أَذًى ۗ وَاللَّهُ غَنِيٌّ حَلِيمٌ»

«قَوْلٌ مَعْرُوفٌ» خوب حرف زدن «وَمَغْفِرَةٌ» و گذشت کردن، «خَيْرٌ» بهتر است «مِنْ صَدَقَةٍ» از اینکه کمک بکنیم، «يَتْبَعُهَا أَذًى» اما به دنبال آن اذیت کنیم.

آقا! کمک نکن!، جان مادرت کمک نکن!، ولی یک معاشرت خوب داشته باش. «وَاللَّهُ غَنِيٌّ»، فکر نکن که خداوند به انفاق تو نیاز دارد. انفاق برای رشد خود تو است. و خداوند بی نیاز است. «حَلِيمٌ» خداوند در حال تماشای بندگانش است.

آیۀ 264 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ ۖ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَيْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْدًا ۖ لَا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای خواهران باایمان! برادران باایمان! «لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ» خراب نکنید کمک‌های خودتان را. چون گاهی آدم کمک کرده ولی بعد آن را خراب می‌کند. چگونه خراب می‌شود؟ «بِالْمَنِّ» با منت گذاشتن، «وَالْأَذَىٰ» با اذیت کردن، «كَالَّذِي يُنْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ» کسی که منت می‌گذارد، کسی که اذیت می‌کند مثل کسی است که برای غیر خدا و برای خودنمایی انفاق می‌کند.

مَثَل آدم ریاکار مانند چیست؟ «وَلَا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ» ریاکار ایمان ندارد به خدا، «وَالْيَوْمِ الْآخِرِ» ریاکار، منت‌گذار و اذیت‌کن، به آخرت ایمان ندارد. «فَمَثَلُهُ» مَثَل چنین کسی، «كَمَثَلِ صَفْوَانٍ» مثل یک سنگ صاف -یک صخره- است، «عَلَيْهِ تُرَابٌ»…

شما تصور کنید که در کوهستان هستید، اگر یک فرغون خاک بر روی یک سنگ صاف بریزید، سپس یک مشت هم جو و گندم آنجا بریزید، به نظر شما اسم این کار کشاورزی است؟ نه..، اینکه کشاورزی نیست، چون یک باد می‌آید همه را می‌برد، یک رگبار می‌آید و همه را می‌شوید. کشاورزی باید در زمین مطمئن باشد. زمین هم وقتی مطمئن می‌شود که برای خدا کمک کنیم، منت نگذاریم، اذیت نکنیم و کارهایمان از روی ریا نباشد.

«فَأَصَابَهُ وَابِلٌ» یک رگباری می‌رسد، «فَتَرَكَهُ صَلْدًا» خاک‌ها را می‌شوید و همان یک سنگ صاف می‌ماند. «لَا يَقْدِرُونَ عَلَىٰ شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا» از کارهایی که کرده‌اند چیزی دستشان را نمی‌گیرد. بر دستاوردی توان ندارند، چون همه را آب و باد برده است. «وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ»، اینجا خداوند از ریاکار با لفظ «کافر» یاد کرده است. حدیث داریم که در روز قیامت چند لقب به ریاکار می‌دهند. آمده است که در جایی «یا فاسق» و در جای دیگر «یا کافر» می‌گویند. و خداوند کافران را هدایت نمی‌کند.

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 43 قرآن کریم

مناظره حضرت ابراهیم و نمرود و داستان عزیر نبی

شرح صفحه 43 قرآن کریم، سوره بقره آیات 259-257 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

 


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

به نظر من، سفر به قرآن مثل سفر به آسمان هاست. وقتی با ابزار یا با چشمان طبیعی به آسمان‌ها نگاه می‌کنیم، بعضی از ستاره‌ها را پرنورتر و درخشان‌تر می‌بینیم. همۀ آیات قرآن نور است. اما پیامبر عزیز ما و امامان ما بعضی از آیات مثل آیة الکرسی را، به قول شما جوان‌ترها، بُلد کرده‌اند…

خدا رحمت کند مرحوم آقای فلسفی در یک ماه رمضان در ۳۰ جلسه، تفسیر آیة‌الکرسی را با بهترین شیوایی بیان کردند که چاپ هم شده است. این کتاب را بخوانیم. در احادیث زیادی، برای کسی که در صبحگاه، در شب، در سفر و در تدبیر امور آیة‌الکرسی را بخواند، پاداش بیان کرده است. خیلی کمک‌کار ماست. به سفر آسمانی قرآن کریم می‌رویم:

 

صفحۀ 43

سورۀ مبارکه بقره

آیات 259-257

آیۀ 257 : «اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۖ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ ۗ أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ»

«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا» خداست سرپرست کسانی که ایمان آورده‌اند. برای ایشان چه کاری می‌کند ؟ «يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» آن‌ها را از تاریکی‌های وهم، جهل، حرص، شهوات و خرافات بیرون می‌آورد. اما «وَالَّذِينَ كَفَرُوا» آنان که کافر شدند، «أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ» تصمیم‌گیران آن‌ها، اداره‌کنندگان آن‌ها، سرپرست‌های آن‌ها طاغوت هستند. طاغوت‌ها برای انسان چه کاری می‌کنند؟ «يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ»  انسان را از فطرت نورانی خود بیرون می‌آورد، «إِلَى الظُّلُمَاتِ» می‌برند در تاریکی‌های حیرت و سرگشتگی، «أُولَٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ»  کافران همنشینان آتش هستند. «هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ» برای همیشۀ همیشه‌ها در جهنم خواهند بود.

 

از اینجا تا پایان صفحه، دو ماجرا از دو پیامبر آمده است. من از برادران عزیز و خواهران گرامی خواهش می‌کنم، ‌مخصوصاً مخصوصاً قصه‌های قرآن را یاد بگیریم، چند بار تکرار کنیم و برای فرزندانمان بیان کنیم. در حال حاضر که وسیله‌های ارتباطی زیاد شده است، سعی کنیم قرآن را نشر دهیم. همۀ ما مُبَلّغ قرآن شویم.

قصۀ اول:

آیۀ 258 : «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ ۖ قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ ۗ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ»

«أَلَمْ تَرَ» آیا نمی‌دانی؟! یعنی برو بدان. «أَلَمْ تَرَ» آیا نمی‌بینی؟ یعنی بنشین ببین. چی را؟ «إِلَى الَّذِي»  آن کسی را که؛ منظور نمرود پادشاه زمان حضرت ابراهیم علیه السلام است. نمرود چه کار کرد؟ «الَّذِي حَاجَّ إِبْرَاهِيمَ فِي رَبِّهِ» دربارۀ پروردگار با ابراهیم بحث کرد. یعنی از حضرت ابراهیم پرسید: خدای تو کیست؟ چرا به خود این جرأت را داد که با کمال پررویی بستانکاری کند؟ چون قدرت داشت، چون زمامدار و سرمایه‌دار بود. «أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْك» زیرا خداوند به او قدرت داده بود، ولی او از قدرت خود سوءاستفاده کرد. حالا از ابراهیم بستانکاری می‌کند. ابراهیم خدای تو کیست؟

«إِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ» یاد کن آنگاه که ابراهیم گفت، «رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ» پروردگار من کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند. «قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ» نمرود گفت: من هم زنده می‌کنم و می‌میرانم. دستور داد دو زندانی را آوردند، یک زندانی که به اعدام محکوم شده بود را دستور داد تا آزاد کنند، یک زندانی دیگر که سرنوشتش آزادی بود را دستور داد اعدام کنند و بعد از آن گفت: دیدید من می‌توانم زنده کنم، دیدید من توانستم بمیرانم. حضرت ابراهیم ورق را عوض کرد….

«قَالَ إِبْرَاهِيمُ» ابراهیم فرمود: «فَإِنَّ اللَّهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ» خداوند خورشید را از مشرق بیرون می‌آورد، اگر تو واقعاً خدا هستی «فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ» تو خورشید را از مغرب درآور. «فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ»  سرگردان شد، مبهوت شد، آن کسی که کافر شده بود. «وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ» و خداوند ستمگران را هدایت نمی‌کند. از نظر قرآن بالاترین ستم شرک است «إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ».

این گفتگو و محاجۀ حضرت ابراهیم با نمرود بود.

 

یک قصۀ دیگر:

این قصه‌ها بعد از آیة الکرسی آمده است و آیة الکرسی دربارۀ صفات خداست.

آیۀ 259 : «أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَىٰ قَرْيَةٍ وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا قَالَ أَنَّىٰ يُحْيِي هَٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا ۖ فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ ۖ قَالَ كَمْ لَبِثْتَ ۖ قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ ۖ قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ فَانْظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ ۖ وَانْظُرْ إِلَىٰ حِمَارِكَ وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ ۖ وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا ۚ فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ قَالَ أَعْلَمُ أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»

«أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلَىٰ قَرْيَةٍ» یا شنیده‌ای آن پیامبری که از قریه‌ای (روستایی) گذر می‌کرد؛ نام آن پیامبر ذکر نشده است، ولی امامان ما فرمودند که منظور عُزَیرِ پیامبر است. «وَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَىٰ عُرُوشِهَا»، «عَرش» یعنی سقف، در آن روستا سقف خانه‌ها روی دیوارها فرو ریخته بود. یعنی پیشتر زلزله‌ای رخ داده بود.

«قَالَ أَنَّىٰ يُحْيِي هَٰذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا» آن پیامبر از خداوند تقاضا کرد: پروردگارا! چگونه این مرده‌ها را بعد از مردن زنده می‌کنی؟ یعنی اینگونه نبوده که ایشان تردید داشته باشد، بلکه مانند حضرت ابراهیم که از خدا خواست زنده کردن مرده‌ها را به او بنمایاند، حضرت عُزَیر هم برای اطمینان خاطر، نه به صورت علمی بلکه به شیوۀ شهودی خواست که زنده‌شدن‌ مرده‌ها را با چشمانش ببیند.

«فَأَمَاتَهُ اللَّهُ مِائَةَ عَامٍ» خداوند عُزَیر را میراند تا صد سال… همراه عُزَیر خوردنی‌هایی بوده که گفته‌اند شیر و انجیر بوده است و او بر الاغی سوار بود. او صد سال مرده بود. «ثُمَّ بَعَثَهُ» بعد از صد سال خداوند عُزَیر را زنده فرمود. «قَالَ كَمْ لَبِثْتَ» ای عُزَیر! چه مدتی است در این روستا هستی؟  «قَالَ لَبِثْتُ يَوْمًا أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ» عُزَیر هم گفت: «فکر می‌کنم حدوداً یک روز یا نصف روز من اینجا بوده‌ام». «قَالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَةَ عَامٍ» خداوند فرمود: تو صد سال است که اینجا هستی….

«فَانْظُرْ إِلَىٰ طَعَامِكَ وَشَرَابِكَ لَمْ يَتَسَنَّهْ» نگاه کن به غذا و نوشیدنی‌ات که فاسد نشده! ما این کار را کرده‌ایم. [*** تایتل: خداوند بر هر کاری تواناست.] اگر ما بخواهیم که چیزی بماند، حتی غذاهایی مثل شیر و انجیر که زود هم فاسد می‌شوند، با گذشت صد سال هم اجازه نمی‌دهیم که فاسد شوند. چگونه خداوند عمر امام زمان علیه السلام را بیش از ۱۰۰۰ سال طول می‌دهد؟ چون در آیة الکرسی قدرت و علم او را خواندیم.

«وَانْظُرْ إِلَىٰ حِمَارِكَ» اما نگاه کن به الاغت که گوشت‌هایش از بین رفته و استخوان‌هایش هم پراکنده شده است. «وَلِنَجْعَلَكَ آيَةً لِلنَّاسِ» ما می‌خواهیم تو را نشانه‌ای برای مردم قرار بدهیم با این قصه‌ای که برای تو پیش آمد. حال نگاه کن به الاغی که استخوان‌هایش پراکنده شده، ما استخوان‌ها را جمع می‌کنیم. «وَانْظُرْ إِلَى الْعِظَامِ كَيْفَ نُنْشِزُهَا»  نگاه کن به استخوان‌های الاغ که چگونه ما آن‌ها را به هم متصل می‌کنیم! «ثُمَّ نَكْسُوهَا لَحْمًا» آنگاه با گوشت، استخوان‌ها را می‌پوشانیم.

«فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ» وقتی قصه برای عُزیر روشن شد، «قَالَ أَعْلَمُ» گفت دانستم که «أَنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»  خداوند بر هر کاری تواناست.

 

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

 

شرح صفحه 42 قرآن کریم

شرح صفحه 42 قرآن کریم (آیة الکرسی)

شرح صفحه 42 قرآن کریم، سوره بقره آیات 256-253 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

 


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

یکی از مسائل مهمی‌که از آغاز تاریخ تا پایانش باید به آن فکر بکنیم، آمدن پیامبران است.

خداوند انسان را با ظرفیتی بزرگ آفرید. او استعداد دانش آموختن دارد. اما این دانش و اندیشۀ انسان، کشش این که خودش به طور مستقل به مقصد برسد را ندارد و باید وحی به کمک او بیاید، باید پیامبران به کمک او بیایند. پیامبران مراتب داشتند، همۀ آن‌ها دارای یک هدف و معصوم بودند، اما مراتب داشتند، بعضی‌ بزرگتر از دیگران بودند.

آیۀ 253 : «تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ ۘمِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ ۖ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ ۚ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ۗ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَٰكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَمِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ»

«تِلْكَ الرُّسُلُ» آن پیامبران، «فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ» برتری دادیم بعضی از آن‌ها را بر بعضی دیگر، «مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ» از جمله پیامبرانی که برتری دادیم و در سطح بالا هستند، پیامبری است که خدا با او سخن گفته، در جای دیگر قرآن این مسئله برای ما روشن می‌شود که منظور موسی بن عمران است.

«وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ» و بالا برد درجات بعضی را بر دیگران. پیامبر دیگری که از نظر رتبه، بلند مرتبه است، عیسی بن مریم است. «وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ» و به عیسی بن مریم معجزات دادیم، دلایل روشن دادیم. «وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ» و او را به وسیلۀ روح القدس که شاید منظور جبرئیل امین باشد، پشتیبانی کردیم، تأیید کردیم.

قبل از اینکه پیامبران بیایند مردم با هم اختلاف داشتند، پیامبران برای رفع اختلاف آمدند. اما متأسفانه پس از آمدن پیامبران هم یه نوع اختلافاتی بین مردم بر اساس هوس و نه بر اساس جهل، وجود داشت. اختلافات قبل از آمدن پیامبران براساس جهل بود، اما الان پیامبران آمدند و دلایل و راه روشن است. اما همچنان بعضی به خاطر قدرت‌طلبی، بعضی به خاطر هوسرانی و شهوت‌رانی با هم اختلاف می‌کنند.

«وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ» اگر خدا می‌خواست بعد از پیامبران به جان هم نمی‌افتادند و با همدیگر جنگ نمی‌کردند. اما از آنجا که خدا اراده کرده که انسان را با اختیار در این میدان قرار بدهد، اختیار با انسان است. «مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ» اختلافات پس از آن است که دلایل روشن آمده اما همچنان با هم درگیری دارند. «وَلَٰكِنِ اخْتَلَفُوا» با هم اختلاف دارند.

«فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ» بعضی از مردم ایمان آوردند به پیامبر، «وَمِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ» بعضی کفر ورزیدند، انکار کردند آیین پیامبر را. مجدداً خداوند می‌فرماید: اگر ما می‌خواستیم کاری می‌کردیم که شما هم مانند فرشته‌ها در همان مسیری که ما اراده می‌کنیم حرکت کنید. «وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا» اگر خدا می‌خواست اصلاً اختلاف، درگیری و جنگی پیش نمی‌آمد. اما خداوند اراده کرده انسان را در این میدان به حال خود رها کند. نظارت و راهنمایی هست اما اجباری وجود ندارد. «وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ» ولی خداوند انجام می‌دهد آنچه را که اراده کرده، و ارادۀ خدا بر این است که انسان آزاد باشد.

آیۀ 254 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ ۗ وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا»، هشتاد و چند بار آیات قرآن با این آهنگ آمده که خیلی از آن‌ها در همین سورۀ بقره است. امام صادق علیه السلام فرمودند: من وقتی این آیات را می‌شنوم، لذت می‌برم. خداوند چقدر با بندگان خود محترمانه و کریمانه سخن گفته است… ای کسانی که ایمان آورده‌اید، عزیزان من! بندگان من!

«أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاكُمْ» از آنچه روزی شما کرده‌ایم انفاق کنید. همۀ آنچه به شما داده‌ایم منظور نیست، بلکه یک قسمتی از آن مثلاً ده درصد یا بیست درصد را به کسانی که سطح زندگیشان از شما پایین‌تر است، انفاق کنید.

«مِنْ قَبْلِ أَنْ يَأْتِيَ يَوْمٌ» قبل از اینکه آن روز، یعنی روز قیامت -روز نیاز شما- برسد. قیامت چه روزی است؟ «يَوْمٌ لَا بَيْعٌ فِيهِ» با پول نمی‌شود خود را خرید. «وَلَا خُلَّةٌ» رفیق‌بازی در قیامت نیست. «وَلَا شَفَاعَةٌ» واسطه‌گری در قیامت نیست. البته ما شفاعتی قابل قبول خدا را در قرآن داریم، آیات شفاعت را کنار هم باید بگذاریم و جمع‌بندی کنیم. اینجا می‌فرماید که شفاعت نیست. در آیات دیگر می‌فرماید شفاعت هست ولی به اذن خدا یا تحت رضایت خدا…

«وَالْكَافِرُونَ هُمُ الظَّالِمُونَ» و کافران، ستمگران هستند کسی که به خدا کفر می‌ورزد، هم به خدا و هم به خودش ظلم می‌کند و راه ایمان آوردن دیگران را می‌بندد.

به قلّۀ قرآن می‌رسیم؛ بلندترین، شریف‌ترین و باارزش‌ترین آیۀ قرآن که آیة‌الکرسی نام دارد و حدیث‌های زیادی دربارۀ فضیلت این چند آیه داریم.

آیۀ 255 : «اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ ۚ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ ۚ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۗ مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۚ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ ۖ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ ۚ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ ۖ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا ۚ وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ»

«اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ» اللّٰه که معبودی جز او نیست. «الْحَيُّ» زنده است. «الْقَيُّومُ» پاینده است، برپادارنده است، او جهان را برپا می‌دارد. «لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ» نه خواب کوتاه -که ما در زبان فارسی به آن چُرت می‌گوییم- و نه خواب طولانی که می‌گوییم خواب او را نمی‌گیرد. خداوند بیدار است، زنده است. «لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» هر آنچه در آسمان‌ها و هر آنچه در زمین است مِلک خداست.

«مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ» در آیۀ قبل گفتیم که شفاعت نیست، اما این آیه می‌فرماید: شفاعت هست. کیست که شفاعت کند نزد او مگر با اجازۀ او، پس با اجازۀ او شفاعت کردن، شفاعت شدن امکان پذیر است. «يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ» خداوند از آینده‌ها خبر دارد. آنچه پیش روی انسان‌هاست، در آینده رخ خواهد داد. «وَمَا خَلْفَهُمْ» خداوند از جزئیات گذشته‌ها نیز اطلاع دارد، مثلاً دیروز این آقا چه کار کرد؟ سال قبل چه کار کرد؟ 17 سال قبل چه کار کرد؟

«وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِهِ» خداوند بر بندگان احاطۀ علمی‌ دارد، اما بندگان بر علم خداوند احاطه ندارند. او آفریدگار است و علمی بی‌انتها دارد اما دانستی‌های ما محدود است. خداوند بر ما احاطۀ علمی ‌دارد، ولی ما بر خداوند احاطۀ علمی‌ نداریم. «إِلَّا بِمَا شَاءَ» دانستنی‌های ما در حدی است که خدا بخواهد. «وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ» قلمرو قدرت او همۀ جهان هستی را فراگرفته است.

«وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا» خسته نمی‌کند او را نگه‌داشت این نظامِ با عظمت؛ خداوند خسته نمی‌شود. ما الان یک مدیری که پروژه‌ای را اداره می‌کند، می‌گوید من خسته شده‌ام و عید نوروز باید چند روزی را استراحت کنم. نه… خداوند خسته نمی‌شود، خدایی که ما قبول داریم بر هر چیزی تواناست، بر هر چیزی داناست. «وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ» و او والای بزرگ است.

آیۀ 256 : «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انْفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ»

«لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ» در دین اجباری نیست. چون دین در نهاد همۀ انسان‌ها وجود دارد، نمی‌توانیم دین را به صورت یک آمپول بسازیم و آن را تزریق کنیم. همۀ انسان‌ها -در آمریکا، در اروپا، آسیا، شرق و در غرب- همانطور که به خودشان نگاه می‌کنند، به طور طبیعی دین را می‌یابند. آفریده، آفریننده دارد. مخلوق، خالق دارد، حرکت، محرک دارد، نظم، مُنَظِّم دارد، این اجباری نیست. به طور طبیعی همۀ انسان‌ها به «یک جا» متکی هستند.

ملاصدرا می‌گوید: وقتی در کَشتی، کَشتی‌نشینان با حادثه روبرو می‌شوند، ناامید نیستند، به «یک جا» امیدوارند. او خداست. در پذیرش دین خدا، اجباری نیست.

اما رعایت قوانین و مقررات در هر کشوری، یک ضرورت است. اگر یک نظام، بخواهد برون‌داد و نتیجه داشته باشد، مردم باید از آن تبعیت کنند. اگر مردم را آزاد بگذارند که هر طوری می‌خواهند رانندگی کنند، در حالی که مثلاً این جاده یک‌طرفه است یا سبقت ممنوع است یا محدودیت سرعت وجود دارد، و راهنمایی و رانندگی اعلام کند که ما فقط «راهنمایی» می‌کنیم، ولی شما هر طور توانستید عمل کنید! این مسآله قابل قبول نیست؛ بلکه او جلوگیری می‌کند و محدودیت اعمال می‌کند. اجباری در پذیرش دین نیست.

«قَدْ تَبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ» تفاوت رشد از گمراهی روشن است. انسان می‌داند که راستگویی خوب و دورغگویی بد است. خیلی روشن است. «فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ» هر کس کفر بورزد به طاغوت، «وَيُؤْمِنْ بِاللَّهِ» و باور کند اللّٰه را، «فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى» چنگ انداخته است به یک پشتوانۀ مستحکم، «لَا انْفِصَامَ لَهَا» که گسستی برای او نیست، «وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» و خداوند شنوای داناست.

خدانگهدار شما…

جلسه بعد