شرح 10 دقیقه ای صفحات قرآن کریم

شرح صفحه 78 قرآن کریم

احکام ارث (شرح صفحه 78 قرآن کریم)

شرح صفحه 78 قرآن کریم، سوره نساء آیات 11-7 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی(صفحه 78 قرآن کریم)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

سورۀ نساء به موضوع «زنان و خانواده» می‌پردازد.

قبل از اسلام، زنان و کودکان ارث نمی‌بردند. دلیل کارشان این بود که چون مردان کار می‌کنند یا به جنگ می‌روند، پس مستحق ارث گرفتن هستند. در زمان پیامبر صلی اللّْه علیه و آله و سلم، یک خانمی که شوهرش را از دست داده بود، به همراه فرزندانش، به نزد پیامبر آمد و از عموها و یا فامیل خود که تمام دارایی‌اش را برده‌اند، شکایت کرد.

پس این آیه نازل شد:

سوره نساءصفحۀ 78

سورۀ مبارکه نساء

آیات 11-7

آیۀ 7 : «لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ ۚ نَصِيبًا مَفْرُوضًا»

«لِلرِّجَالِ نَصِيبٌ مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ» برای مردان سهمی است از آنچه پدران و مادران از دارایی، به جا می‌گذارند. «وَلِلنِّسَاءِ نَصِيبٌ» برای زنان هم سهمی است. «مِمَّا تَرَكَ الْوَالِدَانِ وَالْأَقْرَبُونَ» از آنچه پدر و مادر و خویشان به جا می‌گذارند زنان هم ارث می‌برند. «مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ» مبلغش کم باشد یا زیاد، «نَصِيبًا مَفْرُوضًا» جدی بگیرید یک سهم واجب. پیشنهادی نیست همه باید اطاعت کنند.

آیۀ 8 : «وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُو الْقُرْبَىٰ وَالْيَتَامَىٰ وَالْمَسَاكِينُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا»

«وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ» وقتی صحنۀ تقسیم ارث پیش آمد؛ ارثبران، دو ماه –کمتر یا بیشتر– بعد از اینکه فردی از دنیا رفت، در یک ساعت و خانه‌ای قرار می‌گذارند که جمع شوند و ارث‌ها را تقسیم کنند. وقتی که زمان تقسیم ارث رسید، «وَإِذَا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أُولُو الْقُرْبَىٰ»  در مجلس تقسیم ارث، بعضی از خویشانی که ارث نمی‌برند نیز حاضر شدند. در حال تقسیم ارث‌ هستند که زنگ در خانه به صدا در می‌آید، خاله، عمه و یا خواهر که ارث هم نمی‌برند، آمده‌اند…

«وَالْيَتَامَىٰ» و یا یکی از یتیم‌های فامیل آمده است، «وَالْمَسَاكِينُ» و یا یکی از فقرای فامیل آمده، اگر این صحنه پیش آمد «فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ» از آن ارث مقداری به این میهمانان بدهید. این کار واجب است؟ نه… به عنوان یک حکم اخلاقی، یا هدیه، به این مهمانانی که ارث نمی‌برند هم چیزی بدهید. این دستور خدا است. «وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا» و با آن‌ها پسندیده سخن بگویید، اخم‌هایتان را در هم فرو نبرید. بداخلاقی نکنید. و نگویید چرا آنان، حالا که آمدیم ارث را تقسیم کنیم، از راه رسیدند؟

آیۀ 9 : «وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُوا عَلَيْهِمْ فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ وَلْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا»

دوباره به موضوع اداره و سرپرستی زندگی یتیمان برمی‌گردد:

«وَلْيَخْشَ الَّذِينَ لَوْ تَرَكُوا مِنْ خَلْفِهِمْ ذُرِّيَّةً ضِعَافًا خَافُوا عَلَيْهِمْ» کسانی که زندگی یتیمان را سرپرستی می‌کنند، بترسند از ظلم کردن به مال آنان. اگر به این فکر کنند که ممکن است از خودشان نیز یتیمانی ضعیف و ناتوان باقی بماند که موجب دلواپسی آنان شود، آنگاه می‌ترسند و نسبت به دارایی یتیمان دست‌اندازی نمی‌کنند. «فَلْيَتَّقُوا اللَّهَ»، تقوا در قرآن، دویست و پنجاه و چند بار آمده است که خیلی از آن موارد در خانواده و در مسائل مالی است. خدا را در نظر بگیرید. از مخالفت خدا پرهیز کنید. «وَلْيَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا» با محبت، مستند و درست سخن بگویید.

آیۀ 10 : «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَىٰ ظُلْمًا إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا ۖ وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا»

«إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوَالَ الْيَتَامَىٰ ظُلْمًا» آنان که دارایی یتیمان را از روی ظلم و ستم می‌خورند، «إِنَّمَا يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ نَارًا» آن‌ها در شکم‌هایشان آتش می‌خورند. این آیه از آیات عجیب قرآن است و بیانگر این مطلب است که به جز این جهان مادی و حسی که مشاهده می‌کنیم، خبرهای دیگری هم در این عالم وجود دارد. شاید فردی پیتزا، گوشت و کباب بخورد، اما قرآن دربارۀ او می‌فرماید «آتش می‌خورد». «وَسَيَصْلَوْنَ سَعِيرًا» و –کسانی که مال یتیم می‌خورند– به زودی در آتش سوزان خواهند سوخت.

از آیۀ 11 به بعد، آیاتِ سورۀ نساء دربارۀ موضوع ارث است. یک موضوع فوق العاده مهم که انسان دربارۀ دارایی خود چگونه فکر کند تا امیدوارکننده باشد. اسلام می‌فرماید: دارایی هر کس به وارثان او -و نه به دولت- می‌رسد. پس اگر بدانم که دارایی من به فرزندانم می‌رسد، تلاش بیشتری خواهم کرد، به عنوان مثال اگر کارخانه‌ای داشته باشم، آن را توسعه می‌دهم. این احکام اسلام است.

آیۀ 11 : «يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ ۖ لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ ۚ فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً فَوْقَ اثْنَتَيْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ ۖ وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ ۚ وَلِأَبَوَيْهِ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَكَ إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ ۚ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ ۚ فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ ۚ مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا أَوْ دَيْنٍ ۗ آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا ۚ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا»

«يُوصِيكُمُ اللَّهُ فِي أَوْلَادِكُمْ» خداوند سفارش می‌کند شما را دربارۀ ارث فرزندانتان. «لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ» برای پسران به اندازۀ دو برابر دختران. خوب همین جا سؤال پیش می‌آید: حاج آقا! مگر جان پسران شیرین‌تر است؟! مگر خون پسران خوش رنگ‌تر است؟ چرا؟ دختران چه گناهی دارند؟! در پایان این صفحه می‌فرماید: این آیه‌ها حکمت‌هایی دارد. خدای حکیم و خدای علیم، این دستورات را داده است.

اگر فرض کنیم ارثی که در یک سال به مردم ایران می‌رسد، ۳۰ میلیارد باشد، بر اساس این قاعده، باید ۲۰ میلیارد آن به پسران و ۱۰ میلیارد آن به دختران برسد. از نظر اسلام، دختران هیچ وظیفه‌ای ندارند و می‌توانند آن پول را پس انداز کنند. اما پسران در هنگام ازدواج، باید نیمی از آن را به عنوان مَهریه و نفقه هزینه کنند. در حقیقت این خانم‌ها هستند که دو برابر می‌برند ولی در گام‌های نخست این‌گونه پیدا نیست. یک حکمتی پشت این ماجرا وجود دارد. علاوه بر این، همه جا زن و مرد متفاوت نیستند، بلکه در بسیاری از موارد پدر و مادر سهم‌هایشان به یک مقدار است و سهم پدر (برادر) دو برابر مادر (خواهر) نیست. پس این گونه نیست که جنسیت همه جا دخالت داشته باشد.

«فَإِنْ كُنَّ نِسَاءً» اما اگر کسی که از دنیا رفته و پسری نداشته و فقط از او دخترانی باقی مانده باشد. «فَوْقَ اثْنَتَيْنِ» دو یا چند دختر مانده، «فَلَهُنَّ ثُلُثَا مَا تَرَكَ» دو سوم ارث بین این دختران به طور مساوی تقسیم می‌شود. «وَإِنْ كَانَتْ وَاحِدَةً» اما اگر یک تک دختر مانده باشد، «فَلَهَا النِّصْفُ» نصف ارث به آن دختر می‌رسد.

به پدر و مادر چقدر ارث می‌رسد؟ «وَلِأَبَوَيْهِ» و برای پدر و مادر «لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ» برای هر یک از پدر و مادر، یک ششم، «مِمَّا تَرَكَ» از آن دارایی که باقی مانده. «إِنْ كَانَ لَهُ وَلَدٌ» اگر کسی که از دنیا رفته، فرزند یا فرزندانی دارد، «فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ» اما اگر فرزند ندارد، «وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ» و پدر و مادر وارثان او هستند، «فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ» مادر یک سوم، پدر دو سوم. «فَإِنْ كَانَ لَهُ إِخْوَةٌ» اگر کسی که از دنیا رفته، برادرانی داشته باشد، «فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ» برای مادر یک ششم. البته همۀ این تقسیم‌ها، «مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصِي بِهَا» بعد از انجام دادن وصیتی است که وصیت شده است. اول باید به وصیت عمل شود، «أَوْ دَيْنٍ» و بعد به دیون و بدهکاری‌ها پرداخته شود، سپس باید آن ارث تقسیم شود. «آبَاؤُكُمْ وَأَبْنَاؤُكُمْ لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ» شما نمی‌دانید که پدرانتان یا فرزندانتان، کدام به شما نزدیک‌تر هستند؟ آیا می‌خواهید کارتان به درستی نزدیک باشد، احکام خدا را عمل کنید.

«لَا تَدْرُونَ أَيُّهُمْ أَقْرَبُ لَكُمْ نَفْعًا» نمی‌دانید نفع کدام یک از اینها، پدر و مادر برای شما بیشتر است یا فرزندان؟ «فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ» این سهم‌هایی که گفته شد، واجبی است از جانب خدا. «إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا» خداوند داناست و دستوراتش با هدف، با حکمت است.

(صفحه 78 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 77 قرآن کریم

اهمیت نهاد خانواده (صفحه 77 قرآن کریم)

شرح صفحه 77 قرآن کریم، سوره نساء آیات 6-1 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی


قرآن کریم هدیۀ خداوند به بشریت است. موضوع سورۀ نساء «زنان و خانواده» است.

تقریباً بیش از ۶۰۰ آیۀ قرآن، دربارۀ خانواده است. این نشان می‌دهد که از نظر کتابِ آسمانی ما مسلمان‌ها، موضوع «خانواده» فوق‌العاده مهم است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

به نام اللّْه که همۀ مخلوقات را دوست دارد و به مؤمنان، برای همیشه مهر می‌ورزد.

سوره نساءصفحۀ 77

سورۀ مبارکه نساء

آیات 6-1

آیۀ 1 : «يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً ۚ وَاتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ وَالْأَرْحَامَ ۚ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا»

«يَا أَيُّهَا النَّاسُ» ای مردم! «اتَّقُوا رَبَّكُمُ» پروا کنید، از مخالفت خدا بپرهیزید. «الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ» خدایی که شما را آفرید از یک گوهر، «آدم». « وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا» از همان گوهر، حوا را آفرید. نگاه یهودیان اینگونه است که آلیاژ زن با مرد فرق می‌کند. آن‌ها مرد را به طلا و زن را به نقره تشبیه یا عیار طلای مرد را ۲۴ و زن را ۱۸ عنوان می‌کنند.‌ این نگاه، قرآنی نیست و خطا است. بر اساس آیۀ یک سورۀ نساء گوهر زن و مرد، یکی است. هر کدام که ایمان، دانش، خدمت و تقوای بیشتری داشته باشند بهتر هستند.

«وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالًا كَثِيرًا وَنِسَاءً» و از این دو نفر –آدم و حوا–، مردان و زنان بسیاری در این کرۀ خاکی پراکنده و منتشر شده‌اند. نظریه‌ای که «بچه‌های آدم و حوا با هم ازدواج نکرده‌اند، بلکه یک جنّ یا فرشته‌ای آمده است»، از نظر علامه طباطبایی رضوان الله تعالی علیه اشتباه است. این آیۀ قرآن می‌فرماید که از آن دو نفر، زاد و ولد صورت گرفته است. چرا که در آن روزگار هنوز حرمت ازدواج خواهر و برادری نیامده بود. «وَاتَّقُوا اللَّهَ»، برای دومین بار می‌فرماید: از خدا پروا کنید. «الَّذِي تَسَاءَلُونَ بِهِ» خدایی که پیش چشم شما عظمت بسیاری دارد که وقتی از یکدیگر موردی را می‌خواهید، نام او را می‌برید؛ «تو را به خدا..»، «تو را به خدا..».

«وَالْأَرْحَامَ» و همچنین بپرهیزید از فاصله گرفتن –قطع رابطه– از خویشاوندان، این جرم بزرگی است. همۀ شما از آدم و حوا هستید. امتیازات موهوم –رنگ، نژاد، زبان و شکل من– را کنار بگذارید. همۀ شما اهل یک خانواده هستید. «بپرهیزید از قطع رابطه با خویشاوندان»….

«إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَيْكُمْ رَقِيبًا» حقیقت این است که خداوند مراقب و مواظب شما است.

یکی از پدیده‌هایی که در هر جامعه‌ای وجود دارد، «یتیمان» هستند. با سر کار –کارخانه، مزرعه و …– رفتن مردان و حضور در میدان‌های جنگ، در بعضی از مقاطع زمانی، تعداد مردان بیشتری نسبت به زنان از دنیا می‌روند که نتیجۀ آن ظهور «یتیمان» است. افرادی باید یتیمان را سرپرستی کنند. در آغاز سورۀ نساء، قرآن کریم به موضوع «سرپرستی یتیمان» پرداخته است.

آیۀ 2 : «وَآتُوا الْيَتَامَىٰ أَمْوَالَهُمْ ۖ وَلَا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ ۖ وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَىٰ أَمْوَالِكُمْ ۚ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا»

«وَآتُوا الْيَتَامَىٰ أَمْوَالَهُمْ» و بدهید به یتیمان اموالشان را وقتی به رشد رسیدند. «وَلَا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ» دارایی‌های بد و نامرغوب خودتان را با دارایی‌های مرغوب یتیمان مخلوط و تبدیل نکنید. سوء استفاده نکنید. ای سرپرست‌های یتیمان!

«وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَىٰ أَمْوَالِكُمْ» دارایی‌های آن‌ها را با دارایی‌های خودتان نخورید، مصرف نکنید. به این مرزها دقت کنید. «إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا» مصرف مال یتیم، گناه بزرگی است.

ماجرای دیگری که وجود داشته، ازدواج یتیمان است. زمانی که دختران یتیم به سن ازدواج می‌رسیدند، سرپرستانشان پیشنهاد ازدواج می‌دادند و سپس از دارایی یا از خود ایشان سوء استفاده می‌کردند. قرآن کریم این سوء استفاده را متوقف کرده است.

می‌فرماید:

آیۀ 3 : «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَىٰ فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَىٰ وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ ۖ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ۚ ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَلَّا تَعُولُوا»

«وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَىٰ» اگر ترسیدید دربارۀ دختران یتیم عدالت را اجرا نکنید، «فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ» با زنان پاکیزۀ دیگر ازدواج کنید. چشم‌ طمع را از دختران یتیم کوتاه کنید. با بقیه ازدواج کنید. «مَثْنَىٰ» با دو نفر از آن‌ها «وَثُلَاثَ» و یا سه «وَرُبَاعَ» و یا چهار. همیشه در دنیا تعدد زوجات بوده است. با ظهور اسلام، تعدد زوجات، به چهار مورد محدود شد. چرا؟ همانطور که اشاره شد، گاهی توازن جمعیت به هم می‌خورد و تعداد زنان بیشتر از مردان می‌شود. چگونه ما با این مسأله روبه‌رو شویم؟ زنان بی‌همسر زیاد هستند. اگر مردان هم با یک نفر از بانوان ازدواج کنند، زنانِ بی همسر زیادی می‌مانند.

گزینۀ اول این است که زنانِ بی‌همسر، همانطور باقی بمانند و غرائز، تمایلات و خواسته‌های آن‌ها سرکوب شود. گزینۀ دوم همان راه حلی است که در غرب مرسوم شده و زنان و مردان از راه‌های نامشروع، با هم ارتباط داشته باشند. گزینۀ سوم، گزینه‌ای است که در زمان‌هایی که این توازن به هم می‌خورد، مردانی که توانایی دارند –البته با شرایطی که قرآن کریم و فقه اسلام بیان می‌کند– دو، سه و یا چهار همسر انتخاب و عدالت را دربارۀ آن‌ها رعایت کنند.

اروپایی‌ها در زمان جنگ جهانی دوم، با جمعیت چند صد هزار نفری و یا میلیونی زنانِ بدون‌شوهر روبه‌رو بودند. ایشان حتی به دانشگاه الأزهر نیز مراجعه کردند و دیدگاه اسلام را پرسیدند. اما کشیش‌های مسیحی اجازۀ چند همسری را ندادند و آن‌ها به ناچار سراغ شهرک‌هایی که ارتباط نامشروع را رواج می‌داد، رفتند.

«فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً» اگر می‌ترسید بین دو یا سه و یا چهار همسر عدالت را رعایت کنید، تنها یک همسر انتخاب کنید. البته اینجا عدالت در محبت نیست، آن که در اختیار انسان نیست، عدالت در حقوقی است که در فقه تعریف شده است. «أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ» یا به سراغ کنیزان بروید، که در آن روزگاران بوده و الان دیگر کنیزی نیست. «ذَٰلِكَ أَدْنَىٰ أَلَّا تَعُولُوا» این گزینه‌ها بهتر شما را از ظلم و ستم به دور می‌دارد.

آیۀ 4 : «وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً ۚ فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا»

«وَآتُوا النِّسَاءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً» صِداق یا صَداق یا همان مَهریه‌ای که ما می‌گوییم، یکی از حقوق زنان است و مردان باید آن را جدی بگیرند. «مهریه را کی داد و کی گرفت»، سخنی ضد قرآنی است. و بدهید مَهریۀ زنان را به صورت یک بدهی…

«نِحْلَةً» دو معنا دارد: «بدهی» و یا «عطیه، هدیه» یعنی باصفا این مبلغ را تقدیم آن‌ها کنید. «فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْسًا فَكُلُوهُ هَنِيئًا مَرِيئًا» اگر خود زنان بخشی از آن مهریه را با طیب خاطر و با میل به شما بخشیدند، گوارای وجودتان باشد، از آن استفاده کنید.

دوباره به موضوع سرپرستی یتیمان می‌پردازد:

آیۀ 5 : «وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا وَاكْسُوهُمْ وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا»

«وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا» یتیمان تا به سن رشد نرسند، نمی‌توانند آن دارایی را مدیریت کنند. آن اموالی –پول، مایۀ قوام یک جامعه است– که مایۀ قوام جامعه است را به آن‌ها ندهید تا به سن رشد برسند. «وَارْزُقُوهُمْ فِيهَا» مقداری از آن مال را به آن‌ها بدهید برای آموزش دادن، برای تجربه کردن، «وَاكْسُوهُمْ» لباس برایشان تهیه کنید، «وَقُولُوا لَهُمْ قَوْلًا مَعْرُوفًا» از نظر فرهنگی، از نظر شخصیتی، باید یتیمان خوب و پسندیده سخن بگویید، آن‌ها را تحقیر و روحیه‌هایشان را تضعیف نکنید.

آیۀ 6 : «وَابْتَلُوا الْيَتَامَىٰ حَتَّىٰ إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ ۖ وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا ۚ وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ ۖ وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ ۚ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا»

«وَابْتَلُوا الْيَتَامَىٰ» بیازمایید یتیمان را، «حَتَّىٰ إِذَا بَلَغُوا النِّكَاحَ» تا به سن توانایی ازدواج برسند. آیا این دختر یا پسر می‌توانند یک زندگی را اداره کنند؟ تنها در صورت توانایی، داراییشان را به آن‌ها تحویل بدهید. «فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْدًا» اگر احساس کردید که آن‌ها به سن رشد رسیدند و می‌توانند زندگی را اداره کنند، «فَادْفَعُوا إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ» داراییشان را به آن‌ها برگردانید. «وَلَا تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَنْ يَكْبَرُوا» قبل از اینکه آن‌ها به سن رشد برسند، با زیاده‌روی و شتابزدگی دارایی آن‌ها را نخورید، مصرف نکنید، احتیاط و دقت کنید.

اگر کسی سرپرست یتیمی شد، آیا می‌تواند حق‌الزحمه هم بردارد؟

قرآن جواب می‌دهد: «وَمَنْ كَانَ غَنِيًّا» اگر آن سرپرست شخص ثروتمندی است، «فَلْيَسْتَعْفِفْ» خودداری کند و حق‌الزحمه برندارد. «وَمَنْ كَانَ فَقِيرًا» اما اگر آن سرپرست، خودش هم فقیر است، «فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ» مبلغی که از نظر مردم سود نباشد و همچنین مقدار عادلانه و منصفانه‌ای باشد را به عنوان حق‌الزحمۀ خود بردارد. «فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ» آنگاه که زمانش رسید، و خواستید دارایی یتیمان را به آن‌ها پس بدهید، «فَأَشْهِدُوا عَلَيْهِمْ» شاهد بگیرید. بی سروصدا نباشد، بعدها حرف و حدیث درست نشود. دو نفر شاهد بیایند و شهادت بدهند که من این پول را به یتیمان دادم.

«وَكَفَىٰ بِاللَّهِ حَسِيبًا» البته حسابگری خدا کافی است و خداوند بالاتر از همۀ حسابگران است.

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 76 قرآن کریم

چه کسانی به بهشت میروند؟ (شرح صفحه 76 قرآن کریم)

شرح صفحه 76 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 200-195 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

این صفحه آخرین آیات سورۀ آل‌عمران است.

محققان گفته‌اند که در قرآن، حدود ۱۶۰ دعا و نیایش وجود دارد که بیشتر با «رَبَّنا» و «رَبِّ» آغاز می‌شود. چقدر خوب است این آیات را رصد کنیم و پیگیری کنیم. بررسی کنیم که دعا کننده چه کسی و خواستۀ او چه بوده است؟ سرنوشت آن دعا کننده به کجا انجامیده است؟

در صفحۀ قبل خواندیم که «اولی الالباب» خردمندان، دعاهایی داشتند. اول از خدا خواستند که ما را از آتش برهان. بعد از خدا خواستند که کوتاهی‌ها و گناهان آن‌ها را بیامرزد، بپوشاند. از خدا خواستند «ما را با خوبان بمیران». از خدا خواستند آنچه را که به بندگان خوبت و آنچه به پیامبران خود داده‌ای، به ما هم مرحمت بفرما.

پاسخ آن درخواست در این صفحه آمده است:

سوره آل عمرانصفحۀ 76 قرآن کریم

سورۀ مبارکه آل‌عمران

آیات 200-195

آیۀ 195 : «فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ ۖ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ ۖ فَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُوا وَقُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ»

«فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ» مستجاب کرد پروردگارشان برایشان که «أَنِّي لَا أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ» من کار هیچ یک از شما را که انجام داده‌اید، مرد یا زن، ضایع و تباه نمی‌کنم، خدمات، عبادت‌ها و نیت‌های پاک شما را، من همه را حفظ و نگهداری می‌کنم، پاداش می‌دهم. «بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ» شما از هم هستید. بشریت یک مجموعه‌ای است که منِ خدا آفریده‌ام. از جنس هم هستید.

«فَالَّذِينَ هَاجَرُوا» اما این را بدانید که اگر در انتظار بهشت هستید، مقررات و قواعدش این است: کسانی که هجرت کردند، «وَأُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ» و از شهرشان آواره شدند، بیرون شدند، «وَأُوذُوا فِي سَبِيلِي» و در راه من آزار دیدند، اذیت شدند، «وَقَاتَلُوا» و جنگیدند، «وَقُتِلُوا» و به شهادت رسیدند، یک چنین کسانی را «لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ» بدی‌هایشان را حتماً حتماً می‌پوشانم، «وَلَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» حتماً حتماً آن‌ها را وارد بهشت‌هایی می‌کنم که از زیر درختانش نهرها جاری است. «ثَوَابًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ» پاداشی از سوی خدا، «وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ» و بهترین پاداش‌ها نزد خداست.

یکی از دلواپسی‌هایی که در زمان پیامبر و پس از او هم بوده، این است که چرا مشرکان در رفاه ولی مؤمنان در سختی زندگی می‌کنند؟ چرا منافقان، فاسقان و کافران در آسایش بسیار هستند، همچنین دارایی و سرمایه دارند، ولی مؤمنان و مجاهدان در سختی هستند؟ آیات بعدی به این سؤال پاسخ می‌دهد:

ابتدا می‌فرماید: ای پیامبر!

 آیۀ 196 : «لَا يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي الْبِلَادِ»

مشرکین اهل تجارت بودند. بنابراین دارایی‌های زیادی هم از راه صادرات واردات به دست آوردند و تجارت برای آن‌ها سودآوری داشت. یهودی‌ها هم در مدینه، اهل تجارت بودند. از آنجایی که اسلام عزیز نوپا بود، مسلمان‌ها تمام وقتشان را برای تبلیغ و پشتیبانی از اسلام می‌گذاشتند، و از نظر مادی و مالی دستشان خالی بود.

می‌فرماید: گول نزند شما را رفت و آمد کافران در شهرها که تجارت می‌کنند و دارایی به دست می‌آورند.

آیۀ 197 : «مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ ۚ وَبِئْسَ الْمِهَادُ»

«مَتَاعٌ قَلِيلٌ» این دارایی‌ها، بهرۀ کمی است. کالای کمی است. «ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ» اما بدانید فقط دنیا نیست، آخرت هم وجود دارد، چنین کسانی از مشرکان و یهودیان کینه‌توز، که دارایی جمع می‌کنند، جایگاهشان جهنم است، «وَبِئْسَ الْمِهَادُ» و جهنم بد جایگاهی است.

آیۀ 198 : «لَٰكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۗ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ»

«لَٰكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْا» اما آنان که پاک زندگی می‌کنند، از مخالفت خدا پرهیز می‌کنند، «اتَّقَوْا رَبَّهُمْ» تقوای الهی پیشه می‌کنند، «لَهُمْ جَنَّاتٌ» برای آن‌ها بهشت‌هایی است، «تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» که از زیر درختانش نهرها جاری است. «خَالِدِينَ فِيهَا»، تنها ۵۰ و 70 سال، 100 سال و 200 سال نیست، بلکه برای همیشه در آن بهشت‌ها خواهند بود. «نُزُلًا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ»، «نُزُلْ» یعنی پذیرایی، یک پذیرایی از جانب خداوند برای متقین و مؤمنین خواهد بود، غصه نخورید. «وَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرَارِ»، معنویت را با مادیات مقایسه نکنید، آنچه نزد خدا است بهتر است برای نیکان.

ما باید یک نکتۀ دیگر را هم در نظر بگیریم؛ با مشاهدۀ کسانی در رفاه زندگی می‌کنند، متوجه باشیم که سنت خداوند بر این است که هر کس بیشتر زحمت بکشد، به آسایش بیشتری هم می‌رسد.

مسلمان‌ها در قرن اول و دوم با فراگیری همۀ علوم جهان، آقا و سرور شدند. از قرن سوم تا هشتم، مراجعه به آن‌ها افزایش و ملجأ سایرین بودند. همۀ دنیا دستِ نیاز به سمت مسلمان‌ها، دانشمندان آن‌ها و دانشگاه‌های اسلامی دراز می‌کردند. اما از قرن هشتم و نهم به بعد افول کردند و به سراغ تنبلی رفتند. پس مسلمان‌ها به سراغ اروپایی‌ها رفتند و دست گدایی دراز کردند. این سنت خدا است. هرکس وقت بیشتری بگذارد و زحمت بیشتری بکشد، آسایش بیشتری هم خواهد داشت. به خاطر داشته باشیم که نقاط ضعف و قوت را در کنار هم ببینیم. همچنین مسلمان شدن گروهی از مسیحی‌ها و یهودی‌ها، باعث تسکین دل مسلمان‌ها بود.

آیۀ 199 : «وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلَّهِ لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا ۗ أُولَٰئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ»

«وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ» حقیقت این است که بعضی از یهودی‌ها و مسیحی‌ها، «لَمَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ» کسانی هستند که ایمان آوردند به اللّه، «وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ» و ایمان آوردند به قرآنی که به شما مسلمان‌ها داده شده، «وَمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ» و به کتاب آسمانی خودشان هم -تورات و انجیل- همچنان ایمان دارند. «خَاشِعِينَ لِلَّهِ» این‌ها در پیشگاه خدا متواضع هستند.

مانند «نجاشی» پادشاه حبشه، که زمانی که از دنیا رفت، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به اصحابش فرمودند که می‌خواهم از همین‌جا، برای او نماز بخوانم! همچنین ایمان آوردن کشیش‌های مسیحی در آن جلسه‌ای که «جعفر بن ابیطالب» خلاصه‌ای از اسلام را برای ایشان بیان کرد. همچنین بسیاری از مسیحی‌ها و یهودی‌ها از منطقه‌های نجران، مدینه و حبشه نیز مسلمان شدند. این موارد هم وجود داشته است.

«خَاشِعِينَ لِلَّهِ» در پیشگاه خدا متواضع هستند. «لَا يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللَّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا» آیات خدا را با مبلغ اندکی معامله نمی‌کنند، معامله نکردند.

به آیۀ 200 و آخرین آیۀ سورۀ آل عمران می‌رسیم:

آیۀ 200 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای مردان و زنان با ایمان! «اصْبِرُوا» مقاومت کنید، «وَصَابِرُوا» و همدیگر را به مقاومت تشویق کنید، توصیه کنید. «وَرَابِطُوا» و از مرزهای کشور اسلامی حراست و حفاظت کنید -یک معنای دیگر «رَابِطُوا» هم «با یکدیگر ارتباطات صمیمانه داشتن» است-. «وَاتَّقُوا اللَّهَ» و از مخالفت خدا بپرهیزید. «لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»، «فَلاح» یک کلمۀ کلیدی در اسلام است. از روز اول هم مطرح شد: «قُولُوا لا اِلهَ اِلا الله تُفلِحُوا» بگویید «لا اله الا الله» به فلاح می‌رسید. این‌جا می‌فرماید: هم خودتان مقاومت کنید، هم دیگران را به مقاومت تشویق کنید، در مقابل دشمن بایستید، از مرزها حراست کنید، با رهبرانتان رابطه داشته باشید و تقوای الهی داشته باشید؛ آنگاه به فلاح و رستگاری می‌رسید، موفق و سعادتمند خواهید بود. (صفحۀ 76 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

شرح صفحه 74 قرآن کریم

کمک به فقرا، امتحانی از جانب خدا (شرح صفحه 74 قرآن)

شرح صفحه 74 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 186-181 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

چه سخنی خوشتر از سخن خدا است؟! سخنانی که تجربیات هزاران هزارا انسانی است که با ما وجه مشترک دارند.

پیامبر عزیز اسلام برای بزرگ یهودیان نامه‌ای نوشتند و در آن فرمودند که نماز بخوانید و به فقرا کمک کنید..

نامه‌رسان پیامبر هم به جایی به نام «بیت المدارس» -که محل آموزش‌های یهودیان بود- رفت و نامه را به بزرگ آن‌ها که دانشمند بود، تحویل داد. او هم با تمسخر و استهزاء گفت: مگر خدا فقیر است که پول می‌خواهد؟!

مدتی که گذشت، این دانشمند یهودی منکر شد و گفت: نه…، من این حرف را نگفته‌ام.

این آیه نازل شد:

سوره آل عمرانصفحۀ 74

سورۀ مبارکه آل‌عمران

آیات 186-181

آیۀ 181 : «لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاءُ ۘ سَنَكْتُبُ مَا قَالُوا وَقَتْلَهُمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ»

«لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاءُ» خداوند شنید آن سخنی را که گفتند خداوند فقیر است و ما پولدار هستیم. در سورۀ مبارکه یاسین از قول بعضی از پولدارهای خسیس و بخیل می‌فرماید: «أَنُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشَاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ» برای چه ما به فقیرها کمک کنیم؟ اگر خدا می‌خواست، خود به آن‌ها هم می‌داد. خوب این برای آزمایش است. خداوند که نیاز ندارد. این‌ها گفتند چرا ما باید به فقرا کمک کنیم؟ خدا بخواهد کمک می‌کند! یا گفتند که خداوند فقیر است، ما پولدار هستیم.

«سَنَكْتُبُ مَا قَالُوا» غیر از این که خدا شنیده است، ما این را به صورت نوشته تا روز قیامت نگه می‌داریم. «وَقَتْلَهُمُ الْأَنْبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ»و یک چیزهای دیگری را هم نوشته‌ایم. اینکه بنی‌اسرائیل، پیامبرانشان را به ناحق کشتند. اینها هم فرزندان همان‌ها هستند.

«وَنَقُولُ» و می‌گوییم: «ذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ» بچشید عذاب آتش را.

آیۀ 182 : «ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ»

«ذَٰلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ» این به خاطر دستاوردهای خود شما است. خداوند که نسبت به بندگانش مهربان است، چشیدن آتش به دلیل عملکرد خود شماست. «قَدَّمَتْ أَيْدِيكُمْ» یعنی دست‌های شما از پیش فرستاده، «وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ» خداوند هرگز به بندگانش ظلم نمی‌کند. خداوند عادل است.

آیۀ 183 : «الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىٰ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ ۗ قُلْ قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ وَبِالَّذِي قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»

«الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ عَهِدَ إِلَيْنَا أَلَّا نُؤْمِنَ لِرَسُولٍ حَتَّىٰ يَأْتِيَنَا بِقُرْبَانٍ تَأْكُلُهُ النَّارُ»؛ نامۀ پیامبر که رسید، به پیامبر اسلام گفتند که در کتاب‌های ما آمده که پیغمبرآخرالزمان دارای این معجزه است:«باید یک قربانی انجام دهد، سپس صاعقه‌ای بیاید و آن قربانی را آتش بزند». همچنین آمده که به پیامبری که این معجزه را داشته باشد، ایمان بیاوریم.

تو اگر راست می‌گویی و پیغمبر هستی، این معجزه را بیاور.

یک بار دیگر بخوانیم:

آنان که گفتند خداوند با ما عهد بسته است که ایمان نیاوریم به پیامبری، مگر اینکه بیاورد قربانی‌ که آتش صاعقه آن را بسوزاند. اگر چنین معجزه‌ای را آورد، ما به او ایمان بیاوریم.

«قُلْ» ای پیامبر! در پاسخ آن‌ها بگو «قَدْ جَاءَكُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِي بِالْبَيِّنَاتِ» قبل از پیامبر اسلام، پیامبران دیگر مانند حضرت یحیی و حضرت زکریا علیهم السلام، معجزات برای شما آوردند. «وَبِالَّذِي قُلْتُمْ» حتی همین معجزه را هم برای شما آوردند، «فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» پس چرا کشتید پیغمبران را، اگر راست می‌گویید؟!

این نشان می‌دهد که جریان نبوت و جریان مخالفان انبیاء، یک جریان به هم پیوسته است.

حالا خداوند دل پیغمبر را دلداری می‌دهد.

آیۀ 184 : «فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ جَاءُوا بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَالْكِتَابِ الْمُنِيرِ»

«فَإِنْ كَذَّبُوكَ» ای پیامبر! اگر تکذیب کردند تو را، این را بدان «فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ» پیامبران قبل از تو را هم تکذیب کردند.

«جَاءُوا بِالْبَيِّنَاتِ» پیامبرانی که با دلایل روشن، با معجزات آمدند، «وَالزُّبُرِ»، -«زُبُرِ» جمع زبور یعنی کتابی که مطالبش استحکام دارد- کتاب آسمانی آوردند، «وَالْكِتَابِ الْمُنِيرِ» و کتاب‌های روشنگر…

آیۀ بعد دربارۀ یکی از سنت‌های خداست. آن سنت «مرگ» است.

آیۀ 185 : «كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ۗ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۖ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ ۗ وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ»

«كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ» هر کسی مرگ را می‌چشد. «وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»‌ شما بی‌کم وکاست دریافت خواهید کرد پاداش‌هایتان را روز قیامت، «فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ» هر کس کناره‌گیری کند از آتش، خود را کنار بکشد از جذابیت آتش، «وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ» و وارد بهشت شود، «فَقَدْ فَازَ»، -«فَازَ» یعنی رسیدن به محبوب، رسیدن به مطلوب و رسیدن به آرزو- او موفق است. «وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ»، آنقدر به دنیا دل نبندید! و نیست زندگی دنیا مگر یک کالای فریبنده. ظاهرش جذاب است اما پر است از تلخی و حادثه، زودگذر…

دنیا آنقدرها هم شیرین نیست. به آخرت دل ببندیم…

تا زمانی که مسلمان‌ها در مکه بودند، مشرکین آن‌ها را آزار می‌دادند، اموالشان را مصادره می‌کردند، دشنام می‌دادند، مسخره و شکنجه می‌کردند. همچنین هنگامی که به مدینه آمدند، یهودی‌ها آن‌ها را مسخره می‌کردند.

یک دانشمند شاعر یهودی وجود داشت که با شعرهای خود، مسلمان‌ها و همچنین زنان و دختران مسلمان را هجم می‌کرد. مسلمان‌ها هم خیلی در عذاب بودند. در نهایت، پیامبر عزیز اسلام -با آن همه مهربانی‌اش- دستور قتل او را داد.

آیه را با هم بخوانیم:

آیۀ 186 : «لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ وَأَنْفُسِكُمْ وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِيرًا ۚ وَإِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ»

«لَتُبْلَوُنَّ فِي أَمْوَالِكُمْ» بدون شک امتحان می‌شوید دربارۀ دارایی‌هایتان، «وَأَنْفُسِكُمْ» و دربارۀ جانتان امتحان می‌شوید، «وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ» و می‌شنوید از یهودی‌ها و از مسیحی‌هایی که قبل از شما بودند و به ایشان کتاب داده شده بود، «وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا» و از مشرکان می‌شنوید؛ چه می‌شنوید؟ «أَذًى كَثِيرًا» اذیت‌های زیادی؛ شما را مسخره می‌کنند، دربارۀ شما شعر می‌گویند و کاریکاتور می‌سازند.

امروزه این آیه‌ها مصادیق‌ زیادی دارد. جهان غرب با آن دنیای فیلم‌سازی، قصه‌پردازی و موسیقی مسلمان‌ها را بسیار آزار می‌دهد. یکی از آزمایش‌های مسلمان‌ها این است که میدان را ترک نکنند. خودشان را منزوی نکنند. بایستند و خسته نشوند. این امتحان سختی است. هم امتحان با مال و هم امتحان با جان سخت است. ولی این امتحان سوم یعنی شنیدن «نیش و نوش» از رادیوها، تلویزیون‌ها و از خبرگزاری‌ها امتحان بزرگی است. چه بسا کسانی که خسته شوند و از دین و دینداری دست بردارند.

«وَإِنْ تَصْبِرُوا» اگر مقاومت کنید، «وَتَتَّقُوا» و تقوا پیشه کنید، «فَإِنَّ ذَٰلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» این از نشانه‌های امورِ محکم است. این نشان دهندۀ اطمینانی است که در شما وجود دارد. (شرح صفحه 74 قرآن کریم)

مسلمان‌ها بایستید و مطمئن باشید که در سایۀ این ایستادگی، به پیروزی خواهید رسید…

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 73 قرآن کریم

داستان جنگ حمراء الأسد (شرح صفحه 73 قرآن کریم)

شرح صفحه 73 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 180-174 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

 


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

 

چندین صفحه از قرآن «تحلیل شکست در جنگ اُحد» است. انسان در حوادث زندگی، گاهی شکست می‌خورد، نباید زانوی غم بغل بگیرد، مأیوس و منزوی شود. باید دقت و فکر کند که چرا شکست خورد؟ خداوند در آیات چندین صفحه، از زوایای مختلفی شکست جنگ اُحد را تحلیل می‌کند. به این علت که مسلمان‌ها تا روز قیامت شکست‌های خود را تحلیل و بعد جبران کنند.

جنگ اُحد که به پایان رسید، مشرکان راهی مکه شدند. ولی در بین راه مجدداً تصمیم گرفتند برگردند و جنگ دیگری را انجام دهند و به قول خودشان ریشۀ مسلمانی را بِکنند. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم فراخوان داد و فرمود فقط همان افرادی که در اُحد بودند –حتی مجروحان– باید به این جنگ بیایند. وقتی خبر «روحیۀ والای مسلمان‌ها» به مشرکین رسید، آن‌ها عقب‌نشینی کردند و به سوی مکه برگشتند. اسم این جنگ –در حقیقت جنگی هم رخ نداده– «حمراء الأسد» است.

می‌فرماید:

 

سوره آل عمرانصفحۀ 73

سورۀ مبارکه آل‌عمران

آیات 180-174

آیۀ 174 : «فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ»

«فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ» رزمندگان اسلام برای مقابله با لشکر مشرکین مهیا شدند، ولی جنگی پیش نیامد. «فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ» با نعمت و فضل خدا به سلامت برگشتند. حادثه‌ای پیش نیامد. «لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ» حادثه‌ای برایشان پیش نیامد. مصیبت و کشته شدنی پیش نیامد. «وَاتَّبَعُوا رِضْوَانَ اللَّهِ» و آنان از رضایت خدا پیروی کردند. پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بیایید. آن‌ها هم آمدند. «وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ» و خداوند صاحب لطف بزرگ است.

 

در این بین، یک نکتۀ بسیار مهمی هم وجود داشت و آن اینکه دل مسلمان‌ها را چه کسی خالی می‌کرد؟ چه کسی آن‌ها را از «مشرکین می‌آیند و شما را ریشه کن می‌کنند» می‌ترساند؟ آیه جواب می‌دهد:

 

آیۀ 175 : «إِنَّمَا ذَٰلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ فَلَا تَخَافُوهُمْ وَخَافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»

«إِنَّمَا ذَٰلِكُمُ الشَّيْطَانُ يُخَوِّفُ أَوْلِيَاءَهُ» شیطان هوادارانش را می‌ترساند. ترس یکی از آزمایش‌های خدا است. در سورۀ بقره خواندیم: «وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ»، در حدیثی بیان شده که «خوف» در این آیه به معنای «ترس از دشمن» است. ترس از دشمن یکی از امتحان‌های خداست. ما خدا داریم. نباید بترسیم. این شیطان است که هوادارانش را می‌ترساند.

«فَلَا تَخَافُوهُمْ» از شیطان و شیطانی‌ها نترسید. «وَخَافُونِ» از نافرمانی منِ خدا بترسید. «إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» اگر ایمان دارید.

 

خطاب به پیامبر اسلام است. پیامبر عزیز اسلام، عزیزترین یارانش –مثل حمزه، مَصعَب، حنظله و حافظان قرآن– را در اُحد از دست داده بود و خیلی غصه‌دار بود. دشمن هم با دُم خود فندق می‌شکست. رسانه‌های دشمن فعال بود و مسلمان‌ها را تحقیر می‌کردند. این آیه برای تسکین، دلداری و تسلیت پیامبر است.

 

آیۀ 176 : «وَلَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ ۚ إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا ۗ يُرِيدُ اللَّهُ أَلَّا يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ ۖ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ»

«وَلَا يَحْزُنْكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ» ای پیامبر! اندوهگین نکند تو را اینکه کافران در کفرشان از یکدیگر پیشی می‌گیرند. مسابقۀ رسانه‌ای علیه شما به راه انداختند. «إِنَّهُمْ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا» آن‌ها نمی‌توانند به خدا حتی اندک آسیبی برسانند، ضرر برسانند. «يُرِيدُ اللَّهُ أَلَّا يَجْعَلَ لَهُمْ حَظًّا فِي الْآخِرَةِ» خدا اراده کرده که این‌ها در آخرت، بهره‌ای نداشته باشند. خودشان بدبخت هستند. نه اینکه به شما آسیبی برسانند. «وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ» با این مخالفت‌هایی که می‌کنند، عذاب بزرگی برای آن‌هاست.

 

آیۀ 177 : «إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالْإِيمَانِ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ»

«إِنَّ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالْإِيمَانِ» آنان که کفر را به عوض ایمان خریدند، «لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئًا» همۀ دنیا هم اعتصاب کنند و نماز نخوانند، به خدا ضرری نمی‌زنند. ایمان، معنویت و خداباوری به سود خود انسان است. «وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» برای آنان که از ایمان و اسلام دست کشیدند و به سراغ کفر رفتند، عذاب دردناکی خواهد بود.

 

یک فکر غلط:

آیۀ 178 : «وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ ۚ إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدَادُوا إِثْمًا ۚ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ»

«وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ» برای افراد زیادی این سؤال مطرح است که چرا بی‌دین‌ها آسایش فراوانی دارند؟ چرا ظالم‌ها در راحتی بسیاری هستند؟ آیه در جواب آن می‌فرماید: این تفکر و تحلیل اشتباه است. این اشتباه است که تحلیل کنیم: از آنجایی که ظالم‌ها در راحتی‌اند پس برحق هستند. نه… «و گمان نکنند کسانی که کافر شدند، ما به آن‌ها مهلت داده‌ایم، چون خیر آن‌ها را می‌خواهیم». اینگونه نیست. «إِنَّمَا نُمْلِي لَهُمْ» ما به آن‌ها مهلت داده‌ایم «لِيَزْدَادُوا إِثْمًا» تا گناهانشان سنگین‌ شود. «وَلَهُمْ عَذَابٌ مُهِينٌ» و عذاب خوارکننده‌ای برای آن‌هاست.

 

آیۀ 179 : «مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَىٰ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ حَتَّىٰ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ ۗ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشَاءُ ۖ فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ ۚ وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ»

«مَا كَانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ عَلَىٰ مَا أَنْتُمْ عَلَيْهِ» مسلمان‌ها! چشمانتان را باز کنید. ممکن نیست خداوند به همین شکلی که هستید، شما را رها کند. حتماً شما را امتحان می‌کند. «حَتَّىٰ يَمِيزَ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ» خداوند یک کاری می‌کند که باید پاکان از ناپاکان جدا شوند که همین میدان جنگ و آزمایش‌های سخت است. خداوند شما را به همین حالی که هستید رها نمی‌کند. حتماً یک آزمونی باید رخ بدهد که مدّعیان ایمان از کسانی که ناخالصی دارند، جدا شوند.

سؤال: آیا می‌شود خداوند از طریق غیب به مسلمان‌ها خبر بدهد که آیندۀ این جنگ، چه می‌شود و ایشان هم خود را آماده کنند؟

نه… سنت خدا این نیست که از طریق «غیب» به شما کمک کند. شما باید طبق قواعد «زمینی» برنامه‌ریزی، اقدام و اجرا کنید.

«وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُطْلِعَكُمْ عَلَى الْغَيْبِ» بنای خداوند بر این نیست که شما را از غیب آگاه کند. البته پیامبران را به اندازه‌ای که برای رهبری آن‌ها لازم است، از غیب آگاه می‌کند، ولی این شرایط برای عموم مردم نیست. «وَلَٰكِنَّ اللَّهَ يَجْتَبِي مِنْ رُسُلِهِ مَنْ يَشَاءُ» و خداوند علم غیب را به آن دسته از پیامبران خود که گزینش کرده و می‌خواهد –بر اساس حکمت خود– می‌دهد.

وظیفۀ شما چیست؟ «فَآمِنُوا بِاللَّهِ» به خدا ایمان بیاورید «وَرُسُلِهِ» و به پیامبران ایمان بیاورید. آن مشکلی که در اُحد پیش آمد به این علت بود که از پیامبر نافرمانی کردید، علم‌غیب لازم نداشتید. تنها اگر به وظیفۀ خود عمل می‌کردید، شکست نمی‌خوردید.

«وَإِنْ تُؤْمِنُوا وَتَتَّقُوا فَلَكُمْ أَجْرٌ عَظِيمٌ» اگر ایمان داشته باشید و تقوا پیشه کنید، برای شما پاداشی بزرگ است. غصه‌ها، اندوه‌ها و افسردگی‌ها را کنار بگذارید. ایستادگی، مقاومت و پاکی داشته باشید…

 

یک فکر غلط:

آیۀ 180 : «وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَهُمْ ۖ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ ۖ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۗ وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ»

«وَلَا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَهُمْ» گمان نکنند کسانی که بخل ورزیدند از آنچه خداوند به آن‌ها داده (چرا که دستور آمد انفاق کنید، زکات و وجوهات بدهید، ولی آن‌ها زیر بار نرفتند) که به نفعشان است. اولاً خداوند به پول شما نیاز ندارد. ثانیاً انباشتن پول سودی به حال شما ندارد. هر وقت قرار باشد بمیرید، می‌میرید و با دست خالی این جهان را ترک می‌کنید.

«بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ» آنچه انسان بخیل گردآوری و انباشته می‌کند، در واقع به ضرر خود اوست. «سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُوا بِهِ» روز قیامت، همین‌هایی که انباشته کرده و به فقرا نداده است، به شکل «طوق» به گردن او آویزان می‌کنند. «يَوْمَ الْقِيَامَةِ» روز قیامت با آبروریزی!

و ضمناً همه بدانند: «وَلِلَّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» میراث آسمان‌ها و زمین برای خداست. خداوند نیازی به خمس، زکات و انفاق شما ندارد. این موارد برای رشد شما خوب است. «وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ» و خداوند به آنچه انجام می‌دهید آگاه است.

(شرح صفحه 73 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 72 قرآن کریم

تأثیرات منافقین در جنگ احد (صفحه 72 قرآن کریم)

شرح صفحه 72 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 173-166 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی (صفحه 72 قرآن کریم)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

تحلیل شکست، سکّویی برای موفقیت‌های بعدی است. اگر ما در یک رشتۀ تحصیلی، انتخاب شغل، انتخاب همسر و یا در هر کاری شکست خوردیم، باید با آن قوّه‌ و قدرتی که خداوند به ما داده است، آن شکست را تحلیل کنیم. اشکال و عیب‌هایش را بفهمیم و از صفر شروع کنیم.

مسلمان‌ها در جنگ اُحد شکست خوردند. خداوند در این صفحات، نکات آن شکست را یادآوری می‌کند.

می‌فرماید:

سوره آل عمرانصفحۀ 72

سورۀ مبارکه آل‌عمران

آیات 173-166

آیۀ 166 : «وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِين»

«وَمَا أَصَابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ» ای مسلمان‌ها!، آن چیزی که در جنگ اُحد هنگامی که دو لشکر در مقابل هم قرار گرفتند، به شما رسید به معنای همان «شکست» است…

«فَبِإِذْنِ اللَّهِ» این به دستور خدا بود. مگر خدا ما را دوست ندارد؟ یعنی خداوند شکست مسلمین را می‌خواسته است؟! نه … خداوند قواعد و قوانینی دارد. یکی از آن‌ها این است: « نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود».

هر کسی که زحمت کشید به نتیجه می‌رسد. قاعدۀ خدا این است: «اگر اختلاف کنید، شکست می‌خورید». اگر از فرمان فرمانده، نافرمانی کنید، شکست می‌خورید. این قواعد را بشناسید. این طور نیست که شما هر رویه‌ای داشته باشید، خداوند هم به شما  کمک کند. چیزی که در اُحد به شما رسید «فَبِإِذْنِ اللَّهِ»، این قاعدۀ خداست.

«وَلِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِين» یک فایدۀ این شکست هم این بود که مؤمنان واقعی شناخته شدند.

آیۀ 167 : «وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُوا ۚ وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا ۖ قَالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ ۗ هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمَانِ ۚ يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ ۗ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ»

«وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ نَافَقُوا» آن‌هایی که نفاق در وجودشان بود، شناخت نفاق هم خیلی سخت است. در میان این شکست، آن‌ها هم شناخته شدند. این‌ها از برکات جنگ است. درست است شکست خوردیم، ولی فواید و برکات زیادی داشت.

«وَقِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا قَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ» به این منافقان گفته شد که بیایید بجنگید در راه خدا. «أَوِ ادْفَعُوا» یا لااقل نمی‌جنگید، از کشورتان دفاع کنید، شما که وطن پرست هستید.

«قَالُوا» جواب دادند «لَوْ نَعْلَمُ قِتَالًا لَاتَّبَعْنَاكُمْ» اگر ما می‌دانستیم که درگیری و جنگ پیش می‌آید، ما هم دنبال شما راه می‌افتادیم.

 «هُمْ لِلْكُفْرِ يَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِيمَانِ» این منافقان در این روزگار، به کفر نزدیکترند تا به ایمان! شما نمی‌دانستید که جنگ پیش می‌آید؟! برای این آیه دو معنا بیان شده است. اول اینکه منافقین می‌گفتند: این جنگ نیست، بلکه خودکشی است. پس ما نمی‌آییم. یک معنای دیگر آن هم این است که بهانه‌ای برای فرار پیدا کردند. به مدینه برگشتند و گفتند که معلوم نیست جنگ شود…

«يَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِمْ مَا لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ» می‌گفتند با زبان‌هایشان –با دهان‌هایشان– چیزهایی را که در دل‌هایشان نبود. پیغمبر فرمود: «مازادَ خُشُوعُ الْجَسَدِ عَلى ما فِى الْقَلْبِ فَهُـوَ عِنْـدَنا نِفـاقٌ» تفاوت ظاهر و باطن از نظرِ من پیغمبر، «نفاق» است. در دل چیزی باشد ولی با زبان چیز دیگری را بیان کند. خداوند این را نمی‌پسندد. خداوند صادقین را دوست دارد و به ما فرموده که با صادقین باشید.

 «وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا يَكْتُمُونَ» و خداوند از همه داناتر است به آنچه کتمان می‌کنند، پنهان می‌کنند.

آیۀ 168 : «الَّذِينَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ وَقَعَدُوا لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا ۗ قُلْ فَادْرَءُوا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ»

«الَّذِينَ قَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ» منافقان کسانی هستند که به دوستانشان گفتند، «وَقَعَدُوا» و ضمناً نشستند، چون قرآن می‌فرماید: «الْمُجَاهِدِينَ ، الْقَاعِدِينَ» یک عده نشستگان و یک عده فعالان در جبهه هستند. منافقین به دوستانشان گفتند و ضمناً نشستند. گفتند «لَوْ أَطَاعُونَا مَا قُتِلُوا» اگر لشکر اسلام از ما اطاعت می‌کرد و در مدینه می‌ماندند –چرا که ما گفتیم از مدینه بیرون نرویم و در شهر بجنگیم–، «مَا قُتِلُوا» کشته نمی‌شدند.

«قُلْ» ای پیامبر! به آن‌ها بگو «فَادْرَءُوا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ» مرگ سنت خدا است. اگر می‌توانید، اگر راست می‌گویید، مرگ را از خودتان دور کنید. وقتی مرگ برسد کسی جلودار عزرائیل نیست. آیا بهتر نبود شما هم به میدان اُحد می‌رفتید و اگر تقدیر شما کشته شدن بود، با افتخار در جمع شهیدان می‌بودید؟! بالاخره شما هم خواهید مرد، اگر امروز (امسال)  نباشد فردا (سال آینده) که این اتفاق می‌افتد. کسی نمی‌تواند جلوی مرگ را بگیرد. مرگ سنت خدا است. منافقین با هدف ترساندن رزمندگان اسلام و مسلمان ها، این حرف‌ها را  می‌زدند.

 حالا خداوند به ستایش شهیدان می‌پردازد.

آیۀ 169 : «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ»

«وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا»؛ ما چندین بار در توضیح این آیات گفتیم؛ هر جا در قرآن واژه‌های «حَسِبَ، یَحْسَبُ، تَحْسَبَنَّ، یَحْسَبَنَّ» دیدید یعنی فکر و دید غلط. و گمان نکنید…، یعنی این اشتباه است، این دید و فکر غلط است. کدام فکر؟

و گمان نکنید آنان که کشته شدند در راه خدا مردگان هستند. نه… ، «بَلْ أَحْيَاءٌ» زنده‌ها هستند. «عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ» به صورت ویژه در مهمانسرای خدا روزی می‌خورند.

امام رضا علیه السلام فرمود: «وقتی شهید اراده می‌کند که از سمت خانه به جبهه برود، همۀ گناهانش بخشیده می‌شود. وقتی سوار بر مرکب می‌شود، حسنات برای او نوشته می‌شود. از مرکب بر روی زمین می‌افتد، حوریان  به استقبال او می‌آیند. شهیدان فضائلی دارند که غیر قابل وصف است.

آیۀ 170 : «فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»

«فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» شادمانند از آنچه خدا از لطفش به آن‌ها داده، «وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ» خوشحال هستند نسبت به دوستانی که هنوز به آن‌ها ملحق نشدند. چون می‌دانند «أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ» ترسی بر آن‌ها و دوستانشان نیست. «وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» غصه‌ای ندارند.

آیۀ 171 : «يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ»

«يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ» خوشحالند، بشارت دریافت می‌کنند به نعمت پروردگار، به فضل و لطف پروردگار. «وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ» و اینکه خداوند پاداش مؤمنان را ضایع نمی‌کند. این به انسان آرامش می‌دهد. زحمتی که می‌کشم در یک جا ثبت و حفظ می‌شود. پاداشی برای آن وجود دارد.

این آیه راجع به جنگ دیگری به نام «حمراء الاسد» –اسم یک منطقه– است. وقتی مشرکان، مسلمانان را شکست دادند، به سمت مکه برگشتند. مسلمان‌ها هم شهیدان را به خاک سپردند. به مدینه آمده و عزاداری می‌کنند. مجروحان هم در حال مداوا هستند. ناگهان شنیدند که مشرکان از رفتن منصرف شده و دوباره می‌خواهند جنگی به راه بیاندازند. به محض اطلاع یافتن پیامبر، ایشان فرمود فقط کسانی که در اُحد بودند باید به این جنگ بیایند، نفر تازه نمی‌پذیرم. مجروحان هم با دست و پای شکسته آمادۀ رفتن شدند. وقتی این خبر به مشرکان رسید، آن‌ها عقب‌نشینی کردند.

آیۀ بعدی دربارۀ این افتخار است:

آیۀ 172 : «الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ ۚ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ»

«الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ» آنان که لبیک گفتند به خدا و پیامبر، «مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ» بعد از آن جراحاتی که به آن‌ها وارد شده بود. «لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ»، همۀ آن‌ها هم اجر بزرگ ندارند. در بین آن‌ها، آنان که درست عمل کردند و تقوا پیشه کردند، برایشان پاداشی بزرگ است. چون بعضی از آن‌ها دسته گل به آب دادند. نیت‌های دیگری داشتند.

آیۀ 173 : «الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ»

«الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ»، کسانی با هدف ترساندن مسلمان‌ها، خبرهایی از جمله لشکر مشرکین بیابان را پر کرده‌اند، دیگر اثری از شما نخواهد ماند و… برایشان آوردند و هدفشان ایجاد فضای رعب و وحشت در بین مسلمان‌ها بود. کسانی که به مردم مدینه گفتند «إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ» دشمنان شما اجتماع کردند برای حمله به سوی شما، «فَاخْشَوْهُمْ» بترسید از آن‌ها…

مانند عده‌ای ترسو که در ایران هستند و می‌گویند: از آمریکا بترسید…

«فَزَادَهُمْ إِيمَانًا» مسلمان‌ها به جای اینکه بترسند، بر ایمانشان افزودند. «وَقَالُوا» و گفتند «حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ» خدا برای ما کافیست و او خوب یاوری است.(شرح صفحه 72 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 71 قرآن کریم

مهربانی پیامبر نسبت به امت (شرح صفحه 71 قرآن کریم)

شرح صفحه 71 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 165-158 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی (شرح صفحه 71 قرآن کریم)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

قرآن کریم، کتاب نجات‌بخش انسان و برنامۀ کامل و جامعی است.

صفحۀ قبل ماجرای جنگ پرمخاطرۀ اُحد بود. پس از پایان جنگ افراد زیادی برای شهدا، برای آسیبی که دیدند، برای کوتاهی که می‌کردند، غصه می‌خوردند. این آیات دربارۀ ماجرای پس از جنگِ اُحد است.

می‌فرماید:

 

سوره آل عمرانصفحۀ 71 قرآن کریم

سورۀ مبارکه آل‌عمران

آیات 165-158

آیۀ 158 : «وَلَئِنْ مُتُّمْ أَوْ قُتِلْتُمْ لَإِلَى اللَّهِ تُحْشَرُونَ»

اگر مُردید یا کشته شدید، به سوی خدا برمی‌گردید. نگاهتان به مرگ را اصلاح کنید. مرگ خسارت نیست. در صفحۀ قبل گفته شد که شهدا مهمان خدا هستند. دربارۀ شهیدان فضائل زیادی از قرآن کریم و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به ما رسیده است.

بعد به پیامبر خطاب می‌کنند که:

آیۀ 159 : «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ ۖ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ۖ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ ۖ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ»

«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ» در پرتو لطف خدا بود که تو با مردم به نرمی رفتار کردی. پیامبر با رزمندگان متخلف مواجه شده است، کسانی که به خاطر تخلف آن‌ها پیامبر شکست خوردند و شهید دادند. اما الان همه غصه‌دار هستند. روحیه‌ها تضعیف شده و آسیب دیده‌اند. وقت ترمیم است؛ خداوند می‌فرماید: در پرتوی مهری که از خدا به تو داده شده، تو هم با مردم نرم هستی…

«وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا» اگر تندخو بودی، «غَلِيظَ الْقَلْبِ» سنگدل بودی، «لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ» از دور تو پراکنده می‌شدند. اینکه جانفشانی می‌کنند و قربان صدقه‌ات می‌روند، اطاعت می‌کنند، این به خاطر نرمی ‌تو است. اگر خشن بودی از دور تو پراکنده می‌شدند.

حالا باید چه کاری انجام دهی؟

«فَاعْفُ عَنْهُمْ» عفو کن آن‌ها را، «وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ» و برایشان طلب بخشش کن از پروردگار، «وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ» باز هم در کارها با آن‌ها مشورت کن. شکست اُحد به ‌خاطر «مشورت کردن» نبود. بعضی از تحلیل‌های غلط گفت که «چون مشورت کردیم شکست خوردیم»! نه!، اینگونه نیست… مشورت هیچ وقت شکست ندارد. به همین دلیل پیامبر عزیز اسلام در جنگ بعد یعنی «خندق»، مجدداً مشورت کرد و به پیشنهاد «سلمان فارسی» خندق کندند و پیروز شدند. نه…، از مشورت کسی بد نمی‌بیند.

«وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ»؛ دلایل شکست اُحد را در صفحۀ قبل گفتیم: نافرمانی، اختلاف، دنیا طلبی، نه…! دلیل شکست، مشورت نبوده است. ای پیامبر! همچنان با آن‌ها مشورت کن. «فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» البته پس از مشورت، تصمیم نهایی را خود می‌گیری. وقتی اراده کردی، تصمیم گرفتی، قاطعانه انجام بده و بر خدا توکل کن.

«إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ» انسان علیرغم خِرَدی که دارد، و با کمک گرفتن از خرد دیگران، همچنان محتاج پشتیبانی «اللّه» است. خداوند متوکّلان را دوست می‌دارد.

آیۀ 160 : «إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ ۖ وَإِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ ۗ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ»

«إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ» اگر خدا به شما نصرت دهد کسی بر شما پیروز نمی‌شود، غلبه نمی‌کند. «وَإِنْ يَخْذُلْكُمْ» اما اگر خداوند شما را رها و خوار کند، «فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ» چه کسی شما را بعد از لطف خداوند، یاری می‌کند؟!

«وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» و بر خدا باید مؤمنان تکیه کنند، دلگرم باشند و توکل کنند. در دو آیۀ پی در پی سخن از «توکل» است. به خودتان مغرور نباشید. مشورت و برنامه‌ریزی بکنید، اما به خداوند دلگرم باشید.

چندین مرتبه این موضوع در این صفحات آمده است که ۵۰ نفر مأمور بودند از شکاف کوه حراست کنند. از آن  ۵۰ نفر، چهل و چند نفر تخلف کردند و به طمع غنیمت وسط میدان آمدند و به همین دلیل سیلی خوردند. اما آن‌ها چرا این کار را کردند؟ در فکرشان این بود که ممکن است پیامبر غنائم را بین بقیه تقسیم کند و به آن‌ها بی‌توجهی کند.

آیۀ زیر مربوط به این ماجراست.

می‌فرماید:

آیۀ 161 : «وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ ۚ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ ۚ ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ»

«وَمَا كَانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ» ممکن نیست پیامبری خیانت کند؛ اگر غنائمی باشد عادلانه تقسیم می‌کند. «وَمَنْ يَغْلُلْ»، قاعده کلی این است، هر کسی که خیانت کند، «يَأْتِ بِمَا غَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» روز قیامت چیزی را که به آن خیانت کرده، با خودش به همراه دارد.

«ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ» و در پایان این را بدانید هر چه را که شما تحصیل کرده‌اید، بی‌کم و کاست به شما داده خواهد شد.

در پایان می‌فرماید: «ثُمَّ تُوَفَّىٰ كُلُّ نَفْسٍ مَا كَسَبَتْ» هر کسی هر کاری را که تحصیل کرده باشد، بی کم و کاست به او داده خواهد شد، «وَهُمْ لَا يُظْلَمُونَ» و اینان مورد ستم قرار نمی‌گیرند. خداوند عادل است، ذره‌ای ظلم نمی‌کند.

ما تاکنون به چند گروه در جنگ اُحد اشاره کرده‌ایم. یک، گروهی که ایستادند، استقامت کردند، مؤمنان خالص. دو، متخلفان فراری. سوم، منافقانی که وسط راه برگشتند و ضعیف الایمان‌هایی که با منافقان همراه شدند. این آیه مربوط به آن‌هاست.

آیۀ 162 : «أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ ۚ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ»

«أَفَمَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَ اللَّهِ» آیا کسی که به دنبال جلب رضایت خداست، «كَمَنْ بَاءَ بِسَخَطٍ مِنَ اللَّهِ» همچون کسی است که دچار خشم خدا شده –یعنی منافقین–، «وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ» و جایگاه او جهنم است. «وَبِئْسَ الْمَصِيرُ» و بد قرارگاه و بازگشتگاهی است جهنم…

آیۀ 163 : «هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ»

«هُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ اللَّهِ» کسانی که به دنبال جلب رضایت خدا هستند، درجاتی در نزد او دارند. حدیثی هم دارد که بین هر درجه و درجۀ بعد، به اندازۀ بین زمین و آسمان فاصله است. «وَاللَّهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ» و خداوند بیناست نسبت به آنچه انجام می‌دهند.

حالا غصه، اندوه، دل شکستگی و ناراحتی بر لشکر اسلام حاکم است. آیه می‌فرماید: چرا اینقدر غصه می‌خورید؟ درست است شکست خوردید، درست است که آسیب دیدید، درست است که شهید دادید، اما شما چیزی دارید که دیگران ندارند: «پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم»

آیۀ 164 : «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ»

«لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» خداوند منت گذاشت بر مؤمنان. «إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولًا» آنگاه که مبعوث فرمود در بین آن‌ها پیامبری را، «مِنْ أَنْفُسِهِمْ» از جنس خودشان –از جنس فرشته نیست–، پیامبری که مشکلات آدمیان، غرائض و مسائل آن‌ها را دارد. او راهنمای آن‌ها شد. «يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ» آیات خدا را بر مردم می‌خواند، «وَيُزَكِّيهِمْ» و مردم را رشد می‌دهد، پاک و تربیت می‌کند، «وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ» به مردم کتاب خدا را آموزش می‌دهد، حکمت و بینش درست را آموزش می‌دهد، «وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِينٍ» گر چه قبل از آمدن پیامبر در گمراهی آشکار بودند. به حضور پیامبر دل خوش کنید. خداوند یک چنین نعمتی را به شما داده است، شکست را جبران می‌کنید، این همه غصه نخورید …

آیۀ 165 : «أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهَا قُلْتُمْ أَنَّىٰ هَٰذَا ۖ قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ»

«أَوَلَمَّا أَصَابَتْكُمْ مُصِيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْهَا» مصیبتی در اُحد به شما رسیده، شما دو برابرش را در جنگ بدر به آن‌ها وارد کردید. چرا با هم حساب نمی‌کنید؟ شکست‌ها و پیروزی‌ها را جمع بندی کنید. اینقدر روحیۀ خود را از دست ندهید. شما در اُحد ۷۰ شهید دادید، ولی در بدر ۷۰ نفر از آن‌ها را کشتید و ۷۰ نفر اسیر گرفتید، دو برابر آن مقدار ….

«قُلْتُمْ أَنَّىٰ هَٰذَا» بعد هم بعضی از شما می‌گویید چرا این حادثه پیش آمد؟

«قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ» ای پیامبر! به آن‌ها بگو تقصیر خودتان است. شما بودید که کوتاهی کردید. شما نافرمانی کردید. شما دنبال دنیا رفتید. شما با هم تنازع پیدا کردید. سرنخ شکست شما این است.

«إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» حقیقت این است که خداوند بر هر کاری تواناست.

نکته‌های بسیاری در این آیات وجود دارد. ما به اندازۀ «ده دقیقه» توضیح عرض می‌کنیم.

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

 

شرح صفحه 70 قرآن کریم

غم نامه رزمندگان اُحد (شرح صفحه 70 قرآن کریم)

شرح صفحه 70 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 157-154 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

قرآن کریم، کتابِ شفا، کتابِ نجات، مهمانسرای خدا و کتاب هدایت است.

این صفحه ماجرای تلخ و شیرین جنگ اُحد است:

اگر چه به ظاهر جنگ اُحد با شکست همراه بوده ولی درس‌های شیرینی داشته است. در شامگاه روز شنبه، پس از پایان جنگ اُحد، همۀ رزمندگان اسلام با چشمانی گریان هم غصه‌دار و متأسف و هم بعضی از ایشان پشیمان بودند.

در صفحۀ قبل خواندیم که به خاطر اشتباهات رزمندگان، اندوهی به اندوهی دیگر، اضافه می‌شد.

این آیه می‌فرماید:

سوره آل عمرانصفحۀ 70 قرآن کریم

سورۀ مبارکه آل‌عمران

آیات 157-154

آیۀ 154 : «ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً نُعَاسًا يَغْشَىٰ طَائِفَةً مِنْكُمْ ۖ وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ ۖ يَقُولُونَ هَلْ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ ۗ قُلْ إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ ۗ يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ مَا لَا يُبْدُونَ لَكَ ۖ يَقُولُونَ لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ مَا قُتِلْنَا هَاهُنَا ۗ قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمْ ۖ وَلِيَبْتَلِيَ اللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ ۗ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»

«ثُمَّ أَنْزَلَ عَلَيْكُمْ مِنْ بَعْدِ الْغَمِّ أَمَنَةً» اما خداوند، خدایی که بندگانش را دوست دارد، حتی اگر خطاکار باشند، بعد از آن غم و اندوه یک امنیت خاطری را فرستاد. «نُعَاسًا» امنیت خاطر، یک «خوابی» بود. خوابی شیرین که باعث شد رزمندگان بتوانند آن شب را استراحت کنند. «يَغْشَىٰ طَائِفَةً مِنْكُمْ» ای مسلمان‌ها! در پرتوی آن امنیت خدادادی، بعضی از شما استراحت کردید. «وَطَائِفَةٌ قَدْ أَهَمَّتْهُمْ أَنْفُسُهُمْ» اما جمعیتی از شما که فقط به فکر جانشان بودند، «يَظُنُّونَ بِاللَّهِ غَيْرَ الْحَقِّ» به ناحق به خدا گمان می‌بردند که «ظَنَّ الْجَاهِلِيَّةِ» شبیه گمان‌های زمان جاهلیت بود. دربارۀ خدا تصویر نادرستی در ذهن‌شان آمد، اینکه نکند دوباره مشرکین برگردند و ما را قلع و قمع کنند. پس نصرت و رحمت خدا چه می‌شود؟ بعضی از منافقین و ضعیف الایمان‌ها به چنین وضعی مبتلا شدند، که خوابشان هم نمی‌برد.

«يَقُولُونَ» می‌گویند «هَلْ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ مِنْ شَيْءٍ» چیزی از پیروزی سهم ما می‌شود؟ نصیب ما می‌شود؟ «قُلْ» ای پیامبر بگو: «إِنَّ الْأَمْرَ كُلَّهُ لِلَّهِ» پیروزی تمامش از آن خدا است. «يُخْفُونَ فِي أَنْفُسِهِمْ مَا لَا يُبْدُونَ لَكَ» ای پیامبر! بعضی از این‌ها مخفی می‌کنند آنچه در دل دارند و آشکار نمی‌کنند برای تو. تو ظاهرهای آن‌ها را می‌بینی.

حرف آن‌ها این است: «يَقُولُونَ» می‌گویند «لَوْ كَانَ لَنَا مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ» اگر سهمی از پیروزی برای ما بود، «مَا قُتِلْنَا» ما کشته نمی‌شدیم، «هَاهُنَا» اینجا در اُحد.

«قُلْ» ای پیامبر بگو «لَوْ كُنْتُمْ فِي بُيُوتِكُمْ» حتی اگر شما در خانه‌هایتان بودید، «لَبَرَزَ الَّذِينَ كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقَتْلُ إِلَىٰ مَضَاجِعِهِمْ» دشمن به خانه‌ها و بسترهای شما حمله می‌کرد. در نهایت اگر کشته شدن سرنوشت شما بود، و در میدان جنگ این اتفاق نمی‌افتاد، دشمن به خانه‌هایتان هجوم می‌آورد و شما را غارت می کرد. حال، کشته شدن در بستر و رخت‌خواب زیباتر است یا در میدان جنگ و با کمال افتخار؟! این افکار را کنار بگذارید…

«وَلِيَبْتَلِيَ اللَّهُ مَا فِي صُدُورِكُمْ» و این جنگ برای این بود که خداوند آزمایش کند آنچه را که در ذهن‌ها و سینه‌های شماست. ایمان‌هایتان را خالص کنید. ناخالصی‌ها را بزدایید. «وَلِيُمَحِّصَ مَا فِي قُلُوبِكُمْ» این شکست باعث شد شما عیب‌هایتان را پاک کنید. خداوند، شما را از عیب‌ها پاک گرداند. «وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ» و خداوند آگاه است به آنچه –یعنی انگیزه‌ها، قصدها، تحلیل‌ها و … – در سینه‌ها وجود دارد.

آیۀ 155 : «إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا ۖ وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمٌ»

«إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ» آنان که در روز روبه‌رو شدن دو لشکر فرار کردند از جمع شما؛ تعداد مسلمان‌ها هزار نفر بود، ۳۰۰ نفرشان در بین راه با منافقین برگشتند. ۷۰۰ نفر ماندند که بسیاری از آن ۷۰۰ نفر هم هنگامی که جنگ به جای حساس خود رسید، فرار کردند. البته مجدداً پشیمان شدند، بازگشتند و توبه کردند. ولی قصه ‌این چنین بوده است….

«إِنَّ الَّذِينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ» آنان که روز روبرو شدن دو لشکر فرار کردند از بین شما، «إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّيْطَانُ بِبَعْضِ مَا كَسَبُوا» این‌ها را شیطان لغزاند. چرا؟ به علت گناهانی که قبل از جنگ انجام داده بودند و زمینۀ گناه را داشتند.

اینجا معلوم می‌شود که گناه در کار ما گره ایجاد می‌کند، گناه زمینۀ ورود شیطان را فراهم می‌کند. شیطان نمی‌تواند به هر جایی برود و به هر دلی وارد شود، بلکه این گناه است که زمینۀ ورود وسوسه‌های شیطان را فراهم می‌کند.

«وَلَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ» در هر حال، خداوند از رزمندگان متخلف جنگ اُحد گذشت کرد. «إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَلِيمً» خداوند آمرزندۀ بردبار است.

آیۀ 156 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا وَقَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ أَوْ كَانُوا غُزًّى لَوْ كَانُوا عِنْدَنَا مَا مَاتُوا وَمَا قُتِلُوا لِيَجْعَلَ اللَّهُ ذَٰلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ ۗ وَاللَّهُ يُحْيِي وَيُمِيتُ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یکی از مباحث مهم پس از جنگ اُحد، کشته شدن و مرگ بود. پدیدۀ مرگ، یک پدیدۀ فوق العاده پیچیده‌ای است. ای کسانی که ایمان آورده‌اید! «لَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ كَفَرُوا» مثل کافران نباشید. کافران چگونه هستند؟ «وَقَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ» و آن‌ها به دوستانشان می‌گویند: «إِذَا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ» وقتی به مسافرتی، «أَوْ كَانُوا غُزًّى» یا به جنگی رفتند، «لَوْ كَانُوا عِنْدَنَا مَا مَاتُوا» اگر به این مسافرت نرفته بودند یا اگر به میدان جنگ نرفته بودند، نمی‌مردند. «وَمَا قُتِلُوا» کشته نمی‌شدند. «لِيَجْعَلَ اللَّهُ ذَٰلِكَ حَسْرَةً فِي قُلُوبِهِمْ»، مسلمان‌ها! با بی‌توجهی به منافقان و مشرکان، با اعتماد و توکل به خدا، با آرامش در کنار اسلام، کاری کنید که حسرت آن به قلب منافقین بماند، حسرت آن به دل یهودی‌ها و مشرکین بماند. تحت تأثیر شایعات زهرآگین آن‌ها قرار نگیرید. کاری کنید که آن‌ها حسرت بخورند.

«وَاللَّهُ يُحْيِي وَيُمِيتُ» زندگی و مرگ دست «الله» است. او بوده که ما را آفریده و برای مدت مشخص ما را به این جهان آورده است. مرگ و حیات به دست اوست.

«وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» و همه بدانند که خداوند به آنچه انجام می‌دهید بیناست. در همه جای عالم دوربین‌های خدا کاشته شده است. خداوند همه را می‌بیند…

آیۀ 157 : «وَلَئِنْ قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَوْ مُتُّمْ لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ»

«وَلَئِنْ قُتِلْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» و اگر کشته شوید در راه خدا، «أَوْ مُتُّمْ» یا بمیرید ولی در راه خدا باشد، «لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَحْمَةٌ» از این زندگی دنیایی بهتر است و مغفرت و رحمت خداوند نصیب شما می‌شود. چرا از مرگ می‌ترسید؟ مرگ پدیدۀ شومی نیست. مرگ یعنی ورود به جهانی شیرین‌تر، بزرگتر و واقعی‌تر…

«لَمَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَرَحْمَةٌ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ»  رحمت و مغفرت خدا از آن چیزهایی که مشرکین جمع می‌کنند، خیلی بهتر است. از یک خانه، ویلا، و ماشین و از چند صباح زندگی کردن، خیلی بهتر است. وسعت کوچکترین خانۀ بهشتی به اندازۀ آسمان‌ها است و صاحب آن خانه می‌تواند همۀ اهالی بهشت را به مهمانی دعوت کند. جهانی بزرگ و شیرین در انتظار ماست. از مرگ نترسیم…

امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند: «به خدا من مرگ را بیش از آن اندازه که طفل، سینۀ مادر را دوست دارد، دوست می‌دارم.» یکی از رازهای پیروزی مسلمین در صدر اسلام شجاعت و نترسیدن از مرگ و آرزوی شهادت بود. مشرکین، منافقین و یهودی‌ها تلاش می‌کردند که این روحیه را از مسلمان‌ها بگیرند.

این آیه‌ها رهنمودهایی برای مسلمان‌ها است. مسلمان‌ها! با حفظ روحیه، حسرت آن را به دل مشرکین، منافقین و یهودی‌ها بگذاریم… (شرح صفحه 70 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 69 قرآن کریم

دلائل شکست جنگ احد (شرح صفحه 69 قرآن کریم)

شرح صفحه 69 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 153-149 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

وقتی مسلمانان در جنگ اُحد شکست خوردند، یک میدان رسانه‌ای فعالی برای مشرکان، منافقان و یهودیان باز شد و آن‌ها شروع به سرزنش مسلمانان کردند؛ آن‌ها دین، رهبر و حتی خود مسلمانان را سرزنش می‌کردند. پی‌درپی برای تضعیف روحیۀ مسلمان‌ها پیام می رسید. لذا آیات این صفحه برای تسکین و دلداری و تقویت روحیۀ مسلمان‌ها است.

سوره آل عمران

صفحۀ 69 قرآن کریم

سورۀ مبارکه آل‌عمران

آیات 153-149

آیۀ 149 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا يَرُدُّوكُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای کسانی که ایمان آورده‌اید!، «إِنْ تُطِيعُوا الَّذِينَ كَفَرُوا» اگر از کافران اطاعت کنید، متمایل به کافران شوید، «يَرُدُّوكُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ» آن‌ها شما را به قبل‌ها –به زمان جاهلیت– برمی‌گردانند! «فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ» این دفعه زندگی خسارت‌باری پیدا می‌کنید.

آیۀ 150 : «بَلِ اللَّهُ مَوْلَاكُمْ ۖ وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ»

«بَلِ اللَّهُ مَوْلَاكُمْ» مولای شما «اللّه» است. چرا خود را باخته‌اید؟ «وَهُوَ خَيْرُ النَّاصِرِينَ» و او بهترین یاری کنندگان است.

آیۀ 151 : «سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا ۖ وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ ۚ وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ»

«سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ» نترسید به زودی ما در دل مشرکان ترس می‌اندازیم. طولی نکشید که جنگ خندق رخ داد و مشرکان به سبب این رعب الهی، شکست خوردند و با ذلّت به سمت مکه برگشتند. این وعدۀ خدا است. «سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُوا الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُوا بِاللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا» چرا رعب را بر دل آن‌ها می‌اندازیم؟ چون بدون دلیلی که از آسمان آمده باشد، برای خدا شریک قائل می‌شوند. این‌ها نقطۀ اتکا و دل آرامی ندارند.

«وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ» این دشمنان شما، جایگاهشان آتش است. «وَبِئْسَ مَثْوَى الظَّالِمِينَ» و بد جایگاهی دارند ستمگران.

همچنان دل مسلمان‌ها در آشوب است. از یکدیگر سؤال می‌پرسند: برادرها! خداوند به ما وعده داده بود همانگونه که در بدر پیروز شدیم، در اُحد هم پیروز می‌شویم، پس چرا این اتفاق نیافتاد؟ پیغمبر وعده داده بود که پیروز می‌شویم، پس چرا پیروز نشدیم؟ این حرف دست به دست می‌گشت، دهان به دهان، در خانه‌ها، در مجالس، وعدۀ خدا چه شد؟ نکنند همۀ وعده‌های خدا اینگونه باشد؟ نکند آیین مسلمانی ضعیف است؟

این آیه ماجرای جنگ اُحد را تحلیل می کند:

می فرماید:

آیۀ 152 : «وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ ۖ حَتَّىٰ إِذَا فَشِلْتُمْ وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَعَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ ۚ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ ۚ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ ۖ وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ ۗ وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ»

«وَلَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ» خداوند وعده‌اش را راست انجام داد. «إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ» آن هنگام که به اذن پروردگار، شما حس دشمن را گرفتید در آغاز جنگ، دشمن را متلاشی کردید، پیروز شدید، «حَتَّىٰ» تا رسید به زمانی که «إِذَا فَشِلْتُمْ» سست شدید، شل شدید. «وَتَنَازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ»، پنجاه نفر مأموریت داشتند که شکاف کوه را حراست و حفاظت کنند. بین آن ۵۰ نفر اختلاف افتاد. چهل و چند نفر متخلف، آن منطقه را رها کردند و برای جمع‌آوری غنائم آمدند. فقط 6-7 نفر ماندند، که آن‌ها هم به شهادت رسیدند.

«تَنَازَعْتُمْ»، دلایل شکست در خود شما است. شما آن قوت و اقتدار خودتان را از دست دادید. شل شدید. بینتان اختلاف افتاد. «وَعَصَيْتُمْ» شما از فرمان فرمانده –که یا پیامبر و یا فرماندۀ آن ۵۰ نفر بوده است– نافرمانی کردید. دلایل شکست این‌‌ها است.

«مِنْ بَعْدِ مَا أَرَاكُمْ مَا تُحِبُّونَ» بعد از اینکه خداوند پیروزی را به شما نشان داد، شما شاهد پیروزیتان بودید، خودتان کوتاهی کردید. تلاش و استقامت کردید، پیروزی را به دست آوردید، اما همت نکردید که این پیروزی را نگه دارید. به دست آوردن پیروزی یک حرف است، نگه داشتن انقلاب و پیروزی یک حرف دیگر است.

«مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيَا» بعضی از شما دنبال دنیا هستید. همان‌هایی که دنبال غنائم رفتند، «وَمِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ» و بعضی از شما دنبال آخرت هستند. «ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ» حالا که شما کوتاهی کردید، شل شدید، بین شما اختلاف افتاد، دنبال دنیاطلبی رفتید، خدا هم پیروزی را از شما گرداند و به شکست تبدیل کرد. «لِيَبْتَلِيَكُمْ» تا بیازماید شما را، «وَلَقَدْ عَفَا عَنْكُمْ» البته خداوند بخشید شما را از روی رحمتش، «وَاللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ» و خداوند نسبت به مؤمنان لطف و فضل دارد.

آیۀ 153 : «إِذْ تُصْعِدُونَ وَلَا تَلْوُونَ عَلَىٰ أَحَدٍ وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ فَأَثَابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِكَيْلَا تَحْزَنُوا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ وَلَا مَا أَصَابَكُمْ ۗ وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ»

یک صحنۀ دیگر؛

«إِذْ تُصْعِدُونَ وَلَا تَلْوُونَ عَلَىٰ أَحَدٍ»، به خود بیایید! یادتان نرود! آن هنگام که دشمن هجوم آورد و شما فرار کردید. به کجا فرار کردید؟ به کوهها! اصلاً یاد بقیۀ دوستانتان نبودید. به فکر برادرانتان نبودید. یاد پیغمبر نبودید. فقط به فکر جان خودتان بودید. «إِذْ تُصْعِدُونَ» از کوه بالا می‌رفتید و فرار می‌کردید و توجه نداشتید به کس دیگری …

«وَالرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ فِي أُخْرَاكُمْ» پیامبر هم پشت سر شما صدا می‌زند شما را. من پیغمبر هستم؛ مسلمان‌ها، رزمندگان اسلام! اینجا بود که به خاطر این کوتاهی‌های شما، دنیاطلبی، اختلاف، سستی، «فَأَثَابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ» خداوند اندوهی روی اندوهی برای شما آورد. یک اندوه شکست در اُحد، و یک اندوه دیگر از دست دادن برادران و عزیزانمان. یک اندوه ترس از حملۀ دوباره … خداوند اندوه روی اندوهی آورد. این‌ها دستاورد کارهای خودتان است.

«لِكَيْلَا تَحْزَنُوا عَلَىٰ مَا فَاتَكُمْ» تا غصه نخورید برای چیزی که از دست دادید. «وَلَا مَا أَصَابَكُمْ» غصه نخورید برای مصائبی که به شما رسید. بروید دلیل آن را کشف کنید. دلیل آن در خودتان است. اگر جبران کنید، خداوند دوباره رحمت و نصرت خود را به شما برمی‌گرداند. «وَاللَّهُ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ» و خداوند آگاه است نسبت به آنچه انجام می‌دهید.

خدا قسمت کند به مدینه و به بازدید شهدای اُحد برویم. آنجا از نزدیک این صحنه‌ها را ببینیم. صحنه‌هایی که برای تاریخ اسلام تا روز قیامت عبرت آمیز است. «سنت خدا» نصرت است. اما زمینۀ نزول نصرت و رحمت را باید خودمان با همدلی، مقاومت، ایستادگی، فرمانبری و با اطاعت فراهم کنیم. این نکته‌ها رازهای نزول رحمت و نصرت خدا است.

(شرح صفحه 69 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 68 قرآن کریم

رسالت مسلمین در غیاب پیامبر (ص) شرح صفحه 68 قرآن کریم

شرح صفحه 68 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 148-141 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

جنگ –کشتن، کشته شدن، اسارت، جراحت، کسادی …– مورد ناخوشایندی است. اما از نگاه دیگر و با دقت درمی‌یابیم که میدان جنگ، میدان پرورش و تربیت انسان‌ها و تجدیدنظر در زندگی‌ها است. درست است که جنگ اُحد با شکست تمام شد؛ ولی برکات زیادی داشت. اولین آیۀ این صفحه، دربارۀ یکی از برکات جنگ اُحد است.

می‌فرماید:

 

سوره آل عمرانصفحۀ 68 قرآن کریم

سورۀ مبارکه آل‌عمران

آیات 148-141

آیۀ 141 : «وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ»

«وَلِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا» در این جنگ، خداوند، عیب‌ها و گناهان مؤمنان را پاک کرد. «تَمحِیص» یعنی پاک کردن از عیب. «وَيَمْحَقَ الْكَافِرِينَ» و به تدریج زمینۀ نابودی کافران را فراهم کرد. درست است که در جنگ اُحد، کافران شکست نخوردند. اما همین جنگ بود که زمینۀ جنگ خندق را فراهم کرد.

شامگاه جنگ ‌اُحد است. همه غم زده و ناراحت هستند. شهدا را به خاک سپردند. همۀ خانواده‌ها عزادار هستند. همۀ روحیه‌ها ضعیف است. این آیه می‌فرماید: فکر نکنید امت‌های قبلی که توانستند قله‌های کمال را تسخیر کنند، به راحتی این کار را کردند.

آیۀ 142 : «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ»

«أَمْ حَسِبْتُمْ» آیا می‌پندارید «أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ» که به بهشت وارد می‌شوید، «وَلَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جَاهَدُوا مِنْكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِينَ» بدون اینکه خداوند مشخص کند که مجاهدان و صابران چه کسانی هستند… همه در ادعا می‌گویند که ما مجاهد، مؤمن و متّقی هستیم، اما در عمل است که روشن می‌شود مجاهد کیست؟، فراری کیست؟، ترسو کیست؟، شجاع کیست؟…

آیۀ 143 : «وَلَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ»

«وَلَقَدْ كُنْتُمْ تَمَنَّوْنَ الْمَوْتَ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَلْقَوْهُ» مسلمان‌ها! شما قبل از اینکه به اُحد بیایید، بسیاری از شما آرزوی شهادت می‌کردید، و هنوز به طور جدی با مرگ روبرو نشده بودید، اظهار می‌کردید که «ما طالب شهادت هستیم»! «فَقَدْ رَأَيْتُمُوهُ وَأَنْتُمْ تَنْظُرُونَ» اما در میدان جنگ به طور جدی، مرگ را با چشمانتان دیدید. این یک میدان امتحان هست؛ که انسان گاهی در حد اظهار کردن، موردی را بیان می‌کند، ولی در میدان واقعی می‌بیند که آن توان و آمادگی را ندارد، و باید خود را بازسازی کند…

آیۀ 144 : «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ۚ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ ۚ وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا ۗ وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ»

«وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ» و محمد صلی الله علیه و آله و سلم نیست مگر فرستادۀ خدا، «قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ» قبل از او هم رسولانی آمده‌ بودند. «أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ»، در گرماگرم جنگ اُحد، به چهرۀ پیامبر آسیبی وارد شد که باعث شد چهرۀ حضرت خونین شود. مَصعَب بن عمیر –که شباهت سیمایی زیادی با پیامبر داشت– به کمک آمد. مَصعَب کشته شد. دشمن هم گمان کرد که پیامبر اسلام را کشته است و فریاد زد که «قُتِلَ مُحَمَّدٌ صلی الله علیه و آله و سلم». این خبر باعث تضعیف روحیۀ رزمندگان اسلام و تقویت روحیۀ مشرکان شد.

آیه نازل شد؛ حال اگر پیامبر بمیرد یا کشته شود، شما از اسلام و از آیین الهی دست برمی‌دارید؟! خدا که کشته نشده است!! «أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ» اگر پیامبر بمیرد یا کشته شود، «انْقَلَبْتُمْ عَلَىٰ أَعْقَابِكُمْ» به پشت سر بر می‌گردید؟ از اسلام دست می‌کشید؟ «وَمَنْ يَنْقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ فَلَنْ يَضُرَّ اللَّهَ شَيْئًا» البته هر کسی به عقب برگردد به خدا ضرر نمی‌رساند، به خودش سیلی زده است. «وَسَيَجْزِي اللَّهُ الشَّاكِرِينَ» و خداوند به زودی پاداش می‌دهد به استقامت کنندگانِ در جنگ اُحد، که ایستادگی کردند و نعمت خدا را –که اسلام بود– سپاسگزاری کردند.

آیۀ 145 : «وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتَابًا مُؤَجَّلًا ۗ وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا ۚ وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ»

«وَمَا كَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ كِتَابًا مُؤَجَّلًا»، یکی از پدیده‌های مهم جنگ، مسئلۀ ترس از مرگ است. می‌فرماید: مرگ دست خدا است. در یک کتابی، در یک نوشته‌ای، سرنوشت همه نوشته شده است، اینکه چه کسی، در چه زمانی و کجا از دنیا خواهد رفت! نمی‌شود از آن فرار کرد…

«وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الدُّنْيَا نُؤْتِهِ مِنْهَا» گفتیم در جنگ اُحد، بعضی دنبال غنائم بودند. این آیه می‌فرماید: و هر کس پاداش دنیایی می‌خواهد، مقداری از آن را به او می‌دهیم. اکثراً هم برای خدا و به خاطر اسلام به میدان مبارزه آمده بودند. «وَمَنْ يُرِدْ ثَوَابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْهَا» و هر کس ثواب و پاداش آخرت را می‌خواهد، از آن پاداش به او می‌دهیم، «وَسَنَجْزِي الشَّاكِرِينَ» و به زودی پاداش می‌دهیم به سپاس‌گویان، کسانی که قدر اسلام را دانستند و پای پرچم اسلام ایستادگی کردند.

ضمناً مسلمان‌ها! یک نگاهی به تاریخ بکنید؛ امت‌های قبل هم پرچم ادیان آسمانی را با خون، جانفشانی و فداکاری خودشان در اهتزاز نگه داشتند.

آیۀ 146 : «وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَمَا ضَعُفُوا وَمَا اسْتَكَانُوا ۗ وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ»

«وَكَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ» چه بسا پیامبرانی که «قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ» در رکاب آن‌ها جنگیدند خداباورانِ –رِبّی یعنی خدایی– بسیار، «فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ» در مقابل حوادثی که در راه خدا به آن‌‌ها وارد شد، احساس سستی نکردند. «وَمَا ضَعُفُوا» اعلام ناتوانی نکردند، «وَمَا اسْتَكَانُوا» تسلیم نشدند، «وَاللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ» و خداوند صابران را دوست می‌دارد.

آیۀ 147 : «وَمَا كَانَ قَوْلَهُمْ إِلَّا أَنْ قَالُوا رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِي أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ»

و سخن آن‌ها تنها این بود: پروردگارا! گناهان ما را بیامرز. به قول امروزی‌ها، فرافکنی نمی‌کردند که این شکست تقصیر خداست، یا شکست تقصیر پیامبر است. به خودشان برگرداندند. پروردگارا! گناهان ما را بیامرز و افراط ها و اسراف‌های ما را و اینکه ما به دنیا طمع کردیم را بیامرز. «وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا» و گام‌های ما را استوار بدار «وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ» و نصرت بده به ما در برابر کافران.

آیۀ 148 : «فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ ۗ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»

«فَآتَاهُمُ اللَّهُ ثَوَابَ الدُّنْيَا» و در برابر، خداوند پاداش دنیا را به آن‌ها داد «وَحُسْنَ ثَوَابِ الْآخِرَةِ» و بهترین پاداش آخرت را، «وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد.

در ظاهر جنگ اُحد تلخ بود. اما درس‌های شیرینی داشت؛ حتی بعضی از مفسران در حدیثی گفته‌اند که در خواب پیامبر را دیدند که شما دوست می‌داشتی در اُحد رزمندگان پیروز شوند یا شکست بخورند؟ وقتی حضرت دستاوردهای شکست را در کنار پیروزی می‌گذاشت، آن پیروزی به شکست متمایل بود. گاهی در شکست‌ها، شیرینی‌هایی است که انسان در آینده متوجه آن‌ها می‌شود.

(شرح صفحه 68 قرآن کریم)

در اینجا دعا می‌کنیم برای همۀ عزیزانی که در طی سال‌های دفاع مقدس، جانفشانی کردند، از روی اخلاص جان، جوان و هستی خودشان را دادند، و ما مدیون آن‌ها هستیم…

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 67 قرآن کریم

مسابقه در خوبی‌ها (شرح صفحه 67 قرآن)

شرح صفحه 67 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 140-133 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

«مسابقه» یکی از ابزارهای رشد است. در قرآن کلمۀ «مسابقه»، «مسارعه» و «تنافس» آمده است. طبع انسان راحتی را دوست دارد. دوست دارد در یک جا بخوابد، برایش غذا بیاورند، استراحت کند و فیلم سینمایی ببیند. اما اگر بخواهد کار و کوششی بکند، باید هیجان و رقابتی باشد، جوایزی اعلام شود، تا انسان از این فرصت جوانی، سلامتی، نشاط و انرژی بهره‌برداری کند.

قرآن کریم این کار را کرده است. می‌فرماید:

 

سوره آل عمرانصفحۀ 67 قرآن کریم

سورۀ مبارکه آل‌عمران

آیات 140-133

آیۀ 133 : «وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ»

«وَسَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ» و سرعت بگیرید به سوی مغفرتی از جانب پروردگارتان. مسابقه بگذارید، جایزۀ این مسابقه چیست؟ «وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ» مسابقه بگذارید به سوی بهشتی که -«عَرْضُ» یعنی وسعت- وسعت آن بهشت، به اندازۀ آسمان‌ها و زمین است. در حدیثی بیان شده که کوچکترین خانۀ بهشتیان به اندازه‌ای است که او می‌تواند تمامی ‌اهل بهشت را در خانۀ خود مهمان کند. یک چنین جایزه‌ای آماده شده است. سبقت بگیرید. «أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ» بهشت آماده شده برای پرهیزکاران.

آقا..! پرهیزکاران چه کسانی هستند؟

توضیح می‌دهد:

آیۀ 134 : «الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ ۗ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»

«الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ» آنان که انفاق می‌کنند در هنگامی‌که وسعت دارند، دارایی و امکان دارند، «وَالضَّرَّاءِ» زمانی که تنگدست و پریشان هستند، ولی همچنان به فکر دیگرانند، و این روحیۀ نوع دوستی در آن‌ها فوران می‌کند. «وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ» و به هنگام خشم، خشم خود را فرو می‌برند. اینان متّقی هستند. او دهان خود را باز نمی‌کند و هر آنچه از دهانش بیرون آمد را نمی‌گوید! بسیاری از جرم‌ها و جنایت‌ها مال همین خشم است. چون خشم را کنترل نمی‌کند، به قتل می‌انجامد، به جدایی و فتنه می‌انجامد! «وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ» و آنان که از مردم عفو و گذشت می‌کنند، «وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ» و خداوند نیکوکاران را دوست می‌دارد.

مناسب است در اینجا خاطره‌ای یک دقیقه‌ای از امام زین العابدین علیه السلام را بیان کنیم. کسی مشغول آب ریختن بر روی دستان امام زین العابدین علیه السلام بود که حضرت دستانش را بشوید. آن شخص بی‌توجهی کرد و ظرف آب به پیشانی امام برخورد کرد و خون جاری شد. حضرت خشمگین شد. او این آیه را خواند: «وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ»، امام فرمود: بسیار خوب، خشمم را فرو بردم. او ادامه‌اش را خواند: «وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ»، حضرت فرمود: بسیار خوب، بخشیدم. سپس ادامۀ آن را خواند: «وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ». این یعنی تحت تأثیر آیات قرار گرفتن! اینطور نباشد که فقط آیات را برای ثواب آن‌ها بخوانیم؛ باید آیه‌ها در رفتارمان ورود پیدا کند.

آیۀ 135 : «وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَىٰ مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ»

«وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً» متّقین کسانی هستند که وقتی کار زشتی انجام می‌‌دهند؛ آیا ممکن است متُقی هم کار زشت انجام بدهد؟ بله. انسان است و تحت تأثیر شهوت، طمع و غضب قرار می‌‌گیرد. اما فرقش با دیگران این است: «أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» یا یک گناه کوچکی انجام می‌دهد، به خودش بد می‌کند، «ذَكَرُوا اللَّهَ» خیلی زود خدا را یاد می‌‌کند. «فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ» از گناهانشان توبه می‌‌کنند و طلب آمرزش می‌کنند. پروردگارا! اشتباه کردم، بد کردم، تو مرا ببخش…

«وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ» و کیست جز خدا که گناهان را بیامرزد؟! البته «وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَىٰ مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ» و متّقین کسانی هستند که آگاهانه گناه را تکرار نمی‌کنند. مکرر گناه کند و بعد توبه کند، دوباره گناه کند و بعد توبه کند. نه…، متّقین اینطور نیستند. آن‌ها با آگاهی، اصرار بر گناه نمی‌کنند…

آیۀ 136 : «أُولَٰئِكَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا ۚ وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ»

«أُولَٰئِكَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ» پاداش کسانی که توصیف کردیم: انفاق می‌کنند در حالت خوشی و ناخوشی، خشم خودشان را فرو می‌برند، عفو و گذشت دارند، اهل نیکوکاری هستند، به گناه می‌رسند زود توبه می‌کنند؛ پاداش این افراد چیست؟ مغفرتی از جانب پروردگارشان و بهشت‌هایی که از زیر درختانش نهرها جاری است.

امروزه گاهی که آب قطع می‌شود، همه عصبانی می‌شوند و می‌گویند: آقا! آب قطع شده، اعصابم خورد است. در بهشت آب قطع نمی‌شود. «وَجَنَّاتٌ تَجْرِي» و همیشه آب جاری است. «مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ» از زیر درختانش، نهرها جاری است. «خَالِدِينَ فِيهَا» همیشه و مستمراً وجود دارد، «وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ» و پاداش عمل کنندگان چه خوب است!

آیۀ 137 : «قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ»

«قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِكُمْ سُنَنٌ» مسلمان‌ها! قبل از شما سنت‌ها، آداب و رسومی ‌بوده است. «فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ» سفر کنید، گردش کنید در زمین، «فَانْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ» دقت، مطالعه و بررسی کنید که سرنوشت «الْمُكَذِّبِينَ» کسانی که می‌گفتند خدا، اسلام، قرآن و امام حسین دروغ است، به کجا رسیده است!

این آیه به ما می‌گوید که گردشگری باید «هدفمند» باشد. هزینۀ زیادی می‌شود که ملت بیایند و کاخ شاه را ببینند، پس باید در آنجا نظاماتی برقرار باشد، جزوه‌هایی که در آن به معرفی شاه، سرنوشت، و آخر و عاقبت او پرداخته است، پخش شود. اینطور نباشد که مردم بیایند و بگو و بخند کنند، یک پولی هم بدهند و بروند. نه…، گردشگری باید هدفمند باشد.

آیۀ 138 : «هَٰذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ»

««هَٰذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ» این آیه ها بیانی است، روشنگری است برای مردم. «وَهُدًى» راهنمایی است برای مردم، «وَمَوْعِظَةٌ» و پند و اندرز است «لِلْمُتَّقِينَ» برای پرهیزکاران. چون قرآن برای همه هدایت است، اما کسانی که بهره برداری می‌کنند، متّقین هستند.

از این آیه به بعد، دو مرتبه ادامۀ گزارش جنگ اُحد بیان می‌شود. جنگ اُحد به شامگاه رسیده است، پیامبر غصه دار است، اشک می‌ریزد، پیکر شهدا را به خاک می‌سپارند، ولی مأموریت دارد که روحیۀ مسلمان ها و لشکر اسلام را حفظ کند.

ما هشت سال در کشورمان جنگ داشتیم. طبیعتاً در بعضی از جنگ‌ها هم به دلایلی شکست می‌خوردیم. «فرماندۀ لایق» فرمانده‌ای بود که اگر در گردانی ۳۰۰ نفر می‌رفتند و 60 نفر می‌ماندند، به این 60 نفر روحیه بدهد -خود من در عملیات بیت‌المقدس حضور داشتم. در آن گردانی که بودیم، کمتر از ۶۰ نفر باقی مانده بود، فرمانده هم به شهادت رسید. اما فرماندۀ نفر دوم آمد و روحیه می‌داد-.

در این آیه، پیامبر از جانب خداوند روحیه می‌دهد.

آیۀ 139 : «وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ»

«وَلَا تَهِنُوا» سست نشوید لشکریان اسلام!، «وَلَا تَحْزَنُوا» اندوهگین نباشید. «وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ» اگر ایمان داشته باشید شما برتر هستید. شما سرور هستید. یعنی از این به بعد هم اگر سروری و پیروزی می‌خواهید، بدانید که در سایۀ ایمان است. ایمان‌هایتان را تقویت کنید.

ضمناً؛

آیۀ 140 : «إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ ۚ وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَيَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدَاءَ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ»

«إِنْ يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ» اگر آسیبی، زخمی، جراحتی به شما رسید در جنگ اُحد، «فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِثْلُهُ» مثل همین ضربه را -لشکر مشرکین- در بدر خوردند. شما همه را در نظر بگیرید. فقط به شکست نگاه نکنید، پیروزی قبلی خودتان را هم محاسبه کنید…

«وَتِلْكَ الْأَيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ» این پیروزی‌ها و شکست‌ها، این موقعیت‌ها، بین مردم دست به دست می‌شود. چرا؟ «وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا» تا مؤمنان شناخته شوند. چه کسانی مرد ایمان هستند؟ چه کسانی راست می‌گویند؟ «وَيَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَدَاءَ» و قربانیانی -شهدا- تقدیم اسلام شوند. «وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ» و خداوند ستمکاران را دوست نمی‌دارد. (شرح صفحه 67 قرآن)

از خداوند می‌خواهیم که فهم و حالتی ‌به ما بدهد که انس با قرآن و دریافت پیام‌های آسمانی را برای ما لذت بخش کند تا در زندگی به کار ببریم. ان شاءالله…

خدانگهدار شما…

جلسه بعد

شرح صفحه 66 قرآن کریم

گزارش جنگ اُحد(صفحه 66 قرآن کریم)

شرح صفحه 66 قرآن کریم، سوره آل عمران آیات 132-122 از مجموعه دروس بر ساحل نور توسط حجت الاسلام سید جواد بهشتی را به صورت فیلم، صوت و متن پیاده شده تقدیم شما مخاطبان قرآنی می نمائیم.

دانلود فایل صوتی (صفحه 66 قرآن کریم)


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ

بیش از سیصد آیه در قرآن کریم، دربارۀ جنگ است. از همان آغاز عالم، جنگ بین حق و باطل بوده‌است و تا پایان هم خواهد بود. اساساً یک آزمونی برای ما طراحی شده که مشخص شود ما در کدام جبهه قرار داریم؟ به صرف ادعا که من مسلمان، مؤمن و متقی هستم، به جایی نمی‌رسیم، باید آن را واضح کنیم.

این صفحه‌ای که این جلسه بیان می‌کنیم، سرگذشت جنگ اُحد است.

جنگ اُحد دومین جنگ مسلمان‌ها است. در جنگ بدر، مسلمان‌ها با جمعیت کم، موقعیت نظامی‌ پایین‌تر و با سلاح خیلی اندک نسبت به مشرکین بودند، ولی به لطف خدا توانستند موفق شوند و حتی مشرکین هم ۷۰ کشته و تعدادی اسیر و مجروح دادند. پس از جنگ،مشرکین به مکه برگشتند. ابوسفیان هم گفت که خانم‌ها نباید بر کشته‌ها گریه کنند! ما باید این بغض را برای انتقام گرفتن، نگه داریم…

سال بعد، آن‌ها با پنج هزار نفر –سه هزار نفر سواره و دو هزار نفر پیاده– راهی مدینه شدند. پیامبر عزیز اسلام هم مسلمان‌ها را جمع و با آن‌ها مشورت کرد. عقیدۀ عده‌ای بر این بود که: چون جمعیت ما از آن‌ها کمتر است، در مدینه و در شهر بجنگیم. ضمناً ما به کوچه پس کوچه‌ها اشراف داریم و تاکنون پیش نیامده که کسی به مدینه هجوم ببرد و پیروز شود!

ولی یک عدۀ دیگر که بیشتر جوان‌ها و در رأس آن‌ها حمزه سید‌الشهدا بودند، گفتند: یا رسول الله! این برای ما ننگ است. در زمان قبل از اسلام که شما نبودید، باز هم ما حاضر نبودیم که در شهر بجنگیم. الان که شما هم آمده‌اید برای ما کسر شأن است. ما به میدان جنگ می‌رویم تا با دشمن سینه به سینه بجنگیم… پیامبر هم این گزینه را پسندیدند.

منافقین مخالف این گزینه بودند و به همین دلیل جمعیت خودشان را در بین راه برگرداند. اما پیامبر عزیز ما با هفتصد نفر راهی کوهستان اُحد شدند.

آیات از این نکته شروع می‌شود:

 

سوره آل عمرانصفحۀ 66 قرآن کریم

سورۀ مبارکه آل‌عمران

آیات 132-122

آیۀ 122 : «إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلَا وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا ۗ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ»

«إِذْ هَمَّتْ طَائِفَتَانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلَا» دو گردان در بین راه به طور ناگهانی تصمیم گرفتند که سست و منصرف شوند و برگردند. «وَاللَّهُ وَلِيُّهُمَا» اما خداوند آن‌ها را سرپرستی کرد و از این تصمیم منصرف شدند. با بازگشت منافقین، روحیۀ سایرین هم متأثر شده بود. «طَائِفَتَانِ» یعنی دو گردان، دو گروه. دو گروه تصمیم گرفتند که برگردند، اما خداوند به آن‌ها لطف کرد و بالاخره به جبهه آمدند. «وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» و مؤمنان بر خدا باید توکل کنند.

متأسفانه مسلمان‌ها در جنگ اُحد –به دلایلی که در صفحات بعد خداوند برای ما بیان خواهد کرد– شکست خوردند. در حالیکه روحیه خود را از دست داده بودند و همچنین بهترین عزیزانشان کشته شده بود، این آیه نازل شد:

آیۀ 123 : «وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ ۖ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»

«وَلَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ» مسلمان‌ها! خداوند شما را در بدر نصرت و کمک کرد. «وَأَنْتُمْ أَذِلَّةٌ» شما در بدر ناتوان بودید. جمعیت کمی‌بودید. سلاح کمی ‌داشتید ولی خداوند کمک کرد. «فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» از مخالفت فرمان خدا و رسول، بپرهیزید. امید است که شکرگزار باشد.

آیۀ 124 : «إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلَاثَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُنْزَلِينَ»

«إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ» ای پیامبر! یاد کن آن هنگامی را که به مؤمنان در بدر گفتی «أَلَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلَاثَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُنْزَلِينَ» آیا برای شما کافی نیست که سه هزار فرشته از آسمان به کمک شما بیایند؟!

آیۀ 125 : «بَلَىٰ ۚ إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَيَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَٰذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ»

«بَلَىٰ ۚ إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا» آری! اگر الان هم در اُحد استقامت بورزید و تقوا پیشه کنید، «وَيَأْتُوكُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَٰذَا» و دشمن هم به سرعت برسد پیش شما، «يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُسَوِّمِينَ» این بار به جای سه هزار تا، پنج هزار فرشتۀ نشان‌دار، –«مُسَوِّمِينَ» به قول امروزی‌ها یعنی برنددار–، خداوند به کمک شما می‌فرستد. شما مؤمن هستید، به فرشته‌ها و خداوند اعتقاد دارید، نترسید…

البته نصرت برای خداست. نقش فرشته‌ها چه بود؟

آیۀ 126 : «وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَىٰ لَكُمْ وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ ۗ وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ»

«وَمَا جَعَلَهُ اللَّهُ إِلَّا بُشْرَىٰ لَكُمْ» فرشته‌ها روحیه می‌دادند به شما، «وَلِتَطْمَئِنَّ قُلُوبُكُمْ بِهِ» دل‌های شما را آرام می‌کردند. اما نصرت و پیروزی برای خداست. «وَمَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ» و نیست پیروزی مگر از جانب خدای قدرتمند حکیم.

مشرکین بعد از شکست مسلمان‌ها، در مدت زمان کوتاهی به سمت مکه برگشتند. اما وسط جاده ایستادند و تأملّی کردند و گفتند: چرا مسلمان‌ها را ریشه‌کن و تارومار نکردیم؟ الان هم دیر نشده است، برگردیم و ریشۀ مسلمانی را جا بِکَنیم و اگر هم پیامبرشان کشته نشده بود، او را هم بکُشیم. پس دوباره به سمت مدینه برگشتند.

این خبر به مدینه هم رسید، حالا در مدینه هم همه عزادار و مجروح‌ها در حال مداوا هستند. پیامبر عزیز اسلام فرمود که همان گروه مجروحانی که با ما بودند آماده شوند، چون من با آن‌ها می‌روم، نفرات تازه نمی‌خواهم… خود همین باعث شد که مسلمان‌ها غروری پیدا کنند و مجدداً آمادگی مواجه با لشکر مشرکین را پیدا کردند.

می‌فرماید:

آیۀ 127 : «لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْ يَكْبِتَهُمْ فَيَنْقَلِبُوا خَائِبِينَ»

«لِيَقْطَعَ طَرَفًا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا» تا لشکر اسلام قطع کند –«طَرَفًا» یعنی گروهی– گروهی از لشکر کفار را، «أَوْ يَكْبِتَهُمْ» یا آن‌ها را باز دارد، تا به سمت مکّه «فَيَنْقَلِبُوا خَائِبِينَ» مأیوسانه برگردند. یکی از این دو کار –یا هدف– را تعقیب کنند.

پیامبر اسلام خیلی غصه می‌خورند و می‌گفتند که ما در بدر پیروز شدیم، ولی چرا اینجا عزیزانمان را از دست دادیم؟ بهترین عزیزان مانند «حمزه»، «حنظله»، «مصعب» و هفتاد و چند شهید از بین ما رفتند. سپس خداوند به پیغمبر خطاب می‌فرماید که کار دست تو نیست.

آیۀ 128 : «لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ أَوْ يُعَذِّبَهُمْ فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ»

«لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ»کاری دست تو نیست. سرنوشت انسان‌ها دست خودشان است. آن‌ها خود –مؤمنان، منافقان و مشرکان– انتخاب می‌کنند؛ پس پیامبر چه جایگاهی دارد؟ «أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ» خداوند اگر بخواهد توبۀ آن‌ها را قبول می‌کند. کسانی که در اُحد تخلف کردند، یعنی آن پنجاه نفری که باید آن گردنه و شکاف را حفاظت می‌کردند ولی به طمع غنائم آمدند و باعث شکست مسلمان‌ها در جنگ شدند، اگر خدا بخواهد آن‌ها را می‌بخشد و توبۀ آن‌ها را قبول می‌کند. «أَوْ يُعَذِّبَهُمْ» اگر هم بخواهد آن‌ها را کیفر می‌دهد، عذاب می‌کند، «فَإِنَّهُمْ ظَالِمُونَ» آن‌ها ظلم کردند. ولی دست خداست. وظیفۀ پیامبر رساندن پیام، هدایت مردم، بشارت و انذار است.

آیۀ 129 : «وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ۚ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ»

«وَلِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» آنچه در آسمآن‌ها و زمین است، برای خداست. «يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ» ، به طور عمومی و به جز این جنگ، ‌خداوند هر کس را که بخواهد می‌آمرزد. «وَيُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ» هر که را بخواهد کیفر می‌دهد، «وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ» و خداوند آمرزندۀ مهربان است.

این نکته نیز جالب است که وسط گزارش مسائل جنگ، پنج–شش آیه دربارۀ مسائل اقتصادی –مثل ربا– آمده است. چرا؟

در این مورد مفسران توقف زیادی کرده‌اند که ارتباط این آیات چیست؟ بعضی گفته‌اند «دأب» قرآن این است. ناگهان از یک موضوعی به یک موضوع دیگر ما را منتقل می‌کند، تا بدانیم که فکر ما باید به موضوعات متنوعی مشغول باشد. بعضی هم گفته‌اند که شاید ارتباط آن این باشد که در روزگار جنگ، بعضی به فکر پول جمع کردن هستند. مردم، جوانان خود را به جبهه فرستاده‌اند ولی این آقا مشغول ربا خوردن است؛ او می‌داند که پول کم و درآمدها کم است، شغل‌ها کساد است، ولی مشغول رباخوری است.

آیات زیر دربارۀ ربا است:

آیۀ 130 : «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَةً ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ»

«يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا» ای کسانی که ایمان آورده‌اید!، «لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا أَضْعَافًا مُضَاعَفَةً» ربا نخورید چندین و چند برابر، «وَاتَّقُوا اللَّهَ» بترسید از خدا، «لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» امید است که رستگار شوید.

آیۀ 131 : «وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ»

بپرهیزید از آتشی که آماده شده برای کافران، یعنی پایانِ ربا آتش جهنم است.

آیۀ 132 : «وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَالرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ»

«وَأَطِيعُوا اللَّهَ» از خداوند اطاعت کنید، «وَالرَّسُولَ» از رسول اطاعت کنید، «لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» باشد که مورد رحمت پروردگار قرار گیرید…

در این صفحات، نکات زیادی وجود دارد. با این وجود ما به اندازۀ همین زمان «ده دقیقه» سعی کردیم مواردی را که می‌دانیم، بیان کنیم.(صفحه 66 قرآن کریم)

خدانگهدار شما…

جلسه بعد